پر بازدیدترین مطالب

«ریچ‌کیدها» از جان مردم چه می‌خواهند؟!/ «بانیان وضع موجود» خواستار تحمل فشار از سوی مردم شدند!

 

 

انتقاد رئیس روابط عمومی شورای شهر از حکم فیلترینگ روحانی: ادامه این روند به هیچ وجه به صلاح سیستم نیست!

 

سخن آشنا - «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. ۷:۳۰ هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

 

*** 

 

«ریچ‌کیدها» از جان مردم چه می‌خواهند؟!

یک رسانه غربی به تازگی در گزارشی با عنوان «شاید بچه‌پولدارها بتوانند توضیح بدهند چرا مردم شورش می‌کنند؟!» به ماجرایی تحت عنوان «ریچ‌کیدز» پرداخته است.

 

 در بخشی از این گزارش که پیرامون فعالیت صفحاتی در فضای مجازی با محتوای لاکچری و تفریحات پولدارها نوشته شده است، در اشاره به ناآرامی‌های اخیر در تهران و چند شهر دیگر می‌خوانیم: 

 

برای پیدا کردن منشأ خشم معترضان فقط باید به اینستاگرام نگاه کرد. "اختلاف درآمد میان فقیر و غنی" که انعکاس آن را می‌توان در صفحات معروف به بچه پولدارها دید. آنها عکس‌های خود که به میزان زیادی دیده می‌شود را در حالی منتشر می‌کنند که در کنار استخر و یا وسائل لوکس خود هستند... آنها ثروت و حتی ژست خود را به رخ می‌کشند. آنهم در فرایندی کاملا مخالف با سیاست‌های نظام دینی ایران. 

 

در ادامه این گزارش آمده است: بچه پولدارها در برخی تصاویر خود در حال خوردن مشروب هستند و این در حالی است که در ایران اگر زنان بدون روسری در خیابان باشند و یا مردان مشروبات الکلی تهیه کنند؛ به زندان محکوم می‌شوند.

 

در بخش دیگری از این گزارش با تأکید بر اینکه اختلاف میان فقیر و غنی در ایران زیاد است! می‌خوانیم: به نظر می‌رسد برخی گشایش‌هایی که پس از برجام برای ایران ایجاد شده است؛ به جیب ثروتمندان رفته است نه به سمت کسانی که دچار مشکلات اقتصادی هستند. 

 

گزارش یاد شده در پایان به نقل از مصاحبه مشاور سابق باراک اوباما با وال‌استریت‌ژورنال می‌نویسد: دولت ایران قول‌های زیادی –درباره برجام- داده است اما نتایج معامله در حد انتظار نبوده است. 

 

*درباره گزارش مذکور گفتنی‌های جالبی وجود دارد... 

 

نویسندگان غربی این گزارش از طرفی نمی‌دانسته‌اند که مقولاتی مثل استخر رفتن و یا لباس‌های متنوع پوشیدن امروز در ایران به عمومیت رسیده است و شهروندی ایرانی که به استخر می‌رود و یا لباس جدید می‌پوشد احساس این را ندارد که به یک ثروتمند تمام عیار تبدیل شده است. 

 

از سمت دیگر، غربی‌ها نمی‌دانند که ایرانیان در فرهنگ خود مفهومی تحت عنوان «نوکیسه» هم دارند که به آدم‌هایی اطلاق می‌شود که قصد تفرعن و تبختر ولو با یک خوردنی معمولی را هم دارند و همواره اهل شوآف کردن یا همان پز دادن با هر چیز کوچک یا بزرگی هستند. 

 

این قبیل آدم‌ها در جامعه ایرانی به هیچ وجه انسان‌های مورد احترامی نیستند و بر خلاف تحلیل نویسندگان گزارش مذکور؛ جامعه ایرانی هیچگاه این آدم‌ها را جدی نگرفته است. 

 

همانطور که در صدر تحلیل توضیح داده شد، امروز و در کشور ایران، مقولاتی مثل مسافرت، استخر رفتن، آبمیوه خوردن، باغ وحش رفتن و شنای دریا بخشی از زندگی عموم مردم هستند اگرچه هنوز هم کسانی با مشکلات معیشتی مواجه‌اند. 

 

اما علیرغم این همه‌گیری و شیوع تفریحات عمومی، رفتارهای انسان‌های نوکیسه و تازه به دوران رسیده سبب‌ساز ایجاد نوعی حسّ مقایسه در برخی بینندگان کم‌اطلاع از این رفتارها می‌شود.

 

مقایسه‌ای که اگرچه پایه عقلانی ندارد و بسا که بیننده خود در سطحی بالاتر و کم‌دردسرتر از رفاه نسبت به ریچ‌کیدها باشد اما به هر روی می‌تواند زمینه برخی مقایسه‌های ناروایی را ایجاد کند که همانطور که می‌بینیم دشمن هم برای استفاده از آن در کمین نشسته است.

 

***

انتقاد رئیس روابط عمومی شورای شهر از حکم فیلترینگ روحانی!

 

حسین نقاشی، رئیس روابط عمومی شورای شهر تهران و عضو حزب اتحاد ملت به تازگی در مصاحبه با ایسنا گفته است: به واسطه اتفاقات سیاسی یا اجتماعی، فارغ از اینکه آیا این روند درست است یا خیر؟ برخی نهادها مثل «شورایعالی امنیت ملی» دستور فیلتر شبکه‌های اجتماعی را داده‌اند، اما زمانیکه این کار منجر به ایجاد یک رویه ثابت شود، نارضایتی‌های زیادی را به همراه خواهد داشت.

 

او می‌افزاید: در هفته‌های گذشته به دلیل اعتراضات مردمی و اتفاقات پس از آن محدودیت‌هایی برای شبکه‌های مجازی ایجاد شد و تلگرام که یک شبکه محبوب میان ایرانیان بود فیلتر شد. ادامه این روند به هیچ وجه به صلاح سیستم سیاسی و اعتماد میان حاکمیت و مردم نیست و به این اعتماد خدشه وارد می‌کند.

 

این فعال اصلاح‌طلب تصریح کرده است: همیشگی کردن فیلترینگ آثار و تبعات منفی برای نظام سیاسی و دولت ـ ملت به همراه دارد.[۱]

 

*نقاشی در حالی این انتقادات را مطرح کرده است که شبکه تلگرام با دستور شورایعالی امنیت ملی که ریاست آنرا رئیس‌جمهور روحانی بر عهده دارد، فیلتر شده است.

برخی معتقدند نظیر این انتقادات چپ‌ها بعنوان حامیان روحانی که ولو یک مورد هم در ایام دولت یازدهم بیان نمی‌شد؛ امروز صرفاً به این دلیل بیان می‌شود که اصلاح‌طلبان قصد عبور از آقای روحانی را دارند و برای همین دیگر نیازی به تحفّظ احساس نمی‌کنند.

 

***

«بانیان وضع موجود» خواستار تحمل فشار از سوی مردم شدند!

عیسی کلانتری، معاون رئیس‌جمهور روحانی و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، به تازگی در بخشی از یک گفت‌وگو با سایت جماران اظهار کرده است:

«واقعاً سوخت را با این قیمت عرضه کردن درست نیست. اشتباهی که دولت یازدهم در این زمینه کرد این بود که به تدریج قیمت سوخت را در این چند سال افزایش نداد. به نظر من این موضوع از اشتباهاتی خواهد بود که در آینده ضرر آن را خواهیم دید. صرف این که به مردم فشار می‌آید نمی توان تصمیم درست را عقب انداخت. چرا که این کار باعث کاهش سرمایه گذاری، و کاهش سرمایه گذاری باعث عدم ایجاد اشتغال می شود و باز دود این موضوع به چشم مردم می رود. برای پیشرفت باید مقداری هم مردم فشار را تحمل کنند و بیشتر کار کنند.[۲]

 

*قبل از کلانتری، علی ربیعی، وزیر کار، رفاه و تعاون اجتماعی نیز طی اظهاراتی در تلویزیون با کنایه به نام وزارت رفاه از این گفته بود که ایران مثل آن کشور اروپایی است که دریا ندارد اما وزیر دریانوردی دارد!

او همچنین، مدتی قبل‌تر نیز در یک گفت‌وگوی تلویزیونی و در پاسخ به این سؤال که چرا با وجود اینکه بانک جهانی گفته است ایران «فقر مطلق» ندارد اما شما درباره وجود این مسئله در ایران صحبت کرده‌اید؛ گفته بود: فقر یک مفهوم ذهنی است...من تعبیری که خودم به کار می‌برم، می‌خواهم فقر شدید و فقر مطلق را تمییز کنم. این تعاریف قرارداد است.[۳]

 

 ما پیش از این و قبل از آغاز آشوب‌های اخیر در کشور ، در وبلاگ مشرق این سؤال را کراراً مطرح کردیم که چرا برخی مدیران دولت آقای روحانی، با اینکه خود مسبب‌الاسباب وضع موجود کشور هستند اما در ادبیات و مفاهیمی تندتر از اپوزسیون حتی به نقد اوضاع اقتصادی کشور مشغول‌اند و سخنانی آنچنان ناواقعی درباره وضعیت ایران اسلامی می‌گویند که مسلمان نشوند، کافر نبیند.[۴]

 

 اقتصاد ایران ته درّه است، هر خانه ایرانی ۳ بیکار تحصیلکرده دارد، شاخص‌های کشور غیر قابل قبول است، خزانه خالیست و... تنها بخشی از اظهاراتی که این مدیران دولتی است که مؤکداً طی سال‌ها و ماه‌های اخیر بیان کرده‌اند.

 

صدالبته هیچکس منکر وجود فشار و معضلاتی مثل بیکاری نیست که در تمام کشورهای جهان نیز وجود دارند اما فرق است میان مشکل و «القای بحران»!

 

ما هم با آقای کلانتری موافقیم که نمی‌توان عرضه سوخت را با قیمت‌های چند سال قبل ادامه داد و تأکید بر ثابت ماندن قیمت سوخت می‌تواند یک پیشنهاد پوپولیستی باشد.

 

 اما چه اصراری هست که از ادبیات بلشویکی استفاده شود و به مردم با کنایه بحران؛ اینطور گفته شود که فشار وجود دارد؟!

 

آقای کلانتری آیا می‌داند که فشار اقتصادی در سطحی که منظور ایشان القا می‌کند، مربوط می‌شود به کشورهایی مثل سومالی، سودان، میانمار و مصر که چند میلیون گرسنه‌ی آشکار دارند و همواره نیازمند کمک‌های بین‌المللی‌اند؟!

 

 و یا همینطور مثلا چرا محمدباقر نوبخت حاضر است به ناراست از این بگوید که ایران اسلامی ۷۲ میلیون بیکار دارد! اما حاضر نیست بگوید چند ده هزار شغل پیشنهادی وزارت کار بر زمین مانده است چون عموم ۱۲ درصد جمعیت بیکار ایران در شرایط بحرانی نیستند.

از طرف دیگر، اگرچه ملت نیز در کنار حکومت بایستی برخی فشارها را تحمل کند و یا این مسئله هم در دنیا یک امر پذیرفته شده است که رفاه بیشتر با کار بیشتر به ارمغان می‌آید؛ اما این سخنان هنگامی باید به مردم و آنهم با کمال احترام گفته شود؛ که مردم شاهد دولتی نباشند که اگرچه خودشان به آن رأی داده‌اند اما برخی مدیران این دولت حقوق نجومی دریافت می‌کردند و مورد تنبیه جدی هم از جانب رأس دولت قرار نگرفتند.

 

مردم ایران همانطور که فشار جنگ تحمیلی و فشار تحریم‌ها را تحمل کردند و خطر آنها را از سر گذراندند؛ سایر فشارها را نیز تحمل خواهند کرد اما آیا رواست که از مردم بخواهیم توهین‌ها و بددهنی‌های مشتی مدیر بازنشسته را هم تحمل کنند؟!

 

جان کلام آنست که اگر هم فشاری وجود دارد و اگر کسی باید برای رفاه بیشتر کار کند؛ در صدر این کلام دولت و مدیران آن قرار دارند که آنها هم باید در کنار مردم به تحمل فشار و کار بیشتر شهره باشند و البته اهل سیاه‌نمایی هم نباشند.

 

چیزی که در دولت آقای روحانی که با رأی مردم بر سر کار آمده است، شاهد کمرنگی آن هستیم.

 

***

1_ https://www.isna.ir/news/96102211378/

 

 2_ https://www.jamaran.ir/fa/tiny/news-832890

 

3_mshrgh.ir/817145

 

4_mshrgh.ir/810791

 

منبع:مشرق

مردم ایران از نظر آمریکایی‌ها

 

آمریکایی‌ها مفاهیم اساسی در ادبیات سیاسی، مانند حقوق بشر، آزادی، دموکراسی، استقلال، صلح، عدالت، امنیت، تروریسم و مردم را، با معیارهای خاص خود تعریف می‌کنند. بنابراین وقتی دولتمردان آمریکایی، خود را طرفدار صلح، ثبات، حقوق بشر، امنیت و مردم معرفی می‌کنند، باید به تعریف آنان از این واژه‌ها توجه شود.

 

سخن آشنا- در روزهای گذشته برخی از مقامات آمریکایی، صهیونیستی، اروپایی و سعودی، به طرق مختلف وانمود کردند، در کنار مردم ایران بوده و از خواسته‌های آنها حمایت می‌کنند. به تبع همین موضع‌گیری‌ها، رسانه‌های غربی، صهیونیستی و بعضاً عربی، خود را مدافع ملت ایران معرفی کرده، خواسته‌های آنان را برحق دانسته و مورد حمایت قرار دادند. با مشاهده این نوع حمایت‌ها از مردم ایران از سوی دولتمردان کشورهای مذکور اولین سؤالی که به ذهن خطور می‌کند، این است که از منظر آنان مردم ایران چه کسانی هستند؟

 

این سؤال هنگامی جدی‌تر و مهم‌تر جلوه می‌کند که، در این جمله آقای ترامپ تأمل ‌شود که چندی پیش، با صراحت ملت ایران را، تروریست معرفی کرد! همچنین در جمله چند سال پیش یکی از وزرای آمریکا که گفت: «ریشه ملت ایران را باید سوزاند!» پاسخ به پرسش مذکور دارای یک نوع ظرافت است. آمریکایی‌ها مفاهیم اساسی در ادبیات سیاسی، مانند حقوق بشر، آزادی، دموکراسی، استقلال، صلح، عدالت، امنیت، تروریسم و مردم را، با معیارهای خاص خود تعریف می‌کنند. بنابراین وقتی دولتمردان آمریکایی، خود را طرفدار صلح، ثبات، حقوق بشر، امنیت و مردم معرفی می‌کنند، باید به تعریف آنان از این واژه‌ها توجه شود.

 

 بر این اساس، با توجه به تعاریف آمریکایی‌ها از این مفاهیم، می‌توان هر یک از این واژه‌های کلیدی و اساسی در ادبیات سیاسی را از منظر آمریکایی‌ها به خوب و بد تقسیم کرد. برای نمونه از منظر آمریکایی‌ها، تروریسم خوب و تروریسم بد وجود دارد.

 

 از دیدگاه آمریکایی‌ها در هر کشوری، مردم به دو گروه خوب و بد تقسیم می‌شوند! آنگاه که ترامپ می‌گوید، مردم ایران تروریست هستند، به آن مردمی اشاره دارد که از منظر آمریکا بد هستند، اما هنگامی که ظرف 24 ساعت، سه بار از مردم ایران اعلام حمایت می‌کند، آن مردمی را مد نظر دارد که خوب هستند. مردم خوب از نظر آمریکایی‌هایی در ایران، کسانی هستند که حاضرند برای آمریکا مزدوری کرده و در مقابل نظام جمهوری اسلامی ایران و ارزش‌های انقلاب بایستند.

 

 مردم بد از نظر آمریکایی‌ها، کسانی هستند که بر روی هویت اسلامی، انقلابی و ملی خود پا فشرده، برای حفظ استقلال و عزت خود در برابر آمریکا و زیاده‌خواهی‌های سلطه‌گران می‌ایستند. بنابراین در ایران، آمریکا‌یی‌ها به دنبال حمایت و تقویت کسانی هستند که به هر دلیل و با انگیزه‌های گوناگون، برای بازگشت سلطه مجدد آمریکا به ایران، زمینه‌سازی کرده و در مقابل جمهوری اسلامی ایران قرار دارند.

 

با توجه به این معیار، اگر در یک شهری که چند صد هزار نفر جمعیت دارد، چند صد نفر به اغتشاش، آشوب و تخریب اموال عمومی روی آورند و شعارهای ساختارشکن سر دهند، از نظر آمریکایی‌ها این چند صد نفر مردم ایران هستند و باید مورد حمایت و پشتیبانی دولت آمریکا قرار بگیرند. آمریکا باید از طریق شورای امنیت و وضع تحریم‌های حقوق بشری علیه جمهوری اسلامی ایران، این قبیل افراد را مورد حمایت همه‌جانبه قرار دهد. اما اگر در همان شهر، در فردای آن اغتشاشات و ناآرامی‌ها صدها هزار نفر، دست به راه‌پیمایی و حمایت از نظام جمهوری اسلامی و ارزش‌های انقلاب بزنند، اینها مردم نبوده، بلکه طرفداران جمهوری اسلامی هستند! به عبارت دیگر، اینها همان مردم بدی هستند که باید تروریست نامیده شوند و ریشه آنها سوزانده شود.

 

 این رفتار آمریکایی‌ها ریشه در خلق و خوی استکباری آنان دارد. آمریکایی‌های مستکبر، در واقع کسانی هستند که در همه امور، منافع خود را معیار سنجش خوب‌ها و بدها، خیرها و شرها دانسته و بر اساس همین معیار و ملاک عمل می‌کنند. بنابراین اگر ملتی همانند ملت مظلوم یمن در مقابل آمریکا باشد، باید نابود شود؛ اما در نقطه مقابل اگر رژیم ظالمی چون آل‌سعود، تأمین‌کننده منافع آمریکا باشد، باید به طور همه‌جانبه مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد.

 

 منبع:پایگاه بصیرت

 

۹دی تجلی سرمایه‌ی اجتماعی جمهوری اسلامی

برخی معتقدند انقلاب اسلامی زمانی که اکثریت بی‌تفاوت بودند، با حضور اقلیت مُصر به وقوع پیوست و این الگوی خوبی برای مواجهه با جمهوری اسلامی است؛ 

سخن آشنا- موضوع سرمایه‌ی اجتماعی ارتباطات بین انسان‌هاست. سرمایه‌ی اجتماعی به روابط میان افراد می‌پردازد، نه به خود افراد. سرمایه‌ی اجتماعی در تلاش است یک ظرفیت ایجاد نماید؛ ظرفیتی که امکان همکاری در روابط بین انسانی را سرعت بخشد. جهت ایجاد چنین ظرفیتی، نیاز به برخی مفاهیم است. اولین و مهم‌ترین آن، اعتماد به یکدیگر است. اعتماد مفهوم اصلی مورد نیاز سرمایه‌ی اجتماعی و کاتالیزور کنش متقابل است. دومین مفهوم مهم نیز دارا بودن هدف مشترک است. هدف مشترک، هماهنگی بین کنش‌ها و ادامه‌دار بودن آن‌ها را موجب می‌شود. سرمایه‌ی اجتماعی با استفاده از این دو مفهوم اصلی، شبکه‌ای از افراد را ایجاد می‌کند که تعهد بیشتری نسبت به شبکه‌های ایجادشده توسط نهادهای رسمی، جهت حل مسائل اجتماعی از خود نشان می‌دهند.

 در ادبیات دینی خود مشاهده می‌کنیم که عناصر اصلی ساخت جامعه‌ی اسلامی را دو امر بیان می‌کنند. اگر محور جامعه‌ی اسلامی را ولایت معرفی می‌کنند، استحکام‌بخش در سطح جامعه‌ی اسلامی را نیز مسئله‌ی الفت و اخوت بیان می‌کنند. الفت و اخوت فراتر از کنش متقابل خالص است. اخوت، کنش متقابل مثبت است؛ دربردارنده‌ی اعتماد. از این دید، شاید بتوان اخوت را از جمله مباحث نزدیک به موضوع سرمایه‌ی اجتماعی دانست.

 ساخت سرمایه‌ی اجتماعی

 عواملی که از طریق آن‌ها می‌توان سرمایه‌ی اجتماعی را ایجاد نمود، به چهار دسته‌ی کلی تقسیم می‌شوند. دسته‌ی نخست شامل نهادهاست. نهاد به معنای سازمانی است که تولید هنجار فراگیر کرده و در پیروی از آن، اجبار (درونی یا بیرونی) وجود دارد. عرف، سنت، قانون و در نگاهی کلی‌تر، دولت و حکومت از وجوه بارز نهاد است. دسته‌ی دوم عوامل قومیتی است. روابط خویشاوندی و نژادی از جمله عوامل ایجاد سرمایه‌ی اجتماعی به‌شمار می‌روند. دسته‌ی سوم را می‌توان روایت‌های کلان نامید. روایت‌های کلانی که جامعه را در بر گرفته و به اعضای جامعه، شیوه‌ی نگاه به محیط اطراف را می‌آموزند؛ اموری مانند دین، ایدئولوژی، فرهنگ و تاریخ مشترک.

 دسته‌ی چهارم جنبش‌های اجتماعی است. تصور می‌شود سرمایه‌ی اجتماعی ایجادکننده‌ی جنبش‌های اجتماعی است. این تصور صحیحی است، اما همه‌ی واقع نیست. سرمایه‌ی اجتماعی یکی از ایجادکننده‌های جنبش‌های اجتماعی است. به‌صورت تجربی مشاهده شده که برخی از جنبش‌های اجتماعی می‌توانند با تولید سرمایه‌ی اجتماعی مبتنی بر کنش‌های متقابل رخ‌داده در درون، خود را نظام‌مند نموده و سرعت کنش و واکنش هدفمند خود را افزایش دهند.

 

معیارهای اندازه‌گیری سرمایه‌ی اجتماعی

 چگونه می‌توان سرمایه‌های اجتماعی موجود در یک جامعه را اندازه‌گیری نمود؟ البته سرمایه‌ی اجتماعی امری کیفی است و واژه‌ی اندازه‌گیری جهت تسهیل در بیان اتخاذ شده است. از جمله راه‌های این اندازه‌گیری را می‌توان تلاش برای یافتن مفاهیم اصلی سرمایه‌‌ی اجتماعی بیان نمود؛ یعنی وجود اعتماد در روابط بین انسان‌ها و هدف مشترک. راه دوم بررسی خروجی سرمایه‌‌ی اجتماعی است؛ یعنی مشارکت جمعی مبتنی بر خواست شخصی؛ مشارکت داوطلبانه بدون نفع شخصی مشخص. راه سوم بررسی فروع مورد نیاز برای ساخت سرمایه‌ی اجتماعی است، مانند عنصر آگاهی. راه چهارم نیز قدرت عوامل سازنده‌ی سرمایه‌ی اجتماعی و میزان امکان ساخت سرمایه‌ی اجتماعی توسط آن‌هاست. نگارنده جهت نتیجه‌گیری بهتر در این متن، از ترکیبی از راه‌های بیان‌شده بهره خواهد برد.

 

سرمایه‌ی اجتماعی انقلاب اسلامی

 آیا انقلاب اسلامی موفق به ایجاد سرمایه‌ی اجتماعی شد؟ به فرض مثبت بودن این پاسخ، گستردگی شبکه‌ی گروهی ایجادشده توسط سرمایه‌ی اجتماعی انقلاب اسلامی تا چه حد گسترده بود؟

 چنان‌که در این دو پرسش مشخص شده، ساخته شدن سرمایه‌ی اجتماعی توسط انقلاب اسلامی، موضوع اصلی این متن است. انقلاب اسلامی از جمله نتایج دسته‌ی سوم عوامل سازنده‌ی سرمایه‌ی اجتماعی، یعنی روایت‌های کلان است. انقلاب اسلامی تجمیع روایت‌های کلان با محوریت دین اسلام است. تجمیعی که در آن روایتی ابتدا سیاسی و در ثانی، انقلابی از دین ارائه می‌شود. در این روایت، سیاست جزئی از دین است و جدا نمودن عنصر سیاست از دین ناممکن است، مگر با تحریف دین.

 آمیختگی سیاست و دین نیز آمیختگی جالبی است. سیاست بخش خاصی از دین را شکل نمی‌دهد، بلکه تمام اسلام سیاست معرفی می‌شود. در این معرفی، نگاهی پرتویی به اسلام شده است. اسلام همچون خورشیدی است که آیات، روایات، سنن و هرآنچه از آن ساطع می‌شود، به‌شکل پرتوهایی بر جامعه می‌تابد. حال هریک از پرتوها را بستگی به اینکه با چه عینکی بنگریم (مانند عینک اقتصاد، فرهنگ، سیاست، مدیریت و...) می‌توان به رنگ‌های مختلفی مشاهده کرد. بی‌آنکه این رنگ‌ها با یکدیگر تضاد داشته باشند و یا روایت‌های متفاوتی از یکدیگر باشند. بر همین اساس است که توجه به جنبه‌هایی از اسلام بیشتر می‌شود که تا آن زمان اموری غیرسیاسی شمرده می‌شدند، مانند حجاب.

 

به این نکته باید توجه جدی داشت که نگاه پرتویی به دین با نگاه تکثرگرایانه به دین متفاوت است. نگاه پرتویی حقیقت را یک امر می‌داند و معتقد است مفاهیم نهفته در آن حقیقت بسیار بیشتر از درک امروزی بشر است. نگاه پرتویی به عمیق‌تر شدن مثلاً تفسیر از قرآن نظر دارد. عمقی که نفی‌کننده‌ی تفاسیر سطح نیست، بلکه درک بهتری از آن تفاسیر به ما می‌دهد، اما نگاه تکثرگرایانه، از اساس حقیقت را نسبی و متکثر می‌داند، نه امری واحد. در نگاه پرتویی، اصالت با متن، یعنی سخن خداوند است. اما در نگاه تکثرگرایانه، اصل درک مخاطب از متن است. حال هر درکی می‌خواهد باشد.

 اسلام سیاسی انقلابی نیز هست؛ یعنی در پی حفظ وضع موجود نیست، بلکه در پی بهتر نمودن و حتی دگرگونی وضع موجود است. در نتیجه، هدفی آرمانی نیز ایجاد می‌کند. هدف غایی و آرمانی ایجادشده توسط انقلاب اسلامی، عدالت بود. البته مفاهیمی مانند آزادی، استقلال و استکبارستیزی در انقلاب اسلامی مطرح بودند، اما تمامی این مفاهیم در راستای رسیدن به عدالت مطرح می‌شدند. گفته شد انقلاب اسلامی تجمیع روایت‌های کلان با محوریت دین بود. فرهنگ و تاریخ مشترک نقش مهمی در انقلاب اسلامی ایفا می‌کنند، اما با رنگ اسلامی. فرهنگ مشترک فرهنگ اسلامی است. تاریخ مشترک از دوران صدر اسلام شروع می‌شود و آکنده از مفاهیم ظالم و مظلوم است. پادشاهان نیز طاغوت معرفی می‌شود.

 

در پس انقلاب اسلامی، عوامل مستحکمی حضور داشتند. عواملی که هماهنگی کاملی میان آن‌ها وجود داشته و دارای پیشینه، ساختار و هدف مشخص بودند. نتیجه آنکه اگر انقلاب اسلامی قرار بود سرمایه‌ی اجتماعی ایجاد کند، به پشتوانه روایت‌های کلان پشت سر خود قابلیت بسیاری برای ایجاد آن داشت. اما آیا ایجاد نمود؟

 

پاسخ به این پرسش، نیازمند بررسی شیوه‌ی به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی است.مرحله‌ی آغازین بدنه‌ی تاریخی انقلاب اسلامی از 15 خرداد سال 42 شروع شده و تا 22 بهمن ماه سال 57 ادامه می‌یابد. در این دوره‌ی پانزده‌ساله، چه اموری در فرآیند کلان در درون انقلاب اسلامی رخ می‌داد؟ با بررسی حجم سخنرانی انقلابیون اسلامی (و در رأس آن‌ها امام خمینی (ره) و موضوعات مورد بحث در آن‌ها، متوجه می‌شویم که عنصر آگاهی‌بخشی به‌همراه تأکید بر اهمیت مردم، نقش محوری در آن‌ها داشت. انقلاب اسلامی خواستار آن بود که با آگاه نمودن مردم، آنان را عضو خود کند، نه با صرف تحریک احساسات.

 

تأکید بر اهمیت نقش مردم نیز جهت نفی ورود اقلیت‌وار و نیز نخبگانی به عرصه‌ی سیاسی بود. بنابراین انقلاب اسلامی می‌بایست کلیت جامعه را ذیل خود قرار دهد، نه گروه‌های محدود و یا نخبگانی را. واژگان اسلامی مانند برادر (رابطه‌ی اخوت‌وار) توسط انقلاب اسلامی در جامعه رواج می‌یابد. نفع شخصی نفی می‌شود. در زمان‌های بحرانی و نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی، همکاری متقابل میان عامه‌ی مردم افزایش چشمگیری می‌یابد. این افزایش بدون وجود اعتماد متقابل امکان‌پذیر نبود. در نتیجه‌ی چنین اعتمادی، نهادهای مردمی جای نهادهای رسمی را در اداره‌ی جامعه برعهده می‌گیرند. تمامی این امور نیز مورد تأکید انقلاب اسلامی است و در ایجاد آن، از مفاهیم اسلامی کمک می‌گیرد. در نتیجه، انقلاب اسلامی ظرفیتی در جامعه ایجاد می‌کند که در آن عموم مردم هدف مشترکی دارند، با یکدیگر همکاری فراگیر دارند و این همکاری مبتنی بر اعتماد به یکدیگر است. به حدی که یکدیگر را برادر و خواهر می‌خوانند؛ یعنی اعتماد میان خود را حتی از حد شهروندی بالاتر برده و به حد اعضای خانواده می‌رسانند. نام این ظرفیت، سرمایه‌ی اجتماعی انقلاب اسلامی است.

 

برخی از دیدگاه‌های منتقد این نظر، سرمایه‌ی اجتماعی انقلاب اسلامی را نفی نمی‌کنند، اما با واژه‌ی عضویت عموم مردم در آن مشکل دارند. مثلاً یکی از منتقدین به‌طور غیرمستقیم، انقلاب اسلامی را نتیجه‌ی فعالیت گروه‌های اقلیت در شهرهای بزرگ و بی‌تفاوتی اکثریت مردم می‌داند. چنین نظری بیش از آنکه نتیجه‌ی بررسی تجربی روند انقلاب اسلامی باشد، نتیجه‌ی نگاه نظری و غیرتاریخی، غیرتوصیفی و بدون ارتباط با آنچه در جامعه می‌گذرد است. بهترین روش رد چنین نظری، توصیه به خوانش اسناد مرتبط با ابتدا وسعت انقلاب اسلامی در پهنه‌ی جغرافیایی ایران و سپس میزان عمومیت آن در میان مردم است. این منتقد جهت حصول اطمینان بیشتر می‌تواند به اسناد تهیه‌شده توسط گروه‌ها و افراد بی‌طرف یا حتی معارض با انقلاب اسلامی رجوع کند.

 

سرمایه‌ی اجتماعی جمهوری اسلامی: 9 دی

 روش دیگری نیز برای رد نظریه‌ی اقلیت فعال شهری و اکثریت بی‌تفاوت وجود دارد و آن بررسی سرمایه‌ی اجتماعی انقلاب اسلامی پس از انقلاب اسلامی است. با پیروزی انقلاب اسلامی، این انقلاب به ساخت نهادهای رسمی و ایجاد نظام سیاسی در ابتدای کار مبادرت می‌ورزد. در نتیجه، سرمایه‌ی اجتماعی انقلاب اسلامی یک عامل سازنده‌ی دیگر نیز به خود می‌بیند: نهادهای رسمی. افزوده شدن این عامل سازنده، موجب تغییراتی در سرمایه‌ی اجتماعی مورد بحث می‌شود.

 

هدف عملی از دگرگونی وضع موجود، به ثبات و بهتر نمودن وضع ایجادشده تغییر می‌یابد. نهادهای رسمی در امور مربوط به اداره‌ی کشور، جای نهادهای مردمی ایجادشده را می‌گیرند، اما تأکید بر محوریت مردم و حتی مردمی بودن نظام سیاسی ایجادشده ادامه می‌یابد. نظام سیاسی حاکم بر مردم معرفی نمی‌شود، بلکه خادم مردم معرفی می‌شود. شاید برخی این مسئله را بازی واژگانی بخوانند، اما واقع امر آن است که تفاوت بسیاری میان نگاه از بالا به مردم و نگاه از میان به مردم وجود دارد. مفاهیم انقلاب اسلامی مفاهیمی جدایی‌ناپذیر با نهادهای رسمی بیان نمی‌شوند، بلکه در وصیت‌نامه‌ی رهبر کبیر انقلاب، امکان حفظ مفاهیم انقلاب توسط مردم آن‌گاه که به دست نهادهای رسمی (مسئولین نهادهای رسمی) دچار تحریف می‌شوند نیز بیان می‌شود. یعنی حفظ انقلاب اسلامی مساوی است با حفظ جمهوری اسلامی توسط سرمایه‌ی اجتماعی آن.

 

این تأکید به مردم باید در جایی رخ نماید. در جایی باید مردم حضور مؤثر و چشمگیر داشته باشند؛ حضوری که به حفظ عامل نهایی سازنده‌ی این سرمایه‌ی اجتماعی بینجامد. شرکت در انتخابات یا راهپیمایی‌های هرساله را می‌توان با شبهه‌ی اکثریت بی‌تفاوت و عادت‌کرده مواجهه کرد. به یک رخ‌نمایی در شرایط بحرانی نیاز است. شرایطی که گروه بی‌تفاوت خود را کنار کشیده و منتظر حوادث می‌مانند. می‌توان 9 دی را مصداق این رخ‌نمایی دانست. شرایط در هشت ماه پیش از 9 دی‌ماه 1388 به‌گونه‌ای بود که طبق نظر وجود اکثریت بی‌تفاوت و اقلیت مُصر باید دگرگونی در وضع موجود و تغییر جمهوری اسلامی (نتیجه‌ی عینی انقلاب اسلامی) رخ می‌داد؛ چراکه اقلیتی فعال در پایتخت و نیز در حد بسیار رقیق آن در برخی از شهرهای بزرگ، علیه وضع موجود فعالیت می‌کردند. اگر اکثریت بی‌تفاوت باشند و جزء سرمایه‌ی اجتماعی انقلاب اسلامی (جمهوری اسلامی کنونی) نباشند، باید این دگرگونی بدون واکنش عمده از سوی اکثریت جامعه رخ می‌داد. اما 9 دی واکنش اکثریت جامعه به اقلیت معارض بود. چرا اکثریت چنین واکنشی نشان می‌دهند؟ واکنشی به وسعت تمام ایران و حضور عمده‌ی مردم؟ زیرا این اکثریت حاضر در 9 دی جزء سرمایه‌ی اجتماعی انقلاب اسلامی (جمهوری اسلامی) هستند و کنش متقابل میان خود را در درون آن سامان می‌دهند. تأکید بر اهمیت مردم در 9 دی آشکار می‌شود. در روزی که سرمایه‌ی اجتماعی به حفظ عامل نهایی سازنده‌ی خود مبادرت می‌ورزد. خود این مبادرت‌ورزی نیز به مفهوم اعتماد بازمی‌گردد؛ اعتماد اعضای سرمایه‌ی اجتماعی به هدف و عامل نهایی سازنده‌ی سرمایه‌ی اجتماعی.*

 

رامین مددلو: دانشجوی دکترای علوم سیاسی

 

 منبع:پایگاه برهان

زیر مجموعه ها

آخرین مطالب