پر بازدیدترین مطالب

تغییر روش‌های ترور از ۴۰ سال پیش تاکنون

شلیک مستقیم به نفر

شلیک مستقیم یکی از اولین روش‌های ترور مخصوصا در دهه‌های ۶۰ و۷۰ بود و منافقین از این شیوه در حذف بسیاری از شخصیت‌ها و ترورهای روزانه خود استفاده می‌کردند. شهید صیادشیرازی و لاجوردی قربانی این روش از ترور بودند.

 بمب‌گذاری در مراکز مهم

بمب‌گذاری از وحشیانه‌ترین و البته کارسازترین روش‌ها در حذف دسته‌جمعی شخصیت‌ها بود. بمب‌گذاری مقر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست‌وزیری از این نوع ترور بودند.

 بمب‌گذاری در موتور

ترور شهید مسعود علی‌محمدی دانشمند هسته‌ای در قیطریه تهران توسط همین روش بود: بمب در یک موتورسیکلت به فاصله یک متری از درِ خانه او جاسازی شده بود.

بمب‌گذاری با چسباندن بسته انفجاری

این شیوه یک‌ بار توسط تروریست‌ها در شهادت مجید شهریاری استفاده شد و با تقویت دوربین‌های شهری و اشراف اطلاعاتی دیگر تکرار نشد.

عملیات تروریستی با پهپاد

شهید سردار سلیمانی اولین شخصیت ایرانی بود که با استفاده از پهپاد ترور شد. سه پهپاد آمریکایی در نزدیکی فرودگاه بغداد کاروان حاج قاسم را هدف قرار دادند.

ترور با سلاح اتوماتیک و کنترل از راه دور

شیوه ترور شهید فخری‌زاده جدیدترین روش در این جنایت‌ها بود. از یک دستگاه تیربار اتوماتیک کنترل از راه دور که در نیسانی نصب شده بود، شلیک‌های متعددی به سمت شهید صورت گرفت.

گوگل از ما چه می‌داند و با آن چه می‌کند؟

گوگل از ما چه می‌داند و با آن چه می‌کند؟

در دنیایی که حتی آبِ خوردن پولی است، اینترنت نعمت بزرگیست! یک دنیای رایگان که معدود خدمات پولی آن هم در مقایسه با مخارج دنیای واقعی هیچ است؛ گوگل هیچ پولی بابت خدمات گرانقدری که می‌دهد نمی‌گیرد. فیسبوک و توییتر به رایگان بستری برای ارتباط و تبادل نظر میلیاردها انسان در سراسر جهان را فراهم کرده اند. تلگرام، واتساپ، بله، ایتا و …؛ همگی رایگان‌اند!

 اما چرا؟! 
۱) جاسوسی محترمانه:
آیا تا به حال این احساس را داشته‌اید که زیر نظر هستید؟ حسی مثل اینکه کسی دنبالتان می‌کند. همان وقت‌هایی که مشغول کار روزمره‌ی خودتان هستید اما ناگهان می‌ایستید و نگاهی دزدکی به پشت سرتان می‌اندازید! یا قدم‌هایتان را تند کرده و با عجله به خانه می‌روید…! آیا واقعاً کسی شما را دنبال می‌کرد؟ احتمالا نه! در دنیای واقعی کمتر چنین تجربیاتی رخ میدهند و شاید خیلی از ما تحت تاثیر سریال های دزد و پلیسی چنین تصوراتی می‌کنیم، اما این موضوع در فضای مجازی فرق می‌کند!

تقریبا همه ما با مشکلات حریم خصوصی در اینترنت آشنا هستیم و هر از چندی اخبار هک، حمله سایبری یا جاسوسی حکومت‌ها از مردم را شنیده‌ایم. اما خوب است بدانید که علاوه بر حکومت‌ها، صمیمی‌ترین دوست شما در اینترنت نیز لحظه به لحظه شما را رصد می‌کند و درست در همان حالی که مشغول انجام کارهای روزمره‌ی خود در اینترنت هستید، او شما را زیر نظر دارد و در گوشه دنجی مشغول ثبت اطلاعات شخصی شماست.

این دوست عزیز کیست؟!


البته این موضوع به تنهایی ایراد خاصی ندارد؛ گوگل خلّاق است، نیازها را خوب شناسایی و خوب‌تر پاسخ می‌دهد! لذا هر کسی، هر قدر هم مقاومت کند، آخر سر، کم یا زیاد، به محصولات آن تن می‌دهد؛
اما این‌را هم بپذیرید که گوگل از کنار اطلاعات کاربران بی‌شمار خود ساده عبور نمی کند! (فقط پلتفرم اندروید گوگل در سال ۲۰۱۷، دو میلیارد کاربر فعال داشته است!)
در واقع هر بار که از محصولات و خدمات این غول دنیای تکنولوژی استفاده می‌کنید، بایگانی اطلاعات شخصی شما بزرگتر می‌شود؛
-گوگل به عکس‌ها و فیلم‌های شما دسترسی دارد (Google Photos)،
-ایمیل‌های شما را می‌داند (Gmail)،
-از تماس‌ها و ارتباطات شما با خبر است (Google Contacts)،
-از فایل‌ها و اسناد شما حفاظت می‌کند (Google Drive)،
-دقیقاً می‌داند که کجا از GPS استفاده کردید و کِی کجا بودید (Google Maps) و غیره…
لذا داشتن این حجم از اطلاعات یقیناً وسوسه کننده است!

۲) کاسبی محترمانه:
اما قسمت ترسناک این است که چرا گوگلِ مهربانِ ما، رایگان است…؟؟ 
آیا گوگل یک پروژه فی سبیل الله است که تقریبا برای هیچ یک از محصولات خود پولی از کاربران نمی‌گیرد؟! پس چرخه مالی این شرکت چطور میگردد؟!
پاسخ روشن است. گوگل یک شرکت دنیای دیجیتال است؛ لذا چرخه مالی آن نیز بر پایه اطلاعات می‌چرخد و البته چه اطلاعاتی سهل الوصول تر از اطلاعات کاربران خودش! در واقع چه برایتان مهم باشد چه نباشد، او از سیستم شما استفاده می‌کند تا همه‌ی اطلاعاتی که می‌تواند دانستنش درباره شما جالب باشد جمع‌آوری می‌کند: چه کسی هستید؟ کجا هستید؟ چه می‌کنید؟ با چه کسانی هستید؟ و …

جمع‌بندی؛ گوگل دارد شما را تماشا می‌کند!
خدمات رایگان در دنیای اینترنت، هیچ معنایی ندارد! در واقع تعامل شما با ارائه دهنگان سرویس در سطح وب از دو حالت خارج نیست:
شما به عنوان کاربر اینترنت محصولی را می‌خرید
خودتان محصول هستید و دیگران (اطلاعات) شما را می‌خَرند.
لذا مشخص می‌شود گوگل، اینستاگرام، لینکدین، تلگرام و دیگران از کجا پول در‌می‌آورند؟
این سرویس‌ها «برادر بزرگ»هایی در حال تماشای رفتار شما هستند و از طریق اطلاعات کاربران امرار معاش می‌کنند! و تلخی ماجرا اینجاست که مهم‌ترین اطلاعات هویتی هر کدام از ما با قیمتی ناچیز به فروش می‌رسد…!
پس حریم خصوصی خود را حفظ کنید تا حداقل دست هر کسی به اطلاعات شما نرسد!

برنامه ۵ ساله چین برای افزایش جمعیت!



چین برای جلوگیری از بحران سالمندی در دهه‌های آتی، قصد دارد با برنامه‌ای ۵ ساله جمعیت خود را افزایش دهد.
 روزنامه دولتی «چاینادیلی» از قول کارشناسان حکومتی چین نوشته است که این کشور قصد دارد از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ با ارائه مشوق‌های مالی و اجتماعی، خانواده‌های این کشور را به فرزندآوری ترغیب کند. چین از سال ۱۹۷۸ برای کنترل جمعیت انبوه خود اقدام به اتخاذ سیاست تک‌فرزندی کرده بود ولی از سال ۲۰۱۶ این سیاست را کنار گذاشت و به خانواده‌ها اجازه داد دو فرزند داشته باشند.
 حالا این کشور تصمیم گرفته مشوق‌های اقتصادی برای ازدیاد جمعیت در نظر بگیرد.

فهمیدن دردناک است!

فهمیدن دردناک است!
یک مهندس کشاورزی نقل می کرد و می گفت:
روزی در دامنه های سبلان تحقیقی در مورد بعض بذرهای کشاورزی داشتیم و کارمان زیادی طول کشید و خیلی گرسنه شدیم و من از گروه جدا بودم و دیدم چند چوپان سفره ی ناهار پهن کرده و مشغول خوردن هستند و به من هم تعارف کردند و من به دلیل شدت گرسنگی نتوانستم تعارفشان را رد کنم و نشستم از غذایشان که گوشتی کاملا کوبیده و بی نهایت لذیذ بود خوردم ، شکمم درد گرفت ولی تمایل و اشتهایم نسبت به خوردن کور نشد و بالاخره غذا تمام شد. پرسیدم این که خوردیم گوشت چه بود و چگونه پخته بودید که من هم از آن غذا در خانه تهیه کنم؟ تا این سوال را کردم هر سه چوپان بدون جواب، از من دور شدند و به عبارتی فرار کردند و من تعقیب کرده و یکی را گرفته و اصرار کردم که باید به من بگوید گوشتی که خوردم گوشت چه بود؟ و او به ناچار و همراه با دلهره و ترس گفت که آقا مهندس، گوشت مار بود.
می گوید تا این جواب را از او شنیدم احساس کردم همه ی سلول های بدنم مار شده و در هم می لولند و حال خیلی خیلی بدی به من دست داد و تا حدود شش ماه از حس و فهم مزه ی غذاها محروم بودم.
اگر نپرسیده بودم و جواب نشنیده بودم برای همیشه لذت آن غذا بیخ دندانم می ماند ولی وقتی پرسیدم و جواب شنیدم، به حکم تخیل، شش ماه تمام مریض بودم.

مولانا می‌گوید:
هر که او بیدارتر پر دردتر
هر که او آگاه‌تر رخ زردتر

آلونک بندرعباس

 

قلم قاضی بغداد که بر زمین افتاد، بهلول فرصت را غنیمت شمرد و گفت: «جناب قاضی کلنگت را بردار!» قاضی نگاه عاقل اندر سفیهی به بهلول کرد که مشاعرت کجا رفته؟! قلم کجا و کلنگ کجا؟! بهلول که همیشه پاسخی کوبنده در آستین داشت، گفت: «با این قلم و احکامی که نوشته‌ای، چه خانه‌ها که بر مردم خراب نکردی. خانه‌خراب! بردار آن کلنگت را».

«خیر دنیا و آخرت شما در رسیدگی به حال محرومان است» این را امام پابرهنگان گفت.قانون کلنگی اگر بر سر یقه‌سفیدهای اهل ساخت‌و‌پاخت آوار نشد، اما خانه‌به‌دوشان بی‌خانمان را آواره کرد، جایش لب کوزه است نه در کتاب قانون. کارگزاری که چشم به دهان اهل قدرت داشته باشد و ناله‌ی محرومان در او اثر نکند، به فتوای من بر او نماز بخوانید.

آه مظلوم، خشک و تر نمی‌شناسد و دامن‌گیر است. عدالت، اگر با سلطانِ ترک‌فعل‌ها دست‌به‌یقه شد، عدالت است و الّا گریبانگیری از قربانیان ترک فعل، ضعیف‌کشی است. اگر جنبه‌های انسانی در اجرای احکام جایی ندارد، ربات‌ها مجریان گوش‌به‌فرمان‌تری هستند. بله قانون بد، بهتر از بی‌قانونی است، اما اجرای بدِ قانونِ بد را کجای دلمان بگذاریم؟!

 

زیر مجموعه ها

آخرین مطالب