پر بازدیدترین مطالب

قطعنامه و رفتار حیرت انگیز امام

چند نکته کمتر شنیده شده درباره قطعنامه ۵۹۸ به مناسبت ۲۷ تیر، سالروز پذیرش آن در سال ۱۳۶۷:

امام راحل موافق جنگ نبودند اما با برخی شیوه های ساده اندیشانه نیز برای پایان جنگ مخالف بودند.

امام با تیزهوشی به درستی می‌دانستند که «جنگ هرگز با روش‌های دیپلماتیک به پایان نخواهد رسید؛ اما بدلیل نوعی فرسودگی و خستگی پنهان دشمنان از مبارزه با رزمندگان اسلام، ارسال پیام مقاومت و صلابت در آن شرایط سخت، تمام امیدها و محاسبات دشمن را به هم  خواهد ریخت و در آینده ای نزدیک آنها را از ادامه جنگ منصرف خواهد کرد.»

همچنین امام راحل با هوشمندی دریافته بودند که دشمن این پیش فرض را دارد که «ایران زمانی قطعنامه را خواهد پذیرفت که در نهایت ضعف و در لحظات سقوط باشد، بنابراین با پذیرش قطعنامه یورش سنگین دشمن به کشور آغاز خواهد شد».

 بر این اساس، جمع‌بندی امام راحل این بود با تدوام بسیج عمومی و نشان دادن اقتدار نظامی در کوتاه مدت می توان جنگ را با اطمینان به پایان رسانید و از انواع تجاوزات بعدی جلوگیری کرد.

اما برخی از سیاسیون که در آن زمان اعتقاد به این راهبرد امام نداشتند، با روش های گوناگون به امام  پایان پذیرش قطعنامه را پیشنهاد می دادند.

امام، قطعنامه را جام زهری می‌دانست که دشمن به وسیله آن می خواست هم جلوی شکست خود در دقایق پایانی این ماراتن سخت را بگیرد و هم با تهاجم مجدد نظام را نابود یا کاملا علیل نماید.

در کنار فشار برخی در داخل که لزوما با نیت های بد نبود، بلکه عمدتا به خاطر فهم ناقص پیچیدگی شرایط بود؛ دشمن خارجی هم انواع جنایت ها را انجام می داد تا نظام را به زانو درآورد.

در این شرایط سخت و با توجه به ضعف برخی افراد و امکانات؛ امام راحل با حفظ راهبرد کلان و همه اصول انقلاب، صرفا با تغییر یک تاکتیک (همانطور که در نامه پذیرش صراحتا اشاره کردند) تهدید قطعنامه را با فراست الهی به یک فرصت تبدیل کردند و قطعنامه ۵۹۸ را با هدف بر هم ریختن محاسبات دشمن پذیرفتند.

با پذیرش قطعنامه آن هم به روش خاص دو اتفاق مهم رخ داد: از یک سو دشمن در بن بست قرار گرفت و مزدورانی مانند منافقین دچار سرگشتگی شدند و از طرف دیگر دشمن تصور کرد جمهوری اسلامی در معرض سقوط کامل است، بنابراین حمله بسیار گسترده را از مرزهای جنوبی و غربی به کشور آغاز نمود و حملات هوایی سنگینی را علیه مردم انجام داد.

هر چند این تهاجم همان طور که احتمالا امام پیش بینی می کردند، خسارت بار بود و در ابتدا بخش های زیادی به تصرف دشمن در آمد و تعداد  اسرای ایرانی و عراقی را با وجود برتری بیست هزار نفری ایران برابر ساخت، اما برخلاف انتظار دشمن و علیرغم اینکه به دلیل پذیرش قطعنامه، طبعا برخی جبهه ها تا حدی از نیروها تخلیه شده بود؛ جمهوری اسلامی به سرعت واکنش نشان داد و با عملیات‌های از پیش طراحی نشده ی «دفاع سراسری» و «الغدیر» و در نهایت «مرصاد» سیلی های محکمی به ارتش بعث و منافقین زده شد.

 

 عملاً این سیلی های محکم و مقاومت جانانه بود که صدام را مجاب به آتش بس (و نه صلح) کرد؛ آتش بسی که تا پایان عمر سیاسی صدام هرگز تبدیل به صلح رسمی نشد!

بنابراین همان طور که امام پیش بینی کرده بودند راه اتمام جنگ مذاکره و دیپلماسی نبود، بلکه پس از آن نمایش مجدد اقتدار ملی و ناامیدی دشمن از شکست دادن جمهوری اسلامی گام های دیپلماسی آغاز شد.

خلاصه کلام این که معنای نوشیدن جام زهر توسط امام، این بود که امام تهدید سنگین پذیرش قطعنامه را با تدبیر به جان خرید و با حفظ کامل راهبرد و تغییر هوشمندانه تاکتیک، آن را تبدیل به فرصتی در جهت شکل گیری جبهه بزرگ مقاومت در کشورهای اسلامی نمود.

امام با این درس عملی به ما آموخت که دشمن فقط و فقط هنگامی که در یک قدمی پیروزی هستیم، پیشنهاد مذاکره و سازش می دهد و قدم آخر فقط مقاومت است.

حمیدرضا ابراهیمی

آخرین مطالب