پر بازدیدترین مطالب

رهبر معظم انقلاب در دیدار بشار اسد: حمایت از سوریه را حمایت از مقاومت می‌دانیم و به آن افتخار می‌کنیم


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار رئیس‌جمهور سوریه، رمز پیروزی سوریه و به شکست کشاندن آمریکا و مزدوران منطقه‌ای آن را استقامت رئیس‌جمهور و مردم سوریه و پافشاری آنان بر مقاومت خواندند و با تأکید بر لزوم مراقبت در مقابل توطئه‌های آینده خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران، کمک به دولت و ملت سوریه را کمک به حرکت و جریان مقاومت می‌داند و از صمیم قلب به آن افتخار می‌کند.

حمایت از سوریه را حمایت از مقاومت می‌دانیم و به آن افتخار می‌کنیم
به گزارش سخن آشنا، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در دیدار آقای بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه، رمز پیروزی سوریه و به شکست کشاندن آمریکا و مزدوران منطقه‌ای آن را استقامت رئیس‌جمهور و مردم سوریه و پافشاری آنان بر مقاومت خواندند و با تأکید بر لزوم مراقبت در مقابل توطئه‌های آینده خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران، کمک به دولت و ملت سوریه را کمک به حرکت و جریان مقاومت می‌داند و از صمیم قلب به آن افتخار می‌کند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به ایستادگی صادقانه جمهوری اسلامی ایران در کنار ملت و دولت سوریه از همان ابتدای بحران، افزودند: سوریه با استقامت و همراهی مردم آن توانست در مقابل یک ائتلاف بزرگ از آمریکا، اروپا و متحدان آنها در منطقه ایستادگی کند و با پیروزی از این حادثه خارج شود.

رهبر انقلاب اسلامی، پیروزی جریان مقاومت در سوریه را موجب عصبانیت آمریکایی‌ها و تلاش آنان برای طراحی توطئه‌های جدید دانستند و با اشاره به نمونه‌ای در این زمینه گفتند: مسئله منطقه حائل که آمریکایی‌ها در سوریه به دنبال ایجاد آن هستند، از جمله‌ی این توطئه‌های خطرناک است که باید با قاطعیت آن را رد کرد و در مقابل آن ایستاد.

ایشان، برنامه آمریکایی‌ها برای حضور مؤثر در مرز عراق و سوریه را نمونه‌ای دیگر از طراحی‌های آنها برشمردند و تأکید کردند: ایران و سوریه عمق راهبردی یکدیگر هستند و هویت و قدرت جریان مقاومت وابسته به این ارتباط مستمر و راهبردی است، بر این اساس دشمنان نخواهند توانست نقشه‌های خود را عملیاتی کنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای به یک خطای محاسباتی دشمنان در قضیه سوریه نیز اشاره و خاطرنشان کردند: اشتباه دشمنان این بود که سوریه را با برخی کشورهای عربی اشتباه گرفتند، در حالی‌که در آن کشورها حرکت مردم در جهت مقاومت و در واقع، قیام علیه آمریکا و دست‌نشاندگان آن بود.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین ارتباطات مذهبی و رفت‌وآمد علمای مذهبی ایران و سوریه را نیازمند تقویت و گسترش خواندند و با تأکید بر لزوم حفظ روحیه ایستادگی و افزایش قدرت دولت و ملت سوریه، خطاب به رئیس‌جمهور این کشور گفتند: جنابعالی با ایستادگی که از خود نشان دادید به قهرمان جهان عرب تبدیل شدید و مقاومت در منطقه به‌وسیله شما قدرت و آبروی بیشتری یافت.

ایشان خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران همچون گذشته در کنار ملت سوریه خواهد بود، زیرا این کار را کمک به جریان و حرکت مقاومت می‌داند و با اعتقادی از صمیم قلب، به حمایت از مقاومت افتخار می‌کند.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین برای توفیق ملت سوریه و سلامتی آقای اسد و خانواده ایشان دعا کردند.

در این دیدار، آقای بشار اسد رئیس‌جمهوری سوریه با تجلیل از حمایت‌های بی‌دریغ جمهوری اسلامی ایران از کشورش، گفت: جنگ سوریه مشابه جنگ تحمیلی هشت ساله علیه ایران بود. جمهوری اسلامی در این حادثه فداکارانه در کنار ما بود و لازم است موفقیت کنونی را به جنابعالی و همه ایرانیان تبریک بگویم و از آنان قدردانی کنم.

رئیس‌جمهور سوریه با اشاره به برخی تحلیلها که کار سوریه را تمام‌شده می‌دانستند، افزود: ایران و سوریه ملت‌هایی دارای هویت و عقیده هستند و دستاوردهای امروز اگرچه با زحمت و زیان به‌دست آمده، اما یقیناً نتیجه ایستادگی در کنار جریان مقاومت است.
آقای اسد با یادآوری خسارتهای سنگینی که برخی کشورها به‌دنبال تسلیم شدن در مقابل آمریکا دیده‌اند، گفت: بسیاری از کشورها مقهور آمریکا بودند و تصور می‌کردند این آمریکا است که سرنوشت و آینده جهان را تعیین می‌کند اما در اثر ایستادگی ملتهای مقاوم، این تصور غلط در حال فروپاشی است.

رئیس‌جمهور سوریه با اشاره به نمونه‌هایی از تلاشهای تفرقه‌افکنانه آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن در میان اقوام و مذاهب سوریه، افزود: این تلاشها نتیجه عکس داده است و امروز در سوریه، کُردها و عشایر روابط خوبی با دولت دارند و حتی برخی گروهها که سابقه درگیری و اختلاف با دولت داشتند، امروز بر خلاف نظر آمریکا و عربستان سعودی با دولت همراه شده‌اند.

آقای اسد، تقویت ارتباطات مذهبی همچون ارتباطات علمای سوریه با علمای ایران را فرصتی مهم برای مقابله جریانهای تکفیری برشمرد و گفت: ایران و سوریه باید روابط اقتصادی خود را دائماً گسترش دهند چرا که افزایش ارتباطات، عامل مهمی در خنثی کردن توطئه‌های دشمنان دو ملت خواهد بود.

منبع:فارس

اولین حضور زیردریایی فاتح و ناوشکن سهند در رزمایش «ولایت۹۷»


زیردریایی تمام ایرانی فاتح و ناوشکن بومی سهند برای اولین بار در رزمایش دریایی «ولایت ۹۷» نیروی دریایی ارتش حضور یافتند.

اولین حضور زیردریایی فاتح و ناوشکن سهند در رزمایش «ولایت۹۷»
به گزارش سخن آشنا، زیردریایی تمام ایرانی فاتح و ناوشکن بومی جمهوری اسلامی ایران سهند برای اولین بار در رزمایش «ولایت۹۷»، حضور یافتند.

بنا بر این گزارش، زیردریایی فاتح اولین زیردریایی ساخت ایران در کلاس متوسط است که روز یکشنبه با حضور رییس جمهور به ناوگان نیروی دریایی ارتش ملحق شد.

ناوشکن بومی و تمام ایرانی سهند نیز سومین ناوشکن از کلاس موج است که در کارخانجات نیروی دریایی ارتش جموری اسلامی ایران ساخته شده است و در این رزمایش نیز حضور دارد.


منبع:فارس

ورشو، تیری که به سمت تل‌آویو کمانه کرد



اختلافات قومی تاریخی ملل اروپای شرقی با صهیونیست‌ها که بخشی از آن در مسئله هلوکاست نمایان است یکی از مهمترین دلایلی است که مانع روابط گرم رژیم صهیونیستی با کشورهای اروپای شرقی به مانند کشورهای اروپای غربی می‌ شود.

ورشو، تیری که به سمت تل‌آویو کمانه کرد

سخن آشنا- هنگامی که نتانیاهو نمی‌ توانست شادمانی و شعف خود را از حضور در نشست ورشو برای بهتر کردن روابط تل آویو با اعراب و کشورهای اروپای شرقی پنهان کند شاید هرگز فکرش را نمی‌ کرد که این نشست خود به ضربه‌ای سخت بر روابط خارجی این رژیم تبدیل شود.

موضوع مربوط به لغو میزبانی تل آویو از برگزاری نشست کشورهای اروپای شرقی موسوم به گروه ویشه‌گراد می‌شود که با بالا گرفتن تنش لفظی میان مقامات رژیم صهیونیستی و لهستان صورت گرفت.

تنش میان رژیم صهیونیستی و لهستان پس از آن بالا گرفت که هفته پیش، نتانیاهو که در ورشو به سر می‌برد، لهستانی‌ها را به همدستی با آلمان نازی متهم کرد.

نتانیاهو که برای شرکت در نشست ورشو به لهستان رفته بود، در آنجا گفت که در جریان نسل‌کشی یهودیان در جنگ جهانی دوم (هولوکاست) "لهستانی‌ها با آلمانی‌ها همکاری کردند."

این سخنان باعث خشم عمومی در لهستان و افزایش تنش میان دو طرف شد.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی مجبور شد که درباره اظهارات خود توضیح بدهد و در بیانیه‌ای اعلام کرد که منظور او "ملت لهستان" یا همه لهستانی‌ها نبوده است.

با وجود این روز یکشنبه ۱۷ فوریه (۲۸ بهمن) لهستان سفیر اسرائیل را احضار کرد و به او اطلاع داد که آقای موراویتسکی در نشست گروه ویشه‌گراد در اسرائیل شرکت نخواهد کرد.

 

ادامه تنش‌ها میان تل‌اویو –ورشو و لغو نشست کشورهای اروپای مرکزی

همزمان با ادامه تنش‌ها در روابط رژیم صهیونیستی و لهستان، حال نوبت وزیرخارجه این رژیم بود که پس از نتانیاهو بر آتش اختلافات بدمد.

برهمین اساس یک روز پس از احضار سفیر رژیم صهیونیستی در ورشو، این بار «اسرائیل کاتس»، وزیر خارجه جدید این رژیم در مصاحبه با رادیو ارتش اسرائیل گفت: «بسیاری از لهستانی‌ها با نازی‌ها همکاری کردند و در نابودی یهودیان نقش داشتند.»

این سخنان وزیرخارجه رژیم صهیونیستی منجر به احضار دوباره سفیر این رژیم طی کمتر از سه روز شد و دامنه اختلافات را نیز به نشست کشورهای اروپای مرکزی کشاند.

همچنین بدنبال تشدید این تنش، لهستان اعلام کرد که از حضور در نشست کشورهای اروپای مرکزی در بیت المقدس منصرف شده و در این نشست حضور نخواهد داشت. نشست چهار جانبه کشورهای اروپای مرکزی شامل لهستان، مجارستان، جمهوری چک و اسلواکی قرار بود طی همین هفته در مناطق اشغالی فلسطین برگزار شود و انصراف لهستان از سفر به رژیم صهیونیستی منجر به لغو کامل این نشست کشورهای اروپایی در مناطق اشغالی شد.

گروه ویشه‌گراد «وی ۴» که در فوریه سال ۱۹۹۱ برای گسترش همکاری‌های نظامی، فرهنگی، اقتصادی و انرژی میان چهار کشور اروپای شرقی شامل لهستان، مجارستان، جمهوری چک و اسلواکی تاسیس شد، قرار بود تا برای نخستین بار به میزبانی کشوری غیراروپایی و در مناطق اشغالی فلسطین برگزار شود و حال تنش لهستان و رژیم صهیونیستی به لغو این نشست انجامید.

 

بن بست رژیم صهیونیستی در اروپای شرقی و مرکزی

رژیم صهیونیستی برای تقویت مناسبات خود با کشورهای عضو اتحادیه اروپا و به ویژه اروپای مرکزی و شرقی تصمیم گرفته بود که میزبان نشست چهار جانبه کشورهای اروپای مرکزی شامل لهستان، مجارستان، جمهوری چک و اسلواکی موسوم به نشست «ویشه‌گراد» باشد، اما تنش‌ها با لهستان این هدف رژیم صهیونیستی را با بن بست روبرو کرد.

در واقع صهیونیست‌ها سال‎‌هاست که تلاش می‌کنند همزمان با روابط نزدیک خود با آمریکا و کشورهای اروپای غربی، همچنین روابط خود را با کشورهای جنوبی و شرقی در اروپا نیز تقویت و توسعه دهند، اما این تلاش رهبران صهیونیستی تا کنون نتیجه قابل توجهی در بر نداشته است.

حدود یک ماه پیش نیز نتانیاهو بدلیل عدم توافق با رهبران اسلواکی اعلام کرد که توافق نامه تسلیحاتی با این کشور دارای اختلافاتی است و خواستار تغییر بندهایی از آن از سوی رهبران اسلواکی شد، اما در واکنش آندره پلنکوویچ، نخست وزیر کرواسی اعلام کرد که کل این توافق تسلیحاتی را لغو خواهد کرد و حاضر به پذیرش بدعهدی طرف مقابل نیست.

از سوی دیگر برای بنیامین نتانیاهو قبل از برگزاری انتخابات پارلمانی ۹ آوریل اسرائیل (۲۰ فروردین ۱۳۹۸) اجلاس ویشه‌گراد برای نشان دادن پشتیبانی دیپلماتیک برخی کشورهای اروپای شرقی از سیاست‌اش در قبال فلسطین اهمیت داشت، که حال با لغو این نشست همه برنامه‌های تبلیغاتی نتانیاهو نیز به هم ریخت.

همچنین بخش دیگر از برنامه تبلیغاتی نتانیاهو نیز درباره شهر بیت‌المقدس که صهیونیست‌ها مدعی مرکزیت آن در اسرائیل هستند ناکام ماند و در حالی که کابینه رژیم صهیونیستی با برگزاری نشستی منطقه‌ای و اروپایی در شهر بیت‌المقدس در تلاش برای مشروعیت بخشیدن به ادعاهای خودان درباره مرکزیت این شهر برای صهیونیست‌ها داشتند، اما این هدف نیز بدلیل لغو نشست محقق نشد.

در واقع اختلافات قومی تاریخی ملل اروپای شرقی با صهیونیست‌ها که بخشی از آن در مسئله هلوکاست نمایان است یکی از مهمترین دلایلی است که مانع روابط گرم رژیم صهیونیستی با کشورهای اروپای شرقی به مانند کشورهای اروپای غربی می‌ شود.

از این رو گرایش به مسئله فلسطین و نگاه‌ بدبینانه نسبت به صهیونیست‌ها نه تنها در کشورهای اروپای شرقی بسیار گسترده‌تر از غرب اروپاست، بلکه این شرایط ساختاری باعث می‌شود که رهبران صهیونیستی از نزدیک شدن بیشتر به این کشورها نیز ناتوان باشند.
منبع:الوقت

ایالات متحده فاسدترین کشور جهان است


عربستان به آمریکا رشوه می دهد تا قتل فجیع یک روزنامه نگار سرشناس را که فرزندانش شهروند آمریکا هستند نادیده بگیرد. از آنجا می توانید بفهمید تمام این رفتارها فساد است که کافی است تصور کنید اگر معلوم می شد که ایران یکی از مخالفانش را در یکی از کنسولگری های خود با یک اره جراحی تکه تکه کرده، واشنگتن چه واکنشی نشان می داد.

ایالات متحده فاسدترین کشور جهان است
سخن آشنا-  ایالات متحده در رده بندی فهرست شفافیت بین المللی از نظر فساد با 6 پله سقوط تنها توانسته است رتبه 22 را کسب کند. اگر منصفانه نگاه کنیم آمریکای تحت حاکمیت ترامپ نباید در زمره 20 کشور برتر این فهرست قرار بگیرد.
اما همانطور که پیشتر گفته ام آمریکا فاسدترین کشور جهان است و باید در رتبه 194 قرار داشته باشد نه 22. در ادامه نسخه به بازنگری شده تر مطلب قبلی ام را که مورد توجه مردم نیز قرار گرفته بود ملاحظه می کنید.
روشن است که وزارتخانه های دادگستری و خزانه داری آمریکا به شرکت ها مصونیت نداده اند که با پرداخت رشوه قراردادهای مورد نظرشان را به دست آورند و این آن نوع موشکافی و دقتی است که فهرست شفافیت بین المللی باید به خرج دهد. آمریکاییان مجبورنیستند همانطور که دربسیاری کشورها عمومیت دارد به مقامات دولتی رشوه بدهند (هر چند اگر بخواهیم انصاف را در مورد مقامات دولتی رعایت کنیم آنها نیز به این دلیل که حقوق های دولتی شان تکاپوی معاش آنها را نمی کند، نوعا تقاضای رشوه می کنند.)
اما از هرنظر که حساب کنیم فساد حاکم در آمریکا در قالب جدول ها نمی گنجد و از آنجا که آمریکا براساس تولید ناخالص داخلی اسمی همچنان دارای اقتصاد شماره یک جهان است، حجم فساد در این کشور تاثیر جهانی دارد.
در ادامه به برخی از مهم ترین مظاهری اشاره می کنم که نشان می دهند آمریکا فاسدترین کشور جهان است:

1. آمریکا بسیار فاسد است چرا که حزب حاکم ما یعنی حزب جمهوریخواه حتی تغییرات آب و هوایی ساخته و پرداخته دست انسان ها را انکار می کند و از در پیش گرفتن سیاست های کاهش کربن که لطمات جبران ناپذیری به سیاره زمین وارد می کند سرباز می زند، آن هم به منظور اطمینان از اینکه شرکت های زغال سنگ کثیف و غول های نفتی چون اکسون موبیل چند سال بیشتر سود ببرند.
هم اکنون آمریکاییان سرانجام درحال چشم گشودن از خواب مصنوعی و عالم ناواقعی 30 ساله خود و فهمیدن این هستند که شرکت های بزرگ منتشر کننده کربن و دار و دسته هواخواه آنها در دولت آمریکا چه بر سرشان آورده اند. اما دولت فدرال هیچ قدم مهمی در ارتباط با وضعیت اضطراری آب و هوایی انجام نداده چرا که رهبران واقعی ایالت هایی چون کالیفرنیا هستند. آمریکاییان متوجه نمی شوند که کابوس آب و هوایی آنها چقدر خاص است. هیچ دولتی در اروپا علنا تغییرات آب و هوایی ساخته و پرداخته دست انسان ها را که با سوزاندن سوخت های فسیلی و انتشار گازهای گلخانه ای در جو زمین به وجود آمده انکار نمی کند، هر چند که برخی از آنها با بی میلی در صدد پرداختن به این مشکل هستند.
حزب کمونیست چین واقع گراتر از دولت آمریکاست و برای حرکت به سمت انرژی سبز از مجاری قانونی در حال فشار آوردن است. آلمان چهارمین اقتصاد بزرگ جهان اعلام کرده است که به مصرف زغال سنگ خاتمه می دهد. بریتانیا یک سوم برق خود را با کمک باد تامین می کند و زغال سنگ تنها 2 درصد از برق این کشور را تامین می کند، دستاوردی که کمتر از یک دهه به آن دست یافته است.
تنها پرندگان دودو که نام مستعار حزب لیبرال استرالیاست همچنان طرفدار پر شور و حرارت زغال سنگ هستند و علم غیرقابل انکار گازهای گلخانه ای را با صدای بلند منکر می شوند.

2. دولت ما بسیارفاسد است چرا که سازمان حفاظت از محیط زیست نه تنها حفاظت واقعی از محیط زیست را متوقف کرده، بلکه به یکی از مشوقان صنایع آلاینده تبدیل شده و راه اجرای هر قانونی را که می تواند سد راه کمی بیشتر پول درآوردن به بهای – درنهایت - کشتن مردم شود، سد کرده است. رئیس فاسد این سازمان یک لابی گر پیشین صنعت زغال سنگ است! سازمان حفاظت محیط زیست تصمیم گرفته است که کارخانجات زغال سنگ را بازگرداند و مقررات دولتی مزاحمی که در کار انتشار جیوه در هوا دخالت می کند کنار بزند. جیوه یک سم اعصاب است و در راس زنجیره غذایی (یعنی در ما) تجمع پیدا می کند. قرار گرفتن مستمر در معرض جیوه به سیستم عصبی ما آسیب وارد می کند.

3. دولت آمریکا چنان فاسد است که به روی مرگ بی رحمانه جمال خاشقچی ستون نویس واشنگتن پست توسط مقامات سعودی چشم می بندد، اتفاقی که تقریبا با قطعیت روشن شده که به دستور شاهزاده محمد بن سلمان انجام شده است. دلیل بی قیدی رئیس جمهور آمریکا در قبال استفاده از یک اره مخصوص جراحی برای تکه تکه کردن این نویسنده بخت برگشته، این بود که نمی خواست خریدهای تسلیحاتی سعودی ها و سرمایه گذاری های سعودی ها را در آمریکا به مخاطره بیندازد. این واکنش دقیقا یکی از تعاریف فساد است. عربستان سعودی به دولت آمریکا رشوه می دهد تا قتل فجیع یک روزنامه نگار سرشناس را که فرزندانش شهروند آمریکا هستند و خودش مدت ها در واشنگتن پست قلم زده نادیده بگیرد. از آنجا می توانید بفهمید تمام این رفتارها فساد است که کافی است تصور کنید اگر معلوم می شد که ایران یکی از مخالفانش را در یکی از کنسولگری های خود با یک اره جراحی تکه تکه کرده، واشنگتن چه واکنشی نشان می داد.

4. آمریکار بسیار فاسد است (صدای مخاطبان: یعنی چقدرفاسد است؟) این کشور آنقدر فاسد است که سنای آمریکا اجازه مطرح و تصویب شدن لایحه ای را در صحن داده که سناتور ماریو روبیو پیشنهاد کرده و بر اساس آن آمریکا فروشندگان و پیمانکاران هر کشوری را که اسرائیل را بایکوت کند، از کشور اخراج کند. هر چند روبیو، گری پیترسون، ران وایدن و دیگر حامیان این لایحه می گویند که این لایحه تاثیری بر آزادی بیان ندارد، اما عملا آزادی بیان را از درون تهی می کند. ما اساتید دانشگاهی که با دیگر دانشگاه ها ارتباط داریم پیمانکار قلمداد می شویم و مردم از سخنرانی کردن در دانشگاه تگزاس مثلا بر اساس چنین قانونی منع خواهند شد. این قانون مغایر قانون اساسی است و اگر سیستم قضایی آمریکا هنوز ذره ای سلامت داشته باشد مانع اجرای آن خواهد شد. اما این قانون به این منظور تصویب شده تا استعمار اسرائیل بر کرانه غربی فلسطینی را تداوم دهد و فلسطینیان را محکوم به این می کند که بی کشور، بی یاور و بی حق و حقوقی باشند. و این اقدام در سایه هماهنگی با وزیر امور راهبردی اسرائیل (یعنی وزیر تبلیغات) و حمایت فناتیک های طرفدار اسرائیلی چون سلطان فاسد کازینوداری شلدون آدلسون انجام گردیده که متهم شده بخشی از ثروت خود را از طریق رشوه دادن به اعضای حزب کمونیست چین به منظور صدور اجازه به او برای دایر کردن یک کازینوی وسوسه انگیز در ماکائو گردآورده است. سناتورها این طرح را به صحن کنگره آورده اند، با وجود آنکه این طرح برای قانون اساسی آمریکا به مثابه سم است، چرا که این طرح از جیب لابی های اسرائیل بیرون آمده که به تامین بودجه کارزارهای سیاسی آنها کمک می کنند. ( باید اضافه کنم که این زد و بندها مورد تایید اکثر یهودیان آمریکایی نیست.)
به عبارت دیگر دلیل این نحوه عملکرد سناتورها این است که از جیب کسب و کارهای فاسد آمریکایی که به نوبه خود از طرفداران سرسخت یک دولت خارجی هستند یا از سوی اوانجلیست های آمریکایی که این امید غیرمنطقی را در دل می پرورند که راه حل نهایی مشکل فلسطین زمینه ساز رجعت مسیح خواهد شد، به آنها رشوه پرداخت می شود. نکته مهم این است که سیاست های انتخاباتی آمریکا یک سیستم انتخاباتی با رشوه دهی است که در آن حتی خود قانون اساسی قداستی ندارد.

5. یک نشانه قطعی فساد، وجود نتیجه انتخاباتی نظیر آنچه که در سال 2016 رخ داد است. بی سر و پای آشفته ذهنی مثل دونالد ترامپ ثروت کثیف خود را از طریق روزنه های مالیاتی و رفتار غارتگرانه اش در کسب و کار کازینو داری و سایر کسب و کارهای خود به دست آورده و بعد اجازه پیدا کرده ریاست جمهوری آمریکا را با پول خودش خریداری کند. هر شب سی ان ان، ام اس ان بی سی، فاکس و دیگر کانال های تلویزیونی میلیون ها دلار به شکل زمان پخش رایگان به او بخشیده اند چرا که آنها در پی کسب دلارهای آگهی های تجاری بودند و ترامپ عامل جذب خوبی برای این آگهی ها به حساب می آمد. بعد هم به آن شکلی که دیوان عالی، اصلاحات در نحوه تامین بودجه کارزهای انتخاباتی را رد کرد و اجازه خریداری آزادانه و نامحدود و مخفیانه انتخابات را در اوج فساد فراهم آورد. مجاز دانستن ورود پول های سیاه هنگفت به چرخه انتخابات های ما، منفعتی داشت که فدراسیون روسیه از آن خود کرد و با توجه به فساد لاعلاجی که انتخابات های ریاست جمهوری خود این کشور با آن دست به گریبان است، کاری کرد تا انتخابات های آمریکا نیز بیشتر به فساد کشانده شوند. زمانی که ترامپ و شرکا به قدرت دست یافتند، از مزیت قدرت کاخ سفید برای سود جستن از طیف گسترده ای از اقدامات فساد آمیز سود بردند، از جمله تلاش برای فروش ویزا به چینی های ثروتمند و ترویج برند ترامپ به عنوان بخشی از دیپلماسی.

6. ثروتمندان در کار رشوه دادن به سیاستمداران ما با هدف کاهش یافتن مالیات ها به نفع خودشان سابقه دیرینه ای دارند. برادران کاچ و دیگر عقب مانده های ابرثروتمند، علنا به میچ مک کانل و پل رایان در سال 2017 گفته اند که اگر حزب جمهوریخواه که تمام سه قوه حکومت را در اختیار دارد نتواند از میزان مالیات حامیان اصلی خود بکاهد، دیگر هیچ میلیاردری در انتخابات میان دوره ای سال 2018 از این حزب حمایت نخواهد کرد. این تهدید یکی از جوخه های آتش انتخاباتی، کاری کرد تا صدها تن از رشوه بگیران حاضر در کنگره حواسشان را جمع کنند و به موقع یک تریلیون و 500 میلیارد دلار از خدمات دولتی را به میلیاردرها بدهند (که همان مالیات های فدرال باشند، خدماتی نظیر راه ها، مدارس، بازرسی های بهداشتی، اجرای قوانین ضد آلودگی) چیزهایی که همه مردم از آنها منتفع می شوند و دیگر وجود خارجی نخواهند داشت. هر چقدر که دولت تلاش کند این خدمات را همچنان بدون هیچ مالیاتی در اختیار افرادی قرار دهد که به آنها پول پرداخت می کنند، این کار بیشتر موجب به وجود آمدن یک کسری بودجه کلان و تضعیف دلار خواهد شد که شکلی از تورم در بخش واردات کالاها محسوب می شود. تورم بیشتر از همه به فقرا آسیب می رساند. همانطور که واقعیت ها نشان می دهند، 3 میلیاردر آمریکایی ثروتی برابر با 150 میلیون نفر از فقیرترین آمریکاییان دارند. این نوع نابرابری ثروت ها از دوران بارون های سارق در قرن نوزدهم در ایالات متحده وجود نداشته است. فساد مفرط مشخصه این دو دوره محسوب می شد.

7. یک نشانه دیگر فساد آمریکا سرعتی است که در تبدیل شدن جامعه آمریکا به جامعه ای نابرابرتر وجود دارد؛ جامعه ای که از زمان نابودی مالیات بردرآمدهای مترقی به دست ریگان در دهه 1980 هر چه گذشته نابرابرتر شده است. یک درصد ثروتمندترین های راس جامعه هر چه بیشتر ثروتمند شوند، بیشتر می توانند سیاستمداران را خریداری کنند و باز هم ثروت کشور را بیشتر در دستان خود انباشته کنند. در طول عمر خود من یک درصد راس جامعه از زمان پرزیدنت آیزنهاور که 25 درصد ثروت های واقع در دست بخش خصوصی را در اختیار داشتند، به امروز که بیش از 38 درصد آن را در اختیار دارند رسیده اند. الکساندریا اوکاسیو – کورتز نماینده درست می گوید که لازم است ما نرخ مالیات حاشیه ای ثروتمندترین ها را بسیار بیشتر از امروز افزایش دهیم و یک مالیات بر درآمد کسب نشده نیز از آنها دریافت کنیم.

8. بودجه نظامی آمریکا هنگفت و بیشتر از مجموع بودجه نظامی 12 کشور بزرگ بعدی فهرست است. آنچه که معمولا کسی درک نمی کند این است که شاید نیمی از این بودجه صرف خدماتی شود که به خارج از کشور منتقل شده نه ارتش. این به معنای رفاه شرکتی در مقیاسی نجومی است. من با چشم های خود دیده ام که چگونه افسران از ارتش خارج می شوند و بعد شرکت هایی را تاسیس می کنند تا تجهیزاتی را به همکاران سابقشان که هنوز در داخل ارتش حضور دارند بفروشند. دقیقا به این خاطر که ارتش لانه فسادی برای فسادهای بسیار بزرگ است، به بودجه نظامی ترامپ بیشتر از 100 میلیارد دلار اضافه شده که قرار است از پول مالیات دهندگان آمریکایی تامین شود.

9. ایالات متحده دارای گولاگی پهناور و دربردارنده بیش از دو میلیون و 200 هزار زندانی در زندان ها و ندامتگاه های خود است. گرایش فزاینده ای نیز به خصوصی سازی زندان ها وجود دارد و این گرایش سیستم را به فساد می کشاند. این اصلا درست نیست که عده ای از انداختن و نگه داشتن انسان ها در پشت میله ها کسب سود کنند. این گرایش دردسرساز موجب رنج و درد بیشتری شده و به صدور محکومیت های بسیار طولانی برای جرایم کوچک، سلب حق آزادی مشروط و تا زندانی کردن مردم برای حبس ابد برای مثلا سه سرقت کوچک انجامیده است.

10. ضبط اموال در «جنگ با مواد مخدر» در حال به فساد کشاندن ادارات پلیس و سیستم قضایی است. هر چند که قانونگذاران ایالتی در تلاش برای لغو این اقدام فسادآور هستند، اما این کار به طور گسترده ای صورت می گیرد و خطری است که متوجه قانون اساسی است.
بنابراین به خاطر رد و بدل شدن چند رشوه انگشت شمار به جهان جنوب نگویید که چقدر فاسد است. آمریکاییان تاکنون فساد را به چشم خود ندیده اند چون ما فقط با اسامی بزرگ سرو کار داریم. اگر دو تریلیون دلار به سرقت ببرید نه تنها فاسد نیستید، بلکه افرادی محترم و آبرومند هستید!
نویسده: خوآن کول (Juan Cole) استاد تاریخ در دانشگاه میشیگان
منبع: yon.ir/4Ufjd

منبع:فارس

نشست ورشو، تیری که به سنگ خورد



وجود شکاف فراآتلانتیکی در کنار دیدار امروز سران کشورهای ایران، روسیه و ترکیه در نشست سوچی که بر ادامه همکاری‌های منطقه‌ای و حرکت در مسیر اتحاد تاکید کردند، این واقعیت را پیش آورده است که اجماع منطقه‌ای مورد نظر واشنگتن نه تنها حاصل نخواهد شد بلکه با قطب بندی جدید منطقه‌ای شامل ایران، ترکیه، روسیه و کشورهای مهم دیگر منطقه چون لبنان، عراق، سوریه، یمن و قطر باید شاهد چالش‌های بیشتر آمریکا و رژیم صهیونیستی در نظام منطقه‌ای آینده غرب آسیا بود

نشست ورشو، تیری که به سنگ خورد

سخن آشنا- پس از دو ماه تلاش بی وقفه و استفاده از تمامی ابزارهای موجود نهایتا روز گذشته دولت آمریکا توانست کنفرانس مورد نظر خود در مورد آنچه ترویج صلح و امنیت در خاورمیانه عنوان شده است را با حضور نمایندگانی از 60 کشور در ورشو لهستان تشکیل دهد. نخستین موضوعی که از همان ابتدا از دید رسانه‌ها و ناظران دور نماند عدم موفقیت واشنگتن در همراه کردن بخش زیادی از کشورهای جهان بویژه کشورهای اروپایی و مهمتر از آن حتی استقبال کمرنگ کشورهای شرکت‌کننده بود که به شکلی نازل در این اجلاس حضور یافته اند. این امر نشان داد با وجود اینکه ایالات متحده برای قانع کردن کشورها به حضور در این شو تبلیغاتی مجبور شد ادعاهای اولیه اجماع سازی علیه تهران را به عنوان محور اصلی این نشست تکذیب و به صلح خاورمیانه تغییر دهد اما همچنان در اعتمادسازی جهانی از انگیزه سیاست‌گذاری در جهت پیشبرد صلح واقعی در خاورمیانه ناکام است.

این واقعیت می‌تواند نقش مهمی در موفقیت یا ناکامی واشنگتن از انگیزه‌های اصلی برای ترتیب دادن این نشست داشته باشد که در سه محور خلاصه می شود. نخستین هدف موضوع انزوای تهران و اجماع سازی علیه ایران در محیط بین‌المللی و همراه کردن کشورهای عربی برای شکل دادن به یک سازوکار امنیت منطقه‌ای با عنوان ناتو عربی می‌باشد. هدف دوم ترامپ به طور حتم موضوع پیشبرد عادی سازی روابط رژیم صهیوینستی و اعراب از فاز ارتباطات مخفی و پشت پرده به عرصه علنی و روابط رسمی می‌باشد. سومین هدف واشنگتن نیز که متغییری تأثیرپذیر از نتایج و روند نشست در دو موضوع نخست می‌باشد احتمالاً به طرح ترامپ برای حل مسأله تاریخی فلسطین و اشغالگری رژیم صهیونیستی باز می‌گردد که به طرح معامله قرن معروف شده و بنابر اعلام رسانه‌ها در آستانه رونمایی می‌باشد. اکنون این سوال مطرح است که نشست ورشو تا چه اندازه توانست کاخ سفید را در نیل به این اهداف یاری رساند؟

در پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که این نشست زمانی برگزار می‌شود که آمریکا سیاست رهایی از تعهدات خود در منطقه را در پیش گرفته و این نخستین تلاش کاخ سفید برای شکل دادن به ائتلاف عربی- اسرائیلی پس از طرح خروج نیروهای آمریکایی از سوریه می‌باشد. از این رو باید گفت طرح علنی کردن عادی سازی روابط اعراب و رژیم صهیونیستی برای شکل دادن به یک نظم امنیتی جدید در منطقه که این خلا را پر کند و حافظ منافع غرب با هزینه کشورهای منطقه باشد اولاً به اجماع آفرینی علیه تهران با دمیدن در سیاست ایرانهراسی نیاز دارد و ثانیاً پایان مناقشه تاریخی اعراب و اسرائیل بر سر مسئله فلسطین را نیازمند است.

حال با توجه به این مولفه‌ها بهتر می‌توان روند و نتایج نشست را مورد بررسی قرار داد. پمپئو و نتانیاهو در سخنان خود در این نشست تلاش کردند که ایران را بزرگترین تهدید منطقه اعلام کنند. پامپئو مدعی شد صلح و امنیت در منطقه بدون مقابله با ایران غیرممکن است و نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز از وحدت نظر کشورهای شرکت‌کننده در مورد ایران دم زد. تلاش برای نمایش اشتراک نظر و اتحاد در مورد مقابله با ایران همچنین با اغواگری نتانیاهو در مورد دیدارهایی که وی در این نشست با برخی از مقامات عربی حاضر در اجلاس همچون وزیر خارجه عمان و عادل الجبیر مشاور وزیر خارجه سعودی نیز همراه بود به صورتی که وی گفت: «چنین همبستگی و وحدتی را در طول زندگی به یاد ندارم و تصور می‌کنم تغییر شگرفتی رخ داده و خبر از وضعیت جدید در خاورمیانه می‌دهد».

اما برخلاف این ادعاها آنچه در نهایت از نشست ورشو مشخص گردید خلاف ادعاهای مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی را نشان داد. از یکسو عدم حضور قدرت‌های اروپایی و ترکیه به عنوان دومین قدرت عضو ناتو در نشست شکاف عمیق اتحاد فراآتلانتیک در مورد سیاست‌های خاورمیانه‌ای آمریکا بویژه در موضوع ایران را مشخص کرد. در واقع سیاست‌های بی‌ثبات ساز و یکجانبه‌گرایانه آمریکا همچون خروج از توافق هسته‌ای با ایران، حمایت از تداوم تهاجم به یمن و عدم رویکرد جدی در برابر سیاست‌های تندروانه سران عربستان بویژه محمد بن سلمان، انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس برخلاف قطعنامه های سازمان ملل و همچنین رویکرد واگرا و تجزیه‌طلبانه خصوصاً نسبت به عراق و سوریه از دلایل عمده این اختلاف است. وجود این اختلاف در کنار دیدار امروز سران کشورهای ایران، روسیه و ترکیه در نشست سوچی که بر ادامه همکاری‌های منطقه‌ای و حرکت در مسیر اتحاد تاکید کردند، این واقعیت را پیش آورده است که اجماع منطقه‌ای مورد نظر واشنگتن نه تنها حاصل نخواهد شد بلکه با قطب بندی جدید منطقه‌ای شامل ایران، ترکیه، روسیه و کشورهای مهم دیگر منطقه چون لبنان، عراق، سوریه، یمن و قطر باید شاهد چالش‌های بیشتر آمریکا و رژیم صهیونیستی در نظام منطقه‌ای آینده غرب آسیا بود.

در موضوع عادی سازی روابط نیز آنچه از دیدارهای نتانیاهو با برخی از مقامات دولت های عربی روی داد به هیچ عنوان رویدادی شگفت‌آور نبود چرا که پیش از این وجود روابط مخفی میان اسرائیل و برخی از دولت‌های وابسته عربی در حوزه خلیج فارس همچون امارات و عربستان و بحرین بارها از سوی رسانه‌ها برملا شده بود اما این امر موجب همراه شدن دیگر کشورهای اسلامی و عربی به عادی سازی روابط با تل آویو نشد. نه تنها برملا شدن دیدارهای مخفی منجر به پاک شدن مسأله مناقشه تاریخی کشورهای اسلامی با رژیم صهیونیستی بر سر مسأله فلسطین نشد بلکه حتی اقدامات یکجانبه دولت ترامپ برای نقض پیمان اسلو و طرح صلح عربی به سود تل‌آویو، همراه با تحقیر دولت‌های عربی برای پرداختن هزینه‌های حمایت‌ نظامی موجب گردید امروزه موضوع عادی سازی علاوه بر اسلام‌گرایان حتی برای عموم ملت‌های عرب نیز نماد وابستگی، عدم استقلال و خفت و خاری حاکمانشان تبدیل ‌شود.

اما شکست تلاش آمریکا در دو محور فوق الذکر عملاً منجر به شکست در موضوع اجرای معامله قرن نیز گردید. اولاً هیچیک از گروه‌های فلسطینی در این نشست حضور نیافت تا مخالفت خود را بار دیگر در مورد هرگونه حمایت اعراب از معامله قرن گوشرد کنند. همچنین حماس در اقدامی اعتراضی دیدار وزیر خرجه عمان با نتانیاهو را ننگی بزرگ و خنجری به پشت ملت فلسطین اعلام کرد. ثانیاً این واکنش‌ها منجر شده تا حتی عربستان سعودی نیز مجبور شود فتیله آتش عادی سازی را کم کرده و طی ماه‌های اخیر بارها پادشاه سعودی از پایبندی به طرح تشکیل دولت مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شرقی خبر دهد. مجموع این عوامل منجر گردید تا بیشتر رسانه‌ها همانند روزنامه واشنگتن پست از دستان خالی پمپئو از نشست ورشو خبر دهند.
منبع:الوقت

آخرین مطالب