پر بازدیدترین مطالب

آمریکا چطور از تروریسم علیه کشورهای رقیب استفاده می‌کند؟


ایالات متحده در حالی ایران را «حامی رسمی تروریسم» ادعا می‌کند که به اذعان تحلیلگران آمریکایی، این واشنگتن بوده که در برهه‌های متعددی از تاریخ و در مناطق مختلفی از جهان به ارائه حمایت از سازمان‌های تروریستی واقعی پرداخته است.

آمریکا چطور از تروریسم علیه کشورهای رقیب استفاده می‌کند؟
سخن آشنا – دولت آمریکا به ریاست «دونالد ترامپ» در راستای خوش‌خدمتی به رژیم صهیونیستی و دولت‌های عربی مرتجع در منطقه، عصر دوشنبه ۱۹ فروردین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را یک «سازمان تروریستی خارجی» خوانده و اعلام کرد این کار را برای افزایش حداکثری فشارها بر تهران انجام داده است.

شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نیز در واکنش به این اقدام آمریکا و با اشاره به سابقه طولانی فرماندهی مرکزی نیروهای آمریکایی در غرب آسیا در حمایت از گروه‌های تروریستی، این مقر فرماندهی را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داد.

ایالات متحده در حالی دولت ایران را «حامی رسمی تروریسم» می‌خواند که به اذعان تحلیلگران و کارشناسان آمریکایی، این واشنگتن بوده که در برهه‌های متعددی از تاریخ و در مناطق مختلفی از جهان به ارائه حمایت از سازمان‌های تروریستی واقعی پرداخته است.

دولت آمریکا، مفهوم تروریسم را اینگونه تعریف می‌کند: «خشونتِ از پیش برنامه‌ریزی شده با انگیزه‌های سیاسی که توسط گروه‌های فراملی یا ماموران مخفی، و با هدف تاثیرگذاری بر یک مخاطب (خاص) علیه اهداف غیرنظامی انجام می‌شود». با این حال، هیچ اجماع بین‌المللی روی تعریف قانونی یا آکادمیک از تروریسم وجود ندارد. کنوانسیون‌های سازمان ملل نیز نتوانستند به تعریف جامعی درباره تروریسم دولتی یا غیردولتی برسند.

تعریف جامع بین‌المللی قانونی یا آکادمیک از مفهوم «تروریسم» وجود ندراد

«الکساندر جورج» استاد علوم سیاسی دانشگاه استنفورد و «نوام چامسکی» فیلسوف و نظریه‌پرداز آمریکایی در کتابی با نام «تروریسم دولت‌های غربی» می‌نویسند که کاخ سفید در زمان‌های مختلفی در تاریخ معاصر ایالات متحده آمریکا، از تروریست‌ها و سازمان‌های شبه‌نظامی مختلف در سراسر جهان حمایت کرده است. واشنگتن همچنین به تعداد زیادی از رژیم‌های دیکاتوری مانند کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس کمک کرده تا با استفاده از «تروریسم دولتی» مردم و مخالفان خود را سرکوب کنند.

این دو همچنین بر حمایت‌های برجسته رژیم آمریکا از گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی غیردولتی در آمریکای لاتین، غرب آسیا و جنوب آفریقا تاکید کردند.

 

 

در حالی که کاخ سفید، جمهوری اسلامی ایران را به حمایت از تروریسم دولتی متهم می‌کند اما چامسکی در سلسله تحقیقات خود که به‌صورت کتاب‌هایی در دهه ۱۹۷۰ میلادی منتشر شد (برای مثال کتاب اقتصاد سیاسی حقوق بشر) تصریح می‌کند این خود واشنگتن است که تروریسم دولتی را اجرا کرده و مفهوم تروریسم با تاروپود سپهر نفوذ آمریکا در کشورهای در حال توسعه عجین شده است. وی همچنین تاکید می‌کند که افزایش تروریسم دولتی در جهان، نتیجه سیاست خارجی ایالات متحده است.

وی همچنین در کتابی به نام «۱۱/۹» (یازده سپتامبر) صراحتا تاکید می‌کند: «آمریکا بزرگترین دولت تروریست در جهان است و به آن نیز افتخار می‌کند».

این دانشمند آمریکایی با بیان اینکه واشنگتن از تروریسم در دولت‌های دست‌نشانده خود حمایت می‌کند، می‌گوید ایالات متحده با ارائه حمایت‌های نظامی، مالی و دیپلماتیک به تروریست‌ها، کمک می‌کند که رژیم‌های دیکتاتوری جهان سوم در قدرت باقی بمانند، زیرا در صورت وقوع انقلاب و استقلال یافتن آن کشورها منافع آمریکا تهدید می‌شود.

نوام چامسکی: آمریکا بزرگترین حامی تروریسم دولتی در جهان است

 

در مقاله «ارزیابی علل تروریسم غیردولتی در آمریکای لاتین» نوشته «آندرس فلدمن» آمده است که ایالات متحده از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۱ به مدت یک دهه، انواع و اقسام حمایت‌ها از جمله تسلیحاتی، آموزشی، مالی و لوجستیکی را به تروریست‌ها در نیکاراگوئه که روش‌های مختلفی را علیه دولت قانونی این کشور به کار بردند، ارائه کرد.

بر این اساس، دولت آمریکا همچنین در برهه‌های مختلفی از تروریست‌های کوبایی که برای براندازی دولت «فیدل کاسترو» تلاش می‌کردند، حمایت کرده و به آنها نیز آموزش نظامی و تسلیحات ارائه می‌داد؛ افرادی مانند «اُرلاندو بوش» و «لوئیز پوسادا کاریز» از سرکرده‌های گروه موسوم به «اتحاد سازمان‌های انقلابی» که همزمان از سوی «اف‌بی‌آی» تروریستی شناخته شده و از سوی «سیا» حمایت‌های مختلفی دریافت می‌کردند.

البته دولتمردان و سیاسیون آمریکایی با بهانه‌های مختلفی این حمایت‌ها را توجیه یا سعی کردند چهره‌ای دیگر به آن بپوشانند، از بهانه حرکت برخی کشورها (کوبا) به سمت شوروی سابق و کمونیسم گرفته تا ادعای حمایت از خواست مردم و برکناری دولت یک کشور (ونزوئلا).


ارلاندو بوش در حال اجرای مقدمات عملیات «خلیج خوک‌ها»

 

پروفسور «روث بلِیکلی» استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل در دانشگاه شفیلد، طی مقاله‌ای با اشاره به حمایت دولت‌های مختلف ایالات متحده از تروریستم در اقصی‌نقاط جهان، می‌نویسد که این حمایت در برخی موارد، به بهانه مبارزه باقاچاق بین‌المللی مواد مخدر شکل گرفت.

بلیکلی توضیح می‌دهد که آمریکا و متحدانش در دوران جنگ سرد، تروریسم دولتی را در «مقیاس اقتصادی» توسعه داده و حمایت کردند و بهانه‌ای که برای آن می‌آوردند، مهار کمونیسم و همچنین ایجاد محیط مساعد برای منافع شرکت‌های آمریکایی در خارج از این کشور و حفاظت از منافع سرمایه‌داران، مخصوصا زمانی که دولت‌های مستقل اجازه سوءاستفاده از منابع این کشور را به واشنگتن نمی‌دادند، بود.

شکل‌های مختلف تروریسم آمریکایی:

دولتی، غیردولتی، اقتصادی، نظامی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و مواد مخدر

«ویلیام اُدِم» رئیس وقت آژانس امنیت ملی آمریکا در زمان ریاست جمهوری «رونالد ریگان» در کتاب «هژمونی آمریکا: چگونه از آن استفاده کرد» با اذعان به استفاده واشنگتن از تروریسم دولتی، می‌نویسد: «آنطور که خیلی از منتقدان اشاره کردند، تروریسم یک دشمن نیست. بلکه یک تاکتیک است. به دلیل اینکه خود ایالات متحده سابقه طولانی در حمایت از تروریست‌ها و استفاده از تاکتیک‌های تروریستی دارد، شعارهایی که امروز درباره جنگ با تروریسم سر می‌دهد فقط آمریکا را در برابر جهانیان به‌صورت منافق و دورو نشان می‌دهد».

پروفسور «ریچارد فالک» استاد حقوق بین‌الملل در دانشگاه پرینستون و گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشری فلسطین اشغالی (2008) نیز در یکی از کتاب‌های خود (دو چهره تروریسم) با بیان اینکه آمریکا، متحدانش و رسانه‌های جریان اصلی باعث مبهم شدن ویژگی‌ها و ابعاد تروریسم شدند تا دیدگاه یک‌جانبه کشورهای جهان اول تحمیل شود، می‌گوید: «اگر تروریسم، به‌عنوان اصطلاحی برای فضاحت اخلاقی و قانونی به‌کار رود، پس باید درباره خشونتی که عامدانه غیرنظامیان را هدف می‌گیرد نیز استفاده شود، خواه توسط بازیگران دولتی انجام شود یا نیروهای متخاصم غیردولتی».

فالک ضمن توجه به استفاده گسترده ایالات متحده از تروریسم دولتی برای پیشبرد مقاصد و منافع خود در نقاط مختلف جهان، معتقد است حتی کسانی که اقدامات تروریستی انجام می‌دهند، می‌توانند با توسل به «دفاعیه نورمبرگ» یا مفهوم «دفاع مقابله به مثل»، هرگونه شکایت یا انتقاد آمریکا از خودشان را خنثی کنند. دفاع مقابله به مثل که برای اولین بار در جریان محاکمه 22 نفر از سران آلمان نازی بعد از پایان جنگ جهانی دوم در دادگاه نورمبرگ مطرح شد، بر مبنای استدلال دکترین «دستان پاک» است که می‌گوید: «اگر یک طرف منازعه مرتکب جرایم معینی شود، دستانش برای تعقیب یا مجازات اتباع طرف مقابل به دلیل ارتکاب جرایم مشابه پاک نیست». (باقری ۱۳۹۷)


تسلیحات اهدایی آمریکا در دست تروریست‌ها

در همین راستا، نشریه دوهفته‌نامه «نیویورک» در مطلبی به قلم «یوناه شِپ» به تاریخ ۷ آگوست ۲۰۱۸، ضمن اشاره به اظهارات «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا در اعمال مجدد تحریم‌های ذیل توافق هسته‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران، نوشت: «درست است که اشاعه تسلیحاتی، دخالت در امور دیگر کشورها و تروریسم را می‌توان در مفهوم "فعالیت‌های شرورانه" گنجاند اما در همین زمان، سخت است که انتظار داشته باشیم ایران اقداماتی را متوقف کند که رقبا و دشمنانش به‌صورت روزانه و روتین همان اقدامات را انجام می‌دهند».

ویلیام اُدِم: تروریسم، نه دشمن آمریکا، بلکه تاکتیک آن است

این نشریه با بیان اینکه آمریکا چندان برتری اخلاقی برای سرزنش کردن ایران به‌خاطر حمایت از گروه‌های مقاومت در منطقه و بی‌ثبات‌سازی ادعایی غرب آسیا ندارد، تصریح می‌کند: «طی دهه‌های اخیر، ایالات متحده خودش نیز اغلب همان کارها را در راستای اشاعه قدرت خود و دفاع از هژمونی متحدان مشکل‌زا در خاورمیانه انجام داده است».

مجله نیویورک سپس به گزارش خبرگزاری «آسوشیتدپرس» درباره دخالت واشنگتن در بحران یمن اشاره کرده و می‌نویسد که ایادی آمریکا از طریق ائتلاف عربی به رهبری رژیم سعودی، در موارد متعددی به اعضای سازمان تروریستی «القاعده» در شبه‌جزیره عربی و یمن رشوه دادند تا پایگاه‌های خود را ترک کنند یا حتی به نیروهای ائتلاف بپیوندند.

در ادامه این مطلب آمده است: «آمریکا نمی‌تواند به سادگی و با توجیه معتبر، ایران را به‌خاطر حمایت از تروریسم محکوم کند. زیرا هر زمان ما (آمریکا) خود را در درگیری‌های خاورمیانه دخالت دادیم، مستقیم یا غیرمستقیم و آگاهانه یا غیرآگاهانه به بی‌ثباتی، خشونت و تروریسم در آنجا دامن زدیم. ابزارهای سیاست خارجی ما (آمریکا) در خاورمیانه، با اهداف ادعایی‌اش در تناقض است. تهاجم ما به افغانستان و عراق، اقدامات ما برای کاهش مقیاس درگیری‌ها در لیبی و سوریه و مداخله ما در یمن فقط و فقط به مشکلات منطقه افزود».

سازمان رسانه‌ای و پژوهشی «مرکز تحقیقات جهانی‌سازی» در کانادا طی گزارشی به رهبری «گاریکاری چنگو» محقق دانشگاه هاروارد که در ۸ مارس ۲۰۱۹ منتشر شد، صراحتا اعلام کرد که سازمان‌های تروریستی «القاعده» و «داعش» ساخته دست آمریکا (made-in-the-USA) هستند که به عنوان ابزار تروریسم، برای تجزیه و تسخیر کشورهای نفت‌خیز غرب آسیا و همچنین مقابله با نفوذ روزافزون ایران در منطقه طراحی شدند.


موشک‌های آمریکایی ضد زره «TOW» در دست تروریست‌ها

این گزارش با بیان اینکه تاریخچه طولانی حمایت آمریکا از گروه‌های تروریستی، افراد زیادی را متعجب خواهد کرد، می‌افزاید: «سازمان سیا در جریان جنگ سرد، خود را با اسلام‌گرایان افراطی همراه کرد. در آن زمان، آمریکا جهان را با دیدی بسیار ساده می‌نگریست؛ یک طرف اتحاد جماهیر شوروی و ملی‌گرایی جهان سوم (که از نظر آمریکا ابزاری برای شوروی بود) و در طرف دیگر کشورهای غربی و اسلام سیاسی نظامی (که از نظر آمریکا متحدی علیه شوروی بود)».

القاعده و داعش، ابزارهای تروریستی آمریکا برای تجزیه و تسخیر کشورهای نفت‌خیز غرب آسیا

بر این اساس، رابطه کاخ سفید با القاعده همواره شبیه رابطه عشق و نفرت (بین دو معشوق) بوده و با توجه به اینکه کدام گروه تروریستی زیرشاخه القاعده در منطقه‌ای منافع واشنگتن را تامین یا تضعیف می‌کند، وزارت خارجه آمریکا نیز به آنها پاداش و جریمه می‌دهد. حتی علی‌رغم اینکه سیاست خارجی ایالات متحده مدعی است که با افراط‌گرایی اسلامی مخالف است اما واشنگتن آگاهانه از این مفهوم به‌عنوان ابزاری برای سیاست خارجی خود استفاده می‌کند.

در حالی که آمریکا در برهه‌ای از جولان داعش بر سرزمین‌های عراق و سوریه، ادعا کرد که ایران از آن تروریست‌ها حمایت می‌کند اما مرکز پژوهش‌های جهانی‌سازی معتقد است: «داعش نه تنها یک ابزار ساده تروریستی برای آمریکا جهت سرنگونی دولت سوریه نبود بلکه از آن برای اعمال فشار بر ایران استفاده می‌کرد... برخلاف چیزی که رسانه‌های غربی جار می‌زنند، ایران آشکارا تهدیدی برای امنیت منطقه نیست اما واشنگتن هست».

این سازمان تحقیقاتی در ادامه سه دلیل برای حمایت‌های مخفیانه آمریکا از داعش بیان می‌کند: «جهت حمله به دشمنان خود در خاورمیانه، به‌عنوان بهانه‌ای برای مداخله نظامی آخود در منطقه و ابزاری جهت ایجاد تهدید ساختگی در داخل (تا گسترش بی‌سابقه ابزارهای نظارتی را توجیه کند)».

در سال ۲۰۱۷ اسناد محرمانه‌ای از سفارتخانه آمریکا در جاکارتا، پایتخت اندونزی، منتشر شد که نشان می‌داد دولت ایالات متحده از آغاز بحران پاکسازی‌های ضد کمونیستی و حذف این حزب از اندونزی در سال ۱۹۶۵ میلادی، ‌در آن درگیر بوده و به‌میزان زیادی در کشتارهای جمعی که نهایتا منجر به کودتای نظامی و تسلط «محمد سوهارتو» بر قدرت در این کشور شد، نقش داشته است. گفته می‌شود دست دولت آمریکا به‌صورت مستقیم آغشته به خون حداقل یک میلیون و حداکثر سه میلیون اندونزیایی است که در آن زمان و در راستای پیشبرد اهداف لیبرالیستی واشنگتن در حذف حزب کمونیست از اندونزی کشته شدند. دکتر «جفری رابینسون» تاریخ‌نگار دانشگاه پرینستون می‌گوید اگر دخالت‌ها و حمایت‌های آمریکا از مخالفان کمونیسم، کودتای نظامی و سوهارتو نبود، چنین کشتارهای جمعی رخ نمی‌داد.


کشتار مردم اندونزی به دست تروریست‌های تحت حمایت آمریکا

«برادلی سیمپسون» استاد دانشگاه استنفورد نیز درباره نفش آمریکا در حمایت‌های از تروریست‌هایی که چند میلیون نفر را در عرض دو سال در اندونزی به قتل رساندند، می‌نویسد: «واشنگتن هر چه در توان داشت برای تشویق و تسهیل کشتار اعضای حزب کمونیست اندونزی توسط ارتش به‌کار برد... این یک تروریسم سریع‌الاثر و شاکله ضروری سیاست‌های حزب نئولیبرال بود که غرب بر اندونزیِ پسا-برکناری (احمد) سوکارنو (اولین رئیس‌جمهور دولت مستقل اندونزی) تحمیل کرد».

حمایت آمریکا از تروریست‌های اندونزی، عامل کشتار یک تا سه میلیونی مردم در سال‌های 66-1965

«نیکلاس دیویس» نویسنده، محقق و فعال ضد جنگ آمریکایی طی مقاله‌ای برای وبگاه مستقل و چپ‌گرای «آلترنت» به تشریح ۳۵ کشوری (از آسیا تا آمریکای لاتین) که دولت‌های مختلف واشنگتن در آنها از گروه‌های فاشیست، تروریست و کارتل‌های مواد مخدر حمایت کردند، می‌پردازد.

در ابتدای این مقاله، با اشاره به رکورد طولانی و شکسته‌نشده دولت آمریکا در همکاری با «فاشیست‌ها، دیکتاتورها، قاچاقچیان مواد مخدر و تروریست‌های دولتی» در کشورهای مختلف، آمده است: «در پس دیواره‌ای از مصونیت و محافظت توسط وزارت خارجه (آمریکا) و سازمان سیا، دست‌نشانده‌ها و عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی ایالات متحده در بدترین جرائم شناخته شده از قتل و نسل‌کشی گرفته تا کودتا و شکنجه، غوطه‌ور بودند. رد خونِ بجامانده از این آشوب‌ها و کشتارها، مستقیما به پلکان ورودی کنگره آمریکا و کاخ سفید می‌رسد».

لیست بلند ۳۵ کشوری که آمریکا در آنها از تروریسم حمایت کرده، بدین شرح است: «افغانستان، آلبانی، آرژانتین، برزیل، کامبوج، شیلی، چین، کلمبیا، کوبا، ال‌سالوادور، فرانسه، غنا، یونان، گواتمالا، هائیتی، هندوراس، اندونزی، ایران، عراق، شبه‌جزیره کره، لائوس، لیبی، مکزیک، میانمار، نیکاراگوئه، پاکستان، عربستان سعودی، ترکیه،‌ پاناما، فیلیپین، سوریه، اوروگوئه، یوگوسلاوی، زئیر (کنگو امروز) و اسرائیل (البته منظور حمایت از دولت تروریستی تل‌آویو است)».

حمایت کاخ سفید از گروه‌های تروریستی در سراسر جهان در حالی روز به روز بیشتر افشا می‌شود، که «تولسی گابارد» نماینده دموکرات ایالت هاوایی در کنگره آمریکا طرحی را به تاریخ ۲۳ ژانویه ۲۰۱۷ به مجلس نمایندگان ارائه کرد و خواستار توقف ارائه حمایت مالی مستقیم یا غیرمستقیم به گروه‌های تروریستی مانند القاعده و داعش شد.


تروریست‌های ارتش آمریکا در تهاجم به عراق

گابارد با بیان اینکه آمریکا طی سال‌ها، چند تریلیون دلار برای جنگ‌های تغییر رژیم در کشورهای غرب آسیا هزینه کرده، در متن این طرح نوشت: «در حالی که جوامع (آمریکایی) مانند هاوایی با کمبود شدید منابع از جمله زیرساخت‌های فرسوده، نبود خانه‌های مقرون به‌صرفه، نیاز به سرمایه‌گذاری در بخش آموزش و سلامت و بسیاری موارد دیگر است».

آمریکا در 35 کشور جهان، از اشکال مختلف تروریسم حمایت کرده است

 

 

منابع:

George, Alexander (1991). "Western State Terrorism". Routledge. ISBN 978-0415904735.

Chomsky, Noam (1979). "The Political Economy of Human Rights" (with Edward S. Herman). South End Press. ISBN 0-85124-248-0

Chomsky, Noam (2001). "9-11". Seven Stories Press. ISBN 1-58322-489-0

Feldmann, Andreas E.; Maiju Perälä (July 2004). "Reassessing the Causes of Nongovernmental Terrorism in Latin America". Latin American Politics and Society.

Blakeley, Ruth (December 2006). "State Terrorism by Northern Democratic States: Critical for a "Critical" Terrorism Studies". British International Studies Association Conference.

Odom, General William (December 2007). "American Hegemony: How to Use It, How to Lose It". Proceedings of the American Philosophical Society

Falk, Richard (1988). "Revolutionaries and Functionaries: The Dual Face of Terrorism", E. P. Dutton. ISBN-0525246045

Shepp, Jonah (2018). "While Condemning Iran, the U.S. Contributes to Terrorism in the Middle East, Too". NewYork Magazine

Chengu, Garikai (2019). "America Created Al-Qaeda and the ISIS Terror Group". The Centre for Research on Globalization

Robinson, Geoffrey B. (2018). "The Killing Season: A History of the Indonesian Massacres, 1965-66". Princeton University Press. ISBN 9781400888863

Simpson, Bradley (2010). "Economists with Guns: Authoritarian Development and U.S.–Indonesian Relations, 1960–1968". Stanford University Press. ISBN 978-0804771825

Davies, Nicolas (2014). "35 Countries Where the U.S. Has Supported Fascists, Drug Lords and Terrorists". AlterNet

Gabbard, Tulsi (2017). "Stop Arming Terrorists Act (H.R.608)". United States House of Representatives

باقری، نادیا (1397). "دفاع مقابله به مثل از منظر رویه محاکم کیفری بین المللی". دانشگاه علامه طباطبایی تهران. فصلنامه پژوهش حقوق کیفری
منبع:فارس

از افغانستان تا لندنستان/ ۱۲- نمی خواستم پیرمرد چیزی از «ملیکه» بفهمد/ هرطور شده باید از شّر ماشین خلاص می‌شدم



همان روز صبح ماشین را با کمک بعضی از بچه‌های همسایه هل داده و از پارکینگ آورده بودیم بیرون. نمی‌خواستم پیرمرد یا کسانی که با او هستند چیزی دربارۀ من یا دربارۀ دخترعمویم ملیکه بدانند.

سخن آشنا - یکی از خوبی‌های نوروز فرصت بیشتری است که افراد، با توجه کم شدن مشغله‌های کاری، برای مطالعه پیدا می‌کنند. در این بین، یافتن مطالبی که هم مفید باشد و هم جذاب، مهم‌ترین قسمت ماجراست. مشرق سعی کرده کار خوانندگانش را ساده کند و کتابی که هر دو ویژگی را داشته باشد به صورت پاورقی در ایام نوروز منتشر کند: کتاب «از افغانستان تا لندنستان».

افغانستان تا لندنستان، خاطرات عمر الناصری (ابوامام المغربی، جاسوس دستگاه اطلاعات خارجی فرانسه در شبکه‌ی تکفیری‌های اروپا در دهه‌ی ۹۰ میلادی) است، کتابی با ترجمه‌ی وحید خضاب که اخیراً در ۵۶۷ صفحه از سوی نشر شهید کاظمی منتشر شده است.

ابوامام یک جوان اهل مغرب است که از کودکی در بلژیک بزرگ شده و بعد از یک زندگی پرفراز و نشیب، به شبکه‌های تکفیری داخل اروپا متصل می‌شود، اما در همان زمان بنا به دلایلی دیگر، به عضویت «دستگاه اطلاعات خارجی فرانسه» (DGSE) نیز در می‌آید.

 

کتاب، شرح جذابی است از زندگی پرماجرای ابوامام، کسی که هم می‌خواست «مجاهد» باشد و هم می‌خواست با «تروریست‌ها» بجنگد؛ کسی که هم از دستگاه‌های اطلاعاتی غربی می‌ترسید، و هم برای نجات جان خود به آنها پناه برده بود. شرح این ارتباطات، ماجراجویی‌ها و خطرات سهمگینی که او از سرگذرانده در این کتاب آمده است.

 

**قسمت دوازدهم**
[…] روز بعد دوباره به یاسین زنگ زدم. گفت طرف ساعت ۸ شب می‌رسد. خواست محل قرار را مشخص کنم. گفتم همان ساعت می‌روم و جلوی سینما «لو پاریس» می‌ایستم و پشت سر هم سیگار می‌کشم. طرف می‌توانست با این نشانه (پشت سر هم سیگار کشیدن) مرا پیدا کند.

درست سر ساعت ۸ شب جلوی سینما بودم. هنوز به خاطر آن فیلم کمی عصبی بودم. کل شهر هم پرتنش به نظر می‌رسید. گشتی‌های مسلح در خیابان‌ها می‌چرخیدند. من سال‌ها در مغرب از دست پلیس‌ها فرار کرده بودم. یک سال قبل که از کشور رفتم فکر می‌کردم همۀ این چیزها دیگر برایم تمام شده است.

حدود یک ساعت جلوی سینما ایستاده بودم و پشت سر هم سیگار می‌کشیدم. هیچکس سراغم نیامد. یک پاکت سیگار را تمام کردم! مانده بودم چه کار باید بکنم. قلبم تند تند می‌زد. کم‌کم داشتم به احتمال‌های وحشتناک فکر می‌کردم. شاید این طرف برای دستگاه اطلاعات مخفی مغرب کار می‌کرد و حالا هم برای زیر نظر گرفته بود. شاید هم امین و یاسین فهمیده بودند که به آنها خیانت کرده‌ام و طوری برنامه چیده بودند تا کشته شوم.

نمی‌توانستم همینطور اینجا منتظر بمانم. خیلی عصبی بودم. حس می‌کردم هر پلیسی که رد می‌شود زل می‌زند به من. باید کاری می‌کردم. یک تلفن عمومی پیدا کردم و زنگ زدم به یاسین. تا گوشی را برداشت گفتم: «اینجا چه خبره؟ هیچکس که نیومد.»

جواب داد: «طرف همونجاس، اومده از جلوی سینما رد شده ولی تو رو ندیده.»

گفتم: «یعنی پیدا کردن من اینقدر کار سختیه؟ تنها کسی که جلوی سینما وایساده داره پشت سر هم سیگار می‌کشه منم.»

-تو فقط برو همونجا منتظر باش. باهاش تماس می‌گیرم می‌گم اونجایی.»

یک پاکت دیگر سیگار خریدم و رفتم همانجا جلوی سینما. ۴۵ دقیقۀ دیگر منتظر ماندم. همچنان هیچکس نیامد. دست‌هایم داشت می‌لرزید. عصبانی بودم. رفتم سراغ باجۀ تلفن. دوباره زنگ زدم به یاسین. گفتم: «ول کن، فقط به من بگو چه شکلیه. اگه اون نمی‌تونه منو پیدا کنه، من پیداش می‌کنم.»

جواب داد: «نمی‌تونم بگم که چه شکلیه.» می‌دانستم چرا. می‌ترسید خطش شنود شود و آن وقت طرف لو برود.

اهمیتی ندادم. گفتم: «گوش کن چی می‌گم. یا می‌گی چه شکلیه یا کل قضیه رو بی‌خیال می‌شم. اینطوری، هیچ وقت دستش به ماشین نمی‌رسه.»

-نمی‌تونم بگم چه شکلیه. خودت می‌دانی که نمی‌تونم این کارو بکنم.

-پس ماشین را پیش خودم نگه می‌دارم.

بالخره یاسین کوتاه آمد. می‌دانست آنقدر یک‌دنده هستم که این کار را بکنم و ماشین را پیش خودم نگه دارم.

«باشه، قبول. قدش کوتاهه، حدود ۱۶۵ سانت. [یه مقداری] موهایش ریخته. ریشش هم سفیده.»

گوشی را گذاشتم و راه افتادم سمت سینما. در فاصلۀ تقریباً ۱۵۰ متری ورودی سینما یک نفر را دیدم که مطابق توصیفات یاسین بود. وقتی نزدیک‌تر شدم فهمیدم مشکل کجاست: این آدم ماهیت ماموریتی که داشت انجام می‌داد را درک نمی‌کرد. پیرمردی بود نزدیک ۷۰ ساله. از جلابه‌اش فهمیدم مغربی است. ایستاده بود در پیاده‌رو و همینطور بی‌هدف اطرافش را نگاه می‌کرد. هیچ نشانه‌ای نداشت.

نزدیکش شدم، او را در آغوش گرفتم و هر دو طرف صورتش را بوسیدم. با صدای بلند گفتم: «چقد از دیدنت خوشحالم! واقعاً ببخشید زودتر پیدات نکردم. چقدر اینجا دنبالت گشتم.»

شوکه شده و همینطور زل زده بود به من. از پشت دستم را به بازویش رساندم، کمی هلش دادم که مجبور شود با من راه بیفتد. با صدای بلند گفتم: «بچه ها چطورند؟» بعد با صدای آرام‌تر ادامه دادم: «یه هدیه برات دارم. از بلژیک آوردمش. می‌دونی که کی فرستاده؟»

چرخیدم تا ببینمش. او هم نگاهی به من انداخت. مضطرب به نظر می‌رسید. گفت: «امین و یاسین؟» صدایش کمی می‌لرزید.

سرم را تکان دادم. بعد چند دقیقه‌ای پیاده رفتیم. در مسیر همینطور به صحبت ادامه دادم، انگار دو نفر رفیق قدیمی هستیم که آمده‌ایم قدم بزنیم.

بالاخره رو کرد به من و پرسید: «پس کجاس؟»

گفتم: «خیالت راحت باشه. جاش امنه. فردا، بعد اینکه رفتیم ماشینو به اسم تو زدیم و پول سندو دادیم، تحویلت می‌دمش.»

همانجا که بود خشکش زد. گفت: «نه برادر، به این کار احتیاجی نیست.»

جواب دادم: «البته که احتیاج هست.» ماشین در مغرب به نام من ثبت شده بود. هر وقت یک ماشین خارجی وارد کشور می‌شد، مأموران گمرک آن را در بانک اطلاعاتشان [به نام شخص وارد کننده] ثبت می‌کردند. تنها راهی که برای حذف اسم من از آنجا وجود داشت این بود که ماشین را به کس دیگری بفروشم. اما اگر این کار را نمی‌کردم، مسئولیت هر بلایی سر ماشین می‌آمد و مسئولیت تمام چیزهایی که داخلش وجود داشت به عهدۀ من می‌بود. این احتمال هم کاملاً مطرح بود که موقع خروج از مغرب دربارۀ ماشین سوال کنند. احتمالاً مرا دم مرز نگه می‌داشتند تا ببینند با ماشینی که وارد کرده بودم چه کار کرده‌ام.

همۀ اینها را برای پیرمرد توضیح دادم. او هم تلاش می‌کرد خیال مرا آسوده کند. گفت: «نگران نباش برادر، ما توی مرز یه آدم داریم. پرونده رو از کامپیوتر حذف کرده و خلاص. هیچ اتفاقی برات نمی‌افته.»

حرفش را باور نمی‌کردم. به امین و یاسین اطمینان نداشتم. آنها اصلاً به من هشدار نداده بودند که تدابیر امنیتی در مغرب چقدر شدید شده و قطعاً حالا هم که اینجا بودم اصلاً برایشان اهمیتی نداشت که چه بلایی سر من بیاید. وقتی به موضوع فکر کردم دیدم برنگشتن من به بلژیک برای آن دو خیلی هم مناسب است. هرچه از من می‌خواستند را به دست آورده بودند. الان آدرس لوران را داشتند و به سادگی می‌توانستند خودشان به صورت مستقیم با او وارد معامله شوند. علاوه بر این، آن دو هیچ وقت واقعاً به من اعتماد نداشتند. خصوصاً الان که وارد بحث سمتکس و چاشنی شده بودیم، شاید راه خیلی آسان‌تر این بود که از شرم خلاص شوند.

خیره شدم به پیرمرد و گفتم: «من چرا باید به تو اعتمادِ کوفتی کنم؟ چند ساعت اینجا وایساده بودی [و مثلاً] داشتی دنبال من می‌گشتی! خوب گوش کن، شوخی ندارم، بدون سند زدن ماشینو تحویلت نمی‌دم.»

ظاهراً ترسیده بود. گفت: «نمی‌دونم چی بگم. باید با برادرا صحبت کنی.»

او را همانجا رها کردم و رفتم سراغ باجۀ تلفن تا به یاسین زنگ بزنم. همینکه گوشی را برداشت، همان هشداری که به آدمش داده بودم را به خودش هم دادم: بدون سند زدن، هیچ خبری از ماشین نخواهد بود. یاسین تلاش کرد قانعم کند که نگران نباشم. اصرار داشت بگوید که من باید حرف‌های پیرمرد را باور کنم که یک نفر در مرز کار را ردیف می‌کند. تذکر داد که چقدر عجله داشته‌اند و تا همین الان هم چقدر وقت تلف شده است.

حاضر نبودم هیچکدام از حرف‌هایش را قبول کنم. محکم ایستادم. جواب دادم: «جدی گفتم. یا پول سندو می‌ده و و ماشینو به اسم خودش می‌زنه یا اینکه ماشینو تحویلش نمی‌دم.»

یاسین یک بار دیگر گوشۀ رینگ گیر کرده بود. بعد از یک سکوت طولانی گفت: «باشه. ببینیم چی کار می‌تونیم بکنیم. فردا صبح دوباره زنگ بزن.»

فردا صبح که با یاسین تماس گرفتم صدا و لحنش غمگین و شبیه بیچاره‌ها بود. گفت: «کارایی که می‌خواستیو کردیم. پول همراهشه. [معامله رو انجام می‌ده و] مدارکو می‌ده بهت. آن وقت می‌تونی ماشینو تحویلش بدی.»

تا حالا نشنیده بودم یاسین با چنین لحنی صحبت کند. غمگین به نظر می‌رسید، و تسلیم‌شده.

ادامه داد: «خودت می‌دونی که عملاً داریم این آدمو به کشتن می‌دیم.» قطعاً درست می‌گفت. مشخص بود که این آدم از سربازان جماعت اسلامی نیست، صرفاً یک واسطه بود. هیچ کاری هم با ماشین یا آنچه داخلش بود نمی‌کرد. اما همینکه اسمش روی ماشین می‌آمد، باعث می‌شد مسئول تمام چیزهایی باشد که برای ماشین رخ می‌داد، حتی اگر آن را تحویل کس دیگری داده باشد. می‌دانستم اوضاع دقیقاً از چه قرار است: پیرمرد فقط قرار گذاشته بود که یک عملیات تحویل گرفتن و تحویل دادن سریع را انجام دهد. اصلاً به فکرش خطور نمی‌کرد که بخواهد خودش را وارد جنگ [داخلی جاری] کند.

یاسین همچنان فشار می‌آورد. معلوم بود پیرمرد برای او بسیار مهم است. گفت: «خودتم می‌دونی داره زندگیشو با این کار به خطر میندازه، شاید هم حتی زندگی خانواده‌اش رو. لازم نیست اشاره کنم که با این کار کل زنجیرۀ امداد و پشتیبانی هم به خطر می‌افتن.»

طاقتم دیگر طاق شده بود، من هم نمی‌خواستم خودم را وارد جنگی که برای آنها بود کنم. گفتم: «ببین، این دیگه مشکل من نیست. مدارکو تحویلم بدید و خلاص.» گوشی را گذاشتم.

چند ساعت بعد [طبق قرار،] پیرمرد را دیدم. وقتی پرسیدم پول همراهش هست یا نه، سرش را تکان داد و گفت «بله، پول همراهمه.» مثل مُرده‌ها حرف می‌زد. چشم‌هایش کاملاً بی‌روح بودند، فقط همینطور زل زده بود به روبرو. گفت: «بریم پولو بدیم و مدارکو بگیریم.»

نگاهش کردم، قلبم ریخت. خانواده‌اش را تصور کردم، اینکه اگر او را از دست می‌دادند چقدر باید رنج می‌کشیدند. پلیس مغرب را تصور کردم. اینکه تندروها و خرابکارها را چطور شکنجه و اعدام می‌کرد. از پیرمرد خوشم آمده بود. می‌خواست ماشین را به نام خودش بزند، برایش مهم نبود چه هزینه‌ای باید بابت آن بپردازد. به کاری که می‌کرد ایمان داشت.

دستم را با مهربانی گذاشتم روی شانه‌اش و گفتم: «فراموشش کن برادر. نگران مدارک هم نباش.» نمی‌توانستم تا آخر خط بروم. نمی‌توانستم پای این پیرمرد دلنشین را وسط بکشم. آن مقدار پولی که باقی مانده بود را هم از جیبم درآوردم و به او دادم.

همینطور خیره به من باقی مانده بود. باورش نمی‌شد. فکر کنم منتظر بود بگویم الکی گفتم. اما وقتی این کار را نکردم، چشم‌هایش بازتر شد و لبخندی روی لب‌هایش آمد. من هم در مقابل لبخند زدم.

قدم زنان با او به همان خیابانی که ماشین را پارک کرده بودم رفتیم. همان روز صبح ماشین را با کمک بعضی از بچه‌های همسایه هل داده و از پارکینگ آورده بودیم بیرون. نمی‌خواستم پیرمرد یا کسانی که با او هستند چیزی دربارۀ من یا دربارۀ دخترعمویم ملیکه بدانند.

برایش توضیح دادم که موتور از کار افتاده و باید تعمیرکار پیدا کند. پیرمرد سرش را تکان داد. مشخص بود از قبل خبر داشته است. جلوی ماشین که رسیدم کلیدها را به او دادم.

گفتم: «خداحافظ.»

سرش را کمی به جلو خم کرد و گفت: «خداحافظ.»

[…] بلافاصله با ژیل تماس گرفتم و پیغام گذاشتم که ماشین را تحویل دادم. فوراً تماس گرفت و پرسید کی می‌خواهم برگردم بلژیک. گفتم شاید چند هفته‌ای زمان ببرد چون باید برای برگشتن به بلژیک ویزا بگیرم. گفت در سریع‌ترین زمان ممکن برگردم.

بعد زنگ زدم به یاسین. خیلی خوشحال به نظر می‌رسید و معلوم بود از موفقیتم خیلی راضی است. مدام می‌گفت: «ماشاء الله! ماشاء الله.» بعد هم به خاطر اینکه پیرمرد را از به نام زدن ماشین معاف کرده بودم تشکر کرد.

[…] [مدتی بعد مجدداً راهی بلژیک شدم] به بروکسل که رسیدم احساس ناخوشی می‌کردم، مشخص بود آغاز سرماخوردگی است. به محض پیاده شدن از کشتی به ژیل زنگ زدم. این بار هم خودش بلافاصله گوشی را برداشت. خبری از دستگاه پیغام‌گیر نبود. گفتم رسیده‌ام و همه چیز ردیف است. حس کردم خیالش راحت شد. گفت مقداری استراحت کنم تا فردا صبح یکدیگر را ببینیم.

بعد از آن زنگ زدم به خانه. حکیم آمد دنبالم. وقتی مرا دید لبخندی زد و گفت: «ماشاء الله، ماشاء الله. بهت افتخار می‌کنم.» تا حالا هیچ وقت نشده بود اینطور با من صحبت کند.

به خانه که رسیدیم دیدم امین و یاسین هم آنجا هستند و دارند شام می‌خورند. هر دو نفرشان بلند شدند و آمدند به پیشوازم. آنها هم درحالیکه لبخند روی لبشان بود مدام تکرار می‌کردند: «ماشاء الله، ماشاء الله، ماشاء الله!»

همه سر کیف بودند. من هم نشستم سر میز که غذا بخورم. دربارۀ همه چیز حرف زدیم، دربارۀ سفر، دربارۀ اینکه وقتی من نبودم چه اتفاقاتی افتاده. تا حالا نشده بود اینقدر باز [و با اطمینان] با من صحبت کنند. شام داشت تمام می‌شد که امین مستقیم خیره شده به من و گفت: «می‌دونی، همه توی الجزایر دارن دربارۀ این قضیه حرف می‌زنن. هیچکس باورش باورش نمی‌شه که تو موفق شدی این کارو بکنی. راستش خود منم نمی‌تونم باور کنم!»

پرسیدم: «چرا نتونم؟»

گفت: «توی مرزا خیلی سخت گرفتن. تقریباً محاله که بشه چیزی رو [قاچاقی] وارد کرد. هیچکس حاضر نیست حتی امتحان کنه.» چند لحظه سکوت کرد. بعد گفت: «فکر می‌کنم حتی خود منم نمی‌تونستم این کارو بکنم.»

زل زدم به چشم‌هایش و درحالیکه لبخند می‌زدم، و البته عصبانیت هم در لحن صدایم دیده می‌شد، پرسیدم: «پس چرا منو فرستادی؟»

او هم خیره شد توی چشم‌هایم و شمرده‌شمرده گفت: «چون می‌دونستم تو تنها کسی هستی که می‌تونی این کارو با موفقیت انجام بدی.»

شاید چند دقیقه همینطور بدون اینکه صحبتی کنیم به هم نگاه می‌کردیم. دست آخر یاسین سکوت را شکست، رو کرد به من و گفت: «می‌خوام فردا با لوران تماس بگیری. چند تا چاشنی می‌خوایم.»

ادامه دارد...
منبع:مشرق

رهبر انقلاب در دیدار جمعی از پاسداران: گربه‌رقصانی آمریکا علیه سپاه به جایی نخواهد رسید/ امروز دست انقلاب در منطقه و بلکه در دنیا باز شده است



امروز رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از پاسداران و خانواده‌های آنان به‌مناسبت روز پاسدار فرموند: ترامپ و احمق‌های دور و بر نظام حاکمه آمریکا در حال حرکت به سمت حضیض هستند.

به گزارش سخن آشنا، در شب ولادت با سعادت حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام و به‌مناسبت روز پاسدار، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از پاسداران و خانواده‌های آنان، علت خصومت آمریکایی‌ها با سپاه را پیشگامی آن در دفاع از کشور و انقلاب خواندند و خاطرنشان کردند: آمریکا

و دشمنان نادان چهل سال است که هر چه در توان داشتند علیه جمهوری اسلامی به کار بستند اما هیچ غلطی نتوانستند بکنند و امروز دست انقلاب و نظام اسلامی در منطقه و بلکه در دنیا باز شده است.


حضرت آیت الله خامنه‌ای، سپاه را یک دستگاه برجسته و در خط مقدم مواجهه با دشمن در میادین گوناگون برشمردند و گفتند: سپاه هم در میدان عملیاتی و مقابله با دشمن در مرزها و حتی چند هزار کیلومتر دورتر در اطراف حرم حضرت زینب (س) پیشقدم است و هم در میدان مقابله سیاسی با دشمن.

 

رهبر انقلاب اسلامی کینه آمریکایی‌ها از سپاه را ناشی از همین مسئله دانستند و افزودند: آمریکایی‌ها به خیال خود علیه سپاه و در واقع علیه انقلاب و ایران نقشه می‌کشند و گربه‌رقصانی می‌کنند، البته این خباثت‌ها به جایی نخواهد رسید و با برگشتن کید و فریب آنها به خودشان، دشمنان جمهوری اسلامی مانند ترامپ و احمق‌های دور و بر نظام حاکمه آمریکا در حال حرکت به سمت حضیض هستند.

 

ایشان چهل سال توطئه علیه جمهوری اسلامی و در عین حال پیشرفت انقلاب را نشانه ناتوانی آمریکایی‌ها در متوقف کردن حرکت ملت ایران دانستند و گفتند: دشمنان ایرانِ عزیز، چهل سال است که انواع فشارهای سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی فراگیر را علیه ملت اِعمال کردند اما حتی آن روز که جمهوری اسلامی تازه‌کار بود، نتوانستند هیچ غلطی بکنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به دست برتر جمهوری اسلامی ایران در منطقه، افزودند: بر خلاف تصور دشمنان، عزت و قدرتامروز نظام اسلامی ناشی از بمب اتم نیست، چرا که ما از ابتدا تأکید کردیم سلاح هسته‌ای بر خلاف مبانی دینی ما است و به آن نیازی نداریم، بنابراین اقتدار و عزت امروز ملت ایران در چشم دنیای اسلام، به خاطر ایستادگی، فداکاری و بصیرت مردم است.

 

رهبر انقلاب اسلامی، لازمه استمرار این حرکت پر افتخار را شناخت وظیفه و عمل به آن دانستند و گفتند: بدون تردید انقلاب به پیش خواهد رفت، اما همگان از آحاد مردم و بویژه جوانان تا سپاه پاسداران و کلیه نیروهای مسلح و دستگاههای دولتی باید نقش خود را در این حرکت تشخیص دهند و با الگوگیری از عمل مؤمنانه اولیاء الهی همچون امام بزرگوار، برای خدا و در راه خدا به وظایف خود عمل کنند.

منبع: دفتر مقام معظم رهبری

هشدار کارشناسان آمریکایی و صهیونیستی به ترامپ؛ پس از تحریم سپاه نیروهای آمریکایی روی آرامش را نخواهند دید 



کارشناسان بین‌المللی هشدار می‌دهند که تحریم سپاه پاسداران فایده‌ای نخواهد داشت و فقط موجب می‌شود نیروهای آمریکایی در خاورمیانه که تا الآن از امنیت نسبی بهره‌منده بودند دیگر روی آرامش را نبینند.

سخن آشنا - دقایقی قبل (دوشنبه، ۱۹ فروردین ۹۸) دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا با صدور بیانیه‌ای از تصمیم خود برای اضافه کردن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به فهرست گروه‌های تروریستی وزارت خارجه این کشور خبر داد. پیش‌تر روزنامه آمریکایی وال‌استریت‌ژورنال نیز با انتشار گزارشی، از تصمیم قریب‌الوقوع واشینگتن در این‌باره خبر داده و نوشته بود که این اقدام حتی در میان مقامات خود دولت آمریکا نیز مورد اتفاق‌نظر نیست [۱] . درست است که دونالد ترامپ عموماً به عنوان یک رئیس‌جمهور عاقل در دنیا شناخته نمی‌شود، اما این اقدام قطعاً یکی از احمقانه‌ترین اقدامات دولت او به شمار می‌رود.


دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور عاقلی نیست، اما تحریم سپاه می‌تواند احمقانه‌ترین کار او باشد

متن بیانیه ترامپ در این‌جا به صورت کامل آمده است:

امروز، من رسماً برنامه دولتم را برای تعیین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، شامل نیروی قدس این سپاه، به عنوان یک «سازمان تروریستی خارجی» به موجب بخش ۲۱۹ «قانون مهاجرت و ملیت» اعلام می‌کنم. این گام بی‌سابقه به رهبری وزارت خارجه این واقعیت را به رسمیت می‌شناسد که نه تنها ایران یک کشور حامی تروریسم است، بلکه سپاه پاسداران نیز فعالانه در عملیات‌های تروریستی، تأمین مالی تروریسم، و ترویج تروریسم به عنوان یک ابزار حکومت‌داری شرکت دارد. سپاه پاسداران ابزار اصلی ایران برای هدایت و اجرای کمپین جهانی تروریستی این کشور است.

این لیست‌گذاری، اولین باری خواهد بود که آمریکا بخشی از یک دولت دیگر را به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی تعیین می‌کند. این امر تأکیدی بر این واقعیت است که اقدامات ایران اساساً متفاوت با سایر دولت‌هاست. این اقدام دامنه و مقیاس فشار حداکثری ما بر رژیم ایران را به طور چشم‌گیری گسترش خواهد داد. این کار باعث می‌شود ریسک تجارت با سپاه پاسداران یا پشتیبانی از این سازمان کاملاً شفاف شود. اگر با سپاه پاسداران تجارت می‌کنید، دارید از تروریسم حمایت مالی می‌کنید.

این اقدام یک پیام واضح به تهران می‌فرستد مبنی بر این‌که حمایتش از تروریسم عواقب جدی‌ای دارد. ما هم‌چنان به تشدید فشار مالی و افزایش هزینه‌های رژیم ایران به خاطر حمایت این کشور از فعالیت‌های تروریستی ادامه خواهیم داد تا این‌که تهران رفتارهای شرورانه و یاغیانه‌اش را رها کند [۲] .

لازم به ذکر است که به گزارش رسانه‌ها، بلافاصله پس از انتشار بیانیه ترامپ، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه کشورمان با ارسال نامه‌ای به حسن روحانی، رئیس‌جمهور، خواستار اتخاذ تصمیم در شورای عالی امنیت ملی مبنی بر اضافه شدن مرکز فرماندهی نیروهای نظامی آمریکا در غرب آسیا به فهرست گروه‌های تروریستی شد. حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز چنان‌که قبلاً وعده داده بود، از اتخاذ اقدام مقابله‌به‌مثل ایران علیه نیروهای آمریکایی طی کم‌تر از چند ساعت آینده خبر داده است.

آن‌چه واضح است این‌که انگیزه ترامپ از اتخاذ چنین تصمیمی در درجه اول کمک به نتانیاهو در انتخابات پیش رو در رژیم صهیونیستی است. چنان‌که ظریف نیز پیش‌تر اشاره کرده است [۳] ، جنگ‌طلبانی مانند مایک پمپئو، وزیر خارجه و جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ که منافع رژیم صهیونیستی و شخص بنیامین نتانیاهو را بر منافع آمریکا ترجیح می‌دهند، به خوبی از پیامدهای تحریم سپاه پاسداران مطلع هستند، اما باز هم حاضرند واشینگتن را به نیابت از رژیم صهیونیستی وارد بازی پیچیده‌ای علیه ایران کنند که آمریکا را وارد بحران بین‌المللی دیگری خواهد کرد.

چنان‌که در بیانیه ترامپ نیز آمده است، این اولین باری است که واشینگتن ارتش یا بخشی از ارتش یک کشور دیگر را به عنوان یک گروه تروریستی به رسمیت می‌شناسد. چنین اقدامی نه تنها برای ایران و آمریکا، بلکه برای روابط بین‌الملل در سطح گسترده‌تر نیز پیامدهایی خواهد داشت که در ادامه این گزارش بررسی خواهند شد. آن‌چه در این‌جا می‌آید بخشی از هشدارهایی است که نه تنها خود مقامات و کارشناسان آمریکایی، بلکه حتی صهیونیست‌ها درباره تحریم سپاه پاسداران به دولت آمریکا داده‌اند.

خبرگزاری رویترز انگلیس در گزارشی با موضوع تحریم سپاه پاسداران توسط دولت آمریکا می‌نویسد:

آمریکا پیشاپیش ده‌ها نهاد و فرد وابسته به سپاه پاسداران را وارد لیست سیاه کرده است، اما تمامیت این سازمان را نه. سال ۲۰۰۷ وزارت خزانه‌داری آمریکا نیروی قدس سپاه پاسداران را که مسئولیت عملیات‌های خارجی این سازمان را به عهده دارد «به خاطر حمایت از تروریسم» در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داد. ایران هشدار داده است که اگر آمریکا بخواهد سپاه پاسداران را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار دهد، تهران پاسخ «کوبنده» به این اقدام خواهد داد. محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، سال ۲۰۱۷ گفته بود که اگر ترامپ بخواهد این تصمیم را عملی کند، «آن‌گاه سپاه پاسداران نیروهای آمریکایی در سراسر دنیا را مانند داعش تلقی خواهد کرد.» چنین تهدیدهایی به ویژه برای نیروهای آمریکایی در نقاطی مانند عراق وحشت‌آورند، جایی که شبه‌نظامیان شیعه هم‌سو با ایران در نزدیکی سربازان آمریکایی مستقر هستند [۴] .

رویترز هم‌چنین به نقل از «وندی شرمن» معاون سابق وزیر خارجه آمریکا و مذاکره‌کننده ارشد این کشور در گفت‌وگوهای هسته‌ای با ایران نیز درباره نگرانی‌های موجود راجع به سرنوشت نیروهای آمریکایی در صورت تحریم سپاه پاسداران می‌نویسد: «با توجه به این‌که پیدا کردن نشانه‌ای از سودمند بودن این اقدام برای منافع آمریکا دشوار است، می‌توان گفت این تصمیم احتمالاً به معنای تلاش رئیس‌جمهور برای پیدا کردن [بهانه و] پایه‌ای برای درگیری است. سپاه پاسداران همین الآن هم کاملاً تحت تحریم است و این افزایش تنش نیروهای ما در منطقه را بی‌اندازه به خطر می‌اندازد.»


کارشناسان پیش از این هشدار داده‌اند که هر گونه جنگی با ایران به معنای نابودی ترامپ و آمریکا خواهد بود

پایگاه خبری-تحلیلی آمریکایی «تروث‌دیگ» طی گزارشی در همین‌باره هشدار می‌دهد که ترامپ با تحریم سپاه پاسداران ایران، عملاً یک × بزرگ را به نشانه هدف، روی نیروهای آمریکایی در منطقه خواهد کشید. «خوان کول» نویسنده این گزارش ابتدا توضیح می‌دهد:

این مسئله غیرمنطقی است، چون سپاه پاسداران ایران یک بازیگر دولتی است، نه یک بازیگر غیردولتی. تروریست [طبق تعریف] فردی غیرنظامی [و غیروابسته به یک دولت] است که برای برخی اهداف سیاسی دست به خشونت علیه دیگر غیرنظامیان می‌زند. سپاه پاسداران به نوعی مانند گارد ملی آمریکا می‌ماند؛ ارتش رسمی ایران نیست، اما با ارتش این کشور پیوند دارد. آمریکا اگر با اقدامات سپاه پاسداران مشکلی دارد باید دولت ایران را به ارتکاب جنایات جنگی متهم کند. دولت‌ها مرتکب جنایت جنگی می‌شوند [نه تروریسم]. برای برخورد با جنایات جنگی هم قوانین و نهادهای بین‌المللی وجود دارد [۵] .

کول سپس ضمن اشاره به کمک‌هایی که سپاه پاسداران پس از هجوم داعش به عراق به نیروهای نظامی و دولت این کشور کرد، مانند شرمن یادآور می‌شود که تحریم این سازمان پیامدهای جدی‌ای برای حدود ۵۰۰۰ نیروی آمریکایی فقط در عراق خواهد داشت. وی می‌نویسد: «امنیتی که نیروهای آمریکایی از آن بهره می‌برند، اساساً توسط دوستان سپاه پاسداران تأمین شده است. دولت ترامپ [با تحریم این سازمان] دارد یک ضرب‌در قرمز بزرگ روی گُرده همین نیروها می‌کِشد.»

نیروهای آمریکایی روی آرامش را نخواهند دید

ناگفته پیداست که هیچ‌کس بیش‌تر از صهیونیست‌ها از تصمیم ترامپ مبنی بر تحریم سپاه پاسداران ایران خوشحال نمی‌شود، اما حتی کارشناسان صهیونیست نیز نسبت به پیامدهای بعدی این اقدام برای خود آمریکایی‌ها هشدار می‌دهند. روزنامه «جروزالم‌پست» رژیم صهیونیستی به اظهارات سردار جعفری درباره پاسخ کوبنده ایران به اقدام آمریکا در تحریم سپاه پاسداران اشاره می‌کند و به نقل از او می‌نویسد: «اگر آمریکایی‌ها دست به چنین حماقتی بزنند و امنیت ملی ما را به مخاطره بیندازند، مطابق سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی ایران اقدامات مقابله به مثل را عملیاتی و در دستورکار قرار خواهیم داد… [آن‌وقت] نیروهای آمریکایی در غرب آسیا دیگر آرامش امروز را نخواهند داشت [۶] .» خود جروزالم‌پست نیز هشدار می‌دهد که آمریکا پیشاپیش گروه‌های تحت حمایت ایران در عراق و سوریه را به چشم تهدید نگاه می‌کند و اگر نام سپاه پاسداران به فهرست گروه‌های تروریستی این کشور اضافه شود، این تهدید افزایش نیز خواهد یافت.

پایگاه صهیونیستی «دبکافایل» نزدیک به نهادهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی نیز در این‌باره هشدار می‌دهد:

آمریکا باید منتظر انتقام‌جویی فوری ایران با اعلام ارتش آمریکا به عنوان یک سازمان تروریستی بین‌المللی هم‌تراز با داعش، و هم‌چنین دعوت این کشور از حکومت‌های متحدش، مانند حکومت نیکلاس مادورو در ونزوئلا، برای انجام اقدامی مشابه باشد. نزدیک‌تر، در خاورمیانه، بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه، حسن نصرالله رهبر حزب‌الله، و گروه‌های بی‌شمار شبه‌نظامی طرف‌دار ایران در عراق نیز احتمالاً در هم‌بستگی با ایران اقدام خواهند کرد که در این صورت ممکن است درگیری‌های خشونت‌بار میان نیروهای نیابتی‌ای که ایران در سراسر خاورمیانه پخش کرده با نیروهای آمریکایی رخ بدهد. ارتش آمریکا با اطلاع از همین تهدید بود که روز جمعه، ۵ آوریل [هم‌زمان با انتشار گزارش وال‌استریت‌ژورنال]، واحدهای نظامی خود در منطقه را برای مقابله با اقدامات تلافی‌جویانه تحت مدیریت ایران به حالت آماده‌باش درآورد [۷] .


سردار «جعفری» فرمانده کل سپاه پاسداران پیش از این هشدار داده بود که تحریم سپاه آرامش را از نیروهای آمریکایی در دنیا سلب خواهد کرد

تحریم سپاه یا تحریم منافع آمریکا

روزنامه «تایمز اسرائیل» نیز در گزارشی به نقل از «دو مقام دولتی و یک دست‌یار نماینده کنگره»، درباره «پیامدهای گسترده این اقدام برای پرسنل و سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه و نقاط دیگر» اظهار نگرانی کرده و می‌نویسد:

اگرچه سپاه پاسداران کنترل و نفوذ وسیعی در اقتصاد ایران دارد، اما چنین تحریم‌هایی از جانب آمریکا احتمالاً تأثیر محدودی خواهند داشت. از سوی دیگر، تروریست معرفی کردن سپاه پاسداران می‌تواند فعالیت‌های نظامی و دیپلماتیک آمریکا را به شدت دشوار کند؛ به ویژه در عراق جایی که بسیاری از شبه‌نظامیان شیعه و احزاب سیاسی روابط نزدیکی با سپاه پاسداران دارند. اضافه کردن نام سپاه پاسداران به فهرست تروریستی، در لبنان نیز حلقه افرادی را که مقامات آمریکایی می‌توانند با آن‌ها تعامل کنند، بیش از پیش تنگ می‌کند. وجود نام حزب‌الله در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی، پیشاپیش موجب شده تا آمریکا از هرگونه ارتباط با اعضای این سازمان در پارلمان و قوه مجریه لبنان خودداری کند [۸] .

تایمز اسرائیل ادامه می‌دهد: «پنتاگون و آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا نیز درباره پیامد تحریم سپاه پاسداران اظهار نگرانی کرده‌اند، به ویژه در صورتی که این تحریم اجازه ارتباط با آن دسته از مقامات خارجی‌ای را به آمریکایی‌ها ندهد که با پرسنل سپاه پاسداران دیدار یا ارتباط برقرار کرده‌اند. همین نگرانی‌ها بخشی از دلیلی بوده‌اند که دولت‌های قبلی آمریکا را متقاعد کرده تا دست به تحریم کامل سپاه نزنند، اگرچه این اقدام بیش از یک دهه است که مدنظر بوده است. مشخص نیست که در طرح کنونی برای تحریم سپاه استثناهایی در نظر گرفته شده است یا خیر.» البته تایمز اسرائیل تصریح می‌کند که پس از اعلام اضافه شدن یک گروه به فهرست تروریستی دولت آمریکا توسط وزارت خارجه و با هماهنگی وزارت خزانه‌داری این کشور، کنگره یک هفته مهلت دارد تا این تصمیم را بررسی کند. اگر در کنگره اعتراضی به تصمیم مذکور نشد، آن‌گاه تصمیم به مرحله اجرا گذاشته خواهد شد.


«مایک پمپئو» (چپ) وزیر خارجه و «جان بولتون» مشاور امنیت ملی ترامپ از اصلی‌ترین حامیان تحریم سپاه پاسداران هستند

این روزنامه صهیونیستی هم‌چنین می‌نویسد:

یک مقام آمریکایی می‌گوید فرماندهان این کشور نیز نگران هستند که تحریم سپاه پاسداران موجب شود تا ایران اقدام به انتقام‌جویی از نیروهای آمریکایی در منطقه کند، و برنامه دارند تا به نیروهای باقی‌مانده در عراق، سوریه و نقاط دیگر درباره این احتمال هشدار بدهند. علاوه بر عراق که میزبان حدود ۵۲۰۰ نیروی آمریکایی است، و سوریه که حدود ۲۰۰۰ نیروی آمریکایی در آن مستقر هستند، ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا نیز که از پایگاه خود در بحرین و پایگاه هوایی «العدید» در قطر مشغول عملیات در خلیج فارس است نیز احتمالاً در معرض خطر است. انتظار می‌رود هشدار مشابهی نیز توسط وزارت خارجه آمریکا درباره انتقام‌جویی احتمالی ایران علیه منافع آمریکا، از جمله سفارت‌خانه‌ها و کنسولگری‌های این کشور، و در خصوص برگزاری تظاهرات‌های ضدآمریکایی صادر شود. چنین هشدارهایی در ابتدای جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ و اخیراً هم هم‌زمان با اعلام تصمیم دولت ترامپ مبنی بر به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل صادر شده‌اند.

دود تحریم سپاه به چشم چه کسی خواهد رفت؟

یکی دیگر از اقداماتی که در ایران مورد توجه رسانه‌های خارجی و خبرگزاری‌های صهیونیستی قرار گرفته، اقدام مجلس شورای اسلامی در صدور بیانیه‌ای تهدیدآمیز علیه ارتش آمریکا بوده است. بیانیه مجلس مبنی بر اقدام متقابل در صورت تحریم سپاه پاسداران، و تصویب قانونی که آمریکا را در فهرست گروه‌های تروریستی از نظر ایران در کنار داعش قرار دهد، در بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی بازتاب داشت [۹] . روی هم رفته، جدای از صحنه‌گردان‌های اصلی اقدام احمقانه و احتمالی ترامپ در تحریم سپاه پاسداران که مهم‌ترین آن‌ها مایک پمپئو، جان بولتون و لابی صهیونیستی هستند، سایر کارشناسان آمریکایی و حتی صهیونیست‌ها به دو نکته درباره اضافه شدن نام سپاه پاسداران به فهرست گروه‌های تروریستی وزارت خارجه آمریکا اذعان دارند: اولاً، این‌که چنین اقدامی احتمالاً نخواهد توانست تأثیر نظامی یا اقتصادی‌ای فراتر از تحریم‌های کنون علیه نیروی قدس و برخی دیگر از بخش‌های سپاه پاسداران داشته باشد. و دوماً، پیامدهای تحریم سپاه، چه درگیری‌های کوچک در سراسر خاورمیانه میان نیروهای آمریکایی و نیروهای تحت حمایت ایران باشد و چه آغاز «مادر همه جنگ‌ها»، نهایتاً به ضرر خود آمریکا تمام خواهد شد.

 

[۱] U.S. to Designate Iranian Guard Corps a Foreign Terror Group Link

[۲] Statement from the President on the Designation of the Islamic Revolutionary Guard Corps as a Foreign Terrorist Organization Link

[۳] U.S. seeks 'quagmire' with Iran in designating IRGC as terrorist group: Iran foreign minister Link

[۴] U.S. to designate elite Iranian force as terrorist organization Link

[۵] Trump Is Painting a Red Target on U.S. Troops in Iraq Link

[۶] Iran Threatens to Strike U.S. Troops in Middle East if IRGC Designated Link

[۷] Trump’s blacklisting of Iran’s Guards bodes tougher US oil sanctions, more IDF air strikes in W. Iraq as well as Syria Link

[۸] Officials confirm US to name Iran’s Revolutionary Guard a terror group Monday Link

[۹] Iran will retaliate in kind if U.S. designates Guards as terrorists Link



منبع:مشرق

پرنده‌های «ابابیل» ایران بلای جان «پاتریوت» آمریکایی/ یمنی‌ها چگونه با پهپادهای چند دلاری پدافند چند میلیارد دلاری شکار می‌کنند



یک اندیشکده آمریکا مدعی است ایران فناوری ساخت پهپادی را به انصارالله یمن داده که علاوه بر فرماندهان ارشد ائتلاف سعودی-اماراتی، بلای جان سامانه‌های پاتریوت این ائتلاف نیز شده است.

Related image

سخن آشنا - قدرت نظامی ایران مورد اذعان بسیاری از اندیشکده‌های آمریکایی است و کارشناسان این اندیشکده‌ها مکرراً در گزارش‌های خود ابعاد مختلفی از توانایی‌ها و ظرفیت‌های نظامی جمهوری اسلامی، از قدرت سایبری تا توان موشکی، را بررسی می‌کنند. یکی از این ابعاد که سال‌هاست به طور خاص مورد توجه کارشناسان حوزه نظامی و استراتژیک در آمریکا قرار دارد، فناوری ساخت پهپادهای پیش‌رفته نظامی و غیرنظامی است. البته شماری از تحلیلگران آمریکایی طبیعتاً ایران را به ایفای نقش مخرب با استفاده از توانایی‌های فنی خود، مثلاً انجام حملات سایبری یا اشاعه موشکی، متهم می‌کنند، اما آن‌چه همه آن‌ها در آن متفق‌القول هستند، تحصیل و بومی‌سازی فناوری‌های پیش‌رفته توسط ایرانی‌هاست.

 

یکی از اندیشکده‌های آمریکایی که اخیراً طی گزارشی به قدرت پهپادی ایران اذعان کرده، «مؤسسه مطالعات سیاست خارجی» است که در گزارشی با عنوان «فناوری پایین، فایده بالا: حمله پهپادی حوثی‌ها» به قلم «آرون استاین» مدیر بخش خاورمیانه این اندیشکده، به مسئله حمله پهپادی انصارالله یمن در اولین روزهای سال ۲۰۱۹ میلادی علیه نیروهای تحت حمایت ائتلاف سعودی پرداخته است. آن‌چه در ادامه می‌آید، ترجمه گزارش اندیشکده مؤسسه مطالعات سیاست خارجی است.

 

لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیم‌گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاه‌های اندیشکده‌های غربی این گزارش را منتشر می‌کند و دیدگاه‌ها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأیید مشرق نیست.

کدام به‌حق است؛ حمایت آمریکا از سعودی‌ها یا حمایت ایران از حوثی‌ها

مؤسسه مطالعات سیاست خارجی گزارش خود را با ارائه توضیحاتی درباره حمله پهپادی اخیر نیروهای انصارالله علیه نیروهای تحت حمایت سعودی آغاز و تأکید می‌کند که اهمیت استراتژیک این حمله از اهمیت نظامی آن به مراتب بیش‌تر است. این اندیشکده می‌نویسد: «حمله اخیر با استفاده از یک هواپیمای بدون‌سرنشین در یمن، خارج از دایره کارشناسان ناظر بر درگیری‌ها در این کشور یا صاحب‌نظران در حوزه اشاعه پرندگان بدون‌سرنشین (موسوم به پهپاد [مخفف عبارت «پرنده هدایت‌پذیر از دور»])، توجه زیادی را به خود جلب نکرده است، در حالی که این حمله احتمالاً به منزله یک اتفاق برجسته در حوزه اشاعه فناوری پهپادی به شبه‌نظامیان غیردولتی ثبت خواهد شد.» نویسنده توضیح می‌دهد: «۱۰ ژانویه [۲۰ دی‌ماه ۹۷] یک پرنده بدون‌سرنشین مسلح بر فراز شماری از افسران ارشد [ارتش دولت «عبدربه منصور هادی»] منفجر شد و دست‌کم ۶ نفر از نیروهای یمنی تحت حمایت سعودی را کشت؛ این نیروها در مراسم رژه ارتش در نزدیکی پایگاه هوایی «العند» [مقر فرمان‌دهی سابق عملیات‌های اطلاعاتی و ضدتروریسم آمریکا در جنوب یمن و] در حاشیه شهر بندری عدن (که اکنون تحت کنترل نیروهای سعودی و اماراتی است) شرکت کرده بودند [۱] .»

تصاویر جایگاه ویژه مراسم رژه ارتش تحت حمایت سعودی در یمن، قبل (بالا) و بعد از حمله پهپادی انصارالله
در حالی که اندیشکده‌های آمریکایی اذعان کرده‌اند که هیچ مدرکی مبنی بر حمایت مستقیم و تسلیحاتی ایران از انصارالله یمن وجود ندارد و حتی مقامات دولت اوباما نیز به همین مسئله اعتراف کرده بودند، استاین بار دیگر پهپادی را که نیروهای انصارالله یمن به وسیله آن نیروهای تحت حمایت ائتلاف سعودی را هدف قرار دادند به ایران نسبت می‌دهد. وی مدعی می‌شود: «تصاویر حمله و لاشه به‌جامانده از پهپاد نشان می‌دهد که این پرنده، یک پهپاد ایرانی موسوم به «ابابیل-تی» از خانواده «ابابیل -۲» بوده است. اسناد نشان می‌دهد ایران یکی از تأمین‌کنندگان سلاح‌های حوثی‌هاست و تا کنون دست‌کم ۱۲ بار از پهپادهای ابابیل، که در جنگ یمن «قاصف -۱» [قاصف به معنای «رعد»، «غُرنده»، یا «بمب‌افکن»] نام‌گذاری شده‌اند، در سراسر این کشور استفاده کرده است.»

 

نویسنده گزارش در ادامه، با اشاره به آسیب‌پذیری آتش‌بس در بندر الحدیده [۲] ، در اقدامی جانب‌دارانه، بدون اشاره به جنایت‌های رژیم سعودی [۳] در جنگ یمن [۴] و حمایت‌های بی‌قیدوشرط آمریکا از این رژیم، حمله پهپادی انصارالله را دست‌مایه قرار می‌دهد تا سنگینی بار این جنگ روی دوش ملت یمن، و آخرین آمارهای سازمان ملل در این‌باره، از جمله قرار داشتن ۱۴ میلیون نفر در معرض گرسنگی [۵] و مرگ احتمالی ۸۵ هزار کودک بر اثر سوء‌تغذیه [۶] ، را یادآوری کند. وی هم‌چنین معتقد است پیامد کوتاه‌مدت این حمله می‌تواند افزایش تنش‌ها و اقدام ائتلاف سعودی به از سر گرفتن نقشه‌هایش برای عقب راندن انصارالله از حدیده با هدف محاصره مناطق شمالی یمن باشد.

 

آرون استاین در تشریح جنبه‌های استراتژیک حمله پهپادی انصارالله، و در حالی که از نیروهای غیردولتی تحت عنوان «شورشی» یاد می‌کند، می‌نویسد:

این حمله پهپادی نشان می‌دهد که شورشیان اکنون چگونه دارند به شکل روتین از ابزارهایی با فناوری پایین و آماده‌به‌کار [و بدون نیاز به تغییر و تنظیم] برای انجام حملات مستقلی [بدون حمایت دولتی] است که دولت‌های برتر از نظر فناوری را به چالش می‌کشند. استفاده از پهپادهای ارزان‌قیمت برای حملات مسلحانه، تبدیل به روند روبه‌رشدی در درگیری‌های پرشمار منطقه شده است؛ روندی که با استفاده حزب‌الله از پرنده‌های بدون‌سرنشین در سال ۲۰۰۶ آغاز شد و سپس در سوریه [۷] ، ترکیه [۸] ، عراق [۹] و یمن ادامه پیدا کرد. این روند نشان می‌دهد که بازیگران غیردولتی چگونه دارند سلاح‌های نسبتاً دقیق و دوربرد را با توان انجام حملات دقیق در فواصل بسیار دور از مقرهای شورشیان می‌سازند. این‌گونه حملات، بیش‌تر [از آن‌که ورق یک جنگ را برگردانند، صرفاً] برای کشورهای مورد هدف، دردسر نظامی ایجاد می‌کنند، اما در عین حال استفاده هوشمندانه از فناوری‌های ارزان‌قیمت به منظور انجام حملات نامتقارن علیه تجهیزات گران‌قیمت را نشان می‌دهند و می‌توانند موجب کشته شدن تعداد کمی از نیروهای دشمن نیز بشوند.

 

مدیر بخش خاورمیانه در اندیشکده مؤسسه مطالعات سیاست خارجی در بررسی تاریخچه استفاده گروه‌های غیردولتی از پهپاد به عنوان ابزاری ارزشمند در جنگ نامتقارن، این‌بار ایران را به دادن پهپاد به حزب‌الله لبنان متهم می‌کند و مدعی می‌شود:

حمله پهپادی انصارالله، یادآور رویدادی مشابه در گذشته بود که در آن هم یک پهپاد ایرانیِ مسلح به مواد انفجاری نقش داشت: جنگ سال ۲۰۰۶ اسرائیل با لبنان [۱۰] . در آغاز آن جنگ هوایی، طراحان اسرائیلی به هواپیماهای اف -۱۵ و اف -۱۶ مأموریت داده بودند تا آماده‌به‌شلیک در امتداد سواحل لبنان پرواز کنند و پهپادهای ابابیل تحت کنترل حزب‌الله را هدف قرار بدهند. تصاویر لاشه‌های آن پهپادها [۱۱] در سال ۲۰۰۶ و گزارش‌های منتشره در آن زمان، نشان می‌داد که حزب‌الله از پهپادهای ایرانی ابابیل-تی استفاده کرده است [۱۲] ، همان پهپادی که در حمله اخیر یمنی‌ها هم از آن استفاده شد. به نظر می‌رسد اساس فناوری استفاده‌شده در هر دو پهپاد (سال ۲۰۰۶ و سال ۲۰۱۹) یکسان باشد. با این حال، طی ۱۳ سال گذشته، حوثی‌ها به تصاویر ماهواره‌ایِ منبع‌باز دست‌رسی داشته‌اند که به آن‌ها امکان شناسایی اهداف را داده است؛ آن‌ها سپس از شرایط جنگی در یمن برای آزمایش و نوآوری بیش‌تر در این حوزه استفاده کرده‌اند. به این ترتیب، حوثی‌ها دارند از پهپادها به عنوان بمب‌های هدایت دقیق و در مسافت‌هایی بسیار بیش‌تر از سایر گروه‌های شورشی در خاورمیانه بهره می‌برند.


«امال حسین» دختربچه ۷ ساله یمنی که پیش از مرگش توجه دنیا را به بحران گرسنگی در کشورش جلب کرد

«بسام محمد حسن» یکی از کودکان بی‌شمار یمنی است که در آستانه مرگ بر اثر سوءتغذیه هستند
تفاوت‌های «ابابیل» با پرنده‌های اسباب‌بازی

نویسنده گزارش، درباره ویژگی‌های پهپادهای ابابیل-تی (یا قاصف -۱) می‌نویسد:

قاصف -۱ در مقایسه با پهپادهای آماده‌به‌کاری که به طور گسترده در عراق شیوع پیدا کرده‌اند و داعش از آن‌ها به منظور ایجاد مزاحمت برای نیروهای درگیر در «عملیات اراده ذاتی [۱۳] » [عملیات آمریکا برای مقابله با داعش] در موصل [عراق] و سوریه استفاده می‌کرد، چندین نقطه قوت را در اختیار اپراتور خود قرار می‌دهند. البته پهپادهای داعش عمدتاً کوادکوپترهای تفریحی از نوع «فانتوم» ساخته کمپانی [چینی] «دی‌جی‌آی» بودند که به طور متوسط، قابلیت پرواز به مدت ۲۰ دقیقه را داشتند و تنها می‌توانستند محموله‌های کوچک به اندازه نارنجک‌های ۴۰ میلی‌متری را حمل کنند. این در حالی است که قاصف، بُرد بلندتری را در اختیار کاربران می‌گذارد. به عنوان مثال، این پهپاد در یکی از حملات در ماه می سال ۲۰۱۸ علیه فرودگاه منطقه‌ای «ابها» در عربستان [۱۴] ، حدوداً ۱۰۰ کیلومتر را در مرزهای این کشور طی کرده بود. داعش یا گروه‌های دیگر هنوز قابلیت عملیات در چنین بردهایی را به نمایش نگذاشته‌اند.


مسئولیت ریخته شدن خون مردم یمن به عهده ائتلاف متجاوز سعودی-اماراتی است که به این کشور حمله کرد

انسان‌های بی‌شماری در یمن بر اثر ادامه این جنگ بی‌هدف توسط ائتلاف سعودی و با حمایت مستقیم آمریکا کشته شده‌اند

مؤسسه مطالعات سیاست خارجی یادآور می‌شود که اگرچه تفاوت‌های ابابیل با کوادکوپترهای تفریحی به معنای آن نیست که این پهپادها یک تحول در حوزه فناوری پرنده‌های بدون‌سرنشین ایجاد کرده‌اند، اما ویژگی آن‌ها این است که «ارزان، آسان‌ساز و آسان‌حمل هستند و برای استفاده به پشتیبانی لجستیکی نسبتاً اندکی نیاز دارند.» این اندیشکده آمریکایی سپس به استناد به گزارش هیأت کارشناسی سازمان ملل [۱۵] در ماه ژانویه سال ۲۰۱۸ ادعا می‌کند که بسیاری از فناوری‌های به کار رفته در ابابیل از محصولاتی استخراج شده‌اند که به صورت تجاری در دنیا قابل خرید هستند و قطعات الکترونیکی داخل آن‌ها نیز از تأمین‌کنندگان ایرانی یا عمدتاً آسیایی به دست آمده‌اند.


«علی الحجاجی» (راست) و همسرش «محمدیه محمد» یک پسرشان را بر اثر گرسنگی از دست داده‌اند و در اضطراب فوت دومین پسرشان هستند

قبر «شادی» دختر ۴ ساله یمنی با یک سنگ شکسته مشخص شده است؛ گرسنگی جان دست‌کم ده‌ها هزار کودک یمنی را گرفته است
در توضیح بیش‌تر ویژگی‌های پهپادهای ایرانی می‌خوانیم:

قاصف -۱ برای هدایت از جی‌پی‌اس استفاده می‌کند، به صورت مستقل و با عبور از نقاط از پیش برنامه‌ریزی‌شده پرواز می‌نماید، و در صورت حمل کلاهک [و محموله] ۳۰ تا ۴۵ کیلوگرمی می‌تواند مسافتی معادل ۱۵۰ کیلومتر را طی کند. پس از رسیدن به مختصات جی‌پی‌اس از پیش برنامه‌ریزی‌شده، موتور این پهپاد خاموش می‌شود و این پرنده بدون‌سرنشین تا هدف خود «گلاید» [یعنی بدون نیروی محرکه، پرواز] می‌کند. گزارش‌ها حکایت از آن دارد که بسته به شرایط جوی در موقعیت هدف، قاصف در شعاع ۲۵ متری هدف [و کم‌تر از آن] نیز اصابت کرده است. دو فروند قاصف -۱ که اکنون در «نمایشگاه تجهیزات نظامی ایران [۱۶] » در پایگاه مشترک «آناکاستیا» [در واشینگتن] حضور دارند، به وضوح نشان می‌دهند که حمله حوثی‌ها اولین باری نبوده است که از این پهپاد مسلح استفاده می‌شود.


سخنرانی «برایان هوک» مدیر «گروه اقدام ایران»، در «نمایشگاه تجهیزات نظامی ایران» مقابل آن‌چه ادعا می‌شود لاشه موشک زمین به هوای «صیاد» است

لاشه آن‌چه ادعا می‌شود موشک بالستیک «قائم» است در «نمایشگاه تجهیزات نظامی ایران»

مدیر مسائل خاورمیانه در اندیشکده مؤسسه مطالعات سیاست خارجی سپس با استناد به گزارش پایگاه اینترنتی «تحقیقات تسلیحات جنگی [۱۷] » (تحت حمایت اتحادیه اروپا، برخی کشورهای اروپایی، عربستان و امارات [۱۸] ) تحت عنوان «انتقال فناوری از ایران به یمن [۱۹] »، به نقل از مقامات اماراتی که نامی از آن‌ها برده نشده است، مدعی می‌شود:

نیروهای حامی حوثی‌ها و «[علی عبدالله] صالح» از قاصف -۱ برای هدف قرار دادن پدافند موشکی زمین به هوای «پاتریوت ام‌آی‌ام -۱۰۴» [ساخت آمریکا] استفاده می‌کنند. آن‌ها با استفاده از مختصات منبع‌بازِ موقعیت سیستم پاترویت، پهپادهای خود را به گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌کنند که مستقیماً به سامانه‌های راداری این سیستم (به ویژه گیرنده‌های اصلی آنتن رادار آرایه فازی) اصابت نمایند. بسیاری از افراد در مورد کلاهک‌های مورد استفاده در حمله اخیر به رژه ارتش در یمن گمانه‌زنی کرده‌اند. به‌رغم بازیابی [لاشه] شماری از پهپادهای قاصف به دست نیروهای ائتلاف تحت رهبری سعودی، هم‌چنان اطلاعات موجود در مورد کلاهک‌ها یا چاشنی‌های انفجاری استفاده‌شده در آن‌ها ناچیز است. با این وجود، احتمال منطقی، با توجه به موارد مشابه در گذشته، آن است که در این حمله از نوعی کلاهک ضدنفر با قابلیت انفجار در هوا [بدون نیاز به برخورد فیزیکی] استفاده شده باشد. پس از حمله ماه می سال ۲۰۱۸ به فرودگاه سعودی، مقامات این کشور تعداد بلبرینگ را کشف کردند که نشان‌دهنده استفاده از مهمات ضدنفر است، نه روش «تصادف و تخریب» که [به نقل از مقامات اماراتی] به آن اشاره شده است.

مؤسسه مطالعات سیاست خارجی گزارش خود را با متهم کردن مجدد ایران به ارائه پهپاد به گروه‌های شبه‌نظامی در خاورمیانه، مقصر معرفی کردن انصارالله یمن به خاطر رنجی که جنگ در این کشور به یمنی‌ها تحمیل کرده است، و البته هشدار درباره هزینه‌های عملیات نظامی علیه تهران یا نیروهای تحت حمایتش این‌گونه به پایان می‌برد:

حوثی‌ها از اهرمی با فناوری ساده برای سردرگم کردن یکی از متحدان آمریکا استفاده کرده‌اند که از نظر فناوری از آن‌ها برتر است. تأثیر حمله ۱۰ ژانویه در کوتاه‌مدت می‌تواند آغاز مجدد درگیری‌ها در حدیده باشد؛ اتفاقی که قحطی را در یمن وخیم‌تر می‌کند و منجر به رنج شمار بیش‌تری انسان بی‌گناه می‌شود. این در حالی است که پیامدهای [مهم‌تر و] بلندمدت‌تر این حمله برای آمریکا در رابطه با روش‌های خلاقانه‌ای است که دشمنانِ ضعیف‌تر از نظر فناوری، به کمک آن‌ها از پهپاد به سود خودشان استفاده می‌کنند. چنان‌که همکار و دوست من «آدام رانسلی» [کارشناس حوزه فناوری و امنیت ملی] اغلب می‌گوید، جنگ یمن پیش‌نمایشی که نشان می‌دهد درگیری بزرگ‌تر میان آمریکا و ایران احتمالاً چگونه خواهد بود. نیروهای تحت حمایت تهران سابقه استفاده از پهپادهای ارزان‌قیمت به سود خود را دارند. یمن [تنها نمونه نیست، بلکه صرفاً] آخرین «مطالعه موردی» در این‌باره است و تاریخ نشان می‌دهد که مقابله با این تهدیدات، هزینه‌برتر از اقدام به ایجاد آن‌هاست.

 

[۱] Houthis Use Armed Drone to Target Yemeni Army Top Brass Link

[۲] Yemen: fighting dies down in Hodeidah as ceasefire starts Link

[۳] The Tragedy of Saudi Arabia’s War Link

[۴] This is the front line of Saudi Arabia’s invisible war Link

[۵] As Famine Looms in Yemen, Saudi-Led Coalition Redoubles Attacks Link

[۶] ۸۵,۰۰۰ Children in Yemen May Have Died of Starvation Link

[۷] The Poor Man’s Air Force? Rebel Drones Attack Russia’s Airbase in Syria Link

[۸] PKK’nın drone üssü Mahmur’da Link

[۹] Witnessing an ISIS Drone Attack Link

[۱۰] Air operations in Israel's war against Hezbollah: learning from Lebanon and getting it right in Gaza Link

[۱۱] Hezbollah UAV Link

[۱۲] Iranian-made Ababil-T Hezbollah UAV shot down by Israeli fighter in Lebanon crisis Link

[۱۳] Operation Inherent Resolve Link

[۱۴] Saudi foils Houthi drone attack bid on Abha airport Link

[۱۵] Letter dated ۲۶ January ۲۰۱۸ from the Panel of Experts on Yemen… Link

[۱۶] Iranian Weapons Materiel on Display at Joint Base Anacostia-Bolling Link

[۱۷] Conflict Armament Research Link

[۱۸] About Us Link

[۱۹] Iranian Technology Transfers to Yemen Link
منبع:مشرق

آخرین مطالب