پر بازدیدترین مطالب

عقب‌نشینی سعودی همزمان با ترامپ از داعیه جنگ با ایران: تاکتیکی یا راهبردی؟



بعد از آنکه ترامپ اعلام کرد ترجیح می‌دهد با ایران وارد جنگ نشود، مقامات عربستان که میترسند هزینه جنگ بر دوش آنها بیافتد جمله رئیس‌جمهور آمریکا را تکرار کردند.

ترامپ

سخن آشنا- پادشاه عربستان با ژست ام‌القری کشورهای منطقه را به جلسه مشورتی با موضوع کاهش تنش‌های جاری در منطقه دعوت کرده است در حالی که فرزندش ولیعهد عربستان خودش آتش‌بیار اصلی معرکه است و به آن اعتراف کرده است. حالا چرا ناگهان سعودی‌ها به فکر کاهش تنش افتاده‌اند؟

 

هفته گذشته دو نفتکش سعودی در میان نفتکش‌هایی بودند که در ساحل فجیره امارات هدف حمله قرار گرفتند. گزارش این حادثه را به شورای امنیت فرستاده‌اند اما از هم‌اکنون گفته‌اند نمی‌خواهند از ایران انتقام بگیرند! این سخنان تلویحاً متهم‌کردن ایران به دست‌داشتن در حادثه هفته گذشته است و در عین حال توجیه ورود به جنگ. اما از زاویه‌ای دیگر نیز قابل بررسی است.


ترامپ در سال ۲۰۱۲ میلادی اوباما را متهم کرده بود که می‌خواهد با آغاز جنگ با ایران در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری، رأی بخرد.
ترامپ و بولتون عقب‌نشینی کردند

مقامات دولت ترامپ دائماً پس از خروج از برجام تأکید می‌کردند که همه گزینه‌ها روی میز است حتی اگر آمریکا احساس کند منافعش تهدید شده؛ جمله‌ای که به آغاز جنگ اشاره دارد و مثلاً از زبان برایان هوک مسئول میز ایران در وزارت خارجه در اواخر ۲۰۱۸ میلادی شنیده شد. اما ده روزی هست که می‌گویند نمی‌خواهند با ایران بجنگند و آغازگر جنگ نخواهند بود. ترامپ چهارشنبه ۱۵ مه در دیدار با دستیارانش گفت نمی‌خواهد تنش با ایران به جنگ تبدیل شود و فردایش نیز که از سوی خبرنگاران سؤال‌پیچ شد گفت «امیدوارم جنگ نشود».

به نظر می‌رسد این تغییر رویه پس از آن کلید خورد که سه ضربه ناگهانی بر آنها وارد شد:

۱- محمدجواد ظریف برای مصاحبه با فاکس‌نیوز و ارسال پیامی به رئیس‌جمهور آمریکا عازم آن کشور شد و با صدای رسا اعلام کرد «گروه بی» (نتانیاهو، بولتون و بن‌سلمان) می‌خواهند ترامپ را برخلاف وعده‌های انتخاباتی‌اش و علی‌رغم میل خودش وارد یک جنگِ دیگر در خاورمیانه کنند تا قربانی منافع آنها شود.

۲- پس از آن نیز دولت ایران اعلام کرد با استناد به مفاد برجام و با توجه به کاهش تعهدات طرف‌های غربی برخی تعهداتش را تعلیق خواهد کرد.

۳- سپس حمله ناشناس در ساحل فجیره معادلات امنیتی آنها را به هم ریخت.

بنابر این ابتکار عمل به دست ایران افتاد و موجب شد آنها برای دفاع از خود صراحتاً مجبور به اعلامِ این مطلب شوند که «خواهان جنگ با ایران نیستند». این را بولتون در توییتی که پیرامون حرکت ناو آبراهام لینکلن به خلیج فارس منتشر کرد، مطرح کرد. حالا نوبت عربستان است و پس از آن اسرائیل.


عادل الجبیر دو روز پس از آنکه ترامپ رسماً گفت ترجیح می‌دهد با ایران نجنگد، در یک مصاحبه اعلام کرد ریاض هم چنین تمایلی ندارد.
عربستان عقب‌نشینی کرد

سعودی‌ها که می‌بینند آمریکا می‌خواهد هزینه سیاسی و مالی جنگ را بر دوش آنها بگذارد، برای اینکه به هزینه‌تراشی علیه کشورهای عربی متهم نشوند، می‌گویند خواهان جنگ با ایران نیستند و احتمالاً برای همین جلسه مشورتی تشکیل داده‌اند که بگویند نمی‌خواهند هزینه چنین جنگی را بپردازند. اما اسرائیلی‌ها پرروتر از این حرف‌ها هستند که به زودی عقب‌نشینی کنند.

عادل الجبیر مشاور پادشاه در امور خارجی به رسانه‌ها گفته است عربستان نمی‌خواهد با ایران وارد جنگ شود اما اگر حمله‌ای از سوی ایران رخ دهد با تمام قوا پاسخ خواهد داد. او می‌گوید «ما صلح و ثبات را می‌خواهیم» اما «نمی‌توانیم بیش از این سیاست‌های خصمانه ایران علیه پادشاهی را تحمل کنیم».

عقب‌نشینی تاکتیکی یا راهبردی؟

آیا راهبرد دول متخاصم با ایران تغییر کرده است یا این صرفاً یک عقب‌نشینی موقت برای توجیه جنگ است؟ در حالت دوم، ممکن است آنها خود را خواهان صلح نشان بدهند اما همزمان از طریقی دیگر یک حمله صوری علیه نیروهای آمریکایی در عراق یا آب‌های جنوبی ایران صورت دهند و آن را به گردن ایران بیاندازند تا مجوز جنگ را بگیرند.

واشینگتن‌پست احتمال می‌دهد شکست راهبرد بولتون در ونزوئلا که اوج آن کودتای ناکام نظامی در ۳۰ آوریل بود، یکی از دلایل اقناع ترامپ به متوقف‌کردن راهبرد بولتون در قبال ایران باشد. از آنجا که دو تن از مهمترین مدافعان جنگ با ایران یعنی بولتون و مارکو روبیو سناتور جمهوری‌خواه از برنامه‌ریزان اصلی راهبرد آمریکا در قبال ونزوئلا هستند، این گمانه نیز بیراه نیست.

به هرحال دلیل آن هر چه باشد، عقب‌نشینی همزمان سعودی‌ها با ترامپ پس از داعیه‌های تکراریِ گزینه‌های روی میز نشان از هماهنگی‌های فوری میان دو کشور دارد. در این میان اسرائیلی‌ها که بازیگر اصلی پشت صحنه هستند، با ریاکاری به دنبال اهداف خود هستند.

منابع

https://www.reuters.com/article/us-saudi-oil-emirates-tanker/saudi-arabia-says-it-seeks-to-avert-war-ball-in-irans-court-idUSKCN1SP01C

https://www.bbc.com/news/world-us-canada-48307445

https://www.indy100.com/article/us-iran-tensions-trump-twitter-war-obama-john-bolton-middle-east-8916216

https://www.aa.com.tr/en/americas/military-option-on-table-against-iran-us-envoy/1325514

http://www.msnbc.com/rachel-maddow-show/trump-starts-realize-john-bolton-still-agrees-john-bolton

https://www.mashreghnews.ir/news/814828


منبع:مشرق

فرصت‌هایی که آمریکا در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار داده است/ تهدید همیشه هم منفی نیست!


تنش‌ها و تهدید‌های که ایالات متحده در جهان ایجاد می‌کند می‌تواند در پاره‌ای موارد برای کشورمان فرصت تلقی شود.


به گزارش سخن آشنا، ایالات متحده آمریکا از دیرباز به دنبال آن بوده که به عنوان یک هژمونی که قصد ایجاد تنش و ناسازگاری در جهان را دارد، معرفی و شناسایی شود.

اما به هر حال بازی در چنین نقشی برای این کشور و سایر ملل جهان بدون هزینه هم نبوده و در موارد زیادی خسارت های جبران ناپذیری برای ایالات متحده و جامعه بین الملل به بار آورده است. در این میان با توجه به تنش آفرینی های واشنگتن، تهران می تواند از فرصت هایی که در سایه این اختلافات در صحنه بین المللی ایجاد می شود حداکثر استفاده را ببرد.

در این گزارش سعی شده به برخی از مهم ترین آنها پرداخته شود.

جنگ تجاری چین و آمریکا اولین فرصت طلایی برای ایران
جنگ تجاری واشنگتن_پکن از زمانی آغاز شد که دولت ترامپ سعی کرد برای بسیاری از کالاهای وارداتی چینی، تعرفه ۲۵ درصدی اعمال کند تا از این طریق نوعی توازن در بین واردات کالا‌های چینی و صادرات کالا‌های آمریکایی به این کشور برقرار کند. این اقدام با واکنش شدید مقامات چینی مواجه شد. تا حدی که آن‌ها برای مقابله به مثل کردن از تعیین تعرفه ۲۵ درصدی برای کالا‌های وارداتی آمریکا به کشورشان خبر دادند. این روند تا جایی ادامه پیدا کرد که در نهایت به آن لقب جنگ اقتصادی داده شد.

بنابر اعلام خبرگزاری های بین المللی همچون رویترز و شینهوا، اگرچه جنگ تجاری بر روند فعالیت‌های دو کشور تاثیرات منفی گسترده‌ای گذاشته است، اما چین به این خاطر که تنها توانایی اعمال تعرفه بر روی کالا‌های اندکی از آمریکا را دارد با کسری تجاری بیشتری مواجه شد و در مقابل ضربات محکم‌تری را از تعرفه‌گذاری ۲۰۰ میلیارد دلاری آمریکا بر کالا‌های چینی متحمل شد. در چنین شرایطی تهران به عنوان کشوری که از سوی واشنگتن با تحریم‌های شدید اقتصادی مواجه است بیشترین شباهت را با پکن داشته و می‌تواند تا اندازه زیادی رکود اقتصادی ناشی از تحریم‌های اخیر آمریکا را در تعاملات با چین به عنوان یکی از بزرگترین قدرت‌های اقتصادی و تجاری جهان جبران کند و از تعاملات با پکن به نفع خود بهره ببرد، اگرچه این منافع یک‌سویه نبوده و برای پکن هم ارزش‌های بسیاری را به دنبال خواهد داشت. در همین راستا باید بررسی کرد که اختلاف تجاری چین با آمریکا در چه بخش‌هایی می تواند منافعی برای کشورمان به همراه داشته باشد .

 

جذب سرمایه‌گذاری چینی ها در داخل ایران
در شرایطی که آمریکا و دولت دونالد ترامپ به دلیل اجرای تحریم‌های اقتصادی سنگین، از افزایش فشار‌های اقتصادی علیه ایران حرف می‌زنند، جنگ تجاری این کشور با چین می‌تواند به عنوان یک مزیت بسیار بزرگ برای دولتمران ایرانی محسوب شود. تهران این امکان را دارد که طی اقدامی هوشمندانه، تهدید به وجود آمده علیه چین به واسطه آمریکا را به یک فرصت بسیار بزرگ برای خود تبدیل کند. هم‌اکنون ایران و چین در بسیاری از حوزه‌های اقتصادی، منافع یکسانی دارند. تسهیل شرایط برای ورود شرکت‌های چینی به ایران و تشویق آن‌ها به انجام سرمایه‌گذاری در حوزه‌های مختلف اقتصادی، یکی از این موارد محسوب می‌شود. آمار‌های منتشر شده حجم سرمایه‌گذاری‌های پکن در تهران تا سال ۹۶ را نزدیک به ۲.۲ میلیارد دلار برآورد کرده است و با توجه به امر می توان گفت حجم قابل ملاحظه سرمایه‌گذاری‌ها نشان از تمایل چین برای ادامه یا حتی پرنگ تر شدن حضور در این حوزه را خواهد داشت.

 

افزایش فروش نفت به واسطه همکاری با چین
یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دولت ترامپ در زمان اعمال تحریم‌های نفتی علیه ایران مربوط به تعاملات خرید و فروش نفت بین تهران و پکن بود. بدیهی است در شرایط کنونی که چین تحت فشار‌های اقتصادی آمریکا قرار دارد، خرید نفت ایران می‌تواند به عنوان ابزاری مهم برای خنثی‌سازی تاثیرات تحریم‌های واشنگتن بر تهران تلقی شود. این اقدام می‌تواند فضای بازتری را برای ایران به منظور تامین منافع نفتی‌اش فراهم کند. ضمن اینکه طبق آخرین اخبار منتشر شده میزان نیاز‌های نفتی این کشور برای سال ۲۰۱۹ افزایش پیدا خواهد کرد و پکن در سال جدید ۵۰۰ هزار بشکه نفت بیشتر از سال ۲۰۱۸ نیاز خواهد داشت و ما می‌توانیم به عنوان مهم‌ترین تولید‌کننده نفتی چین این میزان افزایش را تامین کنیم. در مقابل نگرانی چینی‌ها از افزایش جایگاه نفتی هند به عنوان یکی از کشور‌های رقیب پکن در بحث تعاملات نفتی با ایران، فرصت دیگری برای افزایش منافع ما به صورت غیرمستقیم تلقی می شود.

تامین منابع مالی با جایگزینی یوان چین به جای دلار آمریکا
نباید فراموش کرد چین بزرگ‌ترین خریدار جهانی نفت کشورمان و بزرگترین شریک تجاری ما محسوب می‌شود. در چنین شرایطی که نیاز‌های نفتی پکن برای سال جدید در حال افزایش است و حجم درآمد‌های نفتی ایران نیز به میزان زیادی کاهش پیدا کرده و منابع مالی تامین بودجه در سال جدید نیز با کسری مواجه هستند، دولت ما می‌تواند با جایگزین کردن یوان چین به جای دلار آمریکا در مبادلات نفتی‌اش با چین، حجم درآمد‌های نفتی خود را افزایش دهد و چرخ‌های نفتی اقتصاد کشور را دوباره به حرکت دربیاورد. امکان‌پذیر‌شدن تعاملات نفتی دو کشور در شرایطی که پکن بار‌ها تحریم‌های نفتی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران را محکوم کرده بود، بیشتر از هر زمان دیگری امکان‌پذیر است.

حمایت از مواضع سیاسی ایران در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی
تحریم‌های اعمال شده علیه ایران، توانایی ما را برای دنبال کردن مواضع سیاسی کشور در سطوح مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی، تضعیف کرده است. تهران و پکن در موضوعات زیادی با چین منافع مشترک بسیاری دارد. جنگ تجاری چین و آمریکا می‌تواند فرصتی مهم برای تهران تلقی شود تا به واسطه آن منافع سیاسی دوجانبه خود با چین در موارد بسیاری را دنبال کند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که ببینیم چین به عنوان یکی از کشور‌های امضا کننده برجام حقوق ایران را در بسیاری از موارد از جمله موضوع هسته‌ای به رسمیت شناخته و افزایش همکاری‌های بین دو کشور موجب می‌شود تا ایران بتواند با حمایت چین همچنان روی مواضع قبلی خود در حوزه اهداف سیاسی‌اش اصرار کند.

چین با کشورهای مختلف جهان روابط خوب تجاری و سطح بالایی را برقرار کرده و اخیراً هم در کشورهای آفریقایی سرمایه‌گذاری‌های خوبی را انجام داده و سطح روابط خود را با آفریقا ارتقا بخشیده، یعنی سیاست های اقتصادی این کشور در سطح جهان تاکنون موفق بوده و این امری قابل تحسین است، تهران هم باید از این موضوع در راستای تامین منافع ملی خود بهره مند شود.


کاهش هزینه های تحریم با همگرایی های جهانی و مطرود شدن یکجانبه گرایی های بین المللی
کاهش هزینه های اقتصادی تحریم با یافتن متحدان و شرکای در فضای بین المللی در کاهش هزینه های تحریم به کشورمان کمک زیادی می کند. ضمن اینکه هزینه‌های تحریم را برای تحریم کننده هم به مقدار زیادی افزایش خواهد داد، چرا که لازم است برای اتحاد چند جانبه ی عاملان، امتیازات بیشتری بدهد. عملیات روانی، نقض اجماع ها، نفوذ بین متحدان علیه منافع کشور مان و ... مبتنی بر هنجارهای بین المللی می تواند هزینه تحریم را برای تحریم کنندگان افزایش دهد.

تنش های واشنگتن با آلمان و اتحادیه اروپا
ترامپ آلمان را نه تنها در جایگاه متحد خود نمی داند بلکه از آن به عنوان مخل سیاست‌هایش یاد می کند و این کشور را به گفت‌وگو با ایران، ایجاد مناسبات نزدیک با آن و تلاش برای دور زدن تحریم‌های آمریکا علیه این کشور و اخلال در سیاست خشن آمریکا در قبال تهران متهم می کند.

در این میان اشپیگل از قول نیلز آنن، یکی از معاونان وزارت خارجه آلمان می‌نویسد «سیاست ایالات متحده فشار حداکثری بر ایران و تنش‌های منطقه‌ایست». در همین راستا هم ژان آسلبورن، وزیر خارجه لوگزامبورگ از سیاست خاورمیانه ترامپ به عنوان «سیاستی به شدت خطرناک» یاد کرده و می گوید «ترامپ قرارداد بین‌المللی با ایران را لغو و در بحران اسرائیل و فلسطینی طرح ایجاد دو دولت را به کلی ناممکن کرده است.»

نگاه بروکسل و آلمان به سیاستی که ایران در برابر «تحریکات و فشارهای آمریکا» اتخاذ کرده مثبت است. آنها این سیاست را با «احتیاط و مناسب» ارزیابی می‌کنند.

 

تعامل و کاهش حوزه های اختلاف با همسایگان در سایه تنش های ناتو و آمریکا
جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه گذشته به دلیل بی ثباتی و نا امنی افغانستان، خسارت های زیادی پرداخت کرده و همواره برای ساماندهی اوضاع و بازگشت ثبات و امنیت در مقاطع مختلف تلاش هایی انجام داده است. یکی از تهدیداتی که همواره متوجه ایران بوده را می توان حضور ناتو در منطقه دانست، چراکه ناتو علاوه بر نفوذ در افغانستان با کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس همکاری دارد. در چنین شرایطی جمهوری اسلامی ایران با 15 کشور (کشورهای عضو شورای همکاری ) از طریق آب و خشکی دارای مرز مشترک است و این کشورها به طرق مختلف با پیمان آتلانتیک شمالی همکاری دارند بنابراین نحوه همکاری ها به گونه ای است که به سمت گیری ناتو به شرق و به ویژه در فضای ژئوپولتیک شمال-جنوب کشور ایران کمک کرده است.
با توجه به شرایط کنونی درباره آینده افغانستان دو دیدگاه خوشبینانه و بد بینانه وجود درد. گروهی معتقدند که خروج ارتش ایالات متحده، متحدین و ناتو از افغانستان لاجرم لبنانی دیگر(طی دهه 1980) و ماندن در افغانستان، اسرائیل – فلسطینی دیگر شکل خواهد داد آمریکا نخواهد توانست در فاصله زمانی مناسب، افغانستان کنونی را سامان دهد. چنانچه کابل موفق نشود تعریف مجددی از روابط میان گروه‌های متعدد قومی- مذهبی ارائه کند که باید بر همزیستی و برابری استوار باشد، این کشور نمی تواند به نحو موثری با خشونت های کنونی و نیروهای گریز از مرکز مقابله کند و در نهایت تنش ها موجود همچنان به صورت یک مشکل دائمی در حیات سیاسی افغانستان و منطقه باقی خواهند ماند.

گروه دیگر معتقدند آمریکا در راستای راهبرد سیطره جویانه خود، با انعطاف پذیری و تغییرات تاکتیکی؛ به تدریج قدرت را به افغان‌ها به خصوص در حوزه‌های امنیتی منتقل می‌کند و به صورت هدایت شده از ظرفیت‌های سازمان ملل، ناتو و سایر متحدین خود در افغانستان در راستای کاهش هزینه‌های خود استفاده خواهد کرد تا سال‌های سال در این کشور بماند. در این میان پاکستان هم در افغانستان دارای منافع استراتژی و حیاتی است. از آنجا که نقش موثری در صحنه داخلی افغانستان دارد، برقراری تعامل بیشتر با آن کشور و کاهش حوزه‌های اختلاف که نهایتا منافع ملی ایران را به خطر می‌اندازد ضرورت پیدا می‌کند.

تهدید همیشه هم منفی نیست!

در نهایت باید گفت که تهدید ذاتاً امرمنفی نیست بلکه می‌تواند بصورت کنترل صحیح شرایط، خلق فرصت و منفعت و در صورت عدم کنترل صحیح موجبات ورود ضرر را فراهم کند.

انسان‌ها چاره‌ای جز مقابله با تهدیدات پیشرو ندارند و بالطبع برخورد با تهدیدات موجب تغییر موقعیت آن‌ها به وضعیت جدید خواهد شد. این وضعیت‌های جدید می‌تواند به‌ترتیب در دامنه منفعت، ضرر و یا ترکیبی از هر دو قرار بگیرد، جمهوری اسلامی ایران نیز می‌تواند در سایه این تهدیدات با همگرایی‌های مناسب در وضعیت متفاوتی قرار گیرد که زمینه را برای سود و منفت و در نهایت توسعه این کشور را ایجاد کند.
منبع:باشگاه خبرنگاران

اهداف عربستان از درخواست تشکیل جلسه فوق العاده سران شورای همکاری و سازمان‌ همکاری‌های اسلامی/ حرکت شاه عربستان برای فرار از کیش و مات



با توجه به نگرانی‌های بین المللی از وضعیت شکننده امنیتی خلیج فارس در این روزها سعودی ها امیدوارند که بتوانند مجدداً با جمع کردن سران کشورهای عضو شورای همکاری و سازمان همکاری های اسلامی و احتمالاً گنجاندن بندی بر ضد انصارلله در بیانیه پایانی به نوعی برای تداوم حملات خود به یمن مشروعیت‌سازی کنند

حرکت شاه عربستان برای فرار از کیش و مات

سخن آشنا- امروز خبرگزاری رسمی عربستان سعودی (SPA) از درخواست ملک سلمان پادشاه این کشور برای تشکیل جلسات فوق العاده‌ای از سوی سازمان همکاری‌های اسلامی و شورای همکاری خلیج فارس در ریاض خبر داد. در این خبر آمده است: «حافظ دو مکان مقدس از برادران خود یعنی رهبران شورای دول خلیج فارس و اتحادیه عرب می خواهد که دو جلسه اضطراری در تاریخ ۳۰ ژوئن در مکه برگزار نمایند». در این خبر در مورد دلایل این درخواست پادشاه عربستان به اوضاع منطقه بویژه پس از عملیات خرابکارانه در چندین کشتی نفت کش در آبهای خلیج فارس و همچنین حمله پهبادی انصارلله یمن به دو ایستگاه پمپاژ نفت در تـاسیسات شرکت آرامکو عربستان اشاره شده است. با این حال می توان مجموعه‌ای از اهداف را در تلاش عربستان برای برگزاری این نشست در نظر گرفت.

 

اجماع‌سازی دگرباره علیه یمن

جنگ 4 ساله سعودی‌ها در یمن به بن بست برخورده است به صورتی که ریاض نه توان کسب پیروزی را دارد و نه شجاعت پذیرش شکست و واقعیات جدید یمن را. از طرف دیگر به واسطه جنایات هولناک و عملکرد فاجعه‌آفرین سعودی‌ها در این تهاجم 4 ساله علیه ملت مظلوم و بی دفاع یمن، به جز امارات و دولت ترامپ عملاً هیچ حامی و پشتیبانی در کنار ریاض مشاهده نمی‌شود و از ائتلاف اسمی تشکیل شده در سال 2015 تنها نام آن باقی مانده است. لذا با توجه به این مولفه‌ها یعنی شکست سعودی‌ها در جنگ و ایجاد بحران انسانی در نتیجه محاصره و بمباران مردم یمن اکنون فشارهای بین المللی بر سعودی‌ها برای متوقف کردن حملات خود علیه غیرنظامیان یمنی افزایش یافته است. در این شرایط پاسخ‌دهی انصارلله به حملات هوایی عربستان طی روزهای گذشته از طریق نشان دادن بخشی از توانایی خود برای هدف گرفتن عمق خاک عربستان و شاهرگ های حیاتی اقتصاد این کشور، این گمانه را در سران سعودی بوجود آورده است که با توجه به نگرانی‌های بین المللی از وضعیت شکننده امنیتی خلیج فارس در این روزها آنها می توانند مجدداً با جمع کردن سران کشورهای عضو شورای همکاری و سازمان همکاری های اسلامی و احتمالاً گنجاندن بندی بر ضد انصارلله در بیانیه پایانی به نوعی برای تداوم حملات خود به یمن مشروعیت‌سازی کنند و از بار فشارهای بین المللی برای متوقف کردن حملات و پایان دادن به محاصره الحدیده و اجرای توافق استکهلم بکاهند.

لذا در همین زمینه محمد علی الحوثی رئیس کمیته عالی انقلاب یمن با انتشار یک پست توئیتری به این درخواست ریاض واکنش نشان داد و تاکید کرد: به تمام آزادگان در ماه مبارک رمضان می‌گوئیم که شما می‌توانید مانع ریخته شدن خون ملت یمن از طریق عدم شرکت در نشست‌هایی شوید که مانع تجاوز به یمن نمی‌شوند و حامی جنگ و خون ریزی هستند.

 

ایران‌هراسی در مسیر ناتو عربی

عربستان سعودی به عنوان رقیب منطقه ای ایران و دشمن ایدئولوژیک گفتمان مقاومت اسلامی همواره یکی از اهرم‌های اجرای سیاست ایرانهراسی در سطح منطقه‌ای و جهان اسلام در راستای حفظ منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی و از این طریق کسب حمایت خارجی برای تداوم سلطه بر شبه جزیره بوده است. اتحادیه عرب یکی از سازمان‌هایی بوده است که طی 4 دهه گذشته به مرور با نقش آفرینی سعودی‌ها از اهداف اولیه خود در حمایت از کشورهای عربی در برابر تجازوات رژیم صهیونیستی دور و با سیاست ایرانهراسی از آن هویت زدایی شده است.

در همین راستا طی سالهای اخیر سعودی‌ها این سیاست تهاجمی را در قبال دیگر گروه‌ها و دولت‌هایی که علیه مداخلات غرب و تجاوزات رژیم صهیونیستی به دفاع از منافع مسلمانان می پردازند نیز تسری داده است چنانکه قرار دادن نام گروه حزب الله لبنان و حماس در فلسطین در لیست گروه های تروریستی و توطئه سازی برای بی ثبات کردن و تجزیه کشورهای عراق و سوریه در این راستا قابل خوانش است.

در این رقابت و تخاصم بنیادین سعودی‌ها با توجه به استراتژی‌های جدید واشنگتن در منطقه (رویکرد ترامپ در کاهش بار تعهدات امنیتی آمریکا در جهان) طرح تشکیل ناتو عربی را در پیش گرفته اند و تشکیل این نیرو در وهله نخست نیازمند به دشمن تراشی و القاء تهدید ایران به دیگر کشورهای اسلامی و عرب می باشد. تحرکات ریاض برای جا انداختن تصور دروغین نقش آفرینی ایران و یا گروه‌های نزدیک به تهران در حادثه مشکوک حمله به کشتی های نفتکش در دریای خلیج فارس به همین منظور خواهد بود.

 

خروج از انزوای بین المللی پس از قتل خاشقچی

یکی دیگر دلایل مهم درخواست پادشاه سعودی برای تشکیل جلسه سران کشورهای شورای همکاری و سازمان همکاری اسلامی به تلاش ریاض برای خروج از انزوای بین المللی پس از قتل جمال خاشقچی روزنامه نگار منتقد عربستانی در خاک ترکیه در اکتبر 2018 باز می‌گردد. ریاض پس از افشای این قتل فجیع و پیگیری‌های آنکارا و سپس گزارش نهادهای اطلاعاتی غربی مبنی بر دست داشتن ولیعهد سعودی ها در صدور دستور این جنایت، با فشار گسترده بین المللی و انزوای شدیدی مواجه شد. تلاش های ریاض برای کاستن از این فشارها همچون دستگیری برخی از نیروهای عملیاتی و برکناری برخی چهره ها همانند عادل الجبیر نیز نتوانست افکار عمومی جهانی را در مورد اجرای عدالت قانع سازد.
منبع:الوقت

فشار بر خبرنگاران در کشور مدعی آزادی؛ دلایل وحشت سران الیزه چیست؟



در اقدامی کم سابقه، برخی خبرنگاران که در ارتباط با یمن خبر و گزارش تهیه‌ می‌کردند، از سوی نهادهای امنیتی و سیاسی دولت فرانسه احضار و تحت فشار قرار گرفته اند

فشار بر خبرنگاران در کشور مدعی آزادی؛ دلایل وحشت سران الیزه چیست؟

به گزارش سخن آشنا، سازمان امنیت فرانسه روز چهارشنبه سه خبرنگار این کشور را که درباره سلاحهای فرانسوی به کار رفته درجنگ یمن تحقیق و افشاگری کرده بودند؛ احضار و بازخواست کرد.

در همین ارتباط گقته شده است که «ژوفره لیولسی» و «ماتیاس دستال» خبرنگاران پایگاه اینترنتی «دیسکلوز» و «بنوا کلمبا» خبرنگار تحقیقاتی رادیو فرانسه روز چهارشنبه گذشته به اداره کل اطلاعات داخلی فرانسه احضار شدند تا درباره «شبهه‌ افشای اسرار دفاع ملی» توضیح دهند.

آن گونه که اعلام شده پرونده این خبرنگاران در پی شکایتی از سوی وزارت نیروهای مسلح فرانسه در دادسرای پاریس گشوده شده است.

علت احضار این خبرنگاران، افشارگری عنوان شده، اما آن چه در سابقه این خبرنگاران در ارتباط با یمن دیده می‌شود، انتشار اخبار و تحولات مرتبط با یمن و همچنین روابط تسلیحاتی پاریس و ریاض است نه چیز دیگری.

 

افشاگری یا انتشار خبر؟

پایگاه دیسکلوز که دو تن از خبرنگاران احضار شده در آن جا مشغول بکار بوده‌اند، متهم است که اطلاعات طبقه‌بندی شده و محرمانه دفاعی متعلق به دولت را منتشر کرده است.

این اطلاعات حاکی از آن است که برخی تجهیزات نظامی ساخت فرانسه که به عربستان سعودی و امارات متحده عربی فروخته شده در جنگ یمن مورد استفاده قرار گرفته و به احتمال زیاد برای حمله به اهداف و شهروندان غیرنظامی به کار برده شده است.

پایگاه خبری دیسکلوز همچنین اخیرا در ممانعت از بارگیری سلاح در یک کشتی سعودی در بندر «لوهاور» فرانسه نقش مهمی داشت و در پی این افشاگری ها که اعتراض سازمان های حقوق بشری را به دنبال داشت، این کشتی سعودی مجبور شد روز جمعه 20 اردیبهشت بدون بارگیری بندر لوهاور را ترک کند.

همچنین ماه گذشته، خبرنگاران نامبرده بر اساس یکسری اسناد فاش شده، مطالبی را منتشر کردند که در آن ثابت می‌شد که مقامات عالی رتبه فرانسه به طور کامل از فروش تجهیزات نظامی به عربستان سعودی و امارات عربی متحده و استفاده این سلاح‌ها در جنگ علیه یمن اطلاع داشتند.

از سوی دیگر افشای این موضوع توسط این سه خبرنگار فرانسوی در حالی است که چندی پیش «امانوئل مکرون» رئیس‌جمهور فرانسه گفته بود پاریس از ریاض تضمین گرفته است که از سلاح های جنگی خریداری شده در جنگ علیه یمن، استفاده نکند. وی افزود: فرانسه نمی‌تواند از فروش اسلحه به عربستان چشم‌پوشی کند!

همچنین گفته شده خبرنگاران مذکور اسراری در خصوص فروش سیستم‌های موشکی و تانک‌های هدایت شده لیزری به کشور‌های عربستان و امارات فاش کرده‌اند، که این سری اقدامات فرانسه، معاهده تجارت اسلحه که در تاریخ ٢ آوریل سال ٢٠١٣ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیده بود را نقض می‌کند.

معاهده تجارت اسلحه شامل نظارت بر خرید و فروش بین‌المللی انواع تسلیحات متعارف از اسلحه سبک گرفته تا تانک، هواپیما، ناو جنگی و تجهیزات ضدهوایی پیشرفته و نظایر آنهاست و کشور‌های امضاکننده را ملزم می‌کند تا سازوکار مناسب نظارت بر دادوستد اسلحه را ایجاد کنند. کشور‌های فرانسه، انگلیس، آلمان، ایتالیا و اسپانیا این پیمان را امضا کرده و به تصویب پارلمان‌های خود رسانده‌اند.

در واقع اسناد افشا شده نشان می‌دهد که دولت فرانسه برخلاف ادعاها در خصوص کاهش مبادلات تسلیحاتی با عربستان، به عموم مردم در خصوص کاربرد سلاح‌های فروخته شده این کشور دروغ گفته است.

 

مجازات خبرنگاران توسط دولت فرانسه

براساس منابع محلی، «متیاس دستل» یکی از بنیانگذاران دیسکلوز و «بنوی کلمبا» خبرنگار «رادیو فرانسه» با محکومیت پنج سال حبس و جریمه 75 هزار یورویی به اتهام دسترسی بدون مجوز به اسناد محرمانه روبرو هستند.

از سوی دیگر برخی از این خبرنگاران ممکن است در آستانه لغو مجوز خود قرار گیرند و در این صورت این رفتار شدیدترین رفتاری است که در فرانسه علیه خبرنگاران دنبال می‌شود.

 

محکومیت دولت مدعی آزادی

در واکنش به اقدام اخیر دولت فرانسه علیه خبرنگاران فعال در مسائل یمن، دستکم 36 پایگاه خبری، با امضای بیانیه‌ای آزار و اذیت خبرنگاران را محکوم کردند و خواستار توقف آن شدند.

همچنین سازمان عفو بین‌الملل به همراه 16 سازمان حقوق بشری دیگر، احضار خبرنگاران فرانسوی در پیوند با این پرونده را محکوم کرد.

«جفری لیولسی» بنیانگذار پایگاه خبری «دیسکلوز» فرانسه نیز با اشاره به گزارش محرمانه اداره کل اطلاعات گفت:«آنها می‌خواهند که ما را بعنوان درس عبرتی برای بقیه قرار دهند زیرا این اولین بار است که در فرانسه افشاگری اینچنینی صورت گرفته است.»وی در خصوص تهدید شدن خبرنگاران به تحمل مجازات حبس گفت: «آنها می‌خواهند خبرنگاران و منابع آنها را از افشای اسرار دولتی، بترسانند.» در واقع دولت فرانسه بجای پاسخگویی به افکار عمومی با فرار به جلو از این خبرنگاران خواسته است که منابع اطلاعاتی خود را اعلام کنند.

میتوان حدس زد که دولت فرانسه که یکی از کشورهای عمده صادرکننده سلاح در جهان می باشد و در بحران های مختلفی بویژه در آفریقا مداخله دارد از رویه شدن چنین افشاگری هایی واهمه فراوانی دارد.

 

فشار بر خبرنگاران در کشور مدعی آزادی بیان

با این حال آن چه در ارتباط با احضار و مجازات خبرنگاران فرانسوی حوزه یمن قابل توجه به نظر می‌رسد، ادعاهای فرانسه در مورد آزادی بیان است که حال با احضار و فشار بر خبرنگاران حوزه یمن در عمل نقض شده است.

در واقع، فرانسه جزو شرکای جرم ائتلاف بدنام سعودی در جنگ یمن محسوب می‌شود که در عین تامین سلاح‌های جنگی مورد نیاز سعودی‌ها، مزدوران فرانسوی را نیز برای کمک به ائتلاف سعودی به جنگ علیه مردم مظلوم یمن اعزام کرده و حتی در اتاق جنگ ائتلاف سعودی نیز حضور فعال دارند.

تنها چن روز پیش از این افشاگری "ادوار فیلیپ"، نخست وزیر فرانسه گفت: پاریس به تعهدات بین‌المللی احترام می‌گذارد و این عمل به این تعهدات فقط در حد نظری نیست. ما کاملا با مقامات کشورهای ذی‌ربط درباره اجرای شروط استفاده از تجهیزات نظامی به صورت صریح صحبت کرده‌ایم. ادعایی که با افشاگری اخیر اعتبار آن تا حدود زیادی خدشه دار گردید. ادعایی که الیزه در مورد بحران لیبی و عدم حمایت از عملیات ژنرال حفتر علیه دولت قانونی سراج نیز اتخاذ کرده است.

بر این اساس افشای این موضوع برای مکرون بسیار گران و پرهزینه تمام شد و آبروریزی بزرگی را برای او در صحنه سیاسی و رسانه‌ای در فرانسه و حتی اروپا به دنبال داشته است.

این در حالی است که سازمان ملل تا کنون بارها در گزارش‌‍های متعددی اوضاع بحرانی و شرایط ناگوار انسانی در یمن بر اثر جنگ عربستان را اعلام کرده است، اما گزارش خبرنگاران فرانسوی حوزه یمن نشان داد دولت پاریس برخلاف شعارهای حقوق بشری، ولی در عمل با پشت کردن به این شعارها در وضعیت بحرانی امروز یمن شریک است و شعارهای حقوق بشری در حد همان شعار برای پاریس اهمیت دارد نه بیشتر.
منبع:الوقت

همپیاله ترامپ سرِ سفره ادلسون؛ چه کسی در سنا پشت پرده جنگ‌طلبی دولت ترامپ است؟ +تصاویر



وی بدون اینکه هیچ‌گونه مسئولیتی داشته باشد، دائماً از قول ترامپ در مورد احتمال جنگ با ایران اطلاع‌رسانی می‌کند و از آن سو با وجهه متخصص مسائل ایران به ترامپ برای چگونگی آغاز جنگ، خط می‌دهد.

سخن آشنا- سناتور جمهوری‌خواه و رقیب پیشین ترامپ، این روزها معرکه‌بیار تمام‌عیار جنگ علیه ایران و ونزوئلا شده است. او دائماً در توییت‌هایش از سیاست دولت ترامپ برای فشار به ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دفاع می‌کند و در عین حال تأکید می‌کند این ایران است که دارد جنگ را آغاز می‌کند!

روبیو یک حلقه از زنجیره‌ای است که در کنار رسانه‌ها آتش‌بیار معرکه تنش و جنگ با ایران شده است و ناگهان هجمه هماهنگی را به ذهن آمریکاییان آغاز کرده‌اند که «آی فرزندان عموسام! کجایید که فرزندان شما در خاورمیانه در خطر حملات ایران قرار گرفته‌اند» و کسی از آنها نمی‌پرسد که اولاً فرزندان ما آنجا چه کار می‌کنند و ثانیاً با کدام مدرک و مستند از این خطر سخن می‌گویید؟

روبیو دائماً در توییت‌هایش می‌گوید «اطلاعات موثق» حاکی از این است که ایران دارد آماده حمله به نیروهای آمریکایی در منطقه می‌شود و همان اطلاعات موثق حاکی از این است که آمریکا اصلاً در پی جنگ با ایران نیست. وقتی مسأله امنیتی می‌شود، او به خود اجازه می‌دهد فقط همین عبارت را تکرار کند بدون اینکه بگوید کدام نقشه و تصویری روایت او را تأیید می‌کند؟

مثلاً خبر می‌دهند که ایران موشک‌هایی را به عراق منتقل کرده تا آمریکاییان را تهدید کند. در صورتی که این خبر برای آگوست ۲۰۱۸ میلادی یعنی بیش از یک سال پیش است! اصلاً از همان زمان وب‌سایت الجریده نوشته بود که اسرائیلی‌ها فهرستی از اهداف موشکی در عراق تهیه کرده‌اند و می‌خواهند آن را به بهانه‌ای بمباران کنند که بخشی از آن، کوریدوری است که تهران را از خاک بغداد به دمشق وصل می‌کند.

کورت نیمو در وبسایت ران پل سیاستمدار باسابقه آمریکایی نوشته است مگر این کوریدور برای امروز و دیروز است؟ ایرانیان و شیعیان قرن‌ها است مسیرهایی را برای رفت و آمد به اماکن مذهبی در عراق و سوریه و لبنان در نظر گرفته است و تنها چیزی که عوض شده، این است که چند سال اخیر آمریکاییان با مداخله نظامی بر این مسیرها تسلط داشتند و حالا این تسلط را از دست داده و وضعیت به روال سابق برگشته است.

وی می‌نویسد مارکو روبیو دائماً در شبکه‌های تلویزیونی از لزوم فشار بر ایران برای بازگرداندن حق آزادی به مردم این کشور می‌گوید، اما نمی‌گوید آنکه نفع اصلی را از این فشار می‌بَرد و احتمالاً روبیو نیز وامدارش هست، کیستت: اسرائیل!

شلدون ادلسون، نرمان برمان، پال سینگر و لِری الیسون به نوشته نیمو از اسپانسرهای روبیو در انتخابات بوده و هستند. خودِ ترامپ در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۳ میلادی و زمانی که شلدون ادلسون هنوز او را با پولهایش مدیون نکرده بود، در توییتی نوشت: «ادلسون فکر می‌کند می‌تواند با دادن پول‌های زیاد به روبیو او را آلت دست خود کند. موافقم!». ادلسون از لابیگران ثروتمند اسرائیل در آمریکا است و همان کسی است که گفته شده ترامپ به او قول داده بود از برجام خارج شود.

 

روبیو به دلیل ریشه خانوادگی در کوبا، این روزها گاه و بیگاه در جلسات مشورتی پیرامون مقابله با کوبا و ونزوئلا با مقامات دولتی دیدار می‌کند. مایک پنس قائم‌مقام ترامپ نیز با او در این زمینه هم‌نظر است و این شرایط دست او را برای تقویت سیاست مداخله‌جویانه در دولت ترامپ بازتر گذاشته است. وی سناتور ایالت فلوریدا است و این ایالت مقصد اصلی مهاجران کوبایی است که احساس می‌کنند چپ‌گراها وطن آنها غصب کرده‌اند بنابر این لابی اصلی ضد دولت‌های چپ‌گرا از این ایالت آب می‌خورد.

منابع

http://www.ronpaulinstitute.org/archives/neocon-watch/2019/may/15/marco-rubio-salesman-for-neocon-total-war-on-iran

https://twitter.com/marcorubio?lang=fa

https://en.wikipedia.org/wiki/Marco_Rubio



منبع:مشرق