پر بازدیدترین مطالب

واکنش فرماندهان ایرانی به نمایش آمریکایی در خلیج فارس


در حالی که دولت آمریکا تلاش می‌کند با یک نمایش تکراری در خلیج فارس،‌ افکار عمومی مردم ایران و منطقه را تحت تاثیر قرار دهد، ۳ فرمانده ارشد نظامی کشورمان، این تحرک آمریکایی‌ها را تکراری و نوعی عملیات روانی توصیف کردند.

واکنش فرماندهان ایرانی به نمایش آمریکایی در خلیج فارس
به گزارش سخن آشنا، همزمان با اوج‌گرفتن رجزخوانی‌های مقامات ایالات متحده آمریکا علیه کشورمان که مخصوصا پس از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای ایران و 1+5 (برجام) در اردیبهشت سال قبل، شدت بیشتری گرفت و با بازگرداندن برخی تحریم‌های اقتصادی نیز همراه شد، حالا چند وقتی است که آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند تا با چنگ و دندان نشان دادن به جمهوری اسلامی ایران و تکرار غیرمستقیم گزینه پوسیده «جنگ نظامی»،‌ سعی در انفعال ایران در پیگیری حقوق برجامی خود و در نهایت، کشاندن مقامات ایرانی به پای میز مذاکره نابرابر دارند.

این اقدام آمریکایی‌ها، با رسانه‌ای کردن خبر اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به خلیج فارس - که حدود یک ماه از حرکت آن به سمت خلیج فارس می‌گذرد - همراه شده و تلاش کرده‌اند تا با طراحی و اجرای عملیات روانی گسترده در منطقه، به تصور خودشان فضای ارعاب و تهدید را علیه جمهوری اسلامی ایران ایجاد کنند؛ اقدامی که با واکنش عادی و خونسرد مردم و مقامات کشورمان روبرو شده و فرماندهان ارشد نظامی نیز در روزهای اخیر پاسخ این عملیات روانی دولت آمریکا را داده‌اند.

دریادار پاسدار علیرضا تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران در واکنش به این تحرک آمریکایی‌ها، آن را امری عادی و مسبوق به سابقه توصیف کرد که هدفش، ترساندن مردم ایران و ایجاد فضای روانی سنگین است.

سردار تنگسیری افزود: آمریکایی‌ها با یک جنگ روانی مطرح می‌کنند که ناو آبراهام لینکن را راهی خلیج فارس کرده اند، اما این ناو چندین بار دیگر از خلیج فارس رد شده است.

وی خاطرنشان کرد: ما ۴۰ سال مقابل این دشمن ایستاده ایم و باید هوشیار باشیم، چنانچه در سال های ۲۰۰۳، ۲۰۰۷ و سال ۹۳ که اوج حضور ناوهای آمریکایی در خلیج فارس با حمله به عراق و افغانستان بود و در کنار ما بمب‌هایی را منفجر می‌کردند، مردم ما با صلابت مرگ بر آمریکا می‌گفتند.

دریادار تنگسیری با بیان اینکه این اقدامات برای خالی کردن دل مردم صورت می‌پذیرد، اظهار داشت: متاسفانه خودفروخته های داخلی با فشاری که از لحاظ اقتصادی به مردم می‌آورند، به جنگ روانی دشمن کمک می‌کنند اما مردم بدانند ما آمادگی کامل را داریم که اگر از دشمن خطایی سربزند، در مرحله اول تمام امکانات آمریکا در منطقه را مورد هدف و نابود کنیم.

همچنین امیر دریادار حسین خانزادی فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش نیز به اعزام این ناو آمریکایی واکنش نشان داد و با تأکید بر اینکه حضور آمریکایی‌ها در خلیج‌فارس یک حضور نمایشی و بی‌فایده است، خطاب به کشورهای حوزه خلیج‌فارس، گفت: حضور آمریکایی‌ها در منطقه خلیج‌فارس به پایان رسیده و باید منطقه را ترک کنند.

امیر خانزادی که در حاشیه برگزاری محفل انس با قرآن کریم در منطقه یکم امامت نداجا با خبرنگاران سخن می‌گفت، اظهار داشت: نمی‌دانم چرا حضور این ناوگروه مورد توجه قرارگرفته است؛ طی این چهل سال انقلاب اسلامی همواره این اشرار و شیاطین را در اطراف خودمان داشته‌ایم.

وی با اشاره به اینکه در مقابل حرف زور استکبار می‌ایستیم، افزود: جمهوری اسلامی ایران پایه‌هایش براساس آموزه‌های دینی و انقلابی است و همواره مورد آماج تهدیدهای دشمنان بوده ولی هیچ بیمی از آن‌ها نداریم.

امیر دریادار خانزادی با بیان اینکه در 200 سال گذشته در حدود دو میلیون کیلومترمربع از خاک ایران جدا شده است اما در چهل سال انقلاب اسلامی ذره‌ای از خاک کشورمان جدا نشده است، تصریح کرد: همچنان با اقتدار ایستاده‌ایم آن هم در شرایطی که تمامی دنیا پشت سر دشمنانمان ایستاده‌اند.

وی اضافه کرد: اینکه امروز صحبت از اعزام ناوگروه هواپیمابر به خلیج‌فارس می‌شود، حرف جدیدی نیست و آن‌ها در تلاش برای بزرگ کردن سایه جنگ هستند.

روز گذشته نیز سردار سرلشگر پاسدار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران در جلسه غیرعلنی مجلس حضور یافت و ضمن ارائه گزارشی از برنامه‌های سپاه در دوره جدید فرماندهی، به این تحرک تکراری آمریکایی‌ها نیز واکنش نشان داد.

نماینده مردم بهار و کبودرآهنگ در مجلس، سخنان سردار سلامی را اینطور روایت کرده است؛ «سردار سلامی تأکید کرد‌ که‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اعزام ناو هواپیمابر از سوی آمریکا به آب‌های منطقه، یک جنگ روانی بیش نیست و آمریکا با این کار خود در صدد است تا مردم و برخی از مسئولان را از وقوع جنگ بترساند. همچنین فرمانده سپاه گفت که جنگ آمریکا علیه ایران امکان‌پذیر نیست، زیرا آمریکا قدرت و جرات آغاز جنگ علیه ایران را ندارد؛ چراکه از یک سو قدرت نیروی دفاعی ایران و از سوی دیگر آسیب‌پذیری ناوهای هواپیمابر مانع از این امر می‌شود و آمریکا چنین ریسکی را نمی‌پذیرد».

گزارش: حامد حسین عسکری
منبع:فارس

میزگرد سی‌ان‌ان| برنز: ایران تسلیم نمی‌شود/ هاس: ایران گزینه‌های زیادی دارد


شبکه «سی‌ان‌ان» در میزگردی با مشارکت ۲ دیپلمات برجسته آمریکایی، درباره تبعات سیاست‌های دولت آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران هشدار داد.

میزگرد سی‌ان‌ان| برنز: ایران تسلیم نمی‌شود/ هاس: ایران گزینه‌های زیادی دارد
به گزارش سخن آشنا، برنامه «جی‌پی‌اس» که با مجری‌گری «فرید زکریا» از نظریه‌پردازان و تحلیلگران برجسته روابط بین‌الملل از شبکه «سی‌ان‌ان» پخش می‌شود، شب گذشته به موضوع ایران اختصاص داشت و کارشناسان حاضر در این برنامه درباره تبعات سیاست‌های دولت کنونی آمریکا در قبال ایران صحبت کردند.

«ویلیام برنز» دیپلمات باسابقه و مسئول اصلی مذاکرات محرمانه با ایران در دولت سابق آمریکا یکی از مهمانان این میزگرد بود. او در پاسخ به سوال زکریا درباره سیاست دولت «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا در مورد ایران، سیاست موسوم به «فشار حداکثری» را «قماری پرریسک» توصیف کرد و گفت: «شما دیپلماسی اجبار را آغاز کرده‌اید بی‌آنکه کانال دیپلماسی وجود داشته باشد.»

وی افزود: «رئیس‌جمهور می‌گوید توافق بهتری می‌خواهد، اما واقعیت چیز دیگری به نظر می‌رسد، اینکه این دولت فروپاشی یا تسلیم رژیم ایران را دنبال می‌کند، که هیچ‌کدام اینها واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد.»

«ریچارد هاس» رئیس اندیشکده «شورای روابط خارجی آمریکا» دیگر مهمان حاضر در این برنامه بود، که او هم به انتقاد از سیاست دولت ترامپ پرداخت و گفت: «اگر به وزیر خارجه گوش دهید، می‌بینید درخواست‌هایی برای تغییر بنیادین رفتار ایران ارائه کرده که عملا به معنی تغییر رژیم هستند... این بیش از آنکه دیپلماسی باشد، اجبار است.»

هاس گفت دولت ترامپ به جای کناره‌گیری از توافق هسته‌ای، باید «بسته‌ای اصلاح‌شده از توافق هسته‌ای که مثلا موشک‌ها و همچنین بندهای موسوم به غروب آفتاب را هم شامل شود» ارائه می‌کرد، که در آن صورت احتمالا اروپایی هم با رویکرد آمریکا همراه می‌شدند. وی افزود: « اما در حال حاضر فکر می‌کنم این دولت تلاش می‌کند فقط به ایران فشار بیاورد و خوب در مباحث اقتصادی دستاوردهایی هم داشته، اما این رژیم جایی نمی‌رود و نباید فراموش کنیم که این رژیم راه‌های متعددی هم برای پاسخ دارند.»

این دیپلمات سابق آمریکایی هرچند در بخشی از صحبت‌هایش مانند دیگر مقام‌های آمریکایی ایران را به ارتباط با تروریسم متهم کرد، اما درباره گزینه‌های ایران گفت: «آن‌ها همین الان دارند از خروج از توافق هسته‌ای صحبت می‌کنند. آن‌ها می‌توانند از پیمان منع اشاعه (ان‌پی‌تی) خارج شوند، می‌توانند سراغ نیروهای آمریکایی در عراق بروند، می‌تواند تنش در سوریه را تشدید کنند. ایران گزینه‌های متعددی دارد، سایبری، تروریسم، نظامی و دیپلماتیک. نباید آن‌ها را دست کم بگیریم.»

در ادامه، زکریا از مهمانان درباره استفاده بیش از حد از تحریم‌ها سؤال کرد و گفت این روند باعث شده تا «در اروپا، چین و روسیه به این فکر بیافتند که شاید لازم باشد جایگزینی برای دلار وجود داشته باشد.»

برنز در این مورد گفت: «فکر می‌کنم رویکردی که در قبال ایران اتخاذ شده، خسارت جانبی زیادی دارد، که البته بخشی از آن مربوط به کناره‌گیری از مجموعه‌ای از توافق‌های بین‌المللی است. توافق هسته‌ای، توافقنامه [اقلیمی] پاریس و چندین توافق دیگر. بخشی از این [خسارت جانبی] تعمیق شکاف میان ما و نزدیک‌ترین متحدانمان است... بحث دیگر این است که به مرور زمان، نه یک شبه، سودمندی تحریم به عنوان ابزاری برای دیپلماسی آمریکا را تضعیف می‌کند.»

وی هشدار داد که اگر روند کنونی ادامه یابد، ممکن است روزی واشنگتن شاهد آن باشد که «نه تنها روسیه و چین، بلکه دوستان اروپایی هم گام‌هایی در راستای کاهش آسیب‌پذیری در برابر تحریم برداشته‌اند.»
منبع:فارس

مهمترین اتفاق اقتصادی قرن 21؛ چین با «راه جدید ابریشم» به جنگ آمریکا می‌رود



اجلاس جهانی راه جدید ابریشم در حال برگزاری است تا پکن از مهمترین مزیت ژئواکونومیکش نسبت به آمریکا یعنی اتصال از طریق خشکی به بسیاری از مناطق جهان بیشترین بهره را ببرد.

سخن آشنا- دومین اجلاس بین‌المللی راه جدید ابریشم (با نام رسمی «ابتکار یک کمربند و یک جاده») همین هفته در پکن برگزار می‌شود تا بار دیگر تأثیر قدرت اقتصادی را بر نفوذ سیاسی به نمایش بگذارد. آنچه در این میانه توجه بسیاری از ناظران بین‌المللی را جلب کرده، این است که هسته اصلی این ابتکار چینی‌ها چه چیزی است که این چنین آمریکا را در مورد احتمال تغییر معادلات بین‌المللی نگران کرده است؟

مهمترین مزیت ژئواکونومیک چین نسبت به آمریکا

کشتی‌های نظامی توانست بریتانیا را به یک ابرقدرت در قرن نوزدهم تبدیل کند چون این کشور برخلاف سایر قدرت‌های اروپایی یک جزیره بود. آمریکا نیز با بهره‌گیری از همین ویژگی جغرافیایی یعنی دوربودن از آسیا و اروپا به پیروز میدان جنگ‌های جهانی در قرن بیستم تبدیل شد.

حالا اما چین به مهمترین رقیب آمریکا به عنوان ابرقدرت جهان تبدیل شده چون برخلاف آن کشور از طریق خشکی به مناطق عمده‌ای از جهان دسترسی دارد و به سرعت در حال تکمیل راه ریلیِ ابریشم است تا کالاهای چین را به بزرگترین بازارهای فروش متصل کند. تازه راه آبی ابریشم نیز به کمک آمده تا مناطق دیگری که امکان اتصال مستقیم از طریق خشکی را ندارد، در دسترس چینی‌ها قرار دهد.

راه جدید ابریشم که شاید بزرگترین پروژه راهسازی در طول تاریخ باشد، می‌تواند مهمترین مزیت چین در دوره صلح باشد. در حالی که ایالات متحده با توجه به قدرت فوق‌العاده ناوگان جنگنده تنها در صورت تداوم جنگ در مناطق مختلف جهان می‌تواند به اعزام نیرو پرداخته، حضور خود و توسعه سلطه‌اش را توجیه کند.


همان تفاوت ژئوپولتیکی که آمریکا را پیروز جنگ‌های قرن ۲۰ کرد، به یک تفاوت ژئواکونومیک برای تبدیل چین به ابرقدرت قرن ۲۱ تبدیل شده است.
ایالات متحده حتی اگر بخواهد ناوگان هوایی خود را به هواپیماهای باریِ بیشمار برای صدور کالا مجهز کند تا در برابر سرعت و حجم انتقال کالا از طریق جاده جدید ابریشم کم نیاورد، باز هم قادر نیست در این زمینه به چینِ آینده رویارویی کند زیرا چین دارای نیروی کارِ زیاد و ارزان است که به آن امکان می‌دهد مقدار بیشتری کالا را با قیمت ارزانتر تولید کند، ضمن اینکه هزینه ترانزیت کالاهایش نیز نسبت به ترابری هوایی ایالات متحده کمتر خواهد بود.

بنابر این مهمترین اتفاق اقتصادی قرن ۲۱، تبدیل شدن چین به مهمترین مرکز تولید و صدور کالا در جهان است، یک کارخانه بزرگ که با شریان‌هایی برنامه‌ریزی‌شده به مهمترین بازارهای فروش جهان دسترسی دارد. از آن سو، احتمالاً مهمترین اتفاق سیاسی-امنیتی جهان در این قرن نیز آتش‌افروزی‌های مختلف آمریکا در این سوی جهان به بهانه رفع تهدید روسیه یا هر چیزی شبیه به آن است تا بتواند تعداد پایگاه‌های نظامی و قراردادهای امنیتی‌اش را در کشورهای آسیایی، اروپایی و آفریقایی افزایش دهد و با استفاده از آن اهرم، توافقات اقتصادیِ مطلوبش را به ضرر طرف مقابل تحمیل کند.

این بدان معنا نیست که چین لزوماً نقش الهه خیر و آمریکا همواره نقش الهه شر را برعهده دارد. بلکه یک روند اقتصادی و سیاسی کلان را توصیف می‌کند که مدت‌ها است آغاز شده و دلیل اصلی آن بهره‌گیری هوشمندانه چین از یک مزیت جغرافیایی یا ژئواکونومیک است که آینده قرن ۲۱ را تعیین می‌کند: اتصال از طریق خشکی، آنچه فکر می‌کردند با ظهور اینترنت دیگر اهمیت سابق را نخواهد داشت اما پکن دقیقاً روی همان دست گذاشته و تا کنون نیز از آن سود برده است.

واکنش شدید پمپئو: یا با ما، یا دشمن ما

وزیر امور خارجه آمریکا مارس اخیر در مصاحبه‌ای انکار نکرد که حتی خودِ آمریکا نیز تجارت گسترده‌ای با چین دارد اما مدعی شد این همکاری‌ها عمدتاً به سود چین است زیرا چینی‌ها در تلاش برای اخذ فناوری از ایالات متحده در پوشش همکاری یا سرمایه‌گذاری هستند.

او از تعبیر «پیوست امنیتی» استفاده کرد و گفت هر همکاری با چین یک پیوست امنیتی دارد که بدون توجه به آن نمی‌توان قضاوت کرد، چه ساخت جزایر در دریای چین، چه ساخت بنادر در مناطق مختلف جهان و چه راه جدید ابریشم.


مارس اخیر پمپئو کشورهای جهان را تهدید کرد که نسبت به پیامدهای امنیتی همکاری در پروژه راه جدید ابریشم هشیار باشند.
اما ایتالیا در همان مارس، توافق مشارکت در این پروژه را با پکن به امضا رساند و حالا خبرها حاکی است نخست‌وزیرش جوزپه کونته از مهمانان ویژه نشست پکن خواهد بود.
پمپئو در مورد راه جدید ابریشم گفت «وقتی شما با تظاهر، یک پیشنهاد غیراقتصادی می‌دهید، چه از طریق قیمت‌گذاری پایین با بهره‌گیری از حمایت دولت یا مدیریت کار به صورتی که یکی ار دو طرف می‌داند می‌تواند هر زمانی دسترسی یک ملت را مسدود کند، وثیقه‌هایی را به عنوان طعمه قلاب قرار می‌دهد، این صادقانه نیست و ما سرسختانه در تلاشیم تا مطمئن شویم همه در دنیا چنین تهدیدی را درک کرده‌اند».

این همان سیاست همیشگی آمریکا است که در سیاست خارجی خود یک اصل مسلم دارد: یا با ما هستید یا دشمن ما به شمار می‌آیید.

واکنش کشورهای اروپایی: موازنه مثبت

اروپاییان متحد امنیتی آمریکا به شمار می‌روند، اما تنها در صورتی از اعلام هشدارهای ایالات متحده در مورد چین تبعیت خواهند کرد که شرایط مانند دوران دوقطبی جنگ سرد باشد؛ که فعلاً نیست. اروپاییان ترجیح می‌دهند صرفاً به یک قدرت وابسته نباشند، بلکه ارتباط اقتصادی با چین را تقویت کنند تا در صورت نیاز، قیمت همکاری خود با آمریکا را بالا ببرند.

این همان سیاست موازنه مثبت است که این روزها نمونه آشکار آن ایتالیا است. رم نه تنها به تهدیدهای آمریکا برای امضانکردن قرارداد همکاری در پروژه راه جدید ابریشم وقعی ننهاد و آن در مارس به امضا رساند، بلکه تصمیم گرفته تا بالاترین مقام دولت یعنی نخست‌وزیر را به گردهم‌آیی پروژه در پکن اعزام کرده است.

جمع‌بندی

فریادهای ترامپ در میتینگ‌های انتخاباتی‌اش در مورد ناهشیاری دولت آمریکا نسبت به قدرت‌گیری چین ظاهراً بی‌دلیل نبوده است. واشینگتن آن‌چنان از توسعه قدرت اقتصادی چین غافل بوده که حالا نه در اروپا یا آسیا، بلکه در آمریکای لاتین و بیخ گوش خود در حال تلاش برای قطع همکاری‌های چین با پایتخت‌های کلیدی است. نه فقط اوباما، بلکه رؤسای جمهورِ پیشین نیز به امید تغییر اجتناب‌ناپذیر سیاسی در پکن پس از رشد اقتصادی و تقویت همکاری‌های تجاری و فرهنگی با جهان به گسترش قدرت اقتصادی این کشور یاری رسانده‌اند ولی حالا خود مدعی خطر چین برای جهان و جهانیان شده‌اند.

در چنین شرایطی طبیعی است که با توجه به تفاوت شرایط کنونی با دوره جنگ سرد، قدرت‌های کوچکتر نقش پررنگی در تقویت نظام چندقطبی به جای تک‌قطبی ماندن یا دوقطبی شدنِ نظام بین‌الملل دارند.

منبع

https://www.theatlantic.com/international/archive/2019/04/us-allies-washington-china-belt-road/587902

https://www.state.gov/secretary/remarks/2019/03/290753.htm



منبع:مشرق

پشت‌پرده انفجارهای امارات/ از انکار تا تایید؛ در بندر «فجیره» چه گذشت؟


در حالی که خبر انفجار امروز درچند کشتی اماراتی در الفجیره از سوی امارات به شدت تکذیب می شد بعدازظهر وزارت خارجه این کشور رسما آن را تایید کرد.

پشت‌پرده انفجارهای «فجیره»/در بندر امارت نشین امارات از انکار تا تایید چه گذشت؟
به گزارش سخن آشنا، درحالی که خبر انفجارهای امروز الفجیره به "ترند" شبکه های اجتماعی منطقه تبدیل شده بود در کمال ناباوری مورد سانسور قرار گرفت اما این مقاومت و پیشگیری فقط چند ساعت دوام اورد و وزارت خارجه امارات مجبور به تسلیم درمقابل این اتفاق مهم شد و آن را تایید کرد.

در شرایطی که منابع خبری نام کشتی های مورد هدف قرار گرفته را با شماره های آنها رسانه ای کردند امارات با هدف خرید زمان برای انکار قطعی ماجرا و یا حداقل مدیریت بحران باورنکردنی الفجیره به انکار آن پرداخت.

کنجکاوی رسانه ها در تعیین عامل یا عوامل انفجارها تاکنون به نتیجه ای نرسیده است اما آنچه مسلم است اینکه درشرایط کنونی هیچ جای امارات از امنیت برخوردار نیست. فراموش نکنیم الفجیره تنها امارت نشین و بندر امارات است که برخلاف ۶ امارت نشین دیگر این کشور که در ساحل خلیج فارس قرار دارند در کنار دریای عمان قرار گرفته است.

حضور و استقرار ۱۸۰۰ نیروی امریکایی در این بندر میتواند گمانه ها را در خصوص نیت عامل یا عوامل این انفجارها سمت وسویی قابل تامل هدایت کند.

انفجارهای امروز امارات میتواند درعین حال تایید کننده حملات چند روز پیش به "ینبع" عربستان باشد، مساله ای که حکومت سعودی کوشید تا آن را انکار کند.

منبع:العالم

شیعیان عربستان و تروریسم دولتی



علاوه بر ماهیت ایدئولوژیک فشارها و تبعیضات علیه شیعیان که از اتحاد تاریخی وهابیت آل شیخ و آل سعود نشأت می‌گیرد، موضوع نفت خیز بودن مناطق شرقی خود بر شدت و دامنه سرکوب‌ها علیه شیعیان افزوده است

شیعیان عربستان و تروریسم دولتی

به گزارش سخن آشنا روز گذشته نظامیان و مأموران امنیتی رژیم آل سعود در جنایتی دیگر علیه اقلیت شیعیان عربستان به جزیره «تاروت» از توابع استان قطیف هجوم بردند که طی آن دست کم 8 نفر کشته شده اند. نظامیان سعودی عصر روز شنبه با تجهیزات نظامی و خودروهای زرهی وارد شهرک «سنابس» منطقه «تاروت» در قطیف شد‌ند و پس از محاصره تعدادی از منازل مسکونی اقدام به شلیک ممتد کردند.


خبرگذاری رسمی عربستان (SPA) به نقل از بیانیه سخنگوی ریاست دستگاه امنیت ملی این کشور اعلام کرد مقامات امنیتی توانسته اند وجود یک هسته تروریستی تازه شکل گرفته که در حال برنامه ریزی برای حمله به "تأسیسات حیاتی" بوده و مرکز عملیاتی آن در یک آپارتمان مسکونی در محله سنابس جزیره تاروت در استان قطیف قرار داشته را کشف کند. نیروهای ویژه ساعت 10 صبح روز شنبه در منطقه حضور یافتند و خواستار تسلیم شدن این افراد شدند اما با مقاومت آنها نیروهای امنیتی دست به آتش گشودند که به کشته شدن این افراد انجامید.

علی رغم این اظهارات هنوز تعداد دقیق کشته شدگان این عملیات که به گفته برخی رسانه‌ها تا حدود 12 ساعت به طول انجامیده بود مشخص نیست. گفته می‌شود که نیروهای امنیتی به دنبال دستگیری یکی از مخالفان حکومت سعودی بوده‌اند.

بر اساس گزارش العهد نیروهای امنیتی سعودی، بولدوزرها را برای تخریب منازل مردم محاصره شده در منطقه القطیف آماده کرده‌اند. همچنین به گفته منابع محلی منطقه «المثلث» (المضیف) نیز با گلوله آر پی جی مورد هدف قرار گرفته است. صدای شدید شلیک گلوله‌ها و حضور انبوه خودروهای زرهی در کوچه‌ها و خیابان‌های شهرک سنابس موجب رعب و وحشت اهالی شده است.

اهالی این منطقه پس از افزایش تعداد شهدا به خیابان‌ها آمدند و با سر دادن شعارهایی خواستار حمایت بین‌المللی از مردم قطیف شدند.

 

تشدید موج سرکوب شیعیان

یورش روز گذشته نیروهای امنیتی حکومت عربستان به محله شیعه نشین سنابس و کشتن تعدادی از اهالی این منطقه به بهانه‌های واهی و همواره اثبات نشده خرابکاری، انجام فعالیت‌های تروریستی، جاسوسی و ... در حالی صورت می‌گیرد که طی روزهای گذشته این رژیم در اقدامی جنایتکارانه 33 شیعه را به طور همزمان با همین بهانه‌ها اعدام کرد.

در واقع از سال 1933 که شبه جزیره عربستان تحت سلطه خاندان آل سعود قرار گرفت تاکنون مناطق شیعه نشین صرفاً به دلیل مذهب و عقایدشان شاهد سرکوب‌گری، تبعیض‌، نابرابری و جنایت از سوی حکومت مرکزی بوده است. موضوعی که منجر شده تا شیعیان همواره نسبت به وضعیت اقتصادی و سیاسی و اجتماعی خود و عملکرد رژیم حاکم معترض باشند و بارها اعتراض خود را به اشکال مختلف اعلام کنند. بویژه از سال ۲۰۱۱ میلادی تاکنون این مناطق صحنه‌های اعتراضات مسالمت‌آمیز می‌باشد. اما واکنش حکومت در قبال خواسته‌های مشروع و قانونی مردم این منطقه برای برخورداری از حقوق اولیه انسانی و شهروندی خود سیاست مشت آهنین، زندان، سرکوب و اعدام معترضان بوده است. سرویس های امنیتی عربستان در این منطقه به طور مرتب عملیات انجام می دهند.

در این میان علاوه بر ماهیت ایدئولوژیک فشارها و تبعیضات علیه شیعیان که از اتحاد تاریخی وهابیت آل شیخ و آل سعود نشأت می‌گیرد، موضوع نفت خیز بودن مناطق شرقی خود بر شدت و دامنه سرکوب‌ها علیه شیعیان افزوده است. جزیره بزرگ تاروت در خلیج فارس در ۵ کیلومتری قطیف قرار دارد. خط لوله نفت تاب لاین که از ظهران می‌آید از این شهر می‌گذرد سپس به اردن، سوریه و لبنان می‌رسد. این در حالی است که با توجه به وجود زمینه‌های نارضایتی امکان تسری امواج بیداری اسلامی به شبه جزیره بویژه پس از تحولات یمن موضوع نگرانی جدی خاندان حاکم عربستان می باشد. از این رو آل‌سعود شیعیان قطیف را خطری جدی برای بقای حکومت خود می‌داند و سرکوب آن‌ها را به طور مداوم در دستور کار داده است تا در نهایت دموگرافی این منطقه را دچار تغییر و تحول کند.

 

سرکوب با چراغ سبز غرب

اقدامات سرکوب‌گرانه ریاض علیه شیعیان و تشدید این اقدامات در دوران زمامداری محمد بن سلمان با مخالفت گسترده سازمان‌های بین المللی و افکار عمومی جهانی مواجه شده است. در روز 4 مارس سال جاری میلادی در حاشیه نشست کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل نشستی تحت عنوان «عربستان سعودی: زمان مسئولیت‌پذیری فرا رسیده است» برگزار شد. در این نشست فیونوالا نی‌آئولین، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر گفت قوانین و مقررات ضدتروریسم عربستان سعودی «به طور غیرقابل قبولی گسترده و مبهم» هستند.

وی اضافه کرد: «این قوانین افرادی را که اقدام به برپایی جلسات یا تظاهرات می‌کند شامل می‌شوند. هرکس به هر طریقی به اتحاد و ثبات کشور آسیب بزند مشمول این قوانین می‌شود... این قوانین به طور مستقیم به کار گرفته می‌شوند تا مدافعان سرشناس حقوق بشر، چهره‌های مذهبی، نویسنده‌ها، روزنامه‌نگار‌ها، آکادمیسین‌ها و فعالان مدنی را محدود کنند و آن‌ها را تحت حمله قرار دهند.»

عفو بین الملل نیز پس از اعدام شیعیان از عدم برگزاری دادگاه های عادلانه و شفاف و همچنین شکنجه متهمان در زندان‌های آل سعود انتقاد کرد. موضوعی که مورد تأیید میشل باشله کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل قرار گرفت.

با این حال این انتقادات و نارضایتی افکار عمومی از سعودی‌ها بویژه پس از قتل جمال خاشقچی نتوانسته است کوچکترین تأثیری بر تغییر رفتار حکومت آل سعود در برخورد با مخالفان داشته باشد که دلیل آن حمایت بی دریغ دولت‌های غربی بویژه ایالات متحده و ترامپ از ریاض می باشد. چنانچه محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران پس از اعدام های جمعی اخیر در عربستان با انتشار توییتی نوشت: «بعد از چشم‌پوشی از قتل و مثله کردن یک خبرنگار، دولت ترامپ اینک در برابر سر بریدن ۳۷ تبعه سعودی طی یک روز و حتی به صلیب کشیدن یکی از آنها دو روز پس از عید پاک سکوت اختیار کرده است. عضویت در "تیم B" - بولتون، بن‌سلمان، بن‌زاید و بی‌بی‌- ارتکاب هر جنایتی را با مصونیت همراه می کند.»

در واقع به نظر می رسد که موج جدید سرکوب ها علیه فعالان سیاسی و اجتماعی و مذهبی بویژه در میان شیعیان با چراغ سبز کاخ سفید صورت می‌گیرد.
منبع:الوقت