پر بازدیدترین مطالب

وقتی اروپایی‌ها ۱۰۰ سؤال از روحانی پرسیدند!



تاریخ در کم‌ترین زمان ممکن و با شباهت‌های فراوان تکرار می‌شود؛ وضعیت فعلی کشورو کاهش تعهدات ما در برجام شباهت بسیاری به سال ۸۴ و فک‌ پلمب تأسیسات هسته‌ای در نطنز دارد.

image.png

به گزارش سخن آشنا، در اوایل دهه هشتاد پرونده هسته‌ای ایران در رسانه‌ها مطرح شد و کشورهای غربی و گروهک منافقین سروصدای زیادی در این باره به راه انداختند. از مرداد ۸۱ تا مهر ۸۲ مسئولیت پرونده هسته‌ای بر عهده مهندس آقازاده، رییس سازمان انرژی اتمی بود و از مهر ۸۲ تا مرداد ۸۴ حسن روحانی به‌عنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی مسئولیت پرونده هسته‌ای را بر عهده داشت. طی این سه سال قطعنامه‌های زیادی در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه ایران به تصویب رسید و در زمان مسئولیت روحانی مذاکرات مفصلی با کشورهای اروپایی انجام شد که نتیجه مذاکرات، تعلیق چندماهه انرژی هسته‌ای در کشور بود.


در اواخر دولت خاتمی و مسئولیت روحانی این تعلیق شکسته شد و چرخه غنی‌سازی دوباره از سر گرفته شد. آنچه در این سال‌ها اتفاق افتاد، شباهت زیادی به مذاکرات انجام شده درباره برجام و خارج شدن آمریکا از این توافق و اتفاقات یک سال اخیر دارد. شباهت‌هایی که در ادامه بیشتر با آن‌ها آشنا خواهیم شد.

روحانی خطاب به اروپایی‌ها: قرار بود با صداقت رفتار کنیم!
یکی از توافقاتی که در دهه هشتاد و در دولت هشتم انجام شد، توافقنامه تهران بود. در این توافق، تعلیق داوطلبانه‌ی غنی‌سازی پذیرفته شد، اما محدوده و معنای این غنی‌سازی در مذاکرات محل بحث زیادی بود. روحانی در کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» درباره خلف وعده غربی‌ها درباره غنی‌سازی می‌نویسد: «درباره تعلیق، قطعنامه می‌گوید هر فعالیتی که با مسئله غنی‌سازی مرتبط است، باید تعلیق شود؛ حتی اروپا فراتر از آن، به دنبال توقف بود و می‌گفت در صورت توقف، رابطه جدیدی با ایران شروع خواهد شد، ولی اگر نمی‌پذیرید، دست‌کم به تعلیق به همان صورتی که در قطعنامه آمده است، عمل کنید. من به آن‌ها گفتم این امر امکان‌پذیر نیست. آنچه در نهایت پذیرفته شد، تعلیق محدود و داوطلبانه در حد تعلیق گازدهی بود؛ بنابراین، در مذاکرات تهران تعلیق را در حد مجوزی که از سران نظام داشتیم و در چارچوب توافق با البرادعی قبول کردیم و لذا در بیانیه نوشته شد: «در چارچوب تفسیر آژانس.»

اما قرائت از غنی‌سازی و تعلیق هیچ‌گاه از سوی غربی‌ها پذیرفته نشد و آن‌ها با فشار بر آژانس انرژی اتمی، قرائت خود را از غنی‌سازی تصویب کردند. روحانی در صفحه ۲۲۳ و ۲۲۴ کتاب صراحتاً از دور زدن ایران توسط البرادعی و سه کشور اروپایی سخن می‌گوید و می‌نویسد: «به آن‌ها (وزرای سه کشور) گفتم ما در مذاکرات تهران با هم توافق کردیم که بر مبنای تعریفی که مدیرکل آژانس از تعلیق داشته است اقدام کنیم ولی شما بر خلاف تعهدتان به البرادعی نامه نوشته و به او فشار آورده و گفته‌اید که تعلیق را به صورت وسیع‌تری تعریف کند. البرادعی به من گفت که سه کشور برای من نامه فرستاده و گفته‌اند تعلیق، این چنین تفسیر شود. قرار ما این بود که با صداقت با هم رفتار کنیم!»

حجت‌الاسلام روحانی در بخش دیگری از کتاب خود به یکی دیگر از بدعهدی‌ها غربی پرداخته و می‌نویسد: «اروپا در مذاکرات تهران تعهد کرده بود تا زمانی که فعالیت نطنز آغاز نشده است، از ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت جلوگیری کند ولی در بهمن ۱۳۸۴ در شرایطی پرونده هسته‌ای به شورای امنیت ارجاع شد که نطنز در تعلیق بود؛ بنابراین اروپا تعهد خود را نقض کرده بود.»

در برجام نیز اروپایی‌ها هیچ‌گاه به تعهدات خود عمل نکردند و این موضوع بارها از سوی مسئولان کشورمان مطرح شد. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه، اذعان کرده: «اروپایی‌های حاضر در برجام کمتر از یک درصد تعهدات برجامی خود را انجام داده‌اند.» ظریف از رفتارهای دوگانه اروپا در قبال ایران نیز انتقاد کرده: «اروپایی‌ها در بیانیه‌هایی که درباره برجام صادر می‌کنند خود را به صورت کامل و ۱۰۰ درصدی متعهد به برجام می‌دانند اما در عمل، کمتر از یک درصد تعهداتشان در برجام را انجام می‌دهند .»[۱]

اتلاف وقت اروپایی با پرسش ۱۰۰ سؤال از روحانی
در مقطع زمانی اوایل سال ۸۴ و پس از توافقنامه‌هایی که در پاریس و بروکسل بین طرف ایرانی و اروپایی امضا شد، دولت‌های اروپایی جدیت زیادی برای اجرای تعهداتی که بر عهده داشتند، نشان ندادند و به دنبال تلف کردن وقت تا هنگام تکلیف انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ شدند. در همین زمان، روحانی به‌عنوان مسئول تیم مذاکراتی طرحی چهارمرحله‌ای تهیه کرده بود؛ این چهار مرحله عبارت بود از:

۱- راه‌اندازی UCF اصفهان، در برابر تصویب پروتکل الحاقی در هیئت دولت؛

۲- مونتاژ و نصب ۳۰۰۰ سانتریفیوژ در نطنز، در برابر تقدیم لایحه پروتکل الحاقی به مجلس؛

۳- راه‌اندازی پایلوت نطنز، در برابر استقرار بازرسان در تأسیسات هسته‌ای ایران؛

۴- غنی‌سازی صنعتی نطنز، در برابر تصویب پروتکل الحاقی در مجلس (امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای، ص ۴۴۲)

اما این طرح با عکس‌العمل جالب مسئولان اروپایی روبرو شد؛ اروپایی‌ها در جواب این طرح، اقدام به طراحی ۱۰۰ سؤال در این باره کردند و با این اقدام به دنبال اتلاف وقت بودند. روحانی در صفحه ۴۸۵ خاطرات هسته‌ای خود می‌نویسد: «نکته مهم این است که چرا در تاریخ ۰۶/‏۰۲/‏۱۳۸۴‬ مقام معظم رهبری به این نتیجه رسیده بودند که باید اصفهان راه‌اندازی شود؟ به نظر می‌رسد پس از طرح ۱۰۰ سؤال از طرف اروپایی‌ها در مورد طرح چهارمرحله‌ای در جلسه کارگروه هسته‌ای ۳۰/۱/۱۳۸۴، اکثر مسئولان نسبت به دستیابی به توافق سریع با اروپا مأیوس شده بودند و می‌گفتند به‌کارگیری این‌گونه شیوه‌ها برای اتلاف وقت است، چون طرح این ۱۰۰ سؤال نسبت به طرح چهارمرحله‌ای چندان موجه به نظر نمی‌رسید.»

آقای روحانی در صفحات ۵۹۶، ۵۹۷ و ۵۹۸ کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای ضمن اشاره به توافق پاریس، در نهایت به شکست این مذاکرات اشاره کرده و تاکید می‌کند بعد از نزدیک به دو سال مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی، آن‌ها قصد به نتیجه رسیدن و حل کردن پرونده هسته‌ای ایران را نداشتند و با ارائه یک بسته پیشنهادی تحقیرآمیز به ایران، باعث شدند تا ایران نیز در نامه‌ای متقابلاً پاسخ تندی به آن‌ها بدهد.

آقای روحانی پس از تشریح جزییات پیشنهادات تحقیرآمیز اروپایی‌ها به ایران، می‌نویسد: «در مجموع پیشنهاد مذکور در زمینه تقاضاها از ایران بسیار طولانی اما در مورد پیشنهادهای ارائه شده به ایران به طور مضحکی کوتاه و نارسا می‌باشد. فقدان هر گونه تلاش برای ایجاد ظاهری متوازن، این پیشنهاد را به دستور استعماری کاپیتولاسیون شبیه می‌سازد. پیشنهاد یاد شده توهینی به تمام ملت ایران است که سه کشور اروپایی باید به خاطر آن از ملت ایران پوزش بطلبند.»

پس از خروج آمریکا از برجام در سال گذشته و شروع مذاکره دولت با اروپایی‌ها نیز به راحتی می‌شد نشانه‌های تطویل و تلف کردن وقت توسط اروپایی‌ها را مشاهده کرد. ابتدا دولت ایران «تنها چند هفته» به اروپایی‌ها وقت داد تا ایران را متقاعد کنند که می‌توانند با وجود خروج آمریکا از برجام، تعهدات خود در این توافق را انجام دهند. این بازه زمانی «چند هفته» در ادامه به ۳ ماه، پس از آن به ۶ ماه، بعد از آن به پایان سال میلادی و در نهایت تا اواسط بهمن‌ماه سال گذشته خورشیدی به درازا کشید.

ظریف ۱۴ آذرماه سال ۹۷ پس از جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران گفت: هفته گذشته که من ژنو بودم و دوستان در بروکسل حضور داشتند از اروپایی‌ها شنیدیم که توافق‌های نهایی انجام شده و در آینده نزدیک شاهد ثبت «اس‌پی‌وی» (SPV) خواهیم بود. وی با بیان اینکه آمریکایی‌ها به محض اطلاع پیدا کردن از طرح و تحولی تلاش می‌کنند مانع این اقدام شوند، اظهار داشت: اروپایی‌ها می‌خواهند این مرحله را در حالت محرمانه دنبال کنند تا به نتیجه برسند. بنابراین این حرکت‌ها را آن‌ها ادامه می‌دهند و خودشان زمانی که آن را ثبت کردند، اعلام خواهند کرد.

این قبیل مواضع ظریف حاکی از این بود که او در مجموع نسبت به اروپا و وفاداری آن‌ها به برجام بسیار خوشبین است. در نهایت اروپایی‌ها پس از ۹ ماه معطل نگه داشتن دولت ایران، بسته پیشنهادی خود موسوم به INSTEX را رونمایی کردند. تمام آنچه اروپا پس از ۹ ماه به دولت حسن روحانی پیشنهاد کرد در همین معادله خلاصه شد: «نفت در برابر غذا و دارو»! این پیشنهاد توهین‌آمیز در حالی به ایران داده شد که اروپایی‌ها اعلام کردند تحریم‌های آمریکا را اجرا خواهند کرد و در همین راستا نفت ایران را نیز خریداری نمی‌کنند .[۲]

تمامی تعهدات را انجام دادیم
هم در دهه هشتاد و در دهه نود، تمامی تعهدات از سوی ایران به صورت تمام و کمال و حتی در برخی از موارد بیش از تعهدات ما انجام شد.

آقای روحانی در مرداد ماه ۱۳۸۴ و در روزهای پایانی مأموریت خود در سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی طی نامه‌ای خطاب به محمد البرادعی دبیر کل سابق سازمان انرژی اتمی گزارشی از روند فراز و فرود پرونده هسته‌ای ایران ارائه کرده است که خلاصه آن نشان می‌دهد در حالی که جمهوری اسلامی ایران تمامی تعهداتش را در این مدت اجرا کرده بود و بسیاری از تاسیسات هسته‌ای خود را به حالت تعطیلی و تعلیق در آورده بود، سه کشور اروپایی حتی یکی از تعهداتشان را نیز اجرایی نکردند.

آقای روحانی در کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» صفحات ۵۸۰ تا ۵۸۸ می‌نویسد: «متأسفانه، در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابه‌ازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قول‌های انجام نشده و درخواست‌های بیشتر روبه رو شد. قول‌های اکتبر ۲۰۰۳ [مهر ۱۳۸۲] سه کشور اروپایی درباره‌ی همکاری هسته‌ای، امنیت منطقه‌ای و منع گسترش، هنوز حتی بررسی هم نشده‌اند.

سه کشور اروپایی / اتحادیه‌ی اروپا هنوز به تعهد خود در موافقتنامه‌ی نوامبر ۲۰۰۴ [آذر ۱۳۸۳] پاریس مبنی بر شناسایی «اجرای بدون تبعیض حقوق ایران براساس معاهده‌ی منع گسترش مطابق با تعداتش براساس این معاهده» عمل نکرده‌اند .[۳]

در برجام نیز ایران به تمامی تعهداتش عمل کرد. بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران در ابتدایی اجرایی شدن برجام گفته بود: «ما تقریباً تمام کارهایی را که بر اساس برجام بر عهده‌مان بود (منهای بحث اراک) تکمیل کرده‌ایم و چیزی باقی نمانده است .»[۴]

کمالوندی بعدها درباره وضعیت سایت آب سنگین اراک می‌گوید: بخش کوچکی از راکتور آب سنگین اراک (خنداب) است که باید بی‌اثر می‌شد و با روش سیمان هم استفاده شده در واقع حفره‌های کوچکی بودند اما جایگاه مخزن و راکتور همه دست نخورده باقی مانده است و یک مخزن در وسط هم است که علی‌القاعده اگر خواسته باشیم تولید کنیم و همان راکتور را بسازیم تکنولوژی آن را در اختیار داریم و می‌توانیم دوباره این کار را انجام دهیم .[۵]

واکنش غربی‌ها؛ رد هرگونه ضرب‌الاجل
در سال ۸۴ و پس از رفع تعلیق داوطلبانه هسته‌ای توسط ایران، کشورهای اروپایی واکنش تندی نسبت به این مسئله نشان دادند. روزنامه خراسان، ۱۲ مرداد ۸۴ می‌نویسد: سه کشور آلمان، انگلیس و فرانسه امروز طی نامه‌ای تهدیدآمیز به ایران گفتند: از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای موجب پایان مذاکرات هسته‌ای خواهد شد.

تروئیکای اتحادیه اروپا و خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با ارسال نامه‌ای تهدیدآمیز به دکتر حسن روحانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام کردند: اگر ایران فعالیت‌های هسته‌ای را که فعلاً در حال تعلیق قرار دارد از سر بگیرد، مذاکرات ما پایان خواهد یافت و ما چاره‌ای جز برخورد نخواهیم داشت.

هفته گذشته و پس از کاهش تعهدات ایران در برجام نیز اروپایی‌ها نسبت به این مسئله واکنش نشان داده و با صدور بیانیه‌ای هرگونه «اولتیماتوم» از سوی جمهوری اسلامی ایران درباره برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) را رد کرد.

اتحادیه اروپا در واکنش به مهلتی ۶۰ روزه ایران برای اجرای تعهدات بانکی و نفتی اروپا و همچنین توقف برخی اقدامات ذیل برجام، اعلام کرد که هیچ ضرب‌الاجلی را از سوی تهران نمی‌پذیرد.

در بیانیه مشترک «فدریکا موگرینی» نماینده ویژه اتحادیه اروپا و وزرای خارجه سه کشور فرانسه، آلمان و بریتانیا که در خروجی وبگاه این سازمان قرار گرفته، آمده است: «ما با نگرانی شدید، بیانیه ایران درباره تعهداتش ذیل برجام را ملاحظه می‌کنیم. ما تماماً به حفظ و اجرای کامل برجام پایبند هستیم، (توافقی) که دستاوردی مهم در

ساختار عدم اشاعه هسته‌ای جهانی و به نفع امنیت تمام ما است .»[۶]

پی‌نوشت:

[1]- http://vatanemrooz.ir/Newspaper/MobileBlock?NewspaperBlockID=209073

[2]- http://vatanemrooz.ir/Newspaper/MobileBlock?NewspaperBlockID=209073

[3]-http://fna.ir/bmk6qo

[4]-http://iusnews.ir/fa/print/190007/

[5]-https://www.isna.ir/news/97012006031/

[6]- http://fna.ir/d9lpyl

منبع: فارس

اهداف و تأثیرات حمله به الفجیره امارات؛ 3 سناریو محتمل



اینکه کشورهای «گروه بی» بخواهند با توطئه چینی و انجام یک حمله ساختگی و بدون خسارات جدی واقعی که اقتصاد عربستان و امارات را تحت شعاع قرار دهد، فضای منطقه ای و جهانی را متهلب کرده و امکان تنش نظامی را افزایش دهند وجود دارد.

اهداف و تأثیرات حمله به الفجیره امارات؛ 3 سناریو محتمل

سخن آشنا- روز گذشته شبکه خبری المیادین خبر هدف قرار گرفتن تعدادی نفت‌کش‌ در آب‌های را اعلام کرد که با تکذیب این کشور مواجه شد اما نهایتاً خبرگزاری امارات صبح امروز به این موضوع با اعلام آنچه حمله خرابکارانه نامید اعتراف کرد. تاکنون هیچکس مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است و امارات نیز با سانسور خبری شدید از درز اطلاعات بیشتر از چند و چون ماجرا از جمله مکان دقیق حمله، نوع حمله، خسارات وارده مالی و جانی و ... جلوگیری می‌کند. رسانه‎ها نیز از اعزام تیم تحقیقات بین المللی برای بررسی موضوع به امارات خبر داده‌اند. از سوی دیگر وزیر نفت عربستان سعودی اعلام کرد که دو نفت‌کش سوپر تانکر متعلق به این کشور در میان کشتی‌های حادثه دیده بوده است. تحلیل حاضر به دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها است که این حادثه ممکن است با چه انگیزه‌هایی روی داده باشد و چه تبعات احتمالی در تحولات آتی منطقه‌ و حتی جهانی بر جای خواهد گذاشت؟

 

عامل حملات؛ سناریوهای مطرح

همچنان که گفته شد تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است اما میتوان برای آن سه فرضیه در نظر گرفت.

1- قدرت نمایی نیروهایی که چندین سال است خاک و مردمشان مورد تجاوز و حملات وحشیانه امارات و عربستان هستند و برخی کشورهای فرامنطقه ای و غربی نیز با حمایت از این دو کشور در تداوم جنایت آفرینی آنها نقش دارند؛ چه بسا وضعیت آشفته منطقه که این کشورها در آشفته کردن آن سهیم هستند، بهانه و فرصتی برای چنین اقدام هشدار دهنده ای بوده تا آنها بر این مسئله واقف شوند که منافع حیاتی آنها نیز می تواند به خطر افتد و شاید چنین اتفاقی در نقطه دیگر و نقاط دیگر هم روی دهد.

 

2- جریانی که قصد وابسته کردن بیشتر کشورهای خلیج فارس به آمریکا را دارد. آمریکایی‌ها با اجرایی کردن تحریم‌های نفتی ایران برخی کشورهای خلیج فارس مانند عربستان و امارات را وادار به افزایش تولید نفت کرده اند تا کمبود نفت بازار این کالای راهبردی را متشنج نکند. در چنین وضعیتی که خود به خود نگران کننده دغدغه آفرین است اتفاقاتی نظیر آنچه در ابهای امارات افتاد تنش موجود را مضاعف و زمینه وابستگی برای کشورهایی مانند عربستان و امارات را به آمریکا و تبعیت بیشتر از این گشور را فراهم میکند. از این رو برای آمریکایی‌ها چه حادثه ای بهتر از ناامن شدن فضای نفتی منطقه که باعث وابستگی بیشتر این کشورهای ثروتمند به آمریکا شود. تحولات بعدی معیار سنجش این دیدگاه خواهد بود.

 

3- توطئه‌چینی دست‌های نامرئی که قصد دارند وضعیت پرالتهاب منطقه را به نقطه انفجار برسانند. در شرایطی که کمتر کسی شک دارد که رژیم صهیونیستی، امارات و عربستان برای رویارویی نظامی آمریکا و ایران لحظه شماری می‌کنند، روز گذشته فالح فیاض مشاور امنیت ملی عراق در مورد اهداف سفر پنهانی و از پیش اعلام نشده وزیر خارجه آمریکا به بغداد گفت: «پمپئو به بغداد آمد تا اطمینان دهد که آمریکا به دنبال انجام اقدام نظامی نیست». وی همچنین افزود نگرانی آمریکا از واکنش ایران به اقدامات آمریکا در منطقه باعث شد تا پمپئو به بغداد سفر کند. طبیعتاً این موضوع خبر خوشایندی برای کشورهای عربستان، امارات و رژیم صهیونیستی نیست لذا اینکه بخواهند با توطئه چینی و انجام یک حمله ساختگی و بدون خسارات جدی واقعی که اقتصاد عربستان و امارات را تحت شعاع قرار دهد، فضای منطقه ای و جهانی را متهلب کرده و امکان تنش نظامی را افزایش دهند وجود دارد. در این رابطه می توان به سخنان سخنگوی وزارت خارجه ایران اشاره کرد که پس از این حمله با اشاره به تأثیر منفی این حوادث بر سلامت کشتیرانی و امنیت عبور و مرور دریایی نسبت به هرگونه دسیسه از سوی بدخواهان جهت برهم زدن ثبات و امنیت منطقه هشدار داد.

 

این حملات چه موضوعاتی را اثبات کرد؟

اما فارغ از اینکه چه کسی در این حملات نقش داشته و چه انگیزه هایی در پس آن نهفته است برخی واقعیات بار دیگر خود را نمایان کرد.

نخستین واقعیت ممکن تأثیرات منفی ماجراجویی های یکجانبه‌گرایانه و بی ثبات‌ساز واشنگتن و اقمار منطقه‌ای آن در منطقه حساس خلیج فارس از جنگ‌آفرینی همانند جنگ یمن گرفته تا تشدید حضور نظامی و افزایش فشارهای اقتصادی بر ایران، برای امنیت منطقه است. در واقع به موازت افزایش یکجانبه‌گرایی واشنگتن برای پیشبرد اهداف خود در منطقه علیه محور مقاومت آنچه باقی می‌ماند عملاً بی ثباتی و هرج و مرج است.

دومین واقعیت عدم امکان ایجاد ثبات و امنیت منطقه‌ای بدون همکارهای منطقه ای و با حضور قدرت‌های سلطه گر و استعماری است. ایران بارها بر موضوع لزوم اجماع منطقه‌ای در درونزا بودن امنیت و مقابله با دخالت خارجی در اوضاع و تحولات منطقه ای تأکید داشته است با این حال نبود نظام‌های دموکراتیک در خلیج فارس موجب ایجاد متغیر امنیت وابسته در نظام‌های امیرنشین خلیج فارس شده است.

در بعدی دیگر اما با این حادثه شکننده بودن امنیت اقتصادی جهان و لزوم رویارویی سایر دولت‌های نظام بین المللی برای متوقف کردن تشدید یکجانبه گرایی آمریکا در دوران ترامپ اثبات شد. شاید یکی از دلایل اصلی سانسور خبری شدید رسانه‌های بزرگ جهان در این موضوع ترس مشترک جهانی از عواقب ناگوار این خبر برای بازارهای انرژی و مالی جهانی بوده است در شرایطی که با تحریم نفتی ایران و ونزوئلا از سوی آمریکا و ناتوانی دیگر تولیدکنندگان برای جبران این کسری این بازار بسیار شکننده شده است.
منبع:الوقت

پیگیری‌های ویژه آمریکا برای آزادی «مراد طاهباز»/ آمریکا چند میلیارد دلار برای شاه‌مهره جاسوسی خود هزینه می‌کند؟



پس از آزادی 1.8 میلیارد دلاری جیسون رضائیان، حالا به نظر می‌رسد یک مهره باارزش‌‎تر در تور دستگاههای اطلاعاتی ایران افتاده است و ترامپِ تاجر حاضر است دلارهای بیشتری برای آزادی‌اش خرج کند.

مراد طاهباز

سخن آشنا - محمد جواد ظریف در سفر اخیر خود به نیویورک برای شرکت در «انجمن آسیایی» پیشنهادی را مطرح کرد که بازخوردهای متفاوتی را در داخل و خارج از کشور به همراه داشت. ظریف در بخشی از سخنرانی خود در انجمن آسیایی گفت: «پیشنهاد تبادل زندانیان را بر روی میز گذاشتم. من آماده‌ام و از اختیار لازم نیز برخوردار هستم. شش ماه پیش نیز این پیشنهاد را دادیم اما پاسخی از سوی مقامات دولت دونالد ترامپ دریافت نکرده‌ایم.»

وزارت خارجه آمریکا در واکنش به این پیشنهاد ظریف، بدون اشاره به ایرانیان زندانی در آمریکا اعلام کرد: «ایران می‌تواند با آزاد کردن فوری اشخاص بی‌گناه آمریکایی جدیت خود را نشان دهد». آمریکا همواره از سیامک و باقر نمازی، نزار زاکا، باب لوینسون، مایکل وایت، ژیو وانگ به عنوان اصلی‌ترین گزینه‌های مورد علاقه برای آزادی از زندان، نام برده است. این نکته نیز قابل توجه است که آمریکا از موضعی بالا و طلبکارانه درخواست آزادی یکطرفه جاسوسان خود را مطرح کرده است و حتی به تبادل آنان با ایرانیان زندانی در آمریکا نیز رضایت نداده است!

روزنامه جوان هم در شماره روز شنبه ۲۳ اردیبهشت ۹۸ خود خبر داد آمریکا خواستار آزادی «باقر نمازی» شده است. طبق این گزارش، در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران هیچ برنامه‌ای برای مذاکره مجدد با دولت بدعهد آمریکا ندارد، ترامپ آزادی نمازی را به عنوان "پیش شرط مذاکره" مطرح کرده است. باقر نمازی در سال ۹۵ پس از ورود به کشور بازداشت شد.

 

**باقر نمازی یا مراد طاهباز؟ آمریکا برای آزادی کدامیک حاضر است بیشتر هزینه کند؟

بنابر اطلاعات و پیگیری‌های مشرق، دولت آمریکا از زمان بازداشت جاسوسان مراکز نظامی در پوشش فعالیت محیط زیستی، فشار برای آزادی آنان را آغاز کرده است. اما از این شبکه پرتعداد که هم اکنون پرونده‌شان در حال رسیدگی است، یک نفر بسیار مورد توجه ایالات متحده بوده و پیام‌ها و پیگیری‌های ویژه‌ای برای آزادی او صورت گرفته است: «مراد موشه طاهباز».

مراد (موشه) طاهباز، عضو یهودی موسسه میراث پارسیان (اصلی‌ترین متهم انجام فعالیت‌های جاسوسی در مناطق نظامی) است؛ فرزند قاسم طاهباز از سناتورهای دوران پهلوی. او و کاووس سید امامی (دیگر متهم به جاسوسی که پس از آگاهی از به دام افتادن شبکه، در زندان خودکشی کرد) دو ستون اصلی شبکه جاسوسی وابسته به امریکا و اسرائیل بودند.

 

مراد طاهباز، میلیاردر یهودی و دارای تابعیت سه گانه ایرانی - بریتانیایی و آمریکایی است و البته به سرزمین‌های اشغالی نیز رفت و آمد داشته و مجری چند پروژه و مجتمع تفریحی در فلسطین اشغالی نیز بوده است، البته تخصص طاهباز در طراحی و ساخت کازینو و قمارخانه است. او علاوه بر قمار، به شکار هم علاقه بسیاری داشت و به گفته خودش، شکارچی ماهری است. اما در نهایت، در تور دستگاه اطلاعاتی افتاد و شکار شد.

**چرا طاهباز برای آمریکا ارزشمند است؟

طاهباز طی مدت فعالیت خود در داخل کشور، متاسفانه با نفوذ در سازمان حفاظت از محیط زیست، توانسته بود با این پوشش به مناطق حساس و فوق سری کشور دسترسی پیدا کند. جمع‌آوری اطلاعات درباره نقشه‌های تأسیسات دریایی و نظامی در حوزه خلیج‌فارس از جمله زمینه‌های جدی فعالیت طاهباز بوده و از این طریق اطلاعات ذی قیمتی را برای کارفرمایان آمریکایی و اسرائیلی‌اش جمع آوری کرده بود. وی بخشی از اطلاعات جمع آوری شده درباره مختصات توانمندی دفاعی کشور در خلیج فارس و همچنین برخی سایت‌های موشکی در مناطق حفاظت‌شده را به بیرون از کشور منتقل کرده است.

از طاهباز همچنین تجهیزات بسیار پیشرفته جاسوسی و جمع آوری اطلاعات نیز کشف و ضبط شده است.

 

**آیا رکورد باج آمریکایی برای آزادی جیسون رضائیان شکسته می‌شود؟

تبادل زندانیان میان ایران و امریکا پیش از این هم انجام شده است؛ در همان اولین روزهای اجرای توافق هسته‌ای. جیسون رضاییان که در پوشش خبرنگار واشنگتن پست به مقامات بلندپایه دولتی نزدیک شده بود، از جمله مهره هایی بود که آمریکا حاضر شد در قبال آزادی‌اش، یک میلیارد و هشتصد میلیون دلار پول نقد به ایران پرداخت کند. جیسون برای دولت اوباما به حدی مهم بود که گفته شده است در جریان مذاکرات هسته‌ای، تیم آمریکایی و بویژه شخص «وندی شرمن» بر گنجاندن مبادله جیسون رضاییان در فرامتن توافق، تأکید کرده بودند. هرچند مسأله پرداخت این باج برای آزادی جاسوس آمریکایی، بعدها به سوژه کنایه و حمله ترامپ به دموکرات‌ها تبدیل شد.

 

حالا پس از گذشت ۴ سال از تبادل پرهزینه جیسون رضائیان، یک شاه مهره دیگر در تور نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی افتاده است که ظاهراً برای کاخ سفید بسیار ارزشمند است؛ گرچه ترامپ تاکنون ژست ندادن باج به ایران (یا حتی کره شمالی) را گرفته است، اما باید منتظر ماند و دید چه زمانی هواپیمای حامل چند میلیارد دلار پول نقد برای بُردن «موشه طاهباز» برای حرکت به سمت تهران، آماده می‌شود. آیا جمهوری‌خواهان رکورد دموکرات‌ها و «باج آمریکایی» ۱.۸ میلیارد دلاری قبلی را می‌شکنند؟
منبع:مشرق

حلوای چرب انگلیسی‌ها در تهران برای «افطاری» به وقت لندن +تصاویر



شهید آوینی در جشنواره فجر سال 68 گفت: «..نمی دانم آن آشی که در سفارت انگلیس پخته بودند، چه معجونی بود که همه را «آشخور» کرد، غیر از روزه دارها را»!

سفارت

سرویس سیاست مشرق- در سال ۶۸، در هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر، شهید سیدمرتضی آوینی در نقد فیلم «مادر» علی حاتمی، یک جمله طلایی نوشت:

"…عهد قجر آخرین دوره اضمحلال تاریخی این قوم است پیش از سلطه تمام عیار شیطان پیر… و نمی دانم آن آشی که در سفارت انگلیس پخته بودند، چه معجونی بود که همه را «آشخور» کرد، غیر از روزه دارها را! "

آوینی نماند تا ببیند که امروز دیگ آش سفارت انگلیس، از قضاء در ماه مبارک رمضان بار گذاشته می‌شود تا «روزه‌دارها» را هم آش‌خور کند.

 

روز ۱۸ اردیبهشت، «رابرت مکِر»، سفیر انگلستان در ایران، در توئیتی نوشت:

"باعث افتخار بود که شب گذشته میزبان شماری از همکاران دولت، بخش خصوصی و دیگر دیپلمات‌ها برای صرف افطار در سفارت بودیم. بیش از سه میلیون مسلمان در بریتانیا زندگی می‌کنند و بسیاری از سفارت‌های بریتانیا در دنیا مراسم افطار طی ماه رمضان برگزار می‌کنند."

 

البته آقای مکِر که احتمالاً به خوبی از قبح «نمک گیر شدن در سفارت انگلیس» در ذهنیت عمومی ایرانیان خبر دارد، هیچ یکی از مهمانان شناخته‌شده‌ی این «افطاری» را معرفی نمی‌کند و هیچ عکس مشخصی هم از مهمانان این مراسم توسط سفارت انگلستان منتشر نشده است. ظاهراً بنا بر شنیده‌ها، برخی مسؤولان دولتی در سطح معاون وزیر و مدیرکل در این مراسم حضور داشتند و البته عکسی از حلوای چرب و شیرین سفارت هم ضمیمه توئیت جناب سفیر است، حلوایی که معلوم نیست با شیرینی خود کدام مسؤولین را نمک گیر کرده است.

در همین رابطه، حجت‌الاسلام سلیمی، نماینده مردم محلات در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به حضور برخی از مدیران دولتی در افطاری سفارت انگلیس در تهران گفت:

"روزگاری مردم در ایام افطار می‌کوشیدند از لقمه حلال فردی پارسا، عالم، اهل دل و عارف استفاده کنند اما متأسفانه روزگار گویا برای برخی مدیران دولتی تغییر پیدا کرده و می‌کوشند این عده خودباخته سفره روباه پیر را برای خود انتخاب کنند."

وی افزود:

"در افطاری سفارت انگلیس در تهران که از قضا معاون وزیر، مدیرکل و برخی دیگر از دولتی‌ها بر سفره ارباب و کدخدای‌شان نشسته بودند مطلع نبودند که این روباه پیر سفره با چه نیتی انداخته است."


نماینده مردم محلات در مجلس تصریح کرد:

" این افراد خودباخته بیهوده نیست که از تشر رؤسای غربی خود قافیه را می‌بازند و به همین جهت است که اسرار کشور به ناگاه از ناکجاآباد سر در می‌آورد". [۱]

از سوی دیگر، روز ۹ اردیبهشت هم حساب کاربری سفارت فرانسه در ایران در توئیتر، از مهمانی با حضور جمعی از ایرانیان «همکار» سفارت، خبر داده بود:

 

درست در زمانه‌ای که اروپایی‌ها و در رأس آن‌ها، انگلستان و فرانسه، نهایت خیانت و پیمان شکنی خود را در موضوع برجام به نمایش گذاشتند و حتی یک روز بعد از نامه ضرب الاجل ۶۰ روزه حسن روحانی، هر نوع ضرب‌الاجل را برای اجرای تعهدات خود رد و به ابراز تأسف بسنده کردند، سفارت‌خانه‌ها به نقش تاریخی خود (که دست‌کم از عهد قاجار به این سو، سرفصل مأموریتی آن‌ها بوده) با شدت و حدت عمل می‌کنند که همانا «نمک گیر» کردن ایرانی جماعت از سنخ دولتی و غیردولتی است تا به موقع جهت اهداف «دولت فخیمه» به کار گرفته شوند. نمونه‌ی یکی از نمک‌پروردگان سفارت انگلستان، «عبدالرسول درّی اصفهانی»، عضو تیم هسته‌ای بود که تمام جزئیات و اطلاعات طرف ایرانی را در جریان مذاکرات هسته‌ای به انگلیسی‌ها مخابره می‌کرد.

همین روز دوشنبه (۲۳ ادیبهشت) سخنگوی قوه قضائیه،، از صدور حکم یک عامل نفوذی انگلستان که با بخش فرهنگی سفارت این کشور موسوم به «بریتیش کانسیل» کار می‌کرد، خبر داد.

غلامحسین اسماعیلی گفت که این خانم که حدود یک سال قبل بازداشت شده بود و حکم او به تازگی صادر شده، جذب یکی از میزهای آموزش و هدایت جاسوس و عامل اطلاعاتی در بریتیش کانسیل شده بود و تحت پوشش مأموریت فرهنگی و با اسامی مستعار بارها به کشورمان سفر کرده بود..

" مشارالیها مکرراً با نام مستعار به کشور رفت و آمد کرد و پروژه‌های مختلف فرهنگی را در کشور طراحی، برنامه ریزی، مدیریت و هدایت نمود و این پروژه‌ها در راستای اهداف فرهنگی استعمار پیر در ایران اسلامی اجرا شد.

وی افزود:

" این فرد با گروه‌های مختلف به ویژه در زمینه هنر و تئاتر ارتباط گیری کرد تا در این راستا بتواند پروژه‌های نفوذ و شبیخون فرهنگی را عملیاتی کند."

اسماعیلی اظهار داشت:

" این فرد تحت رصد دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی ایران قرار گرفت و دستگیر شد و فرآیند رسیدگی به پرونده او در دادسرا و دادگاه انجام شد."

سخنگوی قوه قضائیه در نهایت تاکید کرد:

"در فرآیند رسیدگی به پرونده قضائی، این فرد اعترافات صریحی را در زمینه موضوعاتی از قبیل: نحوه جذب، همکاری با این شورای باصطلاح فرهنگی، تعالیمِ داده شده توسط سرویس امنیتی انگلیس به وی و همچنین مأموریت‌های ویژه فرهنگی‌اش انجام داد و اطلاعات خوبی را در زمینه سایر افراد جذب شده به این مجموعه در فرآیند دادرسی و تحقیقات ارائه و اقرار کرد و نهایتاً به موجب حکم دادگاه، به تحمل ده سال حبس محکوم شد." [۲]

شکی نیست که یکی از بسترهای جذب عامل نفوذی و جاسوس همین میهمانی‌های سفارتی است که بخش زیادی از آن‌ها رسانه‌ای نمی‌شود. از زمان فتنه ۸۸ و دستگیری «حسین رسّام»، کارمند ارشد سفارت انگلستان و اعترافات او، تا حدی مکانیزم عمل این سفارتخانه به عنوان یک مرکز جاسوسی و عملیات اطلاعاتی برای افکار عمومی روشن شده بود. او کسی بود که طبق اعترافات خود، شبکه‌ای از مرتبطین ایرانی را جهت جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز لندن شکل داده بود که ۱۸۰ نفر در سطوح مختلف سیاسی، فرهنگی، آکادمیک و هنری مستقیماً با رسّام در ارتباط بودند. [۳]


حسین رسام
البته روشن است که هنوز ننگ نشستن بر سر سفره‌ی انگلیس خبیث آن اندازه پررنگ است که نه میزبان نشانی از میهمانان خود به دست می‌دهد و نه میهمانان روی آن را دارند که از چرب و شیرین حلوای «افطاری» سفارت تعریف کنند، اما میهمانان این ضیافت خاص باید در خلوت خود با وجدان خویش به مجادله بنشینند که سفارت روباه پیر چه چیز در عمل و کردار آن‌ها دیده که ایشان را برای نمک‌گیر کردن، برگزیده است؟

*** سفیرانگلیس بعد از موج اعتراضات به حضور مسوولان دولتی در این افطاری، وعده داد که خبرنگاران را هم برای دیدار و گفتگو به افطار دعوت خواهد کرد. باید دید این بار کدام یک از اصحاب رسانه و خبرنگاران ایرانی حاضر می‌شوند بر سر سفره سفارت روباه پیر حاضر شوند و این حضور خود را نیز علنی کنند. سوالی که شاید جواب آن دستکم برای اهالی رسانه، از قبل روشن باشد.


[۱] http://www.taghribnews.com/fa/news/419635

[2] https://www.farsnews.com/news/13980223000426

[3] http://basirat.ir/fa/news/285017
منبع:مشرق

آیا فجیره می‌تواند جایگزین تنگه هرمز شود؟



روز گذشته 4 فروند نفتکش در بندر فجیره دچار حادثه شد به همین دلیل فجیره که بندری در دریای عمان است در صدر اخبار بین الملل قرار گرفت و این سوال مطرح شد که آیا این بندر قرار است جایگزین تنگه هرمز شود.

الفجیره

به گزارش سخن آشنا، روز گذشته ۴ فروند نفتکش که در بندر فجیره پهلوگرفته بودند طی حادثه ای تخریب شدند. اگر چه رسانه های اماراتی در ساعات اولیه این حادثه سکوت کرده بودند و هیچ مقام مسئول اماراتی در این باره اظهار نظر نکرده بود و حتی برخی از رسانه ها وقوع این حادثه را تکذیب کرده بودند اما شب گذشته وزیر امور خارجه امارات وقوع این حادثه را تایید کرد.

امروز نیز وزیر انرژی عربستان اعلام کرد دو نفتکش متعلق به این کشور در این حادثه دچار آسیب دیدگی شدند ظاهراً قرار بود یکی از این نفتکشهای عربستان نفت این کشور را به آمریکا حمل کند. به همین جهت برخی از رسانه ها امروز اعلام کردند تیم تحقیقات بین المللی به منظرو بررسی حادثه وارد بندر فجیره شدند.


تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این حادثه را برعهده نگرفته است و حتی وزارت خارجه ایران نیز اعلام کرده است باید علت این حادثه مشخص شود و خواهان روشن شدن ابعاد این موضوع است.

فجیره کجاست؟
فجیره با مساحتی در حدود ۱۱۶۵ کیلومترمربع و جمعیتی بالغ‌بر ۱۳۰ هزار نفر، یکی از هفت امیرنشین امارات متحده عربی است. این منطقه از سمت غرب به شارجه و رأس الخیمه، از جنوب به کلبا و از شرق به دریای عمان محدود می‌شود. بندر فجیره، تنها بندر کشور امارات در حاشیه دریای عمان است.

همین ویژگی موجب شده تا حاکمان شیخ‌نشین امارات نگاه ویژه‌ای به این بندر داشته و برای کاستن از موقعیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز و مقابله با تهدید بسته شدن آن از سوی جمهوری اسلامی، با ساخت یک خط لوله انتقال نفت از خلیج‌فارس به دریای عمان به دنبال دور زدن تنگه هرمز باشند.

اماراتی‌ها از دهه پیش به دنبال استفاده از این بندر برای دور زدن تنگه هرمز بودند تا آنکه در آذر سال ۹۵ حاکم شیخ‌نشین فجیره امارات در گفت‌وگویی با خبرگزاری رسمی امارات گفت: خط لوله نفتی که اخیراً پروژه ساخت آن تمام‌شده، آماده انتقال ۷۰ درصد از تولید نفتی امارات به بازارهای جهانی است و این یک ایده عملی و روش‌مند است و بدان معناست که تهدید به بستن تنگه هرمز دیگر قدیمی شده است.

این خط لوله صادرات نفت از سکوهای ساحل شرقی، بدون نیاز به عبور از تنگه هرمز ساخته شده است. ساخت این خط لوله ۳۶۰ کیلومتری در سال ۲۰۰۸ میلادی آغاز شد، قرار است این خط لوله ۳۶۰ کیلومتری نفت تولیدی در شرق ابوظبی را از منطقه حبشان به بندر فجیره در ساحل دریای عمان منتقل کند، به این ترتیب امارات دیگر نیازی به انتقال نفت از مسیر تنگه هرمز نخواهد داشت.

آیا تنگه هرمز ارزش راهبردی خود را از دست خواهد داد؟
با مقایسه حال حاضر تنگه هرمز و بندر فجیره باید گفت: ظرفیت حداکثری خط انتقال نفت بندر فجیره، یعنی ۱.۸ میلیون بشکه در روز، تنها قادر به انتقال ۹۰ درصد از نفت تولیدی کشور امارات است و این یعنی نیاز ۱۰ درصدی این کشور به انتقال نفت از طریق تنگه هرمز همچنان باقی است، بنابراین، خط لوله مذکور تنها در قالب یک طرح ملی کشور امارات تعریف می‌شود و نه یک طرح فراملی و بین‌المللی تا بتوان آن را رقیبی برای یک آبراه بین‌المللی قلمداد کرد به‌گونه‌ای که توانایی دور زدن تنگه هرمز را به سایر کشورهای حوزه خلیج فارس بدهد.

اساساً؛ جایگاه ویژه بندر فجیره در صنعت بانکرینگ، وابستگی تام به کشتی‌های عبور کرده از تنگه هرمز دارد و اگر روزی این آبراه استراتژیک به هر دلیلی خالی از رونق و تردد کشتی‌ها گردد، بدون شک ضرر عظیمی متوجه بندرگاه فجیره خواهد شد.

فارغ از موقعیت ممتاز تنگه هرمز در عرضه نفت و انرژی، حیات اقتصادی بنادر تجاری کشورهای حوزه خلیج فارس ارتباط مستقیمی با تنگه هرمز دارد و این تنگه تنها راه دست‌یابی آن‌ها به آب‌های آزاد خواهد بود تا آنجا که سوای بنادر کشورهایی چون عربستان، قطر، کویت و عراق و حجم عظیم سرمایه‌گذاری این کشورها در بنادر مذکور، حتی بنادر مهم و استراتژیکی چون ابوظبی و جبل علی در خود کشور امارات نیز وابستگی تامی به تنگه هرمز دارند و بدون عبور از این تنگه، حیات اقتصادی آن‌ها پایان خواهد یافت.

بزرگ‌نمایی حکام امارات در مسئله خط لوله فجیره و هم‌عرض تنگه هرمز معرفی نمودن آن، بیش از آنکه متکی بر واقعیات موجود باشد حاکی از توسل به حربه تبلیغ و بزرگ‌نمایی دروغین برای کاستن از نقش تنگه هرمز به‌عنوان یک سلاح ژئوپلیتیک در دست جمهوری اسلامی است.

منبع: فارس