پر بازدیدترین مطالب

تروریسم خوب است اگر مردم غرب را تهدید نکند؛ قانون CTSA: لندن به منبع ترویج وهابیت سلاح می‌فروشد اما به دانشجویان مسلمان خود مشکوک است!



پس از انفجار مترو لندن در ژوئیه ۲۰۰۵ که شهزاد تنویر فارغ‌التحصیل دانشگاه در آن دست داشت، دانشجویان مسلمان بریتانیا از سوی همکلاسی‌ها و مقامات دانشگاه زیر ذره‌بین بدبینی و سختگیری امنیتی قرار گرفتند.

تروریسم

سخن آشنا- تفاوت سبک زندگی زنان مسلمان در همان اولین نگاه توسط سایر شهروندان به چشم می‌آید اما آنچه این تفاوت را به یک زنگ خطر در ذهن اطرافیان تبدیل می‌کند، دو تیغه یک قیچی است که دانشجویان مسلمان بریتانیا را در فشار قرار داده است: وهابیت و سیاست‌های آموزشی لندن.

فعالیت‌های وهابیت در تأسیس مساجد اروپا و عضوگیری با سوءاستفاده از درآمدهای هنگفت سرمایه‌دارانی از کشورهای حاشیه خلیج فارس بر همه روشن است. تا جایی که بسیاری از اعضای داعش در عراق و سوریه از اروپا خود را به آنجا رسانده بودند که نمونه آن دختری با نام «شمیمه» بود. وی در ماه‌های اخیر تلاش زیادی کرد تا دوباره به انگلیس برگردد، البته این بار با فرزندش از یک مردم اروپایی داعشی که کشته شده بود، اما تا کنون مجوز ورود برای وی صادر نشده است.

اما تیغه دیگر این قیچی، نظام آموزشی لندن است، آنچه تحت‌الشعاع موضوع دیگر یعنی حملات شدید اسلام‌هراسانه از سوی رسانه‌ها قرار گرفته و کمتر بدان توجه شده است.

به اسم «برنامه پیشگیری»، به کام بدبینی و سختگیری

به ویژه بعد از اتفاق تروریستی در ژوئیه ۲۰۰۵ بود که نظارت بیشتری از سوی نهادهای امنیتی بریتانیا بر دانشگاه‌های این کشور صورت گرفت زیرا شهزاد تنویر که گفته شد از عاملان حادثه تروریستی بوده است، یک فارغ‌التحصیل دانشگاهی نیز بود.

پس از آن برخی دیگر از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان در بریتانیا به اعمال تروریستی متهم یا محکوم شدند: عمر فاروق عبدالمطلب تلاش کرد در یک هواپیما به مقصد آمریکا بمبگذاری کند؛ روشنارا چادری یک نماینده مجلس را به خاطر انتقام از جنگ عراق زخمی کرد و پس از آن نیز پدیده «عروس‌های جهادی» برای درآمدن به نکاح داعشیان برای شرکت در ثواب جهاد شکل گرفت.


تصور می‌شود دانشجویان زن بیش از مردان احتمال دارد تحت تأثیر تبلیغات گروه‌های تروریستی به اسم اسلام قرار گیرند، از این رو نظارت و سختگیری بر آنها بیشتر است.
اینها نتیجه تبلیغات وهابیت به صورت حضوری و برخط بود و هر چند ارتباط مستقیمی میان دوران دانشجویی این افراد با اعمال تروریستی پیدا نشد، اما به هر حال از سال ۲۰۱۵ میلادی طبق قانون CTSA اساتید و مسئولان دانشگاه‌ها در بریتانیا موظف شده‌اند اگر به تمایل یکی از دانشجویان به افراطی‌گری مشکوک شده‌اند، بلافاصله به مقامات امنیتی کشور اطلاع دهند.

نتیجه عملیِ این قانون، قرارگرفتن همه دانشجویان مسلمان در یک فضای «پیشاجرم» بود، به ویژه بانوان مسلمان که هم تصور می‌شود زودتر از مردان تحت تأثیر تبلیغات گروه‌های تروریستی به اسم اسلام قرار گرفته و فریب بخورند و هم کمتر از مردان، افکار درونی خود را با دیگران به اشتراک می‌گذراند. در نتیجه تعدادی از گروه‌های حامی حقوق مدنی نسبت به پیامدهای این قانون اعتراض کردند.

البته فضای «پیشاجرم» چیز جدیدی نبود و فقط به مسلمانانی که در دانشگاه تحصیل می‌کردند، محدود نمی‌شد اما پس از تصویب CTSA این شرایط تشدید شد چون حکومت بر آن مهر تأیید زد. مصاحبه با تعدادی از دانشجویان مسلمان در بریتانیا طی تحقیقی از سوی اندیشکده آمریکایی کارتر در سال ۲۰۱۸ میلادی نشان می‌دهد آنها احساس می‌کنند در «محاصره» زندگی می‌کنند.

در واقع از پیش از آن نیز پرونده‌های علیه دانشجویان مسلمان تشکیل شده بود. مثلاً در سال ۲۰۰۸ میلادی دانشجویی به نام صابر به دلیل دانلودکردن یک درسنامه متعلق به یک گروه تروریستی برای ۱۰ روز در بازداشت به سر برد در حالی که این کار، بخشی از پروژه تحقیقاتی کلاس وی بود. همین اتفاق برای محمد عمر فاروق نیز در سال ۲۰۱۱ میلادی افتاد که در حال خواندن کتابی در موضوع تروریسم در کتابخانه دانشگاه بود.


دانشجویان مسلمان گاهی ترغیب می‌شوند فعالیت‌های مثبت خود را صرفاً در قالب انجمن دانشجویان مسلمان انجام دهند
تا هم آن را تقویت کنند و هم چهره‌ای اصطلاحاً رحمانی از اسلام و انجمن‌های اسلامی ارائه کنند، اما این تلاش معمولاً به دلیل منزوی‌شدن آنها از سایر تشکلها خنثی می‌شود
و راه را برای «غیرعادی» نشان‌دادن وضعیت آنها در دانشگاه باز می‌کند.
اما پس از آن گزارش‌های امنیتی سختگیرانه‌تر شد. برای مثال یکی از گزارش‌ها به دانشجویی اشاره دارد که در بحث کلاسی از لفظ «Eco-terrorism» استفاده کرده یا یکی دیگر نسبت به وجود دانشجویی اعلام خطر کرده که عضو جنبش بایکوت اسرائیل (BDS) است.

انجمن‌های دانشجویان مسلمان زیر ذره‌بین

در این میان، انجمن‌های دانشجویان مسلمان در دانشگاه‌ها که مجموع آنها با FOSIS (فدراسیون انجمن‌های دانشجویان مسلمان) در ارتباط هستند در برگزاری مراسمات خود زیر نظر قرار دارند. این انجمن‌ها در اصل به آنها اجازه می‌دهد غذای حلال در خوابگاه‌ها تهیه کنند و در ایام ماه مبارک رمضان و مانند آن اعمال عبادی خود را راحتتر انجام دهند اما مقامات دانشگاهی بر سایر برنامه‌ها مثلاً دعوت از سخنرانان نظارت بیشتری اعمال می‌کند.

بسیار پیش آمده که چنین برنامه‌هایی در لحظه آخر لغو شده است و مسئولان دانشگاهی نیز به دلیل اینکه ریشه نظارت‌ها به سازمان‌های امنیتی بریتانیا برمی‌گردد، نمی‌خواهند و نمی‌توانند چندان پاسخگوی اعتراضات دانشجویان باشند. کار به جایی رسیده که حتی والدین نیز به دانشجویان مسلمانشان توصیه می‌کنند خیلی به این انجمن‌ها نزدیک نشوند.

در نتیجه FOSIS تصمیم گرفت به اعضایش توصیه کند شرایطی که به تداوم وضعیت غیرعادی علیه دانشجویان مسلمان شکل گرفته را بشکنند. مثلاً بیشتر عضو سایر انجمن‌های عادی دانشجویی شوند و فعالیت خود را در آن افزایش دهند، البته اگر باز چنین رفتاری به نظر مقامات دانشگاهی، مشکوک نیاید!


مالیا بوتیا توانست به عنوان اولین زن مسلمان به ریاست اتحادیه ملی دانشجویان بریتانیا دست یابد. در این تصویر او را در یکی از تجمعات ضداسرائیلی می‌بینید.
فعالیت دانشجویان مسلمان تا آنجا پیش رفت که برای اولین بار یک دختر مسلمان (البته بدون روسری) توانست به عنوان رئیس اتحادیه دانشجویان بریتانیا انتخاب شود. هر چند دوره او به شدت جنجال برانگیز شد و نهایتاً در سال ۲۰۱۷ میلادی جای خود را به دیگری دارد. با این حال چنین حرکت‌هایی یک موج در میان جوانان مسلمان بریتانیا کلید زد که خودشان باید روایت درست از اسلام را در جامعه ترویج دهند، نه سایر شهروندان و یا مسلمانان تندرو.

هدف از این تلاش‌ها، تغییر فضای «پیشاجرم» در زندگی دانشجویان مسلمان به فضای «همکاری» با سایر دانشجویان و شهروندان غیرمسلمان در انواع مختلفی از فعالیت‌های سالم است تا به یک جوان مسلمان به عنوان یک عنصر «توانمند» و نه یک عنصر «خطرناک» نگریسته شود.

منبع

http://cartercenter.org/resources/pdfs/peace/conflict_resolution/countering-isis/cr-countering-the-islamophobia-industry.pdf



منبع:مشرق

انصار الله، قدرت نو ظهور منطقه

ناصر قندیل تحلیلگر و سردبیر یک روزنامه لبنانی در یادداشتی جنبش انصار الله یمن را قدرت در حال ظهور جدید در منطقه توصیف کردو گفتف، مشاوران ترامپ به او توصیه کرده اند برای حفظ ثبات بازار نفت شماره تلفنی از انصار الله در اختیار داشته باشد.


به گزارش سخن آشنا، «ناصر قندیل»، تحلیلگر و سردبیر روزنامه لبنانی «البناء» در یادداشتی با عنوان «انصار الله قدرت منطقه‌ای در حال ظهور»، تجربه مقاومت، هوش استراتژیک و خلاقیت تاکتیکی انصار الله را در نوع خود پدیده‌ای در خور توجه دانست.

در مقدمه این یادداشت آمده است: انصار الله یمن در مسیر ایجاد موازنه‌های جدید قدرت در منطقه خلیج فارس پیش می‌رود به گونه ای که یک قدرت جدید در حال ظهور در دورانی است که قدرت‌های سنتی در منطقه خلیج فارس افول کرده‌اند .

نویسنده قدرت انصار الله را مشابه قدرت حزب الله لبنان توصیف کرد و گفت: همان گونه که حزب الله موازنه‌های بازدارندگی در برابر اسرائیل درست کرده انصار الله یمن هم موازنه‌های بازدارندگی در برابر عربستان ایجاد کرده است.

البناء نوشت: عملیات انصار الله با تاثیرگذاری بر بازار جهانی نفت آن را به عنوان قدرت منطقه‌ای معرفی می‌کند که جز از طریق دستیابی به تفاهمات سیاسی با این جنبش جلوی نفوذ آن را نمی‌توان گرفت چون در اثبات قدرت انصار الله همین کافی است که بگوییم رویارویی با انصار الله پس از ناکامی در سرکوب این جنبش در تجاوز جهانی علیه یمن به معنای آسیب رساندن به بازار جهانی نفت است که دنیا ظرفیت تحمل آن را ندارد.

این روزنامه افزود: تجربه قدرت گرفتن انصار الله در شرایطی جغرافیایی مشابه چیزی که غزه در سایه محاصره زمینی، هوایی و دریایی اسرائیل به سر می‌برد، حاصل شده است. عربستان سعودی هم یمن را محاصره همه جانبه کرده است، اما با این وجود انصار الله توانسته است توانمندی موشکی پیشرفته‌ای را خلق کند که از فناوری بالا و خیره کننده‌ای برخوردار است.

نویسنده با اشاره به قدرت پهپادی انصار الله نوشت: هواپیماهای بدون سرنشین انصار الله یک نیروی هوایی واقعی دریمن است. این هواپیما از آسمان منطقه عبور کرده و هر جا را که بخواهند هدف می‌گیرند و قدرت این را دارند از رادارهای مستقر در یمن و خلیج فارس که تحت اداره مستقیم کارشناسان آمریکایی است بگریزند، انصار الله این قدرت را دارد که شبیه نیروها، کشورها و جنبش‌های مقاومت که در قوانین جنگی خبره هستند، لحظات استراتژیک را ثبت کنند.

قندیل تصریح کرد: آنها این قدرت را یافته‌اند که در بحبوبحه تنش میان ایران و آمریکا و نگرانی‌های جهانی نسبت به بازار نفت تاسیسات نفتی کشورهای متجاوز علیه یمن را هدف بگیرند تا در هر گونه راه حل جزیی یا کلی مربوط به مناقشه میان ایران و آمریکا شراکت خود را قطعی کنند و در داخل یمن هم بتوانند ابتکار خود را درباره بندر الحدیده بدون رایزنی با نیروهای متجاوز و طبق هماهنگی با طرف های سازمان ملل ارائه بدهند یعنی قوانین بازی جنگ و صلح را خوب بلدند.

به عقیده نویسنده پیشرفت استراتژیکی که انصار الله به ایران در تقابل با آمریکا هدیه داد بر خلاف حس میهن پرستی یمنی‌هایی نیست که در برابر ظلم و تجاوز روزانه عربستان و امارات و بی شک دولت دونالد ترامپ در آمریکا به سر می‌برند از همین روست که می‌بینیم انصار الله بدون اینکه خبر بدهند یک سرمایه گذاری مشترک با ایران را ارائه داد که این جنبش را در هر گونه راه حلی برای معادله بزرگ بین المللی شریک قرار داده و به متحد ایرانی آن در مذاکره قدرت می‌دهد.

البناء نوشت: و بدین ترتیب انصارالله درک عمیق و هوشمندانه‌ای از مفهوم ائتلاف را معنا کرد، مشابه کاری که حزب الله در جنگ تابستان 2006 و همچنین دفاع از سوریه نشان داد یعنی تردیدی در ورود به عرصه منطقه‌ای و بین المللی برای تقویت جایگاه متحدانش به خود راه نمی‌دهد و با شجاعت به صحنه درگیری‌های مستقیم و در پشت آن مذاکرات بزرگی ورود می‌کند که موازنه‌های منطقه و جهانی را ترسیم می‌کند.

قندیل به نقل از یکی از رهبران مقاومت نوشت: انصار الله یمن همیشه ما را شگفت زده می‌کند، رهبران مقاومت در ادوار آتی انصار الله را نمونه صبر و اعتماد به نفس برای دستیابی به پیروزی معرفی خواهند کرد، یقینا این دوران سخت خواهد گذشت و به زودی تحولی بزرگ رقم خواهد خورد.

وی افزود: انصار الله در زمینه فناوری‌ها و تاکتیک‌های رزمی یا جنگ روانی خود هنوز شگفتی‌ها و بدیعیات جدیدی را به نمایش خواهد گذاشت و می‌توانند الگوی انضباط و سازماندهی یک جنبش مقاومت در سایه سختی‌های جنگ و شرایط و کمبود منابع باشند.
نویسنده در ادامه انصار الله و مردان آن را خطاب قرار داده و گفت: شما افتخار امت ما هستید، شما معادلات جدیدی را برای مردم خود و امت خود ساخته‌اید و می‌دانید که معامله قرنی که فلسطین را هدف گرفته است در باب المندب و آب‌های دریای عمان و خط لوله ینبع به الدمام نابود می‌شود و همچنین در راهپیمایی‌های میلیونی که در شرق غزه برگزار می‌شود و در موشک‌هایی که نزدیک تل آویو فرود می‌آید.

البناء نوشت: ترامپ منتظر تماس تلفنی ایرانی‌هاست و از همین رو شماره تلفن داده و منتظر نشسته است اما امروز مشاورانش به او توصیه می‌کنند که سعی کند یک شماره تلفن از انصار الله هم برای تضمین ثبات بازار نفت داشته باشد چون نه نفرات و تجهیزاتی را که در منطقه دارد و نه رژیم‌های سرسپرده آن با القاب پر طمطراق، پول‌های هنگفت و سلاح‌های مدرن آنها دردی از آمریکا دوا نمی‌کنند.
منبع:فارس

دم خروس سنتکام؛ آب سرد بر هیکل پمپئو و بولتون: افشاگری ژنرال انگلیسی از عملیات روانی کاخ سفید



ژنرال گیکا آن‌چنان صریح از بغداد با خبرنگاران در پنتاگون گفتگو کرد که دفتر مرکزی فرماندهی ارتش آمریکا موسوم به سنتکام بلافاصله مجبور به صدور اعلامیه و تکذیب سخنان همکار خود شد.

سخن آشنا-  معاون فرمانده نیروی اقدام مشترک که از سال ۲۰۱۴ میلادی با ترکیبی از ارتش‌های غربی برای مقابله با داعش در عراق و سوریه تشکیل شده است، در پاسخ به خبرنگاران که از او پیرامون دلیل تهمیدات جدید آمریکا برای مقابله با تهدیدات احتمالی نیروهای نظامی ایران در منطقه پرسیده بودند، پاسخ قاطعی داد.

ژنرال انگلیسی کریستوفر گیکا گفت: «نه! هیچ تهدید جدیدی از سوی نیروهای مورد حمایت ایران در عراق و سوریه افزوده نشده است!». این پاسخ در حالی است که ناو آبراهان لینکلن و ناوشکن‌های همراهش و بمب‌افکن‌های بی -۵۲ اساساً با اعلام رسمی بولتون مبنی بر افزایش تهدیدات ایران به خلیج فارس اعزام شد و حتی پمپئو هفته گذشته در سفری خارج از برنامه خود را به بغداد رساند و با مقامات آن کشور در مورد این خطرات جدید هشدار داد تا نکند خون از دماغ سربازان آمریکایی دربیاید و این هفته نیز طی سفرهایی با مقامات اتحادیه اروپا و روسیه در همین زمینه صحبت کرد!

حالا پس از پرسش‌های مکرر از گیکا، وی که در بغداد و به صورت ویدیو کنفرانس با خبرنگاران در پنتاگون گفتگو می‌کرد، مجبور به اذعان به پوچی اقدامات یکجانبه آمریکا شد و تلویحاً نشان داد بولتون و پمپئو هدف دیگری را دنبال می‌کرده‌اند چون هیچ داده‌ای مبنی بر تهدید جدید وجود ندارد.

گیکا ادامه داد: «ما حضور نیروهای حامی ایران را و بقیه بازیگران را کاملاً رصد می‌کنیم چون این محیطی است که در آن حضور داریم. ما شبه‌نظامیان شیعه را رصد می‌کنیم. من فکر می‌کنم شما اشاره درستی کردید و اگر سطح تهدیدات افزایش یابد، خُب ابزار حفاظت نیروهای خود را طبق آن افزایش می‌دهیم» اما فعلاً که مسأله حفاظت نیروها را «با توجه به تحولات هفته گذشته مرور کردیم… هیچ نگرانی جدیدی واقعاً پیدا نکردیم».

ژنرال انگلیسی پا را یک قدم فراتر گذاشت و گفت: «حشدالشعبی تعبیری است که برای طیفی از گروه‌ها به کار می‌رود و من فکر می‌کنم مهم است بگویم که خیلی از آنها برخورد سازگاری با ما دارند و ما هیچ تغییری در جبهه‌گیری آنها از زمان تعاملات اخیر میان ایالات متحده و ایران ندیده‌ایم و انتظار و امید داریم که همین رویه ادامه پیدا کند».

ژنرال گیکا آن‌چنان صریح به خبرنگاران پاسخ داد که دفتر مرکزی فرماندهی ارتش آمریکا در منطقه (سنتکام) بلافاصله مجبور به صدور اعلامیه و تکذیب سخنان وی شد. در این بیانیه آمده است «نظرات جدید از سوی معاون فرمانده نیروی اقدام مشترک در تضاد با تهدیدات واقعیِ شناسایی‌شده است که اطلاعات آن در ارتباط با نیروهای مورد حمایت ایران در منطقه در دسترس آمریکا و متحدانش قرار دارد».


ژنرال کریستوفر گیکا
سنتکام در ادامه آورده است «دفتر فرماندهی مشترک ایالات متحده در هماهنگی با نیروی اقدام مشترک، آمادگی همه سربازان نیروی اقدام مشترک را در عراق و سوریه افزایش داده است. بنابراین، نیروی اقدام مشترک در سطح بالایی از آمادگی به سر می‌برد و ما همزمان به رصدتهدیدات واقعی و احتمالاً قریب‌الوقوع نسبت به نیروهای آمریکایی در عراق ادامه می‌دهیم».

همزمان نیویورک تایمز خبر داد پاتریک شاناهان سرپرست وزارت دفاع آمریکا طرحی را برای اعزام ۱۲۰ هزار نیرو به منطقه روی میز ترامپ گذاشته است که البته روز سه‌شنبه از سوی ترامپ تکذیب شد اما رئیس‌جمهور آمریکا تهدید کرد «اگر نیاز باشد بسیار بیش از این تعداد را اعزام خواهیم کرد».

به نظر می‌رسد بسیاری از اقدامات اخیر بولتون، پمپئو و ترامپ جنبه نمایشی دارد تا تأثیر آن را در افکار عمومی ایران بسنجند و اوضاع اقتصادی را در داخل کشور به هم بریزند، زیرا تجربه چند ماهه گذشته نشان داده تنها کسی که تهدیدات نظامی آمریکا را جدی گرفته، اقتصاد ایران است!

منابع

https://www.theguardian.com/us-news/2019/may/14/no-iran-threat-in-syria-or-iraq-says-top-british-officer-in-defiance-of-us

https://www.nytimes.com/2019/05/13/world/middleeast/us-military-plans-iran.html

منبع:مشرق

مشت‌های متحد اروپایی برای پایان پدرخواندگی آمریکا



طرح های دفاعی و نظامی اروپا باعث توسعه تجهیزات انحصاری می شود که در آینده به بازار پر رونق صادارات اسلحه آمریکا آسیب وارد میکند

مشت‌های متحد اروپایی برای پایان پدرخواندگی آمریکا

سخن آشنا- وزارت دفاع آمریکا تهدید کرد در صورتی که اتحادیه اروپا به طور یکجانبه به اجرای طرح‌های دفاعی خود ادامه دهد، واشنگتن اقدام به مقابله به مثل خواهد کرد. آلن لرد، معاون وزیر دفاع آمریکا در نامه ای به فدریکا موگرینی هشدار داد طرح های تقویت همکاری دفاعی درون اروپا می تواند چندین دهه همکاریهای ترانس آتلانتیک را تضعیف کند و به ناتو آسیب بزند. این هشدار آمریکا در حالی صورت میگیرد که مقامات کاخ سفید بارها از اروپا خواسته اند بودجه های نظامی را افزایش دهند و از بار هزینه های مالی و امنیتی آمریکا بکاهند. این هشدار واشنگتن باعث ایجاد سوال مهمی می شود که آمریکا در سیاستهای اعمالی خود در مورد اروپا به دنبال چیست؟

 

همکاری های امنیتی و اقتصادی آمریکا با اروپا

پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا بزرگترین طرح سیاست خارجی خود با عنوان طرح مارشال را تحت عنوان بازسازی اروپا به اجرا گذاشت درسیاست های اعلامی گفته شد این طرح برای حذف معضلات پس از جنگ و ایجاد امنیت ورفاه است تا بستر دیکتاتوری از بین برود. اما این کمکهای مالی آمریکا که آن زمان 13 میلیارد دلار بود و ارزش روز آن در زمان حال بیش از 150میلیارد دلار است اهداف دیگری را دنبال میکرد.

یکی از شروط آمریکا برای ارائه این کمکها، درخواست مشترک کشورهای اروپایی بود برای دریافت این کمکها بود تا بدین وسیله دولتهای همسو با خود را تقویت کند. آمریکا با طرح مارشال یک بازار توانمند برای خرید محصولات آمریکایی ایجاد کرد و در این راستا تعرفه های مورد نظر خود را برای تجارت با اروپا دیکته کرد. مهمترین نتیجه ای که آمریکا انتظار آنرا داشت به وقوع پیوست زیرا زمانی که کشورهای اروپایی باید درخواست مشترک و میزان کمک را تعیین میکردند سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه را ایجاد کردند و شوروی سازوکار آن را مخالف حاکمیت و استقلال دولتها عنوان کرد و با آن مخالفت کرد. کشورهای همسو با شوروی نیز از پیوستن به آن خودداری کردند و به این ترتیب اروپا دو قطبی شد و از طرف دیگر دلار به یک ارز رایج جهانی تبدیل شد. دو سال پس از طرح مارشال آمریکا درسال 1949 پیمان امنیتی ناتو را با کشورهای اروپایی ایجاد کرد شوروی نیز در مقابل طرح مارشال طرح کُمِکان و در مقابل ناتو «ورشو» را بابرخی کشورهای بلوک شرق ایجاد نمود.

اگر چه با توجه به فضای جنگ سرد به نظر میرسید این یک شکاف ایدئولوژیک است اما سیاستهای آمریکا پس از جنگ سرد و به خصوص در زمان ترامپ این حقیقت را آشکار نمود که تحقق منافع آمریکا در ایجاد شکاف بین روسیه و اتحادیه اروپاست.

 

دکترین ترامپ و روابط با اروپا

ترامپ پس از روی کار آمدن با یک رویکرد دولبه ترکیبی از نو انزواگرایی(New Isolationism) و رئالیسم تهاجمی(Offensive Realism) سعی نمود آمریکا را در آستانه خروج از نظام تک قطبی در یک وضعیت هژمونی تثبیت کند.

براساس رویکرد نوانزواگرایی از هر گونه تعهد هزینه بار بین المللی خارج میشود و با تکیه بر رئالیسم تهاجمی شروع به بیشینه سازی قدرت آمریکا و جلوگیری از قدرت گیری سایر بلوکهای قدرت میکند.در یک نظام تک-چند قطبی یک قدرت بزرگ و چند قدرت منطقه ای وجود دارند اتحادیه اروپا، روسیه و چین سه بلوک قدرت هستند که آمریکا تمایلی به قویتر شدن آنها ندارد. اگر چه اختلاف آمریکا با چین و روسیه دیرینه تر است اما با توجه به روابط آمریکا با بلوک اروپا و شباهت نظامهای سیاسی لیبرال دموکراسی اروپایی و آمریکا به خصوص پس از جنگ جهانی دوم تصور میشد جنگ احتمالی بین اروپای غربی و آمریکا برای همیشه حذف شده است بسیاری از تحلیل گران برای تشخیص روابط اروپا و آمریکا از نظریه صلح دموکراتیک کانت (democratic peace) که بیان میکند دموکراسی ها با هم نمیجنگند،برای تصدیق این نوع رابطه بهره می جستند. اما ترامپ در یک شیفت پارادیمی وتغییر بنیادین دکترین سیاست خارجی در عمل این محاسبات را برهم زده است و نشان می دهد آمریکا همانگونه که از قدرت یابی چین و روسیه نگران است از قدرت گرفتن اروپا نیز هراس دارد او با مطرح کردن سیاست نخست آمریکا وتفسیری نوین از استثناگرایی آمریکایی(American Exceptionalism) تقدم منافع آمریکا بر منافع تمامی بازیگران حتی اگر به ضرر آنها باشد را پیش گرفت.

 

اقدامات اروپا و نگرانی های آمریکا

با استعفای جیمز متیس از وزارت دفاع به عنوان آخرین فردی که در کابینه ترامپ منافع امنیتی اروپا را در قالب روابط سنتی فرا آتلانیتک در نظر میگرفت ، نگرانی اروپا بیش از پیش افزایش پیدا کرد. «کارل بلدت » نخست وزیر سابق سوئد در این باره گفت: این لحظه هشدار در اروپاست.تصمیم های ناگهانی ترامپ برای خروج سربازان آمریکا از افغانستان و سوریه اروپا را بیشتر از قبل به فکر ایجاد یک امنیت مستقل از آمریکاپیش برد، سال گذشته «ژان کلود یونکر» رئیس کمیسیون اتحادیه از تشکیل ارتش واحد اروپایی خبر داد. با توجه به پیش بینی ناپذیری ترامپ در پایبندی به وعده های امنیتی خود، اروپا تلاش برای ایجاد امنیت مستقل را سرعت بخشید. در فروردین ماه گذشته یک صندوق دفاعی(EDF) با 13 میلیارد یوروبرای طرح های مشترک تصویب نمود؛ که هدف آن تهیه تجهیزات و سلاح های استراتژیک از جمله پهپادهای تهاجمی است. این طرح در ادامه سلسله اقداماتی است که اروپا در آبان ماه سال 96 با ایجاد یک صندوق دفاعی مشترک با 5 میلیارد پوند(5/6 میلیارد یورو) موسوم به پسکو(Permanent Structured Cooperation) برای یک ائتلاف نظامی بزرگ تصویب نموده است؛ فرانسه و آلمان به عنوان دو عضو مهم اتحادیه اروپا پایه های اصلی پسکو را تشکیل دادند پس از پسوستن چند کشور دیگر بر ایجاد یک شبکه تجهیزاتی و آموزشی برای ارتقا ارتش اروپا تمرکز نموده اند.

با توجه به اینکه آن زمان انگلیس در حال خروج از اتحادیه اروپا بود پسکو بدون حضور انگلیس کار خود را شروع نمود اما با بالا گرفتن زمزمه های لغو برگزیت ممکن است در آینده انگلیس نیز به این پیمان ملحق شود و این مساله به شدت آمریکا را نگران میکند. ترامپ در سند امنیت ملی بر خلاف روسای جمهور قبلی فقط یکبار از ناتو نام میبرد همچنین دراین سند از اروپا میخواهد تا سال 2024 بودجه دفاعی را تا 2 درصد تولید ناخالص داخلی افزایش دهند اما تناقض آنجاست که برخلاف این استراتژی،وزارت دفاع در نامه اخیر خود به موگرینی عمیقا از مقررات صندوق دفاع و شروط کلی پسکو ابراز نگرانی نموده زیرا مقررات صندوق آنرا کاملا در انحصار اروپا قرار میدهد؛ از طرف دیگر شروط پسکو نیز به اتفاق آرا تصویب میشود که اگر یک عضو مخالف حضور واشنگتن در آن باشد آمریکا از چنین سازوکاری حذف می شود.

 

آثار طرح های دفاعی اروپا

در مجموع اقدامات متقابل اروپا و آمریکا بیانگر این است که : 1- ترامپ در یک استراتژی مشخص و قابل قبول امنیتی در ارتباط با اروپا سردرگم شده است. «کارن فون هیپل» مدیر یک پژوهشکده معتبر نظامی در لندن در این مورد میگوید: «ترامپ فکر میکند میتواند دو چیز متناقض را داشته باشد او سربازان آمریکایی را از هر میدان نبردی خارج میکند، پشتیبانی مالی نهادهای بین المللی مانند ناتو و سازمان ملل را کم میکند آمریکا را در رهبری صلح لیبی و سوریه کنار میکشد و هنوز هم میخواهد جایگاه مهم و برجسته خود را را حفظ کند»

2-یکی از سیاستهای ترامپ برای جلوگیری از قدرت یابی قطبهای قدرت ایجاد شکاف بین قدرت های بالقوه یا حفظ شکاف موجود است در این زمینه اگر چه بین روسیه و اتحادیه اروپا به دلیل مساله اوکراین این شکاف وجود دارد اما بیم نزدیک شدن چین و اتحادیه اروپا به دلیل روابط اقتصادی و تجاری وجود دارد. ترامپ سعی نمود اروپا را متقاعد به تحریم شرکت چینی هواوی کند اما فروردین ماه گذشته اروپا از تحریم هواوی امتناع نمود. اتحادیه اروپا وچین برخلاف سیاستهای تجاری ترامپ، موضع نزدیکی در تقویت سازمان تجارت جهانی دارند. یک اروپای مستقل روابط نزدیکتری با چین برقرار میکند زیرا ناچار نیست در ازای تامین شدن امنیتش ، روابط خود باچین را متناسب با واشنگتن تنظیم کند و این یک تهدید حیاتی برای آمریکاست.

3- اما مهمترین تهدیدی که اروپای مستقل برای آمریکا دارد بعد ایدئولوژیک آن است. اروپا میتواند جایگزین آمریکا در هنجارهایی لیبرال دموکراسی باشدکه آمریکا مدعی پیاده کردن آن در 70 سال گذشته بوده است.

4-طرح های دفاعی و نظامی اروپا باعث توسعه تجهیزات انحصاری می شود که در آینده به بازار پر رونق صادارات اسلحه آمریکا آسیب وارد میکند آمریکا 34 درصد صادرات جهان را دراختیار دارد درحالی که اتحادیه اروپا با داشتن بیش از 23درصد تجارت اسلحه جهان اولین رقیب آمریکا محسوب می شود. دو کشور عضو پسکو ، فرانسه رتبه سوم و آلمان رتبه چهارم فروش اسلحه را دارند اتحاد این دو کشور در تولید تجهیزات نظامی یک تهدید استراتژیک برای آمریکاست بنابراین جای تعجب نیست که «گوردون ساندلند» سفیر آمریکا در اتحادیه اروپا درواکنش به این اقدام آنها را به تحریم تهدید نمود .
منبع:الوقت

«ایران» اثرگذارترین کشور علمی ۵ سال اخیر/ درخشش دانشمندان ایرانی


تجزیه و تحلیل آمار و ارقام ۵ سال گذشته نظام رتبه‌بندی سایمگو علاوه بر اینکه پیشرفت دانشمندان ایرانی در تولید و ارائه مقالات علمی در آسیای غربی را نشان می‌دهد، حکایت از صدرنشینی ایران در سال‌های پیاپی دارد.

سخن آشنا-  رتبه‌بندی سایمگو هر سال کشورهای مختلف جهان را به لحاظ تحقیقات علمی و ارائه مقالات رتبه‌بندی و جایگاه جهانی آنها را در وب‌سایت خود منتشر می‌کند.

سایمگو بر اساس تعداد مقالات علمی موسسات آموزش عالی کشورهای مختلف موجود در بانک اطلاعاتی اسکوپوس، آنها را ارزیابی و رتبه‌بندی می‌کند؛ بررسی اعداد منتشرشده در این سایت روند صعودی دانشمندان ایرانی را نشان می‌دهد و ایران را به عنوان اثرگذارترین کشور علمی در غرب آسیا معرفی می‌کند.

این روند صعودی هر سال با افزایش قابل توجهی نسبت به سال گذشته همراه بوده که نشان‌دهنده تلاش قابل توجه دانشمندان ایرانی برای صدرنشینی در آسیای غربی و حفظ جایگاه خود است.

تجزیه و تحلیل صورت‌گرفته پیشرفت ایران در ارائه اسناد علمی در رشته‌های متفاوت را شامل می‌شود؛ نکته مهم داده‌های منتشرشده پیشتازی ایران در میان کشورهای آسیای غربی است.

در این گزارش به روند پیشرفت ایران و دانشمندان ایرانی در ارائه اسناد علمی اشاره می‌کنیم که شامل سال‌های ۲۰۱۳ تا پایان سال ۲۰۱۷ می‌شود:

*‌ تسخیر علم منطقه توسط دانشمندان ایرانی در سال ۲۰۱۷

بر اساس آمار و ارقامی که توسط نظام رتبه‌بندی سایمگو منتشر شده، ایران با ارائه و انتشار بیش از ۴۳۸۸ سند علمی در صدر جدول کشورهای غرب آسیا قرار گرفته است.

آمار و ارقامی که توسط این نظام رتبه‌بندی منتشر شده بیانگر آن است، ترکیه دومین جایگاه جدول را به خود اختصاص داده است؛ محققان ترکیه‌ای با ارائه و انتشار ۴۲ هزار و ۴۰۵ سند علمی بعد از ایران قرار گرفته‌اند.

عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی، کشورهای مصر، امارات متحده عربی، عراق، قطر، اردن، لبنان، عمان، کویت، سرزمین‌های اشغالی، بحرین، یمن و سوریه به ترتیب بعد از ایران و ترکیه قرار گرفته‌اند و جایگاه سوم تا شانزدهم جدول را به خود اختصاص داده‌اند.

عربستان سعودی در سال ۲۰۱۷ تنها ۲۰ هزار و ۶۴۴ سند علمی ارائه و منتشر کرده که به عنوان سومین جایگاه در جدول با یک اختلاف قابل توجه نسبت به ایران قرار دارد؛‌ این رقم برای رژیم صهیونیستی پایین‌تر است و دانشمندان ایرانی با یک اختلاف ۳۴ هزارتایی صدرنشین کشورهای غرب آسیا هستند.

بر اساس داده‌های منتشرشده توسط سایمگو کشور سوریه به عنوان آخرین کشور در جایگاه آسیای غربی در سال ۲۰۱۷ در تمامی رشته‌ها تنها ۴۲۳ سند علمی منتشر کرده است.

 

* کسب رتبه نخست تولید علم آسیای غربی توسط دانشمندان ایرانی در سال ۲۰۱۶

بر اساس داده‌های موجود در سایمگو محققان ایرانی با ارائه و انتشار ۵۱ هزار و ۶۷۲ سند علمی در سال ۲۰۱۶ نیز صدرنشین کشورهای غرب آسیا بودند؛ آنچه که سایمگو منتشر کرده بیانگر آن است که کشور ترکیه با ارائه و انتشار 45 هزار و 595 سند علمی در رتبه بعد از ایران قرار گرفته است.

عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی، کشورهای مصر، امارات متحده عربی، قطر، عراق، اردن،‌ لبنان، عمان، کویت، سرزمین‌های اشغالی،‌ سوریه، بحرین و یمن به ترتیب بعد از ایران و ترکیه قرار گرفته‌اند و تا جایگاه شانزدهم جدول را به خود اختصاص داده‌اند.

بررسی سایمگو بیانگر آن است که محققان ایرانی در ارائه و نشر اسناد علمی نسبت در سال‌های مختلف با پیشرفت قابل قبولی مواجه بوده‌اند؛ بر اساس داده‌ها در سال ۲۰۱۶ سهم ایران از انتشار اسناد علمی ۵۱ هزار و ۶۷۲ سند بوده که این رقم در سال ۲۰۱۷ حدود ۳۰۰۰ سند افزایش داشته است.

با تکیه بر آمار نظام رتبه‌بندی سایمگو به راحتی می‌توان دریافت کشور ترکیه در سال ۲۰۱۷ با یک تنزل تعجب‌برانگیز مواجه بوده است؛ محققان ترکیه‌ای در سال ۲۰۱۷ نسبت به سال ۲۰۱۶ بالغ بر ۳۰۰۰ کاهش در تولید سند علمی را تجربه کرده‌اند.

کشور یمن در سال ۲۰۱۶ به عنوان آخرین کشور در جدول آسیای غربی در تمامی رشته‌ها و علوم مختلف ۳۷۷ سند علمی ارائه و منتشر کرده است.

 

*‌ دانشمندان ایرانی هم‌چنان صدرنشین تولید علم در سال ۲۰۱۵

داده‌های سایمگو نشان می‌دهد در سال ۲۰۱۵ نیز محققان ایرانی به عنوان برترین‌های آسیای غربی ۴۴ هزار و ۴۱۲ سند علمی ارائه و منتشر کرده‌اند.

بر اساس آمار نظام رتبه‌بندی سایمگو، ایران در طول سال‌های مختلف نه‌تنها تنزل، بلکه یک روند صعودی قابل قبول و قابل توجه را در علوم مختلف طی کرده است؛ ارائه اسناد بیشتر علمی توسط محققان ایرانی منجر به تولید علم بیشتر و دستیابی به اکتشافات بیشتر علمی شده است.

با تکیه بر داده‌های این نظام رتبه‌بندی می‌توان دریافت ترکیه به عنوان کشوری که دومین جایگاه را به خود اختصاص داده، ۴۳ هزار و ۷۸۰ سند علمی ارائه و منتشر کرده است.

آمار سایمگو بیانگر آن است که کشوری مانند ترکیه یک روند صعودی در تولید علم را طی نمی‌کند؛ به راحتی تنها با خواندن اعداد و ارقام می‌توان دریافت روند تولید اسناد علمی در دیگر کشورهای آسیای غربی روند نزولی و صعودی است و لزوما به واسطه گذر زمان تولید علم بیشتر نمی‌شود؛ این قاعده حتی شامل کشوری که دومین جایگاه علمی در آسیای غربی را به خود اختصاص داده نیز می‌شود.

دانشمندان ترکیه‌ای در سال ۲۰۱۵ در حالی ۴۳ هزار و ۷۸۰ مقاله ارائه و منتشر کرده‌اند که این آمار در سال ۲۰۱۶، ۴۵ هزار و ۵۹۵ سند علمی و در سال ۲۰۱۷، ۴۲ هزار و ۴۰۵ مقاله علمی بوده است.

رژیم صهیونیستی، عربستان سعودی، کشورهای مصر، امارات متحده عربی، قطر، اردن، لبنان، عراق، عمان، کویت، سوریه، سرزمین اشغالی، بحرین و یمن در رتبه‌های بعد از ایران و ترکیه قرار گرفته‌اند و تا جایگاه شانزدهم جدول را به خود اختصاص داده‌اند.

تجزیه و تحلیل عدد و رقم این نظام رتبه‌بندی نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی یک روند ثابت را در پیش دارند و در تولید علم موفقیت‌آمیز عمل نکرده‌اند.

کشور یمن در سال ۲۰۱۵ مجددا آخرین کشور در آسیای غربی است که مجموع اسناد علمی آن به ۳۲۹ سند می‌رسد.

 

* تولید علم آسیای غربی توسط دانشمندان ایرانی در سال 2014

داده‌های سایمگو در بخش اثرگذاری علمی بیانگر آن است که ایران با ارائه و انتشار ۴۴ هزار و ۵۲۲ سند علمی در سال 2014 نیز صدرنشین جدول آسیای غربی است.

بر اساس آمار و ارقامی که توسط این نظام منتشر شده، ترکیه دومین جایگاه جدول را به خود اختصاص داده است؛ محققان ترکیه‌ای با ارائه و انتشار ۴۰ هزار و ۷۵۹ سند علمی بعد از ایران قرار گرفته‌اند.

رژیم صهیونیستی، عربستان سعودی، مصر، امارات متحده عربی، قطر، اردن، لبنان، عراق، عمان، کویت، سرزمین‌های اشغالی، سوریه، بحرین و یمن به ترتیب بعد از ایران قرار گرفته‌اند.

داده‌های سایمگو بیانگر آن است که رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۱۴ تنها ۲۰ هزار و ۱۶ سند علمی منتشر کرده که حدود این عدد در سال‌های بعد از ۲۰۱۴ نیز تقریبا ثابت بوده و آنها در تولید علم پیشرفت پررنگی را تجربه نکرده‌اند.

عربستان سعودی نیز در سال ۲۰۱۴ تنها ۱۷ هزار و ۹۳۹ سند علمی منتشر کرده که در مقایسه با ایران به میزان قابل توجهی در تولید علم جا مانده است؛ محققان عربستان سعودی در حالی چهارمین جایگاه جدول آسیای غربی را به خود اختصاص داده‌اند که نسبت به دانشمندان ایرانی در این سال دست‌کم ۲۶ هزار مقاله کمتر تولید و منتشر کرده‌اند.

 

* رتبه نخست ایران در تولید اسناد علمی در سال ۲۰۱۳

در سال ۲۰۱۳، دانشمندان ایرانی جایگاه خود را به عنوان صدرنشین جدول حفظ کرده‌اند؛ تجزیه و تحلیل آمار نظام رتبه‌بندی سایمگو نشان می‌دهد در این سال محققان ایرانی ۴۱ هزار و ۹۶۹ سند علمی منتشر کرده‌اند و ایران مجدد به عنوان اثرگذارترین کشور علمی در غرب آسیا انتخاب شد.

رتبه‌بندی سایمگو در سال ۲۰۱۳ نشان می‌دهد ترکیه دومین کشور در تولید علم در آسیای غربی بوده است؛ محققان این کشور در سال ۲۰۱۳، ۳۹ هزار و ۷۹۸ مقاله ارائه و منتشر کرده‌اند؛ اگرچه ترکیه نسبت به سال ۲۰۱۷ یک پیشرفت نه چندان پررنگ را تجربه کرده است، اما واقعیت امر این است که محققان ترکیه‌ای در یک خط ثابت در حال حرکت هستند که گاهی با نزول و گاهی با صعود مواجه است، اما این صعود آن‌قدر کم‌رنگ است که گاهی اوقات حتی به هزار سند علمی هم ختم نمی‌شود.

رژیم صهیونیستی، عربستان سعودی، کشورهای مصر، امارات متحده عربی، اردن، لبنان، قطر، عراق، کویت، عمان، سوریه، سرزمین اشغالی، بحرین و یمن به ترتیب در رتبه‌های بعد از ایران و ترکیه قرار گرفته و جایگاه سوم تا شانزدهم جدول را به خود اختصاص داده‌اند.

تحلیل داده‌های سایمگو بیانگر آن است که رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۱۳ تنها ۱۹ هزار و ۳۵۲ سند علمی ارائه و منتشر کرده است؛ این رقم برای عربستان سعودی شامل ۱۵ هزار و ۱۶۵ سند علمی می‌شود.

افزایش اسناد علمی رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی در هر سال به قدری ناچیز است که نمی‌توان آن را پیشرفت دانست.


منبع:فارس

آخرین مطالب