پر بازدیدترین مطالب

واشنگتن‌پست: موضوع ایران باعث کاهش اعتبار سیاست خارجی ترامپ شده است


یک روزنامه آمریکایی در گزارشی با بررسی سیاست‌های کاخ سفید در خصوص ایران نوشت که سیاست‌های آمریکا باعث کاهش اعتبار سیاست خارجی ترامپ و کاهش گزینه‌ها شده است.


به گزارش سخن آشنا، «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا از زمانی که به قدرت رسیده بارها از تهدید به کارگیری نیروی نظامی علیه کشورها عقب نشینی کرده است.

واشنگتن پست در گزارشی به بررسی سیاست خارجی ترامپ در قبال ایران و سیاست‌های کاخ سفید در این زمینه پرداخته است.

در حالی که ناو هواپیمابر و بمب‌افکن‌های آمریکایی عازم خلیج فارس شدند و برخی گزارش‌ها حاکی از استقرار 120 هزار نیروی آمریکایی در خاورمیانه است اما ترامپ به سرعت به این گزارش‌ها واکنش نشان داد و تاکید کرد که وی تنها به دنبال گفت‌وگو با ایران است.

ترامپ تاکید کرد که هیچگونه ناهماهنگی در دولت وی در قبال ایران وجود ندارد اما تصویر ناهماهنگی بوجود آمده از دولت وی می‌تواند مفید باشد.

وی روز جمعه در توئیتی نوشته بود: دست کم ایران نمی‌داند چه فکری بکند که در برهه کنونی ممکن است چیز خوبی باشد.

اما ترامپ در حالی نیمه دوم ریاست جمهوری خود را می‌گذراند که موضوعات اصلی سیاست خارجی آمریکا همچنان بدون حل باقی مانده و اعتبار ترامپ خدشه دار شده و گزینه‌هایی که برای وی باقی مانده کاهش یافته‌اند.

«جان آلترمن» مدیر برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات بین الملل و استراتژیک معتقد است: اعتبار چیز سختی است که یک رئیس جمهور آن را نگه می‌دارد. اگر شما تهدیدی می‌کنید و پس از آن مردم به این نتیجه می‌رسند که شما قصد ندارید این تهدید را پیگیری کند و اگر به دنبال انجام واکنشی باشید اما هیچ واکنشی نشان ندهید، گزینه‌هایی که برای شما می‌ماند این است که یا تهدید بزرگتری کنید یا آنکه حرکت در این مسیر را متوقف کنید.

ایران که گفته به دنبال جنگ نیست اما برای هرگونه جنگ نیز آماده است به شیوه خود به آمریکایی‌ها پاسخ می‌دهد.

«محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران روز جمعه در پیامی در توئیتر و در واکنش به ترامپ نوشت: در حالی که تیم ب کاری انجام می‌دهد دونالد ترامپ چیز دیگری می‌گوید، به نظر می‌رسد که آمریکا نمی‌داند چه فکری بکند.

ظریف بارها به «جان بولتون» مشاور امنیت ملی آمریکا به عنوان راس تیم ب یا به زبان ساده «سبیل» اشاره کرده است.

ظریف در ادامه توئیت خود نوشت: ما در ایران واقعا می‌دانیم چندین هزار سال است که می‌دانیم چه فکری کنیم و درباره آمریکا از سال 1953 این را می‌دانیم. در برهه کنونی قطعا این چیز خوبی است. (جزئیات بیشتر)

ظریف در این پیام به کودتای سیا علیه «محمد مصدق» نخست وزیر منتخب مردم ایران در دوران پهلوی اشاره کرده است.

دولت آمریکا معتقد است که ایران در حال حاضر درگیر تحریم‌های ویرانگر بوده و درآمدهای نفتی این کشور به صورت موثری کاهش یافته و به سقوط سیاسی و اقتصادی نزدیک شده است اما ایران موفقیت خود را در توسعه قدرت خود از طریق عراق، سوریه و لبنان استحکام بخشیده است.

ترامپ به تعهدات خود در کارزار انتخاباتی خود عمل کرده و چندین توافق بین‌المللی را لغو کرده و آن چیزی را که توافق‌های بین‌المللی ناعادلانه توصیف می‌کرد ویران کرد و رفتار تضعیف شده آمریکا با اسرائیل و عربستان سعودی را بهبود بخشید.

اما به نظر می‌رسد تمایل و خواسته وی برای عقب نشینی از جنگ‌های پر هزینه و جلوگیری از وارد شدن به جنگ جدید در تضاد با اظهارات تندی است که از سوی وی و معاونانش به خصوص بولتون و پامپئو مطرح می‌شود.

این موضوع به خصوص در مورد ایران چالش‌بر انگیز است. دولت آمریکا هفته پیش یک ناو هواپیما برد و چندین بمب‌افکن را به خلیج فارس اعزام کردند. این اقدام در واکنش به برآورد سازمان‌های اطلاعاتی بود که ایران و متحدان آن در منطقه در حال آماده شدن برای حمله به نیروهای آمریکایی و متحدان آن است.

متحدان اروپایی که با برآوردهای دولت درباره اهداف توسعه طلبانه موافق هستند اما هنوز درباره اقدام ترامپ برای خروج از توافق هسته‌ای هوشمندانه عمل کردند.

یک دیپلمات ارشد اروپایی گفت: من شخصا معتقدم که رئیس جمهور آمریکا خواستار جنگ دیگری نیست اما مشکل این نیست. مشکل این است که اوضاع ممکن است در برخی نقاط بسیار شکننده و بی ثبات باشد که این موضوع اجتناب ناپذیر است.

نمایندگان جمهوری‌خواه معترض هستند که دولت گزارشی به آنها برای توجیه استقرار نیروهای آمریکایی ارائه نداده این در حالی است که دموکرا‌ت‌ها معتقدند که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا ممکن است به اغراق درباره تهدید آمریکا پرداخته تا به توجیه حمله به ایران که مورد حمایت بولتون است بپردازند.

«الیوت انگل» نماینده دموکرات نیویورک روز چهارشنبه در بیانیه‌ای گفت: در حالی که ما تلاش می‌کنیم به احساسی درباره افزایش تنش‌ها در خلیج فارس برسیم، ما نباید فراموش کنیم که 16 سال پیش، آمریکا بر اساس اطلاعات تحریف شده و نادرست وارد جنگ عراق شد. این اتفاق هرگز نباید دوباره اتفاق نیفتد.

مقامات ارشد دولتی روز پنجشنبه در گزارشی به گروه کوچکی از روزنامه نگاران گفتند که هدف دولت آمریکا آغاز جنگ نبوده بلکه بازداشتن ایران از اتخاذ اقدام در پاسخ به تشدید فشار تحریم‌های آمریکا است.

ترامپ ناامیدی خود از بولتون را ابراز داشته و در پیام طنزی گفته بود که اگر وابسته به این فرد بود ما الان همه جا در جنگ بودیم.

ترامپ بارها به مشاوران خود گفته که نمی‌خواهد حتی یک نظامی بیشتر به جایی اعزام کند.

البته وی به بولتون این اجازه را داد که بیانیه کاخ سفید را صادر کرده و اعلام کرد که ناو آمریکایی در مسیر خاورمیانه قرار دارد تا نقش پیشرو در تهدید تهران را ایفا کند.

وی پس از آن همانند کره‌شمالی گفت که رهبران ایران باید با وی تماس بگیرند و ایران و آمریکا می‌توانند به توافقی برسند.

خبرنگاران نیز روز پنجشنبه از ترامپ پرسیدند که آیا دو کشور به سوی جنگ می‌روند، گفت: من امیدوارم که این اتفاق نیفتد.

در حالی که نگرانی‌ها درباره افزایش تنش‌ها با ایران در حال افزایش است، رئیس جمهور به شدت هرگونه اختلاف وی با بولتون را رد کرده و انتشار گزارش‌ها در این باره را ساخته رسانه‌های جعلی توصیف کرد.

ترامپ گفته است: نظرات مختلف ابراز می‌شود و من تصمیم نهایی را اتخاذ می‌کنم. این یک رونده بسیار ساده است.

ترامپ به صورت خصوصی به مقامات کاخ سفید و مشاوران غیررسمی خود هرگونه آشفتگی در خاورمیانه را رد کرده و گفته که هیچ چیز خوبی از درگیر شدن در آنجا عاید آمریکا نمی‌شود.

وی بارها گفته که هدف وی داشتن ارتش قوی و مستحکم بوده که نیاز نباشد هیچ چیزی انجام دهد و فقط حرف زدن از آن باعث ترس شود.

وی در سخنرانی 70 دقیقه‌ای چهارشنبه گذشته که از تلویزیون پخش شد تنها به موضوع چین و مهاجرت پرداخت و هیچ اشاره‌ای به موضوع ایران نداشت.

«پیتر کینگ» نماینده جمهوری‌خواه نیویورک و از متحدان ترامپ معتقد است که درباره ایران طرحی وجود دارد که به نظر می‌رسد گیج‌کننده است.

کینگ اضافه کرد: ترامپ در حال بازی استراتژی پلیس خوب و پلیس بد است و باید ببینیم که آیا این استراتژی کارآمد خواهد بود یا خیر. اما من فکر نمی‌کنم که این روند سرانجام به جنگ منتهی شود.
منبع:فارس

فاز بعدی اجرای معامله قرن چیست؟


فشار بر خاندان پادشاهی اردن برای پذیرش شروط طراحان پروژه معامله قرن از جایی شد که براساس آن، اردن نسبت به تولیتش بر اماکن مقدس بیت المقدس اطمینان سابق را نخواهد داشت.

Image result for ‫معامله قرن‬‎

به گزارش سخن آشنا، بیش از دو سال از ارائه طرحی موسوم به معامله قرن از سوی دولت رژیم آمریکا با هدف پایان دادن به آنچه «اختلاف! رژیم صهیونیستی و فلسطینی‌ها» می‌نامند، می‌گذرد؛ اما کیست نداند مسئله فلسطین نه یک اختلاف که بلکه یک حق تضییع شده است و این مسئله با اشغال سرزمین ملت فلسطین آغاز شده و با «پایان اشغال»، پایان خواهد یافت.

مفاد این طرح هنوز به طور کامل افشا نشده است، اما انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس، اعلام قدس به عنوان پایتخت ابدی رژیم صهیونیستی و مشروعیت بخشی به حضور نظامیان این رژیم در بلندی‌های جولانی بخشی از پازل اجرای معامله قرن محسوب می‌شود.

چندی قبل جارد کوشنر، داماد و مشاور ترامپ نیز اعلام کرد دولت آمریکا بعد از ماه رمضان طرح معامله قرن برای ایجاد سازش میان اسرائیل و طرف‌های فلسطینی را اعلام خواهد کرد.

در همین رابطه حسن هانی‌زاده، کارشناس جهان عرب گفت: «تاکنون اخبار کمی در خصوص برنامه‌های این طرح منتشر شده، اما بیرون راندن فلسطینی‌ها از منطقه قدس شریف، انتقال بخشی از آن‌ها به صحرای سینا با موافقت دولت مصر، تشکیل دولتی با مرکزیت ابودیس و خاتمه دادن به مساله بازگشت آوارگان فلسطینی از کشورهای همجوار به سرزمین خود از اصلی‌ترین مفاد معامله قرن است. این در حالی است که تمام گروه‌های سیاسی و نظامی در کرانه باختری و نوار غزه مانند حماس، جهاد اسلامی، تشکیلات خودگردان و حتی فتح با آن مخالف هستند و در صورت ورود به فاز جدید این پروژه، احتمال وقوع درگیری بزرگی میان آن‌ها با رژیم صهیونیستی وجود دارد.»


ابودیس کجاست؟
در اواخر سال ۲۰۱۷ و پس از آنکه ترامپ اعلام کرد آمریکا قدس شریف را به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی به رسمیت می‌شناسد، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان پیشنهاد داد ابودیس پایتخت فلسطین انتخاب شود. در حالی که طبق مفاد قرارداد اسلو در سال ۱۹۹۳، بخش شرقی قدس به عنوان پایتخت احتمالی دولت آینده فلسطین در نظر گرفته شده و چنین اظهاراتی خلاف توافقات بین المللی و دارای بار حقوقی است.

ابودیس نزدیکترین منطقه به «شهر قدیم» قدس است که در آن برخی از مکان‌های مقدس اسلامی از جمله مسجدالقرآن قرار دارد که توسط بنیاد وقف اسلامی شهر قدس اداره می‌شود. در قرارداد اسلو مقرر شد این شهر محل مجلس قانون گذاری فلسطین باشد، اما نهاد مذکور در سال ۲۰۰۰ کار خود را متوقف کرد و نمایندگان فلسطینی ترجیح دادند تا زمانی که مذاکرات در جریان با رژیم صهیونیستی به نتیجه برسد، در رام الله حضور یابند.

ابودیس تا پیش از آغاز جنگ‌های اعراب با رژیم صهیونیستی در میانه قرن بیستم، یک روستای کوچک با درختان زیتون بود که از شرق به دره شرقی اردن و از جنوب غربی به شهر قدیمی اورشلیم (قدس) مشرف است. به دلیل نبود آمار دقیق، تخمین زده می‌شود این شهر یا به بیان بهتر شهرک فسلطینی نشین ۱۲ هزار و ششصد نفر جمعیت داشته باشد.

ابودیس تا سال ۱۹۸۴ که دانشگاه القدس افتتاح شد و دانشجویان از قدس شریف و دیگر شهرها به آن رفت و آمد می‌کردند، مورد توجه نبود. پس از این بود که بود که ابودیس اهمیت سیاسی پیدا کرد و در روند توافقاتی که منجر به امضا قرارداد اسلو در دهه ۹۰ و سپس اجرای سیاست دیوارکشی در سال ۲۰۰۲ شد، به طور کلی چهره این شهر تغییر کرد. در حال حاضر و با ساخت دیوار میان بیت المقدس و ابودیس، این شهر محصور شده است و فلسطینی‌ها تنها با داشتن کارت آبی امکان دیدار با خانواده و دوستانشان در قدس شرقی را دارند.

براساس توافق موقت اسلو ۲ در سال ۱۹۹۵ سرزمین‌های کرانه باختری به سه قسمت تقسیم شد: سرزمین‌های گروه A؛ که تحت کنترل امنیتی و سیاسی کامل فلسطین است. سرزمین‌های گروه B. تحت کنترل مشترک تشکیلات فلسطین و اسرئیل و سرزمین‌های گروه C. هم در اداره کامل سیاسی و امنیتی اسرائیل قرار دارد. حدود ۳.۵ کیلومتر یا ۱۴.۸ درصد از شهر ابودیس در گروه B. است.

طبق اطلاعاتی که تاکنون از پروژه معامله قرن منتشر شده، فلسطین شامل سرزمین‌های گروه A، B؛ و بخشی از گروه C. خواهد بود که اجازه داشتن هیچگونه تجهیزات نظامی سنگین ندارد و رژیم صهیونیستی مسئول تامین امنیت این منطقه خواهد بود.


فاز بعدی اجرای معامله قرن چیست؟
سید هادی افقهی کارشناس مسائل جهان اسلام در این خصوص گفت: «پیش بینی گام بعدی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای پیشبردن این طرح سخت است و اظهارات کوشنر می‌تواند اقدامی در جهت سنجش واکنش جمهوری اسلامی ایران، اروپا و سازمان ملل نیز باشد. تا پیش از این طرح‌های مربوط به فلسطین در قالب کنفرانس مادرید، اسلو و با نظارت مستقیم سازمان ملل مطرح می‌شد، اما جایگاه حقوقی و قانونی پروژه مذکور مشخص نیست. انتقال سفارت به قدس و تعیین آن به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی برخلاف ۷۰ قطعنامه مجمع عمومی و شورای امنیت صورت گرفت.»
وی تصریح کرد: «با این حال به نظر می‌رسد کوچ دادن فلسطینی‌های ساکن غزه به خارج از سرزمین‌های اشغالی با ترغیب و نه با ابزار زور و جنگ یکی از برنامه‌های احتمالی باشد. براین اساس دو ساخت شهرک صنعتی یکی در صحرای سینا و دیگری در عربستان در دستور کار است تا با وعده حقوق و شغل جوانان فلسطینی را از سرزمین شان بیرون کنند. گام دیگر جلوگیری از بازگشت آوارگان فلسطینی است.»

افقهی افزود: «برای تحقق این مساله با پادشاهی اردن و تشکیلات خودگردان رایزنی‌هایی شده است. مجریان معامله قرن با فشار بر محمود عباس او را در دو راهی پذیرش فروش قدس و از دست دادن پستش قرار داده اند. احتمال کنار زدن عباس به دلیل مخالفت با قبول ابودیس به عنوان پایتخت، می‌تواند جامعه فلسطین را که در حال حاضر دو تکه است، چهل تکه کند. از سویی، از اردن نیز خواسته شده به فلسطینی‌های ساکن این کشور شناسنامه اردنی داده شود تا از قالب مهاجر خارج و به عنوان شهروند اردنی در آنجا زندگی کنند.»

فشار بر خاندان پادشاهی اردن برای پذیرش شروط طراحان پروژه معامله قرن از جایی شد که براساس آن، اردن نسبت به تولیتش بر اماکن مقدس بیت المقدس اطمینان سابق را نخواهد داشت. اهمیت این مقام برای خاندان ملک عبدالله بسیار قابل توجه است، زیرا بخشی از مشروعیت آن‌ها به بحث تولیت اماکن مقدس بیت المقدس برمی‌گردد؛ لذا گمان می‌رود نتانیاهو در ازای کسب همراهی این کشور در مساله پذیرش قدس شریف به عنوان پایتخت اسرائیل، مانع تغییر در تولیت اردن خواهد شد و نخستین دیدار علنی بنیامین نتانیاهو و ملک عبدالله در اواسط سال ۲۰۱۸ از سال ۲۰۱۴، در این راستا صورت گرفت.

افقهی همچنین فشار آمریکا برای قطع کمک‌های اروپا و سازمان ملل به مردم فلسطین را از دیگر احتمالات پیشرو برای گام جدید اجرای معامله قرن دانست.

علاوه بر این مسائل می‌توان به بحث افزایش شمار کشورهایی که تصمیم خواهند گرفت تا مقر سفارت خود را از تل‌آویو به قدس شریف منتقل کنند، اشاره کرد. نقش ارائه کمک‌های مالی و حمایت سیاسی در این مقوله برای برخی کشورهای درگیر مشکلات داخلی و دولت‌های دیکتاتور مادام العمر از اهمیت زیادی برخوردار است. پیگیری عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای عرب و آغاز روند ازسرگیری روابط رسمی با این رژیم نیز از دیگر موارد قابل پشی بینی است.

پیش از این نتانیاهو در سفری رسمی به عمان رفت؛ همچنین وزرای فرهنگ و ورزش کابینه نتانیاهو از ابوظبی و دوحه دیدار کردند. این اقدامات در جهت توسعه مناسبات رسمی تل‌آویو با پایتخت‌های کشورهای عربی قابل تحلیل و ارزیابی است که می‌تواند بیشتر شود.


موانع پیشرو اجرای معامله قرن
پروژه مذکور که ماحصل اتاق فکر دولت ترامپ، لابی‌های صهیونیستی و آیپاک است، هیچ تطابقی با ساختار تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی و جمعیتی منطقه غرب آسیا ندارد. ضمن آنکه از وجه و اعتبار بین‌المللی و قانونی نیز برخودار نیست.

در این شرایط مهمترین عامل جلوگیری از تحقق آن، مردم داخل فلسطین هستند که در ۶۰ هفته گذشته به طور مستمر با برگزاری «تظاهرات بازگشت» بر حق خود برای بازگشت آوراگان فسلطینی به سرزمینشان تاکید دارند. این در حالی است که یکی از مفاد اصلی معامله قرن، پایان دادن به مساله برگشت آوارگان است. براین اساس مقابله با مردمی که حاضر هستند هر هفته برای رسیدن به آرمان خود شهید و مجروح دهند، کاری بسیار دشوار و حتی نشدنی است.

عامل دیگر تداوم قدرت محور مقاومت است. در این متغیر، نقش جمهوری اسلامی ایران پررنگ است و از این رو آمریکا درنظر دارد با تحمیل فشارهای اقتصادی مانع ارائه کمک‌های مختلف ایران به مردم نوار غزه و به طور کلی محور مقاومت شود. دولت سوریه و حزب الله لبنان نیز از دیگر ارکان این محور هستند که شکست سیاست واشنگتن و تل‌آویو برای حذف آن‌ها از صحنه میدانی سیاست در هشت سال گذشته، به وضوح قابل مشاهده است.

عامل سوم هم به ظرفیت جامعه جهانی به ویژه مجمع عمومی سازمان ملل برمی‌گردد. جایی که تمام کشورها با هر توان سیاسی، اقتصادی و نظامی فقط از یک حق رای برخودار هستند و می‌توانند همچون گذشته با تصویب قطعنامه‌هایی نسبت به سلب حاکمیت مردم فلسطین بر سرزمین‌شان واکنش نشان دهند.
منبع: میزان

ترامپ و بولتون؛ چالش‌های رئیس خودرأی و مشاور سرکش



ترامپ بدنبال محاسبات سود و زیان و منافع مادی است و جنگ را به دلیل تحمیل هزینه‌های بیشتر بر آمریکا نمی‌پسندد و همین موضوع مهمترین زمینه اختلافات رئیس جمهور آمریکا با مشاور امنیت ملی کاخ سفید است

ترامپ و بولتون؛ چالش‌های رئیس خودرأی و مشاور سرکش

سخن آشنا- دولت ترامپ فقط کمی بیش از دو سال از آغاز کارش در کاخ سفید سپری شده، اما در همین مدت زمان کوتاه رکورددار بیشترین تعداد استعفاها در داخل یک دولت در تاریخ آمریکا شده است.

این استعفاها در بیشتر موارد مرتبط با اختلافاتی بوده است که اعضای دولت ترامپ با او داشته‌اند و از وزیرخارجه تا معاونان ارشد برخی وزارت‌خانه‌ها در فهرست بلندبالای مقامات مستعفی دولت ترامپ قرار دارند.

به تازگی نیز برخی منابع از وجود اختلافات گسترده جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ با شخص رئیس جمهور و احتمال اخراج بولتون از کاخ سفید خبر داده‌اند.

در این ارتباط نیز مجله نشنال اینترست آمریکا در گزارشی با استناد به منابعی در کاخ سفید از خواسته دونالد ترامپ برای اخراج جان بولتون از دولتش خبر داده است. این خبر اما واکنش ترامپ را به همراه داشت و یک روز بعد ترامپ در حساب توئیتری خود ضمن تکذیب اختلافات داخلی در کاخ سفید بر سر مسائل سیاست خارجی، تاکید کرد که تصمیم نهایی را از جمله در مورد ایران خود او می‌گیرد، نه دیگر اعضای کابینه.

اما حتی این توئیت ترامپ هم برای عادی جلوه دادن اوضاع در کاخ سفید کافی نبود و پس از اظهارات ترامپ، این بار نوبت نیویورک تایمز بود که با استناد به منابع خود وجود اختلافات ترامپ با مشاور امنیت ملی خود، بولتون را باردیگر مورد توجه قرار دهد. به گفته این رسانه آمریکایی، در حالیکه ترامپ خواهان اجتناب از درگیری نظامی با ایران است، جان بولتون از رویکرد رئیس جمهوری ایالات متحده در این موضوع ناخرسند است.

اما حقیقت آن که ایران تنها بخشی از موضوعات مورد اختلاف رئیس جمهور آمریکا با مشاور امنیت‌ ملی‌اش است، مشاوری که از قضا سومین فرد در این مقام در دوره دو سال و نیمه ریاست جمهوری ترامپ است، اما به نظر می‌رسد او نیز چندان موقعیت مستحکم و با ثباتی در کابینه ترامپ ندارد و با رئیس جمهور در موضوعات متعددی دارای اختلاف نظر می‌باشد:

ایران: اوج اختلافات ترامپ و بولتون آن‌جا برجسته شد که نشست شورای مشاوران عالی امنیت ملی کاخ سفید به ریاست جان بولتون، اعزام 120 هزار نیروی نظامی به خلیج فارس را مورد تائید قرار داد، اما یک روز بعد ترامپ تائید این خبر را رد کرد و حتی اصل خبر را جعلی خواند. منابع آمریکایی معتقدند حتی طرح اعزام ناوهای آمریکایی و برخی جنگنده‌ها به منطقه نیز با اصرار بولتون انجام گرفته و ترامپ چندان بدنبال به راه انداختن جنگ جدید در منطقه نیست، هرچند مشاورش از این موضوع ابایی ندارد و همین موضوع اختلافات دو طرف را طی چند هفته گذشته همزمان با تمرکز بر مسائل ایران تشدید کرده است.

کره شمالی: اما اقدام بولتون در تشدید تنش با ایران تنها یکی از دلایلی است که به افزایش اختلاف نظرهای او با ترامپ منجر شده است. موضع جنگ‌طلبانه بولتون نسبت به کره شمالی، به عنوان کشوری که ترامپ درصدد تقویت روابط دیپلماتیک با آن به دلایل منافع اقتصادی بکر می‌باشد نیز از دیگر موارد مورد اختلاف رئیس جمهور آمریکا و مشاور امنیت ملی کاخ سفید است. بولتون سال گذشته در کوران فضای مثبت پس از اولین دیدار اون و ترامپ در سنگاپور از مدل لیبی برای خلع سلاح کره شمالی نام برد که با واکنش بسیار منفی پیونگ یانگ روبه رو گردید.

ونزوئلا: در مورد ونزوئلا نیز وضعیت مشابهی برقرار است و در حالی که دولت آمریکا از کودتا در آن حمایت کرده اما نمی‌خواهد متعهد به مداخله نظامی در آن شود، اما بولتون آشکارا با اعزام نیروهای نیابتی پشت مرزهای ونزوئلا و از طریق کلمبیا و همچنین اعزام بالگرد‌هایی در اطراف ونزوئلا، زنگ آغاز جنگ را در آمریکایی جنوبی به صدا در می‌آورد و حتی دو هفته پیش از آمادگی برای ورود نظامیان آمریکایی به ونزوئلا خبر داد. از سوی دیگر تا کنون همه سناریوهای مورد نظر شورای امنیت ملی کاخ سفید در مورد ونزوئلا به بن بست رسیده و نه افزایش تحریم‌ها و نه در آخرین اقدام یک شبه کودتا نتوانسته ورق را در تحولات ونزوئلا به نفع آمریکا برگرداند و این شرایط چندان مورد قبول ترامپ نیست. به عبارت دیگر ترامپ، مشاور امنیت ملی خود را مسئول شکست سناریوها و بن بست فعلی واشنگتن در ونزوئلا می‌داند.

مسئله موازنه هسته‌ای با روسیه: طرح خروج آمریکا از پیمان موشکی میان‌برد که توافقی دو جانبه میان واشنگتن و مسکو طی چند دهه گذشته بوده است، نخستین بار از سوی جان بولتون مطرح شد و پس از چند بار هشدار، آمریکا در نهایت طی چند ماه گذشته خروج مشروط و در واقع تعلیق این توافق را اعلام کرد. سناریوی مورد نظر شورای امنیت ملی کاخ سفید درباره این طرح اعلام خروج از توافق دوجانبه هسته‌ای با روسیه و انعقاد توافق جدید و جامع تر با روسیه به همراه مشارکت دادن چین بود. به گونه‌ای که واشنگتن توازن هسته‌ای مورد نظر خود را نه تنها در رابطه با توان هسته‌ای روسیه، بلکه در مقابل چین نیز به دست آورد. این اهداف اما تا کنون هیچ گاه محقق نشده‌اند و نه تنها روسیه از پذیرش و امضای توافق جدید هسته‌ای با شروط مورد نظر آمریکا مخالفت کرده، بلکه چین نیز گفته است دلیلی برای پیوستن به این توافق را نخواهد داشت. براین اساس اگرچه در حال حاضر واشنگتن حضور خود را در توافق هسته‌ای دوجانبه میانبرد با روسیه تعلیق کرده است، اما مشخص نیست با وجود مخالفت و سرسختی روسیه و عدم پیوستن چین به توافق جدیدی که آمریکا در نظر دارد، گام بعدی واشنگتن چه خواهد بود، گامی که تا کنون در بن بست مانده است.

 

زمینه اختلافات جان بولتون با ترامپ در چیست؟

نه ترامپ و نه بولتون، هیچکدام دارای تحصیلات مرتبط با مسائل استراتژیک نیستند، با این تفاوت که ترامپ دارای مشی تاجرمسلکی و سود بازاری در صحنه روابط بین‌الملل است، اما در مقابل بولتون با تحصیلات حقوقی بدون دارا بودن تخصص مرتبط با مسائل استراتژیک به واسطه نزدیکی به گروه‌های به شدت جنگ طلب آمریکایی بدنبال وارد کردن آمریکا به جنگی جدید است. این موضوع را یک بار نیز ترامپ مورد اشاره قرار داده و گفته بود اگر مانع جان بولتون نمی‌شد، آمریکا تا کنون وارد جنگ جدیدی شده بود.

در واقع ترامپ بدنبال محاسبات سود و زیان و منافع مادی است و جنگ را به دلیل تحمیل هزینه‌های بیشتر بر آمریکا نمی‌پسندد، همان گونه که از جنگ افغانستان و عراق بسیار گلایه مند و بارها بدنبال خروج و یا حداقل کاهش تعداد نظامیان آمریکایی در این دو کشور بدلیل هزینه‌های اقتصادی بوده است و همین موضوع مهمترین زمینه اختلافات رئیس جمهور آمریکا با مشاور امنیت ملی کاخ سفید است.

از سوی دیگر به نظر می‌رسد ادامه حضور جان بولتون در کابینه ترامپ و امکان تشدید درگیری‌های واشنگتن در آمریکایی جنوبی و یا در خلیج فارس، امتیازی منفی برای ترامپ در جریان انتخابات ریاست جمهوری آتی آمریکا است و ترامپ نیز با توجه به همین موضوع و امکان ریزش آرای خود، برخلاف مشاور امنیت ملی‌اش، علاقه‌ای به ورود به یک جنگ نظامی جدید را ندارد. از همین رو نیز شاید رئیس جمهور آمریکا حال در فرصتی مناسب به دنبال جدا کردن مشاور امنیت ملی جنگ طلب خود است تا شانس پیروزی‌اش در انتخابات بعدی ریاست جمهوری آمریکا کاهش نیابد. براین اساس می‌توان انتظار داشت که جان بولتون طی ماه‌های آتی و حداقل تا پیش از نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری 2020 آمریکا از کابینه ترامپ جدا شود، هرچند این جدایی ممکن است برای ترامپ چندان هم به آسانی و بدون چالش صورت نگیرد.
منبع:الوقت

ضرورت کارزاری عمومی علیه یک خودکامه خطرناک


استیضاح ترامپ بدیلی برای مبارزات انتخاباتی کارآمد برای سال 2020 نیست. استیضاح شیوه ای مشروع و به طور بالقوه قدرتمند است تا از طریق آن یک «اعلام خطر به هنگام و پایدار برای نجات دمکراسی» در تمام وجوه سازماندهی شود.

ضرورت کارزاری  عمومی علیه یک خودکامه خطرناک
سخن آشنا- گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس در مطلبی از جفری ایساک نوشت:

مباحث پیرامون استیضاح ترامپ ادامه دارد، باید هم داشته باشد.
چند روز پیش من به موضوع استیضاح پرداختم. استدلال من اخلاقی یا حقوقی نبود، سیاسی بود: به این معنا که استیضاح روندی مشروع و مبتنی بر قانون اساسی است که باید دنبال شود نه تنها به دلیل برکنار کردن ترامپ از ریاست جمهوری – جمهوریخواهان سنا قطعا مانع از انجام این کار خواهند شد – بلکه به این دلیل که با توجه به آمادگی افکار عمومی در نتیجه انتشار تحقیقات مولر، این کار ضرورت دارد و فرصت نویدبخشی را برای به راه انداختن یک گفتمان سیاسی علیه ترامپ در سطح اجتماع به دست می دهد.
روز سه شنبه کاترینا هیول در واشنگتن پست مورد هوشمندانه ای را مطرح کرد و نوشت: «کنگره باید مانع ترامپ در انجام اقداماتی شود که تخلف از قوانین به شمار می رود و وهن وظایف اساسی و شان ریاست جمهوری است. سپس دمکرات ها باید با خردمندی دست به کار شوند و بر این تمرکز کنند که چگونه ترامپ در حال خیانت کردن به همان رای دهندگانی است که او را به ریاست جمهوری رساندند و با کنار زدن او از قدرت در انتخابات سال 2020 بر حاکمیت سوء او مهر پایان بگذارند.»
وندن هیول با اشاره مکرر بر موضع محتاطانه اتخاذ شده توسط نانسی پلوسی، چند دلیل را در حمایت از این استدلال ارائه می کند. یکی به این دلیل که استیضاح روند پر چالشی است و به خصوص با توجه به امتناع گزارش مولر از طرح اتهامات کیفری علیه ترامپ، این گزارش شوربختانه کشوری را که هم اکنون نیز دوقطبی است به سمت قطب بندی بیشتری می کشاند. دلیل دوم این است که حمایت جمهوریخواهان برای توفیق هر استیضاحی ضروری است.» و سوم این که تمرکز بر استیضاح مستلزم تمرکزی مداوم بر چیزی است که اکنون راشاگیت نامیده می شود. به مدت بیش از دو سال صداهای لیبرال بسیار و سیاستمداران دمکرات بسیاری تقریبا منحصرا بر انتخابات گذشته و دخالت روسیه تمرکز کرده اند...این تمرکز معمولا واقعیت حاکمیت سوء ترامپ را به سایه رانده است: اینکه او میزبان یک ضیافت تاراجگران در واشنگتن بوده و دولت را به منافع سنگربندی شده کسانی تبدیل کرده که حتی بیش از پیش در قوانین بر علیه طبقات مزدبگیر دستکاری کرده اند، در حالی که بازهای ترامپ از ترس های نژادی و ملی گرایانه برای منحرف کردن حواس همین طبقات از تاراجی که درجریان است سود می جویند. و همانطور که وندن هیول می گوید این مشخصه های حاکمیت سوء ترامپ است که اکنون دمکرات ها باید بر آن تمرکز کنند نه استیضاح.

گزارش مولر دقیقا به دلیل مدارکی که ارائه می کند اهمیت دارد، مدارکی با آن جزئیات دردناکشان که برخی از شیوه های خصومت ورزی ترامپ با مختصات محوری دمکراسی را نشان می دهند: مختصاتی چون انتخابات عادلانه، حاکمیت قانون، صداقت عمومی، خدمت به جامعه، معقولانه بودن در منظر جامعه. اعمال غیراخلاقی در مبارزات انتخاباتی و کارشکنی درروند اجرای عدالت که توسط مولر مستند شده اند، بدترین چیزهای مربوط به ترامپیسم نیستند. اما برخی از ویژگی های نامطلوب مربوط به ترامپیسم هستند که ترامپ را در مظان قانون اساسی قرار می دهد، چیزی که گزارش مولر روشن می کند، حتی با اینکه از صدور کیفرخواست خودداری می کند. و استیضاح روندی کاملا مشروع و مبتنی بر قانون اساسی برای پاسخگو کردن روسای جمهوری فاسد یا خطرناک به دلیل رفتار متخلفانه آنهاست.
وندل هیول درست می گوید که «حمایت جمهوریخواهان برای توفیق هر استیضاحی ضرورت دارد»، فقط با این فرق که اگر منظور ما از توفیق برکنار کردن او از جایگاه خود از طریق روش های غیر انتخاباتی باشد. اما از یک نظر سیاسی وسیع تر، استیضاح می تواند دقیقا با همان افشای کوتاهی ها و دروغ ها و فسادهای ترامپ در منظر جامعه، همچنین با افشای کارشکنی شرم آور حزب جمهوریخواه در «جرایم و تخلفات بزرگ » موفق باشد؛ اگر رهبری حزب دمکرات بتواند با دقت این کار را هماهنگ کند و یک راهبرد رسانه ای زیرکانه را برای افشای همین لطمات حتمی و فراوان ترامپ به دمکراسی بر خلاف قانون اساسی، طراحی کند و به اجرا بگذارد.
این است دلیل دنبال کردن مسئله استیضاح؛ نه دنبال کردن هدف غیر ممکن برکنار کردن پیش از موعد ترامپ از ریاست جمهوری، بلکه به نمایش گذاشتن تعهدات و نقض قوانین حتمی ترامپ و برخورداری از امتیاز روند مصرح در قانون اساسی برای مطرح کردن پرسش های گسترده تر در مورد انصاف، عدالت، برابری مدنی و دمکراسی. با این کار محور قرار گرفتن قانون اساسی جدی گرفته می شود و یک کارزار عمومی کاملا مشروع علیه یک خودکامه خطرناک آغاز می شود. دقیقا همانطور که نظرسنجی های مربوط به انتخابات سال 2020 نشان می دهند، این کار می تواند در خدمت شکست دادن راحت تر قرار گیرد.
و به همین دلیل است که سندرز و وندن هیول اشتباه می کنند که دائم می گویند «ترامپ، ترامپ ترامپ، مولر، مولر، مولر» و «استیضاح» به عنوان یک عامل انحراف حواس از یک بدیل برای سخن گفتن از جنسیت گرایی، نژادپرستی، خارجی هراسی، مراقبت های درمانی، دستمزدها و غیره و غیره. چرا که نمی توان این مباحث را بدیل نامید. آنها همگی ابعاد کاملا متفاوتی از یک واقعیت هستند: به روشنی معلوم است که دولت ترامپ و حزب جمهوریخواه ترامپیست خطراتی را متوجه ارزش های دمکراتیک می کنند. چرا دمکرات های زیرک نمی توانند این مباحث را با یک روایت مشترک گره بزنند؟ اگر ما بتوانیم این کار را با یک «برنامه اصلاحات جدید سبز» انجام دهیم – که می توانیم- در این صورت چرا نباید بتوانیم همین کار را برای ترامپ انجام دهیم؟ چرا دمکرات ها نمی توانند بگویند: «ترامپ برای دمکراسی یک خطر است و به همین دلیل است که ما باید او را به استیضاح بکشانیم و تخلفات قابل استیضاحی که او مرتکب شده به تعداد بیشتر و دیگری از اعمال ذاتا مخرب مرتبط هستند و ما با برقرار کردن این ارتباط ها، مسئله را در پیشگاه مردم آمریکا مطرح می کنیم و وقتی ترامپ کارشکنی می کند و جمهوریخواهان کنگره مخالفت می کنند، ما ماهیت آنها را افشا می کنیم: تمامیت گرایان فاسدی که باید رای به برکناری آنها از سمت هایشان داده شود.»
کمیته قضایی مجلس نمایندگان می تواند یک تحقیق و تفحص پیرامون استیضاح را آغاز کند و همزمان دمکرات های کنگره نیز می توانند دردیگر کمیته ها و حتی در صحن کنگره به بحث پیرامون مسائل دیگر ادامه دهند. اما این هیچ شباهتی به یک قانونگذاری جدی دیگر ندارد که دمکرات های مجلس از آن پشتیبانی کرده اند و برای به تصویب رسیدن آن در یک کنگره جمهوریخواه و در نهایت امضای آن از سوی ترامپ برای تبدیل شدن به قانون شانسی ندارد. تا پیش از شکست ترامپ در سال 2020 هیچ دستورکار قانونگذاری واقعی نمی تواند وجود داشته باشد. و به این ترتیب است که هم اکنون تمام وقت کنگره در واقع حول محور ژست گرفتن و آزمودن ایده ها به جای قانونگذاری به معنای واقعی صرف می شود.
به همین شکل سندرز و بقیه همگی – از جمله وارن که شجاعانه سخن از استیضاح گفته است- می توانند به کارزار خود در سراسر کشور و مطرح کردن تمام مسائلی که دوست دارند ادامه دهند.
چرا نامزدهای دمکرات نتوانند این کار را انجام دهند و همزمان این را نیز بگویند که از طرح تحقیق استیضاح در مجلس حمایت می کنند؟
هیچ کس از سندرز انتظار ندارد که بگوید «ترامپ، ترامپ، ترامپ، مولر، مولر، مولر» و همین و بس. اما چنین انتظاری از سندرز و از تمام دمکرات هایی که در مورد دمکراسی جدی هستند بسیار امکان پذیر است که بگویند: «فکر می کنم که ترامپ به طرق مختلف در حال آسیب زدن به کشور است و در حالی که من از طرح های «مبارزه برای 15 دلار» و «مراقبت های درمانی همگانی» و «برنامه اصلاحات جدید سبز» حمایت می کنم، از استیضاح ترامپ نیز حمایت می کنم و از تمام این چیزها به یک دلیل حمایت می کنم: چون به برابری در پیشگاه قانون و طی رویه های حقوقی و برابری مدنی معتقدم، چون به انتخابات آزاد و منصفانه مبتنی بر مباحث عمومی واقعی و رقابت سیاسی باور دارم. به عبارت دیگر چون به دمکراسی اعتقاد دارم.»
به طور خلاصه استیضاح بدیلی برای مبارزات انتخاباتی کارآمد برای سال 2020 نیست. استیضاح شیوه ای مشروع و به طور بالقوه قدرتمند است تا از طریق آن دمکرات ها یک «اعلام خطر به هنگام و پایدار برای نجات دمکراسی» را در تمام وجوه آن سازماندهی کنند. چنین کارزاری برای دمکراسی یک عامل انحراف توجهات از نگرانی برای انتخابات های سال 2020 نیست. این یک راه و احتمالا بهترین راه برای این است که دمکرات ها تا حمایت عمومی و قدرت سیاسی را کسب کنند تا به این ترتیب بتوانند برنده انتخابات سال 2020 باشند.
نویسنده: جفری ایساک (Jeffrey C. Isaac) استاد علوم سیاسی دردانشگاه ایندیانا
منبع: yon.ir/yCI0k

 

منبع:فارس

حباب جنگ‌طلبی آمریکا ترکید



رئیس‌جمهور امریکا در پاسخ به سؤالی درباره احتمال جنگ با ایران، یک بار دیگر گفت که امیدوار است بین امریکا و ایران جنگی رخ ندهد.

به گزارش سخن آشنا، دونالد ترامپ همچنین در یک پیام توئیتری گفته همه دیدگاه‌ها و سیاست‌های اطرافیان را دریافت کرده و به این جمع‌بندی رسیده که ایرانی‌ها خواهان مذاکره هستند؛ توئیتی که محمدجواد ظریف بلافاصله به آن واکنش نشان داد و گفت: «نمی‌دانم رئیس‌جمهور ترامپ از کجا این‌قدر مطمئن است، اما این مسئله کاملاً اشتباه است.»‌منابع اطلاعاتی امریکا به وال‌استریت‌ژورنال گفته‌اند آرایش نظامی ایران که امریکایی‌ها از آن صحبت می‌کنند، بیشتر ناشی از تحرکات نظامی خود امریکا است که باعث شده ایران آرایش نظامی در پیش بگیرد.


به گزارش جوان، ارزیابی جامعه اطلاعاتی امریکا این است که برخلاف مواضع جان بولتون، مشاور امنیت ملی و سایر مقام‌های دولت ترامپ، تهران برای حمله به منافع امریکا در منطقه آماده نمی‌شود. روز ششم ماه مه ۲۰۱۹ (۱۲ روز پیش) بود که جان بولتون با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که در واکنش به «تحرکات و رفتارهای نگران‌کننده ایران»، ناوگروه آبراهام لینکلن به خلیج فارس اعزام شده است، اما حالا منابع امریکایی می‌گویند که جامعه اطلاعاتی امریکا به این نتیجه رسیده که آنچه دولت ترامپ در ارزیابی از فعالیت‌های جدید و تهدیدزای ایران می‌گوید، در واقع پاسخ به اقدامات تهاجمی بیش از دو ماه اخیر دولت (امریکا) است.

وال استریت‌ژورنال دیروز از قول منابع اطلاعاتی امریکا نوشت: «داده‌های اطلاعاتی که دولت امریکا جمع‌آوری کرده نشان می‌دهد مقام‌های ایرانی به این اعتقاد رسیده‌اند که امریکا در حال طراحی حمله به آن‌ها بوده و همین باعث شده تهران برای ضربه متقابل آماده شود.» ظاهراً دولت ترامپ این آمادگی ایران را، آمادگی برای ضربه نخست به خود تعبیر کرده در حالی که آمادگی ایران اساساً یک آمادگی تدافعی بوده است. دیلی‌بست هم در یک ارزیابی مشابه از قول منابع اطلاعاتی نوشته است: «ارزیابی مقام‌های اطلاعاتی امریکا این است که تحرکات تهاجمی ایران در واقع پاسخی به اقدامات خود دولت امریکا بوده است.»

جیم هایمز، نماینده دموکرات کنگره امریکا به دیلی‌بست گفته که بر اساس داده‌های اطلاعاتی به نظر می‌رسد «بخش مهمی از فعالیت‌هایی که ایرانی‌ها در حال انجام آن هستند، در پاسخ به گارد بسیار تهاجمی خود ما بوده است.» در این باره، سه مقام امریکایی گفته‌اند که چندین نهاد اطلاعاتی امریکا معتقدند که گام‌های تهاجمی دولت ترامپ طی چند ماه گذشته از جمله تحریم‌های جدید و تلاش برای منزوی کردن ایران و همچنین تصمیم برای محسوب کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک سازمان تروریستی، باعث شکل‌گیری این ارزیابی در تهران شده که امریکا به دنبال حمله به ایران است. نکته قابل توجه اینکه حتی نهادهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی هم که یکی از منابع اطلاعاتی مورد اتکای دولت ترامپ هستند، معتقد نیستند که «تهدید فوری حمله از سوی ایران وجود دارد.»


برآیند همه دیدگاه‌هایی که ترامپ جمع‌آوری کرد

هرچند این ارزیابی‌های اطلاعاتی هنوز به طور رسمی منتشر نشده و احتمالاً نیز در آینده قابل‌پیش‌بینی منتشر نشود، ولی بازتاب آن‌ها را می‌توان در اظهارات و مواضع دولت امریکا و اطرافیان ترامپ ملاحظه کرد. برخی مقام‌های امریکایی به وال استریت ژورنال گفته‌اند که ترامپ به مشاوران ارشد خود از جمله پاتریک شاناهان، سرپرست وزارت دفاع گفته که خواهان درگیری نظامی با ایران نیست؛ موضوعی که به نوشته وال‌استریت‌ژورنال می‌تواند حاکی از کاهش تنش‌های اخیر با تهران باشد. خود ترامپ نیز روز پنج شنبه ضمن اظهار نظر رسمی «امیدوارم (جنگ) نشود» در یک توئیت، نوشت که ارزیابی‌های متفاوتی را دریافت کرده و بیشتر معتقد است با مذاکره می‌شود نه جنگ: «گزینه‌های مختلفی ابراز می‌شوند و من تصمیم قطعی و نهایی را می‌گیرم، که البته پروسه‌ای خیلی ساده دارد. همه طرف‌ها، دیدگاه‌ها و سیاست‌ها جمع‌آوری شده‌اند. من مطمئن هستم که ایران خواستار مذاکره خواهد شد.»

او دیروز هم در یک توئیت جداگانه، بحث‌های جنگی رسانه‌های امریکایی را «جعلی و با پوشش نادرست و متقلبانه» خواندکه به امریکا آسیب می‌زند. البته اظهارنظر ترامپ درباره تمایل ایران به مذاکره را، محمدجواد ظریف وزیر خارجه بلافاصله جواب داد و در اظهارنظری در ژاپن گفت: «نمی‌دانم رئیس‌جمهور ترامپ از کجا اینقدر مطمئن است، اما این مسئله کاملاً اشتباه است.»‌

ظریف، که با شینزو آبه نخست‌وزیر ژاپن دیدار کرده است، همچنین واشنگتن را به «تشدید غیرقابل قبول تنش‌ها» متهم کرده و گفته که «تهران حداکثر خویشتنداری را نشان داده است.» ظریف که چندی پیش گفته بود امکان مبادله زندانیان ایرانی و امریکایی وجود دارد در مصاحبه با خبرگزاری کیودو گفته است که «دیگر چنین امکانی روی میز نیست، زیرا ایالات متحده پیش‌شرط‌های نامشخص را تعیین کرده است». او گفته است: «امریکا در شرایطی نیست که برای ایران پیش‌شرط تعیین کند.»


رقص ژئوپلتیک

پایگاه خبری مؤسسه نیروی دریایی امریکا گزارش کرده که امریکا در شرایط متشنج شدن اوضاع در اطراف ایران دست‌کم هفت ناو جنگی را به جلوداری ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن در خلیج فارس و در نزدیکی آن مستقر کرده است. با همه اینها، موضع‌گیری‌ها علیه ماجراجویی احتمالی دولت ترامپ روندی تصاعدی به خود گرفته است. «نانسی پلوسی» رئیس دموکرات مجلس نمایندگان امریکا روز پنج شنبه ضمن هشدار درباره اقدام نظامی امریکا علیه ایران بدون موافقت کنگره گفت: «مسئولیت (چنین اقدامی) بنابر قانون‌اساسی بر عهده کنگره است که اعلان جنگ بدهد؛ بنابراین مشاوران رئیس‌جمهور این اختیار را ندارند که به سمت هیچ جنگی بروند.»

پلوسی در این مورد گفت: «من خوشحالم که از رئیس‌جمهور شنیدم که هیچ تمایلی به این اقدام ندارد، اگرچه برخی هواداران او اقدامات تهدیدآمیزی صورت می‌دهند.» روزنامه «یواس‌ای تودی» هم در تحلیلی نوشت که درباره نقش مشاور امنیت ملی کاخ سفید در سیاست‌های رئیس‌جمهور امریکا علیه ایران غلو شده است. «مارک دوبوویتز»، مدیر عامل لابی ضدایرانی «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» گفته در یک «رقص ژئوپلتیک» که با هدف ارسال پیامی سرسختانه به ایران طراحی شده، جان بولتون صرفاً در حال ایفای نقش خودش است. وی گفت: «اگر شما یک ستیزه‌جوی تمام عیار می‌خواهید بولتون از بسیاری جهات، اصل همان چیزی است که دنبالش می‌گردید. این کار (به خدمت گرفتن بولتون) از منظر عملیات روانی مفید است.»
منبع:مشرق