پر بازدیدترین مطالب

رویترز؛ اتاق جنگ روانی تحریم


خبرگزاری رویترز حدودا روزی ۵۰خبر دروغ در مورد اقتصاد ایران تولید می‌کند. یک گروه مشخص توسط یک کشور همسایه مورد حمایت مالی قرار گرفته‌اند و این گروه وظیفه دارد این اخبار را پخش و به‌نحوی مطرح کند که همه دنیا دارند از ایران خارج می‌شوند.

رویترز؛ اتاق جنگ روانی تحریم

به گزارش سخن آشنا، اگر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا را مهم‌ترین شخصیت در تصمیم خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم‌ علیه ایران در نظر بگیریم، خبرگزاری انگلیسی رویترز، در این پازل اصلی‌ترین بازیگر در القای اثرپذیری تحریم‌های آمریکا علیه ایران بوده است. به نظر می‌رسد قرارداد نانوشته‌ای بین دوطرف درباره تحریم‌های ایران با محوریت کاهش صادرات نفت ایران صورت گرفته است. از اردیبهشت سال گذشته و پس از اینکه ترامپ آمریکا را از برجام خارج کرد و به خریداران نفت ایران حداکثر 6 ماه برای پایان دادن به خرید نفت از ایران فرصت داد، خبرگزاری رویترز کمتر روزی بوده که درباره صادرات نفت حداقل یک خبر منتشر نکند. این خبرگزاری در یک‌سال گذشته به‌طور ویژه تلاش کرده تا با تولید اخبار، به هر شکل ممکن ریسک خطرپذیری شرکت‌های نفتی طرف معامله با ایران را بالا ببرد و آنان را از خرید نفت ایران منصرف کند. در کنار هشدارها و تهدیدهای آمریکا علیه خریداران نفت ایران، رویترز بازوی رسانه‌ای جنگ تحریم علیه ایران، اخباری در زمینه کاهش صادرات نفت ایران منتشر می‌کند تا خریداران نفت ایران به این نتیجه برسند که ریسک خرید نفت از ایران بالاست و بهتر است به بازارهای دیگر انرژی فکر کنند.

روند اخبار منتشر‌شده در خبرگزاری رویترز پیرامون صادرات نفت ایران، نشان از آن دارد که خبرنگاران این خبرگزاری عمدتا از سه طریق اطلاعات اینچنینی را به دست می‌آورند. رویترز مدعی است بخشی از این اطلاعات مبتنی‌بر داده‌هایی است که «منابع آگاه» در اختیار این خبرگزاری قرار می‌دهند. بخش دیگر نیز از طریق اطلاعات گمرک کشورهای خریدار ‎نفت ‎ایران به دست خبرنگاران این خبرگزاری می‌رسد. «رهگیری ماهواره‌ای نفتکش‌ها» سومین روشی است که رویترز گفته از طریق آن می‌تواند آمار صادرات نفت ایران را محاسبه کند. این ادعا شاید تا پیش از پایان معافیت آمریکا که تهران به‌طور رسمی نفتش را صادر می‌کرد، برای خریداران نفت ایران، به هر شکلی قابل دست‌یابی بود اما در شرایط فعلی که تهران از روش‌های غیرمستقیم و غیرقابل شناسایی اقدام به صادرات نفت می‌کند، رویترز از طریق هیچ‌کدام از این روش‌ها توانایی دستیابی به اطلاعات صادرات نفت ایران را – حداقل به‌راحتی- ندارد. اگر اطلاعات رویترز درباره صادرات نفت ایران را صحیح بدانیم، باید گفت که این خبرگزاری انگلیسی، از طریق سرویس‌های جاسوسی به آمار و ارقام صادرات نفت ایران دست پیدا کرده است. این البته خیلی دور از ذهن نیست که سرویس‌های اطلاعاتی انگلیس و برخی کشورهای منطقه اطلاعات دریافتی را به نحوی به رویترز می‌دهند تا این رسانه که در چند سال گذشته به اصلی‌ترین رسانه تحریم ایران تبدیل شده است، آن را منتشر کند. در جریان مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5 نیز رویترز اخباری را باز هم به نقل از منابع آگاه منتشر کرد که هیچ‌یک از رسانه‌های غربی آن را در اختیار نداشتند.

رویترز روز گذشته و به فاصله دوروز پس از اینکه در گزارشی مدعی شد به اطلاعاتی دست یافته که نشان می‌دهد«چگونه تاجران نفتی تحریم‌های آمریکا علیه ایران را دور می‌زنند؟»، با استناد به داده‌های نفتکش‌ها و گزارش‌های دیگر مدعی شد که صادرات نفت خام ایران در ماه می به 500 هزار بشکه در روز یا کمتر از آن رسیده است. رویترز برای باورپذیر کردن این آمار، اعلام کرده علاوه‌بر داده‌های نفتکش‌ها به گزارش منابعی در صنعت نفت نیز استناد شده است. علاوه‌بر این، دو منبع بخش نفت نیز به رویترز گفته‌اند ایران تاکنون در ماه می روزانه بین 250 تا 500 هزار بشکه نفت خام صادر کرده است.

جدا از این اخباری که رویترز مدعی است از سه طریق به آنها دست پیدا می‌کند، این خبرگزاری در یک‌سال گذشته هر خبر موثق یا غیرموثقی که پیرامون قطع خرید نفت ایران یا قطع روابط اقتصادی کشورها با ایران را منتشر کرده است تا شرکت‌های خارجی را به این باور برسانند که هیچ افق روشنی در تعامل اقتصادی با ایران وجود ندارد. اگر چه در چند سال گذشته و در بزنگاه‌های مختلف رویترز خبرسازی‌هایی را علیه ایران منتشر می‌کرد، اما روند تولید اخبار اینچنینی در میانه خرداد سال گذشته در رویترز شدت گرفت. این خبرگزاری کمتر از یک هفته پس از سفر جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران به هند برای بررسی تعاملات اقتصادی دوجانبه، در گزارشی اعلام کرد شرکت هندی «ریلاینس» که مالک بزرگ‌ترین مجموعه پالایشگاهی هند است، واردات نفت از ایران را متوقف می‌کند. این خبرسازی‌های دروغین علیه ایران در یک سال گذشته ده‌ها بار اتفاق افتاد تا جایی که وزیر خارجه ایران اعلام کرد:

«خبرگزاری رویترز حدودا روزی 50خبر دروغ در مورد اقتصاد ایران تولید می‌کند. یک گروه مشخص توسط یک کشور همسایه مورد حمایت مالی قرار گرفته‌اند و این گروه وظیفه دارد این اخبار را پخش و به‌نحوی مطرح کند که همه دنیا دارند از ایران خارج می‌شوند.»

چرا اطلاعات رویترز دروغ است

خبرگزاری رویترز برای نگارش گزارش درباره صادرات نفت ایران، به اطلاعات گمرک کشورهای خریدار ‎نفت ‎ایران استناد می‌کند. این اطلاعات با توجه به اینکه خریداران نفت ایران میزان خرید نفت از ایران را مخفی می‌کنند و اطلاعات دقیق آن را منتشر نمی‌کنند، نمی‌تواند منبع مورد تاییدی باشد. علاوه‌بر این مبنای رهگیری ماهواره‌ای نفتکش‌ها نیز روش قابل قبولی برای اثبات کاهش فروش نفت ایران نیست، زیرا ایران با روش‌های مختلف از جمله خاموش کردن سیستم‌های رهگیری و جابه‌جا کردن نفت در کشتی‌های دیگر، منشأ فروشنده نفت را پاک می‌کند. با این وجود اختلاف فاحش بین میزان فروش نفت بر اساس ردیابی ماهواره‌ای و آمار رسمی فقط در میزان خرید کشور چین از ایران می‌تواند مشخص کند که این روش‌ها برای تخمین فروش نفت ایران ناکارآمد هستند. بر اساس رهگیری نفتکش‌ها خرید ‎نفت چین از ایران در آوریل حدود 800هزار بشکه روزانه بوده است. این آمار بسیار بیشتر و تقریبا دو برابر آمار 450هزار بشکه‌ای است که رویترز بر مبنای اطلاعات گمرک درباره فروش نفت ایران منتشر کرده است. در کنار این مسائل ایران اعلام کرده است در فضای خاکستری نفت خود را به فروش می‌رساند. «امیرحسین زمانی‌نیا»، معاون وزیر نفت دو هفته پیش در نشست «تحریم نفتی ایران از سوی آمریکا و تبعات بین‌المللی آن» در دانشگاه آزاد اسلامی اعلام کرده که نمی‌تواند بگوید ایران روزانه چند بشکه نفت می‌فروشد اما «وقتی بازار جهانی به علت شفاف نبودن ناشی از تحریم‌ها، «فاسد» شد، ایران می‌تواند با تخفیف به اندازه کافی، به خود ترامپ هم نفت بفروشد.»

در ادامه این گزارش به بررسی برخی خبرسازی‌های رویترز درباره ایران اشاره شده است.

خبرسازی به‌سبک رویترز

گاز در برابر غذا: کمتر از دوماه پس از اعلام خروج آمریکا از برجام و پس از آنکه عراق از تحریم‌های نفتی آمریکا معاف شد، آمریکایی‌ها با کمک ابزارهای رسانه‌ای خود دست به فضاسازی گسترده‌ای زدند تا تحریم نفت ایران را کاملا موفق و حداکثری جلوه دهند. در همین چارچوب، رویترز در خبری عجیب، به نقل از منابع آگاه عراقی مدعی شد یکی از مقامات عراقی در گفت‌وگو با رویترز گفته است: «عراق در برابر گاز به ایران اقلام غذایی می‌دهد و ایران نیز این پیشنهاد را پذیرفته است.» دوروز بعد حمید حسینی، سخنگوی اتحادیه صادر‌کنندگان نفت، گاز و پتروشیمی ایران، با تکذیب گزارش رویترز گفت که «عراقی‌ها پیشنهاد کرده‌اند پول گاز ایران را با دینار پرداخت کنند.» اما نکته جالب اینجاست که سخنگوی اتحادیه صادر‌کنندگان نفت، گاز و پتروشیمی ایران گفت: «نه بنادر عراق ظرفیت آن را دارند که به ایران اقلام غذایی بدهد و نه عراق تولیدکننده مواد غذایی است. عراق خودش وارد‌کننده عمده مواد غذایی از ایران است. چگونه می‌خواهد به ایران مواد غذایی بدهد؟!»

خبرسازی علیه فروش نفت ایران :میانه تیرماه 97، خبرگزاری رویترز مدعی شد که کره‌جنوبی بارگیری نفت از ایران را متوقف کرده است، سفارت این کشور در تهران این موضوع را تکذیب کرد. خبرگزاری رویترز این خبر را بدون منبع و به نقل از برخی منابع آگاه منتشر کرده بود. سفارت کره جنوبی در تهران در توئیتی، ادعای برخی رسانه‌ها مبنی‌بر عدم بارگیری نفت و میعانات گازی ایران در ماه جولای (تیر- مرداد) از سوی این کشور را رد کرد. در این توئیت کوتاه آمده است که کره جنوبی در حال مذاکره با آمریکا برای کسب معافیت است.

شکاف در اتحاد تهران - مسکو در سوریه: در مرداد 97 رویترز در گزارشی مدعی شد که دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین درباره اخراج ایران از سوریه به توافق رسیده‌اند. این بار هم منبع خبر یک مقامی بود که نمی‌خواست هویتش مشخص شود. این منبع آمریکایی به رویترز گفته بود که یکی از توافقات اولیه در گفت‌وگوی ترامپ با پوتین در ملاقات هلسینکی ضرورت خروج ایران از سوریه بوده است. رویترز در چارچوب مطالبات آمریکا برای انشقاق در اتحاد تهران- مسکو اقدام به چنین خبرسازی کرد اما خیلی سریع این خبر تکذیب شد و روس‌ها اعلام کردند به دنبال چنین اقدامی نیستند.

ادعای انتقال موشک به عراق: در ابتدای شهریور 97 و به فاصله یک روز پس از آنکه «ژان ایو لودریان»، وزیر امور خارجه فرانسه گفته بود: «ایران نمی‌تواند از مذاکره بر سر نگرانی‌هایی مانند آینده توافق هسته‌ای، برنامه موشکی بالستیک خود و همچنین نقشش در ثبات خاورمیانه اجتناب کند»، رویترز در یک خبرسازی، مدعی انتقال موشک به گروه‌های شبه‌نظامی شیعی شد و گفت که این گروه‌ها می‌توانند با این موشک‌ها تل‌آویو و ریاض را هدف قرار دهند تا این ادعا، بستری برای فشار غرب در مورد برنامه موشکی ایران و نقش تهران در منطقه فراهم کند.

شرط ماندن در برجام :هفته گذشته رویترز در ادامه خبرسازی‌های خود علیه تهران مدعی شد، ایران تنها به شرطی در برجام می‌ماند که بتواند 1.5میلیون بشکه نفت در روز را صادر کند. این خبر اما از سوی سیدعباس موسوی، سخنگوی وزارت خارجه تکذیب شد. او گفت:

«پرداختن به این‌گونه خبرسازی‌ها و گمانه‌زنی‌های ناقص و غیردقیق در فضای رسانه‌ای و عمومی نه‌تنها سازنده نیست بلکه می‌تواند به تخریب فضای مورد نیاز برای یک دیپلماسی جدی در شرایط کنونی منجر شود.»

افترا علیه روس اویل: البته تنها ایران نیست که در این روند خبرسازی‌های رویترز قرار گفته است. ابتدای اردیبهشت سال‌جاری روس‌اویل غول صنعت نفت روسیه، با اعتراض شدید به رویترز، این خبرگزاری را به خرابکاری اطلاعاتی عمدی، متهم کرد و قول داد برای بایکوت آن در روسیه تلاش کند. رویترز در گزارشی این بار نیز به نقل از منابع آگاه و مستندات معرفی‌نشده، روس‌نفت را متهم کرده بود این شرکت روسی نفت ونزوئلا را با قیمتی پایین‌تر از بازار دریافت و به ازای آن چک‌هایی 30 تا 90 روزه پرداخت و سپس از خریداران نهایی این نفت، قیمت کامل را دریافت می‌کند. روس اویل در بیانیه خود آورد که رویترز فعالیت‌های خود به‌عنوان یک خبرگزاری را رها کرده است و به‌طور سیستماتیک به انتشار اطلاعات غلط و پراکنده کردن شایعاتی در راستای منافع اسپانسرهای خود می‌پردازد.

رسانه‌ای در 200 نقطه دنیا: شرکت خبری رویترز در سال 1851 توسط پاول جولیوس‌رویتر یک یهودی آلمانی‌تبار در لندن تاسیس شد. او در استفاده از تلگراف و مخابره اخبار در عصر خود از پیشگامان به‌شمار می‌رفت. رویترز پس از موفقیت در راه‌اندازی خطوط خبری تلگراف زیردریایی توانست به توافقی با بورس‌های لندن و پاریس دست یابد و اخبار مالی و قیمت سهام‌ها را میان این بورس‌ها رد و بدل کند. آژانس خبری رویترز پس از موفقیت‌هایش در زمینه انتشار خبرهای مالی، اعتباری مثال‌زدنی در اروپا کسب کرد. این شرکت همچنین اولین رسانه‌ای بود که اخبار حوزه‌های مختلف را پوشش می‌داد. در سال 2008 شرکت تامپسون کانادا توانست به صورت رسمی این شرکت بریتانیایی را بخرد. هم‌اکنون شرکت وودبریج کمپانی که متعلق به خانواده تامسون است، با در اختیار داشتن 53 درصد از سهام تامسون رویترز، مالک اصلی آن به‌شمار می‌آید. بعد از این اتفاق با ادغام دو مجموعه شرکت جدید «تامپسون رویترز» متولد شد.

ایران و رویترز: تاریخ ایران دل خوشی از انگلیسی‌ها و به‌ویژه از رویترز ندارد. «پاول جولیوس فرایهر فون رویتر» بنیانگذار رویترز همان شخصیتی است که در دوره قاجار امتیازنامه رویتر را از دربار دریافت کرد. او سال 1872 یعنی چند سال پس از تاسیس رویترز، با ناصرالدین‌شاه قاجار وارد مذاکره شد و امتیازنامه رویتر را در قبال اعطای وام گرفت. به موجب این امتیاز سخاوتمندانه که برخی آن را بزرگ‌ترین اعطای منابع مالی یک کشور به یک فرد خارجی در تمامی تاریخ می‌خوانند، همه زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان برای 70 سال در اختیار رویتر قرار گرفت. به موجب این قرارداد، ساختن هرگونه راه و راه‌آهن و سد از دریای مازندران تا خلیج فارس و بهره‌برداری از همه معادن ایران (به‌جز طلا و نقره)، ایجاد مجاری آبی و قنات و کانال‌ها برای کشتیرانی یا کشاورزی؛ ایجاد بانک و هرگونه کمپانی صنعتی در سراسر ایران؛ حق انحصار کارهای عام‌المنفعه؛ استفاده و بهره‌برداری از جنگل‌ها برای مدت 70سال و استفاده از گمرکات ایران به مدت 25سال در ازای پرداخت 200هزار لیره انگلیسی و سود 5درصد در اختیار رویتر قرار گرفت. برای امضای این قرارداد میرزاحسین‌خان سپهسالار 50هزار لیره انگلیسی، میرزا ملکم‌خان 20هزار لیره انگلیسی، معین‌الملک 20هزار لیره انگلیسی و مبالغی نیز اقبال‌الملک به‌عنوان رشوه دریافت کرده‌اند. وسعت شرایط استعماری این امتیاز، اعتراضات گسترده‌‌ای را به رهبری علما به دنبال داشت. این قرارداد به نحوی جاه‌طلبانه بود که پس از تداوم اعتراضات و لغو آن، دولت انگلستان حاضر به طرفداری از رویتر نشد. رویتر برای جبران خسارت، 17سال به دنبال مطالبات خود بود تا درنهایت موفق به اخذ امتیاز بانک شاهی در ایران شد.

رسانه بخش کوچک 548 خدمات رویترز : «تامپسون رویترز» بیشتر به فعالیت‌های خبری شناخته‌شده است اما در حقیقت خبر بخش کوچکی از حوزه‌کاری این شرکت را پوشش می‌دهد. «خدمات مالی، خدمات حقوقی، خدمات رسانه‌ای و خبری، راهکارهای مدیریت ریسک، خدمات مالیات و حسابداری، خدمات مربوط به اتومبیل، خدمات مربوط به انرژی و خدمات مربوط به حاکمیت‌ها»

9 حوزه‌ای است که رویترز در آن فعالیت دارد. تمام درآمدی که فعالیت‌های رسانه‌ای برای مجموعه تامپسون رویترز دارد تنها دو درصد از درآمدهای این شرکت را دربرمی‌گیرد. بخش اصلی تامپسون در حوزه‌های غیررسانه‌ای آن است. از میان 548 مورد خدمات این شرکت تنها 73 مورد آن مربوط به خدمات رسانه‌ای است. خدمات مشاوره‌ای مالی یکی از بزرگ‌ترین حوزه‌های فعالیتی این شرکت کانادایی است. پیام‌رسان «ایکان» یک نمونه از خدمات ارائه‌شده در امور مالی است که بیش از 300هزار عضو در سراسر جهان دارد. کاربران این پیام‌رسان کارشناسان حرفه‌ای امور مالی هستند که تحلیل‌ها و نمودارهای لازم در حوزه مالی را در پیام‌رسان به اشتراک می‌گذارند. هزینه اشتراک ماهانه این نرم‌افزار در سال 2013 ماهانه حداقل 300 دلار و حداکثر 1800 دلار برای دسترسی کامل به اطلاعات بوده است.

منبع:فرهیختگان

تحلیل رأی الیوم از بازاستقرار آمریکا در چند کشور عربی و دعوت شاه سعودی

سردبیر روزنامه فرامنطقه ای رای الیوم خبر روزنامه الشرق الاوسط درباره موافقت برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با استقرار نظامیان آمریکایی در خاک خود و همچنین دعوت شاه سعودی برای نشست فوق‌العاده مکه را تلاش برای ایجاد رعب توصیف کرد.


به گزارش سخن آشنا، «عبدالباری عطوان»، در بخش سخن سردبیر روزنامه فرامنطقه‌ای رای الیوم یادداشتی را با این عنوان سوالی منتشر کرد که «آیا موافقت عربستان و کشورهای عرب حاشیه خلیج (فارس) برای استقرار نیروها و کشتی‌های آمریکا در خاک و آب خود به معنای اعلام جنگ قریب الوقوع یا در چارچوب ارعاب ایران برای کشاندن آن به مذاکرات است؟ آن عبارتی که ترامپ معنایش را نمی‌فهمد و می‌تواند به ناکامی او منجر شود، چیست؟».

سردبیر رای الیوم نوشت: وقتی که روزنامه الشرق الاوسط با انتشار خبری تایید می‌کند که عربستان و چند کشور عربی دیگر حاشیه خلیج (فارس) با درخواست آمریکا برای استقرار مجدد نیروهای نظامی زمینی و دریایی در آب‌های خلیج (فارس) و در خاک کشورهای عربی حاشیه آن در چارچوب یک توافق دو جانبه موافقت کردند، این خبر باید جدی گرفته شود، چون حتما عامدانه و به دستور عالی ترین مقامات رسمی ریاض منتشر شده است.

عطوان افزود: مهم‌تر اینکه روزنامه الشرق الاوسط تاکید کرد که قرار است در حاشیه اجلاس سران کشورهای اسلامی در دهه آخر ماه مبارک رمضان در شهر مکه مکرمه نشستی با حضور محدودی از سران کشورهای عربی برگزار شود و معنای خبر این است که رهبران عربی که قرار است در این نشست شرکت کنند، نخستین نشست رسمی ائتلاف ناتوی عرب‌های سنی را افتتاح می‌کنند که به منظور آماده شدن برای هر جنگی است که بین آمریکا و اسرائیل علیه ایران دربگیرد.

نویسنده گفت: شاید زود باشد که رهبران عرب حاضر در این اجلاس کوچک را بشناسیم؛ اما می‌توان پیش‌بینی کرد که رهبران عربستان، امارات، بحرین، اردن و شاید کویت و سلطان نشین عمان از جمله آنها باشند در اینجا عبدالفتاح السیسی، رئیس جمهور مصر را مستثنی می‌کنیم، چون بر اساس گزارش‌های خبری غیر رسمی او در جریان سفر اخیر خود به واشنگتن به آنها گفته که برای پیوستن کشورش به ائتلاف مذکوری که دولت آمریکا برای ورود جنگ با ایران تاسیس می‌کند تمایلی ندارد، اگرچه با توجه به اظهارات اخیر وی پس از دیدارش با شیخ محمد بن زاید، ولی‌عهد ابوظبی در قاهره که تاکید کرد «امنیت خلیج فارس امنیت مصر است»، بعید نیست که نظرش در این خصوص عوض شده باشد، یعنی به هر حال تغییر موضع السیسی غیرمنتظره نیست.

به نوشته رای الیوم، پس از دو حمله قوی به نفتکش‌های اماراتی و سعودی در بندر الفجیره امارات در خلیج عمان و خطوط لوله نفت منطقه الشرقیه عربستان مواضع کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس مبهم‌تر شده است، چرا که آیت الله خامنه‌ای، رهبر ایران و دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا هر دو تاکید کردند که خواهان جنگ نیستند؛ بنابراین کسانی که جنگ می‌خواهند چه کسانی هستند؟

این روزنامه افزود: سه طرف خواهان این جنگ هستند؛ نخست افراط‌گراهای حاضر در دولت آمریکا نظیر مایک پامپئو وزیر خارجه و جان بولتون مشاور امنیت ملی و جارد کوشنر مشاور رئیس جمهور آمریکا و داماد وی؛ طرف دوم کشورهای عربی شامل عربستان، امارات عربی متحده و طرف سوم اسرائیل است.

جنگ دربگیرد همه چاه های نفت و گاز اعراب با شهرهایشان به آتش کشیده می‌شود

نویسنده تاکید کرد: اگر جنگی دربگیرد قطعا بین ایران و متحدانش در منطقه از یک سو و آمریکا و متحدان عرب آن از سوی دیگر خواهد بود، اما خطرهای آن جهانی خواهد بشد. عرصه جنگ در منطقه‌ای است که شریان حیاتی و اصلی اقتصاد دنیا را تشکیل می‌دهد، چون این اقتصاد کاملا بر نفت و گاز منطقه متکی است و احتمال می‌رود بیشتر چاه‌های نفت به شکل جزیی یا کلی در هر جنگی تخریب شود یا در بهترین حالت مشتریان آن از دست برود، چون مطمئنا در تیررس موشک‌های ایران خواهد بود.

عطوان افزود: بی هیچ تردیدی مطمئنیم که ایران و متحدانش توانمندی نظامی آمریکا را بخوبی می‌شناسند و می‌دانند که به جنگ با بزرگ‌ترین قدرت دنیا وارد می‌شوند اما چیزی که درباره آن تردید داریم این است که دولت ترامپ در ارزیابی قدرت ایران و متحدانش اشتباه می‌کند و زیان بزرگی می‌تواند به آمریکا و محور آن و ناوهای هواپیمابر و پایگاه هایش و نیروهای زمینی آن در صورت استقرار در حاشیه خلیج (فارس) وارد شود و همچنین به منافع متحدان عرب آن و شهرها و اقتصاد و مردمانشان که همگی در تیررس موشک‌ها و قایق‌های ایرانی‌ها قرار دارد.

رای الیوم آورده است: شاید خوب است یادآوری کنیم که صدام رئیس جمهور معدوم عراق در آستانه عقب‌نشینی نیروهایش از کویت هشتصد چاه نفت را به آتش کشید تا جایی که برای خاموش کردن آنها تیم‌های آتش نشانی از همه جای دنیا آمدند و خاموش شدن آن‌ها یک سال به طول انجامید، حالا اگر همه چاه‌های نفت و گاز منطقه به یک باره شعله ور شود چه خواهد شد؟

نویسنده تصریح کرد: عقیده ترامپ مبنی بر استفاده از همه ابزارهای تهدید با توسل به زور برای ارعاب دشمن و وادار کردن آن به نشستن سریع پای میز مذاکره و پذیرش شروط باج خواهانه آمریکا درباره ونزوئلا، کره شمالی و چین به شکست انجامید و چهارمین کشور در این راه هم ایران است.

ترامپ از عزت ملی چیزی نمی‌فهمد

عطوان گفت: اصلی‌ترین موضوعی که در پس این ناکامی آمریکا نهفته است و ترامپ قادر به درک آن نیست، «عزت و شرافت ملی» است چون در قاموس وی و متحدانش جایی ندارد، اما در میراث تمدن و فرهنگ هر کدام از دشمنانش چه در ایران و چه بیشتر کشورهای عربی و اسلامی که در مقابل جبهه آمریکا و اسرائیل قرار گرفته‌اند، وجود دارد.

در پایان آمده است: جنگ با ایران با همه جنگ‌های سابق متفاوت خواهدبود، چون ایران توانمندی نظامی عظیمی دارد و بخوبی برای این جنگ آماده است و از حوادث عراق و لیبی به دنبال تجاوز آمریکا به آنها استفاده کرده است و مهم‌تر از همه اینکه ایران یک شبکه قدرتمند از متحدان عقیدتی دارد نه کسانی که آنها را با پول خریده باشد که همان گونه که آمریکا را در سوریه شکست دادند و آن را به همراه متحدانش متحمل خسارت دست‌کم بیش از یکصد و پنجاه میلیارد دلاری کردند و در هر جنگ آتی بینی آنها را به خاک خواهند مالید.
منبع:فارس

رژیم صهیونیستی و بندبازی بر فراز آتش



در مقطع کنونی توجه به یک فاکتور مهم دیگر در خوانش رفتار صهیونیست‌ها ضروری می‌نماید و آن افزایش مقابله‌جویی واشنگتن علیه تهران و تشدید فضای امنیتی منطقه به واسطه افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس می‌باشد

رژیم صهیونیستی و بندبازی بر فراز آتش

سخن آشنا- شب گذشته سوریه خبرگزاری رسمی سوریه سانا از شلیک چند موشک از سوی سرزمین‌های اشغالی به اهدافی در خاک این کشور خبر داد. بر اساس این گزارش حملات رژیم صهیونیستی «از سمت قنیطره» انجام شد ولی «پدافند هوایی سوریه آن را کشف و برخی از موشک‌های شلیک شده را سرنگون کرد».

در پی این حمله رسانه‌ها متخاصم دولت سوریه اعلام کردند که برخی از این حملات متوجه اهدافی در منطقه الکسوه بوده است، جایی که این رسانه مدعی هستند انبارهای تسلیحاتی نیروهای مقاومت در آنجا قرار دارد.

 

اهداف و تأثیرات حملات هوایی رژیم صهیونیستی

بطور حتم رژیم صهیونیستی یکی از بازیگران اصلی و پشت پرده ایجاد ناآرامی ها و گسترش تروریسم در سوریه طی سالهای گذشته بوده است که از این امر منافع امنیتی خود را برای تجزیه سوریه و محور مقاومت و آسان کردن مسیر توسعه‌طلبی‌های ارضی خود دنبال می‌کند. با این حال چرخش برگه جنگ تغییر معادلات به سوی تثبیت اوضاع پس از شکست تدریجی تروریست‌ها اکنون امیدواری‌های تل آویو به یاس و نگرانی عمیق از آینده به واسطه افزایش مخاطرات در محیط امنیتی تبدیل شده است. این امر به نوبه خود تکاپوی سران صهیونیستی و مقامات غربی را برای ایمن نگه داشتن امنیت سرزمین‌های اشغالی در تحولات آتی منطقه و بویژه سوریه در پی داشته است که نمود اصلی آن حملات هوایی و موشکی صهیونیست‌ها به سوریه طی دو سال اخیر می‌باشد. در سپتامبر 2018 در اقدامی کم سابقه آی دی اف، وزارت دفاع رژیم صهیونیستی در بیانیه‌ای اعلام کرد که «ارتش این رژیم در یک سال و نیم گذشته بیش از ۲۰۰ حمله هوایی علیه اهداف ایران در سوریه انجام داده و بیش از ۸۰۰ راکت و خمپاره هم به سوری شلیک کرده است».

این سنت شکنی حاوی یک پیام بود و آن اینکه در عرصه عمل و در واقعیت امر کنش گری این رژیم نتوانسته است معادلات را تغییر دهد و به همین دلیل فضاسازی و جنگ رسانه ای در دستور کار قرار گرفت. در این ارتباط می توان به سخنان پیشین دریادار شمعخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران اشاره کرد که در فوریه 2019 اعلام کرد: «جمهوری اسلامی از حضور نظامی در سوریه به بیش از ۹۰ درصد اهداف خود رسیده‌است. لذا حملات ایذایی رژیم صهیونیستی، تأثیر راهبردی نداشته و مقاومت کار خود را پیش برده است. ضمن این که با وجود تبلیغاتی که در خصوص اشراف اطلاعاتی این رژیم در سوریه می‌شود، موفقیت ۹۰ درصدی ما نشان می‌دهد، صهیونیست‌ها اشراف اطلاعاتی ادعایی را هم ندارند".

نگاهی کوتاه و گذرا به صحنه تحولات سوریه هم به خوبی نشان می دهد که پیروزی به طور کامل برای مقاومت به دست آمده است و موشک پرانی‌های اسرائیل نیز جز تلاشی عاجزانه برای جلب توجه غربی‌ها به حفظ امنیت از دست رفته این رژیم نمی‌باشد. در واقع این حملات بیشتر اقدامی واکنشی در برابر تنگ‌تر شدن حلقه محاصره این رژیم با نیروهای مقاومت می‌باشد. باید توجه داشت که تل آویو اکنون مزیت استراتژیک خود یعنی برتری هوایی را نیز پس از استقرار پدافند اس 400 روسیه از دست داده است و این امر خود از قدرت مانور این رژیم به شدت کاسته است.

 

پشت پرده دور جدید حملات

علاوه بر چشم انداز کلی که از اهداف رژیم صهیونیستی از حملات به سوریه ترسیم شد در مقطع کنونی توجه به یک فاکتور مهم دیگر در خوانش رفتار صهیونیست‌ها ضروری می‌نماید و آن افزایش مقابله‌جویی واشنگتن علیه تهران و تشدید فضای امنیتی منطقه به واسطه افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس می‌باشد. هر دو کشور اعلام کرده اند که قصدی برای آغاز رویارویی نظامی ندارند اما حادثه مشکوک برای نفت‌کش‌ها در آبهای امارات این واقعیت را برملا کرد که برخی از طرف‌ها بویژه رژیم عربستان سعودی، امارات و رژیم صهیونیستی برای وقوع چنین رخدادی لحظه شماری می‌کنند. با این جال نوع رفتار ترامپ پس حتی پی از این واقعه مشکوک که نوعی عقب نشینی از مواثع خود بود نیز نشان داد که رئیس کاخ سفید مخاطرات آغاز جنگ با ایران را به خوبی می داند و از آن دوری می‌کند. در این شرایط صهیونیست‌ها با نگرانی از عقب نشینی های بیشتر ترامپ امیدوار هستند که با وادار کردن ایران به واکنش و انجام حمله به سرزمین‌های اشغالی از خاک سوریه، ترامپ را به یک جنگ ناخواسته با ایران و نیروهای مقاومت منطقه وارد کنند.

به طور حتم در شرایط کنونی تنها یک تغییر قابل توجه در چشم انداز کلی منطقه می تواند ایران را به واکنش تمام عیار و آغاز درگیری وا دارد. در این صورت حداقل با توجه به ضعف نظامی رژیم صهیونیستی در مقابله با موشک‌های مقاومت طبیعتاً آنچه برای صهیونیست‌ها پس از چنین نبردی از سرزمین‌های اشغالی باقی خواهد ماند چیزی جز خاکستر سوخته نخواهد بود.
منبع:الوقت

نبرد سرنوشت‌ساز ادلب و تیک تاک بمب ساعتی حمله شیمیایی



تجربه بحران سوریه نشان میدهد هر زمان یک منطقه استراتژیک در حال آزاد شدن بوده حملات شیمیایی یا شبهه حملات یا صحنه سازی ها نیز افزایش یافته است

سخن آشنا- با پیشروی های ارتش سوریه در مناطق باقی مانده در دست تروریست‌ها در ادلب هشدارهای دمشق و مسکو درباره احتمال انجام حملات سازمان دهی شده شیمیایی از سوی تروریست‌ها افزایش یافته است. در این اثنی اطلاعات درز یافته از سازمان منع تسلیحات شیمیایی(opcw) حاکی از دست داشتن تروریست‌ها در حمله شیمیایی سال گذشته به دوما می باشد. در این گزارش فاش شده از سوی مهندسین سازمان منع تسلیحات شیمیایی که بیانیه ماه مارس این سازمان در مورد حملات شیمیایی دوما را زیر سوال می برد آمده است سیلندرهای گاز کلر به صورت دستی توسط ستیزه جویان به محل منتقل شده بودند و از آسمان پرتاب نشده بودند.

 

اهمیت گزارش opwc

سازمان منع تسلیحات شیمیایی(opcw) تا قبل آبان 1397 فقط صلاحیت تشخیص وقوع حمله شیمیایی را داشت اما با تصویب بودجه 2019 آن و به پیشنهاد انگلیس صلاحیت جدیدی برای اعلام مقصر حمله شیمیایی نیز به آن افزوده شده است. شش ماه پس از حملات شیمیایی فروردین 1397 که در دوما واقع در غوطه شرقی دمشق انجام شد، این اختیار جدید به opcw داده شد اما این سازمان در گزارش نهایی خود که در اسفند ماه گذشته انجام داد هنوز صلاحیت اعلام مقصر را نداشت. ولی نوع گزارش به گونه ای بود که حمله شیمیایی صورت گرفته حمله هوایی بوده است. همین کافی بود تا با توجه به تبلیغات و فضای سیاسی ایجاد شده از طرف فرانسه و آمریکا، نهادهای سیاسی و افکار عمومی دولت سوریه را مقصر اصلی این حملات بدانند.

اگر opcw در این گزارش تایید میکرد سیلندرهای گاز کلر به صورت دستی به محل منتقل شده اند نوک پیکان تقصیر متوجه گروههای تروریستی جیش الاسلام و جبهه النصره و و ائتلاف کشورهای غربی می شد. در این صورت حمله موشکی آمریکا، انگلیس و فرانسه که به بهانه حمله شیمیایی دوما صورت گرفت بی اعتبار میشد. دکتر »پیرس رابینسون» در ارتباط با گزارش درز شده اخیر می گوید: در opcw به جای استناد بر گزارش مهندسین داخلی از یافته های سازمانهای نامعلوم و ناشناس استفاده کرده است. این مهندسین همچنین در این مورد اضافه نمودند که opcw برای تهیه گزارش نهایی از طرف لندن، واشنگتن و پاریس تحت فشار قرار گرفته تا به جای گزارش مهندسین داخلی از سازمانهای نامعتیر استفاده کند .

 

تبعات سیاسی شدن تحقیقات حمله شیمیایی

تجربه بحران سوریه نشان میدهد هر زمان یک منطقه استراتژیک در حال آزاد شدن بوده حملات شیمیایی یا شبهه حملات یا صحنه سازی ها نیز افزایش یافته است. سال گذشته که دوما به عنوان یکی از این نقاط حساس توسط ارتش سوریه در حال پاکسازی بود حمله شیمیایی مبهم نیز اتفاق افتاد. هنوز هیچ گزارشی منتشر نشده بود که فرانسه با انتشار عکسهایی از قربانیان حادثه، سوریه را متهم نمود و سه کشور فرانسه، آمریکا وانگلیس بیش از صد موشک به مناطقی از حمس و دمشق شلیک کردند. آنچه که سیاسی بودن این حملات و بهانه بودن حادثه دوما را تقویت میکرد زمان کوتاه بین حادثه دوما و حملات موشکی این سه کشور بود تنها یک هفته پس از حادثه دوما صد موشک شلیک شد. این زمان کوتاه احتمال صحنه سازی بودن حملات دوما را تقویت میکرد زیرا این چند کشور منتظر هیچ گزارش رسمی و معتبری نشدند. هماهنگی سه کشور دور از منطقه برای چنین عملیاتی ظرف یک هفته این گمانه را بیشتر تقویت میکرد که آنها به شدت از پیروزیهای ارتش سوریه به خصوص در مناطق استراتژیک نگران بودند و از قبل نیز چنین پیشروی هایی را برای ارتش سوریه پیش بینی کرده بودند و خود را آماده عقب راندن یا کند کردن روند پیشروی ارتش سوریه کرده بودند. با توجه به این مساله و پیشروی های اخیر ارتش سوریه در ادلب دوباره احتمال حمله های شیمیایی مبهم برای متهم نمودن طرف درگیری بالا گرفته است.

 

خطر تحریکات تروریستها در ادلب

وضعیت ادلب نیز بسیار شبیه دوما در سال گذشته شده است. هم گروههای تروریسیتی و هم حامیان غربی آنها پیشبینی میکنند که ارتش سوریه پیروزی های مهمی در این مناطق بدست آورد. ابومحمد الجولانی سرکرده تحریر الشام که به مدت دو ماه ناپدید شده بود، اوایل اردیبهشت یک نشست اضطراری با چند گروه تکفیری دیگر از جمله «حزب اسلامی ترکستان»«حراس الدین »و «جیش العزه» تشکیل داد که در آن پیش بینی کرده بودند ارتش سوریه در آینده در ادلب عملیات نظامی انجام خواهد داد و این عملیات درگیری ماندن یا نابود شدن است. با توجه به اینکه ارتش سوریه بر 90 درصد خاک خود تسلط پیدا نموده است پس از ادلب فضای تنفس برای گروههای تروریستی بسیار تنگ خواهد شد. دو هفته پس از این نشست تروریستهای النصره و حزب ترکستانی در شمال سوریه با کمک کارشناسان بلژیکی موشکهای تحت اختیار خود را به مواد شیمیایی مجهز و بین تروریستها توزیع کردند. پس از پیشروی های ارتش سوریه و به دست آوردن تپه های استراتژیکی مثل«مزرعه الراضی» «البانه الجنابره » و «تل عثمان» پیش بینی میشود مناطق استراتژیک دیگری به دست ارتش سوریه بیفتند.

سه روش شایع تحریر الشام در این درگیری ها موشکهای ضد زره ،راکتهای زمین به زمین و عملیات انتحاری است. از طرف دیگر قدرت هوایی ارتش سوریه و روسیه در این درگیری بیشتر است و تحریر الشام در دفع حملات هوایی و پیشروی های زمینی پس از آن ناتوان است. بنابراین احتمال یک حمله شیمیایی مشکوک و به خطر افتادن جان غیر نظامیان نیز بالا رفته است. در این راستا وزرات دفاع روسیه روز گذشته اعلام کرد گروه تروریستی جبهه النصره برای اقدامات تحریک آمیز در نزدیکی شهر سراقب آماده میشود. طبق گزارش وزارت دفاع روسیه، جبهه النصره در حال انتقال ترکش های سلاح های روسی از سایر مناطق و استفاده از سلاح های شیمیایی و سمی برای متهم نمودن روسیه در حملات آینده است. گروه موسوم به کلاه سفیدها که پیشتر مستندات صحنه سازی‌های آنها برای فضاسازی رسانه‌ای علیه دمشق انتشار یافته است به احتمال زیاد وظیفه پیاده نظام فضاسازی جدید را بر عهده خواهد داشت.

با توجه به خطر این گروههای تروریستی برای ساکنان این منطقه تنها راه امنیت در ادلب پاکسازی این گروهها وتقویت دولت مرکزی سوریه برای تامین امنیت پایدار است.
منبع:الوقت

ایران چگونه دست ترامپ را خواند



اگر کسی را تهدید کنید و در موقع عمل، به یکباره جا بزنید و هیچ عکس‌العملی از خود نشان ندهید، اعتبار خود را زیر سوال برده‌اید.

به گزارش سخن آشنا، زمانی که دونالد ترامپ و کیم جونگ اون در اولین ملاقات خود در جزیره سنتوزای سنگاپور مقابل دوربین‌های رسانه‌ها قرار گرفته و با لبخند با یکدیگر دست دادند، بسیاری گمان می‌کردند ابتکار نیکسونی ترامپ برای ملاقات با یکی از رهبران جهان که برای سال‌های متمادی جزو دشمنان آمریکا به حساب می‌آمد، می‌تواند افق روشنی را در برابر تلاش‌های خلع سلاح هسته‌ای در جهان باز کند. این گمان اما بزودی رنگ و روی رویا به خود گرفت، چرا که بعد از مدتی رئیس‌جمهور آمریکا نشان داد رویه‌ای که در سیاست خارجی در پیش گرفته است‌، شامل پروسه زخم زدن به روابط آمریکا و دیگر کشورها و بعد از آن رها کردن موضوع به حال خود است. بعد از دیدارهای مکرر ترامپ و کیم جونگ اون و عکس‌هایی که این دو دست در دست هم گرفتند، آمریکا باز هم با خواسته‌های غیرمنطقی خود کره‌شمالی را در تنگنا قرار داد و عملاً ترمز هرگونه مذاکره و رسیدن به توافق را کشید.

 

البته این تنها کره‌شمالی نبود که درگیر در پروژه «تعلیق در سیاست خارجی» ترامپ شد. کشورهای دیگر مانند سوریه، چین، مکزیک‌، روسیه و ایران نیز شاهد این رویه تعلیق بودند و هنوز کشورهای زیادی هستند که در بحران بی‌تصمیمی کاخ سفید و آزمون و خطاهای دولت ترامپ دست و پا می‌زنند. این‌بار اما درباره مسأله ایران، اشتباهات استراتژیک کاخ سفید و جاه‌طلبی‌های بولتون نتوانست سناریوی تعلیق را به پیش ببرد و ایران نشان داد با مقاومت و البته رویارویی بدون ترس با تهدیدات «رئیس‌جمهور دیوانه» می‌تواند برنامه‌ها و سناریوهای مختلف ترامپ و دوستانش در کاخ سفید را بر هم بزند.


با بررسی و مطالعه حرکات و رفتار ترامپ در مقابل کشورهای مختلف جهان از جمله کشورهای عنوان شده می‌توان بیان کرد پروژه تعلیق در سیاست خارجی بدین ترتیب پیش می‌رود که او در ابتدا ناراحتی خود از موضوعی را بیان می‌کند، از طرف مقابل می‌خواهد به خواسته‌هایش تن دهد و در صورتی که کشور مقابل‌، به خواسته‌های آمریکا توجهی نکرد، تهدیدات‌، ناسزاها و تحریم‌ها روانه مسؤولان دولتی و حکومتی مقابل می‌شود. ترامپ در این فاز به سرعت وارد توئیتر شده و سیاست خارجی آمریکا را یک تنه با چند توئیت ساعت ۵ صبحی‌اش به پیش می‌برد. این توئیت‌ها همانطور که مشاوران ترامپ بارها اعلام کرده‌اند، بدون هماهنگی با آنها نوشته شده، همگی نشان از عصبانیت و پریشانی او دارد و معمولاً حاوی تهدیداتی برای طرف مقابل است‌. بعد از این مرحله و به کار بردن اهرم تحریم و فشار یا برخی فرمان‌های اجرایی برای محدود کردن اقدامات طرف مقابل، ترامپ در نهایت خواهان مذاکره با مسؤولان کشور مورد نظر می‌شود. نقطه تعلیق اما از اینجا آغاز می‌شود که با وجود اینکه کاخ سفید تحریم‌ها و محدودیت‌های مختلفی را علیه طرف مقابل به کار برده و به اجرایی کردن آنها ادامه می‌دهد، سعی می‌کند از طرف مقابل بخواهد به نوعی فریز در عملکرد خود رسیده و راه برای مذاکرات را باز بگذارد. از این سو هم تحریم‌های جدید دیگری اعمال نمی‌شود و اوضاع به ثباتی نسبی می‌رسد.

مسؤولان دولتی دو طرف بر سر میز مذاکره حاضر می‌شوند، روسای جمهور با لبخند با هم عکس می‌گیرند و در نهایت مذاکرات به دورهای بعدی کشیده می‌شود. در طول این مدت اما تنها نتیجه‌ای که می‌تواند به نفع دولت ترامپ تمام شود، بی‌عملی کشور مقابل و انتظار او برای درست شدن شرایط بعد از مذاکرات است‌. ترامپ که روز گذشته بیان کرده بود دموکرات‌ها با پیش کشیدن مسأله دخالت روسیه در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲ سال از دوران ریاست‌جمهوری او را تباه کرده و فرصت‌هایش را از او گرفتند، حالا به دنبال معلق نگاه داشتن بسیاری از موضوعات داخلی و بویژه خارجی برای استفاده از آنها در دور بعدی انتخابات است‌.


در این میان اما ایران بخوبی توانست نقشه‌های ترامپ در این‌باره را خنثی کند. ترامپ به نتیجه‌ای ناقص در ماجرای ساخت دیوار در مرز مکزیک، گفت‌وگو با کره‌شمالی برای خلع سلاح هسته‌ای این کشور و در نهایت مذاکرات تجاری با چین رسیده بود اما درباره ایران با وجود همه «فشارهای حداکثری» ‌اش نتوانست کاری از پیش ببرد و تهدیدهای روزافزونش با حماقتی که مشاور امنیت ملی او، جان بولتون در انتشار خبر ارسال ۱۲۰ هزار نیروی ارتش آمریکا به منطقه نشان داد، رنگ و روی خود را باخت.


ایران نه‌تنها در این ماجرا نترسید، بلکه نشان داد با قاطعیت همه گزینه‌ها را در دستور کار دارد. ترامپ در همان حال که ایران را به جنگ تمام‌عیار تهدید می‌کرد، از طریق کانال‌های ارتباطی رسمی و غیررسمی مصرانه اصرار می‌کرد با ایران مذاکره انجام دهد. این مسأله نشان داد ترامپ نمی‌تواند به دنبال عکس گرفتن با مسؤولان نظام جمهوری اسلامی و پس از آن معلق نگه داشتن سرنوشت برجام باشد. اقدام دیرهنگام اما لازم جمهوری اسلامی در اعلام این مسأله که ایران دیگر به بخش‌هایی از تعهدات خود در برجام عمل نمی‌کند، استراتژی «تعلیق سیاست خارجی» ترامپ را به کلی تحت‌الشعاع قرار داد. ترامپ که در ابتدای امر استراتژی دیوانگی را امتحان کرد و سپس در به کار بردن استراتژی تعلیق سیاست خارجی بازنده شد و حالا در ماجرای «بازی جوجه» یا «بازی ترس» هم در مقابل ایران شکست خورده است، باید به فکر راهی جدید برای مقابله با ایران و در عین حال تضمین انتخاب مجددش به ریاست جمهوری ایالات متحده باشد. بر همین اساس است که شبکه خبری فاکس‌نیوز که رسانه بسیار نزدیک به ترامپ است، روز گذشته با اشاره به سیاست‌های ترامپ در خاورمیانه بیان کرده است اگر در کاخ سفید راه‌حلی منطقی و عقلانی برای بحران به‌وجود آمده در نظر گرفته نشود و تیم مشاوران ترامپ او را به سمت جنگ با ایران یا افزایش تنش‌ها ببرند، باید منتظر رای نیاوردن او در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۰ باشیم‌.

در عین حال روزنامه واشنگتن‌پست نیز روز گذشته در گزارشی با اشاره به اقداماتی که ترامپ در حوزه سیاست خارجی آمریکا انجام داده‌، بیان کرد او با بازی تهدید و بعد عقب‌نشینی یا تعلیق در سیاست خارجی در حال از بین بردن اعتبار بین‌المللی نهاد ریاست‌جمهوری آمریکاست‌. این روزنامه آمریکایی در ادامه آورده است: ترامپ بارها بیان کرده است که ناهماهنگی در درون کاخ سفید درباره مسائل سیاست خارجی وجود ندارد اما سیاست‌های اعمال‌شده آمریکا در نقاط مختلف دنیا نشان می‌دهد این ناهماهنگی و اختلاف حتماً در درون تیم سیاست خارجی کاخ سفید وجود دارد. این روزنامه در ادامه تصریح کرده است: در طول ۲ سال گذشته دولت ترامپ چه در مقابل کره‌شمالی که عنوان کرده بود «با خشم و عصبانیت» آمریکا باید روبه‌رو شود و چه در مقابل ایران که تهدید کرده بود ۱۲۰ هزار نیروی نظامی را به منطقه اعزام می‌کند، در وهله اول تهدید کرده و در مرحله بعد خواهان مذاکره شده است؛ با این تفاوت که او از کره‌شمالی به قول خودش «نامه‌های زیبا» دریافت کرد اما ایران به او روی خوش نشان نداد. در همین باره جان بی‌الترمن، مدیر برنامه خاورمیانه در مرکز آمریکایی مطالعات بین‌المللی و استراتژیک آمریکا خاطرنشان کرده است: اگر کسی را تهدید کنید و در موقع عمل، به یکباره جا بزنید و هیچ عکس‌العملی از خود نشان ندهید، اعتبار خود را زیر سوال برده‌اید. و ترامپ هم‌اینک دقیقاً در حال از بین بردن اعتبار خود در جهان است‌.

منبع: روزنامه وطن امروز

آخرین مطالب