پر بازدیدترین مطالب

حذف مهره‌های سوخته آمریکایی؛ پایان عصر طالبان با هلاکت رهبران خود؛ یکی پس از دیگری


در روز‌های پایانی هفته گذشته خبری در رسانه‌ها منتشر شد و حاکی از آن بود که جلال الدین حقانی فرد دوم طالبان درگذشته است.

مرگ مرد دوم طالبان/ پایان عصر طالبان / حذف مهره های سوخته آمریکایی
به گزارش سخن آشنا، در روز‌های گذشته خبری در رسانه‌ها منتشر شد مبنی بر اینکه جلال الدین حقانی فرد دوم طالبان درگذشته است؛ اگر چه خبر مرگ حقانی تا کنون چندین بار در رسانه‌ها منتشر شده بود، اما هفته گذشته، طالبان، در خبری به صورت رسمی مرگ وی را اعلام کرد. جلال‌الدین حقانی از فرماندهان معروف، عضو ارشد رهبرى طالبان و موسس شبكه تروريستى حقانى بود که در سن 72 سالگى در منطقه (فتح جنگ) در نزديكى اسلام آباد درگذشت و جنازه وى توسط دو تن از برادرانش به نام هاى خليل و ابراهيم به محل نامعلومى منتقل شد و شنیده‌ها حاکی از آن است که جسد وی در ایالت خورست، از مناطق جنوبی افغانستان دفن شده است.

حقانی که بود؟
حقانی را فرد دوم طالبان پس از ملا عمر معرفی می‌کردند؛ جلال الدین از فرماندهان طالبان بود که شجاعتش در حزب اسلامی افغانستان طی جنگ با شوروی وی را به فردی موثر در آن کشور تبدیل کرد؛ وی به دلیل همین شجاعت‌ها توانست پس از جنگ شوروری ارتباطات گسترده‌ای با اطلاعات آمریکا، عربستان و پاکستان برقرار کند. جلال الدین حقانی، در زمان حکومت داود خان، نخستین رئیس جمهوری افغانستان در دهه پنجاه خورشیدی، به پاکستان رفت و در آنجا به حزب اسلامی به رهبری مولوی یونس خالص که علیه نیرو‌های شوروی سابق و دولت مورد حمایت آن‌ها می‌جنگید، پیوست.

حقانی در سال ۱۹۸۰ با کمک‌های مالی ایالات متحده امریکا و برای راه اندازی عملیات‌ها و حملات چریکی علیه نیرو‌های ارتش سرخ شوروی در افغانستان شبکه حقانی را ایجاد کرد. تلاش‌های حقانی در همان سا‌ل‌ها به نتیجه رسید، به طوری که مجاهدان تحت رهبری وی توانستند در سال ۱۳۷۰ شهر خوست مرکز ایالتی به همین نام را در نزدیکی مرز افغانستان و پاکستان به تصرف خود در بیاورند.

با پایان حکومت دموکراتیک دکتر نجیب الله، آخرین رئیس جمهور حکومت دموکراتیک افغانستان در سال ۱۳۷۱ شمسی، مجاهدین بر سراسر افغانستان مسلط شدند. از هماند زمان جلال الدین حقانی، ارتباط نزدیکی با سازمان اطلاعات پاکستان آی اس آی و سازمان اطلاعاتی امریکا سی آی‌ای داشت.


حقانی علاوه بر شبکه‌های اطلاعاتی خارجی، با گروه‌های مختلف در داخل افغانستان هم در تعامل بود؛ پس از تشکیل حکومت مجاهدین به ریاست برهان الدین ربانی و احمد شاه مسعود، حقانی مدتی اداره ایالت خوست را به عهده گرفت، اما به دلیل ارتباطات گسترده با پاکستانی‌ها و ظهور طالبان، حقانی از مجاهدان جدا شد. از همان روزها که احمد شاه مسعود خطر گسترش اندیشه‌های وهابی گروه تازه تاسیس طالبان را به جهانیان هشدار می‌داد، شبکه حقانی در حال طرح ریزی و اجرای حملات تروریستی برای افزایش مناطق زیر سلطه طالبان بود.

گروهک تروریستی طالبان از همان زمان تاکنون، سال هاست که در عراق و افغانستان خون مردم بی دفاع را در شیشه کرده و وحشیانه ترین جنایات را مرتکب می شود، این روزها هم آنها با دشمن جدیدی به نام داعش دست به گریبان هستند، داعشی که می خواست در عراق و سوریه بماند اما به افغانستان فرار کرد.

اگرچه ماموران اطلاعاتی پاکستان ترجیح می‌دادند شبکه نظامی حقانی جزئی از طالبان نشود؛ اما حقانی تصمیم گرفت با طالبان همکاری کند؛ ارتباط حقانی با طالبان بعد از مدتی گسترده‌تر شد، به طوری‌که وی توانست در دولت اسلامی طالبان وزیر روابط قبایلی و وزیر کشور افغانستان شود.

حادثه یازده سپتامبر و حمله به ساختمان‌های تجارت جهانی را می‌توان نقطه عطف زندگی جلال الدین حقانی دانست؛ آمریکا القاعده و طالبان را مسئول این حملات دانست و به علت تحویل ندادن بن لادن توسط طالبان، به افغانستان حمله کرد و افراد مطرح در القاعده و طالبان را جداگانه تحریم نمود؛ جلال الدین حقانی از جمله همین افراد بود؛ آمریکا نام حقانی را در فهرست تحریم‌های خود قرار داد و برای جنازه حقانی پنج میلیون دلار در نظر گرفت.


حقانی و شبکه نظامی تحت امر او طراح و مجری بسیاری از عملیات‌های انتحاری در افغانستان است؛ حقانی که پس از حمله آمریکا به افغانستان به وزیرستان شمالی (از استان‌های شمالی کشور پاکستان و هم مرز با کشور افغانستان) فرار کرده بود؛ موفق شد از آنجا، فرماندهی بسیاری از بمب‌گذاری‌ها و حملات تخریبی طالبان را به دست بگیرد. از همان زمان، وزیرستان به گونه‌ای تحت کنترل شبکه حقانی و بزرگان طالبان شده بود که تحلیلگران آمریکایی این ایالت شمالی پاکستان را سرزمین القاعده و طالبان معرفی می‌کردند. بسیاری از گروه‌های مسلح همچون جیش‌المسلمین، گروه خدام‌الفرقان، طالبان سنتی یا شورای کویته، طالبان هوادار ملا نذیر، گروه بیت‌الله محسود، طالبان پنجابی و و در راس آن‌ها شبکه حقانی سال‌هاست که در ایالت‎‌های وزیرستان مشالی و جنوبی فعال هستند.

 

میشل کوگلمن، پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقاتی ویلسن در واشنگتن، می‌گوید: «وقتی پای صحبت‌های مقام‌های آمریکایی بنشینید، حتی در صحبت‌های شخصی‌شان، همواره از شبکه حقانی حرف می‌زنند و بیشترین نگرانی آن‌ها نیز از همین گروه است». بارها هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به بهانه هدف قراردادن گروه حقانی، بسیاری از غیر نظامیان را هدف قرار داده بودند.

از سوی دیگر دولت پاكستان همواره در تلاش بوده است تا ارتباط خود را با شبکه حقانی حفظ کند و حتی پس از کهولت سن و بیماری جلال الدین حقانى تصمیم می‌گیرد با حمایت از فرزندش سراج الدین، حفظ قدرت در خاندان حقانی را تثبیت کند؛ کارشناسان مسائل سیاسی علت حمایت پاکستان از شبکه حقانی را به دو دلیل عمده می‌دانند. دلیل اول این است که شبکه حقانی می‌تواند برگ برنده پاکستان در تعیین معادلات افغانستان باشد؛ شبکه حقانی موجی از هواداران خود را به دنبال دارد و دولت پاکستان با میزبانی از شبکه حقانی می‌تواند روی معادلات کشور شمالی خود اثر بگذارد.

از سوی دیگر پاکستان به دلایل متعددی کشور هند را تهدید منطقه‌ای خود می‌بیند؛ از آنجا که دهلی در افغانستان به دنبال نفوذ است؛ پاکستان با تقویت شبکه حقانی به دنبال ضربه زدن به زیرساخت‌های ایجاد شده توسط هند در کشور افغانستان است.

اگرچه پاکستان چندین بار با حملات هوایی مواضع شبکه حقانی را مورد هدف قرار داد؛ به اعتقاد کارشناسان این اقدام تنها برای پاکسازی گروه حقانی از عناصری است که چندان حامی دولت پاکستان نیستند؛ برای پاکستان، گروه‌های طالبانی به دو دسته خوب و بد تقسیم می‌شود که می‌توان حضور طالبان خوب بهره برد؛ در همین راستا مقامات اسلام آباد هیچ‌گاه به دنبال حذف کامل شبکه حقانی نیستند.

 

در سال‌های اخیر به علت کهولت سن جلال الدین، رهبری شبکه حقانی عملا به عهده فرزندش سراج الدین ربانی بود و به نظر نمی‌رسد مرگ پدر تغییری در معادلات منطقه ای ایجاد کند؛ با این وجود اوضاع امنیتی در پاکستان و افغانستان وابسته به چند عامل است؛ نخست دولت نوپای عمران خان در پاکستان است که باید دید در خصوص افغانستان، هند و حتی ایران با چه سیاست‌هایی عمل می‌کند؛ از سوی دیگر باید منتظر ماند و دید که آیا سراج الدین می‌تواند دوران اقتدار طالبان در منطقه را بازگرداند.

در طرف دیگر نباید از نقش آمریکا در منطقه غافل شد؛ واشنگتن قطعا نمی‌خواهد حضور و نفوذ خود را در افغانستان و پاکستان از دست بدهد؛ آن ها بهترین بهانه برای ادامه حضور نیروهای خود در مناطق مرزی دو کشور افغاتستان و پاکستان را وجود گروه‌های تروریستی همچون شبکه حقانی می‌دانند.

شواهد به وضوح نشان می دهد، طالبانی ها که ظاهراً خود را از مجاهدان معرفی می کنند و هر کدام از آنها پیشوند سنگین (مولوی ، مولانا ، قاری و یا ملا) را به نام خود اضافه کرده اند، سرسپرده دلارهای آمریکایی هستند که این موضوع واقعیتی غیرقابل انکار است. طالبان کشتار، انتحار، گروگان گیری، محاکمه ها و اعدام صحرایی، قاچاق مواد مخدر و سنگ های قیمتی، آتش زدن مکاتب، منع آموزش کودکان و همچنین تخریب مکان های عمومی و بسیاری از تحرکات دیگر را برای پر کردن جیب خود و ارباب هایشان انجام می دهند و این جنایات گسترده با کمک آمریکا همچنان ادامه دارد.

تحولات میدانی افغانستان نشان می­‌دهد که طالبان همچون سال­‌های گذشته، نمی­‌تواند به عنوان تنها بازیگر نظامی در این کشور تأثیرگذار باشد. دودستگی رهبران در چگونگی مدیریت شرایط کنونی، جدایی فرماندهان و پیوستن آن­ها به داعش، تن دادن برخی از رهبران به گفت‌وگوهای صلح و از سوی دیگر فشار دولت مرکزی برای به زمین گذاشتن سلاح‌ها و ورود به عرصه رقابت سیاسی سبب شده تا طالبان دیگر نتواند همچون دو دهه گذشته صحنه تحولات سیاسی و نظامی افغانستان را به تنهایی دستخوش رفتارهای خود کند. همچنین حرکت خزنده بازیگر جدید و باانگیزه­‌ای به نام داعش در یافتن جای پایی محکم در سرزمین افغانستان می‌تواند روند اوضاع را برای رهبران طالبان ناگوار سازد.
منبع:باشگاه خبرنگاران

آخرین مطالب