پر بازدیدترین مطالب

معامله قرن یا تجارت قرن 


داماد دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا درهماهنگی با رژیم صهیونیستی؛ آل سعود و امارات تیمی را تشکیل داده اند تا بتوانند طرحی را با عنوان «معامله قرن» که به درستی جزییات آن در منطقه عنوان نشده را به اجرا در بیاورند.

خبرگزاری فارس: معامله قرن یا تجارت قرن
سخن آشنا- داماد دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا درهماهنگی با رژیم صهیونیستی؛ آل سعود و امارات تیمی را تشکیل داده اند تا بتوانند طرحی را با عنوان «معامله قرن» که به درستی جزییات آن در منطقه عنوان نشده را به اجرا در بیاورند.

با اینکه نظر سنجی هایی در رژیم صهیونیستی برگزار شده و این رژیم امیدی برای به اجرا در آمدن این طرح که از آن به عنوان «معامله قرن» یاد می شود ندارد اما با کمک دولت های منطقه و مستعمران جهان در صدد پیشامد این طرح و اجرایی شدن آن در سطح منطقه هستند.

این الزامات را می توان در 7 دسته طبقه بندی کرد که با استناد به این عنوان ها هدف از این رخدادها را نا کارآمدی کشورهای عربی و اسلامی در این طرح درسطح منطقه باید دانست.

یکی از این الزامات وجود خلع قانونی تشکیل حکومت در کشورهای عربی از جمله عراق و لبنان است و به وضوح قابل رویت می باشد که «سعد الحریری» در انتخابات لبنان با وجود کمک های مالی و تزریق پول های کلان از سوی رژیم سعودی نتوانست ظرفیت لازم را در پارلمان لبنان به دست آورده و برنده میدان باشد و با بهانه سازی و مشکل تراشی در صدد تشکیل کابینه برای پیشبرد خواسته های مستعمران خاورمیانه از جمله رژیم صهیونیستی؛ عربستان سعودی و آمریکا است تا در صورت عملی شدن طرح «معامله قرن» بتواند امتیازات لازم را از طرفین بگیرد.

نمونه دوم عراق، یکی از کشورهای عربی منطقه است و با توجه به شکست اندیشه های غرب گرا و مستعمرانه آمریکا؛ رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی درانتخابات پارلمانی عراق داشتند سعی بر این دارند تا افکار ضد صهیونیستی در کابینه عراق به وجود آمده را کنترل کنند و با بهانه تراشی روند فعلی تشکیل کابینه را در دولت به تعویق بیندازند.

الزام و گام دومی که مد نظر حامیان طرح «معامله قرن» است این است که از هرگونه معامله راه حل های سیاسی در بحران های منطقه جلوگیری کنند و با برنامه ریزی های گسترده فتنه؛ رخداد های بحران ساز و جنگ های جدیدی را در سطح منطقه به راه بیندازند تا آرامش منطقه را به حداقل برسانند و ثبات منطقه را از بین ببرند.

یکی از این اتفاقات جنگ فعلی در سوریه است که طرف های آمریکایی و حامیان تروریست تلاش می کنند تا جلوی روند مصالحه و پاکسازی مناطق تروریستی را بگیرند که زخم تروریستی در سوریه باقی بماند و پتانسیل های حاکمیت سوریه که صف اول مقاومت است از آن گرفته شود.

بعد از ایده پردازی و ارائه طرح انتقال سفارت از تل آویو به بیت المقدس به دنبال به رسمیت شناختن اشغال منطقه جولان هستند تا بتوانند به شکل یک طرفه اشغال این منطقه در سال 1967 را به عنوان یک پدیده قابل قبول به آن مشروعیت ببخشند.

در زمینه های بعدی راه اندازی و گسترش آشوب های داخل کشور است و با توجه به اهمیت جمهوری اسلامی ایران در منطقه ترامپ سعی بر این دارد با توجه به سخنان بولتون تابستان سختی را برای ایران به وجود آورد و با آشوب های داخلی با کمک هسته های تروریستی سازمان منافقین و دسته جات وابسته به جریان های افراطی و تروریستی سعودی و امارات این فصل را برای جمهوری اسلامی سخت کند تا با توجه به این جریان مسئله فلسطین و منطقه را در کشور کمرنگ کند تا ترامپ و رژیم صهیونیستی بتوانند به هدف گذاری های بلند مدتی که در منطقه برای خود نشان کرده اند نزدیک تر شوند.

الزام بعدی گسترش تضاد های فرقه ای است که با برنامه ریزی های وسیع در حال اجرا در شمال قاره آفریقا از جمله مصر و سایر کشورهای منطقه است که به شدت توسط رسانه های مزدور رژیم صهیونیستی و حامیان سیاست های ترامپ بازتاب می شود تا فضای فرقه ای و فضای فتنه مذهبی در درون آن ها گسترش پیدا کند که می توان پاکستان و افغانستان را قربانی این مسئله نامید.

در ادامه باید به الزام بعدی پرداخت و مورد تاکید قرار بگیرد که آمریکایی ها از طریق همکاری هایی که اشرف غنی از خود نشان داده و از گذشته با برنامه ریزی جریان حکمت یار و حزب اسلامی را وارد پروسه سیاسی و حکومتی در این کشور کردند به سرعت به سمت یک فرآیند انتخاباتی در افغانستان پیش می روند تا نهادهای قانونی و سپس دولت این کشور را در اختیار نهادهای همسو و همکار با آمریکا قرار داده و آن را به عنوان یک ظرفیت بی ثبات ساز در سطح منطقه برای ایران؛ روسیه؛ هند و چین و به طور کلی برای آسیای میانه قرار دهند که فعالیت داعش و حزب حکمت یار از این برنامه ریزی های کلی توسط آمریکا است.

الزام بعدی احتمال درگیری و جنگ چه در برابر سوریه؛ لبنان و یا حتی ایران است که با نمایشی ساختگی تلاش بر تاثیر پذیری آن بر شرایط فعلی منطقه است که به مانند ریلی در راستای اهداف ترامپ و رژیم صهیونیستی هموار می شود.

ممکن است روندهای سیاسی لبنان و حتی جنوب سوریه را در روند پاکسازی از تروریست و یا حاشیه کره جنوبی و شمالی را تحت تاثیر قراردهد تا با اخباری که در راستای شرکت رژیم صهیونیستی در جنگ های منطقه آتش خطر را در خاورمیانه روشن نگاه دارد.

موضوع دیگری که می توان به عنوان الزام پایانی کشورهای متحد و همراه رژیم صهیونیستی به آن پرداخت این است که سعی بر این دارند تا افکار عمومی منطقه را مشغول به مسایل انحرافی کنند و نسبت به اتفاقات روز و مهم از جمله آزادی بیت المقدس و فلسطین که اصلی ترین دغدغه کشورهای اسلامی است دور کنند.

کشورهای هم پیمان در منطقه سعی بر این دارند تا این مسایل انحرافی را در کشورهای مختلف در اشکال متفاوتی نمایان کنند به طوری که در مورد ایران سعی بر این است تا با ارائه اتهامات بی مورد در خارج از کشور و نشست های بی نتیجه به مانند نمایش سازمان منافقین در پاریس و صحنه سازی برای اتهام به جمهوری اسلامی ایران تلاش کنند تا با تفرقه راهی برای پیشبرد اهداف خود پیدا کنند.

در سوریه نیز تحت عنوان احتمال در مسایل کردی و یا در عراق احتمال تقلب را در راستای اهداف خود نشان می دهند که می تواند در جامعه باعث تشنج شده و تفرقه ایجاد کند.

هادی محمدی: کارشناس ارشد روابط بین الملل

خبرگزاری بین المللی قدس
منبع:فارس

آخرین مطالب