پر بازدیدترین مطالب

آل‌خلیفه پیش‌قراول مخاصمه‌جویی؛ حزب‌الله و سپاه پس از قطر



رژیم آل خلیفه فرصت را مغتنم را شمرده و با چراغ سبز واشنگتن و ریاض دور جدید سرکوب‌ها را با اسم رمز فعالیت تروریستی مرتبط با حزب الله و سپاه آغاز کرده است

 Ø¢Ù„‌خلیفه پیش‌قراول مخاصمه‌جویی؛ حزب‌الله و سپاه پس از قطر

به گزارش الوقت دادگاهی در بحرین از 138 نفر از شهروندان شیعه این کشور به اتهام تشکیل یک گروه تروریستی و ارتباط با سپاه پاسداران ایران لغو تابعیت کرد.

احمد الحمادی، دادستان کل بحرین، گفت که متهمان به دلیل ارتباط با "حزب‌الله بحرین" که با جنبش حزب‌الله لبنان در ارتباط است، به دوره‌های زندان بین سه سال تا حبس ابد محکوم شده‌اند.

بر اساس اعلام دادستانی رژیم آل خلیفه 69 متهم محکوم به حبس ابد، 39 متهم به ده سال زندان، 23 متهم به هفت سال زندان، یکی از متهمان به پنج سال زندان، هفت متهم به سه سال زندان و 96 از متهمان به جریمه نقدی شدند و همچنین دادگاه به لغو تابعیت 138 متهم رای داد.

 

اتهام وابستگی به سپاه و حزب الله بعد از قطر

از سال 2011، که بحرین همزمان با شروع تحولات انقلابی در کشورهای عربی درگیر ناآرامی و تظاهرات مردمی گسترده علیه رژیم آل خلیفه گردید تاکنون، حکومت این کشور سرکوب شدید مردمی و دستگیری وسیع مخالفان را در دستور کار قرار داده است. دولت با محکوم کردن معترضان و فعالین سیاسی و مدنی در دادگاه‌های نمایشی و نظامی و همچنین با ایجاد فضای ارعاب در جامعه از طریق شکنجه و قتل مخالفان سعی در خاموش کردن آتش اعتراضات داشته است.

 

با این وجود طی سال‌های اخیر با فراهم شدن زمینه‌های خارجی، دادن اتهام جاسوسی برای کشورهای بیگانه به فعالین سیاسی در دستور کار حکومت قرار گرفته است.

بحرین همسو با اقدام دولت‌های عربستان و امارات و مصر در سال 2017 روابط خود را با قطر قطع کرد. عمده‌ترین بهانه این اقدام دخالت‌های دوحه در اوضاع این کشورها و حمایت از تروریسم بود که در واقع منظور حمایت از اخوان المسلیمن بود که از سوی عربستان و امارات و مصر به عنوان گروه تروریستی شناخته می‌شود.

 

پس از این اقدام رژیم آل خلیفه هم به منظور توجیه اقدامات خود در تحت سرکوب مخالفان و هم تحت فشار قرار دادن قطر، برخی از رهبران برجسته شیعیان بحرین را به بهانه جاسوسی برای قطر محاکمه کرد.

در نوامبر 2018 دادگاه استیناف علیر غم حکم اولیه در تبرئه شیخ علی سلمان به عنوان رهبر جنبش الوفاق بزرگترین گروه سیاسی مخالف حکومت در بحرین، وی را به اتهام جاسوسی برای قطر مجرم اعلام و به حبس ابد محکوم کرد.

 

در شرایط کنونی نیز در حالی که دولت آمریکا در اقدامی کاملاً غیرقانونی و غیرمشروع از جنبه موازین بین المللی و در راستای افزایش فشارها بر تهران، اقدام به قرار دادن سپاه پاسداران در لبست گروه‌های ترویستی کرده است، رژیم آل خلیفه که در جمع معدود دولت‌های حامی این اقدام بی ثبات ساز واشنگتن بوده است فرصت را مغتنم را شمرده و با چراغ سبز واشنگتن و ریاض دور جدید سرکوب‌ها را با اسم رمز فعالیت تروریستی مرتبط با حزب الله و سپاه آغاز کرده است.

 

لغو تابعیت و دادگاه‌های ناعادلانه

در ماه مارس 2018 بحرین ۱۱۶ نفر را به اتهام عضویت در "شبکه‌ای تروریستی" که از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایجاد و حمایت می‌شده بازداشت کرد.

 

در بیانیه دولت بحرین گفته شده بود که گروه‌های حزب‌الله لبنان و عصائب اهل حق در عراق، با سپاه پاسداران ایران در تجهیز شبکه تروریستی ادعایی همکاری داشته‌اند. وزارت کشور بحرین عقیل الساری و مرتضی السندی، دو روحانی شیعه را از رهبران این شبکه تروریستی ادعایی معرفی کرده بود.

 

با این حال سازمان‌های بین المللی ذی الصلاح همواره حکومت بحرین را متهم به نقض سیستماتیک حقوق بشر و اجرای دادگاه‌های ناعادلانه و فرمایشی با احکام غیرقانونی می‌کنند.

سازمان عفو بین الملل گفت که احکام صادر شده توسط مقامات بحرین به حبس ابد و محرومیت از شهروندی برای 138 نفر به اتهام تروریسم پس از یک محاکمه ناعادلانه دسته جمعی صورت گرفته است.

 

لین معلوف مدیر تحقیقات این سازمان در خاورمیانه گفت"با توجه به این احکام ظالمانه، مقامات بحرینی بار دیگر نادیده گرفتن کامل استانداردهای بین المللی در برگزاری دادگاه عادلانه را نشان دادند."

وی اشاره کرد که این محاکمه "نشان می دهد که مقامات بحرین به طور فزاینده ای به لغو تابعیت به عنوان یک ابزار سرکوب استفاده می‌کنند. در سال 2012 حدود 900 نفر از ملیت‌شان محروم شده اند."

 

موج جدید سرکوب پس از اعتراضات به سفر هیئت اسرائیلی

24 فروردین پس از اعلام حضور هیئت اقتصادی صهیونیستی برای شرکت در کنفرانس شبکه جهانی کارآفرینی در منامه، رسانه‌ها از اعتراضات گسترده مردم علیه رژیم آل خلیفه خبر دادند. بر اساس این گزارش‌ها، این تظاهرات در شهر الشاخوره و شهر ابوصیبع برگزار شد و تظاهرات کنندگان اقدامات آل خلیفه در عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی را محکوم کردند. برخی از وکلای بحرینی نیز تلاش کردند تا مانع از ورود این هیئت به بحرین شوند.

 

پس از این اعتراضات نمایندگان پارلمان بحرین نیز در بیانیه ای هر گونه تصمیم گیری در مورد این حضور ار غیر قابل قبول دانستند. نمایندگان مجلس بحرین در بیانیه‌ای نوشتند: «ما با برادران فلسطینی خود ابراز همبستگی کرده و قضیه فلسطین همچنان در صدر اولویت‌های مردم بحرین و اعراب خواهد بود؛ پایان اشغالگری و عقب‌نشینی (رژیم صهیوینستی) از تمامی اراضی عربی، شرط اساسی حفظ ثبات و امنیت در منطقه و نیاز صلح عادلانه و جامع است».

 

این اعتراضات گسترده درنهایت منجر به عقب نشینی دولت شد و الی کوهن رئیس هیئت اسرائیلی با بهانه قرار دادن گفتگوهای تشکیل کابینه خبر لغئ این سفر را اعلام کرد.

این در حالی است که جاناتان اولتمنس، رئیس شبکه جهانی کارآفرینی، اقرار کرد که دلیل لغو سفر نگرانی‌های امنیتی و عدم ایجاد ناراحتی برای 85 کشور دیگر حاضر بوده است.

 

در این شرایط طبیعی است خشم مقامات بحرینی که طی ماه‌های گذشته به پیروی از سعودی‌ها سیاست عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی را به صورت آشکارا پی گرفته‌اند، از این اقدام مخالفان برانگیخته شده باشد. در واقع در حالی که واشنگتن به دنبال آن است تا با ایرانهراسی و اقداماتی همچون قرار دادن سپاه و حزب الله و دیگر گروه‌های مقاومت درلیست گروه‌های ترویستی شرایط را برای عادی سازی روابط میان رژیم صهیونیستی فراهم کند، اعتراضات مردمی در بحرین به خوبی نشان می‌دهد که بر خلاف سیاست‌های رژیم های عربی، ملت‌های منطقه همچنان صهیونیست‌ها را بع عنوان دشمن اصلی تلقی می‌کنند.
منبع:الوقت

اتصال ریلی خلیج فارس- مدیترانه؛ استراتژی جنگ اقتصادی ایران برای شکست تحریم‌ها



خطرات تسلط چینی‌ها بر شاهرگ‌های تجاری بین المللی برای هژمونی نظامی- سیاسی رو به زوال آمریکا موجب شده است تا واشنگتن نگران از طرح‌های پکن، فشار بر تل آویو برای کاهش شراکت اقتصادی با چین را آغاز کند

اتصال ریلی خلیج فارس- مدیترانه؛ استراتژی جنگ اقتصادی ایران برای شکست تحریم‌ها

به گزارش سخن آشنا همزمان با فشارهای تحریمی آمریکا علیه اقتصاد ایران پس از اقدام ترامپ در خروج از برجام، تهران تلاش‌های خود را برای بی اثر کردن تأثیرات این تحریم‌ها از طرق مختلف گسترش داده است. در یکی از مهمترین این برنامه‌ها تهران درصدد تسهیل دستیابی خود به دریای مدیترانه از طریق اجرای هرچه سریع‌تر اتصال ریلی خلیج فارس به دریای مدیترانه می‌باشد.

به گفته کارشناسان در شرایط کنونی ترانزیت کالا از چهار روش ترانزیت هوایی، دریایی، جاده ای و ریلی صورت می گیرد و بر اساس آمارها ترانزیت ریلی نسبت به اقسام دیگر آن، هزینه کمتری داشته و مقرون به صرفه تر است. با توجه به موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ایران، بهترین راه کار برای انتقال کالا و ترانزیت، توسعه حمل و نقل ریلی است

 

خط آهن چند ملیتی

شرکت خط آهن عراق اعلام کرد مذاکراتی با سوریه و ایران در مورد توسعه یک خط ریلی برای اتصال منطقه شلمچه ایران و بصره عراق به سوریه خواهد داشت. هدف این پروژه اتصال خلیج فارس به مدیترانه به وسیله یک خط آهن چندملیتی است که این سه کشور را هم به هم پیوند می‌دهد.

 

ایران و سوریه اخیراً چندین قرارداد همکاری اقتصادی استراتژیک بلند مدت در زمینه صنعت، تجارت و کشاورزی امضا کرده‌اند‌ و برای این منظور مقامات دو کشور تسریع در ساخت خط آهنی برای اتصال دو کشور از طریق عراق را خواستار شده‌اند. این امر در شرایطی صورت می‌گیرد که در نتیجه همکاری‌های دو کشور در حوزه امنیتی و نظامی در مبارزه با تروریسم اکنون موضوع چگونگی بازسازی‌ خرابی‌های جنگ و همکاری‌های دو کشور در این حوزه به شکل جدی در دست بررسی است.

 

در همین ارتباط وزارت حمل و نقل سوریه آذرماه 1397در ایمیلی به "المانیتور" نوشته بود: "راه آهن بخشی از برنامه برای بازسازی زیرساخت‌های کشوری است که بر اثر جنگ ویران شده است. این تنها بخشی از پروژه سوریه برای ساخت 32 کیلومتر خط راه آهن است. بقیه این خط به عراق توسعه می‌یابد؛ در عمق آن کشور گسترش می‌یابد، تا بغداد و کربلا. این خط حمل نقل افراد و نقل و انتقال کالا بین ایران، عراق و سوریه را تسهیل خواهد کرد".

 

پیش از مذاکرات دمشق- تهران و در گذشته میان ایران و عراق توافقاتی در زمینه اتصال ریلی دو کشور از طرق مختلف صورت گرفته است. پیش از این «عبدالعلی صاحب محمدی»، مدیرعامل سابق راه آهن ایران از ایجاد شبکه ریلی کرمانشاه ـ خسروی ـ خانقین ـ بغداد خبر داده بود. بر اساس اعلام «باقر الزبیدی» وزیر سابق حمل و نقل عراق این توافق برای کشیدن خط ریلی ای از بصره تا شلمچه به طول ۳۲٫۵ کیلومتر می‌باشد. او گفته بود که اهمیت این خط آهن علاوه بر سهولت انتقال مسافران و کالاها، اتصال شبکه ریلی عراق به بسیاری کشورهای جهان است و می‌توان آن را احیای راه ابریشم دانست که شرق آسیا را به غرب متصل می کرد. گفتنی است عراق علاوه بر ایران طرح‌های برای اتصال ریلی به کشورهای ترکیه و اردن نیز دارد.

 

پروژه خط ریلی شلمچه_بصره که مرحله اول کار است، ماه گذشته مورد توافق ایران و عراق قرار گرفت و هزینه آن 2.22 میلیارد دلار برآورد شد. با احداث این خط راه آهن، عراق می‌تواند راحت‌تر به بنادر مدیترانه لاذقیه در سوریه دسترسی داشته باشد. صادرات از ایران به عراق که شامل مواد غذایی، ماشین آلات، برق و گاز می شود به 8.7 میلیارد دلار در 2018 رسید و انتظار می‌رود تجارت دو طرفه در سال های آتی به 20 میلیارد دلار برسد.

 

از سوی دیگر اما با توجه به نیازهای رو به رشد انرژی در اروپا و به صورت متقابل نیاز اروپا به توسعه روابط با کشورهای حاشیه خلیج فارس، ایران بخشی از هدف‌گذاری خود برای اتصال ریلی خلیج فارس به مدیترانه را موضوع گسترش روابط تجاری با اروپا قرار داده است. درهمین راستا سه شنبه 27 فرودین سیدابوالفضل موسوی بیوکی نایب رئیس کمیسیون عمران مجلس ایران گفت: راه آهن خلیح فارس به مدیترانه عملا تکمیل کننده راه آهن شمال به جنوب است، زیرا بر اساس آن پروژه در صورت تکمیل راه آهن رشت- آستارا، ایران می تواند از طریق کشور آذربایجان، کالاها را به کشورهای اروپایی صادر کند.

بیش از سه سال پیش به ایران حق اتصال به پروژه عراقی «کانال خاکی» برای پیوند دادن بندرهای خلیج فارس به قلب اروپا داده شده است. پروژه ای که با تأیید دولت های عراق و منطقه در حال اجراست و اخیرا نیز تهران در راستای اجرای این پروژه توافق نامه ای با دمشق و بغداد برای ساختن بزرگراهی به طول ۱۷۰۰ کیلومتر امضا کرد که قرار است حداکثر طی دو سال به بهره برداری برسد.

 

جنگ ریلی ایران و اسرائیل برای اتصال خلیج فارس به مدیترانه

امروزه در جهان شبکه ریلی خطی استراتژیک است و همین امر موجب توجه چین به عنوان قدرت اقتصادی جدید جهانی به کنترل شاهرگ‌های تجارت بین المللی برای افزایش جایگاه و نفوذ اقتصادی و سیاسی در آینده شده است. موضوعی که پکن در طرح بلندپروازانه «یک کمربند یک جاده» آن را دنبال می‌کند.

 

در این میان آنچه از اظهارات مقامات ایرانی، سوری و عراقی دریافت می‌شود آن است که طرح خط ریلی اتصال خلیج فارس به مدیترانه در تداوم طرح یک کمربند یک جاده می باشد.

 

از یکسو وزارت راه آهن سوریه در گزارش ارسالی برای المانیتو گفته است:"این خط راه آهن بخشی از پروژه مرتبط با شبکه‌های ارتباطی آسیای میانه است که خطوط چین و روسیه را نیز به یکدیگر متصل می‌سازد. سوریه در طرح جاده ابریشم نوین (کمربند ایمنی و جاده سازی چین) مشارکت دارد و این طرح نیز بخشی از آن طرح کلی‌تر است".

 

از سوی دیگر روزنامه «الوطن»، چاپ سوریه به ‌نقل از این منبع نوشت: «تفاهم‌نامه‌ای با طرف چینی امضا شده تا در این پروژه مشارکت داشته باشد و انتظار می‌رود این خط آهن با گذشتن از سوریه، عراق و ایران از مسیر پاکستان و چند کشور دیگر به پاکستان برسد».

 

این منبع تصریح کرد، روند اجرایی شدن پروژه خط آهن سراسری سوریه تا ۹۷ درصد با موفقیت همراه بوده است و انتظار می‌رود، این راه‌ آهن به طول حدوداً۱۵۶ کیلومتر در داخل سوریه، ۱۶۰ کیلومتر در داخل عراق و به همین نسبت در داخل ایران عملیاتی شود.

 

مقامات ایرانی نیز این موضوع را مورد تأیید قرار داده‌اند. در این رابطه در مردادماه 1397 امیر امینی' معاون برنامه ریزی و مدیریت منابع وزارت راه و شهرسازی ایران در مورد خط ریلی خلیج فارس به مدیترانه گفت: چنانچه خطوط ریلی بین سه کشور متصل شود، گام اساسی دیگری برای اتصال ریلی چین به دریای مدیترانه از طریق سرزمین ایران، عراق و سوریه برداشته خواهد شد و این موضوع نیز مطرح و برنامه ریزی شده است.

 

 

اما اگرچه راه دستیابی ریلی به مدیترانه از طریق ایران کوتاه‌ترین راه برای چین محسوب می‌ر‌ود اما تنها راه نبوده است. مزایای گسترده طرح یک کمرمند یک جاده، اسرائیل را نیز برای داشتن سهم از این مسیر تجاری- ترانزیتی بزرگ به عکس المعل واداشته است به صورتی که این رژیم نیز طرح اتصال بندر حیفا در کرانه مدیترانه و خلیج فارس از طریق ریلی را در دست اقدام دارد.

 

«راه‌ صلح منطقه» بر اساس طرح گسترش خطوط آهن شمال اسرائيل که بندر حیفا را به شبکه‌های خطوط آهن اردن، و از آنجا به عربستان سعودی و دیگر کشورهای عرب سنی می‌پیوندد، تشکیل شده است.

 

8 نوامبر 2018 وزیر راه و ترابری رژیم صهیونیستی در جریان سفرش به عمان طرح هایی را برای اتصال کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به دریای مدیترانه از طریق اراضی اشغالی سال 1948 فلسطین (اسرائیل) ارائه کرد.

 

بااین حال خطرات تسلط چینی‌ها بر شاهرگ‌های تجاری بین المللی برای هژمونی نظامی- سیاسی رو به زوال آمریکا موجب شده است تا واشنگتن نگران از طرح‌های پکن، فشار بر تل آویو برای کاهش شراکت اقتصادی با چین را آغاز کند. نگرانی که در هشدار اخیر ترامپ به نتانیاهو خود را نشان داده است و حتی ممکن است به تلاش واشنگتن برای اخلال در طرح اتصال ریلی تهران- بغداد- دمشق نیز تسری یابد.
منبع:الوقت

بازی آمریکایی‌ها با واژگان/ «تغییر رژیم» یا «تغییر ماهیت» مسئله واقعا این است؟!


آمریکا در حالی سیاست ها گذشته خود را در قبال ایران در پیش گرفته که در ابیات خود تغییراتی ایجاد کرده است.


به گزارش سخن آشنا، مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا در سخنرانی در دانشگاه ای-اند-ام (A&M) تگزاس مدعی شد: «ما هم‌اکنون در حال اِعمال فشار حداکثری هستیم تا ماهیت جمهوری اسلامی ایران را تغییر دهیم و این اطمینان را حاصل کنیم که این رژیم صرفا مانند یک کشور عادی رفتار می‌کند و در سرتاسر جهان تروریسم را گسترش نمی‌دهد»


دوگانگی دیدگاه تغییر رژیم ایران در بین ترامپ و مشاورانش
این صحبت‌ها در حالی مطرح می‌شود که از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ در ایالات متحده، بار‌ها سیاست تغییر رژیم از سوی مقامات آمریکایی مطرح شد و بسیاری از ناظران هم بر این باورند که مواضع اعمالی و اعلامی ایالات متحده در دولت ترامپ، حاکی از پیگیری سیاست تغییر رژیم در ایران بوده است. با این حال، در یک ماه‌های اخیر شاهد آن بوده ایم که دو تن از ضد ایرانی‌ترین مقامات آمریکایی (مایک پمپئو و جان بولتون) که رویکرد تغییر رژیم در ایران را دنبال کرده اند، اعلام کرده اند به دنبال تغییر رژیم در ایران نیستند. در همین زمینه، پایگاه اینترنتی «آمریکن کانسروتیو» در مطلبی به این موضوع پرداخته و از نقش یکی از سناتور‌ها در تغییر رویکرد آمریکایی‌ها در قبال تغییر رژیم در ایران پرده برداشته است.


تغییر ماهیت یا تغییر رژیم مسئله این است!

ترامپ ایجاد یک جناح راست تندرو در واشنگتن برای ضربه زدن به تهران، دور انداختن توافق هسته‌ای را ستایش کرده است. از سوی دیگر، جناح‌های قدرتمندی در کنگره و واشنگتن هستند که برای سال‌ها رؤسای جمهور را برای پیگیری سیاست تغییر رژیم تحریک کرده اند. در همین زمینه، سناتور تام کاتن نیز گفته است، سیاست آمریکا باید تغییر رژیم در ایران باشد. حال این پرسش مطرح می‌شود: چه چیزی یا کسی در حال متوقف کردن جنگ طلبان آمریکایی است؟ در همین زمینه، پولیتیکو جنبه‌های جالبی از روابط میان سناتور «ران پال» و ترامپ به ویژه در حوزه سیاست خارجی را فاش کرده است. در حالی که ترامپ با مشاور جنگ طلبش مدارا می‌کند، یک پیوند و رابطه واقعی نیز با ران پال ایجاد کرده است. پال رئیس جمهور را متقاعد کرده است که واشنگتن نباید سیاست تغییر رژیم در ایران را دنبال کند، چون در پیش گرفتن این موضع، به وقوع جنگ دیگری در خاورمیانه منجر خواهد شد. چرا که پیشتر همان افرادی که از سیاست تغییر رژیم در عراق و سوریه استقبال می‌کنند و اکنون به اشتباه خود اعتراف کرده اند.


پس از هشدار‌های راند پول و تغییر در نوع ادبیات مقامات دولت ترامپ حال آن‌ها به جای تغییر رژیم صحبت از تغییر ماهیت می‌کنند که به صورت علنی با تغییر رژیم فرقی ندارد، چون تغییر ماهیت به تغییر اصول بنیادین جمهوری اسلامی ایران اشاره دارد و با تغییر حکومت هیچ تفاوت محسوسی ندارد .

تغییرادبیات آمریکا در قبال ایران

اما با توجه به سیاست‌های آمریکا هدف نهایی آمریکا سقوط حکومتی است که در ایران با انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ بر سر کار آمده و در پی آن به روابط ایران و آمریکا برای همیشه پایان شده داده است. این ایده‌ای است که نومحافظه کاران آمریکا از زمان حملۀ این کشور به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی برای سرنگونی صدام حسین، از آن حمایت می‌کنند.
هدر ناوئرت، سخنگوی وزارت خارجه نیز چندی پیش اگر چه این موضوع که آمریکا به دنبال تغییر حکومت ایران است را رد کرد، اما درنهایت پنهان نکرد که دولت ترامپ از چنین تغییری استقبال خواهد کرد.

شخص دونالد ترامپ پیش از این در سخنرانی ۸ مه ۲۰۱۸ اعلام کرد ایرانی‌ها ملتی هستند که سزاوارند حکومتی داشته باشند که رویاهایشان را عملی کند. رودی جولیانی، مشاور حقوقی او نیز با رهبران منافقان دیدار و از تلاش آن‌ها برای تغییر رژیم در ایران ستایش کرد. او در این نشست گفت که دونالد ترامپ به مردم ایران کمک خواهد کرد تا از سرکوب حکومت رهایی یابند.

استراتژی ترامپ در تغییر رژیم تهران محکوم به شکست است

چندی پیش روزنامۀ وال استریت ژورنال نوشت مرکز مأموریتی نوبنیاد سیا برای مقابله با ایران باید به جای شکار سلیمانی، بیشتر بر روی جمع آوری اطلاعات مربوط به منافع، اهداف و فعالیت‌های ایران متمرکز شود؛ کشوری که هدفی پیچیده برای سیا شده است. در این گزارش آمده است: "مرکز مأموریت ایران باید تحلیلگران، پرسنل و متخصصان عملیاتی را از بخش‌های مختلف آژانس گرد هم آورد تا در کنار هم علیه ایران فعالیت کنند، درست مانند مرکز مأموریتی جدید علیه کره که ماه گذشته و در جهت مقابله با کرۀ شمالی راه اندازی شد، از آنجا که آمریکا در ایران سفارتخانه ندارد تا فعالیت‌های دیپلماتیک خود را پوشش دهد، آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا عملا دسترسی بسیار محدودی به ایران دارند.

کار این مرکز تمرکز روی جذب و حفظ شبکۀ سازمان سیا از عوامل ایرانی مقیم داخل و خارج از کشور و به منظور نفوذ به کشور جهت فعالیت‌های جاسوسی متمرکز شده است. اما این استراتژی محکوم به فنا است. تاریخ جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که ایرانیان در پشت سر گذاشتن چالش‌های نوپا موفق بوده اند. این اصطلاح در دنیای اطلاعات با نام قلمرو غیر قابل نفوذ (Denied Territory) شناخته می‌شود، به این معنی که به علت عدم دسترسی به کشور مورد هدف، جمع آوری اطلاعات در مورد آن کار دشواری است و از آن دشوارتر دامن زدن به مقاومت مدنی است. همانطور که گفته شد نداشتن نمایندگی واشنگتن در تهران دست آنها را از گردآوری اطلاعات مورد نیاز در رابطه با کشورمان کوتاه کرده است و جدا از این امر ایران از دیرباز نسبت به هر شخصی که مظنون به همکاری با ایالات متحده باشد، هوشیار بوده است. سرویس‌های اطلاعاتی در ایران تقریبا چهل سال را پشت سر گذاشته اند تا با هر گونه عملیات مخفی آمریکا-اسرائیل مقابله کنند.

سیدعباس موسوی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان هم در واکنش به سخنان مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا در مورد تلاش این کشور برای " تغییر ماهیت جمهوری اسلامی ایران" تاکید کرد که خوشبختانه هر چه زمان می‌گذرد سران رژیم کنونی آمریکا منویات خود را بهتر و بیشتر از پیشینیان‌شان بروز می‌دهند و از تغییر رفتار به تغییر نظام و هم اکنون به تغییر ماهیت جمهوری اسلامی ایران اذعان می‌کنند؛ اما آنکه باید تغییر ماهیت دهد رژیم آمریکا است نه ایران؛ مخالفت‌های فزاینده جامعه بین المللی نسبت به رفتار‌ها و اقدامات خلاف قوانین بین المللی، تغییر ماهیت رژیم آمریکا را تبدیل به یک مطالبه جهانی کرده است.

موسوی هم چنین رژیمی که با توسل به تروریسم اقتصادی و قلدری، تجارت آزاد جهانی را به گروگان گرفته و دولت‌ها را تهدید می‌کند که براساس خواسته‌ها و سیاست‌های نامشروع این کشور عمل کنند، میلیارد‌ها دلار سلاح مرگبار برای قتل عام غیر نظامیان به خاورمیانه و منطقه خلیج فارس صادر می‌کند، از اجرای عدالت در مورد جنایتکاران جنگی و قاتلین خبرنگاران ممانعت کرده و آن‌ها را تحت چتر حمایتی خود قرار می‌دهد، به محیط زیست و حقوق بشر و ارزش‌های جامعه بین المللی و حقوق بین الملل احترام نمی‌گذارد و بصورت روزانه در حال تهدید نظم، صلح و ثبات بین المللی است، باید تغییر ماهیت دهد.
منبع:باشگاه خبرنگاران

خوش خدمتی رئیس جمهور آمریکا برای عربستان / وقتی ترامپ خون کودکان یمنی را با دلار‌های سعودی معامله می‌کند


رئیس جمهوری آمریکا با وتوی قطعنامه ضد سعودیِ کنگره، بار دیگر خون کودکان یمنی را با دلار‌های سعودی معامله کرد.


به گزارش سخن آشنا، «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا اخیراً خدمت بزرگ دیگری به سعودی‌ها کرده است. درهمین راستا، رئیس‌جمهوری آمریکا قطعنامه فراحزبی کنگره مبنی بر لزوم خاتمه بخشیدن به حمایت نظامی این کشور از ائتلاف متجاوز سعودی علیه یمن را وتو کرد.

سنا در ماه میلادی مارس به نسبت آرا ۵۴ به ۴۶ و در اقدامی که به منزله زیر سوال بردن اتحاد ترامپ و عربستان سعودی بود؛ به این لایحه رأی مثبت داد حال آنکه مجلس نمایندگان نیز در اوایل ماه میلادی جاری (آوریل)، به نسبت آرا ۲۴۷ به ۱۷۶، آن را پذیرفت.

ترامپ در توضیح دلایل رد درخواست کنگره مدعی شد: این قطعنامه تلاشی خطرناک و غیر ضروری در راستای تضعیف اختیارات قانونی من است و زندگی شهروندان و نظامیان آمریکایی را در زمان حال و آینده به مخاطره می‌اندازد. وی همچنین مدعی شد که درگیری در یمن راهی ارزان و کم هزینه برای ایران است تا آمریکا و متحدانش را به دردسر بیندازد!

«لورنس ترایب» استاد حقوق دانشگاه هاروارد در این خصوص می‌گوید: «هیچ راهی وجود ندارد که بتوان فهمید اقدام ترامپ در حمایت از عربستان و وتو کردن مصوبه کنگره برای قطع کمک به ریاض در جنگ یمن، تا چه حد کودکان یمنی را به قحطی نزدیک تر کرده و زندگی آمریکایی‌ها را در خطر قرار داده است. آیا این اقدام به موجب منافع مالی ترامپ و کوشنر در عربستان سعودی انجام شده است»؟

تلاش برای حفظ رونق بازار فروش تسلیحات
واقعیت آن است که رئیس جمهوری آمریکا که یک تاجر است تا سیاستمدار و دیپلمات، در بیان علت اصلی وتوی قطعنامه کنگره درخصوص حمایت‌های نظامی واشنگتن از ریاض، مسیر فرافکنی را در پیش گرفته است. این فرد تاجرمسلک برای فریب افکار عمومی مدعی تضعیف اختیارات خود توسط کنگره شده و مدعی است که به همین دلیل قطعنامه آن را رد کرده است.

این ادعا درحالی مطرح می‌شود که دلیل رد قطعنامه کنگره توسط رئیس جمهوری آمریکا مسأله دیگری است. واقعیت آن است که ترامپ به رونق بازار فروش تسلیحات ایالات متحده آمریکا به می‌اندیشد و نه تضعیف اختیاراتش توسط نمایندگان کنگره. ترامپ به خوبی می‌داند که توقف حمایت‌های تسلیحاتی از عربستان سعودی، تا چه حدی می‌تواند فروش تسلیحات واشنگتن را در عرصه منطقه و بین الملل، کاهش دهد، چراکه عربستان سعودی از بزرگترین خریداران این تسلیحات محسوب می‌شود.

بر همین اساس، پر واضح است که رئیس جمهوری تاجرمسلک ایالات متحده آمریکا نگران از رونق افتادن بازار فروش تسلیحات خود است و نه چیز دیگری. از همین روی، وی به فریب افکار عمومی در خصوص اقدامش در وتوی قطعنامه ضد سعودی کنگره متوسل شده است؛ مسأله ای که البته بر افکار عمومی پوشیده نیست.

رقابت با شرکای غربی برای دریافت دلارهای بیشتر!
نکته دومی که در این خصوص وجود دارد این است که ایالات متحده آمریکا به ریاست جمهوری ترامپ به هیچ وجه نمی‌خواهد از رقابت تسلیحاتی با شرکای غربی‌اش در یمن عقب بیفتد. طبق آخرین گزارش‌ها، بخش عمده تسلیحاتی که سعودی علیه مردم بی گناه و بی دفاع یمن استفاده می‌کند، متعلق به فرانسه و انگلیس نیز هست. به همین دلیل ایالات متحده آمریکا نمی‌خواهد با قطع حمایت‌های نظامی به ریاض، راه را برای شرکای فرانسوی و انگلیسی اش باز کند.

درهمین ارتباط، نقش فرانسه و انگلیس در فروش تسلیحات نظامی به سعودی‌ها واضح است و آمریکا نمی‌خواهد که از مسابقه فروش سلاح به سعودی عقب بماند. درهمین ارتباط، یک رسانه فرانسوی با دستیابی به یک سند محرمانه نظامی، از توسل ائتلاف متجاوز سعودی به تسلیحات فرانسوی پرده برداشت که در سال ۲۰۱۸ خریداری و به طور گسترده علیه مردم یمن استفاده شده است.

نتیجه حاصل از تحقیق مشترکی که از سوی رادیو فرانسه و نهادهای مردم‌نهاد انجام شد؛ افشاگر پنهان‌کاری دولت پاریس درباره استفاده گسترده از تسلیحات این کشور در تجاوز علیه یمن است. رادیو فرانسه به اسناد طبقه‌بندی‌شده‌ای دست یافته که تاریخ آن به سال ۲۰۱۸ میلادی بازمی‌گردد و به فروش تسلیحاتی نظیر تانک، بالگرد و جنگنده به عربستان سعودی و امارات اشاره دارد که جزئی از ائتلاف متجاوز علیه یمن هستند.

این اسناد حاکی از آن است که برخی از تسلیحات در مناطق شهری یمن به کار رفته‌اند که از این میان می‌توان به ۲ رزم‌ناو و یک فروند ناوچه موشک‌انداز اشاره کرد که در محاصره دریایی یمن از آنها استفاده شده است. این گزارش در حالی افشا می‌شود که فلورانس پارلی وزیر دفاع فرانسه در ماه میلادی فوریه مدعی شده بود که این کشور اخیراً هیچ سلاحی که قابلیت استفاده در جنگ یمن را داشته باشد؛ نفروخته است.

بدین ترتیب، ایالات متحده آمریکا می‌خواهد در رقابت با شرکای غربی خود همچون فرانسه و انگلیس، در مقایسه با آنها، به دلارهای بیشتری در ازای فروش تسلیحاتی نظامی به ریاض دست پیدا کند.

گاوی که باید شیر بیشتری از آن دوشید
اما نکته بعدی در این خصوص، به تلاش رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا برای دوشیدن بیشتر شیر سعودی باز می‌گردد. پیشتر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا در این خصوص گفته بود: «آل سعود برای ما همچون گاوی شیرده اند که هروقت دیگر نتواند به ما دالر وطلا بدهد آنگاه دستور ذبح آن را صادر می کنیم».

ترامپ با همین رویکرد خود در قبال سعودی‌ها در ماه مِی سال ۲۰۱۷ موفق شده بود یک قرارداد تسلیحاتی بزرگ با مقامات ریاض به امضا برساند؛ قراردادی که همچنان ازجمله گرانقیمت ترین توافقات در عرصه بین الملل محسوب می‌شود و براساس آن، ریاض به میزان ۱۱۰ میلیارد دلار از واشنگتن تسلیحات خریداری می‌کند.

از همین روی، رئیس جمهوری آمریکا معتقد است که برای دوشیدن بیشتر مقامات سعودی گاهی نیاز است امتیازاتی نیز به آنها داده شود. وتوی قطعنامه ضد سعودی کنگره ازجمله این دست امتیازات محسوب می‌شود که رئیس جمهوری آمریکا برای دوشیدن بیشتر شیر سعودی‌ها، آن را به ریاض اعطا کرد.

معامله خون کودکان یمنی با دلارهای سعودی
ناگفته پیداست که وتوی قطعنامه کنگره ایالات متحده آمریکا مبنی بر ممنوعیت فروش تسلیحات نظامی به عربستان سعودی، نتیجه‌ای جز افزایش کشتار مردم بی دفاع و بی گناه یمن نخواهد داشت. این اقدام رئیس جمهوری آمریکا زمینه را برای جنایت‌های بیشتر سعودی علیه یمن‌ها با سلاح آمریکایی، فراهم می‌کند.

علاوه براین، به تبع افزایش جنایت‌های سعودی علیه مردم یمن، وضعیت حقوق بشری در این کشور نیز بیش از پیش رو به وخامت خواهد نهاد و عامل این مسأله نیز به اقدام ضد حقوق بشری رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا باز می‌گردد.

درهمین ارتباط، «الهام عمر» نماینده مسلمان کنگره آمریکا در واکنش به اقدام اخیر ترامپ در حمایت از تجاوزات عربستان سعودی در یمن اظهار داشت: این اقدام زندگی میلیون‌ها شهروند یمنی از جمله کودکان را در معرض خطر قرار می‌دهد و جایگاه آمریکا در جهان را از بین می‌برد. وی با بیان این مطلب افزود: این یک ضرورت اخلاقی است که کنگره، وتوی دونالد ترامپ را نادیده بگیرد.

براساس آنچه که گفته شد، کاملاً واضح به نظر می‌رسد که رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا همچنان قصد دارد جان مردم یمن را قربانی هدف خود در به دست آوردن دلارهای کثیف ناشی از فروش تسلیحات خود به ریاض می‌کند؛ البته آمریکایی‌ها حتی در دوران پیش از ترامپ هم همین تصمیم را گرفته بودند؛ معامله خون کودکان یمنی با دلارهای سعودی.

منبع: مهر

پیامدهای خطرناک تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران توسط ترامپ برای نظامیان آمریکا 


تردیدی نیست که اگر آمریکا کوچک ترین حرکتی علیه سپاه پاسدران انجام دهد، آمریکاییان جان خود را از دست خواهند داد و این بدان معناست که مردان و زنان آمریکایی در خدمت به کشورشان جان خود را از دست نخواهند داد. آنها به عنوان آلت دست سیاستی تلف خواهند شد که در تل آویو طراحی شده است.

پیامدهای خطرناک تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران توسط ترامپ برای نظامیان آمریکا / اسکات ریتر
به گزارش سخن آشنا،فارس در بخش  غرب از نگاه غرب خود مطلبی از اسکات ریتر ،افسر اطلاعات پیشین تفنگداران نیروی دریایی آمریکا منتشرکرد که در ادامه میخوانید:

 ایالات متحده مدت هاست که در یک جنگ سایه مخفی با سپاه پاسداران انفلاب اسلامی ایران قرار دارد که تاریخ آن به حمله و اشغال عراق از سوی آمریکا در سال 2003 بازمی گردد.
این کشمکش ها به قیمت جان صدها سرباز آمریکایی و صدها عضو سپاه پاسداران تمام شده است. مخالفت ایران با اشغال عراق از سوی آمریکا و ناتوانی آمریکا در شکست دادن نظامی نیروهای ایرانی در درون عراق، تنها یکی از دلایل تصمیم دولت اوباما مبنی بر خارج کردن سربازان آمریکایی از این کشور در سال 2011 بود.
از آن زمان آتش بس شکننده ای بین ارتش آمریکا در منطقه و سپاه پاسداران وجود داشته است. حتی زمانی که در سال 2014 سربازان آمریکایی بار دیگر برای کمک به شکست داعش به عراق گسیل شدند، این کار را در هماهنگی با سپاه پاسداران انجام دادند که دوشادوش شبه نظامیان شیعه عراقی می جنگیدند. اما بر خلاف این همکاری در عراق، نیروهای آمریکایی در درون سوریه از درگیری مستقیم با سپاه پاسداران که به کمک ارتش سوریه آمده بودند، اجتناب می کردند.
اما اکنون دولت ترامپ تصمیم گرفته که سپاه پاسداران را به عنوان سازمانی تروریستی اعلام کند. این اقدام پیامدهای بزرگی به دنبال دارد که آتش بس موجود را می شکند و جان هزاران نظامی آمریکایی را در معرض خطر قرار می دهد.
سپاه قدس یکی از واحدهای سپاه پاسداران که در عملیات خارج از ایران تخصص دارد، مدت هاست که از سوی آمریکا سازمانی تروریستی قلمداد می شود. اما سپاه پاسداران در کلیت خود به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از دولت ایران عمل می کند. به این ترتیب ایالات متحده عامدانه از قرار دادن این سپاه به عنوان سازمانی تروریستی پرهیز داشته است به دلیل این نگرانی که انجام این کار تلاش های دیپلماتیک با ایران را متوقف کند و حتی خاورمیانه بزرگ تر را به بی ثباتی بکشاند.

با توجه به این مسئله که واشنگتن در حال حاضر مدعی یک «جنگ» جهانی با تروریسم است، این اقدام – که سپاه پاسداران را همسنگ سازمان هایی چون داعش و القاعده قرار می دهد – به این معناست که آمریکا در نتیجه این اقدام با ایران در جنگ است.
جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران به این اقدام آمریکا واکنش نشان داد. او در نامه ای به حسن روحانی رئیس جمهور ایران توصیه کرد که با توجه به حمایت های آشکار و پنهانی که نیروهای نظامی آمریکایی از منطقه از گروه هایی به عمل می آورند که در اقدامات تروریستی علیه ایران دست داشته اند، شورای عالی امنیت ملی فرماندهی مرکزی آمریکا را به عنوان تروریست اعلام کند.
ایرانی ها مدت هاست که اصرار دارند سرویس های اطلاعاتی و نیروهای ویژه آمریکایی از سازمان های مخالف ستیزه جوی ایرانی به عنوان نیروهای نیابتی خود در جنگی خونین و اعلام نشده برای تضعیف حاکمیت ملی دولت ایران و آسیب زدن به سپاه پاسداران استفاده می کنند. فوریه گذشته گروه جیش العدل که یک گروه تجزیه طلب بلوچ است مسئولیت بمب گذاری در اتوبوسی را که حامل سربازان سپاه پاسداران بود و به کشته شدن حدود 30 نفر انجامید بر عهده گرفت. سپاه پاسداران ادعا می کند که این گروه دستورها، آموزش ها و تجهیزات خود را از پرسنل آمریکایی که در افغانستان فعالیت دارند دریافت کرده است.
به همین ترتیب در سپتامبر 2016 گروهی که خود را «جنبش خلق عرب برای آزادسازی اهواز» می نامد به مراسم رژه سپاه پاسداران در شهر اهواز حمله کرد و تعداد زیادی را به قتل رساند. رسانه های دولتی ایران تقصیر این حمله را مستقیما متوجه آمریکا و متحدان آن در خلیج فارس دانستند و اعلام کردند: «این حمله بعد از کارزار مورد حمایت آمریکا برای دامن زدن به ناآرامی ها در شهرهای ایران صورت می گیرد. این اقدام که پروژه تابستان داغ نامیده می شود به دنبال برافروختن خشم عمومی بر سر کمبود آب و برق ناشی از یک خشکسالی شدید است.»
نیکی هیلی سفیر وقت آمریکا در سازمان ملل هر گونه دست داشتن آمریکا در حمله سپتامبر شهر اهواز را رد کرد.
شتابزده و عجولانه بودن این تصمیم ترامپ کاملا روشن است؛ قصد او از این کار حمایت از بنجامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل بوده است. خود نتانیاهو در توئیتی این مسئله را تصدیق کرده است: «به خاطر تصمیمی که برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گرفتی متشکرم دوست عزیزم پرزیدنت دونالد ترامپ. متشکرم به خاطر پاسخ دادن به یکی دیگر از درخواست های مهم من که در خدمت منافع کشورهای ما و کشورهای منطقه قرار دارد.»

درخواست دیگری که نتانیاهم از ترامپ کرده تصمیم می سال 2018 ترامپ مبنی بر خارج شدن از توافق اتمی با ایران بود. از آن زمان ایالات متحده هر چه می گذرد خود را از بقیه جهان به ویژه اروپا که تصمیم دارد در این قرارداد باقی بماند منزوی تری می یابد و همین موضوع نشان می دهد که ایران همچنان به طور کامل به تعهدات خود بر اساس این قرار داد عمل می کند. خیلی ها تصمیم ترامپ برای قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان های تروریستی را به عنوان مکانیسمی برای اعمال فشار بیشتر بر ایران با بسط دامنه و مقیاس تحریم های اقتصادی علیه شرکت هایی که با سپاه پاسداران تجارت دارند می دانند.
یک دلیل دیگر این تصمیم می تواند انزجار دیرینه برخی محافل مشخص آمریکایی از نقشی باشد که سپاه پاسداران در شکل دادن به مقاومت علیه اشغال عراق از سوی آمریکا داشته است. برایان هوک نماینده ویژه آمریکا در امور ایران این هفته در گزارشی گفت: «من امروز بر اساس گزارش های نظامی طبقه بندی شده آمریکا می توانم اعلام کنم که ایران مسئول مرگ دست کم 608 نفر از نیروهای نظامی آمریکایی در عراق است. این تعداد 17 درصد کل تلفات پرسنل نظامی آمریکا در عراق از سال 2003 تا 2011 را شامل می شود.»
آنچه که ناگفته گذاشته شده این است که در طول همین دوره آمریکا از طریق فرماندهی مشترک عملیات های ویژه در جنگ اعلام نشده خود با ایران در خاک عراق درگیر بود. بیش از آنکه این تلفات ناشی از اقدامات یکجانبه ایران باشد، تلفات رزمی آمریکا که هوک به آنها اشاره کرده بخشی و جزئی از یک کشمکش بود که در سایه ها در جریان بود و فقط با خروج نیروهای رزمی آمریکا از عراق در سال 2011 خاتمه پیدا کرد.
با توجه به ارتباط مستقیم بین رفتار تهاجمی آمریکا و ایران در عراق، بدون شک دولت ترامپ درک می کند که قراردادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان های تروریستی، جان هزاران تن از پرسنل نظامی آمریکایی را که هنوز در خاورمیانه خدمت می کنند به مخاطره انداخته است. در حال حاضر بین هزار تا 1500 سرباز آمریکایی در درون سوریه حضور دارند که تعداد زیادی از نیروها و شبه نظامیان وابسته به سپاه پاسداران آنها را در محاصره خود دارند. و بیشتر از 5 هزار سرباز آمریکایی در درون عراق مستقر هستند؛ کشوری که سپاه پاسداران شبه نظامیان قدرتمند شیعه و نیز بخش های مهمی از ارتش آن را در کنترل خود دارد.
تردیدی نیست که اگر آمریکا کوچک ترین حرکتی علیه سپاه پاسدران انجام دهد، آمریکاییان جان خود را از دست خواهند داد. و این سیاست در حمایت از کارزار انتخاب مجدد یک نخست وزیر اسرائیل به اجرا گذاشته شده، برای تشدید تلاش ها در جهت تضعیف قرارداد اتمی ایران که آن نیز به خاطر بنجامین نتانیاهو از سوی آمریکا فسخ شده، واین بدان معناست که مردان و زنان آمریکایی در خدمت به کشورشان جان خود را از دست نخواهند داد. آنها به عنوان آلت دست سیاستی تلف خواهند شد که در تل آویو طراحی شده، سیاستی که اقبال و سرنوشت سیاسی یک سیاستمدار خارجی را برتر و بالاتر از جان قهرمانان ما قرار می دهد.
نویسنده: اسکات ریتر (Scott Ritter) افسر اطلاعات پیشین تفنگداران نیروی دریایی آمریکا
منبع: yon.ir/TAGJS

منبع:فارس

آخرین مطالب