پر بازدیدترین مطالب

انفعال یا پررویی؟ ترک زمین شورای حقوق بشر توسط بازیکنان آمریکا



نیکی هیلی در یک استدلال عجیب و غریب گفت «تمرکز نامتناسب و خصومت بی‌پایان نسبت به اسرائیل دلیل روشنی است بر اینکه شورا دارای انگیزه و سوگیری سیاسی است»!

هیلی

سخن آشنا- حدود یک ماه پس از تصویب تحقیق در شورای حقوق بشر از ماجرای کشتار فلسطینیان در تظاهرات علیه افتتاح سفارت آمریکا در بیت‌المقدس، نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل پشت تریبون قرار گرفت و خروج واشینگتن را از این شورا اعلام کرد.

در بیانیه‌ای که به صورت حضوری و در کنار مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا قرائت شد، «سوگیری مزمن» شورا علیه اسرائیل صراحتاً به عنوان یکی از دلایل خروج واشینگتن اعلام شده و اینکه نه تنها دولت‌هایی که کارنامه حقوق بشرِی بدی دارند در شورا حضور دارند، بلکه به انتخاب سایر اعضا مسئولیت هم می‌گیرند. هیلی شورای حقوق بشر را «سازمانی ریاکار و در خدمت خود» لقب داد که «حقوق بشر را به سخره گرفته است».

نماینده ایالات متحده در سازمان ملل که گفته می‌شود قصد ارتقا در دولت ترامپ را دارد در بیانه‌ای که خواند روسیه، چین، کوبا و مصر را به دلیل ناکام‌گذاشتن تلاش‌های آمریکا برای «مقابله جدی با وضعیت کنونی» متهم کرد. واشینگتن می‌خواست اخراج اعضایی که کارنامه مناسبی در زمینه حقوق بشر ندارند، به سادگی و سرعت انجام شود.

نیکی هیلی پیش از این بارها هشدار داده بود یا آمریکا موفق به ریشه‌کنی آنچه «سوگیری علیه اسرائیل» در شورای حقوق بشر می‌خواند می‌شود و یا از این شورا خارج می‌شود. بنابر این خروج آمریکا در وهله اول در جهت حمایت از اسرائیل، متحد چند دهه اخیرِ واشینگتن تلقی می‌شود. هیلی در یک استدلال عجیب و غریب گفت «تمرکز نامتناسب و خصومت بی‌پایان نسبت به اسرائیل دلیل روشنی است بر اینکه شورا دارای انگیزه و سوگیری سیاسی است»!

خروج آمریکا اسماً در حمایت از اسرائیل است اما در کنار آن حداقل آمریکا را نیز از سکوت سنگین در برابر توقعِ بِحق دیگران برای اعتراض نمایندگان واشینگتن به نقض مکرر حقوق بشر از سوی رژیم صهیونیستی راحت می‌کند.


مایک پنس در بیانیه‌ای نوشت «شورای حقوق بشر سازمان ملل برای سال‌ها در یک جریان تندخو و کینه‌جو علیه آمریکا و اسرائیل درگیر شده و ایالات متحده تصمیم گرفته دیگر در این زمینه مشارکت نکند».
پس از هیلی، مایک پمپئو پشت تریبون قرار گرفت و گفت خروج آمریکا به این معنا نیست که شورای حقوق بشر با یک «چشم‌انداز درخشان» تشکیل نشد، بلکه بحث در مورد «عملکرد ضعیفش در دفاع از حقوق بشر» است.

افزایش فشار حقوق بشری بر آمریکا در دوره ترامپ

دانلد ترامپ شورای حقوق بشر را ترک کرد چون عملاً بارها مورد انتقاد حقوق بشری از سوی کشورهای دیگر قرار گرفته است. وقتی نه تنها منافع مورد نظر آمریکا با آن سرعتی که واشینگتن انتظار دارد در این شورا پیش نمی‌رود و از آن سو بارها اعتراضاتی به نحوه برخورد دوگانه واشینگتن با حقوق بشر صورت می‌گیرد، ترامپ رفتن را به ماندن ترجیح می‌دهد.

فهرستی از مهمترین اعتراضات حقوق بشری به آمریکا که در ماه‌های اخیر شدت گرفته، بدین شرح است:

سکوت در برابر جنایات اسرائیل به ویژه نشانه‌رفتنِ جان تظاهرکنندگان از سوی تک‌تیراندازها آمریکایی
نزدیک‌شدن به رودریگو دوترته رئیس‌جمهور فیلیپین علی‌رغم اتهامات دولت وی در زمینه نحوه برخورد با توزیع‌کنندگان مواد مخدر
پیمان‌بستن با کیم جونگ اون رئیس‌جمهور کره شمالی بدون لحاظ موضوع حقوق بشر در مذاکره با وی
شلیک به مکزیکی‌ها در مرز با آمریکا و برخوردهای خشن مانند جداکردن مادران مهاجر از فرزندان خردسال
هیلی پیش از این مدعی شده بود آمریکا با توجهِ بیش از حدِ جامعه جهانی نسبت به عملکرد واشینگتن در حوزه حقوق بشر روبرو است در حالی که کمتر به «عملکردِ‌ قابل سرزنشِ اعضای متعددی از خود شورای حقوق بشر» توجه نشان می‌دهد.

واکنش منفی بازیگران بین‌المللی به یکی دیگر از اقدامات یکجانبه آمریکا

۱۲ گروه حقوق بشری از جمله شورای حقوق بشر، گروه حمایت از کودکان، CARE و اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا اقدام دولت ترامپ را موجب «دشوارترشدن پیشرفت در اولویت‌های حقوق بشری و کمک به قربانیان نقض آن» دانستند. مدیر اتحادیه آزادی‌های مدنی گفت «سیاست نادرست انزواگرایانه ترامپ، تنها به منافع آمریکا صدمه می‌زند».

زید رعد الحسین کمیسیونر عالی سازمان ملل در امر حقوق بشر دقایقی پس از اعلام خروج آمریکا این اقدام را «دلسردکننده اما نه چندان شگفتی‌آور» خواند و گفت با توجه به وضعیت حقوق بشر در جهان، انتظار از واشینگتن این بود که تلاش‌هایش را در این زمینه افزایش دهد نه اینکه عقب‌نشینی کند.

اتحادیه اروپا اقدام آمریکا را از این جهت که «نقش آمریکا به عنوان قهرمان و حامی دموکراسی در سطح جهان» به خطر می‌اندازد، نگران‌کننده دانست. حتی بوریس جانسون وزیر خارجه بریتانیا، متحد آمریکا، تصمیم دولت ترامپ را «تأسف‌آور» خواند.

فعلاً تنها کابینه رژیم صهیونیستی است که این اقدام منفعلانه دولت آمریکا را «شجاعانه» دانسته است. دفتر نتانیاهو در یک بیانیه اعلام کرد خروج آمریکا «یک بیانیه کاملاً روشن است مبنی بر اینکه دیگر کافی است». هیلی در بیانیه مغرورانه گفته بود آمریکا «بارها به شورا فرصت داده است» تا «اصلاحات» مد نظر واشینگتن را صورت دهد، ‌ اما این اتفاق نیافتاده است.

سخنان صریح کمیسیونر عالی سازمان ملل در امر حقوق بشر علیه ترامپ

جمع‌بندی

نیویورک تایمز هشدار داده است شعار «آمریکای اول» که از سوی دولت ترامپ مطرح می‌شود نباید به «آمریکای تنها» تبدیل شود. به نظر می‌رسد خروج آمریکا از شورای حقوق بشر، مقدمه‌چینی برای ترویج دیدگاه یکجانبه‌ای از حقوق بشر در جهان و تلاش برای مشروعیت‌بخشی به آن به عنوان توجیه سیاست خارجی این کشور علیه کشورهای متخاصم خواهد بود.

دانلد ترامپ خوب می‌داند چنین سیاست یکجانبه‌ای را حتی با کمک سایر کشورهای غربی نمی‌تواند در شورای حقوق بشر دنبال کند. اروپای غربی و آمریکای شمالی روی ‌هم تنها ۷ کرسی از ۴۷ عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل را در اختیار دارند. منطقه آسیا-اقیانوسیه ۱۳ و آفریقا هر یک به تنهایی ۱۳ کرسی در اختیار دارد. ظاهراً برای ایالات متحده دشوار آمده است که نمی‌تواند با چنین سهم اندکی که با توجه به تعداد کشورهای هر قاره تنظیم شده است نظر خود را بر جهان تحمیل کند و تصمیم گرفته روش چندین و چند ساله خود یعنی زورگفتن با بهره‌گیری از قدرت اقتصادی و نظامی را آشکارا اِعمال کند.
منبع:مشرق

قمار انتخاباتی اردوغان با برگه جنگ خارجی



در حالی که اردوغان با شعارهای ملی‌گرایانه و رادیکال در سخنان خود تلاش دارد تا از ماجراجویی‌های نظامی کشورش در سوریه دفاع کند، اما به همان میزان در مورد نتایج این لشکرکشی جنجالی و دعوت نشده مورد نقد قرار گرفته است.

 Ù‚مار انتخاباتی اردوغان با برگه جنگ خارجی

سخن آشنا - در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ترکیه، صلاح الدین دمیرتاش، رهبر حزب کردی جمهوری خواه خلق در پیامی انتقادی علیه سیاست‌های دولت اردوغان که در زندان تهیه و منتشر ‌شده، اعلام کرد که حاکمیت به خاطر منافع سیاسی خود در داخل و خارج سیاست های جنگی را به یک امر مقدس تبدیل کرده و آن را به قیمت جان فرزندان ما ادامه می دهد.

مشخص است که دمیرتاش به طور روشنی اقدامات جنگی اردوغان را هدف قرار داده و این انتقاد نه تنها علیه بمباران مناطق کردی در داخل مرزهای ترکیه، بلکه حضور نظامی دولت در خارج از مرزها نیز هدف این انتقادات است. حضوری نظامی که بیشتر در میدان جنگی سوریه برجسته می‌شود.

اما این تنها دمیرتاش نیست که منتقد سیاست‌های دولت اردوغان در جنگ‌های داخلی و خارجی ترکیه است. چند روز پیش نیز کمال قلیچدار اوغلو، هبر حزب جمهوری خواه خلق ترکیه در اظهاراتی با اشاره به جنگ‌های فعلی در داخل و خارج از مرزهای ترکیه عنوان داشت که عملیاتی که اکنون توسط دولت علیه قندیل در حال پیگیری می باشد با اهداف دیگری صورت گرفته است.

این گفته قلیچدار اوغلو به طور روشنی اهداف اردوغان در بمباران مناطق قندیل که تحت عنوان مبارزه با تروریسم صورت می‌گیرد را زیر سوال می‌برد و در مقابل به طور غیرمستقیم به اهداف انتخاباتی اردوغان اشاره دارد که قرار است تا کمتر از یک هفته دیگر برگزار شود.

از سوی دیگر اردوغان در مقام پاسخ به این انتقادات برآمده و با دفاع از عملیات نظامی ترکیه طی چند سال گذشته اعلام کرده که ترکیه به از بین بردن مواضع نیروهای پ.ک.ک در کوه‌های قندیل در شمال عراق و عملیات خود در سوریه ادامه خواهد داد.

 

انتخابات و سیاست خارجی نظامی گری اردوغان

این انتقادات و پاسخ متقابل اردوغان در شرایطی صورت می‌گیرد که این کشور تا کمتر از یک هفته دیگر شاهد برگزاری دو انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری و همزمان پارلمانی خواهد بود و آن گونه که آمارهای رسمی اعلام کرده‌اند، نزدیک به ۶۰ میلیون شهروند ترکیه که واجد شرایط رأی دادن هستند، رئیس جمهور آینده را از میان ۶ کاندیدا انتخاب و سرنوشت ۶۰۰ کرسی پارلمان را نیز تعیین خواهند کرد.

در واقع انتخابات پیش رو به مثابه یک همه پرسی تمام عیار برای ادامه حیات سیاسی اردوغان در حاکمیت ترکیه خواهد بود و شاید از همین روست که حال در کنار مسائل اجتماعی و اقتصادی داخلی، مسئله جنگ‌های خارجی اردوغان نیز از سوی منتقدان وی هدف قرار داده شده است.

تردیدی نیست که امروزه سیاست خارجی ترکیه به جای شعار به صفر رساندن مشکلات با همسایگان، نوعی رویکرد تهاجمی و نظامی‌گری برگزیده و بر همگان آشکار است تا چه اندازه تشدید میلیتاریسم (نظامی‌گری) در رفتار سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه، عراق، یونان و حتی در برابر هم‌پیمانش آمریکا برجسته و روشن است.

به اعتقاد بسیاری برجسته سازی نظامی گری در سیاست خارجی دولت‌ها به مثابه یک شمشیر دولبه است و روسای دولت‌ها به همان میزان که با تکیه بر نظامی‌گری سیاست خارجی خود می‌توانند وحدت داخلی مورد نظر را در راستای اهداف خود بدست آورند، اما از سوی دیگر بدلیل هزینه‌های زیاد عملیات‌های نظامی می‌توانند هدف حملات و انتقادات تند مخالفان خود قرار گیرند.

وضعیت امروز ارادوغان نیز چندان بی شباهت به همان شمشیر دو لبه نیست و در حالی که اردوغان با شعارهای ملی‌گرایانه و رادیکال در سخنان خود تلاش دارد تا از ماجراجویی‌های نظامی کشورش در سوریه دفاع کند، اما به همان میزان در مورد نتایج این لشکرکشی جنجالی و دعوت نشده مورد نقد قرار گرفته است.

تاثیرگذاری این انتقادات وقتی بیشتر است که دولت‌های غربی و بویژه آمریکا به عنوان متحد آنکارا از این کشور خواسته‌اند برای خروج از سوریه تلاش کند و این موضع‌گیری آمریکا در مقابل سکوت و یا اعلام مخالفت دیگر بازیگران منطقه‌ای در برابر حضور نظامی آنکارا در شمال سوریه پیام چندان مناسبی برای اردوغان نیست. پیامی که در مقابل تیغ منتقدان را در مقابل اردوغان تیزتر خواهد کرد.

 

اردوغان چگونه از آب گل آلود جنگ خارجی ماهی می‌گیرد؟

در عین حال و با وجود انتقادات گسترده‌ای که از سوی مخالفان دولت حاکم ترکیه علیه عملیات نظامی این کشور وجود دارد، اما پاسخ اردوغان به ادامه جنگ در سوریه که در سخنرانی‌های انتخاباتی او عنوان شده، نشان می‌دهد رجب طیب اردوغان همچنان به بهره‌گیری و استفاده از عنصر جنگ خارجی برای پیروزی انتخاباتی خود مصمم است.

در واقع نگاهی به دو عملیات نظامی ترکیه در سوریه طی چند سال گذشته نشان می‌دهد این عملیات‌ها همواره با رویدادهای سیاسی داخلی ترکیه همزمان و همسو بوده‌اند. عملیات «سپر فرات» که یکی از فازهای مهم مداخله ترکیه در سوریه بود، در اوت ۲۰۱۶، یک ماه پس از کودتای نافرجام ژوئیه از سر گرفته شد و در حال حاضر نیز عملیات نظامی شاخه زیتون برای تصرف عفرین در حالی کلید زده شده که یک ماه بعد از آن اردوغان برگزاری انتخابات زودهنگام ترکیه را اعلام کرد. در واقع برگزاری زودهنگام انتخابات فعلی در آوریل، پس از فتح عفرین از سوی اردوغان اعلام شد که در جای خود قابل تامل است.

به عبارت دیگر اردوغان با انجام عملیات عفرین بدنبال این فرصت بود که پیوندهایش را با ملی‌گرایان افراطی حزب حرکت ملی و البته با ارتش محکم کند. عملیات عفرین همچنین بهانه خوبی برای خفه کردن صدای مخالفان بوده است. دولت با کوچک‌ترین انتقادها از عملیات عفرین با برچسب “زیر سؤال بردن حق ترکیه برای دفاع از خود” برخورد کرد و با آغاز عملیات، فضای رسانه‌ها از گفتارهای ملی‌گرایانه اردوغان لبریز شد. در حقیقت در گفتار اردوغان، ارتش و دولت و حزب با هم یکی شده و پشت سر او قرار گرفته‌اند و این شرایط بهترین فرصت تبلیغاتی را برای اردوغان فراهم آورده است.

براین اساس می‌توان جنگ فعلی ترکیه در سوریه را افیون قوی برای اردوغان در جهت به فراموشی سپردن برخی مشکلات اقتصادی در داخل از جمله کاهش نرخ رشد اقتصادی طی چند سال گذشته دانست و از همه مهمتر به حضور بیش از 15 ساله او در قدرت لباس مشروعیت بخشید. حضور اردوغان با لباس نظامی در میدان جنگ علیه سوریه جز ثابت کننده همان قدرت عثمانی مورد نظر او نیست و در این شرایط انتقاد از این جنگ بسیار مشکل خواهد بود، هرچند برای پاسخ به این سوال که آیا چنین رویکردی برای اردوغان ارمغانی به همراه خواهد آورد یا خیر، باید در انتظار نتایج انتخابات بود. انتخاباتی که بیشتر به یک همه پرسی برای ادامه حضور و یا پایان کار اردوغان در کاخ ریاست جمهوری و صحنه قدرت ترکیه شبیه شده است.
منبع:الوقت

اندیشکده بین المللی مطالعات استراتژیک بریتانیا:به ایران اجازه آزمایش و ارسال موشک های ماهواره ای باید داده شود


برنامه و پروژه موشک های ماهواره ای شاید در تکمیل و ساخت موشک های قاره پیما تاثیرگذار باشد اما تاریخ ثابت کرده است که در تولید آنها نقش اساسی ندارد.

خبرگزاری فارس: به ایران اجازه آزمایش و ارسال موشک های ماهواره ای باید داده شود
سخن آشنا- اندیشکده بین المللی مطالعات استراتژیک بریتانیا( The International Institute for Strategic Studies ) در مقاله ای به تحلیل برنامه موشکی ایران پرداخته و نویسندگان این مطلب به نام های مایکل المان (Michael Elleman )پژوهشگر ارشد صنعت موشکی و مارک فیتز پاتریک ( Mark Fitzpatrick)مدیر اجرایی مرکز بین المللی مطالعات استراتژیک بریتانیا , با تاکید بر استفاده ایران از موشک در بعد دفاعی و تحقیقاتی که کاملا در چارچوب قوانین می باشد , به گونه ای به سیاستمداران آمریکایی این موضوع را تفهیم نمودند که جمهوری اسلامی نیازی به داشتن موشک های قاره پیما و برد بلند ندارد. در ادامه توجه شما را به ترجمه تحلیل این دو شخص جلب می نماییم.

ایران برنامه موشکی خود را متوقف نخواهد کرد زیرا بهره مندی از توان موشکی نقش بسیار کلیدی در دفاع و بازدارندگی از حملات احتمالی دیگران را ایفا خواهد کرد.

به گزارش بصیرت کارشناسان مرکزIISS می نویسند: نیاز به موشک در میان ایرانیان به شدت احساس می گردد زیرا در اواسط دهه 1980 در زمان حملات رژیم بعثی به ایران با استفاده از موشک های زمین به زمین توانستند جواب حملات موشکی رژیم وقت عراق به شهرهای شان را بدهند.

با این حال می بایست این حق را برای ایالات متحده و شرکانش قائل شد که در پی محدود سازی برنامه موشکی ایران باشند.
منظور از محدود سازی عدم دسترسی ایران به موشک های بین قاره ای و موشک هایی با برد متوسط بین 3000 الی 5/500کیلومتر می باشد. اعمال چنین محدودیت بر برنامه موشکی ایران امری واقع بینانه است زیرا امروزه ایران هیچ برنامه ای برای دست یابی به موشک های بین قاره ای و با برد متوسط ندارد.

موشک هایی که توسط ایران در حال تولید و تکمیل است هیچ کدام توانایی پیمودن مسیر بسیار طولانی و اصابت به آمریکا و اروپا را ندارند.

سازمان مرکزی اطلاعات هوا و فضا ایالات متحده آمریکا ادعا کرده که ایران برنامه ای را در دست اجرا دارد که به احتمال فراوان برای تکمیل آزمایش قابلیت موشک های بین قاره ای مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

این برنامه تجربیات بسیار مهمی را در زمینه تکمیل و ساخت موشک های قدرتمند و همچنین سایر اطلاعاتی که در ساخت موشک های دور برد مورد استفاده قرار خواهد گرفت را در اختیار مهندسان ایرانی قرار می دهد.

این در حالی است ماهوارهای ارسالی به فضا از سوی ایران از نوع موشک های قاره پیما نمی باشند.

برنامه و پروژه موشک های ماهواره ای شاید در تکمیل و ساخت موشک های قاره پیما تاثیرگذار باشد اما تاریخ ثابت کرده است که در تولید آنها نقش اساسی ندارد. دلایل دیگری دال بر عدم استفاده از موشک های ماهواره ای در ساخت کلاهک های اتمی وجود دارد که می توان به معیار عملکرد متفاوت و الزاماتی که ظرفیت ترابری یک موشک می بایست در طول بازگشت از جو تحمل کند اشاره کرد.

دو موشک پرتاب شده به فضا از سوی ایران به نامهای سفیر و سیمرغ برای ارسال ماهواره به فضا بهینه سازی شده است و در واقع برای بکارگیری در بعد بالستیک اصلا مناسب نمی باشند.

زیرا سیستم نیروی محرکه هر دو موشک مذکور مبتنی بر نیروی پرتاب ضعیف و موتورهایی با فعالیت طولانی بوده که مناسب برای شتاب بخشیدن به ماهواره ی موجود در مسیر موازی با سطح زمین و ارسال آن به مداری ثابت در فضا میباشد . علاوه بر این موشک بزرگ و سنگین سیمرغ برای طی یک بازه زمانی طولانی و در یک پلت فرم مشخص برای پرتاب آماده می شود که این امر آن را قبل از حمله به هدف تضعیف و متزلزل می نماید.

برنامه و پروژه موشک های ماهواره ای شاید در تکمیل و ساخت موشک های قاره پیما تاثیرگذار باشد اما تاریخ ثابت کرده است که در تولید آنها نقش اساسی ندارد. دلایل دیگری دال بر عدم استفاده از موشک های ماهواره ای در ساخت کلاهک های اتمی وجود دارد که می توان به معیار عملکرد متفاوت و الزاماتی که ظرفیت ترابری یک موشک می بایست در طول بازگشت از جو تحمل کند اشاره کرد.

تمام موشک های ایران در راستای ساخت و تکمیل سلاح هسته ای نمی باشد.اما دسترسی به آن دسته از موشک هایی که در راستای ساخت کلاهک هسته ای مورد استفاده قرار می گیرند باید بسیار محدود گردد.با این حال می بایست به ایران اجازه آزمایش و ارسال موشک های ماهواره ای در بعد محدود داده شود.
مترجم: مهدی بختیاری

منبع:پایگاه بصیرت

یاران عربستان به ریاض پشت می‌کنند/ دومینوی خروج از ائتلاف علیه یمن


سخنان وزیر دفاع مالزی درباره خروج کشورش از ائتلاف متجاوز سعودی علیه یمن نشان داد که ائتلاف پوشالی عربستان بیش از پیش در حال فروپاشی است.

یاران عربستان به ریاض پشت می کنند/دومینوی خروج از ائتلاف علیه یمن
به گزارش سخن آشنا؛ سخنان اخیر وزیر دفاع جدید مالزی در خصوص خروج کشورش از ائتلاف متجاوز سعودی بسیار قابل تأمل است.

محمد سبو وزیر دفاع مالزی با اشاره به اینکه این کشور علاقه ای برای حضور در مناقشات موجود در منطقه خلیج فارس ندارد گفت: در حال ارزیابی خارج کردن نیروهایمان از عربستان سعودی که اقدام به بمباران یمن می کند هستیم. چرا باید بخواهیم در حمله به یمن یک کشور اسلامی دیگر حضور داشته باشیم؟ نمی خواهیم در چنین مناقشاتی حضور داشته باشیم. اگر قرار بر حضور نظامیان مالزی در چنین حملاتی باشد باید صرفا از طریق سازمان ملل متحد باشد.

محمد علی الحوثی رئیس کمیته عالی انقلاب یمن نیز بعد از این سخنان در حساب توئیتری خود نوشت: سخنان محمد سابو، وزیر دفاع جدید مالزی نشان می دهد که این کشور بحث خروج نیروهای مالزی مستقر در عربستان از ائتلاف این کشور علیه یمن را بررسی می کند.

نشانه های محکمی در خصوص احتمال خروج دیگر کشورها بعد از مالزی از ائتلاف عربستان وجود دارد. با بازگشت ماهاتیر به قدرت امور به حالت طبیعی خود بازگشته است. سخنان وزیر دفاع مالزی مثبت بوده و به نفع ملت و ارتش این کشور و هم چنین ملت یمن است. ما از این مواضع قدردانی کرده و از دیگر کشورها می خواهیم از ائتلاف عربستان خارج شده و در جنایت کشتار و محاصره یمن مشارکت نداشته باشند. این کشور میان ماندن در ائتلاف همراه با اجر شدن و از بین رفتن منابعشان بدون هیچ احترامی یا خروج از ائتلاف مخیر هستند.

این موضع گیری مقام مالزی بعد از گذشت کمتر از یک ماه از برکناری نجیب عبدالرزاق نخست وزیر سابق به اتهامات فساد صورت میگیرد و به نظر میرسد که مالزی در دوره جدید خود تلاش دارد تا برخی سیاستهای اشتباه کشورش را در قبال خاورمیانه از جمله مشارکت در ائتلاف متجاوز سعودی علیه یمن تصحیح کند؛ اقدامی که به احتمال بسیار زیاد با دنباله روی دیگر کشورها از مالزی رو به رو شود.

سخنان وزیر دفاع جدید این کشور به خوبی نشان می دهد که حضور کشورهای مسلمان و یا عرب در ائتلاف متجاوز سعودی علیه یک کشور مسلمان و عرب دیگر اقدامی است که منافع امت عربی و اسلامی را زیر پا گذاشته و باعث عدم اتحاد این کشورها و تضعیف آنها در برابر مستکبران و کشورهای غربی میشود.

مسأله ای که دیگر اعضای ائتلاف مذکور یا به آن پی برده و خواهان اعلام رسمی جدایی از این ائتلاف به دلایل مختلف نیستند و یا هنوز متوجه پیامدهای این تجاوز بی رحمانه به یکی از فقیرترین کشورهای جهان نشده اند.

تنها دستاورد تجاوز نظامی عربستان به یمن که ۲۵ مارس ۲۰۱۵ آغاز شد بعد از گذشت چهار سال ویرانی ها و خرابی ها در کنار قتل عام و کشتار دسته جمعی مرد و زن و کودک در این کشور بوده است. حتی حمله نظامی اخیر این ائتلاف به استان الحدیده برای به دست گرفتن یکی از مهمترین معبرهای دستیابی به کمک های بشر دوستانه یعنی بندر الحدیده تاکنون هیچ دستاوردی جز افزایش شمار قربانیان این حملات نداشته است.

با وجود آنکه ائتلاف سعودی تلاش می کند تا با استفاده از ابزار رسانه ای خود نشان دهد که پیشروی هایی در این استان داشته و توانسته کنترل فرودگاه الحدیده را به دست بگیرد اما انتشار ویدئوها و تصاویر این فرودگاه دروغ رسانه ای متجاوزان را آشکار کرده است.

در هر صورت بررسی کارنامه سیاه ائتلاف سعودی در یمن طی این چهارسال نشان می دهد که نیروهای مقاومت یمن در برابر مزدوران سعودی هرگز عقب نشینی نکرده و نخواهند کرد و این تجاوز هر چقدر هم که طول بکشد دستاوردی جز یک جنگ فرسایشی برای عربستان نخواهد داشت.

خروج مالزی از ائتلاف عربستان که در شرایط حساس این ائتلاف و ورود به یک نبرد فرسایشی دیگر در محور الحدیده صورت می گیرد به احتمال بسیار زیاد منجر به خروج سودان از ائتلاف مذکور نیز خواهد شد.

درست است که بعد از این سخنان وزیر دفاع مالزی، مقامات سودان برای دلگرم کردن ریاض اعلام کرده اند که به نقش خود در ائتلاف ادامه خواهند داد اما بررسی اعتراضات سیاستمداران در سودان علیه مشارکت این کشور در ائتلاف عربستان نشان می دهد که دیر یا زود خارطوم از این ائتلاف خارج خواهد شد.

نظامیان سودانی طی روزهای اخیر تلفات بسیار زیادی در جریان درگیری با نیروهای مقاومت یمن داده اند چرا که سرکردگان این ائتلاف مشخصا نظامیان سودانی را برای جبهه الحدیده در نظر گرفته اند تا جاییکه محمد حمدان حمیدتی فرمانده نیروهای سودانی رسما اذعان کرده است که تاکنون دهها نظامی سودانی از جمله چندین افسر بلند پایه در این درگیری ها کشته شده اند.

افزایش تلفات نظامیان سودانی بدون اینکه دستاورد مشخصی برای این کشور داشته باشد باعث شده تا نمایندگان پارلمان این کشور نیز صدای اعتراض خود را علیه ادامه حضور سودان در ائتلاف عربستان بلند کنند به طوریکه حسن عثمان رزق و عبدالرحمن الفضیل ۲ نماینده سودانی اعلام کرده اند که در سایه تلفات نظامیان کشورشان در یمن باید خارطوم از این ائتلاف خارج شود چرا که هیچ نشانه ای مبنی بر توقف این تجاوز نظامی به یمن وجود ندارد.

البته از نکته نیز نباید غافل بود که جنگ یمن علاوه بر آنکه هیچ نتیجه ای برای سودان به دنبال نداشته بلکه این کشور را نیز در معرض خطر قرار داده است به طوریکه یمنی ها خواهان هدف قرار دادن خارطوم با موشکهای بالستیک مانند شهرهای عربستان هستند و سودان نیز فاقد سیستم دفاعی قدرتمند است.

به نظر می رسد سیاستهای خصمانه عربستان در قبال کشورهای مختلف باعث شده تا یاران ریاض یکی یکی پشت آن را خالی کرده و دور عربستان بیش از قبل خلوت شود. مخالفت قطر با سیاستهای عربستان در منطقه و تحریم شدنش توسط کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به دستور ریاض، خشم مراکش از اقدام نماینده عربستان در خصوص رأی دادن علیه این کشور برای میزبانی جام جهانی ۲۰۲۶ و خائن خواندن ریاض، پشت کردن سنگال، چاد و سودان به عربستان در خصوص تحریم قطر تنها نمونه هایی از لبریز شدن کاسه صبرکشورهای عربی و یاران ریاض در برابر سیاستهای خصمانه عربستان در قبال منطقه است.

در نهایت می توان گفت که ائتلاف پوشالی عربستان علیه یمن آرام آرام در حال شکستن است و شکاف های ایجاد شده بر روی آن با گذشت زمان و اثبات شکست ریاض در یمن برای یارانش عمیق تر خواهد شد

منبع: مهر

تخریب بقیع، سند مظلومیت شیعه

 

تا پیش از تخریب و ویرانی قبور مطهر بقیع توسط وهابیت متعصب كه براساس معتقدات خود، به تخریب بسیاری از آثار تاریخی پرداختند، بر روی قبور پیشوایان و سایر بزرگان اسلام که در مدینه مدفون بودند گنبدها و بناهایی قرار داشت.

به گزارش سخن آشنا،در کمتر کشوری به اندازه سرزمین حجاز، آثار مربوط به قرون نخستین اسلام وجود داشته است؛ چرا که زادگاه اصلی اسلام آن‌جاست و آثار گرانبهایی از پیشوایان اسلام در جای جای این سرزمین دیده می‌شود. ولی متاسفانه، متعصبان خشک مغز وهابی، بیشتر این آثار ارزشمند را به بهانه واهی آثار شرک، از میان برده‌اند و کمتر چیزی از این آثار پرارزش باقی مانده است. نمونه بارز آن، قبرستان بقیع است. این قبرستان، مهم‌ترین قبرستان در اسلام است که بخش مهمی از تاریخ اسلام را در خود جای داده و کتاب بزرگ و گویایی از تاریخ مسلمانان به شمار می‌آید.

تا پیش از تخریب و ویرانی قبور مطهر بقیع توسط وهابیت متعصب كه براساس معتقدات خود، به تخریب بسیاری از آثار تاریخی پرداختند، بر روی قبور پیشوایان و سایر بزرگان اسلام که در مدینه مدفون بودند گنبدها و بناهایی قرار داشت. ائمه بقیع در بقعه بزرگی که به‏ طور هشت ضلعی ساخته شده بود و اندرون و گنبد آن سفیدکاری شده بود مدفون بودند.

در هشتم شوال سال 1344 هجری قمری پس از اشغال مکه ، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورین عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور هم چنین قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم (ص) قبور همسران پیامبر ، قبرام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس(ع) و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق – علیه السلام – و بسیاری قبور دیگرپرداختند .

ضریح فولادی ائمه بقیع که روی قبور حضرات معصومین امام مجتبی(ع) ، امام سجاد(ع) ، امام باقر(ع) و امام صادق(عقرار داشت را از جا درآورده و بردند . اما این اولین حمله آنان به مدینه نبود . آنان در سال 1220 هجری نیز یک بار دیگر به مدینه هجوم برده ، پس از یک سال و نیم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصرف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر (ص) و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند .

پس از تسلّط سعودیان بر حجاز، با توجه به پیوند فکری و مذهبی آنان با محمدبن عبدالوهاب، در هر شهر و منطقهای که وارد می‌شدند، آثار و ابنیه ساخته شده بر روی قبور بزرگان صدر اسلام را خراب و ویران می‌کردند.

وهابیان، بار نخست در سال 1220هجری قمری بخشی از بناهای قبرستان بقیع را ویران نموده و سپس با تکمیل سلطه خود بر حجاز در شوال سال 1344 هجری قمری کلیه این بناها و گنبدها و آثار را ویران و اموال و اشیای گران قیمت موجود در این اماکن را به تاراج بردند و نه تنها در مدینه، بلکه در هرجا گنبد و بارگاه و زیارتگاهی بود، به ویرانی آن اقدام کردند.

مرحوم سید محسن امین، ابعاد ویرانی‌های وهابیان در حجاز را اینگونه وصف می‌کند:

وقتی وهابیان وارد طائف شدند، گنبد مدفن ابن عباس را خراب کردند، چنانکه یکبار دیگر این کار را کرده بودند. آنان هنگامی که وارد مکه شدند، گنبدهای قبر عبدالمطّلب، ابوطالب و خدیجه امّ المؤمنین(علیها السلام) را ویران نمودند و زادگاه پیامبر(ص) و فاطمه زهرا(ع) را با خاک یکسان کردند و آنگاه که وارد جده شدند، گنبد و قبر حوا را خراب کردند و به طور کلی، تمام مقابر و مزارات را در مکه، جده، طائف و نواحی آنها ویران نمودند و زمانی هم که مدینه منوره را محاصره کردند، به ویران کردن مسجد و مزار حمزه پرداختند. پس از تسلط وهابیان بر مدینه منوره، قاضی القضات وهابیان، شیخ عبدالله بن بلیهد، در رمضان 1344 هجری قمری از مکه به جانب مدینه حرکت کرد و اعلامیه‌ای صادر نمود و ضمن آن، جواز ویران کردن گنبدها و زیارتگاهها را از مردم سؤال کرده بود. بسیاری از مردم از ترس به آن پاسخ نداده و برخی نیز لزوم ویران کردن را خواستار شده بودند!

البته هدف او از این اعلامیه و سوال، نظرخواهی واقعی نبود، بلکه می‌خواست در میان مردم آمادگی ایجاد کند، چون وهابیان در هیچ یک از اعمال خود و در ویران کردن گنبدها و ضریحها، حتی گنبد مرقد حضرت رسول (ص) منتظر نظر مردم نبودند و این اعمال، پایه مذهب آنان است. شاهد سخن آنکه، آنان پس از نشر این اعلامیه و سوال و جواب، همه گنبدها و زیارتگاهها را در مدینه و اطراف آن ویران کردند و حتی گنبد مضاجع ائمه اهلبیت(ع) را در بقیع، که قبر عباس عموی پیامبر(ص) نیز در کنار آنها بود، خراب نمودند و دیوارها و صندوقها و ضریحهایی که روی قبرهای شریف قرار داشت، همه را از بین بردند. آنها در این زیارتگاهها، جز تلی سنگ و خاک، به عنوان علامت باقی نگذاشتند.

آن‌ها همچنین در شوال 1343 با تخریب قبور مطهر ائمه بقیع (ع) اشیاء نفیس و با ارزش آن قبور مطهر را به یغما بردند و قبر حضرت حمزه (ع) و شهدای احد را با خاك یكسان و گنبد و مرقد حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر پیامبر (ع) و دیگر قبور را هم خراب كردند.

وهابیون متعصب در همان سال به كربلای معلی حمله كردند و ضریح مطهرحضرت امام حسین(ع) را كندند و جواهرات و اشیاء نفیس حرم مطهر را كه اكثرا از هدایای سلاطین و بسیار ارزشمند و گرانبها بود، غارت كردند و قریب به 7000 نفر از علما، فضلا و سادات و مردم را كشتند. سپس به سمت نجف رفتند كه موفق به غارت نشدند و شكست خورده برگشتند.

 

هتک حرمت بقیع در کلام بزرگان

تلخى دیگرى كه وجود دارد، این است كه در میان مجموعه ‏ مسلمانان و امت اسلامى كسانى پیدا شوند كه با افكار پلید و متحجر و عقب‏ مانده و خرافى خود، تجلیل از بزرگان و برجستگان و چهره‏‌هاى نورانى صدر اسلام را شرك بدانند، كفر بدانند؛ واقعاً این مصیبتى است. اینها همان كسانى هستند كه گذشتگانشان قبور ائمه (ع) را در بقیع ویران كردند. آن روز كه در دنیاى اسلام، از شبه‏ قاره‏ هند گرفته تا آفریقا، علیه اینها قیام كردند، اگر اینها جرات مى‏‌كردند، قبر مطهر پیغمبر را هم ویران مى‏‌كردند. ببینید چه فكر باطلى، چه روحیه‏ پلیدى، چه انسانهاى بداندیشى، احترام به بزرگان را اینجورى بخواهند نقض كنند و هتك كنند و این را جزو وظائف دینى بشمرند! وقتى كه اینها بقیع را ویران كردند، از شرق جغرافیاى اسلام- از هند- تا غرب جغرافیاى اسلام، علیه اینها بسیج شدند و سرتاسر دنیاى اسلام علیه این‌ها اعتراض كرد.

مقام معظم رهبری دربخشی از سخنان خود این عمل نادرست را اینگونه توصیف می‌کنند:«اینها به عنوان اینكه این كارها پرستش است، این اقدام‌هاى خبیث را مى‏‌كنند! رفتن سر قبر یك انسانى و طلب رحمت كردن براى او از خداى متعال، و طلب رحمت كردن براى خود در آن فضاى معنوى و روحانى، شرك است؟ شرك این است كه انسان بشود ابزار دست سیاست‏هاى اینتلیجنس انگلیس و سى. آى. اى آمریكا و با این اعمال، دل مسلمانان را غمدار كند، آزرده كند. اینها اطاعت و عبودیت و خاكسارى در مقابل طواغیت زنده را شرك نمى‏ دانند، احترام به بزرگان را شرك مى‏ دانند! خود این، یك مصیبتى است. جریان تكفیرىِ خبیث كه امروز در دنیاى اسلام به بركت برخى از منابع مادى، متأسفانه پول و امكانات هم در اختیار دارند، یكى از مصائب اسلام است.» (بیانات مقام معظم رهبری16/ 02/ 1392)

 

منابع:

ناصر مکارم شیرازی، وهابیت بر سر دوراهی

جعفر سبحانی، آیین وهابیت

اصغر قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره

علی اصغر رضوانی، شیعه شناسی و پاسخ به شبهات
منبع:شبستان

آخرین مطالب