پر بازدیدترین مطالب

پس‌لرزه‌های استعفای وزیر دفاع آمریکا؛ طرف‌داران «تغییر رژیم» ترامپ را محاصره کرده‌اند/ سیاست ضدایرانی واشینگتن بعد از متیس



اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک شکل‌گیری احتمالی محور بولتون-پمپئو-کاتن، زیر نظر رئیس‌جمهوری که ایران را به اقدام نظامی تهدید کرده است، را به منزله ارسال پیامی شوم به تهران می‌داند.

جیمز متیس - نمایه

سخن آشنا - «جیمز متیس» وزیر دفاع سابق ترامپ، یک روز پس از اعلام عمومی تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر خروج نیروهای نظامی این کشور از سوریه، نامه استعفای خود را تقدیم پرزیدنت ترامپ کرد. اگرچه این استعفا اولین استعفای یک عضو کابینه یا حتی یک وزیر در دولت ترامپ نبود و کم‌تر کسی هم انتظار دارد آخرین استعفا در دولت آمریکا باشد، اما ناامید شدن متیس از ترامپ مانند زلزله‌ای بود که نه تنها بلافاصله واشینگتن را به شدت تکان داد، بلکه پس‌لرزه‌های آن هنوز هم ادامه دارند. متیس، مشهور به «سگ دیوانه»، از معدود سیاستمداران آمریکایی است که هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات در این کشور او را کاملاً قبول دارند و وجودش در کابینه ترامپ را به منزله وزنه تعادلی در آشفته‌بازار واشینگتن می‌دانستند. در گزارش پیش رو به بخشی از تحلیل‌هایی می‌پردازیم که کارشناسان آمریکایی درباره پیامدهای استعفای متیس بر دولت آمریکا و هم‌چنین بر سیاست‌های این دولت در قبال ایران ارائه کرده‌اند.

 

پایگاه اینترنتی مجله «نیو ایسترن آوت‌لوک» روسیه در گزارشی با عنوان «استعفایی که یک سانتی‌متر با شورش فاصله دارد [۱] » به قلم «دینا استرایکر» نویسنده و کارشناس سیاسی آمریکایی، استعفای متیس را به شورش در دولت ترامپ تشبیه کرده است. استرایکر در ابتدای گزارش خود می‌نویسد: «من از ماه‌ها قبل پیش‌بینی می‌کردم که ترامپ استعفا خواهد داد، اما امروز اتفاقی افتاد که نام آن را فقط می‌توان «شورش» [و تمرد از دستور] گذاشت: وزیر دفاع رئیس‌جمهور در اعتراض به سیاست‌های نظامی وی و در قالب شکل سنتی شورش، استعفا کرد.» نویسنده سپس توضیح می‌دهد: «متیس دستور ترامپ مبنی بر ممنوعیت استفاده از افراد فراجنسیتی در ارتش را بی‌سروصدا نادیده می‌گرفت، اما وقتی دستور، خارج کردن نیروها از یک عرصه عملیاتی [مانند جنگ سوریه] باشد، نادیده گرفتن آن کمی سخت می‌شود!»


استرایکر از آن‌جایی اقدام متیس به استعفا را شورش می‌نامد که طبق قانون اساسی آمریکا، رئیس‌جمهور، فرمانده کل قوا محسوب می‌شود و اگرچه در صدور شمار معدودی از فرمان‌های نظامی، مثلاً اعلام جنگ علیه کشورهای دیگر، محدودیت‌هایی دارد، اما سرپیچی از فرمان وی در موردی مانند خروج نیروهای نظامی از جنگ سوریه، مصداق تمرد از دستور و به عبارتی شورش به شمار می‌رود. نویسنده گزارش نیو ایسترن آوت‌لوک برای تبیین ابعاد دیگر شورش در دولت ترامپ، به مخالفت‌های گسترده‌تر با دستور او مبنی بر ترک سوریه و کناره‌گیری‌های قبلی از دولت وی نیز اشاره می‌کند: «ژنرال متیس در مخالفت با دستور رئیس‌جمهور برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و سوریه تنها هم نیست. کل کنگره، که دیدگاه‌هایش به شکل گسترده‌ای انعکاس پیدا می‌کنند، علناً پشت سر متیس ایستاده است. علاوه بر این، تا این لحظه [پایان سال ۲۰۱۸] ۳۷ نفر از دولت ترامپ استعفا داده‌اند که از جمله آن‌ها دو ژنرال سابق بوده‌اند: «جان کِلی» رئیس سابق ستاد کارکنان کاخ سفید، و «مایکل فلین» رئیس سابق شورای امنیت ملی که در حال حاضر به عمل بر خلاف امنیت ملی متهم است.»

 

نیو ایسترن آوت‌لوک در دفاع از تصمیم ترامپ مبنی بر خروج کشورش از جنگ سوریه و هم‌چنین انتقاد از رویکرد نظام حاکم بر آمریکا در این‌باره می‌نویسد:

دستگاه سیاست خارجی آمریکا نه تنها اعتقاد ترامپ به این‌که آمریکا دیگر نباید پلیس دنیا باشد را قاطعانه رد می‌کند، بلکه این نقش آمریکا [به عنوان پلیس جهان] را تحت پوشش «محافظت از دنیا در برابر دشمنان بدخواه» پنهان می‌نماید. در چارچوب این روایت، روسیه و چین در حالی به عنوان امپراتوری‌های شرور دوگانه با آرزوی تسلط بر جهان معرفی می‌شوند که آرزوی این دو کشور در واقع تلاش برای حل مشکلات به صورت مشترک با آمریکاست. واشینگتن مدت‌هاست که دعوت این دو کشور به همکاری را به صورت نظام‌مند [و فارغ از این‌که چه کسی قدرت را در دست دارد] نادیده می‌گیرد و ادعا می‌کند هدف روسیه و چین بازگشت به دوران تاریخی موسوم به «حوزه‌های نفوذ» [و تقسیم‌بندی دنیا] است که آمریکایی‌ها مدعی‌اند به شکل غیرمستقیم موجب بروز دو جنگ جهانی شد. این در حالی است که کارشناسان معتقدند که ساعت [جنگ] اتمی از دوره بحران موشکی کوبا تا کنون [و در نتیجه خصومت‌ها میان آمریکا، روسیه و چین] هرگز تا این اندازه به نیمه‌شب [و فرا رسیدن زمان جنگ هسته‌ای] نزدیک نبوده است.


دستگاه سیاست خارجی آمریکا با استعفای متیس رسوا شد

استرایکر البته معتقد است اختلافات میان رئیس‌جمهور و دستگاه سیاست خارجی آمریکا، اگرچه برای ترامپ ممکن است بد باشد، اما یک نکته مثبت نیز داشته است:

صرف‌نظر از جنبه‌های نظامی واقعاً ترسناک استعفای متیس، این استعفا موجی از شوک را به سراسر دولت آمریکا وارد کرده است، چراکه اقدام وزیر دفاع در انتهای سالی پرتنش صورت گرفت که طی آن، وزارت دادگستری آمریکا در حال تحقیقات درباره رئیس‌جمهور، نه تنها در مورد تأثیر روسیه بر پیروزی وی در انتخابات سال ۲۰۱۶، بلکه هم‌چنین در مورد اقدامات تجاری ترامپ بوده است؛ اقداماتی که آن‌ها را با روش «پدرخوانده» [اشاره به شخصیت اصلی در فیلمی به همین نام] مقایسه می‌کنند. با این وجود، نقطه مثبت این اتفاقات، آن است که بمب خبری سوریه [یعنی دستور ترامپ برای بازگشت نیروهای آمریکایی از این کشور] به بقیه جهان این امکان را داد تا انگیزه‌های آمریکا [از دخالت در جنگ علیه بشار اسد] را به وضوح ببینند.

 

نویسنده گزارش، توضیح می‌دهد:

از دیدگاه «پال ولفوویتز» [سیاستمدار و دیپلمات سابق آمریکایی]، که سال ۱۹۹۲ اهداف امنیتی واشینگتن در قرن ۲۱ را روی کاغذ آورد، مهم‌ترین اصل در سیاست خارجی آمریکا، کشوری که [در نامه استعفای جیمز متیس] به‌اصطلاح کشوری «غیرقابل‌چشم‌پوشی» [با نقشی غیرقابل‌جایگزینی در نظم جهانی - جزئیات بیش‌تر -] توصیف می‌شود، یک چیز است: جلوگیری از به چالش کشیده شدن هژمونی آمریکا توسط هر کشوری. این پیام که دائماً در لباس «مسئولیت آمریکا» عرضه می‌شود، کاملاً واضح و ثابت است: آمریکا باید بر جهان حکم‌رانی کند. اما وقتی مردم رئیس‌جمهوری را انتخاب کرده‌اند که از مشاوره «کارشناسان» مصون است، چگونه باید این هدف را محقق کرد؟ اصل «اول، آمریکا» ی ترامپ نشان‌دهنده تمایل به سمتی است که از همان روزهای ابتدای تشکیل این کشور، تحت عنوان «انزواطلبی» از آن یاد شده است، همان اصلی که «پدران بنیان‌گذار» بر اساس آن مصمم بودند کشور جوانشان را از «گرفتاری‌های خارجی» محافظت کنند.


تقویت ایران‌ستیزان در دستگاه سیاست خارجی ترامپ

اندیشکده «شورای آتلانتیک» از شناخته‌شده‌ترین اندیشکده‌های آمریکایی در گزارشی با عنوان «استعفای جیمز متیس برای سیاست ترامپ در قبال ایران چه معنایی می‌تواند داشته باشد [۲] » به قلم «سینا عضدی» کارشناس علوم سیاسی، سیاست خارجی ایران، و روابط ایران-آمریکا، و «باربارا اسلاوین» مدیر «برنامه ایران» در شورای آتلانتیک پیش‌بینی می‌کند که بعد از استعفای وزیر دفاع ترامپ، سیاست آمریکا در قبال تهران رو به افراط‌گرایی خواهد گذاشت و عملاً شکست خواهد خورد. در ابتدای این گزارش آمده است: «پس از تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره خروج نیروهای آمریکایی از سوریه، و نامه استعفای نیش‌دار جیمز متیس [۳] ، وزیر دفاع، ترک زودهنگام دولت توسط متیس [که پیش از اخراجش توسط رئیس‌جمهور قرار بود اواخر ماه فوریه سال ۲۰۱۹ سِمتش را ترک کند] دور از انتظار نبود. بیانیه ترامپ درباره سوریه، ضربه نهایی را به روابطی [میان رئیس‌جمهور و وزیر دفاعش] وارد کرد که پیشاپیش بر اثر اختلاف‌نظر در طیف گسترده‌ای از موضوعات، از اهمیت اتحادها گرفته تا سیاسی‌کاری درباره استقرار نیروهای آمریکایی در مرز با مکزیک، تنش‌آلود شده بودند.»

 

عضدی و اسلاوین ادامه می‌دهند: «این ژنرال بازنشسته نیروی دریایی، در مورد سیاست ایران هم با رئیس‌جمهور اختلاف داشت. متیس اگرچه از سیاست مهار در قبال ایران حمایت می‌کرد، اما طرف‌دار باقی ماندن در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) بود. بنابراین خروج او از دولت، کفه ترازو در تیم امنیتی ملی ترامپ را به سوی افراد جنگ‌طلب‌تری [مانند «جان بولتون» مشاور امنیت ملی، و «رودی جولیانی» وکیل شخصی ترامپ] سنگین خواهد کرد که آشکارا از سیاست تغییر رژیم به عنوان راه‌حل نهایی برای حل‌وفصل اختلافات آمریکا با جمهوری اسلامی حمایت کرده‌اند [۴] .»

 

شورای آتلانتیک تأکید می‌کند که متیس به هیچ عنوان با ایران مهربان نبود و بلکه خودش یکی از ایران‌ستیزترین فرماندهان نظامی و سیاستمداران آمریکایی بوده و هست:

خود متیس در مورد ایران اصلاً نَرم‌خو نیست؛ اتفاقاً کاملاً برعکس: وی مدت‌هاست که از جمهوری اسلامی «کینه» ای به دل دارد که به بمب‌گذاری سال ۱۹۷۳ در سربازخانه نیروی دریایی آمریکا در بیروت توسط شبه‌نظامیان لبنانی تحت حمایت ایران برمی‌گردد [۵] . متیس سال ۲۰۱۰، به عنوان فرمانده جدید «مقر فرماندهی مرکزی» آمریکا، و پس از سال‌ها مبارزه با نیروهای نیابتی ایران در عراق، به باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، سه اولویت اصلی خود در خاورمیانه را این‌گونه معرفی کرد: «شماره یک، ایران. شماره دو، ایران شماره سه، ایران [۶] .» همین وسواس ضدایرانی بود که اوباما را وادار کرد تا سال ۲۰۱۳، زمانی که تمرکز سیاست آمریکا روی مذاکره بر سر توافق هسته‌ای با تهران بود، متیس را از سِمتش برکنار کند.

 

در ادامه گزارش این اندیشکده آمریکایی می‌خوانیم:

متیس سال ۲۰۱۶ و پس از بازنشستگی از ارتش، ایران را «[نه یک کشور، بلکه] آرمانی انقلابی، وقف [ایجاد] آشوب» توصیف کرد [۷] . با این حال، وی پس از آن‌که وزیر دفاع ترامپ شد، ظاهراً موضع خود را تعدیل و به ریسک‌های اقدام نظامی آمریکا علیه ایران اذعان کرد [۸] . متیس هم‌چنین با انتقادات شدید رئیس‌جمهور آمریکا از برجام مخالفت کرد و این توافق را یک موافقت‌نامه «بسیار قوی و نافذ [با اختیارات گسترده برای نفوذ در تأسیسات هسته‌ای ایران]» توصیف کرد [۹] . اگرچه به طور قطعی مشخص نیست که چه عاملی ممکن است به تغییر موضع متیس منجر شده باشد، اما این احتمال وجود دارد که کم‌تجربگی و بی‌فکری ترامپ او را متقاعد کرده باشد که این ژنرال بازنشسته باید به عنوان سدی در مقابل بدترین غرایز [و اقدامات عجولانه] رئیس‌جمهور در مورد ایران، و هم‌چنین مسائل دیگر، عمل کند. هرچه باشد، افرادی که تا کنون در جنگ حضور داشته‌اند، معمولاً کم‌تر تمایل دارند دوباره به جنگ بروند.

 

سیاست ضدایرانی واشینگتن بعد از متیس

شورای آتلانتیک در ادامه گزارش خود به استقبال ایران از خروج آمریکا از سوریه [۱۰] اشاره می‌کند، اما یادآور می‌شود که پیامد این خروج، یعنی استعفای متیس، لزوماً خبر خوبی برای تهران نخواهد بود. این اندیشکده سپس خاطرنشان می‌کند که پس از استعفای متیس، کنترل تیم امنیت ملی ترامپ به دست جان بولتون و مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، خواهد افتاد. عضدی و اسلاوین درباره بولتون می‌نویسند: «جان بولتون یک به‌اصطلاح «واقع‌گرای تهاجمی» است که از مدت‌ها پیش به دنبال بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران بوده است [اشاره به مقاله بولتون در روزنامه نیویورک‌تایمز با عنوان «برای جلوگیری از دست‌یابی ایران به بمب، ایران را بمباران کنید [۱۱] »]. وی هم‌چنین به توافق‌نامه‌های بین‌المللی بدگمان است و روابط نزدیکی هم با مجاهدین خلق دارد، گروه معارض ایرانی که تا سال ۲۰۱۲ در فهرست سازمان‌های تروریستی وزارت خارجه آمریکا بود [۱۲] .

 

نویسندگان گزارش، پمپئو را نیز یکی دیگر از جنگ‌طلبانی می‌دانند که با رفتن متیس، قدرتش در تأثیرگذاری روی ترامپ بیش‌تر خواهد شد. شورای آتلانتیک درباره پمپئو می‌نویسد: «مایک پمپئو که خود را یک «ضدحمله‌زن [۱۳] » توصیف می‌کند، جایگزین «رکس تیلرسون» شد که میانه‌روتر و کم‌تر ایران‌هراس بود. پمپئو نیز [مانند بولتون] موضوع حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران را مطرح کرده است [۱۴] . این نماینده سابق جمهوری‌خواه کنگره که یک بار درخواستش برای دریافت ویزا جهت «نظارت» بر انتخابات مجلس ایران در ماه فوریه سال ۲۰۱۶ رد شد [۱۵] ، از منتقدان شناخته‌شده رویکرد دیپلماتیک دولت اوباما در قبال ایران بود و توافق هسته‌ای با تهران را نه یک «سیاست [خارجی]» بلکه به منزله «تسلیم» [دولت اوباما مقابل جمهوری اسلامی] می‌دانست [۱۶] .»

 

جایگزین‌های احتمالی متیس و شکست سیاست ضدایرانی ترامپ

شورای آتلانتیک، تصریح می‌کند که ترامپ احتمالاً جایگزینی را برای متیس انتخاب خواهد کرد که دیدگاهی شبیه دیدگاه خصمانه خودش نسبت به ایران داشته باشد. این اندیشکده توضیح می‌دهد که جایگزین فعلی جیمز متیس، یعنی «پاتریک شاناهان» که معاون وزیر دفاع بود و اکنون به طور موقت جایگزین متیس شده است [۱۷] ، اگر مانند ترامپ، سیاستی تهاجمی را در برابر ایران اتخاذ کند [۱۸] می‌تواند در این سِمت باقی بماند، اما در غیر این صورت به سرنوشت دیگر افراد مستقل در کابینه دولت آمریکا دچار و نهایتاً اخراج یا مجبور به استعفا خواهد شد. عضدی و اسلاوین، در سوی دیگر، از «تام کاتن» سناتور جمهوری‌خواه و از جنگ‌طلب‌ترین سیاستمداران آمریکا در قبال ایران [۱۹] ، به عنوان یکی دیگر از گزینه‌های احتمالی تصدی وزارت دفاع [۲۰] نام می‌برند و تأکید می‌کنند که دیدگاه‌های ایدئولوژیک کاتن نیز مانند پمپئو است. کارشناسان شورای آتلانتیک اشاره می‌کنند که کاتن سال ۲۰۱۵ نامه‌ای سرگشاده به مقامات ایران نوشته و در آن هشدار داده بود که دولت بعدی آمریکا با «یک چرخش قلم روی کاغذ» می‌تواند توافق هسته‌ای را باطل کند [۲۱] . وی هم‌چنین از تلاش برای به شکست کشاندن مذاکرات هسته‌ای با ایران دریغ نکرده و مانند بولتون، علناً خواهان اتخاذ سیاست تغییر رژیم در مقابل ایران شده است [۲۲] .

 

اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک شکل‌گیری احتمالی محور بولتون-پمپئو-کاتن، زیر نظر رئیس‌جمهوری که ایران را به اقدام نظامی تهدید کرده است [۲۳] ، را به منزله ارسال پیامی شوم به تهران می‌داند و توضیح می‌دهد که اگرچه خروج آمریکا از سوریه و افغانستان [۲۴] ، احتمال بروز درگیری‌های اتفاقی میان نیروهای ایرانی یا نیروهای نیابتی ایران با سربازان آمریکایی را کاهش می‌دهد، اما عقب‌نشینی آمریکایی‌ها ممکن است در راستای تمرکز بیش‌تر دولت ترامپ روی ایران باشد. در انتهای گزارش شورای آتلانتیک می‌خوانیم: «یکی از نقل‌قول‌های مشهوری که به «وینستون چرچیل» نخست‌وزیر سابق انگلیس، نسبت داده می‌شود این است: «فَک‌فَک [و گفت‌وگو] بهتر است از جنگ‌جنگ [و زدوخورد].» با این حال، خروج یک ژنرالِ طرف‌دارِ کتاب «تأملات [۲۵] » نوشته «مارکوس اورلیوس [۲۶] » [امپراتور و فیلسوف یونانی معتقد به تعقل و تحمل] می‌تواند دولت ترامپ را بیش‌تر به سمت «جنگ‌جنگ» سوق بدهد.» این در حالی است که با توجه به اتفاق‌نظر کارشناسان آمریکایی درباره وحشتناک بودن پیامدهای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، شورای آتلانتیک این سیاست را محکوم به شکست می‌داند و هشدار می‌دهد: «این مسئله به ویژه از آن‌جایی موجب نگرانی است که ترامپ در نیمه دوم دوره اول ریاست‌جمهوری خود با چالش‌های جدید اقتصادی، سیاسی و حقوقی مواجه خواهد بود.»


[۱] Resignation an Inch Short of Mutiny Link

[۲] What the Departure of James Mattis Could Mean for Trump’s Iran Policy Link

[۳] READ: James Mattis' resignation letter Link

[۴] That Time John Bolton Promised Regime Change In Iran Before 2019 Link

[۵] James Mattis’ 33-Year Grudge Against Iran Link

[۶] As a general, Mattis urged action against Iran. As a defense secretary, he may be a voice of caution. Link

[۷] منبع شماره ۵

[۸] How Mattis softened on Iran — for now Link

[۹] Mattis defends Iran deal as Trump considers withdrawal Link

[۱۰] Iran says U.S. presence in Syria was a mistake from the start Link

[۱۱] To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran Link

[۱۲] John Bolton wants regime change in Iran, and so does the cult that paid him Link

[۱۳] Mike Pompeo, Counterpuncher Link

[۱۴] Sen.-Elect Tom Cotton: 'Put an End' to Iran Nuclear Talks Link

[۱۵] Iran Won’t be Giving Visas to These Would-Be Republican Tourists Link

[۱۶] Kansans criticize U.S.-Iran deal Link

[۱۷] Patrick Shanahan: Trump names acting defence secretary Link

[۱۸] Under Trump, U.S. policy on Iran is moving from accommodation to confrontation Link

[۱۹] A Conversation on the Iran Nuclear Deal With Senator Tom Cotton Link

[۲۰] With Mattis out, Deputy Defense Secretary Shanahan, Sen. Cotton rumored to be potential replacements Link

[۲۱] An Open Letter to the Leaders of the Islamic Republic of Iran Link

[۲۲] Cotton: US policy should be regime change in Iran Link

[۲۳] Trump Threatens Iran on Twitter, Warning Rouhani of Dire ‘Consequences’ Link

[۲۴] U.S. to Withdraw About 7,000 Troops From Afghanistan, Officials Say Link

[۲۵] Meditations Link

[۲۶] Marcus Aurelius Link
منبع:مشرق

عطوان: باید از ترامپ دیوانه تشکر کنیم!/ به زودی سیطره اقتصادی آمریکا بر جهان پایان خواهد یافت


سردبیر رأی الیوم با اشاره به پایان روند سیطره آمریکا بر اقتصاد جهانی تأکید کرد به لطف اقدامات نابخردانه ترامپ، فروپاشی اقتصادی این کشور نزدیک است.

عطوان: باید از ترامپ دیوانه تشکر کنیم!/ به زودی سیطره اقتصادی آمریکا بر جهان پایان خواهد یافت
به گزارش سخن آشنا، عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه الکترونیکی رأی الیوم، در تحلیل تصویری خود که در پایگاه اینترنتی این روزنامه منتشر می‌شود، گفت: امروز درباره روند فروپاشی آمریکا که عملا آغاز شده است صحبت خواهم کرد. روند سیطره آمریکا بر جهان در حال فرسایش است و من این ادعا را با ارائه اعداد و ارقام و ذکر واقعیت‌ها اثبات خواهم کرد.


او در این تحلیل گفت: با نشست اخیر در ورشو کلام خود را آغاز می‌کنم. نشست ورشو و تحولات پیرامون آن بیانگر این است که آمریکا دیگر مرجع اول تصمیم‌گیری در دنیا نیست. اتحادیه اروپا که قویترین متحد آمریکا در جهان محسوب می‌شود این نشست را تحریم کرد. چین، روسیه، هند، اندونزی و مالزی این نشست را تحریم و فقط کشور‌های ولنگار عرب در این نشست شرکت کردند. دلیل این حضور نیافتن چیست؟ دلیل این است که آمریکا دیگر نمی‌تواند عصا به دست بگیرد و جهان را با زور به همراهی با خود مجبور کند.

سردبیر روزنامه رأی الیوم افزود: من نشانه‌ها و فاکتور‌های فروپاشی قدرت آمریکا را برای شما ذکر خواهم کرد. نخست سازمان اوپک که آمریکا از طریق متحدان و مزدوران خود در برخی از کشور‌های عربی بر آن سیطره داشت، اکنون به سوی ایجاد تغییرات بزرگ و اساسی پیش می‌رود. اعضای این سازمان در نشست‌های روز هجدهم ماه فوریه در وین توافق کردند شمار اعضای این سازمان به ۲۴ کشور افزایش یابد. از جمله کشور‌های جدید مکزیک و روسیه خواهند بود و این یعنی، فاتحه تسلط عربستان و کشور‌های حاشیه خلیج (فارس) بر اوپک خوانده می‌شود. این تحول یعنی قیمت‌های نفت عادلانه خواهد شد و این قیمت‌ها را بیست و شش کشور و نه چهارده و یا شانزده کشور به صورت فعلی تعیین خواهند کرد. به دنبال اعلام خبر توافق بر سر افزایش اعضای اوپک و پیوستن روسیه و مکزیک به این سازمان و هماهنگی بین این دو کشور، قیمت نفت فورا افزایش یافت.

ترامپ چشم جهانیان را به روی میزان خطرات تسلط دلار بر اقتصاد جهان باز کرد
عطوان اضافه کرد: دوم لازم است از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، تشکر کنیم، با وجود اینکه او آدم بسیار ناشایست و دیوانه‌ای است، اما چشم جهانیان را به روی میزان خطرات تسلط دلار بر اقتصاد جهان باز کرد. ترامپ با اقدامات جنون‌آمیز خود و گسترش محاصره علیه روسیه، جنگ تجاری با چین و تشدید محاصره علیه ایران، حزب‌الله، لبنان، نواز غزه و حماس چشم جهانیان را گشود. حتی ونزوئلا نیز از تشدید محاصر ترامپ در امان نماند. اما آیا می‌دانید چرا ترامپ محاصره علیه ونزوئلا را افزایش داده است؟ زیرا ونزوئلا تصمیم گرفته است نفت خود را به چین در ازای دریافت پول ملی چین یعنی یوان بفروشد. این مسئله آمریکا و ترامپ را کاملا دیوانه کرده است و به همین دلیل کاراکاس را تهدید به جنگ می‌کند و حتی رئیس جمهور آینده این کشور را که در آینده متحد خودش باشد انتخاب کرده است.

او در ادامه اظهاراتش تاکید کرد: اکنون سیطره دلار بر اقتصاد جهان با جنگ و چالشی واقعی مواجه است که به شکستن و فروپاشی آن می‌انجامد. این جنگ را روسیه، چین، هند، ترکیه و ونزوئلا رهبری می‌کنند. همه این کشور‌های شریف اکنون جنگ علیه دلار و سیطره آن و بازگرداندن توازن به اقتصاد جهانی را اعلام کرده اند. اما روند سیطره دلار بر اقتصاد جهانی چگونه آغاز شده است؟ این روند در نشست «برتون وودز» در سال ۱۹۴۴ پس از جنگ جهانی دوم آغاز شده است. در پایان این جنگ کشور‌های اروپایی نابود و ویران شدند و آمریکا طرح مارشال را برای نجات آنان به راه انداخت. این کشور‌ها در آن زمان بسیار ضعیف بودند و توافق کردند دلار را به عنوان ارز جهانی اعلام کنند تا از حمایت‌های مالی آمریکا برخوردار شوند. آمریکا در آن زمان ۷۵ درصد از ذخیره طلای جهان را در اختیار داشت و کشور ثروتمندی به شمار می‌رفت. در این نشست تصمیم گرفته شد دلار به ارز رایج جهانی و معیار مبادلاتی تبدیل شود. تصمیم گرفته شد تا هر ۳۵ دلار معادل یک اونس طلا باشد و این یعنی، دلار با طلا پشتیبانی شود.

این روزنامه‌نگار مشهور عرب افزود: در سال ۱۹۷۰ میلادی هنگامی که دلار به عنوان ارز رایج آمریکا تعیین شد، اسکناس نبود بلکه به شکل دلار طلایی، نقره‌ای و مسی بود و سال‌ها پس از این تاریخ چاپ دلار به صورت اسکناس را آغاز کردند. در نشست «برتون وودز» شرط کردند دلار با طلا پشتیبانی شود. پس از جنگ ویتنام و شکست آمریکا در این جنگ، نیسکون -رئیس جمهور وقت این کشور- تصمیم گرفت وابستگی دلار به طلا را بردارد و چاپ دلار را به صورت اسکناس آغاز کردند و مقادیر زیادی دلار بدون هیچ پشتوانه‌ای چاپ کردند و آمریکا به تصمیم‌گیرنده اول اقتصاد دنیا تبدیل شد.

دلار به وسیله‌ای برای به زیر کشیدن جهان تبدیل شده است
عطوان اضافه کرد: دلار اکنون به وسیله‌ای برای به زیر کشیدن جهان تبدیل شده است. اما چین به مقابله با این روند برخواست و اعلام کرد تسلیم نخواهد شد. چین و روسیه اکنون ذخایر طلای خود را افزایش داده اند و دو کشور تقریبا ۳۷۶۵ تن طلا در اختیار دارند این در حالی است که ذخایر طلای آمریکا ۸۱۳۳ تن است. از سوی دیگر چین، روسیه و کشور‌های اوراسیا توافق کرده‌اند در مبادلات تجاری خود از دلار استفاده نکنند. اتحادیه اروپا نیز گفت دستور آمریکا برای خریدن کالا‌های مورد نیاز اعضای این اتحادیه با دلار تصمیمی سخیف است و به آن پایبند نخواهند بود.

مگر آمریکا کیست و آیا جهان نوکر آن و دلارش است؟
او در ادامه یادآور شد: شما تصور کنید ارزش واقعی دلار در حال حاضر کمتر از ۱۰ سنت است یعنی ارزش دلار ۱۰ برابر قیمت واقعی آن است. چرا باید اجازه داد آمریکا با پول ملی خود از دنیا باج‌خواهی کند؟ مگر آمریکا کیست و آیا دنیا نوکر آمریکا و دلار آن است؟ خیر، اوضاع جهانی به طور کلی در حال تغییر است. ایران به دلیل محاصره و تحریم به تدریج روند استفاده از بیت کوین با ارز دیجیتال را آغاز کرده است و حتی حماس نیز در این مسیر پیش می‌رود.

ضربه به دلار باعث سرنگونی آمریکا و از بین رفتن قدرت آن می‌شود
سردبیر رای الیوم در ادامه افزود: من می‌خواهم بگویم سیطره اقتصادی آمریکا که جهان را به ذلت کشانده به پایان رسیده است. من چند وقت پیش با یک بازرگان میلیاردر هندی دیدار کردم. او به من گفت قدرت آمریکا وابسته به سلاح هسته ای، موشک وناو‌های جنگی نیست بلکه قدرت واقعی آمریکا در دلار نهفته است و ضربه به دلار باعث سرنگونی آمریکا و از بین رفتن قدرت آن می‌شود.

عطوان اضافه کرد: ما اگر به عنوان جهان دوم یا سوم یا چهارم با هم علیه دلار متحد شویم آمریکا از هم فرومی پاشد. امیدواریم چنین اتفاقی بیافتد. چه چیزی ما را در جهان به ذلت کشانده است؟ دلار و پشتیبانی آمریکا از آن با لابی‌های مختلف از جمله لابی اسرائیلی. این سیطره باید در سریعترین زمان ممکن است پایان پذیرد.

او گفت: برخی از مردم می‌گویند نادیده گرفتن دلار در معاملات تجاری باعث ایجاد هرج و مرج خواهد شد چرا که ۷۵ درصد از معاملات تجاری دنیا با دلار انجام می‌شود. من می‌پرسم چگونه هرج و مرج در اقتصاد جهانی رخ می‌دهد در حالی که کشور‌های بزرگی مانند چین، روسیه، هند، پاکستان، ترکیه، ونزوئلا و مکزیک خارج از چرخه دلار هستند؟ آن‌ها هرگز اجازه نمی‌دهند اقتصاد جهانی دچار فروپاشی شود. از این رو من می‌خواهم بگویم والله که خیر در راه است. پس بیایید مدافع این خیر باشیم.

به زودی ضربه نهایی به دلار زده می‌شود
این روزنامه‌نگار برجسته در انتهای تحلیل خود گفت: به زودی ضربه نهایی به دلار زده می‌شود و سیطره اقتصادی آمریکا بر جهان پایان خواهد یافت و ترامپ با تشدید محاصره علیه کشور‌های مختلف این مسئله را سرعت خواهد بخشید. آمریکا تنها طرفی است که هزینه جنگ اقتصادی را متحمل می‌شود و نه کشور‌های دیگر. تحقق این امور فقط نیازمند گذر زمان است و نباید فراموش کنیم اتحاد جماهیر شوروی به دلایل اقتصادی از هم فروپاشید و آمریکا نیز به زودی و به دلیل از دست دادن سیطره دلار بر اقتصاد جهان از هم فرو می‌پاشد.
منبع:باشگاه خبرنگاران

نوزایی در چهل سالگی؛ از «حکومت» تا «نظام»



انقلاب، برای نخستین بار در تاریخ معاصر ایران، «آحاد مردم» را به عناصر تأثیرگذار در سرنوشت سیاسی کشور بدل کرد؛ پدیده‌ای که در نهضت مشروطه، بجز برخی شهرهای بزرگ و در مقیاسی اندک، نبود.

عبدالله شهبازی

به گزارش سخن آشنا؛ رهبر انقلاب اسلامی در بیانیه‌ی «گام دوم انقلاب» با مرور تجربه‌ی ۴۰ ساله‌ی انقلاب اسلامی اعلام کردند: انقلاب «وارد دوّمین مرحله‌ی خودسازی و جامعه‌پردازی و تمدّن‌سازی شده است». گام دومی که باید در چارچوب «نظریه‌ی نظام انقلابی» و با «تلاش و مجاهدت جوانان ایران اسلامی» به‌سوی تحقق آرمانِ «ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه)» برداشته شود.

عبدالله شهبازی مورخ و پژوهشگر تاریخ سیاسی معاصر در یادداشتی به تحلیل و تفسیر بیانیه گام دوم انقلاب از بُعد «نظام‌سازی انقلابی» و سیر آن از مبارزه علیه رژیم پهلوی تا برپایی جمهوری اسلامی پرداخته است.

در واژگان سیاسی، دو مفهوم «رژیم» و «نظام» متفاوت است. «رژیم» معمولاً به حکومتی اطلاق می‌شود که با اتکا بر قهر و غلبه می‌تواند سلطه خود را بر جامعه‌ای مستقر کند ولی بطور نسبی قادر به ایجاد پیوند طبیعی با تاروپود آن جامعه نیست. بدینسان، «رژیم» فاقد آن توانمندی و کارمایه درونی است که با جامعه پیوند ارگانیک برقرار کند و به این دلیل پس از دورانی، معمولاً نه چندان طولانی، حذف می‌شود یا از درون می‌پاشد. «نظام سیاسی» نیز می‌تواند، به دلایل عدیده، چنین سرنوشتی یابد ولی در دورانی طولانی‌تر و به تأثیر از عواملی بزرگ‌تر و عمیق‌تر.

در دوران استعماری (از سده شانزدهم تا بیستم میلادی) و پسااستعماری (از سده بیستم میلادی تا امروز)، یعنی دورانی که بتدریج «غرب جدید» تکوین یافت و حاکمیت جهانی خود را مستقر کرد، در بسیاری از کشورهای «جهان پیرامونی» چنین «رژیم» هایی پدید آمدند؛ در بسیاری موارد با دخالت مستقیم و غیرمستقیم کانون‌های قدرت جهانی و به شکلی تحمیل شده بر جوامع بومی و فاقد پیوندهای طبیعی با تاریخ و فرهنگ و سنن آن جوامع. بدینسان، «رژیم» های سیاسی عمری مستعجل داشتند و به دلیل جابجایی مدام این نوع حکومت‌ها بویژه در دو سده اخیر بخش مهمی از جهان معاصر با تلاطم‌های سیاسی فراوان مواجه بوده است.

 

در مقابل، در جوامعی که با انقطاع مدام در سیر تحول طبیعی سیاسی مواجه نیستند، تسلسل و تداوم نهادها و ساختارهای اجتماعی و سیاسی برای دورانی طولانی بطور نسبی حفظ می‌شود و «نظام سیاسی» پدید می‌آید. «نظام سیاسی» با جامعه پیوند طبیعی می‌یابد و بخش‌هایی از آن به ساختارها و نهادهای مدیریت جامعه بدل می‌شود بنحوی که حذف این بخش‌ها قابل تصور نیست. در جهان امروز، در برخی جوامع غربی، که تداوم و تسلسل نظم سیاسی طی چند سده حفظ شده، برخی ساختارها و نهادهای اجتماعی چنین وضعی یافته و به سازوکار و ابزار مدیریت جامعه بدل شده‌اند.

حکومت پهلوی، به دلیل انحطاط و فروپاشی درونی ایران در اوائل سده بیستم میلادی، بویژه تأثیرات بسیار عمیق و مهلک جنگ اول جهانی (۱۹۱۴- ۱۹۱۸) بر جامعه ایرانی، در دهه ۱۹۲۰ میلادی مستقر شد، در دوران ترسیم جغرافیای سیاسی جدید منطقه از سوی قدرت‌های پیروزمند در جنگ بویژه استعمار بریتانیا. این وضع مختص به ایران نبود و سراسر منطقه‌ای را که در واژگان متداول «خاورمیانه» نام گرفته (شامل بخش مهمی از غرب آسیا و قسمتی از شمال آفریقا و بخش اروپایی ترکیه جدید) دستخوش دگرگونی‌های بزرگ کرد و به تأسیس دولت‌های جدید، بویژه بر ویرانه سرزمین پهناور عثمانی مغلوب در جنگ، انجامید.

حکومت پهلوی، بر بنیاد استراتژی که قدرت‌های پیروزمند در جنگ جهانی اول برای «خاورمیانه جدید» تعریف کردند، باید به نظم سیاسی مقتدری تبدیل می‌شد که بدون تحمیل هزینه مالی بر غرب، با ثروت ایرانیان، اهداف قدرت‌های بزرگ غربی را در منطقه محقق کند.

در سیاست داخلی، حکومت پهلوی بر بنیاد انگاره «استبدادگری خوب» تکوین یافت که آرمان تجددگرایان غرب‌گرای ایرانی دوران مشروطه بود. آنان این انگاره را مستقیم یا غیرمستقیم از متفکران سیاسی دستگاه استعماری بریتانیا آموختند مانند جان استوارت میل که می‌گفت: «مردمی که در وضع آزاد تمدن نیافته به سر می‌برند… تا زمانی که اطاعت کردن را نیاموزند قادر به هیچگونه پیشرفتی در تمدن نخواهند بود… برای آنکه حکومتی توانای این کار باشد، تشکیلات سیاسی آن باید کم‌وبیش، سر به سر، استبدادگرانه باشد… در کشوری که هیچگونه محرکی برای بهبود خودانگیخته مردم وجود نداشته باشد، تنها امید آنان به هر حرکتی در جهت پیشرفت، به فرصت‌هایی موکول است که استبدادگری خوب می‌تواند پدید آورد.»

 

این راهی است که پیشتر، در سده هیجدهم میلادی، روسیه رفته بود در دوران حکومت پطر اول، که به «پطر کبیر» شهرت یافته، مقارن با اواخر صفویه در ایران. در اوائل سده نوزدهم، مقارن با دوران فتحعلی شاه و نخستین سال‌های سلطنت محمد شاه قاجار در ایران، محمود دوم، سلطان عثمانی، مدل «استبدادگری خوب» را از غرب اخذ کرد و محمدعلی پاشا، حکمران مصر، نیز همزمان آن را تجربه کرد. در ایران، اندیشه «استبدادگری خوب» از نیمه اول سده نوزدهم میلادی، بطور عمده از طریق کارکنان وزارت خارجه و سایر کسانی که با «اصلاحات» محمود دوم آشنا شدند و نام‌هایی چون «مدارس رشدیه» را در عثمانی شنیدند، بتدریج وارد شد و سرانجام در کوران ناکامی‌های پس از نهضت مشروطه در قالب آرمان «دیکتاتوری مصلح» سربرکشید و در پایه استقرار حکومت پهلوی قرار گرفت.

محققینی ژرف‌نگر پیامدهای عمیق تخریبی این اقدامات «اصلاحی» را برای جوامع فوق شناخته‌اند و آن را عامل بسیاری از نابسامانی‌های پسین روسیه و عثمانی و مصر دانسته‌اند. آیزایا برلین، متفکر بریتانیایی، درباره پیامدهای اقدامات پطر در روسیه می‌نویسد: «پطر طبقه کوچکی از "مردان نو" پدید آورد که نیمه روسی و نیمه خارجی بودند؛ در روسیه به دنیا آمده ولی در خارج درس خوانده بودند. این مردان در طول زمان هیئت حاکمه کوچکی از مدیران و دیوانیان دولتی پدید آوردند که بالای سر مردم قرار داشتند و دیگر در فرهنگ… آن‌ها سهیم نبودند؛ برای همیشه از آن‌ها بریده بودند… به این ترتیب، گروه کوچک فرمانفرمایان از توده عظیم فرمانبرداران دورتر و دورتر می‌شدند.» استانفورد شاو، عثمانی‌شناس برجسته آمریکایی، می‌نویسد: «تنها در سده نوزدهم میلادی و در نتیجه نفوذ غرب بود که کشور عثمانی درواقع به نوعی حکومت مطلقه و متمرکز، که اروپا از دیرباز آن را انتخاب کرده بود، دست یافت.» و هلن ریولین، استاد تاریخ دانشگاه دولتی نیویورک، محمدعلی پاشا را هم «بنیان‌گذار دولت ملی» در مصر می‌داند و هم «بنیان‌گذار تمامی مصائب اقتصادی و اجتماعی که جامعه مصر تا به امروز از آن رنج می‌برد.»

تجربه ایران را باید به سه تجربه دردناک تاریخی فوق افزود. در هیچیک از این چهار کشور «استبدادگری خوب» نتوانست به استقرار نظمی درونی‌شده و با ثبات بینجامد که به عکس ساختارها و نهادهای کارآمد پیشین را نیز، که گاه بسیار کهن و ریشه‌دار و انتخابی و مردمی بودند، نابود کرد. پیامد تجربه حکومت پهلوی در ایران استقرار حکومتی اقتدارگرا و متکی بر دیوان‌سالاری حجیم و متمرکز بود که دوامش متکی بر حمایت قدرت‌های غربی بود. این دیوان‌سالاری با درآمدهای نفتی عجین شد و هیولایی پدید آورد که در واژگان سیاسی جدید «دولت رانتیر» یا «دولت نفتی» نامیده می‌شود؛ دولتی که از جامعه تغذیه نمی‌کند، بطور عمده بر درآمدهای نفتی متکی است و به این دلیل به تعبیه سازوکارهای افزایش تولید ملی علاقه واقعی ندارد. بعلاوه، به دلیل ثروتی که از طریق فروش ذخایر انرژی به دست می‌آورد این امکان را دارد که طرح‌های تخیلی خود را اجرا کند بی‌آنکه به سود و زیان مادی و معنوی آن بیندیشد.

بدینسان، برای ۵۴ سال در ایران «رژیم» ی استقرار یافت که، برغم تأثیرات مهمش بر فرهنگ و سیاست و اقتصاد، هیچگاه «نظام» نشد. در تمامی این دوران حکومت پهلوی اندامی بود که نه کوشید و نه توانست با بافت جامعه ایرانی پیوند طبیعی برقرار کند و سرانجام جامعه آن را دفع کرد. انقلاب اسلامی ایران هم دفع این «اندام تحمیلی» بود و هم، تا حدودی و به انحاء مختلف، وارث نهادها و ساختارها و خُرده- فرهنگ‌هایی که در دوران حکومت پهلوی پدید آمد.

در همین زمینه بخوانید:

امید و توجه به جوانان؛ روح اصلی بیانیه گام دوم

در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران نمی‌خواهم، به سان آنچه در سال ۱۳۶۷، در کتاب «کودتای نوژه»، بمناسبت اولین دهه انقلاب نوشتم، فقط از شکوه و بزرگی این حادثه بگویم. تصور می‌کنم اکنون زمان بلوغ چهل سالگی است و باید از «تجربه» نیز گفت. البته که انقلاب جامعه ایرانی را به معنای واقعی زنده کرد. البته که انقلاب مبداء تحولی شگرف در تاروپود جامعه ایرانی بود. البته که انقلاب، برای نخستین بار در تاریخ معاصر ایران، «آحاد مردم» را به عناصر تأثیرگذار در سرنوشت سیاسی کشور بدل کرد؛ پدیده‌ای که در نهضت مشروطه، بجز برخی شهرهای بزرگ و در مقیاسی اندک، نبود. و البته که در چهل سال گذشته ناکارآمدی‌ها و اشتباهات فراوان بود که منافاتی با تأثیر بزرگ انقلاب در احیای جامعه ایرانی ندارد. از منظر من، قیاس نابجا است اگر انقلاب اسلامی ایران را با انقلاب فرانسه در اواخر سده هیجدهم میلادی مقایسه کنم که در تاریخنگاری غرب جایگاه منحصربفرد بدان داده‌اند و «انقلاب کبیر» ش خوانده‌اند. ولی شاید نمی‌دانیم که این «انقلاب کبیر»، برغم تأثیرات عمیقش در تکوین تمدن جدید غرب، تا هفت دهه بعد (کمون پاریس ۱۸۷۱) پیامد مستقیمش استقرار سلطنت‌هایی به شدت فاسد و جنگ و کشتار و فقر و پریشانی کم‌مانند در سرتاسر قاره اروپا بود. تصویر دردناکی که ویکتور هوگو در «بینوایان» ارائه داده واقعی است و به شهر یک میلیونی پاریس سه دهه پس از «انقلاب کبیر فرانسه»، عصر لویی فیلیپ اورلئان، تعلق دارد که از شدت فساد به «سلطنت بورژوازی» شهرت داشت.

رفتار سیاسی حضرت امام خمینی رحمه‌الله و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دوران چهل ساله بر «نظام‌سازی» استوار بوده است. این «حکومت جدید» وارث ساختارها و نهادهای دوران پهلوی بود؛ و بطور عمده با همان نهادها و ساختارها، و در برخی موارد با همان نگرش‌های فکری- کارشناسی و در برخی موارد در ضدیت با نگرش‌های فکری- کارشناسی پیشین، راه نو را آغاز کرد و مکرر و مکرر تجربه کرد. بارها و بارها در تنگناها، حداقل در نزد خود و بی‌آنکه آشکارا بیان کنیم، از عدم ورود رهبری برای حل معضلاتی بزرگ، که بنظرمان با دخالت مستقیم رهبری قابل حل است، شکوه کرده‌ایم. به گمانم، رمز درک این رفتار رهبری را باید در سیره نظام‌سازی دو رهبر نظام جمهوری اسلامی جستجو کرد و تلاش صبورانه برای نهادینه کردن حکومتی که باید «نظام» باشد نه «رژیم»؛ آنگونه که در این سخنان رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۱۷ شهریور ۱۳۹۰ بیان شده است:

«امام بزرگوار ما بر اساس مبانی فقهی، نظام‌سازی کرد - یک امر دفعی و یکباره نیست؛ معنایش این نیست که ما یک نظامی را بر اساس فقه کشف کردیم و استدلال کردیم و این را گذاشتیم وسط، و این تمام شد؛ نه، اینجوری نیست. نظام‌سازی یک امر جاری است؛ روزبه‌روز بایستی تکمیل شود، تتمیم شود. ممکن است یک جایی اشتباه کرده باشیم اما مهم این است که ما بر اساس این اشتباه، خودمان را تصحیح کنیم، خودمان را اصلاح کنیم؛ این جزو متمم نظام‌سازی است… دستگاه ولایت - که دستگاه عظیم ولایت، یعنی در واقع مجموعه‌ی آن دستگاه‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر که در رأسش رهبری قرار دارد؛ اما مجموعه، یک مجموعه است - باید بتواند به طور دائم خودش را پیش ببرد، متحول کند؛ چون تحول جزو سنت‌های زندگی انسان و تاریخ بشری است. ما اگر چنانچه خودمان تحول ایجاد نکنیم و پیش نرویم، تحول بر ما تحمیل خواهد شد. تحول یعنی تکمیل، پیش رفتن به سمت آنچه که درست‌تر است، آنچه که کامل‌تر است. یعنی آنچه را که ساختیم، ببینیم نقص‌هایش کجاست، آن را برطرف کنیم؛ ببینیم کجا کم داریم، آن را اضافه کنیم. این جریان بایستی ادامه پیدا کند.»

منبع: khamenei.ir

آیا ارتش رژیم صهیونیستی آمادگی جنگ جدید را دارد؟


شواهد و گزارش های ویژه شخصیت‌های ارشد رژیم صهیونیستی نشان می دهد که ارتش این رژیم از شکاف‌های عمده‌ای رنج برده و آمادگی لازم برای یک جنگ تمام عیار را ندارد.

آیا ارتش رژیم صهیونیستی آمادگی جنگ جدید را دارد؟

به گزارش سخن آشنا به نقل از مرکز مطالعاتی باحث، سند محرمانه‌ای که سرتیپ ذخیره اسحاق بریک مسئول بررسی شکایت‌های نظامیان در ارتش اسرائیلی در خصوص آمادگی ارتش برای جنگ احتمالی آینده تدوین کرده، محافل سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی را با شوک مواجه کرده است. این سند 200 صفحه‌ای در خصوص عدم آمادگی ارتش اسرائیل برای ورود به جنگ واقعی و تمام عیار تدوین شده و نویسنده آن به اختلالات گسترده موجود در تلاش‌های گادی آیزنکوت رئیس سابق ستاد ارتش رژیم صهیونیستی پرداخته که طرح ویژه ای را ارائه کرده و آن را طرح جدعون نامیده و گفته بود که این طرح برای ایجاد نوآوری و سازماندهی مجدد در ارتش تدارک دیده شده است.

نسخه‌ای از سند مذکور که بخش‌های غیر محرمانه آن اواخر سال جاری میلادی منتشر شد، به آویگدور لیبرمن وزیر جنگ سابق رژیم‌ صهیونیستی و گادی آیزنکات رئیس سابق ستاد ارتش و کمیسیون خارجی ونظامی وابسته به کنیست ارائه شده و در آن درباره عدم آمادگی ارتش اسرائیل برای ورود به جنگ تمام عیار در آینده هشدار داده است.

بریک در این خصوص می‌افزاید که بحران شدیدی در نیروی انسانی ارتش و انبار تسلیحات و نگهداری از تانک‌ها و خودروهای زرهی دیگر وجود دارد. این گزارش همچنین به وجود شکافهای عمیق در ارتش اسرائیل از جمله عدم شایستگی نظامی در سطوح عالی ارتش و عدم آمادگی نیروهای زمینی برای انجام عملیات نظامی در آینده اشاره کرده است. این گزارش صهیونیستی همچنین به بروز بحران شدید در نتیجه کاهش تعداد کارمندان فعال در ارتش اسرائیل نیز می‌پردازد.

این کارشناس صهیونیستی می‌افزاید که در جریان بازدیدی که از انبارهای تسلیحات شرایط فوق‌العاده داشته، از مشکلات جدی در خصوص کمبود نیرو های انسانی و عدم نگهداری از تسلیحات و تجهیزات نظامی به ویژه تانک‌ها و خودروهای زرهی اطلاع پیدا کرده است.

وی می‌افزاید که فرماندهان و نظامیان میدانی مجبور می‌شوند گزارش‌های تهیه شده را با برخی اصلاحات و به صورت مهندسی شده به مراجع بالاتر ارجاع دهند تا بتوانند اوضاع کنونی را در گزارش های خود مثبت نشان دهند. بریک همچنین مشکل انگیزه نظامیان و فرار مغزها و کمبود منابع مالی را از مشکلات عمده ارتش معرفی کرد و در عین حال گفت که در زمینه‌های عملیاتی بهبود قابل توجهی حاصل شده است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

اسحاق بریک سرتیپ ذخیره و فرمانده یگان وابسته به وزارت جنگ رژیم ‌صهیونیستی که این سند را تهیه کرده، به مشکلات ویژه نظامیان و خانواده‌های آنها اشاره کرده و خواستار تشکیل کمیته تحقیق خارج از ارتش برای بررسی اوضاع در داخل ارتش به ویژه در زمینه منابع انسانی و افت آمادگی نظامیان برای ورود به جنگ آینده شده است.

از سوی دیگر روزنامه صهیونیستی هاآرتص اعلام کرده است که گزارش سالیانه کمیساریای بررسی شکایت‌های نظامیان اسرائیلی تصویری دردناک از آمادگی ارتش اسرائیل برای جنگ آینده و شرایط خدمت دائمی در ارتش و قدرت موسسات نظامی رژیم صهیونیستی برای مقابله با چالش‌های کنونی توصیف کرده است. بر اساس این گزارش اوضاع نابسامان در ارتش در حال افزایش است و بریک بیش از پیش از کیفیت تمرین‌ها و آموزش‌های صورت گرفته در خصوص نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل ابراز نگرانی کرده است. وی می‌افزاید که تعداد تمرین‌ها و مانورها نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده، اما کیفیت مانورها در میان نیروهای ذخیره کاهش داشته است.

این کارشناس مسائل نظامی رژیم صهیونیستی می‌افزاید که نیروهای ذخیره که بیشترین تعداد نیروهای مبارزاتی در ارتش در جریان جنگ را تشکیل می دهند،نسبت به شرایط واقعی جنگ آموزش لازم را نمی‌بینند. در این زمینه نقص عمده‌ای در کادر حرفه‌ای و تجهیزات لازم وجود دارد و این موضوع تهدیدهای جدی نسبت به آمادگی ارتش برای روز سرنوشت ساز ایجاد می‌کند.

بریک همچنین در گزارش خود یک فصل مجزا را به کاهش انگیزه‌های صهیونیست‌ها برای خدمت دائمی در ارتش به ویژه در سامانه‌های تکنولوژیک مهم اختصاص داده و معتقد است که این موضوع به یک معضل عمده تبدیل شده است. بر اساس این گزارش پزشکان نمی‌خواهند در یگان های مبارزاتی حضور داشته باشند. همچنین نیروهای تسلیحاتی و عوامل لجستیک و آموزشی نیز نمی‌خواهند به مدت طولانی‌تر و یا به صورت دائمی در ارتش خدمت کنند. وی می‌افزاید که سیستم امنیتی ارتش نیز انگیزه لازم را برای ادامه فعالیت‌های حرفه‌ای عناصر و کادر خود ندارد و پدیده از دست رفتن عناصر حرفه ای و با کیفیت در ارتش باعث شده ارتش سطح آمادگی‌های حرفه‌ای خود را به سطح متوسط تنزل بدهد.

بریک همچنین دو گزارش جداگانه برای فرماندهی ارشد ارتش اسرائیل و نمایندگان ارشد کنیست در خصوص آمادگی ارتش برای جنگ آینده تدوین کرده و از کمیسیون روابط خارجی ونظامی در کنیست خواسته است تا تحقیقاتی را در این خصوص انجام دهد.

آویگدور لیبرمن وزیر سابق جنگ رژیم صهیونیستی اذعان کرده است که بریک انتقادات درستی را متوجه ارتش کرده، وی در عین حال به نتیجه‌گیری های بریک اعتراض کرده و می‌گوید که بریک در نتیجه گیری خود در این خصوص که ارتش برای جنگ آینده آمادگی ندارد، اشتباه کرده است. او معتقد است که شرایط اسرائیل در حال حاضر نسبت به سال‌های گذشته خوب است.

بریک معتقد است که مصوبه ارتش در خصوص کاهش تعداد نظامیان در چارچوب طرح جدعون تاثیر منفی در توانمندی ارتش برای ورود به جنگ آینده داشته است. بر اساس این طرح که در سال 2015 اعلام شد، تعداد افسران نظامی ارتش به کمتر از 40 هزار نفر کاهش پیدا کرد. یک افسر ارتش اسرائیل در آن زمان معتقد بود که این ایده برای ایجاد ارتشی جوان‌تر و با حجم کمتر و قدرت بیشتر و تمرکز و آموزش و تمرین بهتر صورت گرفته است.

بر اساس گزارش جدید مسئول بررسی شکایت های نظامیان در ارتش اسرائیل، کاهش تعداد افسران نظامی در کنار کاهش میزان خدمت اجباری سربازی برای سربازان پسر به این معنا است که نظامیان باقیمانده باید تلاش بیشتری را برای جبران شکاف های موجود انجام دهند و نتیجه این تلاش‌ها خستگی و کم‌خوابی و عدم قدرت در اجرای دستورات خواهد بود. همین موضوع انگیزه‌ها برای ادامه خدمت در میان نظامیان و افسران را کاهش داده است.

در همین رابطه روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت در سرمقاله خود به قلم یوسی یهوشع می‌نویسد که در جریان جنگ 2012 غزه دهها کامیون حامل تانک در مسیر انتقال تانک‌ها به نوار غزه از کار افتاد. سیستم نظارت و سانسور رسانه های اسرائیلی در آن زمان مانع از انتشار این خبر شد. مشخص است که اوضاع این کامیون‌ها فاجعه بار است و در جنگ آینده حتی امکان جابجایی تانک‌ها نیز وجود ندارد.

این گزارش همچنین فاش کرد که آموزش های نظامی پیش از جنگ سال 2014 نیز در نتیجه کمبود بودجه لغو شده بود. امیر ایشل فرمانده نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی در آن زمان نسبت به آسیب دیدن سطح آمادگی خلبانان ارتش اسرائیل هشدار داده بود. فرماندهان گردان‌ها و یگان‌های ارتش نیز نسبت به عدم آمادگی یگان‌ها هشدار داده بودند، علاوه بر این که انبارهای شرایط فوق العاده کاملاً رها شده بود و به نوشته این گزارش نتایج این سهل‌انگاری در طول جنگ 2014 کاملا مشخص بود.

این روزنامه می‌افزاید که در دوران ریاست بنی گانتس در ستاد ارتش اسرائیل نیز ارتش هیچ طرح چند‌ساله‌ای برای افزایش قدرت و توان خود نداشت و این موضوع بسیار عجیب و خطرناک بود.

جزئیات گزارش بریک

این گزارش در بیان جزئیات مربوط به عدم آمادگی ارتش برای ورود به جنگ احتمالی آینده می‌نویسد که بسیاری از یگانهای نظامی اهمیتی به حفظ تجهیزات نظامی و خودروهای زرهی نمی‌دهند. بر اساس گزارش وی در بسیاری از یگان های نظامی به ویژه در نیروهای ذخیره سخت‌گیری قابل توجهی در این زمینه صورت نمی‌گیرد. به عنوان مثال تمیز کردن سلاح های شخصی هر روز صبح انجام نمی‌شود و بررسی مشکلات دوره‌ای تانک‌ها و خودروهای زرهی نیز صورت نمی‌گیرد. همچنین در جریان تحقیقات از یکی از پایگاه‌های نظامی مشخص شد که این پایگاه یک شرکت غیر نظامی را برای نظافت تسلیحات بعد از انجام مانور به خدمت گرفته است. این گزارش می‌افزاید نظامیانی که نمی‌توانند تجهیزات شخصی خود را در شرایط عادی نگهداری و تمیز کنند، قطعاً در شرایط فوق العاده قادر به انجام این کار نخواهند بود و این موضوع بر آمادگی و قدرت انجام ماموریت‌های مختلف در ارتش تاثیر گذار است.

این مقام نظامی رژیم صهیونیستی می افزاید که تعداد مانورهای صورت گرفته ارتش افزایش پیدا کرده، اما کیفیت آنها کاهش داشته است. علاوه بر اینکه نیروهای ذخیره که اکثریت توان نظامی ارتش در جریان جنگ را تشکیل می‌دهند، آموزش‌های لازم را بر اساس استانداردهای درست نمی‌بینند.

این گزارش همچنین می‌افزاید که بر اساس نظرسنجی‌های موجود 50 درصد از افسران ارتش به نزدیکان خود توصیه نمی‌کنند که به خدمت طولانی مدت و دائمی در ارتش بپیوندند.

بریک می‌افزاید که پدیده عدم آمادگی در تجهیزات تکنولوژیک و مبارزاتی و پشتیبانی نیز دیده می‌شود و ارتش تا حد لازم نگران خطرات این اقدامات نیست. این گزارش با اشاره به کاهش چهار هزار نفری افسران نظامی اسرائیلی از سوی وزارت امنیت و امور مالی رژیم صهیونیستی و عدم تناسب میان مأموریت‌های محوله و نیروهای انسانی ارتش می افزاید که طی سال 2017 دفتر بررسی شکایت‌های نظامیان بالغ بر 7002 شکایت دست‌نویس از نظامیان دریافت کرده است. این در حالی است که این تعداد در سال 2016 میلادی 6758 مورد بود. بریک می‌افزاید که اکثر این شکایت‌ها در اعتراض به رفتارهای نژادپرستانه و خفت‌بار از سوی افسران ارتش در قبال کادر نظامی بوده است.

این گزارشگر صهیونیست همچنین می افزاید که مشکل تلفن همراه و پست الکترونیک نیز به یکی از مشکلات در خصوص بی انضباطی و عدم اجرای دستورات از سوی نظامیان تبدیل شده و نظامیان همواره در اقدامات عملیاتی و مانورهای عادی از تلفن همراه استفاده می‌کنند و همین موضوع سطح عملیات و ارتباط آنها با مقام مافوق را کاهش می‌دهد.

علاوه بر اینها دستورات نظامی نیز از طریق ایمیل برای افسران ارشد ارسال می‌شود و گاه تا حدی این دستورات زیاد است که فرد مذکور بدون توجه و خواندن، آن را حذف می‌کنند. این بدان معنا است که دستورات اجرا نمی شود.

بر اساس این گزارش، خدمات پزشکی و بهداشتی در ارتش نیز کاهش پیدا کرده و این خدمات با تعداد عناصر انسانی در ارتش همخوانی ندارد. همین موضوع کیفیت خدمات ارائه شده به نظامیان را کاهش داده است. به نظر می‌رسد بر خلاف دستورات صادر شده، افسران ارشد اهمیتی به اوضاع جسمی و سلامتی نظامیان نمی دهند.

گزارش شیلح در خصوص عدم آمادگی ارتش

بریک اولین کسی نیست که نسبت به عدم آمادگی ارتش اسرائیل برای ورود به جنگ آینده هشدار داده است. پیش از وی نیز کمیسیون روابط خارجی و امنیت وابسته به کنست اسرائیل نیز شکاف‌هایی را در خصوص میزان آمادگی ارتش اسرائیل برای جنگ آینده مطرح کرده و مسئولان سیاسی به ویژه بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی و کابینه وی را مسئول این شکست‌ها معرفی کرده بود.

در همین رابطه عامیت سیگال خبرنگار شبکه دو تلویزیون رژیم صهیونیستی گزارش می‌دهد که آوی دیختر رئیس کمیسیون روابط خارجی و امنیت داخلی اسرائیل این گزارش را امضا کرده است، اما یواف کیش که از حزب لیکود عضو کنیست است، امضای این گزارش را رد کرده است و عوفر شیلح عضو کنیست و تهیه کننده این گزارش که از احزاب مخالف نتانیاهو به شمار می‌رود را متهم کرده که برای تهیه این گزارش امنیتی از اهداف سیاسی برای مقابله با کابینه استفاده کرده است.

گزارش شیلح سال گذشته منتشر شده و نشان دهنده شکاف های گسترده در آمادگی ارتش به ویژه در نیروی زمینی بوده و شیلح در این گزارش اعلام کرد که ارتش همچنان مسیر طولانی برای آمادگی جهت جنگ های آینده دارد و طرح 2030 که بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل ارائه کرده، حامل هیچ بندی در خصوص آمادگی نیروهای زمینی ارتش نیست و این موضوع بسیار نگران کننده است.

گرچه برخی شخصیت‌های سیاسی رژیم صهیونیستی سعی کردند گزارش شیلح را بر اساس مواضع سیاسی وی در مخالفت با کابینه نتانیاهو رد کنند، اما گزارش بریک بنا به موقعیت وی به گونه ای است که امکان رد یا کم اهمیت جلوه دادن آن وجود ندارد و این موضوع تاثیرات منفی زیادی بر افکار عمومی اسرائیل و دیدگاه آنها نسبت به ارتش داشته است. بریک موقعیت قابل توجهی در میان شهرک‌نشینان و افکار عمومی رژیم صهیونیستی دارد و از معدود شخصیت‌های نظامی است که همواره مورد اطمینان بوده و در معرض انتقاد قرار نگرفته است.

بریک همچنین به برخی نواقص دیگر از در ارتش شامل فقدان شفافیت در روند نظارت بر ارتش و کمبود انبارهای مربوط به شرایط فوق العاده و جنگی و عدم آموزش دیدن نیروهای زمینی و افت انگیزه نظامیان برای خدمت در یگان های مبارزاتی و فرار مغزها و نخبگان از ارتش اشاره کرده است.

روزنامه صهیونیستی معاریو در این خصوص می‌نویسد که سند بریک عیب‌های زیادی را در خصوص آمادگی های مبارزاتی ارتش نشان داده است.

یوسف شابیرا ناظر کابینه رژیم صهیونیستی نیز در نوامبر گذشته در گزارش جدید به عدم آمادگی ارتش برای شرایط فوق العاده و مشکلات و شکاف های موجود در دیدگاه مبارزاتی عناصر ارتش اشاره کرد. از جمله یگان های نظامی که مورد انتقاد ناظر کابینه رژیم صهیونیستی قرار گرفته، یگان 9900 وابسته به سیستم اطلاعات نظامی ارتش است که یکی از سه یگان مهم جمع‌آوری اطلاعات در سرویس جاسوسی نظامی ارتش است که در کنار یگان‌های 8200 و 504 این مأموریت ‌را انجام می دهند. ماموریت این یگان جمع‌آوری اطلاعات هوایی برای استفاده عناصر مبارزاتی نیروی زمینی است. آنها در جمع‌آوری گزارش‌های خود از هواپیماهای ویژه و ماهواره‌ها استفاده می کنند.
منبع:تسنیم

سرلشکر سلیمانی: انتقام خون شهدای سیستان و بلوچستان را می‌گیریم/ هدف آل سعود نابودی پاکستان است


فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تاکید بر تقویت برگزاری یادواره‌های شهدا، گفت: اشاعه فرهنگ ایثار و شهادت در ابعاد فرهنگی و ملی جامعه اثرگذار است.

در حال تکمیل/ سرلشکر سلیمانی: اشاعه فرهنگ ایثار و شهادت در ابعاد فرهنگی و ملی جامعه اثرگذار است‌

به گزارش سخن آشنا، سردار سرلشکر پاسدار قاسم سلیمانی روز گذشته در یادواره سرداران و ۱۷۴۷ شهید شهرستان بابل در مصلای جمعه این شهرستان با اشاره به اینکه توفیق حضور در یادواره شهدا نصیب بنده شده است، اظهار داشت: ‌از همین جا سلام خود را محضر مردم مازندران و خانواده شهدا و رزمندگان می‌کنم.


وی افزود: بنده خود را کوچک‌تر از آن دانسته که سرباز اسلام و انقلاب باشیم و بتوانیم بسیاری از اولیای الهی در آرزوی آن بوده امروز در تحقق آن مانند دیگر آحاد ملت حضور و نقش داشته باشیم شکر این نعمت را به جای بیاوریم.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با اشاره به نقش جلسات و یادواره‌های شهدا در جامعه اسلامی، تصریح کرد: بسیاری از جوانان این مرز و بوم در دفاع از ارزش‌های اسلامی و الهی جنگیدند تا ما اکنون آسوده زندگی کنیم.

سردار سلیمانی با بیان اینکه مقوله ایثار و شهادت امری ضروری بوده که همه جوامع بشری و این فرهنگ عظیم و ناب ترین فرهنگ‌ها اهتمام دارند و کم توجه نیستند، افزود: همه ملت‌ها به فداکاران، جانبازان و از خودگذشتگان جامعه خود به دیده احترام می‌نگرند البته این تقدس‌گرایی در جوامع مختلف متفاوت است اما اساساً یک احترام عمومی نسبت به فداکاران و جانبازان و از خودگذشتگان جامعه در همه جوامع مورد توجه و احترام است.

وی با اعلام اینکه در اسلام جوهر جهاد، شهادت و از خودگذشتگی تفاوت اساسی با سایر جوامع دارد و این گوهر جهاد و شهادت، هوشمندانه، ارزشمند و مقدس است، تصریح کرد: جوهر فرهنگ ایثار و شهادت، هوشمندانه، ارزشمند و مقدس به این دلیل بوده که افراد آگاه و با بصیرت اصرار به حضور در این صحنه دارند و از این استان بالغ بر ۱۰۰ هزار نفر برای دفاع از حریم اهل بیت عصمت و طهارت در جبهه مقاومت ثبت‌نام کردند.

سردار سلیمانی با بیان اینکه تبلیغ و اشاعه فرهنگ ایثار و شهادت نقشی اثرگذار وتاثیری بسیار مثبت در ابعاد رفتاری، ینی، اخلاقی و ملی جامعه اسلامی دارد، افزود: به سان اینکه شهید در بالاترین رجع فرهنگ‌سازی می‌کند.

وی با بیان اینکه دفاع مقدس در واقع باید آن را دفاع مادر تعبیر کرد چون دفاع مقدس بر پایه اسلام اصیل طراحی شده است، گفت: دفاع مقدس ویژگی‌هایی داشته و دارد که در درون جامعه ما بسیار کارساز بوده است.

سردار سلیمانی با بیان چرایی دید ویژه به دفاع مقدس در همه اعصار و صرفاً قدرشناسی ارزش‌های دفاع مقدس، تصریح کرد: دفاع مقدس در بستر انقلاب و ساختارسازی انقلاب نقشی اساسی داشته و از این حیث دفاع مقدس دفاع کامل اطلاق می‌شود که فرهنگ فسادزا طاغوت را از درون جامعه زدود و ارزش‌های دینی را در جامعه حاکم کرد.

وی با اعلام اینکه دفاع مقدس توانست فرهنگ دینی اسلام ناب را در درون جامعه فراگیر و در کوی و برزن این سرزمین ساری و جاری کند، افزود: دفاع مقدس شیوه ای و سیره ای است برای هر دفاعی که نابرابر باشد. یک ملتی اگر دچار یک ظلم شد و هجمه نابرابر بر او وارد شد اگر بخواهد از عزت و شرف خود دفاع کند و دفاع پیروزمندانه باشد آن شیوه پیروزی که تجربه شد این شیوه دفاع مقدس است. بنابراین دفاع مقدس الگویی برای همه دفاع‌هایی که ملت‌های مستضعف می‌خواهند در مقابل ظالمان انجام دهند.

فرمانده نیروی قدس سپاه با اشاره به اینکه اگر دفاع مقدس نبود تجربه دفاع از حرم را نداشتیم و در واقع دفاع از حرم در مدرسه دفاع مقدس متولد شد، تصریح کرد: امروز همه دفاع‌هایی که بر پایه اسلام در همه کشورهای منطقه وجود دارند مهم‌ترین سرمشقی که در مسئله دفاع گرفتند مربوط به دفاع مقدس ملت ایران بوده و این تاثیر بسیار بزرگ داشته و امروز اثرات آن را در جامعه می‌بینیم.

سردار سلیمانی با بیان اینکه دفاع مقدس نقطه عطفی در نمایاندن قدرت اسلام و پیروزی ملت ایران را به جهانیان نشان داده است، گفت: تاثیر حرکت دفاع مقدس، آزادی، آزادگی و مسئولیت‌پذیری یکی از درس‌های دفاع مقدس است.

وی با اعلام اینکه هدف از ترویج فرهنگ دفاع مقدس فروزان نگاه داشتن چراغ انقلاب بوده و متاسفانه عده ای نتوانستند این فرهنگ را درک کنند ولی امروز در بین جوانان و نوجوانان خود درک کردند، تصریح کرد: مازندران در دوران دفاع مقدس با لشگر ۲۵ کربلا و در بعد دفاع از حرم و در مسئله علم، فقه، تفسیر و عرفان علمای بزرگی از این خطه بلند شده است.

فرمانده نیروی قدس سپاه با بیان اینکه پاسداشت نام و یاد شهدا کار بسیار مقدس و اثرگذاری است، افزود: شهدا در اوج عاطفه بوده و در واقعه برتری بخشیدن و مقدمه دانستن آن چیزی که برای آن فضیلت دارد در واقع ایثار و شهادت گویند و هر دستاورد مادی و معنوی دیگر در جامعه از طریق فرهنگ شهادت نصیب همگان می‌شود.

سردار سلیمانی با بیان اینکه شهید قبل از رسیدن به این جایگاه به این درجه معنوی نائل می آید و با فوتش در واقع به درجه رفیع شهادت نائل می‌شود، افزود: کشته شدن جشن فارغ التحصیلی شهید است و در واقع خداوند اجر این تلاش و کوشش او را با شهادت می‌دهد.

وی با اشاره به اینکه همه خانواده شهدا اقرار به آثار شهادت فرزندانشان در دوران زندگی وی داشته و دارند، تصریح کرد: مفسران بین علم به خدا که همان علم اصلی است و شهادت ربط می‌دهند و معتقدند فردی که به شهادت نائل شود به علم اصلی نائل و خداشناس واقعی بوده و در خداشناسی او تردیدی وجود ندارد و از امتحان سربلند بیرون آمده است و بنابراین شهادت و شهید کسی است که به جایگاه علم اصلی و علم به خدا نائل و محضر خدا را درک می‌کند.

سردار سلیمانی با بیان خاطراتی از شهدای دوران دفاع مقدس و مدافعان حرم، افزود: برخی از این شهدا در قبل از شهادت خود به درجه شهود رسیده و رحمانی و معنوی شدند و عارف به معنای واقعی شدند.شهید برای عمل به حکم خدا بر خلاف خواسته خود عمل می‌کند و در واقع شهدا امامزادگان ما بوده و در واقع پاسداشت برای آنان برپا کردیم.

وی با اشاره به اینکه شهدا به واسطه اینکه خود را فراموش کرده اکنون زنده هستند و هر چه زمان بگذرد عطش نسبت به شهید بیشتر خواهد شد، تصریح کرد: شهید همه چیز را فراموش کرده و صرف به فکر خدا و اطاعت رب بوده است.

سردار سلیمانی با اشاره به اینکه شهید جهاد اکبر و اصغر خود را تواما انجام داده ولی ما رزمندگان جهاد اصغر خود را انجام و برای رسیدن به قافله شهدا و تمسک به آنان و رسیدن به جهاد اکبر، همانند شهدا با دشمن برون و درون ستم داشته باشیم، تصریح کرد: خداوند شهدا را در اعلا قرار دهد.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به برپایی چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، گفت: اشکال ندارد برخی مسئولان برخی از گله‌ها را تحمل کنند چون برادری در نماز جمعه گله کرده و عده ای ناراحت شدند.

وی با بیان اینکه مقام معظم رهبری در ۴۰ سالگی انقلاب نظریات بلندی را تبیین کردند و اگر بخواهیم فرضیه ایها را در ابعاد مختلف ارائه دهیم در کلام امام راحل و مقام معظم رهبری مبین است، تصریح کرد: نظریات این دو بزرگوار در حوزه‌های دینی، معرفتی، اخلاقی در دفاع مقدس و دانشگاه محترم مغفول و مظلوم است.

سردار سلیمانی با اشاره به اینکه درس وصایای امام در دانشگاه‌ها که داوطلبانه بوده و بعید است بیانات رهبری درسی در دانشگاه‌ها وجود داشته باشد، گفت: امروز باید پایه اصلی تدریس در دانشگاه‌ها فقه، معرفت و عرفان امام راحل و مقام معظم رهبری باشد که غایب، محروم و مظلوم است.

وی با بیان اینکه اگر بخواهیم تربیت فکری دانشگاه‌ها ارتقا یابد باید به نظریات امام و رهبری اهتمام جدی شود، تصریح کرد: در ۴۰ سالگی انقلاب باید مبانی و اندیشه‌های معمار کبیر انقلاب و رهبری اصولی تبیین شود.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با اشاره به اینکه امام راحل اسلام را تجدید بیعت کرد و اسلام ناب را معرفی کردند، گفت: یکی از مسائلی که امام راحل آن را مهم دانستند موضوع فلسطین و خطر وهابیت بوده و اکنون موضوع فلسطین به موضوع اول جامعه اسلامی تبدیل شده است.

وی با بیان اینکه بنیانگذار انقلاب بر خطر وهابیت در آن زمان از سوی انقلابیون تاکید داشتند، گفت: اسلام مال و ثروت، خرافات و تحجر را اسلام آمریکایی و مصداق آن را وهابیت قلمداد کرده اند. عامل اختلاف و تفرقه و خونریزی در منطقه وهابیت است.

سردار سلیمانی با اشاره به اینکه امام راحل اسلام ناب را تبیین کرده و استعمار و راههای مقابله با آن را برای ما نمایاندند و ایشان بر پایه اسلام، حکومت را بنا کرده است، تصریح کرد: امروز کلاف سردرگم دشمن در داخل فلسطین، وهابیت و فرقه اسلام آمریکایی است که بزودی نابودی آنان حتمی است.

وی با بیان اینکه امروز جهان اسلام اگر احساس یک بازدارندگی قوی و قدرت قوی می‌کند و دشمنی مثل رژیم صهیونیستی جرات حمله به کشور اسلامی ندارد به دلیل وجود جریان حزب الله در لبنان و جریانات اسلامی در فلسطین نظیر حماس است که این کارکرد انقلاب بوده که توسط معمار کبیر انقلاب تبیین شده است.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به اینکه در جمهوری اسلامی هیچ اقدامی به منصه ظهور نمی‌رسد مگر اینکه منافع ملی ایران در نظر گرفته شود، تصریح کرد: برخی ندانسته در دفاع از نظام و منافع ملی موضوعاتی بیان می‌کنند ولی با اطمینان می‌گویم که هیچ تصمیمی از نظام بدون منافع ملی در هیچ کجا به اجرا گذاشته نمی‌شود. اسلام و حمایت از اسلام جز منافع ملی است و بدون اتکا به اسلام یارای نگهداری قدرت مقاومت را نداشته و نداریم.

سردار سرلشگر پاسدار سلیمانی با بیان اینکه وهابیت دارای ریشه یهودی بوده و به اسم داعش خرابی‌ها و ویرانه‌هایی ایجاد کرده و بیش از نیم تریلیون خسارت به دو کشور عربی وارد کرده اند، گفت: صدها هزار نفر از انسان‌های بیگانه در این کشورها کشته و بیش از سه هزار مسجد منفجر شده است و خسارت سنگین این پدیده خطرناک وهابی ایجاد و نظام اسلامی به حمایت از دو کشور آمده و این طوفان مسموم را قبل از رسیدن به مرزهای ایران با خاک یکسان کرده است.

وی با اشاره به اینکه نظام جمهوری اسلامی در حمایت از ملت‌های ستمدیده آمده و طوفان را مسموم و متلاشی کرده است، تصریح کرد: اگر طوفان مسموم به مرزهای ایران رسیده بوده فاجعه بزرگی به بار می آورد. این کارکرد نظام اسلامی در منطقه برای این بوده که ایران بیمه شده و منشا قدرت در منطقه شده است و در تمام جریان‌های اسلامی ایران تاثیرگذار و صاحبنظر است.

سردار سلیمانی با بیان اینکه کارکرد انقلاب در حوزه تقویت بنیه دفاعی و توانمدی ایران بسیار مفید بوده است، گفت: قدرت توام با اقتدار در جمهوری اسلامی ایران به مدد انقلاب ایجاد شده و در منطقه مثل و مانند ندارد.

وی با اشاره به اینکه اصرار بر منطقه برای اجرای برجام منطقه ای این است که می‌خواهند خون شهید را در بستر انقلاب و دفاع مقدس ایجاد شده بخکشانند، تصریح کرد: با اجرای برجام ۲ مشکل ایران رفع نمی‌شود و برجام اصلی در داخل ایران بوده و هدف اصلی استکبار بی هویت کردن، بی قدرت کردن و با خاک یکسان کردن ایران است. همه آحاد ملت ایران این نظام را دوست دارند و همه کسانی که ممکن است به ظاهر با آنان مشکل داشته باشیم همگان نظام خود را دوست دارند و در ۲۲ بهمن حضور پرشور دارند. نظام اسلامی ایران در داخل خود ایجاد قدرت کرده خود اقتدار دارند و مهم‌ترین تاثیر آن بر منطقه بسیار مشهود شده است.

وی با اشاره ای به حادثه خونین زاهدان آن را دردناک اعلام کرد و گفت: تقدیم شهدا در واقع دفاع از حریم انسانیت بوده و هجمه افراد در درون اتوبوس بدون اینکه بتوانند از خود دفاع کنند انسانیت نیست.

سلیمانی خطاب به دولت و مردم شریف پاکستان، تصریح کرد: مردم این کشور افراد شریفی بوده که اولین حکومت اسلامی را در منطقه ایجاد کرده و دلیل نامگذاری پاکستان همین است. ما تصور می‌کردیم پاکستان، ایران را عمق استراتژی خود قرار داده وعمق استراتژی پاکستان، جمهوری اسلامی است. در دیدارها با مقامات این کشور همواره تاکید کردیم که به پاکستان و نقش پاکستان در منطقه کنک کنیم و از دولت پاکستان سئوال داریم که این تذهبون به کجا می‌روید. همسایه کناری شما هند امسال مرکز انفجاری کشور خود را پاکستان می‌دهد و مهم‌ترین معضل ناامنی افغانستان، پاکستان است. آیا امروز نوبت ایران رسیده است. شما نمی‌توانید کشوری که با پول سعودی اداره می‌شود یک گروه ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفره را منهدم کند.

وی با بیان اینکه سالانه دهها انفجار توسط گروه تروریستی در پاکستان صورت می‌گیرد و مردم این مرز و بوم را به خاک و خون می‌کشاند، تصریح کرد: حال چه تسلیتی دارید به ملت ایران بگویید. به جای اینکار گروه تروریستی را از کشور بیرون کنید. مسئولان ایران همواره دوست داشته رابطه ایران و پاکستان را عمیق کنند.

سردار سلیمانی با اشاره به اینکه در داخل پاکستان نفوذ پول سعودی صورت گرفته و هدف آن از هم پاشاندن پاکستان است و مردم پاکستان باید آگاه باشند، تاکید کرد: دولت و ارتش پاکستان نباید اجازه دهند که با چند میلیارد دلار دولت آدم‌کش سعودی با شدت خباثت یک انسان را سوزانده و با پول خود بخواهد پاکستان را با همسایگان خود درگیر کند. پاکستان کشور دوست ماست و کسی نباید ایران را امتحان کند.

فرمانده سپاه قدس تصریح کرد: ما تهدید نمی‌کنیم و از دوستی با شما صحبت می‌کنیم و می‌گوییم نباید سرزمین پاک پاکستان محل آزار و اذیت کشورهای منطقه نظیر ایران، هند و افغانستان شود و هر جریانی این نقشه را کشیده هدفش انشقاق پاکستان است.

وی با تاکید اینکه جمهوری اسلامی انتقام خود را از مزدورانی که دست به این حادثه خونین در زاهدان زده خواهد گرفت و حتماً این گروه خبیث را در هر نقطه ای از کره خاکی بیابیم حمله خواهیم کرد، افزود: اجازه نمی‌دهیم خون مردمان این ملت به سادگی توسط این گروه خبیث تروریستی ریخته شود و این ملت آزاده است و این ملت عزتمند باقی خواهد ماند.
منبع:مشرق

آخرین مطالب