پر بازدیدترین مطالب

بی توجهی تاریخی آمریکا به حقوق بشر؛واشنگتن با حمایت از ناقضان حقوق بشر در جهان بی اعتبار شده است


نشریه فارین افرز در مقاله‌ای به قلم سارا مارگون مدیر دیده بان حقوق بشر در واشنگتن، به موضوع حقوق بشر در دیدگاه دولت‌های مختلف آمریکا پرداخته است.

بی توجهی تاریخی آمریکا به حقوق بشر
به گزارش سخن آشنا، نشریه فارین افرز در مقاله‌ای به قلم سارا مارگون، مدیر دیده بان حقوق بشر در واشنگتن، به موضوع حقوق بشر در دیدگاه دولت‌های مختلف آمریکا پرداخته است.

مارگون می‎نویسد: هیچیک از روسای جمهور آمریکا مانند ترامپ درباره موضوع حقوق بشر سخن نگفته بود. ترامپ، صدام دیکتاتور عراق را به دلیل رویکردش در مبارزه با تروریسم داخلی ستایش کرده و گفت او آدم خوبی نبود، اما تروریست‌ها را می‌کُشت. ترامپ اندکی بعد از انتخاب به ریاست جمهوری آمریکا در مصاحبه‌ای تلویزیونی در پاسخ به سوالی درباره احترامش به برخی از دیکتاتور‌های حال حاضر جهان نیز گفت: "ما قاتلان بسیاری در کشورمان داریم. شما فکر می‌کنید کشور ما بی گناه است؟ "

وی در تماس با دوترته، رئیس جمهور فیلیپین که جنگ خونینی را در پوشش مبارزه با مواد مخدر علیه مردم این کشور آغاز کرده و طی آن ۱۲ هزار فیلیپینی را به کام مرگ فرستاد، ضمن ستایش از وی، اقدام دوترته را "اقدامی باورنکردنی در حل معضل مواد مخدر" نامید. ترامپ در ملاقات با دوترته در مانیل، هنگامی که رئیس جمهور فیلیپین با قطع پرسش‌های خبرنگاران، آن‌ها را جاسوس نامید، خنده سر داد. باید توجه داشت که فیلیپین کشوری است که روزنامه نگاران و فعالان اغلب با خطر مرگ مواجه هستند.

همه روسای جمهور آمریکا با درجات مختلفی به موضوع حقوق بشر بی توجه بوده یا این موضوع را نادیده گرفته‎اند. اما به نظر می‌رسد هیچیک مانند ترامپ چشمان خود را بر این موضوع به دلیل حمایت از شرکای خارجی خود نبسته‎اند. آسیب این امر فراتر از کلمات است. درون مرز‌های آمریکا نیز دولت ترامپ حملاتی را علیه عدم تبعیض و عدالت به راه انداخته است.

مارگون در ادامه با ابراز ناامیدی از دولت آمریکا در موضوع حقوق بشر می‌نویسد: اگرچه نقض حقوق بشر پیش از انتخاب ترامپ هم در سراسر جهان به اشکال مختلفی مانند جنگ، بحران و بی ثباتی رخ داده و مقامات دیکتاتور آن کشور‌ها با دستاویز قرار دادن این مسائل به تقویت جایگاه خود در قدرت پرداخته‎اند؛ آن هم در حالی که حاکمیت قانون و هنجار‌های بین المللی را نقض کرده‎اند، اما با وجود حضور ترامپ در کاخ سفید انتظار انتقاد یا برخورد شدید با این موارد بسیار بعید به نظر می‌رسد. در عوض دولت ترامپ با رویکردی هرج و مرج طلبانه در سیاست خارجی، این تحولات جهانی را در حالی که موسسات و نهاد‌های مختلف در جهت معکوس می‌کوشند، تقویت می‌کند.

نخستین سال ریاست جمهوری ترامپ با اقدامات وی درباره جدا کردن خانواده‌های مهاجر تحت قوانین جدید همراه شد. در فاصله زمانی ماه‌های ژانویه تا سپتامبر سال ۲۰۱۷، تعداد کل مهاجران دستگیر شده در داخل کشور ۴۳ درصد افزایش یافت. صدور دستور ممنوعیت ورود اتباع چند کشور به آمریکا با استفاده از ترفند‌های کلاسیک اسلام هراسی نیز در همین راستا رخ داد. اگرچه دادگاه این ممنوعیت را لغو کرد، اما دولت ترامپ مجددا در اواخر سال ۲۰۱۷ با ارائه نسخه‌ای جدید مجددا به اجرای آن پرداخت.

ترامپ با بیان اظهارات نژادپرستانه به تمجید از تظاهرات نژادپرستان در شارلوتزویل ویرجینیا پرداخته و از آنان با عنوان مردمانی خوب یاد کرد. او در این رابطه مدافعان برابری نژادی در پلیس را افرادی خطرناک در سیستم پلیس آمریکا دانست. ضمن این که وی در موارد متعددی به حقوق زنان نیز تعرض کرده و آن را نادیده گرفته است.

همه این‌ها در حالی رخ داد که دولت در عرصه خارجی نیز ضمن رد چارچوب‌های حقوق بشر جهانی یا نادیده گرفتن این چارچوب‌ها، به آنان آسیب زده است. ترامپ که از ابتدای حضور در کاخ سفید تهدید به خروج از سازمان‌ها و پیمان‌های مختلف بین المللی می‌کرد، با خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل و سایر سازمان‌ها و نهاد‌های مدنی و حقوق بشری بین المللی، چالشی جهانی در احترام به مسائل حقوق بشری به وجود آورد. دلیل خروج آمریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل عمدتا به دلیل موضوع فلسطین -موضوع تقریبا دائمی این شورا- بوده است. جای تردید نیست که این شورا دارای نقایصی نیز است، اما در مواردی نیز موفقیت‌هایی داشته و موارد مختلفی از نگرانی‌های حقوق بشری را حل و فصل کرده است. ترامپ با تاکید بر ناکارآمدی پیمان‌ها و توافقنامه‌های بین الملل، از این توافق‌ها خارج شد. اما در موضوع حقوق بشری اقدامات ترامپ سبب شده تا فعالان حقوق بشری به این احساس برسند که شرایط بسیار دشوار شده و اساسا موضوع حقوق بشر در این دولت از اهمیتی برخوردار نیست. با کاهش دیدار‌های رئیس جمهور و مقامات ارشد امنیتی وی با فعالان رده بالای حقوق بشری این موضوع بیش از پیش نمایان می‌شود.

تقدیر ترامپ از دیکتاتور‌ها و پذیرایی از جنایتکاران تحت تعقیب، در کاخ سفید در این راستا رخ داده است. این برخورد‌های مشفقانه در دیدار با دیکتاتور‌های خاورمیانه‌ای مانند مصر و بحرین نیز به چشم می‌خورد. همانطور که نبیل رجب، فعال بحرینی زندانی و عضو کمیته مشورتی خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر نوشت: این دیدار که تنها چند روز پس از سرکوب مرگبار پلیس بحرین که در دهه‌های پیش بی سابقه بود، رخ داده و منجر به کشتن شدن شماری شد، تصادفی و اتفاقی نبود.

به همین ترتیب، سیاستمدارانی که به دنبال بی اعتبار کردن مطبوعات آزاد هستند، از اصطلاح "اخبار جعلی"، یکی از عبارات مورد علاقه ترامپ، به شدت حمایت کرده و از آن بهره می‌برند. به عنوان مثال یک مقام دولتی میانمار- کشوری که در آن نیرو‌های امنیتی اقدام به پاکسازی قومی علیه مسلمانان کرده‎اند- اعلام کرد که چنین اتفاقاتی در روهینگیا رخ نداده است و این‌ها اخبار جعلی هستند. این اصطلاحات از سوی سران و مقامات کشور‌هایی که از نظارت بر عملکرد خود می‌هراسند، نیز به شدت مورد استفاده قرار می‌گیرد. براساس اعلام کمیته محافظت از روزنامه نگاران که داده‌های مربوط به روزنامه نگاران زندانی را از اوایل دهه ۱۹۹۰ جمع آوری می‌کند، تعداد روزنامه نگارانی که به دلیل انتشار اخبار جعلی دستگیر شدند، در سال ۲۰۱۷ به بالاترین میزان خود رسید.

جالب است اکنون مردی در آمریکا حقوق و سیاست‌های مربوط به زنان و دختران را در این کشور و شاید در سراسر جهان تنظیم و تدوین می‌کند که فایل صوتی مربوط به تجاوز جنسی وی منتشر شده است. اما سرعت عقب نشینی، شگفت آور است. ترامپ براساس سنت‌های جمهوری خواهان بودجه مربوط به صندوق جمعیت سازمان ملل، بزرگترین منبع ذخیره مالی بین المللی برای برنامه‌های جمعیت و تنظیم خانواده را به بهانه دروغین حمایت این سازمان از سقط جنین قطع کرد. دولت ترامپ سیاست‌های داخلی بسیاری در حمایت از برابری جنسیتی را نادیده گرفت که ضمن بی اعتبار ساختن آمریکا در عرصه جهانی موجب ایجاد خلل در توانمندسازی زنان و دختران نیز می شود.

اما احتمالا بزرگترین تهدید برای زنان در دولت ترامپ، از سیاست به اصطلاح مکزیکوسیتی وی ناشی می‎شود. این قانون که از جمله سیاست‌های بلندمدت جمهوری خواهان است شرایطی را بر سازمان‌های مراقبتی بهداشتی در خدمات رسانی به زنان اعمال می‌کند. دولت ترامپ با افزایش محدودیت‌های مختلف بر این سازمان‌ها، آن‌ها را تهدید کرد که در صورت تخطی همه منابع دولتی خود را از دست خواهند داد.

در چارچوب این سیاست سختگیرانه به زنان و دختران آمریکایی و خانواده‎هایشان آسیبی جدی وارد می‌شود و دریافت مراقبت‌های بهداشتی برای خانواده‌های فقیر یا با درآمد متوسط بسیار دشوارتر و حتی غیر ممکن خواهد شد. این در حالی است که این سازمان‌ها باید نه تنها خدمات خود به خانواده‌ها افزایش دهند بلکه باید در زمینه سلامت کودکان نیز فعال‌تر از گذشته ظاهر شوند و خدمات مرتبط با سلامت کودکان از جمله واکسیناسیون و پیشگیری و درمان اچ آی وی / ایدز، مالاریا و سل را افزایش دهند.

قانون فوق با تاثیرگذاری در کشور‌های دریافت کننده این خدمات، وخامت اوضاع را در آن کشور‌ها به دنبال دارد. تحقیقات سازمان دیده بان حقوق بشر در آفریقا نشان می‌دهد این قانون در کشور‌های فقیر آفریقایی به معنای کاهش انواع خدمات بهداشتی است. به عنوان مثال کنیا به اجبار به محدودیت‌های ناشی از این قانون تن داده است تا از بودجه بیشتری برخوردار شود. در عین حال آمریکا بودجه مربوط به آزمایش‌های سرطان دهانه رحم و آزمایش HIV را کاهش داده و کلینیک‌های مربوط به این موارد را تعطیل کرده است. اوگاندا نیز با مشکلات مشابهی دست و پنجه نرم می‌کند.

به اذعان مارگون این سیاست که زنان را مورد حمله قرار می‌دهد با احتمال بالای شکست نیز مواجه است. این ادعا در تحقیقات دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۱۱ نیز تائید شده است.

در ادامه گزارش مارگون اظهار می‌کند که استفاده از این نیرو با تاکید بیشتر کاخ سفید بر قدرت سخت بعید به نظر نمی‌رسد. در واقع، دولت ترامپ هزینه‌های دفاعی را با کاهش کمک‌های خارجی افزایش داده است. وی با لغو سیاست‌های محدود کننده دولت اوباما در زمینه استفاده از حملات با هواپیما‌های بدون سرنشین و فرماندهی عملیات‌های مختلف، سبب افزایش تلفات غیرنظامی شد. این تغییرات، فروش اسلحه را نیز تسهیل و تسریع کرد. آن هم به کشور‌هایی که پرونده‌های سنگینی در مورد نقض حقوق بشر دارند. در واقع این اقدامات ترامپ حاکی از کاهش محدودیت‌ها بر مساله صادرات اسلحه است. این حرکت کوتاه اندیشانه منافع اقتصادی فراوانی را برای دولت ترامپ در پی دارد و مبین اولویت منافع اقتصادی بر ارزش‌ها نیز است.

دولت ترامپ در جنگ علیه داعش نیز انزجار خود از قوانین بین المللی جنگ را به نمایش گذاشت. وی در زمان کاندیداتوری از مخالفت با بمب‌های داعش سخن گفت و در دوران ریاست جمهوری با فرماندهی حملات علیه سوریه و عراق مردم غیر نظامی بسیاری را به کام مرگ فرستاد در حالی که می‌دانست تروریست‌های داعش نه در مرکز شهر که در حومه شهر‌ها حضور دارند.

علی رغم ادعای وزارت دفاع آمریکا مبنی بر ارائه آمارها، تصاویر و ویدئو‌های مربوط به جنگ با هدف شفاف سازی اقدامات و هزینه‌ها در وب سایت پنتاگون، گروه‌های حقوق بشری سازمان ملل و روزنامه نگاران در سال گذشته به شواهدی دست یافتند که نشان می‌دهد شمار قابل توجهی از غیر نظامیان سوری به دست نیرو‌های آمریکایی یا نیرو‌های ائتلاف تحت سرکردگی آمریکا در عراق و سوریه (و همچنین افغانستان) کشته شده‎اند. تفاوت این آمار با آمار‌های رسمی قابل توجه است. در برخی موارد تحقیقات حاکی از آن است که نقض‌های عمده حقوق بشری و منازعات مسلحانه رخ داده است. تحقیقات مفصل مجله نیویورک تایمز نتیجه گیری کرد که ائتلاف مبارزه علیه داعش کمترین شفافیت را در تاریخ جنگ‌های مختلف آمریکا دارد. این مجله گزارش کرد که حداقل یک غیرنظامی در هر پنج حمله هوایی ائتلاف کشته شده است: ۳۱ برابر بیش از آن چه ائتلاف اعلام کرد.

البته بخشی از این تغییر استراتژیک در دولت اوباما رخ داد. پنتاگون در دسامبر ۲۰۱۶ با انحلال هسته جمع آوری اطلاعات مربوط به اهداف حملات هوایی در عراق که بررسی مضاعفی را برای جلوگیری از تلفات غیرنظامی ارائه می‌داد، راه را برای دولت ترامپ که عملیات‌ها را بدون بررسی‌های مکفی در زمینه کاهش آسیب‌های غیرنظامی انجام می‌دهد، هموار کرد. در واقع مشکل در دولت ترامپ تشدید شد. اگرچه پنتاگون اطمینان داده بررسی کافی در مورد جمع آوری اطلاعات وجود دارد و از مهمات و قدرت شلیک متناسب با جنگ شهری استفاده می‌کند، تحقیقات در زمینه ارزیابی اتهامات مربوط به تلفات غیرنظامی پس از حملات مرگبار هوایی به شدت ناکافی بوده است.

از سوی دیگر نگرانی‌های حقوق بشری همیشه با ملاحظات امنیتی ملی مواجه شده است. مدت هاست که واشنگتن بودجه‌های مربوط به مسائل حقوق بشری را به نفع امنیت ملی به فراموشی سپرده است. فروش سلاح به عربستان سعودی توسط دولت اوباما، علی رغم حملات هوایی غیرقانونی ائتلاف علیه غیرنظامیان یمن، نمونه خوبی از آسیب‌های این رویکرد می‌تواند باشد. در این جنگ تاکنون هزاران غیرنظامی کشته شده‎اند و احساسات ضد آمریکایی به شدت افزایش یافته است. در دولت بوش و پس از حادثه ۱۱ سپتامبر نیز برنامه‌های شکنجه و دستگیری‌ها افزایش یافت که ناقض تعهدات بین المللی بود و اعتبار واشنگتن را در زمینه حقوق بشر کاهش داد.


علیرغم استعفای یکی از مقامات وزارت امور خارجه در اعتراض به "بی توجهی دولت به تعهداتش مبنی بر تبلیغ و دفاع از حقوق بشر"، به نظر نمی‌رسد در سیاستگذاران آمریکایی اعتقادی به اساسی بودن حقوق بشر در سیاست‌های آمریکا وجود داشته باشد.

مارگون با اشاره به بیهودگی امیدواری برای بهبود مواضع حقوق بشری آمریکا، نوشت: در حقیقت با از بین رفتن اعتبار آمریکا، این کشور در حال حاضر مشوق دولت‌ها در مقابله با شهروندان خودشان است.

نویسنده با طرح پرسش چه باید کرد به جمع‎بندی این موضوع پرداخته و دستیابی به حقوق بشر را به احتمال زیاد سخت‌تر از گذشته می‌داند. اما به اقدامات موفقیت آمیز کشور‌های دیگر اشاره کرده که نشان می‎دهند سایر کشورها بدون آمریکا نیز قادر به انجام اقدامات مفید در راستای حقوق بشر هستند. به عنوان مثال هلند در شورای حقوق بشر سازمان ملل موفق شد بر مخالفت‌های عربستان سعودی، امارات و آمریکا برای انجام تحقیقات مستقل در مورد جنایات ائتلاف سعودی در یمن غلبه کند. به همین ترتیب، ایسلند در تهیه پیش نویس و جمع آوری حمایت از ۳۸ کشور دیگر برای بیانیه مشترک شورا در محکومیت "جنگ علیه مواد مخدر" دوترته موفق ظاهر شد. تا زمان در قدرت بودن ترامپ ما شاهد ائتلاف‌های این چنینی در حمایت از حقوق بشر خواهیم بود.

باید توجه داشت که این اقدامات ترامپ با مخالفت‌هایی در درون آمریکا نیز مواجه شده است. مثلا برخی ایالت‌ها با نادیده گرفتن تصمیم ترامپ همچنان خود را به موافقتنامه اقلیمی پاریس متعهد می‌دانند و راه‌هایی را برای محافظت از خانواده‌های مهاجران که با سیاست "تحمل صفر" ترامپ در مورد مهاجران دچار صدمات بسیاری شده اند، در نظر گرفته اند. اما باید توجه داشت که این ایالت‌ها باز هم به دولت فدرال وابسته‎اند و مسائل مالی آنان متاثر از دولت مرکزی است. در عین حال حملات کاخ سفید به مهاجران، مراقبت‌های بهداشتی، جوامع اقلیت و سیستم قضایی ادامه خواهد یافت تا اعتبار آمریکا در مورد حقوق بشر در خارج از کشور را کاهش دهد. به عبارت ساده تر، در صورت عدم تغییر عمده در این رویه، دولت ترامپ و خود رئیس جمهور، به عنوان بزرگترین تهدید حقوق بشری چند دهه باقی خواهند ماند.

منبع:میزان

بن‌بست سعودی‌ و سکوت اسرائیلی‌ در ماجرای خاشقجی


شبکه تلویزیونی المیادین در گزارشی به بررسی علت سکوت مقامات رژیم صهیونیستی در ماجرای قتل روزنامه‌نگار منتقد سعودی پرداخت.

بن‌بست سعودی‌ و سکوت اسرائیلی‌ در ماجرای خاشقجی
به گزارش سخن آشنا، المیادین گزارش داد: اسرائیلی‌ها از پیامدهای ماجرای قتل جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار عربستانی در کنسولگری این کشور در استانبول، برای مقامات سعودی نگران هستند.

گزارشگر شبکه تلویزیونی المیادین، درباره بن‌بست سعودی‌ها و سکوت اسرائیلی‌ها در ماجرای قتل خاشقجی گفت: سران بیشتر کشورهای جهان و مسئولان سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر و آزادی رسانه‌ها، در برابر ماجرای خاشقجی موضع‌گیری کرده‌اند. شرایط قتل این روزنامه‌نگار عربستانی و واکنش‌های جهانی به آن، به این ماجرا جنبه بین‌المللی داده است. این ماجرا خود را به برنامه کاری گفتگوهای مقامات همه کشورها تحمیل کرده، اما اسرائیل درباره آن سکوت کرده است. به نظر می رسد این ماجرا هیچ ارتباطی به اسرائیل ندارد و این رژیم از همان ابتدا تاکنون در این ماجرا سکوت پیشه کرده است. اعتراف سعودی‌ها به قتل خاشقجی هم باعث پایان سکوت اسرائیل نشد. به نظر نمی‌رسد مقامات اسرائیلی قصد داشته باشند در این باره اظهارنظر کنند.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی تاکنون بارها به روابط سری با برخی کشورهای عربی افتخار کرده است و اخیرا آن را «ائتلاف سایه» توصیف کرد. نتانیاهو نمی‌خواهد درباره این ماجرا، اظهارنظری کند که به ضرر سعودی‌ها و به طور مشخص محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی تمام شود.

در ادامه این گزارش آمده است: چرا تل آویو باید موضع‌گیری داشته باشد که به جایگاه محمد بن سلمان ضربه بزند و اعتبار سیاسی و مالی عربستان را در صحنه منطقه‌ای و بین‌المللی مخدوش کند؟ اسرائیل در محاسبات خود، معامله قرن و «عادی‌سازی نرم» روابط با کشورهای عربی را که به نفع اشغالگران است، در نظر می‌گیرد. این شرایط کافی است تا اسرائیل در این ماجرا سکوت کند. این در حالی است که برعکس اگر هر نوع حادثه‌ای به تهران یا محور مقاومت ارتباط پیدا کند، اسرائیل حتی از تربیون‌های بین‌المللی هم برای اتهام زنی و دروغ پردازی استفاده می کند تا افکار عمومی را فریب دهد.

گزارشگر این شبکه خاطر نشان کرد: علاوه بر این‌ها، لابی یهودی در آمریکا و جهان از سیاست‌های اسرائیل حمایت و به متحدان تل آویو کمک می‌کند. سکوت اسرائیل به نفع عربستان و نیز آمریکاست. دونالد ترامپ که تاکنون موضع‌گیری‌های متناقضی در برابر این ماجرا اتخاذ کرده است با صراحت تاکید کرد واشنگتن به سعودی‌ها در رویارویی با ایران نیاز دارد.
منبع:باشگاه خبرنگاران

افشاگری نیویورک‌تایمز از یک رسوایی در توییتر: ۹ واقعیت در مورد توپخانه آنلاین بن‌سلمان در شبکه‌های اجتماعی/ جاسوس ولیعهد سعودی در توییتر چه کسی است؟




توییتر بات‌ها را شناسایی می‌کند، اما در شناسایی کارمندان بن‌سلمان که ماهانه حدود سه هزار دلار حقوق می‌گیرند و هزاران حساب کاربری ایجاد می‌کنند، به دشواری می‌افتد.

سخن آشنا- «واقعیت، آن گونه که آنها ترسیم می‌کنند». این همان چیزی است که سعودی‌ها تلاش می‌کنند در توییتر جا بیاندازند و اجازه ندهند چنین رسانه‌هایی به تقویت دموکراسی و نظارت مردمی کمک کند. مارک جونز استاد دانشگاه Exeter در بریتانیا و مدرس تاریخ خلیج فارس می‌گوید «مخالفت سیاسی در کشورهای حوزه خلیج (فارس) خطرات زیادی دارد. در واقع در این کشورها به ویژه عربستان سعودی، ضررهای شبکه‌های اجتماعی برای آنها بیش از نفعش است».

ولیعهد عربستان یک ارتش در شبکه‌های اجتماعی به خدمت گرفته که نه تنها دائماً تصویر یک رهبر دموکرات‌ و تحول‌خواه از او می‌سازند، بلکه منتقدان وی را به سختی آماج حملات خود قرار داده و حتی شناسایی می‌کند ... توییتر بات‌ها را شناسایی می‌کند، اما در شناسایی کارمندان بن‌سلمان که ماهانه حدود سه هزار دلار حقوق می‌گیرند و هزاران حساب کاربری ایجاد می‌کنند، به دشواری می‌افتد.

این را نیویورک‌تایمز پس از مصاحبه با ۷ تن از دست‌اندرکارانِ‌ پروژه یادشده و پژوهشگرانی که آن را مطالعه کرده‌اند، دریافته و فاش کرده است. قتل خاشقچی نمونه کاملی از کاربرد این ارتش برای ناکام‌گذاشتن هر تلاشی در جامعه جهانی برای حمایت از جان و حقوق منتقدان بن‌سلمان است.

مگی میچل سالم از دوستان جمال خاشقجی تبلیغاتی که ارتش توییتری بن‌سلمان علیه او راه انداخته بودند را «توپخانه آنلاینِ دائمی» توصیف می‌کند. این توپخانه منتقدان داخلی را هم بی‌نصیب نمی‌گذارد. صحبت از هزاران حساب کاربری جعلی است که در زمان افشای قتل خاشقچی، یعنی دقیقاً زمانی که رسوایی بزرگ برای ولیعهد رقم خورده است، کلنا_ثقه_فی_محمد_بن_سلمان را به ترند توییتر تبدیل می‌کنند. مستخدمان سعودی در توییتر از حساب‌های کاربریِ‌دیگر نیز جاسوسی می‌کنند.

 

تناقض اصلی در حکومت بن‌سلمان دقیقاً از همین روش مدیریت فضای داخلی و تصویری که می‌خواهد همزمان در غرب از او ساخته شود، شکل می‌گیرد. او از طرفی حاکمیت اقتدارگرایانه خود در داخل را مستحکم می‌کند و از طرفی قرار است به عنوان یک رهبر نوگرا و امروزی کشورش را به توسعه رسانده و با دنیا تعامل کند. قتل خاشقجی این تناقض را به همه نشان داد و ارتش توییتری دقیقاً برای سرپوش گذاشتن بر همین تناقض به کار گرفته شد.

اکنون دست‌کم ۹ واقعیت پیرامون ارتش بن‌سلمان در شبکه‌های اجتماعی روشن شده است:

۱- آغاز به کار این ارتش سعودی در شبکه‌های اجتماعی به سال ۲۰۱۰ میلادی برمی‌گردد، زمانی که حاکمان عربستان نسبت به سرایت بهار عربی به کشور خود بیمناک شدند.

۲- مشاور بن‌سلمان، سعود القحطانی که در ماجرای قتل خاشقجی برکنار شد، به باور تحلیلگر نیویورک‌تایمز مدیر اصلی این پروژه بوده است. او که به «ارباب مگس‌ها» یا «استادِ ترول» مشهور شده، سال گذشته رسماً توییت کرد «عربستان سعودی و برادرانش به گفته‌های خود عمل می‌کنند. این یک قول است. هر نامی که فکر می‌کنید باید به #فهرست_سیاه اضافه شود، با استفاده از همین هشتگ اضافه کنید تا ما آنها را ردیابی و فیلتر کنیم».

۳- سعودی از علی الزباره، کسی که به عنوان کارمند توییتر ارتقا می‌گرفت، برای جاسوسی و کسب اطلاع از هویت، شماره تلفن و آدرس آی‌پی حساب‌هایی که مطالب انتقادی علیه بن‌سلمان می‌گذاشتند، بهره می‌گرفت. وی در دسامبر ۲۰۱۵ از توییتر اخراج شد و به عربستان بازگشت.

 

۴- برخی منتقدان توییتری مانند خالد العلکمی بازداشت شدند و برخی نیز مانند عمر عبدالعزیز که در کانادا زندگی می‌کنند، ‌با بازداشت برادران و هک گوشی تحت فشار قرار گرفتند.

۵- ارتش سعودی در واتس‌اپ و تلگرام گروه دارند و هماهنگی خود را از آن طریق انجام می‌دهند.

۶- پس از هماهنگی از آن طریق، حملات خود را به لیستی از مخالفان که برای آنها فرستاده شده، آغاز می‌کنند. بسیاری از موضوعات روز مانند حقوق زنان و جنگ یمن نیز موضوع کار آنها بوده است، کمااینکه ایران، ‌ قطر و کانادا نیز به مناسبت‌های مختلف مورد حمله قرار گرفته‌اند.

۷- عکس‌های تبلیغاتی از بن‌سلمان بین آنها به اشتراک گذاشته می شود تا در پست‌های خود از آن بهره گیرند.

۸- هر جا که بحث در مورد عملکرد حکومت عربستان بالا می‌گیرد، از پورنوگرافی برای تغییر موضوع و حواس کاربران بهره می‌گیرند تا بحث ناتمام بماند.

۹- گاهی برای حذف یک پیام، همگی دست به کار شده و آن را با عنوان «حساسیت‌برانگیز» یا «Sensitive» گزارش می‌دهند. این اتفاقی است که نیویورک تایمز عیناً در مورد پستی که جنایت‌های عربستان در یمن را نشان می‌دهد، مشاهده کرده است.

به نظر می‌رسد آخرین پروژه خاشقجی کمک به ایجاد یک ارتش داوطلبانه در فضای مجازی علیه ارتش بن‌سلمان بوده است. او در ماه سپتامبر ۵۰۰۰ دلار به عمر عبدالعزیز در همین رابطه کمک کرد، شاهزاده سعودی که در کانادا زندگی می‌کند و «زنبورهای الکترونیک» را راه‌اندازی کرده است. خاشقجی چند روز پیش از قتلش توییت کرده بود ارتش زنبورهای الکترونیک در راه‌اند.
منبع:مشرق

پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد چیست و چرا ترامپ می‌خواهد از آن خارج شود؟


سی‌ان‌ان در مطلبی به تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا برای خروج از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان برد به بهانه نقض آن از سوی روسیه پرداخت.

پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد چیست و چرا ترامپ می‌خواهد از آن خارج شود؟
به گزارش سخن آشنا به نقل از شبکه خبری سی‌ان‌ان، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه خروج از توافقات بین‌المللی، روز گذشته بدون ارائه هیچ سندی، روسیه را به نقض «پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد» متهم کرد و گفت در صورتی که روسیه و چین با یک پیمان جدید موافقت نکنند، آمریکا به زودی از آن خارج خواهد شد. وزارت خارجه روسیه نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد آمریکا با این تصمیم، رویای جهان تک‌قطبی را در سر می‌پروراند.

پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد چیست؟
این پیمان در سال 1987 میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق منعقد شد و یکی از اقدامات اساسی در جهت تنش‌زدایی دوران جنگ سرد بود. این پیمان در 8 دسامبر آن سال در واشنگتن به امضای رونالد ریگان، رئیس‌جمهور وقت آمریکا و میخائیل گورباچف، رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی رسید.

پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد هر دو کشور را ملزم به از بین بردن موشک‌های کروز و بالستیک زمینی با برد حدود 300 تا 3 هزار و 400 مایل می‌کند. در این پیمان برای متحدان اروپایی واشنگتن یک پوشش محافظتی پیشنهاد شد و توافق میان دو کشور در بحبوحه رقابت تسلیحاتی دو طرف در طول جنگ سرد بود.

سخنگوی سابق وزارت خارجه آمریکا و تحلیلگر دیپلماتیک شبکه سی‌ان‌ان اعلام کرد این پیمان به منظور حل تمامی مشکلات با شوروی سابق امضاء نشد، بلکه اقدامی برای ایجاد ثبات استراتژیک در قاره اروپا بود.

چرا آمریکا تصمیم به ترک پیمان موشکی گرفته است؟
ترامپ بارها اعلام کرده روسیه این پیمان را نقض کرده و به اظهارات مقامات دولت باراک اوباما در خصوص نقص پیمان از سوی مسکو استناد کرده است. وی روز شنبه پیش از عزیمت به نوادا نیز ادعا کرد: «روسیه این پیمان را نقض کرده است. آنها سالهاست این پیمان را نقض می‌کنند. نمی‌دانم چرا اوباما مذاکره نکرد یا از آن خارج نشد! ما نمی‌خواهیم به آنها اجازه دهیم پیمان هسته‌ای را نقض کنند.»

برای اولین بار، در سال 2014 سی‌ان‌ان با اشاره به آزمایش‌های موشکی کروز روسیه در سال 2008، گزارش داد دولت آمریکا روسیه را به تخطی از این پیمان متهم کرده است. بنا به گزارش سی‌ان‌ان، آمریکا در آن زمان متحدان عضو ناتو خود را در جریان این موضوع قرار داد. با این حال، تا همین اواخر ناتو نقض این پیمان از سوی روسیه را به طور رسمی تائید نکرد. ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو اوایل این ماه در خصوص عدم پایبندی مسکو به تعهدات بین‌المللی خود از جمله پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد ابراز نگرانی کرد.

در گزارش وضعیت هسته‌ای جدیدی که توسط وزارت دفاع آمریکا در ماه فوریه منتشر شد نیز به عدم پایبندی مسکو به این پیمان پرداخته شد و ادعا شد روسیه همچنان به نقض تعهدات و پیمان‌های کنترل تسلیحاتی خود ادامه می‌دهد.

به نظر می‌رسد قصد ترامپ از تهدید به خروج از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد، امتیازگیری از روسیه و چین برای محدود کردن فعالیت‌های موشکی خود یا بهانه‌تراشی برای رفع محدودیت‌ها از برنامه موشکی آمریکا برای عقب نماندن از پیشرفت‌های موشکی این دو کشور است.

خروج از پیمان موشکی با روسیه چه پیامدی برای آمریکا دارد؟
خروج آمریکا از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد می‌تواند به یک رقابت تسلیحاتی در سراسر اروپا، مشابه آنچه در دهه 1980 در این قاره رخ داد، دامن بزند. بنا به گفته سخنگوی سابق وزارت خارجه آمریکا در صورتیکه واشنگتن بخواهد از این پیمان خارج شود، لازم است که چگونگی این اقدام به خوبی بررسی شود، زیرا آمریکا دارای قابلیت یکسان با روسیه، بویژه در ارتباط با موشک‎‌های مسکو نیست. اینکه چگونه آمریکا می‌تواند با این تسلیحات مقابله یا مانع از بکارگیری آنها در اروپا شود، همه مسائلی هستند که باید مشخص شوند.

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم سرگئی ریابکُف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، روز گذشته اعلام کرد خروج یکجانبه آمریکا از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد، اقدامات تلافی‌جویانه مسکو از جمله "اقدام نظامی" را در پی خواهد داشت.

چین در این میانه چگونه عمل می‌کند؟
مقامات دولتی آمریکا بر این باورند که پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد یک زیان برای آنها محسوب می‌شود، زیرا چین هیچگونه محدودیتی برای گسترش موشک‌های هسته‌ای میان‌برد خود در اقیانوس آرام ندارد اما این پیمان آنها را از توسعه سلاح‌های جدید منع می‌کند.

به همین دلیل بود که ترامپ در سخنرانی روز شنبه گفت مگر اینکه چین و روسیه پیش ما بیایند و بگویند که هیچ‌یک از ما این نوع سلاح‌ها را توسعه ندهیم. اما اگر روسیه و چین به توسعه تسلیحاتی خود مشغول باشند و ما به پیمان منع موشکی پایبند باشیم، این موضوع اصلا قابل قبول نیست.

با این حال روسیه دیدگاه مخصوص به خود را درباره ناقض اصلی این پیمان دارد. الکسی پوشکوف، سناتور روس اعلام کرد آمریکا با این اقدام جهان را به دوران جنگ سرد برمی‌گرداند. دیگر مقامات روسی از جمله گرباچف (امضاکننده این پیمان) نیز عواقب ناشی از اقدام آمریکا را فاجعه بار خوانده‌اند.

کاستی‌های پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد
پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد، موشک‌های دریایی را پوشش نمی‌دهد در حالی که واشنگتن پیشرفت‌های استراتژیک قابل توجهی در این بخش داشته است. مورد دیگر از کاستی‌های این پیمان این است که دیگر قدرت‌های هسته‌ای دنیا از جمله فرانسه و انگلیس، متحدان اصلی واشنگتن، عضو این پیمان نیستند.

نگرانی‌های مسکو در خصوص تفسیر آمریکا از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد
مسکو در خصوص تعریف آمریکا از این پیمان نگرانی‌های خاصی دارد. مسکو می‌گوید آمریکا با استقرار سپر دفاع موشکی در اروپا، که می‌تواند برای پرتاب موشک‌های کروز از آنها بهره بگیرد، این پیمان را نقض کرده است. روسیه همچنین نگرانی‌هایی در خصوص آزمایش موشک‌های بالستیک در سیستم‌های ضدموشکی آمریکا، به عنوان بخش دیگری از نقض این پیمان توسط واشنگتن، دارد. هواپیماهای بدون سرنشین نیز بخشی دیگر از نقض پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان برد توسط آمریکا محسوب می‌شوند.

دولت آمریکا استراتژی مدرنیزه کردن زرادخانه هسته‌ای کاملا تهاجمی خود را پیگیری می‌کند که در ابتدا آن را مطابق با پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد نامید. با این حال اکنون به نظر می‌رسد این کشور به دنبال بهانه‌ای برای خروج از پیمان تسلیحات هسته‌ای با روسیه برای دنبال کردن این استراتژی است.

موضع روسیه
روسیه اعلام کرده تا زمانی که آمریکا به پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد پایبند باشد، در این پیمان باقی خواهد ماند. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه واکنش کشورش به اقدام آمریکا را فوری و متقابل اعلام کرده است.
منبع:باشگاه خبرنگاران

عطوان: شاید «حکومت چهارم سعودی» با جنایت خاشقچی نابود شود


تحلیلگر سیاسی سرشناس دنیای عرب، پرونده قتل خاشقچی را سناریویی سریالی توصیف کرد که شاید دادگاه کیفری بین المللی آخرین سکانس آن باشد.


به گزارش سخن آشنا، «عبدالباری عطوان،» سردبیر روزنامه الکترونیکی «رأی الیوم» در واکنش به اعتراف رسمی عربستان به قتل جمال خاشقچی یادداشتی منتشر کرده و طبق سبک همیشگی خود چند سوال را برای عنوان این یادداشت برگزید.

عطوان با طرح این پرسش که «آیا خاندان حاکم آل سعود از بحران خاشقچی نجات می‌یابد مثل نجات یافتن از پرونده حملات یازده سپتامبر؟ چرا روایت اعتراف به جنایت پس از انکار و سردرگمی عربستان در متقاعد کردن خیلی‌ها شکست خورد؟ گام بعدی که ترامپ منتظرش است، چه خواهد بود؟ کدام قربانی در قفس دادگاه نهایی قرار می گیرد؟» نوشت که روایت سعودی پر از ابهام است.

عطوان توضیح داد: گزارش رسمی عربستان در اعتراف به قتل «جمال خاشقچی» روزنامه‌نگار منتقد سعودی در کنسولگری کشورش در استانبول پر از ابهام است و تلاش مذبوحانه رژیم سعودی برای خریدن وقت را نشان می‌دهد؛ از همین رو با شک و تردیدهایی پذیرفته شد و درخواست‌ها برای انجام یک تحقق بین‌المللی شفاف در این باره بالا گرفت.

به تاکید نویسنده، اینکه گفته شود خاشقچی در کنسولگری عربستان بر اثر یک درگیری فیزیکی با چند نفر که از او سوال و جوابی کرده بودند کشته شده است، بیشتر سخنی از سر کم‌خِردی و ساده‌لوحی است و اصلا قانع‌کننده نیست؛ این مرد برای دعوا به کنسولگری نرفته بوده بلکه می‌خواست یک سند حقوقی را تحویل بگیرد که گویی آماده بوده و بیشتر از چند ثانیه زمان برای تحویل گرفتن آن لازم نبوده است. اما چرا طرف مقابل دعوای خاشقچی 15 نفر بودند، بنابراین حتی اگر این روایت هم درست باشد که مسلما ساختگی است این مرد مورد حمله قرار گرفته و در وضعیت دفاع از خود بوده است.

عطوان ادامه داد: بازداشت هجده نفر از افرادی که در این جنایت دست داشتند و برکناری پنج نفر دیگر که مهم ترین آنها احمد عسیری، معاون رئیس سازمان اطلاعات سعودی، سعود القحطانی مشاور رسانه‌ای دربار و فرد بسیار نزدیک به شاهزاده محمد بن سلمان و رئیس ستاد ارتش سایبری او هستند تلاش برای پیدا کردن یک سپر بلا و قربانی است تا نگاه‌ها را از فرد مسئول این جنایت یعنی ولی عهد عربستان منحرف کنند.

نویسنده تاکید کرد: این امکان وجود ندارد که عسیری بدون فرمان شاهزاده محمد بن سلمان نقشه این جنایت و عوامل آن را ریخته باشد و البته القحطانی هم آگوست 2017 در صفحه توئیتر خود براین حقیقت صحه گذاشت که گفت هیچ کاری را جز به فرمان پادشاه و ولی عهد انجام نمی‌دهد.


توییت سعود مبنی بر اینکه مجری دستور شاه و ولی‌عهد اوست

 

رای الیوم با بیان اینکه خاندان سلطنتی عربستان با یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی روبرو هستند که موجودیت و دوام آنها را تهدید می‌کند، نوشت: بدون اغراق می‌توانیم بگوییم که پرونده خاشقچی برای آل سعود خطرناک تر از جنگ اول و دوم یمن است زیرا این اتفاق در زمانی رخ داده که این نظام(سعودی) با اختلافات داخلی و فشارهای بین المللی و تا حدی مردمی در سطح سیاست داخلی و خارجی خود روبروست.

این روزنامه با اشاره به وضعیت نابسامان داخل خاندان سلطنتی آل سعود نوشت: شورای خاندان سلطنتی در عربستان برگزار نمی‌شود، شاهزادگان بزرگ سعودی به انزوا کشیده شدند و بسیاری از آنها چه کوچک و چه بزرگ برایشان دشوار است با پادشاه ملاقات داشته و با او دباره مسائل خاندان سلطنتی و حکومتی رایزنی کنند .

رای الیوم افزود: به گفته یکی از افراد بسیار نزدیک به خاندان سعودی در بین شاهزادگان اگر کسی خیلی هم شانس ملاقات با پادشاه یا ولی عهد را داشته باشد باید چند روز منتظر بماند اگر رخصت دیدار پیدا کرد در میان تدابیر بسیار شدید امنیتی از جمله اینکه هیچ سلاحی با خود همراه نداشته باشد و تلفن همراه خود را بیرون بگذارد به توفیق دیدار آنها نائل می‌شود.

عطوان با تاکید بر اینکه اعتراف رسمی عربستان به این قضیه غم انگیز فیصله نمی‌دهد، گفت: این بیانیه هم به دیگر بیانیه‌های عربستان برای محو واقعیت‌ها افزوده می‌شود نظیر اینکه ادعا کرد آقای خاشقچی کنسولگری را ترک کرده و در آنجا برای او اتفاقی مثل قتل رخ نداده است.

به عقیده نویسنده، محمد بن سلمان، ولی‌عهد سعودی حقیقت را انکار نکرد وقتی که سه روز پس از ناپدید شدن خاشقچی در گفت‌وگو با خبرگزاری بلومبرگ گفت که او کنسولگری راترک کرده بود اما نگفت که زنده یا مرده از آنجا درآمد، با تن و بدن سالم یا قطعه قطعه شده کنسولگری را ترک کرد.

رای الیوم نوشت: این جنایت از صدر اخبار تلویزیون و عناوین اصلی روزنامه‌ها پایین نخواهد آمد چون حکومت سعودی هنوز حقایق زیادی را کتمان می‌کند و اعترافات تدریجی و بخش بخشی آن اصلا خوشآیند نیست.

این روزنامه ادامه داد: تنها چیزی که تایید شده تا کنون این است که خاشقچی یا با خفگی یا با تکه تکه کردن بدنش در داخل کنسولگری عربستان جان باخته است اما همه منتظر مهمترین شاهد این جنایت یعنی بدن قربانی و وضعیت آن هستند و اینکه چگونه آن را زیر زمین یا روی زمین مخفی کرده‌اند.

رای الیوم آورده است: سران عربستان توانستند با پول و معاملات تسلیحاتی بحران حملات یازدهم سپتامبر را پشت سر گذارند اما گذشتن از بحران خاشقچی برایشان دشوار خواهد بود چون اولا هم برای داخل آمریکا مهم است و هم برای دنیا و تاثیر آن بر انتخابات میان دوره ای آمریکا هم جدی است، جالب توجه این است که رسانه‌های آمریکایی و جهانی بر سر آن وحدت نظر دارند و اگر استثنایی هم باشد محدود است، چه کسی فکرش را می‌کرد سی ان ان که رقیب ترامپ محسوب شود و فاکس نیوز شبکه محبوب و متحد وی در خصوص پرونده خاشقچی در یک جبهه قرار گیرند.

نویسنده تاکید کرد: ترامپ با استفاده از پرونده خاشقچی می‌خواهد از عربستان باج مالی و قضایی بگیرد تا به بزرگ ترین معامله ممکن دست یابد، شاید تازه ترین اظهارات وی درباره اعتراف عربستان به قتل خاشقچی بهترین گواه آن باشد.

«ترامپ در جمع خبرنگاران درباره روایت رسمی عربستان سعودی در خصوص این پرونده گفت: «فکر می‌کنم به عنوان گام‌های اول، خوب است. گام بزرگی است. افراد زیادی دخیل هستند».

ترامپ گفت که فکر می‌کند توضیحات عربستان سعودی «معتبر» است و او با کنگره در این خصوص همکاری خواهد کرد. وی علی‌رغم این گفت با «محمد بن سلمان»، ولی‌عهد سعودی گفت‌وگو خواهد کرد. او گفت: «سوالاتی در این مورد داریم»؛ ترامپ همچنین تاکید کرد: «عربستان سعودی متحدی فوق‌العاده بوده، اما آنچه اتفاق افتاده غیرقابل قبول است».

عطوان افزود: «وقتی ترامپ می‌گوید به عنوان گام اول خوب است یعنی باید گام‌های دیگری هم دنبال آن بیاید اما منظورش چه گام‌هایی است؟ تغییر در ساختار حکومت سعودی که شامل آمدن ولی عهد جدید باشد؟ آن فرد چه کسی می‌تواند باشد؟».

نویسنده تاکید کرد: احساس می‌کنیم در خصوص پرونده خاشقچی سناریویی مشابه یک تحقیق بین‌المللی و دادگاهی ویژه نظیر حادثه لاکربی پیش روی ماست اما اینجا بر خلاف آن پرونده، به جای قربانی، به متهم اصلی رجوع خواهد شد. زمان عوض شده و شرایط تغییر کرده است و شاید دادگاه کیفری بین‌المللی آخرین سکانس این سریال باشد.

رای الیوم در پایان آورد: سعودی‌ها در انجام عملیات قتل خاشقچی موفق شدند که البته بعد آسان قضیه بود اما در مخفی کردن شواهد آن شکست خوردند و این پیچیده‌ترین بعد ماجراست. «حکومت چهارم سعودی**» هنوز نطفه است و شاید با جنایت خاشقچی در نطفه نابود شود؛ الله اعلم.
منبع:فارس

آخرین مطالب