پر بازدیدترین مطالب

اعلامیه بالفور آغاز و معامله قرن پایان رژیم نامشروع اسرائیل


بعد از دو سال جنجال بر سر طرح موسوم به «معامله قرن»، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، گفته که این طرح توسط تیمی متشکل از دو وکیل شخصی سابق وی و دامادش «جارد کوشنر» تهیه شده است و تا پایان ماه ژانویه (اوایل بهمن) برای رونمایی آماده خواهد شد.

 


سخن آشنا- بعد از دو سال جنجال بر سر طرح موسوم به «معامله قرن»، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، گفته که این طرح توسط تیمی متشکل از دو وکیل شخصی سابق وی و دامادش «جارد کوشنر» تهیه شده است و تا پایان ماه ژانویه (اوایل بهمن) برای رونمایی آماده خواهد شد. ترامپ بلافاصله پس از روی کار آمدن، به خواسته‌ کلیدی لابی اسرائیل در آمریکا تن داده و طرح معامله قرن را پایه‌گذاری کرد. رئیس‌جمهور آمریکا در چارچوب این طرح، شهر قدس را پایتخت اسرائیل اعلام کرده است. ترامپ سپس، دفاتر دیپلماتیک فلسطینی‌ها را در واشنگتن و کنسولگری آمریکا را در کرانه باختری بست و در قدم بعدی،
سفارت این کشور را به شهر قدس شریف منتقل کرد. این اتفاقات در مجموع، باعث شد که رژیم نامشروع صهیونیستی تبدیل به صاحب اصلی سرزمین‌های ‌اشغالی شده و حقوق فلسطینی‌ها بر سرزمین مادری‌شان نادیده گرفته شود. در مجموع، طرح معامله قرن به قدری ظالمانه است که حتی بسیاری ازسیاستمداران اسرائیلی نیز آن را به تمسخر گرفتند و گفتند که این طرح زمینه را برای جنگ آماده می‌کند نه صلح! در مقابل، رهبران فلسطین هم تاکید کرده‌اند که هیچ‌گونه طرح سازشی را نمی‌پذیرند و آمریکا را نیز شریک جنایت‌های اسرائیل و مجری سیاست‌های رژیم صهیونیستی می‌دانند. در هر حال،
فلسطینی‌ها اعلام کرده‌اند که هرگز اجازه نخواهند داد معامله قرن عملی شود.
«ناصر ابوشریف» نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در ایران در گفت‌و‌گو با کیهان، با تایید مواضع رهبران مقاومت فلسطینی در قبال معامله قرن می‌گوید، معامله قرن یک طرح آمریکایی- صهیونیستی است و برای خدمت به رژیم ‌صهیونیستی و حذف موضوع فلسطین مطرح شده است و به هیچ وجه قابل پذیرش نیست. ماحصل این گفت‌و‌گو را با هم می‌خوانیم. سرویس خارجی

* دولت ترامپ با همدستی و همکاری رژیم صهیونیستی و کشورهای مرتجع عرب، طرح استعماری موسوم به معامله قرن را به میان کشیده است. طبق این طرح، رژيم صهيونيستي کشور ملت يهود و فلسطين نیز تحت حاکميت محدود، کشور ملي فلسطينيان عنوان شده است. نظر شما در‌باره این طرح توطئه‌آمیز چیست؟
معامله قرن یک طرح آمریکایی- صهیونیستی است که برای خدمت به رژیم‌ صهیونیستی و حذف موضوع فلسطین مطرح شده است و آنها در واقع می‌خواهند با این طرح پیروزی صهیونیست‌ها بر اعراب و مسلمانان را اعلام کنند. بر اساس طرح معامله قرن، قدس تبدیل به پایتخت رژیم ‌صهیونیستی می‌شود و ترامپ نیز در چارچوب آن، سفارت آمریکا را از تل‌آویو به قدس منتقل کرده است. همچنین، براساس این طرح، حق بازگشت فلسطینیان به سرزمین خودشان کاملا رد می‌شود و قطعنامه سازمان ملل، که حق بازگشت در آن درج شده است، لغو ‌می‌گردد. اصولا حق بازگشت فلسطینیان به سرزمین‌شان، مصیبتی برای رژیم‌ صهیونیستی است؛ چرا که تعداد فلسطینیان در خارج از سرزمین‌های ‌اشغالی، هفت میلیون و 500 هزار نفر است و اگر ما بخواهیم این را به 6 میلیون و 500 هزار فلسطینی در داخل سرزمین‌های ‌اشغالی اضافه کنیم، جمعیت فلسطینی‌ها به تقریباً 14 میلیون نفر می‌رسد. این تعداد بیشتر از شمار کل یهودیان سراسر جهان است. به همین دلیل، آنها (در قالب طرح معامله قرن)تلاش کردند حق بازگشت را لغو کنند و حق اسکان را تنها به یهودیان بدهند.
توطئه دیگری که در این زمینه و براساس معامله قرن انجام شد این بود که تلاش کردند موجودیت فلسطینیان را در فلسطین حذف کنند. در واقع می‌توان گفت که حق بازگشت یکی از مهم‌ترین محورهایی بود که رژیم ‌صهیونیستی تلاش کرد که آن را تحت‌الشعاع قانون دولت یهود قرار داده و خیال خود را از این بابت راحت کند. قانون دولت یهود ارتباط زیادی با معامله قرن دارد و این آخرین مرحله از حذف موضوع فلسطین است و آنها می‌خواهند بدین شکل آن را دنبال کنند. به ویژه با توجه به اینکه رژیم ‌صهیونیستی حمایت کامل آمریکا از خودش را دارد و متاسفانه وضع کشورهای عربی و اسلامی بسیار بد است.
نکته بعد اینکه اجرای طرح قانون یهود در رژیم‌ صهیونیستی بازتاب‌های بسیار بدی برای خود این رژیم دارد؛ نخستین مورد آن این است که 20 درصد ساکنان رژیم ‌صهیونیستی فلسطینی هستند و طبعاً تعداد زیادی از این فلسطینی‌ها مسلمان‌اند، 9 درصدشان مسیحی‌اند و باقی افراد دروزی هستند. رژیم ‌صهیونیستی به طور حتم با این‌ها درگیر خواهد شد. این درگیری، درگیری آسانی برای رژیم‌ صهیونیستی نخواهد بود و آنها نمی‌توانند این درگیری را در سطح انتفاضه‌های قبلی بدانند. در گذشته، مقابله آنها با انتفاضه‌های غزه و کرانه باختری، در حد یک درگیری ساده بود. اما اگر این‌بار آنها بخواهند درگیر شوند با کسانی درگیر می‌شوند که شناسنامه اسرائیلی دارند و این موضوع برای رژیم صهیونیستی بسیار خطرناک خواهد بود. موضوع دیگر اینکه مناطق فلسطین ‌اشغالی(1967) دیگر مثل مناطق غزه و کرانه باختری نیست که اسرائیل فرد مقابل خودش را به تروریسم متهم کند بلکه این افرادی که با آنها مقابله می‌کند خودشان شهروند‌ سرزمین‌های ‌اشغالی هستند. بنابراین، چنین درگیری‌ای برای آنها بسیار مهم و در عین حال بسیار دشوار است. امروز جامعه فلسطینی جامعه ساده‌ای نیست و آنها آموزش‌دیده هستند. به عنوان نمونه، بیشتر شعرای منطقه، فلسطینی هستند. از جمله «محمود درویش» که یک فلسطینی بوده و در داخل سرزمین‌های ‌اشغالی سکونت دارد. همچنین، فیلسوف و دانشمند بزرگی همچون «عزمی بشاره»، یک فلسطینی است و شناسنامه اسرائیلی دارد. کتاب‌های این دانشمند بزرگ فلسطینی در دانشگاه‌های رژیم صهیونیستی تدریس می‌شود. وی عضو و نماینده کنست (مجلس رژیم ‌صهیونیستی) بوده و به پنج زبان زنده دنیا مسلط است. مانند این فیلسوف فلسطینی، شخصیت‌های برجسته فرهنگی و علمی زیادی وجود دارند که در سرزمین‌های ‌اشغالی زندگی می‌کنند و به همین دلیل، درگیر شدن با چنین افرادی برای رژیم ‌صهیونیستی آسان نخواهد بود. در نهایت، تاکید می‌کنم قانونی که رژیم‌ صهیونیستی تحت عنوان قانون یهود تدوین کرده، موضوع جدیدی نیست و فقط درگیری‌ها را در منطقه گسترش خواهد داد و موجب به وجود آمدن تنش‌های جدیدی می‌شود. زیرا (با ورود این قبیل قانون‌ها و طرح‌ها به عرصه) دیگر گفت‌و‌گوها و راه‌حل‌ها پایان‌یافته تلقی می‌شوند و قانونی که در رژیم ‌صهیونیستی تصویب شده، می‌تواند زمینه را برای اتحاد فلسطینیان فراهم سازد.
* مردم نوار غزه از روز 10 فروردین سال جاری تاکنون هر جمعه تظاهرات موسوم به «راهپیمایی روز بازگشت» را برگزار می‌کنند و جمعه گذشته نیز چهل و دومین راهپیمایی انجام شده است. در این مدت دست‌کم 260 فلسطینی به شهادت رسیده و بیش از 26 هزار نفر هم مجروح شده‌اند. برگزاری این راهپیمایی تا چه اندازه در دستیابی فلسطینیان به مطالبات برحق خود تاثیر دارد؟
در سال 1948 میلادی وقتی رژیم‌ صهیونیستی تشکیل شد، قوانینی را وضع کردند که یکی از آنها، قانون بازگشت بود. این قانون در واقع به همه یهودیان جهان این حق را می‌داد که به سرزمین‌های‌ اشغالی بازگردند، به این بهانه که «فلسطین» سرزمین آنهاست. آنها در آن زمان این موضوع را بدین صورت جلوه دادند و این قانون به همه یهودیانی که به فلسطین وارد می‌شدند این امکان را می‌داد که فوری شناسنامه اسرائیلی دریافت کنند، اما درباره (مردم) فلسطین وضع کاملاً فرق می‌کرد. هرچند سازمان ملل قطعنامه 194 را صادر کرده بود و برمبنای آن، به فلسطینیان این حق داده شده بود که به سرزمین خودشان برگردند، ولی این قطعنامه هرگز به اجرا در نیامد. اکنون نیز هنوز هم شاهد اجرای قانون بازگشت(یهودیان) به اراضی یهودی هستیم که از سوی رژیم‌ صهیونیستی اجرا می‌شود.
در آغاز تشکیل رژیم ‌صهیونیستی این رژیم خود را به عنوان رژیمی دموکراتیک جا زد و مدعی شد که در کنار یهودیان، همه اقلیت‌ها نیز برای خود حق و حقوقی دارند، اما طی 70 سال اخیر ما شاهد بودیم که یهودیان ماهیت واقعی خودشان را نشان داده‌اند.
در هر حال، طبق قانون جدید دولت یهود ، که صهیونیست‌ها مدعی آن هستند، فقط یهودیان در فلسطین ‌اشغالی حق زندگی دارند و فقط آنها هستند که حاکم این سرزمین و شهروند به حساب می‌آیند. همه افراد دیگر خواه فلسطینی، عرب یا غیر عرب، هیچ حقی در این سرزمین ندارند و فقط مقیم محسوب می‌شوند و مالک در واقع یهودیان هستند و باقی اقلیت‌ها هیچ حقی در این سرزمین ندارند. اکنون رژیم ‌صهیونیستی ماهیت خود را به همه جهان نشان داده است. البته این قانون برای رژیم صهیونیستی کاملاً زیان‌بار است و حتی آنهایی که این قانون را وضع کرده‌اند یعنی یهودیان، در واقع می‌دانند این قانون چهره بسیار بدی را از رژیم صهیونیستی در دنیا ترسیم می‌کند. این چهره در حالی برملا می‌شود که رژیم صهیونیستی می‌کوشد خود را به عنوان یک رژیم دموکراتیک در یک منطقه پرآشوب جلوه دهد. در حال حاضر رژیم ‌صهیونیستی مجبور است داستان‌هایی را که در 70 سال گذشته ساخته بازنویسی کند. اما این ماجراجویی رژیم صهیونیستی دلایل بسیاری دارد. نخست اینکه تعداد فلسطینیان در سرزمین‌های تاریخی فلسطین بیشتر از یهودیان است. به همین دلیل، دوگانگی قومی در فلسطین، خطری را برای رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است. بی‌شک صهیونیست‌ها تلاش کرده‌اند تا از این وضعیت خلاص شوند. آنها در این زمینه دو شیوه را پیش‌روی خود قرار دادند؛ نخست اینکه دو دولت را برای دو ملت ایجاد کنند، یکی کشور یهودی برای یهودیان و کشور فلسطین برای فلسطینیان، که طبعاً این را انجام ندادند. شیوه دوم، اعطای حق کامل به یهودیان بود که این را انجام دادند که فقط یهودیان حق داشته‌ باشند که در این سرزمین سکونت کنند و باقی افراد تنها مقیم باشند.
موضوع بعد این است که اگر فضای بین‌المللی و منطقه‌ای آماده نبود، رژیم‌ صهیونیستی هرگز نمی‌توانست این قانون را اجرایی کند. نخستین پارامتری که رژیم ‌صهیونیستی در اختیار داشت، حمایت کامل آمریکا از آنها بود. واشنگتن در همه امور چه حق یا باطل، از رژیم‌ صهیونیستی حمایت می‌کند. از سوی دیگر، گروهی که در حال حاضر دولت دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا را حمایت می‌کنند، همگی یهودی هستند. داماد ترامپ یعنی «جراد کوشنر» یک یهودی و موافق شهرک‌سازی است. همچنین، «گرینبلات» مشاور ترامپ یک یهودی طرفدار سرسخت شهرک‌سازی است. علاوه ‌بر آنها، سفیر آمریکا در فلسطین ‌اشغالی، نه تنها یک یهودی است، بلکه خودش در شهرک‌های رژیم صهیونیستی زندگی می‌کند. به همین دلیل، اعضای تیمی که ترامپ را همراهی می‌کنند، کلاً یهودی صهیونیست هستند و نه یهودی آمریکایی. آنها صهیونیست بودن خودشان را بر آمریکایی‌ بودنشان ترجیح می‌دهند.
پارامتر دیگری که در این مورد اهمیت دارد، موضوع عربی و اسلامی بودن آن است؛ متاسفانه ما شاهدیم برخی حکام عرب از جمله «محمد بن‌سلمان» ولیعهد عربستان و همچنین ولیعهد امارات، آمادگی خودشان را برای همکاری با رژیم‌ صهیونیستی اعلام کرده و این همکاری را از حالت محرمانه به حالت آشکارا درآورده‌اند. مجموعه این عوامل باعث شد تا رژیم ‌صهیونیستی به صدور چنین قانونی(قانون دولت یهود) تشویق شود.
اما هدف از راهپیمایی‌های «روز بازگشت» دفاع از حق بازگشت مردم فلسطین به اراضی خودشان است. 72 درصد از مردم غزه آواره هستند و این راهپیمایی‌ها بخشی از مبارزه مردم فلسطین است. مردم فلسطین با این کار می‌خواهند معادله خود را حفظ کنند. غزه در محاصره شدید قرار دارد و رژیم‌های عرب بیش از رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی‌ها توطئه می‌کنند. گاهی اسرائیلی‌ها می‌خواهند این درگیری‌ها تا حدی آرام شود، اما بعضی از رژیم‌های عربی این اجازه را نمی‌دهند! ما تا حد امکان تلاش می‌کنیم با این معادله، از مقاومت مردم فلسطین حمایت کنیم. ما اگر بخواهیم در مسیر الهی گام برداریم، راهی جز ادامه مبارزه و مقاومت نداریم. اکثر مکاتب دیگر(غیراسلامی) در زمینه تحقق آرمان‌های ملت فلسطین و منطقه شکست خورده‌اند و ما در این میان، تنها راهکاری که داریم، راهکار دینی و مبارزاتی است که نتیجه‌بخش بوده است. نکته دیگر این است که صهیونیست‌ها تلاش کردند منطقه را تجزیه کرده و منابع آن را غارت کنند. باید تاکید کنم که خط صحیح برای موفقیت خط مقاومت و مبارزه است.
* اگر کمک‌های دیگر کشورها به رژیم صهیونیستی نبود، آیا این رژیم می‌توانست به حیات خود ادامه دهد؟
رژیم ‌صهیونیستی براساس جنایت‌های ضدبشری بنا شده و علت شکل‌گیری آن، جنبش صهیونیسم بوده است. اما، (پیروان) جنبش صهیونیسم هرگز به تنهایی نمی‌توانستند این جنایات را انجام دهند؛ ابرقدرت‌هایی همچون انگلیس در کنار آنها بودند. انگلستان در آن زمان کمک‌های بسیار زیادی به جنبش صهیونیسم کرد، که مهم‌ترین آنها اعلامیه بالفور بود. با این حال، اخیرا و پس از 100 سال ما شاهد بودیم که نخست‌وزیر انگلستان به جای عذرخواهی به خاطر امضای اعلامیه بالفور، با وقاحت آن را بزرگ‌ترین دستاورد انگلستان توصیف و به آن افتخار کرده است! در واقع، اعلامیه بالفور حق مردم فلسطین را سلب کرده و این حق را به مهاجرینی داد که از کشورهای مختلف دنیا به فلسطین آمده بودند. در آن زمان اروپا کاملا از یهودی‌ها ناامید بوده و می‌خواسته است از شرشان خلاص شود. به همین خاطر، کشورهای اروپایی آنها را به این شکل، به فلسطین فرستاده‌اند. این در زمانی بود که جنگ جهانی اول شعله‌ور بود و امپراتوری عثمانی پس از مدتی سقوط کرد. فلسطین که بخشی از امپراتوری عثمانی بود. ابتدا به‌اشغال انگلستان درآمد و سپس تحت قیمومیت این کشور قرار گرفت. در واقع با این اقدام، زمینه جنایت بزرگ علیه فلسطینیان فراهم شد.
فلسطین تحت قیمومیت انگلستان قرار گرفت و اول قرار بود حکومت فلسطین، شکل خودگردان داشته باشد و مردم فلسطین حق تعیین سرنوشت خود را داشته باشند. اما انگلستان متاسفانه نقش دیگری را بازی کرد و به اصطلاح گوشت را به گربه داد و این همان شیوه‌ای بود که انگلستان علیه فلسطین انجام داده است. در واقع، انگلیسی‌ها زمینه را برای باندهای صهیونیستی فراهم کردند تا آنها بر فلسطین مسلط شوند و در آنجا به طور مکرر دست به جنایت بزنند. حتی در آن زمان «هربرت ساموئل» نماینده عالی انگلیس در فلسطین که خودش یک یهودی بود، 100 هزار کارمند را با خود به فلسطین آورد، که 80 هزار نفرشان نظامی بودند و هدف آنها نیز مقابله با هرگونه شورش مردم فلسطین در سرزمین‌های ‌اشغالی بوده است. همچنین به خاطر قیمومیت انگلیس، تعداد جمعیت یهودیان که در ابتدای قرن بیستم میلادی فقط 14 هزار نفر بوده، در سال 1948 میلادی به 180 هزار نفر افزایش پیدا کرده و همه این‌ها به خاطر کمک انگلیس بوده است. پس از اینکه باندهای صهیونیستی توانستند سلاح حمل کنند و به انواع سلاح مجهز شدند، انگلیس نیز از سرزمین‌های ‌اشغالی خارج شد و آنجا را به باندهای صهیونیستی سپرد. اما همزمان، اگر یک فلسطینی گلوله‌ای به همراه داشت و یا سلاحی را حمل می‌کرد، براساس قانون قیمومیت انگلیس، اعدام می‌شد! بدین شکل بود که انگلیس زمینه را برای باندهای صهیونیستی فراهم کرده تا جنایت‌های ضد بشری خود را علیه فلسطینیان انجام دهند. حتی یک یهودی رژیم صهیونیستی، که دارای شناسنامه (اسرائیلی) است به نام «ایلان باوه»، کتابی را درباره جنایت‌های جنبش صهیونیسم در فلسطین نوشته است. او در کتاب خود این گونه نقل می‌کند که چگونه کشتار مردم فلسطین به وسیله رژیم ‌صهیونیستی به شکلی بسیار سازمان‌یافته از قبل طراحی شده بود! پس از آن بوده که در سال 1948 میلادی دو سوم مردم فلسطین از سرزمین خودشان رانده شده‌اند و 530 شهر و روستا در سرزمین‌های ‌اشغالی نابود شده است. اما بزرگ‌ترین جنایتی که مردم فلسطین شاهد آن بودند، در سال 1948 میلادی رخ داده و آن تشکیل رژیم جنایتکار صهیونیستی بوده است. انگلستان، رژیم صهیونیستی و پس از آن جامعه بین‌الملل در طراحی این جنایت علیه فلسطینیان نقش داشته و کمک کرده‌اند که این جنایت علیه ملت فلسطین صورت گیرد.
منبع:کیهان

کشتی انگلیس در حال غرق شدن است


رای الیوم در گزارشی ضمن اشاره به مشکلات جدی که برای انگلیس پیش آمده است تاکید کرد «ترزا می‌» و سیاست‌هایش علت اصلی نابسامانی‌های این کشور هستند.


به گزارش سخن آشنا، روزنامه رأی الیوم با واکاوی اوضاع نابسامان انگلیس نوشت علت مشکلات کنونی نبود جایگزین برای ترزا می، نخست‌وزیر این کشور است و اینکه وی منافع شخصی خود و حزبش را بر منافع کشور و شهروندان ترجیح می‌دهد و در واقع کشور انگلیس کشتی در حال غرقی است که به سرعت به سمت فاجعه‌ای سیاسی و اقتصادی پیش می‌رود.

رأی الیوم در ادامه نوشت: برای درک اینکه چگونه نخبه‌های سیاسی با سقوط خود کشورشان را به سمت نابسامانی، رکود و سرنوشتی نامعلوم سوق می‌دهند باید اوضاع کنونی انگلیس و مسئله خروج این کشور از اتحادیه اروپا (برکسیت) را بررسی کرد. انگلیسی که می شناختیم تمام شد. احتمال فروپاشی این کشور بسیار قوی بوده و خروج آن از اتحادیه اروپا قطعی است و چه بسا این امر به خروج انگلیس از مجموعه کشورهای بزرگ نیز بیانجامد، مگر اینکه معجزه‌ای رخ دهد، اما دوران ما، دوران معجزه ها نیست.

انگلیسی‌ها اعم از سیاستمداران و شهروندان، دولت و مخالفان آن، موافقان حضور این کشور در اتحادیه اروپا یا مخالفان آن، همه و همه می‌دانند چه می خواهند، اما آنکه خواستار باقی ماندن در اتحادیه اروپاست نمی‌داند چگونه می توان در این اتحادیه ماند و آنکه خواستار خروج از آن است نمی داند راه خروج کدام است؟

سیاستمداران انگلیس به عنوان نمایندگان دموکراسی قدیم در دنیای مدرن، دچار نوعی اسکیزوفرنی هستند و نمی دانند چگونه باید به خود، کشور و شهروندانشان کمک کنند و در امتحان اتحادیه اروپا یا برکسیت به سختی شکست خورده‌اند.

جدایی و اختلاف سرفصل اصلی است: اختلافات در دولت، بین مخالفان و در حزب حاکم وجود دارد، کشوری چند تکه که دچار نوعی سردرگمی است بی‌آنکه سران فرهیخته‌ای در دولت یا بین مخالفان داشته باشد و هیچ قطب نمایی هم نیست که راه خروج از این بیراهه را نشان بدهد.

ترزا می، نخست‌وزیر انگلیس در دو سالی که قدرت را در دست داشته، تصمیم جدی نگرفته است. وی برگزاری انتخابات پارلمانی زودهنگام را خواستار شد اما حزب دلخواه او اکثریت پارلمان را از دست داد. ترزا می دو سال برای دستیابی به توافق با اتحادیه اروپا مذاکره کرد اما این توافق در چند دقیقه به طور حقارت آمیزی در پارلمان نابود شد. وی تلاش کرد جریانی در حزبش را که خواستار خروج از اتحادیه اروپا بود راضی نگه دارد، حتی با وجود آنکه خود مخالف این امر بود، موفق نشد جریانی را که طرفدار وی و سیاست هایش بودند، با خود همراه کند، اما با وجود این شکست‌ها او همچنان در رأس قدرت و حکومت و رئیس یک حزب است، آیا حماقت سیاسی بیشتر از این هم می‌شود؟

در ادامه گزارش رای الیوم آمده است: اگر جویای علت این موضوع عجیب و غریب هستید به شما می‌گویم: علت، نبود جایگزین است و اینکه «می» منافع شخصی خود و حزبش را بر منافع کشور و شهروندان ترجیح می دهد. او سر جای خود باقی است در حالی که انگلیس به سرعت در حال غرق شدن است...همه چیز در این کشور رو به نابودی است، پوند استرلینگ، شاخص بورس که تا به الان تا هزار واحد سقوط کرده است و حتی خدمات عمومی و در این میان تنها میانگین جنایت و بیکاری رو به افزایش است.

اینکه ترزا می بتواند رأی اعتماد از پارلمان بگیرد مسئله مهمی نیست و اولویتی درجه دو است؛ اینکه او بتواند چند ماه دیگر حضور انگلیس در اتحادیه اروپا را به امید اصلاح توافق کنونی یا حتی دستیابی به توافقی جدید تمدید کند نیز اهمیتی ندارد. مهم این است که انگلیس اکنون دستخوش نابسامانی بی‌سابقه‌ای شده، کشتی آن در حال غرق است و به سرعت به سمت فاجعه‌ای سیاسی و اقتصادی پیش می رود و هر چیزی غیر از این تنها بازی با کلمات و ادعاهای کسانی است که خود را به عنوان کارشناس و تحلیلگر جا زده‌اند.
منبع:باشگاه خبرنگاران

شکست ترزا می؛ چرا برگزیت به بن بست برخورد می‌کند؟



آن چه بیش از هرچیز به بن بست در دستیابی به یک نتیجه مشخص برای اجرای برگزیت منجر شده، چنددستگی شدید داخلی در لندن است. در واقع صحنه سیاسی لندن شاهد سه رویکرد سیاسی در مورد برگزیت است که هیچکدام در اکثریت نیست.

سخن آشنا- طرح نخست وزیر انگلیس برای خروج از اتحادیه اروپا با شکست سنگین در پارلمان این کشور منجر شد.

در جریان رای‌گیری بر سر طرح نخست وزیر انگلیس برای خروج از اتحادیه اروپا، پس از ۵ روز بحث و تبادل نظر در پارلمان در نهایت ۴۳۲ به آن رای مخالف دادند و این طرح تنها ۲۰۲ رای موافق بدست آورد و در عمل تصویب نشد.

اختلاف ۲۳۰ رای مخالف در این رای‌گیری بدترین شکست یک دولت بر سرکار در تاریخ انگلیس است به طوری که ۱۱۸ نفر از اعضای حزب محافظه کار هم به آن رای منفی دادند.

انگلیس در حال حاضر با یکی از بزرگترین بحران‌های پس از جنگ جهانی دوم دست و پنجه نرم می‌کند.

 

واکنش‌ها به شکست طرح برگزیت

جرمی کوربین، رهبر حزب کارگر، حزب اصلی مخالف دولت دقایقی پس از رد طرح ترزا می گفت این "مفتضح‌ترین شکست یک دولت بریتانیا در پارلمان از سال ۱۹۲۰ تاکنون بوده است".

کوربین همچنین با تاکید بر اظهارات قبلی خود مبنی بر "بی‌اعتمادی‌ کامل" پارلمان به ترزا می، رسما خواستار رای‌گیری فوری درباره سرنوشت نخست وزیر طی ۲۴ ساعت آینده شد.

همزمان دونالد تاسک، رئیس شورای اتحادیه اروپا در واکنش به این مخالفت قاطع پارلمان بریتانیا گفته از این بابت متاسف است و همزمان از نخست وزیر انگلیس خواسته که با توجه به رای‌گیری امروز هر چه سریع‌تر موضع جدید و برنامه بریتانیا برای چگونگی خروج از اتحادیه اروپا را به او ابلاغ کند.

دونالد توسک همچنین با انتشار توئیتی اشاره کرده است که شاید بهتر باشد بریتانیا در اتحادیه اروپا بماند و در این ارتباط گفت: اگر توافق ممکن نیست، و کسی توافقی نمی خواهد، در آن صورت چه کسی هست که بالاخره جرات داشته باشد و تنها راه حل مثبت را بیان کند؟

ژان کلود یونکر رئیس کمیسیون اروپایی نیز اخطار داد که بریتانیا وقت زیادی برای رسیدن به یک توافق ندارد. او گفت: "من بریتانیا را ترغیب می کنم نیات خود را در حداقل زمان ممکن روشن کند. وقت تقریبا تمام است."

اولاف شولتز، وزیر دارایی و معاون صدراعظم آلمان هم گفت که "این روزی تلخ برای اروپاست."

در فرانسه نیز امانوئل مکرون رئیس جمهور این کشور گفت: "فشار عمدتا روی آنهاست." او اخطار داد که دوره انتقالی حیاتی است چون خروجی بدون حصول توافق خسارت بار خواهد بود.

دولت ایرلند هم در بیانیه کوتاهی گفت که خود را برای خروج بریتانیا بدون آنکه توافقی حاصل شده باشد آماده خواهد کرد.

 

سناریوهای پیش روی لندن

بدترین شرایط ممکن در صحنه سیاسی انگلیس طی نیم قرن گذشته چندان توضیح مبالغه آمیزی از وضعیت دشوار این روزهای رهبران لندن نیست.

در حالی که طرح نخست وزیر براساس پیش بینی‌های قبلی در پارلمان انگلیس شکست خورده، راه‌های خیلی زیادی پیش پای آینده لندن نیست و بطور کلی احتمالات آتی در صحنه سیاسی انگلیس از پنج سناریوی محتمل خارج نخواهد بود:

 

1- تلاش دوباره برای رای‌گیری

طرح ترزا می اگرچه شکست خورده، اما برخی معتقدند با انجام برخی اصلاحات در آن، می‌توان دوباره برای رای‌گیری آن را ارائه کرد. اما بعید است با انجام اصلاحات جزئی بتواند رضایت مخالفان را به دست آورد. مخالفان طرح فعلی ترزا می در دو طیف سیاسی و فکری متفاوت هستند و در حالی که حامیان برگزیت خواستار تغییرات کلی طرح هستند، مخالفان برگزیت خواستار لغو کامل طرح و برگزاری همه پرسی مجدد می‌باشند. لذا بعید است بازگشت دوباره طرح با برخی اصلاحات بتواند نتیجه فعلی را در پارلمان تغییر دهد. مانع مهمتر این‌که طرف دیگر ماجرا یعنی اتحادیه اروپا با هرگونه تغییر یک طرفه در توافق با نخست وزیر انگلیس مخالفت کرده و در عمل امکان این تغییرات هرچند جزئی و مختصر وجود ندارد.

2- خروج بدون توافق از اتحادیه اروپا

بخشی از حامیان سرسخت خروج از اتحادیه اروپا معتقدند خروج از این اتحادیه بدون هیچ گونه توافقی و بصورت یک طرفه ممکن است. اما این دسته از حامیان دو آتشه برگزیت در میان حزب محافظه‌کار، از اکثریت لازم در پارلمان برخوردار نیستند، چون این اقدام در عمل به تنش و تشدید اختلافات با اتحادیه اروپا منجر خواهد شد و در عمل ممکن است کار دو طرف را در صورت نارضایتی و شکایت اتحادیه اروپا به دادگاه بین‌المللی بکشاند و در عمل خسارت سنگین حقوقی را متوجه لندن سازد.

3- انحلال دولت و روی کارآمدن دولت جدید

جرمی کوربین، رهبر حزب کارگر، نخست وزیر را تهدید کرده که درباره ادامه کار دولت در پارلمان جلسه رای اعتماد برگزار خواهد کرد. از سوی دیگر برخی دیگر از محافظه‌کاران از لزوم انحلال دولت و برگزاری انتخاب زودهنگام سخن گفته‌اند. اما حقیقت آن که چه دولت سقوط کند و چه انتخابات وزدهنگام برگزار شود، بعید است که شرایط و بن بست فعلی در برگزیت تغییر کند، چون همچنان اختلافات بر سر چگونگی اجرای برگزیت در جای خود باقی خواهد ماند.

4- برگزاری همه‌پرسی مجدد برگزیت

راه دیگری که مخالفان فعلی برگزیت بویژه در میان حزب کارگر بر آن پافشاری می‌کنند، برگزاری همه‌پرسی مجدد برای لغو برگزیت است. این پیشنهاد اما با مخالفت دولت و بیشتر اعضای حزب محافظه‌کار روبروست و در این شرایط تا دولت در دست محافظه‌کاران است، اجرای همه‌پرسی مجدد دشوار به نظر می‌رسد، مضاف بر اینکه نمایندگان پارلمان اعلام کرده‌اند براساس قانون؛ همه‌پرسی پیشین در مورد خروج از اتحادیه اروپا در ابتدا می‌بایست اجرایی شود و سپس همه‌پرسی مجدد برای بازگشت به اروپا برگزار شود و هر اقدامی غیر از این برخلاف مسیر قانون همه‌پرسی‌ در انگلیس است.

5- تمدید زمان مذاکرات با اروپا

براساس توافق اولیه قرار بود با امضای موافقت‌نامه برگزیت، این توافق در 9 فروردین سال شمسی آتی اجرایی شود، اما در حال حاضر و در حالی که کمتر از سه ماه تا پایان سررسید اجرای برگزیت زمان باقی مانده، هنوز دو طرف بر سر توافقی که قرار بود سال گذشته نهایی شود، به نتیجه نرسیده‌اند، چه رسد به اجرای آن. براین اساس با توجه به زمان بسیار کم باقی مانده تا اجرا شدن برگزیت و عدم دستیابی به نتیجه مشخصی، می‌توان انتظار داشت دو طرف بصورت محتمل به سمت تمدید زمان اجرای برگزیت حرکت کنند، هرچند این مسیر نیز تضمین کننده دستیابی به نتیجه نیست.

 

بن بست برگزیت در کجاست؟

آن چه بیش از هرچیز به بن بست در دستیابی به یک نتیجه مشخص برای اجرای برگزیت منجر شده، چنددستگی شدید داخلی در لندن است. در واقع صحنه سیاسی لندن شاهد سه رویکرد سیاسی در مورد برگزیت است که هیچکدام در اکثریت نیست.

دسته اول، مخالفان سرسخت برگزیت که خواستار خروج کامل و بدون توافق از اتحادیه اروپا هستند. دسته دوم مخالفان نرم برگزیت که خواستار ادامه همکاری‌های گمرکی با اتحادیه اروپا و در عین حال یک توافق مشترک برای اجرای برگزیت هستند و دسته سوم که خواستار لغو کامل برگزیت و برگزاری همه پرسی مجدد برای باقی ماندن در اتحادیه اروپا می‌باشند.

دسته اول و سوم هر دو مخالف هرگونه توافقی در مورد برگزیت هستند و هرگاه این توافق در پارلمان ارائه می‌شود، این دو گروه با آن به شدت مخالت می‌کنند، اما بدلیل اختلاف نظر عمیق این دو دسته، امکان توافق این دو گروه در مورد برگزیت وجود ندارد و در این میان دسته دوم یا طیف میانی پارلمان نیز فاقد اکثریت لازم برای اجرای برگزیت از طریق توافق است.

در واقع مخالفان برگزیت اگرچه در اکثریت قرار دارند، اما فقط در مخالفت با آن مشترکند، اما در مورد اجرای آن فاصله بسیاری با هم دارند و همین چند دستگی و عدم دستیابی به اکثریت توسط این سه گروه باعث شده تا هیچ توافق برگزیتی تا کنون در پارلمان برتانیا تصویب نشود.

لذا مسیر فعلی لندن بسیار دشوار است و برخی از کارشناسان احتمال ایجاد حزبی جدید از میان محافظه‌کاران را در شرایط اختلاف بر سر برگزیت محتمل ارزیابی کرده‌اند که در این صورت ساختار سیاسی پارلمان انگلیس بیش از گذشته دچار چالش خواهد شد.
منبع:الوقت

دیپلماسی ایران در روز روشن در مقابل سفر مخفیانه ترامپ در شب

 


سفر وزیر خارجه کشورمان به عراق و استقبال گسترده از او در بغداد، اقلیم کردستان عراق و اربیل گویای روابط دوستان و وجود حُسن نیت در روابط طرفین است.

به گزارش سخن آشنا، محمد جواد ظریف پس از رایزنی‌های دیپلماتیک در دهلی نو، راهی بغداد شد تا در روشنایی روز و فارغ از هر رعب و وحشتی برخلاف مقامات سایر کشورها ! قطار دیپلماسی منطقه ای را به ایستگاه عراق برساند؛ طبق اخبار اعلامی در هر دو سفر عراق و هند، هیئتی تجاری وزیر امور خارجه کشورمان را همراهی کرده و به نظر میرسد پس از تعلل اروپا برای اجرایی کردن کانال ویژه مالی و ابراز ناخرسندی مقامات کشورمان نسبت به کندی و محقق نشدن وعده‌های اروپا تا پایان سال ۲۰۱۸ میلادی، دستگاه دیپلماسی برای پیگیری جدیتر تعاملات با همسایگان غربی و شرقی مُصرتر شده‌است.

تسهیل مبادلات تجاری بدون استفاده از دلار و زمینه سازی تعاملات بانکی و تضمین فروش رسمی نفت، از جمله خواسته های اصلی ایران در دروه برجام بدون آمریکاست. در این میان هند به عنوان یکی از بزرگترین خریداران نفتی ایران و همچنین عراق به عنوان یکی از بازارهای مستعد منطقه ای برای جذب تولیدات ایرانی از گزینه های موثر برای دور زدن تحریم ها و نداشتن وابستگی صرف به اروپا محسوب می شوند. البته پیش از این هم کارشناسان یکی از روزنه های مهم برای بازی در زمین تحریم را گسترش تعاملات با همسایگان و بهره برداری از بازارهای بکر منطقه معرفی می کردند.

کشور عراق در برهه کنونی در حالی وارد دوره بازسازی خود شده و بیش از هر زمان دیگری نیازمند سرمایه گذاری های گسترده در حوزه زیر ساختی و تامین کالاهای اساسی است که حضور و نفوذ هر چه بیشتر در بازارهای متعدد و مختلف این کشور علاوه بر تامین درآمد موجب توسعه بخش خصوصی و اشتغال زایی در ایران خواهد شد.

از طرف دیگر، جمهوری اسلامی ایران در حالی به دنبال به حداقل رساندن محدویت های ناشی از تحریم است که اروپایی ها در کنار ابراز علاقه برای حفظ برجام، انواع بهانه های واهی مانند برنامه دفاع موشکی و اتهاماتی بی اساسی نظیر حمایت از گروههای تروریستی را علیه ایران به کار می گیرند تا ابزارهای لازم برای کم کاری خود را فراهم کنند. این موارد باعث شده است تا تسهیل و تحکیم روابط در سطح منطقه بیش از گذشته جای خود را در میز دیپلماسی کشور باز کند.

با توجه به این موضوعات، تعاملات تهران-بغداد می تواند معامله ای دو سر برد را در منطقه شکل بدهد و نوعی هم تکمیلی اقتصادی را فراهم کند. گسترش و توسعه دیپلماسی منطقه ای موضوعی است که شاید طی سالهای اخیر و با تمرکز بیش از اندازه بر برجام تا حدودی مغفول مانده است.

می توان گفت سفر محمد جواد ظریف به بغداد دو پیام مهم را در پی دارد: نخست اینکه تهران هیچگاه منتظر تصمیم بروکسل نشینان نخواهد ماند و راه خود را پیدا خواهد کرد و دوم اینکه ظریف در حالی مورد استقبال گرم مقامات عراقی وارد بغداد و اقلیم کردستان شده است که پیش از این ترامپ در تاریکی شب و با انجام سفری هیجان انگیز و رعب آور هواپیمای خود را در کشور نخل ها بر زمین نشاند و این یعنی جمهوری اسلامی ایران جایگاهی مهم و راهبردی در بین همسایگان دارد و همین موضوع پتانسیل بالایی را برای همگرایی فراهم کرده است. بنابر این سفر چند روزه وزیر امورخارجه کشورمان به عراق علاوه بر ابعاد مهم سیاسی، نکات مهم اقتصادی نیز دارد و تلاش برای کسب تسهیلات اقتصادی محور اساسی این سفر را تشکیل می دهد.

عراق، کشوری که با ایران اشتراکات زیادی دارد
کشور عراق با توجه به زمینه‌های مشترک فرهنگی و سیاسی با ایران، گزینه مستعدی برای امتیازات دو جانبه اقتصادی است. پس از انتخابات سال جاری در عراق، برهم صالح به عنوان رئیس جمهور این کشور به تهران سفر کرد و رایزنی‌های گسترده ای را در بخش های مختلف با مقامات رسمی کشور از جمله حجت الاسلام حسن روحانی انجام داد. در نشست خبری رئیس جمهور کشورمان با برهم صالح ، حسن روحانی اظهار کرد که ما امروز در زمینه روابط و تبادل برق، گاز، فرآورده‌های نفتی و همچنین فعالیت‌های دو کشور در زمینه‌های کشف و استخراج نفت و اتصال راه آهن دو طرفه از سمت غرب و جنوب، گفت‌وگو کرد‌ه ایم.

رئیس جمهور کشورمان همچنین تاکید کرد که مقدمات اتصال راه آهن شلمچه به بصره کاملا مهیاست و با اقدامات وزارت دارایی عراق، شرکت‌ ایرانی می‌تواند کار خود را شروع کند و با تکمیل این ۳۵ کیلومتر خط آهن، روند انتقال محموله‌های تجاری و مسافر میان دو کشور به ویژه در ایام اربعین تسهیل خواهد شد.

در عین حال رئیس جمهور کشورمان با اشاره به مسائل زیست محیطی موجود بین ایران و عراق، گفته است که مساله لایروبی اروند رود و شط العرب برای دو کشور حائز اهمیت است و این اقدام باعث آبادانی بیشتر خرمشهر، آبادان، بصره و فاو خواهد شد. وی در ادامه نیز با اشاره به مسئله ریزگردها و مشکلات مردم اهواز در فصول گرم سال گفته است که امروز بخشی از مردم ما در مرزهای غربی و جنوبی با مشکل ریزگردها مواجهند و این معضل با همکاری دو کشور باید حل و فصل شود.

وقتی رابطه تهران- بغداد هارمونی دارد

بخشی از سفر برهم صالح در آبان ماه امسال به تهران مربوط به تعاملات اقتصادی با کشور دوست و همسایه بود، به طوری‌که طی این سفر در خصوص ایجاد یک منطقه آزاد تجاری توافقاتی صورت گرفت و دو طرف اعلام کردند که در این منطقه آزاد تجاری می توانیم صنایع مشترک را ایجاد کنیم.

چنانچه رئیس جمهور عراق در جریان سفر خود بر ایجاد مناطق تجاری آزاد مرزی تاکید کرد و گفت که مرتبط ساختن خطوط راه‌آهن بین دو کشور کمک فراوانی به جابجایی زوار می‌کند و همچنین اقدام مهمی برای زیرساخت‌های اقتصادی و تجاری بین دو کشور محسوب می شود.

می توان گفت «ذخایر مشترک دو کشور»، «مکمل بودن اقتصاد دو کشور» و «فرهنگ مشترک»، سه مولفه‌ای هستند که گزینه های موثر برای هارمونی رابطه تهران -بغداد محسوب می شوند. با توجه به این مسئله می توانیم شاهد یک رابطه هماهنگ میان دو کشور باشیم، به طوری‌که دو طرف نیازهای یکدیگر را به خوبی برطرف می کنند.

راه اندازی بانک مشترک تهران-بغداد، نقطه عطف تعاملات اقتصادی
چند هفته پس از سفر برهم صالح و بازگشت دور دوم تحریم های آمریکا علیه ایران، راه اندازی کانال ارتباط مالی با کشورهای همسایه از طریق ارز ملی با جدیت بیشتری پیگیری شد و کشور عراق از جمله گزینه های انتخابی برای این کانال بود؛ به طوری‌که سعد الحدیثی، سخنگوی دولت عراق در مصاحبه‌ای با اسپوتنیک اعلام کرد: شروع تحریم های آمریکا علیه ایران، عراق را مجبور کرده تا استفاده از دلار آمریکا در نقل و انتقالات مالی با جمهوری اسلامی را متوقف کند. همچنین منذر عبدرالقادر الشیخلی، نایب رییس بانک مرکزی عراق در نامه‌ای رسمی به تمام بانک‌های عراقی اعلام کرد که طبق دستور شورای مدیریت بانک مرکزی ممنوعیت معامله با دلار با بانک‌های ایرانی باید تداوم یابد.

علاوه بر این سیدراجح الموسوی سفیر پیشین عراق در تهران، راه‌اندازی یک بانک مشترک بین دو کشور برای انجام مبادلات تجاری و اقتصادی با پول رایج طرفین را عاملی برای گسترش سطح تعاملات دو دولت دانست. الموسوی گفته بود که به‌نظر می‌رسد دو طرف در این زمینه کوتاهی کرده‌اند زیرا امکانات اقتصادی ایران بسیار زیاد است و من از این موضوع شگفت‌زده شده‌ام. راجح الموسوی گفته بود که شاید عراقی‌ها از این امکانات اطلاع چندانی نداشته باشند و به‌نظر می‌رسد کمتر از ۱۰ درصد از این پتانسیل را شناسایی کرده‌اند.

از آنجاییکه جمهوری اسلامی ایران به‌دنبال تأسیس بانک‌های مشترکی با ترکیه، چین، پاکستان، روسیه و هندوستان برای تبادل ارزی بوده و همین هدف را در جریان مذاکرات با اروپایی‌ها نیز دنبال می‌کند، تاسیس یک بانک ایرانی -عراقی می تواند گامی اساسی در جهت تامین منافع دو جانبه تهران-بغداد باشد.

 

منوی اقتصادی بغداد برای تهران
ولید حبیب‌الموسوی معاون وزیر بازرگانی عراق ۵ گزینه اولویت‌دار را برای سرمایه‌گذاری ایرانی‌ها اعلام کرده است. بنابر گفته وی، در بخش‌های صنایع، کشاورزی، سیلو و ساختمان‌سازی و ساخت مجتمع‌های مسکونی نیاز فراوانی برای همکاری با شرکت‌های ایرانی در عراق وجود دارد و بغداد نیازمند سرمایه‌گذاری است و چه بهتر که این سرمایه‌گذاری از سوی ایران صورت گیرد. اما در عین حال این مقام عراقی حجم تجارت ایران و عراق را نسبت به حجم کلی تجارت خارجی عراق اندک دانست و تاکید کرد که برای فعال کردن اقتصاد عراق، از حضور شرکت‌های دیگر کشور‌ها به‌ویژه شرکت‌های ایرانی در بغداد استقبال می کنند.

گفتنی است؛ پس از پایان جنگ داعش و پیش از آن نیز، ایجاد شهرک‌های صنعتی مشترک در یک منطقه مرزی بین دو کشور از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده و در عین حال صنعت ساختمان زمینه مناسبی را برای توسعه همکاری‌های مشترک فراهم کرده است. در نتیجه مهندسان ایرانی و عراقی می توانند برای تاسیس شرکت‌های زیرساختی بزرگ، شرکای خوبی برای هم باشند. علاوه بر این صنعت دارویی ایران در سال‌های گذشته افتخارات فراوانی کسب کرده اما، سهم ایران در صنعت دارو و تجهیزات پزشکی عراق ناچیز است و باید در این زمینه و سایر زمینه‌ها نظیر بیوتکنو لوژی و آی‌سی‌تی کارهای مشترک و مهمی صورت گیرد. این موارد نشان می دهد ایران می تواند تامین کننده خوبی برای منوی اقتصادی عراق باشد و باید بازاری مناسب و در حد و اندازه تولیدات ایرانی در این کشور فراهم شود.

 

ظریف نماینده ایران برای ریل گذاری قطار تعاملات با عراق
می توانیم بگوییم محمد جواد ظریف که در حال حاضر در عراق به سر می برد، سفیر و نماینده صدها کارخانه ایرانی است تا مسیر بازار مناسب برای تولیدات آنها را در سطح منطقه هموار کند. وی در عین حال نماینده مردم خوزستان نیز هست تا رایزنی‌ها برای حل مشکل ریزگردها با همسایه غربی تسریع شود و اهواز یک نفس عمیق بکشد. ظریف پیش از این در نشست ریسیتا در هند تاکید کرده بود ایران آمادگی تعامل با همسایگان خود را دارد و علاقمند به ثبات در خاورمیانه است.

ظریف همچنین در این نشست حکمرانی خوب داخلی ، اجتناب از تهاجم و خویشتن داری را از مولفه‌های مهم صلح در منطقه دانست و تاکید کرده بود که چند جانبه گرایی، گسترش تعاملات اقتصادی و مالی و کارآمد کردن مسیرهای ترانزیتی از دستور العمل های گسترش تعاملات تجاری در غرب آسیاست.

باید گفت مواردی هم چون حل و فصل مشکلات گمرکی و حذف ویزا از تعاملات دیپلماتیک تهران -بغداد از گزینه های مهمی است که وزیر امور خارجه کشورمان می تواند آنها را در دستور کار مذاکرات خود قرار دهد، چراکه در ماههای اخیر برخی کامیون دارها در مرزهای مشترک بین دو کشور با مشکلاتی جدی مواجه شدند و همین مسئله به یکی از عوامل مهم کاهش سطح تبادلات تجاری دو کشور تبدیل شده است و شاید سفر وزیرخارجه کشورمان به اقلیم کردستان عراق کلیدی برای حل این معضل باشد.

همچنین تعرفه های بی ضابطه یکی دیگر از دست اندازهای تعاملات اقتصادی دو کشور است. با توجه به این مسئله وزیر خارجه کشورمان در طی رایزنی های خود در کشور عراق می تواند با دستی پر از بغداد به تهران بازگردد. همکاری در بخش های اقتصادی، سیاسی، امنیتی، علمی، پزشکی و محیط زیست از عراق کشوری واجد شرایط برای تعامل با تهران ساخته است؛ بنابر این امید بر این است که سفر ظریف به عراق به عنوان نماینده کشورمان، ایران بتواند مسیر بیشتری از تعاملات فیما بین با عراق را ریل گذاری کند.
منبع:باشگاه خبرنگاران

هدف آمریکا از ایجاد سامانه‌های موشکی در اروپا



در مباحث مطرح شده در جریان کنفرانس بررسی برنامه موشکی آمریکا برای سال 2019، مقامات آمریکایی ادعا کردند که سامانه‌های موشکی مستقر شده در اروپا، با هدف خنثی‌سازی تهدیدات ادعایی ایران است.

سامانه موشکی

به گزارش سخن آشنا، در ادامه موضع‌گیری‌های واشنگتن علیه برنامه موشکی ایران، این‌بار یک مقام ارشد دولتی آمریکا اعلام کرد که سامانه‌های موشکی آمریکایی مستقر در قاره اروپا، با هدف مقابله با تهدیدات تهران هستند.

یک مقام ارشد دولتی آمریکا شامگاه چهارشنبه طی ویدئو کنفرانسی در بررسی برنامه پدافند موشکی آمریکا برای سال 2019، گفت: «توانمندی‌های موشکی ما در وهله اول، جلوتر از تهدیدات کشورهای سرکش خواهد بود. برای مثال، نیروهایی که ما در اروپا مستقر کرده‌ایم با هدف مقابله با تهدیدات فرامنطقه‌ای ایران است».

به نوشته خبرگزاری «اسپوتنیک» دیگر مقام آمریکایی – که نام او نیز افشا نشد – در این کنفرانس ادعا کرد که برنامه پدافند موشکی جدید واشنگتن با هدف مقابله با تسحلیات موشکی جدید ایران مانند موشک‌های کروز، مافوق صوت و بالستیک ایران است.


در بخش دیگری از این کنفرانس، مقامات آمریکایی به تشریح برنامه موشکی سال 2019 خود در تقابل با دیگر کشورها پرداخته و تصریح کردند: «ایالات متحده هنوز هم برای مقابله با حمله اتمی (احتمالی) روسیه یا چین، به بازدارندگی اتمی توسل می‌جوید».

این در حالی است که «مایک پامپئو» وزیر امور خارجه آمریکا دو روز پیش در صفحه شخصی توئیتر خود با مطرح کردن ادعاهای تکراری علیه ایران، مدعی شده بود که پرتاب ماهواره‌ای تهران در تناقض با قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل بوده و این عمل جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که به‌دنبال دستیابی به توانمندی موشکی برای حمله به اروپا و غرب آسیا هستند.

ایران اعلام کرده که پرتاپ ماهواره فقط مصارف علمی دارد. روز سه‌شنبه (25 دی ماه) سازمان فضایی ایران از پرتاب ماهواره «پیام» ساخت دانشگاه امیرکبیر به فضا، توسط موشک ماهواره‌بر «سیمرغ» خبر داد.

اطلاعیه شماره ۵ سازمان فضایی ایران در خصوص پرتاب این ماهواره می‌گوید: «پیام در سحرگاه روز ۲۵ دیماه ۱۳۹۷ ماهواره پیام توسط پرتابگر سیمرغ به فضا پرتاب شد که مطابق گزارش های اولیه و داده های دریافتی در این پرتاب، دستیابی به سرعت مداری لازم محقق نشد و ماهواره به درستی در مدار تزریق نشد» (جزئیات بیشتر).

ادعاهای رژیم آمریکا در حالی است که در قطعنامه مذکور شورای امنیت، هیچ محدودیتی برای برنامه فضایی ایران در نظر نگرفته و بند مرتبط با برنامه موشکی آن نیز غیرالزام‌آور بوده و به موشک‌های طراحی شده برای داشتن قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای، محدود است.

تلاش آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تهدیدآمیز جلوه دادن برنامه فضایی ایران در حالی است که به نوشته روزنامه «نیویورک‌تایمز» حتی جامعه اطلاعاتی و نظامی آمریکا هم موضع پامپئو را قبول نداشته و برنامه فضایی ایران را تهدید نمی‌داند.

منبع: فارس

آخرین مطالب