پر بازدیدترین مطالب

تنگ‌تر شدن عرصه بر نتانیاهو



عرصه بر نخست وزیر رژیم صهیونیستی با توجه به نزدیک شدن پایان مهلت اضافی که برای تشکیل دولت جدید به وی داده شد در سایه اختلافات شدید با احزاب راستگرا تنگ تر می‌شود،

به گزارش سخن آشنا، احزاب رژیم صهیونیستی بر سر پست‌های وزارتی کلیدی با یکدیگر به نزاع می‌پردازند که این نزاع و درگیری، مذاکرات تشکیل دولت را به مسئله‌ای دشوار برای بنیامین نتانیاهو تبدیل کرده است.

یکی از نشانه‌های دشواری این ماموریت که در آستانه پایان یافته است، اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو است که گفته بود مذاکرات برای تشکیل ائتلاف دولتی با احزاب دیگر، تقریباً غیرممکن شده است. وی افزود تمام فراکسیون‌ها، درخواست‌های غیرعملی را مطرح می‌کنند که با یکدیگر تعارض دارد.


این در حالی است که نتانیاهو مدت زمان اصلی برای تشکیل دولت را که ۲۸ بود هم از دست داد و رووین ریولین رئیس رژیم صهیونیستی یک مهلت دو هفته‌ای دیگر هم به وی داد تا بتواند به توافق با پنج حزبی که در ائتلاف دولتی شرکت خواهند کرد، دست یابد این احزاب شامل حزب شاس، یهودت هتوراه، یسرائیل بیتنو، ائتلاف احزاب راستگرا و کولانو هستند.

ترفند نتانیاهو برای کاهش سقف مطالبات احزاب صهیونیست
نتانیاهو با مشکلی در توزیع کرسی های وزارتی روبرو است به طوری که راوی پرتز و بتسلئیل سموتریچ دو عضو کنست خواستار پست‌های آموزش و دستگاه قضایی شده‌اند، در حالی که آویگدور لیبرمن (وزیر جنگ سابق) پست امنیتی را خواستار شده است، علاوه بر آن باید به درخواست موشه کحلون رئیس حزب کولانو اشاره کرد که خواستار پست وزارت دارایی شده است.

سعید بشارات پژوهشگر مسائل رژیم صهیونیستی می‌گوید با وجود دشواری مذاکراتی که بین نتانیاهو و احزاب راستگرا جریان دارد، مسئله در نهایت ممکن است در آخرین لحظات حل و فصل شود، چرا که تاریخ تشکیل دولت‌های سابق نتانیاهو نشان می‌دهد که اختلافات در آخرین لحظات حل می‌شود.

وی در گفت‌وگو با پایگاه خبری عربی ۲۱ می‌گوید اظهارات نتانیاهو مبنی بر دشوار بودن مذاکرات و غیر ممکن بودن دستیابی به توافق به تمایل وی برای ترساندن احزاب و وادار کردن آنها به کاستن از سقف خواسته‌هایشان برای تشکیل دولت بر اساس آنچه وی ترسیم کرده و تمایل دارد، قلمداد می‌شود. تمام آنچه ما از نتانیاهو می‌شنویم در حقیقت از باب بزرگنمایی و ارعاب است تا همه از سقف خواسته هایشان کوتاه بیایند، زیرا در سیاست اسرائیل چیز ثابتی وجود ندارد و همه چیز تابع تغییرات است.

نظیر مجلی کارشناس مسائل رژیم صهیونیستی می گوید نتانیاهو با دشواری‌ها و مشکلات کلی روبرو است، زیرا همپیمانانش سیری ندارند و اشتهایشان زیاد است، ‌آنها خواسته های زیاید مطرح می‌کنند، برخی خواسته‌ها مربوط به وزارتخانه‌هاست که فراتر از حجم و وزن احزاب است و برخی خواسته های سیاسی است که نتانیاهو نمی تواند همه آنها را در حال حاضر اجرا کند.

وی افزود به عنوان مثال باید به خواسته های آویگدور لیبرمن رئیس حزب اسرائیل بیتنو (اسرائیل خانه ما) اشاره کرد که خواستار اشغال مجدد نوارغزه و پایان دولت حماس در آن شده که این درخواست با استراتژی نتانیاهو تناقض دارد.

مجلی در گفت‌وگو با عربی ۲۱ افزود با وجود افزایش احتمالات شکست نتانیاهو در تشکیل دولت، اما زمان همچنان در برابر وی برای دستیابی به توافق با احزاب صهیونیست وجود دارد، تجربه فعلی نتانیاهو در انتخابات گذشته هم تکرار شد که وی مجبور شد به تشکیل دولتی با ائتلاف ۶۱ نماینده کنست روی بیاورد که یک سال بعد، موضوع پیوستن لیبرمن به ائتلاف مطرح شد.

وی ابراز عقیده کرد نتانیاهو هرگز فرصت تشکیل دولت را از دست نخواهد داد و ممکن است بهای بیشتری را به هر حزب فراتر از آنچه شایسته آن هستند، بپردازد، زیرا وی تشکیل دولت را آخرین پناهگاه خود برای فرار از پیگرد قضایی و اتهامات فساد وارده به خود می‌داند که نزدیک است وی را به زندان بیفکند به همین سبب، نتانیاهو تشکیل دولت را تنها فرصت برای تغییر قوانین اسرائیل به گونه‌ای می‌داند که در آینده به وی مصونیت بالایی داده و عدم پیگرد وی را تضمین کند.

با وجود متناقض بودن خواسته‌های احزاب با یکدیگر، این کارشناس امور رژیم صهیونیستی می‌گوید نتانیاهو تاکتیک ایجاد راه حل های میانه رو و به تاخیر انداختن مسائلی را که اختلافات زیادی درباره آن وجود دارد، در پیش خواهد گرفت تا در نهایت بتواند دولت راستگرای افراطی را تشکیل دهد که انتظار می‌رود اساس آن همانند دولت سابق باشد.

اگر نتانیاهو در تشکیل دولت شکست بخورد، چه پیش خواهد آمد؟
مجلی در پاسخ به این سئوال که در صورت شکست نتانیاهو در تشکیل دولت، تکلیف چه خواهد بود؟ پاسخ می دهد سرنوشت مکلف شدن برای تشکیل دولت به رئیس رژیم صهیونیستی برمی گردد و وی به نوبه خود یکی از اعضای کنست را مامور خواهد کرد و این بار به وی فقط ۲۸ روز مهلت خواهد کرد بدون اینکه آن را تمدید کند و در صورتی که وی شکست بخورد، انتخابات مجدد برگزار خواهد شد. در این زمینه ممکن است ریوولین (رئیس رژیم صهیونیستی)، عضو دیگری را از همان حزب نتانیاهو (لیکود) مامور تشکیل دولت کند که احتمال می‌رود «جدعون ساعر» باشد که دیدگاهش متفاوت از نتانیاهو است یا ممکن است فردی از حزبی دیگر همچون بنی گانتس را مامور تشکیل دولت کند، گانتس رهبری ائتلاف آبی-سفید را برعهده دارد.

خاطر نشان می شود حزب لیکود از احزاب راستگرای رژیم صهیونیستی در انتخابات اخیر کنست در آوریل گذشته، ۳۵ کرسی کسب کرد، ائتلاف آبی-سفید مهمترین رقیب نتانیاهو به ریاست بنی گانتس رئیس اسبق ستاد مشترک ارتش رژیم هم ۳۵ کرسی به دست آورد، اما گانتس تنها توانست حمایت ۴۵ نماینده کنست را کسب کند، در حالی که نتانیاهو موفق به کسب حمایت ۶۵ نماینده کنست در رقابت برای تشکیل دولت شد.

منبع: تسنیم

نشنال اینترست: آمریکا نمی‌داند چگونه نفوذ منطقه‌ای ایران را مهار کند



یک نشریه آمریکایی تصریح کرد واشنگتن در برابر قدرت منطقه‌ای ایران سردرگم است و ایران با وجود تحریم‌ها، برنامه‌های خود را پیش برده است.

نشنال اینترست

به گزارشسخن آشنا، نشنال اینترست نوشت: از زمان ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۱۷، پایدارترین سیاست خارجی او موضع شدیدی بوده که علیه ایران اتخاذ کرده است. اولین عنصر اصلی این استراتژی «تمرکز بر خنثی‌سازی نفوذ بی‌ثبات‌کننده دولت ایران» بوده است. مایک پومپئو، در سخنانی درباره استراتژی جدید آمریکا درباره ایران توضیح داد که نظام ایران از پول حاصل از توافق هسته‌ای برای «جنگ‌های نیابتی در خاورمیانه» استفاده می‌کند و ایالات متحده برای مقابله با این اقدامات ایران، «فشار مالی بی‌سابقه» را بر آن اعمال خواهد کرد. اگرچه او می‌گوید که فشار مالی برای محدودکردن فعالیت‌های ایران ضروری است، اما نمی‌توان آن را یک استراتژی جامع برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی از عراق، سوریه، یمن و لبنان دانست.

 

امروز فعالیت‌های ایران خیلی فراتر از حمایت‌های پنهان از برخی گروه‌ها در منطقه است. ایران در حال حاضر بر عراق و سوریه متمرکز و در یمن درگیر است و از شبه‌نظامیان شیعه در لبنان و سایر مناطق حمایت می‌کند. ایالات متحده نمی‌تواند بدون نادیده‌گرفتن دوعامل مهم با تهدید نفوذ فزاینده ایران مقابله کند. اولی ماهیت تفکر ژئو-ایدئولوژیک ایران است و دومی بستر امنیتی منطقه‌ای که ایران در آن نفوذ خود را گسترش می‌دهد.


این واقعیت که ایران به رغم تحریم‌های اقتصادی اعمال شده از سال ۱۹۷۹ توانسته نفوذ خود را گسترش دهد و برنامه هسته‌ای داشته باشد را می‌توان نشان‌دهنده اولویت‌های اصلی آن و رفتارش با چنین تحریم‌هایی دانست.


حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ برای ایران فرصت را فراهم آورد. ایران از اشغال عراق توسط ایالات متحده به عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ استفاده کرد. سیاست فرقه‌ای آمریکا در عراق سبب شد که ایران بتواند روابط فرقه‌ای عمیق‌تری در عراق ایجاد کند. به‌رغم تحریم‌های ایالات متحده و حضور نظامی آن در عراق، ایران قدرت سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک زیادی در کشور همسایه خود دارد.


عملیات ایران در سوریه برخلاف عراق با حمایت یک قدرت برتر یعنی روسیه صورت گرفت. درحالی که روسیه به طرف قراردادی درگیری رسیدگی می‌کرد، ایران از نفوذ ایدئولوژیک خود برای فراخوان جنگجویان شیعه از همه جهان برای محافظت از اماکن مذهبی شیعه در سوریه استفاده کرد. این اقدام این امکان را برای ایران فراهم آورد تا شبکه‌ای نظامی تشکیل دهد که برای چندین سال در شکل‌دادن به محیط امنیتی و ایدئولوژیکی سوریه نقش خواهند داشت. اقدامات اشتباه ایالات متحده در سوریه نه تنها شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران در این کشور را تقویت کرد، بلکه سبب شد دیگر گروه‌های مشابه منطقه‌ای مانند حوثی‌ها در یمن هم قدرت بگیرند.


امروز، ایالات متحده برای وادارکردن ایران به عقب‌نشینی به یک استراتژی چندجانبه فراتر از فشار مالی صِرف نیاز دارد و باید علاوه بر ایران شماری از کشورهای منطقه را به‌طور هم‌زمان هدف بگیرد. لازم است که ایالات متحده یک موضع مشخص و مستحکم داشته باشد تا بتواند به متحدانش اطمینان خاطر دهد و به ایران، یک کشور هدف دیگر برای توسعه نفوذش ندهد. تا این لحظه، سیاست‌های ایالات متحده در رابطه با عراق، سوریه و یمن، استراتژی آن را در قبال ایران تحت‌تاثیر گذاشته است و دست‌کشیدن آن از ایفای نقش در منطقه هم فضا را برای ایران بازتر خواهد کرد.
منبع:کیهان

سعودی‌ها سران عرب را به نشستی در مکه دعوت کردند

پادشاه عربستان سعودی از سران کشورهای عرب و کشورهای حاشیه خلیج فارس دعوت کرده تا دو هفته دیگر در نشستی با موضوع حوادث اخیر در تأسیسات نفتی عربستان سعودی و بندر «فجیره» امارات شرکت کنند.

سعودی‌ها سران عرب را به نشستی در مکه دعوت کردند
به گزارش سخن آشنا، وزارت خارجه عربستان بامداد یکشنبه (به وقت تهران) اعلام کرد پادشاه این کشور از سران دولت‌های عربی و کشورهای حاشیه خلیج فارس خواسته روز ۳۰ می (۹ خرداد) با هدف بررسی مسئله عملیات علیه تأسیسات نفتی این کشور و انفجارهای بندر «فجیره» امارات عربی متحده، در شهر مکه مکرمه گردهم آیند.

به نوشته پایگاه خبری شبکه «اسکای نیوز» عربی، در بخشی از بیانیه وزارت خارجه عربستان سعودی به نقل از «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه سعودی آمده است: «این دو نشست به دنبال مشورت و هماهنگی با کشورهای برادر برای تقویت امنیت و ثبات در منطقه است.»

این بیانیه می‌افزاید: «حملاتی که دو پایگاه نفتی در پادشاهی سعودی و کشتی‌های تجاری در آب‌های سرزمینی امارات عربی متحده را هدف قرار داد، برای صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی تبعاتی جدی به همراه دارد.»

هفته گذشته وزارت خارجه امارات ادعا کرد چهار نفت‌کش اماراتی، سعودی و نروژی در نزدیکی بندر فجیره این کشور هدف «عملیات خرابکارانه» قرار گرفته‌اند. هیچ گروهی مسئولیت این حملات را بر عهده نگرفته، اما رسانه‌های سعودی و غربی در روزهای گذشته تلاش کرده‌اند با استناد به این حادثه و همچنین عملیات پهپادی تلافی‌جویانه انقلابیون یمن در عمق عربستان سعودی، فضایی ضدایرانی ترسیم کنند.

بنا بر اعلام امارات، این کشور به همراه عربستان سعودی و نروژ نامه‌ای را در خصوص حادثه فجیره به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارسال کرده‌اند. دو روز پیش نشریه «عرب نیوز» وابسته به خاندان حاکم عربستان سعودی، با نسبت دادن این حوادث به ایران، آمریکا را به درگیری با ایران تشویق کرد. (جزئیات بیشتر)

«محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران از چند هفته پیش هشدار داده بود که گروهی که او آن‌ها را «تیم ب» می‌خواند، به دنبال ایجاد یک «حادثه» با هدف تنش‌آفرینی و ایجاد تقابل با ایران هستند. ظریف «جان بولتون» مشاور امنیت ملی آمریکا، «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، «محمد بن سلمان» ولی‌عهد سعودی و «محمد بن زاید» ولی‌عهد ابوظبی را افرادی خوانده که این تیم را تشکیل داده‌اند.

با وجود تلاش‌های صورت‌گرفته توسط این افراد، رسانه‌های آمریکایی گزارش داده‌اند که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا از بیم تبعات «ویرانگر» درگیری با ایران و همچنین نگرانی از شکست در انتخابات سال ۲۰۲۰، تأکید کرده که خواهان تقابل نظامی با جمهوری اسلامی ایران نیست.
منبع:فارس

از تیتر «هرچه تهران بگوید» تا اعتراف به همراهی اروپا با آمریکا



یک روزنامه زنجیره‌ای بزک‌کننده اروپا اکنون اذعان می‌کند که اروپایی‌ها دنبال بستن با آمریکا هستند و نه کنارآمدن با ایران و اجرای برجام.

به گزارش سخن آشنا، روزنامه «کیهان» در ویژه‌های خود نوشت:

آفتاب یزد سال گذشته تیتر غلط‌انداز «هرچه تهران بگوید» را با انتشار تصویری بزرگ از موگرینی منتشر کرده بود. اما اکنون در یادداشتی با عنوان «نشستی برای کنار آمدن با آمریکا» می‌نویسد: نشست اخیر وزرای خارجه اروپا در بروکسل درباره ایران و برجام یک میهمان ناخوانده به‌نام مایک پامپئو داشت؛ هرچند در رسانه‌ها گفته می‌شود که اروپایی‌ها یا فدریکا موگرینی با او سرد برخورد کرده‌اند. به‌نظر می‌آید اروپایی‌ها اگرچه همچنان در لفاظی مسائلی را به نفع ایران و علیه آمریکا مطرح می‌کنند اما در واقعیت و در عمل به سمت مواضع آمریکا میل کرده‌اند. اولتیماتوم اخیر ایران شاید باعث این تغییر مسیر اروپایی‌ها شده است.

 

از سویی شایعاتی مبنی بر این موضوع منتشر می‌شود که ایران برای ماندن در برجام اعلام کرده که باید یک‌میلیون و نیم بشکه نفت بتواند صادر کند و از سویی نیز طرف اروپایی هم بارها گفته است که اگر ایران از برجام بیرون بیاید دچار مشکل می‌شود. این شایعات و نگاه‌ها هرچند از سوی تهران تکذیب شده اما فاصله ایران و اروپا را بیشتر کرده است. دیدار لاوروف و پامپئو نیز یکی دیگر از تلاش‌های آمریکا برای اجماع علیه ایران است. از طرفی همه اینها همزمان با انفجار فجیره و همین‌طور حملات یمنی‌ها به نیروگاه پمپاژ نفت عربستان بوده است. با توجه به موضع‌گیری‌هایی که وزرای خارجه آلمان، فرانسه و موگرینی در بروکسل داشته‌اند مشخص است که آنها می‌خواهند از ایران امتیازاتی بگیرند. و از طرفی به نظر می‌آید نشست بروکسل بیش از آنکه برای حل مشکلات با ایران باشد تبدیل به نشستی شد برای اینکه بررسی شود آیا اروپا می‌تواند با آمریکا کنار بیاید یا خیر؟

چرا صهیونیست‌ها از انفجار اوضاع در کرانه باختری می‌ترسند؟


کرانه باختری به لحاظ جغرافیایی، جمعیتی و منابع در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند هستی صهیونیست‌ها را ساقط کند، بنابراین آنها از کوچکترین تغییر در آن وحشت دارند.

چرا صهیونیست‌ها از انفجار اوضاع در کرانه باختری می‌ترسند؟
به گزارش سخن آشنا، سال 2002 رژیم صهیونیستی، دو سال پس از انتفاضه الاقصی تصمیم گرفت از نوار غزه خارج شود هرچند این اقدام در آن سال انجام نشد و صهیونیست ها سال 2005 شهرک ها و پادگان های نظامی نوار غزه را خالی کردند اما این قطعیت در محافل تصمیم گیری رژیم صهیونیستی به وجود آمده بود که حضور در نوار غزه برای آنها هزینه زا است و هزینه های غزه به حضور در آنجا نمی ارزد.

برخلاف نوار غزه، نگاه صهیونیست ها به کرانه باختری اینگونه نبوده است. آنها همواره اعلام کرده اند که از ذره ای از خاک کرانه باختری نخواهند گذشت. از سوی دیگر صهیونیست ها به شدت بر اوضاع کرانه باختری نظارت داشته، کوچک ترین تحرکی را در آنجا رصد می کنند. در راستای همین رصد و نظارت دائمی صهیونیست ها بر کرانه باختری، آنها به شدت از انفجار اوضاع در این منطقه فلسطینی نشین که حدود 3 میلیون فلسطینی را در خود جای داده است در هراس و نگرانند. سؤال مهم اینجا است که چرا صهیونیست ها از انفجار اوضاع در کرانه باختری می ترسند؟

موقعیت جغرافیایی کرانه باختری

کرانه باختری از حیث جغرافیایی تقریبا در نقطه میانی فلسطین قرار گرفته است. سرزمین های اشغالی سال 1948 که صهیونیست ها آن را «اسرائیل» نامیده اند فاقد عمق استراتژیک است و ضعیف ترین بخش آن در نقطه مرکزی کرانه باختری در منطقه ای به نام «قلقیلیة» قرار گرفته است. فاصله مرز کرانه باختری از منطقه «قلقیلیة» تا ساحل مدیترانه کمتر از 14 کیلومتر است. هرگونه اقدام مقاومتی و نظامی از این ناحیه می تواند به راحتی به ساحل مدیترانه برسد و آنچه صهیونیست ها به آن اسرائیل می گویند را از هم جدا کند و این یک خطر استراتژیک برای صهیونیست ها است که به شدت از آن در هراسند.

از طرفی دیگر کرانه باختری در شمالی ترین نقطه خود با فاصله ای کمتر از 30 کیلومتر به جولان اشغالی می رسد و دسترسی آسانی به جولان دارد.

وجه دیگر جغرافیایی کرانه باختری، نزدیکی مناطق شمال غربی آن به منطقه تل آویو و حیفا است که بیشترین تمرکز صنعتی و پایتخت اداری صهیونیست ها در آنجا قرار دارد.

همه این وجوه به اضافه وجود قدس در نقطه جنوب غربی کرانه باختری اهمیت این منطقه را برای صهیونیست ها به اوج خود رسانده است.

جمعیت فلسطینی کرانه باختری

در کرانه باختری قریب سه میلیون فلسطینی زندگی می کنند که بیشتر آنها را جوانان فلسطینی تشکیل می دهند این جوانان به دلیل فشارهای مختلفی که از بدو تولد تحمل می کنند پتانسیل بالایی برای مقابله با صهیونیست ها دارند. انتفاضه فردی که از سال 2015 و در پی تلاش صهیونیست ها برای اجرای طرح تقسیم زمانی مسجدالاقصی آغاز شد و تا کنون نیز ادامه دارد این مسئله را ثابت کرد. این جمعیت که اکثر آنها تحصیل کرده هستند برای صهیونیست ها یک خطر بالفعل محسوب می شوند.

داشتن مرز با اردن

رود اردن که از شمال فلسطین و جولان سرچشمه گرفته و به دریای مرده می ریزد، مرز کرانه باختری و اردن است. کرانه خاوری آن کشور اردن و کرانه باختری این رود فلسطین است. وجه نامگذاری «کرانه باختری» به همین دلیل است. کرانه باختری با همین مرزها با اردنی در ارتباط است که دو سوم جمعیت آن یعنی دست کم 4 میلیون فلسطینی را در خود جای داده است. هرگونه هرج و مرج در کرانه باختری می تواند موجب سر ریز شدن این جمعیت به فلسطین شود که اگر این اتفاق بیفتد مساوی از بین رفتن رژیم صهیونیستی است.

وجود شهرک های صهیونیست نشین

در کرانه باختری صدها شهرک صهیونیست نشین قرار دارد. این شهرک ها از حیث جمعیت براساس آماری متفاوتی که داده می شود بین 700 تا 900 هزار نفر جمعیت دارند. این جمعیت برای صهیونیست ها که به شدت از نداشتن جمعیت در رنج اند بسیار مهم است. از سوی دیگر به دلیل سکونت یهودیان مذهبی و افراطی در این شهرک ها، رشد اصلی جمعیت رژیم صهیونیستی مربوط به این شهرک ها است و رشد جمعیت سایر مناطق که یهودیان سکولار در آنجا ساکن هستند کمتر از یک درصد است.

از حیث نظامی نیز ساکنان افراطی شهرک ها در بسیاری موارد با تشکیل تیم های ترور و حفاظت به کمک ارتش رژیم صهیونیستی می آیند و کمکی برای دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی هستند.

از حیث اقتصادی شهرک های صهیونیست نشین کرانه باختری به دو دسته عمده تقسیم می شوند. برخی از آنها صنعت پایه و برخی دیگر کشاورزی پایه هستند که به آنها «کیبوتس» اطلاق می شود. این دو نوع شهرک بخش قابل توجهی از اقتصاد رژیم صهیونیستی را شکل می دهند که نبود آنها ضربه ای به اقتصاد رژیم صهیونیستی خواهد بود.

وجود پایگاه نظامی و تجهیزات نظامی فراوان

صهیونیست ها برای حفاظت از شهرک های صهیونیست نشین و حفظ کرانه باختری برای خودشان پایگاه های نظامی متعددی در این منطقه بنا کرده اند برخی از این پایگاه ها به دلیل بزرگی و اهمیت دارای جاده های اختصاصی هستند که هیچ کس اجازه عبور از آنها را ندارند. این پایگاه ها اکنون مملو از سلاح و تجهیزات نظامی هستند. هرگونه حرکت اجتماعی و جمعی در کرانه باختری اگر به اشغال این پایگاه ها بینجامد موجب خواهد شد مقادیر قابل توجهی سلاح و تجهیزات نظامی در اختیار مردم قرار گیرد و چه بسا کرانه باختری از این طریق مسلح شود.

قدس و مکان های مذهبی، نقطه عطف کرانه باختری

قدس نقطه عطفی در کرانه باختری است قدس نقطه ای است که موجب دسترسی فلسطینی ها به قدس به ویژه مجموع الاقصی می شود. از سوی دیگر نقاطی مثل حرم ابراهیمی در الخلیل و بسیاری نقاط مقدس همچون کلیسای المهد و محل تولد حضرت یوسف(ع) و ... همگی در کرانه باختری هستند این نقاط، نقاط درگیری و اختلاف فلسطینی ها و یهودیان هستند که هیچ یک نیز حاضر نیستند از آن بگذرند. لذا اهمیت کرانه را بیش از پیش بالا برده اند.

 

منابع آبی و کشاورزی کرانه باختری
کرانه باختری دارای بیشترین منابع آبی زیر زمینی و جاری در فلسطین است. دره اردن از این لحاظ یک نقطه استراتژیک است. خاک مناسب و هوای مدیترانه ای بر این مزیت افزوده است. صهیونیست ها بدون منابع آبی و کشاورزی کرانه باختری تنها می توانند بر آب شیرین کن های ساحل مدیترانه اتکا کنند که به هیچ وجه نیازهای آنها را تأمین نخواهد کرد و بدون این منابع آنها فاقد کشاورزی و حتی آب شرب خواهند بود مسئله ای که می تواند موجب فرار جمعیت شود و این خط قرمزی است که صهیونیست ها حاضر به عبور از آن نیستند.

جمع بندی

کرانه باختری رود اردن به لحاظ اشراف به کم عمق ترین منطقه جغرافیایی سرزمین های سال 1948 و امکان رسیدن به ساحل مدیترانه در منطقه قلقیلیة، جمعیت فلسطینی و یهودی، به دلیل وجود شهرک هایی یهودی نشین و بافت یهودیان مذهبی و افراطی، به دلیل وجود پایگاه های نظامی و تجهیزات لجستیک، به دلیل منابع آبی و کشاورزی، به دلیل نزدیکی به اردن و امکان سرازیر شدن آوارگان فلسطینی اردن به داخل فلسطین و به جهت وجود مکان مذهبی و قدس دارای ارزشی بالا برای صهیونیست ها است و هرگونه انفجار اوضاع در این منطقه کیان صهیونیست ها را به خطر خواهد انداخت به همین دلیل است که همواره بگیر و ببندهای صهیونیست ها در این منطقه جاری است و حاضر نیستند کمترین ایجاد حساسیت برای این منطقه را تاب بیاورند.

نکته قابل توجه این است که از این حیث کرانه باختری پل آزادی تمام فلسطین است و تغییر شرایط در آن می تواند به آزادی تمام فلسطین تاریخی ختم شود.
منبع:تسنیم

آخرین مطالب