پر بازدیدترین مطالب

علت تلاش آمریکا برای ایجاد ائتلاف نظامی عربی در سوریه چیست؟


سی ان ان در مطلبی به بررسی علل تلاش آمریکا برای ایجاد ائتلاف نظامی عربی در سوریه پرداخت.


به گزارش سخن آشنا، پایگاه اینترنتی شبکه سی ان ان در مطلبی نوشت: «جان بولتون»، مشاور امنیت ملی کاخ سفید و «مایک پمپئو»، گزینه پیشنهادی برای وزارت امور خارجه آمریکا از پیشگامان ایجاد یک ائتلاف متشکل از نیروهای نظامی عربی در سوریه به جای نیروهای آمریکایی هستند.

یک منبع نزدیک به کاخ سفید به سی ان ان گفت: در حالی که برخی از کشورهای عربی همچون عربستان سعودی آمادگی خود را برای پیوستن به این ائتلاف و اعزام نیروی نظامی به سوریه اعلام کرده اند، اما تعدادی از کشورهای عربی مانند مصر همچنان با این پیشنهاد مخالف هستند. به همین منظور، انتظار می رود دولت ترامپ برای پیشبرد این هدفش با ارائه گزینه هایی و همچنین دادن امتیازاتی، کشورهای عربی مخالف را با خود همراه سازد.

دولت پیشین آمریکا در سال 2013 به عنوان بخشی از استراتژی ضد داعش، ایده مشابهی را مطرح کرده بود اما ایده ایجاد ائتلاف نظامی عربی که با منافع آمریکا هماهنگ باشد پس از بیانیه ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا قصد دارد نیروهای خود را از سوریه خارج کند و «مراقبت از سوریه» را به کشورهای دیگر بسپارد، قوت گرفت.

دیوید ساترفیلد، معاون وزیر خارجه آمریکا در امور خاورمیانه، روز گذشته گفت: رئیس جمهور ترامپ پیش از این اعلام کرده بود که آمریکا امیدوار بود روند مبارزه با گروه تروریستی داعش در شمال شرق سوریه را ادامه دهد و تکمیل کند. با این حال، او معتقد است نیروهای احزاب منطقه ای و محلی باید این مبارزه را ادامه داده و به نتیجه برسانند. بنابراین ما در صدد همکاری با کشورهای عربی منطقه هستیم تا با مشارکت آنها در مسیر نابودی داعش حرکت کنیم.

در بخش دیگری از این مطلب آمده است: آمریکا به دنبال ایجاد ائتلاف نظامی عربی متشکل از کشورهای مصر، بحرین، اردن، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی است تا علاوه بر پاک کردن ردپای خود در سوریه، حضور نظامی ایران در سوریه را کمرنگ کند. از سوی دیگر، حمله موشکی آمریکا و متحدانش به سوریه که با طرح ادعای حمله شیمیایی در دوما، عملی شد، در راستای یکی از اهداف طولانی مدت آمریکا برای حفظ منافع خود در سوریه انجام شد.

یک منبع نزدیک به کاخ سفید که نامی از وی برده نشده است به سی ان ان گفت: با وجود نگرانی های اولیه در خصوص تصمیم ترامپ برای خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه در کوتاه‌ترین زمان، دولت آمریکا سعی دارد با حمایت نظامی کشورهای قدرتمند عربی همچون عربستان، امارات و مصر، ضمن حفظ منافع خود در سوریه و کنترل حضور نظامی ایران و روسیه، در مسیر مقابله با داعش باقی بماند.

این منبع همچنین با اشاره به تماس جان بولتون با «عباس کامل»، رئیس سازمان اطلاعاتی مصر از تلاش های مشاور امنیت ملی آمریکا برای ایجاد ائتلاف نظامی عربی در سوریه خبر داد.

شبکه سی ان ان اوایل ماه جاری میلادی اعلام کرد کاخ سفید به دنبال توافق با عربستان، امارات و اعضای شورای همکاری خلیج فارس است تا ضمن ایجاد یک ائتلاف عربی که هماهنگ با سیاست های خود باشد، حضور نظامی خود در سوریه را کاهش دهد. به این صورت، دولت ترامپ از اخراج شتابزده نیروهای آمریکایی که همواره موجب نگرانی مقامات نظامی این کشور می شود، جلوگیری کرده است.

«عادل الجبیر» وزیر خارجه عربستان سعودی، روز سه شنبه اعلام کرد ریاض اعزام نیروهای ائتلاف موسوم به «ائتلاف اسلامی ضد تروریسم» به سوریه را پیشنهاد داده است. وی گفت این پیشنهاد جدید نیست و عربستان چنین ایده مشابهی را به دولت اوباما نیز ارائه کرده بود که با مخالفت دولت پشین آمریکا مواجه شد.

در پایان این مطلب آمده است: آمریکا به واسطه حضور ایران و روسیه در سوریه مسیر نسبتا دشواری را برای همراه کردن کشورهای عربی با خود جهت ایجاد ائتلاف عربی در سوریه و حفاظت از منافعش در این کشور پیش رو دارد.

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان

چرا غرب اصرار دارد که در دوما حمله شیمیایی شده است؟


پایگاه اینترنتی ای ام اس در گزارشی به بررسی ابهامات مطرح‌شده در خصوص حمله شیمیایی ادعایی در دوما پرداخت.


سخن آشنا- چرا غرب اصرار دارد که در دوما حمله شیمیایی شده است؟به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از پایگاه اینترنتی «ای ام اس»، پس از مطرح شدن ادعای حمله شیمیایی در دوما در هفتم آوریل، رسانه های غربی اطلاعاتی را قبل از بازرسی علمی منتشر کردند. آمریکا، فرانسه و انگلیس بر اساس این گزارش های تأیید نشده، حملات اخیر خود به سوریه را توجیه کرده‌اند. با توجه به تجارب فراوان حاصل از تماس و درمان قربانیان حملات شیمیایی از جمله در جنگ عراق، نکات زیر در مورد حوادث دوما به نظر می‌رسد مبهم و نامشخص است و باید از طرف متخصصان توضیح داده شود:

1- چرا اصرار دارند که گاز دیگری به غیر از کلر مورد استفاده قرار گرفته است و بر روی این موضوع اصرار می کنند که گاز سارین در این حمله استفاده شده است؟ افراد شکاک نتیجه می‌گیرند که این به آن دلیل است که گاز کلر و مشتقات آن به طور گسترده ای برای اهداف مشترک خانگی و صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

2- اگرچه آنها ادعا می کنند که گاز سارین در این حمله مورد استفاده قرار گرفته است، اما چرا آنها هیچ مدرک، شواهد و علائم بالینی را ارائه نمی دهند؟ به نظر می‌رسد برخی از علائم بالینی اعلام شده از کتاب‌های درسی سم‌شناسی یا وبسایت‌ها کپی شده و تجربیات میدانی ما در جنگ عراق دقیقا این موضوع را نشان نمی دهد. این موضوعی است که کارشناسان می توانند به راحتی آن را تشخیص دهند.

3- تاکید زیادی روی گزارش سازمان بهداشت جهانی شده است. این گزارش استفاده از گاز اعصاب را تایید می کند. اولا گزارش به وسیله شرکای این سازمان و نه متخصصان سازمان بهداشت جهانی مرتبط با این نوع صدمات تهیه شده است و در مرحله دوم در این گزارش به هیچ شواهدی در رابطه با استفاده از گاز اعصاب اشاره نشده است. تمام شواهد بالینی ذکر شده همچنین می تواند حاکی از استفاده از گاز کلر باشد.

4- تاکنون بسیاری از تصاویر و شواهد ادعایی موجود در اینترنت از کاربرد گاز کلر حکایت دارد و به این موضوع اشاره می کند. اگر بگوییم که ضد چند نفر از گاز سارین استفاده شده است آنگاه این سوال وجود دارد که اگر مهاجمان قصد مجازات کردن مردم و استفاده از مقادیر بالایی از کلر را داشتند، چرا آنها پس از آن گاز سارین را به آن اضافه می کنند؟ اگر گروه جیش الاسلام که تحت حمایت عربستان قرار دارد این حمله را انجام داده باشد آنگاه این امر منطقی خواهد بود زیرا آنها تنها گروهی هستند که به گاز اعصاب دسترسی دارند و برای تاثیر روانشناختی و تبلیغ از آن استفاده کرده اند. منطقی است که بسیاری از مردم با گاز کلر به طور گسترده ای در معرض خطر قرار می گیرند و سپس از مقادیر کم گاز عصبی برای متهم کردن ارتش سوریه استفاده می کنند.

5- اگر غلظت بالای گاز کلر در فضای محصور استفاده شود آنگاه این موضوع می تواند باعث آسیب جدی و حتی منجر به مرگ شود. چرا آنها بر روی این موضوع اصرار دارند که موارد شدید و مرگ و میر ناشی از عوامل عصبی است؟

6- نمونه‌های خون و ادرار که به وسیله "مقامات آمریکا" مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، نشان دهنده وجود گاز کلر و عامل عصبی نامعلوم است چرا گزارش های تجزیه و تحلیل و جزئیات علمی منتشر نشده است و زنجیره ای از ابهام وجود دارد؟ و چرا آنها بر روی این موضوع تاکید دارند که گاز نامشخص همان گاز سارین است؟

7- چرا نباید علت مرگ و میرهای سریع، یک ترکیب بسیار ساده و مرگبار مانند سیانید باشد؟ شاید به این دلیل است که تولید سیانید به وسیله مخالفان دولت سوریه کار آسانی است، اما تولید سارین بسیار دشوار است؟! پاسخ اینجاست که اگر سیانید به عنوان علت مرگ سریع اعلام شود، مخالفان متهم خواهند شد، اما با سارین دولت سوریه متهم می‌شود. اگر دولت سوریه می خواست مردم خود را مجازات کند چرا به جای سارین از سیانید استفاده نکرده است؟

8- عجیب است که کسانی که نمونه‌ها را جمع آوری کرده‌اند همه به دنبال نشانه‌های سارین هستند. چرا آنها هیچ آزمایشی برای ترکیبات کشنده مانند سیانید ندارند؟ چرا آنها فقط به دنبال سارین هستند؟ چرا آنها خیلی مطمئن بودند که راه های دیگر را دنبال نمی کنند؟

9- اگر تعداد کمی از علائم بالینی را در اینترنت برای گاز اعصاب و سارین بررسی کنیم، این علائم با علایم مسمومیت با گاز ارگانوفسفات مشابه است. استفاده از حشره‌کش های ارگانوفسفات (به ویژه ترکیب ناپیوسته) که به طور گسترده ای برای کشاورزی استفاده می شود، می تواند علائم مشابهی و همچنین مرگ و میرهای مشابهی مانند گاز سارین را نیز به همراه داشته باشد. چرا هیچ کس موضوع حشره کش های ارگانوفسفات مورد استفاده در کشاورزی را که می تواند کاربرد تسلیحاتی داشته باشد، بررسی نکرده است.

10- در پرونده اخیر سرگئی اسکریپال، جاسوس سابق روس، یک شباهت چشمگیر وجود دارد. ترکیب شیمیایی مورد استفاده نوویچوک Novichok که ادعا می شود منحصر به زرادخانه شیمیایی روسیه است در این حمله استفاده شده است. هنگامی که یک هدف را می توان با یک ترکیب مانند سیانید کشت که هیچ ردی را از خود برجا نمی گذارد چرا باید از ترکیبی استفاده شود که ادعا می شود که یک کشور خاص آن را تولید کرده است و در گذشته به آن دسترسی داشته است؟ شاید این امر برای تسهیل روند اتهام‌زنی باشد؟ این داستان به طرز شگفت انگیزی مشابه حادثه دوما است.

سؤال‌های بسیار جدی دیگری وجود دارد که می‌تواند مطرح شود که پس از انتشار گزارش سازمان منع تسلیحات شیمیایی به چاپ خواهد رسید.
منبع:باشگاه خبرنگاران جوان

آمریکا به دنبال ایجاد نیروی نظامی عربی در سوریه!


آمریکایی ها به دنبال تامین هزینه های حضور نظامی آمریکا در منطقه از جیب اعراب و با عناوینی همچون ارسال متخصصان، فن آوری ها و ابزارهای نیازمند آموزش هستند.


سخن آشنا- اخیرا اخباری در رسانه ها منتشر شده است که حکایت از طرح آمریکا برای «سپردن مسئولیت حفاظت از امنیت منطقه خصوصا سوریه به نیروهای نظامی عربی»، دارد. این موضوع اگرچه سابقه ای در دولت باراک اوباما و نشست کمپ دیوید دارد، اما نشان دهنده چند نکته در خصوص آینده رفتار آمریکا با اعراب و خصوصا عربستان، امارات و مصر است. آمریکایی ها به دنبال تامین هزینه های حضور نظامی آمریکا در منطقه از جیب اعراب و با عناوینی همچون ارسال متخصصان، فن آوری ها و ابزارهای نیازمند آموزش هستند. همچنین تمرکز آمریکا بر روی کره شمالی و دوری از منطقه غرب آسیا قرار گرفته است و این موضوع سبب شده است تا بیشتر بر روی نیروی عربی یا ائتلاف عربی برنامه ریزی کنند.

کمپ دیوید، و تلاش برای ایجاد یک ناتوی عربی توسط اوباما

بعد از مذاکرات هسته ای ایران و کشورهای 5 +1 بود که کشورهای عربی سراسیمه به سمت آمریکا رفتند تا از نیات اوباما در خصوص «امنیت» خود جویا شوند. در آن برهه اعراب شدیدا و متوهمانه تصور می کردند ایران به دنبال تسلط بر منطقه است. اوباما نیز تدارک دیداری را در کمپ دیوید داد تا به سران عربی این «اطمینان» را بدهد که آن ها در «مواجهه با ایران» تنها نخواهند ماند و آمریکا در کنار آن ها است. اجلاس کمپ دیوید به دعوت رئیس جمهور آمریکا برگزار شد و در جریان آن مقامات عالی و نمایندگان شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، متشکل از بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی حضور یافتند. این اجلاس را یکی از نقاط حساس تاریخ روابط اعراب و آمریکا عنوان کرده اند، چرا که برخی از اعراب به دلیل مخالفت با سیاست های آمریکا در منطقه و خصوصا در مورد ایران، در این نشست شرکت نکردند. شاه عربستان از جمله مهمترین این افراد بود. یکی از نکات مهم آن اجلاس «گدایی امنیت» توسط کشورهای عربی از آمریکا بود. در آن زمان عبدالعزیز حمد العویشق درباره نتایج این اجلاس اظهار داشت «امنیت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای منافع ایالت متحده آمریکا حیاتی است. ایالات متحده اکنون حتی آمادگی این را دارد که «گامی فراتر نهد» و روابط مستحکم میان طرفین را به «روابطی استراتژیک» ارتقا دهد.

باراک اوباما نیز در آن زمان پس از نشست مشترک خود با رهبران کشورهای خلیج فارس در کمپ دیوید اطمینان داده بود که «آمریکا در مقابل هر گونه حمله خارجی کنار متحدان عرب خود خواهد ایستاد.» منظور اوباما از حمله خارجی، توهماتی بود که اعراب در خصوص مورد حمله واقع شدن از ناحیه ایران در سر می پروراندند.

روند سیاست گذاری آمریکا به این سمت پیش رفت که به دلیل مسائل سیاست داخلی و خارجی، اختیارات اعراب را در تامین امنیت خود به رسمیت شناخت و یک گام فراتر به آن ها اجازه دهد تا نیروهای ائتلافی تشکیل دهند. یکی از مهمترین نتایج آن نشست، توافقی بود که بین آمریکا و اعراب بر سر شکل گیری ائتلاف عربی علیه ایران شکل گرفته بود. موضوعی که بعدها و در زمان باراک اوباما شفافیت بیشتری به خود گرفته بود. اوباما در یکی از سخنرانی های خود صراحتا گفته بود اعراب بایستی خود مسئولیت امنیت خود را بر عهده بگیرند. جنگ علیه یمن که تحت عنوان ائتلاف عربی عربستان شکل گرفت به واقع نمونه ای از اختیارات تفویض شده ای بود که آمریکا به اعراب داده بود تا برای خود تشکیلات بر پا کنند.

ترامپ و نگاه به داخل

بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ استراتژی آمریکایی ها در خصوص ایجاد ائتلاف عربی تقویت شد، به گونه ای که توجه و تمرکز ترامپ به سوی مسائل داخلی پیش رفت و با ایده های حمایت گرایانه خود، نگاه بین الملل گرایانه را رها کرد و رفتار بین المللی را محدود در چند عملیات جسته گریخته در افغانستان (مادر بمب ها) و سوریه (شعیرات و حمله اخیر موشکی) کرد. ترامپ در حالی این اقدامات اندک نظامی را در سطح بین المللی ترتیب داد که حتی برای همین اقدامات نیز کشورهای عربی را به وفور سر کیسه کرد. اما استراتژی بلند مدت ترامپ تمرکز بر روی منطقه غرب آسیا نبود و نیست.

با این حال اولین حضور و سفر خارجی ترامپ که به عربستان انجام شد به واقع مهر تائیدی بر روی ایجاد ناتوی عربی یا ائتلاف عربی بود. نکته تامل برانگیز و به عبارتی دست انداز شکل گیری این ناتوی عربی در آن دوره قطر بود. ایجاد اختلافات بین قطر و عربستان و بعد هم ماجرای تحریم های قطر و افزایش تنش بین این کشور و عربستان و امارات، سبب فاصله گرفتن اعراب از ایده ناتوی عربی شد.

درست بعد از سفر دونالد ترامپ و متعاقبا انتصاب جانشین ولیعهد به عنوان ولیعهدی در عربستان، فشارها بر قطر برای کاهش روابط با تهران زیاد شد و کار به جایی رسید که عربستان و کشورهای هم پیمانش تمام اقدامات تنبیهی را به کار بردند تا قطر را از حق ذاتی حاکمیتش بر داشتن روابط حسن همجواری با دولت های دیگر منصرف کنند. قطر نیز از این ماجرا کوتاه نیامد و در حالی که بین دو گزینه انقیاد عربستان و استقلال در تردید بود به سراغ گزینه دوم رفت و ماجرای ناتوی عربی و ائتلاف عربی علیه ایران به کلی موجودیت خود را از دست داد.

ترامپ خروج از منطقه را با دو منطق پی گیری می کند

به طور کلی دونالد ترامپ به مسئله خروج آمریکا از منطقه با دو دید می نگرد؛ نخست، تمرکز بر موضوع کره شمالی (برای تمرکز بر روی شرق آسیا و نهایتا کنترل چین) و دوم، تحمیل کمترین میزان هزینه به آمریکا در این منطقه. اخیرا وال استریت ژرونال گفته مشاور امنیت ملی کاخ سفید با رئیس موقت سازمان اطلاعات مصر تماس گرفته و «از او درباره کمک قاهره برای ایجاد چنین نیروی عربی سوال کرد. دولت ترامپ همچنین از عربستان، قطر و امارات کمک میلیاردها دلاری به منظور بازسازی و احیای شمال سوریه درخواست کرده است و همچنین خواهان اعزام نیروی نظامی از سوی کشورهای عربی است.» در اینکه دونالد ترامپ موفق به دریافت پول از کشورهای عربی می شود، تردیدی نیست، اما در اینکه آیا اعراب بتوانند زیر سقف آمریکا یک نیروی نظامی تشکیل دهند، تردید های زیادی وجود دارد. وال استریت ژورنال «ماموریت نیروی عربی و منطقه‌ای که قرار است در سوریه مستقر شوند» را «مقابله با داعش و همچنین نیروهای مورد حمایت ایران» بر می شمرد.

یکی از دلایلی که آمریکایی ها از تاسیس این نیرو دنبال می کنند، بسیج تمام مخالفان حکومت سوریه زیر یک چتر است. گفته شده است که «این نیرو به جنگجویان عربی و کُردی بومی و محلی برای اطمینان از عدم بازگشت داعش و ممانعت از حضور و استقرار نیروهای مورد پشتیبانی و حمایت ایران به مناطقی که قبلا دست داعش بوده، کمک خواهد کرد.» با این موضوع، آمریکا هم از حضور در سوریه طفره می رود و به سمت کره شمالی تمرکز می کند و هم با بهانه حضور نیروهای مشاور خارجی همچون بلک واتر، پول کلانی را از اعراب دریافت می کند. اخیرا مدیر بلک واتر البته تاکید کرده که او منتظر موضع دونالد ترامپ درباره ایجاد چنین نیرویی از برخی کشورهای عربی است و اینکه می‌خواهد در این باره چه کار کند.
منبع:فارس

17آوریل؛ روز اسیر فلسطین


هفدهم آوریل هر سال مصادف با روز اسیر فلسطین است. در هفدهم آوریل 1974 شورای ملی فلسطین به پاسداشت فداکاری های اسرای فلسطینی این روز با نام روز اسیر فلسطین در تاریخ ثبت کرد.


سخن آشنا- هفدهم آوریل هر سال مصادف با روز اسیر فلسطین است. در هفدهم آوریل 1974 شورای ملی فلسطین به پاسداشت فداکاری های اسرای فلسطینی این روز با نام روز اسیر فلسطین در تاریخ ثبت کرد.

کمیته اسرا و آزادگان فلسطینی با صدور گزارشی در آستانه روز اسیر فلسطین، از وضعیت بغرنج اسرای فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی خبر داد.

در این گزارش آمده است: در شرایط کنونی 6500 اسیر فلسطینی همچنان در زندان های رژیم صهیونیستی در اسارت قرار دارند که در بین آنها 350 کودک، 62 زن، 21 مادر فلسطینی، 8 کودک زیر سن قانونی، 6 نماینده مجلس، 500 نفر تحت بازداشت اداری، 1800 بیمار و 700 نفر نیازمند رسیدگی فوری پزشکی هستند.

در این گزارش اعلام شده است که «محمود بکری حجازی» نخستین اسیر در تاریخ معاصر فلسطین است که 18 ژانویه 1965 بازداشت شد. وی نخستین اسیر در تاریخ معاصر انقلاب مردم فلسطین است که جرقه آن را جنبش فتح در ژانویه 1965 زد.

همچنین «فاطمه برناوی» نخستین اسیر زن در تاریخ معاصر فلسطین است که در 14 اکتبر 1967 بازداشت شد. وی متهم به بمبگذاری در سینما صهیون قدس بود و به حبس ابد محکوم شد. وی البته 10 سال بعد آزاد شد اما با حکم دادگاهی صهیونیستی از فلسطین تبعید شد.

در ادامه این گزارش آمده است: شمار بازداشت شدگان در فلسطین از سال 1967 تاکنون به یک میلیون نفر می رسد که تنها به اعضای مقاومت منحصر نشده بلکه شامل همه اقشار ملت فلسطین در همه طبقات از مرد، زن، کودک و پیر و جوان شده است.

همچنین از سال 1967 تاکنون 218 اسیر فلسطینی به شهادت رسیده اند که آخرین آنها «یاسین سرادیح» 33 ساله از اریحا بود که در اثر شدت ضرب و شتم و شکنجه در 22 فوریه 2018 به شهادت رسید.

در بین اسرای فلسطین 48 اسیر 20 سال است که در اسارت قرار دارند، فلسطینی ها به این اسرا لقب «سرداران اسیر» داده اند. 29 اسیر پیش از سال 1993 بازداشت شده اند که قرار بود در سال 2014 آزاد شوند اما رژیم صهیونیستی از آزادی آنها تاکنون خودداری نموده است. 25 اسیر نیز در زندان های رژیم صهیونیستی بیش از 25 سال از اسارت شان گذشته که به «ژنرال های صبر» مشهور هستند. 12 اسیر نیز بیش از 30 سال است که در زندانهای رژیم صهیونیستی قرار دارند که به «اسطوره‌های اسرا» معروفند. در بین آنها میزان اسارت «کریم یونس» و «ماهر یونس» از 35 سال نیز فراتر رفته است.

کمیته اسرا و آزادگان فلسطینی در ادامه گزارش خود تاکید کرده است: رژیم صهیونیستی اسرای فلسطینی را از همه حقوق شان که در موازین بین المللی بر آن تاکید شده محروم نموده و در زندان شرایطی غیر قابل تحمل را بر آنها تحمیل نموده است که بر خلاف همه قوانین بین المللی است، سرکوب شدید و شکنجه و ضرب و شتم اسرا، زندان انفرادی، بازجویی در حالت عریان، منع دیدار ملاقات، منع درمان و کوتاهی پزشکی، منع تعلیم و ... همه از اقداماتی است که صهیونیستها در دهه های اخیر علیه اسرای فلسطنی اعمال داشته اند.

در این گزارش همچنین درباره افزایش فزاینده بازداشت کودکان فلسطینی طی سالهای اخیر از سوی صهیونیستها هشدار داده شده است.


منبع:خبرگزاری بین المللی قدس

ممنوعیت استفاده از پیام‌رسان‌های خارجی در دستگاه‌های دولتی



رئیس مرکز مدیریت راهبردی افتای ریاست جمهوری در بخشنامه ای به کلیه دستگاه های اجرایی، استفاده از پیام رسان های خارجی در تمامی نهادها و موسسات دولتی و عمومی غیر دولتی را ممنوع اعلام کرده است.

به گزارش سخن آشنا، در متن بخشنامه رضا جواهری رئیس مرکز مدیریت راهبردی افتای ریاست جمهوری، آمده است: « به استناد بند ۷ مصوبه شورای عالی فضای مجازی با موضوع سیاست ها و اقدامات ساماندهی پیام رسان های اجتماعی، می‌بایست کلیه نهادها و موسسات دولتی و عمومی غیر دولتی هرگونه تبلیغات خود در محیط پیام رسان های اجتماعی را صرفا از طریق پیام رسان های اجتماعی داخلی که به صورت رسمی از سوی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اعلام می شود انجام دهند. بدیهی است هرگونه استفاده از پیام رسان های اجتماعی خارجی برای مکاتبات اداری و ارائه خدمات اداری کماکان ممنوع است.»

بیشتر بخوانید:

توقف فعالیت "KHAMENEI.IR" در تلگرام
پیشینه تشکیل مرکز مدیریت راهبردی افتا به تدوین سند راهبردی افتا باز می‌گردد. در سال ۱۳۸۲ شورای‌عالی افتا براساس ضرورت‌ها، توسط دولت وقت ایجاد و ملزم به تدوین این سند برای کشور شد. سند تدوین شده توسط شورای مذکور، در سال ۱۳۸۴ توسط هیات دولت به تصویب رسید و به دستگاه‌ها ابلاغ شد.

پس از تصویب و ابلاغ سند راهبردی افتا توسط هیات وزیران، مرکز مدیریت راهبردی افتا، به منظور برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری و نظارت بر حسن اجرای دستورالعمل‌های ابلاغی در دستگاه‌های اجرایی و نیز به عنوان دبیرخانه سند در سال ۱۳۸۶ تشکیل شد. سند راهبردی افتا که ماموریت اجرای آن توسط دولت‌های نهم، دهم و یازدهم به این مرکز محول شده است، در سال ۱۳۸۷ مورد بازنگری قرار گرفت. موضوعِ مسئولیت مرکز در اجرای سند نیز توسط معاون اول رؤسای محترم جمهور در هر دوره، به منظور همکاری دستگاه‌های اجرایی به آن‌ها ابلاغ شد.

منبع: ایسنا

آخرین مطالب