پر بازدیدترین مطالب

همزمانی ۲ اقدام ضدحقوق بشری ترامپ؛ جداکردن کودکان و خروج از شورای حقوق بشر


آمریکا طی ۲۴ ساعت گذشته نه‌تنها از سیاست جدا کردن کودکان از والدین مهاجر دفاع کرد، بلکه در حمایت از رژیم صهیونیستی از عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل انصراف داده و از این نهاد خارج شد.

گزارش تسنیم | همزمانی 2 اقدام ضدحقوق بشری ترامپ؛ جداکردن کودکان و خروج از شورای حقوق بشر

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، طی 24 ساعت، همزمانی دو اقدام ضد حقوق بشری دولت آمریکا موجب جلب توجه محافل رسانه‌ای شده است.

از یکسو، علیرغم انتقادات بین‌المللی و حتی داخلی - از سوی مقامات سابق، بانوان اول پیشین و تحلیلگران آمریکایی - دولت و رئیس جمهوری ایالات متحده قویا از سیاست ضدمهاجرتی آمریکا در جدا کردن کودکان از والدین مهاجر و نگه‌داری آن‌ها در سوله‌ها و قفس‌ها دفاع کردند. و از سوی دیگر نیز، در اعتراض به پیگیری‌های مداوم شورای حقوق بشر سازمان ملل در محکوم کردن اقدامات و ستمگری‌های اسرائیل علیه فلسطینیان در سرزمین‌های اشغالی، آمریکا به صورت رسمی از این شورا خارج شد.

 


در خصوص سیاست ضدمهاجرتی آمریکا، شب گذشته بود که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر به صراحت از سیاست سخت‌گیرانه این کشور در قبال این مسئله و جداکردن کودکان از والدین در مرزها دفاع کرد. ترامپ با تاکید بر پایبندی خود به وعده انتخاباتی‌اش مبنی بر توقف مهاجرت غیرقانونی به ایالات متحده، گفت: «از آنجا که نمی‌شود بچه‌ها را با همراهان بزرگسالشان به زندان فرستاد، مجبوریم آن‌ها را از بزرگ‌ترها جدا کنیم.»

 

دولت آمریکا اعلام کرده است که از پنجم ماه مِی، یعنی زمان اجرای رویکرد «مدارای حداقلی» با پناهجویان تا نهم ژوئن، 2342 کودک را از سرپرستانشان جدا کرده است. این از زمانی است که دولت اعلام کرد با مهاجران غیرقانونی که از مرز مکزیک وارد آمریکا می‌شوند برخورد سخت‌تری خواهد داشت؛ فارغ از اینکه آنها در کشور خودشان جانشان در خطر باشد یا خواهان پناهندگی باشند.

 

در خصوص شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز شب گذشته شاهد بودیم که مایک پامپئو وزیر خارجه آمریکا و نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد با قرائت یک بیانیه مطبوعاتی، تصمیم دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا را در خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، اعلام کردند.

 

هیلی گفت که شورای حقوق بشر سازمان ملل نیازمند تغییر واقعی است و پامپئو نیز گفت که شورای حقوق بشر سازمان ملل در تحقق اهدافش شکست خورد. آمریکا، شورای حقوق بشر سازمان ملل را که 47 عضو داشته و مقر آن در ژنو سوئیس قرار دارد، به ضدیت با رژیم صهیونیستی متهم کرده است.


حدود یک سال قبل نیکی هیلی به شورای حقوق بشر سازمان ملل ضرب‌الاجل داد یا به انتقاد از رژیم صهیونیستی پایان دهند و یا منتظر خروج آمریکا از این شورا باشند.

 

هیلی همچنین رونوشتی از پیش‌نویس یک قطعنامه مجمع عمومی را به نمایندگان کشورها ارائه داده بود که خواستار خارج کردن بند هفتم مربوط به وضعیت حقوق بشر در اراضی اشغالی فلسطین از دستور کار نشست‌های شورای حقوق بشر سازمان ملل بود. این قطعنامه با مخالفت دولت‌های اروپایی و فعالان حقوق بشر روبه‌رو شد و آنها عنوان کردند که موافقت با تلاش آمریکا لطمه‌ای دائمی بر پیکر شورای حقوق بشر سازمان ملل وارد کرده و تلاش‌ها برای افشا کردن موارد نقض حقوق بشر در سایر نقاط دنیا را تضعیف خواهد کرد.
منبع:تسنیم

سفر هیئت اسرائیلی به بحرین، تابوشکنی در فاز فرهنگی



بحرین تنها شیخ نشین عربی جنوب خلیج فارس نیست که روابط غیررسمی با صهیونیست‌ها را دنبال می‌کند. روابط غیررسمی و غیرعلنی سعودی‌ها با رهبران صهیونیستی این روزها زبانزد بسیاری از رسانه‌های منطقه‌ای و بین المللی شده و تا کنون نیز به ندرت این روابط نفی شده است.

سفر هیئت اسرائیلی به بحرین، تابوشکنی در فاز فرهنگی

سخن آشنا - با گذشت زمان هر روز ابعاد جدیدی از روابط پشت پرده و غیررسمی دولت‌های عربی و رژیم صهیونیستی برملا می‌شود به صورتی که دیگر برای همگان مشهود شده است که برخی از دولت‌های عربی به طور جد مسئله عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی را در دستور کار خود قرار داده اند. در همین رابطه روز گذشته (27 خرداد) منیر بوشناقی مشاوره میراث جهانی اداره فرهنگ و میراث بحرین به تازگی در گفتگو با روسیا الیوم اعلام کرده که قرار است هیاتی اسرائیلی در کنفرانسی بین المللی فرهنگی که دولت بحرین از 24 ژوئن تا 4 ژوئیه 2018 میزبان آن است شرکت کند.

بحرین کشور عربی با جمیعت مسلمان نشین به شمار می‌رود که بصورت رسمی رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمی‌شناسد. در این شرایط حضور یک هیات رسمی از سوی اسرائیل در این کشور عربی و مسلمان نشین به هیچ وجه با مواضع رسمی بحرین سازگار نیست و شاید از همین رو نیز باشد که بوشقانی در پاسخ به سوالی در همین ارتباط گفته است که هیات اسرائیلی در این کنفرانس به مانند دیگر کشورها حاضر خواهند شد چرا که این اجلاسی بین المللی و با نظارت سازمان یونسکو بوده و دولت بحرین میزبانی آن را بر عهده دارد.

این مسئول بحرینی در ادامه توجیهات و ادعاهای خود درباره حضور هیات صهیونیستی در شهر منامه گفته است که هر کشوری که در سازمان ملل متحد حضور دارد می تواند در این گونه کنفرانس ها شرکت نماید و تعداد اعضای شرکت کننده در این کنفرانس نیز تا کنون محدود نشده است و در مقابل یک هیات فلسطینی هم در این نشست شرکت می کند.

 

سابقه قبلی مناسبات مخفیانه بحرین-اسرائیل

اما حضور هیئت فرهنگی رژیم صهیونیستی در منامه نخستین نمونه از برملا شدن ارتبطات غیررسمی بحرین و اسرائیل نیست.

یکی از نخستین تماسهای مخفیانه بحرینی‌ها با صهیونیست‌ها در سپتامبر ۱۹۹۴ و در جریان سفر یوسی سارید وزیر محیط زیست رژیم صهیونیستی به بحرین در راس یک هیئت عالیرتبه رسمی به بحرین صورت گرفت و از آن زمان این تماس‌ها اگرچه غیرسمی اما بصورت مخفیانه دنبال شده است.

نشست سلمان بن حمد آل خلیفه ولیعهد بحرین در کنفرانس داووس با شیمون پرز وزیر وقت همکاری‌های منطقه‌ای رژیم صهیونیستی در سال 2000 و بعد از آن لغو تحریم کالا‌های وارداتی از سرزمین‌های اشغالی و بستن دفتر تحریم صهیونیست‌ها توسط محمد بن مبارک آل خلیفه معاون نخست وزیر بحرین در سپتامبر 2005، دیدار خالد بن احمد وزیر خارجه بحرین با با تزیپی لیونی وزیر خارجه وقت اسرائیل در جریان نشست‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد در اکتبر 2006 و تکرار همین دیدار از سوی شیمون پرز، رئیس وقت رژیم صهیونیستی و تزیپی لیونی وزیر خارجه وقت این رژیم با حمد بن عیسی پادشاه بحرین در نیویورک در سال 2009 از جمله مهمترین تلاش‌های غیررسمی آل خلیفه برای عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود.

همچنین در اکتبر 2013 حمد العامر کفیل وزارت خارجه بحرین در امور خاورمیانه بطور علنی اعلام کرد که امکان عادی سازی روابط با اسرائیل وجود دارد و به تبع این اظهارات از نوامبر ۲۰۱۳ ورود کالا‌های صهیونیستی به بحرین به طور علنی انجام گرفت.

در اکتبر 2014 نیز روزنامه هاآرتص در مقاله‌ای نوشت که عربستان، بحرین، امارات برداشت خود از نوع روابط با اسرائیل را تغییر داده‌ند و بطور دقیق یک سال بعد در اکتبر 2015 اسکای نیوز در خبری اعلام کرد که بحرین و برخی دیگر از کشور‌ها خلیج فارس برای خرید سامانه موشکی اسرائیل معروف به گنبد آهنین با اسرائیل مذاکره کرده‌اند. این خبر هیچگاه از سوی مقامات بحرینی یا دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تکذیب نشد و نشان می‌داد تماس‌های برخی شیخ نشینان عربی خلیج فارس با رهبران صهیونیستی دیگر به مانند قبل چندان هم مخفیانه نیست.

از آن زمان تا کنون اخبار گوناگونی از تماس‌ها و دیدارهای مقامات بحرینی و صهیونیستی منتشر شده که هیچکدام از سوی طرفین تکذیب نشده است. از جمله یکی از آخرین موارد در این ارتباط سفر یک هیئت سه نفره از سوی پادشاه بحرین به مناطق اشغالی بود که همزمان با اعلام شهر بیت المقدس به عنوان مرکز رژیم صهیونیستی از سوی ترامپ صورت گرفت و همین موضوع باعث استقبال خشم آلود فلسطینی‌ها از این هیئت بحرینی در ورودی مسجد الاقصی شد و نشان داد برای فلسطینی‌ها روابط غیررسمی بحرین و اسرائیل بطور کامل علنی شده است.

 

تابو شکنی از فاز فرهنگی

آن چه در ارتباط با سفر پیش روی هیئت اسرائیلی به بحرین قابل توجه به نظر می‌رسد، ماموریت عنوان شده برای این هیئت است که گفته شده در قالب شرکت در یک اجلاس بین المللی فرهنگی صورت خواهد گرفت. در واقع آن گونه که اعلام شده هیات اعزام شده از سوی رژیم صهیونیستی به بحرین اهداف فرهنگی را دنبال خواهد کرد.

با این حال این نخستین بار نیست که بحرین تابوی رابطه با صهیونیست‌ها را در قالب مسائل فرهنگی می‌شکند. بخشی از روابط مخفیانه و غیررسمی که خاندان آل خلیفه با صهیونیست‌ها طی بیش از دو دهه گذشته دنبال کرده‌اند، در قالب مسائل فرهنگی و غیرسیاسی عنوان و دنبال شده است.

سفر یوسی سارید وزیر محیط زیست اسرائیل به بحرین در سال 1994 که نخستین سفر یک مقام بلندپایه اسرائیلی به بحرین بود سفری غیرسیاسی معرفی شد. همچنین شرکت برخی افراد وابسته به پادشاهی بحرین در نمایشگاه هنری در مرکز یهودیان در شهر حیفا، میزبانی بحرین از مسئولان فدراسیون فوتبال اسرائیل در کنفرانس فیفا در اجلاس منامه و حتی اجرای سرود رژیم صهیونیستی توسط گروه ارکستر بحرین و با حضور ولیعهد این کشور در لس آنجلس که سال میلادی گذشته انجام شد، اقداماتی بوده است که اگرچه ظاهری غیرسیاسی را دارا می‌باشند، اما بی تردید بدون بن مایه و زمینه سیاسی نیست.

در واقع به نظر می‌رسد در نگاه سردمداران آل خلیفه گسترش مناسبات با اسرائیل در حوزه‌های غیرسیاسی شاید مسیر کمتر جنجالی برای شکستن تابوی روابط علنی با صهیونیست‌ها باشد که تا کنون دنبال شده است، هرچند ادامه بیش از 20 سال رابطه مخفیانه با اسرائیل و عدم علنی کردن آن از سوی آل خلیفه نشان می‌دهد همچنان برای رهبران بحرین امکان علنی کردن روابط با صهیونیست‌ها وجود ندارد و نگرانی‌ها از واکنش‌های داخلی نسبت به علنی شدن این روابط در جوامع عربی همچنان بزرگترین مانع پروژه عادی سازی می‌باشد.

 

تبعیت بحرین از عربستان

اما باید توجه داشت بحرین تنها شیخ نشین عربی جنوب خلیج فارس نیست که روابط غیررسمی با صهیونیست‌ها را دنبال می‌کند. روابط غیررسمی و غیرعلنی سعودی‌ها با رهبران صهیونیستی این روزها زبانزد بسیاری از رسانه‌های منطقه‌ای و بین المللی شده و تا کنون نیز به ندرت این روابط نفی شده است.

تا سال گذشته، انورعشقی، مشاور امنیتی دستگاه سعودی مشهورترتین مقام سعودی بود که خبر سفرش به تل آویو و دیدار با مسئولان صهیونیستی خبر ساز شده بود، اما در فرودین ماه امسال خبرگزاری‌ها از قول گادی آیزنکوت، رئیس ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی، دیدار مئیر بن شبات، مشاور امنیت ملی رژیم صهیونیستی با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی را تائید کردند. همزمان رسانه‌های اسرائیلی نیز گزارش داده‌اند که محمد بن سلمان در سفر اخیرش به آمریکا با رؤسای چند سازمان مهم یهودی، از جمله کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل موسوم به «آیپک» دیدارهایی داشته است.

در این شرایط روابط غیررسمی بحرین و صهیونیست‌ها همزمان با اقدامات سعودی‌ها چندان عجیب به نظر نمی‌رسد. کمتر کسی در تبعیت کامل بحرین از اوامر عربستان سعودی در سیاست خارجی تردید دارد و پیروی منامه از ریاض هم در جریان رویکرد ضدایرانی سعودی و هم در جریان بحران یمن و پس از آن بحران دیپلماتیک قطر به روشنی اثبات شده است.

در واقع برای رهبران بحرین تبعیت از سعودی‌ها برای دنبال کردن روابط غیررسمی با اسرائیل متضمن دو هدف عمده خواهد بود. از یک سو منامه با دنبال کردن روابط غیررسمی با تل آویو، تبعیت و حرف شنوی خود را از ریاض نشان خواهد داد و از سوی دیگر بدلیل ماهیت آسیب پذیر بحرین ناشی از محدودیت منابع قدرت، نزدیکی به اسرئیل هرچند بصورت غیررسمی، اما می‌تواند تضمین کننده بخشی از تداوم موجودیت و قدرت آل خلیفه به عنوان خاندان پادشاهی حاکم به شمار رود.

براین اساس آن چه رای موافق بحرین به مسائل مرتبط با فلسطین در سازمان ملل اعلام می‌شود، در پشت پرده سیاست و همزمان با روابط غیررسمی با صهیونیست‌ها رنگ و روی دیگری دارد. در واقع مواضع دوگانه برخی شیخ نشینان حاشیه خلیج فارس از جمله بحرین و عربستان تجلی همان مثال معروف چهره دوروی سیاست است. در ظاهر و ادعا بر دفاع از حقوق مردم فلسطین تاکید می شود اما در جلسات غیررسمی و مذاکرات پنهانی به شریک قابل اعتماد صهیونیست‌ها تبدیل شده است.
منبع:الوقت

هلاکت 100 نظامی آمریکایی، اسرائیلی، اماراتی و سعودی در جبهه غرب یمن


نبرد بزرگ الحدیده برخلاف پیش‌بینی ائتلاف سعودی و غرب، به باتلاق متجاوزان تبدیل شد و طبق گزارش‌ها، انقلابیون یمنی تنها در یک قلم، 100 نظامی خارجی آمریکایی، انگلیسی، صهیونیستی، اماراتی و سعودی را به هلاکت رساندند. 160 مزدور سعودی و شماری از نیروهای ویژه فرانسوی نیز در این جنگ اسیر شده‌اند.

Image result for ‫الحدیده‬‎

سخن آشنا - ائتلاف سعودی و اماراتی از روز چهارشنبه گذشته با کمک آمریکا، انگلیس و فرانسه عملیات سنگینی برای اشغال بندر راهبردی الحدیده در غرب یمن آغاز کردند که تاکنون با رزمندگی و ایثار مبارزان انصارالله و ارتش یمن موفق به پیشروی در این منطقه نشده و تلفات سنگینی نیز متحمل شده‌‌اند. انقلابیون یمن در نبرد بزرگ الحدیده هر روز شگفتی می‌آفرینند و پیروزی تازه‌ای کسب می‌کنند. پس از زمینگیر کردن نیروهای ائتلاف پنج‌گانه سعودی حالا خبر رسیده که تعداد زیادی از متجاوزان اسیر شده‌اند. بر اساس گزارش‌ها، در پی درهم شکستن کشتی متجاوز اماراتی در بندر حدیده یمن، ۱۰۰ سرباز خارجی به هلاکت رسیده‌اند. خبرگزاری اسپوتنیک روسیه با اشاره به اینکه «خبر‌هایی از کشته شدن 100 نظامی آمریکایی، اسرائیلی، سعودی و اماراتی در جریان حمله به یک فروند کشتی جنگی متجاوز اماراتی منتشر شده است»، نوشته، ائتلاف سعودی به علت بیم از واکنش افکار عمومی ملت‌های کشور‌های عضو این ائتلاف به شدت کشته شدن ۱۰۰ سرباز آمریکایی، اسرائیلی، سعودی و اماراتی را سانسور کرده است. این پایگاه خبری روسی حتی به جزئیات نیز اشاره کرده و نوشته خبر‌هایی از کشته شدن ۱۲ سرباز آمریکایی، هشت سرباز اسرائیلی، ۵۰ سرباز اماراتی و ۳۰ سرباز سعودی در کشتی جنگی در الحدیده منتشر شده است و ائتلاف به علت بیم از واکنش افکار عمومی ملت‌های کشور‌های متجاوز و تحت فشار قرار گرفتن برای پایان دادن به جنگ علیه یمن بر این خبر سرپوش گذاشته و آن را سانسور کرده است.
نیروهای ویژه فرانسوی در اسارت
از سوی دیگر، رسانه‌های نزدیک به مبارزان یمنی هم اعلام کرده‌اند که طی عملیاتی دو تن از نیروهای ویژه فرانسه در خاک این کشور را بازداشت کرده‌اند. بنا به گزارش پایگاه خبری «المصدر»، نیروهای یمنی می‌گویند گارد ساحلی بندر الحدیده یک قایق نظامی تندروی فرانسوی را متوقف کرده و سرنشینان آن را نیز بازداشت کرده‌ است. گفته می‌شود این قایق در حال آماده‌سازی عملیات در نزدیک شهر بندری الحدیده بوده که نیروهای یمنی دو سرنشین آن را محاصره و به اسارت درمی‌آورند. طی روزهای گذشته گزارش‌هایی درباره حضور نیروهای فرانسوی در عملیات اخیر ائتلاف سعودی و اماراتی در بندر الحدیده یمن منتشر شد که وزارت دفاع فرانسه آن را رد کرد. اما روزنامه لوفیگارو در گزارشی تأیید کرد که نیروهای ویژه فرانسوی در عملیات حمله به بندر الحدیده حضور دارند. در همین ارتباط، «علی‌ العماد»، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله تاکید کرده شمار اسیران وابسته به ائتلاف متجاوزان در ساحل غربی یمن به 160 نفر رسیده است. به گفته وی، 160 مزدور ائتلاف متجاوز سعودی در درگیری‌های ساحل غربی به اسارت ارتش و کمیته‌های مردمی یمن درآمده‌اند.
جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش امارات هم کشته شد
شبکه خبری العالم نیر دیروز از کشته شدن سرلشگر ستاد مهندس «عیسی سیف بن عبلان المزروعی» جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش امارات در درگیری‌های جبهه ساحل غربی یمن در استان الحدیده خبر داد. العالم به نقل از «علی قشر» قائم‌ مقام استانداری الحدیده و رئیس شورای همبستگی عشایری یمن نوشته که در درگیری‌هایی که روز شنبه و یکشنبه در جبهه ساحل غربی (الحدیده) در جریان بود، ۴۳ نفر کشته شده‌اند که جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش امارات و گروهی از افسران بلندپایه یمنی در میان کشته شدگان هستند. به گفته این مقام یمنی، کشته‌های ائتلاف سعودی در چند روز گذشته، به ۲۵۳ نفر رسیده است.
ناکامی بزرگ
در همین حال، «محمد عبدالسلام» سخنگوی رسمی جنبش انصارالله یمن نیز موضع گیری کرده و در مورد شرایط فعلی جنگ گفته: «تمام راه‌های پشتیبانی و امداد نیروهای متجاوز در حمله به ساحل غربی یمن بسته شده و خون آنها به گونه‌ای در حال ریخته شدن است که تصورش را هم نمی‌کردند.» وی طی پستی در شبکه اجتماعی توئیتر نوشته: «به فضل و کمک الهی، کلیه راه‌ها به روی دشمن در ساحل غربی بسته شده و این دشمن با عملیات خونینی مواجه شده که تصورش را نمی‌کرد. حتی جنگنده‌ها، کشتی‌ها و خودروهای زرهی آنها نتوانستند، موفقیتی کسب کنند و اخبار رسانه‌های آنها، مبتنی بر واقعیت نیست.»
سازمان ملل برای نجات ائتلاف سعودی وارد میدان شد
اما در حالی که انقلابیون یمن در الحدیده در حال شکست کامل متجاوزان هستند سازمان ملل به دنبال آن است تا جلوی ادامه این روند را بگیرد. سازمان ملل می‌گوید قصد دارد با ارائه طرحی، اداره بندر «الحدیده» در یمن را برعهده بگیرد و کمک‌های بشردوستانه به مردم جنگ‌زده این منطقه ارسال کند. «لیز گراند» هماهنگ‌کننده سازمان ملل یکشنبه اعلام کرده مذاکرات برای سپردن کنترل بندر الحدیده به سازمان ملل، که تحت محاصره ائتلاف سعودی است، پیشرفت داشته و به مرحله تازه‌ای رسیده است. اما در واکنش به این خبر عضو انصارالله ضمن تکذیب خبر پیشنهاد سازمان ملل برای تحویل کنترل شهر الحدیده یمن به این سازمان گفت هیچ کشوری بخشی از خاک خود را به متجاوزان نخواهد داد. محمد البخیتی، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله یمن، در مصاحبه با خبرگزاری آلمان گفت: «مارتین گریفیتس، فرستاده ویژه سازمان ملل به یمن، هرگز از ما نخواسته است بندر و شهر حدیده در غرب یمن را تحویل دهیم». او با اشاره به سفر فرستاده ویژه سازمان ملل به یمن به این کشور تاکید کرد دیدار گریفتیس از صنعا امر تازه‌ای نیست و این سفر در چارچوب تکمیل مذاکرات درباره موضوعات مطرح شده در سفر قبلی وی و در راستای تلاش برای حل فراگیر بحران یمن از جمله مسئله بندر حدیده و فرودگاه صنعا صورت گرفته است.
از سوی دیگر در حالی که تلاش‌های امارات و عربستان برای سیطره بر فرودگاه الحدیده ناکام مانده، نیروهای انصارالله برای ممانعت از پیشروی نیروهای متخاصم خندق‌هایی را در مسیرها حفر کرده‌ و ورودی‌های شهر را با خاکریز و موانع بتنی و خندق بسته‌اند.
نقش غرب در نبرد الحدیده
در حالی که وزارت خارجه آمریکا هرگونه دخالت در عملیات الحدیده را انکار کرده بود، یک روزنامه انگلیسی اعلام کرد، غربی‌ها با مشاوره، راهنمایی و ارسال تجهیزات نظامی، در حمله به یمن به عربستان و امارات کمک می‌کنند. گاردین نوشته، گرچه انگلیس درباره حمله به الحدیده هشدار داد اما مسئول فجایع این جنگ است؛ عربستان و امارات این جنگ را با آموزش‌های نظامیان غربی و مشاوره‌های آنان انجام می‌دهند، آنها با حمایت دیپلماتیک غرب، به چنین اقداماتی در یمن دست می‌زنند.
گاردین افزود، اماراتی‌ها و سعودی‌ها این حملات را در یمن با کمک تسلیحات آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی انجام می‌دهند و افسران نظامی انگلیسی و آمریکایی در اتاق فرمان این حملات هوایی بوده‌اند. گاردین به این مسئله هم اشاره کرده که چند روز پیش، روزنامه فرانسوی لوفیگارو نوشته بود نیروهای ویژه فرانسوی در خاک یمن حضور دارند.
در ادامه یادداشت آمده است: روز جمعه، انگلیس و آمریکا جلوی اقدام سوئیس برای به جریان انداختن بیانیه شورای امنیت سازمان ملل را که خواستار آتش‌بس بود، گرفتند. «اندرو میشل» وزیر سابق توسعه بین‌الملل انگلیس می‌گوید، لندن در شورای امنیت سازمان ملل رویکردی به سود عربستان در این بحران دارد، فروش تسلیحات و منافع امنیتی است که همه چیز را دیکته می‌کند.

منبع:کیهان

خودروسازانی که به مردم اجحاف می‌کنند از مریخ آمده‌اند؟!

 در حالی که اغلب محافل رسانه‌های حامی دولت، دولتمردان را به‌خاطر سوءمدیریت شدید و دامن زدن گرانی در بازار مورد اعتراض قرار داده‌اند، روزنامه‌ جمهوری اسلامی مدعی شد دولت هیچ سهمی در آشفته‌بازار اقتصادی ندارد!

سخن آشنا - این روزنامه در سرمقاله خود با اشاره به نارضایتی مردم از گرانی و مشکلات اقتصادی نوشت: «اولین واقعیت این است که به وجود آمدن شرایط کنونی که یکی از عوامل بالا رفتن قیمت‌ها و نابسامانی اقتصادی است، نتیجه سیاست‌های دولت نیست. عوامل خارج از اراده دولت و در مواردی برخلاف سیاست‌های دولت، در پدید آمدن شرایط کنونی نقش اساسی داشتند و دارند روشن است که هیچ‌کس را به خاطر گناه ناکرده نمی‌توان سرزنش یا عقوبت کرد. دومین واقعیت، بی‌ابزار بودن دولت است. در شرایط دشوار اقتصادی، دولت‌ها معمولاً از ابزارها و اهرم‌های موجود در کشور برای مقابله با مشکلات استفاده می‌کنند. در جامعه‌ای که بنگاه‌های بزرگ و تأثیرگذار اقتصادی در دست دولت نیست، از دولت چه انتظاری می‌توان برای مقابله با مشکلات داشت؟ علاوه بر بنگاه‌های بزرگ اقتصادی، اهرم‌های قدرت در زمینه‌های مختلف که می‌توانند با عوامل مخرب اقتصادی مقابله کنند نیز در اختیار دولت نیستند. به عبارت روشن‌تر، زمانی که دولت به مثابه یک شاه بی‌لشکر است چگونه می‌توان انتظار داشت با عوامل مخرب اقتصاد مقابله کند؟ سومین واقعیت، که البته بسیار تلخ‌تر از دیگر واقعیت‌هاست، ابزارهای جنگ روانی است که در جامعه ما در اختیار مخالفان دولت است و دولت حتی فاقد ابزارهای مقابله با این جنگ روانی است. بلندگوهای مخالف دولت نقاط ضعف را چند برابر آنچه هستند جلوه می‌دهند ولی از نقاط قوت هیچ نمی‌گویند.» انتشار این تحلیل عجیب در حالی است که دولت روحانی ظرف 5 سال گذشته سکان سیاستگذاری امور اجرایی و اقتصادی را در دست داشته و ضمن انکار دشمنی‌های دشمن، از شیطان بزرگ و اقمار اروپایی آن، تصویر «شریک اقتصادی و منجی اقتصاد کشور»! را به مردم نشان داد و خود نیز باورش شد که به جای تدبیر امور، استفاده از ظرفیت‌های داخلی و کاهش وابستگی به خارج، باید دست روی دست بگذارد و در انتظار معجزه برجام و قول‌های طرف آمریکایی و اروپایی بنشیند. از سوی دیگر دولت آن‌گونه که نویسنده تحلیل می‌گوید فاقد ابزار و اهرم است، چرا روحانی برای بار دوم نامزد شد و وعده‌های بزرگ‌تر در تبلیغات انتخاباتی داد. یعنی آن زمان امثال نویسنده روزنامه جمهوری اسلامی دانستند او خلاف واقع می‌گوید و سکوت کردند؟ این که خیانت بزرگی است! اما واقعیت این است که دولت در عرصه اقتصادی، اختیارات بی‌نظیر و بلامعارض دارد. به همین دلیل نیز انواعی از سیاست‌های اقتصادی کشنده آستانه را در حوزه ارز و واردات تجمع و اجازه خروج بی‌مضایقه ارز از کشور به اجرا گذاشت و با سیاست‌های خود، شرایط تضعیف بنیه اقتصادی را فراهم کرد. گسترش بی‌رویه واردات، تولید ملی را به حاشیه راند و وقتی تولید ملی افت کند، یکی از نتایج آن، رکود اقتصادی و میل کردن نقدینگی به سمت دلالی و واسطه‌گری و به‌هم ریختن بازار با سوداگری کاذب است. 3 برابر شدن نقدینگی در دولت روحانی و سوق یافتن این رقم 1500 هزار میلیارد تومانی به سمت دلالی مسکن و ارز و طلا و خودرو، باعث بروز گرانی‌های بی‌سابقه در این حوزه‌ها شده؛ چنان که دلار از 3300 تومان به 7 هزار تومان رسید، قیمت سکه ظرف یک سال دو برابر شد و به 2/5 میلیون تومان افزایش یافت، مسکن تورم 35 درصدی را تجربه کرد و قیمت‌های خودروهای فروشی شرکت‌های دولتی ترمز بریده است. جالب اینکه دولت به بهانه حمایت از تولید و تحت عنوان بسته‌های حمایتی، چند هزار میلیارد تومان وام برای خرید خودروهای انباشته دو شرکت خودروساز دولتی در پایان سال 94 اختصاص داد. اما همین شرکت‌ها پس از رونق گرفتن و فروش 150 هزار خودرو از طریق اعتبار اختصاص یافته دولت، به جای قدرشناسی از مردم، به فکر اجحاف به مردم افتاده‌اند. پنج پیشنهاد به دولت برای مدیریت جدی مصارف ارزی «دولت در طول سال‌های اخیر، نظارتی بر خروج ارز از کشور به بهانه‌های مختلف نداشت و همین امر در التهاب اخیر ارز موثر بود». وحید شقاقی اقتصاددان در گفت‌وگو با فرارو اظهار داشت: ما در سال‌های اخیر می‌توانستیم واردات کالاهای مصرفی را مدیریت و ساماندهی کنیم و با قاچاق کالا مبارزه جدی داشته باشیم. اما سال گذشته بالغ بر 15 میلیارد دلار قاچاق کالا داشتیم. در واقع به اندازه این رقم ارز از اقتصاد ایران خارج شده است که در عرضه ارز تبعات جدی دارد. در همان سال 10 میلیارد دلار هم ارز مسافری از کشور خارج شد. ما 9‌ونیم میلیون گردشگر داشتیم که از کشور خارج شدند. اگر هر کدام از این گردشگران به طور متوسط هزار دلار با خود برده باشند رقمی در حدود 10 میلیارد دلار به دست می‌آید. هفت میلیارد دلار هم همچنین کسری تراز تجاری غیرنفتی‌مان بوده است که خروج ارز از کشور را نشان می‌دهد. یعنی واردات رسمی به میزان هفت میلیارد دلار از صادرات غیرنفتی‌مان بیشتر بود. همچنین حدود 30 میلیارد دلار نیز خروج سرمایه از کشور بوده است. به عبارت دیگر صادرکنندگان غیرنفتی ما ارز حاصل از صادرات خود را به اقتصاد ایران وارد نکردند. همه این موارد عرضه ارز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. در حالی که این موارد قابل مدیریت و ساماندهی بودند. شقاقی همچنین می‌گوید: نسبت نقدینگی به تولید ما به بیش از 110 درصد رسیده است. این شاخص بعد از انقلاب حداکثر 60-50 درصد بوده است. این ابر عظیم نقدینگی بالاخره باید یک جا ببارد که ساده‌ترین و آسان‌ترین محل بازار سفته بازی دلار است. این مسئله نیز تقاضای ارز را افزایش می‌دهد. اینها باعث شد که ارز سه هزار و 500 تومانی به هفت هزار تومان برسد. با اینکه دولت سعی کرد بازار ارز را با افزایش نرخ سود بانکی، تحت کنترل خود درآورد، اما اقداماتش چاره‌ساز نشد و 12 هزار میلیارد تومان هم خسارت روی دست دولت گذاشت. ابلاغ نرخ ارز 4200 تومانی از سوی معاون اول رئیس‌جمهور نیز چاره‌ساز نشد و از فردای آن روز بازار موازی با نرخ‌های 5هزار و 500تومان و شش هزار تومان به وجود آمد. به این ترتیب همین موضوع بر تورم تاثیر گذاشت. این اقتصاددان پنج گام پیشنهاد می‌کند و می‌گوید: گام نخست‌ ساماندهی صادرات و مدیریت واردات است. نه تنها باید ورود کالاهای لوکس به کشور را حذف کرد بلکه باید جلوی حداقل 50 درصد ورود کالای غیرضروری را گرفت. ما اکنون در شرایط جنگ اقتصادی هستیم و دولت باید به شدت از ارز محافظت کند. نمونه‌های مشابه برخی کالاهای وارداتی در داخل کشور هست. بعضی از کالاهای وارداتی هم اگر حذف شوند زندگی مردم را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد. گام دوم مبارزه جدی با قاچاق کالاست. گام سوم بحث مدیریت و ساماندهی ایرانیانی است که به عنوان گردشگر از کشور خارج می‌شوند و با خود ارز خارج می‌کنند. ما ضمن آنکه باید عوارض خروج گردشگر را افزایش دهیم نباید اجازه دهیم ارز به مقدار بالا همراه مسافر خارج شود. ما برای هر مسافری که از کشور خارج می‌شود 500 یوروی دولتی در نظر می‌گیریم. در حالی که یورو در بازار آزاد عدد بالاتری است. گام چهارم هم این است که دولت با خروج سرمایه مقابله کند. لازمه این مسئله آن است که دولت با صادرکنندگان غیرنفتی وارد تعامل شود و با جدیت جلوی خروج سرمایه را بگیرد. گام آخر هم این است که مدیریت نقدینگی باید جدی گرفته شود. این نقدینگی می‌تواند در یکی از بازارهای سفته بازی خود را نشان دهد. سفر نمایشی 180 هیئت خارجی کمترین تاثیری در ایجاد اشتغال نداشت یک کارشناس اقتصادی معتقد است آمار اشتغال دولت واقعیت ندارد. پرویز جاوید عضو انجمن اقتصاددانان می‌گوید: شعاری که تیم اقتصادی دولت مطرح کرد، ایجاد 700 هزار شغل در سال بود. بنده این برنامه‌ها را آنچنان موفق ندیدم. تصور می‌کنم دولت چیزی حدود 150 تا 200 هزار شغل در سال ایجاد کرده است. وی در گفت‌وگو با روزنامه فرهیختگان و در پاسخ این سؤال که «هر از چندگاهی دولت آمارهایی درباره ایجاد شغل ارائه می‌کند؛ از سالی 500 تا 900 هزار به تناوب اعلام شده است. به نظر شما دولت این آمارها را طبق چه چیزی ارائه می‌کند؟» خاطر‌نشان کرد: این آمارها بسیار متفاوت و متناقض است. مرکز آمار، سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی آمارهای متفاوتی ارائه می‌کنند، ولی اینکه چه اتفاقی باید بیفتد که مثلا 700 هزار شغل ایجاد شود، من می‌گویم باید سرمایه‌گذاری شود. دولت براساس حجم سرمایه‌گذاری‌ها می‌گوید این مقدار شغل ایجاد شده؛ باید از دولت پرسید این سرمایه‌گذاری در کدام بخش‌ها صورت گرفته است؟ و بعد از آن باید به تفکیک بخش‌های اقتصادی آمار اشتغال را اعلام کند تا بتوان درباره آن قضاوت کرد. من تاکنون ایجاد این مقدار شغل را در کشور ندیده‌ام و ایجاد 700 هزار شغل را که دولتی‌ها مدعی آن هستند، رد می‌کنم. جاوید گفت: دولت شعار مبارزه با تورم را داد ولی نتیجه آن افزایش رکود شد. البته همین شعار تورم نیز موفق نبود و تورمی که گفتند یک‌رقمی شده اکنون به سمت دورقمی شدن پیش می‌رود؛ به قول معروف از اینجا رانده و از آنجا مانده شدیم. این کارشناس اقتصادی درباره قراردادهایی که ادعا می‌شد پس از برجام منعقد شده تصریح می‌کند: بعد از امضای برجام افتخار دولت این بود که هیئت‌های خارجی زیادی روانه ایران شدند. نزدیک به 180 هیئت تجاری، اقتصادی و صنعتی به کشور آمدند و همه نیز با اعضای اتاق بازرگانی جلساتی را برگزار کردند. بنده به شخصه در جلسه با 150 هیئت تجاری حضور داشتم. در هیچ کدام از این جلسات قراردادی ندیدم و فقط تفاهمنامه‌هایی بین طرفین امضا شد. به طور کل قراردادی با بخش خصوصی بسته نشد و فقط با دولتی‌ها قراردادهای محدودی را امضا کردند. در این موضوع نیز دولتی‌ها گوی سبقت را از بخش خصوصی ربودند. البته با خروج آمریکا از برجام این شرکت‌ها در حال ترک کشور هستند. بعد از برجام هیچ اتفاق مهمی در بخش خصوصی نیفتاد. در بخش دولتی نیز سرمایه خارجی در جاهایی که نفت پشتوانه آن بود یا دولت مستقیما پشتیبانی کرد مانند هواپیمایی ورود پیدا کرد یا جاهایی رفتند که پتروشیمی پشتوانه آن بود. جاوید گفت: متاسفانه دولت بیش از اندازه به برجام دل ‌بسته بود. برجام زمانی جناحی شد که منتقدان را به توپ اهانت بستید حق با آقای عراقچی است که می‌گوید «برجام از همان ابتدا یک موضوع بزرگ ملی بوده است ولی متاسفانه در روند خود از یک موضوع ملی به یک موضوع فروملی و بحث‌های داخلی و جناحی تبدیل شد». روزنامه وطن‌امروز با طرح این مطلب نوشت: اظهارات آقای عراقچی درباره تبدیل برجام از یک موضوع «ملی» به «فروملی» کاملا با واقعیات جاری در قبال «رویکرد دستگاه دیپلماسی نسبت به منتقدان» و «نوع رفتار دولتمردان» همخوانی دارد. عصاره کلام منتقدان برجام - از سال 92 تاکنون - کاملا مشخص بوده است. نوع انتقادات مطرح شده از سوی آنها نیز معطوف به «راهبرد مذاکره»، «تاکتیک مذاکره» و «محتوای توافق هسته‌ای» بوده است، بنابراین مباحث محتوایی مطرح شده از سوی منتقدان برجام نه تنها مصداق تبدیل یک موضوع «ملی» به «فروملی» نبوده، بلکه مصداق عینی «تقویت یک دغدغه ملی» در حوزه سیاست خارجی کشورمان بوده است. با این حال سوال اصلی اینجاست: چه کسانی برجام را از یک موضوع بزرگ ملی به موضوعی «فروملی» تبدیل کردند؟ فراتر از توهین‌های مستقیم شخص آقای رئیس‌جمهور به منتقدان از جمله بی‌سواد و بی‌شناسنامه خواندن آنها و حواله‌شان به جهنم! رویکرد دستگاه سیاست خارجی کشورمان نیز مقوم و مکمل روند سلبی اتخاذ شده از سوی دولت محترم بود! در ادبیات مسئولان محترم دستگاه دیپلماسی، «دلواپسان» به مثابه «ناقضان منافع ملی» و در مقابل، «مدافعان مطلق برجام»- دل‌آرامان!- به عنوان «قهرمانان دیپلماسی» مورد شناسایی و تفسیر قرار گرفتند. این عبارات و گزاره‌ها، به اندازه‌ای از سوی رسانه‌های وابسته به جریان دولت و اصلاحات مورد تاکید و ترویج قرار گرفت که در میان بخشی از جامعه تبدیل به یک «باور» شد. به عبارت دقیق‌تر، برجام زمانی به یک موضوع «فروملی» تبدیل شد که «منتقدان توافق هسته‌ای» با سخت‌ترین تعابیر گفتاری و سلبی‌ترین نوع رفتار ممکن از سوی مقامات دولت یازدهم مورد عتاب و خطاب قرار گرفتند. اگر هدف دکتر عراقچی از بیان موضوع تبدیل برجام از یک موضوع «ملی» به «فروملی»، اعتراف دولت و دستگاه دیپلماسی نسبت به برخورد و مواجهه سلبی و غیرقابل توجیه خود با منتقدان توافق هسته‌ای است، باید از این اظهارات استقبال کرد؛ چنین رویکردی می‌تواند ضمن جبران بخشی از خسارات گذشته، زمینه را برای شکل‌گیری یک «تعامل پویا» در حوزه سیاست خارجی کشورمان مهیا کند؛ با این حال اگر خدای ناکرده هدف معاون سیاسی وزارت امور خارجه کشورمان از این سخنان، تخطئه صدباره منتقدان دلسوز توافق هسته‌ای است، نمی‌توان از کنار آن گذشت! چنین اقدامی مصداق بارز «سوءاستفاده از سکوت دردمندانه منتقدان برجام» محسوب می‌شود. سهم دولت در سفته‌بازی و حباب‌سازی در بازارها عملکرد دولت، قدرت سفته‌بازی و حباب‌سازی در بازارها را تقویت کرده است. روزنامه جوان در گزارشی در همین زمینه نوشت: اگرچه این روزها دولت استراتژی خود را بر این پایه تنظیم کرده که نوسان قیمت در بازارها را به حباب و سفته‌بازی نسبت بدهد، اما بررسی وضعیت اقتصادی نشان می‌دهد که آزادسازی نرخ سود بانکی در سال‌های ابتدایی دولت یازدهم و همچنین حذف مالیات از مجموع درآمد و ثروت از قانون مالیات‌های مستقیم در سال 92 اشتهای سفته‌بازی و نوسان‌گیری در اقتصاد ایران را بسیار تقویت کرد. وقتی در سال‌های ابتدایی ریاست جمهوری روحانی به یکباره مشاوران اقتصادی وی و گردانندگان بانک مرکزی و شبکه بانکی که معروف به مؤسسه نیاورانی‌ها هستند، معتقد شدند که نرخ سود بانکی باید توسط بازار تعیین شود و نرخ سود بانکی آزاد شد، بسیاری از کارشناسان بانکی به دولت هشدار دادند که این نرخ سودهای پرداختی علی‌الحساب محقق نمی‌شود و این رویداد هم ترازنامه بانک‌ها را با ریسک و خطر مواجه می‌کند و هم اینکه قدرت سفته‌بازی و حباب‌سازی در بازارها و اقتصاد ایران را تقویت می‌کند. در سال‌های ابتدایی دولت یازدهم، بانک‌ها برای جذب منابع و سپرده به پرداخت سودهای بالا رو آوردند، این امر تا جایی ادامه یافت که بالاخره دولت از تصمیم خود مبنی بر آزادسازی نرخ سود بانکی عقب‌نشینی کرد و برای پرداخت سود در شبکه بانکی قوانین و مقررات و ضوابط و محدودیت‌هایی وضع شد، اما این مقررات در شرایطی وضع شد که پرداخت نرخ سودهای بالا در سال‌های ابتدایی دولت حسن روحانی عملاً حجم عظیمی از پول بدون پشتوانه در فضای اقتصادی را پدید آورده بود، به طوری که تنها در طول پنج سال ابتدایی دولت هزار میلیارد تومان بر حجم نقدینگی کل کشور افزوده شد و هم اکنون کل حجم نقدینگی به هزار و 500 هزار میلیارد تومان رسیده است. نکته نگران کننده‌تر آن است که هم اکنون تنها در حدود 200 هزار میلیارد تومان از حجم کل نقدینگی به شکل قدرت خرید آنی دارد، زیرا در قالب پول کاغذی، مسکوکات، سپرده‌های جاری و دیداری است و هزار و 300 هزار میلیارد تومان از حجم نقدینگی کل کشور در سپرده‌های بلند مدت بانکی فعلاً حبس شده است که فضای روانی نامناسب در اقتصاد اگر تنها بخشی از این پول‌های در حبس را آزاد کند، مجدداً شاهد نوسان‌های غیرقابل کنترل در بازارها خواهیم بود، در عین حال برای تداوم حبس این پول‌ها در حساب‌های سپرده بلند مدت بانکی مجبور به پرداخت سودهای بالا هستیم که خود نیز به رشد شدیدتر حجم کل نقدینگی در کشور می‌انجامد که به معنی رشد ریسک پول در پشت سد شبکه بانکی است.

منبع:کیهان

سی‌ان‌ان: دروغ‌های ترامپ پینوکیو را هم شرمنده کرد


شبکه آمریکایی سی‌ان‌ان در گزارشی با اعلام اینکه «ترامپ در مسابقه دروغگویی اوباما را شکست داد» اضافه کرد، دروغ‌های ترامپ آنقدر زیاد شده که پینوکیو را هم شرمنده کرده است.

سخن آشنا - در گزارش سی‌ان‌ان همچنین آمده، «حتی شدیدترین منتقدان دونالد ترامپ هم باید بپذیرند او در یک زمینه پیشگام است و آن چیزی نیست جز دروغگویی. او تا کنون بیشتر از رئیس‌جمهور سابق دروغ گفته است.»
سی‌ان‌ان در ادامه به گزارش چند روز پیش واشنگتن استناد و اضافه کرد، «همانطور که اخیرا واشنگتن پست گزارش داد، ترامپ از زمان ورود به کاخ سفید بیش از 3000 دروغ یا اظهارات گمراه‌کننده داشته است که می‌شود روزانه حدود 6 دروغ ... زمانی که ترامپ روز جمعه در کاخ سفید با فاکس نیوز مصاحبه می‌کرد، یک مشت دروغ ارائه کرد، در این میان دروغی بود که پینوکیو را هم شرمنده می‌کرد. ترامپ در حالی که در شبکه مورد علاقه خود صحبت می‌کرد مدعی شد که سیاست غیراخلاقی و غیرانسانی جدا کردن فرزندان از والدینشان در حال عبور غیرقانونی از مرز، قانون دموکرات‌هاست. در حقیقت این یک قانون نیست، بلکه سیاست تحمل صفر است که دولت ترامپ امسال آن را معرفی کرد و خود ترامپ شخصا اختیار تغییر آن را دارد.»
در بخش دیگری از گزارش خواندنی سی‌ان‌ان آمده: «با وجود دروغ‌های ثبت شده ترامپ، استیون بنون، استراتژیست سابق ترامپ، روز یکشنبه در مصاحبه‌ای با ای‌بی‌سی گفت که ترامپ هرگز دروغ نگفته است. زمانی که مجری او را تحت فشار قرار داد و پرسید شما فکر می‌کنید که رئیس‌جمهور هرگز دروغ نگفته است؟ بنون جواب داد نه تا آنجایی که من می‌دانم، نه. جز زمانی که او مرا استیو شلخته خطاب کرد... بعضی از جمهوریخواهان، مثل ریک سانتوروم، معترف هستند که ترامپ در حد هشداردهنده‌ای دروغ می‌گوید، اما در نهایت با مقایسه آنها با ریاست‌جمهوری اوباما از دروغ‌های او دفاع می‌کنند.»
به نوشته سی ان ان ترامپ نه تنها در دوران مبارزات انتخاباتی، بلکه تا همین امروز هم به دروغ‌گویی‌هایش ادامه داده است.
منبع:کیهان

آخرین مطالب