پر بازدیدترین مطالب

شما روزنامه‌نگارید یا سخنگوی ترامپ و نتانیاهو؟!

روزنامه زنجیره‌ای بهار در یادداشتی پیشنهاد داده است که ایران در مذاکره با اروپا علاوه‌بر آنچه که در برجام از دست داده امتیازات دیگری در حوزه‌های حقوق بشر، موشکی و منطقه‌ای بدهد چراکه امتیازات قبلی کافی نبوده است، روزنامه‌های زنجیره‌ای خود را در قامت سخنگوی ترامپ و نتانیاهو دیده و مصالح و منافع ملت ایران را فراموش کرده‌اند.


سخن آشنا- روزنامه زنجیره‌ای بهار در مطلبی به نقل از یک به‌اصطلاح کارشناس اصلاح‌طلب نوشت: «متاسفانه ما در تمام این سال‌ها هیچ گاه استراتژی مستقل نداشته‌ایم و همیشه وابسته بودیم و این نابسامانی‌هایی که امروز در سیاست خارجی ایران مشاهده می‌شود صرفا نتیجه همین عدم وجود استراتژی مشخص و ثابت است. متاسفاته ما در 40 سال گذشته با توجه به مصالح دینی، استراتژی‌های خود را در مسائل سیاسی پایه گذاری کردیم و نتیجه آن هم همین وضع موجود است... الان یک ماه است که اروپایی‌ها، دیگر درباره ما صحبت نمی‌کنند و جلسه اخیر ایران با ۱+۴ هم هیچ دستاوردی نداشت. زیرا در آنجا سه مسئله حقوق بشر، آزمایش موشکی و حضور در سوریه و یمن مطرح شد و آقای ظریف هیچ پاسخی برای آن نداشت و اعلام کرد که با مقامات عالی رتبه باید صحبت کند و به ایران بازگشت اما هنوز هیچ خروجی ما ندیدیم...نباید فراموش کرد که در این مسیر ما باید امتیازاتی هم به غربی‌ها بدهیم. آنها سه شرط مشخص دارند و ما اگر انتظار داریم روابطمان بهبود پیدا کند باید یک سری امتیاز بدهیم تا بتوانیم یک سری امتیاز دریافت کنیم. نمی‌توان صرفاً انتظار داشت که آنها به ما امتیاز بدهند و هیچ خواسته‌ای نداشته باشند».
این روزنامه در ادامه نوشت: «در حوزه سیاست خارجی باید اقدامات عملی را در دستور کار قرار دهیم. ابتدا به ساکن باید پای تهران از پرونده یمن خارج شود. در مرحله بعد هم وضعیت سوریه باید به یک تعادل برسد و نیروهای خود را کاهش دهیم. در این راستا ما اکنون نزدیک به یک سال است که آزمایش موشکی انجام نداده‌ایم که این اقدام مثبتی است و تا به اندازه‌ای حساسیت‌ها را کاهش می‌دهد».
گفتنی است آمریکا و اروپا برای تشدید فشار بر ایران با هدف تسلیم‌سازی ما قطعا به کمک بازوانی در داخل ایران نیاز خواهند داشت، که پیشتر اندیشکده کاتو در گزارشی مفصل به دولت کنونی آمریکا تقویت این جریان در داخل ایران را شدیدا توصیه کرده بود که یکی از محوری‌ترین آن بحث کمک به بالندگی جریان هواخواه غرب در داخل ایران یا همان اصلاح‌طلبان بوده است.
اهمیت این عناصر داخلی یا شبکه اقتصادی - رسانه‌ای همکار غرب در داخل کشور از آنجاست که این جریان که تا دیروز با دادن آدرس‌های غلط به افکار عمومی و با بزک کردن آمریکا، کلید حل مشکلات را در تعامل گسترده با غرب نشان دهد، اکنون و پس از نقض عهدهای مکرر آمریکا و عدم دستیابی ایران به منافع حداقلی در برجام در پهنه گسترده‌ای از رسانه‌های داخلی با هراس‌افکنی و مهندسی ترس، به دنبال زمینه‌چینی برای امتیاز‌دهی به اروپایی‌ها هستند تا این‌بار قدرت موشکی و منطقه‌ای ایران قربانی شود.
به واقع آمریکا به این جریان امید بسته تا بتواند با کمک آنها دوران جدیدی از فشار را دوباره آغاز و کشور را به موافقان سازش و امتیازدهی بیشتر و مخالف آن دو پاره کند. جریانی که آمریکا طمع کرده که دوباره تلاش خواهند کرد تسلیم را تئوریزه کنند و آنها مهم‌ترین سرمایه‌های ترامپ در ایرانند.
ادعای مضحک این کارشناس اصلاح‌طلب در حالی است که در برجام، دولت آقای روحانی در اقدامی عجولانه و شتابزده- به گونه‌ای که تعجب رسانه‌های غربی را در پی داشت- در ۲ ماه همه تعهدات خود را به صورت یک‌طرفه و برگشت‌ناپذیر انجام داد. مقامات دولت تاکید داشتند که در ازای این اقدامات، تمامی تحریم‌های ضدایرانی در دی ماه ۹۴ به یکباره لغو خواهد شد و نه تعلیق. اما نه تنها تحریم‌ها لغو نشد بلکه زیرساخت و دامنه گسترده‌تری نیز پیدا کرد.هسته‌ای رفت ولی معیشت مردم بهبود پیدا نکرد چون اساساً دوگانه «هسته‌ای-معیشت»، دروغی بیش نبود.
هسته‌ای بهانه بود، موشکی و حقوق بشر و قدرت منطقه‌ای نیز صرفاً بهانه‌هایی برای گرفتن امتیازات نقد از ایران و در مقابل، دادن وعده‌های پوچ و نسیه است.

عصبانیت اصلاح‌طلبان از کار برای محرومان
روزنامه زنجیره‌ای اعتماد در اقدامی قابل تامل از اینکه برای محرومان و روستائیان کاری انجام شود گلایه کرده و عصبانیت خود را در این زمینه بروز داد!
روزنامه اعتماد در شماره دیروز خود نوشت : «صادق مفرد، مسئول جهادسازندگي سازمان بسيج دانشجويي به فارس گفته: «آستان قدس در حوزه محروميت‌زدايي چندسالي است كه ورود جدي داشته و معاونت مستضعفان را راه‌اندازي كرده است. با اين حال الان يك تفاهمنامه جدي‌تر امضا شده است كه بر اين اساس در سال جاري ١٠٠٠ گروه جهادي با حمايت آستان قدس رضوي به مناطق محروم اعزام خواهند شد و بخشي از حمايت‌ها از سوي ما به عنوان بسيج دانشجويي و بخشي هم توسط آستان قدس رضوي انجام خواهد شد. تعدادي از اين گروه‌ها در دهستان‌هاي «هدف آستان قدس رضوي» در كشور فعاليت خواهند كرد.»
این روزنامه پس از نقل این خبر از فارس به القاء هدف ناصواب خود می‌پردازد و می‌نویسد: « پيش‌تر حسن روحاني در نشست هم‌انديشي مديران ارشد دولت كه در تاريخ ششم تيرماه برگزار شده بود نسبت به فعاليت‌هاي انتخاباتي برخي افراد در استان‌ها هشدار داد و از استانداران خواسته بود حقايق را با مردم بازگو كنند.
روزنامه‌های جریان اصلاحات چنان همه چیز را در اهداف حزبی و جناحی غرق کرده‌اند که هر عملی از جناح مقابل ببینند به حاشیه سازی در مورد آن می‌پردازند. اینکه بسیج دانشجویی می‌خواهد برای محرومین کارهای جهادی انجام دهد چنانکه سال‌هاست این کارها را انجام می‌دهند و مدرسه و حمام و جاده و... برای روستائیان می‌سازند و گاه خانه‌های آسیب دیده ایشان را بازسازی می‌کنند، این باعث عصبانیت طیف اصلاح‌طلب شده است.
در سال‌ها و دهه‌های قبل برخی از تئوریسین‌های اصلاح‌طلب یکی از عمده ترین‌اشکالات این جریان را فاصله بسیار زیاد آنان با طبقات محروم و دهک‌های پایین جامعه دانسته بودند و این طیف را به کعبه آمال بخشی از قشر متوسط شهرهای بزرگ تشبیه کردند. این به آن خاطر بود که جماعت اصلاح‌طلب عمدتا در پی چیزهایی بوده‌اند که دغدغه عموم مردم یا اکثریت قابل توجه آنها نیست. چنانکه الان نیز می‌بینیم درحالی‌که تورم به این اوج خود رسیده دغدغه نمایندگان این طیف در مجلس مثلا برگزار نشدن یک مورد کنسرت در فلان شهر است!
در پایان باید گفت ای‌کاش طیف موسوم به اصلاح‌طلب نیز به یاری محرومین بشتابد، حتی اگر آشکارا هم بگویند این کار را به منظور تبلیغ انتخاباتی انجام می‌دهیم باز هم از آن استقبال می‌کنیم؛ البته اگر نگران خاکی شدن کفش هایشان نیستند!

برداشت واژگونه حامیان دولت از یک دیدار
روزنامه‌های حامی دولت در نگاهی واژگونه به دیدار اخیر هیئت دولت با رهبر معظم انقلاب پرداخته و این گونه القا کردند که بیانات رهبری پاسخ محکمی بوده به منتقدین دولت تا از این پس کسی حرفی نزند و سخنی نگوید!
روزنامه زنجیره‌ای شرق در این زمینه طی یادداشتی به قلم «حسین مرعشی » نوشته است: «در يک سال و اندي اخير که از تشکيل دولت دوم دکتر روحاني مي‌گذرد، از همه تريبون‌ها و امکانات براي سياه‌نمايي شرايط کشور و زيرسؤال‌بردن سياست‌هاي دولت بهره‌گيري کرده‌اند. آنان در تخريب دولت تا جايي پيش رفتند که اساسا مرزهاي دولت و نظام را هم درنورديدند و مي‌توان گفت خط قرمزهاي نظام را زير پا گذاشتند که در پاره‌اي از موارد با واکنش جدي مقامات عالی نيز مواجه شده‌اند. چنين رفتاري از سوي رقيب نيرومند و قدرتمندي که دولت با آن مواجه است، در شرايط بسيار حساس فعلي قابل دوام نيست و حتما زمان مناسبي بود که مقام معظم رهبري با دعوت از دولت ضمن راهنمايي و تأکيد بر نقش‌آفريني، تحرک و جديت بيشتر در پيشبرد امور، با حمايت واضح و روشن از مجموعه حرکت کشور، نيروهاي وفادار به نظام را براي شکل‌گيري فضاي مثبت در جامعه راهنمايي کنند.»
مرعشی همچنین بر این نکته تاکید کرد که: « در زمینه ديدارهاي مقام معظم رهبري که عمومي و علني نيست و با نهادهاي مختلف برگزار مي‌شود، مهم‌ترين سندي که براي قضاوت درباره محتواي اين نوع جلسات در اختيار ماست، خبري است که پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم رهبري با صلاحديد ايشان منتشر مي‌کند.»
روزنامه ایران نیز دیروز در مطلبی به قلم مدیر مسئول درباره دیدار اخیر رهبر معظم انقلاب با اعضای محترم هیئت دولت نوشت: «نکته جذابی که مصور از این دیدار منتشر شد، نشستن آقای ظریف در صدر مجلس بود. چیدمان نشستن شخصیت‌ها در این‌گونه دیدارها از روی تصادف نمی‌تواند باشد. درست یا غلط، از نگاه من روزنامه‌نگار جایگاه نشستن آقای ظریف در این دیدار یعنی رضایتمندی از عملکرد رفتار بین‌الملل دولت و اعتبار وزیر امور خارجه دولت روحانی نزد رهبر معظم انقلاب.»
گفتنی است رهبر معظم انقلاب اسلامی در نشستی که با دعوت ایشان از رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت برگزار شد، با تاکید بر توانایی کشور برای عبور از مشکلات اقتصادی با برخورداری از روحیه‌ انقلابی و مجاهدت، کار و تلاش شبانه‌روزیِ مسئولان و همکاری و همراهی آحاد مردم، شرایط و الزامات استمرار پیشرفت و حرکت پرشتاب به سمت اهداف را بیان کردند.
«جدی گرفتن سیاست‌های اقتصاد مقاومتی»، «اقدام به هنگام و علاج واقعه قبل از وقوع» و «مبارزه‌ واقعی با فساد» محورهای بعدی مورد تأکید رهبر انقلاب اسلامی در این نشست بود. ایشان با تأکید بر اینکه در مبارزه با مفاسد ابتدا باید با فساد و عنصر متخلف برخورد و سپس به‌طور شفاف اطلاع‌رسانی شود، گفتند: البته مسئله‌ برخورد با مفاسد در وهله‌ اول به عهده‌ مسئولان دستگاه‌ها است و پس از آن باید موضوع به قوه‌ قضائیه واگذار شود.
ایشان همچنین به نمونه‌هایی از تخلفات برخی دستگاه‌ها و افراد در مسائل اخیر سکه و ارز ‌اشاره و تاکید کردند: باید با متخلفان در هر سطحی که هستند برخورد شود.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین صداوسیما و دستگاه‌های تبلیغاتی را به انتقال تصویر درست از اقدامات دولت توصیه کردند و افزودند: البته بیان انتقادهای منطقی‌اشکالی ندارد، ضمن اینکه بخش عمده‌ای از تصویرسازی درست از دولت وابسته به عملکرد مسئولان است، یعنی مسئولان باید به میان مردم، کارگران و صنایع بروند و از نزدیک با آنها ارتباط برقرار کنند.
حال باید از نویسندگان روزنامه‌های زنجیره‌ای و حامی دولت پرسید آیا منتقدین دولت در نزدیک 5 سال گذشته غیر از مطالبات رهبر معظم انقلاب را مطرح و از دولت خواستار عملی شدن آنها شده‌اند؟!
نکته دیگر اینکه روزنامه ایران به عنوان ارگان رسانه‌ای دولت به جای عمل به منویات رهبر معظم انقلاب مبنی بر تصویرسازی درست از دولت در یک تحلیل سطحی خط‌کش برداشته و نزدیکی و دوری مسئولین در محل نشست هیئت دولت با رهبر معظم انقلاب را اندازه‌گیری می‌کند و با این تحلیل مسئولی که دیر به محل جلسه رسیده و یا دورتر نشسته است عملکرد ناموفقی داشته و باید
برکنار شود؟!

تحقیر آمریکا در نشست هلسینکی جمهوری‌خواه و دموکرات ترامپ را محکوم کردند


«ترامپ» بعد از دیدار با «پوتین» در هلسینکی فنلاند به شدت از سوی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان به دلیل « ضعف شدید و رسوا در مقابل رئیس‌جمهور روسیه» مورد انتقاد قرار گرفته است. برخی از چهره‌های سیاسی آمریکا لحظات دیدار این دو را برای آمریکا،«پست‌ترین لحظات تاریخ ریاست جمهوری آمریکا» نامیده‌اند.


سخن آشنا- دیدار روز دوشنبه ترامپ و پوتین جز رسوایی و سر افکندگی، دستاورد دیگری برای آمریکا نداشت، چرا که بعد از این دیدار وی به شدت از سوی دموکرات‌ها و حتی جمهوری‌خواهان مورد انتقاد قرار گرفت. انتقاد‌ها چنان بالا گرفته که به نوشته دیلی میل، برخی رسانه‌های آمریکایی از ترامپ به عنوان «سگ پوتین» یاد کردند. شاید بخشی از این انتقادها به دلیل موضع شدیدا منفی رسانه‌های جریان اصلی آمریکا علیه ترامپ باشد که آنها حتی پیش از این دیدار خود را آماده حمله به ترامپ کرده بودند و مهم نبود که این دیدار چه نتایجی داشته باشد اما بخش قابل توجهی از این انتقادها از سوی دموکرات‌ها و به دلیل اظهارات و جملات رد و بدل شده بین این دو بود. مثلا مقامات و رسانه‌های آمریکایی به شدت از اظهارات ترامپ در مورد «عدم دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا »که موضوع پذیرفته شده‌ای از سوی نهادهای اطلاعاتی آمریکا است، عصبانی شده‌اند. یا وادادگی ترامپی که در برابر رهبران اروپا قلدرمابانه برخورد می‌کرد، باعث خجالت و خشم آمریکایی‌ها شده است.
ترامپ، در کنفرانس مطبوعاتی مشترک خود با ولادیمیر پوتین، اظهارات رئیس‌جمهوری روسیه را در این باره که مسکو در انتخابات ایالات متحده مداخله‌ای نداشته است، فورا پذیرفت و گفت: «رئیس‌جمهوری روسیه می‌گوید کار این کشور نبوده است. من می‌گویم دلیلی وجود ندارد که کار روسیه بوده باشد.» رئیس‌جمهوری روسیه درباره بحران سوریه نیز بعد از این دیدار اعلام کرد، تلاش برای حل بحران سوریه از طریق چارچوب آستانه ادامه خواهد یافت. بسیاری از جریان‌های سیاسی آمریکا امیدوار بودند در این سفر، پوتین پشت ایران را در سوریه خالی کند!
جان کری: موجودی مثل ترامپ ندیده‌ام
جان کری، وزیر امور خارجه سابق آمریکا از جمله افرادی است که، از نتایج تقریبا هیچ سفر ترامپ به هلسینکی خشمگین شده است. وی طی یک بیانیه‌ بلندبالا در توئیتر از عملکرد ترامپ، در کنفرانس خبری مشترکش با ولادیمیر پوتین، انتقاد کرد و گفت: «این رئیس‌جمهور به طور کامل تسلیم فریب‌های پوتین درخصوص حملاتش علیه دموکراسی آمریکا شده است. این یک دیوانگی است.» کری اذعان کرد: «شش دهه از عمر خود را در امور دولتی سپری کرده‌ام‌. هرگز ندیده‌ام که یکی از روسای جمهور آمریکا کاری را که امروز دونالد ترامپ انجام داد، انجام داده باشد و اظهاراتی همانند اظهارات کنونی ترامپ مطرح کرده باشد. همه می‌دانند که جز ترامپ هیچ‌کس دیگری چنین کارهایی در حق آمریکا انجام نداده‌ است. این کارها فراتر از تاسف و غیرقابل دفاع هستند.»
«نیوت گینگریچ»، رئیس‌سابق مجلس نمایندگان آمریکا و از متحدان سابق ترامپ نیز اینگونه به این دیدار واکنش نشان داده است: «دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا باید درباره اظهاراتش در هلسینکی بابت سیستم اطلاعاتی ما و پوتین شفاف‌سازی کند. این اظهارات جدی‌ترین‌اشتباه ریاست جمهوری او بودند و باید فورا اصلاح شود.» جان مک‌کین، سناتور جمهوری‌خواه نیز نشست خبری ترامپ و پوتین را «پست‌ترین اقدامات یک رئیس‌جمهور آمریکایی در تاریخ» خواند. علاوه‌بر مک‌کین، جمهوری‌خواهان زیادی از عملکرد دونالد ترامپ در این رویداد دیپلماتیک انتقاد کرده‌اند. «پل رایان» رئیس‌مجلس نمایندگان آمریکا نیز به دنبال اظهارات دونالد ترامپ درباره دخالت روسیه در انتخابات سال 2016 روسیه گفت: «تردیدی نیست که مسکو در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا مداخله کرده است.»
ترامپ آمریکا را له کرد
فاکس نیوز، سی ان ان و ام اس ان بی‌سی و... نیز به کنفرانس خبری ترامپ تاختند. مثلا «جان رابرتز»، از شبکه فاکس نیوز گفت، همه «اتفاق نظر» دارند که ترامپ «آمریکا را زیر اتوبوس انداخت».دموکرات‌ها نیز عملکرد ترامپ در این نشست را «رقت‌انگیز» و «ننگین» خواندند. باب کورکر، سناتور آمریکایی با انتقاد از نتایج دیدار دونالد ترامپ با همتای روسش گفت، احتمالا ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه بعد از دیدار با ترامپ جشن گرفته و خاویار می‌خورد.
اظهارات ترامپ ما را شبیه یک ملت ساده‌لوح کرده است و من در این باره ناامید شدم. برنی سندرز سناتور ایالت ورمونت در توئیتی در واکنش به کنفرانس خبری پوتین و ترامپ روسای جمهوری روسیه و آمریکا نوشت: کنفرانس خبری ترامپ با پوتین یک نمایش خجالت‌آور بود. ترامپ به جای اینکه به صراحت بگوید دخالت در انتخابات آمریکا غیرقابل قبول است، انکارهای پوتین را پذیرفت و یافته‌های جامعه اطلاعاتی آمریکا را در هاله از ابهام قرار داد. این عادی نیست.
چاک شومر رهبر اقلیت دموکرات سنا نیز گفت: این سؤال بالای سر کاخ سفید هست که چطور می‌شود که آقای ترامپ منافع روسیه را بالاتر از منافع آمریکا قرار دهد. میلیون‌ها آمریکایی از خود می‌پرسند که تنها توضیح ممکن برای این رفتار خطرناک این است که آقای پوتین اطلاعات زیانباری از رئیس‌جمهور آمریکا در اختیار دارد.
دردسر بزرگ
«توماس فریدمن»، ستون نویس مشهور نیز در نیویورک تایمز نوشت: «هموطنان آمریکایی من! امروز با دردسر بزرگی روبرو شده ایم و نیازمند تصمیمات بزرگ هستیم. این یک رویداد تاریخی در کل تاریخ آمریکا است. شواهدی قاطعی مبنی بر اینکه رئیس‌جمهور ما برای اولین بار در تاریخ عمدا یا به دلیل سهل انگاری فاحش یا ویژگی‌های شخصیتی پیچیده درگیر رفتار خیانت آمیز است - رفتاری که سوگند وی را به «حفظ و دفاع از قانون اساسی ایالات متحده آمریکا» نقض می‌کند. امروز ترامپ این سوگند را زیرپا گذشته و جمهوری خواهان دیگر نمی‌توانند از این مسئله فرار کنند.»
وی افزود: «دونالد ترامپ یا یکی از دارایی‌های اطلاعاتی روسیه است یا واقعا از ایفای نقش در تلویزیون لذت می‌برد. هر چیزی که امروز در هلسینکی رخ داده تنها این نتیجه گیری را تقویت می‌کند. من کاملا توئیت «جان برنان»، رئیس‌پیشین آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا(سیا)، هم پس از کنفرانس مطبوعاتی که نوشت: «عملکرد دونالد ترامپ در کنفرانس خبری در هلسینکی فراتر از آستانه یک جنایت بزرگ است و آن چیزی جز خیانت نیست... اظهارات ترامپ نه تنها احمقانه است بلکه در راستای منافع پوتین است. میهن‌پرستان جمهوری خواه شما کجا هستید؟؟؟» تأیید می‌کنم.
ترامپ: گفت‌و‌گوها سازنده بود!
دونالد ترامپ رئیس‌ جمهور آمریکا در دو توییت پیاپی که پس از موج انتقادات شدید در پی دیدارش با ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه در حساب کاربری‌اش منتشر شده است نوشت: «گفت وگوی سازنده با روسیه نه تنها برای آمریکا و روسیه بلکه برای کل جهان مفید است.» وی همچنین در توئیتی دیگر نوشت: «من ترجیح می‌دهم که در تلاش برای دستیابی به صلح ریسک سیاسی مرتکب شوم تا اینکه صلح را به علت مسائل سیاسی به خطر بیندازم!»

منبع:کیهان

آمریکا - روسیه ؛ در آرزوی تغییرات 


دیدار سران آمریکا و روسیه درحالی در هلسینکی فنلاند برگزار شد که دو کشور بر سر موضوعات متعددی با یکدیگر اختلاف نظر جدی دارند.


سخن آشنا- «از چهار ساعت پیش روابط آمریکا و روسیه تغییر کرده است.» دونالد ترامپ ، رئیس جمهور آمریکا ادعای جدیدی را مطرح کرد . وی در کنفرانس خبری با حضور ولادیمیر پوتین ، رئیس جمهوری روسیه در هلسینکی و پس از ۲,۵ ساعت مذاکره خصوصی پشت درهای بسته از آغاز عصر جدیدی در روابط مسکو و واشنگتن خبر داد . با این حال ، نه ترامپ و نه پوتین از توافقات سخنی به میان نیاوردند . شاید تنها توافق بیان شده در برابر خبرنگاران ، اهدای توپ جام جهانی از جانب رئیس جمهوری روسیه به ترامپ و پذیرش این هدیه از جانب رئیس جمهوری آمریکا بوده است .

به هر حال ، دیدار سران آمریکا و روسیه درحالی در هلسینکی فنلاند برگزار شد که دو کشور بر سر موضوعات متعددی با یکدیگر اختلاف نظر جدی دارند. آمریکایی ها در تلاش هستند با تهدید و ارعاب رقبای سیاسی - اقتصادی خویش از جمله روسیه، خود را در جایگاه تک ابرقدرتی پس از دوران فروپاشی بلوک شرق تثبیت کنند. ادبیات به کار گرفته شده از سوی دونالد ترامپ در سفر اخیرش به اروپا حکایت از آن دارد که آمریکایی ها قصد دارند خواسته خود را از میزان بودجه دفاعی کشورهای عضو ناتو تا موضوع برگزیت و ساخت خط لوله گاز از روسیه به آلمان، به دیگران تحمیل کنند.

ترامپ ساعاتی قبل از دیداربا پوتین، روسیه، چین و اتحادیه اروپا را دشمنان آمریکا خواند.دشمنی با روس ها نیز ازقفقاز شمالی و شرق اوکراین شروع می شود و تا سوریه در غرب آسیا و شبه جزیره کره در شرق آسیا گسترش می یابد. روسیه حتی به تلاش برای تاثیرگذاری بر نتایج انتخابات آمریکا متهم شده است.با توجه به چنین رویکردی، نشست سران آمریکا و روسیه بعد ازهشت سال وقفه، چشم انداز بهبود روابط میان دو کشور را ارائه نمی کند. البته دونالد ترامپ بارها از اشتیاق خود برای تغییر در روابط با روسیه تاکید کرده و حل مشکلات جهانی بدون کمک و مساعدت روس ها را غیر ممکن خوانده است.

با این حال، به نظر نمی رسد که در مورد نحوه تعامل با روسیه، دونالد ترامپ بتواند حرف نهایی را در آمریکا بزند. درآستانه دیدار هلسینکی، کمیته اطلاعاتی سنا تحت کنترل هم حزبی های ترامپ، بر اتهام دخالت روسیه در انتخابات سال ۲۰۱۶ صحه گذاشت و وزارت دادگستری دولت ترامپ نیزعلیه ۱۲ روس به اتهام هک سرورهای کامپیوتری حزب رقیب یعنی حزب دموکرات اعلام جرم کرد. این دو اقدام نشان می دهد که ترامپ و مشاورانش برای بهبود روابط با مسکو راه بسیار دشواری پیش رو دارند.

شدت حملات بی پروای خبرنگاران آمریکایی و اروپایی به هر دو رئیس جمهوری در کنفرانس خبری درباره موضوع اتهام دخالت روسیه در انتخابات اخیر آمریکا حکایت از آن دارد که آن گونه که ترامپ مدعی است ، روابط دو کشور از چهار ساعت پیش از دیدار در هلسینکی تغییر نکرده است . ضمن این که با وجود لفاظی های ترامپ در کنار پوتین ، دولت آمریکا هیچ یک از سیاست های تهاجمی خود علیه روسیه را کنار نگذاشته است. در تمامی اسناد امنیتی که توسط دولت ترامپ منتشرشده است، روسیه به همراه چین، دو رقیب تجدید نظرطلب توصیف شده اند که باید به طرق مختلف از جمله افزایش بودجه های نظامی، تقویت توانایی های سایبری، تحریم های اقتصادی یا حتی راه اندازی جنگ های تجاری مهار شوند .

البته روس ها نیز همانند چینی ها ، در واکنش به رویکرد تهاجمی آمریکا ، سیاست مقاومت و اقدام متقابل را در پیش گرفته اند.در چنین شرایطی، رسیدن به توافقی آن گونه که ترامپ در لفظ از آن سخن به میان می آورد، دور از انتظار خواهد بود، جز این که رئیس جمهوری آمریکا همچون دیدار با رهبر کره شمالی، اهداف تبلیغاتی - انتخاباتی را از دیدار با رئیس جمهوری روسیه مد نظر داشته باشد. این نمایش با دست به دست شدن توپ جام جهانی در برابر دید همگان به اجرا در آمد ؛ با این حال این که در پس این نمایش تغییرات بنیادین در مناسبات خصمانه دوکشور رخ داده باشد ، دور از انتظار خواهد بود .

پایگاه رصد

چرا عربستان و امارات نمی‌توانند ایران را در یمن شکست دهند؟


روزنامه صهیونیستی هاآرتص با اشاره به هزینه‌های نظامی هنگفت عربستان و امارات به بررسی علل ناکامی آنها در جنگ یمن پرداخت.

چرا عربستان و امارات نمی‌توانند ایران را در یمن شکست دهند؟
به گزارش سخن آشنا، روزنامه اسرائیلی هاآرتص در گزارشی با طرح این پرسش که "چرا عربستان و امارات نمی‌توانند ایران را در یمن شکست دهند؟" به بررسی دلایل ناکامی ائتلاف نظامی کشورهای عرب در برابر انقلابیون یمنی پرداخت. در این گزارش آمده است:

عربستان سعودی و امارات متحده عربی هفته گذشته در جدیدترین رتبه‌بندی سالانه نشریه "اخبار آمریکا و گزارش جهانی" به ترتیب به عنوان نهمین و دهمین کشور قدرتمند جهان معرفی شدند. با این حال، این دو کشور، چهار سال است که در برابر گروه کوچکی از شبه‌نظامیان در یکی از فقیرترین کشورهای جهان یعنی یمن، عاجز مانده‌اند.

ارتش عربستان و امارات در زمره مجهزترین و پرهزینه‌ترین ارتش‌های جهان قرار دارند. طبق گزارش موسسه بین‌المللی تحقیقات صلح استکهلم، عربستان سعودی در سال 2017 حتی روسیه را نیز از نظر مخارج نظامی پشت سر گذشت و با 69.4 میلیارد دلار هزینه‌کرد نظامی در جایگاه سوم جهان قرار گرفت. این موسسه همچنین عربستان را در سال 2015 و 2016 به عنوان دومین واردکننده بزرگ تسلیحات در جهان معرفی کرد.

با این وجود، محدودیت‌ها و نقاط ضعف ارتش عربستان بر کسی پوشیده نیست. ارتش عربستان علیرغم برخورداری از بودجه نظامی هنگفت و خریدهای تسلیحاتی گسترده، فاقد تجربه جنگی لازم است، برای سوخت رسانی و تامین مهمات متکی به آمریکاست و از نظر سرمایه انسانی نیز با مشکل روبه‌روست.

به گفته دکتر «یوئل گازانسکی» پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی دانشگاه تل‌آویو، آنها (ارتش عربستان) از سال 1991 در هیچ جنگی حضور نداشته‌اند، در حالیکه حوثی‌ها تجربه ده‌ها سال جنگ چریکی را با خود به همراه دارند.

هاآرتص در ادامه گزارش خود آورده است: ائتلاف نظامی عربی به رهبری عربستان و امارات طی هفته‌های گذشته در پی شکستِ عملیاتِ اشغال بندر حیاتی «حدیده» بیش از پیش به بن‌بست رسیده است. ریاض و ابوظبی پیشتر وعده داده بودند که در برابر نیروهای هوادار ایران در این شهر به پیروزی سریعی دست خواهند یافت اما اکنون عملیات اشغال این بندر به یکی از شدیدترین درگیری‌های این جنگ ویران‌کننده بدل شده است.

ائتلاف عربی مدعی است که هدف آن از این عملیات، قطع کردن دسترسی حوثی‌ها به این بندر حیاتی و وادار کردن آنها به آمدن به پای میز مذاکره است اما از زمانی که این عملیات در 12 ژوئن (22 خرداد) آغاز شد، به دلیل دفاع سنگین نیروهای یمنی از آن با مین‌های زمینی و دریایی، پیشرفت اندکی حاصل شده است.

عملیات زمینی امارات
گازانسکی خاطر نشان می‌کند که در یمن در واقع این اماراتی‌ها هستند که بار جنگ را به دوش دارند نه سعودی‌ها. به گفته او، عربستان بیشتر به پشتیبانی هوایی از عملیات‌ها می‌پردازد، در حالیکه امارات برروی زمین درگیر جنگ است؛ هرچند بسیاری از نیروهای آن، سربازان و جیره‌بگیرانی هستند که از کشورهای دیگری مانند سودان به یمن آمده‌اند.

اما آنها نیز تاکنون در یمن در برابر نیروهای هوادار ایران به توفیقی دست نیافته‌اند. این در حالیست که ارتش امارات نیز مانند ارتش عربستان مجهز به پیشرفته‌ترین سیستم‌های تسلیحاتی است که با تکیه بر منابع مالی عظیم خود آنها را خریداری کرده است.

موسسه بین‌المللی تحقیقات صلح استکهلم معتقد است که امارات در میان 15 کشور اول جهان به لحاظ هزینه‌کرد نظامی قرار دارد اما شفاف نبودن هزینه‌های نظامی این کشور باعث شده که اطلاعات لازم برای رده‌بندی آن وجود نداشته باشد.

افزون بر این، امارات، بر خلاف عربستان، به واسطه حضور در کشورهایی چون افغانستان، سومالی و بوسنی، تجربه جنگی گسترده‌ای به دست آورده است. بخشی از نیروهای آن نیز که در یمن حضور دارند، توسط ژنرال استرالیایی «مایک هیندمارچ» فرماندهی می‌شوند.

امارات همچنین تنها کشور عربی است که در خارج از مرزهایش (در اریتره) دارای پایگاه نظامی است و ایجاد پایگاه‌های هوایی و دریایی بیشتر در دریای سرخ و لیبی را نیز تحت بررسی دارد.

اما مشارکت امارات در جنگ یمن نیز همانند عربستان، با انتقادات داخلی فراوانی روبه‌رو بوده است که شاید مهمترین آن خبری بود که اخیرا منتشر شد. رسانه‌ها هفته گذشته فاش کردند که یک شاهزاده اماراتی در ماه مه (دو ماه پیش) پس از انتقاد از جنگ یمن و متهم کردن سران این کشور به مخفی کردن آمار واقعی تلفات نیروهای اماراتی در یمن از ترس جانش به قطر پناهنده شده است.

با وجود تمامی این انتقادات، پیروزی در جنگ یمن همچنان دور از دسترس به نظر می‌رسد و به همین دلیل، امارات هفته گذشته اعلام کرد که طول مدت خدمت سربازی را برای مردان از 12 ماه به 16 ماه افزایش داده است.

مشکل دیگر عربستان
علاوه بر مواردی که گفته شد، نقطه ضعف بزرگ دیگر ارتش عربستان این است که ساختار عملیاتی آن به شدت متمرکز (و سلسه‌مراتبی) است. این مشکل، ویژگی مشترک بسیاری از کشورهای غیردموکراتیک است. علاوه بر این، به گفته گازانسکی، شاهزاده‌ها و اعضای خاندان سلطنتی عربستان اگرچه گاها در مسئولیت‌های "با پرستیژی" مانند خلبانی یک جنگنده ظاهر شوند، اما به عنوان سرباز در ارتش خدمت نمی‌کنند و همین نابرابری روحیه سربازان را تضعیف می‌کند.

در ماه فوریه، ملک سلمان پادشاه عربستان برای محکم‌تر کردن پایه‌های قدرت پسرش، محمد بن سلمان، پیش از انتصاب او به سلطنت، تمام فرماندهان نظامی ارشد خود را برکنار کرد. محمد بن سلمان نیز که علاوه بر ولیعهدی، تصدی وزارت دفاع را نیز بر عهده دارد، تمام شهرت و قدرت خود را برروی پیروزی در جنگ یمن و عقب راندن ایران در منطقه سرمایه‌گذاری کرده است و به همین خاطر، سعودی‌ها اطلاعات جنگ یمن را مخفی نگه می‌دارند.

گازانسکی می‌گوید محمد بن سلمان "از تلفات هراسان است" و به همین دلیل است که سعودی‌ها طی این چهار سال هیچ آماری در این باره ارائه نداده‌اند.

هاآرتص در ادامه نوشته است ناکارآمدی ارتش عربستان به طور کلی انعکاسی از مشکلات عمیق‌تر در جامعه عربستان بویژه در حوزه اقتصاد است.

به نوشته این روزنامه، ایالات متحده آمریکا از زمانی که فرانکلین روزولت، رئیس‌جمهور پیشین این کشور، و ملک عبدالعزیز السعود، پادشاه اسبق عربستان، در سال 1945 با یکدیگر وارد اتحاد "نفت در برابر امنیت" شدند، به آموزش و تجهیز قوای مسلح سعودی کمک کرده است و از آن زمان تاکنون عربستان برای تعمیر و نگهداری تجهیزات نظامی خود به شدت متکی به آمریکا بوده است.

در دهه 1970 یک روانشناس و جامعه‌شناس هلندی به نام «گیرت هافستد» با معرفی شاخصی تحت عنوان «فاصله‌ی قدرت» که برای تعیین میزان «سلسله‌مراتبی بودن» یک کشور به کار می‌رود، عربستان و امارات را در زمره سلسله‌مراتبی‌ترین کشورهای جهان رده‌بندی کرد. او معتقد بود چنین کشورهایی از انعطاف لازم برای حل مسائل برخوردار نیستند و توانایی آنها برای نوآوری نیز بسیار محدود است.

گازانسکی با اشاره به نتایج تحقیق هافستد، سلسله‌مراتبی بودن عربستان و امارات را یکی دیگر از دلایل ناکامی آنها در جنگ‌های نامتقارن بویژه در برابر مبازان باتجربه یمنی می‌داند.

روزنامه اسرائیلی هاآرتص در پایان چنین جمع‌بندی می‌کند که ناتوانی ائتلاف عربی برای پیروزی یا حداقل پیشروی در یمن، دلیلی دو وجهی دارد: اول اینکه حوثی‌ها در موقعیت مناسبی برای دفاع در برابر حملات نیروهای خارجی قرار دارند و دوم اینکه که ارتش عربستان از یک ناکارآمدی ساختاری و سیستماتیک رنج می‌برد که این مسئله تلاش‌های امارات برای حضور زمینی پرقدرت در میدان جنگ را نیز بی‌اثر کرده است.»
منبع:باشگاه خبرنگاران جوان

پخت و پز «منافقین» برای سوزاندن آشپز «رجوی»


سازمان تروریستی منافقین که کارنامه جنایت هایش به خون ۱۷هزار ایرانی بی گناه آغشته است، در اقدامی جدید نشان دادکه حتی به اعضایش که وظیفه خدمتگزاری و آشپزی سرانش را برعهده دارند هم رحم نمی کند.



به گزارش سخن آشنا، حدود دوهفته قبل بود که دادستانی بلژیک در اطلاعیه ای از دستگیری یک زوج بلژیکی ایرانی‌تبار خبر داد و مدعی شد که این دو نفر تصمیم داشتند با انفجار بمب، به همایش سالانه منافقین که روز شنبه 9 تیرماه، در شهر ویلپنت، واقع در نزدیکی پاریس برگزار شد، سوء‌قصد کنند! دادستانی بلژیک نام این دو نفر را «امیر. س» و «نسیمه. ن» اعلام کرد.

در همان روزها یکی از دوستان قدیمی سعدونی که سالهاست علیه این فرقه مقاله می نویسد با انتشار تصاویر و یادداشت هایی برای مهر، پرده از سناریوی کثیف و نخ نما شده مسئولان سازمان منافقین برداشت و عنوان کرد که فرد دستگیر شده خود یکی از اعضای فعال سازمان در اروپا بوده است. این عضو سابق منافقین به تازگی مطلب جدیدی برای مهر ارسال کرده که بی کم و کاست منتشر می شود:

همانطور که در یادداشت های قبلی خود هم اشاره کردم، من از هواداران سابق مجاهدین و از دوستان امیر سعدونی بودم که در سالهای قبل، به دلیل برخی رفتارها و تصمیمات از سوی کادر رهبری گروه از این فرقه جدا شدم، اما طی این سالها ارتباطاتم را با هوادارانی مثل امیر سعدونی حفظ کرده بودم.

من در این سالها تمامی تلاش خود را برای نجات هواداران فریب خورده این فرقه به کار گرفتم، اما متاسفانه در خصوص امیر موفق به این مهم نشدم.

نمی دانم چقدر مطلع هستید، فرقه مجاهدین در این مدت با همه توان سعی کرد تا دو دهه هوادارای امیر از سازمان و زحماتی که او به زعم خود برای ایران کشیده!! را پنهان کرده و امیر را یک تروریست کامل و مامور حکومت ایران معرفی کند.

برای من مشخص نیست امیر به چه دلیل و چه هدفی این کار را انجام داده، اما من که از نزدیک نشست هایی را که در دهه هفتاد شمسی(نود میلادی) جهت اقناع هواداران به خودسوزی در فرانسه و آلمان برگزار و طی آن مسوولان سازمان با روش های مختلف اعضا را چنان هیجانی و احساسی می کردند که آنها راضی به آتش زدن خودشان می شدند دیده ام، مشخص است که حتماً افرادی مانند مهدی ابریشم چی، مهوش سپهری و زهرا مریخی، امیر را شستشوی مغزی داده بودند تا برای نجات ایران!! این کار را انجام دهد.

همچنین برای من و امثال من که واقعیات گروه را از نزدیک دیده اند مشخص است که مسئولان گروه برای فرار از پاسخگویی در خصوص علت کاهش چشمگیر ایرانیان و حتی اعراب و افغانستانی ها برای شرکت در «مراسم ویلپنت» و هم چنین به حاشیه کشاندن انتقاد هواداران مبنی بر دلایل ارتباط شان با عربستان سعودی، که رژیمی منفور نزد تمام ایرانیان است، مبادرت به این کار کرده اند.

همانطور که می دانید، منافقین ادعا می کنند که امیر قصد داشته در میان آن همه محافظ و جمعیت، با پانصد گرم اسید مریم رجوی را ترور کند!

 

«امیر سعدونی» در جمع عناصر منافقین در محل پخت غذای مسئولین سازمان/مقر موسوم به زائریان

سوال من از رهبران سازمان رجوی این هست که مگر امیر سعدونی در سالهای اخیر در مقر به اصطلاح زائریان، که مسئول پخت و پز و سرو غذای مریم رجوی و کادر درجه یک سازمان می باشد، مشغول نبوده است؟

بنابراین، هر عقل سلیمی می گوید اگر امیر قصد ترور رهبران سازمان را داشت، به راحتی می توانست به جای پانصد گرم اسید و عبور از میان آن همه محافظ و گیت های بازرسی، از همان سیانورهایی که در «مقر اوور» هم فراوان پیدا می شود، در غذای یک شب مریم رجوی و سایر اعضای کادر سازمان بریزد و همه را بکشد، بدون آنکه رد پایی از خودش به جا گذارد و هرگز هم مقصر شناخته نمی شد.

همین استدلال ساده نشان می دهد که سناریوی فریب افکار عمومی جهانیان توسط سازمان با متهم کردن امیر به ترور رهبران سازمان رجوی و بمب گذاری در نشست اخیر آنها، چقدر بی پایه و اساس و بی ارزش است.

منبع:مهر

آخرین مطالب