پر بازدیدترین مطالب

افشای دیدار محرمانه «بن سلمان» با «نتانیاهو»

 

روزنامه صهیونیستی «معاریو» از دیدار «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان با «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی در اردن خبر داد.

به گزارش سخن آشنا به نقل از «العالم»، «جاکی حوجی» روزنامه «معاریو» از دیدار محرمانه نخست وزیر رژیم صهیونیستی با ولیعهد عربستان در جریان سفر دوشنبه گذشته نتانیاهو به امان پایتخت، اردن انجام پرده برداشت.

روابط رژیم صهیونیستی و آل سعود طی سال های اخیر علنی تر از گذشته شده است.

ولیعهد عربستان پیش از این نیز از ادعای صهیونیست ها در اشغال سرزمین های فلسطینی حمایت به عمل آورده بود.

حوجی افزود: بن سلمان نتانیاهو را در قصر شاه اردن و در حاشیه سفر اخیر «جراد کوشنر» و «جیسون گرینبلات» فرستادگان ترامپ به اردن ملاقات کرده است.

وی گفت : یکی از دوستان من که در جریان این ملاقات بود، اطلاع داد که بن سلمان دیدارهایی با حضور عبدالله دوم و ملاقات هایی هم بدون حضور وی با نخست وزیر اسراییل داشته است.

کوشنر و گرینبلات از هفته گذشته سفر منطقه ای را با هدف گفت وگو با سران کشورهای عربی برای جا انداختن 'معامله قرن' آغاز کرده و تاکنون به کشورهای اردن ، مصر عربستان و قطر سفر کرده اند.

ماموریت فرستادگان ترامپ ساعاتی بعد از حملات اخیر نظامیان صهیونیست به باریکه غزه آغاز شده است.

جراد کوشنر ، 14 می (24 اردیبهشت ) گذشته همزمان با کشتار دهها تن از فلسطینیان به دست نظامیان صهیونیستی همراه همسرش در مراسم انتقال سفارت آمریکا به قدس شرکت کرد.

این اقدام همزمان با هفتادمین سال تشکیل رژیم صهیونیستی ( یوم نکبت ) انجام شد.

اقدام ترامپ رییس جمهوری آمریکا در انتقال سفارت این کشور به قدس موجی از خشم در میان مسلمانان جهان ایجاد کرد.

طرح معامله قرن که دولت ترامپ قصد اجرای آن را دارد ، فلسطینی ها را مجبور به ارایه امتیازات زیادی در حق صهیونیست ها می کند.

سایت صهیونیستی «دبکا» برخی از بندهای طرح یاد شده را این گونه فاش کرده است:

1- کشور فلسطین با حاکمیت محدود در نوار غزه و نیمی از کرانه باختری تشکیل خواهد شد.

2- مسئولیت کنترل امنیت اغلب مناطق کرانه باختری و گذرگاه های مرزی به عهده 'اسرائیل' خواهد ماند.

3- حاکمیت بر «وادی اردن» (شرق کرانه باختری) و کنترل نظامی آن به عهده اسرائیل باقی خواهد بود.

4- همه محله های عربی بخش شرقی قدس در اختیار فلسطین خواهد بود، به جز شهر قدیمی آن که بخشی از قدس در دست اسرائیل خواهد بود.

5 - «ابودیس» بخش شرقی قدس، پایتخت پیشنهادی برای کشور فلسطین خواهد بود.

6 - نظارت دینی بر مساجد شهر قدیمی قدس به عهده فلسطین و اردن خواهد بود.

7 - غزه جزئی از کشور جدید فلسطین خواهد بود، به شرط اینکه حماس خود را خلع سلاح کند.

8 - هیچ بندی در این طرح درباره «حق بازگشت» آوارگان فلسطینی درج نشده است، اما مکانیزمی از سوی جامعه جهانی برای رسیدگی به آن ایجاد خواهد شد.

9 - شناسایی اسرائیل به عنوان وطن یهودیان و کشور فلسطین با حاکمیت محدود به عنوان وطن فلسطینی ها.

به نوشته دبکا، ترامپ در دیدارهایی با محمد بن سلمان ولیعهد سعودی، «محمد بن زاید آل نهیان» ولیعهد ابوظبی، «تمیم بن حمد آل ثانی»امیر قطر، «عبد الفتاح السیسی» رئیس جمهوری مصر و «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی طی چند جلسه درباره این طرح گفت و گو و رایزنی کرده است.
منبع:شبستان

تنها کشوری که عضو کنوانسیون حقوق کودک نیست


در بلبشوی هول و ولع لیبرال‌های ایران در پیوستن به معاهده‌های متعدد و پی در پی بین‌المللی، که با انتقاد صریح رهبر معظم انقلاب مواجه شد، جالب است بدانیم، آمریکا تنها کشوری است که عضو "کنوانسیون حقوق کودک" نیست.


سخن آشنا- دو هزار و سیصد کودک بیگناه توسط دولت آمریکا از والدینشان به جرم مهاجرت غیرقانونی جدا شدند. نه تنها جدا که در قفس های فلزی و پتوهای پلاستیکی شکنجه فیزیکی و شکنجه روحی را توأما تحمل میکنند. این تنها یک نمونه بارز از رفتار ضدانسانی دولت آمریکا است.

رفتار ضدانسانی و نژادپرستانه آمریکا با سیاهپوستان و زندانیان از دیگر مصادیق ضدیت تمدن آمریکایی با مقام انسانی وانسانیت است. آمریکا بیشترین زندانیان جهان را دارد و پنجمین کشور جهان در اعدامهای فجیع و وحشیانه است.

اما در بلبشوی هول و ولع لیبرالهای ایران در پیوستن به معاهده های متعدد و پی در پی بین المللی، که امروز با انتقاد صریح رهبر معظم انقلاب مواجه شد، جالب است بدانیم، آمریکا تنها کشوری است که عضو "کنوانسیون حقوق کودک" نیست. کنوانسیونی که هدفش حفاظت از ضعیفترین انسانهای جهان است و سومالی! آخرین کشوری بوده که بدان پیوسته است! حتی سومالی با هزاران کودک قحطی زده و جنگ زده! آمریکا عضو این کنوانسیون نشده چرا که حقوق کودکان در آمریکا با آمار هولناک تجاوز به کودکان، کارگری جنسی کودکان، خیل کودکان کار، شیوع هرزه نگاری از کودکان، حضور کودکان در مناقشات مسلحانه و.. چنان پایمال شده است که آمریکا مایل نیست تنبیهات و مجازات این کنوانسیون را بپذیرد.

اما این همه ماجرای بی تعهدی آمریکا به هنجارهای اخلاقی جهانی نیست. سال گذشته آمریکا از سازمان فرهنگی جهانی یونسکو به دلیل انتقادات این سازمان از اسرائیل خارج شد. در هفته جاری نیز آمریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد درست به همین دلیل خارج شد. به این دلیل که این شورا، از جنایات رژیم صهیونیستی انتقاد میکند. فدا کردن منافع ملی مردم آمریکا به پای اسرائیل وجه اول این خروج رسواکننده است. شورای حقوق بشر سازمان ملل در سال 2007 با رأی مثبت به بند هفتم مربوط به وضعیت حقوق بشر در اراضی اشغالی فلسطین، اقدامات رژیم صهیونیستی را به یک موضوع دائمی در دستور کار این شورا تبدیل کرد. شورای حقوق بشر ملزم است در تمامی نشست های خود اختلاف اسرائیل و فلسطینیان را مورد بررسی قرار دهد. آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش زیادی کردند تا این بند را از دستور کار خارج کنند، اما با تداوم جنایات رژیم صهیونیستی و فعالیت جنبش های حامی فلسطین در کشورهای غربی خصوصا جنبش BDS، موفق نشدند.

اینکه آمریکا برای منافع یک رژیم تروریستی، حیثیت سیاسی و بین المللی و وجهه بشردوستانه خود را زیر پا میگذارد، نشانه بزرگی بر سلطه سیاست های این رژیم بر منافع ملی آمریکاست. موضوعی که در فضای نخبگانی و رسانه های منتقد آمریکایی به «بردگی آمریکا برای اسرائیل» تعبیر میشود. اینک آمریکا به یک حکومت تابع تبدیل شده که مهمترین سیاست های خود را بر اساس منافع یک رژیم غیر، یعنی اسرائیل تنظیم میکند. کما اینکه در خروج از برجام نیز چنین بود. آمریکا در برابر فشارهای اسرائیل و لابی صهیونیستی برای محدود کردن قدرت منطقه ای ایران تسلیم و از برجام خارج شد.

آمریکا اینک در حال حصارکشی خودخواسته از دیگر کشورهای جهان است. آن هم فقط و فقط برای حفظ منافع رژیم صهیونیستی و نه منافع آمریکایی ها. این انزوای روزافزون که با هیاهو و غوغاسالاری رسانه ای تلاش میشود مکتوم بماند، بدون شک نتیجه فعالیت شبانه روزی فعالان آزاده راه آزادی فلسطین و جنبشهای ضدصهیونیستی کشورهای غربی است. آنها به خوبی نقش سازمانهای جهانی در مهار جاه طلبی قدرتمداران را دریافته اند و با حربه این سازمانها ابتدا شروع به بایکوت اسرائیل و اینک بایکوت خودخواسته آمریکا هستند.

اما بی اعتنایی و بی ارزش شمردن قواعد و هنجارهای اخلاقی و انسانی بین المللی وجه دوم ماجراست. خروج آمریکا از یونسکو و شورای حقوق بشر، که هر دو هدف خود را حفظ ارزش ها و کرامت انسانی میدانند، مهر تاییدی بر دفاع تمام قد آمریکا از جنایتکاران بین المللی و رژیم های خون آشام و همبستگی و جنایت آمیز بودن خود آمریکا است. دولتی که در قرن بیست و یکم، جلوی دوربینهای بین المللی، با مهاجران و فرزندان آنها همچون برده و حیوان برخورد میکند و هیچ ابایی از برملا شدن چهره توحش و بدویت خود ندارد.

با این شرایط، آیا سزاوار نیست که آمریکا را ضدانسانی ترین حکومت جهان بدانیم؟ قضاوت با شما

منبع:فارس

نقش ۶ میلیاردر صهیونیست در خروج آمریکا از برجام


این گزارش به معرفی نقش ۶ میلیاردر صهیونیست می‌پردازد که در تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا برای خروج از توافق هسته‌ای با ایران نقش ایفا کرده‌اند.

گزارش تسنیم| نقش 6 میلیاردر صهیونیست در خروج آمریکا از برجام

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، شش میلیاردر پرنفوذ و وابسته به رژیم صهیونیستی جزء افرادی بودند که با هزینه‌کرد پول در تصمیم «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا برای خارج کردن این کشور از توافق هسته‌ای برجام نقش ایفا کردند. در این گزارش به معرفی این افراد پرداخته‌ایم.

1 ــ «شلدون ادلسون»

«آدلسون»، رئیس کازینوی «لاس‌وگاس سندز» و یکی از ثروتمندترین افراد در دنیا است، از جمله تأمین‌کنندگان مالی گروه‌های لابی حامی رژیم صهیونیستی و سیاستمداران راست افراطی در ایالات متحده است. حمایت‌های افراطی او از رژیم صهیونیستی بارها جنجالی شده: آدلسون وجود فلسطینی‌ها به‌عنوان مردم مستقل عرب را انکار و از جنگ هسته‌ای برای متوقف کردن غنی‌سازی ایران حمایت کرده است. اواخر سال 2013 در یک سخنرانی در دانشگاه «یشیوا» گفت که آمریکا برای متوقف کردن برنامه غنی‌سازی ایران بایستی یک بمب هسته‌‌ای در یکی از بیابان‌های ایران پرتاب کند. او سپس گفت: «می‌بینید؟ بمب بعدی وسط تهران خواهد بود، بنابراین، ما حرف‌مان حرف است. می‌خواهید نابود شوید؟ حالا بروید و توسعه هسته‌ای‌تان را ادامه بدهید».

میلیاردر صهیونیست در راستای پیشبرد این نوع سیاست‌های افراطی در حمایت از رژیم صهیونیستی یکی از حامیان مالی مهم‌ترین لابی‌های صهیونیستی در آمریکا بوده؛ «ائتلاف یهودیان جمهوری‌خواه»، «سازمان صهیونیسم آمریکا» و «دیده‌بان آزادی» برخی از این لابی‌ها هستند.

«آدلسون» همچنین از تأمین‌کنندگان پول یک لابی ضدایرانی و اندیشکده جنگ نرم آمریکایی به‌نام «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» است که نقش فعال و گسترده‌ای در مشاوره‌دهی به «دونالد ترامپ» برای خروج از برجام بازی کرد. «مارک دابوویتز»، مدیرعامل این مؤسسه که او هم سابقه‌ای طولانی در حمایت از رژیم صهیونیستی دارد و مستنداتی درباره مراوداتش با امارات هم وجود دارد، یکی از مشاوران کاخ سفید در خصوص «برجام» بود و ترامپ بارها به توصیه‌های او در خصوص این توافق هسته‌ای عمل کرد.

وبگاه «اسلیت»، آگوست سال 2015 که تنها دو ماه از نهایی شدن برجام می‌گذشت به نقش «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» در رهبری مخالفت‌ها در آمریکا با برجام اشاره کرده و نوشته تا آن تاریخ کارشناسان وابسته به این لابی حامی اسرائیل 17 بار در مخالفت از برجام در جلسات استماع کنگره حاضر شده و برای آن تبلیغ کردند.

«آدلسون»، در جریان کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری حدود 25 میلیون دلار در حمایت از ترامپ که کاندیدای مورد حمایت «بنیامین نتانیاهو»، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی بود هزینه کرد. گفته می‌شود او بعد از سومین مناظره انتخاباتی ترامپ با رقیبش «هیلاری کلینتون»، از اینکه ترامپ تمرکز نداشته و فرصت‌ها را به باد داده گلایه کرده بود.بعد از پیروزی ترامپ، نقش او در دو تصمیم مورد توجه قرار گرفت: خروج آمریکا از برجام و انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به بیت‌المقدس.

گفته می‌شود این کازینودار صهیونیست اندکی بعد از اعلام خروج از برجام و قبل از مراسم افتتاح سفارت آمریکا در بیت‌المقدس در جلسه‌ای با حضور «پال رایان»، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا و «نورم کلمن»، رئیس «ائتلاف یهودیان جمهوری‌خواه» شرکت کرد و در حمایتی بی‌سابقه 30 میلیون دلار برای حمایت از نمایندگان جمهوری‌خواه در مجلس نمایندگان آمریکا اختصاص داد.

«الی کلیفتون»، روزنامه‌نگار تحقیقی در آمریکا بعد از اعلام تصمیم به خروج آمریکا از برجام نوشت: «اعلانیه نامحبوب امروز احتمالاً چیزی است که دو نفر از بزرگترین حامیان مالی ترامپ یعنی شلدون آدلسون و برنارد مارکوس بابت ان پول هزینه کرده بودند.»

وبگاه «پالیتیکو» اکتبر سال 2017، بعد از سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل فاش کرد یکی از جملاتی که او در تهدید برجام به زبان آورد در متن سخنرانی اولیه او نبود و «جان بولتون» که اکنون مشاور امنیت ملی کاخ سفید است و «شلدون آدلسون» از او خواسته بودند بند مربوط به تهدید به خروج از برجام را به سخنرانی‌اش اضافه کنند.

2- برنارد مارکوس

برنارد مارکوس (سمت چپ) در حال دریافت جایزه «بشقاب طلائی» از «ایهود باراک» (سمت راست)، نخست‌وزیر سابق رژیم صهیونیستی

«برنارد مارکوس»، مدیر عامل شرکت تأمین‌کننده تجهیزات تزئین ساختمانی به نام «Home Depot» که بعد از «آدلسون» دومین حامی مالی ترامپ در انتخابات محسوب می‌شود، به اندازه کازینودار صهیونیست در پیشبرد سیاست‌های او و خروج آمریکا از توافق هسته‌ای برجام نقش ایفا کرده است.

او بعد از بازنشستگی، انرژی‌ خود را صرف حمایت مالی از گروه‌های نومحافظه‌کار و سیاستمداران راست افراطی در آمریکا کرده؛ «اندیشکده امریکن اینترپرایز»، «مسیحی‌های متحد برای اسرائیل»، «دوستان ارتش اسرائیل»، «اندیشکده هوور»، «اندیشکده هادسون»، «اسرائیل پروجکت»» و «اندیشکده یهودی امور امنیت ملی» برخی از لابی‌های حامی رژیم صهیونیستی هستند که او از آنها حمایت مالی می‌کند. این میلیاردر آمریکایی یکی از اعضای هیئت رئیسه ائتلاف یهودیان جمهوری‌خواه است.

«مارکوس» در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا 7 میلیون دلار در حمایت از کارزار انتخاباتی ترامپ هزینه کرد. او 2 میلیون و 500 هزار دلار هم در حمایت از قانونگذاران جمهوری‌خواه و حامی رژیم صهیوینستی به «صندوق رهبری کنگره» و «صندوق رهبری سنا» کمک کرده است.

او در مصاحبه‌ای با فاکس‌نیوز در سال 2015 برجام را به «معامله با شیطان» تشبیه کرد و گفت: «به نظر من ایران، شیطان است.»

«مارکوس» هم یکی از حامیان لابی ضد ایرانی «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» است که همان‌طور که در بالا گفته شد برای بر هم زدن توافق هسته‌ای برجام و جلوگیری از معامله شرکت‌های تجاری با ایران تبلیغ می‌کرد.

3- پائول سینگر

بنیان‌گذار و مدیر عامل شرکت سرمایه‌گذاری «Elliott Management Corporation» یکی از حامیان سیاستمداران و جریان‌های حامی رژیم صهیونیستی و مخالف با توافق هسته‌ای «برجام» به شمار می‌رود. او هم همانند «آدلسون» و «برنارد مارکوس» از اعضای هیئت رئیسه «ائتلاف یهودیان جمهوری‌خواه» محسوب می‌شود.

روزنامه «هافینگتون‌پست» مارس 2015ف چند ماه قبل از نهایی شدن برجام گزارش داده بود این میلیاردر آمریکایی در کنار «ادلسون» و «مارکوس» بین سال‌های 2011 تا 2013 مجموعاً 11.5 میلیون دلار به برخی از مخالفان سرسخت مذاکره با ایران کمک کرده‌اند.

«سینگر» از حامیان مالی سناتور «تام کاتن» است که در زمان جاری بودن مذاکرات هسته‌ای با ایران و گروه موسوم به 1+5 نامه‌ای با امضای 45 نماینده جمهوری‌خواه دیگر در مخالفت با برجام خطاب به مقام‌های ایران نوشت.

او در جریان مبارزات انتخاباتی، منتقد ترامپ بود، اما بعد از پیروزی ترامپ ظاهراً روابطش با او را ترمیم کرد. «سینگر» 1 میلیون دلار به برگزاری مراسم تحلیف ترامپ کمک کرد و یکی از حاضران در نشست‌های حامیان مالی ترامپ بود.

4- جورج نادر

تاجر لبنانی-آمریکایی 59 ساله که علی‌رغم داشتن سابقه حبس به جرم کودک‌آزاری توانست با واسطه یکی از نزدیکان ترامپ به نام «الیوت برویدی» خودش را به کاخ سفید نزدیک کند و از جانب حکومت امارات برای پیشبرد سیاست‌های ضد ایرانی و خروج آمریکا از برجام لابی‌گری کند. روزنامه هاآرتص نوشته به دلیل روابط نزدیکی که با مقام‌های رژیم صهیونیستی دارد در برخی محافل رسانه‌ای او را عامل موساد معرفی می‌کنند.

گفته می‌شود نادر در دهه 1980 میلادی بین رژیم صهیونیستی و لبنان میانجی‌گری کرد. در همان زمان، او با تأسیس مجله‌‌ای به نام Middle East Insight نشست‌هایی را در واشنگتن میان سران کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی برگزار می‌کرد. جولای سال 1996 (20 تیرماه 1375) مدت کوتاهی بعد از انتخاب نتانیاهو به عنوان نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، نادر در نشستی در دفتر این مجله در واشنگتن میزبان نتانیاهو بود. (در این لینک فیلم مربوط به حضور نتانیاهو و نادر در آن نشست را ببینید).

دو سال بعد، روابط نادر با نتانیاهو و لابی‌های حامی رژیم صهیونیستی در واشنگتن نزدیک‌تر می‌شود. روزنامه هاآرتص نوشته او در این زمان، دستیار «رونالد لاودر»، رئیس «کنگره یهودیان دنیا» می‌شود و با کمک او تلاش می‌کند بین نتانیاهو و رئیس‌جمهور وقت سوریه، «حافظ اسد» صلح ایجاد کند که البته ناکام می‌ماند.

روزنامه هاآرتص می‌گوید مشاوران نتانیاهو به روابط نزدیکشان با جورج نادر اعتراف کرده‌اند و گفته می‌شود که او به طور خاص ارتباط بسیار نزدیکی با «دوری گلد»، دستیار نتانیاهو و نماینده سابق رژیم صهیونیستی در سازمان ملل متحد دارد. «نیمرود ناویک»، مشاور اسبق «شیمون پرز»، نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی در مصاحبه‌ای با نیوزویک گفته که در دوران نخست‌وزیری پرز، نادر اغلب در دفاتر مقام‌های رژیم صهیونیستی حاضر می‌شد.

در ماه می سال 2003، نادر در جمهوری چک به 10 فقره سوء آزار کودکان متهم و به یک سال حبس محکوم می‌شود. او بعد از گذراندن دوران حبس خود در پراگ از زندان آزاد، اما از کشور جمهوری چک اخراج می‌شود.

نادر بعد از سقوط نظام صدام، دیکتاتور عراق در سال 2003 به این کشور می‌رود و از آن زمان به بعد بیشتر زمانش را در کشورهای عربی سپری می‌کند. در عراق، روابط گسترده‌ای با مقام‌های امنیتی و نظامی دولت وقت آمریکا و از جمله «اریک پرینس»، موسس شرکت امنیتی «بلک‌واتر» پی‌ریزی می‌کند و از همین زمان است که روابط پیچیده‌اش با لابی آیپک و برخی محافل سیاسی عربی در خلیج فارس آغاز می‌شود.

نادر در تمام سال‌های بعد به عنوان چهره‌ای در پرده برای تأثیرگذاری بر مناسبات سیاسی میان اعراب و رژیم صهیونیستی در غرب آسیا تلاش می‌کند، تا اینکه در سال 2016، در بحبوحه کارزار انتخابات ریاست‌‌جمهوری آمریکا وارد واشنگتن می‌شود. او، حالا در نشست‌هایی که با چهره‌های بانفوذ برگزار می‌کند خودش را مشاور «محمد بن زاید»، حاکم ابوظبی و دوست نزدیک «محمد بن سلمان» معرفی می‌کند. مأموریت او، آن‌طور که روال تحقیقات در پرونده دخالت دولت‌های خارجی در انتخابات 2016 آمریکا نشان داده، کمک به پیروزی ترامپ و شکل‌ دادن به سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه در دوران پس از آن است.

جورج نادر طرحی مخفیانه هم برای بی‌ثبات کردن ایران با استفاده از شرکت‌های خصوصی پیگیری می‌کرده. نادر که بعد از سفری به ریاض در بهار سال 2017 و دیدار با مقام‌های نظامی و اطلاعاتی رژیم عربستان معتقد بود جنگ اقتصادی و تحریم تنها راه براندازی نظام ایران است، طرحی برای خرابکاری در رشد اقتصادی ایران آماده کرده بود که بر جلوگیری از سرمایه‌گذاری شرکت‌های غربی و هدایت عملیات‌هایی برای «ایجاد بی‌اعتمادی در میان مقام‌های ایرانی» استوار بود. روزنامه نیویورک‌تایمز گزارش داده او هزینه اجرای این طرح را برای مقام‌های آمریکایی، اماراتی و سعودی 300 میلیون دلار برآورد کرده. یک فرد آگاه به فعالیت‌های نادر گفته او همچنین در تلاش بوده کوشنر را مجاب کند در دیدارش با محمد بن سلمان در ریاض از او برای طرحش تأیید بگیرد. روزنامه هاآرتص نوشته طرح مخفیانه نادر برای بی‌ثبات کردن ایران، هدفی است که اکنون، علی‌رغم انکارهای رژیم اسرائیل و ایالات متحده توسط هر دوی آنها دنبال می‌شود.

هنوز مشخص نیست که آیا نادر برای این پروژه‌ پولی هم از عربستان یا امارات گرفته‌ یا نه، اما دولت ترامپ بعد از چندین موضع‌گیری تند علیه برجام روز 18 اردیبهشت‌ماه آمریکا را از برجام خارج کرد و فرمانی را برای بازگرداندن تحریم‌ها امضا کرد. دولت آمریکا از آن زمان، هر چند روز یکبار چندین دور تحریم جدید هم علیه ایران اعمال کرده است.

5- الیوت برویدی

معاون مستعفی «کمیته ملی جمهوری‌خواهان»، یکی از حامیان مالی ستاد انتخاباتی «دونالد ترامپ» و مالک شرکت خصوصی «Circinus LLC»، فعال در زمینه ارائه خدمات امنیتی-دفاعی است که با واسطه «جورج نادر» به درباره امارات و عربستان نزدیک شد و سیاست‌های کاخ سفید را به سمت و سوی ضد ایران و قطر هدایت کرد. او، با وجود این به دلیل روابط شخصی نزدیک با نتانیاهو از مدت‌ها قبل به عنوان لابی‌گر رژیم صهیونیستی شناخته می‌شد.

نزد شاهزاده‌های شبه جزیره عرب، برویدی و شریک تجاری‌اش، نادر، به سرعت به عنوان افرادی منتفذ و باکانال‌های مخفیانه برای دسترسی به کاخ سفید شناخته شدند که قادر بودند پیام‌های مقام‌های دو کشور را مستقیماً به گوش رئیس‌جمهور آمریکا برسانند.

او در کنار «شلدون آدلسون»، کازینودار معروف و مولتی میلیاردر یهودی-آمریکایی از اعضای برجسته یک سازمان لابی حامی رژیم صهیونیستی به نام «ائتلاف جمهوری‌خواهان یهودی» است که بارها مواضعی بسیار افراطی درباره توافق هسته‌ای «برجام» گرفته و علیه آن تبلیغ کرده بود. او بارها گفته اسرائیل را به عنوان «وطن معنوی» خودش می‌داند.

مکاتبات میان «نادر» و «برویدی» که به رویت رسانه‌های آمریکا رسیده نشان می‌دهند نادر به برویدی وعده داده در صورتی که به او برای پیشبرد سیاست‌های ضد ایران و قطر کمک کند، دولت امارات با شرکت خصوصی او، «Circinus LLC»، وارد قراردادهایی به ارزش بیش از 1 میلیارد دلار در زمینه مشاوره نظامی-امنیتی خواهد شد. مجموع بررسی‌ها نشان می‌دهد دست‌کم 600 میلیون دلار از این وعده‌ها در نهایت عملی شده و امارات در دسامبر 2017 با عقد قراردادی 600 میلیون دلاری در زمینه گردآوری اطلاعات با شرکت «برویدی»، خوش‌خدمتی‌های او را پاسخ داد.

برویدی در ایمیل‌هایی که به نادر ارسال کرده بارها نوشته که طرح‌های او برای پیشبرد سیاست‌های ضد ایران و قطر مورد حمایت لابی صهیونیستی «آیپک» قرار دارد.

6- اریک پرینس

تاجر و میلیاردر آمریکایی و موسس شرکت امنیتی «بلک‌واتر» که پس از رسوایی‌ این شرکت در پرونده کشتار غیرنظامیان عراقی در سال 2007، مالکیت آن را واگذار کرد و اکنون ریاست شرکت «Frontier Resource Group» را به عهده دارد.

«پرینس»، برادر «بتسی دیواس»، وزیر آموزش و پروش کنونی ترامپ است اما پیوندهای او با دولت فعلی آمریکا به مدت‌ها قبل از آن برمی‌گردد، زمانی که چند ماه قبل از انتخابات در آگوست 2016 نشستی را بین «جورج نادر» و یک فعال اطلاعاتی صهیونیست به نام «جوئل زامل» با «دونالد جونیور ترامپ»، پسر ارشد «دونالد ترامپ» برگزار کرد تا به ترامپ پدر برای راه‌یابی به کاخ سفید کمک کند.

روزنامه هاآرتص، به پیوندهای گسترده او با رژیم صهیونیستی هم اشاره کرده و نوشته او با «آری هارو»، رئیس دفتر سابق نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی مراودات تجاری داشته است. او همچنین روابط دیرینه‌ای هم با «دوریان باراک»، از افراد نزدیک به نتانیاهو دارد و سرمایه‌گذاری‌هایی در چند شرکت‌های امنیتی فعال در فلسطین اشغالی کرده است.

او سابقه‌ای دیرینه در مخالفت با ایران دارد و مطابق گزارش اخیراً پایگاه اینترسپت در یک سخنرانی سال 2010 ایران را کانون تمامی مشکلات منطقه خوانده و خواستار مقابله با آن شده است.
منبع:تسنیم

بن سلمان چگونه عربستان را در پرتگاه قرار داده است؟


اظهارات و اقدامات بن سلمان در مدت کوتاه تصدی بر امور عربستان و تضاد اقدامات او با رویه قبلی حاکمان این کشور، موجبات تزاحمات و شکاف های فکری- اعتقادی در سطوح مختلف مردم و روشنفکران را فراهم آورده.

سخن آشنا- عربستان سعودی مادامی که اعتقادات خود ساخته را ابزاری برای نیل به اهداف خویش قرار می داد به این حقیقت نمی اندیشید که چنین اعتقادات بدون مبنا یا با سست ترین پایه های فکری-دینی روزی در مقابل یکدیگر قرار می گیرند و اقناع افکار عمومی عربستان که قربانیان این تفکرات پوشالی هستند دیگر به سادگی قبل نخواهد بود؛ مخصوصا اگر این تضاد ارزش ها مربوط به اعتقادات قدیمی و ریشه دار مردم باشد. اگرچه روند پیش گفته کم و بیش از ابتدای استیلای این تفکر بر عربستان وجود داشته است اما اخیرا و با روی کار آمدن محمد بن سلمان سیری صعودی را تجربه می کند تا آنجا که پس از هر اظهار نظر وی باید منتظر مخالفت هایی از جانب اقشار مختلف جامعه عربستان بود.

 

از چرخش های جنجال برانگیز ولی عهد جوان عربستان می توان به موارد زیر اشاره نمود:

۱. آزادی اجتماعی: این طرح که شامل پنج اقدام مشخص است؛ بخش عمده ای از تغییرات مورد نظر را شامل می شود:
الف) اجرای سند ۲۰۳۰: بن سلمان با کلید زدن پروژه نئوم در راستای اجرای این سند گام برداشت. پروژه نئوم ایجاد شهری در شمال غربی عربستان مبتنی بر تکنولوژی روز دنیاست که به عنوان قطب علمی – اقتصادی شناخته می شود؛ اما از نظر علمای آزاد (که در مقابل علمای درباری قرار می گیرند) این حرکت بن سلمان آغازی بر پایان دین در عربستان است چرا که اندکی قبل ولی عهد عربستان اجرای این طرح را نشانه گرایش و سوق یافتن عربستان به سمت آنچه آن را «اسلام میانه رو» خوانده، عنوان کرده است.

 

البته لازم به ذکر است که محمد بن سلمان در پس پرده پروژه نئوم اهداف گوناگونی را دنبال می کند و این اهداف به خوبی ریسک خطرات احتمالی که نئوم به دنبال دارد را توجیه می کند .

 

 

ب) تهیه زیرساخت های تفریحی

ج) تحول بخش گردشگری

د) خصوصی سازی

و) تحولات اجتماعی: این بخش از جنجالی ترین مباحث مطرح شده در اعتراضات است چرا که تصمیم جنجالی قانونی شدن رانندگی خانم ها ذیل این مورد قرار می گیرد. قانونی شدن رانندگی خانم ها نه تنها علمای آزاد داخلی را به واکنش شدید بازداشت بلکه واکنش برخی تحلیلگران خارجی را نیز در پی داشته است؛ پر واضح است زاویه دید این دو گروه کاملا متمایز از یکدیگر است به طور مثال ۲۵ نفر از لیست ممنوع الخروجین جدید در اعتراض به این حکم، نامشروع بودن آن را یاد آور شده بودند؛ اما تحلیلگران خارجی بیشتر به این موضوع معترضند که احکام دینی در عربستان تنها به بازیچه ای برای پیاده سازی سیاست های حکام سعودی تبدیل شده است در این راستا محمد العربی الزیتوت دیپلمات سابق الجزایر در مصاحبه ای با شبکه الجزیره قطر با انتقاد از علمای سعودی می گوید «رانندگی خانم ها در عربستان حرام بود اما چگونه پس از اعلام بن سلمان نسبت به مجاز بودن آن ناگهان حکم مفتی ها تغییر کرد و حرام به حلال بدل شد؟»

 

۲. ابراز تمایل نسبت به رژیم صهیونیستی: بدنبال اظهارات بن سلمان مبنی بر اینکه اسراییل و عربستان می توانند همکاری های مفیدی داشته باشند، روشنفکران عربستان به انتقاد از این مواضع سخیف پرداختند و در پی این گروه، مردم نیز که تا پیش از این همواره از تریبون های دینی ندای یا فلسطین می شنیدند بن سلمان را به باد انتقاد گرفتند و به دفاع از آرمان فلسطین عربی مبادرت ورزیدند اما در این بین آنچه گسل اجتماعی عربستان را عمق بخشید سکوت علمای درباری بود؛ همان هایی که تا پیش از این دفاع از فلسطین را به عنوان وظیفه ای به مردم موعظه می کردند؛ از این علما می توان به «صالح بن حمید»، «عبدالعزیز آل شیخ»، «صالح الفوزان» اشاره کرد. از طرف دیگر به نقل از یکی از تجار اسراییلی، عربستان برای ایجاد پروژه نئوم به همکاری با تجار صهیونیست چشم دوخته است و به همکاری در این زمینه ابراز تمایل کرده است.

 

در این میان جمعیت روشنفکران و علمای آزاد عربستان چنین تغییرات هدف‌داری را نمی‌پذیرند و انتظار دارند در این موارد حاکمیت سعودی بر اساس مبانی مشخص اولیه حرکت کند اما در جواب مطالبات خود با شدیدترین برخوردها مواجه می‌شوند همان‌گونه که در این ایام بسیاری از شخصیت‌های معترض یا در زندان به سر می‌برند و یا از کشور گریخته‌اند.

حکام سعودی به‌درستی دریافته‌اند که پاسخ به این مطالبات به‌گونه‌ای نقض غرض است چراکه از طرفی با رد این ادعا اقدامات اخیر آن‌ها مشروعیتی نخواهد داشت و از سوی دیگر با تائید این اقدامات به‌گونه‌ای ارزش‌های پیشین خود را لگدکوب کرده‌اند؛ لذا به خاموش کردن صدای مخالفین روی آورده‌اند و روزبه‌روز بر لیست بلندبالای دستگیرشدگان افزوده می‌شود اما کار به همین‌جا ختم نمی‌شود بلکه اخیراً دولت عربستان خانواده‌های افراد زندانی مرتبط با موضوعات اعتراضی را در لیست ممنوعیت خروج از کشور قرار داده که اسامی اعضاء خانواده سلمان العودة، استاد دانشگاه و متفکر سعودی نیز در این لیست به چشم می‌خورد. این اقدام بدین‌جهت است که هر اظهارنظری از خانواده‌های زندانیان در فضای آزاد خارج از کشور به التهاب فضای اجتماعی عربستان دامن می‌زند اگرچه هم‌اکنون نیز جنبش‌های گسترده مردمی در فضای مجازی سرنوشت این زندانیان را پیگیری می‌کنند و با راه‌اندازی جریان‌هایی مانند #معتقلی-الرأی علاوه بر حمایت از این افراد به پیگیری آراء و نظرات آنان می‌پردازند.

این تعارضات فکری-عملی موجب می‌شود راهبرد آنان در استفاده ابزاری از دین برای اقناع و کنترل مردم کارایی خود را از دست بدهد و حتی به چالش مشروعیتی برای سعودی بدل شود چراکه مردم با پیگیری تحولات به‌خوبی متوجه تغییرات اساسی در ارزش‌هایی شده‌اند که زمانی آن‌ها را لایتغیر می‌پنداشتند.
خفقان شدید حاکم بر عربستان موجب شده سیل اعتراضات به فضای مجازی گسیل شود و اکنون شاهد کمپین‌های اعتراضی گسترده در شبکه‌های اجتماعی مختلف هستیم. در این شرایط هر نسیمی که از صحرای دوگانگی می‌وزد پتانسیل تبدیل‌شدن به طوفان مشروعیتی را برای عربستان دارد. حال باید دید بن سلمان با چنین اقداماتی از جمله سرکوب مردم و روشنفکران تا کجا می‌تواند از بروز بحران داخلی جلوگیری کند.
منبع:مشرق

سازمان ملل: بازداشت کودکان مهاجر توسط آمریکا مصداق شکنجه است


کارشناسان سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای بازداشت کودکان مهاجر توسط دولت آمریکا را محکوم کرده و آنها را مصداق شکنجه دانسته‌اند.



به گزارش سخن آشنا، سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای سیاست‌های دولت «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهوری آمریکا در جداسازی خانواده‌های مهاجر در مرزهای آمریکا را محکوم کرده و تصریح کرده این اقدام ممکن است در مواردی به مصادیق شکنجه نزدیک شود.

در بیانیه‌ای که شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد منتشر کرده کارشناسان گفته‌اند فرمان اجرایی اخیر ترامپ که ظاهراً هدف آن متوقف کردن جدایی‌های مهاجران از فرزندان آنها است در حل مشکل ناکام مانده و «ممکن است به بازداشت کل اعضای خانواده یک مهاجر، در نقض موازین بین‌المللی حقوق بشر منجر شود».

در این بیانیه که توسط 11 کارشناس شورای حقوق بشر منتشر شده آمده است: «این فرمان اجرایی وضعیت کودکانی را که از والدینشان جدا شده‌اند حل نمی‌کند. ما از دولت آمریکا می‌خواهیم این کودکان را از بازداشت‌گاه‌ها آزاد کرده و آنها را در راستای منافع کودکان و حق آنها برای آزادی و برخورداری از خانواده‌های متحد، به خانواده‌هایشان برگرداند».

کارشناسان، به‌علاوه تصریح کرده‌اند: «بازداشت کودکان، اقدامی تنبیهی است، در رشد آنها اخلال ایجاد می‌کند و در پاره‌ای موارد ممکن است مصداق شکنجه باشد. از کودکان، به‌عنوان عاملی بازدارنده در برابر مهاجرت غیرمعمول استفاده می‌شود که این قابل پذیرش نیست».

دولت آمریکا در روزهای اخیر پس از بازداشت مهاجران در نقاط مرزی آمریکا، بیش از 2300 فرزند آنها را از خانواده‌هایشان جدا کرده‌اند. انتشار تصاویر و فیلم‌هایی از نگاه‌داری این فرزندان در قفس‌های بزرگ، جنجال‌هایی گسترده به‌همراه داشته است.
منبع:تسنیم

آخرین مطالب