پر بازدیدترین مطالب

  چگونه اکانت تلگرام خود را حذف کنیم؟

 

پیام‌رسان تلگرام گزینه حذف حساب کاربری به صورت پیش‌فرض ندارد و برای حذف حساب خود باید ابتدا وارد سایت تلگرام شده و از طریق وب‌سایت اقدام به حذف حساب کاربری (اکانت) تلگرام خود کنید.

به گزارش سخن آشنا، این روزها که صحبت از فیلتر شدن یا نشدن پیام‌رسان تلگرام داغ است، شاید عده‌ای از کاربران به دلایل مختلف بخواهند اکانت خود را از این پیام‌رسان حذف کنند. درصورتی که تصمیم بگیرید حساب‌کاربری خود را در تلگرام حذف کنید، باید بدانید که گزینه حذف حساب کاربری به صورت پیش‌فرض در مسنجرتلگرام وجود ندارد و برای حذف حساب خود باید ابتدا وارد سایت تلگرام شده و از طریق وب‌سایت اقدام به حذف حساب کاربری (اکانت) تلگرام خود کنید.

مراحل حذف اکانت‌ تلگرام Delete Telegram account یک مسیر شش گانه است که بلافاصله و پشت سر هم انجام می‌پذیرد. روش کار بدین صورت است:

۱-ابتدا باید به آدرس اینترنتی my.telegram.org/deactivate رجوع کنید.


۲-پس از ورود به آدرس بالا که مربوط به سرویس تلگرام می‌باشد، از شما شماره موبایل خواسته می‌شود که باید شماره موبایلی که با آن درحال حاضر در تلگرام فعالیت دارید را وارد کرده و گزینه Next را بزنید.

۳-در صفحه بعد باید رمز عبوری که برایتان در تلگرام فرستاده شده است را در کادر مربوط به password وارد کنید و گزینه sign in را بزنید.

۴- در صفحه بعد روی گزینه Done کلیک کنید.

۵: در مرحله پایانی از شما تایید حذف اکانت را می‌خواهد که برای این کار با زدن بر روی گزینه قرمز رنگ Yes, delete my account اکانت شما پاک خواهد شد.

۶: درصورت موفقیت‌آمیز بودن عملیات حذف‌اکانت، پیغامی به شکل زیر نمایش داده خواهد شد که به منزله تایید و موفقیت آمیز بودن عملیات است.

پس از انجام این عملیات دیگر قادر به بازیابی اکانت تلگرام خود نخواهید بود. پس از حذف اکانت شما از تلگرام، دوستانتان اکانت شما را دیگر با نام شما نمی‌بینند بلکه بجای نام شما گزینه Deleted Account را مشاهده خواهند کرد؛ یعنی دیگر آثاری از عکس، شماره، آیدی و نام شما در تلگرام دوستانتان نخواهند ماند. همچنین پیام‌هایی که تاکنون برای دوستانتان فرستاده‌اید، همچنان باقی می‌مانند مگر دوستانتان آن را حذف کرده باشند.

در هر حال در میان انبوه اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی داخلی و خارجی که این روزها در موبایل‌ها می‌بینیم، تلگرام به یکی از پرطرفدارترین‌ها تبدیل شده است. این اپلیکیشن که توسط دو برنامه نویس روس طراحی شده در سال ۲۰۱۳ به صورت کراس پلت‌فرم در اختیار کاربران موبایل قرار گرفت و به خاطر امکاناتی که داشت در مدت زمانی کوتاه توانست جایگاه خود را در دنیا پیدا کند.

آمار و ارقام در مورد تلگرام هم جالب توجه است. طبق آخرین برآوردها تلگرام هم اکنون بیش از ۱۸۰ میلیون کاربر فعال داشته و روزانه بیش از ۱۵ میلیارد پیام در این اپلیکیشن ارتباطی رد و بدل می‌شود و طبق برخی گزارش‌های داخلی، یش از ۸۰ درصد از کاربران ایرانی از تلگرام استفاده می‌کنند و تا شهریور ۱۳۹۵، بیش از ۲۰ میلیون کاربر ایرانی در تلگرام فعالیت می‌کردند.

منبع: ایسنا

روابط خانوادگی از منظر تفسیر المیزان -بخش دوم و پایانی/احسان و نیکی به پدر و مادر از منظر تفسیر المیزان


در این تحقیق، انواع ارتباط در خانواده که شامل ارتباط میان زن و شوهر، ارتباط والدین با فرزندان، ارتباط فرزندان با والدین، مسائل مربوط به طلاق و زندگی پس از مرگ و قیامت بررسی شده است.

3ـ1) ارتباط والدین با فرزندان

والدین، بر حسب نظام طبیعت، عامل مؤثّر به فعلیّت رسیدن قوّه‌ها و استعدادها در نطفه، جنین و وجود طفل هستند. در این میان، نقش مادر به مراتب مهم‌تر از نقش پدر است. او ماه‌ها طفل را در رحم با شیره جانش و بعد از تولّد، ماه‌ها از مجرای سینه‌اش که کانون عواطف پاک و جایگاه قلب پُرمهر اوست، پرورش می‌دهد و از آن پس نیز همواره هستی خود را برای هستی فرزند دلبند خود می‌خواهد. در تمام این مدّت، هم مادر و هم فرزند به سرپرستی پدر زندگی می‌کنند و این پدر است که وظیفه دارد نیازمندی‌های مادّی آنها را از نظر لباس، خوراک و مسکن فراهم سازد.

پدر و مادر وظیفه دارند با رعایت قوانین بهداشتی، جسم و محیط زندگی خود را سالم نگاه دارند، در غیر این صورت، طفل با خطر روبه‌رو می‌شود. انسان پس ازگذشت سال‌ها زندگی متوجّه می‌شود که پدر و مادر شدن تنها یک جنبه فیزیکی و آمیزش تن به تن نیست و فرزند فقط وارث جسمی‌ و مالی والدین نیست، بلکه وارث تمام کردارها و رفتارهای نیک و بد پدر و مادر، خُلق و خو و روش تربیتی آنها هم می‌باشد (ر.ک؛ بهشتی، 1382: 211).

مسئولیّت پدر و مادر به مسائل مادّی از قبیل تهیّه مسکن و پوشاک و خوراک فرزندان خلاصه نمی‌شود، پرورش‌های روحانی و معنوی آنها نیز به عهده پدر و مادر است. در اسلام تربیت و پرورش روحی فرزندان از تأمین حوائج جسمانی آنان مهم‌تر و ارزنده‌تر است. لازم است والدین کودک از همان روزهای نخستین آنها را با صفات فضیلت انسان آشنا کنند و استعدادهای خدادادیشان را شکوفا سازند.

آنچه را که اطفال می‌شنوند و می‌بینند، کاملاً در روح آنها تأثیر عمیق و ریشه‌دار می‌گذارد. بنابراین، پدر و مادر باید نهایت دقّت را مبذول دارند که مبادا ذهن فرزندشان از دیدنی‌های مسموم و مخرّب پر شود که یک منظره منحرف‌کننده کافی است که تا آخر عمر طفل را از راه خدا و صراط مستقیم دور سازد (ارفع، 1379: 46).

دستورات دین در حوزه ارتباط با فرزندان در سوره لقمان (در قالب نصیحت حضرت لقمان به فرزندش) و در سوره مریم (به حضرت اسماعیل) ارایه شده است که این آیات عبارتند از:

﴿وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّـهِإِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ: به خاطر بیاور) هنگامی ‌را که لقمان به فرزندش، در حالی که او را موعظه می‌کرد، گفت: پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است﴾ (لقمان/13)؛ ﴿یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّه مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَکُن فِی صَخْرَه أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّـهُإِنَّ اللَّـهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ: پسرم! اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (کار نیک یا بد) باشد و در دل سنگی یا در (گوشه‌ای از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت برای حساب) می‌آورد.

خداوند دقیق و آگاه است﴾ (لقمان/16) ﴿یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاه وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنکَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَکَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ: پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، و در برابر مصایبی که به تو می‌رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است!﴾ (لقمان17)؛ ﴿وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًاإِنَّ اللَّـهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ:(پسرم!) با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغروری را دوست ندارد﴾ (لقمان/18)؛ ﴿وَاقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِکَإِنَّ أَنکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ:و در راه‌رفتن خود میانه‌رو باش، و صدایت را آهسته‌ساز، که بدترین آوازها بانگ خران است (لقمان/19)؛ ﴿وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَإِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولًا نَّبِیًّا:و در این کتاب (آسمانی) از اسماعیل (نیز) یاد کن، که او در وعده‌هایش صادق، و رسول و پیامبری (بزرگ) بود!﴾ (مریم/54) و ﴿وَکَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاهوَالزَّکَاه وَکَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا: او همواره خانواده‌اش را به نماز و زکات فرمان می‌داد؛ و همواره مورد رضایت پروردگارش بود﴾ (مریم/55).

از نظر حجّهالإسلام قرائتی برخی از عوامل مؤثّر در تربیت فرزند عبارتند از: روح پاک مادر، جسم سالم، تعلیم و تربیت الهی، تغذیه پاک (ر.ک؛ قرائتی، 1389: 284).

از جمع‌بندی این مبحث برمی‌آید که در این نوع ارتباط، پدر و مادر باید سفارش‌های زیر را در تربیت فرزند خود بگنجانند: عدم شرک به خدا که ستمی‌ بزرگ است، بر پا داشتن نماز و دادن زکات. عمل نیک انجام دادن و از منکر روی گردانند، صبوری کردن بر مصائب، عدم تحقیر مردم، عدم تکبّر و خودپسندی. اعتدال در رفتار، صوت یا حتّی راه رفتن.

پس در نتیجه، از مباحث بالا می‌توان فهمید که اصل مهم در ارتباط با فرزندان تربیت آنهاست که باید به گونه‌ای باشد که خدامحور بار بیایند.

4ـ1) ارتباط فرزندان با والدین

پدر و مادر دو وجود پرارزشی هستند که در تمام ادیان آسمانی، حتّی مکتب‌های غیر الهی مورد احترام و تکریم می‌باشند. قرآن و اهل بیت پیامبر (ع) این حسّ درونی انسان را که از عاطفه و عقل سرچشمه می‌گیرد، تحریک نموده‌اند و با بیان‌های مکرّر و مفصّل ارزش آنها را آن طور که باید و شاید نشان داده‌اند و به فرزندان دستور می‌دهند که لحظه‌ای از احترام به پدران و مادران غفلت نکنند (ر.ک؛ ارفع، 1379: 63).

الف) اطاعت

بالاترین حقّی که والدین بر فرزندان خود دارند، حقّ اطاعت است. در اینجا فرقی میان پدر و مادر نیست و همان‌گونه که اطاعت پدر بر فرزند واجب است، اطاعت مادر نیز واجب است. این اطاعت یا باید در راستای اطاعت خداوند باشد، یا اینکه با اطاعت خداوند مخالفت نداشته باشد. اگر پدر و مادر دستوری بدهند که مطابق دستور خداوند است، مثل دستور به نماز، روزه، جهاد و حج، در این صورت، اطاعت والدین در راستای اطاعت خداوند است، نه در عرض هم (ر.ک؛ قرائتی، 1389: 117).

جایگاه والدین به اندازه‌ای والاست که در آیه 15 سوره لقمان می‌فرماید اگر والدین تلاش کردند تو را به سوی شرک گرایش دهند، از آنان اطاعت نکن، ولی باز هم رفتار نیکوی خود را با آنان قطع نکن؛ یعنی حتّی در مواردی که نباید از آنان اطاعت کرد، نباید آنها را ترک کرد.

احترام به والدین از حقوق انسانی است، نه از حقوق اسلامی و از حقوق دائمی‌ است، نه از حقوق موسمی ‌و موقّت (همان: 160)؛ ﴿إِن جَاهَدَاکَ عَلَى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَاوَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ: هرگاه آن دو تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی که از آن آگاهی نداری (، بلکه می‌دانی باطل است)، از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو در دنیا به صورت شایسته‌ای رفتار کن و از راه کسانی پیروی کن که توبه‌کنان به سوی من آمده‌اند﴾ (لقمان/15).

ب) احسان و نیکی به پدر و مادر

احسان به والدین در کنار توحید و اطاعت از خداوند آمده است تا نشان دهد این کار هم واجب عقلی و وظیفۀ انسانی و هم واجب شرعی است. در احسان به والدین فرقی بین پدر و مادر نیست و این احسان حدّ و مرز ندارد و نیز این احسان متوجّه فرزندان است نه والدین (ر.ک؛ قرائتی، 1389: 117).

در آیه 14 سوره لقمان، احسان به والدین به صورت وصیّت الهی مطرح شده است و در این آیه هم به پدر توجّه شده است و هم به مادر و نیز اینکه این آیه انسان را متوجّه زحمات بیش از حدّ مادر در ایّام بارداری و شیردهی می‌کند و اینکه این آیه شکر و سپاسگزاری خدا را به مانند شکر و سپاسگزاری از والدین واجب کرده است (ر.ک؛ بهشتی، 1382: 281)؛ ﴿وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ: و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد (به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه‌ای را متحمّل می‌شد) و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد.

(آری، به او توصیه کردیم) که برای من و نیز برای پدر و مادرت شکر به جا آور که بازگشت (همه شما) به سوی من است﴾ (لقمان/14)؛ ﴿وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ کُرْهًاوَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًاحَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَه قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی: ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند. مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد، می‌گوید: پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی، به جا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خشنود باشی و فرزندان مرا صالح گردان!﴾ (الأحقاف/15)؛ ﴿وَقَضَى رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا: و پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید.

هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به سنّ پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار و بر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو!﴾ (الإسراء/23)؛ ﴿وَاعْبُدُوا اللَّـهَ وَلَا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًاوَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْإِنَّ اللَّـهَ لَا یُحِبُّ مَن کَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا: و خدا را بپرستید و هیچ‌ چیز را همتای او قرار ندهید، و به پدر و مادر نیکی کنید.

همچنین به خویشاوندان، یتیمان، مسکینان، همسایه نزدیک، و همسایه دور، دوست، همنشین، واماندگان در سفر و بردگانی که مالک آنها هستید؛ زیرا خداوند کسی را که متکبّر و فخرفروش است (و از ادای حقوق دیگران سر باز می‌زند،) دوست نمی‌دارد﴾ (الإسراء/36)؛ ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْأَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًاوَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًاوَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُم مِّنْ إِمْلَاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ:بگو بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده، براى شما بخوانم.

چیزى را با او شریک قرار مدهید و به پدر و مادر احسان کنید و فرزندان خود را از بیم تنگدستى مکشید. ما شما و آنان را روزى مى‌رسانیم﴾ (الأنعام/151)؛ ﴿وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًاوَإِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا: ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن!﴾ (العنکبوت/8)؛ ﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّـهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا: و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان، یتیمان و مستمندان احسان کنید و با مردم [به زبان‌] خوش سخن بگویید﴾ (البقره/83).

در اینجا ذکر این مسأله مهم است که منظور از اینکه «با مردم سخن حسن بگویید»، «حُسن معاشرت با مردم»، چه کافر ایشان و چه مؤمن آنان است. این مسأله را می‌توان یکی از اصولی که در ارتباط‌های هم باید آن را رعایت کرد، نام برد، آیه 4 سوره علق مصداق دیگری از این خُلق نیکو می‌باشد: ﴿وَإِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ: و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری﴾ (القلم/4).

ج) دعا در حقّ پدر و مادر

فرزند نه تنها باید در برابر والدین خود متواضع باشد، بلکه باید برای آنها از خداوند رحمت بخواهد و این دعا در حقّ والدین مستجاب است وگرنه در قرآن خداوند دستور به دعا را بیان نمی‌کرد. این دعا فرمان خداوند در قرآن کریم است و نشانۀ شکرگزاری فرزند از زحمات والدین خود می‌باشد (ر.ک؛ قرائتی، 1389: 118)؛ ﴿اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَه وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا: بال‌های تواضع خویش را از محبّت و لطف در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! همان‌گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، آنان را مشمول رحمت قرار ده﴾ (الإسراء/24).

علاّمه (ره) در مورد رعایت ترتیب در طبقاتی که امر به احسان آنها شده است، می‌فرماید: «در آیات ذکر شده، ترتیب رعایت شده است، به‌طوری‌که اوّل خداوند در رأس همۀ طبقات ذکر شده که بر همۀ گروه‌ها اولویّت دارد و آنگاه پدر و مادران را ذکر کرده که پیداست بعد از خداوند از هر طبقه دیگرى به احسان مستحق‌ترند، چون پدر و مادر ریشه و اصلى است که آدمى به آن دو اتّکاء دارد و جوانۀ وجودش روى آن دو تنه روییده است. پس آن دو از سایر خویشاوندان به آدمى نزدیکترند. بعد از پدر و مادر، سایر خویشاوندان را ذکر کرده است و بعد از خویشاوندان، در میانه اقرباء، یتیم را مقدّم داشته است» (طباطبائی، 1389، ج1: 329).

پس در نتیجه، علی‌رغم این همه تأکید خداوند بر امر ازدواج، ارتباط و احترام به والدین، در آیه 24 سوره توبه و 135 سوره نساء تأکید شده است که خداوند بر همه اَولَی است و بر همه چیز اولویّت دارد، حتّی بر خودتان، پدر و مادر و نزدیکانتان: ﴿کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّـهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَإِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّـهُ أَوْلَى بِهِمَا: کاملاً قیام به عدالت کنید! برای خدا شهادت دهید، اگرچه (این گواهی) به زیان خود شما یا پدر و مادر و نزدیکان شما بوده باشد، (چرا که) اگر آنها غنیّ یا فقیر باشند، خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کند﴾ (النّساء/135) و ﴿قُلْ إِن کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَه تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُم مِّنَ اللَّـهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّـهُ بِأَمْرِهِوَاللَّـهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ: بگو اگر پدران، فرزندان، برادران، همسران، طایفه شما، اموالی که به دست آورده‌اید، تجارتی که از کساد شدنش می‌ترسید و خانه‌هایی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند، پیامبرش و جهاد در راهش محبوب‌تر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند و خداوند جمعیّت نافرمانبردار را هدایت نمی‌کند﴾ (التّوبه/24).

علاّمه (ره) در مورد اولویّت خدا بر همه چیز می‌فرماید: «به حق شهادت بدهید، هرچند که بر خلاف نفع شخصی شما، یا منافع پدر و مادرتان و یا خویشاوندانتان باشد. پس زنهار که علاقه شما به منافع شخصیّت و محبّتى که نسبت به والدین و خویشاوندان خود دارید، شما را بر آن دارد که شهادت را، یعنى آنچه را که دیده‌اید، تحریف کنید و یا از اداى آن مضایقه نمایید. پس مراد از اینکه شهادت بر ضرر والدین و یا خویشاوندان باشد، این است که آنچه را که دیده‌اى، اگر بخواهى در مقام ادا بدون کم و کاست بگویی، به حال تو ضرر داشته باشد و یا به منافع والدین و خویشاوندانت لطمه بزند» (طباطبائی، 1389، ج 5: 176).

د) طلاق

به نظر علاّمه طباطبائی (ره)، اصل در معناى (طلاق) آزاد شدن از قید و بند است؛ یعنی رها کردن زن از قید ازدواج: ﴿وَإِن یَتَفَرَّقَا یُغْنِ اللَّـهُ کُلًّا مِّن سَعَتِهِ:(امّا) اگر (راهی برای اصلاح در میان خود نیابند، و) از هم جدا شوند، خداوند هر کدام از آنها را با فضل و کرم خود بی‌نیاز می‌کند﴾ (النّساء/130)؛ ﴿وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِحَقًّا عَلَى الْمُتَّقِینَ:و برای زنان مطلّقه هدیه مناسبی لازم است (که از طرف شوهر پرداخت گردد).

این حقّی است بر مردان پرهیزکار﴾ (البقره/241)؛ ﴿لَّا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِیضَهوَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ:اگر زنان را قبل از آمیزش‌جنسی یا تعیین مهر (به عللی) طلاق دهید، گناهی بر شما نیست. (در این موقع،) آنها را (با هدیّه‌ای مناسب،) بهره‌مند سازید. آن کس که توانایی دارد، به اندازه تواناییش و آن کس که تنگدست است، به اندازه خودش هدیّه‌ای شایسته (که مناسب حال دهنده و گیرنده باشد) بدهد﴾ (البقره/236).

علاّمه طباطبائی (ره) در مورد زن مطلّقه‌ای که مهر ندارد می‌فرماید انجام نگرفتن عمل زناشویی و همچنین معیّن نکردن مهریّه مانع از صحّت طلاق نیست. ایشان می‌فرماید: «واجب است بر شما که همسر خود را طلاق مى‌دهید، در حالى که در حین عقد ازدواج او مهرى برایش معیّن نکرده بودید.

اینکه چیزى به او بدهید، چیزى که عرف مردم آن را بپسندد، (البتّه هر کسى به اندازه توانایی خود ثروتمند به قدر وسع خویش یعنى به قدرى که مناسب با حال وی باشد، به‌طورى که وضع همسر مطلّقه‌اش بعد از جدایی و قبل از جدایی تفاوت فاحش نداشته باشد) و فقیر هم به قدر وسع خویش، البتّه این حکم مخصوص مطلّقه‌اى است که مهریّه‌اى برایش معیّن نشده باشد و شامل همه زنان مطلّقه نیست و نیز مخصوص زنى است که شوهرش با او هیچ نزدیکى نکرده باشد» (طباطبائی، 1389، ج 2: 367) ﴿لَا یَحِلُّ لَکُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ کَرْهًاوَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَیْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن یَأْتِینَ بِفَاحِشَه مُّبَیِّنَهوَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِفَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى:برای شما حلال نیست که از زنان از روی اکراه (و ایجاد ناراحتی برای آنها ) ارث ببرید و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملّک کنید، مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر از آنها (به دلیلی) کراهت داشتید (فوراً تصمیم به جدایی نگیرید!)﴾ (النّساء/19).

علاّمه طباطبائی (ره) می‌فرماید: «زنان را از هیچ مقدارى که به ایشان داده‌اید، محروم نکنید و بیان می‌کنند که این آیه شریفه نهى مى‌کند از تنگ گرفتن بر زنان، حال این تنگ گرفتن به هر نحوى که باشد و بخواهند به وسیله سختگیری‌ها او را ناچار کنند به اینکه چیزى از مهریه خود را ببخشد تا عقد نکاح او را فسخ کنند و از تنگى معیشت وی را نجات دهند. پس تنگ گرفتن به این منظور بر شوهر حرام است، مگر آنکه زن، فاحشه مبیّنه و زنایی آشکار مرتکب شود که در این صورت، شوهر مى‌تواند بر او تنگ بگیرد تا به وسیله پول گرفتن او را طلاق دهد» (طباطبائی، 1389، ج 4: 404ـ403).

﴿وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئًاأَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا: و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید و مال فراوانی (به‌عنوان مهر) به او پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس نگیرید. آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان به تهمت و گناه آشکار متوسّل می‌شوید؟!﴾ (النّساء/20).

علاّمه طباطبائی (ره) در مورد استبدال زوجى به جاى زوجى دیگر و یا به عبارت دیگر، قائم مقام کردن همسر دومى در جاى همسر اوّل می‌فرماید: «اگر خواستید بعضى از زنان خود را طلاق دهید و با زنى دیگر به جاى او ازدواج کنید، از مهریه‌اى که به همسر طلاقى خود در هنگام ازدواج داده بودید، چیزى پس نگیرید، هر چند که آن مهریه مال بسیار زیادى باشد و آنچه مى‌خواهید بدون رضایت وی بگیرید، نسبت به آنچه داده‌اید، بسیار اندک باشد... مردان حق گرفتن بیجا و تجاوزگرانه از مهریه زن را ندارند و در این راه نباید به بهتان و دروغ متوسّل شوند» (طباطبائی، 1389، ج4: 408).

﴿إِذَا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَکُمْ عَلَیْهِنَّ مِنْ عِدَّه تَعْتَدُّونَهَافَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا: هنگامی‌که با زنان با ایمان ازدواج کردید و قبل از همبستر شدن طلاق دادید، عدّه‌ای برای شما بر آنها نیست که بخواهید حساب آن را نگاه دارید. آنها را با هدیّه مناسبی بهره‌مند سازید و به طرز شایسته‌ای رهایشان کنید﴾ (الأحزاب/49).

علاّمه طباطبائی (ره) در مورد عدّه نگه داشتن زن مطلّقه قبل از انجام عمل زناشویی می‌فرماید: «وقتى زنان را طلاق مى‌دهید، بعد از آنکه با ایشان عقد ازدواج بسته‌اید و قبل از اینکه عمل زناشویى با ایشان انجام داده باشید، دیگر لازم نیست زن مطلّقه شما عدّه نگه دارد و بر شما واجب است که اوّلاً بدون خشونت و خصومت طلاق دهید و در ثانى با چیزى از مال ایشان بهره‌مند کنید... اگر زنان را قبل از آنکه عمل زناشویى انجام داده باشید، طلاق دهید، در صورتى که مهر براى ایشان معیّن کرده‌اید، تنها نصف مهر را مى‌برند. بعد از عمل زناشویی این مهر را به او کامل بدهید و به چیزى از مال آنان را بهره‌مند کنید؛ چیزى از مال که مناسب حال و شأن ایشان باشد» (طباطبائی، 1389، ج 16: 502).

در اسلام بیان شده که زنان پس از طلاق و بعد از مرگ شوهر، البتّه بعد از پایان رسیدن زمان عدّه خود می‌توانند شوهر کنند و از آن به عمل معروف هم یاد شده است: ﴿وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَن یَنکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَیْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ:و هنگامی ‌که زنان را طلاق دادید و عدّه خود را به پایان رساندند، مانع آنها نشوید که با همسران (سابق) خویش، ازدواج کنند. اگر در میان آنان به طور پسندیده‌ای تراضی برقرار گردد﴾ (البقره/232).

علاّمه طباطبائی (ره) در مورد وضعیّت پس از طلاق می‌فرماید: «مراد از «بلوغ اجل» تمام شدن مدّت عدّه است و این آیه اشاره دارد به دادن اختیار به زنان پس از طلاق در کارهایى که مى‌کنند. پس اگر خواستند ازدواج کنند، مى‌توانند و خویشاوندان میّت نمى‌توانند او را از این کار بازدارند، به استناد اینکه در فامیل ما چنین چیزى رسم نیست؛ زیرا اینگونه عادات که اساس آنها جاهلیّت و کورى یا بخل و حسد است، نمى‌تواند حقّ زن را از او سلب کند، چون زنان خود صاحب اختیار مى‌باشند و این حقّ معروف و مشروع آنان است و در اسلام کسى نمى‌تواند از عمل معروف نهى کند» (طباطبائی، 1389، ج 2: 355).

از این مباحث می‌توان نتیجه گرفت که خداوند در سوره‌هایی که در آنها از طلاق صحبت شده، تأکید می‌کند که اگر لازم به جدایی بود، با روی خوش و با محبّت از یکدیگر جدا شوید و در هیچ جا تندی، خشونت و عصبانیّت را تجویز نمی‌کند.

هـ) مرگ

در اسلام بیان شده که زنان می‌توانند بعد از مرگ شوهرشان ازدواج کنند، البتّه به شرط گذراندن زمان عدّه و زنان از این عمل نهی نشده‌اند، بلکه از آن به عنوان عمل معروف هم یاد شده است و همچنین بیان شده است که بعد از مرگ هم با وصیّتی که می‌کنید، به فکر زنانتان باشید و آنان را با پرداختن هزینۀ گذراندن زندگی تا یک سال بهره‌مند سازید: ﴿وَالَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَیَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِیَّه لِّأَزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَیْرَ إِخْرَاجٍفَإِنْ خَرَجْنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِی مَا فَعَلْنَ فِی أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ: و کسانی که از شما در آستانه مرگ قرار می‌گیرند و همسرانی از خود به‌ جا می‌گذارند، باید برای همسران خود وصیّت کنند که تا یک سال آنها را (با پرداختن هزینه زندگی) بهره‌مند سازند، به شرط اینکه آنها (از خانه شوهر) بیرون نروند (و اقدام به ازدواج مجدّد نکنند) و اگر بیرون روند، (حقّی در هزینه ندارند، ولی) گناهی بر شما نیست نسبت به آنچه درباره خود به شایستگی انجام می‌دهند﴾ (البقره/240).

نظر علاّمه طباطبائی (ره) در مورد تأمین مخارج برای زن پس از مرگ شوهر می‌فرماید: «این آیه شریفه به مردان سفارش مى‌کند که براى همسران خود وصیّتى کنند و مالى معیّن نمایند که بعد از مرگشان به ایشان بدهند؛ مالى که کفاف مخارج یک سال ایشان را بدهد، بدون اینکه از خانه‌هاى خود خارج شوند. چیزى که هست، از آنجا که این تعیین مال، حقّ زنان است و حق چیزی است که هم مى‌توان آن را استیفا کرد و هم از آن صرف نظر نمود، لذا مى‌فرماید: اگر زنان شوهرمرده در این مدّت از خانه شوهر بیرون شدند، دیگر شما ورثه شوهر تقصیرى در ندادن آن مال ندارید و یا اگر خواستند به شایستگی شوهر کنند، دیگر شما مسئول نیستید» (طباطبائی، 1389، ج 2: 370).

﴿وَالَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَیَذَرُونَ أَزْوَاجًا یَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَه أَشْهُرٍ وَعَشْرًافَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا فَعَلْنَ فِی أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ:و کسانی که از شما می‌میرند و همسرانی باقی می‌گذارند، باید چهار ماه و ده روز انتظار بکشند (و عدّه نگه دارند) و هنگامی‌که به آخر مدّت خود رسیدند، گناهی بر شما نیست که هر چه می‌خواهند، درباره خودشان به صورت شایسته انجام دهند (و با مرد دلخواه خود ازدواج کنند)﴾ (البقره/234).

نظر علاّمه طباطبائی (ره) در مورد دادن اختیار به زنان در کارهایى که پس از مرگ شوهر و اتمام عدّه می‌خواهند انجام دهند این است که: «اگر زنان پس از مرگ شوهر و اتمام عدّه خواستند ازدواج کنند، مى‌توانند و خویشاوندان میّت نمى‌توانند او را از این کار باز بدارند، به استناد اینکه در فامیل ما چنین چیزى رسم نیست؛ زیرا اینگونه عادت‌ها که اساس آنها جاهلیّت،کورى، بخل یا حسد است، نمى‌تواند حقّ زن را از او سلب کند، چون زنان خود صاحب اختیار مى‌باشند و این حقّ معروف و مشروع آنان است و در اسلام کسى نمى‌تواند از عمل معروف نهى کند» (طباطبائی، 1389، ج2: 363).

﴿وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا عَرَّضْتُم بِهِ مِنْ خِطْبَه النِّسَاءِ أَوْ أَکْنَنتُمْ فِی أَنفُسِکُمْعَلِمَ اللَّـهُ أَنَّکُمْ سَتَذْکُرُونَهُنَّ وَلَـکِن لَّا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَن تَقُولُوا قَوْلًا مَّعْرُوفًاوَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَه النِّکَاحِ حَتَّى یَبْلُغَ الْکِتَابُ أَجَلَهُ: و گناهی بر شما نیست که به کنایه (از زنانی که همسرانشان مرده‌اند،) خواستگاری کنید و یا در دل تصمیم بر این کار بگیرید (بدون اینکه آن را اظهار کنید). خداوند می‌دانست شما به یاد آنها خواهید افتاد، ولی پنهانی با آنها قرار زناشویی نگذارید، مگر اینکه به شیوه پسندیده‌ای (و به کنایه) اظهار کنید. (در هر حال) اقدام به ازدواج ننمایید تا عدّه آنها سرآید﴾ (البقره/235).

نظر علاّمه طباطبائی (ره) در مورد این آیه چنین است ک کلمه «اکنان» به معناى پنهان کردن و پوشاندن است، امّا نه هر پوشاندنى. این اکنان به معناى پوشاندن در دل است؛ یعنی اسرار نهفته در نفس و مراد از آیه مورد بحث این است که در مورد خواستگارى مانعى نیست از اینکه شما به کنایه سخنى بگویید و خواسته خود را به کنایه بفهمانید و یا در امر زن مورد نظرتان امورى را در قلب پنهان بدارید که بعد از چند صباح دیگر که فلان زن از عدّه بیرون مى‌آید، از او خواستگارى خواهم کرد و یا مثلاً آرزو کنید که کى مى‌شود من به وصل او نایل شوم؟!

علاّمه (ره) در تفسیر این جمله مى‌فرماید: «اینکه گفتیم در خواستگارى و تعریض اشکالى نیست، براى این است که به یاد زنان بودن امرى است مطبوع طبع شما مردان و خدا هرگز از چیزى که غریزه فطرى و نوع خلقت شماست، نهى نمى‌کند، بلکه آن را تجویز هم مى‌کند﴾ (طباطبائی، 1389، ج2: 365).

نتیجه‌گیری

از مهم‌ترین یافته‌های این تحقیق که از تحلیل محتوای کیفی آیات ارتباطی قرآن کریم با تکیه بر تفسیر المیزان انجام گرفت، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد. ابتدا به 3 نوع ارتباط در خانواده اشاره شد: ارتباط بین زن و شوهر، ارتباط والدین با فرزندان، ارتباط فرزندان با والدین. آنگاه پس از بررسی این سه نوع ارتباط، به وظایف هر کدام از این گروه‌ها در قبال هم پرداخته شد. علاّمه (ره) در مورد اولویّت خدا بر همه چیز می‌فرماید: «به حق شهادت دهید، هرچند که بر خلاف نفع شخصیّت شما، یا منافع پدر و مادرتان و یا خویشاوندانتان باشد.

پس زنهار که علاقه شما به منافع شخصی و محبّتى که نسبت به والدین و خویشاوندان خود دارید، شما را بر آن بدارد که شهادت را، یعنى آنچه را که دیده‌اید، تحریف کنید ویا از اداء آن مضایقه نمایید. پس مراد از اینکه شهادت بر ضرر شما و یا ضرر والدین و خویشاوندان باشد، این است که آنچه را که دیده‌اید اگر بخواهید در مقام اداء بدون کم و کاست بگویید، به حال شما ضرر داشته باشد و یا به منافع والدین و خویشاوندان شما لطمه بزند» (طباطبائی، 1389، ج 5: 176).

مراجع

قرآن کریم.

ارفع، سیّد کاظم. (1379). خانواده در مکتب قرآن و اهل بیت (ع). تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

بهشتی، احمد. (1377). خانواده در قرآن. قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی‌ حوزه علمیّه قم.

ساروخانی، باقر. (1379). بررسی روابط انسانی در خانواده‌های تهران. تهران: طرح پژوهشکده خانواده.

طباطبائی، سیّد محمّدحسین. (1389). تفسیر المیزان. قم: نشر بنیاد علمی‌ و فکری علاّمه طباطبائی.

فرانکفورد، چاوا و دیوید نچمیاس. (1381). روشهای پژوهش در علوم اجتماعی. ترجمه فاضل لاریجانی و رضا فاضلی. تهران: سروش.

فرهنگی، علی‌اکبر. (1379). ارتباطات انسانی. تهران: انتشارات خدمات فرهنگی رسا.

قرائتی، محسن. (1390). دقایقی با قرآن. تهران: انتشارات ستاد اقامه نماز.

ــــــــــــــ . (1376). تفسیر نور. تهران: انتشارات مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن.

مجلسی، محمّدباقر. (1363). بحارالأنوار. ترجمه محمّدباقر موسوی همدانی. تهران: انتشارات کتابخانه مسجد ولی‌عصر (عج).

نوری همدانی، ‌حسین. (1391). جایگاه بانوان در اسلام. تهران: انتشارات مهدی موعود (عج).

نویسندگان:

مهدخت بروجردی علوی: استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

عباس اشرفی: استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

راضیه رزمیان: کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی

دوفصلنامه اندیشه علامه طباطبایی- بهار و تابستان 1394.
منبع:فارس

دادستان کل کشور: فیلم خودکشی زندانی معتاد اوین موجود است

 

 

به گزارش سخن آشنا، حجت‌الاسلام محمدجواد منتظری دادستان کل کشور صبح امروز در حاشیه مراسم اولین سالگرد درگذشت آیت‌الله هاشمی و در جمع خبرنگاران، پیرامون حوادث اخیر در کشور و بازداشت برخی افراد در این زمینه گفت: کسانی که نقش مهمی در تخریب و تحریق نداشتند آزاد شدند و افراد اندکی از آنان باقی ماندند.

وی افزود: هیچ فرقی بین دانشجو و دانش‌آموز نیست و ملاک بازداشت افراد عمل آنها است.

دادستان کل کشور در پاسخ به سوال دیگری پیرامون برخی اخبار درمورد خودکشی سه زندانی تصریح کرد: فردی که در زندان اوین تهران خودکشی کرده معتاد بوده که تحقیقات در این زمینه ادامه دارد و فیلمی هم از این خودکشی موجود است.

 

وی در زمینه خبر خودکشی یک زندانی در اراک نیز گفت: درمورد این خبر نیز تحقیقات در حال انجام است.

 

دادستان کل کشور همچنین خبر خودکشی یک زندانی در زندان دزفول را نیز جعلی و غیرواقعی خواند.

 

منتظری در پاسخ به سوالی پیرامون شخصیت و نقش آیت‌الله هاشمی نیز گفت: آیت‌ الله هاشمی در پیدایش انقلاب و تداوم آن و در دوران دفاع مقدس نقش بی‌بدیلی را ایفا کرده است.

 

منبع: فارس

 

 

سوغاتِ شوم نظام معیوب آموزشی و چندشغله‌ها برای جامعه

 

 

اگرچه خداوند به فقرایی که عفاف می ورزند و حاجت نزد دیگران نمی برند وعده پاداش داده و در اسلام بر حفظ عزت و کرامت نفس تاکید شده است، اما عواملی مثل سیستم معیوب آموزشی و وجود چندشغله ها و... به رواج تکدی گری در جامعه دامن می زند.

 

به گزارش سخن آشنا، در احادیث بر جای مانده از حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع)، تاکید فراوانی بر کار کردن و دوری از سستی و تنبلی شده است و در مکتب امامان(ع) ما بیکاری جایگاهی ندارد و بیکار بودن با وجود داشتن تنی سالم و تندرست به هیچ وجه توجیه نمی شود.

 

با این وجود اما امروز در جامعه اسلامی، بیکاری بیداد می کند و از سوی دیگر افراد نیز هیچ کوششی برای راه اندازی یک کسب و کار حتی کوچک ندارند. متاسفانه، حتی تکدی گری در میان قشر جوان گسترش یافته و بعضاً جوانان برومندی را می بینیم که با وجود اینکه تن سالمی دارند، ولی روی به گدایی کردن آورده اند تا بی زحمت پول به دست آورند!! آنهم به قیمت زیر سوال بردن ارز های دینی، اخلاقی و انسانی.

از این رو، بر آن شدیم در مورد جایگاه کار و تلاش در اسلام، آسیب های بیکاری و تکدی گری با حجت الاسلام امیرعلی حسنلو، مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه و عضو انجمن علمی تاریخ نویسان حوزه علمیه قم به گفت وگو بنشینیم که حاصل آن به حضورتان تقدیم می شود:

 

با توجه به آنکه اسلام نسخه جامع و کامل برای همه ابعاد زندگی بشر است، در مورد کار و تلاش چه تصریحی دارد؟

 

کار در اسلام مقدس شمرده شده است. تلاش برای تامین معاش خانواده مانند جهاد برای خدا است، بیش از پنج روایت از معصوم(ع) داریم که در آنها کار معادل با جهاد معرفی و در برخی روایات کار برتر از جهاد بیان شده است، چون کار مایه حیات و بستر سعادت انسان است.

 

تمام موجودات در آفرینش و هستی در تلاش برای کار هستند و هستی بر محور کار کردن حیات دارد، موجودات دیگر غیر از انسان همه کارگر هستند، در روایات داریم از امام معصوم که کار و تلاش را از مورچگان و حشرات یاد بگیرید.

 

خداوند در قرآن می فرماید: «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلًا؛ بگو هر کس بر حسب ساختار [روانى و بدنى] خود عمل مى ‏کند و پروردگار شما به هر که راه‏یافته‏ تر باشد داناتر است».

 

مهم آنکه معصومان(ع) در عمل نیز بر این مهم بوده و تاکید داشته اندف چنان که پیامبر(ص) قبل و بعد از بعثت خویش کار می کردند و البته همه انبیا چنین بودند. داوود نبی(ع) زره می بافت و صنعت گر بود. موسی(ع) برای شعیب چوپانی می کرد. پیامبر اسلام(ص) نیز قبل از بعثت چوپانی می کردند و شتر و گوسفند می چراندند. بعدها با اموال حضرت خدیجه(س) تجارت کردند و با این اموال کالا به شام می بردند و می آوردند و با سود مُجازی که به دست می آمد، امرار معاش می کردند.

 

 امیرالمومنین امام علی(ع) حتی برای یهودیان کار می کردند. آب برای نخلستان ها می کشیدند، حضرت(ع) باغ و زراعت داشتند. امام حسن(ع) نیز باغ داشت و با اینکه غلامی در خدمت حضرت(ع) بود ولی خودشان هم کار می کردند نه اینکه بنشینند و دیگران برایشان کار کنند.

 

 ا آنکه در تاریخ آمده حضرت امیر(ع) در ابتدای زندگی مستاجر بودند و از راه کار و تلاش زندگی را اداره و به دیگران هم کمک می کردند و در نخلستان های اطراف مدینه مشغول بودند، در کوفه هم با اینکه حاکم بودند، مشغله کاری داشتند. در مقام  کار و کارگر این کافی است که وقتی پیامبر(ص) از غزوه تبوک باز می گشتند سعد انصاری به استقبال حضرت(ص) آمد و مصافحه کرد، پیامبر(ص) در این مصافحه احساس کردند دست سعد پینه بسته و از چرایی اش پرسیدند، سعد عرض کرد: با این دست بیل می زنم و معاش خانواده ام را در می آورم؛ پیامبر(ص) دست او را بوسیدند و فرمودند: «این دستی است که آتش به آن نمی رسد و کار سعد برتر از جهاد است.»

 

این رویکرد بهترین تشویق نسبت به کارگر در اسلام است.

 

امام صادق(ع) نیز در باغستان های مدینه کار می کردند، یکی از اصحاب به نام ابوعمر شیبانی گفت: دیدم که امام صادق(ع) عبا بر دوش و بیلی بر دست دارد و از شدت کار کردن از پیشانی اش عرق سرازیر بود، عرض کردم یابن رسول الله(ص)! اجازه بده من کار شما را انجام دهم، فرمودند: خیر، من دوست دارم که مرد برای تأمین معیشت خود در گرمای آفتاب اذیّت شود، من کسی را دارم که برایم کارها انجام دهد ولی دوست دارم خودم عرق بریزیم و دوست دارم خدا مرا ببیند که برای کسب حلال تلاش می کنم.

 

 

 

بر اساس همین رویکرد بود که اهل بیت(ع) همواره در کار و تلاش بودند و اساساً کار کردن در دین ما عبادت محسوب می شود. در نگرش مکتب اهل بیت(ع) نیز کار عبادت است، لذا در اسلام از بیکاری و تنبلی به شدت نهی شده است.

تنبلی و بیکاری چه آثاری را روی فرد و جامعه می گذارد، اشاره داشتید که اسلام به شدت این مساله را نهی کرده است. علت چیست؟

 

بیکاری به سلامت و عزت انسان آسیب می زند؛ لذا خداوند انسان بیکار را دوست ندارد و این موضوع در لسان اهل بیت(ع) نیز بیان شده است. حضرت امیر(ع) فرمودند: «انسان باید در عبادت به قدری کوشا باشد که گویی بعد از آن عمرش به پایان رسیده است و برای امرار معاش باید به گونه ای باشد که گویی هزار سال می خواهد عمر کند.»

 

همچنین امام صادق(ع) فرموده اند: «از تنبلی و بیکاری بپرهیزید که کلید تمام بیماری ها و مشکلات است.» امام کاظم(ع) نیز در مورد تنبلی فرمودند: «از تنبلی دوری کن که اندوه آور است و اندوه انسان را از لذت دنیا و آخرت باز می دارد.»

 

بر اساس آموزه های دینی روایی، لذت دنیا با کار و تلاش و کسب درآمد به دست می آید و انسان باید برای آن مشقت و بی خوابی بکشد. در کتاب «من لا یحضر الفقیه» شیخ صدوق از امام صادق(ع) آمده است: «در طلب روزی تنبلی نکنید چنان چه جد ما پیامبر(ص) و پدر ما امیرالمومنین تلاش می کردند لذا ما تنبلی نمی کنیم.»

 

همچنین نقل شده: «معاذ بن کثیر» نزد امام صادق(ع) رفت، او پس اندازی داشت و از سود آن استفاده می کرد. به حضرت(ع) عرض کرد: با اینکه پول دارم کار کنم یا کار را رها کنم؟ حضرت(ع) فرمودند: «هرگز! با اینکه درآمد هم داری اما کار کن». این یعنی ائمه(ع) حتی در صورت تمول مالی افراد آنها را از بیکاری منع می کردند.

 

علاوه بر این، در کتاب «تحف العقول» نیز روایات فراوانی در مورد منع بیکاری وجود دارد. از پیامبر(ص) نقل است که فرمودند: «دو خصلت برای مردم دردسرآفرین است که یکی از آنها بیکاری و دیگری تنبلی است.» در «مکارم الاخلاق» نیز  از امام صادق(ع) نقل شده که ایشان فرمودند: «خداوند انسان بیکار و تنبل را دوست ندارد و دعای انسان تنبل مستجاب نمی شود». در «جامع الاحادیث» نیز روایات فراوانی در مذمت و نکوهش بیکاری، سستی و تنبلی وجود دارد از جمله اینکه شخص بیکار هم در دنیا و هم در آخرت فقیر است.

 

اگر انسان کار کند می تواند درآمد داشته باشد و از اندوخته اش به دیگران قرض دهد یا وقف کند و آخرت خود را بسازد. در اسلام مشاغل مستحب دارای احکام است اما بر تجارت و خرید و فروش سفارش و از مشاغل خوب و سودمند معرفی شده اند حتی تجارت از کارهای مقدس به شمار آمده است.

 

از سوی دیگر به دلیل ارزشی که اسلام برای کار قائل است ربا را حرام و در حکم جنگ با خدا می داند چراکه در ذات ربا، بیکاری و رکود وجود دارد. لذا اسلام در برابر ربا، مضاربه و بسیاری دیگر از گزینه ها را در اختیار مومنین قرار داده است تا بیکاری و تنبلی در میان پیروان این مکتب اصیل و انسان ساز تعطیل شود.

با این وجود، امروز در جامعه ما بسیاری از افراد با اینکه جوان و تنومند هستند و از تندرستی برخوردارند نه تنها کار نمی کنند و تلاشی برای پیدا کردن شغل ندارند، بلکه حتی گدایی و تکدی گری می کنند. افق دید اسلام در این باره چیست؟

 

 گدایی کردن، عزت نفس را از بین می برد و خداوند هرگز اجازه نداده کسی عزت نفس خود را نزد دیگران ضایع کند و می فرماید: ولو یک حبه را از خدا بخواهید و در مقابل دیگران دست دراز نکنید.

 

 خداوند به انسان عقل و اعضای بدن داده تا تلاش کند. دانستن قدر این همه نعمت، کار و تلاش کردن و اظهار نیاز و ذلت و خواری در برابر دیگران کفران نعمت است، تنبلی و بیکاری، انسان را وابسته به دیگران می کند لذا کشورهای صنعتی مثل آلمان و ژاپن اوقات بیکاری ندارند. حتی در برخی شهرستان های چین مردم ایستاده غذای خود را می خورند تا زمان و وقت از دست نرود. البته من نمی گویم از آنها به شکل تام پیروی کنیم چراکه دین ما مقرراتی دارد اما حداقل متوجه باشیم آنها زیر سایه این تلاش ها است که کشور صنعتی اول در دنیا شده اند. گویی دیگران در اجرای دستورات اسلام بهتر از ما عمل کرده اند!

این در حالی است که خداوند انسان را بی نیاز از دیگران آفریده است چنان که در سوره مبارکه نجم می فرماید: «وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى؛ و هم اوست که [شما را] بى ‏نیاز کرد و سرمایه بخشید».

 

خداوند به فقرایی که عفاف می ورزند و حاجت نزد دیگران نمی برند وعده پاداش داده است. در اسلام عزت نفس و کرامت نفس بسیار تاکید شده است. عرفا یکی از شرایط سیر و سلوک را عفت به معنای عدم درخواست از مردم بیان کرده اند. امام باقر(ع) در مورد عدم سوال و اظهار نیاز از مردم فرمودند: «شیرینی صبر در نداری و عدم اظهار حاجت و گدایی از مردم است.»

 

چه عواملی باعث می شود علیرغم این آموزه های غنی و روشن، در جامعه اسلامی ما عده ای حتی در میان نسل جوان به آسانی تن به گدایی داده و به جای کار و تلاش اثرگذار، سر چهارراه ها و خیابان ها مشغول تکدی گری باشند؟

 

متاسفانه، اینکه در جامعه ما حتی افراد با وجود تندرستی کار نمی کنند، عوامل مختلفی دارد. به نظر من از اساسی ترین علل درست نبودن شیوه آموزش در کشور است. نظام آموزشی ما بر اساس سنت های خودمان نبوده و تقلیدِ از الگوی های پنجاه سال قبلِ غرب است در حالی که غربی ها نظام های آموزشی خود را امروزه بر اساس نیازها، صنایع و فنون عوض کرده اند ولی ما همچنان نظام آموزشی تقلیدمحور داریم و بر اساس همان تقلیدی که چهل سال قبل در ایران بود این سیستم را ادامه داده ایم لذا خروجی آموزشگاه ها جز آدم های تنبل و پشت میزنشین ها نیست. الان سالانه چه قدر آزمون های استخدامی می گیرند؟

 

باید در نظام آموزشی کشور تجدیدنظر و بر اساس موقعیت جغرافیایی و اقلیمی خودمان برنامه ریزی کنیم. سیستم آموزشی ما ایراد دارد و این یکی از علل رواج تنبلی در میان ایرانیان است. در گذشته ای نه چندان دور مثلا در اصفهان و آذربایجان وقتی از شغل یک نفر سوال می کردند آن شخص پاسخ می داد که ما خانوادگی مسگر هستیم. یعنی بسیاری از افراد شغل خانوادگی داشتند ولی امروزه بسیاری از این مشاغل تعطیل شده است و این مساله نیز به دلیل اشکال در نظام آموزشی ماست که به دنبال آموزش فن نیست.

 

تقریبا شصت درصد از عمر جوانان در مراکز آموزشی می گذرد، یعنی بیشتر وقت جوان در اختیار آموزش و پرورش و دانشگاه است. ماجرا اینجاست که سیستم آموزشی ما آدم های پُرتلاش را تربیت نمی کند. اخیرا معضل و سر و صدایی در کشور ایجاد شد و یکی از مطالبات مساله بیکاری بود. متاسفانه همه از دولت انتظار دارند. اکنون 90 درصد بودجه مملکت برای پرداخت به کارکنان هزینه می شود و با آن 10 درصد باقیمانده نمی شود کاری کرد.

 

 عامل دیگر در رواج بیکاری و تنبلی در جامعه ایرانی، چندشغله ها هستند. من خانواده ای را می شناسم که هفت نفر آن همگی دارای دو شغل دولتی هستند!! و در مقابل خانواده ای را می شناسم که در حاشیه های شهر قم زندگی می کنند و روزی چند هزار تومان هم به زور درآمد دارند.

 

قاضی ای داریم که هم از قوه قضاییه حقوق می گیرد و هم عضو هیئت علمی است. همین است که جوان ناامید می شود. از سوی دیگر مراکز آموزشی نیز رشد قارچ گونه پیدا کرده اند. این همه دانشگاه و مراکز آموزشی و مدرک پشت مدرک، بحث این است که این همه مدرک می دهید لااقل کار و شغل هم درست کنید. فردی که دکترا دارد انتظارات اش متفاوت با فردی است که دیپلم دارد. مورد دیگر که باعث بیکاری می شود تبعیض ها و استخدام های گزینشی و انحصاری است، همه منتظرند تا در یک اداره دولتی استخدام شوند.

یعنی تلاشی برای ایجاد یک کار و تولید صورت نمی گیرد و این بزرگترین ضربه است. تمام حکومت ها این گرفتاری را داشتند که در ایجاد رفاه سقوط کردند ولی به هرحال هم مردم و هم دولت دست به دست هم دادند و مسائل را حل کردند. امام معصوم(ع) فرمودند: «ریشه تمام فسادها در بیکاری است». این مساله عملا در جامعه امروز ما دیده می شود. تمام این معضلات اجتماعی و سرقت ها و بسیاری دیگر از آسیب ها از بیکاری و تنبلی است. چه بسا فرد اتفاقا تندرست هم بوده ولی تنبلی کرده و در خانه می نشسته است و این خانه نشینی باعث بروز دعوا و اختلاف شده و نهایتا به فجیع ترین شکل به پایان رسیده است و فرد خانواده خود را به قتل رسانده است. یا بسیاری از طلاق ها که آن هم ریشه در بیکاری دارند. از نظر من جامعه امروز ایران درگیر عدم تلاش در ایجاد شغل و تولید است. همه منتظر هستند که پشت میز نشین شوند و هیچ تلاشی نمی کنند.

 

منبع:شبستان

سهم هر ایرانی از پول نفت چقدر است؟

 

 

پیش بینی ها نشان می دهد درآمد حاصل از صدور نفت و میعانات گازی از ایران در سال ۱۳۹۷ به حدود ۵۳ میلیارد دلار بالغ می شود که در این میان سهم هر ایرانی از این درآمد ۶۶۲ دلار و ۵۰ سنت خواهد بود .

 

به گزارش سخن آشنا، مساله سهم هر ایرانی از پول نفت سال هاست به دغدغه ای جدی در افکار عمومی ایران تبدیل شده است .

 

  لحاظ کردن یارانه تحت عنوان سهمی از درآمد نفت از سوی بخشی از جامعه ایران از یک سو و همچنین مانور برخی دیگر بر این مساله در قالب سهم هر ایرانی از محل افزایش قیمت فروش فرآورده های نفتی در داخل کشور سبب شده است، سهم خواهی در این حوزه به مساله ای جدی در ادبیات اقتصاد سیاسی ایران تبدیل شود.

 

 برآوردهایی غیر کارشناسی و عجیب از سهم هر ایرانی از درآمد نفت در حالی در سطح جامعه مطرح می شود که بررسی ها نشان می دهد درآمد نفتی ایران در قیاس با جمعیت کشور رقم چندان قابل توجهی نیست و توزیع این پول ، به فرض محال ، در جامعه نیز نمی تواند گرهی از مشکلات اقتصادی ایران باز کند.

 

آدرس غلطی که در این حوزه برخی برای لاپوشانی مساله یا مسائل اصلی بحران های اقتصادی در ایران از آن استفاده می کنند، خود می تواند نعل وارونه ای برای درمان دردهای بی‌شمار اقتصاد ایران تلقی شود.

 

سهم من کو؟

 

طبق پیش بینی های صورت گرفته ، در سال آینده ایران روزانه 2 میلیون و 130 هزار بشکه نفت راهی بازارهای جهانی خواهد کرد. در عین حال حجم صادرات میعانات گازی به روزانه 400 هزار بشکه در روز خواهد رسید. این در حالی است که اگر این سهم را در کنار سهم فروش صد هزار بشکه ای میعانات گازی به پتروشیمی ها قرار دهیم و با اغماض قیمت پیش بینی شده نفت ، یعنی 55 دلار را برای هر بشکه از آن در نظر بگیریم ، باز سهم هر ایرانی از درآمد نفتی به حدود 662 دلار خواهد رسید که رقمی چندان قابل توجه نیست. 

 

 برای روشن تر شدن موضوع بهتر است اعداد و ارقامی که در این قیاس مورد استفاده قرار می گیرند شفاف شود.

 

همان گونه که اشاره شد قیمت فروش هر بشکه نفت در سال آینده در حدود 55 دلار در نظر گرفته شده است ، قیمت میعانات گازی ، به این ترتیب کمتر از 55 دلار خواهد بود اما برای سهولت قیاس قیمت مبنا برای میعانات گازی نیز 55 دلار در هر بشکه در نظر گرفته می شود.

 

 در این حالت ایران روزانه 2 میلیون و 600 هزار بشکه نفت 55 دلاری را عرضه می کند. مجموعه درآمد ایران از محل فروش نفت باید در عدد 365 روز سال ضرب شود، رقم دقیق این درآمد 52 میلیارد و 200 میلیون دلار است که با توجه به احتمالات رقم بالادستی 53 میلیارد دلار محاسبه می شود.

 

 این درآمد بدیهی است که باید به ریال تبدیل شود. طبق پیش بینی های صورت گرفته در بودجه ، رقم دلاری حاصل باید در 3850 تومان، یعنی نرخ معادل دلار در لایحه بودجه سال آینده ضرب شود.

در این صورت کل رقم ریالی حاصل از فروش نفت 203 هزار میلیارد تومان خواهد بود که با تقسیم بر جمعیت 80 میلیون نفری ایران ، سهم هر فرد ایرانی از این درآمد به 2 میلیون و 550 هزار و 625 تومان می شود. حتی اگر قیمت دلار 4200 تومان، یعنی نرخ متوسط دلار در بازار آزاد برای این محاسبه لحاظ شود، باز این درآمد به حدود 2 میلیون 782 هزار و 500 تومان می رسد که با رقم 231 هزار و 875 تومان برابری می کند.

 

 این پیش بینی برای سال آینده است و در سال جاری رقم تقریبا و تحقیقا از این میزان کمتر خواهد بود. به این ترتیب سهم هر ایرانی از پول نفت در سال اینده برابر با 212 هزار و 552 تومان تا 231 هزار و 875 تومان خواهد بود.

 

اما در شرایط کنونی پول نفت در کجا هزینه می شود ؟

 

 بی تردید اغلب کشورهای نفت خیز ، درآمد نفتی خود را در ساختار و روش هایی برای نسل حاضر و آتی هزینه می کنند. ایران سال ها در غیاب سیستم دذخیره سازی درآمد نفت ، نفت را به عنوان سرمایه ای برای نسل حاضر در نظر می گرفت و با هزینه کرد تمام منابع حاصل از آن ، نسل آینده را بی بهره می گذاشت این در حالی است که نفت درآمدی بین النسلی ایجاد کرده و بی تردید هزینه تمام و کمال این درآمد برای هیچ کشوری مسیر توسعه را نمی گشاید.

 

پول نفت کجا می رود؟

 طبق قانون در شرایط کنونی درآمد حاصل از نفت در سه حوزه هزینه می شود؛ اول شرکت ملی نفت سهمی از این درآمد را بابت هزینه های استخراج نفت و اداره امور پروژه های نفتی به خود اختصاص می دهد. در عین حال  صندوق توسعه ملی برای پروژه های توسعه ای سهمی از این درامد را ذخیره می کند و بخش سوم نیز سهمی است که برای هزینه کرد در قالب بودجه در نظر گرفته می شود.

 

سهم شرکت ملی نفت از درآمدهای حاصل شده برابر 14.5 درصد و سهم صندوق توسعه ملی برابر با 32 درصد است که اولی طبق محاسبات مذکور حدود 5/29 هزار میلیارد تومان و دومی  حدود 5/62 هزار میلیارد تومان است . بر این اساس 111 هزار میلیارد تومان نیز برای هزینه کرد در قالب ودجه کل کشور باقی می ماند.

 

باید توجه داشت که دولت در تبصره های ماده واحده بودجه درخواست کرده که حدود 21 هزار میلیارد تومان از سهم صندوق توسعه را برای بودجه مصرف کند. به این ترتیب کل رقم نفت در بودجه دولت حدود 132 هزار میلیارد تومان است. بر این اساس به منظور ساده سازی محاسبات مرکز پژوهش‌های مجلس اعداد تقریبی را در نظر گرفته است .

 

حالا اگر سهم سفره هر ایرانی از بودجه قابل هزینه نفت در لایحه بودجه مد نظر باشد به رقم یک میلیون و ششصد و پنجاه هزار تومان در سال یا 137 هزار تومان در ماه می رسیم.

 

 کسانی که منطق نادرست سهم خواهی از درآمد نفتی را پیگیری می کنند درباره نحوه تامین هزینه های کشور بابت اداره بیمارستان ها، ارتش ، پلیس راهنمایی و رانندگی ، پاسگاه ها، مرزها و ... اطلاعاتی را منتشر نمی کنند.

 

 بدیهی است توزیع درآمد نفتی میان مردم و معطب گذاشتن امور جاری و عمرانی کشور حتی برای یک ماه معنایی جز سقوط اقتصادی در بر نخواهد داشت از این رو آدرس غلطی که در این حوزه دست به دست می شود، تنها زمینه غفلت از مشکلات اصلی را فراهم می کند.ضمن اینکه در شرایط کنونی وابستگی بودجه کشور به نفت در حدود 36 درصد است.

 

 منبع:خبرآنلاین

زیر مجموعه ها