پر بازدیدترین مطالب

در این شلوغی به دنبال چه می گردند؟!

پیمان صابریان رئیس اورژانس تهران اعلام کرد شهرآورد شهریور ماه گذشته 98نفر زخمی داشته که 88نفر آنها به صورت سرپایی مداوا شده اند و 10نفر نیز برای پیگیری درمان توسط آمبولانس به مراکز درمانی منتقل شده اند.

با وجود همه تمهیدات و کنترل های امنیتی و انتظامی که جای دارد از همه دست اندرکاران تقدیر و تشکر داشته باشیم خدا رحم کرد و این تعداد مجروح می­توانست خیلی سنگین­تر و حادتر باشد.

سئوال اینجاست در صورتی که ورود بانوان به ورزشگاه ها آزاد شود آیا این وضع تأسف بارتر نخواهد بود.

اگر بشنویم خدای نکرده یک دختری در این ازدحام گم شده، به او تعرض یا جسارتی شده یامفقود و.... چه بر سر احساسات جامعه ما می آید؟

وضعیت تأسف بار فرهنگی ورزشگاه­ها که بعضاً  شاهد هستیم با اندکی التهاب نوامیس بازیکنان کادر فنی و یا داورها مورد هتک حرمت قرار می گیرند به هیچ روی اجازه حضور بانوی مسلمان ایرانی را نمی­دهد.

چگونه می­خواهیم با وجود وضعیت تأسف­بار بهداشتی، رفاهی ورزشگاه­ها را که مکرر اعلام شده نه دارای سرویس بهداشتی مناسب می باشند ونه نمازخانه و خدمات رفاهی درخوری دارند حتی فاقد آب سردکن و بوفه می باشند شاهد حضورخواهران و دخترانمان را در این ورزشگاهها باشیم؟!

منظور نگارنده از نگارش این سطور رد تمام و کمال حضور بانوان در ورزشگاه­ها نیست. بلکه تذکر این مهم است حضوربانوان در صحنه ها ورزشی که برای آقایان خطرات مهلکی دارد(زخمی شدن 98نفر در شهر آورد اخیر، فوت یک کودک 8ساله به دلیل برق گرفتگی و...) بلکه تذکر این مهم است که در وضع کنونی حضور بانوان به هیچ وجه از اولویت­های جامعه امروزنمی تواند باشد. این در شرایطی است که کشور ما ثابت کرده مانع حضور بانوان در صحنه های گوناگون نیست و از دل این نظام بانوان بیشماری در صحنه های ورزشی و غیر ورزشی درخشیده اند.

حضور عوامل و شبکه های غیردلسوز و خود فروخته ای که قصد نداریم حتی نام آنها را ببریم در این مهلکه بدنبال سوء استفاده از جریاناتی مانند دختر آبی هستند پیام های بسیار روشنی به ما می دهد که هوشیار باشیم و کاری نکنیم که دشمن می­خواهد.

در پایان باید آرزو داشت زمانی بسیاری از بسترها فرهنگی، اقتصادی، رفاهی و... در جامعه ما رشد کند تا ما شاهد باشیم مثلاً بانوان در صدر تمام استادیوم های ورزشی حضور پیدا کرده اند .

اختصاصی سخن آشنا

 

 

فرار بازیگر پر حاشیه از پاسخگویی!

بازیگر پر حاشیه که با مطالب خود در نقش مروج دروغ و شایعه ظاهر شده بود، با انتشار مطلبی، از فضای مجازی خداحافظی کرد!با مطالب خود در نقش مروج دروغ و شایعه ظاهر شده بود، با انتشار مطلبی، از فضای مجازی خداحافظی کرد!

مهناز افشار در حالی در آخرین پست خود تأکید کرده «دیگر از درد جامعه نخواهم نوشت» که با دروغ‌ها و توهین‌های خود، مروج دروغ و شایعه بود!

بسیاری از کاربران فضای مجازی ضمن استقبال از خداحافظی افشار، تخلفات او و همسرش را یادآور شدند.

    به‌نظر می‌رسد افشار که مدت‌هاست در آلمان اقامت کرده، برای فرار از پاسخگویی بابت عملکرد سیاه و تخلفات خود و همسرش، فضای مجازی را موقتا ترک کرده است.

کاربران فراوانی، او را به دلیل‌ترویج دروغ، مسئول شهادت یک روحانی در همدان می‌دانند. این بازیگر همچنین مدتها قبل در نقش مبلغ دارویی ظاهر شد که معتادان را به کام مرگ می‌کشد!

منبع؛ کیهان

سلبریتی های ایران را چه می‌‎شود؟/ پدیده افراد بی‌سواد که عقده دیده شدن دارند


 سلبریتی‌های ایرانی برای اینکه در معرض توجه مردم قرار بگیرند گاها رقابتی نفس گیر دارند، رقابتی که با تکنیک‌های مختلف جلب توجه همراه می شود.
با گسترش فضای مجازی و بوجود آمدن شبکه های اجتماعی که کاربر محور هستند و هر فردی می تواند نظرات و عقاید خود را با دیگران به اشتراک بگذارد، شاهد پررنگ تر شدن پدیده سلبریتیزم بودیم. سلبریتی‌ها افراد مشهوری هستند که حالا به هر دلیلی توانستند میان مردم اسم و رسمی پیدا کنند. از هنرپیشه و بازیگر گرفته تا فوتبالیست و خواننده جزو این گروه قرار دارند. هر فردی که جذابیت خصوصا ظاهری داشته باشد در جرگه سلبریتی ها قرار می گیرد. حال این افراد در فضای شبکه های اجتماعی به سبب اینکه شهرتی دارند در کانون توجه خصوصا از سوی جوانان نیز قرار گرفته اند.
اما سلبریتی‌های ایرانی برای اینکه در معرض توجه مردم قرار بگیرند گاها رقابتی نفس گیر دارند. رقابتی که با تکنیک‌های مختلف جلب توجه همراه می شود. یکبار افراد برای بیشتر دیده شدن از لباس های عجیب و غریب استفاده می کنند. مانند لباس هایی که بازیگران در حاشیه جشنواره‌ها می پوشند که با نظرات طنز و انتقادی کاربران فضای مجازی همراه است. یکبار موضع گیری تند و سختی درباره مسائل سیاسی و اجتماعی می کنند. یا از موج خبری که ایجاد شده به هر دلیلی استفاده و موج سواری می کنند و دست آخر متاسفانه حتی به ارزشها و تابوهای جامعه حمله می کنند.

اخیرا تکنیک آخر توسط یکی از هنرمندانی که این روزها چندان چهره و در معرض توجه مردم قرار ندارد استفاده شد که وی را در صدر برخی از اخبار فرهنگی اجتماعی قرار داد. این فرد در مطلبی که در اینستاگرام نوشت حتی حرمت اولیه به امام حسین (ع) را رعایت نکرد. اما این موضوع نشان داد که سلبریتی‌ها در جامعه ایران بدون نظارت کافی در حال فعالیت هستند و اظهار نظرهای بعضا غیرکارشناسی و انحرافی دارند.
سلبریتی ها چند مشکل عمده دارند:  
1_ سواد رسانه ای ندارند: سلبریتی ها اغلب تحت تاثیر یک خبر واکنشی غیر حرفه ای و احساسی و هیجانی دارند. اغلب نمی دانند که منبع خبر موثق بوده و حتی این خبر کذب بوده یا واقعیت داشته است. دخالت این افراد در کارهای سیاسی و اجتماعی که سواد رسانه ای و حتی سواد اجتماعی خاص خود را می طلبد که اغلب سلبریتی ها فاقد این دانش هستند باعث بروز نظرات شاژ و انحرافی از سوی این افراد می شود. این موضوع باعث بروز سطحی نگری و گسترش آن می شود که جامعه با با مشکل روبرو می کند. در اینجا به نظر می رسد حضور افراد کارشناس و نظرات آنان می تواند از بین برنده نظرات انحرافی برخی از افراد مشهور باشد.
 2-  مشهوریت یا مقبولیت:  سلبریتی ها دچارعارضه مشهوریت هستند و از همین باب فکر می کنند حق اظهار نظر در همه حوزه ها را دارند. این مسئله با آزادی بیان نیز اشتباه گرفته می شود. آزادی بیان در جایگاهی که افراد تخصص دارند مقبول است اما در جایگاهی که افراد نه سواد لازم و نه قوه تبیین دارند، امری ناپسند است. عدم اشراف به این موضوع باعث شده تا آدرس غلط به جامعه و خصوصا جوانان بدهند.
 3- رقابت برای جلب توجه: سلبریتی ها برای اینکه در کورس رقابت مشهوریت بمانند همه چیز حتی ارزشهای دینی را قربانی می کنند؛ مانند کاری که یک بازیگر دسته چندمی اخیرا انجام داد و به ساحت و پیشگاه امام حسین (ع) بعد از روز عاشورا توهین کرد. اینکه سلبریتی ها با سبک زندگی و لباس های عجیب خود سعی در جلب توجه دارند قطعا در جای خود قابل بررسی است اما اینکه با حمله به ارزشها سعی در دیده شدن می کنند، قطعا پذیرفته شده نیست.
4- نظارت کافی بر روی کار سلبریتی ها در فضای مجازی نیست: سلبریتی‎ها در فضای مجازی تقریبا به طور یله و رهایی در حال فعالیت هستند. البته این افراد که خود سواد کافی برای اظهار نظره خصوصا اظهارات رسانه ای ندارند، بایستی در کنار خود مشاوران رسانه ای داشته باشند و از نظرات آنان استفاده کنند. البته این افراد نباید برای جلب توجه و به صورت تبلیغاتی به سلبریتی ها مشاوره دهند و نکات اخلاق حرفه ای رسانه ها را زیر پا بگذارند. بر صفحات سلبریتی ها بایستی بیشتر در این حوزه نظارت صورت گیرد. اخیرا یکی از سلبریتی‌ها در مورد ماجرای خودسوزی یک دختر در صفحه رسمی خود مطلبی منتشر کرد که بعد از مدتی این پست را پاک کرد و مطلبی درباره یمن منتشر کرد. این دست موارد به خوبی نشان می دهد که برخی از سلبریتی‌ها نیازمند راهنمایی و نظارت هستند و دغدغه هایی درحوزه های فرهنگی واجتماعی دارند که بایستی به طور صحیح به جامعه منتقل شود.
منبع: پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی

حمله به حجاب کامل با گرانی!

 مانتوهای کوتاه جلو باز با قیمتی زیر ۵۰ هزار تومان در حراجی‌های کنار خیابان و روی دست فروشندگان مترو خرید و فروش می‌شود اما برای خرید یک چادر مشکی باید حداقل چیزی حدود ۳۰۰تا ۴۰۰هزار تومان هزینه کنید!

به گزارش مشرق، همین گرانی چندبرابری قیمت چادر مشکی خانم‌های محجبه را با چالش جدی مواجه کرده است؛ گرانی چند برابری چادر مشکی صدای فعالان فضای مجازی را هم در آورده است. احمد امیرآبادی فراهانی در صفحه شخصی خود در توئیتر نوشت: «در حالی که بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها در پیش است، قیمت چادر مشکی افزایش یافته و هزینه تهیه یک چادر که در سال‌گذشته ۱۰۰ تا ۳۰۰هزار تومان بوده، در حال حاضر به ۵۰۰ تا یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است. یعنی کاری که رضاخان با کشف حجاب نتوانست انجام دهد با گرانی قیمت چادر در حال انجام است.»

هرچند نگاه‌های مارکسیستی و اقتصاد زیر بنای فرهنگ و ایدئولوژی دانستن با انتقاداتی همراه است، اما نمی‌توان از تأثیر مهم اقتصاد بر سایر مسائل از جمله مسائل فرهنگی چشم‌پوشی کرد. واقعیت این است پوشش‌هایی می‌توانند به عنوان پوشش عمومی در جامعه پذیرفته شوند که متناسب با قدرت خرید اکثریت جامعه طراحی و قیمتگذاری شده‌اند و هنگامی که پوششی با توان مالی مردم همخوانی نداشته باشد، هرقدر هم که آن‌ها در برابر فشار اقتصادی موجود مقاومت و از اعتقاداتشان دفاع کنند، رفته‌رفته ممکن است آن پوشش لااقل برای بخشی از جامعه که اعتقاداتشان به اندازه کافی برای مقاومت در برابر چالش‌های اقتصادی محکم نیست، حذف و با پوشش‌های ارزان‌تر جایگزین شود. به خصوص اینکه هجمه‌های فرهنگی متعددی نیز موضوعاتی نظیر «حجاب» را دنبال می‌کند، اما به نظر می‌رسد در کنار این هجمه‌های فرهنگی، گرانی چندبرابری چادر مشکی ضربه آخر را به بدنه این پوشش مبتنی بر باور بانوان کشورمان وارد کند. به گونه‌ای که در آستانه سال جدید تحصیلی خانواده‌هایی که برای دختران دانش‌آموزشان می‌خواهند چادر نو تهیه کنند با افزایش قیمتی سرسام‌آور روبه‌رو هستند.

ژله و مربا ارز دولتی می‌گیرد چادر مشکی نه!

با گشتی در بازار چادر مشکی دستتان می‌آید که یکی از متأثرترین کالاها از تورم یک‌ساله اخیر چادر مشکی است. اگر تا یک‌سال پیش با حدود ۱۰۰ هزار تومان می‌توانستید یک قواره چادر مشکی مناسب تهیه کنید، این روزها برای تهیه همان چادر باید حدود سه تا چهار برابر هزینه کنید. هر چند سایر کالاها هم از این تورم بی‌تأثیر نبوده‌اند، اما چادر مشکی فرق می‌کند و یک لباس عادی نیست. به خصوص با عنایت به هجمه‌های گسترده‌ای که علیه این پوشش اعتقادی در جامعه وجود دارد، انتظار می‌رود تا پوششی که به عنوان حجاب برتر شناخته می‌شود مورد حمایت قرار بگیرد، اما اگر پای صحبت‌های شاغلان صنف پوشاک اسلامی بنشینید متوجه می‌شوید که نه فقط حمایتی در کار نیست بلکه پوشش برتر بانوان ایرانی با بی‌مهری مسئولان مواجه است.

اسدالله سلیمانی، مدیرعامل انجمن تولیدکنندگان محصولات حجاب درباره گرانی چادر می‌گوید: «۹۳ درصد نیاز کشور به چادر مشکی از واردات تأمین می‌شود؛ وارداتی که با ارز ۱۱ هزار و ۵۰۰ تومانی انجام می‌گیرد.»

به گفته وی، در فهرست کالاهای مورد حمایت دولت که ارز دولتی می‌گیرند، کالاهایی همچون مربا، ژله، کلاه‌گیس یا غذای سگ و گربه قرار دارد، اما مواد اولیه چادر مشکی در این فهرست نیست. این در حالی است که کالاها، کالاهایی خدماتی است. سلیمانی با اشاره به واردات ۳۰۰ میلیون دلار موز تصریح می‌کند: «این میزان موزی که وارد می‌شود ۱۵ روزه خورده و تمام می‌شود، اما در حوزه تولید کالای حجاب و چادر مشکی در حال حاضر ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر مشغول کار هستند.»

این تولیدکننده کالای حجاب معتقد است، چهار برابرشدن قیمت چادر مشکی بدین معناست که خانم‌های محجبه ما جریمه می‌دهند!

گزینه‌های روی میز

حالا خانواده‌های مذهبی کشورمان برای انتخاب پوشش چند گزینه مقابل خود دارند؛ مانتوهای جلوباز و بدون دکمه‌ای که با قیمتی کمتر از ۵۰ هزار تومان می‌شود آن‌ها را حتی از داخل مترو تهیه کرد و چادری که برای تهیه ارزان‌ترین و بی‌کیفیت‌ترین مدل‌هایش باید بالای ۱۵۰ هزار تومان هزینه کنند. در این کارزار باید دید فرهنگ و اعتقادات مذهبی آن هم در کوران تهاجم فرهنگی امروزی تا کجا توان مقاومت دارد!

منبع: روزنامه جوان

 

چرا برخی نوجوانان معتاد به اینترنت می‌شوند؟

یک متخصص روانشناس کودک و نوجوان به تشریح علت تمایل نوجوانان به اینترنت و تاثیرات آن بر رفتار آن‌ها پرداخت.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، یک متخصص روانشناس کودک و نوجوان ضمن بیان اینکه اعتیاد به تلفن‌های همراه شایع‌ترین اعتیاد بدون مواد مخدر در دنیای مدرن محسوب می‌شود که فعال‌ترین گروه در این زمینه را نسل نوجوان و جوان جامعه تشکیل می‌دهند، به تشریح علت تمایل نوجوانان به اینترنت و تاثیرات آن بر رفتار آن‌ها پرداخت.

متخصص روانشناس کودک و نوجوان با بیان اینکه وابستگی به تکنولوژی در قالب اعتیاد مدرن بین جوانان و نوجوانان پدید آمده و تبدیل به کالای فرهنگی و اجتماعی شده است، افزود: به نظر می‌رسد استفاده از اینترنت به طوری که موجب بروز مشکلات روان‌شناختی، اجتماعی، درسی، شغلی و... شود در جامعه ما فراگیر بوده و می‌تواند صدمات جدی جسمانی، مالی، اجتماعی، روانی و خانوادگی زیادی را ایجاد کند.

شایع‌ترین اعتیاد بدون مواد مخدر؛ اعتیاد به تلفن‌های همراه

وی با بیان اینکه بر اساس تحقیقات در حال حاضر اعتیاد به تلفن‌های همراه شایع‌ترین اعتیاد بدون مواد مخدر در دنیای مدرن محسوب می‌شود، اظهار کرد: در ایران روند روزافزون استفاده از موبایل در شهر‌های بزرگ واقعیت انکار ناپذیری است، این درحالیست که طبق تحقیقات، فعال‌ترین گروه در این زمینه را نسل نوجوان و جوان جوامع تشکیل می‌دهند، چراکه نوجوانان در راستای فضای گسترده موبایل و شبکه‌های اینترنتی سحر و جادو می‌شوند در نتیجه به استفاده افراطی از تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی روی می‌آورند.

این متخصص روانشناس کودک و نوجوان با اشاره به اینکه نوجوانان از طریق زنگ موبایل و تصاویری که در فضای مجازی منتشر می‌کنند می‌توانند هویت جدید و پنهانی برای خود بسازند، ادامه داد: دوران ۱۲ تا ۱۸ سالگی هر فرد از دشوارترین، پرتنش‌ترین و هیجان‌انگیزترین دوره‌های زندگی هر فرد به شمار می‌رود، به همین دلیل والدین باید در زمینه استفاده از گوشی‌های همراه و شبکه‌های اینترنتی توسط فرزندانشان آگاهانه برخورد کنند. در حال حاضر رشد چشمگیر استفاده از فضا‌های مجازی و تلفن‌های همراه توسط نوجوانان، نگرانی زیادی برای والدین ایجاد کرده است، این در حالیست که نه تنها در ایران پژوهش‌های اندکی در زمینه انجام شده بلکه حتی کار فرهنگی، آموزشی و برنامه‌ریزی مناسبی نیز صورت نگرفته است، این امر باعث شده نوجوانان ما در سیکل معیوب چرخش کنند و توان حذف رفتار‌های اعتیادی خود را نداشته باشند.

چرا برخی نوجوانان معتاد به اینترنت می‌شوند؟

وی بیان کرد: طبق پژوهش‌های انجام شده، اعتیاد به اینترنت اغلب مربوط به شوک‌های روحی و کمبود‌های عاطفی دوران کودکی، ویژگی‌های شخصیتی، تعهد کم به خانواده، شرطی شدن، دریافت پاداش از شبکه‌های اجتماعی، درگیری با طلاق عاطفی والدین یا طلاق رسمی و اعتیاد بروز می‌یابد. برخی از پژوهشگران نیز اعتیاد به اینترنت را با کیفیت خواب بررسی کرده‌اند که بر اساس آن افرادی که از تلفن‌های همراه به طور افراطی استفاده می‌کنند، خواب‌های تکه تکه دارند و این روند موجب آسیب در ظرفیت یادگیری و عملکرد تحصیلی آن‌ها می‌شود.

تاثیرات استفاده از شبکه‌های مجازی و تلفن همراه

وی با تاکید بر اینکه والدینی که در زمینه مدیریت استفاده از تلفن همراه توسط فرزندانشان ناتوان‌اند، تلفن‌های همراه به مکان ملاقات خصوصی نامناسبی برای فرزندانشان تبدیل می‌شود، گفت: تلفن‌های همراه دارای برخی از اثرات مطلوب کارکردی هستند، اما ایجاد حس بی‌پروایی جنسی، افزایش مصرف نمایشی، ایجاد فضای امن برای افراد کج‌رو، ایجاد شبکه‌های ارتباطی پنهان، وابستگی و اعتیاد از کارکرد‌های نامطلوب این ابزار به شمار می‌رود.

به گفته انزانی، براساس تحقیقاتی انجام شده در ایران، کاربرد تلفن همراه در ایران شامل اطلاع‌جویی، فواید اجتماعی، رضایت‌مندی عاطفی و کم‌تحرکی نوجوان است.

بنابر اظهارات این روانشناس و طبق تحقیقات انجام شده توسط انجمن روانشناسی آمریکا، اعتیاد به اینترنت موجب اختلالات عملکردی در افراد می‌شود، این اختلالاتی دارای هفت شاخص اصلی کاهش تحمل فرد، ظهور علائم درد در فرد، استفاده بیش از حد معین زمانی از اینترنت، کاهش فعالیت‌های اجتماعی -تفریحی و تحصیلی، تداوم استفاده از اینترنت با وجود آگاهی از اثرات منفی هستند که حداقل سه معیار آن طی یک ماه در فرد مشاهده می‌شوند.

انزانی ادامه داد: برخی تحقیقات نشان می‌دهد نوجوانانی که به طور بیمارگونه از اینترنت یا گوشی‌های همراه استفاده می‌کنند، دچار احساس ناکامی، افت تحصیلی، اجتماع‌گریزی، تنهایی، حواس‌پرتی، سردرد، خستگی، ضعف حافظه، کناره‌گیری، فرار از مشکلات، تمایل به شب بیداری، از هم گسیختگی روابط خانوادگی و عاطفی، اعتیاد به مواد و الکل، اضطراب و استرس می‌شوند. آن‌ها تبدیل به افرادی درون‌گرا و خجالتی می‌شوند. فعالیت‌های بدنی و اعتماد به نفس، مهارت‌های شناختی، رشد اجتماعی، خلاقیت، تحرک و سلامت روان در آن‌ها کاهش و تفکر وسواسی‌شان افزایش می‌یابد.

این روانشناس عدم علاقه به مدرسه، فقدان انگیزه به درس خواندن، مشکل تفریحی، مشکل ارتباطی، بروز مشکل در رفتار‌های حل مسئله و رفتار‌های جرات‌مندانه، گسترش روابط بین فردی نامناسب، گرایش به جنس مخالف، وابستگی، اعتیاد، بروز مشکلات جسمی نگران‌کننده، فرار از واقعیت، و فراموشی مسئولیت‌های روزمره را از دیگر علائم این دسته از نوجوانان دانست.

چرا برخی والدین ترجیح می‌دهند فرزندانشان را با تلفن همراه سرگرم کنند؟

این متخصص روانشناسی بر این باور است که والدینی که درگیر کار‌های روزمره‌شان هستند، به جای آنکه زمانی را کنار فرزندانشان صرف کنند ترجیح می‌دهند فرزندانشان را با تلفن‌های همراه سرگرم کنند، حال آنکه این ابزار باعث دوری والدین از فرزندان می‌شود. شاید دلیل تهیه تلفن همراه برای فرزندان این باشد که خانواده‌ها ترجیح دهند دسترسی راحت‌تری به فرزندان خود داشته باشند، با فرزندشان قرار بگذارند، از برنامه‌های روزانه و موقعیت دقیق او آگاه باشند، این درحالیست که والدین زمینه‌های منفی مانند آگاهی از مطالب غیر ضروری، ارسال و دریافت پیام‌های نامناسب، اتلاف وقت و .. را در نظر نگرفته و کودکان خود را در معرض امواج رادیویی مضر قرار می‌دهند و باعث می‌شوند آن‌ها نتوانند عملکرد تحصیلی خود را بهبود بخشند.

وی معتقد است: در حال حاضر به دلیل اینکه اغلب خانواده‌ها تک فرزند یا دو فرزند هستند ترجیح می‌دهند همه نیاز‌های فرزندان‌شان را بدون پیامداندیشی آن برآورده کنند و همین روند باعث می‌شود نوجوانان به سادگی و به شیوه‌ای محتاطانه و هوشمندانه از قید نظارت و سلطه والدینشان رها شوند.

انزانی با تاکید بر اینکه چگونگی عملکرد خانواده عامل کلیدی در کاهش خطرات فعلی و آینده فرزندان است، گفت: والدین می‌توانند با ایجاد فضایی امن برای نوجوانان، فرزندانشان را از رفتار‌های اعتیادی دور کنند. کافیست به فرزندان خود توجه با کیفیتی داشته باشند، برای آن‌ها حس حمایت ایجاد کنند، به نوجوانان خود اطمینان خاطر دهند که همیشه از والدینشان کمک بگیرند، برای فرزندان خود برنامه‌ریزی و زمان‌بندی مناسبی داشته باشند، اوقات فراغت مناسبی را باتوجه به علایق و تیپ‌های شخصیتی فرزندانشان فراهم کنند و قوانین فرزندپروری را بدانند.

وی ادامه داد: در واقع جایگزین‌های مناسبی برای کاهش رفتار‌های اعتیاد به تلفن‌های همراه وجود دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به ارتباط کلامی مناسب میان اعضای خانواده، برنامه‌های تفریحی مشترک، ورزش و زمان‌بندی‌های دقیق اشاره کرد. چنانچه والدین بتوانند حمایت‌های اجتماعی بالایی از فرزندان خود داشته باشند، فرزندان آن‌ها کمتر به سمت شبکه‌های اجتماعی متمایل می‌شوند.

 

 

زیر مجموعه ها