پر بازدیدترین مطالب

بازی «اسم-فامیل» شورای شهر به جای حل مشکلات تهران


اعضای شورای شهر تهران در جلسه دیروز خود یک بار دیگر فارغ از مشکلات اصلی این کلانشهر، به موضوع نام گذاری معابر و خیابان‌های تهران پرداختند.

سخن آشنا- اعضای شورای شهر تهران روز گذشته در جریان رسیدگی به نامگذاری و تغییر نام معابر و خیابان‌های شهر تهران به تغییر نام خیابان سپند در محدوده اقدسیه به نام عزت اله انتظامی، بلوار فلامک جنوبی و شمالی واقع در محدوده شهرک قدس به‌نام محمدرضا شجریان، خیابان معارف واقع در محدوده اوین به نام داود رشیدی، خیابان ۲۴متری محدوده سعادت آباد به‌نام محمدعلی کشاورز و خیابان کوکب در محدوده شهرآرا به‌ نام غلامحسین امیر خانی رای دادند.
این جلسه قرار شد برخی معابر در خیابان شهید نعمتی در محدوده شهید کلاهدوز در منطقه ۳ به نام «منوچهر آتشی»، «عمران صلاحی»، «محمد قهرمانی»، «بیژن ترقی»،«اسماعیل شاهرودی»، «پروین دولت‌آبادی»، «اخوان ثالث»، «سیمین بهبهانی»، «فروغ فرخزاد»، «فریدون مشیری»، «محمدعلی سپانلو» و «سیدکریم امیری فیروزکوهی» نامگذاری شود.
باز هم مدیریت تکراری اصلاح‌طلبانه
فاصله بین انتظارات و نیازهای واقعی مردم و دغدغه‌های اصلاح‌طلبانی که با وعده و وعید از همان مردم رای می‌گیرند همواره در دوره‌های مختلف چه در شورای شهر و چه در مجلس یکی از ویژگی‌های برجسته این طیف سیاسی بوده است، موضوعی که در بیان برخی از فعالان سیاسی همفکر آنها نیز به آن‌اشاره شده است. این ویژگی وقتی با کندی و کم تحرکی هم آمیخته شود دیگر عمق فاجعه بیشتر می‌شود. نمونه بارز این موضوع را می‌توان در اقدام دیروز شورای شهر تهران مشاهده کرد.
مصوبه دیروز شورای شهر تهران در تغییر اسامی تعدادی از معابر و خیابان‌ها و تلاش برای انتخاب پر حاشیه نام برخی افراد برای آنها، یک بار دیگر اوج دغدغه‌ها و مشغله‌های فکری اعضای آن را به نمایش گذاشت. اینکه مدیریت شهری به عظمت تهران با وجود انبوه مشکلات و نیازها در کمال آرامش مشغول برخی اقدامات شیک، شعاری و محفلی است، جای تأمل دارد.
حمایت از هنر و فرهنگ را می‌توان از وظایف ذاتی شورای شهر و شهرداری‌ها دانست اما،‌ای کاش در همین زمینه نیز شورانشینان واقعا فرهنگی و کارشناسانه تصمیم بگیرند و دست از شوآف و ژست‌های روشنفکرانه و مضر بردارند.
با نگاهی به لیست افراد مورد نظر شورا برای ثبت‌نامشان بر روی معابر و شهر‌های خیابان‌های تهران با انتخاب‌های مسئله‌دار و عجیبی هم مواجه می‌شویم که بارها بی‌اعتقادی خود به انقلاب و حتی مبانی اسلام را در کلام یا عملکرد و آثارشان نشان داده‌اند و می‌طلبد با هوشیاری بیشتری به آن توجه شود.
تقدیر از مخالفان نظام اسلامی
یکی از موارد تعجب برانگیز در لیست مورد نظر و تأیید شده اعضای شورا برای نامگذاری معابر و خیابان‌های شهر، محمدرضا شجریان است، خواننده‌ای که بخش اصلی شهرت و رشد هنری خود را مدیون دوران پس از انقلاب اسلامی است اما بارها تقابل خود با نظام اسلامی و حتی احکام اسلام را علنی کرده است.
حال سؤال اینجاست که آیا خواننده‌ای که در سال‌های اخیر در کارنامه خود حمایت و حتی حضور میدانی در فتنه 88 را دارد و حتی به گفته خود آهنگی نیز در حمایت از اغتشاشگران آن سال خوانده است، طی سال‌های اخیر از سوی شبکه‎های معاند همچون تلویزیون صهیونیستی من‌وتو و فرقه‌های منحرف همچون فرقه آقاخان حمایت می‌شود و جایزه می‌گیرد، با طعنه احکام اسلام را مخالف 1400 ساله هنر و موسیقی می‌خواند، در گفت‌وگو با تلویزیون ملکه یعنی BBC با صراحت از پخش تصویر امام خمینی(ه) بر روی یکی از آوازهایش انتقاد می‌کند، به فقهای مسلمان انتقاد می‌کند و ... شایسته انتخاب برای نام خیابان‌های پایتخت جمهوری اسلامی است؟ همچنین انتخاب برخی نویسندگان و شعرای مسئله‌دار با سابقه‌های آنچنانی آلودگی فکری و سیاسی یا مبتذل سرایی برای نامگذاری خیابان‌های تهران و تلاش برای برجسته‌ کردن چنین افراد ورشکسته‌ای را نمی‌توان جزو فعالیت فرهنگی هنری دانست.
حمایت از هنر و فرهنگ
تنها با نامگذاری نیست
از سوی دیگر نباید از نظر دور داشت که مصوبات و تصمیمات موثر فرهنگی فقط نامگذاری خیابان و معابر شهری به ‌نام افراد نیست، اگر اعضای شورا واقعا دغدغه فرهنگ و هنر این شهر و ساکنان آن را دارند باید این دغدغه را در عمل و با اختصاص بودجه و ساخت و ساز فرهنگی و افزایش سرانه فرهنگی و توجه واقعی به این حوزه نشان دهند.
نگاهی به کارنامه مدیریت دوره گذشته شهر تهران در حوزه فرهنگ و هنر علاوه‌بر اقدامات خدماتی شهری و عمرانی از جمله ساخت پردیس‌های فرهنگی، احداث و بازسازی سالن‌های سینما و تئاتر ، احیای تماشاخانه‎های قدیمی، گسترش کتابخانه‎های عمومی، تجهیز فرهنگسراها به نیازهای اولیه و گسترش نهضت مسجدسازی با توجه به نیازهای به روز جامعه و رشد چشمگیر سرانه فرهنگی شهر و مقایسه اقدامات شعاری و نمایشی شورای شهر پنجم از جمله بازی با اسامی اهالی فرهنگ و هنر و تغییر هر از چندگاه نام خیابان‌ها و فقدان عملکرد ملموس و کاربردی در این حوزه خود گویای خیلی از مسایل است از جمله اینکه نمی‌توان شعار تکریم فرهنگ و هنر و هنرمندان را سر داد اما گسترش زیرساخت‌های فرهنگی شهر را به فراموشی سپرد!
حاشیه‌سازی لیست پر حاشیه
از سوی دیگر طی دوران مدیریت فعلی شهر تهران یعنی شورای شهر و شهرداری، ساختار مدیریت شهری تهران چنان غرق در حواشی و فعالیت‌هایی با اولویت دست چندم بوده است که گویا فراموش کرده‌اند وظیفه اصلی آنها بهبود ساختارها برای یک زندگی بهتر در پایتخت چند میلیونی است. وقتی اعضای شورا که نحوه بستن لیست انتخاباتی آنها و حواشی آن از جمله شائبه پولی بودن حضور در لیست! همچنان حتی در بین همفکرانشان با انتقاد و ابهام روبرو است، به جای اقدام عملی و کاربردی برای فرهنگ و هنر شهر در خرابه‌ها و کوچه پس‌کوچه‌ها دنبال قبر افرادی همچون ملک المتکلمین بابی مسلک و فاتحه‌خوانی برای وی باشند چه توقعی از ارتقای سطح فرهنگ در این شهر است؟
اما این اولین بار نیست که شورای شهر تهران بخش زیادی از وقت خود را به جای بررسی و حل مشکلات شهری به اموری اختصاص می‌دهد که اولویت چندانی در ذهن شهروندان ندارد. هفته گذشته بود که بعد از فوت مرحوم جمشید مشایخی این شورا در اقدامی عجیب در طرحی دو فوریتی خواستار تغییر نام خیابان محل سکونت این بازیگر پیشکسوت شدند. طرحی که با اعتراض مرتضی الویری همراه بود. این عضو شورا درباره علت مخالفت خود با این طرح دو فوریتی گفت: «این دو فوریت‌ها، شان شورا را پایین می‌آورد. این نوع کارها، به نوعی شایبه پوپولیستی را در ذهن ایجاد می‌کند، چرا که اگر دو فوریت مطرح نشود، مشکلی ایجاد نمی‌شود.»
ناکامی در مهم‌ترین وظیفه
اعضای این دوره شورا که از کارنامه ضعیف عملکردی خود و مقایسه آن با عملکرد مدیریت گذشته از سوی مردم، رنج می‌برند در طول فعالیت خود رکوردی عجیب نیز به جای گذاشتند. این افراد با انتخاب سه شهردار در این دوره که یکی به بهانه بیماری و دیگری به علت بازنشسته بودن کنار رفتند و معطل نگه داشتن طولانی مدیریت شهری و عدم ثبات در حوزه مدیریت کلانشهر تهران نشان دادند که حتی در انجام مهم‌ترین کار خود نیز برای مردم هزینه آفرین بوده‌اند. همین امر هشدار‌دهنده این موضوع است که نباید انتظار تحول خاصی طی مدت باقی مانده از این شورا داشت.
از سوی دیگر واقعیت آن است که از اعضای شورای شهری که برخی از همفکران آنها معتقد به گران کردن شهر تهران برای کاهش جمعیت آن هستند نباید توقع کار جدی داشت و عدم تامین نیازهای اولیه شهری مردم و شوآف‌های هر روزه اجتماعی و زیست محیطی نهایت فعالیت آنان است. عملکرد اعضای شورای شهر نشان می‌دهد که فراموش کرده‌اند منتخب مردم و موظف به خدمتگزاری آنها برای حل مشکلات هستند و نباید به جای این مهم، براساس منافع جناحی خود گوشه‌وکنار شهر را به‌نام هر کسی خواستند نامگذاری کنند.
کم تحرکی پر هزینه
کاهش تعداد جلسات شورای شهر در ماه، خوابیدن در باد کاهش طبیعی آلودگی هوا براساس علل جوی، بی‌توجهی به مبلمان در حال تخریب شهری، عدم توجه کافی به طرح جامع مترو، عدم توسعه شبکه حمل‌ونقل عمومی طی دو سال گذشته علیرغم همسویی با دولت، ضعف در اجرای نوسازی بافت‌های فرسوده و تهدید جدی فضای سبز تهران به علت مجوزهای ساخت‌وسازهای شهرداری از جمله معضلاتی هستند که اعضای شورای شهر باید در قبال آنها به مردم پاسخ دهند.
این فشل بودن مدیریت شهری و همچنین شوآف‌های گاه و بی‌گاه همچون خیابان‌گردی در کنار افتتاح دوباره پروژه‌های افتتاح شده در دوره گذشته از جمله چند ایستگاه مترو، برجسته کردن جنگل‌کاری در شمال تهران و طرح مسکن امید که از فعالیت‌های دوره مدیریت قالیباف است، باعث شده تا افکار عمومی با مقایسه عملکرد اعضای این دوره مدیریت شهری با گذشته نظر مثبتی به آنها نداشته باشد.
کاش اعضای شورا به یاد آورند که برای چه پا به عرصه خدمت گذاشته‌اند و با پرهیز از اقدامات حاشیه‌ای و بی‌ثمر دین خود را به مردم به درستی ادا کنند و البته سرنوشت همفکران پر حاشیه خود در دوره اول شورای شهر را با دیده عبرت مرور کنند.
البته حفظ شان هنرمندان اصیل کار نیکی است که با اقبال جامعه هم مواجه خواهد شد، و بسیاری از افراد مطرح شده در جلسه دیروز هم از بزرگان و مفاخر هنر و فرهنگ کشور هستند، اما برجسته‌سازی برخی هنرمندان معاند با نظام اسلامی و دین مبین اسلام و فراموشی رسالت اصلی شورای شهر یعنی تلاش برای بهبود شرایط زندگی شهری، این ظن را تقویت می‌کند که طی مدت باقی‌مانده از عمر شورای پنجم نباید انتظار حل معضلات شهر تهران را از آنها داشت.
الگو‌سازی به سبک شورای شهر
جالب اینکه رئیس‌شورای اسلامی شهر تهران در جلسه دیروز گفت: «اگر ما امروز با چالش شکاف ارزش‌ها در بخشی از نسل جوان و دین‌گریزی مواجه هستیم، ناشی از عدم ارائه تصویری صحیح از سبک زندگی و الگوی زیست مسلمانی است»، اما باید از جناب هاشمی پرسید آیا معرفی برخی افراد مسئله‌دار در همین جلسه به عنوان الگو و نام گذاری خیابان‌های شهر به نام آنها، ارائه تصویری صحیح از سبک زندگی و الگوی زیست مسلمانی است؟!
منبع:کیهان

آینده سازانی که نیاز به اعتماد دارند



نسل‌های متولد پس از انقلاب اسلامی، آینده سازان کشور محسوب می شوند و تاکنون موفقیت‌های بسیاری را رقم زده اند اما برای سازندگی ایران نیاز به اعتماد، فرصت و حمایت نسل‌های پیشین دارند.

سخن آشنا- آن زمان که پوشیدن شلوار دم پا گشاد برای پسران جوان دهه ۴۰ نهایت مد دنیا بود و یا دورانی که جوان‌های خانواده برای گرفتن یک سکه رنگ و رو رفته یک ریالی از پدر و مادر، کل حیاط خانه را جارو می‌کشیدند، اسمی از ما نبود.

یا آن سال‌هایی که عشق جوانان دهه ۵۰ گاز دادن در کوچه پس کوچه‌های باریک تهران آن هم با پیکان جوانان بود و هرکس تعداد پیله‌های شلوارش بیشتر بود باکلاس تر بود، باز هم ما نبودیم.

و زمانی که در دهه ۶۰ یکی در میان در کمد همه خانه‌ها کتیرا پیدا می‌شد و هر کس فکل موهایش قد کشیده‌تر بود، باکلاس تر محسوب می‌شد، کم کم کودکان دهه هفتادی در حال قدم گذاشتن در این دنیا بودند.

سال‌ها گذشت تا اینکه همه این مدها به خاطراتی در عکس‌های پدر و مادرهایمان تبدیل شد و دیگر ما دهه هفتادی‌ها و ادا و اصول‌هایمان جای شلوار دم پا گشاد مردانه و مانتوی اپل دار را گرفت و متولدین دهه هفتاد شمسی تبدیل به نسل جوان کشور شدند.

جوان‌هایی که چند سالی است پا به عمق جامعه گذاشته‌اند و شاید هرکجا برای کار و بار می‌روند، در وهله اول نگاه‌های عجیب و غریب نصیبشان می‌شود و نسل‌های قبلی هم شاید چندان قبولشان ندارند.

اما همه دهه هفتادی‌ها هم از آن‌هایی که گردنشان دیگر به زاویه رو به پایین عادت کرده و دائم درگیر موبایل و فضای مجازی‌اند، نیستند. در میان جوان‌ترین نسل کشور، کسانی هم هستند که نشان داده‌اند، هفتادی‌ها می‌توانند آینده سازان این سرزمین باشند و حتی موفقیت‌های خود را به رخ جوانان قدیمی کشانده‌اند. این روزها عرصه‌های مختلف علمی، فرهنگی، هنری و هزاران حوزه دیگر به فرصتی برای شکوفایی جوانان متولد دهه هفتاد تبدیل شده و اتفاقاً مثال‌زدنی هم شده‌اند.

غیرت مردانی جوان از نسل حججی ها

عده‌ای از همین دهه هفتادی‌ها را جوانانی تشکیل می‌دهند که طی چند سال اخیر به طور ناگهانی چشم همگان را به خود خیره کردند. شاید کسی باور نمی‌کرد این حجم از غیرت و شجاعت در وجود متولدین این دهه وجود داشته باشد اما جوان‌ترین شهدای مدافع حرم این نسل باور همه را نسبت به هم سن و سال‌هایشان بهم ریخت. جنس این جوانان کمی با هم نسلی هایشان متفاوت بود. مدافعان حرم جوان نمایش غیرت خود، جمله «خرمشهرها در پیش است» را که متعلق به مقام معظم رهبری بود، نهادینه کردند.

شهید سید محمد حسین میر دوستی که متولد تیر هفتاد بود و آبان ماه سال ۹۴ برای دفاع از حریم حضرت زینب (س) در مبارزه با نیروهای تکفیری به شهادت رسید. شهید محمد امین کریمیان نیز نمونه دیگری از جوانان موفق دهه اخیر بود که بورسیه یکی از دانشگاه‌های آلمان و تسلط به چندین زبان زنده دنیا را زیر غبار آرزوها خاک کرد و در سن ۲۲ سالگی مردانگی واقعی را برگزید.

شهید سید مصطفی موسوی، شهید احمد ملکیان و شهید محمد رضا دهقان نیز سه تن از همین دهه هفتادی هایی اند که شاید برخی رویشان حساب باز نمی‌کنند اما این جوانان همگی در سن ۲۰ سالگی آن روی سکه را نشان نسل‌های قبل و بعد دادند.

اما در میان جوان‌ترین شهدای مدافع حرم، شهید محسن حججی نیز به عنوان افتخار همه متولدین این دهه به شمار می‌رود و نشان داد نسلی که می‌تواند آینده این کشور را رقم بزند، قطعاً همین دهه هفتادی‌ها خواهند بود.

هشدار؛ هفتادی‌ها در حال سبقت گرفتن برای کسب موفقیت‌های علمی

طی چند سال اخیر فتح قله‌های موفقیت در عرصه‌های علمی به مسیری برای رقابت دهه هفتادی‌ها با نسل‌هایی قبلی شأن تبدیل شده است. برگزیدگان کم سن و سال جشنواره‌های علمی، المپیادهای کشوری و بین‌المللی که اتفاقاً از میان متولدین نسل چهارم انقلاب هستند، جام قهرمانی را از بزرگ‌ترها گرفته و موفقیت‌های روز افزون این نسل، نشان می‌دهد، فعلاً هم قصد عقب کشیدن ندارند. با وجود نخبگان، مبتکران و رتبه‌های برتر علمی دهه هفتادی، باید بپذیریم که در حال حاضر سکان عرصه‌های علمی کشور را هفتادی‌ها به دست گرفته‌اند.

همین امسال بود که رتبه سوم مسابقات بین‌المللی انستیتو هوانوردی و فضانوردی آمریکا به یک تیم از دانشجویان نخبه ایرانی و از قضا دهه هفتادی رسید. تیم سه‌نفره دانشکده مهندسی هوافضای دانشگاه شریف که به دست سه جوان متولد سال‌های ۷۳ و ۷۴ تشکیل شده و تنها گوشه‌ای از موفقیت‌های نخبگان این دهه را نشان داد.

محمد حسین کرمیان نیز یکی دیگر از همین جوان‌های کم سن و سال و نخبه است. کرمیان دانشجوی دکترای حرفه‌ای است و در حوزه استارت‌آپ ها فعالیت دارد. شاید با توجه به بیست و چند ساله بودنش، همه انتظار یک جوان عادی که تنها دغدغه‌اش تفریح و خرید است را از او دارند اما تجربه نشان داده است، دهه هفتادی‌ها فراتر از این حرف‌های سطحی رفته‌اند. کرمیان با همین سن کم، سال ۹۶ در رویداد استارت‌آپ رویان موفق به کسب جایزه شد و یکی از به نام‌های این حوزه محسوب می‌شود.

سکوهای قهرمانی زیر قدم‌های دهه هفتادی‌ها

تا چندین سال پیش سکوهای قهرمانی کشوری و بین‌المللی محل قدم گذاشتن جوانان دهه ۵۰ و ۶۰ بود اما امروزه آن افراد بر نیمکت‌های پیشکسوتی و مربیگری تکیه زده و حالا این جوانان دهه هفتادی‌اند که پای به سکوهای قهرمانی می‌گذارند. اعضای جوانان تیم‌های ورزشی و مدال آوران مسابقات بین‌المللی که پرچم ایران را بارها به اهتزاز درآورده‌اند، گواه این موضوع اند.

نجمه خدمتی یکی از همین قهرمان‌های خیلی جوان است و با ۲۱ سال سن در مسابقات آسیایی اینچئون اولین مدال طلای تیراندازی کشور را به گردن آویخت تا افتخار دیگری را در برگ قهرمانی‌های ایران ثبت کند.

زهرا کیانی نیز سال گذشته و در سن ۱۹ سالگی، بعد از ۴۰ سال اولین مدال ووشو ایران را در بازی‌های آسیایی ۲۰۱۸ جاکارتا کسب کرد تا نشان دهد آینده ورزشی ایران به دوش نسلی قابل اعتماد است و تنها نیاز به فرصت و حمایت دارند.

جوانان شاخص دهه هفتادی به اینجا ختم نمی‌شوند. در میان کم سن و سال ترین و پویا ترین افراد این دهه، نام آشنای کیمیا علیزاده که پیش از ۲۰ سالگی مدال برنز بازی‌های المپیک ریو ۲۰۱۶ را در رشته تکواندو در مشت گرفت و متولدین سال‌های پایانی دهه هفتاد خودنمایی می‌کند.

زهرا یزدانی یکی از همان آخری‌های هفتادی است و سال گذشته تنها با ۱۸ سال سن، اولین مدال طلای کشتی سنتی زنان را در بازی‌های آسیایی جاکارتا کسب کرد تا یکی دیگر از مدال‌های کشور به دست جوانان این دهه فتح شود.

شعر و شاعری با رنگ و بوی دهه هفتادی‌ها

شاید خیلی از ما با قدم زدن در خیابان ولیعصر دانشجویان دانشگاه هنر را دیده باشیم ولی چندان روی آینده آن‌ها حساب باز نکرده‌ایم. اما باید گفت هفتادی‌ها عرصه هنر را هم از موفقیت‌های خود خالی نگذاشته‌اند. از شاعر و نویسنده گرفته تا کارگردان و بازیگر متولد هفتمین دهه عصر معاصر، همگی در لیست افراد موفق این دهه دیده می‌شود.

در جشنواره فیلم فجر امسال بود که کارگردانان فیلم «جاندار»، یکی از فیلم‌های مورد توجه و شاخص جشنواره را دو جوان دهه هفتادی و کم سن و سال تشکیل دادند و در کنار کارگردانان با تجربه این حوزه خودنمایی کردند. در حوزه سینما و تئاتر نیز بچه‌های جوان و موفق کم نیستند و تنها نیاز به حمایت و فرصت دارند و تا چندین سال آینده خبر درخشش بسیاری از آنها را خواهیم شنید.

کپی کردن شعر و متن‌های شاعران شعر نو همچون سهراب سپهری و شاملو و منتشر کردن آن‌ها در فضای مجازی، تنها دغدغه و هنر هفتادی‌ها نیست. اگر به محفل‌های هنر و شعر و شاعری ها سری بزنید قطعاً متولدین دهه هفتاد را آنجا خواهید دید. ذوق جوانی و استعداد هنرمندانه در این نسل اگر بیشتر از قدیمی تر ها نباشد، کم‌تر هم نیست.

پیمان طالبی از جوانان سال‌های ابتدایی دهه هفتاد است و از شاعران موفق هم به شمار می‌رود. مهندس مکانیکی که کتاب‌های شعری همچون «آئین نامه» و «اشارات» را به تحریر درآورده آینده روشنی در این حوزه دارد.

یک هفتادی و یکی دیگر هم در سن ۱۸ سالگی رتبه برتر جشنواره شعر دانش آموزی را کسب کرد تا گواه توانایی‌های این دهه باشد. سجاد سامانی همین جوان برگزیده حوزه شعر است و کتاب‌های «سالیان» و «ایما» گوشه‌ای از استعدادهای وی است.

باید به توانایی‌های جوانان اعتماد کنیم

جوانان شاخص و موفق هفتادی کم نیستند و برای یافتن آن‌ها نیاز به جست جوی فراوانی نیست فقط کافی است توانایی‌هایشان را باور کنیم تا دریابیم که هفتادی‌ها تنها غرق رنگ لباس، کفش و این مسائل سطحی نبوده و به دنبال ساختن دنیایی بزرگ‌تر هستند.

با توجه به نیاز جوانان به اعتماد دیگران به توانایی‌های آن‌ها و تفاوت نسل جوان امروز با نسل‌های گذشته، علیرضا شریفی یزدی دکترای روانشناسی اجتماعی در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: از نظر جامعه شناختی، معمولاً نسل‌های قبل تر به دلیل تفاوت سبک و نگاهشان به زندگی جوانان نسل بعد از خود را قبول نداشته و آن‌ها را دارای انحراف می‌دانند. اما در حقیقت این گونه نیست و این تفکر تنها ناشی از تفاوت میان نسلی است که ممکن است در حد شکاف یا گسست باشد.

شریفی با بیان اینکه راه حل اعتمادسازی نسبت به نسل جوان گفتگو آن هم به معنای ارتباط کلامی مؤثر است، تصریح کرد: اعتماد سازی نسبت به جوانان بدین معنا است که خانواده، جامعه و حاکمیت باید نسبت به توانایی‌ها و ظرفیت‌های نسل جدید اعتماد کرده و به آنان فرصت خودنمایی دهد. والدین و خانواده‌ها برای عملی کردن این امر باید چندین نکته را مورد توجه قرار دهند. ابتدا اینکه باید ذهنیت خانواده‌ها و جامعه از کلیشه‌ها دوری کنند. در واقع تفکرات کلیشه‌ای مثل اینکه، جوانان دهه اخیر مقید نبوده یا مسیری درست در زندگی ندارند را فراموش کنند.

این روانشناس اجتماعی ادامه داد: موضوع دیگر، پرهیز از نصیحت است. چراکه نسل جوان نصیحت گریز است و این مسیر برای آنان جوابگو نخواهد. پرهیز از تهدید و در فشار قرار دادن جوانان یا شرطی کردن شرایط برای آنان نیز فضای اعتماد را برهم می‌زند. در واقع برای تحقق خواسته‌هایمان از جوانان باید از مسیر گفتگو وارد شویم و تهدید کردن آن‌ها تعامل در روابط را برهم خواهد زد. نکته دیگر برای افزایش اعتماد میان نسلی، فرصت دادن به جوانان برای بازگو کردن خواسته‌ها و نیازهایشان به صورت آزادانه و بدون ترس است. زمانی که جوان تمایلات خود را با زبان خود مطرح کند، می‌توان افکار و ایده‌های وی را شناخت و روابط عمیق‌تری ایجاد کرد.

شریفی اولین قدم حاکمیت و جامعه برای اعتماد سازی نسبت به نسل جوان را توجه به مسائل اقتصادی دانست و اظهار داشت: زمانی که جوانان نسبت به آینده خود در جامعه و به ویژه آینده شغلی اطمینان خاطر داشته باشد، اعتمادی دوسویه میان وی و جامعه ایجاد می‌شود. در واقع دولت باید در قدم اول آینده شغلی جوانی که سال‌ها درس خوانده را تضمین کند تا فضای رشد آن‌ها فراهم شود. دومین گام برای اعتماد سازی نسبت به نسل جوان، در اختیار قراردادن تریبون‌های آزاد برای آنان است. در حقیقت باید فضای اظهار نظر در مسائل سیاسی، مذهبی و دیگر مسائل برای جوانان فراهم باشد چراکه با این امر جوان حس می‌کند به مشارکت طلبیده شده و به جامعه اعتماد می‌کند. اما به‌طورکلی و در حال حاضر نیاز اولیه متولدین دهه هفتاد، تضمین همه جانبه زندگی آن به ویژه آینده اقتصادی است.

همه اینها را گفتیم تا نشان دهیم، توانایی‌های نسل جوان و آینده ساز کشور فراتر از تصورات ما است و تنها نیاز به اعتماد و فرصت دارند. اعتمادی سازنده که باید از سوی جامعه، خانواده‌ها و دولت باشد و زمینه شکوفایی این نسل را فراهم کند. اما با تمام این جنجال‌ها بر سر دهه شصت، هفتاد و هشتاد، همه می‌دانیم که هیچکدام از این سال‌ها باهم تفاوتی نداشته و هیچ نسلی بر دیگری برتری ندارد. چراکه بخشی از موفقیت‌های نسل جوان امروز، قطعاً حاصل استفاده از تجربیات جوانان دهه‌های پیشین است. هرچند که جوانان مبتکر و خلاق امروزی ظرفیت بالایی برای سازندگی کشور دارند اما این ظرفیت حمایت و یاری افراد با تجربه نسل قبل را می‌طلبد و آبادانی ایران تنها با بهره بردن از تجربیات خاک خورده‌های این سال‌ها و اعتماد به نسل جدید حاصل خواهد شد.
منبع:مهر

نقش مدیریت کارآمد در عبور از بحران‌های طبیعی- بخش نخست/ مقابله با بلایای طبیعی با مدیریت اصولی بحران

 

 


سخن آشنا- در آخرین روزهای سال 97، بارش شدید باران و طغیان رودخانه‌ها باعث به‌وجود‌آمدن سیلاب در استان‌های مازندران و گلستان شد. شدت سیل به‌حدی بود که بسیاری از روستاهای این دو استان شمالی کشور که انتظار می‌رفت پذیرای مسافران نورزوی باشد دچار آبگرفتگی شد و ساکنان این روستاها مجبور به تخلیه روستاهای خود شدند. در سایر مناطق و استان‌های کشور نیز افزایش نزولات آسمانی و جاری‌شدن سیل منجر به تخریب روستاها، شهرها و برجای گذاشتن خسارات انسانی و مالی فراوان شد، به‌نحوی که بسیاری از روستائیان و شهروندان مجبور به ترک خانه خود شدند و در مناطق نسبتاً امن سکنی گزیدند، اما به راستی چرا این روزها که می‌توانست روزهای شاد و مفرحی برای مردم باشد و با شروع و تغییر فصل، مردم به استراحت و تفریح بپردازند این‌گونه شد و بیش از 20 استان کشور دچار آبگرفتگی و سیل شدند؟ آیا امکان پیشگیری و مواجهه با این بلایای طبیعی وجود نداشت؟!

Image result for ‫بلایای طبیعی‬‎
با اینکه بلایای طبیعی خارج از کنترل انسان به‌نظر می‌رسند ولی خسارات و آسیب‌های ناشی از آنها به طور چشمگیری قابل کنترل است. این موضوع ارتباط مستقیمی با عملیات پیش‌گیرانه توسط انسان دارد. به طور مثال افزایش پوشش گیاهی و حفاظت و حراست از جنگل‌ها نقش مهمی در جلوگیری از تخریب شهرها توسط سیلاب دارد یا استحکام ساختمان‌ها، خسارات ناشی از زلزله را به حداقل می‌رساند.
با توجه به اینکه از ابتدای شکل‌گیری تاریخ بشریت، بلایای طبیعی به طرق گوناگون جان انسان‌ها را در سراسر جهان گرفته‌اند سه شماره گزارش را به این مسئله اختصاص خواهیم داد، با درنظر گرفتن این مسئله که این گزارش‌ها مسلماً اولین گزارش‌ها درباره بلایای طبیعی نخواهد بود و آخرین آنها نیز نخواهد بود اما با توجه به فاجعه عظیمی که در روزهای اخیر در مناطق مختلف کشور به‌وقوع پیوسته توجه به بلایای طبیعی، راه‌های کنترل آن و کاهش خسارت‌های مالی و جانی از اهمیت بسیاری برخوردار است و شایسته توجه بیشتری از سوی رسانه‌ها است.
بلایای غیرقابل پیش‌بینی
بلایای طبیعی به مجموعه‌ای از حوادث زیانبار گفته می‌شود که منشأ انسانی ندارند این حوادث معمولاً غیرقابل پیش‌بینی بوده یا حداقل از مدت‌ها قبل از آن نمی‌توان وقوع آنها را پیش‌بینی کرد.
زلزله، سیل، طوفان، گردباد، سونامی، تگرگ، بهمن، افزایش شدید درجه حرارت، خشکسالی، آتشفشان و... نمونه‌هایی از بلایای طبیعی هستند، برخی از بلایای طبیعی ناشی از عملکردهای انسانی و دخالت در اکوسیستم طبیعی محیط زیست هستند مانند بلایای ناشی از آلودگی هوا، گرم‌شدن زمین و همچنین سیل ناشی از تخریب جنگل‌ها و پوشش‌های گیاهی مناطق مختلف به دست انسان‌ها و وقوع برخی دیگر ناشی از دخالت ما انسان‌ها نیست و ناخواسته و ناگهانی اتفاق می‌افتد مانند آتشفشان، سونامی و... تحقیقات نشان می‌دهد که آمار بلایای طبیعی در سال‌های اخیر افزایش یافته و تعداد جان‌باختگان، آسیب‌دیدگان و خسارت‌های مالی آنچنان افزایش یافته که خطر جدی برای حیات بشری به‌وجود آورده است اما آیا به راستی نمی‌توان این آمار را کاهش داد و با دخالت‌های انسانی مسیر وقوع بلایای طبیعی را به جای افزایش، کاهش داد؟
این سوالی است که با «ملیکا هوشمند» کارشناس ارشد زیست‌شناسی به بحث و گفت‌وگو می‌گذاریم. وی در پاسخ به این سوال می‌گوید: «انسان‌ها از همان ابتدای خلقت با حوادث طبیعی روبه‌رو بوده‌اند و پیشرفت‌های دانش و تکنولوژی نیز نتوانسته بلایای طبیعی را به تأخیر بیندازد و از تعداد آنها کم کند اما مدیریت بحران، آموزش‌های لازم به مردم، برنامه‌ریزی و سیاستگذاری‌های مناسب مسئولین و دست‌اندرکاران می‌تواند اثرات مخرب و فاجعه‌آمیز بلایای طبیعی را کاهش دهد و رنج و اندوه انسان‌ها در این زمینه را بکاهد.»
وی اضافه می‌کند: «مسئولین پیش از این اعلام کرده بودند که ایران مقام دهم حوادث دنیا را دارد و بیشتر از سایر کشورها در معرض زلزله، سیل و بلایای طبیعی دیگر قرار دارد اما به راستی تاکنون چه پیشگیری‌ها، چه برنامه‌ریزی‌ها و چه اقداماتی برای کاهش خسارات جانی و مالی حاصل از بلایای طبیعی درنظر گرفته شده است و چه اقداماتی در حوزه مدیریت بحران صورت گرفته است. با توجه به اینکه شهرهای پرجمعیت و روستاهای متعددی در مسیر سیلاب‌ها و مناطقی که خطر بلایای طبیعی دارند قرار گرفته‌اند آیا اقدامات لازم برای مدیریت این بحران‌ها درنظر گرفته شده است. به ویژه آنکه از وقوع زلزله استان کرمانشاه حدود دوسال می‌گذرد و هنوز شهروندان بسیاری در چادرها یا کانکس‌ها زندگی می‌کنند و شهرها به حالت اولیه خود بازنگشته است.»
این کارشناس خاطرنشان می‌کند: «اکنون نیز با شدت‌گرفتن سیلاب در استان‌های مختلف شهرها و روستاهای زیادی تخریب و تخلیه شده‌اند و به نظر نمی‌رسد که دیگر این مناطق به حالت اولیه بازگردند و قابل سکونت شوند به همین دلیل با عملیات پیشگیرانه باید نهایت تلاش را به‌عمل آورد تا از وقوع بلایای طبیعی جلوگیری شود. مسلماً از وقوع زلزله، آتشفشان، یخبندان، رعدوبرق، خشکسالی و... نمی‌توان جلوگیری کرد اما با ساختن بناهای محکم و مقاوم می‌توان خسارات ناشی از زلزله را به حداقل رساند، یا با حفاظت از محیط‌زیست و پوشش گیاهی می‌توان از ایجاد بستر مناسب برای ایجاد سیلاب جلوگیری کرد. خاکبرداری‌های بی‌رویه و غالباً غیرقانونی در محیط زیست، از میان بردن تپه‌ها، جنگل‌ها و پوشش‌های گیاهی موجب سرازیرشدن سیل به مناطق کم‌ارتفاع و دشت‌های مسطح می‌شود و از آنجا که غالب شهرها و روستاها در دشت‌ها و مناطق صاف و مسطح ساخته شده‌اند خطرات جبران‌ناپذیری برای ساکنان این مناطق به وجود می‌آید.»
به گفته این کارشناس، بلایای طبیعی علاوه بر تخریب محیط زیست و خسارات جانی فراوانی که به همراه دارد از نظر اقتصادی نیز بسیار زیانبار است و بار عظیم مالی و اقتصادی بر دوش دولت و مردم می‌گذارد چرا که هزینه‌هایی که باید صرف بهداشت، توسعه، پیشرفت و تأمین نیازهای اقتصادی و اجتماعی مردم شود باید صرف جبران خسارت‌های سیل و یا زلزله شود. به همین دلیل با اقدامات و برنامه‌ریزی‌های لازم باید علاج واقعه را قبل از وقوع انجام داد و آموزش‌های لازم به مردم داده شود تا خانه‌های خود را محکم بسازند و از تخریب محیط زیست جدا خودداری کنند و از مسئولین هم انتظار می‌رود که بر روند ساختمان‌سازی نظارت بیشتری داشته باشند و در مورد حفظ محیط زیست هم اقدامات لازم را انجام دهند.
ترس از بلایای طبیعی
زلزله، سیل، طوفان، رعد و برق، یخبندان و... هر کدام می‌تواند جان و مال مردم را تهدید کند اما برای مقابله با این تهدیدات باید چه کار کرد و چه اقداماتی انجام داد؟
خانمی که خود را «رادمنش» معرفی می‌کند در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «بلایای طبیعی معمولا قابل پیش‌بینی نیستند اما با آمادگی، برنامه‌ریزی و تمهیدات مناسب می‌توان زیان‌های حاصله از این بلایا را کاهش داد به این ترتیب در هنگام مواجهه با این حوادث می‌توان بهتر تصمیم گیری کرد و اقدامات لازم را انجام داد.»
وی اضافه می‌کند: «از قدیم می‌گفته‌اند که علاج حادثه را قبل از وقوع باید کرد، به همین دلیل هم مردم و هم مسئولین باید برنامه‌ریزی‌های لازم را برای کاهش خسارات بلایای طبیعی به انجام برسانند. به طور مثال مردم باید آموزش لازم را فرا گیرند تا با حفاظت از محیط زیست، مراتع و جنگل‌ها به تخریب پوشش گیاهی مبادرت نکنند، در جنگل‌ها آتش روشن نکنند، به قطع درختان مبادرت نکنند و کلیه کارها و اقدامات لازم را برای حفاظت از جنگل‌ها به کار گیرند، در هنگام وقوع بلایای طبیعی هم بر ترس و وحشت خود غلبه کنند و به مکان‌هایی امن و مطمئن بروند تا خسارت‌های جانی به حداقل برسد.»
وی همچنین می‌گوید: «مسئولین هم باید برای حفاظت از محیط زیست، پوشش گیاهی، مقاوم‌سازی ساختمان‌ها، سدسازی، جاده‌سازی‌های مناسب، سیل‌بندها و... اقدامات مناسبی انجام دهند تا به هنگام وقوع حوادث طبیعی آشفته و دستپاچه عمل نکنند و خسارات را کاهش دهند.»
این خانم شاغل که در یک تولیدی لباس بچه‌گانه مشغول به کار است با اشاره به وقوع سیلاب اخیر در کشور می‌گوید:‌«متأسفانه سیلاب در کشور ما بار دیگر مردم و مسئولین را غافلگیر کرد و خسارات مالی وجانی که به مردم وارد کرد به هیچ وجه فراموش شدنی و قابل اغماض نیست و تعطیلات سال جدید به کام مردم تلخ و مصیبت‌بار شد، در حالی که اگر سیلاب‌های چند ساله اخیر کشور تجربه شده بود نباید اکنون شاهد این همه خسارات و ضرر‌های مادی و انسانی می‌شدیم.»
وی تصریح می‌کند: «هر یک از حوادث و بلایای طبیعی برای مردم کشور می‌تواند عواقب طولانی به همراه داشته باشد بنابراین همه آحاد مردم اعم از مسئولین گرفته تا مردم باید نهایت تلاش خود را برای کمک به مردم سیل‌زده به کار گیرند تا پیامدهای این سیل ویرانگر بیش از این خرابی به بار نیاورد.»
خانم رادمنش می‌گوید: «من و همکارانم در تولیدی خود بخشی از درآمدمان را کنار گذاشته و مقادیر قابل توجهی هم پوشاک بچه‌گانه برای مناطق سیلزده ارسال کردیم و امیدوارم دیگر شهروندان نیز به این مسئولیت خطیر کمک‌رسانی توجه کنند و همان طور که برای کمک به مردم زلزله‌زده استان کرمانشاه سنگ تمام گذاشتند برای مردم سیل‌زده استان‌های خوزستان، لرستان، گلستان نیز نهایت تلاش خود را انجام دهند تا این مردم حادثه‌دیده بدانند که در هر شرایطی هم‌وطنانشان از آنها حمایت می‌کنند و تنها نیستند.»
نباید فراموش کرد که اگر در جامعه حادثه یا بلایی روی بدهد تنها برای ساکنان یک منطقه روی نداده است و تمام مردم متحد و همراه و همگام باید در کمک‌رسانی به هم‌وطنانشان پیش‌قدم باشند و به ارائه کمک بپردازند، ممکن است امدادرسانان بلافاصله در محل وقوع حادثه حضور پیدا نکنند بنابراین همراهی و کمک مردم می‌تواند بسیار ضروری و حیاتی باشد.
بررسی داده‌های مربوط به بلایای طبیعی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که سالانه حدود 130 هزار نفر در اثر بلایای طبیعی در جهان جان خود را از دست می‌دهند و حدود 4 میلیون نفر نیز مجروح و معلول می‌شوند با توجه به اینکه ایران نیز یکی از بلاخیزترین کشورها در جهان است مدیریت بحران و کاهش خطر بلایای طبیعی همواره موضوعی چالش‌برانگیز است و همکاری و همراهی مردم، مسئولین و نهادهای ذی‌ربط برای مقابله با پیامدهای ناشی از این حوادث ضروری و اجتناب‌ناپذیر است.
منبع:کیهان

تقدیر آیت‌الله‌العظمی مکارم‌شیرازی از طرح «هر مسجد، یک خانه»


آیت‌الله‌العظمی مکارم‌شیرازی از مراجع تقلید ضمن تقدیر از طرح «هر مسجد، یک خانه» گفت: امیدواریم اهالی هر مسجد متعهد شوند یک خانه بسازند و مشکلات کاهش یابد؛ اگرنه بخواهیم با پول دولت این کارها صورت گیرد به آسانی امکان‌پذیر نیست.


به گزارش سخن آشنا، آیت الله ناصر مکارم شیرازی صبح امروز در جلسه درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد با بیان اینکه هنوز مشکلات سیل زدگان باقی است اظهار کرد: باید از کسانی که واقعا به میدان آمدند تشکر کنیم؛ جوانان، طلاب و فضلا به میدان آمدند و درخشیدند و خدمت کردند به سهم خودم از این تلاش تشکر می‌کنم.

وی با اشاره به اینکه گروهی ۵۰ نفری از حوزویان به مناطق سیل زده اعزام شده و ۷۰ میلیون تومان نیز برای هزینه کردن در اختیار آنها قرار گرفته است افزود: تاکنون ۴۱۰ میلیون تومان در این زمینه اختصاص داده ایم تا کمکی به سیل زدگان شود.

این مرجع تقلید با اشاره به اینکه انگیزه این خدمات احساسات مذهبی است، گفت: اینجاست که مشخص می‌شود در چنین بلا و حادثه ای تذکرات انسان دوستانه کم اثر است بلکه تذکرات دینی موثر است و چقدر خیانت می‌کنند کسانی که مبانی مذهبی را در مردم تضعیف می‌کنند.

وی یادآور شد: خدمات اولیه به مقدار زیاد به سیل زدگان ارائه شده است ولی در اینجا دو مسئله مهم است؛ مسئله نخست مسکن است و باید به سیل زدگان مسکن واگذار شود.

آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به طرح «هر مسجد، یک خانه» گفت: این پیشنهاد خوب است و امیدواریم که اهالی دست به دست هم دهند و هر مسجد متعهد شود که یک خانه بسازند وگرنه بخواهیم با پول دولت این کارها صورت گیرد به آسانی امکان پذیر نیست.

وی یادآور شد: نکته دیگر این است که برای خانه‌های سابق زیاد هزینه نکنند چراکه فایده‌ای ندارد و خانه ای که در حاشیه رودخانه است بازهم سیل بیاید همان مشکلات تکرار می‌شود.

این مرجع تقلید با بیان اینکه خشکسالی‌های اخیر مردم را غافلگیر کرد و مردم در حاشیه و بعضعا مسیر رودخانه ها خانه ساختند گفت: باید به فکر آینده بود و خانه‌ها به صورت اساسی در مکان‌هایی امن ساخته شود.
منبع:فارس

۴۶ هزار جهادگر بسیجی در ۲۵ روز به سیل‌زدگان خدمت کردند


رییس سازمان بسیج سازندگی گفت: 2350 گروه جهادی به استعداد 46 هزار نفر برای خدمت رسانی درمناطق سیل زده در 25 روز گذشته با جدیت کامل فعالیت داشته اند.

۴۶ هزار جهادگر بسیجی در ۲۵ روز به سیل‌زدگان خدمت کردند
به گزارش سخن آشنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی بسیج سازندگی؛ محمد زهرایی رییس سازمان بسیج سازندگی گفت: 2350 گروه جهادی به استعداد 46 هزار نفر برای خدمت رسانی درمناطق سیل زده در 25 روز گذشته با جدیت کامل فعالیت داشته اند.

رییس سازمان بسبج سازندگی کشور گفت: این گروه ها از استانهای مختلف کشور و به منظور خدمت رسانی به سیل زدگان از اولین ساعت حادثه در مناطق آسیب دیده حضور یافته و با تخصص‌های مختلف مانند عمرانی، پزشکی در حال مجاهدت هستند.

زهرایی افزود: با تلاش شبانه روزی جهادگران در استانهای گلستان، مازندران، لرستان و خوزستان تابه حال ۱۴۵۰۰منزل و۱۱۰۰کوچه وخیابان را با کمک مردم از گل ولای پاکسازی کرده‌اند.
منبع:فارس

آخرین مطالب