پر بازدیدترین مطالب

سرعت رشد علمی در کشور به قدری بالا است که برای دشمنان قابل قبول نیست

غلامرضا گودرزی معاون آموزش و تحصیلات تکمیلی دانشگاه امام صادق(ع)؛  با بیان اینکه در پیشرفت علمی در ۳ دهه اخیر گام های بسیار مهمی برداشته شده است، گفت: بعد از انقلاب اسلامی پیشرفت علمی بر ۲ بخش تحقیق و توسعه و تولید محصول اتفاق افتاد که در حوزه تحقیق و توسعه ایران در فناوری های نوین رشد قابل توجهی پیدا کرده است اما در بخش تولید محصول نیز مقدار کمی تا جایگاه ایده آل فاصله داریم که باید با تلاش بیشتر به نتیجه مطلوب برسیم.

 * ملاقات های مقام معظم رهبری یک جهش علمی گسترده را رقم می زند

 وی افزود: وقتی  فرد اول کشور که می توان در گستره جهان اسلام از ایشان یاد کرد با دانشگاهیان و دانشجویان نخبگان نشست های ثابتی را هر ساله در ماه مبارک رمضان دارند نشان از اهمیت علم و فناوری است که خوشبختانه این دیدارها باعث افزایش انگیزه در فعالیت های علمی می شود از طرفی ملاقات های مختلف دانشگاهی که در طول یک سال مقام معظم رهبری با مسؤولان علم و فناوری، دانشگاه ها و نخبگان دارند یک جهش علمی گسترده را رقم می زند.

 * سرعت رشد علمی در کشور به قدری بالا است که برای دشمنان قابل قبول نیست

 گودرزی تصریح کرد: افرادی که پیشرفت علم و فناوری ایران را انکار می کنند یا اطلاع ندارند یا سرعت رشد علمی در کشور به قدری بالا است که برایشان قابل قبول نیست که تعداد زیادی از این افراد در خارج از کشور هستند همچنین برخی از افراد که به دلالی نخبگان مشغول اند در سیستم دانشگاهی یا بیرون دانشگاه در رشد علمی با هدف ناامید کردن جوانان به دنبال سود دلالی خودشان هستند و به مردم خیانت می کنند.

 * همه باید دین خود را به کشور انجام دهند

 معاون آموزش و تحصیلات تکمیلی دانشگاه امام صادق(ع) ادامه داد: برای برخورد با خیانتکاران باید اساتید، مدیران دانشگاهی و دانشجویان در کنار یکدیگر در قالب یک تیم فرهنگی فعالیت های علمی را با سرعت بیشتری انجام دهند به طوری که مدیران به دانشجویان فرصت داده و میدان کار علمی را باز کنند همچنین دانشجویان واقعیت های علمی را به درستی ببینند و اساتید نیز پژوهش های فناورانه را دنبال کنند به طور کلی همه باید دین خود را به کشور انجام دهند.

منبع؛خبرگزاری فارس

درباره حضور زنان در استادیوم‌های فوتبال «ورزشگاه» و «آزادی»

چند صباحی است موضوع حضور زنان در ورزشگاه‌‌های فوتبال به یک بحث داغ تبدیل شده است. اگر این موضوع در دایره حدود مشروع آزادی‌ قرار بگیرد، چه گروه‌هایی مانع این آزادی هستند؟

آیزا برلین فیلسوف انگلیسی شهرتش را بیش از هرچیز دیگر مرهون ابتکاری است که در تعریف مفهوم «آزادی» انجام داده است. تا پیش از او در ادبیات اندیشمندان غربی «آزادی» به این صورت معنا می‌شد که فرد در برابر اجرای آنچه قصد آن را دارد «مانع»ی بر سر راه خود نداشته باشد. لذا «فقدان مانع» مترادف با «وجود آزادی» تلقی می‌شد. اینکه «حدود» این آزادی چیست و فرد چه اموری را می‌تواند در دایره مقاصدش در یک جامعه داشته باشد، مسئله جداگانه‌ای است و این حدود می‌تواند بسته به چارچوب‌های هر ایدئولوژی متفاوت باشد. فارغ از آنکه آن ایدئولوژی مشروع است یا خیر.

اما آیزا برلین با ابداع مفاهیم «آزادی مثبت»(Positive Freedom) و «آزادی منفی» (Negative Freedom) معتقد است فقدان مانع صرفاً به مثابه وجود آزادی منفی است و همه‌ی آنچه برای معنای کامل آزادی نیاز است را شامل نمی‌شود؛ بلکه فرد در شرایطی واقعاً آزاد است که غیر از «آزادی منفی» یعنی نبود مانع، «آزادی مثبت» هم داشته باشد. به این معنا که شرایط لازم برای انجام یک قصد مشروع هم برای او فراهم شده باشد. واژه‌های مثبت و منفی در این تعریف حامل بار «ارزشی» نیست؛ یعنی آزادی منفی به معنای آزادی بد و آزادی مثبت به معنای آزادی خوب نیست بلکه مراد آن «حیث» و «جهت» از آزادی است که درباره آن بحث می‌شود.

مثلاً فرض کنید فردی تصمیم دارد در یکی از ایّام تعطیلات از تهران به شمال ایران سفر کند و چنین سفری در حدود آزادی او جای می‌گیرد؛ شرط وجود «آزادی منفی» برای او آن است که مثلاً کسی او را بالاجبار از این سفر بازندارد و یا اینکه مثلاً جاده تهران شمال را به روی او مسدود نکرده باشند؛ اما آزادی مثبت آنجاست که شرایط این سفر برای او فراهم شده باشد؛ مثلاً جاده تهران-شمال امنیت لازم را برای این سفر داشته باشد و مسائلی از این دست.

با این مقدمه، این متن بنای آن را دارد که مسئله ورود بانوان به ورزشگاه‌ها برای تماشای فوتبال که چندصباحی است مبحث آن داغ شده است را بررسی کند. «زن»، «تماشای ورزشی مانند فوتبال»، «قرار گرفتن در کنار مردان در یک گردهم‌آیی اجتماعی» و «استادیوم‌های فوتبال و شرایط آن» مختصات این مسئله است. نگارنده تخصصی در فقه و اصول ندارد و نمی‌تواند در این باره داوری کند که حضور زنان در استادیوم‌های فوتبال در کنار مردان برای تماشای ورزشی مانند فوتبال در دایره‌ی مسائل مجاز به لحاظ فقهی قرار می‌گیرد یا خیر؟ اگر اساساً از منظر فقهی (به عنوان چارچوب ایدئولوژیک در ایران) چنین مسئله‌ای مجاز نباشد، اساساً در دایره‌ی حدود مشروع آزادی قرار نمی‌گیرد که این متن بخواهد این بحث را ادامه دهد. لذا در چنین حالتی، مسئله حالت دیگری پیدا خواهد کرد که از دریچه‌ی متفاوتی باید درباره‌ی آن گفتگو شود.

امّا اگر فرض را بر این بگذاریم که از نظر فقهی، این مسئله، یعنی تماشای فوتبال مردان توسط زنان در محیط استادیوم، فی‌نفسه «مجاز» و یا دست‌کم «مباح‌» باشد. برخی اماره‌ها و نشانه‌ها نیز وجود دارد که می‌تواند این تصوّر را پیش بکشد؛ مثلاً اگر جنبه ورزشی آن را در نظر بگیریم، زنان در استادیوم‌هایی نظیر ورزشگاه 12 هزار نفری آزادی در کنار مردان ورزشی مانند والیبال که ظاهراً شبیه فوتبال است را مشاهده می‌کنند و این امر در جمهوری اسلامی به صورت معمول دنبال می‌شود. و یا به لحاظ حضور در گردهم‌آیی‌ها و یا موقعیت‌های اجتماعی، زنان و مردان در سینماها در کنار هم قرار می‌گیرند و فیلم می‌بینند. ضمن آنکه گزاره‌های مختلفی از ناحیه برخی مسئولان و نخبگان هم وجود دارد که می‌گوید نفس حضور زن در استادیوم فوتبال مشکلی ندارد، امّا باید شرایط لازم فراهم شود.

البته ممکن است برخی از موضع فقهی و اصولی احتجاج کنند که مقایسه فوتبال و استادیومی مانند ورزشگاه 100 هزار نفری آزادی با مکان‌ها و جمع‌ها و ورزش‌های دیگری مانند موضوع ورزشگاه 12 هزار نفری و ورزش والیبال، مقایسه کاملی نیست و یا اساساً مصداق «قیاس» غلط در اصول است که بازهم در این صورت –آنچنان که اشاره شد- مسئله اساساً متفاوت از موضوع این متن می‌شود.

امّا «فرض کنیم» این حالت دوم درست باشد، یعنی حضور زنان در ورزشگاهی مانند آزادی برای تماشای فوتبال، فی‌نفسه به لحاظ حدود آزادی در جمهوری اسلامی غیرمجاز نباشد(چیزی که به ادبیات برخی مسئولان نزدیک‌تر از حالت دیگر است)، در این حالت پرسش اصلی این متن پیش کشیده می‌شود و آن اینکه چه کسانی و یا چه دیدگاه‌هایی در مخالفت با این آزادی هستند؟

به نظر می‌رسد با فرض این حالت، دو نوع رادیکالیسم در برابر تحقق این آزادی قرار می‌گیرد که معمولاً به رادیکالیسم نوع اول، توجّه، و از رادیکالیسم نوع دوم غفلت می‌شود. رادیکالیسم نوع اول را اگر «رادیکالیسم چپ» بنامیم، دیدگاهی است که معتقد است حتی اگر از نظر فقهی هم مشکلی نباشد، باز هم ترجیح می‌دهد که از حضور زنان در ورزشگاه‌ها، حتی به شرط تامین شرایط لازم برای یک حضور سالم و بدون حاشیه، جلوگیری کند. مشخص است که این رادیکالیسم در چنین شرایطی باید در موضع مخالفت با «آزادی منفی» برای حضور در ورزشگاه‌ها دسته‌بندی و از آن اجتناب شود.

امّا در برابر این رادیکالیسم چپ، «رادیکالیسم راست» قرار دارد که نه تنها ضرر آن کمتر از اولی نیست، بلکه می‌تواند به مراتب مخرب‌تر هم باشد. برای رادیکالیسم راست اساساً هیچ دغدغه و یا مسئله‌ای وجود ندارد که برای حضور زنان در ورزشگاه به لحاظ اخلاقی و اجتماعی شرایط لازم فراهم شده است یا خیر؟ این گروه معتقد است که زن به هر طریق و در هر شرایطی باید به استادیوم برود حتی اگر به واسطه‌ی یک تفریح و نشاط نسیه، کرامت و منزلت خود را به صورت نقد در مخاطره ببیند.

پایگاه اجتماعی و به عبارت بهتر پایگاه سیاسی رادیکالیسم راست مشخص است. این گروه مدعی است که «حقوق زنان» را مدنظر دارد و از این منظر است که مدام پیگیر است تا زنان به هر نحوی و در هر شرایطی که شده در ورزشگاه حضور داشته باشند! البته مشکل این جریان آن است که زمان چندانی از محک ادعایشان درباره حقوق زنان در ماجرای قتل خانم میترا استاد توسط آقای محمدعلی نجفی شهردار اسبق اصلاح‌طلب تهران نمی‌گذرد. در این واقعه عیان بود که اساساً زن بودن نه تنها وجه امتیاز یا عاملی برای تکریم و پیگیری حقوق در این جریان نیست، بلکه اگر یک زن موقعیت سیاسی آنها را با مسئله‌ و یا شبهه مواجه کند، آن زن نه تنها یک فرد عادی در کنار مرد نیست(که باید به ماجرایشان رسیدگی شود)، بلکه از همان ابتدا و بدون هیچ بررسی به راحتی می‌تواند مهدورالدم بودنش را هم اعلام کرد و اتهامات عجیب و غریبی -که این قلم نمی‌تواند آنها را یادآوری کند- هم به او بست!

نشانه دیگر نگاه ابزاری یک جریان به این ماجرا، سابقه‌ی مخالفت سنگین و همه‌جانبه‌‌ی او با دستور محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق برای ورود زنان به ورزشگاه در سال 85 است! فارغ  از اینکه این دستور احمدی‌نژاد خوب بود یا بد و جدای از اینکه احمدی‌نژاد با چه انگیزه‌ای چنین دستوری داده بود، این جریان سیاسی تاکید می‌کرد ورود زنان به ورزشگاه چندان هم خوب نیست و حتی اگر بد نباشد، دست‌کم اولویت ندارد! خانم جمیله کدیور در مصاحبه‌ای با ایسنا در تاریخ 15 اردیبهشت 85 تاکید کرده بود که ««این موضوع نیز هرچند توسط سخنگوی دولت و سایر دست‌اندرکاران اصلاح و تصحیح شد، آخر هم معلوم نشد منظور از طرح این موضوع در این مقطع زمانی که اولاً مملکت در عرصه داخلی و بین‌المللی با مشکلات عدیده مواجه است و ثانیاً اگر قرار بر اولویت بخشی به خواست‌های زنان بود و توجه به حقوق تضییع شده آنان، اصولاً این مسأله در رده‌های پایین جدول خواسته‌های آنان قرار می‌گرفت، چه‌ بوده است»!  موضع غالب روزنامه‌های این جریان هم به نوعی مخالفت با حضور زنان در ورزشگاه‌ها بود!

ویژگی مشخص‌تر این جریان تبدیل یک امر اجتماعی به یک «کمپین سیاسی» است. برای این جریان همچنان که اشاره شد اساساً زن اولویت و اصالت ندارد بلکه «ابزار» است تا از مسئله‌ی زنان بتواند کمپین سیاسی علیه حاکمیت تولید کند. طبیعی است که اگر صورت مسئله از یک موضوع اجتماعی به یک «کمپین سیاسی» برای فشار به حاکمیت تبدیل شود، پذیرش یا عدم پذیرش آن «معنا»ی دیگری می‌یابد. اگر موضوع، یک امر اجتماعی باشد، قبول یا عدم قبول آن صرفاً یک مسئله‌ی «منطقی» و یا «ارزشی» است که در چارچوب «خوب» و «بد» و یا «مثبت» و «منفی» ارزیابی می‌شود، امّا وقتی به یک مسئله و کمپین سیاسی تبدیل شد، برای یک حکومت و ملت جنبه‌ی پذیرش یا عدم پذیرشِ «تحمیل» نیز به آن افزوده و از قضا واجد یک اهمیت مضاعف هم می‌شود.

لذا به عنوان یک جمع‌بندی، اگر به لحاظ فقهی حضور زنان در ورزشگاه فوتبال مسئله‌ای نداشته باشد، آنگاه رادیکالیسم چپ که مخالف حضور زنان در هر شرایطی است در موضع مخالفت با آزادی منفی و از آن مهم‌تر موضع جریانی که از زن استفاده ابزاری و برای مسائل زنان (و دیگر مسائل اجتماعی) کمپین‌سازی سیاسی می‌کند در موضع مخالفت با آزادی مثبت است؛ چرا که این دومی حتی بیش از اولی مانع تولید یک شرایط نرمال و قابل قبول، چه به لحاظ اجتماعی و فرهنگی و چه به لحاظ سیاسی برای حضور زنان در ورزشگاه‌هاست و موضع او در مسئله‌ی مطالبه‌ی آزادی «ریاکارانه» است.

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم-عبدالله عبداللهی

آزادی زنان زندانی آمریکایی به شرط "بردگی جنسی!"

دادگاه فدرال آمریکا در گزارشی توضیح می‌دهد که "صنعت بردگی جنسی" در آمریکا سالیانه به طور میانگین ۹.۵ میلیارد دلار برای قاچاقچیان زنان درآمد دارد؛ قاچاقچیان جنسی در آمریکا با گذاشتن وثیقه و آزادی زنان موردنظر خود، آنان را برای "بردگی جنسی" می‌فروشند!

 بیشترین تعداد زنان زندانی در دنیا، در زندان‌های آمریکا محبوس هستند؛ بسیاری از این زنان از لحاظ مالی و شرایطی خانوادگی در شرایط مناسبی بسر نمی‌برند؛ این در حالی است که زنان زندانی آمریکایی، مورد طعمه و اهداف جنسی دیگران به شرط آزادی از زندان قرار می‌گیرند.

به گزارش "گاردین" زنان در زندان‌های سراسر آمریکا توسط قاچاقچیان جنسی که با آزادی آنها مجبور به روسپیگری می‌شوند،  جذب میشوند؛ قاچاقچیان از وب‌سایتهای دولتی برای بدست آوردن اطلاعات شخصی از جمله عکس، استفاده می‌کنند تا قربانیان احتمالی را در حالی که هنوز پشت میله‌های زندان هستند،  شناسایی کنند.

قاچاقچیان جنسی در آمریکا با گذاشتن وثیقه و آزادی زنان موردنظر خود، آنان را برای بردگی جنسی به فروش می‌رسانند؛ خریداران با استفاده از اطلاعات شخصی زندانیان، سوژه‌های خود را که منتظر دادگاهشان هستند، انتخاب می‌کنند؛ با ارسال نامه با محتوای زندگی عاطفی، زنان زندانی را تطمیع می‌کنند؛ بعد از ارسال نامه برای آزادی این دسته از زنان وثیقه می‌گذارند؛  وثیقه‌ها به‌صورت آنلاین یا به صورت اوراق قرضه گذاشته می‌شوند؛ بعد از آزادی به زنان گفته می‌شود که باید به عنوان روسپی فعالیت کنند و در صورت عدم پذیرش به زندان بازگردانده می‌شوند!

یکی از زنان آزاد شده از زندان در مصاحبه با گاردین، تجربیات خود در این زمینه را اینگونه بازگو کرده است: «قاچاقچیان از وثیقه به‌عنوان راهی برای کنترل استفاده می‌کنند؛ من برای پرداخت بدهی خود مجبور به کار به عنوان یک فاحشه‌ خانگی شده‌ام؛ یک بار سعی کردم که فرار کنم اما صاحب وثیقه من را پیدا کرد و با ضرب وشتم مرا به زندان فرستاد.»

 دادگاه فدرال آمریکا در گزارشی توضیح می‌دهد که "صنعت بردگی جنسی" در آمریکا سالیانه به طور میانگین 9.5 میلیارد دلار برای قاچاقچیان زنان درآمد دارد؛  قاچاقچیان با سوء‌استفاده از اطلاعت شخصی زنان زندانی، آنان را به عنوان برده‌ جنسی به دیگران به فروش می‌رسانند.

"دایان چیچو" دادستان سابق اورلاندو در ایالت فلوریدا، در مورد خریداری زنان زندانی می‌گوید: «بعضی اوقات زنان زندانی آزاد شده و نمی‌دانند چه کسی آنها را آزاد کرده است یا چرا؛ آنها از زندان بیرون می‌آیند و کسی در انتظار آنان است؛ این افراد با توضیح اینکه من شما را آزاد کرده‌ام و اکنون مدیون من هستید، زنان زندانی را به عنوان برده جنسی به فروش می‌رساند!»

اکنون بردگی جنسی زنان زندانی در آمریکا به عنوان یکی از بی‌رحم‌ترین و گسترده‌ترین شکل‌های قاچاق انسان شناخته می‌شود؛

یکی دیگر از کاربری‌هایی که زنان زندانی برای قاچاقچیان دارند، جابه‌‌جایی مواد مخدر است؛ صاحبان زنان علاوه بر بردگی جنسی، زنان را وادار به خرید مواد مخدر و جابه‌جایی آن می‌کنند؛

در حال حاضر 2 میلیون و 100 هزار زن تحت نظارت سیستم عدالت کیفری در آمریکا زندگی می‌کنند؛ زنان اکنون بخش بزرگی از جمعیت زندانها را نسبت به گذشته تشکیل می‌دهند .

منبع؛ خبرگزاری فارس

سردار تنگسیری: موفق به تولید سلاح های پیشرفته شدیم

فرمانده ندسا گفت: امروز با همت جوانان متخصص کشورمان موفق به تولید انواع سلاح‌های پیشرفته شده‌ایم و از بیگانگان هیچ هراسی نداریم.

سردار ‌علیرضا تنگسیری‌ در دومین همایش تجلیل از پیشکسوتان دفاع مقدس که در سینما نفت آبادان برگزار شد، اظهار کرد: همدلی و پیروی از مقام معظم رهبری تنها راه غلبه بر دشمن است.

وی با بیان اینکه اتحاد و همدلی بهترین راه مقابله با زیاده‌خواهی‌های دشمن و اعمال تحریم‌های ظالمانه بر کشور است، عنوان کرد: امروز با عنایت به خداوند و رهبر معزز انقلاب و با تلاش  جوانان متخصص در نیروهای مسلح و سپاه موفق به تولید انواع سلاح‌های پیشرفته شده‌ایم و نگرانی از سمت دشمن نداریم.

فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با ابراز اینکه "هر روز در حال پیشرفت هستیم و عامل اصلی این پیشرفت حمایت و رهنمودهای مقام معظم رهبری است"، خاطرنشان کرد: تحریم ظالمانه دشمنان انقلاب فرصتی برای شناخت و خودباوری توان نیروهای متخصص داخلی بود.

دریادار تنگسیری بیان کرد: 40 سال است که با اقتدار مقابل دشمن ایستادگی کردیم و امروز نیز مقابل استکبار جهانی ایستاده‌ایم، تنها ترس ما از برخی عوامل داخلی است و از بیگانگان هیچ هراسی نداریم.

وی از مسئولین دستگاه‌های دولت خواست در خدمت اخلاص داشته باشند و به قشر محروم کشور توجه‌ ویژه‌ای داشته باشند.

وی افزود: دستگاه‌های دولتی به مردم زلزله‌زده و سیل‌زده کشور که در بحران‌های اخیر شغل و زندگی خود را از دست دادند رسیدگی کنند چراکه وظیفه ما کنار مردم بودن و خدمت به مردم است و مسئولین کنار مردم بودن را فراموش نکنند.

فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران اظهار داشت: شهدا  ناظر اعمال و رفتار ما هستند و وظیفه ما در مقابل آن‌ها دفاع از آرمان‌های انقلاب و پیروی از مقام معظم رهبری است.

منبع؛ مشرق

در این شلوغی به دنبال چه می گردند؟!

پیمان صابریان رئیس اورژانس تهران اعلام کرد شهرآورد شهریور ماه گذشته 98نفر زخمی داشته که 88نفر آنها به صورت سرپایی مداوا شده اند و 10نفر نیز برای پیگیری درمان توسط آمبولانس به مراکز درمانی منتقل شده اند.

با وجود همه تمهیدات و کنترل های امنیتی و انتظامی که جای دارد از همه دست اندرکاران تقدیر و تشکر داشته باشیم خدا رحم کرد و این تعداد مجروح می­توانست خیلی سنگین­تر و حادتر باشد.

سئوال اینجاست در صورتی که ورود بانوان به ورزشگاه ها آزاد شود آیا این وضع تأسف بارتر نخواهد بود.

اگر بشنویم خدای نکرده یک دختری در این ازدحام گم شده، به او تعرض یا جسارتی شده یامفقود و.... چه بر سر احساسات جامعه ما می آید؟

وضعیت تأسف بار فرهنگی ورزشگاه­ها که بعضاً  شاهد هستیم با اندکی التهاب نوامیس بازیکنان کادر فنی و یا داورها مورد هتک حرمت قرار می گیرند به هیچ روی اجازه حضور بانوی مسلمان ایرانی را نمی­دهد.

چگونه می­خواهیم با وجود وضعیت تأسف­بار بهداشتی، رفاهی ورزشگاه­ها را که مکرر اعلام شده نه دارای سرویس بهداشتی مناسب می باشند ونه نمازخانه و خدمات رفاهی درخوری دارند حتی فاقد آب سردکن و بوفه می باشند شاهد حضورخواهران و دخترانمان را در این ورزشگاهها باشیم؟!

منظور نگارنده از نگارش این سطور رد تمام و کمال حضور بانوان در ورزشگاه­ها نیست. بلکه تذکر این مهم است حضوربانوان در صحنه ها ورزشی که برای آقایان خطرات مهلکی دارد(زخمی شدن 98نفر در شهر آورد اخیر، فوت یک کودک 8ساله به دلیل برق گرفتگی و...) بلکه تذکر این مهم است که در وضع کنونی حضور بانوان به هیچ وجه از اولویت­های جامعه امروزنمی تواند باشد. این در شرایطی است که کشور ما ثابت کرده مانع حضور بانوان در صحنه های گوناگون نیست و از دل این نظام بانوان بیشماری در صحنه های ورزشی و غیر ورزشی درخشیده اند.

حضور عوامل و شبکه های غیردلسوز و خود فروخته ای که قصد نداریم حتی نام آنها را ببریم در این مهلکه بدنبال سوء استفاده از جریاناتی مانند دختر آبی هستند پیام های بسیار روشنی به ما می دهد که هوشیار باشیم و کاری نکنیم که دشمن می­خواهد.

در پایان باید آرزو داشت زمانی بسیاری از بسترها فرهنگی، اقتصادی، رفاهی و... در جامعه ما رشد کند تا ما شاهد باشیم مثلاً بانوان در صدر تمام استادیوم های ورزشی حضور پیدا کرده اند .

اختصاصی سخن آشنا

 

 

زیر مجموعه ها

آخرین مطالب