پر بازدیدترین مطالب

استبداد دانشگاهی بزرگ‌ترین مانع توسعه کشور 


چنانچه بخواهیم کشور را اصلاح و به سمت توسعه حرکت دهیم این روند ناگزیر باید از دانشگاه‌ها شروع شود.


سخن آشنا- اگر جامعه به سمت اسلامی شدن یا غربی شدن حرکت کند، اصلی‌ترین عامل آن دانشگاه است. لازم به تأکید نیست که نخبگان در هر جامعه‌ای سرنوشت آن جامعه را تعیین می‌کنند در همین جهت امام خمینی (ره) بنیان‌گذار انقلاب اسلامی فرموده‌اند که «باید دانشگاه اصلاح شود تا کشور اصلاح شود». این فرمایش رهبر کبیر انقلاب نشان از اهمیت و نقش سرنوشت‌ساز دانشگاه و دانشجویان در جوامع ازجمله کشور ایران است ولی متأسفانه امروز اکثر دانشگاه‌های کشور به‌جای تولید علوم انسانی اسلامی، علوم انسانی غربی را تدریس می‌کنند.

علوم انسانی ازجمله رشته‌های دانشگاهی است که امروز با کتب و مقالات غربی در دانشگاه‌های کشورمان تدریس می‌شود درصورتی‌که همه ما می‌دانید که علوم انسانی باید اولاً بومی باشد و دوما با فرهنگ مردم متناسب باشد زیرا توسعه و پیشرفت هر جامعه با توجه به هدف‌گذاری‌های فرهنگی و اقتصادی آن جامعه صورت می‌گیرد و این همان چیزی است که بومی و اسلامی سازی کتب و علوم دانشگاهی را لازم و ضروری می‌کند زیرا بسیاری از مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را نمی‌توان با نسخه‌برداری از علوم غربی رفع کرد بنابراین نخبگان علمی کشور باید در زمینه‌های که کشور دچار مشکل است، به تولید علم بومی و کاربردی روی بیاورند.

متأسفانه امروزه دانشگاه‌های کشور دچار غرب‌زدگی شده‌اند زیرا در خلأ علوم انسانی اسلامی، به سمت نظریه‌ها غربی در حوزه‌های مختلف از قبیل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حرکت کرده‌اند و به جای اینکه این نظریه‌ها را به نقد و چالش علمی بکشند، آن‌ها را بدون هیچ دغدغه‌ای می‌پذیرند. به عبارت دیگر کشورهای غربی در حوزه‌های مختلف تولید علم می‌کنند و کشورهای جهان‌سومی ازجمله ایران، این نظریه‌ها و تحقیقات علمی که در بسیاری از موارد مناقشه‌انگیز است، می‌پذیرند و در اداره جامعه از آن‌ها استفاده می‌کنند در صورتی که نسخه‌برداری از علوم غیربومی تاکنون نتوانسته است کشورهای جهان‌سومی را به سمت توسعه و پیشرفت حرکت دهد.

امروز استبداد در دانشگاه‌های کشور به‌شدت احساس می‌شود. تا زمانی که اساتید دانشگاهی و نخبگان کشور به سمت تولید علم بومی نروند و آن‌ها در دانشگاه‌های کشور تدریس و دانشجویان را به سمت تولید علم بومی و اسلامی سوق ندهند، کشورمان نمی‌تواند در سه بعد اساسی فرهنگ، اقتصاد و نظامی به آرمان‌ها و اهداف خود برساند.

پایگاه دیدبان

افشاگری درباره ارتباط وزارت ارتباطات با تلگرام طلایی



دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه گفت: هاتگرام و طلاگرام پیام رسان نیستند، آن‌ها در واقع دو فیلتر شکن داخلی با مدیریت واحد هستند.

Image result for ‫تلگرام طلایی‬‎

به گزارش سخن آشنا، عبدالصمدخرم آبادی دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجزمانه در کانال شخصی خود در سروش نوشت:

با توجه به سوالات متعددی که خبرنگاران محترم در مورد ماهیت دو نرم افزار "هاتگرام" و "تلگرام طلایی" مطرح کرده اند مطالب ذیل جهت آگاهی اعلام می‌گردد.

هاتگرام و طلاگرام پیام رسان نیستند. آن‌ها در واقع دو فیلتر شکن داخلی با مدیریت واحد هستند که بطور غیر قانونی و بر خلاف دستور قضایی با امکانات وزارت ارتباطات دسترسی کاربران ایرانی را به شبکه اجتماعی فیلتر شده "تلگرام" فراهم می‌کنند.

بنظر می‌رسد یکی از عللی که مدیر تلگرام به فیلتر آن در ایران اعتراض نکرد، این است که برخی از مسئولان فضای مجازی کشور اجازه دادند هاتگرام و طلاگرام فیلتر تلگرام را دور بزنند و مانع از مهاجرت ۷۰ درصد کاربران ایرانی به پیام رسان‌های داخلی شوند و از این طریق برای تلگرام زمان خریده اند.


بعد ازفیلتر تلگرام حدود ۳۰ درصد کاربران آن فعالیت خود رابه پیام رسان‌های داخلی منتقل کرده اند. اگر امکانات و پهنای باندی که در اختیار هاتگرام و طلاگرام گذاشته شده به پیام رسان‌های داخلی داده شود، قطعا آن‌ها خدماتی بهتر از تلگرام به مردم عرضه خواهند کرد.

در حال حاضر علیرغم اینکه امکان جایگزینی کامل پیام رسان‌های داخلی به جای تلگرام وجود دارد و با وجودی که پیام رسان‌های داخلی توان ارایه خدمات به همه کاربران ایرانی را دارند، برخی از مسئولان فضای مجازی کشور نگاه مأیوسانه به توان داخلی دارند ودر نتیجه بجای برنامه ریزی برای قطع ید کامل تلگرام هنوز بدنبال رونق فیلتر شکن‌های داخلی مانند طلاگرام و هاتگرام هستند.

در ابتدای امر قرار بر این بوده که فعالیت کنترل شده هاتگرم و طلاگرام موجبات مهاجرت آرام کاربران به پیام رسان‌های داخلی را فراهم کند و به محض اینکه تعداد کاربران آن‌ها به حدود ده میلیون نفر رسید ارتباط آن‌ها با تلگرام قطع و کاربران آن‌ها به یک پیام رسان قوی داخلی منتقل شوند. ولی علیرغم اینکه که هم اکنون تعداد کاربران این دو فیلترشکن به بیش از ۲۶ میلیون نفر رسیده تا کنون به این وعده عمل نشده است.

تبلور شبکه ملی اطلاعات درگرو تحقق یک یا چند شبکه اجتماعی ملی است. اهمیت راهبردی صنعت تولید و بهره برداری از شبکه‌های اجتماعی ملی به لحاظ نقش آن در غنی سازی ذهنها، اگر مهمتر از صنعت صلح آمیز هسته‌ای نباشد کمتر از آن نیست.

اجازه ادامه فعالیت به فیلتر شکن‌های داخلی (هات گرام و طلا گرام) علاوه بر تبعات سوء و آسیب‌های فرهنگی، امنیتی و اجتماعی ناشی از سلطه بیگانه بر فضای مجازی کشور باعث نابودی پیام رسان‌های داخلی و از بین رفتن این صنعت و هزاران شغلی است که قرار است در بستر شبکه‌های اجتماعی داخلی ایجالد شود.

عبدالصمد خرم آبادی
منبع:مشرق

گفتمان‌های ضدقرآنی موجود در جامعه

 


در جامعه اسلامی برخی از گفتمان‌های ضد قرآنی چنان بی‌منازعه حکومت می‌کنند که گویی هیچ شکی در صحت آن نیست؛ در حالی که نه تنها فاقد مبانی قرآنی است، بلکه به شدت ضد مبانی قرآنی و اصول حاکم بر فلسفه و سبک زندگی قرآنی است. نویسنده در این مطلب برخی از مهم‌ترین گفتمان‌های ضد قرآنی حاکم بر سبک زندگی مردم در یک جامعه اسلامی را بر اساس آموزه‌های قرآنی تبیین کرده است.

سخن آشنا- 

قرآن، بنیاد فلسفه و سبک زندگی اسلامی
هر انسانی خواسته و ناخواسته فلسفه‌ای دارد که به عنوان انگیزه رفتارها و نگرش‌های وی عمل کرده و نه تنها موتور حرکتی او را شکل می‌دهد، بلکه جهت‌گیری اصلی زندگی او را به عنوان راهبردها تعیین می‌کند و سیاست‌ها و برنامه‌ها را بر اساس آن سامان می‌دهد.
شاید بسیاری از مردم به ظاهر فلسفه‌ای نداشته و یا بر اساس تفکر فلسفی عمل و رفتار نکنند؛ اما اگر فلسفه را علم و معرفت نسبت به هستی بدانیم، هر کسی برای هستی تفسیری دارد که بر اساس آن عمل می‌کند. این تفسیر از هستی ممکن است واقعا عالمانه و معرفت شناسانه باشد، و ممکن است این‌گونه نباشد و تنها بر اساس تقلید از نیاکان شکل گرفته و به صورت یک رویه و عادت در زندگی بروز کرده باشد.
وقتی به سبک زندگی افراد نگریسته می‌شود، می‌توان یک فلسفه هستی شناختی را از آن استخراج و استنباط کرد. اصولا مهم‌ترین فلسفه‌های هستی شناختی عبارتند از : 1. پذیرش عالم مادی و انکار یا شک در عالم غیرمادی که در تعابیر قرآنی از آن به غیب یاد می‌شود؛ 2. پذیرش عالم مادی و غیرمادی؛ 3. انکار عالم مادی مانند نگرش فلسفی سوفسطاییان. البته کسی نیست که عالم غیب و غیر مادی را بپذیرد و منکر عالم مادی باشد.
از میان این نگرش‌های فلسفی به هستی، دو دیدگاه نخست مهم‌ترین و اساسی‌ترین آنهاست. از نظر قرآن، کسی که تنها عالم مادی را به عنوان حقیقت می‌پذیرد و منکر حقیقی به نام عالم غیب است، به طور طبیعی، سبک زندگی خود را براساس این نگرش هستی شناختی سامان می‌دهد و تمامی تلاش خود را مصروف مفهوم سعادت مادی در قالب کسب آرامش و آسایش می‌کند. از نظر این افراد اموری چون اخلاق و قانون تنها در صورتی است که برای تامین سعادت مادی مفید باشد و اگر بتوانند آن را نادیده بگیرند و بر خلاف آن عمل کنند بی‌آنکه هزینه‌ای بپردازند یا با کمترین هزینه سود مادی بیشتری ببرند، اخلاق عمومی و قانون عقلایی را دور می‌زنند و آن را نادیده می‌گیرند؛ زیرا اصالت لذت مقتضی آن است که تنها خود را ببینند و تمام تلاش خود را برای تامین و کسب آن داشته باشند. از نظر قرآن کسی که در غیب به ویژه عنصر معاد و بازخواست از اعمال و حسابرسی در روز قیامت حتی شک و شبهه داشته باشد، نه تنها به اخلاق و قانون به‌عنوان محور و مدار معتقد نیست، بلکه گرایش به شکستن و نادیده گرفتن همه خطوط قرمزی دارد که عقل و نقل و جامعه و مانند آن تعیین و تحمیل می‌کند. خداوند به صراحت درباره این افراد می‌گوید: سوگند به روز قيامت و سوگند به نفس لوامه و وجدان بيدار و ملامتگر كه رستاخيز حق است. آيا انسان مى‌‏پندارد كه هرگز استخوان‌هاى او را جمع نخواهيم كرد؟ آرى قادريم كه حتى خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتب كنيم. انسان شك در معاد ندارد، بلكه او مى‏ خواهد دریدگی کند و آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت در تمام عمر گناه كند. از اين‏رو مى‌‏پرسد قيامت كى خواهد بود؟(قیامت، آیات 1 تا 6)
اما کسی که به عالم غیر‌مادی به عنوان غیب باور و اعتقاد دارد و اموری چون خدا، فرشتگان، عالم آخرت، معاد و حسابرسی آن روز را باور دارد، به طور طبیعی، جهان مادی و زندگی دنیوی را بخشی از حیات انسانی دانسته و برای زندگی اخروی برنامه‌ریزی می‌کند.
عده‌ای هم هستند که نگرش آنها با تقدیم زندگی دنیوی بر اخروی سامان می‌یابد و این ویژگی سست ایمان‌ها است. این‌ها به خاطر سستی ایمان و یا فقدان عزم جدی در عمل با آنکه اعتقاد قوی به آخرت و اصالت آن دارند، در عمل نمی‌توانند نقد را رها کنند و به دنبال نسیه باشند. در حقیقت آنان می‌گویند: سرکه نقد به از حلوای نسیه. این‌گونه است که نسبت به آخرت کم می‌گذارند و با آنکه می‌دانند که لذت‌های دنیوی کوتاه و اندک و کم اهمیت است، ولی متاع قلیل دنیا را مقدم می‌دارند.
خدا در قرآن از انسان‌ها می‌خواهد بدون آنکه طیبات زندگی دنیوی را بر خود حرام کنند چنانکه اهل رهبانیت کرده‌اند، بدون گرفتاری به محبت دنیا و زینت‌های آن(آل عمران، آیه 14) از همه حسنات و طیبات زندگی دنیا و آخرت بهره‌مند شوند: أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا الله وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَالله غَفُورٌ رَحِيمٌ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از خدا پروا داريد و به پيامبر او بگرويد تا از رحمت‏ خويش شما را دو بهره عطا كند و براى شما نورى قرار دهد كه به [بركت] آن راه سپريد و بر شما ببخشايد و خدا آمرزنده مهربان است. (حدید، آیه ۲۸)
پس مومن بدون اینکه خود را از طیبات و حسنات زندگی دنیوی محروم کند، از دنیا و آخرت سود می‌برد و زندگی متعادلی را در پیش می‌گیرد. خدا می‌فرماید:[اى پيامبر] بگو زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و [نيز] روزي‌هاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده؟ بگو اين [نعمت‌ها] در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‏‌اند و روز قيامت [نيز] خاص آنان مى‏ باشد اين‌گونه آيات [خود] را براى گروهى كه مى‏ دانند به‌روشنى بيان مى‌‏كنيم؛ بگو پروردگار من فقط زشتكاري‌ها را چه آشكارش [باشد] و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام گردانيده است و [نيز] اينكه چيزى را شريك خدا سازيد كه دليلى بر [حقانيت] آن نازل نكرده و اينكه چيزى را كه نمی‌دانید به خدا نسبت دهيد. (اعراف، آیات 32 و 33)
مسلمان و مومن باید فلسفه هستی شناختی و سبک زندگی مبتنی بر آن فلسفه را از قرآن و آموزه‌های وحیانی بگیرد و نه تنها افزون بر عالم ماده و دنیا باید عالم غیرمادی و غیب را بپذیرد، بلکه باید سبک زندگی خود را بر اساس این فلسفه سامان دهد. (بقره، آیات 1 تا 5) در این فلسفه و سبک زندگی ایجاد تعادل به بهترین شکل با تأسی به اسوه‌های حسنه‌ای چون پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) ضروری است.(احزاب، آیه 21 و ممتحنه، آیات 4 و 6)
پس فلسفه و سبک زندگی هر مسلمان و مومنی باید بر اساس فلسفه و سبک زندگی قرآنی باشد. این در حالی است که بسیاری از مسلمانان رویه‌ای در پیش گرفته‌اند که در آن دنیا بر آخرت ترجیح داده شده است.
متاسفانه در میان مسلمانان و نیز جامعه ما افکار و اندیشه‌هایی حاکم است که اصولا با فرهنگ قرآنی سازگاری ندارد و حتی علیه آن است. این گفتمان‌ها چنان بر فکر و عمل جامعه مسلمانان حاکم شده که گویی حق است و اهل شریعت نیز آن را حق دانسته و بدان باور داشته و بر اساس آن سبک زندگی خود را شکل می‌دهند.
مصادیقی از گفتمان‌های ضدقرآنی موجود
چنان‌که گفته شد ، برخی از گفتمان‌ها به عنوان رفتار متشرعانه در جامعه اسلامی رواج یافته است که اصولا مخالف فلسفه و سبک زندگی قرآنی و گفتمان حاکم بر قرآن است. در اینجا به برخی از مهم‌ترین گفتمان‌های ضد قرآنی حاکم بر جامعه اسلامی‌اشاره می‌شود:
1- ازدواج: در مسئله ازدواج گفتمان موجود در جامعه اسلامی این است که انسان تا مالی فراهم نیاورده و غنی نشده است، نباید ازدواج کند. از این رو بسیاری از والدین و فرزندان هنگامی که با این پرسش مواجه می‌شوند: چرا ازدواج نمی‌کنی یا نکردی؟ می‌گویند: هنوز ثروتی ندارم و کاری به دست نیاورده ام. دیگران نیز می‌گویند: هنوز دستش به دهانش نرسیده است. این جملات که بیانگر سبک زندگی افراد جامعه است، سبک زندگی‌ای را نشان می‌دهد که برخلاف آموزه‌های وحیانی قرآن است؛ چرا که از نظر قرآن، ازدواج موجب غنا و ثروت است. بنابراین اگر کسی گرفتار فقر است، با ازدواج به غنا و بی نیازی می‌رسد. خداوند می‌فرماید: وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ؛ بى‏ همسران خود و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد، اگر تنگدست هستند خداوند آنان را از فضل خويش بى‌‏نياز خواهد كرد و خدا گشايشگر داناست. (نور، آیه 32) در این آیه وظیفه والدین و افراد جامعه و دولت اسلامی آن است که بی‌همسران را ازدواج دهند. اگر این افراد فقیر هستند با ازدواج به غنا و ثروت می‌رسند. پس ازدواج موجب افزایش ثروت است؛ زیرا خداوند از روی فضل، بیش از آن روزی معمولی به او خواهد داد و او را غنی و بی‌نیاز می‌کند. از نظر قرآن انسان وقتی به فقر واقعی خود در همه امور آگاه می‌شود بر آن است تا به خدای غنی حمید متصل شود و این گونه با اتصال و خیرخواهی می‌تواند به ثروت و خانه و همسر دست یابد و چیزهایی که انتظارش را نداشت به دست آورد. (فاطر، آیه 15؛ قصص، آیات 24 تا 27؛ طه، آیات 10 تا 14)
2- ربا: گفتمان عملی موجود در جامعه این است که با نزولخواری و ربا می‌توان مشکل اقتصادی را حل کرد و به بلندی رسید و از خواری و خفت رهایی یابد. قرآن این نوع فکر و رویه را باطل دانسته و این گفتمان حاکم بر جامعه را به نقد می‌کشد؛ زیرا اگر به ظاهر با نزولخواری درصدی از مال افزایش می‌یابد ولی برکت از آن مال می‌رود و انسان را گرفتار می‌کند؛ ربا گیرنده هم سودی از ربا نمی‌برد و آن ربا در زندگی‌اش تاثیر مثبت نمی‌گذارد و مشکل او را حل نکرده و او را به بلندی نمی‌رساند. خداوند می‌فرماید: يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا؛ خدا ربا را نابود کرده و می‌کاهد. (بقره، آیه 276) باید توجه داشت که ربا از واژه ربو به معنای بلندی است. در عربی به زمین بلند «ربوه» می‌گویند چنانکه در آیاتی از قرآن نیز به همین معنا به کار رفته است. (بقره، آیه 265؛ مومنون، آیه 50) پس بر خلاف انتظاری که از این ربا می‌رود که شخص را بلند و برجسته کند، او را پایین می‌آورد و از اعتبار و ارزش و ثروت او می‌کاهد. در حقیقت تفکر حاکم بر جامعه بر خلاف قرآنی است که بیانگر حقایق امور هستی است. در حقیقت از نظر قرآن، این ظاهر با باطن، همخوانی ندارد و انسان به خطا گمان می‌کند بلند شده در حالی که پایین افتاده است.
3- صدقه: ظاهر انفاق و صدقه، از دست دادن و از دست رفتن مالی است که با انفاق از ملکیت انسان خارج می‌شود؛ گفتمان موجود در جامعه نیز از دست دادن و از دست رفتن مال با صدقات و انفاق است؛ در حالی که گفتمان قرآنی برخلاف این دیدگاه است. از نظر قرآن صدقات نه تنها موجب کاهش و از دست رفتن مالی نیست، بلکه موجب افزایش و بلندی است و دقیقا عکس ربا عمل می‌کند. خداوند در ادامه همان آیه 276 سوره بقره پس از حکم ربا می‌فرماید: وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ؛ صدقات را بلند می‌کند و بر برکت آن می‌افزاید. در آیات دیگری به افزایش چندبرابری صدقات و انفاقات ‌اشاره داشته و می‌فرماید: مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ‌اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَالله يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَالله وَاسِعٌ عَلِيمٌ؛ مَثَل (صدقات‏) كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند همانند دانه‌اى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه‌اى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر كس كه بخواهد (آن را) چند برابر مى ‏كند و خداوند گشايشگر داناست‏.(بقره، آیه 261) و نیز می‌فرماید: الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا الله قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ؛ در حقيقت مردان و زنان صدقه‏‌دهنده و [آنان كه] به خدا وامى نيكو داده‏‌اند ايشان را [پاداش] دو چندان گردد و اجرى نيكو خواهند داشت. (حدید، آیه ۱۸)
4- تقدیر و تدبیر: گفتمان باطل دیگری که در جامعه اسلامی موجود است، نوع نگاه مسلمان به مسئله تقدیر و تدبیر است. هر چند که دنیا از نظر قرآن بر اساس علل و اسباب سامان یافته و باید انسان تابع اسباب باشد (کهف، آیات 84 و 85) و از وسایل سود برد (اسراء، آیه 57؛ مائده، آیه 35)؛ اما باید توجه داشته باشد که تلاش انسان از طریق اسباب تا جایی نتیجه می‌دهد که تقدیر و مشیت و حکمت الهی اقتضا می‌کند. امام سجاد(ع) می‌فرماید: یا من لاتبدل حکمته الوسایل؛ ‌ای خدایی که وسایل و اسباب، حکمت او را تبدیل نمی‌کند. بنابراین، هر وسیله‌ای تا جایی کاربرد و کارایی دارد که حکمت و مشیت و تقدیر الهی باشد. بنابراین، اینطور نیست که هرکس کار و دوندگی بیشتری داشته باشد، رزق بیشتری می‌برد؛ بلکه رزق هر کسی مقسوم و معین است. (شوری، آیه 27) خداوند به‌صراحت می‌فرماید: وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛ و هيچ چيز نيست مگر آنكه گنجينه‌‏هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‌ اى معين فرو نمى‌فرستيم. (حجر، آیه ۲۱) از نظر قرآن هر چه از مصیبت در جان و جامعه و جهان رخ می‌دهد براساس یک تدبیر و برنامه‌ریزی حکیمانه الهی و مشیت کلان خداوندی است، پس نباید شخص به از دست رفته‌ها و به دست آمده‌ها غمگین یا شاد بدمست شود؛ زیرا همه اینها بر اساس آنچه است که قبلا در ام الکتاب نگاشته شده (حدید، آیات 22 و 23) و امروز از روی آن کتاب در جامعه و جان و جهان استنساخ و رونویسی می‌شود به وقوع می‌پیوندد.(جاثیه، آیه 29)
5- اعتماد به نفس کاذب و غرور علمی: برخی گمان می‌کنند که این تلاش و کوشش آنان است که آنان را به چیزی رسانیده و یا دارای علم و ثروت و قدرت شده‌اند. این در حالی است که هر چیزی که انسان در اختیار دارد بر اساس حکمت و مشیت الهی است نه از روی علم و دانایی و توانایی فرد. پس نباید این گفتمان غلط حاکم باشد که علم او نجات بخش از مشکلات و زیان‌ها است: فَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَهًْ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ؛ و چون انسان را آسيبى رسد ما را فرا مى‏خواند سپس چون نعمتى از جانب خود به او عطا كنيم می‌گويد آن را صرفا به کمک دانش خود يافته‌ام؛ نه چنان است؛ ‏بلكه آن آزمايشى است؛ ولى بيشترشان نمىدانند. (زمر، آیه ۴۹) این تفکر که به آن تفکر قارونی گفته می‌شود هنوز بر بسیاری از گفتارها و رفتارهای ما حاکم است و هنوز می‌گویم این کشف من بود و این کتاب را من نگاشتم و این ثروت را من به علم خود به دست آوردم و یا مانند آنها که بر اساس اعتماد به نفس کاذب و غرور علمی ایجاد شده است. خداوند درباره قارون نیز می‌فرماید: قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ الله قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّهًْ وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلَا يُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ؛ قارون گفت: من اينها را در نتيجه دانش خود يافته‌ام، آيا وى ندانست كه خدا نسل‌هايى را پيش از او نابود كرد كه از او نيرومندتر و مال‏ اندوزتر بودند و[لى اين گونه] مجرمان را [نيازى] به پرسيده شدن از گناهانشان نيست. (قصص، آیه ۷۸)
6- راه کسب علم : علم حصولی و حضوری و یا هر نوع دیگر آن بر خلاف تصور موجود در جامعه مسلمانان، از طریق خواندن و مانند آن به دست نمی‌آید و استاد هم نقش آنچنانی ندارد که گمان می‌شود. اصولا از نظر قرآن، علوم برتر چون علوم حضوری و شهودی و علم لدنی از راه آموزش‌های متعارف به دست نمی‌آید و با خواندن و کتاب و استاد انسان به جایی نمی‌رسد؛ همان طوری که حضرت موسی(ع) با حضور در محضر استاد علم لدنی نتوانست بهره‌ای از علم لدنی ببرد. (کهف، آیات 65 تا 76) از نظر قرآن راه کسب علم واقعی و حقیقی، تعلیم الهی از طریق عبادت تقوایی است.(بقره، آیات 21 و 282؛ انفال، آیه 52) اصولا تعلیم تنها به دست خدا و مظاهر کامل او یعنی پیامبر(ص) و امامان(ع) امکان‌پذیر است.(بقره، آیات 129 و 151؛ آل عمران، آیه 64؛ جمعه، آیه 2)
۷- امید به اسباب: انسان به اموری امید می‌بندد و آنها را اسباب می‌داند در حالی که نباید به آنها امید داشت. از نظر قرآن انسان باید از خود نومید باشد و همواره به خدا امید داشته باشد. اگر این گونه عمل کند موفق است. در حالی که انسان بیشتر به اسبابی همچون پزشک و تدبیر و امور دیگر از اسباب و وسایل دل می‌بندد و بدان امید پیدا می‌کند. این گفتمان خلاف گفتمان الهی قرآن است. انسان باید به خدا امیدوار باشد و تنها از او مایوس نباشد. این خود بهترین حالت تقوایی است که انسان با آن به چیزهایی می‌رسد که گمانش را نمی‌برد: وَمَنْ يَتَّقِ الله يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى الله فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ الله بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا؛ هر كس از خدا پروا كند [خدا] براى او راه بيرون‏شدنى قرار مى‏ دهد؛ و از جايى كه حسابش را نمى ‏كند به او روزى مى ‏رساند و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است‏ خدا فرمانش را به انجام‏رساننده است، به‌راستى خدا براى هر چيزى اندازه‌اى مقرر كرده است. (طلاق، آیات 2 و ۳)
آنچه بیان شد برخی از مهم‌ترین مصادیق افکار و رفتارهای ضدقرآنی است که بر جامعه مسلمانان و فلسفه و سبک زندگی آنان حاکم شده است؛ در حالی که باید با ترک چنین افکاری راه خود را بر اساس فلسفه و سبک زندگی قرآنی بازشناسند و حرکت کنند.
منبع:کیهان

چهار سالگی فرمان تاریخی رهبر انقلاب و مسیر هموار تحصیل برای دانش‌آموزان افغانستانی


این روزها نیز با پایان یافتن سال تحصیلی این سوال برای مهاجرین ایجاد شده که آیا ثبت نام‌ها مشابه سال قبل بوده و آیا امسال نیز دانش آموزان فاقد مدرک امکان تحصیل در مدارس را دارند؟

گزارش تسنیم | چهار سالگی فرمان تاریخی رهبر انقلاب و مسیر هموار تحصیل برای دانش‌آموزان افغانستانی
سخن آشنا-  با پایان فصل مدارس و آغاز ثبت نام‌ها برای سال تحصیلی جدید، سوال‌ها و پیگیری‌های خانواده‌های مهاجرین افغانستانی در ارتباط با نحوه ثبت نام و امکان تحصیل دانش آموزان فاقد مدرک در مدارس دولتی نیز آغاز شده است.

در سه سال گذشته پس از فرمان تاریخی رهبر معظم انقلاب مبنی بر ثبت نام دانش‌آموزان افغانستانی دارا و فاقد مدرک در مدارس دولتی بخش عمده‌ای از نگرانی‌های خانواده‌های مهاجر بابت تحصیل فرزندانشان مرتفع شد به گونه‌ای که به گفته بسیاری از چهره‌های مطرح مهاجر و نخبگان افغانستانی این فرمان رهبر انقلاب یکی از بزرگ‌ترین تصمیم گیری‌های سرنوشت ساز در حوزه مهاجرین افغانستانی ساکن در ایران بوده است.

این روزها نیز با پایان یافتن سال تحصیلی این سوال برای مهاجرین ایجاد شده که آیا ثبت نام‌ها مشابه سال قبل بوده و آیا امسال نیز دانش آموزان فاقد مدرک امکان تحصیل در مدارس را دارند؟

«محمد عجمی» مدیرکل اتباع خراسان‌رضوی چندی پیش در یک نشست خبری گفته بود که مهاجرین بابت تحصیل فرزندانشان نگران نباشند و تدابیری مشابه سه سال گذشته نیز برای فاقدین مدرک اتخاذ می‌شود.

در همین حال نیز چند روز قبل، «سید محمد بطحایی» وزیر آموزش و پرورش در همایش مسئولان تحصیل اتباع و مهاجرین خارجی این وزارت اعلام کرد که نباید در ثبت نام و تحصیل تفاوتی میان دانش آموزان ایرانی و غیرایرانی صورت گیرد.

وی تاکید کرد: در سال تحصیلی که گذشت شاهد افزایش 10 درصدی پوشش تحصیلی مهاجرین خارجی در قیاس با سال گذشته بودیم و امسال نیز تاکیدها بر این بوده که این رقم افزایش یابد بطوریکه هیچ دانش آموزی نباید از تحصیل بازبماند.

به دنبال اظهارات بطحایی، بلافاصله ستاد ثبت نام مدارس وزارت آموزش و پرورش در قالب بخشنامه‌ای خطاب به مدیران کل آموزش و پرورش استان‌ها روند ثبت نام در سال تحصیلی جدید را تشریح و اعلام کرد.

در بخشی از این دستورالعمل در ارتباط با ثبت نام دانش آموزان مهاجر آمده است: در خصوص ثبت نام دانش آموزان اتباع خارجی در سال تحصیلی98-1397 بر اساس شیوه نامه 19 تیر 1396 اقدام شود و هرگونه تغییر و اصلاح متعاقباً از سوی مرکز امور بین الملل و مدارس خارج از کشور اعلام می‌شود.

بر اساس دستورالعمل یاد شده؛ با توجه به لزوم مدیریت منابع مالی و سرمایه انسانی (دستورالعمل ساماندهی نیروی انسانی)، ضروری است برای استفاده از فرصت شهریورماه 97 ،به گونه‌ای برنامه ریزی شود که تمامی ثبت نام‌ها تا 31 مرداد به اتمام برسد.

پیگیری‌های خبرنگار تسنیم نشان می‌دهد که احتمالا در روزهای آینده در تیر ماه روند صدور و تمدید برگه‌های حمایت تحصیلی کلید می‌خورد، البته تاکنون فقط در ارتباط با ثبت نام آن دسته از فاقدین مدرکی که سال‌های گذشته نیز با اخذ برگه حمایت تحصیلی به مدرسه رفته‌اند توسط مسئولان نسبت به ثبت نام در مدارس اطمینان داده شده است.

مجموع پیگیری‌ها و اظهارات مقامات مرتبط و دستورالعمل ارسالی به ادارات کل آموزش و پرورش در سراسر استان‌ها گویای این موضوع بوده که امسال نیز در چهارمین سال اجرایی شدن دستور رهبر انقلاب، مسیر تحصیل دانش آموزان مهاجر هموار بوده و شاهد پوشش تحصیلی بیشتری از دانش آموزان مهاجر خواهیم بود.

خبرگزاری تسنیم در گزارش‌های بعدی مهاجرین را در جریان نحوه ثبت نام و تمدید برگه‌های حمایت تحصیلی قرار خواهد داد.
منبع:تسنیم

در مدارس لاکچری چه می‌گذرد؛ فرزندان خاص در لاکچری‌ها



مدارسی لاکچری با لیستی از برنامه‌های عجیب و شهریه‌های نجومی ویژه فرزندان طبقات خاص جامعه در کنار بی‌توجهی دولت به مدارس دولتی شکاف طبقاتی در آموزش را رقم زده‌اند.

به گزارش سخن آشنا، مدارس لاکچری همان مدارسی هستند که نقطه تمرکزشان در مناطق بالایی پایتخت کشور است، مدارسی که خدمات ویژه به مخاطبان خاص خود (فرزندانی از طبقات قدرت و ثروت) ارائه می‌دهند و در قبال برنامه‌های لاکچری و فانتزی خود از منوی باز ناهار و استخر تا مشاوران خارجی و فوق برنامه‌هایی عجیب، هزینه‌های نجومی هم می‌گیرند، هزینه‌ای که در پایه اول ابتدایی از 14 میلیون تا 25 میلیون تومان است و کاملا طبیعی است که این هزینه برای سال‌های آخر دبیرستان و آماده‌سازی کنکور تا چندین برابر افزایش یافته و بسته به نوع خدمات به مرز 50 میلیون تومان می‌رسد و اگر کلاس‌های آمادگی المپیادها را هم به آن اضافه کنیم که هزینه دریافتی بسیار بالاتر از 50 میلیون تومان است.

 

مدارسی که در بخش بین‌الملل خود به دلار شهریه می‌گیرند و اگر شرایط و امکانات حاکم بر آنها را با وضعیت فعلی مدارس دولتی مقایسه کنیم به اختلاف طبقاتی عمیقی که در نظام آموزشی کشور ریشه دوانده است، می‌رسیم، اختلافی که کودکان را نیز قربانی می‌کند.

و حالا وقت آن است که به این سوالات پاسخ داد؛ آیا فرزندان طبقات خاص جامعه باید در مدارس به اصطلاح لاکچری مشغول به تحصیل باشند؟ کافی است یکبار به یکی از این مدارس سری بزنیم و لیست اسامی دانش‌آموزان آنها را مشاهده کنیم تا مشخص شود فرزندان چه افرادی در این مدارس مشغول به تحصیل هستند؟ آیا سهم عامه مردم باید مدارس دولتی با اوضاع فعلی‌اش باشد که حتی برای ثبت‌نام در این مدارس نیز در هر فصل ثبت‌نام، باید دردسرهای مختلفی را تحمل کنند.

و در این میان تا زمانی که فرزندان طبقات قدرت و ثروت جامعه در مدارس لاکچری مشغول به تحصیل باشند طبیعی است که کسی به فکر حل مشکلات مدارس دولتی نخواهد بود.

در همین رابطه مجتبی همتی‌فر کارشناس آموزشی درباره برخی برنامه‌های مدارس غیردولتی همچون هزینه‌های سنگین، اردوهای خارج از کشور و استفاده از کارشناسان اروپایی اظهار کرد: برگزاری اردوها و بازدیدهای معلمان و مدیران مدارس از مراکز آموزشی خارج از کشور، استفاده از الگوها یا کارشناسان خارجی در مدارس خاص فی‌نفسه نمی‌تواند منفی یا مثبت باشد و اجرای چنین برنامه‌هایی از وجوه مختلف قابل تحلیل است.

وی افزود: یک نکته مهم این است که ما در نظام آموزش و پرورش خودمان، اصل «مشارکت مردم» را با تکیه بر مبانی دینی و فلسفه تعلیم و تربیت رسمی عمومی کشور پذیرفته‌ایم. بنا به این اصل باید از توان همه افراد ذی‌صلاحی که لزوماً کارمند وزارت آموزش و پرورش نیستند، در سطوح مختلف نظام تعلیم و تربیت استفاده کنیم از سطح مشارکت خُرد و کمک‌های اجرایی و مالی در سطح مدرسه تا کمک فکری در سطح برنامه‌ریزی مدرسه، وزارتخانه و سیاست‌گذاری‌ها بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که این مشارکت به کمک‌های مالی والدین محدود باشد.

* انحراف مدارس غیردولتی از مسیر اصلی

این کارشناس آموزشی گفت: ایده «مدارس غیرانتفاعی» هم بر اساس این اصل طرح شد، هر چند در اجرا دچار انحرافاتی شده است. از جمله مفهوم مشارکت گرچه در شعار همچنان مبنای توسعه مدارسی است که اکنون «غیردولتی» نامیده می‌شوند، اما در عمل معنای محدودی از مشارکت مدنظر بوده و «ذی‌صلاح» بودن مشارکت‌کنندگان نیز از وجوه تربیتی، علمی، اخلاقی و دل‌بستگی به اسلام و کشور بعضاً از اولویت افتاده است.

* نگاه بازاری و بنگاهی حاکم در مدارس غیردولتی

همتی بیان کرد: در چنین فضایی است که بخش قابل توجهی از مدارس غیردولتی به ارائه خدمات آموزشی به‌عنوان «بازاری» نگاه می‌کنند که باید «مشتری» را به آن جذب کرد. لذا دست به اقداماتی می‌زنند که فقط در منطق بازار قابل توجیه است. در این منطق، تفاوتی میان یک مرکز آموزشی و پرورشی و یک بنگاه اقتصادی و تجاری نیست! لذا همچنان که یک بنگاه برای فروش بیشتر محصول و خدمات خود دست به دامن شهرت افراد ـ همچون بازیگران سینمایی و ورزشکاران می‌شود یا با طرح تحت لیسانس برندهای معروف خارجی بودن، می‌خواهد کیفیت محصول خودش را القا کند، در مدارس غیردولتی از مهدکودک تا دبیرستان هم بعضاً شاهد اقدامات متناظری هستیم و این تأسف‌برانگیز است.

وی افزود: به‌عنوان مثال بعضی از مدارس خودشان را مجری الگوهای تربیتی خارجی معرفی می‌کنند، در حالی در واقع به دلایل اجرایی و تربیتی نمی‌توانند آن را اجرا کنند. این چنین فعالیت‌هایی را می‌توانیم فعالیت‌های «ویترینی» و «تزیینی» بنامیم که در لایه‌هایی زیرین مدرسه و کلاس دنبال نمی‌شوند و صرفاً کارکرد تبلیغاتی دارند. گاهی هم برای نشان دادن خاص بودن و در نتیجه جلب مشتریان خاص، فعالیت‌های خاصی تبلیغ و اجرا می‌شود که استفاده از معلمان مشهور و کنکوری، برگزاری اردوهای خارج از کشور برای دانش‌آموزان و معلمان، داشتن امکانات خاص مثل استخر و زمین اختصاصی ورزشی، چندزبانه بودن و ... از این جمله است. این چنین مدارس را می‌توان «لاکچری» نامید.

این کارشناس آموزشی عنوان کرد:‌گذشته از اینکه این فعالیت‌ها، به لحاظ تربیتی چه میزان عمیق و مؤثر است، نفس چنین فعالیت‌هایی می‌تواند حاکی از یک انحراف باشد؛ انحراف از «تعلیم» و «تربیت». به‌ویژه اینکه با پررنگ‌تر و گسترده‌تر شدن نگرش تجاری و بازاری در آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت به حاشیه می‌رود و چه‌بسا ابزار سودجویی‌های افرادی قرار بگیرد که بخواهند از دغدغه‌های پدران و مادران نسبت به فرزندانشان، به صورت نادرست منفعت ببرند.

وی افزود: گذشته از این واقعیت‌های تلخ، اگر به اصل مشارکت در تعلیم و تربیت پایبند باشیم و مدارس غیردولتی هم کارکرد صحیح خودشان را داشته باشند، آنگاه بعضی از فعالیت‌های این چنینی را می‌توانیم معنادار و مطلوب هم بدانیم. به‌عنوان مثال، استفاده از توان کارشناسی داخلی و بین‌المللی در مدارسی که بضاعت آن را دارند، می‌تواند ذیل مشارکت فکری در برنامه‌ریزی تربیتی دیده شود که البته منطقاً باید در چارچوب قوانین و فلسفه تعلیم و تربیت رسمی کشور باشد یا برگزاری اردوهایی که مربیان و دست‌اندرکاران تربیتی کشورمان را با تجربیات خارجی آشنا کند و به‌طور متقابل حتی می‌شود به برنامه‌هایی فکر کرد که فعالان تربیتی کشورهای دیگر ـ به‌ویژه کشورهای اسلامی ـ را برای آشنایی با تجربیات تربیتی داخلی میزبانی کنیم. حتی می‌شود به بازدیدهایی فکر کرد که مسئولان آموزش و پرورش را با تجربیات شکست خورده خارجی آشنا کند که نخواهند با تقلید، آن‌ها را در کشور دنبال کنند.

این کارشناس آموزشی گفت: یک منظر دیگر برای تحلیل برنامه‌های این چنینی، وجاهت قانونی این اقدامات است. بنا به قوانین و مقررات موجود آموزش و پرورش به نظر می‌رسد که در ظاهر انجام این چنین اقداماتی به خودی خود منعی نداشته باشد. اما نکته مهم و مغفول این است که به لحاظ قانونی، مدارس غیردولتی موظف هستند که در چارچوب سیاست‌های وزارت آموزش و پرورش اقدام کنند. از آنجا که مبانی نظری سند تحول بنیادین و به‌ویژه فلسفه تعلیم و تربیت آن، ذیل همین سیاست‌ها می‌گنجد، هر الگو و ایده‌ تربیتی که مدارس غیردولتی بخواهند پیاده کنند، باید در این چارچوب باشد. البته این را نباید جلوگیری از نوآوری‌های آموزشی و پرورشی مدارس یا تحمیل برنامه‌های روتین و بعضاً کهنه تلقی کرد، بلکه منظور سازگار بودن هر ایده با اصول و مبانی نظریه‌ کلان تربیتی است که نظام تعلیم و تربیت باید بر اساس آن فعالیت کند.

همتی ادامه داد: خطر ناهماهنگی با چارچوب و مبانی نظری نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی به‌ویژه در برنامه‌های تقلیدی از کشورهای دیگر یا سازمان‌های بین‌المللی بیشتر است بنابراین در استفاده از مستشار تربیتی خارجی، بهره بردن از اسناد و دستورالعمل‌های نهادهای بین‌المللی در حوزه تعلیم و تربیت همگی باید با این ملاحظه باشد به‌ویژه اینکه نباید از خطر «نفوذ فرهنگی» و «استعمار فرهنگی» غفلت کرد.

* نظارت دقیق در آموزش وپرورش معنا ندارد

همتی‌فر ادامه داد: اعمال چنین ملاحظاتی برای آموزش و پرورش تکالیف و اقتضائاتی خواهد داشت. نظارت بر مطابقت فعالیت‌های مدارس غیردولتی با سیاست آموزش و پرورش، سیستم نظارتی جامع و دقیقی را می‌طلبد که در عین اینکه درجه آزادی مشروعی را برای این مدارس در نظر می‌گیرد اما از وجوه مختلف نسبت به انحراف یا تخلف آن‌ها حساس باشد و برخورد کند. در حال حاضر، چنین سامانه‌ای با این ملاحظات وجود ندارد و نظارت‌ها بیشتر به مکان فیزیکی و ایمنی مدارس، شهریه، گزینش نیروی انسانی مدارس غیردولتی متمرکز است که در همین موارد هم کاستی‌های قابل توجهی وجود دارد.

* شکاف طبقاتی میان لاکچری‌ها و دولتی‌ها

این کارشناس آموزشی بیان کرد: در یک نگاه کلان، بخشی از چنین برنامه‌هایی را می‌توان ذیل «عدالت تربیتی» مورد توجه قرار داد. در حال حاضر، فاصله قابل توجهی میان کیفیت مدارس وجود دارد. در حالی که برخی مدارس غیردولتی با شهریه‌های میلیونی، امکانات و برنامه‌های ویژه‌ای را در اختیار دانش‌آموزان خانواده‌های طبقات خاص قرار می‌دهند، تعداد قابل توجهی از مدارس با کمبود امکانات و کیفیت پایین خدماتشان مواجه‌اند. بخش قابل توجهی از چنین مدارسی که با وضع مطلوب فاصله دارند، دولتی هستند. وضع مدارس در حاشیه شهرها و روستاها بدتر است. گرچه استثناهایی وجود دارد همچون مدارس سمپاد یا برخی مدارس دولتی که با همت معلمان و مدیران آن، سعی کرده‌اند وضعیت مدرسه را ارتقا بدهند. ضمن اینکه بنا به اذعان برخی از مسئولان وزارتی، کیفیت آموزشی و تربیتی برخی مدارس غیردولتی از مدارس دولتی هم پایین‌تر است. با وجود این شکاف، نمی‌توان نسبت به برنامه‌های «لاکچری» مدارس خاص غیردولتی بی‌تفاوت بود.

همتی‌فر گفت: اینکه آموزش فرزندان برخی طبقات جامعه به نحوی «خاص» باشد و تفاوت بسیاری با سطح خدمات آموزشی و پرورشی ارائه شده به عموم جامعه داشته باشد، جای تأمل جدی دارد. در این میان به طور خاص باید بر مسئولیت سنگین وزارت آموزش و پرورش تأکید کنیم. مسئولین این وزارتخانه وظیفه دارند که کیفیت خدمات آموزشی و پرورشی مدارس به‌ویژه در مدارس دولتی را تا حد مطلوب و به صورت عادلانه ارتقا دهد.

وی خاطرنشان کرد: البته در شرایط کنونی، در فراهم کردن مقدمات لازم برای تحقق این مطلوب، کوتاهی‌هایی را از سوی دولت و وزارتخانه شاهد هستیم. در عین حال شاهد هستیم که سیاست گسترش مدارس غیردولتی جزو اولویت‌های وزارتخانه قرار گرفته است. از این رو، یک پرسش اساسی این است که اقدامات مسئولین آموزش و پرورش گذشته از وجوه شعاری و ظاهری، در راستای عدالت تربیتی بوده است؟ همچنین باید پرسید که وزارتخانه برای ارتقای کیفیت مدارس دولتی تا رسیدن به حد مطلوب چه اقدامات اساسی انجام داده است و برنامه مشخص و عملیاتی وزارتخانه برای نظارت بر مدارس به‌ویژه مدارس غیردولتی چیست؟

منبع: تسنیم

آخرین مطالب