پر بازدیدترین مطالب

آشنایی با رویه قضایی و تفاوت آن با رای وحدت رویه




در علم حقوق، منابعی که می توان از آنها قواعد و اصول حقوقی را استخراج کرد تا منشأ و مستند صدور آرای محاکم قرار بگیرند، عبارتند از قانون، عرف و رویه‌ قضایی. به‌ طور کلی زمانی که برای امری در عرف و قانون حکمی ذکر نشده باشد در این مواقع قضات و محاکم قضایی باید با ابتکار عمل حکم جدید صادر کنند یا آرای مکرر صادر شده در مورد یک مسأله مشابه را مرجع قرار دهند. در این شرایط مجموع آرای دادگاه‌ها را رویه قضایی گویند.

به گزارش سخن آشنا؛ در جهت انتظام بخشیدن به جامعه و روابط بین اشخاص، قوانین و مقرراتی از سوی سازمان ‌های صلاحیت دار دولتی یا خصوصی وضع می‌ گردد؛ مانند قانون ثبت، قانون شهرداری، آیین‌نامه ‌ها و بخش‌نامه‌ ها. لیکن برخی قوانین با تشریفات پیش‌بینی‌شده در قانون اساسی ازطریق همه‌پرسی به‌تصویب می‌رسند، مانند قانون مجازات اسلامی، قانون مدنی و… .

عرف

گاهی قانون‌گذار صریحا مفاهیمی را بیان نکرده است و آنها را مستقیم به عرف ارجاع می ‌دهد. برای مثال در ماده‌ی ۲۲۰ قانون مدنی مقنن بیان می ‌کند: «عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می نماید بلکه متعاملین به کلیه‌ی نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می­‌شود، ملزم هستند.»

عرف را می‌ توان این‌گونه تعریف کرد: قواعدی که از وقایع اجتماعی که به‌صورت تدریجی و خودبه‌خود بین همه‌ی مردم یا گروه خاصی برای مثال پزشکان، بنگاهداران و… به‌وجود می‌­آید، استخراج می ‌شود و الزام ‌آور است. ممکن است در شهری هزینه‌‌ی انتقال سند مالکیت با خریدار باشد. حال اگر در قراردادی مسئولیت پرداخت هزینه‌ی انتقال ذکر نشده باشد، می‌توان خریدار را ملزم به پرداخت کرد. قابل ذکر است که مفاد قرارداد بر عرف و عادت بین مردم مقدم تر و الزام‌ آورتر است.

رویه قضایی چیست

در تعریف رویه قضایی باید گفت در مسأله‌ ای که قانون سکوت کرده یا اجمالاً مفاهیمی را ذکر کرده است، یا مفاهیم بیان‌شده ناقص هستند یا در مراجعه بر عرف نیز راه‌حلی یافت نشود، محاکم مجبورند برای ایجاد عدالت از خود ابتکار عمل به‌خرج داده و حکمی متناسب با شرایط صادر کنند. حال، قضات می توانند به آرای مکرر صادرشده درباره‌ی همین مسائل با شرایط یکسان یا مشابه مراجعه کنند. آنها را مبنای کار خود قرار بدهند و حکم مقتضی را صادر نمایند؛ بنابراین، مجموع آرای دادگاه‌ ها را رویه قضایی گویند.

ازآنجایی‌که قانون، تمام حالت ‌های ممکن برای یک موضوع حقوقی را پیش ‌بینی نکرده است، به‌همین‌دلیل قانون‌گذار به قضات اجازه داده که در شرایط مقتضی ازطریق انطباق قوانین موجود با مسائل و واقعیت ‌های خارجی، احکام لازم را صادر کنند.

البته باید دانست تفاوت بین قانون و رویه قضایی این است که مواد قانونی برای همه‌ی اشخاص حقیقی و حقوقی الزام آور است، ولی تبعیت از حکمی که به‌صورت رویه‌ قضایی داده شده فقط بر عهده‌ی شخص محکوم است؛ یعنی اگر در دادگاه موضوعی قضایی مطرح شود که مشابه آن در دادگاهی دیگر از طریق رویه قضایی حل شده باشد، قاضی دوم ملزم به اعلام حکم قاضی اول نیست.

ولی معمولاً در چنین مواردی، قضات به حکمی که قبلاً داده شده اقتدا می کنند؛ هر چند مجبور به این کار نیستند. در واقع، وقتی قضات با یک مسأله‌ی حقوقی شایع برخورد می‌ کنند که راه‌حل آن در متن قانون وجود نداشته باشد، آنان به‌ سرعت، برخورد مشابه با مسئله را پیدا می ‌کنند؛ به ‌طوری‌ که می توان در اکثر موارد حکم دادگاه‌ها را پیش‌بینی کرد. البته باز هم تأکید می ‌کنیم که تبعیت از حکم مذکور الزامی نیست.

با اینکه رویه قضایی معمولا به‌ عنوان یکی از منابع قانونی به‌حساب می‌­آید، ولی عده­‌ای معتقدند از آنجایی ‌که قانون‌گذاری از وظایف قوه مقننه است و قوه قضاییه صلاحیت انجام این کار را ندارد، بنابراین رأی دادگاه ها براساس رویه‌ قضایی امری نسبی است و نمی ‌توان آن را مستقیم به‌ عنوان یکی از منابع حقوقی طبقه‌بندی کرد، ولی باید این موضوع را هم درنظر گرفت که رویه‌ قضایی در عرف به‌عنوان یک حکم پذیرفته‌شده تلقی می­‌گردد.

همچنین آرای وحدت رویه‌ قضایی صادره از دیوان عالی کشور که رعایت آن برای همه‌ی دادگاه ها و مراجع قانونی واجب است، مهر تأییدی است بر تلقی شدن رویه‌ قضایی به‌عنوان یک منبع حقوقی.

تفاوت رای وحدت رویه و رویه‌ قضایی

اگر درباره­‌ی موضوعی، یک مرجع عالی قضایی با استناد به قوانین و مواد موجود، حکمی را اعلام کند، ولی شعبه‌ی دیگری از همان مرجع با استناد به همان قوانین و مواد، حکم دیگری را ابلاغ کند؛ قانون‌گذار پیش‌بینی کرده که هیئت عمومی دیوان عالی کشور که متشکل از قضات دیوان عالی هستند، درباره آن موضوع نظر نهایی خود را اعلام کنند. در این فرض، رأی اکثریت ملاک خواهد بود و این حکم یا نظر برای تمام مراجع قضایی لازم‌الاجراست. به این رأی، رأی وحدت رویه گویند. به‌عبارت دیگر، رای وحدت رویه مربوط به زمانی است که در خصوص موضوع واحد، آرای متناقضی از دو مرجع قضایی صادر می‌شود. در این صورت، موضوع در هیأت عمومی دیوان عالی کشور مطرح می‌شود و این هیئت با رأی اکثریت تصمیم می‌گیرد که کدام‌یک از آرای صادره صحیح و مطابق قانون است. اما همان‌طور که گفته شد، حکمی که به‌صورت رویه‌ قضایی صادر شود، برای دیگر مراجع قضایی لازم‌الاتباع نیست.

نظریه‌ی مشورتی و رویه‌ قضایی

گاهی اتفاق می‌ افتد که قضات در حین رسیدگی به پرونده با ابهامات و سؤالاتی روبه­‌رو می شوند. پاسخ رسمی به این ابهامات از طریق ارسال آنها به اداره‌ی کل حقوقی قوه‌ قضاییه امکان‌پذیر است که اداره‌ی مذکور در قالب نظریه‌ی مشورتی رفع ابهام می‌کند. قابل ذکر است هر چند این نظریات لازم‌الاتباع نیستند، اما تکرار آنها می‌تواند باعث رویه‌ قضایی شود تا محاکم در موارد مشابه به آنها رجوع کنند.

جایگاه رویه‌ قضایی در نظام ‌های حقوقی

امروزه رویه‌ قضایی جایگاه خاصی در نظام‌ های حقوقی دنیا برای خود دست‌وپا کرده، زیرا این منبع حقوقی باعث پوشاندن نقاط ضعف قانون شده، به آن تحرک، پویایی و نشاط می­‌بخشد و مهم­‌تر از همه، باعث تطبیق قانون با شرایط کنونی جامعه می‌شود.

در وصف اهمیت رویه‌ قضایی همین بس که برخی اعتقاد دارند، رویه‌ قضایی آینه بهره­‌مندی اعضای جامعه از عدالت، اخلاق و تمدن است. در نظام حقوقی آمریکا و انگلیس که اصطلاحا «کامن لو» گفته می‌شود، رویه‌ قضایی از منابع معتبر حقوقی است. همچنین جایگاه ارزشمندی دارد و برای محاکم الزام‌آور است، اما در نظام حقوقی «رومی ـ ژرمنی» مانند فرانسه، رویه‌ قضایی تا به این اندازه اعتبار نداشته و لازم‌التباع نیست، اما انتشار آن در برخی موارد الزامی است. در کشور ما نیز قضات آنچنان میل و رغبتی به تبعیت از آرای مشابه صادرشده در موارد یکسان را ندارند و حتی رویه‌ قضایی به‌صورت رسمی برای اطلاع مردم منتشر نمی شود.
منبع:تابناک

رواج لاکچری خواهی ها در سبک زندگی، سد موفقیت جامعه می شود

 

قرائی مقدم گفت: تغییر غلط ارزش ها سبب اتفاقاتی می شود که با فرهنگ ما همخوانی ندارد و جامعه را دچار تلاطم می کند، جامعه ای که مادی گرا شده و بر اساس ظاهر برای افراد شان و ارزش قائل شود، نمی تواند جامعه موفقی باشد.

سخن آشنا- امان الله قرائی مقدم، جامعه شناس و استاد دانشگاه، در گفت وگو با شبستان‌ با بیان اینکه اصولا نوگرا هستم ولی سنت های اصیل را تایید می کنم، گفت: حرف من این است که جوانان باید آینده جامعه را بر اساس سنت های بومی بسازند، به یاد می آورم بیست سال قبل گفتم که باید آموزش و پرورش برنامه سازی فرهنگی داشته باشد نه اینکه با زور و جبر کار کند.

 

وی درباره علل بروز مصرف گرایی و لاکچری بازی ها در سبک زندگی اسلامی ایرانی، بیان کرد: تغییر غلط ارزش ها سبب اتفاقاتی می شود که بعضا با فرهنگ ما همخوانی ندارد و جامعه را دچار تلاطم می کند، مثل مادی گرایی؛ اصولا جامعه ای که مادی گرا می شود و به عبارتی بر اساس ظاهر افراد را قضاوت کرده و برای انها شان و ارزش قائل می شود، نمی تواند جامعه موفقی باشد.

 

قرائی مقدم تصریح کرد: به بیان دیگر، جامعه ای که به باطن، پاکدامنی و عفت و اخلاق افراد کاری ندارد و نگاهش به دماغ عمل کرده و لباس های مارک دار است، نمی تواند افراد را ارج نهد و بر اساس ارزش های باطنی و کرامت انسانی آنها را قضاوت کند.

 

جامعه شناس و استاد دانشگاه با بیان اینکه چنین رفتارها و مادی گرایی هایی حاصل کمرنگ شدن معنویت در زندگی است، گفت: این رفتارها خودش پیرو یک تئوری است، حدود بیست و سه سال قبل در یکی از روزنامه ها طی مقاله ای به این مساله اشاره داشتم که ذهنیت فرهنگی جهان تغییر کرده است، از قرن شانزدهم به بعد ذهنیت حاکم بر اذهان، مادیات و حسیات است. به عبارت بهتر، اموال و ظاهر شما معرف شخصیت تان است گویی مردم ربات شده اند.

 

وی تاکید کرد: در چنین دنیایی که اخلاق و دین و مذهب و باورها به چالش کشیده شده و برخی دین را وسیله کسب درآمد کرده اند، اگر معارف دین بر اساس آنچه که واقعا هست به مردم ارائه شود قطعا ساده زیستی در سبک زندگی های ما رواج یافته و چشم و همچشمی ها از آن حذف می شود.

 

قرائی مقدم با اشاره به طرح اصطلاح «ژن خوب» توسط برخی مسئولان، ابراز کرد: در چنین جامعه ای طبیعی است که ظاهر و مادیات ارزش شده و مردم با ظاهر عجیب و غریب در اجتماع حضور یابند. این در حالی است که اسلام برای ظاهر و سبک زندگی مولفه هایی قائل است که کرامت و ارزش انسان به آنها وابسته است نه ظاهر.

 

وی در پایان خاطرنشان کرد: متاسفانه فضای فکری جامعه تغییر کرده و افراد به جای تفکر ادراکی، احساسی می اندیشند و عمل می کنند و اصطلاحاً عقل شان به چشم شان است! همین باعث می شود هر روز به رنگی در آیند و این نیست مگر به دلیل عدم آموزش صحیح، عدم انتقال فرهنگ بومی و دوری از دین و معنویت.
منبع:شبستان

اهدای نیم میلیون اسباب‌بازی به کودکان مناطق محروم/«قصه اسباب‌بازی‌ها» چنین روایت شد


نخستین بار طعم بخشش را با هدیه دادن یک عروسک چشید. شیرینی این کار چنان به جانش نشست که دست‌به‌کار شد و خیریه‌ای تأسیس کرد که حالا بیش از نیم‌میلیون اسباب‌بازی را به دست کودکان محروم در ۶۰۰ شهر و روستای ایران رسانده است.

Image result for ‫اهدای نیم میلیون اسباب‌بازی به کودکان مناطق محروم/«قصه اسباب‌بازی‌ها» چنین روایت شد‬‎
سخن آشنا-  فعالیت غیررسمی خیریه «قصه اسباب‌بازی‌ها» از سال ۹۴ آغاز شد. از همان روزهایی که این ایده به فکر «لادن سرلک» رسید که می‌تواند اسباب‌بازی‌های بدون استفاده را به دست کودکان محروم برساند. ماجرا از آنجا شروع شد که یک روز خانمی برای نظافت به منزلشان آمده و سر درد دلش بازشده بود از تنگناهای روزگار و سختی‌های زندگی. همان موقع لادن عروسکی که در خانه داشت به دختر آن خانم هدیه داد و دید که دخترک چگونه سرگرم بازی با عروسک نورسیده‌اش و شاید هرگز نداشته‌اش شده و دیگر گلایه‌های مادر را حتی نمی‌شنود چه برسد به اینکه از آن‌ها غمگین شود. این‌طور شد که به ارزش اسباب‌بازی برای زندگی کودکان باوری دوباره یافت و دست‌به‌کار شد.

 

فراخوان در فضای مجازی

جمع‌آوری اسباب‌بازی برای کودکان با انتشار یک پیام در فضای مجازی برای دوستان شروع شد. «سرلک» خودش چنین تعریف می‌کند: «با همان یک پیام برای دعوت به جمع‌آوری اسباب‌بازی‌های بدون استفاده، به‌اندازه ۲کیسه پر از انواع عروسک و ماشین بازی و... جمع‌آوری شد. دوستی داشتم که برای مدارس روستاها کتاب جمع‌آوری می‌کرد و من هم قصد داشتم این اسباب‌بازی‌ها را برای کودکان مناطق دورافتاده بفرستم؛ اما همان ابتدای کار فهمیدم توزیع اسباب‌بازی‌ها کار راحتی نیست و به افراد بیشتری نیاز است. به همین دلیل به فکرم رسید که از طریق شبکه‌های مجازی برای این کار فراخوان بدهم. همان ابتدا حدود ۱۵نفر برای همکاری اعلام آمادگی کردند. در سال ۹۵ هم موسسه را به ثبت رساندم و انجمن خیریه قصه اسباب‌بازی‌ها رسماً متولد شد.»

این آغاز داستان خیریه‌ای است که یک جوان دهه شصتی تاسیس کرد و فعالیتش به سرعت در سراسر کشور با استقبال مواجه شد.

 

همکاری داوطلبانه بیش از ۲۰۰ نفر

طولی نکشید که ایده خیرخواهانه سرلک به بار نشست و داوطلبان از سراسر کشور به او پیوستند. اسباب‌بازی‌ها هم یکی‌یکی از شهرهای بزرگ و بیش از همه از تهران رسیدند. انجمن قصه اسباب‌بازی‌ها حالا حدود ۱۶۰ همکار داوطلب در تهران دارد و داوطلبانی در ۶۰شهر کوچک و بزرگ ایران. سرلک می‌گوید: «اهداکنندگان اسباب‌بازی درواقع کودکان هستند نه خانواده‌ها. چون کودکانی هم هستند که از اسباب‌بازی‌شان دل نمی‌کنند. در مقابل، کودکان دیگر اهل بخشش هستند و معمولاً با دست خودشان اسباب‌بازی‌ها را تحویل می‌دهند.»

 

تمیز و سالم مثل نو!

وقتی تماسی با موسسه برقرار می‌شود اعضای داوطلب انجمن برای تحویل گرفتن اسباب‌بازی‌ها می‌روند. بعد اسباب‌بازی‌ها مراحل مختلفی را می‌گذرانند تا به دست کودکان محروم برسند. ابتدا با توجه به دخترانه یا پسرانه بودن و جنس و میزان سالم بودنشان و همچنین ویژگی‌های محتوایی نظیر بازی‌های فکری و... دسته‌بندی می‌شوند. شستشو، نظافت، تعمیر و بهسازی اقداماتی هستند که اعضای انجمن برای اسباب‌بازی‌ها انجام می‌دهند و آخرسر هم بسته‌بندی و ارسال است. سرلک دراین‌باره می‌گوید: «در میان اعضای انجمن گروهی هستند که برای دریافت اسباب‌بازی‌ها داوطلب شده‌اند. برای مثال مرد جوانی داریم که با موتورسیکلت کار می‌کند و اعلام آمادگی کرده که هفته‌ای یک روز برای تحویل گرفتن اسباب‌بازی‌ها برود. گروهی برای شستشو داوطلب شده‌اند و گروهی برای تعمیر. تنوع اسباب‌بازی‌ها زیاد است و خدماتی هم که برای تعمیر و بهسازی آن‌ها لازم است بسیار متنوع هستند. حدود ۳۰ نفر برای تعمیر اسباب‌بازی‌ها فعال هستند و ۳ نفر از اعضا فقط برای تعمیر قطعات الکترونیکی به ما کمک می‌کنند. گروهی از اعضا هم اسباب‌بازی‌ها را در خانه‌شان می‌شویند و نظافت می‌کند. در میان داوطلبان این انجمن اعضای ۱۲ تا ۷۲ساله داریم و البته بیشتر اعضا دختران و بانوان جوان هستند.»

با کمک اعضای انجمن این روزها یک انبار کوچک هم برای نگهداری اسباب‌بازی‌ها اجاره شده است. سرلک در ادامه به یک نکته مهم اشاره می‌کند: «اسباب‌بازی‌ها را در زیپ‌کیپ بسته‌بندی می‌کنیم تا نو به نظر برسند. هرگز اسباب‌بازی معیوب، ناسالم یا غیرقابل استفاده را برای کودکان نمی‌فرستیم. سعی می‌کنیم تا حد ممکن آن‌ها را تعمیر و بهسازی کنیم ولی اسباب‌بازی‌های واقعاً غیرقابل استفاده را به غرفه‌های بازیافت شهرداری تحویل می‌دهیم و به‌جایش مواد شوینده می‌گیریم برای شستشوی باقی اسباب‌بازی‌ها. حدود یک‌پنجم اسباب‌بازی‌هایی که به دستمان می‌رسد قابل تعمیر و استفاده نیست یا کهنه است. درحالی‌که ما می‌خواهیم اسباب‌بازی‌ها را طوری به دست کودکان مناطق محروم برسانیم که حداقل ازنظر کودکان نو به نظر برسند.»

 

هرماه ۷ هزار کودک شاد می‌شوند

مشارکت هم‌وطنان در طرحی که سرلک ایده‌اش را مطرح کرده به‌قدری بالاست و با آمارها و ارقامی پیوند خورده که خود سرلک هم باورش نمی‌شود. روزی حدود ۵ تماس از شهروندان تهرانی، ارسال اسباب‌بازی از تهران به ۱۰ شهر و روستای کشور در هرماه به همراه فعالیت اعضای داوطلب شهرستانی که همان‌جا اسباب‌بازی‌ها را دریافت و توزیع می‌کنند طی این سال‌ها به توزیع بیش از ۵۰۰ هزار اسباب‌بازی منجر شده است.

این انجمن هرماه به حدود ۷ هزار کودک اسباب‌بازی هدیه می‌دهد تا دلشان شاد شود. بیشتر این اسباب‌بازی‌ها در روستاهای مناطق جنوبی و غربی کشور توزیع ‌شده و به گفته سرلک به دلیل محرومیت سیستان و بلوچستان، شهرها و روستاهای این استان مقصد بخش بزرگ‌تری از اسباب‌بازی‌های اهدایی هستند.

راه‌اندازی خانه اسباب‌بازی در ۱۰ شهر کشور ازجمله نهبندان، نقده، بجنورد و الیگودرز بخشی دیگر از فعالیت‌های این موسسه است. به گفته سرلک در این خانه‌ها بیشتر اسباب‌بازی‌های فکری و گروهی و همچنین اسباب‌بازی‌های گران‌قیمت‌تر در دسترس کودکان قرار می‌گیرد تا همگی بتوانند از آن‌ها استفاده کنند.

 

کمبود اسباب‌بازی‌های پسرانه

مؤسس انجمن خیریه قصه اسباب‌بازی‌ها همکاری اعضای داوطلب را مهم‌ترین عامل موفقیت این خیریه می‌داند که در روزهای شلوغ، از جمله ایام پایانی سال نیز برای رساندن اسباب‌بازی به دست کودکان تلاش می کنند.

به چند نکته مهم برای اهدای اسباب‌بازی نیز اشاره می‌کند. اینکه اسباب‌بازی‌های اهدایی شکسته یا کهنه نباشند یا حداقل تعمیر و نوسازی آن‌ها ممکن باشد. دیگر اینکه قطعات اسباب‌بازی‌های فکری و جورچین‌ها باید کامل باشد و حتی موجود نبودن یک قطعه نیز آن‌ها را بلااستفاده می‌سازد؛ و از همه مهم‌تر اینکه با کمبود اسباب‌بازی‌های پسرانه مواجه‌اند.

سرلک از همه افراد دعوت می‌کند به هر روشی که می‌توانند ازجمله اهدای اسباب‌بازی، تأمین انبار یا جای نگهداری اسباب‌بازی‌ها، تعمیر قطعات و... برای کمک به موسسه اقدام کنند. برای همکاری در کار خیر این انجمن می‌توان با شماره‌های ۰۹۱۹۳۶۲۶۲۹۲ و ۰۹۱۲۲۳۷۸۸۰۷ تماس گرفت.

 

حال دلشان خوب است

«معصومه» یکی از اعضای داوطلب انجمن قصه اسباب‌بازی‌هاست که از یک سال پیش با این موسسه همکاری می‌کند. شستشو و بهسازی اسباب‌بازی‌ها کاری است که وی از انجامش لذت می‌برد و خودش می‌گوید: «اینکه کار من بخشی از اقداماتی است که به شادی دل‌های کودکان محروم منجر می‌شود برایم بسیار لذت‌بخش است. همکاری در این انجمن وقت زیادی از من نمی‌گیرد ولی لذت معنوی زیادی برایم به ارمغان می‌آورد. گمان می‌کنم چون کودکان معصوم هستند کار کردن برای آن‌ها این‌قدر آرامش‌بخش است. موقع شستشوی اسباب‌بازی‌ها گاهی به شوخی به یکدیگر می‌گوییم وسایل خانه خودمان را این‌طور تمیز نمی‌شوییم که این اسباب‌بازی‌ها را. اعضا با جان و دل کار می‌کنند و به نظرم می‌آید که موقع کار حال خوبی دارند؛ حال دلشان خوب است.»
منبع:فارس

نگاهی به دلایل افزایش خانه‌های مجردی؛ زندگی مجردی، سبکی جدید برای زندگی


امروز با تبلیغات ناصحیح رسانه‌ای از الگوی صحیح زندگی جوان، آموزش‌ها و تبلیغات محیطی و غیرمحیطی، نگاه به زندگی تغییر یافته است.زندگی مجردی در حال افزایش بین جوانان و عرفی شدن در جامعه است؛ طوری که اگر زمانی مردم درگوشی و آهسته از زندگی مجردی حرف می‌زدند و امری ناهنجار به شمار می‌آمد، اما اکنون از آن قبح‌زدایی می‌شود.



سخن آشنا-  زندگی مجردی زندگی افرادی با خانواده‌های مستقل است که بنا به تعریف آماری، ازدواج نکرده‌اند و طلاق‌گرفته نیز نیستند، ولی شیوه‌ی زندگی مجردی را برای خود انتخاب کرده‌اند.

این نوع از زندگی در حال افزایش بین جوانان و عرفی شدن در جامعه است؛ طوری که اگر زمانی مردم درگوشی و آهسته از زندگی مجردی حرف می‌زدند و به خاطر ناهنجار بودن این پدیده، کسی حاضر نبود خانه‌اش را به دختر یا پسر مجرد اجاره دهد، اما امروز در بسیاری از آگهی‌های اجاره‌ی آپارتمان‌های کوچک، داخل کادرهای کوچک قید می‌شود: «حتی به مجرد»

امروز با تبلیغات ناصحیح رسانه‌ای از الگوی صحیح زندگی جوان، آموزش‌ها و تبلیغات محیطی و غیرمحیطی، نگاه به زندگی تغییر یافته است. مدام بر طبل تفکر استقلال‌طلبی جوانان کوبیده می‌شود؛ حسی که هرچند بسیار ارزشمند و از الطاف الهی است، لیکن به سبب تفسیر نادرست از استقلال‌طلبی و سمت‌وسو دادن ناصواب بدان، الگوی نامناسبی از سبک زندگی را برای جوانان، در حال رقم زدن است.

هم‌اکنون بر اساس نتایج سرشماری سال 1390، حدود 1/7 درصد خانواده‌های ایرانی به صورت مستقل و تک‌نفره زندگی می‌کنند. طبق این نتایج، نسبت به پنج سال گذشته، تعداد کسانی که به تنهایی زندگی می‌کنند و خانواده محسوب می‌شوند حدود دو درصد افزایش داشته است.

نتیجه اینکه دیگر برخی از جوانان دوست ندارند والدین‌شان در مقابل برخی رفتارها، آن‌ها را مورد مؤاخذه، نصیحت و یا حتی مصاحبت در حد پیشنهاد قرار دهند و لذا برخی از آن‌ها آزادی و به عبارتی بی‌قیدی خود را تهدیدشده قلمداد می‌کنند. لذا از کانون گرم خانواده جدا شده و به زندگی انفرادی روی می‌آورند.1

هم‌اکنون بر اساس نتایج سرشماری سال 1390، حدود 1/7 درصد خانواده‌های ایرانی به صورت مستقل و تک‌نفره زندگی می‌کنند. طبق این نتایج، نسبت به پنج سال گذشته، تعداد کسانی که به تنهایی زندگی می‌کنند و خانواده محسوب می‌شوند حدود دو درصد افزایش داشته است. بر مبنای گزارش سازمان ملی جوانان در سال 89 تعداد سی درصد از جوانان شش کلان شهر تهران، مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز و اهواز، زندگی مجردی دارند. نیز آمار وزارت ورزش و جوانان هم در سال 1391 نشان می‌دهد درصد دخترانی که در خانه‌های مجردی زندگی می‌کنند افزایش یافته است. همچنین همین وزارت‌خانه اعلام کرده است در شش کلان‌شهر تهران، شیراز، مشهد، اصفهان، تبریز و اهواز، سیدرصد جوان‌ها زندگی مجردی دارند.2

افرادی که زندگی مجردی را انتخاب کرده‌اند، تمایل به تشکیل خانواده و داشتن فرزند نخواهند داشت. بنابراین در درازمدت ممکن است گرفتار پدیده‌هایی چون اعتیاد، خودکشی و روابط نامشروع و انواع و اقسام بی‌بندوباری شوند؛ چرا که از خانواده به عنوان یکی از ابزارهای کنترل اجتماعی دورند. همچنین زندگی مجردی می‌تواند به افزایش هزینه‌های زندگی و تحمیل هزینه‌ها به جامعه منجر شود. تحقیقات نیز نشان داده مجردها آسیب‌پذیرترند و هزینه‌ی بیشتری را به جامعه تحمیل می‌کنند.3

جریان‌شناسی فرهنگی پدیده‌ی زندگی مجردی

رصد تحولات فرهنگی در موضوع مورد نظر، به این نکته رهنمون می‌سازد که هرچند تعداد افرادی که زندگی مجردی را انتخاب نموده‌اند چندان زیاد نیست و بخش عمده‌ای از آن حاصل بزرگ‌نمایی رسانه‌ای است، لیکن آنچه قابل توجه است اولاً روند صعودی آمار مربوط به زندگی مجردی و افزایش کمّی آن‌هاست و در ثانی، مسئله‌ی مهم‌تر (که موضوع این گزارش است) سمت‌وسوی حرکت و جهت‌گیری موجود رسانه‌ها، اعم از مکتوب و تصویری و... در موضوع مورد نظر به سمت قبح‌زدایی، عادی‌سازی و در نهایت القای ضرورت و نیاز جامعه‌ی در حال پیشرفت و خصوصاً جوانان چنین جامعه‌ای به چنین پدیده‌ای است.

جالب اینکه مطالب عرضه‌شده در رسانه‌ها (که به لحاظ کیفی از تنوع بالایی هم برخوردارند) جهت‌گیری‌شان صرفاً سلبی و نفی‌کننده و مذموم شمردن این پدیده نیست، بلکه تعداد قابل توجهی از آن‌ها با مطرح نمودن و به نمایش گذاشتن عینی یا غیرعینی از افرادی که دارای زندگی مجردی موفقی! از نظر خودشان هستند و مشکلات مورد ادعای مخالفان را ندارند، به توجیه و ترویج این مسئله دامن می‌زنند. نمونه‌هایی از این قسم را در مصاحبه با چند تن از دخترانی که زندگی مجردی داشته‌اند و از آن راضی بوده‌اند در ذیل می‌آوریم:

مصاحبه‌شونده‌ی 1: وقتی دوستان و آشنایان فهمیدند که تنها زندگی می‌کنم، با مشکلات فراوانی روبه‌رو شدم. حتی وقتی آپارتمانم را خریدم، متوجه شدم همسایه‌ها خیلی از بودن من در آن ساختمان راضی نیستند. ولی وقتی دیدند از رفت‌وآمد و مهمانی‌های آن‌چنانی خبری نیست، خیالشان راحت شد و حتی نگاهشان به من نیز تغییر کرد. الآن مدتی است از طرف همسایگان، به عنوان مدیر ساختمان انتخاب شده‌ام و رفتار همه نسبت به من دوستانه شده است.

مصاحبه‌شونده‌ی 2: بعد از ده سال دوری از خانه، تازه به نبودن خانواده‌ام عادت کرده‌ام؛ اما آن همه دلتنگی به تجربه‌هایی که کسب کرده‌ام می‌ارزید.

مصاحبه‌شونده‌ی 3: دوست دارم همه چیز را تجربه کنم! پدر و مادرش چند سالی است از هم جدا شده‌اند و آرزو ترجیح می‌دهد استقلال را تجربه کند. آرزو درآمد نسبتاً مناسبی دارد و برای احتیاجات خود به والدینش متکی نیست.

مصاحبه‌شونده‌ی 4: بیشتر زنانی که زندگی مجردی را تجربه کرده‌اند معتقدند در صورت وجود منبع درآمدی مکفی، این نوع زندگی از امتیازات بسیاری برخوردار است و استقلال و بهره بردن کافی از تنهایی به جزء در زندگی مجردی امکان‌پذیر نیست.4

مصاحبه‌شونده‌ی 5: با وجود اینکه این انتقاد وجود دارد که با رواج این شیوه‌ی زندگی، آمار ازدواج نیز کاهش پیدا خواهد کرد و حدود هفتاد درصد دخترانی که زندگی مجردی دارند هرگز ازدواج نخواهند کرد، اما از سوی دیگر، آمار طلاق نیز کاهش پیدا خواهد کرد که این خود نکته‌ی مثبتی است.5

حال حتی کار به جایی رسیده که برخی کارشناسان مسائل اجتماعی نیز وارد گود شده و تحت تأثیر تفکرات مدرنیسم و فمینیسم، با نظر مثبت به مسئله نگریسته و آن را گامی در ارتقای سبک زندگی جوانان قلمداد نموده‌اند. نمونه­ای از آن را در ذیل می‌بینیم:

کارشناس: یکی از اهداف توسعه و گام نهادن در مسیر مدرنیسم، اشتغال زن و استقلال مالی اوست. این مشارکت در امور اقتصادی به نوعی آگاهی منجر می‌شود که استقلال را در تمام زمینه‌ها طلب می‌کند. یکی از تبعات استقلال مالی در زنان، علاقه‌ی آن‌ها برای رهایی از سلطه‌ی والدین است.

چنان که ملاحظه می‌شود، این کارشناس محترم از زندگی فرزند در کنار آغوش گرم پدر و مادر با آن همه محسنات و مزایا تحت عنوان «سلطه» یاد می‌کند و به طور ضمنی، بر این تفکر ناصحیح صحه می‌گذارد. همچنین ایشان زندگی را فقط در زندگی با پدر و مادر تصور می‌کنند و لذا راه چاره و گریز از سلطه! را نیز به قول خودش فقط زندگی مجردی می‌داند و گزینه‌ای تحت عنوان تشکیل زندگی مشترک بی‌دغدغه و آرام با همسر را اصلاً زندگی و راه‌حل به شمار نمی‌آورد. می‌گوید زندگی با پدر و مادر به منزله‌ی سلطه‌پذیری است و تنها راه‌حلش هم حرکت به سمت زندگی مجردی است.

کارشناس: جامعه به شکل خودکار این اتفاق را ترغیب می‌کند، زیرا با اهداف توسعه هم‌خوانی دارد. یکی از پیامدهای مدرنیسم در جوامع، تشدید فردگرایی و محترم دانستن حیطه‌ی خصوصی فرد است. در غرب نیز با ورود صنعت و مدرنیته، ویژگی‌های زندگی اجتماعی تغییر کرد. سیر زندگی خانوادگی در طول زمان در تمام جوامع از شکل گسترده به شکل هسته‌ای تغییر کرده است، بدون اینکه کسی بتواند جلوی آن را بگیرد. بنابراین تغییرات این‌چنینی گریزناپذیر است، حتی اگر فرهنگ ایرانی چنین مسئله‌ای را نپذیرد.

کارشناس: توجه به نکات مثبت آزادی همیشه منجر به نتایج مطلوبی است. با بسترسازی و ارائه‌ی الگوی مناسب می‌توان اجتماع را متوجه حقوق فردی افراد ساخت. تأکید به این نکته که مجرد زیستن به فساد کشیده شدن نیست و یک نوع زندگی است که برای هر فردی در جامعه قابل تصور است، تنها از راه فرهنگ‌سازی میسر است.

نباید به خاطر فقدان امنیت، آزادی فرد را محدود کرد. دختران هم حق دارند مثل پسران آزاد باشند تا هر گونه که می‌خواهند زندگی کنند و والدین هم موظف‌اند آن‌ها را به گونه‌ای تربیت کنند تا در بزرگ‌سالی قادر باشند تنها و مستقل زندگی کنند و بدون ترس از نگاه و قضاوت اطرافیان، صدای قدم‌ها و نفس‌هایشان را در خانه‌ی خود نیز خفه نکنند، تا قادر باشند از خود مراقبت کنند و به همه‌ی اطرافیان ثابت کنند می‌توانند چون یک شهروند سالم و محترم، تنها زندگی کنند.6

چنان که ملاحظه می‌شود، خط فکری کارشناس محترم در چارچوب خط فکری فرهنگ بومی اسلامی‌ایرانی نیست و قبله‌ی تفکراتش اصول فکری مدرنیسم، فمینیسم، منشور حقوق بشر سازمان ملل و امثالهم است که جهت رعایت ایجاز در کلام و مرتبط نبودن با اصل موضوع مورد بررسی، از نقد آن چشم می‌پوشیم.

رونق زندگی‌های مجردی در محله‌های جنوبی کلان‌شهرها (پراکندگی جغرافیایی)

مطابق اعلام مدیرعامل سازمان نوسازی شهر تهران، در بافت‌های فرسوده‌ی جنوب تهران، میزان زندگی مجردی افزایش یافته است؛ افزایشی که ارتباط مستقیم با افزایش آسیب‌های اجتماعی، ناامن شدن محیط و رشد جرایم دارد.

علل و زمینه‌های افزایش زندگی مجردی در بافت‌های قدیمی و پایین ‌شهر کلان‌شهرها را شاید بتوان چنین تحلیل کرد:

1. در محله‌های جنوبی کلان‌شهرها، قیمت‌ها پایین‌تر است و بافت زندگی به گونه‌ای است که جوانان به تنهایی و راحت‌تر پذیرفته می‌شوند. البته در شمال شهرها نیز افراد خیلی همسایه‌مدار نیستند و کاری به هم ندارند؛ اما هزینه‌های بالای زندگی در آن محله‌ها باعث می‌شود بیشتر زندگی‌های مجردی در جنوب شهر شکل بگیرد.

2. در این مناطق، به دلیل بافت متراکم، حتی یک اتاق با حداقل قیمت قابل دسترسی است و در اکثر موارد صاحب‌خانه‌ها به شرط گرفتن اجاره، کاری به کار مستأجر جوان خود ندارند. این وضع باعث می‌شود که بسیاری از جوانان به آسانی درگیر بسیاری از آسیب‌های اجتماعی شوند.7

رصد تحولات فرهنگی در موضوع مورد نظر، به این نکته رهنمون می‌سازد که هرچند تعداد افرادی که زندگی مجردی را انتخاب نموده‌اند چندان زیاد نیست، لیکن روند صعودی آمار مربوط به زندگی مجردی و سمت‌وسوی حرکت و جهت‌گیری موجود رسانه‌ها، اعم از مکتوب و تصویری و... در موضوع مورد نظر به سمت قبح‌زدایی و در نهایت القای ضرورت و نیاز جامعه‌ی در حال پیشرفت و خصوصاً جوانان چنین جامعه‌ای به چنین پدیده­ای است.

دلایل رونق زندگی مجردی

کارشناسان برای رشد و رونق گرفتن زندگی‌های مجردی علل و عواملی را (چه صحیح و چه قابل تأمل) برشمرده‌اند که برخی از موارد مهم آن‌ها عبارت است از:

1. کشش زندگی شهری و جاذبه‌های مخصوص آن یکی از علل است؛ در جامعه‌ی فعلی و در شهرهای بزرگ، جاذبه‌های فراوانی وجود دارد که جوانان را به طرف خود می‌کشاند. جوانانی که از کانون گرم خانواده دور شده و در اغلب موارد، چاره‌ای جز تن دادن به زندگی مجردی ندارند.

2. از آنجایی که بیشتر خانواده‌ها حتی در شهرهای بزرگ بافت سنتی دارند، به مقابله با تمایلات و علایق جوانان برمی‌خیزند که همین موضوع سبب می‌شود فرد جوان در جست‌وجوی راهی برای رسیدن به تمایلات و علایق خود باشد! از این رو، تصمیم به جدایی از خانواده می‌گیرد و به منظور کسب آرامشی که در ذهن خود آن را تصویر می‌کند، به زندگی مجردی روی می‌آورد. جوان به آرامش خیال و احترام در خانواده نیاز دارد. جوانان همواره از اینکه به عقاید و افکارشان احترام گذاشته نمی‌شود گلایه‌مندند.

3. توقعات بالا، داشتن انواع و اقسام امکانات، داشتن خانه و خودرو، از جمله آرزوهایی است که جوانان امروزی به دنبال آن‌ها هستند و خیلی از جوانان با همین آرزوها از خانواده جدا می‌شوند و همین توقعات موجب شده که دیگر جوان امروزی نتواند با خانواده زندگی مسالمت‌آمیز داشته باشد.

4. جوان به هر اندازه که بزرگ‌تر می‌شود، میل به استقلال نیز در او تشدید می‌شود و همین، پدر و مادرها را نگران می‌کند؛ به گونه‌ای که فرزندان جبهه‌گیری می‌کنند و می‌گویند: پدر و مادرها به ما اعتماد ندارند. بنابراین برای اثبات این موضوع که من هم می‌توانم مستقل و به دور از پدر و مادر زندگی کنم، به زندگی مجردی روی می‌آورد.

5. سبک زندگی والدین و جوانان متفاوت است و فرزندان دوست دارند به گونه‌ای دیگر زندگی کنند. تمایل دارند رفت‌وآمدهای خاص خود را داشته باشند. تیپ خاصی داشته باشند و فلان لباس را بپوشند. حتی در درون خانواده نیز چه بسا جوان و نوجوان تمایل دارد با دوستان خود بنشیند، موسیقی گوش دهد و با آن‌ها در خانه بگوید و بخندد، اما پدر و مادرها همکاری نمی‌کنند و بعضی موضوعات را نمی‌پذیرند؛ مثلاً تذکر می‌دهند که صدای ضبطش را بلند نکند یا با صدای بلند نخندد و... در واقع گاهی رفتارهای والدین با فرزندان باعث می‌شود که آنان به فکر جدایی از خانواده‌ی خود باشند.


6. بعضی خانواده‌ها به جای توجه به حرف و خواسته‌ی عضو جوان خود و به جای برخورد منطقی و گفت‌وگو با این عضو، با وی به مجادله می‌پردازند و در مقابل جوان قرار می‌گیرند. در واقع تحقیرها، سرکوفت‌ها و بی‌توجهی به برخی علایق و خواسته‌های جوانان و نبود گفتمان سازنده بین والدین و فرزندان زمینه‌های فرار فرد را از محیط خانواده و انتخاب زندگی مجردی فراهم می‌کند.8

7. رواج تفکر فرزندسالاری و این ایده که فرزند هر چه دلش خواست می‌تواند انجام دهد و هیچ قیدوبندی برایش نیست، درست مثل همان چیزی است که در زندگی غربی و برای فرزندان و جوانان متصور است. در این تفکر، پدر و مادر از هیچ جایگاه اخلاقی و احترام و قداستی برخوردار نیستند و تحت هیچ شرایطی حق برخورد با رفتارهای فرزندانشان را ندارند؛ ولی در تفکر دینی، پدر و مادر هدیه‌های بزرگ خداوند به فرزندان هستند و فرزندان تحت هیچ شرایطی نباید موجبات ناراحتی‌شان را فراهم آورند. در این تفکر، در کنار پدر و مادر بودن و نگاه به چهره‌ی آن‌ها، عبادت و سبب تقرب به خوبی‌ها و فضایل و خداوند است.

گفتنی است برخی از دلایل مذکور از نظر نگارنده دلیل مورد قبولی نیستند، هرچند مورد ادعای برخی طرفداران و توجیه‌کنندگان زندگی مجردی هستند. لذا مذمت و تقبیح یک‌پارچه‌ی سبک زندگی سنتی و قائل به نسبیت بودن در مورد تمام حوزه‌های سبک زندگی جوانان، تقدس دادن به حس استقلال‌طلبی به هر شکل آن و توجیه زندگی مجردی تحت عنوان حس استقلال‌طلبی و مانند آن، دلایل درستی به شمار نمی‌روند و شاید تحت تأثیر هجوم فرهنگ غربی، زیاده‌خواهی‌ها و خودخواهی‌های بسیاری از جوانان باشد که سبب شده آنان خانواده را مزاحم کار خود تلقی کنند و کوچک‌ترین خرده‌گیری از طرف آن‌ها را برنتابند.

میل به آزادی‌های لجام‌گسیخته فردی فزونی گرفته و متأسفانه برخی جوانان تفسیر دیگری از آزادی دارند و می‌خواهند آن را به همه‌ی امور گسترش دهند. بنابراین وقتی خانواده مانع آن‌ها می‌شود، برای نیل به مقاصد خود، از محیط خانواده جدا می‌شوند. به هر حال، حتی آنانی هم که زندگی مجردی را قدمی در راستای تحقق استقلال‌طلبی به شمار می‌آورند بر این باورند که زندگی مجردی در درازمدت، اگر تحت نظارت قرار نگیرد، به یک آسیب جدی برای جامعه تبدیل خواهد شد؛ چرا که پیوندهای اجتماعی را که ضامن استحکام روابط خانوادگی و اجتماعی است از هم می‌گسلد و فردگرایی لجام‌گسیخته جای آن را می‌گیرد.9

راهکار اصلی

راهکار عمده و اصلی در این قضیه همان بحث فرهنگ‌سازی و البته با همکاری تمام نهادهای فرهنگی است. بایستی تمام رسانه‌ها در جهت نمایش مضرات این پدیده‌ی شوم، در حد توان خود گام بردارند و از هر گونه اقدامی که نتیجه‌ی آن، تأیید، ترویج یا حتی عادی‌سازی این مسئله در اذهان افراد جامعه باشد به شدت اجتناب شود. رسانه‌ها می‌توانند با تقبیح زندگی‌های مجردی داوطلبانه و نمایش مضرات و تبعات منفی این نوع از زندگی، با حساس نمودن جامعه درباره‌ی شکل‌گیری خانواده‌‌های تک‌نفره، از گسترش این نوع زندگی جلوگیری کنند.

البته آن روی سکه هم بایستی در این امر مورد توجه باشد؛ بدین معنی که لازم است رسانه‌ها از نمایش منافع و فواید و مثبت جلوه دادن زندگی جمعی در کانون گرم خانواده (چه خانواده‌ی پدری و چه خانواده‌ی مستقل شخصی به همراه همسر و فرزندان) به هیچ وجه فروگذار نباشند. انتظار می‌رود همچنان که این روزها بچه‌دار شدن به انحای مختلف مورد ترویج و تحسین واقع می‌شود، در زمینه‌ی ازدواج و تشکیل خانواده نیز این تشویق‌ها صورت گیرد. به دلیل آنکه زندگی مجردی بر سن ازدواج می‌افزاید، وقتی نتوان شرایط تشکیل زندگی مشترک را برای جوانان فراهم کرد، به دلیل طولانی شدن دوران تجرد و بالا رفتن سن ازدواج، این امر باعث می‌شود در موقعیتی قرار گیرند که احساس کنند سربار خانواده‌ها هستند. لذا همه‌ی جوان‌ها برای خوش‌گذرانی زندگی مجردی را انتخاب نمی‌کنند. گاهی اوقات شرایطی پیش می‌آید که جوانان مجبور هستند این نوع زندگی را انتخاب کنند. باید پسران و دختران جوان به تشکیل زندگی مشترک تشویق شوند و البته امکانات، تسهیلات و بسترهای لازم نیز برایشان مهیا و فراهم شود. اگر زندگی جوانان به شکل مناسبی شکل گرفته و با تداوم لازم همراه باشد، حتماً بچه هم به آن اضافه خواهد شد.

به نظر می‌رسد آنچه گفته شد راهکار عمده در این مسئله باشد و در رابطه با اینکه آیا بهتر نیست محدودیت‌هایی در جامعه اعمال شود یا خیر، باید گفت نباید با اتخاذ چنین رویکردهایی، صورت مسئله را پاک و با ایجاد فضای ناامن، قصد حل نمودن مسئله را داشت. اینکه سیاستی اتخاذ شود که به مجردها خانه ندهند و سخت‌گیری‌ بیشتر شود، در درازمدت بی‌فایده است و نیاز به فکری جدی دارد.

در همین راستا، برخی راهکارهای کلی نیز عبارت‌اند از: بهبود شرایط اقتصادی جامعه و فراهم شدن شرایط ازدواج جوانان، بومی گزینی در دانشگاه‌ها، در اولویت قرار گرفتن پسران جوان در سیاست‌های شغلی، ضابطه‌مند شدن اجاره دادن منزل به مجردها، فرهنگ‌سازی در جامعه و آموزش نحوه‌ی رفتارها در خانواده‌ها، آموزش حس تعاون، همدلی، صحبت و درک متقابل در خانواده‌ها و...

نیز به عنوان راهکار عملی قابل ذکر است که بخش اعظم خانه‌های مجردی به خانه‌هایی دانشجویی اختصاص دارد. این خانه‌ها اغلب به دلیل عدم ارائه‌ی خوابگاه از سوی دانشگاه‌ها به دانشجویان غیربومی ایجاد شده است.افزایش حجم دانشجویان و همچنین تعداد دانشگاه‌ها و مجتمع‌های آموزش عالی که با عناوین مختلف از جمله دانشگاه‌های آزاد، پیام نور، غیرانتفاعی، علمی‌کاربردی و پردیس فعالیت می‌کنند و معمولاً هم فقط مجتمع کوچک آموزشی را شامل می‌شوند و توان ارائه‌ی خوابگاه ندارند، این معضل را تشدید کرده است. حتی دانشگاه‌های مادر نیز که تا چند سال پیش اغلب به تعداد مورد نیاز، خوابگاه در اختیار داشتند، اکنون با مشکل ارائه‌ی خوابگاه مواجه شده‌اند که البته در این دانشگاه خوابگاه‌های خودگردان با نظارت دانشگاه در اختیار دانشجویان قرار می‌گیرد. در چند سال اخیر، رویکرد آموزش عالی در کشور افزایش کمیّت بوده است و دانشگاه‌ها در حال رقابت برای افزایش آمار دانشجویانشان بوده‌اند، بدون اینکه به سایر امورات دانشجوهایشان توجه کنند.

بر همین اساس، مسئولان دانشگاه‌ها بایستی در صورت عدم امکان ارائه‌ی خوابگاه، حداقل شرایطی را فراهم کنند تا محل اقامت دانشجویان آن‌ها با استفاده از کارشناسان مجرب، مورد نظارت و کنترل قرار بگیرد. مسئولان باید به بحث افزایش خانه‌های مجردی به دلیل افزایش تعداد دانشگاه‌هایی که توان ارائه‌ی خوابگاه ندارند، توجه کنند.

در پایان ذکر این نکته را لازم می‌دانم که باید از ترویج نگاه منفی و برچسب زدن به جوانانی که به دلایل شغلی یا تحصیلی در خانه‌های مجردی ساکن هستند، جلوگیری شود؛ چون این امر خود می‌تواند منشأ آسیب­های دیگر باشد.(*)

منابع و پی‌نوشت­ها:

1. به گفته‌ی کارشناسان، خانه‌های مجردی می‌توانند آسیب‌های متعدد اجتماعی و روان‌شناختی در پی داشته باشند و در صورت نبود نظارت لازم، خانه‌های مجردی و دانشجویی می‌توانند منشأ آسیب‌های اجتماعی باشند.
2. تحلیل روزنامه‌ی خراسان از نتایج سرشماری سال 1390 مرکز آمار ایران، گزارش سازمان ملی جوانان در سال 1389 و آمار وزارت ورزش و جوانان در سال 1391.
3. «زندگی مجردی» تهدید جدید برای جامعه: 288571http://www.tabnak.ir/fa/news/
4. افزایش علاقه‌ی دختران ایرانی به زندگی مجردی: tanin/575 jahanezan.wordpress.com/
5. زندگی مجردی دختران؛ خوب یا بد؟: 169097http://www.khabaronline.ir/detail/
6. افزایش علاقه‌ی دختران ایرانی به زندگی مجردی: tanin/575 jahanezan.wordpress.com/
7. رواج زندگی مجردی تیشه بر ریشه‌ی ازدواج می‌زند: 9531http://www.daqianus.com/?p=
8. «زندگی مجردی» تهدید جدید برای جامعه: 288571http://www.tabnak.ir/fa/news/
9. همان.

ظرفیت های حج برای اصلاح سبک زندگی

 

حجت الاسلام رضایی تهرانی با بیان اینکه حج ظرفیت خودسازی، تعامل، اندیشیدن، ساده زیستی و صبر را در سبک زندگی بالفعل می کند، گفت: اگر از این سرمایه بالقوه استفاده کنیم، نه تنها اسلام هراسی ها خنثی و بی اثر شده بلکه عشق به اسلام هم جهانی می شود.

سخن آشنا- حجت الاسلام محمد رضایی تهرانی، استاد حوزه و دانشگاه در گفت وگو با شبستان با بیان اینکه تمامی احکام و آدابی که خداوند برای ما قرار داده برای تامین منافع خودمان است، گفت: هیچ کدام از این منافع به خدا نمی رسد، چون خدا اصلا نیازی به آنها نداشته و فقری ندارد، خداوند صمد و غنی مطلق است.

 

وی ادامه داد: درست به همین دلیل است که در هر حکم و ادبی از آداب الهی، همواره باید محورهایی که خداوند در آنها تامین منافع انسان را قرار داده، رصد کرد، اما مطلب دوم اینکه آداب و احکامی را که برای ما گفته اند، هیچ کدام تک منفعتی نیست، بلکه خداوند منافع فراوانی را در مورد آنها در نظر گرفته است، برای مثال نماز، خمس، روزه، زکات، حج و ... هر کدام نشانه های مختلفی را در زندگی ما هدف گذاری کرده اند که از این میان حج جامع ترین است و تقریبا یک «مولتی ویتامین» از منافعی است که خداوند برای انسان قرار داده و خودش هم در سوره حج می فرماید: «لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ».

 

رضایی تصریح کرد: با این نگاه و تاکیدی که نسبت به فریضه الهی حج شده است، می توان آثار آن را در سبک زندگی فردی، اقتصادی، جمعی، خانوادگی و حتی بین المللی مشاهده کرد؛ جالب است که اگر انسان سرخط های رسیدن به این معنا را در آیات و روایات ببیند که مثلا حج در ایجاد و اصلاح سبک زندگی فردی چه نقشی بازی می کند و همین نقش در زندگی اجتماعی چه تبلوری دارد، آن وقت برکات آن را مشاهده خواهد کرد.

 

استاد حوزه با بیان اینکه حج می تواند برای رسیدن به یک زندگی صحیح توحیدی انسان را کمک کند ، تاکید کرد: اگر اعمال حج را درست انجام دهیم بسیار به ما کمک می کند و نتیجه اش همانی می شود که رسول الله(ص) فرمود: «حجاج بیت الله الحرام پس از حج مثل روز نخستینی هستند که از مادر متولد شدند».

 

آثار حج بر مدار توحید تجمیع شده است

 

این محقق علوم دینی با بیان اینکه آثار فردی و جمعی حج بر مدار توحید و لا اله الا الله تجمیع شده است، ابراز کرد: بالاترین اعتبار انسان در ارزش یابی الهی، آن است که در اندیشه و عمل خدامدار باشد، جز خدا ندیدن و جز خدا نخواستن و در عمل مصداق «لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم» بودن.

 

این استاد حوزه در ادامه بیان کرد: مهمترین اثر حج در زندگی فردی آن است که انسان را به این باور می رساند، انسان از خانه حرکت می کند یعی از زندگی می بُرَد، از وطن و زن و بچه می بُرَد و در واقع وداع می کند و در یک حرکت روشن و واضح در تعامل با حق تعالی، یک هجرت زمینی در یک زمان مشخص می کند، حرکتی که از روز عید قربان آغاز شده و تا روز دوازدهم ذی الحجه ادامه پیدا می کند.

 

وی اضافه کرد: در ایام حج، این واحد -واحدها هستند که یک امت را تشکیل می دهند، انسان از همه عُلقه ها و آنچه که او را زمینی کرده، می بُرد، حتی لباس هایش در ایام حج تغییر می کند، لباس احرام بر تن می کند و لبیک می گوید تا به عرفات می رود و آنجا خاک نشین می شود، یک حاجی با این سبک ساده زندگی کرامت می یابد، از عرفات به مشعر می رود و به شور و شعور می رسد، در روز عید قربان جنگ با شیطان را تمرین کرده و قربانی می کند.

 

ظرفیت سازی های حج برای سبک زندگی

 

وی ابراز کرد: بنابر این، حج ظرفیت خودسازی، تعامل، اندیشیدن، ساده زیستی، صبر و بسیاری دیگر از آموزه های اخلاقی را به طور عملی در انسان ایجاد و بارور می کند و اگر حاجیان بیت الله الحرام، این ویژگی ها را حفظ کنند قطعاً زندگی متفاوتی بعد از ایام حج خواهند داشت که این سبک زندگی متفاوت می تواند دیگران را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

 

رضایی در مورد تاثیر کنگره عظیم حج بر کمرنگ شدن اسلام هراسی ها، اظهار کرد: اگر حج در بستر واقعی خودش قرار گیرد و دولتمردانی که در جهان اسلام حاکم هستند از این سرمایه بالقوه استفاده کنند، نه تنها اسلام هراسی ها خنثی و بی اثر می شود بلکه عشق به اسلام و رسیدن به معارف اسلام و امان یافتن و امنیت گرفتن در سایه تعالیم اسلام در جهان منتشر می شود چراکه پیام واضح و روشن انبیای الهی را در کنگره حج می توان شاهد بود.

 

وی در پایان خاطرنشان کرد: اگر دولت مردانِ جهان اسلام بخواهند و بتوانند از این سرمایه بالقوه استفاده کنند می توانند عشق و معرفت الهی را به واسطه حج به جهانیان صادر کنند. اینکه افراد اول به خداوند توکل کنند و به عشق او در زندگی گام بردارند و زیر بار هیچ حرف زور و هیچ اربابی نروند می تواند روحیه ظلم ستیزی و نفی ارباب سالاری را در جهان پخش کند و اینچنین روح کرامت در زندگی بشری احیاء می شود.

منبع:شبستان

آخرین مطالب