پر بازدیدترین مطالب

راهبرد دوگانه آمریکا در قبال بمب‌های شیمیایی صدام



آمریکا در حالی در سال ۲۰۰۳ به‌بهانه مقابله با بمب‌های شیمیایی به عراق حمله کرد که سال‌ها در برابر حملات شیمیایی عراق به ایران سکوت کرده بود و از صدام حمایت می‌کرد.

به گزارش سخن آشنا، هفتم فروردین سالروز صدور بیانیه خاویر پرزدکویار دبیرکل سازمان ملل متحد در محکومیت کاربرد سلاح‌های شیمیایی در سال ۱۳۶۷ در جنگ ایران و عراق است. این بیانیه در حالی صادر شد که بیش از ۷ سال از اولین حمله شیمیایی عراق به ایران می‌گذشت و در طول این سال‌ها عراق نه‌تنها به مناطق جنگی و عملیاتی حمله شیمیایی کرد، بلکه شهرهای مرزی ایران و حتی کردستان عراق را هم مورد حمله قرار داد که در پی آن حملات بسیاری از مردم، کودکان، زنان و رزمندگان به شهادت رسیدند و جانباز شدند که بسیاری از آنان تاکنون نیز با عوارض أن حملات دست و پنجه نرم می‌کنند.


از سال ۱۳۶۶ حملات عراق به شهرهای مرزی و مناطق مسکونی افزایش بسیاری یافت و در پی این حملات تعداد زیادی از مردم شهرها به شهادت رسیدند که بی‌سابقه‌ترین حمله رژیم بعث عراق، حمله به سردشت بود که در آن حمله بیش از ۲ هزار و ۵۰۰ غیرنظامی مصدوم شدند یا به شهادت رسیدند. گفته می‌شود در طول جنگ تحمیلی بیش از ۲۵۲ بار حمله شیمیایی توسط عراق صورت گرفت که نخستین آن در ۲۳ دی ماه سال ۵۹ بود.

در پی حمله‌های شیمیایی عراق به ایران و با پیگیری‌های مستمر ایران و با مکاتبات، دیدارها و اقدامات رسانه‌ای، دبیرکل سازمان ملل در نهایت در ۱۹ اسفند ۱۳۶۲ اعلام کرد که کارشناس خود را به ایران اعزام خواهد کرد. اعضای هیئت پس از یک هفته تحقیق در تهران و در جبهه‌های جنوب ایران، یافته‌های خود را در گزارشی ۲۸ صفحه‌ای در اول فروردین ۱۳۶۳ (۲۱ مارس ۱۹۸۴) به دبیرکل ارائه کردند. در این گزارش استفاده عراق از بمب‌های شیمیایی حاوی گازهای خردل و اعصاب تأیید شد و آمده بود که اعضای هیئت، بمب‌های عمل‌کرده یا عمل‌نکرده‌ای را مشاهده کرده‌اند.

 

شورای امنیت پس از دریافت گزارش هیئت اعزامی به ایران و بعد از پیگیری‌های نمایندگان کشورمان این موضوع را طی دو جلسه بررسی کرد و سرانجام روز جمعه ۳۰ مارس ۱۹۸۴ (۱۰ فروردین ۱۳۶۳) بیانیه‌ای دراین‌باره صادر کرد. در این بیانیه با اشاره به بخش‌هایی از گزارش کارشناسان اعزامی و بدون نام بردن از کشور استفاده کننده از سلاح شیمیایی یعنی عراق، صرفاً استفاده از این سلاح‌ها محکوم شد، در حالی که در گزارش هیئت اعزامی، استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران تصریح شده بود، اما به‌دلیل اعمال نفوذ آمریکا و هم‌پیمانانش، در این بیانیه از کشور عراق به‌عنوان متجاوز و به‌کارگیرنده این سلاح‌ها اسمی به‌میان نیامد.

بیانیه نخست که دستاورد آن‌چنانی برای ایران به‌دنبال نداشت، ایران را بر آن داشت تا به پیگیری‌های خود ادامه بدهد، از این رو در ۲۵ آوریل ۱۹۸۵ بیانیه دیگری از سوی شورای امنیت منتشر شد. در این بیانیه نیز اعضای شورا بر رعایت دقیق پروتکل ۱۹۲۵ ژنو مبنی بر ممنوعیت استفاده از سلاح‌های شیمیایی در جنگ تأکید کردند و کلیه تخلفات از قوانین بشردوستانه بین‌المللی را محکوم کردند و از طرفین خواستند که به‌طور کلی اصول شناخته‌شده و قوانین حقوق بین‌المللی بشردوستانه را که در مناقشات نظامی قابل به‌کارگیری است، رعایت کنند و به تعهدات خود تحت کنوانسیون‌های بین‌المللی جهت جلوگیری یا کاهش زیان‌های انسانی ناشی از جنگ، عمل نمایند.

این بیانیه نیز دستاوردی برای جمهوری اسلامی ایران نداشت، چرا که شورای امنیت با گذشت بیش از ۴ سال از آغاز جنگ و حملات شیمیایی صدام، صرفاً دو طرف را به رعایت اصول و قوانین دعوت می‌کرد و به‌طور جد از مقصر حملات شیمیایی نامی نمی‌برد و او را محکوم نمی‌کرد.

پافشاری‌های ایران موجب شد قطعنامه ۵۵۸ در ۱۶ مهر سال ۱۳۶۵ به‌تصویب برسد و در آنجا تنها به گزارش کارشناسان سازمان ملل در خصوص استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی اشاره شود. در پی شکایت‌های مکرر ایران مبنی بر کاربرد سلاح شیمیایی عراق در جنگ و اعزام کارشناسان سازمان ملل، گزارشی از این بمباران به دبیرکل رسید که ناگزیر رییس شورای امنیت، بیانیه‌ای در محکومیت کاربرد این سلاح‏‌ها توسط عراق صادر کرد، هرچند که در این بیانیه، «ادامه منازعه» توسط طرفین نیز محکوم شده بود.

اسفند سال ۶۶، عراق سلاح‌های شیمیایی زیادی را در ابعاد بسیار وسیعی علیه مردم حلبچه به‌کار گرفت. بعد از این فاجعه نماینده جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل خواستار اعزام هیئت کارشناسی به منطقه شد. با اینکه تصور می‌شد به‌دلیل شدت و وسعت فاجعه سازمان ملل موضع قاطعی علیه عراق اتخاذ کند، اما این سازمان دو هفته بعد در حالی که فاجعه کم‌رنگ‌تر شده بود گروه کوچکی را متشکل از یک پزشک و یک دیپلمات به منطقه اعزام کرد.


حمله شیمیایی عراق به حلبچه

پس از آن نیز شورای امنیت سازمان ملل با تلاش‌ها و پیگیری‌های ایران در مواردی به استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی اشاره کرد، اما بازدارنده و الزام‌آور نبود و عراق تا پایان جنگ به حملات شیمیایی خود ادامه داد و بسیاری از افراد غیرنظامی قربانی این حملات شد. این‌که چرا اقدامات شورای امنیت مؤثر و بازدارنده نبود را باید در ترکیب اعضای دائم این شورا جست‌وجو کرد. آمریکا، انگلیس، فرانسه و شوروی از جمله اعضای دائم شورای امنیت بودند که در جنگ عراق علیه ایران، از حامیان رژیم بعث عراق بودند. صدام نیز بمب‌های شیمیایی و مواد و تسلیحات نظامی خود را از این ۴ کشور و همچنین آلمان دریافت می‌کرد.

آمریکا در خصوص حملات شیمیایی عراق، نه‌تنها سکوت کرد بلکه به همراهی با صدام پرداخت و حتی یک بار تلاش اعضای شورای امنیت برای صدور یک بیانیه در محکومیت استفاده از سلاح‌های شیمیایی از سوی عراق را هم وتو کرد. به هر حال قربانی شدن مردم ایران در حملات متعدد شیمیایی در هشت سال جنگ تحمیلی، توسط رسانه‌های خارجی دیده نشد و کشورهای آمریکا و غرب هم که تصمیم‌گیرندگان شورای امنیت بودند، اقدامی جدی علیه صدام نکردند، اما با حمله عراق به کویت، آمریکا راهبرد خود را از سکوت به هیاهو تغییر داد و خواستار مقابله جهانی با صدام شد.

در جریان جنگ اول خلیج فارس، عراق از سوی سازمان ملل مجبور به عدم توسعه و تملک جنگ‌افزارهای شیمیایی و سلاح‌های کشتار جمعی شد و به بازرسان سازمان ملل هم اجازه بازرسی از پایگاه‌های خود را داد که البته در برخی مواقع ممانعت‌هایی را به‌وجود آورد، اما ده سال بعد آمریکا در دوران جرج بوش پسر موضوع سلاح‌های کشتار جمعی عراق را مطرح کرد و مدعی شد که رژیم بعث عراق همچنان دارای این جنگ‌افزارهاست که البته هیچ‌گاه به‌طور دقیق ثابت نشد که عراق دارای سلاح‌های کشتار جمعی و شیمیایی است، اما به همین بهانه آمریکا دوباره به‌همراه متحدینش به عراق حمله کرد و جنگ دیگری را در منطقه به‌راه انداخت.

آمریکا آن وقتی که اسناد متعددی از سوی بازرسان شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران در دست داشت، اقدامی علیه صدام نکرد و بلکه به همراهی با او هم پرداخت، اما آن وقتی که بازرسان سازمان ملل به اسنادی در مورد وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق دست نیافتند، با ائتلاف انگلستان و همراهی برخی از کشورها به عراق حمله کرد و جنگ جدیدی را در ابتدای قرن ۲۱ در منطقه به‌راه انداخت.

منبع: تسنیم

سخن امام کاظم(ع) درباره نصیحت لقمان به فرزندش



امام کاظم علیه السلام فرمودند: لقمان به فرزندش گفت پسرم! دنیا دریای عمیقی است که بسیاری در آن غرق شده‌اند.

سخن آشنا- امام موسی کاظم علیه‌السلام: لقمان به پسرش گفت:

... ای پسرم! دنیا دریای عمیقی است که بسیاری در آن غرق شده‌اند؛
پس باید کشتیِ [نجات] تو در آن، پَروامندی از خداوند متعال و تقوی باشد.
و پُل تو ایمان به خدا. و بادبان کشتی‌ات توکّل. و متولّی آن، خرد. و راهنمای آن، دانش. و مسافر آن، شکیبایی باشد.

متن حدیث:

الإمام الکاظم علیه السلام: إنَّ لُقمانَ قالَ لاِبنِهِ: … یا بُنَیَّ، إنَّ الدُّنیا بَحرٌ عَمیقٌ، قَد غَرِقَ فیها عالَمٌ کَثیرٌ، فَلتَکُن سَفینَتُکَ فیها تَقوَی اللّه، وحَشوُهَا الإِیمانَ، وشِراعُهَا التَوَکُّلَ، وقَیِّمُهَا العَقلَ، ودَلیلُهَا العِلمَ، وسُکّانُهَا الصَّبرَ.

 

"اصول کافی، ج ۱، ص ۱۶ "

 

منبع:مشرق

«آرمان‌گرایی واقع‌بینانه» در بیانیه گام دوم



امّا به حق بایستی متمایزترین ویژگی انقلاب ایران را تداوم و ایستادگی بر شعارهای اولیه انقلاب بعد از گذشت چهار دهه دانست. موضوعی که برجسته‌ترین ویژگی و مفهوم محوری بیانیه‌ی گام دوم است.

به گزارش سخن آشنا، رهبر انقلاب اسلامی در بیانیه‌ی «گام دوم انقلاب» با مرور تجربه‌ی ۴۰ ساله‌ی انقلاب اسلامی اعلام کردند: انقلاب «وارد دوّمین مرحله‌ی خودسازی و جامعه‌پردازی و تمدّن‌سازی شده است». گام دومی که باید در چارچوب «نظریه‌ی نظام انقلابی» و با «تلاش و مجاهدت جوانان ایران اسلامی» به‌سوی تحقق آرمانِ «ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه)» برداشته شود.

 

به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR طی سلسله یادداشت‌ها و گفتگوهایی در قالب پرونده‌ی «گام دوم انقلاب» به بررسی و تبیین ابعاد مختلف این بیانیه می‌پردازد. در ادامه‌ی سلسله مطالب این پرونده، آقای میلاد کیایی دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل از دانشگاه شهید بهشتی و طلبه‌ی خارج فقه حوزه علمیه در یادداشتی به تحلیل بیانیه‌ی گام دوم انقلاب از منظر خصوصیات انقلاب اسلامی ایران و نسبت آرمان‌خواهی و واقع‌بینی پرداخته است.

انقلابی در تئوری‌های انقلاب
انقلاب ایران انقلابی است در تئوری‌های انقلاب، چه در علّت‌ها و زمینه‌های پیش از وقوع انقلاب و چه مسائل بعد از آن. این‌بار دیگر نه از دیکتاتوری ژاکوبَنی بعد از انقلاب خبری بود و نه از دوره ترمیدوری (۱). به عبارت روشن‌تر نه تندروی دهشتناکی در سال‌های اولیه‌ی انقلاب رویداد و نه دچار کندروی در سال‌های بعد شد. امّا به حق بایستی متمایزترین ویژگی انقلاب ایران را تداوم و ایستادگی بر شعارهای اولیه انقلاب بعد از گذشت چهار دهه دانست. موضوعی که برجسته‌ترین ویژگی و مفهوم محوری بیانیه‌ی گام دوم است. گام دوم مانیفستی است از آرمان‌ها، اهداف و شعارها که البته این‌بار بسیاری از آن‌ها جامه‌ی عمل پوشیده است. در حقیقت تبدیل شعار به دستاورد و تبدیل گفتمان به نهاد و ساختار، همان چیزی است که می‌توان از آن به عنوان هنر انقلاب اسلامی و کارِ ویژه‌ی آن یاد کرد.

تاریخ سیاسی عصر جدید گواهی است بر این موضوع که انقلاب ها بعد از مدتی وارد دوره فترت و رکود می شوند و پس از گذشت سالیانی نه چندان زیاد دیگر نه از آرمان‌ها و شعار های اولیه انقلاب خبری است و نه از میراث انقلاب. اما اگر توأمان به تحلیل محتوای بیانیه گام دوم و شعارها و آرمان‌های ابتدای انقلاب که در بیانیه‌ها، سخنرانی‌ها و راه‌پیمایی‌های زمان انقلاب متجلی است بپردازیم، در می‌یابیم که گام دوم به همان اندازه با طراوت و با نشاط است و الفاظ و کلمات آن به پرشوری بیانیه‌های کوران انقلاب است. رهبری خود علت این مسئله را در گام دوم خاطر نشان می‌سازند: «برای همه چیز می توان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد اما شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنی است. آنها هرگز بی‌مصرف و بی‌فایده نخواهند شد زیرا فطرت بشر در همه‌ی عصرها با آن سرشته است .»(۳)

پایبندی به شعارها منهای شعارزدگی
در این میان نکته مهم تمایز اساسی میان پایبندی به شعار ها و شعار زدگی است. شعار زدگی آنجایی اتفاق می افتد که بدون توجه به واقعیت های موجود و بدون ارزیابی از میزان و امکان تحقق شعار ها بر آنها تاکید شود اما در گام دوم به غایت به این مسئله توجه شده است و دچار آن نمی شود. هم در شعار ها و اهداف و هم در بیان دستاورد ها واقع بینی خاصی در بافت متن مشاهده می شود. به عبارت دیگر نوعی آرمان‌گرایی واقع‌بینانه که شاخصه کلیدی تفکر رهبر معظم انقلاب است بر متن سایه افکنده است. در این زمینه رهبری می فرمایند: «بی شک فاصله میان باید ها و واقعیت ها همواره وجدان های آرمان خواه را عذاب داده و می دهد. اما این فاصله طی شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بار ها طی شده است و بی شک در آینده با حضور نسل جوان مؤمن، دانا و پر انگیزه با قوت بیشتر طی خواهد شد .»(۴)

یکی از محورهای بیانیه‌ی گام دوم عزت ملی، روابط خارجی و مقابله با استکبار است. درباره‌ی واقع بینی در تناسب شعارها و دستاوردها نگارنده از زاویه رویکرد پژوهشی خویش تنها اشاره‌ی مختصری به موفقیت انقلاب در حوزه‌ی روابط بین‌الملل می‌کند. ایران در طول دو سه قرن اخیر هیچ‌گاه تا این حد برخوردار از حاکمیت مستقل و عزت ملی نبوده است چنان‌که بیگانگان هر زمان که اراده می‌کردند دست تطاول خود را به آب و خاک ایران دراز می‌کردند.

ساموئل هانتینگتون نظریه‌پرداز آمریکایی در این باره می‌گوید: کودتای ۲۸ مرداد کم‌خرج‌ترین و آسان‌ترین کودتای انجام شده توسط آمریکا بود. در کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲، آمریکا حاکمیت ایران را تنها با چند گردان سرباز و چند ده هزار دلار پول عوض کرد اما اگر الان آمریکا بخواهد دست به چنین کاری بزند به چیزی در حدود ۵۰ لشکر و بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار منابع احتیاج دارد .(۵) همچنین از جهت تأثیرات بین‌المللی، کمتر کارشناسی است که از تأثیرات انقلاب اسلامی در نظریه‌های روابط بین‌الملل آگاه نباشد. انقلاب اسلامی بار دیگر موضوع دین و فرهنگ را به حوزه‌ی نظریه‌های روابط بین‌الملل بازگرداند و به شکل‌گیری نظریه‌های هویت محور و فرهنگی کرد .(۶) همچنین برای اولین‌بار از زمان هخامنشیان تاکنون ایران موفق شد در مدیترانه پایگاه ایجاد کرده و به آن دسترسی پیدا کند.

جوانان مؤمن انقلابی کلید همه‌ی قفل‌ها
نکته‌ی محوری دیگر در گام دوم اینست که روی سخن رهبری با جوانان است و چه بسا می‌توان این مسئله را شأن نزول بیانیه دانست. رهبری در این بیانیه جوان مؤمن انقلابی را بارها مخاطب قرار می‌دهد و گو اینکه او را کلید گشودن قفل‌ها و گره‌های کشور می‌داند. بی‌شک روح آرمان‌خواه و خستگی ناپذیر جوان است که باید فاصله‌ی میان بایدها و واقعیت‌ها را طی کند و انقلاب را به قلّه‌های افتخار ملی و دینی برساند. گام دوم قرار است زمینه‌ای فراهم کند تا جوانان را وارد عرصه‌های مدیریت و پیشبرد اهداف نظام کند. گام اول به وقوع پیوستن انقلاب و تثبیت آن در چهار دهه‌ی گذشته بود و اکنون نوبت به برداشتن گام دوم است. گامی به سوی بالندگی هر چه بیشتر و فتح یک‌به‌یکِ سنگرهای علمی، اقتصادی و فرهنگی. مسئولیت برداشتن گام دوم بی شک با جوانان است. جوانانی که آماده اند درخت تناور انقلاب را که با خون هزاران شهید آبیاری و سبز شده است، از دست پدران خود تحویل بگیرند و از آن مراقبت کنند. بیانیه گام دوم دستورالعملی برای همه‌ی نهادها و دستگاه‌های اجرائی است و باید به مثابه فرمان به‌کارگیری جوانان مؤمن انقلابی به آن عمل شود.

۱- در ترمینولوژی انقلاب‌ها منظور از آن وقوع تندروی و خشونت در سال‌های اولیه انقلاب و سپس دور شدن انقلاب‌ها از ارزش‌های اولیه در سال های بعد است.
۲- بیانیه‌ی گام دوم، ۱۳۹۷/۱۱/۲۲
۳- همان
۴- همان
۵- ساموئل هانتینگتون، نظریه برخورد تمدن ها و منتقدانش، ترجمه مجتبی امیری وحید، وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات
۶- ر. ک Issues in international relations, Trevor Salmon and Mark Imber, Routledge
منبع:مشرق

برشی از خاطرات رهبرانقلاب؛ ماجرای مجلس شبانه روحانیون در اطراف مشهد!


این شایعه میان مردم رواج داشت که گروهی از روحانیون در اطراف مشهد، مجلس شبانه ای برپا کرده‌اند و در سماور، عرق ریخته‌اند و...

سخن آشنا - خون دلی که لعل شد ترجمه فارسی خاطراتی است که آیت‌الله خامنه‌ای به زبان عربی از دوران جوانی و سال‌های مبارزه و زندان خود در دوران تبعید روایت کرده‌اند. در سلسله مطالب پیش رو هر روز برشی از کتاب خون دلی که لعل شد که حاوی خاطره‌ای جذاب از دوران‌های زندگی رهبر فرزانه انقلاب است برای مخاطبان منتشر می‌کنیم.

****

در بخشی از این کتاب به شایعه‌سازی رژیم پهلوی علیه روحانیون برای جدایی این قشر میان مردم اشاره شده است. خاطره زیر یکی از شایعات مطرح آن روزهاست که آیت‌الله خامنه‌ای مطرح کردند.

... این جو، نتیجه نقشه حساب شده ای برای جداسازی روحانیون از جامعه و زندگی مردم بود، و برای این منظور، از شایعات بهره می‌جستند.

هنوز هم به یاد دارم که این شایعه میان مردم رواج داشت که گروهی از روحانیون در اطراف مشهد، مجلس شبانه ای برپا کرده‌اند و در سماور، عرق ریخته‌اند و در قوری، شراب و مشغول مستی و عربده کشی بوده‌اند!

بسیاری از مردم می‌گفتند: ما این صحنه را به چشم خود دیده‌ایم! برخی هم می‌گفتند: ما از کسی شنیده‌ایم که با چشم خود دیده است!

ساختگی بودن این داستان پیدا است. خب، چرا شراب و عرق را به این صورت گذاشته بودند؟! چه دلیلی داشت در فضای باز و در انظار مردم، در چنین جلسه ای بنشینند؟! سر تا ته داستان، حکایت از دروغ بودن آن دارد. با این همه، من آن را از خیلی‌ها شنیدم و همه می‌گفتند: دیده‌ایم! یا از کسی که دیده، شنیده‌ایم!

روحانیون مسئولیت دفاع از اسلام را در برابر هرگونه انحراف در جامعه دارند، و وظیفه خود می‌دانند که علیه سلطه هر ستمگر یا بیگانه‌ای بر جامعه اسلامی مبارزه کنند. آنان بر مبنای این مسئولیت، در تاریخ معاصر ایران مواضع سرسختانه ای در برابر اشغالگران و طاغوت‌ها و خودکامگان داشته‌اند.
منبع:مشرق

شکر مومنان و منافقان در کلام امیرمومنان(ع)

 

دو نوع شکر داریم، در روایت آمده یک شُکر مومن داریم و یک شُکر منافق، امیرمومنان(ع) می فرماید: «شُكْرُ الْمُؤْمِنِ يَظْهَرُ في عَمَلِهِ، شُكْرُ الْمُنافِقِ لا يَتَجاوَزُ لِسانَهُ؛ شکر مومن در عملش ظاهر می شود و سپاسگزاری منافق از زبانش فراتر نمی رود.

به گزارش سخن آشنا حضرت امیر(ع) فرمودند: «شُكرُالنِّعَمِ يَزيدُ في‌الرِزْقِ» (شكر نعمت، نعمتت افزون كند)، این حدیث گوهربار را بیشتر در قالب این ابیات می شناسیم که :«شکر نعمت، نعمتت افزون کند - کفر نعمت از کفت بیرون کند»؛ اما حقیقتا در زندگی چه قدر پایبند به این شکرگذاری بوده ایم. چه قدر در برابر نعمت هایی که خداوند به ما داده است از او سپاسگزاری کرده ایم هرچند که و به حمد ما نیازی ندارد و این عمل بیشتر برای نزدیک شدن به پروردگار و غره نشدن مان است.

 

شاید در این روزگار که زندگی ماشینی از هر طرف سبب شده که اسباب آسایش برای انسان ها فراهم شود برخی تصور می کنند که همه چیز در یَد توانمند اشرف مخلوقات است و معنویات در این میدان جایگاهی ندارند، اما واقعیت آن است که حمد خدای متعال در برابر آنچه که به ما ارزانی داشته است آن هم شکر از اعماق قلب سبب می شود که خودمان نسبت به زندگی مان امیدوارتر شده و از مواهب حضرت حق بیش از پیش بهره مند شویم.

 

البته شُکر کردن هم مراتب و حقایقی دارد، نمی توان در زبان شاکر بود و در عمل جز آن عمل کرد، این دو رویی و نفاق هرگز در زندگی هیچ رویکرد خیری را بر نمی تابد.

 

حجت الاسلام «ناصر رفیعی» در رابطه با شکرگذاری مومنانه و شکرگذاری منافقانه می گوید: در میان مردم شکر کم و شکوه زیاد شده و این یک آسیب جدی است.

 

این استاد اخلاق با اشاره به انواع و اقسام شکرگذاری ادامه داد: دو نوع شکر داریم، در روایت آمده که یک شُکر مومن داریم ویک شُکر منافق، امیر مومنان حضرت علی(ع) می فرماید: «شُكْرُ الْمُؤْمِنِ يَظْهَرُ في عَمَلِهِ، شُكْرُ الْمُنافِقِ لا يَتَجاوَزُ لِسانَهُ» (شکر مومن در عملش ظاهر می شود و اما سپاسگزاری منافق از زبانش فراتر نمی رود).

 

وی در شرح این حدیث گفت: این حدیث شُکر را دو قسم کرده، شُکر مومن و شُکر منافق، یعنی مومن در عمل شکگذار است اما منافق در زبان می گوید الحمدالله اما واقعا شاکر نیست.

 

حجت الاسلام رفیعی یادآور شد: شکر مومن در اعمالش است، فرض کنید که یک محصل خوب درس می خواهد و پایان سال هم نمرات خوبی کسب می کند، این را درس خواندن عملی می گویند، یک نفر هم می گوید می خوانم اما کارنامه اش معدل پایین دارد، بنابراین شکر عملی خود را در عمل نشان می دهد اما شکر منافق فقط در زبان است، الحمدالله می گوید اما در عمل نشان نمی دهد.
منبع:شبستان

آخرین مطالب