پر بازدیدترین مطالب

خاطره شیخ حسون مفتی سوریه از اولین ملاقات با سردار سلیمانی

اکنون یک امت برای سردار شهید گریه میکند.
تنها همّ و غم سردار سلیمانی یاری مستضعفین و آزادی مسجد الاقصی بود.
ایرانی‌ها از سوریه چیزی جز هموار ماندن راه قدس نخواستند.
... 15 سال پیش، در هواپیما نشسته بودم که یک جوان نزدیک آمد و من او را نمی شناختم.
نزدیک آمد و مرا بوسید. گفتم شما که هستی؟ گفت برادرت قاسم و با این تواضع و مهربانی نزد من نشست.

گفتم قهرمان کجا رهسپاری؟ گفت: به جنوب لبنان.
گفتم آنجا چه کاری داری؟ تو که اهل ایرانی

گفت میخواهم آنجا باشم تا چشمم به فلسطین باشد و #پلی از تهران به بغداد و به دمشق و بیروت و مسجدالاقصی بسازم و این دغدغه و هدف او بود.
این گذشت و من چند سال او را ندیدم تا اینکه در جای دیگری او را دیدم.
گفتم کجا بوده ای؟ گفت: به خدا قسم سلاح و غذا به غزه می رساندیم.
گفتم به غزه؟!
گفت: بله و بالاخره سلاح و غذا به آنها رساندیم.

آخرین مطالب