پر بازدیدترین مطالب

سردار نقدی چقدر حقوق می گیرد?!(قسمت دوم)

می‌توانم بپرسم حقوق‌تان الان چقدر است؟

من حدود هفت و خرده‌ای حقوقم است. البته بهتر است این را چاپ نکنید. این حقوقی که من می‌گیرم حقوق متعارفی است که دولت مصوب قانونی کرده است. هیچ چیزی هم اضافه نمی‌گیرم. نه حق مأموریت می‌گیرم، نه اضافه کار. همان چیزی است که مجلس مصوب کرده است.

چرا چاپ نکنیم؟ اگر همین الان از مردم بیرون یک نفر در این ساختمان هست که در رده‌های فرماندهی سپاه است هیچ‌کس باور نمی‌کند شما این حقوق را بگیرید. همه فکر می‌کنند بالای ۲۰ میلیون می‌گیرید!

(خنده) واقعاً این‌طور تصور می‌کنید؟ من که فکر می‌کنم حقوقی که الان می‌گیرم از سرم هم زیاد است. البته حقوقم یکی دو تومان بیشتر از این بود. به خاطر جایگاه فرماندهی آنچه که روی فیش می‌آمد یک ضریبی می‌خورد و بیشتر می‌شد، ولی نامه زدم به فرماندهی ستاد کل و خواستم به خاطر شرایطی که کشور دارد و مشکلات اقتصادی که مردم دارند آن ضریب را حذف کنند. البته بهتر است این‌ها را چاپ نکنید.

چرا؟ اتفاقاً آیت‌الله فاطمی‌نیا می‌فرمایند بیان کار خیر اگر موجب تشویق دیگران به خیر شود ریا نیست. به نظرم این کار شما می‌تواند الگوی بسیار عالی برای آن نجومی‌بگیر‌هایی باشد که با پررویی چشم در دوربین می‌دوزند و می‌گویند این حقوقی که ما می‌گیریم مصوب دولت و قانونی است و سهم‌مان از سفره انقلاب است!

بله. اما دوست ندارم از خودم تعریف کنم. طوری بنویسید که از خودم تعریف نشود.

 منزل‌تان شهید محلاتی است؟

در خانه‌های شهرک پاسداران می‌نشینیم.

در مصاحبه با روزنامه شرق فرموده بودید پسر یک تاجر پسته هستید؛ ساده‌زیستی‌ا‌ی که امروز دارید مسلکی است که پدر بزرگوارتان هم بر آن بود یا نه یک انتخاب شخصی بود؟

پدر مرحوم ما آدم خیلی ثروتمندی نبود. کشاورزی می‌کرد و محصولات کشاورزی خودش را تجارت می‌کرد.

اما من، چون خودم رفسنجانی هستم می‌دانم که کشاورزی پسته خیلی هم به کشاورزی نمی‌خورد.

(خنده) نه واقعاً پدر ما درآمدش آنچنانی نبود. بالا و پایین داشت و به تبع زندگی ما هم فراز و نشیب داشت. گاهی خیلی در تنگنا قرار می‌گرفتیم و دوره‌هایی هم خوب بود. در کل زندگی‌مان متوسط بود نه اشرافی نه به آن صورت فقیرانه. بعد هم فضای انقلاب ما را وارد این نوع زندگی کرد؛ لذا من به خاطر پیشینه زندگی پدرم چندان مجاهدتی برای ورود به این نوع از سبک زندگی نکردم. نبود که جهاد کنم از یک زندگی اشرافی یک دفعه خودم را تنزل بدهم به ساده‌زیستی.

بچه‌های‌تان هم الان همین‌طور هستند؟

بچه‌هایم یکی‌شان معلم و در مدرسه است و حقوق معلمی می‌گیرد. یکی‌شان هم که خانه‌دار و همسرش کارمند دولت است. یکی هم پیش خودمان در خانه است.

چطور از نظر تربیتی بچه‌ها را به گونه‌ای تربیت کردید که به فکر آقازادگی نیفتادند؟

من فکر می‌کنم بچه‌های من اصلاً خودشان نمی‌توانند اشرافی‌گری کنند. فضای عدالت‌خواهی‌ای دارند که حتی اگر ما هم گاهی بخواهیم زیاده‌روی کنیم بهمان تذکر می‌دهند!

از نظر تربیتی چه فضایی در خانه داشتید که بچه‌ها به اینجا رسیدند؟

بچه‌های ما در فضای فرمایشات امام و حضرت آقا رشد کرده‌اند.

این امتیاز خیلی بزرگی برای شماست که با آن مشغله‌ای که از اول انقلاب تا به امروز داشته‌اید الحمدلله توانسته‌اید بچه‌هایی تربیت کنید که مانند خودتان اهل «زی‌مؤمنانه» هستند.

اصلاً در این باره حرف نزنید. این عنایت خداست. شما درباره این موضوع هیچ چیز نگویید و نپرسید. خیلی‌ها هستند که آدم‌های فوق‌العاده‌ای هستند و بچه‌هایشان گرفتار شده‌اند. این یک آزمایش است و واقعاً ربطی به من و همسرم ندارد و من دعا می‌کنم بچه‌هایم همین‌طوری باقی بمانند. از صمیم قلب خدا را شکر و از بچه‌هایم تشکر می‌کنم که خودشان را حفظ کرده‌اند. در همه این سال‌ها پیشنهاد‌های خیلی جذابی به بچه‌هایم شده است که این‌ها رد کرده‌اند. بار‌ها پیشنهاد داشته‌اند که در فلان شرکت و فلان کارخانه ورود کنند، اما وقتی با من مشورت کرده‌اند بهشان گفته‌ام در فضای اقتصادی وارد نشوید و آن‌ها هم گذشت کرده‌اند و من بابت این دعاگویشان هستم.

خدا شما و فرزندانتان را حفظ کند. امروزه متأسفانه این تجمل‌گرایی در خانواده‌ها و جامعه هم پیدا شده و آن‌قدر کار سخت شده که بسیاری از هم‌سن و سال‌های من جرأت نمی‌کنند برای تشکیل خانواده قدم پیش بگذارند. به نظرتان چه عاملی باعث شد جامعه به این سمت کشیده شود؟

زندگی یک‌سری مسئولان و تشویقات‌شان برای راه انداختن مانور تجمل و در کنار این تبلیغات رسانه‌ها خیلی در تغییر ذائقه مردم تأثیر گذاشت.

شما به عنوان یک مسئول در جمهوری اسلامی فرزندان‌تان چگونه ازدواج کردند؟ البته قبل از این که مجدد تذکر دهید بگویم که این سؤال را از باب فضولی نمی‌پرسم بلکه از این جهت می‌پرسم که به قول حضرت آقا «الناس علی الدین شماها» و زندگی شمای مسئول برای مردم الگو است.

(خنده) بچه‌های خود من در سالن‌های سپاه ازدواج کردند. یک امکانی برای پاسدار‌ها و ارتشی‌هاست که خانواده‌های آن‌ها می‌توانند از این سالن‌ها برای مراسم استفاده کنند. امکانی که مثلاً فرهنگیان و اساتید دانشگاه هم دارند و می‌توانند از سالن‌های فرهنگیان یا سالن‌های دانشگاه برای مراسم استفاده کنند. ما هم از همان امکانات استفاده کردیم. مهمانان هم ساده و غذا هم همان چیز متداولی بود که این سالن‌ها هر شب می‌دهند.

خانواده‌تان مشکلی نداشتند؟

نه اتفاقاً خیلی هم لذت بردند و فکر می‌کردند زیادی هم هست. چون می‌دانید نسل ما زندگی خیلی سخت‌تر از این را تجربه کرده است. ما نیمی از عمرمان را به‌گونه‌ای زندگی کرده‌ایم که هیچ‌کدام از امکانات امروز وجود نداشت و به همین خاطر به نظرمان زندگی‌های امروزی خیلی هم اشرافی است. مثلاً ازدواج خود من در یک خانه معمولی ۱۰۰ متری برگزار شد. تازه آن موقع که ما در خانه مراسم گرفتیم خیلی هم کار تشریفاتی‌ای بود، چون بیشتری‌ها در مسجد ازدواج می‌کردند لذا برای نسل ما زندگی متعارف امروزی خیلی هم رفاه است.

ممنونم از اینکه وقت گذاشتید. امیدوارم خدا امثال شما را در جمهوری اسلامی زیاد کند.

لطف دارید. البته من دوست داشتم همان‌طور که قبل از مصاحبه گفته بودم بیشتر درباره دیگران صحبت کنم، ولی شما من را کشیدید به سمت مسائل شخصی.

 

آخرین مطالب