پر بازدیدترین مطالب

تقلید ؛ مذموم یا پسندیده؟

 


نویسنده در مطلب پیش‌رو ضمن تشریح چیستی تقلید و دلایل لزوم تقلید جاهل از عالم، ضرورت‌های تقلید از مراجع در امور دینی را تبیین کرده‌ است.
***
چکیده شبهه
در آیات قرآن، تقليد به معنای پیروی و تبعیت فکری و دینی‌، امري ناپسند است. در آیه 36 سوره اسراء آمده: «لا تَقفُ مالَيسَ لَكَ بِهِ علمٌ؛ اِنَّ السَّمعَ والبَصَرَو الفوأدَ كُلُّ اولئك كانَ عنهُ مسئولاً؛ هرگز از آنچه به آن علم نداري پیروي مكن، همانا گوش،چشم و دل (نيروهاي عقلي) تماماً نزد خدا پاسخگو هستند.»[1] مفهوم لغوي كلمه «قفوا» در هشدار «لاتقفُ»، نوعي دنباله روي سلسله‌وار را مي‌رساند، يعني ندانسته و نشناخته پيرو كسي يا چيزي شدن و شخصيت و هويت مستقل خود را ناديده گرفتن که در شريعت الهی ممنوع بوده و عقاب اخروی را در پی خواهد داشت. تقلید از مراجع دینی و استفاده از رساله‌های عملیه و عدم از استفاده ازاستعدادهای خدادادی و همچنین عدم مراجعه به قرآن که منبع موثق دینی برای انجام تکالیف می‌باشد، ناشی از تنبلی افراد و سپردن مسئولیت کار خود به دیگران است که امری ناپسند و مورد غضب الهی می‌باشد. در ضمن توجیه تقلید از مراجع تقلید، به اینکه این امر همانند مراجعه به پزشک‌، مهندس و متخصصان دیگر می‌باشد. غیرقابل پذیرش است چراکه امور شخصی دنیوی مثل رجوع به پزشک متخصص برای درمان با امور عبادی که مربوط به آخرت انسان‌ها است تفاوت فراوانی دارد.
مقدمه
منشاء شبهه مذکور سطحی‌نگری در قرآن کریم است. بی‌گمان، این کتاب آسمانی که مشتمل برمعارف بسیاری درحوزه‌های مختلف اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... است. باتوجه به معارف ژرفی که در خود دارد، کامل‌ترین منبع برای تغذیه فکر بشری و استفاده از معارف آن، جهت زندگی دنیوی و اخروی است.حال بعضی جاهلان به ظاهر عالِم، با این تصور که با استناد به این مطالب حق، می‌توانند انسان‌ها را در هر سطح علمی، مستغنی از رجوع به اهل علم و دانشمندان جلوه دهند و آنها را به فهم سطحی از معارف بسیار عمیق قرآنی رهنمون سازند،این شبهه را در میان مردم می‌افکنند تا تقلید در احکام دین را در مقابل آیات نورانی قرآن قرار دهند و مردم از فیض کسب علم از علماء و فقها محروم کنند با این ادعا که با وجود قرآن کریم چه نیازی به تقلید از مراجع دینی و رجوع به رساله‌های عملیه آنها وجود دارد؟ این گونه هجمه علیه نشر معارف دینی از زمانی که پیامبر رسالت را علنی کرد آغاز شده و تاکنون ادامه دارد. برای درک دقیق و صحیح شبهه مطرح شده و پاسخ عالمانه به آن در ابتداء باید معانی لغوی و اصطلاحی تقلید و اجتهاد و انواع آن را ذکرکرده و مورد بررسی اجمالی قرار دهیم و پس از آن با استناد به آیات و روایات مرتبط، پاسخ کامل و دقیق را ارائه
کنیم.
تقلید و اجتهاد
تقلید در لغت؛ به معنای قرار دادن چیزی بر گردن دیگری و نهادن کاری برعهده کسی است[2] تقلید در اصطلاح فقه، به معنای پیروی مکلَف از مجتهد در احکام دینی و عمل کردن طبق نظر و تشخیص فقهی یک مجتهدِ معین در احکام (مانند نماز و حج) است.[3]در واقع فرد مکلَف با عمل طبق فتوای مرجع تقلید، مسئولیت تکالیف شرعی خود را بر عهده او نهاده و به احکام الهی پایبند خواهد بود. اجتهاد در لغت از ریشه «جَهد» به معنی امر سخت و دشوار است.[4]
اجتهاد در اصطلاح فقه و اصول: آخوند خراسانى در کفایه الاصول در تعریف اجتهاد مى‏گوید: «به کار گرفتن توان در راه تحصیل و یافتن حجت بر حکم شرعى».[5]انسان مکلف به خوبی می‌داند باید یک سلسله احکام شرعی (بایدها و نبایدها) را در زندگی مراعات کند. برای سعادت اخروی خود نیز باید اطمینان داشته باشد که اعمال و تکالیف خود را به طرز صحیحی انجام داده که برای این کار، سه راه بیشتر ندارد: اول: اینکه خودش مجتهد باشد و پس از طی مقدمات اجتهاد و تفحص در قرآن و سنت، قواعد فقه، اصول و دیگر مقدمات لازم برای اجتهاد ،مسائل شرعی را یکی پس از دیگری استخراج کرده و به آن عمل کند.
دوم : اینکه از تمام آرای فقیهان مطلع باشد و بر طبق فتوایی عمل کند که یقین کند طریقه احتیاط را در پیش گرفته و تکلیفش را انجام داده است. سوم: اینکه از مجتهدی آگاه و جامع الشرایط تقلید کند.
تقلید جاهل از عالم
و جایگاه آن در آیات
درآیه 36 سوره اسراء که شبهه‌گر برای بیان مخالفت قرآن با تقلید از مجتهد جامع الشرائط با استفاده از معانی لغوی مفردات این آیه، برداشتی ناصواب‌، سطحی و غیر‌علمی داشته است، فقط تقلید کورکورانه و غیر‌عالمانه مورد مذمت قرار گرفته است.
علامه طباطبائی مُفَسِر بزرگ عالم تشیع،در تفسیر این آیه می‌فرماید: «‌اين آيه از پيروى و متابعت هر چيزى كه بدان علم و يقين نداريم نهى مى‏كند و چون مطلق و بدون قيد و شرط است پيروى اعتقاد غيرعلمى و همچنين عمل غيرعلمى را شامل گشته و معنايش چنين مى‏شود: به چيزى كه علم به صحت آن ندارى معتقد مشو و چيزى را كه نمى‏دانى مگو و كارى را كه علم بدان ندارى مكن، زيرا همه اينها پيروى از روی غير‌علم است، پيروى نكردن از چيزى كه بدان علم نداريم و همچنين پيروى از علم در حقيقت حكمى است كه فطرت خود بشر آن را امضاء مى‏كند. ایشان در ادامه می‌فرماید: آرى همان فطرت سالم او را به تقليد از علمِ عالم و متخصص آن فن، وا مى‏دارد و علم آن عالم را علم خود مى‏داند و پيروى از او را در حقيقت پيروى از علم خود مى‏شمارد، شاهد اين مدعا همان اعمال فطرى و ارتكازى مردم است، مى‏بينيم كه شخصى كه راهى را بلد نيست به قول راهنما اعتماد کرده و به راه مى‏افتد، مريضى كه درد و درمان خود را نمى‏شناسد كوركورانه به دستور طبيب عمل مى‏كند و ارباب حاجت به اهل فن صنعت مورد احتياج خود، اعتماد نموده و به ايشان مراجعه مى‏كنند، البته اين در صورتى است كه به علم ومعرفت آن راهنما و آن طبيب و آن مهندس و مكانيسين اعتماد داشته
باشد.»[6]
جایگاه اجتهاد و محصور بودن آن
در افراد خاص از دیدگاه قرآن
در آیه 122 سوره توبه تاکید بر این مطلب شده که گروه خاصی به اجتهاد بپردازند. «وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ؛ شایسته نیست مؤمنان همگی کوچ کنند؛ چرا از هر گروهی از آنان طایفه‌ای کوچ نمی‌کنند که در دین آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟» علامه طبرسی در تفسیر این آیه می‌فرمایند:«درکلمه»لِيَنْفِرُوا»؛ «لام» براى تأكيد نفى است،كوچ كردن همه مؤمنان از وطن‌هايشان براى تحصيل علم و يادگيرى احكام، امرى است نادرست و غيرممكن. از اين مطلب چنين معلوم مى‏شود كه اگر شايسته و ممكن مى‏بود و موجب فساد و تباهى نمى‏شد، بر همه واجب و لازم بود، چرا كه طلب علم بر هر مسلمانى واجب است. همچنین درباره «فَلَوْ لا نَفَرَ»؛ می‌فرمایند: پس حال كه براى همه مردم امكان كوچ كردن نيست، چرا از هر فرقه‏اى، تعدادى كوچ نكنند؟همچنین «لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ»‏؛ بدین معناست که تحمل رنج كنند تا در مسائل دينى تخصّص يابند و براى به‌دست آوردن آن بكوشند.»وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ»‏؛ یعنی هدفشان از بدست آوردن تخصّص دينى، انذار و ارشاد مردمشان باشد.» لعلّهم يحذرون» به اميد اينكه از كيفر الهى بترسند و او را اطاعت كنند.»[7] باتوجه به تفسیرآیه فوق و این نکته که اجتهاد در فقه و استنباط و استخراج احکام شرعی از منابع دینی(قرآن و سنت)، مستلزم تحمل سال‌ها سختی، تلاش مستمر و یادگیری چندین رشته تخصصی از قبیل ادبیات عرب، منطق، فقه، اصول، رجال، در آیه، حدیث و تفسیر در حد مطلوبی می‌باشد، مسلما عده‌ای اندک می‌توانند مجتهد شده و محل رجوع جهت تعیین بایدها و نبایدها (احکام شرعی ) برای مردم باشند. لذا رجوع افراد عادی به قرآن و سنت بدون طی کردن مراتب علمی فوق، نتیجه‌ای جز برداشت‌های سطحی وغالبا نادرست از قرآن و روایات را در پی نخواهد داشت.
تقلید جاهل از عالم
و جایگاه آن در روایات
امام صادق(ع) درباره اجتهاد و فتوا دادن در بین مردم، به ابان بن تغلب می‌فرمایند: «ای ابان، در مسجد مدینه بنشین و در مسائل شرعی فتوا بده. من دوست دارم که امثال تو (فقیهان و عالمان و مجتهدان) در میان شیعیان باشند»[8] در این روایت، به ضرورت وجود عالمان و مجتهدانی که بر مسائل دینی احاطه داشته و به پرسش‌های مردم پاسخ دهند تصریح شده است.
از علی بن مسیب همدانی روایت شده است که گفت: به امام رضا(ع)عرض کردم: «راه من دور است و نمی‌توانم در هر وقت که بخواهم به حضور شما شرفیاب شوم؛ از چه کسی معارف دینم را بگیرم؟ امام فرمودند: از زکریا بن آدم قمی بگیر؛ زیرا او امین در دین و دنیاست. علی بن مسیب گفت: وقتی از مسافرت برگشتم، نزد زکریا بن آدم رفتم و معارف و مسائل دینی خود را پرسیدم.»[9] در این روایت امام(ع) برای دریافت مسائل شرعی ،مردم را به مراجعه به مجتهد جامع الشرایط رهنمون می‌سازد.
امیرالمؤمنین(ع)به قثم بن عباس که از طرف ایشان حاکم مکه مکرمه بود، نامه نوشتند که: «در وقت نماز ظهر و عصر، در بین مردم بنشین و فتوا بده برای کسانی که فتوا می‌خواهند و کسانی را که نمی‌دانند، آموزش بده و دانایان را یادآوری کن.»[10] این روایت نیز دلیل دیگری بر تاکید اهل بیت علیهم‌السلام بر تقلید از مجتهدین است.
خاتمه
از آنچه گذشت نتیجه‌گیری می‌شود که تقلید به دو نوع پسندیده و ناپسند تقسیم می‌شود.تقلید جاهل از جاهل که مسلما مذموم و ناپسند است و تقلید جاهِل از عالِم (مانند مراجع دینی، پزشکان، مهندسان و...) که توصیه آیات و روایات و پذیرفته شده نزد همه عقلاء بوده، از موارد تقلید محبوب است، دلیل آن نیز دشواری فهم مبانی و قواعد علوم است. چرا که درک مفاهیم ژرف و عمیق در هر علمی نیازمند سال‌ها تلاش و کوشش مستمر است. زندگانی هر انسان نیز دارای محدودیت‌های مختلفی است که تخصص در همه علوم مورد نیاز را برای او غیر مقدور می‌سازد. لذا پیروی از مجتهدین و فقهاء نه تنها امری ناپسند نیست، بلکه نشان از درک واقعیات موجود در قرآن و سنت و مورد اتفاق همه عقلاء دارد و از آنجا که این کار برای اطمینان ازصحت انجام تکالیف الهی است رضایت الهی را نیز در پی خواهد داشت. درضمن مراجعه به مجتهدین نه تنها مانند مراجعه به متخصصین در دیگر رشته‌های علمی می‌باشد بلکه از اهمیت بالاتری نیز برخوردار است.چراکه انسان همانطور که در نیازهای مادی خود به دلیل عدم تخصص نیازمند مراجعه به پزشک ،مهندس و... است، به طریق اولی برای معارفی که به سعادت و شقاوت اخروی او مرتبط است نیازمند مراجعه به متخصص معارف دینی می‌باشد. ارسال رُسل از طرف خداوند متعال و معرفی ائمه علیهم‌السلام از طرف پیامبر(صلی‌الله‌علیه و‌آله) و مأمورکردن آنها برای هدایت بشریت و همچنین توصیه این بزرگواران در زمان خود و برای ما بعد آن به فقهاء و اهل علم به فتوا دادن و نشر معارف دینی در بین مردم نیزگواه روشنی بر این مطلب است.
از مجموع آیات‌، روایات‌، نظرات علماء و مفسرین بزرگ این‌گونه برداشت می‌شود که تقلید از مراجع که یکی از انواع رجوع جاهل به عالم است، امری طبیعی و منطبق بر فطرت انسان و مورد رضایت خداوند است و راهی است برای اطمینان از صحت انجام تکالیف بر مبنای اراده الهی و این نوع از تقلید از مراجعه به متخصصین دیگر که نیازهای دنیوی ما را برطرف می‌کنند. به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار است. چرا که حیات دنیوی فانی و زود گذر، و حیات اخروی جاودان و ابدی است.
* مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم
ــــــــــــــ
[1]. اسراء، 36
[2]. ابن فارس، احمد، مقاییس اللغه ، دفتر انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ،قم،1362 ش ،ج 5 ،ص 19.
[3]. طباطبائی یزدی، سید محمد کاظم، العروه الوثقى ، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات‌، لبنان-بیروت،1409 ه‍ ق‌، ج ۱، ص۴.
[4]. فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج 3، ص 386.
[5]. خراسانى، محمد کاظم، کفایه الاصول، مؤسسه النشر‌الاسلامى، قم، 1415 ق، ج 2، ص 422.
[6]. طباطبايى، محمدحسين‏، المیزان، ترجمه: موسوى، محمد باقر، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، دفتر انتشارات اسلامى،چاپ 15، قم، 1374 ه. ش‏، ج‏13، ص: 127
[7]. طبرسى، فضل بن حسن، ترجمه تفسير جوامع الجامع، (مترجم: اميرى شادمهرى، احمد)بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى ، چاپ1، مشهد مقدس، 1375 ه.ش. ج3، ص33.
[8]. مستدرک وسائل الشیعة، ج17، ص315.
[9]. عاملى، حرّ، محمد بن حسن‌، وسائل الشیعه ، مؤسسه آل البيت عليهم السلام‌،قم، 1104 ه‍ ق‌ ،ج 27، ص 146،ح33442.
[10]. سید رضی، نهج‌البلاغه، نامه شماره 67، ترجمه: فیض الاسلام، مؤسسه چاپ و نشر تأليفات فيض الإسلام‏، چاپ پنجم، تهران.1379 ش.
منبع:کیهان

آخرین مطالب