پر بازدیدترین مطالب

رهبرانقلاب همچنان در وسط میدان جنگ/ماجرای ۴ تدبیربرای کمک به دولت



بررسی تدابیر خاص رهبر معظم انقلاب در ماه‌ها و هفته‌های اخیر نشان می‌دهد رهبری نظام در وسط میدان جنگ اقتصادی، از همه ظرفیت‌ها برای کمک به دولت استفاده می‌کنند.

سخن آشنا-  چندی قبل بود که خبر تشکیل مجموعه‌ای با عنوان «شورای عالی هماهنگی اقتصادی سه قوه» و دستور مستقیم رهبر معظم انقلاب برای فعال شدن این شورا، در فضای رسانه‌ای و عمومی کشور پیچید و مشخص شد که روزمرگی‌ها و بی‌عملی‌ برخی مسئولان باعث شده است تا رهبر انقلاب خودشان به میدان بیایند و سران سه قوه و مسئولان ارشد اقتصادی را برای چاره‌اندیشی و حل مشکلات سنگین اقتصادی جمع و جور کنند.

از زمان اعلام این خبر که نخستین بار شخص رهبر انقلاب در دیدار رمضانی با کارگزاران نظام آن را مطرح کردند تا هفته گذشته، چهار نشست از سوی این شورا و با حضور سران قوای سه‌گانه و مسئولان اقتصادی سه قوه تشکیل شده و تاحدودی امید می‌رود که با شکستن کلیشه‌های رایج و کنار گذاشتن وعده‌های سر خرمن، تدابیر محکمی برای کاهش فشارهای اقتصادی بر بدنه جامعه به ویژه در حوزه ارز و نظام بانکی و پولی کشور اتخاذ شود. اما چند خبر منتشر شده در ۱۰ روز اخیر نشان می‌دهد، این تنها موردی نبوده است که رهبری نظام برخلاف عرف رایج و وظایف خود به میدان آمده‌اند تا به عنوان مثال، مسئولان متوجه شوند که برای حل مشکلات اقتصادی دیگر نباید به امید سیب و گلابی برجام بنشینند.

چهار تدبیر خبرساز

اوایل هفته گذشته بود که رهبر معظم انقلاب در اقدامی نمادین و در پیغامی شفاهی، از اقدامات پیگیرانه و حضور میدانی حجت‌الاسلام موسوی‌فرد امام‌ جمعه‌ خرمشهر برای رفع مشکل آب شرب شهرهای خرمشهر و آبادان و روستاهای هم‌جوار قدردانی کردند.

این تدبیر و تقدیر رهبر انقلاب از امام جمعه یک شهر جنوبی کشور در حالی انجام شد که از مدتی پیش، بدلیل شکستگی و اختلال در روند بهره‌برداری از طرح عظیم خط لوله غدیر، بخش عمده‌ای از مناطق خرمشهر و آبادان در گرمای طاقت‌فرسای خوزستان، درگیر بحران آب شرب بودند و گویا مسئولان کشوری هم ترجیح می‌دادند از دور مسائل را دنبال کنند، اما مقام معظم رهبری ترجیح دادند تا از بالاترین سطح نظام، یک روحانی ناشناخته یا کمتر شناخته شده را که با لباس مقدس روحانیت و در زیر آفتاب در کنار کارگران به جوشکاری خط لوله آب مشغول شده است، مورد محبت و قدرشناسی خود قرار دهند تا خیلی‌ها بدانند که نشستن پشت میز و زیر کولر گازی و جلسه گذاشتن‌های مکرر، لزوما رافع مشکلات مردم نیست.

اما دومین خبر که توسط خبرگزاری مهر منتشر شد، قابل توجه‌تر بود. در روز ۱۴ تیرماه خبر نامه مهم رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور اعلام شد که بر اساس آن، ایشان در این نامه ضمن ابراز نگرانی از اخبار منتشر شده در خصوص واگذاری ارز و سکه در ماههای اخیر و ابهاماتی که در افکار عمومی ایجاد کرده است، دستور فرموده‌اند؛ «ضمن رسیدگی به موضوع، گزارش دقیقی تهیه و به محضر ایشان ارسال شود».

این نامه البته در ادامه همان تدبیر اردیبهشت ماه رهبری است که منجر به تشکیل شورای عالی هماهنگی امور اقتصادی سه قوه شد.

در سومین مورد، دو روز پیش خبر تذکر ایشان به وزیر اطلاعات در خصوص اظهارات اخیر وی، شاخک‌ها را حساس کرد؛ ماجرا هم از آن قرار بوده است که پس از اظهارات اخیر سیدمحمود علوی وزیر اطلاعات در شورای اداری استان لرستان که گفته بود نباید با مفسدان اقتصادی با تندی برخورد کرد و باید آنها را راهنمایی و توجیه کرد، رهبر معظم انقلاب به وی تذکر داده‌اند که این بیانات «به ‌ضرر وزارت اطلاعات و به‌ ضرر اقتصاد ملی» است. تذکری که باید آن را در حکم اعلام جنگ مجدد در مقابل مفسدان اقتصادی و حراج‌کنندگان بیت‌المال مردم محروم و مستضعف قلمداد کرد.

و بالاخره به این موارد باید سفر اخیر علی‌اکبر ولایتی مشاور امور بین‌الملل رهبر معظم انقلاب به روسیه را هم اضافه کرد. اواخر هفته گذشته اعلام شد که دکتر ولایتی به عنوان مشاور بین‌الملل رهبری عازم روسیه شده است تا پیام شفاهی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را به اطلاع ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه برساند. ولایتی در ادامه سفر روسیه، حالا عازم در حال عزیمت به چین است تا مشابه همان پیام‌ها را به دیگر عضو ۱+۵ در شرق آسیا برساند.

این سفرها و رساندن پیام عالی‌ترین مقام در نظام جمهوری اسلامی به همسایه بزرگ شمالی (روسیه) و متحد بزرگ آسیایی ایران (چین)، در شرایطی صورت می‌گیرد که پس از خروج آمریکا از برجام و بهم زدن بازی به راحتی سرکشیدن یک لیوان آب، حالا دیپلمات‌های ارشد ایرانی دو ماه است که مشغول رایزنی با اعضای باقیمانده ۱+۵ هستند تا سرنوشت آینده برجام را تعیین کرده و تاثیر تحریم‌های احتمالی آینده را به حداقل برسانند و گویا رهبری نظام هم به میدان آمده تا با استفاده از وجهه بی‌بدیل خود در سطح منطقه و جهان، کار را برای دولت حسن روحانی هموارتر کند.

کمک به دولت برای منافع مردم

مجموعه این خبرها و تدابیر رهبر معظم انقلاب که در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک اتخاذ شده، در حالی به وقوع می‌پیوندد که ایشان نه از امروز و ماههای قبل که درست از ۵ سال قبل – هنگام استقرار دولت روحانی – تاکنون، بارها و بارها به بیان‌های مختلف راه و چاره گره‌گشایی از مشکلات مردم را به مسئولان کشور به ویژه قوه مجریه نشان داده و تاکید کرده‌اند که « کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست».

نگاهی عمیق و دقیق به این چند مورد نشان می‌دهد که رهبر انقلاب با دو هدف اصلی این تدابیر را دنبال کرده‌اند؛ نخست، تقویت و تکمیل کار دولت و دستگاههای مسئول با مایه گذاشتن از وجهه و تاثیر خود و دوم، تلاش حداکثری برای حفظ منافع مردم و انقلاب اسلامی در شرایط جنگ اقتصادی دشمن، آنهم خارج از وظایف متعارف و معمول.

در شرایطی که رهبری نظام در طی مدتی کوتاه، بارها و بارها شخصا به میدان آمده و با روش‌های گوناگون تلاش کرده‌اند تا چرخ حرکت دولت را تندتر و روان‌تر کنند، بد نیست مسئولان کشور در قوای سه‌گانه به ویژه در دولت موسوم به تدبیر و امید هم جدی‌تر از قبل و خارج از کلیشه‌های رایج و نشست و برخاست‌های اتوکشیده و جلسات تکراری، با قطع دست فرصت‌طلبان، اقدامات فوری‌تری برای کاهش فشارهای اقتصادی دشمن بر بخش‌های مختلف کشور انجام دهند.
منبع:مهر

اصلاح‎طلبان فراری شدند


در حالی که ناکارآمدی تیم اقتصادی دولت روحانی طی یک سال گذشته آشکار شده، اصلاح‌طلبان با دنبال کردن سناریوی «فرار از مسئولیت» ضمن انتقاد علنی از دولت و مقصر شناختن افراد مختلف، خود را مبرا می‌دانند و نقشی برای حمایت‌هایشان از روحانی قائل نیستند.

به گزارش سخن آشنا، یک سال قبل در چنین روزهایی قرار بود بعد از انتخاب مجدد حسن روحانی به‌عنوان رئیس جمهور دولت دوازدهم، وی کابینه‌ای را معرفی کند تا امور کشور برای 4 سال دیگر توسط مدیران و وزرای پیشنهادی او اداره شود. اصلاح‌طلبان نیز در آن مقطع بسیار شاد بودند چرا که کاندیدای مورد نظرشان موفق شده بود برای یک دوره دیگر اداره کشور را به‌عهده بگیرد.

شادی اصلاح‌طلبان از انتخاب روحانی خیلی طولانی نشد، چرا که تنها بعد از گذشت چند ماه با گران شدن ارز و به‌تبع آن تأثیر گرفتن سایر بازارها شرایط برای کابینه سخت‌تر شد. گران شدن مسکن، کالاهای مصرفی و رکود فراگیر تنها بخشی از مشکلات کشور است که در این چند ماه دولت را درگیر کرده است و اصلاح‌طلبان نیز به‌دنبال راهی هستند تا از زیر بار مسئولیت‌شان در حمایت از روحانی در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری شانه خالی کنند.

شاید جهانگیری مقصر است

نمونه‌ای از فرار اصلاح‌طلبان از مسئولیت خود در حمایت از روحانی را می‌توان در تیتر روزنامه جهان صنعت مشاهده کرد. این روزنامه در مطلبی با عنوان «رکود تولید در دولت بی‌تدبیر»، ضمن اینکه خواستار تغییر سیاست‌های اجرایی کشور شده است به‌نقل از محمد شریعتمداری، وزیر صمت می‌نویسد: واحدهای صنعتی موجود بیشتر برای تأمین نیاز داخلی و جایگزینی واردات شکل گرفته‌اند در حالی که باید با توسعه، صادرات‌محور شود، بنابراین نوسازی صنایع باید به‌طور جدی در دستور کار دولت قرار گیرد. در حال حاضر بسیاری از صنایع با مشکل قدیمی بودن ماشین‌آلات و خطوط تولید مواجه هستند که این امر می‌طلبد واحدهای تولیدی به تکنولوژی روز دنیا مجهز شوند.

در ادامه این گزارش تأکید شده است دو طرح «رونق تولید» و «بهسازی و نوسازی صنایع» از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت به ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی ارسال شده و در انتظار تصویب توسط این ستاد و ابلاغ از سوی معاون اول رییس‌جمهور‌ است. در ابتدای سال 1396 قرار بر این بود که سه طرح حمایتی تحت عناوین «رونق تولید»، «بهسازی و نوسازی صنایع» و «حمایت از تولید و اشتغال» با اعتباری معادل 50هزار میلیارد تومان مدنظر قرار گیرد.

گزارش جهان صنعت یکی از دلایل معطل ماندن طرح‌های حمایت از تولید را متوجه اسحاق جهانگیری می‌داند، با این حال به‌نقل از رضا علیزاده عضو هیئت رئیسه کمیسیون صنایع مجلس سوء مدیریت دولت را یک موضوع فراگیر می‌داند که باعث می‌شود واحدهای تولیدی و صنعتی کشور یکی پس از دیگری تعطیل شوند.

مراقب واعظی باشید

روزنامه آفتاب یزد، کنار کشیدن مسعود نیلی از سمت خود در دولت را دستمایه کنایه زدن به دولت قرار داده است. این روزنامه اصلاح‌طلب در بخش ابتدایی گزارش خود متن مصاحبه‌ای از ابوالفضل سروش، عضو شورای مرکزی فراکسیون امید را منتشر کرده است. سروش در این مصاحبه گفته است که تیم اقتصادی دولت ضعیف است و انتظار افکار عمومی این است که وزیر اقتصاد، رئیس‌کل بانک مرکزی و رئیس سازمان برنامه و بودجه می‌بایست تغییر کنند.

در بخش دیگری از این گزارش هم بخش‌هایی از مصاحبه‌های رؤسای کمیسیون امنیت ملی و کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی منتشر شده است که موضوع تغییر در تیم اقتصادی کابینه را ضروری ارزیابی کرده‌اند.

نویسنده این گزارش سپس به‌سراغ بخش دیگری از سناریوی خود در تهیه این گزارش می‌رود و با برشمردن نقش محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس جمهور و بنیانگذار حزب اعتدال و توسعه، مسعود نیلی را قربانی‌شده توسط واعظی و حلقه اطرافیان او می‌داند.

در بخش دیگری از این گزارش نویسنده این روزنامه اصلاح‌طلب به‌دنبال سهم‌خواهی‌های این جریان از تغییرات کابینه است. در بخشی از این گزارش آمده است: «با توجه به بالا رفتن اعتراضات نسبت به عملکرد تیم اقتصادی، کلیددار اعظم اتاق رئیس جمهور که او را مشایی اعتدال می‌نامند، به‌همراه معاون اقتصادی رئیس جمهور خواهان عبور از مشکلات با کمترین آسیب ممکن به ساختار و چیدمان مدیریتی فعلی اقتصادی کشور شدند. دست زدن به ترکیب هیئت مدیره دهها بانک و شرکت بزرگ دولتی و معاونت‌های کلیدی می‌تواند صدای بسیاری را دربیاورد؛ افرادی که از اهرم‌های لازم برای واردکردن فشار بر حلقه خاکستری برخوردار هستند، به همین خاطر اگر قرار است که برای حفظ وجهه رئیس جمهور، شریعتمداری و نوبخت و سیف قربانی شوند، باید افرادی به‌جای آنها گمارده شوند که تأمین‌کننده‌ این منافع باشند، به همین خاطر اصلاح‌طلبان از اخبار رایزنی‌های واعظی با طیف خاص اصول‌گرایان نگرانند».

روحانی بدقولی کرد

روزنامه اعتماد هم از دیگر روزنامه‌های زنجیره‌ای است که موضوع ناکارآمدی دولت دوازدهم را بدون درنظر گرفتن سهم اصلاح‌طلبان در دستور کار خود قرار داده است. این روزنامه در مصاحبه‌ای با سعید حجاریان به‌نقل از او می‌نویسد: «جایگاه رییس‌جمهور نزد حامیان خود به‌دلیل تحقق نیافتن وعده‌های اقتصادی و همچنین عدم توانایی در رفع حصر و برخی دیگر از مسائل افول کرده است. میان احزاب و چهره‌ها نیز عبور از روحانی محتمل است؛ چرا که هر یک از متحدان امروزین وی تئوری بقای خاص خود را دارند و ممکن است در یک نقطه عطف به موضع عدم دفاع برسند».

سیاستگذاری‌های مخرب قوای مقننه و مجریه

علاوه بر چهره‌های سیاسی و رسانه‌های اصلاح‌طلب که این روزها گلایه‌های خود از عملکرد کابینه را علنی کرده‌اند و با دنبال کردن برنامه تغییر تیم اقتصادی به‌دنبال فرار از مسئولیت خود در ناکارآمدی دولت هستند، اقتصاددان‌هایی هم هستند که با شدت و ضعف از روحانی حمایت می‌کردند اما در حال حاضر ناکارآمدی دولت را فریاد می‌زنند.

یکی از این افراد فرشاد مؤمنی است که در طول یک سال گذشته گفته بود دولت برنامه‌ای ندارد و کابینه دوازدهم را از این جهت که اقتصاددان ندارد مورد انتقاد قرار داده بود. او با اشاره به اینکه چرا باید وقتی کارهای نادرست و یا جهتگیری‌های نادرست را مجریها و سیاست‌گذارها و قوه مقننه انجام می‌دهد، هزینه‌های آن را فرودستان و تولید کنندگان باید بپردازند، می‌گوید: سیاست‌گذاری‌های مخرب برنامه تعدیل ساختاری باعث به‌هم‌ریختگی‌های بی‌شمار و اسراف‌ها و اتلاف‌های غیرمتعارفی در اقتصاد ایران شده، به‌گونه‌ای که، اوائل سال گذشته، وزیر راه و شهرسازی فرمودند که، طرز قاعده گذاری در بازار مسکن و طرز اجرا، کار را به جایی رسانده که ما با بی‌سابقه‌ترین اسراف در تخصیص منابع روبه‌رو شدیم.

مؤمنی ادامه می‌دهد: وقتی چنین خطاهای فاحشی در نظام قاعده‌گذاری و اجرایی کشور پدید می‌آید، از منظر اسلامی ما باید مشخص کنیم که به حساب و کتاب حکومت‌گران خاطی چگونه باید رسیده شود، و سهم آن‌ها در این خطاهایی که کرده‌اند چیست، در حالی که بیشمار مسئله را می‌توان در این زمینه مطرح کرد، مثلاً درآمدهای حاصل از نفت و گاز از نظر اسلامی، مشاعاً به همه افراد کشور تعلق دارد. در اینجا بحث بر سر این است که ما یک نوسانات خیلی شدید در عرصه سیاست گذاری کشور مشاهده می‌کنیم که مثلاً سهم کالاهای سرمایه‌ای و مصرفی، تفاوت‌های خیلی فاحش در دوره‌های مختلف پیدا می‌کنند، خوب، زمانی که در این تفاوت‌ها جهت‌گیری‌های ضدتوسعه‌ای و اشتغال‌زدا وجود دارد، چه‌کسی باید پاسخگو باشد؟

دولت متشتت است

بهروز هادی زنوز که اعتقاد دارد دولت دوازدهم بسیار متشتت است طی یک سال گذشته انتقاد خود را به اولین لایحه بودجه که دولت به مجلس فرستاد، مطرح کرد. او می‌گوید مسائلی همچون بیکاری نشان می‌دهد که دولت برنامه‌ای در بخش اقتصادی ندارد، در حالی که در اولین سال فعالیت دولت دوازدهم بودجه‌ای تدوین شده است که با کسری نهفته‌ای مواجه است و به یک طبل توخالی شبیه است.

هادی زنوز می‌گوید طی 5 سال گذشته بین 25 تا 30 درصد پایه پولی و نقدینگی توسط مقام پولی افزایش پیدا کرده است، در حالی که با توجه به واقعیت‌های اقتصادی دولت و بانک مرکزی نمی‌تواند هم‌زمان ارز را تک‌نرخی کند و جلوی کاهش ارزش پول ملی را هم بگیرد. دولت به‌دنبال جبران کسری بودجه‌اش است، در حالی که در شرایط کنونی و با کاهش درآمدهای دولت، امکان تأمین دلار مورد نیاز وجود ندارد.

در حالی که این اقتصاددان انتقادهایی را به نحوه نگارش بودجه سال 97 وارد می‌داند، معتقد است یکی از دلایل ناکارآمدی دولت دوازدهم را باید در اختلاف‌های داخلی میان اعضای آن جست‌وجو کرد. او می‌گوید اعضای دولت در مراجعه خود نزد نمایندگان مجلس به‌دنبال پیدا کردن حامی در خانه ملت هستند تا برای اعتبارات مورد نظرشان رأی مجلسی‌ها را به دست آورند، اما باید گفت وجود چنین موضوعی باعث شده است که عملکرد دولت روحانی قابل دفاع نباشد.

روحانی نماینده خوبی برای مردم نیست

فریبرز رئیس دانا از جمله اقتصاددان‌های اصلاح‌طلبی است که زاویه فکری بسیاری را با روحانی و اطرافیان او احساس می‌کند. او در مصاحبه‌ای با یک رسانه اصلاح‌طلب می‌گوید روحانی منتخب مردم است، اما برای دیگران حق انتخاب شدن قائل نیست و نمی‌تواند نماینده واقعی مردم باشد.

سایت انتخاب خبر به‌نقل از رئیس دانا می‌نویسد: دولت ایران متوجه سلطه دلار نیست، علاقه‌ای هم ندارد بداند، سطحی‌کاری می‌کند، به مباحث سطحی می‌پردازد، برخوردهای سیاسی مقابله‌ای را به‌جای روابط اساسی اقتصاد سیاسی می‌نشاند و از طرف دیگر هم گوش شنوا ندارد که حرف‌های کارشناسان خبره و دگراندیش را بشنود. دل دولت به آن ‌40‌ــ30 نفری که اطرافش را قبضه کرده‌اند خوش است. همین اطرافیان دولت اصلاً به سلطه‌گری دلار توجه نکردند و همچنان اقتصاد ایران را وابسته به دلار نگاه داشته‌اند. دولت حسن روحانی رکورددار وابستگی اقتصاد کشور به دلار است. معاون آقای روحانی بارها گفته است که طرفدار بخش خصوصی است. طرفدار بخش خصوصی بودن هم یعنی طرفدار تجارت آزاد با دلار. شخص آقای روحانی این‌گونه فکر می‌کند، اقتصاددانان دولت قبلی و دولت فعلی و مشاوران آن‌ها همگی در واقع از مدافعان وابستگی اقتصادی کشور به دلار هستند؛ منتهی برخی اقتصاددانان اطراف دولت به دلار بالای 6000 تومان فکر می‌کنند و برخی دیگر هم به دلار حدود 4500 تومان فکر می‌کنند، اما همگی این اقتصاددان‌ها روش یکسانی دارند، و این‌که نمی‌خواهند از قید سلطه دلار امپریالیستی بیرون بیایند و از طرفی چون اقتصاد کشور وابسته به دلار نفتی هم هست تقاضا برای تهیه و تأمین دلار مرتب افزایش پیدا می‌کند.

رئیس دانا در ادامه این مصاحبه به برخی جناح‌های اصلاح‌طلب نیز انتقاد می‌کند و با اشاره به اقتصاد سیاسی رابطه دولت و مردم می‌گوید: در واقع دولت روحانی و جناح‌های اصلاح‌طلب و محافظه‌کار این دولت گمان می‌کنند که مردم هیچ حقی ندارند و اگر اعتراض مردم از حد بگذرد مقصر خود مردم هستند و نه سیاست‌هایی که دولت وضع کرده است، و این داستان سال‌ها است که ادامه دارد، سال‌ها است که این دولت خودی و غیرخودی می‌کند و دیگران را کنار گذاشته است، مخالفین خودش را سرکوب و از صحنه بیرون می‌کند... بنابراین من راه‌حلی برای این دولت ندارم، برای اینکه این دولت ما را از خودش نمی‌داند و ما هم این دولت را دولت خودمان نمی‌دانیم... رئیس جمهوری که انتخاب می‌شود ولی حق انتخاب شدن برای دیگران قائل نیست معیوب است.

دولت بی‌توجه به مشکلات داخلی

انتقادهای این کارشناسان از این دولت هرچند طی ماه‌های اخیر بیشتر شده است، اما بعد از انتخاب روحانی به‌عنوان رئیس جمهور دوازدهم نیز اثراتی از آن دیده می‌شود، به‌طوری که انگار این افراد می‌خواستند فقط روحانی رئیس جمهور شود ولی بعد از آن انتقادهای خود را نسبت به دولت او علنی کنند.

در این خصوص می‌توان به مصاحبه مهدی پازوکی اشاره کرد که از جمله اقتصاددان‌هایی است که در ابتدای دولت دوازدهم نامه‌ای انتقادی خطاب به روحانی نوشتند و در آن نسبت به مشکلات عدیده اقتصادی هشدار دادند. البته این اقتصاددان تأکید می‌کند امضا کنندگان این نامه که از جمله چهره‌های علمی هستند به‌دنبال سهم‌خواهی از دولت نیستند.

این اقتصاددان معتقد است برای رفع این مشکلات نیاز به یک تیم اقتصادی هماهنگ و کارآمد وجود دارد که خارج از فعل و انفعالات سیاسی، مدیر و مدبر باشد و دارای دانش و بینش لازم اقتصادی و دارای تجربه مدیریتی باشد و با دید کارشناسی بر مشکلات اقتصادی فایق بیاید.

پازوکی با اشاره به اینکه رئیس‌جمهوری باید از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های درجه یک داخلی و خارجی که مدیر و مدبر و دارای دانش و بینش و تجربه مفید مدیریتی هستند، استفاده کند، می‌گوید این درحالی است که بسیاری از گزینه‌های پیشنهادی تیم اقتصادی دولت دوازدهم، درحد مدیرکل یک اداره هم نیستند که این مسأله موجب نگرانی اقتصاددانان شده است.
منبع:تسنیم

پیشنهاد شجریان برای لغو یک نمایش؛ ورود سلبریتی‌ها به پروژه «اعتصاب بازار»!/ علوی‌تبار: سیاست‌ورزی متعارف دیگر پاسخگو نیست



عضو حزب اتحاد ملت: اکثر کشورهای توسعه یافته زندانهایشان را به مراکز فرهنگی تبدیل کرده‌اند ولی ما...!

Image result for ‫پیشنهاد شجریان برای لغو یک نمایش؛ ورود سلبریتی‌ها به پروژه «اعتصاب بازار»!/ علوی‌تبار: سیاست‌ورزی متعارف دیگر پاسخگو نیست‬‎

سخن آشنا - «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. شنبه تا چهارشنبه ساعت ۷:۳۰ با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

پیشنهاد شجریان برای لغو یک نمایش؛ ورود سلبریتی‌ها به پروژه «اعتصاب بازار»!
به تازگی خبری رسمی از خانه سینما منتشر شد که بر اساس آن، منوچهر شاهسواری، مدیر عامل خانه سینما در نشستی خبری، عدم برگزاری جشن خانه سینما را در سال جاری اعلام کرده است.

او در توضیح این اقدام که همه‌ساله برگزار می‌شد، گفته است: آنچه اعلام می‌کنم شاید با فضای کنونی به نوعی هم‌ پیمانی داشته باشد و در حالی که از زوایای گوناگون تعرضات اقتصادی و فرهنگی وارد می‌شود، باید سهم‌ خود را ادا کنیم.

به گزارش خبرآنلاین، شاهسواری تصریح می‌کند:

ایام پرغصه و پرقصه‌ای را می‌گذرانیم و به اتکای آن راز عمیق تاریخ ما که میهن‌دوستی را در خود دارد، امسال براساس سیاست چند سال خود که می‌گوید سینمای ایران قابل تفکیک نیست و رو به مردم ایران دارد، تصمیم گرفتیم جشن سینما را با داوری خوب به قوت اجرا کنیم اما از مراسم بزرگ‌ و هزینه اضافی خودداری می‌کنیم.

او با بیان اینکه عدم برگزاری جشن امسال یک تصمیم جمعی بود، گفته است:

چنین تصمیمی ‌برای ما سخت بود چون قرار بود یک روز خوش داشته باشیم ولی این یک تصمیم جمعی بود. مجوز این کار باید از رییس جشن هم گرفته می‌شد و خوشحالم که از سوی آقای نصیریان تشویق هم شدیم.[1]

همچنین طی روزهای اخیر، مهدی پاکدل، از بازیگران سینما و تئاتر نیز متنی را به نقل از روابط عمومی کنسرت_نمایش «سی» (که خود از بازیگران آن است) منتشر کرد که در آن با تأکید بر نهایی شدن پروژه برای نمایش و آمادگی همه عوامل برای اجرای این نمایش، آمده بود:

«به سبب مساعد نبودن شرایط اجتماعی و خاص و ویژه بودن پروژه "سی"، به صلاحدید و پیشنهاد همایون شجریان، در جلسه‌ای فوری با حضور سهراب پورناظری، حسن معجونی، تهمورس پورناظری(مدیریت پروژه) و محمدرضا حسین‌زاده(مدیریت تولید) و در نهایت تمامی عوامل سی، با مشورت و تصمیم جمعی، این پروژه به حالت انتظار درآمد تا در زمانی بهتر و در روزگاری مهربان‌تر، با دلی خوش‌تر و اذهانی سبک بال‌تر در روزگاری که مردم شریف این مرز و بوم غم‌ها و نگرانی‌های معیشتی کمتری نسبت به حال و آینده خود داشته باشند و زمین و زمان محکم‌تری زیر پایشان باشد به مرحله‌ی اجرا درآید.»

*ظاهر امر این است که این هر دو رخداد سینمایی و نمایشی برای همدردی با مشکلات مردم و چیزی به نام «بحران اقتصادی» کنسل شده‌اند!

و مشخص هم نیست که آیا ربط و ارتباطی میان گردانندگان این دو رخداد بوده است یا خیر؟

اما امر مسلم آنست که در هیچ فرهنگ و هیچ کشوری، قاعده همدردی و همراهی این نیست که گروه‌ها و عوامل فرهنگی دست به رفتاری اعتصاب‌گونه بزنند که نتیجه آن سیاه نشان دادن اوضاع کشور و حکومت باشد.

در واقع پر واضح بود که اگر برخی سلبریتی‌ها و مجامع سینمایی و نمایشی عزمی برای همدردی و همیاری با مردم دارند بایستی نسبت به روحیه دادن به مردم و امیدبخشی به جامعه اقدام می‌کردند نه اینکه در یک حرکت عجیب نه تنها اقدامات خود را لغو کنند بلکه در روی دیگر ماجرا همچنان به زندگی لاکچری، سفرهای خارجی و نمایش‌های گرانقیمت و کنایه‌هایی که به مردم می‌اندازند، مشغول باشند.

آیا این انتظار زیادی بود که گروه نمایش «سی» برای همدردی با مردم، چند اکران رایگان برگزار می‌کرد؟!

اصلا آیا بهتر نبود برخی تئاتری‌ها و سینمایی‌های ایران، برای همدردی با مردم، در بلیط‌های چند صد هزار تومانی و حتی «بلیط یک میلیون تومانی» برخی نمایش‌های خاص[2] تخفیف می‌دادند تا مردم با امید بیشتری به مواجهه با مشکلات روزمره بپردازند؟!

آیا این سلبریتی‌ها حاضرند یکی و فقط یکی از کنسرت‌های خود را رایگان برگزار کنند تا این ژست همدردی باورپذیرتر باشد؟!

البته غیر از این سؤالات، انگاره‌های بدبینانه‌ای هم درباره اقدامات اعتصاب‌گونه برخی مجامع نمایشی و سینمایی وجود دارد که بایستی آنها را در چارچوب «فتنه اقتصادی» و «ناامیدسازی مردم» تحلیل کرد.

لازم به اشاره است که تأکیدات عوامل نمایشی مذکور بر سیاه و بحرانی بودن اوضاع اقتصادی کشور در حالیست که نرخ فروش سینمای ایران در بهار امسال 46 درصد نسبت به مدت مشابه سال گذشته رشد داشته و توانسته یک رکورد را در تاریخ سینمای ایران بر جا بگذارد.

بازار کنسرت‌های موسیقی نیز داغ داغ است و کنسرت‌های برخی خوانندگان تنها در 10 دقیقه دچار sold out یا فروخته شدن تمام بلیط‌ها می‌شود.

جالب آنکه یکی از خوانندگان کشور در سال گذشته طی 5 ماه 230 کنسرت را برگزار کرده که فقط چند مورد آنها در خارج از کشور برگزار شده‌اند و مابقی تماما مربوط به داخل ایران بوده است.[3]

گالری‌ها و تماشاخانه‌های سطح شهر تهران نیز در شرایطی که ادعا می‌شود رونق وجود ندارد؛ بصورت تمام وقت مشغول به کار هستند و اوقات آنها نیز تا سال آینده رزرو شده است و جای خالی ندارند.

این اخبار به این سبب به استحضار مخاطبان محترم رسید تا بیان شود اولا دلیل مشکلات اقتصادی مردم برای تعطیلی اقدامات فرهنگی و نمایشی برخی سلبریتی‌ها یک دلیل پذیرفته شده و عقلانی نیست و ثانیا مسئله «بحران» نیز چندان واقعی به نظر نمی‌رسد.

اقتصاد ایران هم‌اکنون در جایگاه هجدهم جهانی قرار دارد، ضریب جینی در ایران از آمریکا و چین و روسیه بالاتر است، نرخ بیکاری 12 درصدی در ایران تنها 7 درصد از استاندارد جهانی بالاتر است که آنهم روند کاهنده دارد (مقایسه شود با نرخ بیکاری 25 درصدی در اسپانیا) و میزان درآمدهای مالیاتی کشور نیز به 2 برابر درآمد نفتی رسیده است.

تطابق دادن این واقعیت‌ها با مشکلاتی که در افواه وجود دارد و عده‌ای در میان سلبریتی‌ها و سیاسیون چپ بر آنها تأکید دارند، مؤید نتایج بسیاری است...

برخی محافل تحلیلی معتقدند دشمن چند سالیست که پروژه «فتنه اقتصادی» و اعتراض ظالمانه را طراحی کرده و توسط عواملی در داخل مشغول به ثمر نشاندن آن است.

رخداد شومی که پیش لرزه آن در اغتشاشات دیماه 96 رخ داد.

***

علوی‌تبار: سیاست‌ورزی متعارف دیگر پاسخگو نیست


«علیرضا علوی‌تبار»، فعال اصلاح‌طلب و از تئوریسین‌های این جریان خاص سیاسی، به تازگی طی یادداشتی مطوّل در روزنامه اعتماد به این مسئله پرداخت که اوضاع ایران بحرانی و حتی در حد فاجعه است و بنابراین سیاست‌ورزی متعارف دیگر پاسخگو نیست.

او طی 8 اپیزود به زعم خود ثابت می‌کند که شرایط بحرانی و نامتعارف است و سپس می‌نویسد:

روشن شد که چرا نمی‌توان وضعیت فعلی را عادی و متعارف تلقی کرد. حال باید توضیح دهیم که سیاست ورزی عادی و متعارف (که در این وضعیت جواب نمی دهد) چیست؟

در بخشی از پاسخ علوی‌تبار به این سؤال خویش‌فرما که طی آن به 4 محور از عمل سیاسی متعارف _که در وضعیت فعلی پاسخگو نیست!_ اشاره شده، آمده است:

«با توجه به تجربه جوامع مختلف در مبارزه مسالمت آمیز سیاسی برای ایجاد تغییر از چند روش و ابزار مختلف استفاده می شود. مهم ترین آنها عبارتند از: الف) صندوق رای و تلاش برای تغییر ترکیب نهادهای انتخابی حکومت، ب) مطالبه گری صنفی، جنسی، قومی و... از طریق تشکل های صنفی و نهادهای مدنی، ج (اعتراض‌های خیابانی، د) اعتصاب. مبارزه سیاسی عادی تنها به استفاده از دو ابزار اول (صندوق رای، مطالبه گری) محدود می شود و بهره گیری از دو ابزار دیگر را به دلیل امکان سوءبرداشت یا سوءاستفاده کنار می گذارد.»

این فعال اصلاح‌طلب در بخش دیگری از یادداشت خود نیز بر اقدامات نوآورانه در اقدامات متعارف تأکید کرده است.[4]

*به زعم ما یادداشت علوی‌تبار دو استرس و تأکید اصلی بیشتر ندارد. نخست اینکه سیاست‌ورزی متعارف (یعنی صندوق رأی و مطالبه‌گری صنفی) دیگر جواب نمی‌دهد و دوم اینکه راه‌های دیگر مثل اعتراض خیابانی هم هست!

اگرچه نویسنده در یادداشت خود اشاره کرده است که معتقد به نوآوری در اقدمات متعارف است اما هم‌او در یادداشت خود معترف است که مادام که نظارت‌های شورای نگهبان وجود داشته باشد و نهادهای انتصابی کشور هم تغییرات مورد انتظار(اصلاح‌طلبان) را نداشته باشند، صندوق رأی نیز حتی در صورت موفقیت، بی‌کاربرد خواهد بود.

به زعم ما علوی‌تبار در حال اشاره به همان سمتی است که حجاریان در چند سال قبل با انگشت نشان داده بود... یعنی سمت «خیابان».[5]

خاصّه اینکه علوی‌تبار در صحبت‌های قبلی خود نشان داده است به چیزی تحت عنوان «حرکت خیابانی میلیونی» بیشتر علاقه دارد تا نوآوری در اعمال سیاس‌ورزی متعارف.

او چند ماه قبل طی اظهاراتی در یک مرکز دولتی گفته بود:

بگذارید با صراحت بگویم که اعتقاد ندارم که زمان زیادی داریم. فکر می‌کنم نقطه عطفی در ایران در حال اتفاق‌افتادن است و ایران نیاز به یک تغییر بنیادین دارد. تغییری که امیدوارم برای انجام‌شدن آن جامعه ما وارد یک دوره از خشونت فراگیر نشود... یادتان باشد ما در همین تهران تظاهرات سه‌میلیونی مسالمت‌آمیز هم داشته‌ایم؛ یعنی می‌شود نیروی اجتماعی بزرگ‌تری نیز فراهم کرد، بدون آنکه به خشونت منتهی شود.

او تصریح کرده بود: باید جامعه خودمان را بسیج کنیم؛ ما به حضور جمهور احتیاج داریم؛ جمهور باید یک‌ بار دیگر نقش خود را در بنیان‌گذاری ایفا کند.[6]

برخی معتقدند معنی جمله به کار رفته از سوی علوی‌تبار مبنی بر «ایفای نقش جمهور در بنیانگذاری!» چیزی غیر از «عملکرد نامتعارف بخشی از مردم در کف خیابان برای تغییر حکومت» نمی‌تواند باشد.

***

عضو حزب اتحاد ملت: اکثر کشورهای توسعه یافته زندانهایشان را به مراکز فرهنگی تبدیل کرده‌اند ولی ما...!


«غلامرضا انصاری»، فعال اصلاح‌طلب و عضو حزب اتحاد ملت به تازگی در مصاحبه با ایسنا گفته است:

«گذاشته‌ایم آسیب‌هایی مثل اعتیاد و کودکان خیابانی و...به وجود بیاید بعد برایش محل نگهداری پیدا کنیم در حالیکه کشورهای توسعه یافته که ما معتقدیم ارزش‌های اخلاقی و دینی ما از آنها بالاتر است آسیب‌ها را ازباپرداختن به علتهاوپیچیدن نسخه مناسب برای درمان اساسی توجه و جلوی بروز آن را می‌گیرند. امروز آنها اکثر زندان‌هایشان را به مراکز فرهنگی تبدیل کرده‌اند؛ چه شده است که ما روز به روز بر زندان‌هایمان می‌افزاییم؟»[7]

*بایستی اذعان کرد که طرح بعضی اصلاح‌طلبان برای سیاه‌نمایی و بحران‌نمایی از اوضاع کشور به حالتی غیر قابل تحمل و تهوّع‌آور رسیده است.

مشخص نیست آمریکا و انگلستان و آلمان و غیره چگونه اکثریت یا تمام زندان‌های خود را به بنیاد فرهنگی تبدیل کرده‌اند که ایران هم‌اکنون در آخر صف مانده است و هیچ شخص و رسانه‌ای هم از این رخداد خبری ندارد؟!

دقت شود که انصاری درباره کشورهایی حرف زده است که از گذشته تاکنون سوابقی مثل آشویتس و آلکات‌راز و ابوغریب، فرانکلین و گوانتانامو و بگرام را در ذهن عمومی مردم جهان دارند.

کشورهایی مثل آمریکا که در آنها شکنجه قانونی است، تعداد زندانیان سیاسی به چند صد هزار نفر می‌رسد، تجاوز در زندان‌ها به یک امر روزمره بدل شده و گانگسترهای زندانی در آنها گاه‌گاه عملیاتی‌هایی مثل فرار از زندان با هلیکوپتر را انجام می‌دهند.

ما قضاوت درباره ادعای این عضو حزب اتحاد ملت مبنی بر اینکه ممالک راقیه اکثر زندان‌های خود را به مراکز فرهنگی تبدیل کرده‌اند! بر عهده مخاطبان محترم وامی‌گذاریم...

***

1_ https://www.khabaronline.ir/detail/788985/culture/cinema

2_ https://www.isna.ir/news/96050200763/

3_ https://www.khabaronline.ir/detail/706090/culture/music

4_ http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3769776

5_ https://roozame.com/detail/5787993

6_ mshrgh.ir/833235

7_ https://www.isna.ir/news/97042211684/
منبع:مشرق

حسین امیرعبداللهیان مطرح کرد؛ وساطت ایران درباره یک مذاکره سری/ دیدارهای منظم لاریجانی و ظریف/ ایران و آمریکا؛ هشت به هشتاد در مذاکره سوری



دستیار ویژه فعلی رئیس مجلس در امور بین‌الملل گفت: من در مذاکرات سوریه می‌دیدم تیم ما مجموعا به سختی به ۸ تا ۱۲ نفر می‌رسید ولی ترکیب هیئت آمریکایی حداقل ۸۰ نفر بود و از بخش‌های مختلف حضور داشتند.

Image result for ‫امیرعبداللهیان‬‎

به گزارش سخن آشنا، تحولات منطقه غرب آسیا به قدری سریع روی می‌دهد که برای کنکاش کنه آن باید به رسم میزبانی شرقی‌ها، مهمان دیپلماتی باشی که نه مثل «شبه‌کارشناسان همه فن‌حریف همه‌ چیزدان» بلکه به مثابه «کارشناس برنامه‌ریز توسعه ارتباطات با الگوی تامین منافع ملی» سره از ناسره تمیز کند.

طبیعی است وقتِ چنین دیپلماتی همان سرعت تحولات منطقه‌ای را دارد؛ برنامه پشت برنامه و جلسه بعد از جلسه. در چنین وضعی، گفت‌وگوی تفصیلی، خود غنیمتی است تا شاید بتوان لایه‌های پیدا و پنهان این تحولات را کاوید.

گفت‌وگوی تفصیلی با حسین امیرعبداللهیان معاون پیشین عربی و آفریقایی وزارت امور خارجه و دستیار ویژه فعلی رئیس مجلس شورای اسلامی در امور بین‌الملل در حوزه‌های مختلف و با رهیافت‌های گوناگون انجام شد. صورت مشروح این گفت‌وگو به قرار زیر است.

چرا سفر به اوکراین؟
آقای دکتر اخیرا جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اثنای تعطیلات تابستانه به اوکراین سفر کردند. بفرمایید اوکراین در کجای سیاست خارجی جمهوری اسلامی قرار دارد؟

امیرعبداللهیان: سوال سختی از من می‌پرسید. همین الان که با شما صحبت می‌کنم آقای خدادادی رئیس «گروه دوستی پارلمانی ایران با اوکراین» در راس یک هیئت ۴ نفره در اوکراین به سر می‌برد بالاخره نگاه ما در کار با همسایگان و کشورهای نزدیک و از جمله کشورهای CIS(کشورهای مشترک المنافع) نگاه اصولی و منطقی است. اولا اوکراین ظرفیت‌هایی دارد که به عنوان یک واحد سیاسی در حوزه نزدیک به جمهوری اسلامی ایران از آن ظرفیت‌های اقتصادی و مراودات دو جانبه می‌شود بهره گرفت. ثانیا در حوزه علمی و دانشجویی، دانشجویان زیادی در اوکراین داریم که توجه به این مسئله هم حائز اهمیت است. ثالثا در مناسبات خارجی، کار با کشورهای مختلف در دستور کار همه دولت‌ها در جمهوری اسلامی بوده، اوکراین هم از جمله آن کشورهاست. وقتی از همسایگان صحبت می‌کنیم بعضی تصور می‌کنند همسایگان صرفا عراق، پاکستان، افغانستان و حداکثر حوزه خلیج فارس تا ترکیه و یک مقدار به دلیل وجود دریای خزر است در این بخش از جغرافیای منطقه ما احساس می‌کنند فاصله ما با این کشورها دورتر هست پس همسایگان درجه بعدی خواهند بود، در حالی که با این نگاه هم به نظرم بحث اوکراین بحث مهمی برای ماست در عین حال ممکن است حساسیتی وجود داشته باشد و آن منازعات سیاسی که در حوزه کریمه بین روسیه و اروپا و غرب وجود دارد و این که جمهوری اسلامی ایران از یک طرف با روسیه و از یک طرف با اوکراین ارتباط دارد من فکر می‌کنم این طبیعی‌ترین رفتاری است که در حوزه سیاست خارجی می‌توان انجام داد و ما در بخش پارلمانی هم تلاش داریم که مراودات پارلمانی را در مناسبات دو جانبه‌مان تقویت کنیم.

صرفه جویی و سفرهای هدفمند
برخی معتقدند این سفرها با توجه به مسائل اقتصادی و ارزبری که دارد بهتر بود انجام نشوند

امیرعبداللهیان: از این منظر مسئله را بیان کنم که در تقویت مناسبات بازرگانی و اقتصادی دو کشور، کار با کشورهای نزدیک، یکی از اولویت‌های اساسی کشور است. شما اشاره می‌کنید که فرض کنید الان چرا به فلان کشور دوردستی که هیچ ارتباط نه بازرگانی، نه اقتصادی و نه فرهنگی - علمی داریم هیئت رفته است؛ اتفاقا هیئت در حوزه کشورهای نزدیک رفته، اما در عین حال به این معنا نیست؛ ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور مهم و بزرگ در منطقه نمی‌توانیم روابط خودمان را با دنیا اینقدر سخت کانالیزه کنیم صرفه جویی و سفرهای هدفمند یک موضوع است این که الان بگوییم فقط برای برون رفت از بحران اقتصادی سفر انجام بشود و بقیه حوزه‌ها نادیده گرفته بشود! ما روابط علمی داریم روابط فرهنگی داریم روابط سیاسی داریم روابط اقتصادی و بازرگانی داریم روابط پارلمانی داریم هر کدام از این‌ها در جایگاه خودش، شانیت خودش را دارد، اما این که الان اولویت در مجموعه این بحث‌ها برای ما تقویت مناسبات بازرگانی و اقتصادی است این اولویت به این معنا نیست که در حوزه‌های دیگر باید کار را تعطیل کرد.

دعوتی از هلند
گویا به هلند هم گروهی از نمایندگان رفته‌اند؟

امیرعبداللهیان: ما در حوزه همکاری‌هایی که با لاهه داریم دعوتی داشتیم که از کمیسیون قضایی ما سفری در راستای تبادل همکاری‌های قضایی داشته باشند، اما الان دقیق نمی‌دانم آیا این هیئت اعزام شده یا نه.

از سخنگو بپرسید
در مورد این دو دیپلماتی که اخیرا از هلند اخراج شده‌اند هم بفرمایید. مجلس درگیر این موضوع شد؟

امیرعبداللهیان: اجازه می‌خواهم در مورد این دو دیپلمات حتما از سخنگوی وزارت امور خارجه سوال پرسید مایلم در این مورد اظهارنظری نداشته باشم.

پیگیری پرونده دو دیپلمات در سطح دولت
بله حتما. اگر نیاز باشد مجلس ورود می‌کند؟

امیرعبداللهیان: تبعا کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس در مورد این مسئله از همان لحظه‌ای که این بحث مطرح شد با دقت و حساسیت موضوع را دنبال کرده است منتهی الان که ما صحبت می‌کنیم همچنان در سطح وزارت امور خارجه و دولت این مسئله دنبال می‌شود و پیش می‌رود و اجازه می‌خواهم که از سخنگوی وزارت خارجه راجع به این سوال بپرسید.

دیدارهای منظم لاریجانی و ظریف
حتما؛ مجلس از اول در جریان بود؟

امیرعبداللهیان: اساسا مسائلی که در حوزه سیاست خارجی اتفاق می‌افتد یا از طریق حضور مسئولین ذیربط وزارت امور خارجه که به کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی دعوت می‌شوند در جریان قرار گرفته می شود یا در دیدارهای منظمی که بین جناب ظریف وزیر امور خارجه با آقای دکتر لاریجانی هست راجع به این مسائل رایزنی و مشورت می‌شود و به طور طبیعی یکی از اقدامات وزارت خارجه این است که مسئولین ذیربط مجلس را در جریان چنین تحولاتی قرار می‌دهد و با مشورت جهات ذیربط در پارلمان این موضوعات دنبال می‌شود.

تعامل با وزارت خارجه
در مورد این مصداق خاص یعنی پرونده دو دیپلمات، مجلس از ابتدا در جریان بود؟

امیرعبداللهیان: این که از چه زمانی مجلس در جریان بود را دقیق نمی‌دانم، اما این که کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی کشور با حساسیت نسبت به این مسئله پیگیری می‌کند و با وزارت خارجه در تعامل است اتفاقی است که افتاده است.

بیش از ۹۰۰ ملاقات خارجی در سال ۹۶
حضرت‌عالی در حوزه مشاوره امور بین الملل صرفا در سطح ریاست مجلس فعالیت می‌کنید یا برای کل نمایندگان؟

امیرعبداللهیان: در ساختار مجلس یک پست وجود دارد «دستیار ویژه رئیس در امور بین الملل» و یک پست و یک سازمان اداری تحت عنوان «اداره کل بین الملل» وجود دارد بنده دستیار آقای رئیس در امور بین الملل و مدیر کل بین الملل مجلس هستم. اداره کل بین الملل مجلس در تمام مسائل بین المللی مرتبط با یکایک نمایندگان به عنوان نماینده و شخصیت حقوقی خودشان وظیفه دارد؛ در عین حال نمایندگان مجلسی که عضو یا رئیس گروه‌های دوستی پارلمانی هستند در حوزه دیپلماسی پارلمانی و هم چنین کمیسیون‌های تخصصی که بالاخره این‌ها تعاملات و ارتباطاتی با همتایان خودشان دارند به علاوه رئیس محترم مجلس و اعضای هیئت رئیسه که هر کدام این‌ها ملاقات‌های خارجی و مراودات مختلفی دارند. در سال ۹۶ بیش از ۹۰۰ ملاقات خارجی در مجلس از سطح گروه‌های دوستی پارلمانی، کمیسیون‌ها، اعضای هیئت رئیسه تا شخص رئیس مجلس انجام شده است این تعداد ملاقات از مقامات پارلمانی، مقامات اقتصادی، هیئت‌های اقتصادی تا مقامات رسمی و هیئت‌های رسمی کشورها که مثلا در سطح نخست وزیر، معاون اول و... این‌ها با رئیس مجلس ملاقات دارند و این حجم کار نشان می‌دهد که در حوزه دیپلماسی پارلمانی رفت و آمدها و رایزنی‌ها خیلی قوی است.

دیپلماسی پارلمانی هم تراز دیپلماسی رسمی است
به نظر شما مجلس در حوزه دیپلماسی پارلمانی موفق بوده و یا موفق هست؟ اصلا نیازی هست در این حوزه سرمایه گذاری و ورودی کنیم؟

امیرعبداللهیان: من به عنوان یک وزارت خارجه‌ای و به عنوان کسی که در حوزه دیپلماسی تجربه دارم می‌خواهم بگویم به نظر من در دنیای امروز اگر نگوییم دیپلماسی رسانه‌ای و دیپلماسی پارلمانی، تاثیرگذارتر از دیپلماسی رسمی است حداقل باید بگویم دیپلماسی رسانه‌ای و دیپلماسی پارلمانی هم تراز دیپلماسی رسمی است، ضمن این که در حوزه دیپلماسی پارلمانی می‌توان حرف‌هایی را زد که خیلی راحت‌تر و روان‌تر و بدون لعاب مطرح شود و در حوزه دیپلماسی رسانه‌ای هم می‌شود اقداماتی را کرد که موضوعات مختلف سیاست خارجی را در همه جای دنیا به چالش کشید لذا فکر می‌کنم پیشرفت‌هایی که در سال‌های اخیر در حوزه دیپلماسی رسانه‌ای و دیپلماسی پارلمانی داشتیم کمک بزرگی به دیپلماسی رسمی ما کرده است و این مقدار تلاش در حوزه دیپلماسی پارلمانی فکر می‌کنم با در نظر گرفتن مجموعه چالش‌هایی که جمهوری اسلامی ایران با آن‌ها مواجه هست کافی نیست و ضروری است که تلاش‌های خیلی بیشتری هم در حوزه دیپلماسی پارلمانی هم در حوزه دیپلماسی رسانه‌ای شود.

تقسیم کار واقعی بین کاخ سفید و کنگره
خیلی ها معتقدند مجلس می‌تواند کارهایی انجام دهد تا دیپلمات‌های ما در حین مذاکره از این اقدامات مجلس به عنوان یک ابزار فشار استفاده کنند مثلا مجلس از این طرف با وزارت خارجه هماهنگ شود و فشار بیاورد.

امیرعبداللهیان: من در یک سال و اندی که در مجلس بودم واقعا ظرفیت بالایی را در مجلس شورای اسلامی دیدم از شخص رئیس گرفته تا بسیاری از نمایندگان مجلس که علاقه‌مند هستند در این موضوعات ورود کنند مکانیزم‌ها و ساز و کارهای مختلفی هم برای این موضوع وجود دارد از این مکانیزم‌ها خیلی استفاده می‌شود و نمایندگان در این مسئله فعال هستند این که می‌گویم دیپلماسی پارلمانی «نگوییم بالاتر بلکه هم تراز دیپلماسی رسمی می‌تواند کار کند» در موضوعات بین المللی بخاطر این است؛ همین موضوعاتی که در دستور کار سازمان ملل است مثلا نگرانی زیست محیطی، شرایط اقلیمی و آب و هوایی، بحث حقوق بشر و خیلی مسائل دیگر. در تشکل پارلمانی بین المجالس کشورهای جهان تحت عنوان IPU با حضور روسای مجالس همه کشورهای جهان که مقرش در ژنو هست اگر سازمان ملل سالی یک بار جلسه دارد این‌ها هر شش ماه یک بار جلسه دارند آن هم در سطح روسای مجالس و این موضوعات به صورت تخصصی دنبال می‌شود در دنیا هم پارلمان‌ها از ظرفیت خودشان استفاده می‌کنند با شناخت اندکی که در حوزه دیپلماسی دارم چه در دوران امریکای اوباما چه در دوران امریکای ترامپ، علی رغم همه تعارضات و توافقات و دوری‌ها و نزدیکی‌هایی که بین کاخ سفید و کنگره بود تقسیم کار واقعی بین کاخ سفید و کنگره هست ما در موضوع هسته‌ای خودمان این مسئله را در طرف امریکایی به خوبی دیدیم.

رویکرد تقسیم کار
در داخل ایران چطور؟

امیرعبداللهیان: در داخل جمهوری اسلامی ایران هم این رویکرد وجود دارد، اما این که چه قدر ما از این مسئله حرفه‌ای استفاده می‌کنیم من فکر می‌کنم ظرفیت‌های بسیار بالایی در پارلمان وجود دارد که بیش از پیش می‌شود این ظرفیت را مورد توجه قرار داد و از این امکان برای کمک به پیشبرد دیپلماسی رسمی ما استفاده کرد.

هنوز با «استفاده حرفه‌ای از دیپلماسی پارلمانی» فاصله داریم
برای نیل به چنین هدفی در سطح غایی، برنامه‌ای در دستور کار هست؟

امیرعبداللهیان: من شاهد هستم که همیشه در گفت‌وگوهای آقای دکتر لاریجانی با وزیر امور خارجه و با بخش‌های ذیربط در حوزه سیاست خارجی این دغدغه‌ها، مکانیزم‌ها و راهکارها مطرح می‌شود و ساز و کارهایی طراحی می‌شود که در درون مجلس در کمیته‌های مشترک مجلس با دستگاه‌های دولتی دنبال می‌شود من شاهدم خود آقای لاریجانی در جلساتش با بسیاری از وزرا و معاونین وزرا در حوزه نقش نظارتی مجلس، ارتباط زیادی دارد. تک تک اعضای هیئت رئیسه کمیسیون‌ها که شما اخبار آن را مرتب در رسانه‌ها دنبال می‌کنید، اما اگر از من بپرسید که آیا ما از این ظرفیت در پارلمان و در مجلس از دیپلماسی پارلمانی در سطح حرفه‌ای استفاده می‌کنیم باید بگویم که هنوز برای استفاده حرفه‌ای در تمام سطوح مجلس به نظرم یک مقدار با واقعیت‌هایی که در دنیا وجود دارد فاصله داریم، استعدادهای فردی زیادی در مجلس هست، اما استعدادهای جمعی که بتواند این ظرفیت را تجمیع کند نیازمند این است که به نظرم نمایندگان مجلس بیشتر همدیگر را پیدا کنند و تخصصی‌تر و حرفه ای‌تر از این کار را دنبال کنند، اما این ظرفیت به نظرم در نمایندگان موجود در مجالس افرادی هستند که اعم از خانم‌ها و آقایان این ظرفیت را دارند ساز و کارهای موجود در مجلس هم این ظرفیت را در خودش ایجاد کرده است این که شتاب، شیب و گستره خروجی هایش چه قدر متناسب با تهدیدات، فرصت‌ها و نیازهایی است که جمهوری اسلامی ایران دارد فکر می‌کنم در این مورد باید بیشتر بحث شود.

چرایی حضور نمایندگان در سفرهای دولتی
شاید یکی از رایج‌ترین سوال‌ها؛ چرایی همراهی نمایندگان در سفرهای اعضای هیئت دولت باشد؛ درباره اهمیت این سفرها بفرمایید

امیرعبداللهیان: ببینید یک وقت شما تعریف تان از سفر این است سفر برای سفر، اگر این باشد من خودم دولتی هستم مقامات دولتی هم که سفر می‌کنند سفرشان اشکال دارد، اما اگر بگویید سفر برای یک هدف خاصی است تیمی که می‌رود هر چه این تیم تکمیل‌تر و حرفه ای‌تر باشد برای تحقق آن هدف مناسب‌تر است مثلا آقای دکتر ظریف وقتی سفر می‌کنند یک نفر از کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی که نوعی تناسب با آن حوزه سفر داشته باشد معمولا همراه ایشان حضور دارند، اما این فرد قرار است چه کار کند؟ این فرد قرار است قبلش در کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی نظر تجمیع شده و تخصصی کمیسیون را بگیرد این را در اختیار آقای دکتر ظریف بگذارد در مذاکرات شخصا حضور داشته باشد وقتی برمی گردد بالاخره بخشی از توافقات ما نیازمند نظارت مجلس است برخی از توافقات نیازمند قانون گذاری یا اصلاح قوانین در مجلس است آن فرد به نمایندگی از کمیسیون و توجیه کمیسیون می‌توانند به توافقی که انجام شده سرعت بدهند بسیاری از کنوانسیون ها، معاهدات و توافقاتی که انجام می‌شود باید در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بحث‌های تخصصی اش پیش برود لذا اگر مقام دولتی سفر می‌رود و یک نماینده یا مقام پارلمانی همراهش هست با هدف سفر برای حل یک مشکلی از کشور به نظرم می‌تواند خیلی خوب باشد.

هشت به هشتاد
مصداقی بفرمایید

امیرعبداللهیان: من در مذاکرات سوریه که ۲۵-۲۶ کشور در نیویورک، برلین و وین حضور داشتند می‌دیدم تیم ما مجموعا از افرادی که دور میز بودیم تا عقبه ما به سختی به ۸ تا ۱۲ نفر می‌رسید افراد اصلی مان معمولا سه تا چهار نفر بودیم، ولی در همان مذاکرات در موضوع سوریه - که ما چه تعداد شهید دادیم در موضوع سوریه؛ چه قدر مستشاران نظامی مبارزه با تروریسم ما جانفشانی در سوریه کردند - این ترکیب ما بود، ترکیب هیئت آمریکایی حداقل ۸۰ نفر بود و وقتی ترکیب هیئت امریکایی را نگاه می‌کردید از بخش‌های مختلف حضور داشتند. می‌خواهم بگویم حتی در آن مقطع همیشه این مد نظر همه دستگاه‌ها هست که بالاخره صرفه جویی و مراعات این مسائل را داشته باشیم، اما من می‌خواهم بگویم همه اش را نمی‌توانید بگویید سفر، صرفه جویی، محدودیت. یک جاهایی اتفاقا کار حرفه‌ای کردن این است که مثلا شما وقتی می‌خواهید در مورد سوریه مذاکره کنید علاوه بر خودت که سیاستمدار و دیپلمات هستی دو حقوقدان کارکشته در کنارت باشند و دو نفر رسانه‌ای کارکشته هم در کنارت باشند که بتوانند پیوست رسانه‌ای درست این سفر را ساماندهی کنند من می‌دیدم؛ ما وقتی که می‌گوییم امریکایی‌ها با همه ضعف‌هایی که دارند با همه اشکالاتی که دارند بالاخره کشوری با توانمندی بالا هستند با تجربه کاری شان به این جا رسیدند که حتی تایپیست را برای مذاکره می‌آورند که مطلبشان را در قسمت لابی هتل تایپ نکنند تا قبلش همه در جریان آن قرار بگیرند چی رد و بدل می‌شود لذا به نظرم صرفه جویی مسئله بسیار مهمی است، اما کار حرفه‌ای کردن در حوزه دیپلماسی با برخی از این محدودیت‌ها اتفاقا خیلی سازگار نیست تیم شما باید یک تیم کاملی باشد، اما این که یک تیم مملو از افرادی که حاشیه و هیچ کاره هستند یک نفر هم برای آن تیم زیاد است.

ظریف؛ حرفه‌ای ترین تایپیست
کم تجربه مذاکره نداریم به نظر شما نباید از قبل همه این مسائل پیش بینی شود؟

امیرعبدالهیان: من خودم یادم است وقتی دانشجوی دانشکده روابط بین الملل در دوره لیسانس بودم یکی از دوره‌هایی که همه ما طی می‌کردیم این بود که باید در کارورزی تایپ را یاد می‌گرفتیم و قبل از اینکه امتحان زبان تخصصی بگیرند مثل یک تایپیست امتحان تایپ می‌گرفتند. در وزارت خارجه این تعریف شده است؛ این که مثلا تایپیست داشته باشیم کار انجام بدهد اصلا چنین چیزی را در وزارتخارجه نداریم. در سال‌های اول چنین چیزی را داشتیم، ولی یک کارشناس، خودش باید در لب تاپ خودش تایپ کند و خروجی کارش را داشته باشد اتفاقا این کار خیلی حرفه ای‌تر هم هست یعنی شما خودت تسلط داری و خودت هم کار را انجام می‌دهی، چون در سفرهای زیادی بودم حرفه ای‌ترین تایپیست بین خود ما خود آقای دکتر ظریف است یعنی آقای دکتر ظریف در تایپ از نظر سرعت تایپ و تسلط واقعا خیلی عالی کار می‌کند و همه دوستان ما، همه ما در کار حرفه‌ای خودمان باید با تایپ کار را انجام بدهیم. اینکه در مورد وزارت خارجه امریکا گفتم تایپیستی که می‌گویم تایپیستی است که کارشناس وزارت خارجه آنهاست نه تایپیستی که کارمند تایپ باشد؛ کارشناسی که می‌فهمد چی تایپ می‌کند واژه ها را می فهمد و کارشناس است.

تایپ و برجام
آقای صالحی پیشتر در حوزه برجام درباره تایپیست هم مطالبی گفته بودند

امیرعبداللهیان: این نکته را از خود دکتر صالحی بپرسید.

کمیته سفرها
دو نکته وجود دارد؛ یکی الزامات و «باید»هایی است که حتما باید رعایت شود یعنی جز الزامات کار حرفه ای است و نکته دیگر رعایت همین «باید»هاست آیا این بایدهایی که باید رعایت شوند در همه سفرها رعایت می‌شوند؟

امیرعبدالهیان: نمایندگان مجلس در همه دوره‌ها یک سری سفرهای شخصی و یک سری سفرهای رسمی و کاری دارند، برای سفرهای کاری مکانیزمی در مجلس طراحی شده است که در این سال‌های اخیر هم به دقت انجام می‌شود. یک «کمیته سفرها» تشکیل شده که در این کمیته، معاون وزیر خارجه، مسئولین ذیربط هیئت رئیسه، رئیس کمیسیون سیاست خارجی، مدیر کل بین الملل مجلس، مدیر کل تشریفات و از بخش‌های مختلف حضور دارند تک تک این سفرها از قبل با وزارت خارجه نیازسنجی می‌شوند پس از تایید وزارت خارجه مبنی بر اینکه اکنون ضرورت دارد برای کمک به دیپلماسی رسمی این سفر انجام شود در آنجا تصویب می‌شود، اما ممکن است یک نماینده‌ای یک سفر شخصی را انجام بدهد آن بحث شخصی نماینده در کتیگوری( Category=طبقه) خودش باید بررسی شود.

امروز با روسیه مواجهیم نه اتحاد جماهیر شوروی
اخیرا شاهد اتخاد رویکرد قابل لمسی درباره شرق و به ویژه روسیه هستیم. شاید سفر اخیر علی‌اکبر ولایتی آن هم با عنوان «حامل پیام رهبر معظم انقلاب و رئیس جمهور» تائیدی بر این مدعا باشد. درباره اهمیت این سفر بفرمایید.

امیرعبداللهیان: من جزو کسانی در کشور هستم که به دلیل تجربه ۶ الی ۷ سال اخیرم که با نماینده آقای پوتین در امور خاورمیانه(غرب آسیا) و با مقامات روسیه در مورد تحولات منطقه از سوریه تا یمن و بحرین و لیبی و مصر و جاهای دیگر گفت‌وگو داشتم معتقدم اولا به لحاظ تاریخی حرفی که همیشه در مذاکرات به دوستان روس خودم گفتم اینکه به لحاظ تاریخی مردم در ایران حس خوبی نسبت به سیاست‌های دوره اتحاد جماهیر شوروی ندارند و خیلی شفاف من با همین آقای باگدانوف(نماینده ویژه پوتین و معاون وزیر خارجه روسیه) در اولین مذاکره ام با حضور سفیر وقت‌مان آقای مهندس سجادی گفتم که افکار عمومی در ایران به گونه‌ای است که معتقدند روس‌ها ممکن است در دقیقه ۹۰ دوستان خودشان را رها کنند، اما تجربه کارم با روس‌ها نگاه من را تغییر داد من جزو کسانی هستم که معتقدم با روسیه‌ی پوتین می‌شود کار کرد و این که ما باید بین اتحاد جماهیر شوروی و بین روسیه تفاوت قائل باشیم یک. ما امروز با روسیه مواجهیم نه اتحاد جماهیر شوروی، دو:ما تجربه کار مشترک با روسیه در سوریه را داریم پیچیده‌ترین پرونده بین المللی عصر حاضر ما پرونده سوریه بوده و البته هم چنان هست در این پرونده پیچیده همان طور که می‌گویند در سفر و سفره شما می‌توانید دوست خودتان را بشناسید در این بحران‌ها می‌توانید بشناسید به نظر من در این بحران‌ها نمره روسیه نمره قابل قبولی بود پس از این ما می‌توانیم نتیجه گیری کنیم که می‌توان با روسیه کار کرد، اما فکر می‌کنم با روس‌ها باید دائما گفت‌وگو کرد باید دائما در تماس بود و دائما در راستای منافع ملی مشترک تعریف کرد و کار کرد و پیشرفت کرد.

اهمیت سفر ولایتی به روسیه از چند منظر
سفر آقای علی‌اکبر ولایتی هم در همین مسیر قابل تعریف است؟

امیرعبداللهیان: فکر می‌کنم پیام مقام معظم رهبری و جناب رئیس جمهور که آقای دکتر ولایتی بردند در این مقطع از چند منظر اهمیت دارد منظر اولش این است که بالاخره آقای پوتین قرار است هفته آینده در هلسنکی(پایتخت فنلاند) با ترامپ دیدار کند نکته دوم این که نتانیاهو در مسکو هست با پوتین ملاقات دارد و این‌ها یعنی اسرائیل نامشروع خیلی تلاش می‌کنند که ایران باید مستشاران نظامی خودش را از سوریه خارج کند و هم چنین حزب الله باید از سوریه خارج شود. نکته سوم این که بالاخره آقای ترامپ اهل بیزنس است و دنبال این هست که در مجموعه سیاست‌های هویج و چماقش یک نقطه ارتباط و اتصالی با روسیه پیدا کند و از ظرفیت روسیه برای تنگ کردن تحریم علیه جمهوری اسلامی ایرن استفاده کند لذا در این مرحله گفت‌وگو با پوتین مهم است ضمن این که حرف‌هایی زده می‌شود مثلا روسیه در کنار عربستان سعودی قرار شده جایگزین نفت ایران خودشان را قرار بدهند یا روسیه علاقه‌مند هست که ایران از سوریه خارج شود. خب در مورد خروج ایران از سوریه مسئله‌ای بین تهران و دمشق است ارتباط با هیچ طرفی ندارد روس‌ها هم به صراحت اعلام کردند اصلا چنین چیزی در دستور کار ما نیست، اما در مورد سایر موضوعات به نظرم نباید اجازه داد سوتفاهم ایجاد شود این گفت‌وگوهای سطح بالا می‌تواند روابط دو کشور را بیمه کند و می‌تواند بیمه کند همکاری‌هایی که دو کشور در حوزه بایکوت کردن تحریم‌های آمریکایی می‌توانند داشته باشند و در حوزه تقویت ثبات و امنیت منطقه و روابط دو جانبه.

روسیه، متفاوت از اتحاد جماهیر شوروی
شما فرمودید ترامپ تاجر مسلک هست برخی می گویند شاید همین مسئله داد و ستد ایجاب کند که روسیه ایران را دور بزند

امیرعبداللهیان: دنیا دنیای جنگ منافع، جنگ منافع ملی و تامین منافع ملی است. اگر در موضوعاتی با سوریه به تعاریفی برسیم که در حوزه منافع ملی ما و منافع ملی روسیه قابل تعریف، طراحی و برنامه ریزی باشد می‌توانید روی روسیه، متفاوت از اتحاد جماهیر شوروی حساب کنید، اما شاه بیتش منافع ملی است.

ایران مقتدر و مستقل
برخی می‌گویند با رهیافت اخیری که درباره شرق شاهد هستیم بخش «نه شرقی» شعار «نه شرقی نه غربی» نادیده گرفته شده است. این صحیح است؟

امیرعبداللهیان: من این را قبول ندارم، چون حتی در دیداری که پوتین با مقام معظم رهبری داشت کاملا مشخص بود که پوتین به دنبال بازگرداندن اقتدار به روسیه است تا جایی که یادم میاد جمله کلیدی که مقام معظم رهبری در آنجا مطرح کردند این بود که ما از سیاست روسیه مقتدر و ایران مقتدر و مستقل سخن می‌گوییم یعنی ما به هیچ وجه استقلال خودمان را نه فدای امریکا نه فدای روسیه خواهیم کرد و آن شعار نه شرقی و نه غربی خودمان به قوت خودش باقی است، اما همکاری و تعامل مشترک در حوزه منافع مشترک متفاوت از این است که ما زیر سلطه یک کشوری قرار بگیریم ایران مقتدر و مستقل؛ روسیه مقتدر.

تعامل مثبت با غرب و شرق متناسب با رفتار متقابل
اتفاقا کسانی سنگ این شعار را سر می دهند کا غالبا زیر پرچم غرب سینه می‌زنند

امیرعبداللهیان: در کشور ما همیشه در همه دولت‌ها هم بوده یک سری از سیاستمداران ما گرایش غربی داشتند یک سری گرایش به شرق داشتند، ولی من فکر می‌کنم که معتدل‌ترین و موفق‌ترین سیاست تعامل مثبت با غرب و شرق متناسب با رفتار متقابلی که آن‌ها با ما خواهند داشت در کنار حفظ اقتدار و استقلال ایران می‌تواند نجات بخش باشد، اما نه غرب به تنهایی و نه روسیه به تنهایی، هیچ کدام این‌ها نمی‌تواند برای ما نجات بخش باشد اگر بخواهد ذره‌ای از استقلال ما و هویت ما را تصاحب کند.

سرنوشت حاج احمد متوسلیان و امام موسی صدر
چندی پیش در نوشتاری نوشته بودید هیچ مدرکی دال بر شهید شدن حاج احمد متوسلیان نیست. مدرکی دال بر زنده بودن ایشان هست؟

امیرعبداللهیان: وقتی از سرنوشت امام موسی صدر در لبنان صحبت می‌کنیم و وقتی از سرنوشت حاج احمد متوسلیان و در مجموع ۴ دیپلمات ربوده شده توسط گروه فالانژهای وابسته به اسرائیل صحبت می‌کنیم اطلاعاتی داریم مبنی بر این که این گروه، ۴ دیپلمات ما را ربایش و به داخل اسرائیل هدایت کرده است در همان توئیت من گفته ام همان طوری که شهید سمیر قنطار ۳۰ سال در زندان رژیم صهیونیستی بود و صهیونیست‌ها هر بار که در مذاکرات تبادل با وساطت سازمان ملل از سمیر قنطار سوال می‌شد پاسخی که به فلسطینی‌ها می‌دادند و پاسخی که به حزب الله لبنان می‌دادند این بود که پرونده‌ای به نام سمیر قنطار در اسرائیل وجود ندارد و احدی به این نام وجود ندارد، ولی سی سال بعد در همین سال‌های اخیر سمیر قنطار در یک تبادل با صهیونیست‌ها توسط صلیب سرخ آزاد شد هر چند اسرائیلی‌ها بعدها - دو سال یا سه سال بعد - سمیر قنطار را که برای مبارزه با تروریسم وارد سوریه شده بود هدف قرار دادند و به شهادت رساندند. وجود چنین پرونده‌ای نشان می‌دهد که اسرائیلی‌ها در چنین موضوعاتی صادق نیستند، شما خودتان را جای خانواده‌ها بگذارید هم خانواده امام موسی صدر و هم خانواده ۴ دیپلمات؛ می‌گویند اگر این ها به شهادت رسیده‌اند دولت لبنان و دولت ایران و مسئولین ذیربط سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی عدله‌ای را به ما بدهید و بگویید به این دلیل این‌ها شهید شده اند. دروغگویی اسرائیل، وجود شواهدی مبنی بر انتقال این افراد به داخل سرزمین‌های اشغالی، بدعهدی‌های اسرائیلی‌ها در موضوعات مشابهی مثل سمیر قنطار این را تقویت می‌کند که تا آخرین لحظه‌ای که خبری مبنی بر شهادت این‌ها به دست نیاوریم بتوانیم امید داشته باشیم ولو به عنوان نوروی در انتهای تونل که این افراد آزاد شوند در عین حال رژیم صهیونیستی باید به مجامع بین المللی پاسخگو باشد نسبت به سرنوشت این افرادی که وارد مناطق اشغالی با ربایش گروه‌های تحت امر اسرائیل شده اند.

بحث زنده بودن یک بحث است که ان‌شالله همه آن عزیزان زنده هستند و یک بحث هم تبادل یا آزادی است که نیاز به سازوکاری دارد

امیرعبداللهیان: معمولا این مسئله در دستور کار تهران قرار دارد یعنی صلیب سرخ جهانی، سازمان ملل، دولت لبنان، بخش‌های مختلف مرتبط با جمهوری اسلامی ایران همه دنبال می‌کنند، ولی اگر ساز و کار رسمی را شما بخواهید دنبال کنید معمولا در حوزه تبادل این صلیب سرخ جهانی است که وارد می‌شود.

اخیرا دیدارهایی هم با این محور داشته‌اید؟

امیرعبداللهیان: این جزو یکی از برنامه‌های همیشگی در دستورکار بخش بین الملل وزارت امور خارجه است. ما یک سری موضوعاتی را داریم که تا زمانی که به نتیجه برسد موضوعات جاری در دستور کار است. در دستگاه دیپلماسی به این شکل است وقتی قرار است من با مقام صلیب سرخ در وزارت خارجه ملاقات داشته باشم کارشناس ما به طور ثابت در محور گزارش‌ها می آورد که آخرین وضعیت این است و آخرین گفت‌وگوهایی که انجام شده این است و این مطرح می‌شود البته این که هر بار که شما می‌گویید رسانه‌ای می‌شود این طور نیست که هر بار رسانه‌ای شود، اما در گفت‌وگوها هم سرنوشت امام موسی صدر در دستور کار مشترک دولتین ایران و لبنان قرار دارد و هم موضوع ۴ دیپلمات ربوده شده ایرانی، چون بخشی در سرزمین و خاک لبنان اتفاق افتاده است حتی در سال‌های اخیر خانواده‌های این عزیزان رفتند با رئیس جمهور لبنان ملاقات کردند برای این که کار جدی تری انجام شود.

تکبر سعودی
پیشتر هم گفته بودید که وزیر خارجه رژیم سعودی در هفته سوم تجاوز به یمن مظلوم معتقد بود ظرف سه هفته پرونده یمن را خواهند بست اما بیش از سه سال گذشت ولی هیچ اتفاقی نیفتاد؛ چه آینده ای برای یمن متصور است؟

امیرعبداللهیان: همان طور که گفتم هفته سوم جنگ یمن بود که من عادل الجبیر را دیدم به او گفتم راه حل در یمن صرفا سیاسی است و اشتباه کردید حمله کردید ایشان خیلی با تکبر سعودی و رفتار خاص خودش گفت که خواهید دید که در کمتر از سه هفته حوثی‌ها را در شمال یمن نابود خواهیم کرد امروز ما بیش از سه سال از مقاومت مردم یمن را شاهد هستیم من فکر می‌کنم سعودی‌هایی که زمانی به گروه‌های مردمی و ارتش یمن پیام داده بودند که اگر در عملیات مقابله به مثل‌تان حتی یک گلوله به سمت عربستان شلیک شود یمن را نابود خواهیم کرد امروز در وضعیتی قرار دارند که موشک‌های یمنی و جنگجویان یمنی آرامش را از عربستان سعودی سلب کرده اند و خواب راحت را از متجاوزین سعودی در این مسئله سلب کرده اند این نشان دهنده این است که آن رویاهای نظامی گرایانه نه تنها به هیچ نتیجه‌ای نرسید بلکه هم عربستان را ناامن کرد و هم این رویکردهای نظامی منطقه را می‌تواند ناامن‌تر کند، یمن صرفا راه حل سیاسی دارد، اتفاقا انصارالله، متحدین و گروه‌های یمنی بسیار معقول هستند و در مسیر میز گفت‌وگو و مذاکره و توافق سیاسی به نظر من در منطقه پیشتاز بوده اند این عربستان بود که میز توافق سیاسی یمن را واژگون کرد و هادی منصور را به استعفا و ایجاد خلا در دولت یمن وادار کرد و مسئول این کشتارها و این بحران و این نابه سامانی است، چون فکر می‌کرد با جنگ می‌تواند وضعیت خودش را در یمن تثبیت کند در حالی که یمن یک واحد سیاسی مستقل است ما ضمن داشتن ارتباط معنوی و حمایت سیاسی از انصارالله و متحدینش با همه گروه‌های یمنی ارتباط داریم و معتقدیم آینده یمن متعلق به همه یمنی هاست.

مذاکره سری عربستان و انصارالله با وساطت ایران
با توجه به پیروزی خیلی با ارزش در بندر الحدیده یمن که اتفاقا با پای برهنه و دست خالی در مقابل به اصطلاح ابرقدرت های همچون آمریکا، انگلیس، فرانسه و ... مقاومت کردند می‌توانیم این استنباط را داشته باشیم کسانی که در داخل کشور از ترس مرگ خودکشی می‌کنند و نامه ذلت می‌نویسند نباید بترسند؟

امیرعبداللهیان: روحیه مردم یمن روحیه اشغال ستیزی است و مقاومت شان در طول تاریخ؛ شما می‌دانید در عهد عثمانی یمن مورد تعرض قرار گرفت شکست خوردند، مصر یمن را مورد تعرض قرار داد و شکست خورد عربستان سعودی این اولین بار نیست که به یمن تجاوز می‌کند عربستان در همین سال‌ها هر زمان که احساس کرد باید وارد یمن شود سوار بر اسب علی عبدالله صالح تلاش کرد علیه حوثی‌ها وارد یمن شود و اقدام کند، ولی یمنی‌ها نشان دادند که با پای برهنه با روحیه بالا و با ایمان سرشاری که دارند اجازه این را نمی‌دهند که استقلال کشورشان مورد تعرض قرار بگیرد و به نظر من یکی از برگ‌های زرین مقاومت در منطقه به مقاومت مردم معتقد با انگیزه و پابرهنه یمن برمی گردد نه در مقابل عربستان سعودی، عربستان سعودی بدون حمایت امریکا قادر به شلیک یک گلوله به سمت یمن نبود از ابتدایی که عربستان به یمن حمله کرد امریکای اوباما اعلام کرد که امریکا حمایت اطلاعاتی و لجستیکی از حمله عربستان سعودی می‌کند عربستان با پشتوانه امریکا جرات کرد وارد جنگ در یمن شود و در جنگ یمن به نظرم عربستان در باتلاقی مانده که برای خروجش فقط و فقط باید بر راه حل سیاسی تمرکز کند و ما به عربستان برای شروع راهکار سیاسی کمک کردیم مایلم این را به شما بگویم قبلا به طور کلی این را عرض کردم در زمانی که در وزارت امور خارجه بودم زمانی پیامی را از عربستان سعودی دریافت کردم آن‌ها از ما این سوال را پرسیدند از طریق واسطی که آمد - علی رغم قطع رابطه دیپلماتیک عربستان با تهران - ما تمایل داریم مذاکره سری با یک مقام ارشد انصارالله داشته باشیم آیا شما حاضرید برای برقراری این ارتباط کمک کنید؟

بعد از اتخاذ تصمیم در جمهوری اسلامی ایران در کوتاهترین ساعت پاسخ دادیم برای کمک به امنیت منطقه و جلوگیری از کشتار مردم یمن و حتی جلوگیری از جنگ و تضعیف وضعیتی که در منطقه وجود دارد برای کمک به عربستان و یمن حاضریم این کار را بکنیم و ما وساطتت کردیم در یک نقطه مرزی یک سرلشکر سعودی و یکی از مقامات عالی رتبه انصارالله با هم مذاکره کردند قرار شد مذاکره سری بماند، اما به دلیل این که مذاکره سری نماند و از برخی از طرف‌های سعودی خبر درز پیدا کرد بلافاصله سعودی‌ها اعلام کردند که گفت و گویی با انصارالله نداشتیم بلکه با برخی عشایر محلی در یک نقطه مرزی برای تامین امنیت مرز گفت‌وگو داشته باشیم در حالی که این کلام سعودی‌ها دروغ بود یک شخص برجسته انصارالله و یک سرلشکر سعودی با هماهنگی و با وساطت جمهوری اسلامی ایران این گفت‌گو را انجام دادند و خوشحالیم بگوییم بعدها این گفت‌وگو بستری برای گفت‌وگوهای سیاسی همه گروه‌های یمنی در عمان و سپس کویت شد.

شکایت از آمریکا
پرونده «شکایت از آمریکا» پیرو حمله تروریستی به مجلس شورای اسلامی و حرم مطهر امام خمینی(ره) از سوی مجلس پیگیری می شود؟ چون مقامات آمریکایی صراحتا اعتراف کرده‌اند که گروه تروریستی داعش را آنها ایجاد کرده‌اند.

امیرعبداللهیان: این موضوع هم توسط معاونت حقوقی و قوانین مجلس و هم معاونت بین الملل وزارت خارجه در دست پیگیری است.

در بخش پایانی گفت‌وگو؛ نظر کوتاه امیرعبداللهیان را درباره برخی مقامات داخلی جویا شدیم:

حاج قاسم سلیمانی: مرد صبور و مقاوم، سمبل مقاومت
محمدجواد ظریف: دیپلماتی پر تلاش.
علی لاریجانی: شخصیتی که با دلسوزی و با تلاش می‌خواهد کشور از بحران عبور کند.
علی شمخانی: در هر کسوتی که باشد خاطره بزرگ دوران دفاع مقدس و دوست داشتنی است.
علی اکبر ولایتی: کارکشته دیپلماسی
علی اکبر صالحی: مرد دوست داشتنی و یکی از بزرگترین دانشمندان جهان.

منبع: میزان

 اصلاح طلبان و نظریه پردازی برای اقتدارگرایی


دموکراسی همواره در معرض انحراف به سمت اقتدارگرایی و پوپولیست بوده و صاحبان قدرت و ثروت با عوام فریبی و شعبده بازی تبلیغات و رسانه ها، تلاش کرده اند تا قدرت را در اختیار گرفته و با لطایف الحیلی از دست بدست شدن آن جلوگیری نمایند.


سخن آشنا- دولت اعتدال در دور دوم خود علی رغم شعارها و وعده هایی که در آستانه انتخابات اردیبهشت ماه 1396 داده است، با ناکامی های متعددی ناشی از ناکارآمدی برنامه ها و مدیران خود مواجه گردیده است، به نحوی که این وضعیت صدای موافقین و همراهان دولت را نیز در آورده است. شرایط حاصله موجب شده تا سناریویی تبلیغاتی و بازی رسانه ای جدیدی توسط اتاق عملیات جنگ روانی این جریان طرحریزی شده و قلم بدستان وابسته برای توجیه وضع موجب دست به فرافکنی زده و انواع و اقسام مطالب برای انحراف در افکار عمومی تولید شود تا مردم عامل مشکلات کشور را نه در ناکارآمدی دولت، بلکه در جای دیگری جستجو نمایند.

از جمله این بازی های رسانه ای می توان به اظهارات سعید حجاریان اشاره کرد. وی که از جایگاه تئوریسینی برای اصلاح طلبان برخوردار است، به تازگی در یادداشتی با رندی همیشگی خود از زبان اصولگرایان سخن گفته و در تشریح وضعیت دولت روحانی در صورت وخیم شدن اوضاع و ناکامی در برجام چنین اظهار داشته است:

«در صورتی که وضعیت گفته شده تشدید شود، راست‌ها چهار سناریو پیش روی دولت روحانی قرار خواهند داد. اولین آنها پیشنهاد استعفاست؛ یعنی روحانی را به استعفا دلالت کنند. دومین سناریو، اعمال فشار است؛ و بر سر مسائل شخصی رییس‌جمهور مانور دهند. سپس بر مبنای عکس‌العمل روحانی حملات را تشدید کرده و از رییس‌جمهور مشروعیت‌زدایی و نهایتا وی را وادار به کناره‌گیری کنند. سناریوی سوم، طرح عدم کفایت روحانی است؛ به نظر اگر اکثریت مجلس تا پایان سال اوضاع را بحرانی ببینند و نتوانند در برابر فشار مردم تاب بیاورند و به این جمع‌بندی برسند که دولت توانایی حل بحران ندارد، لاجرم و شاید بنا به بعضی صحبت‌ها موضوع عدم کفایت را مطرح می‌کنند.آخرین سناریو از جنس پرونده‌سازی است؛ به این نحو که مجموعه عملکرد روحانی را رصد کنند و فی‌المثل بگویند رییس‌جمهور با اصحاب فتنه سر‌ و ‌سرّی داشته یا در موضوع برجام دو و سه با خارجی‌ها ارتباطی برقرار کرده است، لذا نمی‌تواند سکاندار قوه مجریه باشد.»

از سوی دیگر عبدالله ناصری عضو شورای مشورتی اصلاح‌ طلبان و فعال سیاسی اصلاح‌ طلب نیز به میدان آمده و دراین باره نوشته است: «یک جریان سیاسی خاص با توجه به شرایط فعلی کشور، راهبرد جدیدی را برای جلوگیری از اتمام دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی طراحی کرده است. طرح مباحثی همچون استعفا یا فشار سیاسی بر رییس‌جمهور در همین راستا طراحی و نقل محافل سیاسی و رسانه‌ای شده است.»

این ادعاها در حالی مطرح می‌گردد که مویدی برای آن مطرح نگردیده و چنین کلامی در اظهارات منتقدان دولت روحانی وجود ندارد. لذا بکارگیری تعابیری چون به استعفا رساندن، اعمال فشار، طرح عدم کفایت و پرونده‌سازی، بیش از آنکه حاکی از ذهن منتقدین بالاخص اصولگرایان باشد و مستحضر به مشاهدات میدانی و انضمامی گردد، گزارشی است از آنچه در ذهن اصلاح‌طلبان می‌گذرد! و ایشان تلاش دارند تا از بار ناکارآمدی دولت بکاهند و القاء تلاش مخالفین برای ضربه زدن به دولت در افکار عمومی انحراف ایجاد کنند!

اما آخرین بازی کلید خورده در قالب این سناریوی رسانه ای، یادداشتی است که نویسنده کم سواد روزنامه "جهان صنعت" با عنوان «کاش ریاست‌جمهوری روحانی دور سوم داشت» نوشته است و در آن مطالبی را بیان کرده که خواندن آن جالب توجه است! وی با اشاره به کاهش انگیزه رییس جمهور به عنوان عاملی برای عدم رسیدگی کامل به مشکلات کشور می نویسد: «به دلیل آنکه طبق قانون اساسی ما روسای جمهور نمی توانند بیش از دو دوره در این سمت انجام وظیفه کنند، همین امر در دوره دوم برای روسای جمهور به یک عامل ضدانگیزشی ناخودآگاه تبدیل می شود.»

وی علت باقی ماندن مشکلات کشور و عدم تلاش موثر دولت برای حل آن را در این عامل روانشناختی انگیزشی جستجو می کند و برای رفع این آن راهکاری حقوق پیشنهاد می دهد: «شاید به همین دلیل است که مشاهده میکنیم در کشورهایی همچون روسیه و ترکیه دوره خدمت ریاست جمهور به دو دوره محدود نمی شود و روسای جمهور تا زمانی که در میان اکثریت مردم محبوبیت دارند و می توانند رای اکثریت رای دهندگان را به دست آورند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند... از میان برداشتن این عامل روانی ضدانگیزشی تنها یک راه حل دارد و آن، اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری در جهت نامحدود کردن دوره های ریاست جمهوری و سپردن سرنوشت تعداد دوره های ریاست جمهوری هر رییس جمهور به تعداد آرایی است که در هر انتخابات می تواند به دست آورد. با تجربه های نه چندان موفقی که از چندین دوره انتخابات ریاست جمهوری در چهار دهه گذشته به دست آورده ایم اجرای چنین اصلاحاتی در قانون انتخابات ریاست جمهوری چه بسا گره کور بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ما را باز کند.»

چنین مواضع ناشیانه ای از جهات متعددی با شاخص های آنچه توسط جریان اصلاحات به عنوان الگو مطلوب کشورداری و توسعه سیاسی خوانده میشود در تعارض است! یکی از اصول کلیدی دموکراسی تحدید قدرت از طریق چرخش نخبگان می باشد و اینکه در نظام های دموکراتیک برای سمت ریاست جمهوری محدودیت زمانی گذاشته اند، نیز تضمینی قانونی برای تحدید این امر به حساب می آید. دموکراسی همواره در معرض انحراف به سمت پوپولیست بوده و صاحبان قدرت و ثروت با عوام فریبی و شعبده بازی تبلیغات و رسانه ها، تلاش میکنند تا قدرت را در اختیار بگیرند و با لطایف الحیلی از دست بدست شدن آن جلوگیری نمایند. این فرآیند بر آمده از خوی انحصارگرایی قدرت حکایت دارد و نمونه های فراوانی برای آن میتوان در تاریخ ارائه نمود. محدود کردن حقوقی و قانونی قدرت مهمترین مانعی است که میتواند از افتادن دموکراسی در پرتگاه پوپولیسم جلوگیری نماید.

جالب آن است که اصلاح طلبان سالیان سال همین استدلال ها را با ادبیات مختلف تکرار کرده اند و از آن به عنوان ابزاری برای هجمه به رقیب سیاسی خود بهره برده اند و ایشان را به اقتدارگرایی و پوپولیسم متهم نموده اند، اما امروز در برابر این اظهارات خلاف دموکراسی و روح قانون اساسی سکوت اختیار کرده اند. جا دارد که یادآور شویم این چنین اظهاراتی در این جریان دارای پیشینه بوده و سالیانی نه چندان دور عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت اصلاحات، خواستار تغییر قانون اساسی برای تداوم قدرت مرحوم هاشمی رفسنجانی رییس دولت پنجم و ششم شده بود!

این چنین اظهاراتی به خوبی آشکار می سازد که آنچه تحت عنوان نظریات سیاسی توسط این جریان مطرح می گردد، به ابزاری برای دستیابی به قدرت تبدیل شده است و آنگاه که شرایط دستیابی و تداوم قدرت به نحو دیگری اقتضا می کند، فرصت طلبانه تغییر موضع داده و از نظریات سیاسی خود صرف نظر می کنند! به واقع در پس نقاب اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی، اقتدارگرایانی پنهان شده اند که در بزنگاه های سیاسی چهره واقعی شان را عیان میسازند!

اردوگاه اصلاح طلبان مدتهای مدیدی است که از پارادوکس های متعددی رنج می برند و بازتاب آن در جامعه تبعات سنگینی برای آنان داشته است که از جمله این معضلات، نفوذ چهره هایی فرصت طلب است که اعتقادی به همان اصول نوشته و نانوشته اصلاح طلبی ندارند و مواضع آنان موجب عیان شدن چندگانگی این اردوگاه می گردد. راه چاره نیز معلوم است و آن مرزبندی با این جریان نفوذی است که تا به امروز تعلقات جناحی و عدم صداقت مانع انجام این اقدام شده است!

مهدی سعیدی

منبع:پایگاه بصیرت

آخرین مطالب