پر بازدیدترین مطالب

پایتخت در چنبره مدیریت قبیله ای


نجفی که از همان آغازین روز انتصابش به عنوان شهردار تهران توسط شورای شهر با تردید و ابهام بر مسند شهرداری تکیه زده بود، با گذشت ایام به این نتیجه رسید که توان این حجم کار در کلان شهری که باید روزانه امورات بیش از 12 میلیون نفر را رفع و رجوع کند را ندارد لذا از همان ماههای اول مسوولیتش ، زمزمه رفتنش بر سر زبانها افتاد.


سخن آشنا- هرچند همه روزهای هفته خوش یمن بوده و این قاعده که برخی روزها خوب و برخی دیگر نحس هستند ، سخن نادرست و غیر قابل قبول است اما بروز برخی حوادث در برخی روزها ، موجب نامگذاری آنها به روز" سیاه" شده است. جمعه سیاه، چهارشنبه سیاه و....آنچه امروز یکشنبه در پایتخت رخ داد شاید بتوان روزی سیاه را برای آن نام نهاد. نجفی که از همان آغازین روز انتصابش به عنوان شهردار تهران توسط شورای شهر با تردید و ابهام بر مسند شهرداری تکیه زده بود، با گذشت ایام به این نتیجه رسید که توان این حجم کار در کلان شهری که باید روزانه امورات بیش از 12 میلیون نفر را رفع و رجوع کند را ندارد لذا از همان ماههای اول مسوولیتش ، زمزمه رفتنش بر سر زبانها افتاد. پیشتر کسانی که با نجفی نزدیک بودند بارها گفته بودند دوره مسوولیت او بسیار کوتاه خواهد بود و نجفی با بیماری که دارد قادر بر ادامه مسوولیت تا پایان حداقل یک دوره چهارساله نیست.

تقریبا در هر دو جریان سیاسی( اصولگرا و بخش هایی از اصلاح طلب ها) دو اتفاق را پیش بینی میکردند و معتقد بودند نجفی یا با استعفا از مسوولیت شهرداری کنار خواهد رفت یا شورای شهر عذر او را خواسته و سکان شهرداری را به شخص دیگری خواهد سپرد. نهایتا گزینه اول رقم خورد و نجفی هم بصورت مکتوب استعفای خود را به شورا اعلام کرد و هم در مصاحبه ، دلیل استعفای خود را بیماری جدید و ضرورت بستری شدن برای درمان طولانی خود اعلام کرد. اما این شورای شهر است یا بهتر است گفته شود مسوولین جریان اصلاحات هستند که باید تصمیم بگیرند که نجفی بماند یا برود.اصرار اعضای شورای شهر مبنی بر ماندن نجفی به این معناست که یا او دروغ می گوید که بیمار است و اعضای شورا از پشت پرده این دروغ و از نیتش دروغ گفتنش آگاه هستند یا بر بیمای جدید او آگاه بوده ولی برای اینکه از انتخاب اولیه نجفی به عنوان شهردار دفاع کرده باشند و به افکار عمومی گفته باشند که دچار چنین خبطی نشده اند و یک سال پایتخت را در امر مدیریت شهری معطل نکرده اند ، و یا حتی به جهت وجود برخی امتیازات و منافع احتمالی حاضر به اصلاح روند گذشته و قبول استعفای او نشده اند.اینکه خانم اعظم نوری به نجفی می گوید بیماری شما چندان هم مهم نیست و عمل می کنید خوب می شوید و برخی رجال این کشور بیماری شما را داشتند و عمل کردند و خوب شدند ، نشان می دهد اعضای شورای شهر تهران دقیقا میدانند بیماری نجفی چیست ولی چرا با وجود این اطلاع اصرار بر ماندن او در مسند شهرداری دارند، نکات گفتنی زیادی دارد که از آن جمله به چند نکته اشاره می شود:

1-اصلاح طلبان تاکنون نشان داده اند مدیریت آنها یک مدیریت قبیله ای است و مسوولیت ها را بر اساس رتبه افراد در حزب یا گروه تقسیم می کنند.تفاوتی هم نمی کند که مثل شورای اول تماما از افراد شاخص سیاسی کشور باشند یا مثل شورای کنونی از افراد ناشناخته باشند و بنا بر تصمیم حزبی وارد شورا شده باشند. مهم آن است که تصمیمی در راس قبیله گرفته می شود و دیگران باید تبعیت کنند.هر چند تجربه شورای اول نشان داد که این تصمیمات دیکته شده تا یک جا می تواند جواب دهد و تمرد از دستورات دیکته ای سرانجام محکوم به شکست است.

نمیدانیم این چه سرنوشتی است که در دو مقطع که اصلاح طلبان سکان شورای شهر را در اختیار دارند دو اتفاق نادر می افتد که شورا را با چالش جدی مواجه می کند. در شورای اول شهر تهران آنچنان اختلافات بین اعضای شورا ریشه دار شده بود که در یکسال آخر ، شاهد تخته شدن در شورای شهر بودیم. در این شورا هم وقتی از 21 عضو شورا که همگی بدون استثنا اصلاح طلب هستند ، 16 نفراستعفای نجفی را رد و اصرار بر ابقای او دارند بدان مفهوم است که در درون همین شورا نیز اختلافات مبنایی است و از این سورنا در آینده آوای خوشی به گوش نخواهد رسید.

باید به انتظار نشست و دید آیا از درون همین شورا هم فردی همچون عطریانفر که در زمان ریاست او، شورای اول تعطیل شد و او شورای اول را در جمع شاخه جوانان حزب مشارکت در قزوین، به آکواریونی تشبیه کرد که 15 نهنگ ( اعضای شورای شهر در سال 1377) ، را داخل یک آکواریون نگه داشته بودندو این آکواریون گنجایش افرادی همچون عبدالله نوری را نداشت و فقط براساس آنکه هیچ پستی در نظام در اختیار رقیب قرار نگیرد، چنین تصمیمی از مسوولین حزبی دیکته شده بود، آیا شورای پنجم در اختیار آنها نیز در نهایت با تصمیمی که در باره ماندن نجفی گرفتند ، با چالش جدی مواجه نخواهد شد.برای اصلاح طلبان خیلی بد است که شعار نهاد های مردمی را سر می دهند ولی در زمان قرار گرفتن بر جایگاههای مردمی این نظام به جهت نگاه قبیله به مدیریت، منافع مردم را بر امیال حزبی خود ترجیح می دهند و سرنوشت شهروندان شهری مثل تهران را دستخوش مطامع حزبی خود قرار می دهند.

2-اصرار بر ماندن نجفی با علم بر بیماری و ناکارمدی وی، می تواند ناشی از یک رقابت درون گروهی در میان اصلاح طلبان باشد. آنها بدرستی می دانند اگر قرار باشد نجفی برود باید سراغ گزینه محسن هاشمی بروند و محسن هاشمی به جهت مقبولیت نسبی که در نظام دارد ، ضمن اینکه فضا را برای بدنه مدیریتی شهرداری باز می کند ، می تواند تا حدودی مانع یکه تازی جریان اصلاحات در شهرداری شود.و از طرف دیگر با رفتن محسن هاشمی از شورای شهر ، نفر آخر لیست شورا که چمران است به شورا وارد می شود . هرچند چمران اعلام کرده او به شورای پنجم باز نخواهد گشت ولی از آنجاکه نفرات بعدی از لیست اصولگراها هستند و اصلاح طلبان به کمتر از هیچ برای اصولگراها قانع نیستند، به هیچ وجه مایل نیستند یک اصولگرا در جلسات شورا حاضر بوده و از کم و کیف اتفاقات شورا مطلع شود.

3-رفتار اصلاح طلبان در نپذیرفتن استعفای نجفی یعنی فلج شدن شهر تهران چراکه همه به روند موجود معترض هستند . اکنون شهری که شهردارش اصرار بر رفتن و دیگران اصرار بر ماندن او دارند چگونه می تواند چالشهای شهری را مرتفع و حقوق شهروندان رااعاده کند. هر چند بسیاری را این اعتقاد است تفاوتی نمی کند که نجفی در تخت بیمارستان باشد یا در پشت میز خود نشسته باشد .وقتی قرار است شهری با یک شهردار بیمار و کار چند ساعته اداری امورات خود را سپری کند فرقی نمی کند که شهردار آن به صورت نیم بند و مدیریت از راه دور شهر را اداره کند یا حضور فیزیکی بدون کارکرد لازم در محل خدمت خویش باشد.

در هر صورت ، شورای پنجم هم نشان داد همچون شورای اول مرجع چالش آفرینی است و باید دست مریزاد به سه دوره شورای تحت مدیریت اصولگراها گفت که در عین همراه بودن تعدادی اصلاح طلب در شورا آنچنان شهر تهران را مدیریت کردند که در طول 12 سال پیوسته ، شهر تهران و شهردار آن در اداره چنین کلان شهری کمترین چالش مدیریتی را داشتند.
منبع:فارس

آخرین مطالب