پر بازدیدترین مطالب

«اتیوپی‌نمایی» از ایران به بهانه بزرگداشت شهید بهشتی!/ «نقاشی زنان و مردان برهنه» از نظر وزارت ارشاد ترویج فحشا نیست



نبود برجام سبب بداخلاقی و مشکلات کارگری سبب خودکشی می‌شود!

سخن آشنا - «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. شنبه تا چهارشنبه ساعت ۷:۳۰ با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

«اِتیوپی‌نمایی» از ایران به بهانه بزرگداشت شهید بهشتی!


به تازگی نشستی با حضور علیرضا بهشتی از فعالان اصلاح‌طلب و فرشاد مؤمنی از چهره‌های اقتصاددان برای بزرگداشت شهید بهشتی و رونمایی از یک کتاب مربوط به ایشان برگزار شده است.

آنطور که سایت جماران گزارش می‌دهد فرشاد مؤمنی در این نشست گفته است:

«ما از موازین و بنیان های اولیه انقلاب عدول کرده ایم و دچار این بحران ها شده ایم. به ویژه در حیطه اقتصادی دور زدن قانون اساسی باعث گرفتاری به این بحران ها شده است. اگر به همان موازین برگردیم می توانیم یک جامعه با عزت بسازیم.»

پس از او، علیرضا بهشتی که سابقه دستگیری در سال 88 را نیز دارد اظهار می‌کند:

"به نظر می رسد ما امروز با دو پارادایم یا دو جنبش برداشته از دو پارادایم مواجه هستیم که از سال 88 یا دی ماه 96 برجسته شده؛ یکی «آزادی خواهی» و دیگری «نان» است. یکی از سؤال‌های اساسی این است که چطور می توان بین این دو را پیوند زد؟ آنچه می تواند بین این دو پیوند بزند یک جنبش عدالت خواهانه است. اگر اصلاح طلبی بخواهد خود را نجات دهد باید نگاهش به عدالت اجتماعی باشد."

او همچنین در این نشست می‌گوید: اگر به کسانی ظلم شده اقتدار نظام به این است که از آنها عذرخواهی کند.[1]

*دقیقا مشخص نیست بیماری «سیاه‌نمایی» از کِی و کجا به برخی سیاسیون اصلاح‌طلب تزریق شده است!؟

پر واضح آنکه اگر از آقایان بهشتی و مؤمنی پرسیده شود «منظور شما از بحران چیست؟» نمی‌توانند منظور دقیقی را بیان کنند و یا شاید ممکن است به چیزی مثل بیکاری اشاره کنند!

این در حالیست که مشخص نیست این افراد نمی‌دانند یا نمی‌گویند که نرخ بیکاری 12 درصدی فعلی ایران نه تنها از بسیاری از کشورهای جهان از جمله از اسپانیا و یونان نیز با فاصله کمتر است بلکه بیکاری در ایران طی 7 سال گذشته به میزان 2 درصد کاهش یافته و همین نرخ فعلی نیز به گواه وزیر کار مبنی بر وجود 100 هزار شغل بلامتقاضی [2]، هرگز یک بیکاری بحرانی محسوب نمی‌شود.

بحران‌نمایی اشاره شده و تأکید بر چیزهایی مثل قرار داشتن ایران در «شرایط ته درّه»، «دوگانه نان و آزادی» و «گرسنه بودن مردم ایران» در حالیست که مثلا محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت تأکید دارد سیاه‌نمایان نه تنها به دشمن گِرا می‌دهند بلکه دشمنان دولت هستند! [3]

درباره ماجرای عذرخواهی که بهشتی به آن اشاره دارد نیز لازم به توضیح است که این تئوری نخستین بار در حوالی یکسال پس از فتنه سال 88 توسط لیدر اصلاح‌طلبان بر زبان آورده شد اما انتقادات زیادی علیه آن شکل گرفت.

خاصّه آنکه محرز است کسی که بر وجود تقلّب اصرار داشته و اکنون، خود نیز به عدم وقوع آن اعتراف دارد باید عذرخواهی کند نه حکومتی که برای امنیت مردم دست به اقدامات تأمینی زده است.

گفتنیست، برخی محافل تحلیلی معتقدند عزم راسخ جریان سیاسی خاص برای سیاه‌نمایی از اوضاع ایران و نامیبیا و اتیوپی‌نمایی از ایران! صرفا به منظور سر و شکل دادن به یک اغتشاش بزرگ و یک اعتراض ظالمانه علیه نظام اسلامی است.

اعتراضی خیابانی که همچون اغتشاشات دیماه 96 به بهانه بیکاری و نان شکل بگیرد اما بلافاصله در آن پرچم نظام اسلامی سوزانده شود و حرکتش علیه اصل نظام باشد.

جالب آنکه به گواه آمار رسمی، عمده و اکثریت حاضران در اغتشاشات 96 شاغل بوده‌اند، دغدغه نان شب نداشته‌اند و اکثر شعارهای آنها نیز شعارهای سیاسی بوده است نه اقتصادی!

***

«نقاشی زنان و مردان برهنه» از نظر وزارت ارشاد ترویج فحشا نیست


به تازگی یک نمایشگاه نقاشی در یکی از گالری‌های تهران برپا شده است که برخی آثار آن شامل فیگورها، زنان و مردانی است که برهنه هستند.

پس از شکل‌گیری انتقاداتی از به نمایش گذاشته شدن این آثار، مجید ملانوروزی مدیرکل هنرهای تجسمی وزارت ارشاد به مهر گفته است: من نقاشی‌های دنیا رستمی را که در قالب نمایشگاه «قاراچوخا اویان» در گالری ماه روی دیوار رفت اروتیک نمی دانم و نوع کار، طراحی و رنگ آمیزی کارها، روایی است نه اروتیک!

وی در پاسخ به اینکه آیا شما پوشش شخصیت ها در نقاشی‌های مذکور را مناسب می دانید، بیان کرد:

اینکه نقاشی ها پوشش مناسب ندارند بحث دیگری است که ما به آن می پردازیم. از طرف دیگر ممکن است کاری برهنه باشد اما اروتیک نباشد و ممکن است کاری غیر برهنه باشد، اما اروتیک محسوب شود. بنابراین من نقاشی های دنیا رستمی را به عنوان کاری مستهجن، جنسی و مروج فحشا قلمداد نمی کنم، اما ممکن است کاری ناهنجار به حساب بیاید.

ملانوروزی در عین حال می‌گوید: البته از گالری ماه خواستیم تا آثار فیگوراتیو این هنرمند را از نمایشگاه جمع کنند و خودم نیز به تماشای این نمایشگاه می‌روم تا اقدامات لازم را صورت دهم.[4]

در همین حال، مدیر نمایشگاهی که آثار این خانم را به نمایش گذاشته نیز به شرق گفته است:

«ما باید حامی هنرمندان جوان باشیم. اتفاقا خود من در این زمینه‌ها وسواس دارم تا انتشار آثار اخلاقیات جامعه را هدف قرار ندهد. به‌همین‌دلیل من که آدم خونسردی هستم، از زمانی که چنین گزارشی منتشر شد، به طور مستقیم مورد فشار قرار گرفته‌ام...به نظرم بهترین پاسخ را آقای ملانوروزی داده‌اند. اینکه ممکن است کاری برهنه باشد؛ اما اروتیک نباشد و ممکن است کاری غیربرهنه باشد؛ اما اروتیک محسوب شود.»[5]

*امر مسلّم آنست که نمی‌توان منطق و عقلانیت را در پشت عباراتی مثل «هنرمندان جوان»، «ممکن است برهنه باشد ولی اروتیک نباشد» و... پنهان کرد.

و منطق و عقل حکم می‌کند که هنر نیز باید حاوی تحفّظاتی باشد و گرنه هنر نیست.

کما اینکه برخی هنرمندان غربی نیز اگرچه بنا به محتوای فرهنگی و دینی خود مثلا اقدام به نقاشی از مردان و زنان برهنه می‌کنند اما همان هنرمندان نیز به اندازه معاون محترم وزارت ارشاد، به اندازه نقاش اشاره شده و به اندازه مدیر گالری که این آثار را نمایش داده دچار این وسعت نگاه عجیب نیستند که هر کاری که بشر متشبّث و مشهور به انجام آن است را تجسم کرده و نقاشی کنند!

از طرفی معاون وزارت ارشاد باید توضیح بدهد که اگر نقاشی زنان و مردان برهنه (که موارد آن این روزها به وفور مشاهده می‌شود) لزوما اشکالی ندارد! آوازخوانی بانوان در نزد مردان اشکالی ندارد و گالری‌های پایتخت جای همه نوع هنر تجسمی هست غیر از هنر انقلابی و متعهد؛ پس فرق این وزارت ارشاد با وزارت فرهنگ در دوران رژیم طاغوت در چیست!؟

البته این سؤال عوامانه اما درست نیز در اینجا خودنمایی می‌کند که مدیران وزارت ارشاد آیا حاضرند همراه با خانواده‌های خود به تماشای چنین نمایشگاه‌هایی بروند یا این چیزها فقط تجویز شده برای مردم است!؟

ضمن اینکه مشخص نیست آیت‌الله زادگی وزیر محترم ارشاد چگونه اجازه طرح چنین سخنان و مواضع غلطی را می‌دهد!؟

گفتنیست، پیش از این و حوالی 2 سال قبل بود که نمایشگاه عکس ژست‌های یک پیرمرد لخت در حمام که به مناسبت روز پدر در یکی از گالری‌ها برگزار شده بود نیز انتقادات زیادی را متوجه وزارت ارشاد دولت روحانی کرد. [6]

در ادامه 2 تصویر از نقاشی‌های اشاره شده در نمایشگاه پر حاشیه مذکور را مشاهده می‌کنید:

 

***

نبود برجام سبب بداخلاقی و مشکلات کارگری سبب خودکشی می‌شود!


فردی به نام فرشاد اسماعیلی که خبرگزاری ایلنا وی را «پژوهشگر کارگری» معرفی کرده به تازگی در مصاحبه با این خبرگزاری ضمن غلط خواندن «خصوصی‌سازی» گفته است:

«در فقدان راه‌حل جمعی، کارگران این منطقه (اراک) تنها می‌توانند از طریق اضافه‌کاری، شغل دوم و دریافت تسهیلات از بانک؛ مطالبات معوقه خود را جبران کنند. اضافه‌کاری تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که دستمزدی وجود داشته ‌باشد. در گرفتن تسهیلات، سیستم بانکی نیاز به معرفی‌نامه دارد وقتی بانک می‌داند که فرد نمی‌تواند گواهی کسر از حقوق با خود همراه داشته باشد و دیگران نیز راغب به ضامن شدن برای این گروه از کارگران به دلیل وضعیت پرداختی کارخانه‌ها نیستند، طبعا از پرداخت تسهیلات به آنها خودداری می‌کند. در چنین وضعیتی که احقاق حق‌ها به شکل جمعی هزینه‌بردار شده و منجر به در خطر افتادن همین امنیت نیم‌بند شغلی شده و تمام راه‌های فردی کارگر برای امرار معاش بسته می‌شود، خشونت علیه خود به امری طبیعی و رایج بدل می‌شود.»

او همچنین افزوده است:

از دل خشونت‌های ساختاری و فرهنگی علیه کارگران، در زمانی که راه‌های احقاق حق جمعی و جبران خسارات فردی ممتنع می‌شود، خشونت فیزیکی به وجود می‌آید. به‌عنوان مثال اقدام به خودکشی یا خودسوزی‌ در میان کارگران مناطق مختلف را می‌توان نمونه‌های عینی برای آن دانست.

در بخش دیگری از صحبت‌های این فرد نیز می‌خوانیم:

ما نمی‌توانیم همه را گردن تحریم‌ها بیندازیم. زمانی که تولیدات آذرآب، واگن‌سازی، هپکو هیچ حمایتی برای تقویت صادرات نشدند، سیاست‌های غیررسمی رانتی واردات در ایران؛ این شرکت‌ها را زمین زد که در نتیجه آن کارگر یا اسیر تعدیل نیرو شد یا در نبود تشکل و نماینده واقعی، بر اثر معوقات دستمزد در نهایت دست به خشونت فردی علیه خود زد.[7]

در همین حال، فردی به نام محمود جامساز نیز با عنوان اقتصاددان با روزنامه اصلاح‌طلب آرمان امروز مصاحبه کرده و درباره فرجام برجام و توافق ترامپ با کره شمالی گفته است:

در آینده نزدیک درپی توافقنامه‌ای که اخیرا ترامپ با آقای اون رهبر کره شمالی امضا کرده، فشار سیاسی و اقتصادی بر ایران مضاعف خواهد کرد و یک مقدار وضعیت ایران مشکل‌تر خواهد شد و از منظر روابط بین‌الملل، اروپا هم به دلیل اینکه منافع بسیار زیادی با آمریکا دارد، به رغم مقاومت های کنونی‌اش در حفظ برجام نرمش نشان می‌دهد و تحریم‌های ایران شدت یافته و ایران بیشتر در انزوا قرار می‌گیرد و نتیجه این می‌شود که قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند، گرانی‌ها استمرار می‌یابد و بداخلاقی‌های مردم هم در زمینه نقض حقوق همدیگر تشدید می‌شود.[8]

*طبعا کسی در کشور قصد انکار برخی مشکلات ناشی از سوء مدیریت را ندارد اما بند زدن قیاسات عجیب به این مشکلات و ربط دادن رفتارهای غلط به مشکلات روزمره یک کشور و قشرهای مختلف آن، کار منطقی‌ای به نظر نمی‌رسد.

کشورهای رکورددار در زمینه خودکشی کارگران، در زمینه خشونت پلیس و کشورهایی که در آنها جرائم مردمی زیادند کشورهای مشخصی هستند و برخی افراد وابسته به یک جریان سیاسی خاص و رسانه‌های آنها (که البته ید طولایی در توهین به مردم ایران دارند) نبایستی به بهانه چند مشکل، ایران اسلامی را با این کشورها دچار این‌همانی کنند.

از کسی که مدعی خودکشی بعنوان تنها راه مانده برای کارگران دچار مشکل است باید پرسید که آیا می‌داند ایران اسلامی به مدد همت و ایثار کارگران متعهد خود امروز در جایگاه هجدهمین اقتصاد جهان است؟ او همچنین چرا در صحبت‌هایش هیچ عقلانیتی برای یک کارگر قائل نیست و از طرفی توضیح نمی‌دهد که مشکلات آن کارگر و خانواده‌اش با کار قبیحی مثل خودکشی بیشتر می‌شود یا کمتر!؟

و از کسی که مدعی بداخلاق شدن مردم پس از شکست رسمی برجام می‌شود نیز می‌توان این سؤال را مطرح کرد که چرا در طول 40 سال گذشته که خبری از برجام روحانی نبوده، روند امنیت ایران رو به تزاید بوده، دعواها و خشونت خیابانی کمتر شده، مردم صدقات بیشتری را به کمیته امداد پرداخت کرده‌اند و رسوم زیبایی مثل دیوار مهربانی، غذای صلواتی، کتاب رایگان، گروه‌های جهادی، تشکل‌های خیریه دانشجویی و... در ایران رواج بیشتری یافته‌اند!؟

در اینجا لازم به توضیح است که اگرچه این سخنان محفلی مشعشع و تزهای غلط آنقدر با موانع منطقی همراه است که ذهن عمومی جامعه با آن درگیر نمی‌شود اما تقلّا برای ترویج این حرف‌ها یقینا به مثابه یک هیزم برای اعتراض ظالمانه و طرح نهایی جریان خاص برای جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌شود...
منبع:مشرق

به مناسبت روز تبلیغ و اطلاع رسانی دینی؛ در نسبت دیانت و سیاست...


اسلام علاوه بر اینکه برای ساختار سیاسی شکل خاصی را پیشنهاد کرده، برای مدل حکومت و احکامی‌ که باید اجرا شوند نیز پیشنهادهایی را ارائه کرده است. اما به چه دلیلی وحی و دین باید در اداره‌ی جامعه حضور داشته باشند و میزان دخالت دین در اداره‌ی جامعه تا چه حدی است و این حد از کجا و به‌وسیله ی چه کسی مشخص می‌شود؟


سخن آشنا-  حکومت دینی را می‌توان قدرت سازمان‌یافته‌ای در جامعه تعریف کرد که در راستای ایجاد امنیت، تأمین معیشت و زمینه‌سازی برای ارتقاء و تعالی مردم تشکیل می‌شود. چنانچه حکومتی چنین اهدافی را دنبال کند، خودبه‌خود مبنای فکری حکومت در رسیدن به این اهداف، در عملکرد و نحوه ی تعامل آن با جهان بیرون و دنیای خارج اثرگذار خواهد بود.

مبنای فکری حکومت، که مطابق تعریف توجیه‌کننده ی کارهای آن است، می‌تواند دو منشأ داشته باشد: منشأ وحیانی یا آموزه‌های بشری و سکولار. بنابراین می‌توان دو نوع حکومت دینی و سکولار را ترسیم کرد.

حکومت دینی حکومتی است که مرجعیت دین را می‌پذیرد و سه کارکردِ تدوین قانون، اجرای قانون و قضاوت در مورد قوانین را، هم در وضع قانون و هم در اجرا دارد؛ اما در حکومت سکولار، دین در حوزه ی مسائل اجتماعی فاقد نقش است. حکومت دینی در واقع به سمت ارزش‌های دینی و الهی حرکت می‌کند و مرجعیت دین را در سه ساحت ذکرشده عملیاتی می سازد. فلسفه ی عملی حکومت دینی حرکت کردن به سمت ارزش‌های الهی و دینی است و در عین‌ حال، به خواسته‌های دنیوی انسان نیز توجه دارد.

مشروعیت به معنای توجیه عقلانی اعمال و کارهای حکومت است. این توجیه عقلانی که مبنای رفتار حاکمیت و مورد پذیرش مردم است، در فلسفه ی سیاسی «مقبولیت» نامیده می‌شود. مشروعیت نشان می‌دهد که مبنای گروه حاکم چیست و به چه دلیلی دستورهای الزام‌آور صادر می‌کنند و به چه دلیل می‌تواند قانون وضع نماید.

علت پیروی مردم از حکومت دینی این‌گونه توجیه می‌شود که با توجه به اینکه خداوند مالک و خالق بشر است، خودبه‌خود بالاترین حق حاکمیت از آنِ خداوند خواهد بود؛ حقیقتی که قانون اساسی به آن تصریح کرده است. این قانون بیان می‌دارد که حاکمیت مطلق از آنِ خداوند است و او انسان را بر سرنوشت خویش حاکم کرده است و دیگران نمی‌توانند این حق خدادادی را از انسان سلب کنند.

دین اسلام درباره ی مسائل اجتماعی و سیاسی طرح دارد و با بیان موارد کلی، جهت‌گیری‌های حاکمیت را مشخص نموده است. اسلام، علاوه بر اینکه برای ساختار سیاسی شکل خاصی را پیشنهاد کرده، برای مدل حکومت و احکامی‌ که باید اجرا شوند نیز پیشنهادهایی را ارائه کرده است.

پرسش مهمی ‌که مطرح است این است که آیا قلمرو دین عرصه حکومت را هم دربرمی‌گیرد؟ پاسخ این پرسش به قلمروشناسی دین بستگی دارد. در اینجا سه رویکرد وجود دارد: رویکردی که قائل به قلمرو حداقلی است و رویکردی که قلمرو حداکثری را می‌پذیرد و رویکردی که اعتدالی است.

قلمرو حداقلی دیدگاه امثال دکتر سروش است که بر این باورند که دین برای آخرت نازل شده و مدیریت سیاسی را برعهده ی بشر گذاشته است. این افراد دو دلیل را بر صحت ادعای خود می‌آورند. یکی اینکه باید گوهر دین را شناخت. به باور وی، با شناخت گوهر دین درمی‌یابیم که دین درباره ی امور سیاسی و مدیریت جامعه نظری ندارد.

نکته ی دیگر این است که دین نیازهای اصیل را برآورده می‌کند؛ نیازهایی که در جای دیگری برآورده نمی‌شود و منظور از این نیازها، نیازهای روانی است. با در نظر گرفتن این دو دلیل، به این نتیجه می‌رسیم که اسلام برای اداره ی جامعه هیچ طرح و برنامه‌ای ندارد. گوهر دین این است که انسان خوبی باشیم و به‌عبارتی گوهر دین اخلاق است و اخلاق هم امری فردی است.

در واقع لُب سخن وی این است که شناخت گوهر دین و نیازهای اصیل فرد به ما نشان می‌دهد که دین برای مسائل اجتماعی طرحی ندارد، بلکه نیاز ما به پرستش را برطرف می‌کند. پیروان این طرز نگاه اعتقاد دارند که گوهر دین امر اخلاقی است و امر اخلاقی هم فردی است و حوزه ی اجتماع را شامل نمی‌شود. وی سپس مصادیقی اخلاقی را ذکر می‌کند که مطابق با آن‌ها انسان باید به دیگران احترام بگذارند و مواردی از این دست.

حال آنکه دین نمی‌خواهد صرفاً اخلاق را به ما معرفی کند، بلکه دین راه رسیدن به این امور را برای ما معلوم می‌کند. پسندیده بودن اخلاق را هرکسی درک می‌کند، دین چگونه خوب بودن را نشان می‌دهد و راه و روش بندگی خداوند را به انسان می‌آموزد. بنابراین گوهر دین غایت دین است و راه رسیدن به گوهر اسلام، عمل به آموزه‌های آن است. چنانچه بخواهیم گوهر دین را به‌درستی درک کنیم، راهی نداریم جز آنکه به همه ی دستورهای دین عمل کنیم. یکی از این دستورها حاکم کردن دین بر جامعه است.

گوهر دین غایت دین است و راه رسیدن به گوهر اسلام، عمل به آموزه‌های آن است. چنانچه بخواهیم گوهر دین را به‌درستی درک کنیم، راهی نداریم جز آنکه به همه ی دستورهای دین عمل کنیم. یکی از این دستورها حاکم کردن دین بر جامعه است.

شبهه ی دیگری که مطرح می‌شود این است که دین فقط نیازهای روانی را برآورده می‌کند. البته نیازهایی که در جای دیگر برآورده نمی‌شود. در ادامه‌ی این شبهه می‌آید که در مسائل سیاسی و اجتماعی می‌توان از عقل و تجربه استفاده کرد. در پاسخ باید گفت این تصور که عقل در سایر ساحت‌ها نیاز ما را برطرف می‌کند، درست نیست.

تعارضات فراوانی بین طرفداران عقل وجود دارد و هنوز تعریف دقیقی از عقل ارائه نشده است. عقل چنین توانایی را ندارد که انسان را به سمت کمال ببرد؛ چراکه محدودیت‌هایی دارد که فقط دین می‌تواند آن‌ها را برطرف کند. در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز این قضیه برقرار است.

تجربه نشان داده است که اگر جامعه‌ای بخواهد به سمت تعالی و پیشرفت حرکت کند، نیازمند ایمان و عقل در کنار همدیگر است. دین تمام ابزارهای حس و تجربه و عقل را به رسمیت می‌شناسد، اما در حیطه ی خود، یعنی هرکدام دارای محدودیت‌هایی هستند که راه‌ برطرف کردن آن محدودیت‌ها، ارتباط با منبعی به نام وحی و دین است.

تجربه نشان داده است که اگر جامعه‌ای بخواهد به سمت تعالی و پیشرفت حرکت کند، نیازمند ایمان و عقل در کنار همدیگر است. دین تمام ابزارهای حس و تجربه و عقل را به رسمیت می‌شناسد، اما در حیطه ی خود، یعنی هرکدام دارای محدودیت‌هایی هستند که راه‌ برطرف کردن آن محدودیت‌ها، ارتباط با منبعی به نام وحی و دین است.

عقل به‌تنهایی نمی‌تواند بر همه ی عرصه‌های انسانی احاطه داشته باشد. پس عقل در عین حال که توانایی‌های فراوان و انکارناپذیر دارد، دارای محدودیت‌هایی است که دین آن را برطرف می‌کند. این محدودیت‌ها در ساحت‌های مختلف زندگی قابل شناسایی است. یکی از آن‌ها، حکومت و مدیریت اجتماع است.

علاوه بر این موارد، این سخن که دین نیازهای اصیل روانی را برطرف می‌کند، دارای ابهام است. منظور از نیازهای اصیل روانی چیست؟ چه چیزی سبب می‌شود چیزی اصیل و دیگری غیراصیل تلقی شود؟ آیا برطرف کردن همه ی نیازهای روانی کار صحیحی است؟ علاوه بر این، باید نیازها از طریق خاص خود برطرف شود، نه اینکه از هر مسیری آن را برطرف کرد.

نیازهای روحی هم مثل نیازهای جسمی راه‌های خاص خود را دارند و برای برطرف کردن آن‌ها، نباید به هر راهی متمسک شد. برای شناخت نیازهای اصیل، در ابتدا باید انسان را شناخت و اگر بخواهیم انسان را بشناسیم، دو بُعد مادی و روحی او را باید در نظر بگیریم. کوتاه سخن آنکه انسان و شناسایی نیازهای چندضلعی و پیچیده‌ی وی، مقوله‌ای است که به‌راحتی نمی‌توان از عهده ی شناخت آن برآمد؛ چراکه متوقف بر انسان‌شناسی است.

با در نظر گرفتن این مطالب، می‌توان به این امر و قضاوت علمی رهنمون شد که قلمرو دین نمی‌تواند حداقلی باشد؛ زیرا در هر دو منبعِ تجربه و عقل، محدودیت‌هایی وجود دارد که باید این محدودیت‌ها توسط دین تکمیل شود. البته دیدگاه حداکثری فارغ از دقت در چند و چون رویکرد به دین و مخالف با عقل نیز پذیرفتنی نیست.

برمبنای این دیدگاه، انسان نیازی به اندیشه ی بشری ندارد. این دیدگاه را نمی‌توان صحیح دانست، زیرا دین مکمل عقل بشر است و نفی‌کننده ی عقل نیست. در روایات نیز از عقل به‌عنوان حجت درونی یاد شده است.1 اگر دین عقل را حجت می‌داند، روش استفاده از آن را نیز برای ما بیان کرده است. دیدگاه مورد قبول اسلام این است که هم باید از عقل استفاده کرد و هم از وحی و هر دو مکمل یکدیگر هستند.

آنچه آمد توضیح نیاز به امری فراتر از عقل بود. اکنون در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که به چه دلیلی وحی و دین باید در اداره ی جامعه حضور داشته باشند و میزان دخالت دین در اداره‌ی جامعه تا چه حدی است و این حد از کجا و به‌وسیله‌ی چه کسی مشخص می‌شود؟ برای روشن شدن این موضوع باید چند نکته را مورد توجه داشت.

انسان سرمایه‌های مادی و معنوی‌ای دارد که توانایی به فعلیت رساندن همه ی آن‌ها را ندارد و از سوی دیگر، باید در این دنیا با رفتارهای خود به کمال دست پیدا کند. اگر این دو موقعیت را برای آدمی پذیرفتیم، به این نتیجه می‌رسیم که مدیریت زندگی باید به‌گونه‌ای باشد که فرد را به این هدف برساند. چنین شرایطی زمانی به دست می‌آید و جامه‌ی تحقق به تن می پوشد که یک انسان‌شناس آگاه، که بر تمام ابعاد فردی و اجتماعی انسان تسلط دارد، برنامه‌ای برای زندگی طرح‌ریزی کند. دین چنین دانشی را برای ما فراهم می‌آورد و وحی خبر از دستورات کسی می‌آورد که انسان را به‌دقت و به‌تمامت می‌شناسد.

نهادهای مختلفی بر انسان اثرگذار هستند، مثل نهاد خانواده، رسانه، تعلیم و تربیت، حکومت و نهادهای بین‌المللی. این نهادها در ساختن فرهنگ جامعه اثرگذار هستند. روان‌شناسان معتقدند که انسان دارای ابعاد مختلفی است که با هم تعامل دارند و برآیند آن‌هاست که منجر به رفتار می‌شود.

علاوه بر این، انسان از محیط هم اثر می‌پذیرد. محیط همان تعامل فرد با جامعه است که به‌تدریج اندیشه ها و گرایش‌های بشر را شکل می‌دهد و در تعامل فرد با جامعه ساخته می‌شود. اگر انسان در ارتباط با نهادهای مختلف ساخته می‌شود، اسلام باید برای همه ی این نهادها برنامه داشته باشد و نمی‌تواند نسبت به آن‌ها بی‌توجه باشد. در این میان، نهاد سیاست از مهم‌ترین نهادهای مؤثر بر جامعه است، زیرا سایر نهادها از آن تأثیر می‌پذیرند. لذا اسلام نه‌ تنها نمی‌تواند درباره ی تشکیل حکومت، نظری خنثی داشته باشد، بلکه باید به این نهاد بیش از سایر نهادها توجه نشان دهد.

مطابق دیدگاه اسلام، همان‌طور که جامعه‌شناسان و متفکران علوم سیاسی نیز چنین نظری دارند، نهاد سیاست یکی از مهم‌ترین نهاد‌های شکل‌دهنده ی فکر و شاکله ی انسان است. اندیشمندان می‌گویند اندیشه ی بشری بازیچه‌ی دست قدرت‌هاست. آنان معتقدند که نهاد قدرت در هدایت فکری افراد جامعه، نقش کلیدی و مهمی دارد. با در نظر گرفتن این اهمیت برای نهاد حکومت، باید گفت که اسلام چاره‌ای ندارد جز اینکه نسبت به این امر مهم و خطیر واکنش نشان دهد.

امروزه فلاسفه ی علوم سیاسی و اجتماعی و روان‌شناسان تأکید شدیدی بر اهمیت و جایگاه خطیر و تعیین‌کننده ی نهاد سیاست دارند. به باور ما، سیاست و حاکمیت، از جمله به دلیل اهمیت آن، لازم است که در خدمت دین باشد. در چنین شرایطی است که این نهاد نقش خود را به‌خوبی ایفا کند؛ همچنان‌که در غیر این صورت، هیچ تضمینی وجود ندارد که این نهاد و نهادهای دیگر مرتبط با آن، به انحراف کشیده نشوند.

در مقابل، غرب تمام تلاش خود را مصروف در کم‌رنگ کردن نقش دین در سیاست می‌نماید که این امر نیز نشان‌دهنده‌ی جایگاه خطیر سیاست در منظومه‌ی زندگی است. در واقع دشمنان اسلام درصدد آن هستند که حکومت را تسخیر کنند، زیرا با این کار می‌توانند دیگر نهادها را نیز به‌راحتی تحت سیطره‌ی خویش قرار دهند و انسان‌ها را در خدمت اهداف شوم خود به کار گیرند.

حاصل آنکه هر مکتبی در راه رسیدن به اهداف خود، نیازمند نهاد حکومت است و مکتب اسلام نیز از این امر استثناء نیست. البته در حکومت اسلام، کارگزاران نیز باید خود متخلق به اخلاق الهی باشند تا حاکمیت و به‌تبع آن، جامعه دچار انحراف نشود؛ یعنی علاوه بر قانون، برای کنترل افراد نیازمند ایمان هم هستیم. به همین دلیل، اسلام علاوه بر مدیریت، تقوا را برای رهبری جامعه ضروری و لازم می‌داند. این امور نشان از این دارد که برای رسیدن به کمال، مدیریت صحیح تمام نهادهای مؤثر در سرنوشت انسان، لازم و ضروری است. این امر جز با تشکیل حکومت اسلامی حاصل نمی‌گردد.(*)

پی نوشت‌ها:

1. اصول کافی، ج 1، کتاب و عقل و جهل، ح 12.
منبع:برهان

زارعی در سخنرانی پیش از خطبه‌های نمازجمعه تهران:دولت مسئولیت سیاست پنج‌ساله نگاه به غرب را نپذیرفته است


رئیس سازمان بسیج اساتید کشور گفت: نفت پایگی موجب شد، دولت پنج سال به دنبال وعده آمریکا و اروپا و برجام بدود، اما امروز مسئولیت سیاست پنج ساله نگاه به غرب نپذیرفته است.

خبرگزاری فارس: دولت مسئولیت سیاست پنج‌ساله نگاه به غرب را نپذیرفته است
به گزارش سخن آشنا، مجتبی زارعی رئیس سازمان بسیج اساتید کشور که به مناسبت روز ملی بسیج اساتید در سخنرانی پیش از خطبه نماز جمعه تهران به ایراد سخن پرداخت، گفت: سنخیت نامگذاری بسیج اساتید با روز شهادت دکتر مصطفی چمران واجد نکات معناداری است که در شخصیت این شهید متبلور است، زیرا شهید چمران شخصیتی چند وجهی از جمله دانشمندی و فرهیختگی و سلحشوری، عرفان، عملگرایی و مردم گرایی را در خود جمع کرده بود.

وی افزود: او با اینکه دانشمند و عارف بود اما عرفان و علمش را با مشکلات اهالی لبنان، فلسطین، ایرانیان و جهان اسلام گره زد؛ چمران از این جهت اسوه است که اندیشه و عمل انقلابی را توأمان داشت و مقهور خُلقیات روشنفکری بی درد و غرب زدگی نشد.

زارعی ضمن گرامیداشت روز ملّی بسیج اساتید گفت: بسیج استادان کشور با مطالعه شش ماهه از وضعیت کشور به برآوردهای راهبردی مهمی از گستره ایران رسید که اهمّ آن را می‌توان در پنج حوزه برشمرد:

1. چالش های پیش روی سازمان اجرایی کشور
2. چالش های دانشگاه و سازمان علمی تراز انقلاب
3. چالش مسامحه در نهادهای ناظر ازجمله در قوای مقننه و قضائیه
4. چرب و شیرین دنیا و چالش تغییر خُلق در برخی کارگزاران
5. توانایی و استعداد بالقوه در اقصی نقاط کشور و ملت

وی در تحلیل این پنج چالش گفت: این چالش ها روندی از نارضایتی و امید را در سطوحی از جامعه ایجاد کرد و سبب سوء استفاده دشمن شده است؛ در حالی که چالشهای گفته شده غیر از توانایی های شگرف ایرانیان و کارآمدی نظریه جمهوری اسلامی ایران است.

عضو هیئت علمی علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس گفت؛ سازمان اداری و بروکراتیک علمی و دانشگاهی کشور باید با دور کردن اخلاق اداری و دیوانسالاری و با رویکرد حل المسائلی از موضع علمی به سراغ مشکلات و نیازهای مردم در روستاها، بخش ها، شهرها، شهرستان ها و استان ها برود و مشکلات مردم را در دستور کار بررسی های علمی خود قرار دهد، زیرا دانشگاه بی ارتباط با ایرانیان نمی تواند در تراز ملت ایران باشد.

رییس سازمان بسیج اساتید گفت: استادان بسیجی در این باره دو طرح دارند که طرح نخست، طرح چابک سازی ساختار اداری دانشگاهها و دانشکده ها است که به زودی تقدیم شورای عالی انقلاب فرهنگی و دولت محترم خواهد شد و طرح دوم، طرح مطالعات راهبردی با رویکرد حلّ المسائلی است که در سه سطح استانی، ملّی و حاکمیتی شروع شده به مطالعه معضلات و ارائه راه حل‌ها مبادرت خواهد کرد، زیرا کشور به دانشگاه کارآفرین و مسئله‌یاب نیازمند است.

وی با اشاره به اینکه اندیشکده‌های راهبردی بسیج اساتید آغوشش بر روی تمامی استادان وطن‌خواه و اسلام گرا باز است تا گرهی از مشکلات ایرانیان در اجزا و قشرهای مختلف باز شود، بیان داشت: بسیج اساتید از اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان و دیگر جناح ها می خواهد اختلافات خود را کنار بگذارند و به نهضت ملّی حلّ المسائلی بپیوندند.

زارعی درباره چالش سازمان اجرایی کشور گفت: نفت‌پایگی کشور در رژیم پهلوی موجب شد نظام برنامه نویسی و بودجه ریزی کشور فارغ از مردم و نخبگان تدوین شود و همین نفت پایگی موجب شد، دولت محترم پنج سال به دنبال وعده آمریکا و اروپا و برجام بدود؛ درحالی که دولت باید تلاش می کرد بر توانایی و استعداد ایرانیان تکیه می کرد.

وی با تصریح بر اینکه اکنون هم دولت مسئولیت پنج ساله سیاست نگاه به غرب نپذیرفت، عنوان داشت: بسیج اساتید می خواهد با استفاده از ظرفیت استادی 35 هزار نفری خود در سراسر کشور به کمک دولت و استانداران و فرمانداران بیاید، اما دولت باید این زمینه را فراهم کند.

زارعی اظهار داشت: بسیج اساتید می خواهد با استفاده از ظرفیت استادی 35 هزار نفری خود در سراسر کشور به کمک دولت و استانداران و فرمانداران بیاید، اما دولت باید این زمینه را فراهم کند؛ دولت محترم باید سیاست گام به گام و سیاست لنگ لنگان را که شبیه سیاست دولت موقت مرحوم بازرگان است کنار بگذارد و با تمام قوا به صحنه بیاید و به دور از تبارگرایی و اشراف گرایی و اخلاق دیوانسالارانه، دولت را از پاستور به مناطق مختلف کشور ببرد و با ایجاد امید و نشاط ضمن پذیرش مسئولیت خود در پنج سال تلاش کند تا ایران به یک کارگاه بزرگ تبدیل شود، در این راه تجربه سازمان بسیج سازندگی پیش روی دولت است.

وی خاطرنشان کرد: باید تلاش کرد هر خانه در ایران به یک کارخانه تبدیل شود و با اصلاح نظام آموزشی و نظر داشت آمایش آموزش های علمی ـ فنّی، هر ایرانی یک مهارت پیدا کند.

زارعی گفت: دولت باید جلسات خود را به داخل مجامع تخصصی، صنفی و در میان مردم ببرد تا تخم یأس و نفاق و سستی که دشمن بر آن دم می زند از بین برود، دولت باید تمام تلاش خود را بکار بندد تا سرمایه ایرانی و کار ایرانی و کالای ایرانی در کشور و منطقه عزت پیدا کند.

رئیس سازمان بسیج اساتید در بخش پایانی صحبت خود گفت: بسیج اساتید با استفاده از امکانات معنوی و علمی خود در دانشگاههای کشور با ترکیبی از روش مطالعه و تجویزهای راهبردی و حلّ المسائلی و بیان استعدادهای ملی و نیز اتخاذ شیوه انقلابی در مطالبه آنها تلاش خواهد کرد از شروع فصل جدید تحصیلی و دانشگاهی به کمک قوای سه گانه بیاید؛ در این مسیر اگر بدعملی‌ها در ساختار اجرایی کشور و بی دقتی ها در ساختار تقنینی کشور و همچنین مسامحه و نبودِ نظارت را در قوه قضائیه و شوراهای عالی ببینند، تلاش خواهد کرد با فراخوان صاحبان ایده ها، اداره ساختارهای اجرایی یاد شده را در رویدادهای استارت آپی با دانشمندان و محققان انقلابی به مشورت عمومی بگذارند و نتایج آن را با افکار عمومی مطرح کنند.
منبع:فارس

تسلیت امام خامنه‌ای در پی درگذشت حجت‌الاسلام حسینی موسوی


رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درگذشت حجت‌الاسلام حسینی موسوی را تسلیت گفتند.



به گزارش سخن آشنا به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای در پیامی درگذشت عالم پرهیزگار و معلم اخلاق حجت‌الاسلام حاج سید علی‌اکبر حسینی موسوی را تسلیت گفتند.

متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم

درگذشت عالم پرهیزگار و معلّم اخلاق جناب حجت‌الاسلام آقای حاج سید علی‌اکبر حسینی موسوی رحمةالله‌علیه را به خاندان گرامی و فرزندان محترم و دیگر بازماندگان و نیز به شاگردان و ارادتمندان ایشان تسلیت عرض می‌کنم.

خدمات ارزنده‌ این روحانی بااخلاص و پرتلاش چه در آموزش‌های سودمند در رسانه‌ ملی و چه در مجلس شورای اسلامی و چه در محیط مسجد و محراب، معرّف چهره‌ نورانی یک عالمِ خدمتگزار و باابتکار است. از خداوند متعال علوّ درجات آن مرحوم و رحمت و مغفرت الهی برای ایشان و صبر و اجر برای بازماندگانشان مسئلت می‌کنم.

سیدعلی خامنه‌ای

2/تیر /1397
منبع:تسنیم

آیت‌اللّه موحدی‌کرمانی: مذاکره با آمریکا مشکلی را حل نمی‌کند


خطیب موقت نماز جمعه تهران گفت:‌ افرادی که می‌گویند شاید با مذاکره با آمریکا مشکلی حل شود، آیات خدا را بشنوند. این مذاکره مشکلی را حل نخواهد کرد.

آیت‌اللّه موحدی‌کرمانی: مذاکره با آمریکا مشکلی را حل نمی‌کند
به گزارش سخن آشنا، آیت‌الله موحدی‌کرمانی خطیب موقت این هفته نماز جمعه تهران در خطبه دوم نماز جمعه تهران با تاکید بر شناسایی دوست و دشمن گفت:‌ موقعیت امروز انقلاب موقعیت حساسی است. این حساسیت را باید به خوبی درک کرد و به دنبال درک حساسیت ببینیم چه وظایفی که نوعا وظایف سنگینی است، بر دوش داریم.

وی با اشاره به شرایط امروز کشور افزود: موقعیت امروز کشور در برابر دشمن، موقعیت احزاب در زمان رسول خدا است. در مقطعی تمام دشمنان اسلام تصمیم گرفتند و گفتند باید یک دفعه حمله کنیم و ریشه اسلام را بخشکانیم. این تصمیم همگانی را کفار گرفتند، در این زمان یک امتحان بسیار سخت متوجه مسلمین شد.

**موقعیت امروز کشور در برابر دشمن، موقعیت احزاب در زمان رسول خداست

وی با بیان اینکه جهان اسلام که علمدارش ایران انقلابی است با یک حمله گسترده از ناحیه دشمنان مواجه شده است، تصریح کرد: دشمنان به رهبری آمریکا علیه ایران دست به دست هم دادند. آنها می‌خواهند این انقلاب را نابود کنند؛ لذا باید آنها را بهتر بشناسیم.

امام جمعه موقت تهران با اشاره به اینکه دشمنان هدف خود را ار بین بردن انقلاب اسلامی قرار داده است،‌ تصریح کرد: خوشبختانه در این بین مقام معظم رهبری در هر مقطعی سخنانی بیدار کننده خطاب به مردم و مسئولان اعلام می‌کنند. در مقام احصا توطئه‌های دشمنان به‌ ویژه آمریکا عربستان و اسرائیل نیستم که البته قابل احصا هم نیست.کم به ایران ضربه نزدند و کم خیانت نکردند. دیدید رئیس جمهور آمریکا چگونه هزاران بچه را از مادرانشان جدا کرد. آمریکا از هیچ جنایتی فروگذاری نمی‌کند، ماهیت آنها ظلم و ستم و جنایت است.

آیت‌اللّه موحدی کرمانی اضافه کرد: طبق روایات و آیات قرآن ستمگران هم کورند و هم کر؛ نه می‌فهمند و نه می‌بینند،‌ تجربه‌های تاریخی را هم فراموش کرده‌اند. آنها فکر می‌کنند، می‌توانند قدرت یگانه شوند اما قرآن می‌گوید "مگر دنیا دست اینان است! مگر تدبیر عالم به‌دست اینهاست، مدبر خدا است." خدا ظالمان را به دست مردم نابود خواهد کرد. خداوند حکیم است و سرنوشت نظام هستی را دست باطل نداده است. اهل باطل منتظر لحظه‌ای که حق بر آنها حمله می‌کند و باطل نابود می‌شود، باشند. به یک باره دنیا چشم باز می‌کند و می‌بیند اثری از ظالم و زورگو و ستمگر نیست.

وی تصریح کرد: ستمگران امروز دست به کشتار می‌زنند. به یمن، فلسطین و مظلومان حمله به امید آنکه حکومتشان بماند، حمله می‌کنند، در حالی که با همین ظلم‌ها حکومتشان نابود خواهد شد.

خطیب موقت نماز جمعه تهران با بیان اینکه ظاهربینان می‌گویند کار ما (مظلومان) به جایی نمی‌رسد، ادامه داد: اینها غافل از این هستند که دستی پس پرده برای مستضعفان عزت را تدبیر می‌کند و برای ظالمان نابودی را به ارمغان می‌آورد؛ این تدبیر خدا است. داستان اصحاب کهف، داستان عجیبی است. این داستان عده‌ای را معرفی می‌کند که در برابر طاعوت زمان گفتند:"ما نمی‌توانیم این طاغوت را تحمل کنیم، می‌رویم جایی که طاغوت نباشد." به کوه و غار رفتند و دیدید خداوند چه عزتی به این اصحاب داد.

** با تمام وجود باید از آمریکا متنفر و منزجر بود

آیت‌اللّه موحدی کرمانی تاکید کرد: افرادی که می‌گویند شاید با مذاکره با آمریکا مشکلی حل شود، آیات خدا را بشنوند! مشکلی را حل نخواهد کرد. با تمام وجود باید از آمریکا متنفر و منزجر بود. او غیر از جنایت، کاری نکرده است. این کشور به هیچ یک از وعده‌هایش عمل نکرده است. روحیه انزجار از آمریکا و تنفر از او و عیادیش نجات‌دهنده است. خدا گاهی به صورت اعجاز به داد بندگان می‌رسد. دیدید قوم موسی را چطور نجات داد؟ یا در جریان طبس چطور آمریکایی‌ها نابود شدند؟

وی خاطرنشان کرد: خطاب به ترامپ جمله‌ای از حضرت زینب را می‌گویم. حضرت زینب در مجلس یزید به او گفت هر چی می‌توانی در ضربه زدن و اهانت به ما تلاش کن! اما بدان زورت به سر نور خدا نمی‌رسد. آقای ترامپ هر چه می‌خواهی تحریم بکن اما بدان نتیجه تحریم رسوایی تو است.

**نتیجه تحریم‌ها رسوایی آمریکاست

به گزارش تسنیم، آیت‌اللّه موحدی‌کرمانی در خطبه اول نماز جمعه نیز با اشاره به پایان یافتن ماه رمضان گفت: امیدواریم در این ماه مبارک، میزان خلوص و تقوایمان را افزایش داده باشیم. البته این تقوا تنها مربوط به ماه رمضان نیست و انسان در هر لحظه باید تقوا داشته باشد.

وی همچنین با نفی ظلم در ماه رمضان تاکید کرد: روزه گرفتن تنها تشنگی و گرسنگی نیست. باید مراقب چشمانمان هم باشیم. باید از نفس‌مان، مراقبت کنیم. مومنان در قیامت با خودشان نور می‌آورند و نورانی هستند. نور مومن راه را برای رسیدن او به بهشت و عبور از صراط باز می‌کند.

خطیب موقت نمازجمعه تهران خاطرنشان کرد: به این نکات دقت کنیم و حال خوف و رجا را دائما داشته باشیم. مبادا کسی که کار خوبی کرده باشد به آن کار مغرور شود،‌ بگوید من مسجد ساختم و چنین و چنان کردم! وای به حال این آدم،‌ این گونه رفتارها بسیار خطرناک است.
منبع:تسنیم

آخرین مطالب