پر بازدیدترین مطالب

برجام و توهمی که باور شد


حالا که زمزمه‌های خروج آمریکا از برجام شنیده می‌شود، ژنرال‌هایی که دور زدن تحریم‌ها را «قاچاق نفت» عنوان می‌کردند در خلأیی بزرگ قرار گرفته‌اند.


به گزارش سخن آشنا، وحید حاجی پور در یادداشتی در روزنامه جوان نوشت:

حالا که زمزمه‌های خروج امریکا از برجام شنیده می‌شود، ژنرال‌هایی که دور زدن تحریم‌ها را «قاچاق نفت» عنوان می‌کردند در خلأیی بزرگ قرار گرفته‌اند. رفتارهای هیجانی بر پایه ویراژهای سیاسی، حزبی و جناحی حالا جای خود را به یک نگرانی بزرگ داده است.

«مستی» که برجام به دولتمردان و منتفعان آن داده بود، اینک یک پشیمانی بزرگ بر بار آورده است.

البته این واقعیت از نظر رسانه‌ها و مریدان آن دور است، نه می‌توانند اشتباهات خود را بپذیرند و نه می‌خواهند. همان روزهایی که برجام در حال به ثمر نشستن بود، عده‌ای متأسفانه تعدادشان در مدیریت ارشد هم کم نیست، دوران گذشته را تمام شده می‌دانستند و مدام می‌گفتند، قرار است معجزه شود چه تیترهایی هم که عَلَم نشد.

کسانی که از کنش‌های پس پرده آگاه بودند، جناح حاکم را به خویشتنداری و دوری‌کردن از برخوردهای احساسی دعوت می‌کردند، ولی کسی را گوش شنوا نبود.

به‌قدری از برجام و فواید آن انتظار‌سازی شد که دولت هم احساس خطر کرد، رسانه‌های کوچک و بزرگ برجام را بزک می‌کردند و در چنین شرایطی تصمیمات عجیبی گرفته شد که یکی از آنها، بستن رسمی راه‌های دور‌زدن تحریم بود.

اقدامی که نخستین برونداد تصمیم‌گیری در دوران پسابرجام بود، آدرس «راه فرار» را فریاد زدند با این خیال که اروپایی‌ها به ایران سرازیر می‌شوند؛ فراموشکار شدند و از یاد بردند چه روزهای سختی از سر گذرانده شد.
چنین برخودرهایی از سیاستمدارانی که جامه «عقل کل» را بر تن خود «اندازه» می‌دانند، چندان عجیب هم نبود و هرچه از عواقب اینگونه تصمیم‌گیری‌ها به دفاتر راهی شد، راه به جایی نبرد. برجام که به پیش رفت تنها عایدی‌اش آزادسازی فروش نفت ایران بود اما همچنان مشکلاتی در انتقال پول نفت ایران به‌وجود آمد. کسانی که گذشته را فراموش کرده بودند و بدون توجه به برقراری توازن بلوک‌های قدرت تصیم‌گیری می‌کردند با مشکلات دیگری مواجه شدند.

انتقال ارز پتروشیمی‌ها که در دوران تحریم با مشکل جدی مواجه نشده بود با محدودیت‌های بسیاری مواجه شد و تا به امروز هم ادامه دارد. امارات در چنین مسیری برنامه‌اش را به پیش برد و ترکیه هم به دلیل محاکمه رضا ضراب و هالک بانک کمی عقب کشید.

وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران هم با چنین برخوردهای احساسی، چینی‌ها را آماج انتقادات شدید خود قرار داد و آنها را از میدان آزادگان جنوبی اخراج کرد، فرمول کاری خود را با این کشور به زیر رادیکال برد تا چینی‌ها بابت چنین اتفاقاتی در فکر جبران باشند.

انتقاد اساسی به وزارت نفت آن بود که چرا و چگونه بدون مذاکره و مستندسازی اختلافات، چنین تصمیمی را اتخاذ کرد و بعد از آن، به زیر نتیجه مذاکرات خود با شرکت‌ساینوپک زد و امروز به شکل تأسفباری، ناز این شرکت را می‌کشد؟

همه این توهمات که ایران پس از برجام، پادشاهی می‌کند و با تغییر ریل از شرق به غرب، در مسیر توسعه قرار می‌گیرد، تبدیل به یک باور و همه پل‌های پشت سر ویران شد.

راه‌های دورزدن تحریم‌ها تقبیح شد و چنان آماج حملات سیاسی قرار گرفت که گویی نظام سیاسی کشور با همه مانیفیستش دچار تغییر شده است! رهبر انقلاب بارها دور زدن تحریم‌ها را تشویق می‌کرد ولی مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت، آن را «قاچاق نفت» عنوان کرد.

امسال، سال سختی برای دولت است، دولتی که قیمت دلار را به 5 هزار و 100 تومان رسانده است و حالا حرف از دلار 7 هزار تومانی است.

همه این مصائب از آنجا نشئت می‌گیرد که مدیران ارشد دولت غرق در امور بچه‌گانه‌ای شده‌اند که هیچ سنخیتی با منافع ملی ندارد و تنها خروجی‌اش، فشار به معیشت مردم است.

معاون اول رئیس‌جمهور، بارها از گم‌شدن میلیاردها دلار از پول نفت توسط یک شرکت نفتی گفته و وعده داده بود، در آینده جزئیات آن را بیان می‌کند ولی تا به امروز حتی به روی خود هم نیاورده است که چنین سخن نادرستی چه عواقبی در پی دارد و با ریشه نظام چه می‌کند.

وقتی انصاف متای کمیاب روحیه مدیران ارشد دولت می‌شود نباید بیش از این انتظار داشت. در این میان، کسی از «مسببان» نمی‌پرسد که چرا با منافع ملی بازی کردید؟ اگر امروز چینی‌ها برای ایران «ناز» می‌کنند، متأثر از تصمیماتی است که همه آنها منبعث از عدم دیدگاه بلندمدت و منطقی است و اگر خدایی ناکرده کشور دچار مشکلی شود، باید کسانی را بازخواست کرد که کلید «انبار محرمانه» را به دشمن اهدا کردند.

آمریکا از برجام خارج شده است! نقطه سر خط!


افراد خوشبین و همچنین برخی کشورهای اروپایی در ظاهر هنوز منتظر تعیین وضعیت برجام در ماه آینده میلادی توسط دولت آمریکا هستند. در حالی که برخی تحلیل‌گران اقدامات این دولت در اکتبر 2017 را خروج از برجام تفسیر کرده‌اند.
به گزارش سخن آشنا، روزنامه خراسان دریادداشت امروز خود نوشت:

مرور گزارش های تحلیلی رسانه های جهان و همچنین بررسی نوشته های صاحب نظران حوزه بین المللی مبین این واقعیت است که بحث ماندن یا خروج آمریکا یکی از موضوعاتی است که می تواند تاثیرات متفاوتی در روند مبادلات اقتصادی، سیاسی و حتی حقوقی کشورهای دیگر با جمهوری اسلامی ایران داشته باشد.

افراد خوشبین و همچنین بعضی از کشورهای اروپایی در ظاهر هنوز منتظر تعیین وضعیت برجام در ماه آینده میلادی توسط دولت آمریکا هستند. در حالی که بعضی از تحلیل گران اقدامات دولت آمریکا در اکتبر 2017 را خروج از برجام تفسیر کرده اند.

بعضی دیگر هم 20 ژانویه 2017 یعنی روز تحلیف دولت جدید آمریکا با سیاست های مبهم را نقطه خروج آن ها از روند برجام می دانند.

اکنون مهم این نیست که چه تاریخی را مبنای خروج یا ماندن بدانیم. یک واقعیت را باید پذیرفت که آمریکا نه تنها از برجام خارج شده، که حتی با سیاست های فرسایشی، دیگر بازیگران اعم از خرد و کلان را نیز عملا از گود برجام خارج کرده و خواهد کرد!! در این جا فقط به عنوان نمونه و بدون وارد شدن به محتوای این اقدامات، مواردی را مرور می کنیم.

1- در عرصه بین المللی یک اصل همیشه بدون تغییر بوده و خواهد بود؛ " منافع ملی ".

بنابراین برای تامین این اصل سیاست تهدید شرکت ها و بانک ها توسط سیستم خزانه داری و دادگستری آمریکا روشی است که همیشه نهایت استفاده را از آن داشته و خواهد داشت.

کمی با خودمان صادق باشیم! هیچ بانک معتبری با ایران مراوده مالی به صورت معمول ندارد. آمارها وگزارش های منتشر شده نیز واقعا نیازمند تحلیل جدی است. معدود بانک های محلی و کوچک نیز یا به فکر سرکیسه کردن تجارایرانی هستند یا مثل Pilatus Bank در دام سیستم خزانه داری آمریکا و نظارتی اروپا گرفتار می شوند که نه تنها باعث هدر رفتن میلیون ها دلار سرمایه صاحبان آن و سپرده گذاران می شود بلکه دستاویزی می شود برای لابی های ضد ایرانی تا بتوانند معدود فعالان مالی و اقتصادی دنیا را از تعامل با ایران باز دارند.

2- پرونده سازی برای شرکت ها و نهادها اعم از ایرانی و خارجی و محاکمه آن ها با عنوان جرایم دور زدن تحریم ها؛ این سیاست و روش اگر چه جدید نیست، ولی علاوه بر این که باعث ایران هراسی می شود، اکنون یک منبع درآمد برای دولت آمریکا شده است که با مذاکره یا پرونده سازی وکشیدن پای اشخاص به سیستم پلیسی و قضایی آمریکا، صدها میلیون دلار به صندوق ویژه اختصاص داده شده بدین منظور افزوده شود.

در این خصوص میلیاردها دلار در قالب مصالحه از بانک ها و شرکت های بزرگ اروپایی دریافت می شود، به عنوان مثال حتی یک موسسه غیر انتفاعی نروژی را تهدید به طرح دعوا و مجبور به پرداخت چندین میلیون دلار حق مصالحه کرده اند. بازداشت شهروندان ایرانی به بهانه دور زدن تحریم ها نیز نمونه دیگر آن است.

3- لابی و فشار به خطوط اعتباری اروپایی برای قطع مراوده با ایران؛ نمونه آشکار آن اعلام توقف همکاری و بستن خط اعتباری بانک اتریشی است (حتی اگر مانور رسانه ای باشد ). در این زمینه لابی های خاص با فعالیت بسیار زیاد و به کار گیری بزرگ ترین شرکت‌های مشاوره ای دنیا، رسانه ها و موسسات حقوقی چند ملیتی، ضمن رصد کردن تمام
فعالیت های مرتبط با ایران، با تهدید، تطمیع و کارشکنی، در صدد ایجاد مانع در راه مراودات شرکت های خارجی با ایران هستند.

نتیجه:
فرصت ها در عرصه بین المللی چونان ابر بهار بسیار زودگذر هستند. اکنون نیز ماه عسل برجام و موج اولیه سرمایه گذاران تمام شده است! حال این که چرا نتوانستیم از این فرصت بهترین بهره برداری را داشته باشیم در حوصله این نوشتار نیست .

اما در عرصه بین المللی نا امیدی پاشنه آشیل یک ملت است. اکنون وقت کشیدن شمشیر نقد روی تیم دلسوز مذاکرات هسته ای یا مخالفان برجام نیست. بلکه زمان آن است که با درایت و برنامه ریزی ققنوس وار سر از آوار بر آوریم و فرصت سازی کنیم.

باید با واقعیات مواجه شدو بر اساس واقعیات برنامه ریزی کرد. اکنون زمان آن نیست که گروه ها و افراد انگشت اتهام را به سمت هم نشانه بروند بلکه زمان پای کار آمدن تیم های قوی رسانه ای، حقوقی، اقتصادی، اجتماعی و مذاکراتی است که واقعا مرد میدان سختی ها هستند.

اکنون باید فریاد زد آی مدیران، سیاست ورزان، صاحبان صنایع و بنگاه های اقتصادی و متولیان فرهنگی، به هوش باشید! بذرهای نا امیدی که دوستان کم خرد و دشمنان با سیاست در دل مردم به ویژه جوانان کاشتند در حال جوانه زدن است!

آی هموطنان، در دنیای سرمایه داری و معادلات نوین بین المللی هیچ کشوری منجی نمی شود مگر این که منابع و عزت آن ها را به تاراج ببرد. پس اگر من و ما آستین همت بالا نزنیم، کاشانه مان را باد خواهد برد!
همت کنیم، کشور برای یک گروه و مذهب و قوم خاصی نیست، ایران است و بس، هنوز فرصت های دفع مشکلات و رفع ناامیدی هست، اندکی تاخیر مساوی است با نابودی اعتبار و غرور و پیشینه یک ملت.

ویژگی‌ های مغفول رجل سیاسی و مذهبی


انسان یا تحت ولایت حقه الهی است که راه و روش و سازوکار آن در زندگی انبیاء و اولیای خدا، شهدا و صدیقین به روشنی معلوم است، یا تحت ولایت خودش است یا تحت ولایت یک فاسق، کافر و ظالم است. این دو ولایت، مسیرش از مسیر ولایت اول جداست و به جهنم ختم می شود.

به گزارش سخن آشنا، انسان یا تحت ولایت حقه الهی است که راه و روش و سازوکار آن در زندگی انبیاء و اولیای خدا، شهدا و صدیقین به روشنی معلوم است، یا تحت ولایت خودش است یا تحت ولایت یک فاسق، کافر و ظالم است. این دو ولایت، مسیرش از مسیر ولایت اول جداست و به جهنم ختم می شود.
انسان اگر بر مبنای عقل و عقلانیت حرکت کند، در مسیر فطرت قرار می گیرد. اگر بخواهد بر اساس اوهام و خیال حرکت کند در دامگاه شیاطین گرفتار خواهد شد. احکام عقل همان احکام شرع مقدس اسلام است. این احکام مرز انسان را با اوهام و خیالات باطل مشخص می کند. ولایت الهی، آزادی‌بخش است، انسان را به سرمنزل نور هدایت می کند. ولایت الهی، انسان را از ولایت خود و ولایت طاغوت نجات می دهد. کافی است ولایت خود و ولایت طاغوت را به هیچ انگاریم و رها شویم. به قول حافظ؛ «خود را مبین و رستی». آزادی واقعی همین و غیر از این «وهم» و «خیال» است. ما با خدا عهد کردیم که از او اطاعت کنیم و بر صراط مستقیم حرکت کنیم اما ولایت خود و شیطان، ما را وادار می کند این عهد را نقض و به بیراهه برویم. پذیرش ولایت الهی، انسان را قانونمند و به سوی عدل، سعادت و کمال انسانی هدایت می کند. اما ولایت شیطان، انسان را طغیانگر و قانون ‌شکن می کند و به وادی بدعهدی هدایت می نماید.
*****
سخنگوی شورای نگهبان در آخرین روز کاری سال قبل نتیجه بحث‌ها و بررسی‌های اعضای شورای نگهبان در مورد ویژگی‌های رجل سیاسی و مذهبی را بیان کرد. او گفت ما در شورا به 11 شرط کلیدی رسیده‌ایم؛ اینکه رجل سیاسی باید دارای سوابق روشن، کافی و قابل ارزیابی در فعالیت سیاسی و مذهبی باشد. اینکه این سوابق شامل تصدی برخی مسئولیت ها
و مدیریت‌های کلان باشد. اینکه سلامت و توانایی لازم برای ایفای مسئولیت های ریاست جمهوری داشته باشد، تردیدی نیست. اینکه رجل سیاسی نباید محکومیت کیفری به جرایم اقتصادی، کلاهبرداری اختلاس و ارتشاء و تبانی در معاملات دولتی و پول‌شویی و نیز نباید وابستگی به گروه‌های ضد انقلاب داشته باشد، آن هم تردیدی نیست.
این ویژگی‌ها را می شود با استعلام از مراجع چهارگانه تا حدودی کشف کرد. اما آنچه که باید یک رجل سیاسی و مذهبی داشته باشد، «عقل» است. امام خمینی (ره) یک وقتی در اوج تعارض و درگیری بنی صدر با رجایی فرمودند: «هی نروید دنبال اینکه رجایی علم ندارد، این عقلش بیشتر از علمش است.» معلوم می شود برای التزام عملی به اسلام، نظام و قانون اساسی که اولین تعهد رئیس جمهور در پر کردن پرسشنامه نامزدی انتخابات ریاست جمهوری است، «عقل» او مهمتر از همه ویژگی‌هایی است که در شرایط رئیس جمهوری مطرح و باید مورد توجه باشد.
رئیس جمهور، رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی است، رئیس شورای عالی امنیت ملی، رئیس شورای پول و اعتبار، رئیس شورای عالی فضای مجازی، رئیس مجمع عمومی نفت و رئیس ده‌ها شورای تصمیم‌گیری سیاسی، امنیتی، ‌اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. او باید بر اساس عقل جمعی، مملکت را با اختیارات وسیعی که دارد اداره کند. تکیه کردن به عقل و رأی خود و نادیده گرفتن عقل جمعی، او را به وادی دیکتاتوری می اندازد.
امروزه وقتی دو نفر می خواهند با هم ازدواج کنند، می روند یک تست روان می دهند تا معلوم شود به لحاظ روحی و روانی فاکتورهای لازم برای یک زیست معقول زیر یک سقف را دارند. آن وقت یک فردی را می خواهیم بر سرنوشت 80 میلیون نفر حاکم کنیم و هر لحظه یک تصمیم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بگیرد.
این آدم لازم نیست یک تست بدهد تا معلوم شود «هوش هیجانی» وی چه سازه‌ای دارد؟ آیا قادر است مهارت خود را تا آخر دوره در همراهی با مردم حفظ کند؟ آیا قادر است عواطف و احساسات خود را مدیریت کند؟ هنگامی که میلیون ها نفر به او اعتماد کردند و برای او کف و سوت یا صلوات می فرستند،
خود را کنترل کند و دچار خودشیفتگی مزمن نشود؟ آیا او توانایی مدیریت اضطراب و کنترل تنش‌ها و انگیزه، امیدواری، خوش‌بینی و بدبینی در مواجهه با موانع در راه رسیدن به هدف ها و آرمان‌ها را دارد؟ یا با یک سوزن‌بانی یک مشاور که با چند واسطه به یک سرویس امنیتی خارجی وصل است، به وادی «بغی»، «محاربه» و «بی‌مهری» با مردم و نظام می افتد؟ ارزیابی اسناد جاسوسی سفارت آمریکا در تهران نشان می دهد آنها روی «تست روان» رجال سیاسی عنایت ویژه داشتند و کاملاً از چند و چون روح و روان بنی صدر و استعدادهای انحرافی او باخبر بودند. لذا او را به مسیری هدایت کردند تا حتی در قبرستان مسلمانان دفن نشود و امروز در پاریس منتظر آمبولانس است که او را در قبرستان «پرلاشز» دفن کند.
نارسیسیسم یا خودشیفتگی، بیماری خطرناکی در اصحاب قدرت است. امام (ره) در همان روزهای اول انقلاب، مهارت خود را در مهار چنین خطری نشان داد. وقتی آیت الله مشکینی و فخرالدین حجازی در محضر او در جمع نخبگان و کارگزاران کشور شروع کردند به تعریف و تمجید او، برآشفتند و آنها را بر حذر داشتند و فرمودند شما با این حرف ها مرا بیچاره می کنید.
امروز ما شاهد بیچارگی برخی رؤسای دولت های گذشته هستیم که از مسیر عقل و عقلانیت منحرف شده و خود را در وادی اوهام و خیالات گرفتار کردند.
خودشیفته، مردم را ابزار ارضاء حس جاه‌طلبی و قدرت‌طلبی خود می کند. رأی مردم را چک سفید می داند تا هر مبلغی را در آن بنویسد. خودشیفته احساس حیا و شرم را از دست می دهد. بر اسلامیت و جمهوریت نظام تیغ نافرمانی مدنی می کشد و پشت پا به همه سوابق علمی و عملی خود در خدمت به انقلاب می زند.
مرض خودشیفتگی با علائم احساس فوق العاده بودن و احساس خودبرتربینی باعث می شود فضائل دیگران را انکار و خود را همیشه نفر اول ببیند. خودشیفته کاری به منطق و عقلانیت در توجیه افکار عمومی ندارد. خودشیفته سیاسی اعتماد به نفس ملت در مبارزه با دشمن را تضعیف می کند و با خوار و ذلیل کردن ملت، خودش را خشنود می کند. او از همه طلبکار است و خود را طلبکار کسی نمی داند، حتی کسانی که به او رأی داده اند.
خودشیفته، نوچه‌پرور است. او با نوچه‌پروری می خواهد افسردگی سیاسی و ناکامی‌ها و ناکارآمدی‌های خود را جبران کند. خودشیفته، پیمان شکن است. اولین پیمانی که می شکند همان سوگند ریاست جمهوری است. مثل اعلای چنین کسی همین رئیس جمهور نگون بخت آمریکاست که امروز بی‌ریخت‌ترین تصویر را از دموکراسی در آمریکا واتاب می دهد که صغیر و کبیر در آمریکا فهمیده‌اند او یک بیمار روانی است. حتی صدای هم حزبی های خود را در داخل آمریکا و هم‌پیمانان این کشور در اروپا و آسیا را درآورده است.
اگر رجل سیاسی و مذهبی دچار روان گسیختگی یا اسکیزوفرنی باشد، رفتار اجتماعی غیر عادی او به تدریج ظهور می کند. کم کم معلوم می شود که او درک درستی از وقایع ندارد و دچار آشفتگی فکری و کلامی است. این بیماری باعث می شود او خیلی زود به وادی آشفته گویی بیفتد.
اینکه اسلام دو ویژگی «عدل» و «علم» را از ویژگی‌های مهم و اساسی حاکم می داند، همین است. انسان عاقل در مراحل تکاملی عقلانیت خود به ملکه «عدل» متصف می شود. عدالت و علم، او را در مسیر عقلانیت و فطرت، به التزام عملی به اسلام و نظام الهی هدایت می کند. چنین فردی قانون اساسی را که یک میثاق ملی است زیر پا نمی گذارد و تا آخر دوره به آن ملتزم می‌ماند، نه اینکه چهار روز از موعد سوگند ریاست جمهوری گذشت شروع می کند به طلب توسعه اختیارات و ...
خدا رحمت کند امام خمینی (ره) را، 50 سال پیش در حوزه نجف همزمان با طرح موضوع ولایت فقیه مباحث اخلاقی و تربیتی را در دستور کار خود قرار داد. او خطاب به علما و انقلابیون که دست اندرکار «تولید قدرت» و مبارزه با طاغوت زمان بودند، فرمود: «تا مورد توجه مردم قرار نگرفته‌اید فکری به حال خود بکنید، خدا نکند انسان پیش از آنکه خود را بسازد، جامعه به او روی آورد و در میان مردم نفوذ و شخصیتی پیدا کند، خود را می بازد. خود را گم می کند. قبل از اینکه عنان اختیار از کف شما ربوده شود، خود را بسازید و اصلاح کنید.»

یادداشت رسالت/ محمدکاظم انبارلویی

بن‌سلمان، شنا در ربع‌الخالی


با وجود اعمال تبعیض‌های ناروای مذهبی علیه مالکی‌ها و شافعی‌ها در منطقه استراتژیک حجاز چرا تاکنون شاهد اعتراضات مؤثری از سوی آنان نبوده‌ایم و این اعتراضات تحت چه شرایطی بروز و ظهور جدی می‌یابد؟
به گزارش سخن آشنا، سعدالله زارعی کارشناس مسائل بین الملل در یادداشتی در روزنامه کیهان با عنوان بن‌سلمان، شنا در ربع‌الخالی، نوشت:

مدتی است بحث راجع به آینده «دولت سعودی» و خبرهایی که به آل‌سعود باز می‌گردد در کانون تجزیه و تحلیل صاحب‌نظران و مراکز کارشناسی قرار گرفته است در عین حال از آنجا که در طول 87 سال عمر این دولت، کمترین اطلاعات از روند اجتماعی، فرهنگی و سیاسی این کشور به بیرون از دایره حکومت راه پیدا کرده، تحلیل دقیقی از وضع کنونی و شرایط پیش روی عربستان وجود ندارد. روی کار آمدن «محمدبن سلمان» اگرچه بر تعداد خبرها و تمرکز بیشتر نگاه‌ها به عربستان افزوده است اما کماکان فقر اطلاعات درست از یک سو و چشم‌انداز این کشور از سوی دیگر در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

دراین خصوص گفتنی‌هایی وجود دارد:
1- ساختار سیاسی و حکومتی عربستان در طول این دوران 87 ساله، تغییرات بسیار محدودی را تجربه کرده اما آنقدر محدود که می‌توانیم بگوئیم ساختار امروز همان ساختاری است که «عبدالعزیز» پس از به قدرت رسیدن در سال 1310 ش به وجود آورد این در حالی است که در این دوران بخش وسیعی از محیط پیرامونی این کشور دستخوش تغییرات قابل ملاحظه‌ای گردیده است. طبعا عربستان نیازمند تغییر می‌باشد.

اما سؤال این است که آیا سکون و سکوت کنونی صرفا برخاسته از تمایل حکومت به عدم تغییر بوده و یا وضعیت اجتماعی عربستان نیز در حد فاصل 1310 تا 1390 به گونه‌ای بوده که امکانی برای تغییر وجود نداشته است؛ اگر پاسخ مثبت باشد باید پرسید تغییر سیاسی که وابسته به تغییر اجتماعی است چه زمانی در کشور عربستان روی می‌دهد؟

2- براساس آمار رسمی مرکز آمار عربستان، جمعیت این کشور در پایان سال 2017 به 20/4 میلیون نفر رسیده است. براساس همین آمار 7/6 میلیون نفر یعنی معادل 37/31 درصد، کارگران خارجی به جمعیت بومی عربستان اضافه می‌شوند.

می‌دانیم که سرریز شدن یک چنین جمعیتی که عمدتا از کشورهای مختلف آسیایی و آفریقایی به عربستان آمده‌اند، فرهنگ بومی را بشدت تحت تاثیر قرار می‌دهد و به عنوان یک عامل مهم حکومتی در کنترل و کاهش نارضایتی‌های اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در واقع از آنجا که ادامه کار این کارگران که بشدت به آن نیازمند می‌باشند، در گرو اجازه حکومت است، آنان برای حفظ کار خویش ضمن آنکه انواعی از محدودیت‌ها و قوانین را گردن می‌نهند، در مواقع لازم برای خنثی کردن اعتراضات اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

3- در فاصله‌ سال‌های 1310 تا 1390، جامعه عربستان تا حد بسیار زیادی تغییر شکل داده است تا سال‌های دهه 1330 بخش اعظم مردم بومی عربستان در بادیه و آبادی‌های کوچک زندگی می‌کردند و حدود 10 درصد از آنان در شهرها سکونت داشتند.

یک آمار رسمی عربستان می‌گوید در سال 1310 ش- یعنی آغاز به قدرت رسیدن آل‌سعود- جمعیت شهرهای مکه و ریاض به ترتیب 100 هزار و 80 هزار نفر بوده است. رونق گرفتن صنعت نفت در عربستان از یک سو و سیاست رسمی حکومت که مبتنی بر بهم ریختن قدرت قبایل و تضعیف آنها بود، سبب یک جابجایی بزرگ در وضع جمعیتی و مسایل اجتماعی این کشور شد به گونه‌ای که گفته می‌شود جمعیت ریاض هم‌اینک از 80 هزار نفر به حدود 4/5 میلیون نفر و جمعیت مکه معظمه از 100 هزار نفر به بیش از سه میلیون نفر رسیده است.

رژیم آل‌سعود در طول این دوران تلاش کرد تا به طور کلی وضع اجتماعی شبه جزیره را حول محور حکومت سازمان بدهد به گونه‌ای که همه ناگزیر باشند برای بقاء خویش نسبتی با آل‌سعود پیدا نمایند.

امروز یک تیره به گونه‌ای متلاشی شده که مثلا بخشی از آن در مکه، بخشی در ریاض و بخشی در اشرفیه است.

در یک جامعه قبیله‌ای وقتی تیره و خانواده دچار پراکندگی می‌شود، رئیس قبیله، تیره و خانواده نمی‌تواند اعمال قدرت کند و موضوعیت خویش را از دست می‌دهد.

با این وجود و علی‌رغم آنکه رژیم آل‌سعود بسیاری از رهبران قبایل را سر به نیست کرده و از اثر اجتماعی آنان کاسته است، در عین حال خبرهایی که گاه و بیگاه از درون جامعه بسته سعودی به بیرون درز می‌کند، نشان می‌دهد، هنوز قبایل فراوان سعودی و تیره‌های آن‌ها که بنا به نقلی از 4000 تیره فراتر می‌رود، برای حکومت سعودی، «مسئله» هستند.

4- یکی دیگر از موضوعات در عربستان سعودی «مذهب» است و خبرهایی که این روزها می‌شنویم از بازخیزی موضوعی به‌نام مذهب خبر می‌دهد. حکومت سعودی در طول دوران حاکمیت خود درصدد برآمد تا دو عنصر قدرتمند جامعه عربستان یعنی «قبیله» و «مذهب» دیده نشوند. این نکته به‌صورت عمد در عربستان تبلیغ شده که عربستان متشکل از جامعه‌ای با 90 درصد سنی و ده درصد شیعه است.

بسیاری از اسناد مطالعاتی و رسانه‌ای پا را از این فراتر گذاشته و نوشته‌اند سنی‌های عربستان همه حنبلی هستند اما این دو دروغ است دروغی در مورد جمعیت شیعیان و دروغی در مورد هویت مذهبی سنیان. جمعیت شیعه عربستان دستکم شش میلیون نفر یعنی 28/3 درصد جمعیت عربستان را شامل می‌شود که نیمی جعفری و نیم دیگر زیدی و اسماعیلی‌اند که به ترتیب در استان‌های اشرفیه، عسیر، نجران و جیزان سکونت دارند.

شیعیان 48/2 درصد از خاک عربستان را به خویش اختصاص داده‌اند و در بعضی از مناطق دیگر شامل مکه، مدینه، ریاض و قصیم به‌صورت اقلیت زندگی می‌نمایند. اهل سنت عربستان نیز بر خلاف آنچه از سوی حکومت تبلیغ می‌شود شامل حنبلی‌ها با حدود 5/5 میلیون نفر، مالکی‌ها با حدود پنج میلیون نفر، شافعی‌ها با حدود سه میلیون نفر و حنفی‌ها با حدود 800 هزار نفر به ترتیب حدود 27/4، 23/1، 15/13 و 4 درصد از ساکنان عربستان را به خود اختصاص داده‌اند این در حالی است که به غیر از مذهب حنبلی آن‌هم بخش وهابی آن از سوی حکومت به رسمیت پذیرفته نشده و اداره امور و مراکز مذهبی و مساجد آنان در دست وهابیون می‌باشد.

به این نکته باید اضافه کرد که از نظر فرهنگی «حجازی‌ها» یعنی ساکنان مکه، مدینه، تبوک و الباحه که مالکی و شافعی مذهب هستند، خود را از ساکنان منطقه نجد که شامل استان‌های حنبلی‌نشین ریاض، قصیم و حایل می‌شود، برتر می‌دانند پس واضح است که برخلاف تبلیغات حکومتی، اربابان مذاهب در عربستان از روند جاری رضایت ندارند.

اما سؤال این است که با وجود اعمال تبعیض‌های ناروای مذهبی که علیه مالکی‌ها و شافعی‌ها در منطقه استراتژیک حجاز اعمال می‌گردد چرا تاکنون شاهد اعتراضات مؤثری از سوی آنان نبوده‌ایم و این اعتراضات تحت چه شرایطی بروز و ظهور جدی می‌یابد؟

5- رژیم عربستان سعودی نشانه‌هایی از نگرانی را بروز داده است. تلاش‌های پیگیرانه این روزهای محمد بن سلمان برای محکم‌تر کردن گره این رژیم به رژیم صهیونیستی، دولت آمریکا و دولت‌های اروپایی از یک سو و وعده‌های مبتنی بر اعطای آزادی‌های داخلی از سوی دیگر نشان می‌دهد که ریاض خطر را احساس کرده و درصدد چاره‌جویی است و برکناری شاهزادگان و بازپس‌گیری اموال فراوان آنان، نشان می‌دهد این رژیم از فزونی گرفتن مخالفان داخلی و سوار شدن مخالفان بر موج فسادها هراسناک است.

کما اینکه اعمال فشار بر مصر برای واگذاری دو جزیره «تیران» و «صنافیر» نیز نشانه‌ای از نیاز جدی عربستان به مقتدر دیده شدن به حساب می‌آید و این‌ها در شرایطی است که جنگ یمن و ناکامی عربستان در مدیریت موفق آن سبب فشار فراوانی در محیط مرزی و نیز فرامرزی عربستان به آل‌سعود شده است.

تلاش ولیعهد حاکم بر عربستان برای پای کار آوردن رژیم صهیونیستی و نیز تلاش برای واداشتن آمریکا به مداخله بیشتر در امور کشورهای یمن، سوریه و عراق و اعمال فشار بیشتر واشنگتن به ایران بیانگر جمع‌بندی منفی مسئولان ریاض از شرایط آینده داخلی عربستان است.

بن سلمان در حالی به روزهای تحویل گرفتن تاج و تخت سعودی نزدیک می‌شود که شرایط سیاسی و امنیتی درون مرزی و فرامرزی عربستان لرزان است.

او نتوانسته از سیطره انصارالله در پرونده امنیتی یمن بکاهد. هنوز ریاض از سوی موشک‌های بالستیک یمنی‌ها تهدید می‌شود و بخش وسیعی از مناطق استراتژیک عربستان در جنوب غرب و سواحل این کشور در معرض تهدید روزانه انصارالله است، مشروعیت درون خانوادگی او زیر سؤال است و مهمترین کشورهای حامی عربستان در مورد توانایی بن سلمان در اداره درست این کشور تردید دارند چه رسد به اینکه او را در حد و اندازه اداره کشور بدانند! بن سلمان به‌شدت نیاز به اثبات توانمندی خود دارد و از این روست که حرف‌های گنده می‌زند تا بیشتر دیده شود.

مرگ بر فتنه گر؛ چه در غرب، چه در قصر، چه در حصر

 

یک شعار در میان شعارهای مردم در تظاهرات خودجوش چند روز گذشته بیش از دیگر شعارها توجه هر ناظر این تحولات را به خود جلب می کرد.این شعار حکیمانهه این بود؛ مرگ بر فتنه گر، چه در غرب، چه در قصر، چه در حصر.

 

 

 

به گزارش سخن آشنا،  محمد کاظم انبارلویی در یادداشتی نوشت:

 

 

 

رصد هوشمندانه مردم از فتنه ها و تحلیل های آنها با مسئولین دو خروجی متفاوت دارد. با آنکه ابزارهای پیچیده‌ای در دست مردم نیست اما فهم آنها از مسائل، خیلی دقیق تر و جدی تر از مسئولین است.

 

 

 

یک شعار کلیدی در میان شعارهای مردم در تظاهرات خودجوش چند روز گذشته بیش از دیگر شعارها توجه هر ناظر این تحولات را به خود جلب می کرد. این شعار حکیمانه، سیاستمدارانه و پژوهشگرانه این بود؛

 

 

 

" مرگ بر فتنه گر، چه در غرب، چه در قصر، چه در حصر".

 

 

 

این شعار نشان می دهد سر فتنه در غرب به ویژه آمریکا و انگلیس و در منطقه رژیم اشغالگر قدس است. هر فتنه ای که در یکصد سال اخیر در ایران بوده زیر سر غرب بوده است. آنها منافعی را در ایران برای خود تعریف کرده اند و حاضر نیستند به هیچ قیمتی از آن دست بردارند. هر چند پس از انقلاب میلیاردها دلار هزینه کرده اند تا آن را به دست آورند اما هنوز هم فکر می کنند درآمد این فتنه ها بیش از هزینه آن است.

 

 

 

لذا مردم دشمن شماره یک خود را همچنان آمریکا و انگلیس و متحدین منطقه ای آن رژیم صهیونیستی و دولت کودک کش سعودی می دانند. متهم ردیف دوم این فتنه ها سرمایه داران و سرمایه سالارانی هستند که در داخل  قصرهای خود نشسته اند چون سر در آخور غرب دارند و در امر توسعه اقتصادی کشور اخلال می کنند.

 

 

 

صاحبان نقدینگی های نجومی، حرام‌خواران و رباخواران هیچ وقت با این انقلاب سر سازش نداشته‌اند. انقلاب همیشه پایگاه‌های اصیل خود را در میان مردم محروم و مستضعف داشته است. سرمایه‌داران حرام‌خوار که اهل رانت، اختلاس و دزدی هستند از اول رودرروی انقلاب بودند. به همین دلیل یکی از قوانین ضد فساد در ایران آن است که کسانی که اخلال در نظام اقتصادی می کنند حکم آنها اعدام است.

 

 

 

این جماعت پشت سر هر فتنه ای در ایران هستند و لذا مردم آنها را در قصرهای فرعونی و ابوسفیانی شناسایی کرده و می دانند دلشان با انقلاب و ملت ایران صاف نمی شود.

 

 

 

قسم سوم فتنه گران کسانی هستند که جزء ریزش‌های انقلابند. تجدیدنظر طلب‌ها، بریده‌ از آرمان‌ها و ارزش‌های انقلابی و اسلامی، انقلابیونی که اشرافی‌گری بین آنها و انقلاب و مردم فاصله انداخته است و حس می کنند با کسانی که در قصرها زندگی می کنند نوعی همخونی و همخوانی دارند و به مراتب اولی چشمی هم به آن سوی آب‌ها دارند. دل این جماعت هم به دلیل بخل، کینه و حسد با انقلاب صاف نخواهد شد. اینها یا بسترساز فتنه‌ها هستند یا اگر فتنه‌ای برپا شود در کمک به آن دریغی ندارند.

 

 

 

به هر حال مردم در تظاهرات خودجوش خود این سه چهره را شناسایی کرده و مرزبندی خود را با آنها اعلام کرده اند. فتنه اخیر زود جمع شد. علت آن ذوق زدگی‌هایی بود که دشمن فکر کرد می تواند دلش به آنها خوش باشد. این مثل روز روشن است کسانی که مطالبات معیشتی یا اعتراض صنفی دارند شعار ساختارشکن نمی دهند و دنبال مطالبات بر حق خود هستند. آنها خیلی سریع صف خود را از آشوب‌گران جدا کردند.

 

 

 

مردم ایران پایه اصلی امنیت و اقتدار ملی هستند، ضامن امنیت انقلاب همین مردم هستند. اکنون دستگاه‌های امنیتی و انتظامی در بالاترین سطح هوشیاری برای سرکوب هر فتنه ای می باشند اما مردم در برخورد با فتنه فقط روی بصیرت و هوشیاری خود تکیه می کنند و اگر قصوری در دستگاه‌های امنیتی و قضائی است آنها آن قصورها و گاهی تقصیرها را جبران می کنند.

 

 

 

تصویری که مردم منطقه و جهان از حضور ملت ایران در خیابان‌های شهرها و حتی بخش ها و روستاها دیدند، اعلام یک حضور قدرتمندانه و یک مانور عظیم و آمادگی محیرالعقول و هوشمندانه بود. با آنکه طی 40 سال اخیر آمریکایی‌ها بارها این سطح از آمادگی را دیده و تجربه کرده اند معلوم نیست چگونه است که هر از چندی هوس تحرکات براندازانه می کنند؟ آنها هم نیروهای خود را در داخل تلف می کنند و هم هزینه هایی را صرف می کنند که با محاسبات اولیه آنها جور درنمی آید.

 

 

 

چه بسا شمار زیادی از آنها پول گرفته اند اما در عمل فقط پول را خورده و کاری برای آنها نکرده اند. پس فردا سالگرد قیام تاریخی مردم قم در 19 دی 1356 است. مردمی که انقلاب اسلامی را در همین ماه و سال کلید زدند شهرها و روستاهای ایران در سالروز چهلم این قیام و تکرار آن به پا خاستند و انقلاب اسلامی را در 22 بهمن 57 به ثمر نشاندند. از آن زمان تا کنون مردم حتی یک لحظه در برخورد با فتنه ها و صیانت از انقلاب، کف خیابان را رها نکردند. آمریکایی‌ها برای هماوردی با انقلاب اگر فکر می کنند کف خیابان محل مناسبی با تصفیه حساب با انقلاب و اسلام است اشتباه می کنند. خیابان‌های ایران فقط محل حضور حماسی میلیون‌ها ایرانی است که برای انقلاب حاضرند جان خود را فدا کنند. این مکان در هیچ زمانی پس از انقلاب در دست دشمن نبوده و نخواهد بود.

 

 

 

مردم، هر روز دشمن را در "غرب"، "قصر" و "حصر" رصد می کنند  و کوچکترین تحرک آنها در قاب نگاه بصیرت آمیز ملت ثبت و ضبط می شود و حساب و کتاب خود را دارد و به موقع واکنش خود را دارد. مداحی حماسی میثم مطیعی در نماز جمعه هفته گذشته شنیدنی بود، به ویژه آنجا که فرمود :

 

 

 

 هنوز مردم مستضعفند پای نظام

 

 

 

برای همیشه صبوران سربلند، سلام

 

منبع:مشرق

آخرین مطالب