پر بازدیدترین مطالب

بحران‌های آمریکا اجازه جنگ با ایران را نمی‌دهند!


طبق گزارش وزارت امور کهنه سربازان آمریکا، روزانه ۲۰ سرباز از جنگ برگشته ی آمریکایی خودکشی می کنند و طبق گزارشی دیگر فقط ۱۵ درصد سربازانی که از جنگ ویتنام برگشته اند، درگیر بیماری PTSD هستند

به گزارش سخن آشنا، احمد دستاران ممقانی طی یادداشتی با عنوان "بحران‌های آمریکا اجازه جنگ با ایران را نمی‌دهند!"، به چرایی عدم توانایی آمریکا در مواجهه نظامی با ایران پرداخت.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

بحران‌های آمریکا اجازه جنگ با ایران را نمی‌دهند!
کمتر تمدن و کشوری را امروزه سراغ داریم که طعم جنگ طلبی ها و جنایات جنگی آمریکا را نچشیده باشد. حقیقتی که جیمی کارتر هم یک ماه پیش به آن اذعان کرد و گفت: "آمریکا در طول 242 سال حیاتش، تنها 16 سال در صلح بوده است." البته من خود آمریکایی ها را از این قائله مستثنا می کنم. زیرا به قول گور ویدال، نویسنده معروف: "آمریکا ایالات متحده فراموشی است و همه ی جنایات جنگی اش را فراموش میکند!"
شاید این روزها شنیده باشید که ممکن است ایالات متحده آمریکا به سراغ عادت همیشگی اش برود و یک جنگ نظامی را با ایران آغاز کند. جنگی که آغاز شدن یا نشدنش دغدغه و سوال بسیاری از ایرانیان است.
حال فارغ از توان بازدارنده ی جمهوری اسلامی در عرصه‌ی نظامی و سایر دلایل، در این یادداشت در تلاشم تا ثابت کنم ایالات متحده به دلیل اقتصاد به شدت بیمار این روزهایش و به خاطر بسیاری از مشکلات داخلی اش قادر به شروع یک جنگ با ایران نخواهد بود!


1- هزینه های جنگ با ایران:
اگر به یاد داشته باشید سال 2003 بود که ایالات متحده با عراق وارد جنگ شد. پیش از جنگ برآورد امثال رامسفلد، وزیر دفاع وقت نشان می داد که جنگ عراق برای آمریکا فقط 70 میلیارد دلار هزینه داشته باشد. اما سالها بعد جوزف استیگلیتز و لیندا بیلمز در کتاب "جنگ سه تریلیون دلاری" نشان دادند که جنگ عراق برای آمریکا هر ثانیه پنج هزار دلار، هر روز 400 میلیون دلار و در پنج سال نخست، سه تریلیون دلار هزینه داشته است. هزینه ای وحشتناک که اگر ایالات متحده خرج اقتصاد بیمار و حل مشکلات اقتصادی اش می کرد شاید امروز با این حجم از بحران اقتصادی روبرو نبود. حال تصور کنید ایالات متحده بخواهد وارد جنگ با ایران بشود! درست است که آمریکایی ها همواره در محاسبه ی هزینه ی جنگ هایشان خطا می کنند اما بی شک می دانند که جنگ با ایران صدها برابر جنگ عراق برایشان هزینه خواهد داشت.


2- اقتصاد به شدت بیمار آمریکا:
اما از این ها که بگذریم، این روزها اقتصاد آمریکا هم با بحران های بسیاری دست و پنجه نرم می کند و هرگز توان پذیرش هزینه های بسیار سنگین جنگ با ایران را ندارد. بدهی دولت آمریکا وارد 22 تریلیون دلار شده است و به تنهایی بار یک سوم بدهی کل جهان بر دوش آمریکاست. کسری بودجه در دولت ترامپ افزایش بسیاری داشته است و هم اکنون بیشترین میزان کسری بودجه جهان متعلق به آمریکاست. برخلاف بهبود اندک وضعیت کار در دولت ترامپ، عدم تناسب هزینه های زندگی و درآمدها موجب ظهور روز افزون فقر و پدیده ی بی خانمان ها در آمریکا شده است به طوریکه طبق گزارش CNN نزدیک به 43 درصد خانواده های آمریکایی قادر به تامین هزینه های ابتدائی مثل اجاره و غذا نیستند و طبق گزارش وزارت کشاورزی آمریکا نزدیک به 40 میلیون آمریکایی از گرسنگی مفرط رنج می برند. همینطور 13 درصد آمریکایی ها بدون بیمه هستند و هزینه های سلامت روز به روز در آمریکا در حال افزایش است. همه ی اینها موجب شده است که بنابر نظرسنجی موسسه پیو، مهمترین خواسته های مردم از دولت در سال 2019 حل مشکلات اقتصادی و کاهش هزینه های سلامت باشد و پرداختن دولت به مسائل نظامی جزء آخرین الویت ها در گزارش پیو دیده می شود که این نشان از عدم همراهی افکاری عمومی همانند بسیاری از جنگ ها با دولت آمریکا نیز می باشد.


3- وضعیت نامناسب سربازان آمریکایی:

طبق گزارش وزارت امور کهنه سربازان آمریکا، روزانه 20 سرباز از جنگ برگشته ی آمریکایی خودکشی می کنند و طبق گزارشی دیگر فقط 15 درصد سربازانی که از جنگ ویتنام برگشته اند، درگیر بیماری PTSD هستند. وحشتناک بودن این آمارها به حدی است که اخیرا دونالد ترامپ هم نسبت به این آمارها واکنش نشان داد و ابراز نگرانی کرد. آمارهایی که بی شک اصلی ترین دلیل آن حضور سربازان آمریکایی در ویتنام، عراق و افغانستان بوده است. حال آمریکا با آغاز یک جنگ جدید با ایران و تشدید بحران کهنه سربازانش فقط حماقت خود را نشان داده است.
همانطور که دیدید آغاز یک جنگ نظامی با ایران، نه تنها تلفات نظامی سنگینی برای آمریکا خواهد داشت بلکه اقتصاد آمریکا را به کلی نابود خواهد کرد و افول ایالات متحده که این روزها باور نخبگان سراسر جهان است را به شکل جدی سرعت می بخشد. جنگی که برخلاف جنگ های گذشته هرگز پایانش به اراده ی آمریکایی ها نخواهد بود! بحران های آمریکا اجازه جنگ با ایران را نمی دهند.
منبع:تسنیم

مشورت جهانگیری و استدعا ازقوه قضا!



دهقان نایب رئیس فراکسیون ولایی مجلس گفت: دلالان در سال ۹۷ از مابه‌التفاوت نرخ ارز آزاد و دولتی که به برخی شرکت‌ها و افراد واگذار شده، حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان سود کرده‌اند.

به گزارش سخن آشنا، «مهران ابراهیمیان» در یادداشت روزنامه «جوان» نوشت:

«متأسفانه هیچ دو مغازه‌ای یک جنس واحد را با قیمت یکسان ارائه نمی‌کند، کالا صبح یک قیمت دارد و عصر قیمت دیگر، این شرایط پذیرفته نیست و دولت باید به سرعت اصلاحاتی در امور ایجاد کند.» این را نه نگارنده که یک نماینده مجلس گفته است، همین رهاشدگی در بازارها هم از سوی فعالان دامدار بیان‌شده و گفته‌اند که قیمت خوراک دام را به مراتب بالاتر از قیمت مصوب تهیه می‌کنند، در حالی که از ترس وارد کننده بزرگ حرفی نمی‌زنند، مبادا در لیست سیاه ایشان (!) قرار بگیرند. همه این‌ها نویددهنده روزهای سخت‌تر برای حقوق‌بگیرانی است که اکنون علاوه بر گرانی‌های ناگزیر از کمبود درآمدهای ارزی، باید گرانی‌های تحمیلی از سوی رانت‌خواران زیاده‌خواه مرتبط با دولت را هم تحمل کنند.

بیشتر بخوانید:

توصیه مهم رئیس بانک مرکزی درباره بازار ارز
سکه ۶ هزار تومن گران شد
قیمت سکه به ۵ میلیون و ۱۵۰ هزار تومان رسید

زیاده‌خواهانی که حداقل داد بخش مهمی از دولت را نیز در آورده‌اند و کار به جایی رسیده که هم نوبخت به عنوان معاون رئیس‌جمهور از انحراف تخصیص منابع یارانه کالاهای اساسی سخن گفته و قول داده تا انحرافات تخصیص ارزهای ۴۲۰۰ تومانی را اصلاح کنند و هم معاون اول رئیس‌جمهوری کارشناسان را به شور گذاشته تا درباره این‌ها تصمیم بگیرند. چه طور ممکن است که به گفته نمایندگان مجلس قیمت‌ها را دلالانی تعیین کنند که خودشان با ارتباط با دولت از مواهب ارزهای ۴۲۰۰ تومانی بهره برده‌اند؟ چه طور ممکن است صادرکنندگان و فعالان اقتصادی هم از عدم بازگشت ارزهای صادراتی شاکی باشند و در نامه‌ای به رئیس کل بانک مرکزی خواستار افشاگری نام آن‌هایی باشند که ارزهایشان را وارد نکرده‌اند؟ در سیستم توزیع اقتصادی چه خبر است که به گفته نمایندگان مجلس دولت همه چیز را به دلالان سپرده و هنوز دولت در مرحله چالش مبانی فکری و پیروی از مکتب اقتصادی در این‌باره است؟


به این ارقام توجه کنید:


‌در سال ۹۷ خودروسازان و واردکنندگان خودرو بیش از ۱ /۷ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی گرفتند که با توجه به واردات ۱/۴ میلیارد دلاری سال ۱۳۹۷ خودرو و قطعات، سرنوشت ۳۴۱ میلیون دلار از آن نامعلوم است. همچنین با توجه به اینکه بخشی از واردات خودروها با ارز نیمایی انجام شده‌است، به نظر می‌رسد سرنوشت حدود ۵۰۰ میلیون دلار ارز دولتی که خودروسازان و واردکنندگان قطعات دریافت کرده‌اند نامشخص است.


۳ میلیارد یورو ارز دولتی در جیب دو خانواده. معاون اول رئیس‌جمهور گفت: از سیاست‌های دولت تهیه کاغذ مشابه کالاهای اساسی است؛ عده‌ای ارز ۴۲۰۰ تومانی دریافت کرده، کاغذ وارد کرده و در آن شبکه‌ای که وزارت ارشاد در نظر داشت آن را توزیع نکردند.


دهقان نایب رئیس فراکسیون ولایی مجلس گفت: دلالان در سال ۹۷ از مابه‌التفاوت نرخ ارز آزاد و دولتی که به برخی شرکت‌ها و افراد واگذار شده، حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان سود کرده‌اند.


این آمارها نه از سوی رسانه‌ها بلکه از سوی مجریان و تصمیم‌گیران کشور اعلام شده‌اند، جسارتاً و با عرض پوزش کار مسئول عملیات رسانه‌ای نیست، بلکه کار مسئولان برخورد و تصمیمات درست است، در حالی که فراخوان شورگذاری آقای جهانگیری نشان می‌دهد هنوز دولتمردان در مبانی و چارچوب اولیه فکری در حوزه اقتصادی دچار مشکل هستند و از این نهاد اجرایی با چنین مشکلات ابتدایی، نمی‌توان انتظار ورود به بازارها را داشت و طبیعی است که هر روز به مردم شوک‌های جدیدی وارد می‌شود و رانت‌خواران هر روز ده‌ها و بلکه صدها میلیارد تومان سود را با سوء‌استفاده از شرایط و گران کردن اجناسشان افزایش می‌دهند! بنابراین از قوه قضائیه به عنوان مرجع احقاق حق عموم مردم استدعا دارد با نگاهی به این اعداد و ارقام درشت و وحشتناک در توزیع ناعادلانه و ناجوانمردانه یارانه از یک سو دولت را وادار به خروج از سکوت و ورود به بازارها بکند و از سوی دیگر نسبت به برخورد و افشاگری متخلفان اقدام و در نهایت دریافت‌کنندگان عمده ارزهای ۴۲۰۰ تومانی را مجاب به ارائه گزارش قابل فهم به همه مردم بکنند وگرنه این اعداد، همچون آواری بر سر مردم خراب خواهد شد و از اعتماد میان مردم و دولت خرابه‌ای به جای خواهد گذاشت.

استراتژی جدید ایران دربرابر آمریکا



آمریکا با رفتار کم و بیش دیوانه‌وار خود علیه ایران، نوعی اجماع بین‌المللی علیه خود خلق کرده که هرگونه اقدام ایران در پاسخ به فشارهای خود را منطقی و مشروع می‌کند.

به گزارش سخن آشنا، «مهدی محمدی» در روزنامه «وطن امروز» نوشت:

از یک منظر راهبردی، مساله اصلی برای ایران اکنون انجام دادن این یا آن اقدام خاص در واکنش به فشارهای آمریکا نیست، بلکه مساله اصلی این است: ایران در حال در پیش گرفتن یک استراتژی جدید برای هزینه‌مند کردن رفتار آمریکا، از طریق تبدیل اهرم‌ها و ابزارهای قدرت خود به ابزارهای فشار به آمریکاست.

اینکه ایران به سمت این استراتژی حرکت کرده و تصمیم گرفته مولفه‌های قدرت ملی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خود را در چارچوب یک راهبرد یکپارچه به ابزارهای فشار، تولید هزینه و بازدارنده در مقابل آمریکا تبدیل کند، خبر بسیار بدی برای واشنگتن است. ایران دارای طیف بسیار متنوعی از ابزارهای قدرت نظامی، اطلاعاتی - امنیتی، ژئوپلیتیک، سیاسی، اقتصادی، روانی - رسانه‌ای و سایبری است که در طول زمان با اهداف گوناگون توسعه داده شده است.

این ابزارها لزوماً در هدف‌گذاری اولیه خود، اهرم‌هایی برای ضربه زدن به آمریکا یا تحمیل هزینه به آن نبوده است اما در بازنگری راهبردی جدیدی که به نظر می‌رسد در حال انجام است، اهداف و ماهیت این برنامه‌ها به گونه‌ای در حال تغییر و بازسازماندهی است که به کار وارد آوردن ضربه با حداکثر شدت ممکن به آسیب‌پذیرترین جنبه‌های حضور منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آمریکا و متحدان آن بیاید.

دولت آمریکا ظاهراً دچار این سوءتفاهم شده که ایران قادر به ارائه پاسخ به فشارهای فزاینده آن – که به گفته خودشان اخیراً از فاز «غیرقابل تحمل» خارج و وارد فاز «بی‌سابقه» شده- نیست. در واقع اشتباه محاسباتی آمریکایی‌ها این است که از صبر راهبردی ایران برداشت ضعف کرده‌اند و تصور می‌کنند ایران قادر نیست مولفه‌های قدرت خود را به منظور تحمیل هزینه به آمریکا به کار بگیرد.

به چند دلیل، ظاهراً زمان آن رسیده است که این اشتباه محاسباتی تصحیح شود.

اولاً: ایران اساساً فشارهای آمریکا را به میزانی که آمریکا خود آن را جدی گرفته، جدی نگرفته است. درست است که آمریکا با تمام توان خود در حال فشار آوردن به ایران است اما این فشارها تاکنون قادر به محقق کردن هیچیک از اهداف اعلامی آمریکا نبوده، بلکه آمریکا را از آنها دورتر هم کرده است.

به عنوان مثال، اگر فرض کنیم ایجاد آشوب سراسری در ایران یا نشاندن ایران پای میز مذاکره منطقه‌ای و موشکی یکی از اهداف اصلی استراتژی جدید فشار آمریکا بوده، امروز فاصله واشنگتن با این اهداف از هر زمان دیگری در گذشته بیشتر است. از این جنبه، این فشارها، در واقع بیش از آنکه ایران را به مسیر مدنظر آمریکا بکشاند، ضعف‌ها، ناتوانی‌ها و توهمات آمریکا را برای همگان از جمله مردم ایران - که هدف اصلی همه این فشارها هستند - آشکار کرده است.

ثانیاً: دولت آمریکا خدمت بسیار بزرگی به ایران کرده و آن این است که هم مردم و هم مسؤولان را به این جمع‌بندی قطعی رسانده که هیچ الگوی مذاکراتی در مقابل آمریکا حتی ارزش بررسی ندارد و به همین دلیل اکنون نوعی اجماع ملی برای ایستادگی در مقابل آمریکا و ارائه پاسخ‌های بازدارنده به آن شکل گرفته است.

ایران در حالی تصمیم به هزینه‌مندکردن رفتار آمریکا گرفته که مردم و نظام از هر وقت دیگری در گذشته در این باره یکپارچه‌تر و مصمم‌ترند. پاسخ دادن به آمریکا در چنین شرایطی نه فقط به خلق دوقطبی‌های مضر نمی‌انجامد، بلکه یکپارچکی ملی را نیز بیشتر می‌کند.

ثالثاً: آمریکا با رفتار کم و بیش دیوانه‌وار خود علیه ایران، نوعی اجماع بین‌المللی علیه خود خلق کرده که هرگونه اقدام ایران در پاسخ به فشارهای خود را منطقی و مشروع می‌کند. صبر راهبردی ایران امکانی فراهم آورده که اکنون می‌توان با کمترین هزینه بین‌المللی به اقدام راهبردی علیه آمریکا دست زد.

مجموعه اخبار درباره احتمال تجدیدنظر کلی یا جزئی درباره برخی تعهدات برجامی ایران و دیگر اقداماتی که ممکن است در آینده در پاسخ به فشارهای آمریکا انجام شود را باید از این منظر نگریست.

این اقدامات به تدریج و نحو کاملاً محاسبه‌شده و هوشمندانه به آمریکا نشان خواهد داد که پروژه‌های فشار آن، نه تنها به نتیجه‌ای که مدنظر داشته منجر نشده بلکه باعث شده ایران در مسیر جدیدی قرار بگیرد که حاصل آن افزایش انفجاری فشارها بر آمریکا در نقاطی است که به هیچ وجه آن را محاسبه نکرده است.

همانطور که آمریکا محاسبات مردم و مسؤولان در ایران را هدف گرفته، استراتژی درست آن است که ایران هم محاسبات آمریکا و اسرائیل را هدف بگیرد. اراده برای تزریق نیروی جدید به این جنگ محاسباتی، بسیاری از تحولات را در آینده رقم خواهد زد.

آموزش و پرورش را ۲۰۳۰ برده مجلس را خواب



شما خبر دارید مدرسه‌ای دخترانه در تهران فردی به نام روبرتو کوکتزو تبعه ایتالیا را در سایت خود به عنوان مشاور مدرسه معرفی کرده است؟

به گزارش سخن آشنا، «نفیسه ابراهیم زاده انتظام» در یادداشت روزنامه «جوان» نوشت:

در حالی که هفته گذشته آموزش و پرورش به خاطر تذکرات رهبر انقلاب و مصادیق تعالیم غیراسلامی و غیرایرانی در مدارس در فضای مجازی تحت فشار افکار عمومی بوده، رئیس کمیسیون آموزش مدعی شد سند ۲۰۳۰ به کلی کنار رفته است.

 

محمدرضا عارف یک هفته پس از هشدار رهبر انقلاب به آموزش و پرورش درباره اجرای پیدا و پنهان سند ۲۰۳۰ در مدارس کشور گفت: وزیر آموزش و پرورش بارها در کمیسیون آموزش مجلس اعلام کرده به هیچ وجه و در هیچ جای رسمی در این وزارتخانه، هیچ اقدامی در ارتباط با سند ۲۰۳۰ مطرح نیست. وی درباره برخی اظهارنظرها مبنی بر اجرای سند ۲۰۳۰ در مدارس گفت: سند ۲۰۳۰ از دستور کار آموزش و پرورش خارج شده است؛ ما اطلاع دقیقی داریم که بعد از اولین تذکر مقام معظم رهبری، این سند اجرا نمی‌شود. رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در ادامه گفت: ما سندی بهتر از ۲۰۳۰ داریم که سند تحول بنیادین آموزش و پرورش یک سند بسیار مترقی است.


اول اینکه اطلاع دقیق آقای عارف با اطلاعات دقیق رهبر انقلاب در تقابل است به کنار، اما در شرایط کنونی از کمیسیون آموزش و تحقیقات به عنوان کمیسیون تخصصی مجلس در زمینه آموزش و پرورش انتظار می‌رفت به سؤالاتی از این دست پاسخ دهد که «جنتلمنیسم» چرا و چگونه وارد مدارس شده است؟ چرا و چگونه سلیقه جوانان به ابتذال کشیده شده است؟ یا از وزیر آموزش و پرورش بخواهد درباره رواج نشاطی که در مدارس به آن اشاره می‌کند، توضیح دهد و دست از کلی‌گویی بردارد و تعریف و چارچوبی برای آن مشخص کند نه اینکه سخنگوی آموزش و پرورش باشد.


همین یکی دو روز پیش بود که غلامرضا کریمی مدیرکل امور بین‌الملل و مدارس خارج کشور در گفت‌وگو با رسانه‌ها حضور مشاوران خارجی در مدارس دخترانه تهران برای آموزش، سبک زندگی را تأیید کرد. چرا کمیسیون آموزش بلافاصله از وزیر نپرسید، این اقدام در قالب چه پروتکلی و مصوب کدام نهاد بالادستی انجام می‌شود؟


آقای عارف ما هم می‌دانیم سند تحول بنیادین مترقی است، اما شما بگویید با وجود سند مترقی تحول بنیادین علت اتخاذ شیوه رجیو ایمیلیا که مبتنی بر جدایی آموزش از ایدئولوژی است در مدارس کشور چه می‌کند؟


آقای رئیس کمیسیون آموزش آیا فکر می‌کنید سند ۲۰۳۰ باید شاخ و دم داشته باشد یا شمشیر را از رو بسته باشد؟ استعاره دست چدنی در دستکش مخملی را از رهبر انقلاب نصب‌العین کنید.


سند ۲۰۳۰ باید به صورت علنی بگوید دنبال جدایی دین از زندگی و سیاست است تا بدانید برای آینده نظام خطر دارد؟ آیا باید واضح می‌گفت: جوانان ازدواج نکنید، به روابط بی‌قید رو بیاورید، فرزندآوری را فراموش کنید، چون منابع دنیا کم است و جمعیت زیاد. منابع را نمی‌توانیم زیاد کنیم پس کمتر زاد و ولد کنید؟ یا همین که ذیل رفع فقر و گرسنگی این مسئله را دنبال کند، کافی است؟


آیا به جای اینکه سرراست برود سر کاهش فرزندآوری و درگیر هزینه‌های مقاومت جوامع شود، بهتر نیست بر طبل برابری جنسیتی بکوبد تا زنان را به ورزشگاه بکشاند و درگیر مسائل حاشیه‌ای کند.


یا به جای اینکه به دانش‌آموزان تفکر و خلاقیت یاد بدهد و آن‌ها را برای ساختن تمدن ایران اسلامی تربیت کند و با آهنگ جنسی ساسی مانکن آن‌ها را برقصاند و مورد توجه جنس مخالف بودن را به عنوان ارزش در ذهن دانش‌آموزان القا کند و به طوری برای یک دختر در سن بلوغ این دغدغه شود که بدن جذاب داشته باشد و ابزار لذت‌جویی جنس مخالف شود و در این راه تمام هم و غم خود را صرف کند، این چه جور آتش‌زدن سرمایه انسانی است که شما به عنوان رئیس کمیسیون آموزش آن را نادیده می‌گیرید و قربانی منافع حزبی و ملاحظات جناحی می‌کنید؟


شما که مدعی هستید، سند تحول بنیادین مترقی‌تر است، چرا از مسئولان آموزش و پرورش نمی‌پرسید به جای اجرای راهبردهای این سند پاسخ دهند که آیا رفت و آمد اعضای سفارتخانه‌های کشورهای اروپایی به مدارس در راستای سند تحول بنیادین است؟ یا تصویری از آموزش جهانی و تربیت شهروندانی برای سال ۲۰۳۰ دهکده جهانی را تداعی می‌کند؟


شما که از سند تحول بنیادین صحبت می‌کنید تا به حال چندبار شیوه جذب و تربیت و گزینش معلم در آموزش و پرورش را مورد بررسی قرار داده‌اید؟ شیوه‌ای که یا آنقدر کهنه است یا آنقدر رها؟


به عنوان رئیس کمیسیون آموزش مجلس حال که موضعی در خور جایگاه حقوقی‌تان اتخاذ نمی‌کنید دست‌کم ساز مخالف رهبری نزنید.


شما خبر دارید مدرسه‌ای دخترانه در تهران فردی به نام روبرتو کوکتزو تبعه ایتالیا را در سایت خود به عنوان مشاور مدرسه معرفی کرده است؟ این اقدام در راستای سند تحول بنیادین است؟ آیا سندی که امنیت و رفاه برای همه را می‌خواهد به جان ایمان و اعتقاد فرزندان یک کشور می‌افتد؟ امنیت و رفاه برای کشور ما چطور ایجاد می‌شود؟ توسط سرمایه‌های انسانی متفکر و خلاق یا توسط سرمایه‌های انسانی رقاص؟


وقتی می‌گویید سند ۲۰۳۰ به کل کنار گذاشته شده است از مسئولان آموزش و پرورش بپرسید که در شرایط کنونی سفر به سوئد، فنلاند، چین و ماچین در راستای کدام راهبرد سند تحول است؟ آن هم در حالی که هنوز در اجرای یک سند داخلی مانده‌اید و در حوزه تعلیم و تربیت حرفی برای زدن ندارید. پرورش که هیچ در حوزه آموزش بعد از چند سال ۳۰ نمره کاهش مهارت خواندن و درک مطلب برای دانش‌آموزان تحویل افکار عمومی می‌دهید. این آموزش و پرورش چه تجربه جذابی دارد که دنیا برای تعامل با آن مشتاق باشد؟ چند نفر مشاور ایرانی با آموزه‌های اسلامی به عنوان مشاور در مدارس خارجی مشغول به کار هستند؟


می‌دانم این شیوه را برای دور نگه داشتن وزیر آموزش و پرورش از استیضاح برگزیده‌اید، اما دست‌کم در این فضا شیوه مناسبی نیست. در فضایی که انتشار چند کلیپ رقص و آواز چشم‌های مخاطبان را گشاد کرده و انتظار یک واکنش مناسب یا اتخاذ یک موضع درست از سوی سیاستگذاران و مجریان حوزه تعلیم و تربیت دارند. می‌دانم این آموزش و پرورش روی دست جریان‌هایی که برای رأی اعتماد به بطحایی رایزنی کرده‌اند، مانده است. اما تو را به خدا آموزش و پرورش را وجه‌المصالحه اهداف سیاسی خود قرار ندهید.

دیرهنگام بود اما ضروری



واکنش عصبی و توأم با نگرانی شدید سه کشور اروپایی نسبت به بیانیه اخیر حاکی از هراس آنان در مواجهه با اقدامی است که ایران اولین گام آن را برداشته است.

به گزارش سخن آشنا، «حسین شریعتمداری» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:

بیانیه دیروز شورای عالی امنیت ملی که خطاب به ۵ کشور باقی‌مانده در برجام صادر شده بود، اگرچه اقدامی دیرهنگام بود ولی در صورت تداوم می‌تواند شروع قابل قبولی برای خروج دولت از دیپلماسی انفعالی تلقی شود و از این جهت باید آن را به فال نیک گرفت و به دولت برای پیشبرد آن کمک کرد. برجام یک معاهده بین‌المللی بود که با قطعنامه ۲۲۳۱ سازمان ملل تضمین شده بود. خروج آمریکا از برجام در حالی صورت گرفت که ما همه امتیازات را داده و طرف مقابل (چه آمریکا و چه اروپا) به هیچیک از تعهدات خود عمل نکرده بودند. بعد از خروج آمریکا نیز دولت‌های اروپایی تمامی تعهداتی را که در برجام پذیرفته بودند نادیده گرفتند و این حالت تا به امروز ادامه داشته است.


از این روی با قاطعیت می‌توان گفت که برجام دیگر وجود خارجی ندارد و در این میان فقط ما مانده‌ایم و ده‌ها امتیاز از دست رفته و تعهدات برجای مانده! به بیان دیگر اساساً برجامی باقی نمانده بود که ما خود را موظف به باقی ماندن در آن بدانیم، ولی علی‌رغم این واقعیت ملموس و غیرقابل انکار، کماکان به حضور در برجامی که دیگر وجود خارجی نداشت ادامه دادیم تا...


دیروز شورای عالی امنیت ملی با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که ۲ ماه به ۵ کشور طرف مقابل (انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه و چین) مهلت می‌دهد که به تعهدات برجامی خود عمل کنند و به عنوان اولین گام، اعلام شد که «ایران دیگر خود را متعهد به رعایتِ محدودیت‌های «نگهداری ذخایر اورانیوم غنی‌شده» و «ذخایر آب سنگین» نمی‌داند و به کشورهای باقیمانده در برجام ۶۰ روز برای اجرای تعهدات خود بویژه در حوزه‌های بانکی و نفتی فرصت می‌دهد». و در ادامه بیانیه آمده است که «در هر زمان که خواسته‌های ما تامین شود، ما نیز به همان میزان اجرای مجدد تعهدات متوقف شده را از سر خواهیم گرفت، اما در غیراین صورت، جمهوری اسلامی ایران مرحله به مرحله تعهدات دیگری را متوقف خواهد کرد». در این باره اشاره‌ای گذرا به چند نکته ضروری به نظر می‌رسد؛


۱- محتوای بیانیه در تراز اقتدار مثال‌زدنی ایران اسلامی نبود و می‌توانست از موضع بلندتر و برجسته‌تری که با جایگاه مقتدرانه کشورمان همخوانی داشته باشد مطرح شود. مثلاً؛ دو اقدامی که ایران به عنوان اولین گام از توقف آن خبر داده است (خودداری از نگهداری ذخایر اورانیوم غنی‌شده و ذخایر آب سنگین)، اقداماتی است که پیش از این از سوی آمریکا ممنوع شده بود! بنابر این نمی‌تواند یک اقدام تنبیهی تلقی شود! تاسف‌آور آنکه آقای ظریف در همین زمینه توئیت می‌کند: «ایران اقداماتی را متوقف کرد که آمریکا اجرای آنها را ناممکن ساخته بود»! این اظهار نظر آقای ظریف می‌تواند دشمن را با این اشتباه در محاسبات روبرو کند که بیانیه اخیر را چندان هم جدی نگیرد!


۲- آخرین گزارش آژانس در اسفندماه حاکی از آن است که ایران ۱۶۳.۸ کیلوگرم اورانیوم غنی شده دارد و حجم ذخایر فعلی آب سنگین ایران را هم زیر ۱۳۰ تن که مجاز بوده، اعلام کرده است. بنابراین اولین اقدام ما که در بیانیه بر آن تاکید شده است بلافاصله قابل اجراء نیست! و حال آنکه می‌توانستیم اقداماتی نظیر غنی‌سازی ۲۰ درصد و یا آغاز به کارگیری آبشار سانتریفیوژهای تیپ IR۸ را به عنوان اولین اقدام مطرح کنیم.


۳- در بیانیه به حقوق قانونی و تصریح شده کشورمان در بندهای ۲۶ و ۳۶ برجام استناد شده است که استناد دقیق و محکمه‌پسندی است. موضوع بند ۳۶ برجام «ساز و کار حل و فصل اختلافات» میان طرفین است؛ طبق این بند چنانچه ایران به این نتیجه برسد که هر یک از اعضای۱+۵ تعهدات برجامی خود را رعایت نکرده‌اند، می‌تواند موضوع را به منظور حل و فصل به کمیسیون مشترک ارجاع نماید، و نهایتا چنانچه معلوم شود عدم رعایت تعهدات از سوی یکی از اعضای برجام، مصداق «عدم پایبندی اساسی» است، می‌تواند با استناد به آن از اجرای کلی یا جزیی تعهداتش خودداری کند. این عدم پایبندی کشورهای عضو (چه آمریکا و چه اروپا ) مدت‌هاست (حداقل یکسال است) که اتفاق افتاده و جا داشت از همان هنگام مورد استناد ایران اسلامی قرار می‌گرفت که اکنون نیز به مصداق جلوی ضرر از هرکجا گرفته شود سودمند خواهد بود، استناد کنونی بیانیه مفید تلقی می‌شود.


۴- و بالاخره صدور بیانیه اخیر، اگرچه «دیرهنگام» بوده است و انگار بعد از ۱۲ ماه فرصت به کشورهای یاد شده، یک مهلت دو ماهه دیگر نیز به آنها داده‌ایم! ولی به عنوان اولین گام و طرح «کف مطالبات» برای خروج از انفعال، می‌تواند شروع قابل قبولی تلقی شود. مشروط به آنکه با قاطعیت و گام‌های مستحکم بعدی همراه باشد و صد البته برای موفقیت این حرکت همه باید پا به رکاب باشند.


۵- واکنش عصبی و توأم با نگرانی شدید سه کشور اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان‎) نسبت به بیانیه اخیر نیز درخور توجه است و حاکی از هراس آنان در مواجهه با اقدامی است که جمهوری اسلامی ایران اولین گام آن را برداشته است. این واکنش‌ها به وضوح از ضرورت ادامه قاطعانه راه پیش‌روی حکایت می‌کند.

آخرین مطالب