پر بازدیدترین مطالب

سر دشمن را درون کشور به سنگ بکوبید



بدون شک علی‌رغم این همه، با توجه به سرمایه عظیم مادی و معنوی کشور امکانات لازم برای ساماندهی اقتصادی و ارتقاء قدرت باز دارندگی و کور نمودن چشم طمع دشمن در درون کشور کاملا فراهم است.

به گزارش سخن آشنا، «ابراهیم کارخانه‌ای» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:


۱- برخی در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی برای مقابله با دشمن دائماً عبارت «اجازه نمی‌دهیم» را تکرار می‌کنند! این حرف در حوزه نظامی درست است ولی طرف مقابل در حوزه اقتصادی هر غلطی دلش می‌خواهد انجام می‌دهد. بعد که کشور در شرایط انتخاب بین بد و بدتر قرار گرفت در صدد پذیرش شرایط بدی که دشمن طراحی کرده است بر می‌آیند و نیروهای منتقد و دلسوز را هم متهم به عدم درک شرایط سیاسی و اقتصادی موجود می‌کنند!

 

اتفاقی که در برجام افتاد و یا سناریویی که در FATF در جریان است! دولت می‌بایست با تمام توان از اقداماتی که اجازه آن در دست خود او است از جمله مقابله با گرانی لجام گسیخته که بخش اعظم آن حاصل فقدان نظارت است استفاده کند و مواردی را که در حیطه اختیار دشمن است با ارتقاءقدرت بازدارندگی؛ امکان هر نوع توطئه را از دشمن سلب نماید.


۲- برخی درصددند تا سرمایه‌هایی را که ملت طی سالها برای آن خون دل‌ها خورده‌اند را یکی پس از دیگری مورد معامله قرار دهند. کاش حاصل تلاشهای خود را معامله می‌کردند نه دستاوردهای نظام اسلامی را که طی چند دهه کار و تلاش نخبگان و جهادگران ملت به‌دست آمده است ! آنان که دیروز برنامه هسته‌ای را به بهای تقریبا هیچ معامله کردند؛ امروز در صدد معامله بر سر اقتصاد کشور با FATF بر آمده‌اند. بدون شک دشمن پس از موفقیت در این معامله گام بعدی را برای تسلط بر سنگرهای بعدی بر خواهد داشت. این در حالی است که راه مقابله با دشمن، پذیرفتن شرایط تحمیلی دشمن نیست بلکه همان‌گونه که رهبر حکیم و هوشیار انقلاب فرمودند ارتقاء قدرت بازدارندگی و کور کردن چشم طمع دشمن با اتکاء به توانمندی‌های داخلی است والا پایانی بر بهانه‌ها و زیاده خواهی‌های دشمن متصور نیست.


۳- دستگاه سیاسی و دیپلماسی دیده‌بان مرزهای سیاسی کشور در مقابله با تهاجمات برنامه‌ریزی‌شده دشمن است.انسجام و استحکام این دستگاه یک ضرورت حتمی است.بدون شک دریافت پیام‌های ضد و نقیض و بعضاً از موضع ضعف از سوی این دستگاه آن هم در خط مقدم بر جسارت دشمن در حمله به بنیان‌های سیاسی و اقتصادی کشور خواهد افزود. موضع‌گیری مذبذب و منفعلانه در جریان توافق برجام که یک‌بار آن را خورشید تابان، معجزه قرن و صبح بدون تحریم و… می‌نامند و بار دیگر بیماری بستری در ICU، دستاوردی تقریباً هیچ و امروز به قول آقای عراقچی دستاوردی «تقریباً صفر» اعلام می‌شود حکایت از عدم انسجام در این دستگاه مهم سیاسی دارد! اینکه وزیر محترم امور خارجه در حالی که به علت تروریست نامیدن سپاه قاطعانه در برابر آمریکا موضع‌گیری می‌کند و به ناگاه در سرزمین دشمن، دم از مذاکره برای تبادل زندانیان می‌زند با کدام منطق سیاسی قابل توجیه است دشمن از آن موضع گیری سرسختانه و این موضع گیری منفعلانه چه برداشتی خواهد کرد!


۴- در حالی که دشمن با تمام توان در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و فضای مجازی در برابر نظام اسلامی آرایش جنگی گرفته است و جبهه‌های جنگ را به هزاران کیلومتر آن سوی مرزهای خود کشانیده است آیا نباید فرماندهان جبهه خودی به فرموده رهبر هوشمند و حکیم انقلاب در این عرصه‌ها آرایش جنگی به خود بگیرند و با طراحی عملیات‌های پی‌درپی نقشه‌های دشمن را در داخل و خارج یکی پس از دیگری نقش بر آب سازند! آیا در حالی که دشمن استحکامات اقتصادی کشور را هدف قرار داده است تنها با شعار نمی‌گذاریم! اجازه نمی‌دهیم! آنها را بر سر عقل می‌آوریم! و یا سر آنها را به سنگ می‌کوبیم! آیا کفایت می‌کند!؟ آیا برای مقابله با دشمن نخست نباید سر دشمن را در درون کشور به علت عدم نظارت و مقابله با گرانی لجام گسیخته بر سنگ کوبید! اگر مقابله با جنگ اقتصادی دشمن در آن سوی مرزها کار مشکلی است؛ مقابله با جنگ اقتصادی در درون کشور که اجازه‌اش در دست دولت است کار مشکلی نخواهد بود. در حالی که با برگرداندن دهها هزار میلیارد تومان که به ناحق به جیب دیگران رفته است، بخش قابل توجهی از کمبود اعتبارات دولت جبران خواهد شد. چرا مسئولین همه‌اش شعار «باید» سر می‌دهند، چه کسی در کشور می‌بایست به این بایدها عمل کند! در حالی که دشمن در داخل کشور به کمک عوامل سودجوی داخلی و عمال خارجی جنگ گرانی به راه انداخته است، چرا با هماهنگی کلیه دستگاه‌های حاضر در میدان جنگ اقتصادی؛ عملیاتی منسجم و هماهنگ و برنامه‌ریزی شده برای مقابله با آنها صورت نمی‌گیرد!؟


۵- در حالی که دشمن به صورت گسترده و در تلاشی فراگیر بر سر اقتصاد کشور آتش توپخانه می‌ریزد آیا اقدام تک تیراندازی دستگاه‌های نظارتی پاسخ گوی تهاجم گسترده دشمن خواهد بود !؟چه کسی است که نداند این شیوه مقابله با دشمن آب در هاون کوبیدن است ! مسئول مقابله با گرانی برنامه‌ریزی شده دشمن در داخل کشور کیست!؟ چرا وزارتخانه‌های خط مقدم جنگ برای مقابله با تهاجم دشمن برنامه عملیاتی طراحی و اجراء نمی‌کنند؟چرا عزمی راسخ و برنامه‌ای قوی در این وزارتخانه‌ها طراحی و مدیریت نمی‌شود؟ مگر اتاق‌های کار این مدیران نباید اتاق فرماندهی جنگ علیه دشمن باشد؟ چرا صدای مقابله با دشمن در این دستگاه‌ها به گوش نمی‌رسد؟ چرا قوانین فرسوده که زمان کارآمدی آنها سپری شده است تغییر نمی‌کند؟ چرا جزاء ارتکاب به گرانفروشی دارو به نحوی شرم‌آور تا پنج هزار تومان است؟ (قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی و درمانی ماده ۱۹)!؟


چرا قوانین ناکارآمد سازمان تعزیرات حکومتی در جهت بازدارندگی تغییر نمی‌کند. منافع چه کسانی با تصویب قوانین قوی و کارآمد به خطر می‌افتد؟ نظام اسلامی تا کی باید تاوان بی‌کفایتی مدیران ناکارآمد را بپردازد!؟


۶- چرا دائماً مدیران اعلام می‌کنند ما «با کمک مردم» (که حرف به حقی است) مشکلات را حل خواهیم کرد ولی برای کمک مردم به دولت برنامه‌ای ارائه نمی‌شود!؟ مگر با سخنرانی می‌شود مشکلات کشور را حل کرد! مگر نه این است که حل مشکلات کشور برنامه، تدبیر، شجاعت و قاطعیت می‌طلبد؟ چرا مدیران آنچه را که می‌گویند عمل نمی‌کنند!؟ مسئول این پرگویی‌ها و کم کاریها کیست!؟ مگر نه اینکه در جنگ با دشمن، قوی ترین‌ها باید به فرماندهی انتخاب شوند؛ آیا در دستگاه‌ها، قوی‌ترین‌ها به فرماندهی انتخاب شده‌اند!؟ در حالی که یک فرمانده قوی یک لشگر را سازماندهی و آماده رزم می‌کند، چرا وزارتخانه‌های در خط مقدم نبرد اقتصادی، آمادگی رزمی و جدی برای مقابله با توطئه‌های دشمن از خود نشان نمی‌دهند!؟ چرا مدیریت‌های ضعیف و سهل انگار مورد مواخذه قرار نمی‌گیرند و نظارتی برعملکرد آنها اعمال نمی‌شود!؟ چرا در کارها قاطعیت نیست!؟ چرا هزینه تخلف و جرم در کشور پایین است!؟ دشمن با چه زبانی بگوید که تمام توان خود را به‌کار گرفته که در داخل کشور ایجاد نارضایتی کند چرا مسئولین تمام توان کشور را برای مقابله با دشمن و جلب رضایت مردم به‌کار نمی‌گیرند!؟


۷- در حالی که هدف دولت از صادرات، بالا بردن بنیه درآمد ارزی کشور است چرا قاطعانه برای بازگشت ارز حاصل از صادرات به خزانه دولت، برنامه‌ریزی عملیاتی صورت نمی‌گیرد؟ در حالی که صادرات کالا از سر سفره مردم منجر به گرانی کالا می‌شود چرا با عدم قاطعیت در برگشت ارز، ظلم مضاعف بر مردم تحمیل می‌شود و سود مضاعف به جیب سوداگران می‌رود!؟ چرا متجاوزان به ۱۸ میلیارد دلار سرمایه ارز کشور فراموش شدند!؟ چرا در صادرات و واردات برنامه‌ریزی منسجم و نظارتی هدفمند صورت نمی‌گیرد و...... دهها چرای دیگر!


۸- بدون شک علی‌رغم این همه، با توجه به سرمایه عظیم مادی و معنوی کشور امکانات لازم برای ساماندهی اقتصادی و ارتقاء قدرت باز دارندگی و کور نمودن چشم طمع دشمن در درون کشور کاملاً فراهم است. فقط هدفمندی، برنامه‌ریزی، شجاعت، قاطعیت، اجراء و نظارتی قوی برپایه مدیریت جهادی و انقلابی می‌طلبد.

اهمیت و ابعاد سفر پمپئو به مسکو



با کنار رفتن یکی از عوامل مهم ابهام در سیاست روسیه ای ترامپ اکنون سفر پمپئو به مسکو سیاستهای واقعی دولت ترامپ در رابطه با مسکو را شفاف ترنشان خواهد داد

سخن آشنا- مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز گذشته به روسیه سفر کرد تا در شهر سوچی با مقامات مسکو دیدار کند این اولین سفر وزیرخارجه فعلی آمریکا به روسیه است که باعث ایجاد سوالاتی در مورد انگیزه ها و اهداف او و نتایج احتمالی این دیدار می شود.

 

اهمیت سفر پمپئو به مسکو

روسیه و آمریکا در سالهای اخیر سردترین مناسبات را پس از جنگ سرد تجربه می‌کنند. به غیر از نشست هلسینکی ملاقات‌های سران دو کشور پس از اتهام دخالت روسیه در انتخابات 2016 ریاست جمهوری آمریکا در سطح یک نشست مشترک نبوده است مانند دیدارهای کوتاه پوتین و ترامپ در حاشیه نشست جی 20 و همچنین نشست اپک.

تا پیش از اعلام نتیجه نهایی تحقیقات مولر موضوع شائبه دخالت روسیه در انتخابات آمریکا و ارتباط با کمپین انتخاباتی ترامپ بر فهم سیاست و رویکرد کاخ سفید در قبال روابط با روسیه سایه انداخته بود به این معنی که باعث این ابهام میشد که آیا برخی لفاظی های ترامپ علیه روسیه مصرف داخلی برای تبرئه خود دارد یا مواضع واقعی اوست؟

از این رو با کنار رفتن یکی از عوامل مهم ابهام در سیاست روسیه ای ترامپ اکنون سفر پمپئو به مسکو سیاستهای واقعی دولت ترامپ در رابطه با مسکو را شفاف ترنشان خواهد داد.

 

مهمترین محورهای سفر پمپئو

در مورد اهداف سفر پمپئو باید این واقعیت را در نظر داشت که این سفر از موضع ضعف و برای کسب همراهی مسکو در مسائلی که آمریکا خواهان آن است صورت می‌گیرد. چند مساله در حال حاضر جزو اولویت های سفر پمپئو هستند. یکی از موضوعات مهم مساله مذاکرات خلع سلاح اتمی کره شمالی خواهد بود زیرا کیم جونگ اون اخیرا بسیار به ایجاد روابط نزدیک با روسیه متمایل شده است. رهبر کره شمالی در اوایل این ماه با پوتین دیدار نمود و نسبت به نیت واقعی آمریکا برای دستیابی به توافق ابراز تردید کرد. پیام این سفر این بود که روسیه در حال تبدیل شدن به یکی از وزنه های مهم در مذاکرات خلع سلاح شبه جزیره است. بعد از این سفر کره شمالی سه موشک کوتاه برد را آزمایش کرد که برخی از کارشناسان این موشکها را از نوع موشکهای اسکندر روسی شناسایی کردند. بنابراین آمریکا برای نتیجه بخش بودن مذاکرات ناچار است به نقش جدید روسیه توجه کند.

از سوی دیگر ناتوانی آمریکا در پیشبرد سیاستهای خود در قبال ونزوئلا یکی دیگر از محورهای سفر پمئو است. گفتگوی تلفنی روزهای اخیر ترامپ و پوتین در مورد ونزوئلا تا حدودی تغییر رویکرد و احتیاط ترامپ نسبت به مساله ونزوئلا را نشان میدهد. اما به طور کلی با توجه به تعارض منافع شدید دو کشور در این موضوع به نظر نمی‎‌رسد که بتوان دستیابی به توافقی میان طرفین را متصور بود چنانکه در آخرین تماس وزرای خارجه دو کشور در 12 اردیبهشت (2 مه) لاوروف مداخله آمریکا در امور ونزوئلا را نقص صریح قوانین بین المللی دانست و نسبت به پیامدهای جدی گام‌های تهاجمی آمریکا در قبال ونزوئلا هشدار داد.

در بعدی دیگر از موضوعات مورد مذاکره انتظار می رود که موضوع ایران در چندین مقوله از جمله حضور نظامی در سوریه، تحریم‌های نفتی، موضوع هسته‌ای و معامله قرن مطرح شود. در مورد حضور ایران در سوریه آمریکا خواهان همراهی مسکو برای خروج نیروهای ایرانی از خاک روسیه به منظور تحکیم امنیت رژیم صهیونیستی می‌باشد. این موضوع بارها از سوی روسیه رد شده است و مقامات کرملین بر مشروعیت حضور ایران در سوریه تأکید کرده اند چرا که هم متوجه نقش مهم تهران در ایجاد ثبات در سوریه هستند و هم حضور ایران را در راستای مشروعیت حضور نظامی خود در سوریه می بینند.

در موضوع تحریم‌های نفتی آمریکا علیه ایران نیز اختلافات حل ناشدنی می نمایند چرا که مسکو تهران را به عنوان شریکی راهبردی در آینده در برابر بلوک غربی در منطقه می بیند و هم با توجه به تجربه تحریم شدن از سوی غرب، خواهان تقویت جبهه ضدتحریم‌های یکجانبه آمریکا در جهان است. در موضوع هسته ای نیز روسیه صراحتاً اقدامات آمریکا در پشت کردن به تعهدات خود در توافق هسته‌ای را عاملی بی ثبات‌زا دانسته و پایبندی خود به توافق هسته ای را اعلام کرده است.

در محوری دیگر پیگیری مذاکرات کنترل تسلیحاتی بخشی از برنامه مذاکراتی پمپئو با روس ها خواهد بود. پیمان استارت جدید که در زمان اوباما با روسیه امضا شد باید مجددا تحت عنوان استارت 3 تمدید شود. آمریکا برای تمدید استارت جدید شروطی را که مربوط به پیمان موشکهای میانبرد است را به این پیمان گره زده است. پمپئو یکماه قبل از مسکو درخواست کرد تا سامانه‌ موشکی «آوانگارد»، شناور زیردریایی هسته‌ای «پوزیدون» و موشک‌های فرا صوت «کینژال» مورد مذاکره قرار بگیرند و چین نیز به این پیمان ملحق شود. این شروط دورنمای توافقی جدید را با تردید جدی مواجه کرده که احتمالا دستاورد چندانی در این سفر نصیب پمپئو نمیکند؛ زیرا از نظر مسکو در تعداد کلاهکها و ابزارهای هسته ای که قرار است در پیمان استارت3 توافق شود ، بین دو کشور موازنه وجود دارد بنابراین دادن امتیاز در این زمینه را منطقی نمیداند.

در مورد افغانستان و مذاکرات صلح با طالبان نیز پمپئو امیدوار است که همکاری روسیه را در ترغیب طالبان به صلح و مذاکره با دولت مرکزی جلب کند. در این موضوع اگر چه تا حدودی منافع مشترک وجود دارد اما آمریکا همواره پایگاههای نظامی خود را در این کشور افزایش داده و داعش را نیز در دوسال گذشته به بخشهایی از افغانستان انتقال داده که احتمال سرایت بحران به قفقاز و آسیای میانه و تهدید منافع روسیه در این منطقه را افزایش میدهد.

اوکراین و گسترش حضور ناتو به شرق به طور حتم بخش دیگری از مذاکرات سطح بالای مقامات واشنگتن و مسکو خواهد بود. روسیه همواره نگران گسترش ناتو به شرق بوده است. اوکراین مرز بین ناتو و روسیه است بنابراین روسیه دراین منطقه هیچگونه انعطافی از خود نشان نمیدهد اگر چه ترامپ در یک سخنرانی موضع بسیار ملایمی در مورد مساله اوکراین اتخاذ کرد و گفت شبه جزیره کریمه به آن دلیل به روسیه ملحق شده است که ساکنین آن به زبان روسی صحبت می‌کنند اما با توجه به جبهه ضد روسی قوی در تیم مشاوران و وزارت خارجه و همچنین مخالفت گسترده متحدان اروپایی واشنگتن، ترامپ نیز نخواهد توانست از طریق نرمش به توافقی برای اختلافات دو کشور در این موضوعات دست یابد.
منبع:الوقت

اختیار کافی داشتید، اما...!


آقای رئیس جمهور کدام لایحه را برای حل و فصل فلان مشکل موجود به مجلس ارائه داده و یا کدام تصمیم را اتخاذ کرده بودید که فقدان اختیارات کافی باعث توقف آن شده است؟! مثلا برای مقابله با گرانی لجام گسیخته، تورم، بیکاری و ...کدام گام را برداشته بودید؟!

به گزارش سخن آشنا، «حسین شریعتمداری» در واکنش به سخنان چند روز پیش «روحانی» مبنی بر فقدان اختیارات رئیس جمهور، با انتشار یادداشتی در روزنامه «کیهان» نوشت:

شنبه شب هفته جاری-۲۱ اردیبهشت ماه ۹۸-
جناب آقای روحانی، در ضیافت افطاری که با حضور جمعی از فعالان سیاسی برگزار شده بود بی‌آنکه به مسئولیت‌های بر زمین مانده دولت برای مقابله با مشکلات موجود ‌اشاره کنند، علت اصلی مشکلات را در فقدان اختیارات رئیس‌جمهور دانسته و گفته‌اند:«وقتی از دولت سؤال و مطالبه‌ای می‌شود باید از طرف دیگر بررسی شود که دولت چه مقدار در حوزه‌های مورد سؤال دارای اختیار بوده است به طور مثال اگر در خصوص سیاست خارجی، فرهنگ و یا فضای مجازی از دولت سؤال و مطالبه‌ای می‌شود، باید ببینیم که دولت چقدر در این حوزه‌ها اختیار دارد. باید در حد توان و در حوزه اختیارات رئیس‌جمهور از دولت مطالبه داشت». در این باره ‌اشاره به چند نکته ضروری به نظر می‌رسد؛
۱- انتظار این بود- و هنوز هم هست- که آقای رئیس جمهور به جای کلی‌گویی، دقیقا می‌فرمودند که کدام اقدام را برای حل کدام مشکل انجام داده و یا در دست اقدام داشته‌اند که نبود اختیارات لازم مانع از انجام آن شده است؟! مثلا کدام لایحه را برای حل و فصل فلان مشکل موجود به مجلس ارائه داده و یا کدام تصمیم را اتخاذ کرده بودند که فقدان اختیارات کافی باعث توقف آن شده است؟! یافتن این موارد در کارنامه دولت کار دشواری نیست، بسم‌الله! حداقل چند نمونه از آن را برای افکار عمومی توضیح بدهید! مثلا برای مقابله با گرانی لجام گسیخته، تورم، بیکاری و ...کدام گام را برداشته بودید؟!
۲- جناب روحانی در تمامی طول چهل سال گذشته یکی از مسئولان بلند‌پایه نظام بوده‌اند، بنابراین نمی‌توانند ادعا کنند که از ساز و کارهای قانونی جمهوری اسلامی ایران بی‌خبر بوده‌اند و سؤال این است که وقتی می‌دانستید رئیس‌جمهور- به قول خودتان- برای انجام وظایفی که قانون اساسی بر عهده او گذارده است، اختیارات لازم و کافی ندارد! چرا برای تصدی پست ریاست جمهوری نامزد شدید؟!
۳- باید از آقای رئیس‌جمهور پرسید که آیا این جملات را به خاطر دارید؟! مگر جنابعالی نبودید که در تبلیغات انتخاباتی خود می‌فرمودید: «والله‌العلی العظیم (قسم جلاله) اگر مشکلات این کشور که بسیار و بسیار و بسیار پیچیده است، راه‌حل نداشت کاندیدا نمی‌شدم. بدانید برادران و خواهران عزیز، همه آنهایی که کلید را تکان دادید، واقعاً برای این قفل‌ها کلید وجود دارد»!
آن قسم جلاله با اظهارات شنبه شب شما که ریشه مشکلات را در نبود اختیارات کافی می‌دانید چگونه قابل جمع است؟!
۴- فرض محال که محال نیست؟ هست؟! حالا فرض می‌کنیم که جنابعالی با وجود چند دهه مسئولیت مطرح در جمهوری اسلامی و علی‌رغم قسم جلاله‌ای که یاد کرده بودید، بعد از حضور در جایگاه ریاست جمهوری، تازه متوجه شدید که رئیس‌جمهور برای حل مشکلات، اختیارات کافی ندارد! خب، چرا برای بار دوم هم نامزد شدید و باز هم برای حل مشکلات موجود همان وعده‌های غلیظ و پر رنگ را تکرار کردید؟!
جناب روحانی، رئیس‌جمهور محترم! همه آنچه به آن ‌اشاره شد و فقط مشتی از خروارها و ‌اندکی از بسیارهاست و به وضوح نشان می‌دهد که اظهارات حضرتعالی درباره نبود اختیارات کافی قابل قبول نیست و علت بر زمین ماندن وعده‌هایی که داده‌اید هرچه باشد فقدان اختیارات نیست! فقط نیم نگاهی به راهی که طی ۶ سال گذشته پیموده‌اید بیندازید. تقریباً تمامی پیش‌بینی‌های منتقدان دلسوز درباره سرانجام خسارت‌بار راهی که در پیش گرفته بودید به حقیقت پیوسته است ولی جنابعالی بسیاری از آن پیشنهادات را نه فقط نادیده گرفتید، بلکه پیشنهاد‌دهندگان را با انواع تهمت‌ها و اهانت‌ها نواختید! آیا غیراز این است؟!
جناب آقای روحانی سخن جنابعالی که آن را با قسم جلاله همراه کرده و می‌فرمودید؛ همه مشکلات راه‌حل دارد، سخن قابل قبولی است و حضرتعالی برای پیمودن این راه «اختیار لازم» را داشتید ولی با عرض پوزش این سؤال در میان است که آیا «توان لازم» را هم داشتید!

چگونه جنگ اقتصادی دشمن را متوقف کنیم؟



بعضی گمان کرده‌اند که ایران چون رسانه قدرتمندی که پیامش را در کل دنیا منعکس سازد و به گوش آمریکایی‌ها هم برساند، ندارد پس نمی‌تواند به عملیات روانی علیه آمریکا دست بزند که این‌اشتباه است.

به گزارش سخن آشنا، «سعدالله زارعی» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:

آمریکا به دنبال تشدید جنگ اقتصادی علیه ماست این جنگ به درازای عمر انقلاب اسلامی امتداد دارد. اما هیئت حاکمه این کشور، هیچ‌گاه به اندازه امروز به عنوان «راه‌حل قطعی» حل مشکل بزرگی تحت عنوان «ایران» به آن نگاه نکرده است. تا زمانی که جمع‌بندی دشمن عوض نشود، آمریکا دنبال تشدید جنگ اقتصادی خواهد رفت. مقامات این کشور بارها از این موضوع با صراحت صحبت کرده‌اند، قرائن و شواهد نیز همین را می‌گویند و علاوه‌بر آن در این موضوع یک اجماع کارشناسی هم وجود دارد.

 

از آن طرف، در اینکه آمریکا دنبال جنگ نظامی علیه ایران نیست هم تصریحات مقامات دولت ترامپ از جمله تصریحی که در بیانیه دو روز پیش «مایک پمپئو» آمد و هم قرائن و شواهد این را می‌گویند. پنتاگون حتی اعزام یک ناو هواپیمابر به خلیج‌فارس که در طول سال‌های ۱۳۷۰ تاکنون به طور متناوب یا منقطع یک ناو هواپیمابر آمریکا در این آبراه بوده است را با این توضیح همراه کرد که ما نوعی تهدید علیه پایگاه‌ها و نیروهایمان از سوی ایران را استشمام می‌کنیم و این یک «هشدار بازدارنده» به ایران است. پس ما در شرایط تهدید نظامی از سوی آمریکا نیستیم و نباید در این کمترین تردیدی کنیم که راه‌حل ما در تلاش برای کاهش تنش نظامی بین آمریکا و ایران نیست، چون این تنش اصلاً وجود خارجی ندارد تا ما آن را کاهش دهیم و بنا هم نیست عینیت پیدا کند. وقتی آمریکا

به دلایل اصولی بنا ندارد با ما از در نظامی وارد شود، چرا ما راه‌حل خود را در تلاش برای کاستن از حساسیت نظامی آمریکا قرار می‌دهیم؟ خب راه‌حل ما در این مواجهه چیست؟


یک بار دیگر صورت مسئله‌ای را که ما به طور واقعی با آن مواجه هستیم مرور کنیم؛ آمریکا نه قصد و نه آرایش نظامی مقابل ایران دارد، این کشور «جنگ اقتصادی» را راه‌حل مشکل خود در مواجهه با ایران می‌داند و در این موضوع متمرکز شده است. جمع‌بندی آمریکا این است که جنگ اقتصادی در حالی که به زعم باطل او ایران را وادار به دادن امتیازات طلایی جدید می‌کند، برای او و وابستگانش در منطقه هزینه‌ای ندارد. راه‌حل ما این است که این جمع‌بندی آمریکا را تغییر دهیم.


راه‌حل ما روشن است، ما باید به ازای هزینه‌هایی که در این جنگ اقتصادی بر ما تحمیل می‌شود، هزینه‌هایی را متوجه طرف مقابل کنیم؛ تا این جنگ از حالت یک‌طرفه خارج شود. پس از آنکه هزینه‌های این جنگ دوطرفه شد، آمریکایی‌ها در جنگ اقتصادی علیه ایران به همین جمع‌بندی که در جنگ نظامی علیه ایران رسیدند، می‌رسند و متوقف می‌شوند. وقتی آمریکا در جنگ اقتصادی متوقف شود، وضع بین ما و آمریکا عادی می‌شود. آن موقع می‌توانیم در مورد رابطه با این کشور تصمیم بگیریم و در آن شرایط اگر وارد مذاکره شویم این بار مذاکره‌ای توأم با عزت، حکمت و مصلحت خواهد بود. ما نمی‌توانیم و منطقاً نباید در شرایط تحریم حتی صحبت از مذاکره کنیم چون هزینه‌زاست. در شرایط تحریم، کمترین هزینه صحبت بعضی از نخبگان نزدیک به بخش‌هایی از حکومت ایران، از مذاکره کردن با آمریکا این است که استحکام مواضع نظام مبنی بر عدم مذاکره را با سستی مواجه می‌گرداند. به عبارت دیگر، دشمنی که باید با موضع عدم مذاکره ایران، از تشدید فشارهای اقتصادی منصرف شود، با مواضع این نخبگان نزدیک به حکومت بر سر جمع‌بندی قبلی خود می‌ماند و فشارها را بر مردم و دولت ایران افزایش می‌دهد. پس اگر گفته می‌شود بحث از مذاکره با آمریکا ولو در سطح رسانه و یا در سطح بعضی از محافل سیاسی یک جرم است، کج‌سلیقگی نیست، برای این است که این موضع، هزینه‌های سنگینی را بر کشور تحمیل می‌کند و از این روست که دستگاه قضایی باید به عنوان مدعی‌العموم، ورود کند و جلوی این هزینه‌ها را بگیرد.


راه‌حل ما در جنگ اقتصادی دشمن، ضربه زدن به دشمنی است که در حوزه اقتصادی و تجاری علیه ما آرایش جنگی گرفته است. دشمن از ظرفیت‌های سیاسی و… برای مدیریت جنگ اقتصادی علیه ما استفاده می‌کند و در نهایت در تلاش است تا با جنگ روانی که موفقیت آن وابسته به همکاری بعضی نیروها با آمریکا در داخل ایران است، طرح خود را به نتیجه برساند ما باید حرکت دشمن را متوقف کنیم در اینجا سؤال این است که متقابلاً ما چه ظرفیت‌های برای متوقف کردن جنگ اقتصادی دشمن داریم؟ ما سه ظرفیت داریم، ظرفیت ضربه اقتصادی، ظرفیت ضربه نظامی و ظرفیت عملیات روانی.


در ضربه اقتصادی به دشمن، دست ما باز است؛ وابستگان و به تعبیری انبارداران نفت آمریکا در منطقه شامل عربستان و امارات به شدت وابسته به دو چیز هستند یکی نفت و دیگری برج‌های به ظاهر با عظمت شیشه‌ای که به خصوص در اطراف سواحل خلیج‌فارس و دریای سرخ ساخته شده‌اند. ضربه زدن به اقتصاد ایران از طریق مانع‌تراشی بر سر راه تجارت ایران بدون شک در خود این منطقه و با حضور مقامات آمریکایی و انگلیسی بسته و اجرایی و تحکیم می‌شود. کافی است که ما اظهارات مقامات سعودی و اماراتی را بعد از هر تحریم جدید آمریکا علیه ایران مرور کنیم تا دریابیم که این تصمیمات در ریاض و ابوظبی پخت و پز شده‌اند. سؤال این است که چرا ایران اجازه می‌دهد وضع اقتصادی تجاری این دو کشور در منطقه عادی باشد؟ مگر وضع ما که هیچ جرمی هم علیه آنان مرتکب نشده‌ایم بلکه حوادث سهمگینی مثل کشتار حاجیان خود در منا را تحمل کرده‌ایم، عادی است که وضع آنان که ده‌ها جرم علیه ما مرتکب شده‌اند، عادی باشد؟ ما حتماً باید به ظرفیت صادرات نفت این دو کشور که شریان حیات آنان است، ضربه اساسی بزنیم و این کار را می‌توانیم در اقیانوس هند و دریای سرخ انجام دهیم. این چیزی نیست که به جنگ منتهی شود، چنین اقدامی به طور قطع سران سعودی و امارات را به سمت صلح با ایران سوق می‌دهد چرا که آنان نه خود قادر به درگیری نظامی با ایران هستند و نه آمریکا حتی در صورت درگیر شدن ایران با سعودی، اراده‌ای برای درگیر شدن با ایران دارد. این یک راه‌حل شدنی و بی‌خطر است هر چند بعضی این را مقدمه جنگ به حساب می‌آورند. این دسته باید سری به تئوری‌های رایج نظام بین‌الملل بزنند و نیز تجربه آمریکا و شوروی در دورانی که جهان بین این دو تقسیم شده بود بخصوص ماجرای بحران موشکی ۱۹۶۲ کوبا را مرور نمایند.


در موضوع ضربه و ظرفیت نظامی، ما نباید وقتی می‌توانیم از ظرفیت نظامی برای بهبود وضع اقتصادی استفاده کنیم، از آن پرهیز نماییم. در همه دنیا گفته می‌شود که ارتش در زمان صلح ضمن افزایش آمادگی دفاعی باید در خدمت مصالح دولت باشد. خب این فقط در خدمات اجتماعی مثل سیل نیست که دولت برای حل مشکلات به کمک نظامیان احتیاج دارد. الان در توقف ماشین جنگ اقتصادی دشمن به کمک نظامیان کشور نیاز است. نیروهای دفاعی کشور باید فضا که بخش مهمی از آن فعلاً از طرف دشمن با مخاطره جدی مواجه شده است را برای حرکت اقتصادی ایران باز کنند.


وقتی دشمن گلوگاه‌های اقتصادی ما را به خصوص در دو حوزه بانک و نفت تحت فشار قرار داده است، نیروی مسلح ایران باید با فشردن گلوی دشمن، گلوی کشور خود را آزاد کند. از قضا این مسئله به طور جدی مورد توجه دشمن است یعنی او به شدت مراقب است که نیروی دفاعی ایران وارد این معادله به ظاهر غیرنظامی نشود. وقتی یک ساعت پس از صدور بیانیه‌ای علیه سپاه پاسداران، یکی از فرماندهان ارشد پنتاگون با نگرانی به وال استریت ژورنال می‌گوید ما به هیچ وجه قصد تحت تعقیب قرار دادن نیروهای سپاه را نداریم و یا کاخ سفید در بیانیه‌ای کاملاً متناقض با اقدام ترامپ در تروریستی خواندن سپاه اعلام می‌کند ما هیچ خارجی طرف قرارداد با سپاه را جریمه نخواهیم کرد، میزان ترس آمریکا از ورود نیروهای مسلح ایران به معادله را نشان می‌دهد. حال سؤال این است که وقتی آمریکا از ورود سپاه، این همه ملاحظه دارد چرا ما نباید این ملاحظات را به «نقد اقتصادی» تبدیل کنیم و با حرکت معکوس، حرکت اقتصادی دشمن که به دلیل آنکه به کشور آسیب می‌رساند، دارای جنبه امنیتی است را متوقف کنیم؟ ما می‌توانیم به دشمن بگوییم، اگر قصد معارضه داری حق نداری درباره ماهیت سربازی که به مقابله با تو می‌آید حرف بزنی و ما را وادار کنی سربازمان را مطابق با استانداردهای تو انتخاب کنیم.


در ضربه و جنگ روانی، آمریکا روی دو دسته حساب ویژه باز کرده است یکی مدیران کشور و دیگری نخبگان که به عنوان کارشناس در این نهاد و آن نهاد مشغول فعالیت می‌باشند. آمریکا به خوبی می‌داند که بنیه‌های اقتصادی ایران قوی است و جنگ اقتصادی آن را از پا درنمی‌آورد این نکته‌ای است که همین روزها کارشناسان صاحب‌نامی از دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات آمریکا به ترامپ و تیم او یادآوری کردند.آمریکا به «مذاکره» نیاز دارد و فکر می‌کند از این طریق می‌تواند ایران را خلع سلاح کند. منتهی پذیرش مذاکره از سوی ایران موضوعی است که فقط در فرایند داخلی شکل می‌گیرد یعنی تصمیم به مذاکره را نمی‌توان از بیرون به ایران دیکته کرد. این چیزی است که دولت به عنوان کانون تصمیم‌گیری و نخبگان به عنوان کانون‌های تصمیم‌ساز باید به آن برسند و بپذیرند که راهی جز مذاکره و دادن امتیازات طلایی ندارند. در این شرایط تحریم و تهدیدات پی‌درپی اقتصادی علیه کشوری که بنیه‌های اقتصادی آن قوی است فقط برای اقناع‌سازی مدیر و نخبه‌ای که ضعف نفس دارد و نیز برای موجه‌سازی درخواستی است که این مدیران و نخبگان متوجه نظام سیاسی می‌نمایند، صورت می‌گیرد.


خب حالا ما در عملیات روانی باید دست به اقدامات متقابل بزنیم. بعضی گمان کرده‌اند که ایران چون رسانه قدرتمندی که پیامش را در کل دنیا منعکس سازد و به گوش آمریکایی‌ها هم برساند، ندارد پس نمی‌تواند به عملیات روانی علیه آمریکا دست بزند که این‌اشتباه است. ما برای عملیات روانی علیه آمریکا لزوماً نیاز به رسانه نداریم، نیاز به طراحی و اقدام داریم. مگر نه این است که آمریکا، خود را به امنیت و بقاء «رژیم صهیونیستی» ملزم می‌داند و مگر نه این است که روی بقاء و امنیت رژیم سعودی حساسیت دارد، خب ما می‌توانیم با نشان دادن وضعیتی که حیات اسرائیل و سعودی را با مخاطره مواجه می‌گرداند، آن دسته از نیروهای داخلی آمریکا که واقعاً نگران امنیت همپیمان‌های منطقه‌ای خود هستند را برای مقابله با اقدامات ضدایرانی به صحنه بیاوریم. اگر آنان شامل ایپک و نهادهای پرقدرت رسانه‌ای آمریکا دریابند که ادامه سیاست ضدایرانی آمریکا، به طور جدی به عقبه‌های استراتژیک آنها آسیب می‌زند و ایران را وادار به اقدام علیه این عقبه‌ها می‌کند، حتماً برای متوقف کردن اقدامات اقتصادی ضدایرانی فشارهای خود را روی دولت آمریکا وارد می‌کنند. جالب این است که حدود یک ماه پیش در یک نظرسنجی که «پیو» انجام داد، ۷۰ درصد یهودیان آمریکا از تشدید وضع امنیتی خاورمیانه به شدت ابراز نگرانی کرده بودند.

سناریوی حضور «البغدادی» در افغانستان جنگ روانی علیه کیست؟


پس از شکست‌های پیاپی آمریکا در مذاکره با طالبان بار دیگر سناریوی بزرگنمای داعش از سوی جریان رسانه‌ای غرب در افغانستان قوت گرفته و شایعاتی نیز درباره حضور «بغدادی» سرکرده داعش در این کشور منتشر شده است.

به گزارش سخن آشنا، دور ششم مذاکرات آمریکا با طالبان نیز همانند مذاکرات گذشته عاری از دستاورد پایان یافت و طالبان بار دیگر حاضر به هیچگونه امتیاز دهی به آمریکا نشدند.

این گروه با درک درماندگی آمریکا حاضر نشده است تا در مذاکرات صلح با آمریکا هیچگونه امتیازی را برای واشنگتن در نظر بگیرد و تنها به لزوم خروج نیروهای خارجی از افغانستان تاکید کرده است.

تحلیل اندیشکده اسرائیلی؛ چرا طالبان بزرگترین چالش داعش در افغانستان است؟

فشارها و تشویق کشورهای اندونزی، آلمان و سازمان ملل در راستای مجاب کردن طالبان به امتیاز دهی کارساز واقع نشده است و ظاهرا آمریکا از طریق جنگ روانی به دنبال اعمال فشار بر طالبان است تا این گروه را به نحوی به امتیاز دهی حداقلی در مذاکرات وادار کند.

از همین رو شماری از رسانه‌هاغربی و به تبع آن رسانه‌های داخلی افغانستان به صورت آگاهانه و یا غیر آگاهانه شایعاتی را مبنی بر حضور «ابوبکر الغدادی» سرکرده گروه تروریستی داعش در مناطق شرقی افغانستان منتشر کرده‌اند که به نحوی می‌توان این کار را جنگ روانی آمریکا علیه طالبان محسوب کرد.

چندی پیش ویدئویی از البغدادی منتشر شد که بر روی یک تشک محلی و بالش تکیه زده بود، این نخستین ویدئوی تبلیغاتی پس از 5 سال منتشر شد که در آن ضمن اذعان به شکست در سوریه قول انتقام‌گیری را داد.

روزنامه چاپ انگلیس موسوم به «د سان» در گزارشی در این باره نوشته است که «ابوبکر البغدادی» سرکرده گروه تروریستی از خاورمیانه فرار کرده و در خاک افغانستان پنهان شده است.

این روزنامه با استناد به اظهارات «زید حامد» تحلیلگر امنیتی پاکستانی خاطرنشان کرد که سایر سرکردگان گروه تروریستی داعشی نیز با فرار از عراق و سوریه در حال پیوستن به بغدادی در شرق افغانستان هستند.

این تحلیلگر پاکستانی در توییتر خود دلیل حضور بغدادی در افغانستان را تشک و بالش‌هایی عنوان کرده که در این ویددو به نمایش در آمده بود. از نظر وی تشک و بالش موجود در این ویدئو متعلق به مناطق پشتون نشین در شرق افغانستان بوده است.

یکی از کاربران در واکنش به این موضوع تاکید کرده است که حضور بغدادی در افغانستان ممکن نیست مگر که برخی از کشورها در منطقه کمک کرده باشند.

«هشام الهاشمی» کارشناس عراقی در زمینه گروه‌های افراطی بر این باور است که بغدادی سرکرده گروه تروریستی هنوز هم در یکی از مکان‌ها در عراق و سوریه پنهان شده است.

با این حال، سوال اصلی این نیست که سرکرده گروه تروریستی داعش در کجا پنهان شده است بلکه این جریان رسانه‌‌ای نشان دهنده قوت گرفتن جنگ روانی علیه طالبان در افغانستان است.

 

گفتنی است که حمایت آمریکا از داعش نیز موضوعی جدید نیست زیرا بارها اخبار حمایت هوایی از جنگجویان داعشی و عملیات نجات این گروه تروریستی توسط نظامیان آمریکایی در رسانه‌ها منتشر شده است.

آمریکا در گذشته به امید مهار طالبان در میدان‌های جنگ داعش را در افغانستان ایجاد و حمایت کرد اما عملیات‌های پاکسازی داعش که از سوی طالبان راه اندازی شدند این نقشه آمریکا را با شکست روبه‌رو کرده است.

آنچه مسلم است سناریوی بزرگنمایی گروه تروریستی داعش در افغانستان توسط جریان رسانه‌ای غرب نیز راه بجایی نخواهد برد، از نظر برخی کارشناسان، طالبان از درماندگی آمریکا آگاهی دارند و به احتمال بسیار در شرایط کنونی حاضر به امتیاز دهی به واشنگتن نخواهد شد.
منبع:تسنیم