پر بازدیدترین مطالب

چرا می‌ترسانند؟



«ترس» زمانی موثر واقع می‌شود که «ترسویی» وجود داشته باشد وگر نه کسانی که «عقلانیت» و «جسارت» را توأمان داشته باشند، به این سادگی‌ها مرعوب نمی‌شوند.

به گزارشسخن آشنا، «جعفر بلوری» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:


۱- روان‌شناسان می‌گویند، ترس عامل «موثری» است. این عامل چون موثر است، همچون سایر عوامل تاثیرگذار طبیعتاً از سوی عده‌ای مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد، به ویژه وقتی پای «سیاست» در میان است. اصلاً مگر آمریکا بیشتر سیاست‌های خود را در سرتاسر جهان با همین عامل پیش نمی‌برد؟ فلسفه اعزام گاه و بی‌گاه ناوهای غول‌پیکر این کشور به این نقطه یا آن نقطه از دنیا مگر چیزی جز ترساندن و امتیاز گرفتن است؟ ترامپ مگر در دیدار با رهبران کره جنوبی نگفت، بروید بگویید ترامپ دیوانه است و مذاکرات را پیش ببرید؟ یا آن یکی؛ خانم «نیکی هیلی»، نماینده مستعفی آمریکا در سازمان ملل طی کنفرانس شارلوت مگر نگفت، اصلاً ماموریتش تند مزاج نشان دادن ترامپ برای ترساندن کشورها بوده:

 

«من همواره ترامپ را به عنوان فردی تندمزاج، و در مذاکرات غیرقابل پیش‌بینی به تصویر می‌کشیدم تا باعث ترس طرف دیگر شوم. این کار من در چارچوب سیاست و تئوری «مرد دیوانه در دیپلماسی» صورت می‌گرفت. این تئوری را قبلاً «ریچارد نیکسون» (رئیس‌جمهور پیشین آمریکا) تعریف کرده است...


وقتی با همتای چینی خود درباره مسئله کره شمالی پس از پرتاب موشک توسط این کشور در سپتامبر ۲۰۱۷ چانه‌زنی می‌کردم، به او گفتم رئیس من آدم غیرقابل پیش‌بینی است و من نمی‌دانم چه خواهد کرد. تهدید حمله آمریکا به کره شمالی آنقدر کافی بود که چین را وادار کرد تحریم‌های جدی علیه کره شمالی را در شورای امنیت سازمان ملل بپذیرد. من به رئیس‌جمهور (ترامپ) گفته‌ام که همواره این کار را انجام می‌دهم و او کاملاً با این ایده من موافق بوده است.»


با وجود این همه شواهد، چرا برخی می‌ترسند؟ یا نه بهتر بگوییم، به دنبال ترساندن مردم هستند؟ برای یافتن پاسخ این سؤال باید دید، ضمن ترسیدن یا ترساندن، آدرس کجا را می‌دهند، پاسخ همانجاست. آنها آدرس «مذاکره با ترامپ» را می‌دهند آن هم وقتی تمام دنیا به این نتیجه رسیده که این آدم غیر قابل اعتماد است و روزانه چیزی بین ۴ یا ۵ بار دروغ می‌گوید.


سؤال بعدی «مذاکره بر سر چه؟» است. پاسخ توان موشکی‌مان است! آن هم در بحبوحه اعلام این دروغ بزرگ که «ممکن است جنگ شود». دوباره دقت کنید! می‌گویند سایه جنگ آمده پس برویم بر سر سلاح‌هایمان معامله کنیم! کدام آدم ذی‌شعوری در آستانه جنگ بر سر سلاحش معامله می‌کند؟ در چنین شرایطی به قول رهبر معظم انقلاب، مذاکره سم است و هیچ ایرانی با شعوری دنبال مذاکره نمی‌رود.


۲- یمنی‌ها که بیش از ۴ سال است تحت شدیدترین و وحشیانه‌ترین حملات ائتلاف سعودی قرار دارند و تقریباً صد در صد کشورشان از سوی این ائتلاف به ظاهر سعودی و به واقع آمریکایی-صهیونیستی نابود شده، طی این مدت به توانایی‌های نظامی خوبی دست یافته‌اند. با ۷ پهپاد هجومی بزرگ‌ترین و یکی از موثرترین حملات پهپادی انتحاری را به مراکز نفتی عربستان انجام داده و ترس! را بر اندام فرزندان ابولهب انداخته‌اند. شاید عملیات «فجیره» در امارات نیز کار همین انقلابیون یمن باشد، نمی‌دانیم. (تا این لحظه مسئولیت عملیات علیه نفت‌کش‌های این بندر مهم استراتژیک را کسی بر عهده نگرفته است). بیایید دوباره مرور کنیم: پس از ۴ سال حملات شبانه‌روزی وحشیانه سعودی اماراتی به یمن، و شهادت صدها هزار زن و کودک، بیماری میلیون‌ها انسان به دلیل نابودی زیرساخت‌های اقتصادی و درمانی و محاصره کامل آن، حمله پهپادی بزرگی از سوی قربانیان این جنگ علیه این ائتلاف انجام شده است. بازنشر همراه با شادی این خبر، ترسوها را به لرزه انداخته است!


می‌گویند خوشحالی فلان روزنامه یا توییت فلان خبرنگار منافع ملی را به خطر می‌اندازد! آری درست شنیدید از منافع ملی می‌گویند که با توییت زدن به خطر می‌افتد! چه کسانی اینگونه تحلیل می‌کنند؟ همان‌هایی که به دنبال مذاکره با ترامپ برای معامله بر سر منافع ملی‌اند. می‌گویند «سایه جنگ را نمی‌بینی؟ تحریم‌های نفتی را نگاه! برویم بر سر موشک‌هایمان مذاکره کنیم؟» این منطق یعنی، سایه جنگ که آمد سلاح را بردار و تقدیم دشمن کن! حالا که اصلاً از سایه جنگ هم خبری نیست! امروز نه در وضعیت جنگی (نظامی) قرار داریم، نه زمان مذاکره است. اگر هم بود، آدم عاقل در وضعیت جنگی بر سر سلاحش مذاکره نمی‌کند.


۳- می‌گویند: هر چقدر دشمن جلو آمد و هر غلطی که کرد نباید تهدیدش کرد، اگر در کشور دیگری علیه دشمنان ما عملیاتی شد نباید خوشحال شد! باید مشکلات را تحت هر شرایطی با مذاکره و لبخند حل کرد. دنیا، دنیای گفتمان است. ۶ سال است که این را می‌گویند. اسمش را هم گذاشته‌اند، «تنش‌زدایی، گفت‌وگو با زبان دنیا، دیپلماسی، فهم منافع ملی و…». زیباست. عقلانی و همه‌پسند است اما تا وقتی که، آن کشورهایی که «دنیا» جا می‌زنندش هم با همین دست فرمان حرکت کنند. اینکه ما لبخند بزنیم، به تعهداتمان مو به مو و بیش از آنچه وعده داده‌ایم عمل کنیم اما آنها تحریم‌مان کنند، تحقیرمان کنند، زیر تعهداتشان بزنند صحبت از دیپلماسی، شبیه به جوک است… و چه جوک تلخی!


استدلال می‌کنند، اگر از حملات انصارالله به بنادر نفتی امارات و پالایشگاه‌های نفتی عربستان ابراز خوشحالی کنیم، علیه کشور یک اجماع جهانی درست می‌شود. اما نمی‌گویند، چگونه با خوشحالی کردن اجماع جهانی درست می‌شود. صغری و کبری می‌چینند تا بگویند، موفق شده‌ایم بین اروپا و آمریکا اختلاف اندازیم اما نمی‌گویند خانم موگرینی همین دو سه روز پیش گفت اگر قرار باشد جنگی رخ دهد، ما قطعاً در کنار آمریکا خواهیم ایستاد! کاری که امروز کاسبان ترس می‌کنند، دقیقاً همان کاری است که نیکی هیلی می‌کرد. یعنی همصدا شدن با ترامپ برای ترساندن مردم برای دادن سایر مولفه‌های قدرت.


۴- وضعیت اقتصادی که امروز در آنیم، حاصل همین نوع تفکر است. ۶ سال لبخند، ۶ سال چشم دوختن به خارج از مرزها، انتظار کشیدن برای اینکه از فرانسه بیایند و مشکل بیکاری جوانان ایرانی را حل کنند. تعطیلی مسکن مهر و عدم جایگزینی آن با یک طرح -به قول خودشان- غیر مزخرف! جمع‌آوری کارت‌های سوخت، حمله به مراکز دینی و فرهنگی، تبلیغ کنسرت و تماشای مختلط فوتبال، حجاب اجباری اختیاری، مذاکره امام حسین (ع) با یزید، تقصیر دولت قبل بود، نمی‌گذارند و این روزها اختیار نداریم و جمهوری سوم… اینها بازخوردهای دست فرمان همین آقایانی است که از منافع ملی و سواد دیپلماسی می‌نویسند و مدتی است در حال تئوری‌بافی و نظریه‌سازی درباره جمهوری سومند!


۵- یک بیانیه برجامی نه چندان قوی اما نسبتاً خوب از سوی شورای عالی امنیت ملی و پس از مدتها تاخیر علیه اتحادیه اروپا خوانده شد. نتیجه: وزرای خارجه و رهبران این کشورها به تکاپو افتادند.


نیروهای مقاومت یمن پس از ۴ سال حملات شبانه‌روزی ائتلاف سعودی به کشورشان، یک حمله پهپادی درست و حسابی به مراکز نفتی و حساس دشمنانشان کردند نتیجه:


- زمزمه اخراج جان بولتون و خبر خروج دیپلمات‌های آمریکایی از عراق بلند شد که چه نشسته‌اید! دوستان ایران دست به کار شده‌اند.(انتشار خبر اخراج قریب‌الوقوع جان بولتون، ضدایرانی‌ترین مقام حال حاضر آمریکا در این شرایط، می‌تواند پیامی از سوی آمریکایی‌ها به ایران باشد. یعنی جنگ بی‌جنگ)


- ناوچه اسپانیایی از ناو عزیمت یافته آمریکا به سمت خلیج‌فارس جدا شد تا مبادا احیاناً درگیر جنگی شود.(این یعنی هنوز اتفاق خاصی نیفتاده، اختلافات بین اعضای ناتو شروع شد.)


-پمپئو وزیر خارجه آمریکا و سفیر این کشور در ریاض که یک ژنرال کارکشته است هر دو گفتند قصد جنگ ندارند و جنگ به صلاح هیچکس نیست، ترامپ خبر اعزام ۱۲۰ هزار نیروی آمریکایی را کذب خواند، بورس کشورهای مرتجع عربی سقوط کرد، ریاض ۳۱ میلیارد دلار خسارت دید و...


حالا پاسخ بدهید؛ وقتی دشمن می‌بیند با بدعهدی و ماجراجویی علیه کشورمان، هیچ هزینه‌ای نمی‌دهد، چرا به تعهداتش عمل کند؟ آیا وقتی در پوشش سواد دیپلماسی، پیام ضعف می‌فرستیم، دشمن برای ضربه زدن جری می‌شود یا وقتی با اقتدار پاسخش را بدهیم؟ کسانی که از روی جهل یا خیانت، در این مدت بر طبل «ترس از جنگ» کوفتند بدانند، نه شرایط ایران مثل شرایط عراق، افغانستان یا سوریه است نه آمریکا و نوچه‌های منطقه‌ای آن آنقدر احمقند که جنگی را علیه کشورمان شروع کنند پس نترسید! نه مذاکره می‌کنیم نه جنگ می‌شود.


«ترس» زمانی موثر واقع می‌شود که «ترسویی» وجود داشته باشد وگر نه کسانی که «عقلانیت» و «جسارت» را توأمان داشته باشند، به این سادگی‌ها مرعوب نمی‌شوند.

اقتدار، تنها نسخه برای عقب‌نشینی دشمن


مطالعه رخداد‌ها و حوادث در طول تاریخ، نشان دهنده آن است که کشور‌هایی که با قدرت در عرصه بین‌الملل رفتار کرده‌اند، همواره موفق بوده و توانسته‌اند نفوذ خود را حفظ کنند. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست

به گزارش سخن آشنا،حسن رشوند در یادداشتی در روزنامه جوان نوشت:مطالعه رخداد‌ها و حوادث در طول تاریخ، نشان دهنده آن است که کشور‌هایی که با قدرت در عرصه بین‌الملل رفتار کرده‌اند، همواره موفق بوده و توانسته‌اند نفوذ خود را حفظ کنند. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست و رفتار‌های مقتدرانه ایران در عرصه بین‌الملل همواره باعث عزت، اعتبار و ارتقای جایگاه ایران شده است. از همین منظر است که امریکایی‌ها همواره تلاش داشته‌اند با طراحی یک سناریوی نخ‌نما، ایران را از جایگاه خود در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی دور کنند. در دوره جدید نیز امریکا از یک طرف با تشدید تحریم‌ها و از طرف دیگر با اعزام ناو‌های خود به خلیج فارس سعی دارد تا ایران را وادار به میز مذاکره‌ای کند که می‌داند با رفتار غیراعتمادی که در طول این چند سال پس از برجام، انجام گرفته، تغییر رفتار ایران و تمکین به خواسته آن‌ها دیگر امر محالی است. آنچه مسلم است این است که جمهوری اسلامی با دیدن همه عهدشکنی‌هایی که از طرف امریکایی و اروپایی دیده، تصمیم گرفته از این پس معادله رابطه و قدرت را آنگونه که به صواب این ملت است پیش ببرد. رصد تحولات همین چند روز نشان داد باوجود آنکه ایران از همه خواسته‌های خود در بازگشت توافق برجام استفاده نکرد، همین اندک اقدام ایران در برداشتن محدودیت‌های هسته‌ای، باعث عقب‌نشینی امریکا شده است.


امریکا تصور نمی‌کرد در چنین شرایطی، ایران به سمت تعلیق بخشی از تعهداتش در برجام پیش برود چرا که از نگاه آنها، ایران در شرایط تحریمی سختی قرار داشته و بدترین تحریم‌های تاریخ علیه این کشور در حال اجرا است و از نگاه امریکایی‌ها، این شرایط می‌توانست منجر به تسلیم ایران شود. اما موضع مقتدرانه ایران هم در بُعد نظامی که فرماندهان نظامی مقتدرانه نسبت به هر گونه ماجراجویی امریکا هشدار دادند و هم در بُعد سیاسی که ایران به اروپا در مورد برجام اولتیماتوم داد باعث شد تا ترامپ سرانجام شروع به عقب‌نشینی کند.
رئیس‌جمهور امریکا روز پنج‌شنبه 19 اردیبهشت گفت: «چیزی که در رابطه با ایران مایلم شاهدش باشم، این است که آن‌ها با من تماس بگیرند. جان کری با آن‌ها زیاد صحبت می‌کند. جان کری به آن‌ها می‌گوید که تماس نگیرند.» و در ادامه، کاخ سفید با سفارت سوئیس تماس گرفت و شماره تلفنی از رئیس‌جمهور امریکا برای تماس ایرانی‌ها در اختیار آن‌ها قرار داد. ترامپ بعد از ابراز علاقه‌اش برای تماس ایران به او، درباره این احتمال که بولتون او را به سمت جنگ با ایران پیش ببرد، گفت: «ترمز جان بولتون دست من است.» جیم مالوی، فرمانده ناوگان پنجم نیروی دریایی امریکا در بحرین نیز در مصاحبه با خبرگزاری رویترز، با وجود آنکه از احتمال اعزام ناوهواپیمابر به تنگه هرمز خبر داد، تأکید کرد که ارتش امریکا به دنبال جنگ با ایران نیست. در واقع تنها یک موضع مقتدرانه از سوی ایران در مورد برجام، باعث شد که ترامپ که به جنگ طلبی معروف است، از مواضع خود عقب‌نشینی کند.


جار و جنجال رسانه‌ای امریکا در مورد اعزام بمب افکن‌ها و ناو‌های جنگی به خلیج فارس بیشتر از آنکه اقدامی در راستای جنگ با ایران باشد با هدف ایجاد رعب و وحشت در منطقه است. چرا که امریکا توان حمله به ایران را نخواهد داشت. دلیل این مسئله نیز از یک طرف به توان نظامی ایران و از سوی دیگر به شکست‌های پی در پی امریکا در 50 سال گذشته بر می‌گردد. تجربه حمله به ویتنام، افغانستان، لیبی و دیگر کشور‌ها به خوبی نشان دهنده شکست سیاست‌های مداخله گرایانه امریکا است. بنابراین اعزام ناو‌های امریکایی به منطقه را می‌توان در راستای سیاست ایجاد ارعاب و وحشت در راستای وادار کردن ایران به مذاکره مجدد آنچنان که ترامپ طالب آن است، دانست. دولت ترامپ در شرایطی که همه شواهد و قرائن نشان می‌دهند که امریکا اساساً توانی برای راه‌اندازی جنگی دیگر را ندارد در ابتدا از تهدید به تقابل نظامی با ایران دم زد و وقتی نشانه‌ای از عقب‌نشینی مشاهده نکرد به تمنّای مذاکره روی آورد و با این خیال خام که مقامات ایرانی ناچار می‌شوند با او تماس بگیرند، به سفارت سوئیس شماره تلفن داد. ایلان گلدنبرگ، رئیس اسبق میز ایران در پنتاگون و عضو ارشد اندیشکده امریکایی «مرکز امریکای جدید» یکی از بی‌شمار تحلیلگران در امریکاست که معتقد است تحرکات جدید امریکا در منطقه چیزی جز تلاش برای ارعاب ایران و اثرگذاشتن بر محاسبات این کشور نیست. او معتقد است؛ «پنتاگون در حال ایجاد نیروی بازدارنده است» گلدنبرگ نوشته است: «من سه سال مسئول میز ایران در پنتاگون بودم. این نوع آرایش‌ها را نمی‌توان عاملی برای تغییر گسترده در معادلات بازی در نظر گرفت.». بنابراین این یک واقعیت است که هر گاه ایران از موضع اقتدار در برابر تهدیدات خارجی وارد شده است، دشمن عقب‌نشینی کرده و اعتبار بین‌المللی ایران افزایش یافته است و بر عکس، هر زمانی که برخی دولت‌های ایران اصرار بر مذاکره به دلیل هراس از جنگ احتمالی با امریکا را داشته‌اند، دشمن نه تنها به وعده‌های خود عمل نکرده، بلکه مذاکره را به عنوان ضعف طرف مقابل خود تعبیر کرده و فشار‌های بیشتری را بر کشور و ملت ایران وارد کرده است.

شلیک از پشت؛ بدون گلوله



گویا همّ و غمّ برخی مدیران همچنان، ادامه دوقطبی‌های غفلت آفرین در داخل، به جای تغییر گارد در مقابل دشمن است.

به گزارش سخن آشنا، محمد ایمانی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:


۱- جمهوری اسلامی در جبهه خارجی، به جایگاهی از اقتدار و گسترش عمق راهبردی رسیده است که نگران جبهه خارجی نباشیم. ضرب شست‌های غافلگیرکننده‌ای که فرزندان مقاومت در فلسطین و یمن نشان دادند، بی‌نیاز از تحلیل و تفسیر است. شلیک ۶۹۰ موشک از غزه (محاصره شده‌ترین و محروم‌ترین حلقه مقاومت) به شهرهای رژیم صهیونیستی و همچنین حملات موشکی و پهپادی و […] به تاسیسات نفتی و نظامی آل‌سعود در عمق ۷۰۰ تا هزارکیلومتری، به هم خوردن توازن نظامی را بازگو می‌کند. اگر حماس و جهاد اسلامی و انصارالله توانمندی شان به گونه‌ای است که وزیر دفاع اسرائیل و وزیر خارجه عربستان را در همین چند ماه اخیر ساقط کردند، ببینید توانمندی حزب‌الله و زرادخانه یکصد هزار فروندی موشک‌های آن در چه سطحی است و دست برتر جمهوری اسلامی ایران در کدام ارتفاع قرار دارد. ما نگران جبهه خارجی نیستیم اما باید نسبت به نفوذ جریانی و شبکه‌ای دشمن حساس بود.


۲- سایت گروهک ورشکسته ملی- مذهبی (بارگذاری شده از پاریس)، ۲۵ مرداد ۹۵ نوشت «سؤالات زیادی مطرح می‌شود که چرا باید گروه‌هایی مانند نهضت آزادی، خود را خرج برخی محافظه‌کاران کنند که هیچ سنخیتی با آنها ندارند؟ این سؤال از سر فقدان استراتژی طرح می‌شود. پرسش کنندگان نمی‌دانند پاسخ مطلوبشان یا به تقابل می‌انجامد و یا به انفعال، در حالی که نه توان تقابل دارند و نه راهی برای خروج از انفعال. نباید نقش محافظه‌کاران میانه‌رو داخل حکومت و اعتدال‌گرایان را نادیده گرفت. پروژه آنها نُرمالیزاسیون است. این نیروها را باید از داخل حاکمیت جذب کرد نه از میان اصلاح‌طلبان؛ اتفاقاً این نیروها از سوی اصلاح‌طلبان در پروژه اصلی مدیریت می‌شوند.»


۳- هفتم آذر ۹۴ در حالی که ۳ ماه تا انتخابات مجلس دهم مانده بود، دبیرکل یک حزب‌اشرافی به روزنامه شرق گفت: «باید از طرف مقابل سربازگیری کرد. در سیاست خارجی و برجام، برخی از دوستان که در انتخابات رقیب بودند، الان به نوعی حامی هستند». مدتی بعد نشریه صدا به قلم «عباس-ع» نوشت: «مهم‌ترین هدف اصلاح‌طلبان، تعمیق شکاف در حاکمیت است. مهم‌ترین عاملی که در شرایط کنونی به عنوان پیشران فرآیند ما عمل خواهد کرد، جلوگیری از وحدت میان اصولگرایان تندرو با سایر اصولگرایان است. نهایی کردن شکاف میان جناح حاکم، بسیار مهم است.

اصلاح‌طلبان باید نقش گُوهِ را بازی و شکاف را به مرز جدایی کامل برسانند. دولت حتی بهتر از اصلاح‌طلبان می‌تواند بخشی از این اهداف را محقق کند». شبیه همین پروژه با ابعاد و شگردهای مختلف، برای جدا کردن و عقب انداختن دولت از حرکت شتابان نظام در جریان است.


۴- آیا شک برانگیز نیست نویسنده کتاب پدرخوانده علیه مرحوم هاشمی (که سایه او را در نشریات زنجیره‌ای دوره اصلاحات با تیر می‌زد)، عضو مرکزیت حزب برآمده از دولت سازندگی می‌شود و از دل همین حزب، زمزمه تغییر قانون اساسی و جمهوری سوم را مطرح می‌کند؟ چرا درست زمانی که نشریه فرانسوی شارلی ابدو به خاطر اهانت به ساحت پیامبر اعظم (ص) مورد اعتراض مسلمانان جهان بود، روزنامه مردم امروز با سردبیری همین فرد، تیتر «من هم شارلی هستم»! را برگزید؟ همین حالا چرا روزنامه حزبی تحت مدیریت وی اقدام به جنگ هراسی می‌کند؟ فردی با این سوابق، چگونه حکم مشاور رسانه‌ای نهاد ریاست‌جمهوری و دبیر شورای بررسی‌های ویژه می‌گیرد؟ حضور وی در مراسم افطار رئیس‌جمهور با فعالان سیاسی برای چه بود؟ امثال او چه مشورت‌هایی می‌توانند بدهند؟!


۵- سایت «خ» وابسته به دو مدیر ارشد رسانه‌ای و مطبوعاتی دولت، ۱۹ بهمن ۹۲ چند روز پس از ماجرای موهن توزیع سبد کالا تحلیلی را منتشر کرد، که مدیرانش، با گذشت پنج سال، هنوز هیچ توضیحی درباره علت انتشار آن نداده‌اند؛ «جایزه بهترین کارگردانی برای روحانی؛ در حاشیه چگونگی توزیع کالاهای اساسی… توزیع سبد کالا به مردم با شیوه‌ای که انجام شد، نه یک اتفاق بود و نه عملی که تبعات آن برای روحانی و مردانش غیرقابل پیش‌بینی باشد. او دقیقاً همین اتفاق -ازدحام، دعوا و مرافعه و احیاناً له شدن در زیر دست و پا- را پیش‌بینی می‌کرد و اصلاً آن را برای پیشبرد استراتژی خارجی خود لازم داشت]! [به عبارت دیگر روحانی به یک نمایش داخلی برای ارائه در جشنواره‌های سیاسی خارجی نیازمند بود. نگاه کنیم به اظهارات اخیر شرمن که گفت: «شما در اخبار دیدید که ایران اخیراً به طور قابل مشاهده‌ای غذا بین مردم فقیرش توزیع کرده تا نشان دهد کاهش هدفمند و محدود تحریم‌ها، تاثیر مستقیم بر مردم داشته است» … این دقیقاً همان نتیجه‌ای بوده که روحانی از توزیع سبد کالا داشته، اینکه تحریم‌ها تاثیر مستقیم و انکارناپذیر داشته؛ اینکه اوضاع اقتصادی مردم نه تنها رو به راه نیست بلکه حاضرند برای چند عدد مرغ و چند کیلو برنج با یکدیگر درگیر شوند… درست است که روش توزیع سبد کالا چندان مناسب نبود، اما اگر با این نمایش بتوان جایزه اول بهترین اثر را در فستیوال سیاست جهانی به خود اختصاص داد، به تحقیر چند روزه‌ای که بازیگران آن شدند، می‌ارزید»!


۶- اسفند ۹۷، «امیر آریا- ز» از سوی شهرداری تهران به سرپرستی شرکت برج میلاد منصوب شد. او از دوستان نزدیک کاوه مدنی (معاون محیط زیست و جاسوس فراری)، بازداشتی فتنه ۸۸ و از امضاء‌کنندگان نامه ۵۵ نفره به دولت اوباما درباره درخواست تحریم ایران بود. این انتصاب، اتفاقاً با اظهارات رئیس‌شورای شهر همزمان شد. محسن هاشمی به ویژه‌نامه اعتماد گفته بود «در مورد حناچی، بعضی مخالف انتخاب وی بودند. البته در هر دو مورد نجفی و حناچی با دخالت مستقیم رئیس‌جمهور مسئله حل شد. وقتی وزیر کشور به دلیل مخالفت‌های امنیتی نتوانست حکم حناچی و نجفی را امضا کند و با وزیر اطلاعات به اختلاف نظر برخوردند، روحانی ورود پیدا کرد و مسئله خاتمه یافت. [خبرنگار اعتماد: هاشمی لبخندی می‌زند و به شوخی می‌گوید: این هم طبیعی است، بالاخره رئیس‌جمهور برای همین کارهاست دیگر!]». چرا پاسخ استعلام وزارت اطلاعات زیر پا گذاشته شد؟ چه کسانی این مشورت را دادند؟


۷- وزارت اطلاعات اواخر سال گذشته، با تحرکات ضدامنیتی شبکه وابسته به کمونیست‌ها و چپ‌های آمریکایی در هفت تپه خوزستان برخورد کرد. اما چند عضو فراکسیون امید، جانب متهم امنیتی (اسماعیل- ب) را که ارتباطش با گروهک حزب کمونیست در اروپا اثبات شده بود، گرفتند. به عنوان نمونه مشابه، چگونه است فلان معاون دانشگاه مرتبط با سران فتنه، به جای صیانت از احکام اسلامی، جانب حرمت شکنان و معارضان حجاب را می‌گیرد؟ چه اتفاقی افتاده که چپ‌های آمریکایی، تصویر خبرنگار بازداشتی روزنامه سوپر کاپیتالیست شرق را به دست می‌گیرند؛ فردی که حین تحریک به آشوب در روز کارگر بازداشت شد؟ زنجیره این اتفاقات، تصادفی است؟!


۸- پس از مراسم افطار رئیس‌جمهور با جمعی از فعالان سیاسی، یک عضو حزب منحله مشارکت، خلاصه سخنان روحانی را منتشر کرد: «مشکلات کنونی کشور با زمان جنگ تحمیلی قابل مقایسه نیست… توجه داشته باشیم که راه‌حل مشکلات چیست و دولت چقدر اختیار دارد؟ دولت در سیاست خارجی چقدر اختیار دارد؟». این چندمین بار بود که برخی دولتمردان ادعا کردند فشار و تحریم‌های فعلی در چهل سال گذشته بی‌سابقه است! کدام مشاوران، این خط را دادند و کدام پیام با این سخنان به دشمن منتقل شد؟ قوت یا ضعف؟ بی‌آنکه بخواهیم فشارهای تحریمی را انکار کنیم، باید گفت کشور بارها فشارهایی به مراتب دشوارتر را با موفقیت از سر گذرانده است. ما در دهه اول انقلاب، درگیر تروریسم و تجزیه‌طلبی و غائله‌های زنجیره‌ای در مناطق مختلف بودیم. همزمان، آمریکا چند بار از طریق طبس و پایگاه هوایی شهید نوژه در صدد کودتای نظامی برآمد و مدتی بعد درگیر جنگ نابرابر با صدام و متحدانش شدیم. ما تحریم مطلق نظامی و اقتصادی بودیم و فروش نفت ما به حداقلی‌ترین وضعیت ممکن رسیده بود.


۹- مشورت بزرگ‌نمایی تحریم‌ها، هل دادن به داخل نقشه دشمن است. ریچارد نفیو معمار اصلی تحریم‌های فلج‌کننده، در کتاب «هنر تحریم‌ها»، شکستن «استقامت» کشور هدف را مهم‌ترین هدف تحریم می‌خواند و می‌افزاید «بهترین تعریف استقامت، قاطعیت روحی و روانی برای انکار پیروزی کشور تحریم‌کننده و ادامه دادن مسیر خود است». او درباره اینکه «درد تحریم‌ها و استقامت طرف مقابل را چگونه می‌توان سنجید؟»، می‌نویسد: رصد استقامت کشورها، نمایانگر اولویت‌ها و نقاط ضعف برنامه مقاومتی دولت‌ها در مقابل تحریم است. آمریکا برای دستیابی به چنین تصویری، از اولویت‌های بودجه‌ای، نگرش‌های مردمی، اسناد راهبردی و «سخنرانی سران کشور هدف» بهره می‌برد. نفیو تاکید می‌کند «وقتی یک کشور اعتراف می‌کند که مشکل تحریم دارد، تقریباً نیمی از کار انجام شده. اساساً این نوع اعتراف، دشواری‌های خاصی برای هر دولت دارد چراکه به دشمنانش نشان می‌دهد آسیب‌پذیری‌هایی که آنها دنبالش بودند، کاملاً نمود پیدا کرده است.».

۱۰- کدام مشورت باعث شد تا دولتمرد ما ۲۲ مهر ۹۲ در دانشگاه تهران بگوید «خزانه خالی است» و بدین ترتیب تیم مذاکره‌کننده را از قدرت چانه زنی خلع کند؟ جنگ مذاکرات، آغاز نشده مغلوبه شد اما بعدها معلوم شد مدیران نجومی در همین دوره، حقوق و پاداش‌هایی از ۳۰ تا ۷۳۰ میلیون می‌گرفته‌اند! دشمن شبیه این اظهارات را به احساس ضعف و ناتوانی حمل کرده؛ چنانکه سایت رادیو فرانسه ۱۹ مهر ۹۲ نوشت «ارزیابی غرب از وضعیت دولت روحانی، تعامل با فروشنده بدهکار و مشتاقی است که خود را ناگزیر از فروش حقوق ملی می‌بیند. بر پایه این جمع‌بندی اگر خریدار صبور باشد، شرایط فروشنده را دشوارتر می‌کند و در همان حال قیمت فروش را کمتر خواهد کرد»!


11- درست زمانی که توماس فریدمن (تحلیلگر ارشد دموکرات‌ و مشاور دولت اوباما ) به روزنامه ملیت ترکیه می‌گفت «آمریکا دیگر حتی به اندازه یک بند انگشت توان مداخله نظامی در خاورمیانه ندارد؛ ما در عراق ضامن نارنجک را کشیدیم و خود را روی آن انداختیم. همه ترکش‌های جنگ به ما اصابت کرد»، مشورت‌های غلط با محوریت «هراس از شبح جنگ»، به برخی مدیران و رسانه‌های ما تزریق شد. طبیعتا تصور مبتنی بر «خزانه خالی» و «جنگ پیش‌رو»، موجب کج چیده شدن بنای برجام شد. نکته قابل تامل اینکه اوباما 21 دی 95 در نطق خداحافظی در شیکاگو گفت «اگر 8 سال پیش به شما گفته بودم می‌توانیم برنامه هسته‌ای ایران را بدون شلیک یک گلوله تعطیل کنیم، احتمالا می‌گفتید بیش از حد بلندپروازانه است. اما با توافق توانستیم». توماس فریدمن هم 12 تیر ماه 94 (10 روز قبل از اعلام توافق) در نیویورک تایمز نوشت «توافق پیش‌رو یک توافق بدِ - خوب است و به اوباما این امکان را می‌دهد تا به کنگره و اسرائیل بگوید این بهترین توافقی است که با یک غلاف خالی از اسلحه می‌توان به دست آورد». متاسفانه قرائن نشان می‌دهد همان مشورت‌ها و اصرار مشکوک بر جنگ هراسی ادامه دارد.


۱۲- برخی مجموعه‌های اجرایی به دلایل مختلف، مجال تحرک عناصر معارض را در حوزه‌های مختلف فراهم می‌کنند، اما وقتی عوارض و خسارات آن پدیدار شد و دولت را در حوزه تدبیر و کفایت ناتوان کرد، همان مدیران، مسئولیت را متوجه فقدان اختیارات، قانون اساسی و یا سایر دستگاه‌ها می‌کنند. و حال آنکه به اعتبارهدر دادن فرصت‌ها و جلب تهدیدها باید پاسخگو باشند. گویا همّ و غمّ برخی مدیران همچنان، ادامه دوقطبی‌های غفلت آفرین در داخل، به جای تغییر گارد در مقابل دشمن است. ادعای «اختیارات نداریم» یا مسامحه در مقابل برخی تحرکات علیه احکام اسلامی، و بستر سازی برای رفتارهای هنجار شکنانه و ساختارشکنانه، از چنین اراده معیوب حکایت می‌کند. مسئولیت دنیوی و اخروی این رویکردها هر جا که باشد، بر دوش دولتمردانی سنگینی می‌کند که سوگند خورده‌اند پاسدار مذهب‏ رسمی‏، جمهوری‏ اسلامی‏ و قانون‏ اساسی‏ باشند، خود را وقف‏ خدمت‏ به‏ مردم‏ و اعتلای‏ کشور و ترویج‏ دین‏ و اخلاق‏ کنند، و در حراست‏ از مرزها و استقلال‏ سیاسی‏ و اقتصادی‏ و فرهنگی‏ کشور از هیچ‏ اقدامی‏ دریغ نورزند. این مسئولیت بسیار سنگینی است؛ اگر حجاب‌ها و غفلت‌ها بگذارند.

مناظره روحانی با رئیس‌جمهور!



اختیارات امروز سران قوا فراتر از قوانین و اختیارات معمول است. این عبارت را همسویان رئیس‌جمهور گفتند که: «اختیاراتی که آیت‌الله خامنه‌ای به سران قوا داده اگر به چوب خشک می‌داد کاری انجام می‌گرفت».

به گزارش سخن آشنا، عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان نوشت:

‌هم رئیس‌جمهور محترم به خاطر دارند و هم نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی فراموش نکرده‌اند که ایشان در پنج سال اول مسئولیت چه‌ها گفتند و چه انگشت‌هایی در چشم نظام کردند و چه ادبیات و کنایه‌هایی را نسبت به مشروعیت نظام و وفاداران خط مقدم آن به زبان آوردند و…، اما از زمستان ۱۳۹۶ و تشدید جنگ روانی دشمن تا کنون بارها رئیس‌جمهور خواستار وحدت؛ همگرایی و اتحاد شده‌اند تا بتوانیم هم مقابل دشمن بایستیم و هم با اجماع ملی مشکلات کشور را بهتر حل کنیم. نگارنده از مدعیان جدی عمل به توصیه رئیس‌جمهور بوده‌ام و تلاش کردیم به آنچه مدنظر ایشان است عمل کنیم. اما هر از گاهی خود ایشان به میدان می‌آید و این قاعده را به هم می‌ریزد و انسان نسبت به صدق مطالبه اولیه ایشان دچار بحران تحلیل می‌شود.

 

رئیس جمهور در دیدار رمضانیه با سران دو جناح کشور در پاسخگویی به مشکلات، از نبود وزارت بازرگانی تا نبود اختیارات گلایه کردند و حسرت عدم اجازه مواجهه با اوباما را خوردند و «نمی‌شود» و «نمی‌گذارند» را که در ادبیات دو رئیس‌جمهور قبلی هم دیده می‌شد به عنوان پاسخ برگزیدند و هیچ‌گاه از «نمی‌توانیم» استفاده نکردند.


گزاره «دولت اختیار ندارد» یا «بنده اختیار ندارم» بیشتر در حوزه نخبگی بازتاب دارد تا عوام و پیش از آنکه دیگری از آن آسیب ببیند خود ایشان زیر سؤال می‌رود. چرا؟


یادم هست در دهه ۶۰ در معیت یک فرمانده بسیج به یک حوزه مقاومت رفتیم. فرمانده از مسئول حوزه پرسید فلان مأموریت و فلان تدبیر را چه کرده‌اید؟ و طرف پاسخ داد: روزی ۱۰ لیتر بنزین به ما می‌دهد با این چه می‌شود کرد؟ و فرمانده پاسخ داد خیلی خب بفرمایید با همین ۱۰ لیتر بنزین چه کرده‌اید؟ الان داستان رئیس‌جمهور محترم ماست که با همین اختیاراتی که قبول دارید، چه کرده‌اید؟ اولین سؤالی که پرسیده می‌شود اینکه اگر اختیار ندارید چطور وارد میدان شدید؟ مگر نظام، ساختار و ملاحظات آن را نمی‌شناختید؟ شما که از روز اول انقلاب در مرکزیت نظام بودید و با روابط عرفی و ساختاری آن آشنا هستید، چرا این شناخت را در تصمیم خود برای حضور در میدان لحاظ نکردید؟


دومین مشکلی که ایجاد می‌کند رئیس‌جمهور را جهت مناظره مقابل خودش قرار می‌دهند و سؤال می‌شود: اگر شما علم به عدم اختیار داشتید و فرمودید «والله اگر مشکلات کشور قابل حل نبود نمی‌آمدم؟» و فرمودید «تمام مسئولیت مذاکرات با بنده است» و عکس و تیتر یک رسانه‌های کشور شد، چگونه باید تحلیل شود؟ انصافاً خواسته شما که مذاکره برای حل مسئله هسته‌ای بود در نظام اجابت نشد؟ و گسترده‌ترین مذاکرات تاریخ ایران را انجام ندادید؟ و بعد هم اعتراف نکردید اگر مقام معظم رهبری مانع نمی‌شدند، امتیازات بیشتری می‌دادید؟


آنقدر شما بر مذاکره به‌عنوان تنها راه‌حل مسائل کشور تأکید کردید که گویی «مذاکره اسم رمز اداره کشور» است. اما باز از اینکه با اوباما در یک کادر قرار نگرفتید حسرت می‌خورید.


سوم اینکه اختیارات امروز سران قوا فراتر از قوانین و اختیارات معمول است. این عبارت را همسویان رئیس‌جمهور گفتند که: «اختیاراتی که آیت‌الله خامنه‌ای به سران قوا داده اگر به چوب خشک می‌داد کاری انجام می‌گرفت».


چهارم: گیریم مذاکره را مانع شدند یا اجازه نمی‌دهند صهیونیست‌ها را به رسمیت بشناسید، اما مردم نمی‌پذیرند که طرح و برنامه زندگی آنان در حوزه تولید، توزیع و خدمات و دیوان‌سالاری با دولت نیست. همین الان چطور اختیار یافتید قیمت مرغ تا ۹ هزار تومان پایین بیاید و شکر و خرما هم قیمت نزولی یابد؟ از همین اختیارات درباره مشکلات دیگر مردم استفاده کنید. چطور قبل از شروع تحریم امریکا در ۱۵ مرداد ۹۷ ارز به ۱۸ هزار تومان رسید، اما بعد از شروع عملی تحریم با همت دکتر همتی ارز کنترل شد؟ آیا اختیارات شما یا رئیس بانک مرکزی قبلی متفاوت بود یا بعد از حضور همتی اختیارات تغییر یافت؟ این مثال مهمی از نوع مدیران، توان، تلاش و خلاقیت آنهاست. امید است اگر در این ۶۰ روزی که به اروپا مهلت داده‌اید نتیجه‌ای حاصل نشد، دیگران یا دشمن را مقصر ندانید و سناریوهای بعدی را در آستین داشته باشید. اکنون همه ملت ایستاده‌اند و رنج گرانی را تحمل می‌کنند تا عزت و غرور ملی خود و نظام را حفظ کنند.

پرسش‌های بی‌پاسخ حادثه بندر فجیره

حکام سعودی و اماراتی در کاخ‌های شیشه‌ای نشسته‌اند و با دست فرمان آمریکا به مسابقه سنگ‌پرانی در منطقه دعوت شده‌اند.

به گزارش سخن آشنا، «محمدکاظم انبارلویی» در یادداشتی نوشت:

وقتی المیادین خبر از وقوع چند انفجار در بندر فجیره داد مقامات اماراتی ابتدا هرگونه حادثه‌ای را در این بندر تکذیب کردند. اما به فاصله چند ساعت بعد اعتراف کردند که چهار کشتی تجاری آنها در این بندر مورد هدف قرار گرفته است.


آمریکایی‌ها محتاطانه عمل کردند ابتدا اظهار نظری نکردند اما بعد در خصوص تردد کشتی‌های خود در نزدیک بندر فجیره هشدار دادند. پس از آن بود وزیر انرژی عربستان از آسیب دیدن ۲ سوپر نفت‌کش این کشور در بندر فجیره خبر داد.


دو نفت‌کشی که قرار بود نفت عربستان را از بندر راس تنوره بارگیری و به آمریکا ببرد. اینکه این حملات توسط چه کسی یا کسانی صورت گرفته یک سوال کلیدی است که تاکنون پاسخی برای آن یافت نشده است.


اینکه اماراتی‌ها ۱۶ ساعت پس از وقوع حادثه اعتراف به چنین خبری بکنند هم سوال بعدی است حال آنکه قبل از آن سه بار وقوع انفجارها را تکذیب کرده بودند.


بندر فجیره در نزدیکی یک پایگاه نظامی دریایی قرار دارد. پرواز هواپیمایی جنگی آمریکا و فرانسه همزمان با وقوع حادثه و نقش آنها در پدیداری این فاجعه از سوال‌های بی‌پاسخ بعدی است.


ربط این حوادث با مناقشه درون گروهی ائتلاف علیه مردم یمن بین عربستان و امارات هم از نگاه مفسران منطقه به‌دور نمانده است. آنها نیز در این مورد یک علامت سوال بی‌پاسخ گذاشته‌اند.


مقامات ریاض و ابوظبی و شرکای عربی آنها از «خلاء امنیتی» و «امنیت کشتیرانی» در بیانیه‌های خود یاد کرده‌اند. حال آنکه آنها همیشه از منطقه به عنوان کانون صلح و ثبات سخن می‌گفتند. چندی پیش ترامپ برای چندمین بار مقامات عربستان را به سخره گرفت و خواستار باجگیری بیشتر برای حفظ امنیت کاخ‌های شیشه‌ای آنها شد. البته این موضع ترامپ می‌تواند یک سرنخ برای کشف معّمای انفجارهای بندر فجیره باشد. ترامپ با ۴۰ میلیون شهروند زیر خط فقر در آمریکا مواجه است. راهبرد او غارت بیشتر جهان برای تأمین غذای ۴۰ میلیون گرسنه آمریکایی است. او حتی به شرکای تجاری خود در دنیا هم رحم نمی‌کند و با راه‌اندازی جنگ تعرفه‌ها بخشی از هزینه‌های سرسام‌آور شهروندانش را دارد تأمین می‌کند.


موضع وزارت خارجه جمهوری اسلامی مبنی بر سلامت کشتیرانی و امنیت عبور و مرور دریایی هوشمندانه است. حادثه الفجیره از نگاه ایران یک ماجراجویی است. باید دید ماجراجوی اصلی کیست و منافعی که ماجراجو یا ماجراجویان از آن دارند چیست؟ پاسخ به این سوالات هر چه باشد نمی‌تواند این نگرانی را از خریداران نفت عربستان و امارات بکاهد که نوشتن یادگاری خرید نفت روی «دیوار دریایی» این دو کشور معقول نیست. عبور نفت چه از تنگه هرمز باشد چه خط لوله ۳۶۰ کیلومتری که نفت امارات را از شرق ابوظبی به بندر فجیره در ساحل دریای عمان بدون نیاز از عبور تنگه هرمز می‌برد، نه تنها خالی از خطر نیست بلکه ناامن‌تر از تنگه هرمز است.


حکام سعودی و اماراتی در کاخ‌های شیشه‌ای نشسته‌اند و با دست فرمان آمریکا به مسابقه سنگ‌پرانی در منطقه دعوت شده‌اند. عاقبت این سنگ‌پرانی علاوه بر اینکه آسیب‌های جدی امنیتی برای خود آنان دارد برای اقتصاد جهان و کشورهایی که دل به نفت این دو کشور بسته‌اند شکننده‌تر و آسیب‌زاتر خواهد بود.
منبع:مشرق