پر بازدیدترین مطالب

خسارت‌های رئیس‌بی‌اطلاع!



نکته قابل توجه گرفتن ژست حق به جانب است؛ به نظر می‌آید رسانه‌های همسوی دولت باید به جای خبر عصبانیت آقای روحانی با عکسی غضب‌آلود؛ خبر شرمندگی ایشان از مردم خوزستان را با عکسی سر به زیر منتشر کنند!

به گزارش سخن آشنا، «میکائیل دیانی» در یادداشت روزنامه «وطن امروز» نوشت:

۱- غروب بود، آب به روستاهای حمیدیه نزدیک می‌شد و بالا می‌آمد، ما از میان روستا رد می‌شدیم و با مردمی که وسایل‌شان را به پشت بام خانه‌شان می‌بردند، صحبت می‌کردیم که شاید راضی شوند و قبل از اینکه آب همه جا را بگیرد و تا فرصت نجات وسایل و امکانات زندگی‌شان فراهم است، آنها را از آنجا ببرند اما کمتر کسی می‌پذیرفت تخلیه کند. درباره اطلاعیه دولت برای‌شان توضیح می‌دادیم که دولت تعهد داده هزینه‌های خسارت سیل را بپردازد؛ بهتر است شما جان خود را حفظ و این محیط را ترک کنید اما باور نمی‌کردند. گزاره مشترک همه ساکنان این بود «دولت هنوز هزینه خسارت‌های سیل سال ۹۵ را پرداخت نکرده است!» این را بگذارید کنار این مساله که بخشی از مردم به خاطر پرداخت نشدن هزینه خسارت‌های سیل سال ۹۵ حتی دیگر زمین‌ها و محصولات خود را هم بیمه نکرده بودند!

 

این داستان نخستین روز حضورم در خوزستان بود و پس از آن تقریباً برای‌مان مسجل شد با هر کس درباره تخلیه صحبت کنیم، نخستین دلیل تخلیه نکردنش «وعده‌های محقق نشده دولت» است و این تخلیه نکردن لحظه به لحظه هم بر حجم خسارت‌های سیل می‌افزود و هم عملیات امداد و نجات را با سختی‌های بیشتر روبه‌رو می‌کرد.


مساله اول در خوزستان پیش از هر چیزی، بی‌اعتمادی مردم به توصیه‌های دولتی بود و متاسفانه روز به روز این بی‌اعتمادی پررنگ‌تر و عیان‌تر می‌شد و آن را می‌توانستی در بیان و رفتار مردم سیل‌زده خوزستان بشنوی و ببینی. خوزستان سال ۹۵ تنها در بخش‌های کوچکی دچار سیل شده بود اما پرداخت نشدن خسارت توسط دولت باعث شده حالا تمام خوزستان به وعده‌های دولت بی‌اعتماد باشند.


۲- معاون پارلمانی روحانی در سفر به خوزستان از عصبانیت رئیس‌جمهوری به جهت پرداخت نشدن خسارات سیل سال ۹۵ گفت. مردمی که سال ۹۵ دچار سیل شده بودند، به حسینعلی امیری اعتراض داشتند که او در پاسخ به آنان گفت: «یکی از اعضای محترم دولت موضوع سیل سال ۹۵ را مطرح کرد که آقای رئیس‌جمهور از اینکه موضوع در پیچ‌وخم‌های اداری افتاده خبر نداشت. ایشان برافروخته شدند و به آقای نوبخت دستور دادند سریعاً مانده خسارات سیل سال ۹۵ پیگیری و پرداخت شود».


سیل سال ۹۵ به لحاظ ابعاد و حجم خسارات در مقابل سیل امسال بسیار کوچک بود. طبق گزارش جهاد کشاورزی خوزستان، سال ۱۳۹۵ در مجموع به ۲۵۳ هزار هکتار از اراضی کشاورزی به ارزش ۴۸۱ میلیارد تومان خسارت وارد شد و همچنین به ۷ هزار هکتار از باغات نیز ضرر وارد شد و برای دامداران خسارتی به حجم نابودی بیش از ۴ هزار رأس دام را به جا گذاشت. این اعداد را بگذارید در کنار خسارت‌های چند هزار میلیاردی سیل اخیر خوزستان که بخشی از آن ناشی از بی‌اعتمادی مردم به دولتی بوده که وعده‌های قبلی‌اش محقق نشده است.


صحبت‌های معاون پارلمانی رئیس‌جمهور اما در حالی مطرح می‌شود که سیدراضی نوری، نماینده مردم شوش در مجلس در نشست علنی ۱۵ اسفند ۹۶ در تذکر شفاهی به رئیس‌جمهور گفته بود: «با گذشت بیش از یک سال از سیل شهرستان شوش که باعث خسارت و نابودی کشاورزی و دامداری مردم شده، تاکنون هیچ اقدامی برای جبران خسارات خسارت‌دیدگان و پرداخت کمک‌های بلاعوض برای ترمیم زیرساخت‌های بنیاد مسکن، جاده‌های روستایی و ترمیم سیل‌بندهای اطراف رودخانه کرخه و دز انجام نشده است‌. مردم روستاهای بخش شاوور که در این سیل دچار خسارت‌های زیادی شده‌اند برای گذراندن زندگی خود دچار مشکلات جدی هستند که انتظار داریم دولت هرچه سریع‌تر به موضوع پرداخت خسارت سیل رسیدگی کند».


۳- شاید این سوال از معاون پارلمانی رئیس‌جمهور مطرح شده و رسانه همسو با دولت از انتشار آن خودداری کرده باشد که «این چه رئیس‌جمهوری است که از این مساله مهم بی‌اطلاع است؟!» ولی ما می‌توانیم از زبان مردم خوزستان و البته کل کشور این سوال را داشته باشیم. پیش از این خسارت رها بودن دولت بیشتر نمایش رسانه‌ای داشت، دعوای وزیر با وزیر، سخنگو با وزیر، رئیس‌جمهور با وزیر و.... همه بر روان جامعه حرکت می‌کرد اما حالا بی‌خبری از اوضاع مستقیم بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم جامعه اثر می‌گذارد. حالا باید سوال کنیم رئیس‌جمهور از چه مسائل دیگری بی‌اطلاع است که دودش به چشم مردم می‌رود. همه درد همین است! رئیس‌جمهوری که برای کشور وقت نگذارد و وزرایش هم برای دیدنش باید در صف انتظار بنشینند؛ باید هم از مسائل جاری مملکت که درباره آنها مسؤولیت مستقیم دارد بی‌خبر باشد! او به نظر وضعیتی بهتر از این برای ما رقم می‌زند؟!


اما نکته قابل توجه گرفتن ژست حق به جانب است؛ به نظر می‌آید رسانه‌های همسوی دولت باید به جای خبر عصبانیت آقای روحانی با عکسی غضب‌آلود؛ خبر شرمندگی ایشان از مردم خوزستان را با عکسی سر به زیر منتشر کنند!

FATF و بوسه بر پنجه گرگ

 

 

دکتر ابراهیم کارخانه‌ای*
اینکه برخی علیرغم تروریست نامیدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سوی آمریکا همچنان از پذیرفتن شرایط تحمیلی FATF که آمریکا در کمین تصویب آن است دفاع می‌کنند، همان اندازه تعجب‌برانگیز است که بوسه بر پنجه گرگ برای سراب رفع تحریم‌ها تعجب‌برانگیز است!! در حالی که کوچک‌ترین تردیدی وجود ندارد که FATF در راستای سیاست‌های تجاوزکارانه آمریکا تصمیم‌گیری می‌کند و بر همین اساس رژیم‌های کودک‌کش عربستان سعودی و صهیونیستی که پدر تروریسم دولتی در منطقه و جهان هستند، نه اینکه FATF آنها را به عنوان حامی تروریسم نمی‌شناسد بلکه مورد حمایت نیز قرار می‌دهد! اصرار بر تسلیم جمهوری اسلامی ایران در برابر خواسته‌های چنین نهاد دست‌نشانده‌ای، با کدام منطق سیاسی و دیپلماسی مبتنی بر عقلانیت در عرصه معادلات سیاسی جهانی منطبق است!؟ آنان که مدعی رعایت سه اصل عزت، حکمت و مصلحت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران هستند، پذیرش تحمیلی شرایط FATF را به عنوان یک نهاد جاسوس بین‌المللی و اهرم فشار علیه جمهوری اسلامی ایران، با کدامیک از اصول سه‌گانه فوق سازگار می‌دانند!؟ مگر نه این است که سرفرازی هر ملتی در گرو عزت آن کشور است که در مقابله شرافتمندانه با زیاده‌خواهی‌های دشمن رقم می‌خورد و جمهوری اسلامی ایران با عبور از تجربه چهل سال توطئه مشترک غربی، عبری و عربی، امروز به عنوان مظهر مقاومت و به کلاس درس مقاومت در برابر متجاوزان و زیاده‌خواهان عالم تبدیل شده است. آنان که بر این باورند که با قربانی کردن عزت کشور به پای مصلحتی که دشمن در کمین اوست موجبات کاهش آلام اقتصادی مردم را فراهم می‌سازند به این سؤال پاسخ بدهند که اگر جمهوری اسلامی ایران در طی ۴۰ سال گذشته می‌خواست در جهت سیاست‌های دیکته‌شده از سوی قدرت‌های بزرگ مشکلات خود را حل کند، آیا امروز اثری از جمهوری مقتدر اسلامی در معادلات سیاسی منطقه‌ای و جهانی مشاهده می‌شد!؟ اصلی‌ترین دلیل موافقان در پذیرش شرایط FATF، گرفتن بهانه از دست دشمن است؛ در حالی که بهانه اصلی دشمن که بارها آن را فریاد زده تغییر نظام اسلامی است و به همین دلیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را جزو گروه‌های تروریستی اعلام نموده است، آیا زمان آن
فرا نرسیده است که مذاکره بر سر جلب اعتماد توطئه‌گران، جای خود را به اتحاد و همبستگی ملی در برابر دشمن بدهد؟ آیا ملتی که این چنین متحد و یکپارچه برای تسکین آلام هموطنان خود عظیم‌ترین و بی‌سابقه‌ترین حماسه امداد تاریخ بشری را رقم می‌زند برای رفع مشکلات اقتصادی کشور خود باید چشم امید به پنجه‌های چدنی دشمن بدوزد یا اینکه دولت‌مردان آن با قطع دست توطئه دشمن، صادقانه از ملت برای حل مشکلات کشور با تکیه بر توانمندی‌های داخلی مدد بجوید. در حالی که FATF در گزارش‌های خود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را حتی قبل از اعلام رسمی آمریکا در ردیف گروه‌های تروریستی شناخته است، آیا چشم امید گشایش به چنین دشمن غداری جز تکرار بوسه بر خنجر دشمن که از پشت بر نظام اسلامی فرود می‌آید توجیه دیگری دارد!؟ در حالی که FATF با صراحت حمایت خود را از رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی اعلام می‌کند و رسما بیانیه می‌دهد که پذیرفتن شروط این نهاد از سوی جمهوری اسلامی ایران، هرگز به منزله رفع تحریم‌ها علیه ملت ایران نیست و در سفر دوره‌ای رئیس ‌آمریکایی آن به دیگر کشورها آنها را به تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران تشویق می‌کند، چشم امید به چنین نهاد بی‌آبرویی که حتی موافقان نیز بر آن مهر تایید می‌زنند با کدام عقلانیت و درایت سیاسی در دفاع از حقوق ملت ایران قابل توجیه است!؟
در حالی‌که اروپا از یک سو، تحت فشار آمریکا از انتقال کمک‌های انسان‌دوستانه ایرانیان مقیم خارج از کشور در رابطه با سیل اخیر به داخل کشور ممانعت به عمل می‌آورد و بر اجرای تعهدات بر زمین مانده خود اصرار می‌ورزد و از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران را برای پذیرش شرایط FATF تحت فشار قرار می‌دهد، آیا دستگاه سیاسی و دیپلماسی نباید با موضع‌گیری قاطع در برابر سیاست‌های دوگانه اروپا از عزت ملت ایران در برابر اقدامات ناجوانمردانه آنان دفاع نماید!؟ در حالی که دشمن با اهرم FATF و ادعای «شفافیت اقتصادی» به دنبال ضربه هدفمند و اساسی به پیکره نظام اقتصادی کشور است آیا دستگاه سیاسی نباید با «شفافیت سیاسی» از حقوق پایمال‌شده ملت در معامله با فریبکاری غرب دفاع کند! آیا حاصل اعتماد و معامله با آمریکا و غرب در طی چند سال گذشته جز تهدید، تحریم و توطئه علیه شریان‌های حیاتی ملت و در نهایت تروریست نامیدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نتیجه دیگری در بر داشته است!؟ آیا اقدام به پذیرش FATF و چشم امید به کشور‌های اروپایی که از ترس آمریکا حتی از انتقال کمک‌های مردمی به داخل کشور برای سیل‌زدگان نیز جلوگیری می‌کنند، برای حل مشکلات اقتصادی کشور، ساده‌انگاری و یا ساده‌لوحی سیاسی نیست!؟
بدون شک همان‌گونه که رهبر آگاه و حکیم انقلاب اسلامی بارها بیان فرموده‌اند تنها راه مقابله عملی با تحریم‌ها به میدان کشانیدن توانمندی‌های داخلی بر پایه اقتصاد مقاومتی با تکیه بر سرمایه‌های ملی و جلب حمایت و پشتیبانی مردم است، نه پیوند زدن اقتصاد کشور به FATF و بسته‌های پوچ و فریب‌کارانه‌ای که تحت عناوین مختلف SPV و INSTEX و... با هدف گرفتن زمان برای توطئه هدفمند علیه ملت ایران برنامه‌ریزی و مدیریت می‌شود! قربانی کردن بخش اعظم صنعت هسته‌ای کشور به پای اعتماد به غرب، باید درس عبرتی باشد که در معامله با غرب چیزی جز هموار کردن راه توطئه برای فریبکاری بیشتر عاید ملت ایران نخواهد نشد! بدون شک ملتی که یکپارچه در برابر خشم توفنده سیل مقاومت کرد در صورت جلب اعتماد ملت در برابر تهاجم اقتصادی دشمن نیز جانانه مقاومت خواهند کرد. لازمه چنین اقدامی اخلاص، همدلی و همراهی مسئولان در کنار مردم است به‌گونه‌ای که مردم در جریان سیل اخیر سپاه و ارتش را در کنار خود دیدند، در میدان جنگ اقتصادی نیز مسئولان را آن‌گونه در کنار خود ببینند. بدون شک اگر دولت محترم به جای تلاش برای جلب توجه و اعتماد غرب بر روی جلب اعتماد ملت و تکیه بر توان ملی، برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری نماید، یقینا با همدلی و همبستگی ملی حماسه عظیم‌تری در عرصه اقتصادی و رونق تولید رقم خواهد زد و خاطره ۸ سال مقاومت قهرمانانه همانند سیل اخیر در اذهان ملت زنده خواهد شد و با حضور یکپارچه مردم در دفاع از استحکامات اقتصادی کشور در برابر تهاجم آمریکا و غرب شاهد آبادانی و عزت و اقتدار بیش از پیش ایران اسلامی خواهیم بود.
ـــــــــــــــــــــــــــ
* دانشیار دانشگاه و نماینده ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی

منبع:کیهان

گام دوم به پرچمداری حضرت علی اکبر(ع) 

 


مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم به مدیریت‌هایی ‌اشاره داشتند که در طول چهل سال انقلاب، «بی‌توجه به شعارهای انقلاب و غافل از جریان انقلابی»، «گاه رویگردان از ارزش‌های دینی» و «غافل از ظرفیت‌های کم‌نظیر طبیعی و انسانی» بوده‌اند.
این رویکرد که به تعبیر معظم‌له خسارت‌بار هم بوده است علاوه ‌بر ایجاد مانع در تحقق آرمان‌های انقلاب، باعث به وجود آمدن جریانی خاص در سطح کلان شد که از جایگاه طلبکارانه به ملت و کشور می‌نگریست و ایام مدیریت را نه فرصتی درخشان برای خدمت بلکه افتخار و منتی بر ملت می‌دانست. این نگاه خطرناک به جایی رسید که درصدی از خطا و به تبع آن بهره‌برداری‌هایی از رانت را طبیعی و حق مدیران می‌دانست!
در طول سالیان پس از انقلاب، مدیریت لیبرالی نگاه خویش را همواره به کارهایی دوخته که انجام داده است و نه انبوه کارهای مغفول و بر زمین مانده. مدیرانِ اینچنینی اگر کلنگی بر زمین زدند یا پروژه‌ای را افتتاح کردند، معمولا با حواشی و هزینه‌های زیاد و تشریفات فراوان بوده که همه بر گُرده بیت‌المال تحمیل شده است.
چرخه بسته مدیران لیبرال پس از گذشت چهار دهه، نه تنها کارنامه درخشانی نداشته که از خامه مقام معظم رهبری به عنوان چالش درونی نظام تراوش نموده: «چالش درونی عبارت است از عیوب ساختاری و ضعف‌های مدیریتی» ایشان مهم‌ترین این عیوب را اینچنین برمی‌شمرند: «وابستگی اقتصاد به نفت، دولتی بودن بخش‌هایی از اقتصاد که در حیطه وظایف دولت نیست، نگاه به خارج و نه به توان و ظرفیت داخلی، استفاده اندک از ظرفیت نیروی انسانی کشور، بودجه‌بندی معیوب و نامتوازن، عدم ثبات سیاست‌های اجرایی اقتصاد، عدم رعایت اولویت‌ها و وجود هزینه‌های زاید و حتی مسرفانه.» این عیوب که پاره‌ای از آن، روش‌های مدیریت لیبرالی و برخی هم معلول این شیوه هستند، نتیجه‌ای جز «مشکلات زندگی مردم از قبیل بی‌کاری جوان‌ها، فقر درآمدی در طبقه ضعیف و امثال آن نداشته است.» موضوعی که رهبری به آن اذعان فرموده‌اند.
مدیریت لیبرالی با تفکر خاص خود، سعی می‌کند دوراندیش و پر وسواس امور را در سطح کلان هدایت کند. احتیاط بیش از حد که منجر به خوف و واهمه در تصمیم‌گیری می‌شود باعث می‌گردد که در اِعمال تصمیمات، منفعل و پرحاشیه باشد.
مدیران محافظه‌کار که آرد خود را بیخته و الک خویش آویخته‌اند، در دوران آسان تنی و دلخوشی به نوه و نتیجه، خواهان محیطی امن و فانتزی هستند که با هم سن و سالان خود گعده‌هایی جذاب و بی‌تنش داشته باشند! اما عزم در بحران‌ها و لحظات سخت و سرنوشت‌ساز نیازمند شجاعتِ حکیمانه و سرعت عمل است. و بدیهی است که در شرایط حاد کشور و منطقه، انفعال و وسواس، فرصت‌های ناب را از بین می‌برد بلکه گاهی دشمن از تصمیمات دیر‌هنگام مسئولان سوءاستفاده و بهره‌برداری می‌کند و چه ‌بسا با تصمیم نابهنگام، ابتکار عمل از دست رود و رفتار دشمن، الگوی رفتاری مسئولان شود.
از مضرات دیگر این نوع مدیریت، عدم اعتماد و بدبینی به جوانان است که سپردن مدیریت‌های کلان به آنان را، آسیب زا و بدفرجام می‌داند. بر این اساس دولت لیبرالِ موقت که درکی از تفکر و عملکرد انقلابی نداشت، تسخیر لانه جاسوسی را برنتافت و استعفا کرد ولی امام بزرگوار که سرشار از روح انقلابی و مبارزه بود از اقدام دانشجویان حمایت کرد و آن را انقلاب دوم نامید.
به رغم این نگاه نادرست، بررسی هشت سال دفاع مقدس نشان می‌دهد جوانانی رشید، مدیر، مدبر، کارآمد و شجاع با دست خالی جنگ را مدیریت کرده‌اند. آن روزها فرماندهان بزرگ در عملیات‌های سرنوشت‌ساز، حماسه‌آفرینانی بودند که در عنفوان جوانی و در دوره‌ای که شاید هنوز محاسنشان به‌طور کامل سبز نشده بود جبهه‌های نبرد را از بن‌بست‌های سخت و بحرانی بیرون می‌آوردند. و صدالبته جانفشانی‌ها و فداکاری‌های این جوانان در پرتو امدادهای غیبی راز و رمز موفقیت‌ها بوده است.
امروزه همگان باید این باور را داشته باشند که جوانان قابل اعتمادند. و جوانانی که تفکر انقلابی دارند و به اصول انقلاب معتقدند می‌توانند بار دیگر پای به عرصه مدیریت بگذارند و در جنگ اقتصادی به تعبیر رهبری، دشمن را تا پشت خاکریزهای «بازدارندگی» عقب برانند.
تأکید پیوسته رهبر معظم انقلاب بر مدیریت جهادی است. ایشان در بیانیه گام دوم و سخنرانی اول فروردین در حرم مطهر رضوی بر این موضوع اصرار داشته‌اند که راه برون‌رفت از مشکلات، نگاه انقلابی، تفکر انقلابی و سپردن سررشته امور به جوانان است.
از خصوصیات جوان، بی‌حرص و آز بودن اوست. وی که هنوز ریشه‌ای در حب دنیا قوی نکرده به‌راحتی از همه چیز می‌گذرد و تمام نیروی خود را متمرکز در مسئولیتی می‌کند که برعهده ‌دارد. همین امروز این رفتار ایثارگرانه را از جوانانی مشاهده می‌کنیم که در استان‌های سیل‌زده عاشقانه به امداد هموطنان مظلوم خود شتافته‌اند.
ویژگی دیگر جوان اخلاص اوست. او که درنگ کمی در این دنیا داشته هنوز به جاذبه‌های آن دل نبسته و ریاکاری را نیاموخته و اگر نگوییم آن‌قدرها مؤمن است که کار را خالصانه برای خدا انجام می‌دهد، حداقل آن است که عمل را برای دل خود می‌کند و به خوش آمد و بد آمد دیگران اعتنایی ندارد. و از آنجا که هنوز به حب دنیا دل نیالوده خیلی زود جذب حب الهی می‌شود.
سرعت عمل، نشاط در کار، قدرت و توان و خستگی‌ناپذیری از ویژگی‌های دیگر جوانان است که در برابر مدیریت ناتوان و منفعل قابل مقایسه نیست.
اینک که وارد دهه پنجم انقلاب شده‌ایم رهبر معظم، مسیر گشایش‌ها و فتوحات را به ملت معرفی کردند. ایشان در بیانیه گام دوم از جوانان خواسته‌اند وارد میدان شوند و با سلاح علم و پژوهش و با توسل به معنویت و اخلاق و با تکیه بر توان داخلی و اقتصاد مقاومتی، مدیریت کشور را به دست بگیرند. آینده کشور در گرو بهره‌برداری از ظرفیت عظیم جوانان است.
امروز تأسّی و اقتدای جوانان ما به جانِ جهان، نور دیدگان پدر، آرام جانِ عمه، قوّت قلب عموی علمدار، نازدانه مادر، روح و قرار خواهران، ریحان خوشبوی بنی‌هاشم، استوانه لشکر؛ یعنی حضرت علی اکبر(ع) است که جان جهانی فدایش باد. امروز پرچم بر شانه‌های اوست.

سید ابوالحسن موسوی طباطبایی
منبع:کیهان

از خواب گران خیز!



واقعیت این است که اساساً در هر کشوری، فلسفه وجودی اصلی ارتش و یگان‌های نظامی مشابه آن، عدم وقوع جنگ است و در مرتبه بعد به عنوان یک ضرورت، نوبت به تلاش برای مهار دامنه جنگ و پیروزی در آن می‌رسد.

به گزارش سخن آشنا، سعدالله زارعی کارشناس مسائل منطقه در روزنامه کیهان نوشت:

کم نیستند کسانی که با ژستی سیاستمدارانه و قیافه واقع‌بینانه و حق به جانب، هر گونه سخن گفتن از موضع قدرت در برابر اقدامات آمریکا را افتادن به دام بن‌سلمان، نتانیاهو و بولتون معرفی می‌کنند!. همین دیروز رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی بنا به آنچه در بعضی رسانه‌ها آمده است، درخواست بعضی از شخصیت‌های سیاسی و رسانه‌ای کشور در اعمال فشار بر نیروهای نظامی آمریکا از طریق تنگه هرمز را افراط‌گرایی و مقدمه کشیده شدن کشور به جنگ دانسته و به طور تلویحی گفت زمان آن است که اداره امور و تنظیم مواضع کشور به دست نیروهای سیاسی باشد و نظامیان کنار بکشند! اما واقعیت چیست؟

۱. واقعیت این است که اساساً در هر کشوری، فلسفه وجودی اصلی ارتش و یگان‌های نظامی مشابه آن، عدم وقوع جنگ است و در مرتبه بعد به عنوان یک ضرورت، نوبت به تلاش برای مهار دامنه جنگ و پیروزی در آن می‌رسد. نیروی نظامی با حضور مقتدر خود در صحنه، مانع وقوع جنگ می‌شود و ابتکار عمل او در زمانی که درگیری نظامی وجود ندارد، خطر وقوع درگیری نظامی را از سر کشور برطرف می‌کند. پس به بیان دیگر، آن کسی که در زمان عدم جنگ، از کنار گذاشتن نقش نیروی نظامی در عرصه مواجهه با دشمن سخن می‌گوید، در واقع کشور و ملت خود را به سمت درگیری پیش می‌برد. یعنی آن کس که می‌گوید سخن از مقابله با دشمن نگویید، تا دشمن تحریک نشود و سبب وقوع جنگ نگردد، در واقع در حال آماده‌سازی مقدمات تحمیل جنگی علیه کشور خود است که آنگونه که این آقایان می‌خواهند اگر نیروی خودی منفعل باشد، دشمن در آن به طور مطلق دست برتر پیدا می‌کند و از نیروی خودی چاره‌ای جز تسلیم باقی نمی‌ماند!


«اگر صلح می‌خواهی برای جنگ آماده شو» این عبارتی است که به افلاطون، حکیم یونان نسبت داده شده است، هم اینک ۲۴ قرن از زمان او می‌گذرد. ۸۰۰ سال پس از آن این عبارت که به قانون هشتم افلاطون شهرت یافته، توسط «فلاویوس رناتوس» یونانی تکرار شد او در مقدمه کتابش نوشت: «کسی که آرزوی صلح دارد، خود را برای جنگ آماده می‌کند.»


۲. نکته دیگر این است که گاهی درباره جنگ و زمان آن، صلح و زمان و شرایط آن سوءتفاهم می‌شود. یعنی گاهی به طور واقعی، جنگ در وجه تهدید عملی آن، وجود دارد، اما در عین حال یک ملت در آن احساس صلح می‌کند و شراره‌های جنگ را جور دیگری می‌بیند و گاهی صلح به معنای عدم تهدید شدن عملی، وجود دارد، اما در عین حال یک ملت در آن احساس جنگ می‌کند و علامت‌های مبتنی بر وجود آرامش را جور دیگری می‌بیند. در هر دو وجه، این ملت و کشور با تهدید جدی مواجه می‌باشد. اما در این میان در هر دو وجه که خطایی فاحش به حساب می‌آیند، نظامیان در خلق چنین وضعیتی معمولاً نقشی ندارند و یا کمترین نقش متوجه آنان است. سازنده این فضای رخوت، نوعاً و در اکثر موارد، سیاسیونی هستند که یا بنا به خصلت محافظه‌کارانه و یا به دلیل ناآگاهی و یا احیاناً به دلیل سرسپردگی به همان دشمن، نظامیان خودی را خلع سلاح و تفنگ نظامیان دشمن را فشنگ‌گذاری می‌نمایند و صحنه‌ای که در آن نظامیان باید تعیین‌کننده باشند را از وجود نظامیان خالی می‌کنند و خود به جای آنان تصمیم می‌گیرند!


۳. بعضی از افرادی که ملت ایران و رزمندگان ایرانی را از ورود به میدان تحولات منع می‌کنند، از «صلحی» دم می‌زنند و به نام آن گریبان چاک می‌کنند که اساساً تا آنجا که به دشمن مربوط می‌شود، وجود خارجی ندارد یعنی در حالی که دشمن مدت‌هاست جنگ خود را شروع کرده و خاکریزهایی را هم به تصرف درآورده است، از نیروهای مدافع کشور می‌خواهند برای آنکه جنگی درنگیرد و کشور با پیامدهای آن دست و پنجه نرم نکند، از تهدید دشمن دست بردارند چه رسد به اینکه در فکر کاری عملی باشند!


براساس بیانیه‌ای که روز دوشنبه هفته پیش توسط «مایک پمپئو» وزیر خارجه رژیم تروریستی آمریکا قرائت شد و با گذشت یک هفته، از سه روز پیش عملاً به صورت یک قانون درآمد، دولت آمریکا به نام فریبنده «تحریم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» نه تنها کل کشور ایران بلکه همه کسانی که در هر جا، به نوعی رسمی یا غیررسمی، در قالب یک دولت، یا یک NGO و یا به صورت عمومی کوچک‌ترین همکاری تجاری، صنعتی و حتی علمی با ایران داشته باشند، تحریم و در لیست تروریزم یا حامیان تروریزم قرار داده است. این به این معناست که آمریکا به خود حق داده که هر ایرانی یا غیرایرانی مرتبط با ایران و یا حتی با اتهام انتساب به ایران را وادار به پرداخت جریمه یا تحمل حبس و یا حتی مستوجب قرار گرفتن در معرض اقدامات سازمان‌های سابقه‌دار تروریستی نظیر سیا و پنتاگون و یا سازمان‌های جنایتکار دیگر اسرائیلی، عربی، غربی و… نموده است و اضافه بر این آمریکا مرتب می‌گوید تحریم‌های شدیدتری را علیه ایران اعمال خواهد کرد به گونه‌ای که به خیال خام آنان ادامه حیات برای دولت و ملت ایران بسیار دشوار باشد. خب آمریکا در عمل هم این اقدامات را شروع کرده و مشکلات زیادی را برای کشور پدید آورده است. حالا از این طرف نگاه کنید که یک عده‌ای با ژست مقابله با افراط‌گرایی و مخالفت با جنگ، به جنگ کسانی آمده‌اند که فلسفه وجودی‌شان به کار گرفتن ابتکاراتی است تا مانع شرارت بیشتر دشمن شوند و حتی دشمن را وادار به عقب‌نشینی از موقعیت‌هایی که در حوزه اقتصادی به دست آورده است، نمایند!


در واقع عده‌ای در داخل و مع‌الاسف با تکیه بر بعضی مناصب رسمی در قوای سه‌گانه و بعضی از موقعیت‌های دیگر نظام، مانع توقف تحرکات ضدایرانی آمریکا و… می‌شوند و این همه را به نام مانع شدن از افتادن ایران به ورطه درگیری دنبال می‌کنند. این در حالی است که اگر منظور از جنگ، ناامن کردن محیط زندگی یک ملت باشد و یا منظور از آن ضربه زدن به بنیه‌های آن کشور تا سرحد، کشاندن آن به ضعف مفرط و واداشتن آن به دادن امتیازات بزرگی که در شرایط قدرت هرگز به آن تمکین نمی‌کند، باشد، خب این جنگ چند سال است شروع شده و دشمن هر روز در حال وارد کردن ضربه‌ای جدید به کشور است! آیا این روند باید ادامه یابد؟ پاسخ آقایان که می‌گویند حرفی نزنید تا دشمن جری نشود، در واقع مثبت است! یعنی بله این وضع ادامه یابد و ما هم کاری نکنیم! خب نتیجه ادامه چنین روندی چه می‌شود؟ آیا جز این است که به دشمن چک سفید می‌دهیم تا هر مبلغی که خواست در آن بنویسد؟ و آیا جز این است که از دست نیروی خودی حتی سپر هم گرفته‌ایم تا نتواند از خود نیز دفاع کند چه رسد به دفاع از کشور؟

۴. بعضی می‌گویند از قوه نظامی استفاده نکنیم و مواجهه با آمریکا را به حوزه نظامی نکشانیم! خب باید پرسید نظر آمریکا چیست؟ و مصلحت ما در چه می‌باشد؟ واقعیت این است که آمریکایی‌ها در شرایط فعلی نمی‌خواهند با ما وارد جنگ نظامی شوند. آنان این را نه ممکن و نه لازم می‌دانند. آمریکایی‌ها روی فشار و تنگ‌تر کردن فشار در حوزه اقتصادی تمرکز کرده‌اند و معتقدند همین فشارها، در نهایت ایران را از پای درمی‌آورد و یا آن را برای دادن امتیازاتی بزرگ‌تر از آنچه در برجام داد، متقاعد می‌کند. حتی دموکرات‌های آمریکایی می‌گویند آن موقع است که باید درباره جنگ با ایران تصمیم گرفت. اگر ایران علیرغم فشارهای فزاینده ما و یا امتیازات بزرگی که عرصه امنیت ملی او را به شدت تنگ و لرزان می‌کند، هنوز سرپا ماند، آن موقع نوبت به اقدام نظامی با حداقل هزینه‌ها هم می‌رسد. ما این را در ماجرای فتنه سال ۸۸ شاهد بودیم که آمریکا به گمان اینکه با یک حمله کار را تمام می‌کند، به ارزیابی جنگ با ایران و پیامدهای آن نشست و ده‌ها هزار نیروهای نظامی خود که در آن زمان در عراق مستقر بودند را به سمت مرزهای شرقی این کشور گسیل کرد که همان موقع کارشناسان نظامی آن را علامت آغاز جنگ علیه ایران ارزیابی کردند.


از آن طرف باید پرسید چرا آمریکا در حوزه تهدید نظامی چراغ خاموش است و حتی پس از صدور بیانیه روز دوشنبه، در همان روز، پنتاگون به طور غیررسمی به «وال استریت ژورنال» گفت ارتش هرگز قصد درگیری نظامی با ایران را ندارد؟ و چرا آمریکا روی حوزه اقتصادی علیه ما تمرکز دارد به گونه‌ای که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند «ستاد جنگ آمریکا با ما در وزارت خزانه‌داری آمریکاست»؟


اگر درست به صحنه نگاه کنیم درمی‌یابیم که در مقام مقایسه بین دو حوزه اقتصادی و نظامی فی‌مابین آمریکا و ایران، یکی برای هر کدام قدرت و دیگری برای هر کدام، پاشنه آشیل محسوب می‌شود. از این رو به طور طبیعی هر کدام در مواجهه با دیگری باید به آنکه وجه قدرتش است، تکیه کند و از مواجهه در حوزه‌ای که نقطه قوت حریف است، پرهیز نماید. تردیدی نداریم که آمریکایی‌ها در مقایسه با ایران و اقداماتی که علیه ما می‌توانند کوک کنند، «اقتصاد» یک رمز می‌باشد، آمریکا قاعدتاً نباید بگذارد مواجهه با ایران به حوزه‌ای که حریف در آن در موضع قدرت است، کشانده شود. خب در چنین مواجهه‌ای تکلیف ما چیست؟ آیا این معادله، تکلیف ما را به درستی روشن نمی‌کند؟ جالب این است که حالا در ایران، عده‌ای ما را از واکنش در حوزه اقتصادی که در این حوزه برای ما امکان واکنش‌هایی وجود دارد، برحذر می‌دارند و می‌گویند کاری به موقعیت‌های اقتصادی آمریکا و عوامل منطقه‌ای آن نداشته باشید تا جنگ نشود! علاوه‌بر آن، ایران را در حوزه نظامی هم به طور مطلق از مواجهه با آمریکا پرهیز می‌دهند! با این وجود، نمی‌دانیم چگونه توقع توقف شرارت از سوی آمریکا دارند؟


۵. به طور قطع نباید کشور را به سمت جنگ سوق دهیم و بدون شک این چیزی است که نظامیان به دلیل اشرافی که بر تبعات آن دارند، بیش از دیگران به آن توجه دارند. اما واقعیت این است که نحوه تنظیم سازوکارهای کنونی ایران در واکنش به آمریکا، بوی ضعف می‌دهد، سیطره دیدگاه‌هایی که ضعف کارشناسی دارند بر دستگاه‌های حساس نظیر مجلس شورای اسلامی، سبب واژگونه دیدن حقیقت شده و بیم آن می‌رود که به دلیل این اظهار ضعف‌ها، کشور درگیر چیزی شود که نظامیان را از آن پرهیز می‌دهند.
منبع:مشرق

"صندوق توسعه" یا قُلّک دولت؟!


چرا دولت هر جا با محدودیت مواجه می‌شود، فوراً می‌خواهد سراغ برداشت از صندوق توسعه ملی برود؟ این پرسش در ماه‌های اخیر در میان کارشناسان اقتصادی و ناظران رسانه‌ای فراگیر شده است.

به گزارش سخن آشنا، مبلغ درخواستی دولت از صندوق توسعه ملی (۲ میلیارد دلار) به اسم کمک به سیل زده‌ها، یک نهم ۱۸ میلیارد دلاری است که به خاطر سو تدبیر دولت، حیف و میل شد. یعنی ۹ برابر پولی را که از صندوق می‌خواهند، سال گذشته ظرف دو ماه در حلقوم رانت خوران ریختند!

چرا دولت هر جا با محدودیت مواجه می‌شود، فوراً می‌خواهد سراغ برداشت از صندوق توسعه ملی برود؟ این پرسش در ماه‌های اخیر در میان کارشناسان اقتصادی و ناظران رسانه‌ای فراگیر شده است.

دولت هنگام تدوین لایحه بودجه ۹۸، خواستار کاهش درصد واریز درآمدهای نفتی به صندوق توسعه ملی، از ۳۴ درصد (تکلیف برنامه توسعه) به ۱۰ درصد بود که با مخالفت رهبر انقلاب مواجه شد. نهایتاً دولت مجوز گرفت به جای واریز ۳۴ درصد، ۲۰ درصد درآمدهای نفتی را به صندوق واریز کند.


حالا هم دولت با این توجیه که باید به سیل‌زده‌ها کمک کنیم، خواستار برداشت مجدد از صندوقی شده که در طول چند سال اخیر، بارها با توجیهات مختلف، از آن برداشت کرده است. کثرت این درخواست‌ها صندوق را که برای حمایت از بخش خصوصی و تولید و مقابله با مضیقه‌های دوره تحریم طراحی شده، بی‌معنا می‌کند.

به اعتبار همین واقعیت هاست که رهبر انقلاب در پاسخ به نامه رئیس جمهور تصریح کردند «مطلعید که استفاده از صندوق توسعه ملی صرفاً در صورت مسدود بودن راه‌های دیگر ممکن است. لذا تأکید می‌شود که دولت سریعاً از محل‌هائی همچون؛ پنج درصد مقرر در بودجه عمومی برای جبران خسارت حوادث غیرمترقبه، جابجایی در ردیف‌های بودجه‌های عمرانی، بیمه‌ها و تسهیلات بانکی، اقدامات لازم را آغاز کند و در ادامه پس از جمع‌بندی وضعیت، در صورت نیاز، برداشت از صندوق مزبور مورد تأیید این جانب خواهد بود.»

یادآور می‌شود با بی تبیری های سال گذشته دولت، رانتی بالغ بر ۲۵۰ هزار میلیارد تومان در حوزه‌های ارز و سکه و خودرو و گوشی تلفن همراه و.... فراهم گردید که هم از جیب بیت المال رفت و هم موجب سیلاب نقدینگی و سرریز تورم به زندگی مردم شد.


محمد ایمانی
منبع:مشرق

آخرین مطالب