پر بازدیدترین مطالب

فمینیسم و جنگ های توالتی!


در دهه 1970 اولین پوسترهای «جنبش آزادی زنان» با افتخار تمام تصویری از یکی از مدافعان دو آتشه برابری را نشان می داد که در حال استفاده از یک توالت ایستاده بود؛ اما بعد از آن فمینیست ها به این نتیجه رسیدند که مجبور کردن مردان به استفاده از دستشویی زنانه و ویران کردن تاسیساتی که مختص مردان ساخته شده بود لذت خیلی بیشتری دارد!

خبرگزاری فارس: فمینیسم و  جنگ های توالتی!


سخن آشنا-  پسرها و دخترها با هم فرق دارند. زمانی این تفاوت مورد ستایش نیز بود. فرانسوی ها می گفتند زنده باد تفاوت و دیگر ملت ها نیز از وجود آن خوشحال بودند. ولی اکنون این مسئله به مشکلات متعددی، دردریاها، در شهرها و حتی -همچنان که خواهید دید - در جو خارج از زمین انجامیده است.
اول از همه اینکه مردان و زنان به شکل متفاوتی از دستشویی استفاده می کنند. درطول شش هزار سال گذشته که بشر دارای تاریخ مکتوب است، این قضیه هیچ مشکلی به وجود نیاورده بوده، اما اکنون این موضوع برای غربِ وارد شده به عصر روشنگری، به یک نگرانی واقعی تبدیل شده است. این تفاوت در نحوه دستشویی کردن برای فمینیست‌هایی که می خواهند هرکاری را که مردان می‌کنند آنها نیز انجام دهند، عصبانی کننده است. در دهه 1970 اولین پوسترهای «جنبش آزادی زنان» با افتخار تمام تصویری از یکی از آن مدافعان دو آتشه برابری را نشان می داد که در حال استفاده از یک توالت ایستاده بود؛ تصویری که موجبات حیرت و غبطه شدید معدودی از ناظران را فراهم کرد که به کفایت مشمول تنوع بخشی شده بودند. اما این برای آن وقت ها بود. بعد از آن فمینیست ها به این نتیجه رسیدند که مجبور کردن مردان به استفاده از تاسیسات دستشویی زنانه و ویران کردن تاسیساتی که مختص مردان ساخته شده بود لذت خیلی بیشتری دارد!
در یو اس اس جرالد آر.فورد جدیدترین ناو هواپیمابر آمریکایی اصلا از توالت ایستاده خبری نیست. این ناو به تمام معنا از نظر جنسیتی خنثی است، برای همین آن معدود خانم هایی که بر عرشه این کشتی خدمت می کنند، قادر خواهند بود هر جا که دلشان می خواهد دستشویی کنند. توالت های از نظر جنسیتی خنثای جدید فضای بسیار بیشتری می خواهند و آنچنان تمیز نیستند، چرا که نشانه گیری مردان در دستشویی ها بیشتر وقت ها اشتباه از کار در می آید، بعلاوه اینکه کارشان خیلی زمان برتر از زنان است. اما به زانودرآوردن مردان و توی دهان روحیه مردسالار زدن، این نقایص جزئی را جبران می کند.

آلمان و سوئد نیز توالت های ایستاده را حذف کرده اند. هم اکنون توالت های آنها هم برای مردان مناسب است و هم زنان و از نظر جنسیتی خنثی هستند اما از نظر پولی اصلا اینطور نیست. به منظور دستشویی کردن در یک توالت عمومی در سوئد، شما باید دست به دامان یک گوشی هوشمند و یک کارت اعتباری شوید: توالت های آنها فقط شارژی هستند و هیچ سکه و اسکناسی را نیز قبول نمی کنند.
در آلمان، کشوری که از تمام کشورهای دیگر بیشتر گرفتار احساس گناه است، به مردی که از یک توالت ایستاده استفاده کند، برچسب «نازی» زده می شود. یک آلمانی غیرنازی باید نشسته کارش را انجام دهد، مثل یک زن. درست مثل سوئد. تعجبی ندارد که آلمانی ها و سوئدی ها بیشترین نرخ موافقت را در اروپا (بیشتر از 80 درصد) در پذیرش مهاجران از کشورهای جنگ زده خاورمیانه ای دارند. زنان آلمانی و سوئدی همگی طرفدار وارد کردن پشتون ها و کردهای عمدتا دارای روحیه مردانه هستند، در حالی که مردان خودشان در تلاش برای منطبق شدن با دستورکارهای فمینیستی، رفتاری به شدت زنانه پیدا کرده اند. مردان بومی با آنچه که «زنان» آنها تصمیم می گیرند فقط موافقت می کنند و خیلی از مخالفت کردن هراس دارند، در حالی که زنان اصولا به این شهرت یافته اند که با هر آنچه که مردان انتخاب می کنند رفتاری دمدمی مزاج دارند و احتمالا مخالفت می کنند.
گرچه بعضی از مردان راهی پیدا کرده اند. برلینی ها می روند و درمیان ستون های یادبود هولوکاست خودشان دستشویی می کنند. این بنای یادبود شامل حدود سه هزار تخته سنگ استاده یا ستون است و فضای نسبتا تاریک و متعفن آن هیچ شکی برایتان باقی نمی گذارد که مردان محلی راه حل فقدان دستشویی ایستاده را در آنجا یافته اند. اما تمام شهرها از برکت داشتن چنین ستون های یادبود زیبا و مفیدی برخوردار نیستند.

مدارس آمریکایی به میدانی برای جنگی طولانی بر سر توالت تبدیل شده اند، و برخی از کودکان درباره نقش جنسیتی بازیگر و پیشتاز خود سردرگم شده اند. اگر جک احساس کند که واقعا جیل است، آیا می تواند برود و در دستشویی زنان کارش را انجام دهد؟ آنها جز خراب کردن تمام دستشویی ها، هیچ پاسخ قابل قبول دیگری را برای این سئوال نیافتند.
در پاریس در قرن نوزدهم تسهیلاتی موسوم به پیسور به مبلمان خیابانی اضافه شد که موجبات آسایش زندگی شهری را فراهم می کرد. مردان می توانستند به طور رایگان و بدون هیچ زحمتی سراغ این پیسورها بروند و دستشویی کنند. اما فمینیست ها با وجود آنها مخالفت کردند و روح سرمایه داری نیز به حمایت از آنها برخاست. یک تاسیسات رایگان قبلا شروعی بود بر سوسیالیسمی که مورد انزجار قرار داشت. به سرعت شمار توالت های ایستاده خیابانی از 1200 مورد به یکی کاهش یافت. به جای آن توالت های پولی مناسب هم برای مردان و هم زنان ظاهر شدند. این تسهیلات در ازای خدماتی که ارائه می دهند پول مطالبه می کنند، وقت گیرند و استفاده از آنها پیچیده است. فمینیست ها شادمان شدند، فرزندان وسپاسین (امپراتوری که گفته بود «پول کمی نیست» و مالیات بر توالت را ابداع کرده بود) با وجود پرداخت پول خیلی خوشحال شدند، اما مردان از پرداخت پول برای چیزی که همیشه مفت و مجانی دراختیارشان بود خیلی خوشحال نبودند. برای همین مردان ترجیح دادند در فضای باز کارشان را انجام دهند و پاریس را تا خرخره بوی گند فراگرفت.

شهرداری پاریس که بین خیابان های بدبو و خشم فمنسیت ها گرفتار آمده بود، نوع جدیدی از توالت ایستاده را عرضه کرد، توالت های ایستاده در فضای باز، مطلقا فاقد حریم خصوصی و کارت را بکن و برو. چیز چندان لوکسی نبود و هیچ چیزی نداشت که رشک زنان را نسبت به خود برانگیزد. و رشک آنها را نیز بر نیانگیخت، فقط خشمشان را برانگیخت. آنها مسلح به سیمان، به این نمادهای انزجار آمیز پدرسالاری مردانه هجوم بردند و سیمان را در سوراخ آنها ریختند و خیلی سریع آنها را بند آوردند و غیرقابل استفاده کردند. تصور می کنم مالکان توالت های پولی هم از آنها حمایت کرده باشند و احتمالا حتی سیمان لازم را با نرخ پایین تر در اختیارشان قرار داده باشند، اما این فقط حدس من است. به هر حال اکنون دوباره پاریس را بوی گند فرا گرفته و فمینیست ها هم از همین موضوع به عنوان دلیلی برای نفرت از مردان استفاده می کنند.
و اکنون این جنگ توالتی به جو خارج از زمین هم کشیده شده است. اخیرا حادثه عجیبی در ایستگاه فضایی بین المللی رخ داده است. فشار هوا به ناگهان در ایستگاه کاهش یافت. در جستجوی یک نشتی احتمالی، سوراخ ریزی (2 میلی متری) در دیواره سفینه فضایی روسی سایوز که در ایستگاه پهلو گرفته بود کشف شد. این سوراخ در نزدیکی توالت قرار داشت و با الیاف های تزئینی پوشانده شده بود.
فضانوردان آمریکایی درخواست کردند که ماموریتشان باید قطع شود و آنها را به زمین بازگردانند، اما فضانوردان روسی فقط این سوراخ را با کمی چسب اپوکسی پوشاندند و ماموریت ادامه یافت.
اینطور گفته شد که این سوراخ نتیجه اصابت یک ذره فضایی نبوده و آن را با دریل ایجاد کرده اند. دمیتری روگوزین رئیس روسوکازم گفت که این سوراخ را احتمالا یکی از فضانوردان که غم دوری از خانه وجودش را فراگرفته بوده ایجاد کرده. این روایت فقط خیلی عجیب و غریب تلقی شد و همه این حرف را به عنوان مدرکی جدید بر احساسات بازی روس ها رد کردند. روایتی که بیشتر ترجیح داده شد می گفت که این سوراخ را یک کارگر روسی درست پیش از پرتاب سفینه روی زمین ایجاد کرده که از روس های بی عرضه انتظاری جز این هم نمی رود.
به هر حال غیرممکن است که حق با روگوزین بوده باشد. من از افرادی در کورولیوف (هیوستون روس ها) داستانی بسیار غیرمعمول، اگر نگوییم تایید نشده ای، شنیده ام که دقیقا با سایر جنبه های ناهنجاری جنسیتی توالتی آمریکایی ها تناسب دارد. جزئیات داستان این است. ایستگاه فضایی دارای یک اتاقک آمریکایی، یک اتاقک روسی و یک اتاقک مشترک جدا اما مرتبط با هم است. (بخش روسی در واقع همان سفینه پهلو گرفته درایستگاه است). چهار فضانورد در بخش غربی حضور دارند و دو فضانورد در بخش روسی. در میان غربی ها یک خانم نیز وجود دارد.

هرچند که فضانوردان با دقت کنترل می شوند، اما باز هم در فضا اوضاع می تواند از قلمروهای ناشناخته ای سردربیاورد. بر اساس روایت کورولیوف این خانم با ترتیبات توالت آنها که برای او به عنوان یک زن تحقیر آمیز و اهانت آور بود مخالفت و سعی کرده این تجهیزات را جوری از نو تنظیم کند تا با مختصات فیزیکی مورد نظر او منطبق شود. مردان بازتنظیمات خودشان را انجام دادند و از فمنسیت ها زبان به شکوه و شکایت گشودند. چیزی نگذشت که توالت ظریف واقع در بخش غربی جوری خراب شد که نمی شد آن را تعمیر کرد، چون هیچ چیز در فضا ساده نیست، حتی رفتن به دستشویی.
بنابراین کار این مردان گنده بالغ، این کاپیتان ها و فرماندهان سابق نیروی دریایی و نیروی هوایی به جایی کشید که مجبور شدند به شکل هرروزه از پوشک استفاده کنند. استفاده از چنین چیزی نه تنها ناخوشایند است، بلکه ایستگاه فضایی، فاقد محفظه لازم برای ذخیره این حجم از پوشک های استفاده شده و بوگندو بود. کم کم کار به جایی رسید که بخش غربی را مثل خیابان های لندن یا حتی بدتر از آن بوی گند فرا گرفت.
با گذشت زمان فضانوردان از رفتار اسرافکارانه این خانم به شدت عصبانی شدند و شکایت کردند که «هیوستون هیوستون، ما مشکلی داریم! لطفا این خانم را برگردانید خانه!» هیوستون یا ناسا برای برآورده کردن درخواست آنها با دو مشکل رو به رو بود. یکی اینکه تنوع و برابری زنانه در ماموریت ها باید به هر قیمتی رعایت می شد. و دومین مانع هم پول بود.
درحال حاضر فقط روس ها وسایل لازم را برای بردن فضانوردان به ایستگاه فضایی و بازگرداندن آنها به زمین دارند. هر چند که آمریکا سال های سال پیش انسان را روی ماه فرود آورده است، اما فعلا هیچ شاتل در حال کاری را برای بردن و بازگرداندن انسان ها به ایستگاه فضایی ندارند. روس های بی عرضه همچنان سفینه فضایی خودشان را دارند، هر چند که بهترین شاتل آنها بوران و بهترین ایستگاه فضایی شان میر در طول مرحله گذار روسیه به سمت و سوی غرب، دور انداخته شده است. آمریکاییان باید مبلغ کلانی برای هر پرواز به روس ها بپردازند و ماموریت بازگرداندن این خانم فضانورد سوراخ بزرگی در بودجه ناسا پدید می آورد، سوراخی بزرگ تر و دردناک تر از سوراخی که در بدنه ایستگاه فضایی ایجاد شده بود. هیوستون با وقاحت جواب داد: «این مشکل خودتان است بچه ها! سعی کنید با این خانم کنار بیایید!»
توالت و دوش روس ها به خوبی کار می کرد و آمریکاییان در ابتدا سعی کردند از آن استفاده کنند. اما بعد از جر و بحثی که پیش آمد (و افسوس که کسانی که مجبورند در فواصل نزدیک با هم زندگی کنند، احتمالا گرفتار جر و بحث بین خودشان می شوند) روس ها مخالفت کردند و استفاده از سایوز خودشان را برای فضانوردان آمریکایی ممنوع کردند. در نتیجه سلامت روانی این خانم رو به وخامت گذاشت و... این داستان را می توان حالا حالاها ادامه داد.
بنابراین ناهنجاری جنسیتی غرب که فمنسیم به آن دامن زده، چیزی نمانده بود به مصیبت ختم شود، البته اگر این داستان را باور کنید.

ترامپ و سرگذشت فاحشه ها نمونه دیگری است از آمیزه مخرب اخلاقیات پیوریتن و فمینیسم مرد ستیز. اگر مردی به سن و سال همسرش انرژی کافی برای همسر و عزیزانش بگذارد، فقط می توانم به او تبریک بگویم. هیچ قانونی وجود ندارد که یک مرد تاجرپیشه نیویورکی یا یک سیاستمدار واشنگتنی را از رفتن به دنبال روسپی ها منع کند. در برخی از کشورهای پیشرفته تر (از نقطه نظر فمینیستی) این کار ممنوع است. درسوئد مشتریان فاحشه ها در معرض خطر زندانی شدن قرار می گیرند، در حالی که برای آنها هیچ مجازاتی در نظر گرفته نمی شود. اما در آمریکا – هنوز- چنین نیست. و امیدواریم که از اینجا سردرنیاوریم و به گونه ای شود که رای دهندگان انتخابات های میان دوره ای، فقط به پست و سمت نامزدهای مورد نظرشان توجه کنند.
کاوانا نامزد ترامپ برای دیوان عالی که هم اکنون در معرض اتهامات جنسی در دوران دبیرستان خود قرار دارد و همچنین خود ترامپ واپسین شانس مردان آمریکایی برای اعاده احترام به خود و نجات مردانگی در آمریکا محسوب می شوند! داستان های پیرامون ماجراجویی های این دو با دختران فقط مرا تشویق به حمایت از آنها می کند! منظورم این است که آنها هنوز کمی خون سرخ در رگانشان دارند! مردان می توانند و باید آنچه را که از دست داده اند از نو به دست آورند!
نویسنده: ایزرائل شمیر (ISRAEL SHAMIR) روزنامه نگار
منبع: yon.ir/91yq6

منبع:فارس

آخرین مطالب