پر بازدیدترین مطالب

اعتلای میراث روح‌الله / گسترش ارزش‌های دینی و معنوی در جمهوری اسلامی؛ راهبرد امام و مقام معظم رهبری


در آستانه‌ی بیست‌ونهمین سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، بر آن شدیم تا در قالب سلسله مقالاتی با عنوان کلیِ «اعتلای میراث روح‌الله»، مهمترین شاخصه‌های کارآمدیِ نظام جمهوری اسلامی ایران در دوران زعامت مقام معظم رهبری را برشماریم؛ شاخصه‌هایی که در عمر 40ساله‌ی انقلاب اسلامی و در امتداد همان راه امام (ره)، اکنون پیش روی ملت ایران است. در مقاله‌ی پنجم، ضرورت بنیادین گسترش دین و ارزش‌های معنوی در ساختار نظام اسلامی را بررسی خواهیم کرد.


سخن آشنا__ انقلاب اسلامی ایران که از هر حیث با انقلاب‌های دیگر جهان متمایز و متفاوت است، سنگ بنای حرکت تاریخی خود را مبانی متعالی توحیدی دین اسلام و هدف والا و متعالی خود را بسط و گسترش ارزش‌های دینی و معنوی نه‌تنها در سرزمین ایران بلکه در تمامی جهان قرارداد. ضروری بودن تحقق این هدف برای رهبری فرزانه، دین‌مدار و عارف و عامل به ارزش‌های معنوی و اخلاقی اسلامی بدیهی و آشکار شده بود؛ چراکه آن فقیه عالی‌مقام با بصیرت عالمانه خود بشر امروزی را اسیر در سیطره برنامه و دسیسه انسان‌هایی می‌دید که برای رسیدن به اهداف دنیای و امیال نفسانی خود، دین و ارزش‌های تحول‌آفرین و سعادت‌بخش آن را مهم‌ترین مانع خود یافته و درصدد محو آن برآمده‌اند. کسانی که انسان امروزی را مسخ شهوت و دنیاپرستی نموده و دین را از تمامی عرصه‌های زندگی مادی و معنوی او زدوده‌اند؛ مسیری برای بشر که چیزی جز تباهی و فساد در زمین سرنوشت و انتهایی نخواهد داشت: «الَّذِینَ یُفْسِدُونَ فی‌الارض وَ لایُصْلِحُون» (شعرا، 152)؛ آن رهبر فرزانه با جهان‌بینی توحیدی و ایدئولوژی دینی خود که او را موظف به ایستادگی و قیام در راه تحقق فرامین الهی می‌نمود، به قیام برای تحقق ارزش‌های دینی و معنوی، کمر همت بست و از همان روزهای آغازین مبارزه به روشنگری در خصوص برملا نمودن باطن حکومت دین‌ستیز پهلوی که اساس برنامه‌های توسعه خود را برنامه ضد دین و سکولار غرب قرار داده بود، پرداخت. علاوه بر این آن رهبر فقیه و دین‌شناس، بر این حقیقت که دین اسلام دارای برنامه‌ای جامع برای سعادت و موفقیت بشر در تمامی عرصه‌های زندگی است، اعتقاد راسخ داشت و این موضوع را در تمامی مسیر حرکت انقلابی خود از آغاز تا سرانجام مدنظر قرار داده و همگان بخصوص دولتمردان را به بدان متوجه می‌نمود. مردم ایران نیز که از گذشته‌های دور حقایق ایمانی و راه نجات‌بخش دین اسلام را به‌خوبی درک کرده و در زندگی و حیات اجتماعی و خانوادگی خود نهادینه کرده بودند و تعارض عملی نظام حکومتی را با سیره و سبک زندگی دینی خود تاب نمی‌آوردند، این دعوت به مبارزه را لبیک گفتند و با تمام هست و نیست خود همیار و همراه رهبر خویش در مبارزه علیه تمامی طاغوت‌ها شدند.

ازاین‌رو انقلاب اسلامی ایران را باید چه ازلحاظ رهبری، چه ازلحاظ خواست توده‌های مردم، چه ازلحاظ مبدأ و چه ازلحاظ نهادهای پس از پیروزی، انقلابی دینی و اسلامی به شمار آورد،[1] که در این میان عنصر وحدت‌بخش و هدایت‌گر «رهبری» امت، جایگاه ویژه و خاصی دارد. عنصری که امام بزرگوار آن را به شکلی قوی و مستحکم و با اتکا به مبانی دینی نهادینه ساخت و آن را مقوم اصلی حکومت اسلامی نمود. آن‌چنان‌که خود نظریه‌هایی همچون عدم امکان جدایی دین از سیاست، لزوم تشکیل حکومت اسلامی و نیز ارائه نظریه مترقی ولایت‌فقیه به‌عنوان رکن اصلی مشروعیت حکومت اسلامی را از همان سال‌های پیش از استقرار نظام اسلامی با توجه به این جایگاه مطرح و تعالیم اسلامی را از انحصار به حیطه فردی بیرون آورده، به عرصه‌های مختلف اجتماعی وارد نمود و از همگان به‌ویژه دولتمردان خواست که این اندیشه را در تمامی عرصه‌های نظام اسلامی اجرا نمایند: «همان‌طور که آن‌ها بر ضد شما اسلام را بد معرفی کرده‌اند شما اسلام را آن‌طور که هست معرفی کنید؛ ولایت را چنان‌که هست معرفی کنید. بگویید ما که به ولایت معتقدیم، و به اینکه رسول اکرم (ص) تعیین خلیفه کرده و خدا او را واداشته تا تعیین خلیفه کند و «ولی امر»م مسلمانان را تعیین کند، باید به‌ضرورت تشکیل حکومت معتقد باشیم و باید کوشش کنیم که دستگاه اجرای احکام و اداره امور برقرار شود. مبارزه درراه تشکیل حکومت اسلامی لازمه اعتقاد به ولایت است. شما قوانین اسلام و آثار اجتماعی و فواید آن را بنویسید و نشر کنید. روش و طرز تبلیغ و فعالیت خودتان را تکمیل کنید. توجه داشته باشید که شما وظیفه دارید حکومت اسلامی تاسیس کنید. اعتمادبه‌نفس داشته باشید و بدانید که از عهده این کار برمی‌آیید.»[2]
در اندیشه امام خمینی اسلام دینی جامع و کامل در تمامی عرصه‌های حیات اجتماعی و فردی مردم است و به همین دلیل اسلام باید مبنای تمامی برنامه‌ها و سیاست‌گذاری‌های حکومت اسلامی قرار گیرد. با این تفکر امام اندیشه تلازم دین و دنیا و سیاست و دیانت را مبنای تشکیل حکومت اسلامی می‌داند.

این اندیشه ریشه در نگاهی جامع‌نگر و غایت‌گرا به اسلام و تعالیم آن دارد. چنانکه حضرت امام هدف خود را همچون هدف انبیا از بعثت، بسط و گسترش دین و معنویات در حیات بشری عنوان می‌نماید: «انبیا هم که مبعوث شدند، برای اولین بار مبعوث شدند که معنویات مردم را و آن استعدادها را شکوفا کنند که در آن استعدادها را شکوفا کنند که در آن استعدادها بفهمند به اینکه چیزی نیستیم، و علاوه بر آن مردم را و ضعفا را از تحت سلطه استکبار بیرون بیاورند. از اول انبیا این دو شغل را داشته‌اند، شغل معنوی که همه مردم را از اسارت نفس خارج کنند، از اسارت خویش خارج کنند که شیطان بزرگ است و مردم و ضعفا را از گیر ستمگران نجات بدهند این دو شغل، شغل انبیاست.»[3]
لذا از تفکرات بنیادین که بستر حکومتی نظام اسلامی را در اندیشه امام شکل داد، مفهوم استکبارستیزی برخاسته از اندیشه متعالی دینی بود. امام بارها در کلام و گفتار خود مفهوم «استکبار شرق و غرب» را در مقابل اندیشه ضد دینی نظام بین‌الملل و متکی بر اندیشه ظلم ستیزانه تفکر اسلامی مطرح می‌نمودند.[4]

تفکر مبنایی دیگر امام که برخاسته از اندیشه متعالی دینی است، مفهوم «عدالت‌خواهی» است با معنایی متفاوت از تفکر غربی در معنای عدالت. عدالت از دیدگاه امام یکی از مفاهیم کلیدی و اولیه جامعه بشری است. مفهومی که امام آن را ویژگی مهم اسلام و هدف از ارسال رسل و بعثت انبیا و به‌عنوان نسخه متعالی ساختار اجتماعی حکومت تلقی نموده و از آن با تعبیر «اسلام عدالت‌خواه» برای معرفی اسلام موردنظر انقلاب، استفاده می‌کند.[5] مفهومی از عدالت که لازم است در تمامی ارکان اداره حکومت و برای تمامی زمامداران نظام اسلامی باید جاری باشد و صدق کند که « اگر عادل نباشند، اگر عدالت در بین زمامداران نباشد،» مفاسد عظیمی برای جامعه به همراه خواهد داشت.[6] عدالتی که در اندیشه امام خمینی در اندیشه اسلامی قابل‌تعریف بوده و تعالی معنوی و دینی انسان در جامعه اسلامی را موجب می‌شود و «از این منظر صراط مستقیم سیر انسان تا کمال الهی است» و اگر محقق نشود بی‌عدالتی و ظلم خواهد بود.

بنابراین یکی از شاخصه‌های تشخیص حکومت حق از ناحق مسئله عدالت است و هدف از ارسال پیامبران نیز برقراری عدالت در جوامع انسانی در تمامی عرصه‌های آن است. عدالت و معنویت نیز از منظر امام خمینی، دو مفهوم مرتبط باهم و جدایی‌ناپذیر از یکدیگر هستند.[7] چراکه جدایی انداختن میان این دو مفهوم روابط ناعادلانه میان انسان‌ها را صورت داده است: «اینکه توهم می‌شود که فرق مابین رژیم اسلامی انسانی با سایر رژیم‌ها این است که در این عدالت است، این صحیح است لکن فرق این نیست. فرق‌ها هست. یکی از فرق‌هایش قضیه عدالت است. هیچ‌یک از رژیم‌های دنیا، غیرازآن رژیم توحیدی انبیا، توجهش به معنویت انسان نبوده‌ است، در نظر نداشته است که معنویات را ترقی بدهد. آن‌ها همه به دنبال این بوده‌اند که این مادیات را استفاده کنند و یک نظام مادی در عالم ایجاد کنند.»[8]
این تفکر بنیادین اسلام‌گرایانه، نظام واره­ای را شکل می‌دهد که در تقابل با نظریه‌ها و ساختارهای غربی در مورد شکل‌گیری حکومت قرار می‌گیرد. ازاین‌رو منافع این حکومت‌های ظالمانه را که سال‌ها با استعمار و استثمار کشورهای دیگر به دست آورده و اندوخته کرده‌اند و نیز دستاوردهای تمدنی آن‌ها را که با بسط تفکر سکولار و لیبرال به آن دست‌یافته و معیار و الگو برای توسعه همه کشورهای جهان قرار داده‌اند، به چالش می‌کشد. این‌گونه بود که انقلاب اسلامی دین و ارزش‌های دینی را به صحنه اداره حکومت آورد و آن را مبنایی برای قانون‌گذاری و نظام سازی حکومتی نمود و به مبنایی قدرتمند در موازنه با مبانی غیردینی تبدیل گردید.

تأثیرگذاری این نگاه به دین در قرن بیستم با ظهور انقلاب اسلامی در جنبش‌ها و حرکت‌های ضد استعماری در نقاط مختلف جهان مختلف قابل تحلیل و ‌بررسی است. تأثیری که این جنبش‌ها آن را در عمل و عقیده دریافت نموده و به آن اذعان دارند. این‌گونه است که مهم‌ترین تأثیرگذاری ایران انقلابی را باید در حوزه ایدئولوژیک دانست.[9] در حقیقت در اندیشه امام خمینی، با حاکمیت اسلام می‌توان به مقاصد اسلام دست‌یافت: «پیاده کردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصاً برنامه‌های اقتصادی آن و مقابله با اقتصاد بیمار سرمایه‌داری غرب، و اشتراکی شرق، بدون حاکمیت همه‌جانبه اسلام میسر نیست.»[10]

این دیدگاه بنیادین و کل‌نگر به دین در بنیان نهادن نظام جمهوری اسلامی، در ارائه برنامه زندگی فردی و اجتماعی افراد جامعه و نیز ساختار اجتماعی آن نیز در اندیشه امام خمینی مدنظر قرار داشت. ایشان اسلام را دینی می‌دانست که برای تمامی عرصه های زندگی انسان «دارای دستورات جامعی است که کلیه ابعاد مادی و معنوی بشر را شامل می شود تعالیمی که علاوه بر فنی ساختن انسان در بعد روحانی در مادیات هم او را غنی می سازد.»[11] همچنین می فرمایند: «حقیقت دین اسلام این است که همه مسائل مربوط به زندگی بشر را و آنچه مربوط به رشد و تربیت انسان و ارزش انسانی می باشد را دار است. اسلام همه چیز را گفته است لکن اشکال بر سر مسلمین است.»[12] اهمیت این دیدگاه به اندازه ای است که در بند اول اصل دوم قانون اساسی ایران «ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر هر فساد و تباهی» به عنوان وظیفه نظام اسلامی آورده شده و اصول ایمان و تقوا شرایط لازم برای ایجاد محیط مناسب در رشد فضائل اخلاقی دانسته شده است. لذا از این منظر در بعد رفتار فردی و اجتماعی، مفاهیم و شعارهایی چون «آزادی»، «حق آزادانه انتخاب»، «دموکراسی» و «برابری حقوق زن و مرد» و ... مدنظر حکومت های لیبرال غربی نه تنها مورد قبول نبوده، بلکه با اساس آزادی حقیقی انسان که در چارچوب تفکر دینی معنا پیدا میکند و رهایی انسان از قیود و بندهای هوای نفس را ممکن می سازد، در تضاد است. چراکه از منظر امام خمینی «آزادی و حریت انسانی در حدود قانون است دین کشور ما اسلام است آزادی در حدود دین این است که به اسلام ضرر نخورد.»[13]

با این تفکر امام رفتار اجتماعی و تربیت اخلاقی و دینی افراد را در سایه حکومت اسلامی و نیز در تدوین قوانین نظام اسلامی واجب و ضروری دانسته و التزام افراد به آن را هم لازمه صیانت از نظام اسلامی و هم لازمه سعادت دنیوی و اخروی افراد می داند. چنانکه این دیدگاه در مورد جایگاه زنان به عنوان نیمی از افراد جامعه و شخصیت ارزشمند و تاثیرگذار آنان در سرنوشت جامعه، که در فرهنگ غربی تنزل یافته و به ابزاری برای سود و لذت تبدیل شده، نمودی عینی تر یافته و ضمن تایید حضور اجتماعی آنان، به رعایت حدود و قوانین الهی و رفتار درست اجتماعی در زمینه حفظ عفت و حجاب توصیه شده و در قالب قانون نهادینه و الزامی میشود.[14]چراکه از دیدگاه آن رهبر فرزانه، «اسلام مى‏خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانى جدى و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى‏دهیم تا زنان فقط شیئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند.»[15]
علاوه براین، امام خمینی در جهت تعالی و ارتقا بنیادین نظام اسلامی، به پایگاه ها و نهادهای دینی و مردمی که از ظرفیت بالایی برای تربیت و رشد دینی و معنوی افراد جامعه برخوردار هستند، توجه و توصیه نموده و برنامه ریزی برای استفاده هرچه بیشتر از آنان را از همگان مطالبه می نمایند؛ نهادهایی همچون مساجد به عنوان « سنگرهای اسلام در مقابل شیاطین»[16]؛ «مرکز جنبش و حرکت‌های اسلامی»[17]؛ «مرکز تبلیغ»[18]؛ نماز جمعه به عنوان «منصب تماس روحانیت با ملت، و روحانیت با مجلس و دولت»[19]؛ «کانونی برای بیان مسائل و برکات انقلاب»[20]، هیئات مذهبی و کانون های دینی مردمی به عنوان «کانونهای ایجاد شور و حرکت دینی برای اسلام و حفظ مقاصد اسلامی»[21]؛ «مجالس غلبه عقل بر جهل و عدل بر ظلم و امانت برخیانت و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت»[22] و ... . نهادها و پایگاه هایی که با اندیشه خاص امام خمینی در انقلاب اسلامی تعریفی و کارکردهای متفاوت و پرثمرتری را پیدا نمود و توانستند در مسیر نشر و تعالی اهداف انقلاب اسلامی نقش مهمی را ایفا نمایند.

تعالی ارزشهای دینی و معنوی در اندیشه مقام معظم رهبری
بعد از رحلت امام خمینی (ره)، شخصیتی جامع و کامل، یار و همراه و شاگرد و آموخته و معتقد به راه، مکتب و اندیشه امام یعنی مقام معظم رهبری عهده مسئولیت رهبری نظام اسلامی را به عهد گرفت. ایشان با اعتقاد راسخ و آگاهی کامل به مبانی اندیشه اسلامی امام بزرگوار همان راهی را طی نمود که امام در اندیشه متعالی خود برای انقلاب اسلامی ترسیم نموده بود. ایشان در مراسم اوّلین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) به این موضوع تصریح نمودند: «راه ما همان راهی است که امام بزرگوارمان ترسیم کردند»[23] علاوه براینکه مقام معظم رهبری در شرایط بحرانی و سختی این وظیفه را به عهده گرفت که دشمنان اسلام و انقلاب، تاثیر و جایگاه این بزرگترین انقلاب تحول آفرین را در تقایل با اهداف خود درک کرده و فشارها و دشمنیهای خود را هر چه بیشتر نموده بودند.

مقام معظم رهبری نیز همچون امام بزرگوار تعالی ارزشهای دینی و معنوی منبعث از اسلام راستین و ناب را سرلوحه تمام اعمال و رهنمودهای خود و هدف متعالی نظام اسلامی قرار دادند و همواره در مسیر تحقق معنای واقعی «امت واحده» مدنظر امام خمینی در تعبیری ساختارمند و فراگیرتر یعنی «تمدن نوین اسلامی» در مقابل تمدن لیبرال غربی گام برداشتند. تمدنی که با بیداری مظلومان و مستضعفان جهان و با بهره گیری از اصل «عدالت» به معنای دینی و الهی آن محقق خواهد شد. تمدنی که بر اساس آیات قرآن و توسط پیامبر (ص) پایه‌ریزی شده و همه ابعاد معنوی و مادی بشر را در تمامی مکان‌ها و زمان‌ها شامل می‌شود و فضایی را میسازد که «که انسان در آن فضا به لحاظ معنوی و مادّی می‌تواند رشد کند و به غایات مطلوبی برسد که خدای متعال او را برای آن غایات خلق کرده است. زندگی خوب و عزّتمندی داشته باشد، انسان عزیز، انسان دارای قدرت، دارای اراده، دارای ابتکار، دارای سازندگی جهان طبیعت. تمدّن اسلامی به این معنی است و هدف و آرمان نظام جمهوری اسلامی این است.»[24]

در نگاه متعالی و مترقی ایشان و در راستای تعالی بخشی به اهداف والای امام خمینی، نه تنها دین و سیاست از هم منفک و جدا نبوده بلکه اعتقاد به جدایی دین از سیاست از مظاهر شرک محسوب شده و «ایمان» به مبنا بودن مبانی فکری و اعتقادی دین اسلام و اصول و منابع اصلی آن یعنی «قرآن» برای قانونگذاری در نظام اسلامی، رمز تحقق ورود به اسلام واقعی محسوب میشود.[25] بنابراین همواره در تمامی این سالها در بیانات، توصیه ها و دستورالعمل های خود همگان را به تبعیت از چراغ هدایت و تعالیم وحدت بخش آن به عنوان اوّلین و عالی‌ترین منبع مشترک بین همه فرق اسلامی، توصیه نموده اند. چنانکه از دیدایشان عامل اصلی دشمنی معاندان با ایران اسلامی، محوریت قوانین الهی برگرفته شده از قرآن است.[26] ایمان به این راه و روش است که حرکت و پیشرفت را ممکن می سازد: «باید ایمان داشت، اعتقاد داشت، به دنبال این ایمان و اعتقاد پیش رفت. مسئله ایمان، مهم است. ایمان به یک اصل، ایمان به یک لنگرگاه اصلی اعتقاد؛ یک چنین ایمانی باید وجود داشته باشد. بر اساس این ایمان، سبک زندگی انتخاب خواهد شد.»[27] ایمان به حقایقی که عامل حرکت و تلاش و مجاهدت است و در این راه که راه کسب رضای الهی است، خداوند وعده قطعی موفقیت و نصرت را داده است: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ» (عنکبوت، 69) مجاهدتی که در دو عرصه جهاد اکبر، مبارزه با نفس و جهاد اصغر، مبارزه با دشمن خارجی و استکبار جهانی برای تمامی افراد جامعه اسلامی از زمامداران تا عموم افراد برای تحقق معنای واقعی نظام اسلامی قابل تصور و الزامی است: «اسلام این توانایی را داشت و دارد که بشریت را به سعادت برساند، به کمال برساند و از لحاظ مادی و معنوی او را رشد دهد. این پایه‌هایی که پیغمبر گذاشتند - پایه ایمان، پایه عقلانیت، پایه مجاهدت، پایه عزت - پایه‌های اصلی جامعه اسلامی است.»[28]

ایشان در امتداد راه حضرت امام (ره) به تحقق اصل «عدالت» درتمامی عرصه های اجتماعی تاکید مینمایند چرا که از منظر ایشان نیز نبود عدالت مانعی مهم در رسیدن نظام اسلامی به اهداف متعالی خود و حتی زوال و اضمحلال آن خواهد بود؛ چنانکه دولتهای غربی به این بلا دچار شده و روبه انحطاط و سقوط سیر میکنند. بنابراین ایشان به اصل عدالت اجتماعی به عنوان یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین خطوط در مکتب سیاسی امام اشاره نموده و معتقدند که باید عدالت اجتماعی و پُر کردن شکاف‌های طبقاتی در همه برنامه‌های حکومت، در قانون‌گذاری، در اجرا، در قضا مورد نظر و هدف باشد. به اعتقاد ایشان اگر ما بگوییم کشور را ثروتمند می‌کنیم، امّا ثروت‌ها در گوشه‌ای به نفع یک عده انبار شود و عده کثیری از مردم نیز دست‌شان خالی باشد، با مکتب سیاسی امام نمی‌سازد. پُر کردن شکاف اقتصادی در بین مردم و رفع تبعیض در استفاده از منابع گوناگون ملی در میان طبقات مردم، مهم‌ترین و سخت‌ترین مسئولیت است و همه برنامه‌ریزان، قانون‌گذاران، مجریان و همه کسانی که در دستگاه‌های گوناگون مشغول کار هستند، باید این موضوع را مورد توجه قرار دهند و یکی از مهم‌ترین شاخص‌های حرکت خود به حساب آورند. از این منظر ایشان در تبیین سیاست‌های اقتصاد مقاومتی درباره عدالت اجتماعی می‌فرمایند: «از همه این شاخص‌ها مهم‌تر، شاخص کلیدی و مهم عدالت اجتماعی است. یعنی ما رونق اقتصادی کشور را بدون تأمین عدالت اجتماعی به هیچ وجه قبول نداریم و معتقد به آن نیستیم. کشورهایی هستند که شاخص‌هایشان خیلی خوب است، مطلوب است، رشد اقتصادیشان خیلی بالا است؛ لکن تبعیض، اختلاف طبقاتی، نبود عدالت در آن کشورها محسوس است؛ ما این را به هیچ وجه منطبق با خواست اسلام و اهداف جمهوری اسلامی نمی‌دانیم. بنابراین یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ما، شاخص عدالت اجتماعی است. باید طبقات محروم از پیشرفت اقتصادی کشور به معنای واقعی کلمه بهره‌مند بشوند.»[29]

علاوه براین خط مشیهای کلی، ایشان در سیاستها و برنامه ریزیهای اجرایی و در عرصه های مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، اجرا نمودن قوانین شرع مقدس اسلام و عدم و کوتاهی و قصور در مورد آن را از موارد مهم و ضروری برای رسیدن به عدالت معرفی مینمایند.
همچنین ایشان همچون حضرت امام به ارزش و کارآیی نهادها و پایگاه های دینی در رسیدن نظام اسلامی به اهداف و برنامه های پیشه روی خود همواره توجه خاص نموده و رهنمودها و توصیه های مهم و تاثیرگذاری را طی این سالها بیان نموده اند. همگی این توصیه ها با توجه به جایگاه مهم و تاثیرگذار این نهادها در مقابله با برنامه های دشمن که هدف خود را نابودی اسلام و ارزشهای متعالی ان قرار داده اند، ابرازشده است. این توصیه ها در فضای کنونی جهان که دین با سرعت بیشتری به زوال گرویده و هرچه بیشتر از صحنه زندگی انسان معاصر کنار گذاشته میشود، در نظام اسلامی با رشد چشمگیر و قابل توجهی روبه رو بوده است. اهمیت دادن به مساجد و برنامه های دینی و مذهبی آنان و شرکت هر چه بیشتر جوانان در برنامه های مذهبی و مراسم معنوی همچون اعتکاف، هیئات مذهبی و تشکلهای معنوی مردمی، ارتقا کمی و کیفی نماز جمعه در نقاط مختلف کشور و مواردی از این قبیل. چنانکه آمار اعتکاف در سال 96 بیش از 801 هزار نفر در سراسر کشور بوده است[30] و به تعبیر مقام معظم ربهری اعتکاف از «رویشهای انقلاب اسلامی بوده اسست». مراسمی دینی که با هزینه و اداره کامل مردم صورت می گیرد. حضور جوانان بخصوص زنان و دختران مومن و انقلابی در این مراسم و شعائر دینی همگی گویای رشد و ارتقاء ارزشهای دینی و معنوی آنان در مقابل تهدیدات و برنامه های دشمنان که با هدف محو دین از نظام اسلامی صورت می گیرد، ارزشمند است، مسئله ای که لازم است با برنامه ریزی و سیاستگذاری بهتر و عملی تر، بر انجام هرچه بهتر آن افزود.

این قبیل موارد از جمله مسائلی است که در طی سالهای گذشته با مدیریت و رهنمودهای مقام معظم رهبری در راستای حفظ و تعالی ارزشهای دینی در نظام اسلامی هم از جهت مبنایی و در جهت نظام سازی جمهوری اسلامی و هم از جهت تعالی ارزشهای اجتماعی در جهت فردی و عمومی قابل احصا و بررسی است. کارنامه ای موفق از حرکت در مسیر رسیدن به اهدافی که همگی در اندیشه بنیانگذار کبیر انقلاب ترسیم و نهادینه شد و در ادامه با رهبری عالمانه مقام معظم رهبری به صورتی جزئی تر و دقیق تر طی سالهای گذشته تبیین و اجرایی شد.

پی‌نوشت ها
[1] تاجیک، محمدرضا و فرهاد درویشی ، 1383، «آرمان‌های انقلاب اسلامی در عصر جهانی‌شدن: چالش‌ها و واکنش‌ها»، مجله جامعه‌شناسی ایران، سال 5، شماره 3، صص 143-144
[2]امام خمینی ، صحیفه نور، ج7، ص 20
[3]همان، ج1، ص 151
ج1، ص 121
[4] همان،
[5]همان، ج3، ص 171

ج3، ص 304
[6] همان،
[7]همان، ج8، ص 255

[8]همان، ج8؛ 255
[9]اسپوزیتو، جان. ال (1388)، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیر شانه چی، تهران: انتشارات باز، چاپ سوم، ص 331
[10]صحیفه نور، ج 20، ص 340
[11] همان، ج 5، ص 240
[12] صحیفه نور، ج 16، ص 14
[13] صحیفه نور، ج 6، 269
[14] همان، ج‏6 ، 329
[15] صحیفه نور ج‏5 ، ص294
[16] همان، ج 2، ص 451
[17] همان، ج 7، ص 65
[18]همان، ج 10، ص 16 و 17
18، ص 195
[19] همان، ج
همان، ج 17، صص 37 تا 48
[20]
5 ص 331
[21] همان، جلد
همان، ج5، ص 76
[22]
[23] مقام معظم رهبری، 14/3/1390
[24] بیانات مقام معظم رهبری، 22/03/1383
[25] بیانات مقام معظم رهبری، 23/7/1391
[26]بیانات مقام معظم رهبری، 26/6/1390
[27]بیانات مقام معظم رهبری، 23/7/1391
[28]مقام معظم رهبری، 29/8/1392
[29]بیانات مقام معظم رهبری، 20/12/1392
منبع:برهان

آخرین مطالب