پر بازدیدترین مطالب

به بهانه روز هنر انقلاب اسلامی :آوینی و هنر انقلاب اسلامی در یک قاب


عبارت «هنر انقلاب اسلامی» که در تقویم، همزمان با شهادت آوینی ثبت شده تنها یک اصطلاح یا عنوان برای توصیف سبک خاصی از هنر نیست، بلکه نمایه ای از یک سلوک فردی-اجتماعی است که در قالب آثار هنری تجلی می یابد.


سخن آشنا-  تعیین 20 فروردین -سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی- به عنوان روز «هنر انقلاب اسلامی» مفهومی ویژه را در بر دارد. آوینی، فراتر از یک فرد ، نمادی از یک راه و مرام است؛ سلوک شخصی وی، تجمیع سه گزاره «هنر»، «انقلاب» و «اسلام» بود؛ او ابتدا یک هنرمند -به اصطلاح رایج و عامیانه اش و به معنا و با ظاهر شبه روشنفکرانه- می نمود؛ همان دورانی که وی از آن به «یک راه طی شده» یاد می کند. سپس با روی دادن انقلاب اسلامی، آوینی نیز تحت تأثیر این رستاخیز تاریخی و رهبر بزرگ و متعالی آن، دچار تحول و انقلاب شد و در مقام یک آرمانگرای انقلابی و حزب اللهی، مسیر تازه ای را در زندگی خود در پیش گرفت. مسیری که او را در نهایت به اوج زندگی بر مدار اسلام، یعنی شهادت رساند.

تعاریف هنر انقلاب اسلامی

عبارت «هنر انقلاب اسلامی» که در تقویم، همزمان با شهادت آوینی ثبت شده تنها یک اصطلاح یا عنوان برای توصیف سبک خاصی از هنر نیست، بلکه نمایه ای از یک سلوک فردی-اجتماعی است که در قالب آثار هنری تجلی می یابد. «هنرمند انقلابی» سالکی است که اوج تعهد و مسئولیت او در قبال انسان و انسانیت، در قالب آثاری ناب و اصیل، تجلی می‌یابد. هم از این رو، حاصل کار چنین فردی که هنر انقلاب اسلامی است، پیش از آنکه ناشی از شهرت‌طلبی، دریافت رتبه‌ها و عناوین خاص و کسب دستمزد برای عمل به سفارش فلان دستگاه باشد یا بهمان جشنواره باشد، جوششی درونی و برآمده از عمق اعتقاد و شیوه زندگی متعالی است. نقد اجتماعی و سیاسی در هنر انقلابی و اسلامی نه با توهم رسیدن به بهشت زمینی، بلکه بی تابی در برابر هجران انسان از بهشت موعود و زندگی مومنانه و عادلانه است. این بی‌تابی به نوحه و ضجه ای تبدیل می‌شود که در قالب آثار هنری بیرون می تراود. به همین دلیل هم هنر انقلاب اسلامی در هر حال، خروش علیه بی‌عدالتی‌ها و کژتابی‌ها هم محسوب می شود. نقد اجتماعی در آثار هنری انقلابی، ترقی‌خواه و حماسی و خط‌شکن است تا در پی آن عالمی دیگر و از نو آدمی را بسازد.

این نوع هنر، با غربزدگی و شرق زدگی ناسازگار است؛ اما جهانی هم هست. چون مخاطب اصلی آن، فطرت انسان است. سریال «یوسف پیامبر» همان حسی را در یک ایرانی برمی انگیزد که یک مسیحی در آمریکای لاتین را. نقاشی های حسن روح الامین با نمادهای کاملا شیعی و اسلامی طراحی می شود اما همین تابلوهای نقاشی وقتی در فرانسه به نمایش در می آیند نیز مخاطب خود را به وجد می آورند. امروز حتی هنر انقلاب اسلامی از یک ملت و مذهب خاص هم فراتر رفته اند. وقتی کاریکاتوریستی مسیحی و بلژیکی همچون «لوک دس شیما اکر» در برابر ظلم و ستم به بشریت دست به افشاگری می زند و خشم اهریمنان را بر می انگیزد، او نیز در پارادایم هنر انقلاب اسلامی عمل کرده است.

آسیب های هنر انقلاب اسلامی

پس هنر انقلاب اسلامی، به رغم عدم تعریف معین و حدود نامتعین، اما وجود و واقعیت دارد. اما این جریان، امروز با آسیب ها و هجمه های فراوانی مواجه است. این هجمه نه صرفا از سوی مخالفان انقلاب یا اندیشه دینی، بلکه گاهی از سوی افرادی که خود متولی دین و مسئولیت های مهم هستند، حملاتی به جایگاه هنر عالی صورت می گیرد. به طور مثال، چند سال قبل یکی از مسئولان عالی رتبه به صراحت، تقسیم هنر به «ارزشی و غیرارزشی» را مردود دانست. انکاری که البته در عمل بسیاری از مدیران و همچنین نهادهای آکادمیک و آموزشی، جشنواره ها و رسانه ها نیز جریان دارد.

این درحالی است که امام خمینی(ره) در اشارات خودشان به مقوله های هنری بارها بر تعارض هنر انقلابی با آنان که مخالف ارزش ها هستند، تأکید ورزیده بودند. ازجمله در سخنرانی 12 بهمن 57 و به ویژه در پیام به هنرمندان در سال 67 . حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی که خود یک هنرمندشاعر و هنرشناس هستند نیز در گفتارهایشان بارها بر هنر و هنرمند ارزشی اشاره کرده اند. ازجمله؛«منطقه ادب و هنر یکی از جاهایی است که شما خیلی خوب می‌توانید در این زمینه کار کنید.مسائل ارزشی نظام را باید در نظر داشته باشید. آن جاهایی که با ارزش های نظام برخورد می‌کند، البته نه! آنجاها را حتماً حذف کنید.» و یا «انقلاب وقتی می‌تواند خودش را در قالب هنر بیاورد، که هنرمند خودی داشته باشد و خودش هنرمندش را پرورش بدهد... به این که مفاهیم انقلاب، خوب می‌توانند در قالب هنرهای گوناگون واقع بشوند، توجه کنید و احساس کنید که این یک ارزش است.»(بیانات در دیدار اعضای کنگره شعر حوزه؛ 15/7/1370)

آسیب دیگر این است که طی سال های اخیر، به موازات تلاش برای انکار هنر انقلابی و ارزشی از سوی برخی افراد و جریان ها، سعی شده تا تقسیم بندی های دیگری جایگزین شود. مثلا تقسیم هنرمندان به دولتی و غیردولتی یا مستقل و حکومتی و ... . مشکل این تقسیم بندی ها در نبود تعریف درست از واژه های به کاررفته است و به جای ملاک های متقن و روشن، حب و بغض های قبیله ای و باندی معیار تقسیم قرار می گیرد. و یا در بهترین حالت، تنها به شاخص های ساختاری و فرمی بسنده می شود. می گویند، نگویید هنر ارزشی و غیرارزشی، بگویید هنر خوب و بد! یعنی دقیقا همان تعبیری که ریشه در افکار اومانیستی و فرمالیستی قرن 19 اروپا دارد! تفکری که که از آن به عنوان «هنر برای هنر» یاد می شود و امروز در خود اروپا هم رد شده و در آنجا هم بسیاری از کارشناسان و منتقدان هنری، در کنار ارزش های تکنیکی، به محتوای آثار هم می پردازند. حتی بسیاری از اندیشمندان و فلاسفه بزرگ جهان در دانشگاه ها مشغول تدریس درباره تحلیل محتوای آثار هنری هستند.

با این حال، معتقدان به جایگاه ارزش ها در هنر و هنر انقلاب اسلامی باید بیش از دیگران از این پارادایم مراقبت کنند و اجازه ورود تظاهر و ریاکاری را به محیط مقدس هنر ارزشی را ندهند. بدون تردید، صرف اینکه یک هنرمندی نیت کند که أثری براساس ارزش های اخلاقی و اسلامی بسازد برای توصیف او به هنرمند ارزشی کافی نیست. استفاده از نشانه ها و شعائر مذهبی در آثار، به تنهایی ملاکی برای ارزشی دانستن یک هنرمند نیست. همچنین هنرمندان مجاز نیستند که برای اهداف ارزشی، از وسایلی ضد ارزشی استفاده کند. هنرمند انقلابی کسی است که در هدف، وسیله، روش، ساختار و محتوا، با ارزش و متعالی عمل کند.

منبع:پایگاه بصیرت

آخرین مطالب