پر بازدیدترین مطالب

ندیده شما رو خریدیم

بخشی از خاطره محمد باقری درباره قیام ۱۵خرداد 1342 تهران

بعد از قیام خونین ۱۵خرداد و دستگیری طیب، تو دادگاه طیب رو به سرهنگ نصیری گفت:"ما تو قانون مشتی‌گری، با بچه های حضرت زهرا(س) در نمی‌افتیم. من این سید رو نمی شناسم؛ اما با او در نمی افتم."

فردا شب، صدایی از سلول طیب آمد. فهمیدم دارن می برندشان برای اعدام. وقتی می‌رفتن، طیب زد به میله سلول من و گفت:

"محمد آقا! اگه یک روز خمینی رو دیدی، سلام منو بهش برسون و بگو خیلی‌ها شما رو دیدند و خریدند ، ما ندیده خریدار شما شد‌یم."
نیم ساعت بعد، صدای رگبار اومد و معلوم شد که تیربارونشون کردن.

آخرین مطالب