پر بازدیدترین مطالب

میرعمادی تشریح کرد: تاثیر یادآوری مرگ در زندگی

نماینده ولی‌فقیه در لرستان با یادآوری این‌که انسان با یاد مرگ می‎تواند بر فشارهای روحی از قبیل استرس، احساس پوچی، افسردگی و امثال این‌ها فائق آید، افزود: مرگ‌اندیشی علاوه‌بر این‌که می‎تواند نقش کاهش‌دهنده استرس را داشته باشد، می‎تواند باعث تجدید قوای روحی در فرد شود و آرامش و اطمینان ایجاد کند.

آیت‌الله سیداحمد میرعمادی، نماینده ولی‌فقیه در استان و امام جمعه خرم‌آباد در گفت‌وگو با ایکنا از لرستان، در رابطه‌با تاثیر یادآوری مرگ در زندگی، گفت: کسی‎که به یاد مرگ است، در انتخاب‌های خود دقت می‎کند و از شبهات و گناهان می‎پرهیزد و به زهد آگاهانه و شیرین، تن می‎دهد که برترین زهد، همین است.
وی افزود: انسان درباره مسائل گوناگونی تفکر می‎کند و به موضوعات مختلفی می‎اندیشد، اما بهترین موضوعی که اندیشیدن درباره آن، نجات‌بخش است، همین یاد مرگ است چراکه این تفکر، باعث رشد و تکامل فرد و عامل سعادت و خو‌شبختی است.
این مفسر قرآن و نهج‌البلاغه با بیان این‌که تفکر درباره مرگ، از همان شروع اندیشیدن، نتیجه‌بخش است و گاهی دقیقه‌ای از آن، به اندازه سال‌ها سودمند واقع می‎شود، ادامه داد: معمولاً انسان‌های زیرک، خود را با یاد مرگ به زیور ایمان می‎آرایند و از گناهان می‎پرهیزند کمااینکه از رسول خدا(ص) سؤال شد: زیرک‌ترین مردم چه کسی است؟ فرمود: آن کس که بیشتر یاد مرگ کند».(بحارالانوار، ج ۶، ص ۱۲۶)
نماینده ولی‌فقیه در لرستان با بیان این‌که همه پیامبران و معصومان و نیز اولیای خدا، یاد مرگ را به پیروان خود، توصیه می‎کردند، اضافه کرد: امروزه هم در علم روان‌شناسی به تاثیر یاد مرگ در آرامش انسان تاکید کرده‌اند و آن‌را یکی‎از روش‌‎های مقابله درونی در برخورد با بحران‌های روحی و روانی می‎دانند.
وی با یادآوری این‌که انسان با یاد مرگ می‎تواند بر فشارهای روحی از قبیل استرس، احساس پوچی، افسردگی و امثال این‌ها فائق آید، افزود: مرگ‌اندیشی علاوه‌بر این‌که می‎تواند نقش کاهش‌دهنده استرس را داشته باشد، می‎تواند باعث تجدید قوای روحی در فرد شود و آرامش و اطمینان ایجاد کند.
امام جمعه خرم‌آباد با اشاره به تاکید امام علی(ع) بر آمادگی برای مرگ، گفت: در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه امام علی(ع) فرزندش را به یاد مرگ و اندیشیدن درباره آن توصیه کرده است کمااینکه یاد مرگ در سراسر کلمات امیرمؤمنان علی(ع) و در همه عرصه‌هایی که سخن گفته بسیار برجسته و پُررنگ است.
وی با یادآوری این‌که مرگ‌اندیشی، در کلمات امام علی(ع) ترمز آدمی در برابر هجوم وسوسه‌ها و خواسته‌های دل و زمینه‌ساز آسایش آخرت است، اظهارکرد: کسی‎که با یاد مرگ، شناختی عمیق از آن پیدا کرده و باور خود را به حیات پس‌از مرگ، محکم ساخته، مرگ را نابودی خود نمی‎داند و زندگی را نیز در همین چند ساله دنیا منحصر نمی‎بیند در نظر او، زندگی همانند رودخانه‌ای است که به دریای ابدیت در مرحله زندگی جدید قیامت می‎پیوندد.
امام جمعه خرم‌آباد با اشاره به این‌که کسانی‌که مرگ را مساوی نابودی می‌دانند یا به دنیا دلبستگی شدید دارند یا با کردارهای گناه‌آلود، پرونده سیاهی برای خود فراهم آورده‌اند، هیچ آمادگی برای پرواز به‌سوی خانه آخرت ندارند، عنوان کرد: چنین افرادی همانند مجرمی است که از پشت میله‌های زندان آزاد شده و به‌سوی چوبه دار می‌رود؛ آن هم نه «دار» به‌معنای اعدام و درد و رنج موقت و زودگذر بلکه به‌معنی شکنجه‌های دائمی است.
وی ادامه داد: اولیای خدا به سبب اعمال صالحی که انجام داده‌اند و نیز به‌خاطر بینش و بصیرت که از استعدادهای انسان برای پرواز تا بی‌نهایت و رسیدن به قله‌های تکامل پیدا کرده‌اند، آمادگی وصف‌ناپذیری برای مواجهه با مرگ دارند، آنان مرگ را وسیله‌ای برای لقای محبوب‌شان می‌بینند و رسیدن به کمال مطلق و راحت شدن از همه درد و رنج‌ها را تنها در گرو مرگ می‌دانند، از همین رو مرگ را برای خود، همچون شربت گوارایی در روز گرم و آتشین می‌دانند کمااینکه پیامبر اکرم(ص) در این رابطه می‌فرماید: «مرگ در نظر من مانند شربت خنکی است که انسان تشنه در روز بسیار گرم می‌نوشد».(البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۴۳۱)
آیت‌الله میرعمادی با بیان این‌که در منابع روایی بر این نکته فراوان تأکید شده است که مرگ ناگهانی فرا می‌رسد باید آماده بود و هر لحظه منتظر آوای کوچیدن به سر بُرد، تصریح کرد: هیچ کس از پیر و جوان، از بیمار و تندرست، از قوی و ضعیف، اطمینان به یک لحظه و دقیقه دیگر خود هم ندارد، همین حالت روحی دلیل ناگهانی بودن مرگ است، که در این رابطه امام حسن‌عسگری(ع) فرمودند: «مرگ ناگهان می‌رسد، پس کسی‌که کشتِ نیکو کرده، از روی خشنودی دِرو می‌کند و کسی که شر و گناه کشت کرده، پشیمانی می‌چیند».
امام جمعه خرم‌آباد ادامه داد: تاریخ نمونه‌های فراوانی از حالات خوش اولیاء و عرفا در رویارویی با مرگ نشان دارد که مایه عبرت است ازجمله داستان فریدالدین عطار است، او طبیبی بود که بازار طبابتش گرم و مراجعه مردم به او فراوان بود، روزی سائلی به در دکان او آمد و تقاضای وجهی کرد، اما شیخ او را از درگاه خود راند، سائل گفت: خواجه اگر یک درهم به گدا نمی‌دهد چگونه جان به عزرائیل خواهد داد، عطار گفت: تو چگونه جان خواهی داد؟ درویش در گوشه بازار کشکول خود را زیر سر گذاشت و به آرامی خوابید و جان داد، همین منظره درس عبرتی برای عطار شد و به عرفان روی آورد.

آخرین مطالب