پر بازدیدترین مطالب

تقریری دوباره از آرای سید مرتضی آوینی بر عنصر جذابیت در سینما

 

«‌ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن»1

Related image
اشاره:
سحن آشنا- جذابیت از الزامات و لوازم سینماست و هر سینماگری به آن توجه آگاهانه یا غیرمستقیم دارد. اما براساس نیت‌های هر فیلمسازی، می‌توان وجوهی برای جلب مخاطب درنظر گرفت که عام‌ترین آن، بهره‌گیری از تکنیک و محتوا برای تسخیر روح انسان و تخدیر او برای تغفل، غفلت و‌گریز از خودآگاهی است که منجر به حذف تاریخیت و تعهد در او می‌شود. اما برای هنرمند مسلمان تنها توجه و التفات به خداوند متعال و حقیقت است که شأن جذابیت برای خود و برای مخاطبش خواهد داشت و باید با خودساختگی و مجاهده نفس، اهل ولایت شد تا از موجبیت تکنیک خارج شده و پس از خرق آن، مسئولیت‌پذیری و تعهد و انسانیت را در خود و انسان‌های دیگر بیدار نمود. بنابراین سینما باید انسان را به انسانیت و خودآگاهی رهنمون سازد و جذابیتی فطری و ذاتی ایجاد نماید و این مقاله تقریری ساده و سطحی از ژرفای اندیشه‌های سید مرتضی است و بس.
شرطی لازم که کافی نیست
مسئله جذابیت دو طیف متضاد را به خود اختصاص داده است. در یک سو کسانی هستند که به کلی منکر این عنصر در خلق اثر هنری و به ویژه سینما می‌شوند و در سوی دیگر گروهی نیز جذابیت را عنصر اساسی در سینما می‌دانند. به طور کلی در گروه اول سینمای شبه روشنفکری قرار دارد که شاید بازگشتی دوباره به نظریه «هنر برای هنر است» و در آن هیچ رد پایی از مخاطب، سلیقه، ذوق و علاقه او مشاهده نمی‌شود. در طیف دوم نیز به نوعی احتمالاً با همان اندیشه «هنر برای مردم» روبرو هستیم و اقبال یا ادبار مخاطب را میزانی برای موفقیت یا عدم موفقیت یک اثر سینمایی می‌دانند و مصداق آن « گیشه» و فروش یک فیلم است.
البته باید دانست که جذابیت نه این است و نه آن؛ بلکه «جذابیت شرط لازم برای سینماست، اما مسلماً شرط کافی نیست.» ما ناگزیریم هر اثر هنری را برای گروهی از مخاطبان خلق کنیم. وگرنه تولید و خلق آثار هنری منتفی است و «نقض غرض خواهد بود». به هرحال عقل سلیم معترف است که هیچ‌گاه نمی‌توان نظرگاه مخاطب را از سینما به طور کلی حذف کرد. مخاطب یکی از ارکان مهم سینما در کنار «فیلمساز» و ابزار و «تکنیک» است و نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. اما به این مسائل بنیادین نیز باید پاسخ داد که:
این مخاطب کیست و چه می‌خواهد؟ آیا مخاطب خاص است یا عام؟ آیا سینما وسیله‌ای برای بیان اندیشه‌های فرهیختگان و روشنفکران است یا ابزاری برای عامه مردم محسوب می‌شود؟ آیا جذابیت در اثر سینمایی منحصر به ذائقه سطحی و روزمره مخاطب می‌شود یا به دیدگاه‌های بالاتری بازمی‌گردد؟ آیا پسند مخاطب و فروش گیشه به تنهایی می‌تواند میزانی برای جذابیت باشد؟ و آیا عمومیت و مقبولیت یک اثر می‌تواند جایگزینی برای حقانیت اثر باشد؟ آیا سنجه‌ای دیگر برای جذابیت وجود دارد؟ آیا جذابیت اصالت و حقیقت دارد؟ و یا امری تبعی و التزامی است؟
این سؤالات و سؤالاتی از این دست ما را رهنمون به مخاطب‌شناسی‌ای می‌کند که باید به این نکته مبنایی عطف توجه کنیم که: انسان کیست؟ ماهیت او چیست؛ نیازها و دلبستگی‌ها و خواسته‌های او چیست؟
در واقع تا تکلیف خود را با انسان، ماهیت و ذاتیاتش مشخص نکنیم، نمی‌توانیم تعریف درستی از انسان و مخاطب و جذابیت داشته باشیم. همین تعریف مکتوم است که اکثراً سینما را به مفاهیم و محتوایی زمینی و حیوانی کشانده و به وجه غریزی انسان سوق می‌دهد؛ و یا اندکی را با ارزش آفرینی و توجه به ابعاد انسانی و الهی، تصویری آسمانی از سینما ارائه می‌دهد.
ما در اینجا به طور خلاصه با برخی از وجوه جذابیت در تکنیک و محتوا آشنا می‌شویم و سپس نظرگاه خود را از اندیشه‌های سید مرتضی آوینی بیان می‌کنیم.
الف) جذابیت در تکنیک
این تصور ساده‌انگارانه‌ای است که تکنیک را از محتوا منفک کرده و به عنوان ظرفی خنثی در برابر محتوا در نظر بگیریم. تکنیک در سینما همان محتواست و در واقع صورت تعیینی و نمایشی همان محتوا محسوب می‌شود. هرگز نمی‌توان سینما را از مظاهر دیگر غرب جدا دانست و سینما درون منظومه و اتمسفر غرب و تکنولوژی آن قرار دارد. درواقع سینماگر با یک سری از ابزارها، فرم‌ها، تصاویر، افکت‌ها، موسیقی و نور سعی در القای مفاهیمی می‌نماید که بدون این تکنیک‌ها مقدور نیست. بنابراین «سینما رسانه‌ای است که همان محتواست» و نسبت به هر موضوعی جهت‌گیری دارد و در مدیوم خاص خود انتخابگری می‌کند و بیان و تصویر خویش را برای تلقین آنچه که می‌خواهد، به کار می‌گیرد. به تعبیری سینما با به کارگیری یک سری از عناصر بصری و جلوه‌های خاص، درصدد فریفتن ذهن و اندیشه مخاطب است و این فریفتگی نوعی سحر و «جادوی تصاویر» می‌سازد که مخاطب را به سوی تغفل، از خود بیگانگی و خیالی موهوم سوق می‌دهد. همین تکنیک، حتی ورای محتوا، به خودیِ خود می‌تواند جذابیتی مسحور‌کننده داشته باشد تا انسان را از خویشتن خویش باز دارد و «تعهد» و «تاریخیت» را از او محو نماید و به سوی یک منیّتی خیال انگیز سوق دهد که فردیت و «انانیت اومانیستی» محصولش باشد. فردیتی که تعلقات فطری خویش را عمداً به فراموشی سپرده و درصدد بیان و تظاهر اهوای نفس است و در این میان هنر تنها صورتی از «حدیث نفسِ فیلمساز» محسوب می‌شود و از مشرق وجود فردی و بی‌هویت او طلوع می‌کند.
ب) جذابیت در محتوا
در نگاهی کلی به انسان، مشاهده می‌شود که او دارای نیازها و انگیزه‌هایی است که میزانی برای تمایلات و دلبستگی‌های اوست. آنچه که سینمای کنونی از آن بهره‌برداری کرده است، آن جنبه از ضعف‌ها و نیازهای ابتدایی بشر است که جذابیت سطحی و فراگیری ایجاد کرده و البته کشش‌های عمومی نیز دارد. به عبارت دیگر سینما از روحیه و ضعف بشر سوءاستفاده کرده و او را به خود مشغول داشته است. سینما ذاتاً برای تفنن و فراغت و تن‌آسایی بشر تدارک دیده شده است و همان هدفی را دارد که اکنون موسیقی و هنرهای مدرن دیگر دنبال می‌کنند. یعنی از وجه عقلانیت و خودآگاهی انسان صرف‌نظر شده است.
از همین روی است که سینمای غرب چهار موضوع جنسی، خشونت، هیجان و کمدی را به عنوان محورهای اصلی خود در نظر گرفته است و در جدال خیر و شر، شخصیت‌هایی می‌آفریند که انسان مسخ شده هزاره سوم به آن گرایش داشته باشد. درحقیقت انسان ضعیف‌النفس در پرده‌ای نقره‌ای آنچه را که در خود نمی‌یابد، به شکلی مخیل و موهوم دریافت کرده و با آن «هم ذات پنداری» می‌کند و در خلسه‌ای غیر واقعی فرو می‌رود. خلسه‌ای که واقعیت یا عدم واقعیت برای او مطرح نیست و تنها همان لذت آنی و لحظه‌ای برایش کافی است. او خود را منفعلانه به قرائتی از انسان در ساحت غریزی و حیوانی می‌سپارد و این واسپاری خودخواهانه با تعطیل عقلانیت و ایمان همراه می‌شود و مسائل انسانی را معلق نگاه می‌دارد.
ج) حقیقت و جذابیت
پس « چه باید کرد؟» پرسشی که همواره سید مرتضی آوینی می‌پرسید. در مسئله جذابیت گرچه وجوه و دامنه بسیاری برای کندوکاو وجود دارد؛ اما در این مختصر به طرح پاسخ‌های اجمالی بسنده می‌کنیم:
اولاً باید دانست که سینما جهت‌گیری دارد و مهم‌تر از آن به بیان و ابزار شیطانی نزدیک‌تر است تا جلوه‌های رحمانی. مقدورات سینما ذاتاً برای قبله‌ای خاص- ارضای غریزه و نفسانیت و حذف عناصر ذاتی، طبیعی و فطری انسان- تولد یافته است و ابزاری خنثی در دو وجه شیطانی یا رحمانی نیست.
ثانیاً باید بدانیم از جذابیت و مخاطب‌گرایی‌گریزی نیست و بدون جذابیت نمی‌توان به سینما پرداخت. اما آنچه مهم است، این است که بدانیم جذابیت اصالت ندارد و ارزش ذاتی برای آن نمی‌توان متصور شد. گرچه عمومیت اقبال تماشاگران نیز به عنوان مجرای سنجش تام حقیقت و ذوق سلیم نمی‌تواند قلمداد شود.
ثالثاً انسان گرچه دارای دو بعد جسمانی و الهی است، اما انسانیت انسان به فطرت خداخواه اوست و شکل‌گیری شخصیت انسان با آن است. وگرچه گرایش سینما به التذاذهای جسمانی و بشری مشهود و مقبول است، اما بدون تردید لذت‌های معنوی از دوام و ماندگاری بیش و پیشتری برخوردارند.
رابعاً اندیشه و اختیار دو عنصری است که انسان را از سایر موجودات متمایز می‌کند. بنابراین باید سینمایی را مد نظر قرار داد که این عناصر را در انسان احیاء نماید و به جای غفلت‌انگیزی و از خود بیگانگی، تهییجی برای برانگیختگی و تحرک او باشد. سازنده روح او برای ارزشی انسانی باشد و تخدیری برای فروکاستن‌های انسانی نشود. سینما باید انگیزه‌ای همگانی برای ترویج فطریات انسان و تهییجی برای ارزش‌های انسانی باشد.
خامساً باید منازعه سینما را از جدال خیر و شر نسبی، به حقیقت‌گرایی تبدیل کرده و آنچه را که با بازنمایی حقیقت ارتباط دارد، جایگزین آن کنیم. وظیفه ما این است که در جست‌وجوی حقیقت بوده و نقاب از حقانیت برکشیم و جذابیت آن را برای سالکان حق روشن کرده و پرده‌های غفلت و نسیان را بزداییم و در این راه دور از ذهن نیست که باطل از جذابیتی صوری برخوردار باشد، اما این هرگز ملاکی برای ترویج و‌اشاعه آن نیست.
سادساً در موضوع تکنیک؛ باید «موجبیت تکنیک» را شناخت و با این آگاهی تکنیک را خرق عادت کرد و از این التباس غفلت‌آمیز خارج شد. این نسخه‌ای است که سید مرتضی برای‌گریز از دام غفلت‌آمیز تکنیک می‌دهد.
و در یک کلام جهادی مستمر و انگیزه‌ای آسمانی باید باشد که تکلیف‌مدارانه سینما را به قبله‌گاهی برای دریافت‌های حق و سلوک حقیقت نماید. زیرا تنها اهل ولایت هستند که می‌توانند از سیطره تکنیک درآمده و پرچمدار حقیقت باشند و روشنایی و جذابیت حقیقت را به عالم نشان دهند. حقیقتی که بی‌پیرایه زیباست و از جاذبه ذاتی برخوردار است.
البته این میدانی برای جهاد اکبر در وادی هنر است.
________________
1- سوره نحل، آیه 125
منبع:کیهان

آخرین مطالب