پر بازدیدترین مطالب

اعتلای فرهنگی یا انحطاط شبه هنری ؟!...

 


از جشنوارۀ هنر مقاومت (ویژۀ چهل سالگی پیروزی انقلاب اسلامی )و جشنوارۀ مردمی فیلم عمّار که هم در نام و هم در ماهیت و محتوا، درمسیر مقاومت انقلابی و سینمای مردمی گام بر‌می‌دارند و دقیقا به خاطر همین هم از سوی محافل خبری اصلاح‌طلبان و نشریات خاص دولتی (بخوانید شیفتگان غرب ) تحریم می‌شوند که بگذریم؛ بهمن ماه هر سال، موسم برگزاری جشنواره‌هایی است با عنوان فجر: جشنوارۀ فیلم فجر، جشنوارۀ تئاتر فجر و جشنوارۀ موسیقی فجر و....

Related image
سخن آشنا- برگزاری این جشنواره‌ها در روزهای خاطره‌انگیز دهۀ فجر، در حالی که گذر زمان، به خاطر پر بودن تقویم از رویدادهای هنری و همچنین نزدیکی به آخرین ماه سال، شتابان‌تر از هر وقت دیگری به نظر می‌رسد همه و همه، فرصتی است برای تنفس در فضای هنر و بررسی و نقد کارنامۀ هنرمندانی که در عصر انقلاب زندگی می‌کنند و نسبتی که نتیجۀ کارشان با انقلاب و آمال و اهداف مردمی برقرار می‌کند.
اکنون در چهلمین سال برقراری جمهوری اسلامی، و با توجه به برون‌داد جشنواره‌های فجر در زمینه‌های سینما، تئاتر و موسیقی، پرسش این است که نسبت هنرمندان، با انقلابی که هنر را پاک، روشنی بخش افکار و صیقل دهندۀ روح آدمی می‌داند و می‌خواهد چیست و آیا دستاورد و نتیجۀ کار جامعۀ هنری ما، با آن هنری که جامعه متحول ما می‌طلبد و رهبران اندیشمند و به واقع هنرمند آن، حضرت امام خمینی «رضوان الله تعالی علیه» و امام خامنه‌ای «مد ظله العالی»، به کرات بر نقش جهت‌دهنده و تعالی بخش چنین هنری و سعی در ارائۀ آن، تأکید کرده‌اند، سنخیت و تناسبی دارد ؟
آیا این هنرمندان در میان مزرعۀ سر‌سبز و باغ و بوستان هنر، که بنا به طبیعت ذاتی خود، می‌بایستی با بوی خوش معرفت و آگاهی و نشاط روحی توأم با تحرک اجتماعی همراه باشد، درخت‌هایی بارآور و پر ثمرند، یا علف‌هایی هرز و سربار مزرعه ؟...
نگاهی دقیق و منصفانه به ابعاد و زوایای جشنواره‌های یاد شده، گویای این واقعیت است که کلیّت آنها، اگرچه در آغاز مبتنی بر نیّت خیر شکل گرفته و ارتقاء هنر در جهت رشد فرهنگ جامعه و سلامت اندیشه اجتماعی مد نظر بوده است، اما به مرور زمان، به سبب کم توجهی، سهل‌انگاری و ساده اندیشی دست‌اندرکاران قبلی و به موازات آن، ورود کم مایگان و فرصت‌طلبان به عرصۀ فرهنگ و هنر، کاروانی که قرار بوده با اصحاب فرهنگ، هنر و اندیشه رهسپار مقصدی متعالی شود، در مواردی از مسیر اصلی خود خارج شده و در جاهایی نیز به تدریج با افزایش زاویۀ انحراف به صد و هشتاد درجه، راه برگشت را پیش گرفته است و اگر نبود افکار سالم و تلاش‌های فردی عده‌ای از هنرمندان سینما، تئاتر و موسیقی، در تمام این چهل سال، حالا دیگر گفتن و نوشتن از هنر و امید داشتن به اصلاح اعوجاجات آن هم سود و نتیجه‌ای نداشت.
اما با وجود همۀ این‌ها، خوشبختانه بوده‌اند و هنوز هم هستند هنرمندانی که هنر را نه از زاویۀ تجارت و سوداگری یا از باب خود شیفتگی و شهرت طلبی، بلکه از منظر رسالتی انسانی نگریسته و می‌نگرند و بر پایۀ عشق ومعرفت که با آمیزه‌ای از اعتقاد دینی و تعهد اجتماعی، تحکیم و قوام یافته است، در هر رشته‌ای که فعالیّت دارند، آثار ارزنده و قابل توجهی به وجود آورده و می‌آورند و هنر، اگر هنوز هم نفس می‌کشد، از یمن وجود و گوهر اخلاص آنهاست و گر نه فضایی که عده‌ای از بی‌هنران پر مدعا به پشتوانۀ مسئولان بی‌مسئولیت و تاجران راه یافته به عرصۀ هنر فراهم کرده‌اند، مستعد سقوطی مرگبار در چاه ویل هنر منحط و آلودۀ عصر شاهنشاهی است.
سقوط و انحطاطی که نمود عینی و تاسف بار آن را می‌توان در سینما، موسیقی، نشریات زرد و حتی پاره‌ای از برنامه‌های تلویزیونی مشاهده کرد و شاهد مثال آورد:
- آنجا که در سینما، مجموعه‌ای از تصاویر متحرک بر پردۀ نقره‌ای نقش می‌بندد و به اسم فیلم کمدی، شرم و حیا، پایمال حرکات سخیف و الفاظ رکیک می‌شود و فیلمسازان در توجیه ساختن چنین فیلم‌های مبتذلی می‌گویند تهیه کنندگان سینمایی و سینما داران خواستار تهیه و پخش این نوع فیلم‌ها هستند.
- آنجا که در موسیقی، بعضی از برگزارکنندگان کنسرت‌های موسیقی، با وقاحت هر چه تمام‌تر می‌گویند هدف ما فقط و فقط کسب درآمد است و حرف اول و آخرمان پول و در این میان خانۀ موسیقی به جای اعتراض به چنین رویکردی و مقابلۀ جدی با آن، به محض انتشار سرودی که بر مبنای آهنگ ‌ای ایران اجرا و در آن با شعری جدید، بر وجهی دیگر از وحدت ملّی مبتنی بر هویت دینی و آرزوی ظهور امام عصر (عج ) تأکید شده است، بلافاصله نسبت به آن شاکی می‌شود و گویا خود را به فراموشی می‌زند که از بسیاری آهنگ‌ها، با تغییر شعر، اجراهای مجدد و مکرری در کشور‌های مختلف دنیا صورت گرفته که آهنگ معروف روسی « قایقرانان ولگا » نمونه‌ای از آنهاست.
- آنجا که نشریات زرد، در انواع سیاسی - ورزشی و مثلا هنری و ادبی (! ) قارچ گونه تکثیر و منتشر می‌شوند با انبانی از مطالب راست و دروغ در تبلیغ چهره‌های تشنۀ شهرت و حریص ثروت.
- و آنجا که رسانۀ ملّی، به قصد جلب بیننده، به تهیّه کنندگان خود اجازه می‌دهد و بلکه از آنان می‌خواهد برنامه‌های تلویزیون‌های خارجی را مو به مو تقلید وشبیه‌سازی کنند و در این رهگذر، برای ساده اندیشان، چه باک اگر چشمۀ خلاقیّت هنرمندان واقعی بخشکد و در دراز مدت فرهنگ بومی، هویّت ملّی و اعتقادات دینی مردم دچار استحاله و دگرگونی شود...
منبع:کیهان

آخرین مطالب