پر بازدیدترین مطالب

توصیف رهبر انقلاب از شهید ابراهیم هادی



رهبر انقلاب پس از اتمام شعرخوانی شاعر فرمودند: « مثل شهید ابراهیم هادی؛ میخواست گمنام زندگی کند اما امروز در تمام آفاق فرهنگی کشور نامش پیچیده.

دیدار شاعران و اهالی فرهنگ و ادب با رهبر انقلاب

به گزارش سخن آشنا، محمدحسن جمشیدی از شعرای جوان کشورمان، همزمان با شب میلاد امام حسن(ع) شعری را در محضر رهبر انقلاب قرائت کرد. این شعر با مضمون گمنامی بود که رهبر انقلاب پس از اتمام شعرخوانی شاعر فرمودند: « مثل شهید ابراهیم هادی؛ میخواست گمنام زندگی کند اما امروز در تمام آفاق فرهنگی کشور نامش پیچیده».


در دعای اهل دل باران فراز آخر است
گریه کن در گریه‌ی عاشق صفایی دیگر است

عاشقان با اشک تا معراج بالا می‌روند
بهترین سرمایه انسان همین چشم تر است

در جواب بی‌وفایی خلوتی با خود بساز
دست کم تنها شدن از دل شکستن بهتر است

شد فراموش آنکه بیش از قدر خویش آمد به چشم
آنکه با گمنام بودن سر کند نام‌آور است(۱)

صحبت از پرواز جانکاه است وقتی روح ما
مثل مرغ خانگی زندانی بال و پر است

گرچه چندی چهره‌ی خورشید را پوشانده‌اند
در پس این ابرهای تیره صبحی دیگر است

منبع: فارس

دست پروردگان امام حسن(ع) در رکاب برادر

امام حسن(ع) حاضر شد خود را، نام خود را، وجهه‏‌ى خود را و محبوبیّت خود را در میان دوستان نزدیکش، فداى مصلحت واقعى بکند؛ حاضر شد که او را نشناسند، براى اینکه اسلام را بشناسند و اسلام بماند.

دست پروردگان امام حسن(ع) در رکاب برادر
به گزارش سخن آشنا، نخستین فرزند خاندان نبی‌الله که در شب پانزدهم ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدینه چشم به جهان گشود را حسن نامیدند که تا آن روز در عصر جاهلیت مرسوم نبود، همچنین کنیه او را ابومحمّد نهادند، که تنها کنیه آن حضرت بود. در بین القاب سید، زکی، سبط برای امام حسن (ع)، نام مجتبی معروف‌ترین لقب ایشان است.

امام حسن مجتبی (ع)، از خردسالی وجود مبارک پیامبر اکرم (ص) را درک نمود و در آغوش جدبزرگوارشان تحت تربیت قرار گرفت.

از پیامبر اکرم (ص) درباره امام حسین (ع) و امام حسن (ع) نقل شده است که می‌فرمایند: «این دو فرزند من، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند (کنایه از این که در هر حال امام و پیشوایند.»

از خلافت تا صلح
پس از شهادت امام علی (ع) مردم برای بیعت به سوی امام حسن (ع) شتافتند و جمعیت کثیری با امام بیعت کردند، آن حضرت بر منبر رفت و به ایراد خطبه پرداخت. با پایان خطبه، عبدالله بن عباس مردم را به بیعت فرا خواند. امام حسن (ع) بیعت عراقیان را با این شرط قبول کرد که با هرکسی که قصد جنگ داشت، بجنگند و با هرکسی که صلح کرد، صلح کنند.

برخی، که آماده جنگ با معاویه بودند، از این سخنرانی برداشت کردند که امام حسن قصد صلح دارد. آنان به سوی امام حسین(ع) شتافتند؛ اما آن حضرت خود را مطیع برادر دانست. آنان سپس بازگشتند و با امام حسن(ع) بیعت کردند. بدین ترتیب مسلمانان در سرزمین‌های مختلف، چون عراق، حجاز و ایران خلافت حسن بن علی را به رسمیت شناختند. در این میان منطقه شام که به شدت تحت نفوذ معاویه و یارانش بود در شمار بیعت‌کنندگان قرار نداشت. بر اساس برخی گزارش‌ها امام حسن (ع) نزدیک به پنچاه روز یا بیشتر، پس از شهادت پدر و بیعت مردم، در زمینه جنگ یا صلح هیچ اقدامی نکرد. نخستین اقدام امام پس از بیعت، افزایش صد درصدی مستمری جنگجویان بود.

صلح امام
مهمترین حادثه در زندگی امام حسن (ع) جریان صلح معاویه با آن حضرت است. تحلیل این حادثه ضروری به نظر می‌رسد زیرا خود امام صلحش را حجتی بر آیندگان می‌داند؛ یعنی بر اساس عملکرد حضرت، وظیفه انسان نیز در شرایط مشابه با آن زمان، صلح و مصالحه است.

بررسی مقدمات و شرایط و عللی که صلح را ایجاب کرد و دقت در کیفیت وقوع صلح و مواد صلحنامه و موشکافی نتایج شیرین صلح برای جناح حق و ضربه‌های سهمگین آن بر جناح باطل به‌خوبی روشن می‌کند که صلح آن حضرت در حقیقت انقلاب سبزی بود که زمینه انقلاب سرخ حسینی را فراهم ساخت و این نرمش قهرمانانه در کنار آن جنبش ظلم‌ستیزانه، پایه‌ریز انقلاب علمی امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در عصر طلایی خلأ انتقال قدرت از بنی‌امیه به بنی‌عباس گشت و به این ترتیب، اسلام ناب محمدی که در تشیع جلوه‌گر بود، نهال خود را آبیاری نمود و به درخت تنومندی تبدیل کرد.

امام پس از صلح تا شهادت
تمامی تلاش امام حسن (ع) پس از قبول صلح این بود که فواید مورد نظرش را از صلح به نتیجه برساند و بر این اساس در تمام این مدت به حفظ نیرو‌های کیفی و خالص، بازسازی نیرو‌های خسته و وازده و تفسیر صحیح اسلام پرداخت. عملکرد دشمن‌شکن حضرت پس از صلح چنان قدرتمند بود که معاویه را به فکر شهادت آن حضرت انداخت.

چرا امام حسن(ع) شجاع‌ترین چهره تاریخ اسلام است؟
رهبر انقلاب: من معتقدم امام حسن مجتبى شجاع‏‌ترین چهره‏‌ى تاریخ اسلام است. می‌پرسید از على(ع) هم شجاع‌‏تر است، از برادرش حسین(ع) هم شجاع‌‏تر است که در میدان جنگ، آن جنگ خونین، با آن فداکارى عجیب خودش را به کشتن داد؟
‌‌
بله، شجاعت واقعى این است که انسان برطبق آنچه مصلحت فکر و ایدئولوژى او است اقدام بکند، اگرچه کسى نفهمد و امام حسن (ع) حاضر شد خود را و نام خود را و وجهه‏‌ى خود را و محبوبیّت خود را در میان دوستان نزدیکش، فداى مصلحت واقعى بکند؛ حاضر شد که او را نشناسند، براى اینکه اسلام را بشناسند و اسلام بماند.
‌‌
آیا امام حسن(ع) میتوانست در جنگ با معاویه شهید باشد؟ نه، نمیتوانست. شهید کیست؟ شهید آن کسى است که جان خود را مایه می‌گذارد، خون خود را می‌ریزد، براى ابقای فکر و ایده‏‌اى که به آن احترام می‌گذارد؛ این شهید است.
‌‌
امام حسن(ع) اگر در میدان جنگ کشته می‌شد، به این معنا بود که معاویه تنها منازع خود را، تنها کسى را که امکان دارد نقش افشاگرى و رسواگرى در برابر روشهاى پنهانى و ریاکارانه‏‌ى معاویه ایفا کند، یک چنین رقیبى را دیگر در مقابل راه خود نبیند.

* امام حسن(ع)؛ ناجی دین اسلام
محمدرضا فخرروحانی، پژوهشگر تاریخ اسلام با بیان اینکه معاویه بدعت‌های زیادی ایجاد کرد و اینها زمینه‌های بزرگ‌تر انحراف عقیدتی را به دنبال داشت، گفت: او شیعیان حضرت امیرالمؤمنین(ع) را مورد تعقیب و آزار قرار می‌داد. اینها زمینه‌هایی بود که کم‌کم باعث بیداری برخی افراد شد. امام حسن مجتبی(ع) به عبارت دیگر یک ناجی بسیار خوب برای دین اسلام بودند؛ یعنی در یک حرکت بسیار حساب شده، دین اسلام و تشیع را از خطر نجات دادند.

وقتی یک رهبر یا امامی بخواهد دین را نجات دهد، مکانیزم بهترین تصمیم‌گیری را می‌داند. یک موقع نجات دادن اسلام این است که امام علی(ع) در صفین با معاویه بجنگند. چرا؟ چون معاویه لشکرکشی نظامی کرده است. اما یک موقع دشمنی که تا دیروز شمشیر به دست جلوی امیرالمؤمنین(ع) می‌جنگید استراتژی خود را تغییر داده و از جبهه نظامی، وارد جبهه‌ فرهنگی شده است. کسی که از جبهه فرهنگی وارد می‌شود، باید در جبهه فرهنگی با او جنگید. مثل شرایط الان که ما از تهاجم فرهنگی حرف می‌زنیم. در تهاجم فرهنگی شما نمی‌توانید یقه کسی را بگیرید و بگویید شما حمله نظامی کرده‌‌اید؛ چنین نیست؛ آنها اتفاقاً نه تنها حمله نظامی نمی‌کنند؛ بلکه شاید به ظاهر سازندگی می‌کنند ولی در واقع تخریب فرهنگی صورت می‌دهند.

* دست پروردگان امام حسن(ع) در رکاب برادر
ناجی بودن امام حسن مجتبی(ع) به دلیل این است که ایشان یک سری از اصحاب را تربیت کردند. شما می‌بینید تعدادی از اصحابی که بعداً همراه امام حسین(ع) از مدینه به کربلا می‌روند، همان کسانی هستند که در مدینه دست‌پرورده امام حسن مجتبی(ع) بودند. فرزندان امام حسن(ع) تا پای جان در کنار امام حسین(ع) ایستادند. به عبارتی می‌شود گفت امام حسن مجتبی(ع) زیرساخت فرهنگی را محکم کردند؛ چرا که معاویه در آن دوره تجلی نظامی نداشت و در جبهه فرهنگی کار می‌کرد. ضرورت داشت که در مقابله با او، امام در جبهه فرهنگی کار کند، شاگرد تربیت بکند و افراد را روشن کند.

نقش احیاگری فرهنگی در زندگانی امام حسن مجتبی(ع) مغفول و کم‌رنگ مانده است و علتش این است که امام علی(ع) به عنوان امام اول و وصیّ پیامبر(ص) جایگاه مشخص خود را دارند، در دوره امام حسین(ع) نیز واقعه عاشورا خیلی پررنگ است. فکر می‌کنم جنبه‌های تربیتی و فکری که امام حسن مجتبی(ع) به ما یاد دادند باید پررنگ شود.

متأسفانه شخصیت بزرگی مثل امام حسن مجتبی(ع) که امام بشریت است، هم از طرف بنی‌امیه و هم بنی‌عباس مورد فشار و تبلیغات سوء قرار گرفته است و امروز ناخودآگاه برخی همان روش را ادامه می‌دهند. از این رو باید روشنگری درباره ایشان بیش از پیش انجام شود.
منابع: جهان نیوز و ایکنا

در مکتب اخلاقی امام حسن مجتبی(ع)/ توصیه‌هایی از جنس نور

امام حسن مجتبی(ع) یکی از اسوه‌های حسنه الهی است که باید فلسفه و سبک زندگی‌اش سرمشق همگان از جمله مومنان و شیعیان باشد. نویسنده در این مطلب گوشه‌ای از آموزه‌های مکتب امام حسن(ع) را بر اساس سخنان آن حضرت(ع) تبیین کرده است.

Image result for ‫امام حسن‬‎

***
آمیختگی عقل و نقل در سبک زندگی
سخن آشنا- سبک زندگی اسلامی، مبتنی بر حکمت‌های عقلی فطری و نقلی وحیانی و احکام و قوانین مبتنی بر دو حجت الهی و سنت‌های اخلاقی مبتنی بر آنها است.(کافی، ج 1، ص 11) بنابراین، همواره در فلسفه زندگی، قوانین و مقررات و آداب و سنت‌های اخلاقی بر اساس حجت‌های باطنی و ظاهری الهی عمل می‌کند.
آموزه‌های قرآن، در صدد تبیین فلسفه و سبک زندگی است و این گونه نیست که تنها به نقل بسنده کند، بلکه حتی در باطن نقل خویش، به فطرت عقلانی نیز ارجاع می‌دهد تا تطابق کامل میان عقل و نقل را به اثبات برساند.(روم، آیه 30)
اسوه‌های حسنه در این مکتب نیز بر اساس همین رویه زندگی کرده و زندگی کردن را به ما آموختند؛ زیرا از نظر قرآن تنها راه رهایی از خسران ابدی و دوزخ غضب و خشم الهی، بهره‌مندی از عقل و نقل است؛ چنانکه قرآن از زبان دوزخیان نقل می‌کند که آنان می‌گویند: وَقالوا لَو كُنّا نَسمَعُ أَو نَعقِلُ ما كُنّا في أَصحابِ السَّعيرِ؛ و گفتند: اگر می‌شنیدم و می‌پذیرفتیم یا تعقل می‌کردیم از اصحاب دوزخ نبودیم.(ملک، آیه 10)
در ارزش تعقل در زندگی همین بس که انسان در روز قیامت کیفر و پاداش خویش را بر اساس میزان عقلانیت خودش در کارها می‌بیند، چنانکه امام حسن مجتبی‌(ع) می‌فرماید: إنّما يُجْزي الْعِبادُ يَوْمَ الْقِيامَهًِْ عَلي قَدْرِ عُقُولِهِمْ؛ همانا در روز قيامت بندگان به مقدار عقل و درک و شعورشان مجازات مي‌شوند.(کلمه الامام حسن، ج۷، ص۲۰۹)
باید توجه داشت که مراجعه به امامان معصوم(ع) این اسوه‌های حسنه الهی، در فلسفه و سبک زندگی، در حقیقت مراجعه به عقل و نقل است؛ زیرا آنان از هر دو آنها در تمامیت کمالی آن بهره‌مند هستند. آنان انسان واحدی هستند که زندگی 250 ساله‌ای را تجربه کرده‌اند و در این مدت هر آن چیزی که یک انسان در همه ابعاد و نیز در طول زندگی خویش نیاز دارد تبیین کرده و در سنت و سیره خویش به نمایش گذاشته‌اند. امام حسن مجتبی(ع) یکی از این اسوه‌های حسنه است که مراجعه به آموزه‌های علمی و عملی ایشان می‌تواند تفسیر درستی از حقایق در چارچوب عقل و نقل ارائه دهد.
امام حسن مجتبی(ع) به مردمان هشدار می‌دهد که همان طوری که در خورد و خوراک خویش اینقدر اهتمام دارید و همه جوانب را می‌سنجید تا غذایی نخورید که بیماری‌زا و آسیب زننده باشد، باید در افکار و اندیشه‌ها نیز به کسانی مراجعه کرد که با فکر خویش، ذهن و قلب شما را مسموم نکنند، امام‌(ع) می‌فرماید: عَجِبْتُ لِمَنْ يُفَکِّرُ في مَأکُولِهِ کَيْفَ لا يُفَکِّرُ في مَعْقُولِهِ، فَيَجْنِبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ، وَ يُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما يُرْديهِ؛ فرمود: تعجّب مي‌کنم از کسي که در فکر خوراک و تغذيه جسم و بدن هست ولي درباره تغذيه معنوي روحي خود نمي‌انديشد، پس از غذاهاي فاسد شده و خراب دوري مي‌کند؛ و عقل و قلب و روح خود را کاري ندارد - هر چه و هر مطلب و برنامه‌اي به هر شکل و نوعي باشد استفاده مي‌کند-. (کلمه الامام حسن، ج۷، ص۳۹)
در قرآن آمده است: فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ؛ پس انسان باید در طعام و خوراکش دقت نظر کند.(عبس، آیه 24) راوی می‌گوید: از امام صادق(ع)پرسیدم: در این آیه مقصود از طعام چیست؟ حضرت فرمود: منظور علمی است که انسان می‌آموزد‌، باید دقت کند که این علم را از چه کسی دریافت می‌کند.(تفسیر و مفسران، ج1، ص30)
در بعضى از روایات كه از معصومین (ع) نقل شده نیز آمده است كه منظور از» طعام» در اینجا» علم و دانشى» است كه غذاى روح انسان است، باید بنگرد كه آن را از چه كسى گرفته، از جمله از امام باقر(ع) نقل شده كه در تفسیر این آیه فرمود: علمه الذى یاخذه عمن یاخذه، نظیر همین معنى از امام صادق(ع) نیز نقل شده است.(تفسیر برهان، ج 4‌، ص 429)
رشد‌یابی در سایه مشورت
مشورت با دیگران به معنای بهره‌مندی از عقول و تجربیات دیگران است؛ زیرا هر کسی در زندگی با توجه به تجربیات علمی و عملی خویش نسبت به اموری به رشدی رسیده است که دیگری شاید در گام اول این راه باشد.
از همین رو در آیات قرآن بر مشورت و مشاوره تاکید شده است. از نظر قرآن، مومنان موظف هستند تا در امور زندگی خویش با هم مشورت کنند؛ زیرا قرآن مشورت کردن را جزو شیوه طبیعی زندگی اهل ایمان می‌شمارد و می‌فرماید: و كسانى كه نداى پروردگارشان را پاسخ مثبت داده و نماز برپا كرده‏‌اند و كارشان در ميانشان مشورت است و از آنچه روزيشان داده‏‌ايم انفاق مى‌كنند. (شوری، آیه ۳۸)
همچنین به سبب اهمیت مشارکت دادن مردم در امور اجتماعی نه احکام دینی، پیامبر(ص) مامور می‌شود تا با مومنان در امور مهم اجتماعی مشورت کرده و پس از مشورت بر اساس برداشت نهایی خود حکم را صادر کرده و برای انجام آن عزم خود را جزم کند؛ چنانکه خدا می‌فرماید: پس به بركت رحمت الهى با آنان نرمخو و پرمهر شدى و اگر تندخو و سخت دل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى‌‏شدند. پس، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن؛ زيرا خداوند توكل‏كنندگان را دوست مى‌دارد. (آل عمران، آیه ۱۵۹)
امام حسن مجتبی(ع) در تبیین فلسفه و اهداف و آثار مشورت می‌فرماید: ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إلاّ هُدُوا إلي رُشْدِهِم؛ هيچ گروهي در کارهاي - اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و مانند آنها - با يکديگر مشورت نکرده‌اند، مگر آنکه به رشد رسيده‌اند. (تحف‌العقول، ص۲۳۳)
رشد به معنای دستیابی به کمال مطلوب است؛ چرا که استواری و استحکام در عمل را موجب می‌شود و نتایج مطلوب را عائد شخص می‌کند.
البته در این روایت از چگونگی و روش و شرایط مشورت بصراحت سخنی گفته نشده است؛ ولی از همین سخن می‌توان شرایطی را کشف کرد؛ زیرا مراد از مشورت هدایت شدن به سوی رشد دانسته شده است؛ به طور طبیعی باید به کسی یا کسانی مراجعه کرد که امین و ناصح و در کارشان تخصص و تعهد داشته باشند تا بتوان از هدایت رشدی آنان بهره‌مند شد؛
بنابراین به هر کسی نمی‌توان مراجعه کرد؛ زیرا برخی مانند فرعون تنها مدعی رشد هستند و هدایت آنان به جای رشد به سمت «غی» و گمراهی و دور شدن از هدف است.
در آیات و روایات شرایط و روش‌هایی برای مشورت‌گیری بیان شده که بیان آن در اینجا بیرون از حوصله این مطلب است.
شکر و صبر، خیر مطلق در زندگی
یکی از مهم‌ترین آموزه‌های قرآن، زندگی مبتنی بر خیر است که در برابر شر قرار دارد. هر انسانی دوست دارد تا به خیر دست یابد؛ زیرا خیر هر آن چیز خوبی است که مناسب با شخص و اهداف آفرینش است. بنابراین، ممکن است که نعمتی برای شخصی «شر» باشد یا بلایی برای شخصی «خیر» باشد؛ زیرا این بلا و مصیبت برای شرایط وی و دستیابی به کمالات یا اهداف آفرینش مناسب است. از آیات قرآن به دست می‌آید که خدا انسان را با خیر و شر می‌آزماید: «وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَهًِْ؛ و ما شما را با شر و خیر آزمایش مي‌کنیم.» (أنبیاء‌، آیه ۳۵)
در حدیثی آمده است که امام علی(ع) بیمار شده بود. جمعی از اصحابش به عیادتش آمدند. عرض کردند: کیف نجدک یا امیرالمومنین؟ قال: بالشر؛ قالوا: ما هذا کلام مثلک؟! قال: ان الله تعالی یقول: و نبلوکم بالشر و الخیر فتنهًِْ. فالخیر: الصحه و الشّرُ: المرض و الفقر. حالتان چطور است‌‌ای امیرمومنان؟ فرمود: شرّ است. گفتند: این سخن شایسته مثل شما نیست. امام فرمود: خدای تعالی می‌فرماید: و شما را با شر و خیر می‌آزماییم. خیر صحت و شر مرض و فقر است.(تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۴۰۵)
البته از نظر آموزه‌های وحیانی، خیر و شر می‌تواند مطلق یا نسبی باشد؛ به این معنا که برخی از خیرها صد درصد خیر نیست، چنان که برخی از شرور صد درصد شر نیست؛ اما برخی از خیرها خیر مطلق هستند؛ امام حسن مجتبی(ع) به دو خیر مطلق‌اشاره می‌کند و می‌فرماید: اَلْخَيْرُ الَذّي لا شَرَّفيهِ: ألشُّکْرُ مَعَ النِّعْمَهًِْ، وَالصّبْرُ عَلَي النّازِلهًِِْ؛ آن خوبي که شرّ و آفتي در آن نباشد شکر در مقابل نعمت‌ها و صبر و شکيبایي در برابر هر چه نازل شده است.(تحف‌العقول، ص۲۳۴)
از نظر آن امام(ع) کسی که در برابر نعمت شاکر باشد، بهره‌مند از خیر مطلقی است که هیچ شری در آن نیست؛ این در حالی است که از نظر قرآن، بسیاری از مردم شاکر نعمت نیستند و به شکل زبانی و عملی شکر نعمت نمی‌گویند و نعمت را در جای مناسب خودش به کار نمی‌برند تا این گونه قدردان و شاکر نعمتی باشند که خدا به ایشان داده است. خدا می‌فرماید: وَقَلِیلٌ مِنْ عِبَادِیَ الشَّكُورُ؛ کم هستند از بندگان سپاسگزار من.(سباء، آیه 13)
آن حضرت‌(ع) به کسانی‌اشاره می‌کند که به جای شکرگزاری به کفران رو می‌آورند و این گونه پستی و رذالت درونی خویش را به نمایش می‌گذارند؛ امام حسن مجتبی(ع) می‌فرماید: أللُؤْمُ أنْ لا تَشْکُرَ النِّعْمَهًَِْ؛ از علائم پستي شخص، شکر نکردن از ولي نعمت است.(الامام حسن، ج۷، ص۱۳۹)
اما مورد دوم از خیر مطلق از نظر امام حسن مجتبی(ع) همان صبر است؛ به سخن دیگر، صبر در هر چیزی که نازل شده است، از جمله موارد دیگر خیر مطلق است؛ زیرا انسان با صبر در سه‌گانه : صبر در طاعت، صبر در برابر معصیت و صبر بر مصیبت نشان می‌دهد تا چه اندازه در مقام رضا است. چنین نفسی به مقام اطمینان رسیده به طوری که هیچ چیزی او را مضطرب و متلاطم نمی‌کند؛ زیرا به قضا و قدر الهی راضی است و این گونه در مقام
«راضیة مرضیه» قرار گرفته و در بهشت جنت ذات و صفات و فعل قرار می‌گیرد.(فجر، آیات 27 تا 30)
از نظر قرآن، انسان مومن در برابر انواع مصیبت‌ها صبر پیشه می‌کند(بقره، آیات 155 و 156)؛ زیرا می‌داند که هر چیزی که بر او نازل می‌شود و بدان گرفتار می‌آید، از قبل در کتاب مبین و لوح محفوظ نوشته شده است(حدید، آیات 22 و 23)، بنابراین متزلزل و مضطرب نمی‌شود و تعادل روانی خویش را از دست نمی‌دهد؛ بلکه دیگران را نیز به چنین ایمانی توصیه و سفارش می‌کند که دعوت به حق و بهره‌مندی از مرحمت الهی نیز است.(عصر، آیه 3؛ بلد، آیه 17)
بهره‌مندی از فرصت کوتاه عمر
براساس آموزه‌های قرآن، دنیا مزرعه آخرت است و انسان هر آنچه اینجا کاشت در قیامت درو می‌کند؛ زیرا کشته‌های امروزش در آخرت می‌روید و در برابرش حاضر می‌شود.(کهف، آیه 49؛ آل عمران، آیه 30؛ حاقه، آیه 24) بنابراین، انسان باید به گونه‌ای عمل کند که آخرتش تامین باشد؛ البته برخی از مردم تنها برای دنیا و برخی تنها برای آخرت تلاش می‌کنند که رهبان‌ها این گونه هستند؛ اما برخی که همان مومنان واقعی هستند برای دنیا و آخرت تلاش می‌کنند و حسنات دنیا و آخرت را می‌خواهند با این نگاه که حسنات دنیا را برای آخرت می‌خواهند و تلاش می‌کنند که از فرصت دنیا و حسنات آن برای آخرت خویش ذخیره داشته باشند.(بقره، آیات 200 و 201)
دنیا با همه ارزشی که برای آخرت دارد، بسیار جایگاه خطرناکی است و در قرآن به عنوان بستری برای خسران معرفی شده است(عصر، آیات 1 و 2). امام حسن(ع) نیز در این باره هشدار می‌دهد و می‌فرماید: ‌إنَّ الدُّنْيا في حَلالِها حِسابٌ، وَفي حَرامِها عِقابٌ، وَفِي الشُّبَهاتِ عِتابٌ، فَأنْزِلِ الدُّنْيا بِمَنْزَلَهًِْ الميتَهًِْ، خُذْ مِنْها ما يَکْفيکَ؛ چيزهاي دنيا اگر حلال باشد حساب و بررسي مي‌شود و اگر از حرام به دست آيد عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشد سختي و ناراحتي خواهد داشت. پس بايد دنيا (و موجوداتش) را همچون مرداري بشناسي که به مقدار نياز و اضطرار از آن استفاده کني. (کلمه الامام حسن ج۷، ص۳۶)
البته چنانکه گفته شد مراقبت در زندگی دنیوی به معنای ترک دنیا و رهبانیت نیست که برخی چون صومعه‌نشینان مسیحی انجام می‌دهند؛ زیرا در اسلام تلاش برای آبادانی دنیا و زمین (هود، آیه 61) و بهره‌مندی از حسنات دنیا و استفاده از آنها برای خود و دیگران در قالب انفاقات مالی و غیر مالی امری پسندیده است؛ از همین رو امام حسن مجتبی(ع) می‌فرماید: وَاعْمَلْ لِدُنْياکَ کَأنَّکَ تَعيشُ أبَدا، وَاعمَلْ لاِّخِرَتِکَ کَأنّکَ تَمُوتُ غدَا؛ در دنيا چنان برنامه‌ريزي کن - از نظر اقتصاد و صرفه‌جویي و... - مثل آنکه مي‌خواهي هميشه دوام داشته باشي، و نسبت به آخرت به نوعي حرکت و کار کن مثل اينکه فردا خواهي مُرد. (کلمه الامام حسن، ج۷، ص۳۷)
به هر حال، از نظر آموزه‌های قرآن، مرگ همزاد زندگی است(ملک، آیه 2) و انسان از زمانی که به دنیا می‌آید در خسران و زیان آشکار است؛ زیرا دم به دم اگر از فرصت عمرش بهره نگیرد، زمان و فرصت عمرش از دست می‌رود بی‌آنکه بازگشتی برای آن باشد(عصر، آیات 1 و 2) مگر آنکه به چهار کار اصلی‌: ایمان، عمل صالح، تواصی به صبر و تواصی به حق و مرحمت بپردازد.(عصر، آیه 3؛ حاقه، آیه 24)
امام حسن مجتبی(ع) در این باره می‌فرماید: يَابْنَ آدَمٍ، لَمْ تَزَلْ في هَدْمِ عُمْرِکَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ اُمِّکَ، فَخُذْ مِمّا في يَدَيْکَ لِما بَيْنَ يَدَيْکَ؛‌ اي فرزند آدم از موقعي که به دنيا آمده‌اي در حال گذراندن عمرت هستي، پس، از آنچه داري براي آينده‌ات (قبر و قيامت) ذخيره نما. (کلمه الامام حسن، ج۷، ص۳۵)
البته بیشتر مردم به جای آنکه از عقل و نقل پیروی کنند، دنبال هواهای نفسانی خویش هستند و به جای علم از ظن و به جای ترس و خوف از خدا و اطاعت از عقل و نقل‌، به اطاعت از هوس‌های خویش می‌پردازند و اگر سخن از دین و دینداری دارند، در حالت‌های عادی است؛ اما هر گاه گرفتار امتحان خدا(عنکبوت، آیات 2 و 3) شوند، معلوم می‌شود که از اسلام و ایمان کمترین بهره‌ای نبرده‌اند؛ چنانکه امام حسن مجتبی(ع) می‌فرماید: إنَّ النّاسَ عَبيدُ الْمالِ، وَالدّينُ لَعِبُ عَلي ألْسِنَتِهِمْ، يُحيطوُنَهُ مادَرَتْ بِهِ مَعايِشُهُمْ، فَإذا مُحِّصُوا لِلاْبْتِلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ؛ همانا مردم اسير و بنده دنيا و اموال آن هستند، و دين را وسيله رسيدن به اهداف خود قرار داده‌اند و به هر نوعي که زندگي آنها تأمين شود حرکت مي‌کنند. بنابر اين هنگامي که در بوته آزمايش درآيند، دينداران اندک خواهند شد.(احقاق الحق، ج۱۱، ص ۲۳۴)
ویژگی دوست واقعی
دوست واقعی آن است که انسان را نسبت به حقایق آگاه کند، مانند آینه‌ای باشد که در برابر انسان می‌ایستد و چهره واقعی‌اش را نمایش می‌دهد تا اگر کاستی است برطرف کند و اگر زیبایی و کمالی است به آن توجه یابد و در تثبیت آن تلاش کند؛ اما دوست دروغین کسی است که در خوبی و کمالات غلو کند و کاستی و نواقص را نهان سازد و حتی در پشت سر بد بگوید و شخص را بدنام و رسوا سازد.
برخی از مردم از دوستانی که آینه هستند گله‌مندند و از دست آنان ناراحت می‌شوند که چرا کاستی‌هایشان را به رخ می‌کشند تا اصلاح کنند و همواره توصیه به معروف و ترک منکر می‌کنند. در حالی که بهترین دوست، چنین افرادی هستند که انسان را از امور زشت و پیامدهای آن می‌ترسانند هر چند که ممکن است موجب خشم و ناراحتی دوست شوند؛ امام حسن مجتبی(ع) می‌فرماید: إنَّ مَنْ خَوَفَّکَ حَتّي تَبْلُغَ الاْمْنَ، خَيْرٌ مِمَّنْ يُؤْمِنْکَ حَتّي تَلْتَقِي الْخَوْفَ؛ همانا کسي که تو را - در برابر عيب‌ها و کمبودها - هشدار دهد تا آگاه و بيدار شوي، بهتر است از آن کسي که فقط تو را تعريف و تمجيد کند تا بر عيب‌هايت افزوده شود.(احقاق الحق، ج۱۱، ص ۲۴۲)
از نظر آن حضرت(ع) اصولا خویشاوند واقعی هر انسانی همین دوستان هستند که راه زندگی و فلسفه درست آن را به انسان نشان می‌دهند و از گمراهی دور نگه می‌دارند؛ آن حضرت(ع) می‌فرماید: القَريبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّهًْ وَ إنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَالْبَعيدُ مَنْ باعَدَتْهُ الْمَوَدَّهًْ وَ إنْ قَرُبُ نَسَبُهُ؛ بهترين دوست نزديک به انسان آن کسي است که در تمام حالات دلسوز و با محبّت باشد گرچه خويشاوندي نزديک نداشته باشد؛ و بيگانه‌ترين افراد کسي است که از محبّت و دلسوزي بعيد باشد گرچه از نزديک ترين خويشاوندان باشد. (تحف‌العقول، ص۲۳۴)
منبع:کیهان

ضرورت توجه به محافل قرآنی در منازل و مساجد- بخش دوم/ نورانیت خانه‌ها با ترویج آموزه‌های قرآنی  

 

محافل انس با قرآن یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین مراکز رشد و تربیت چهره‌های فعال قرآنی است، به‌گونه‌ای که بسیاری از قاریان و حافظان قرآن کریم از چنین محافلی رشد پیدا کرده‌اند و شخصیت قرآنی آنان در محافل انس با قرآن در مساجد و محله‌ها شکل گرفته است.

Image result for ‫ضرورت توجه به محافل قرآنی در منازل و مساجد - بخش نخست/ طنین ملکوتی قرآن در مساجد و محله‌ها‬‎
سخن آشنا- اگر سیری در کتاب خاطرات رزمندگان دوران دفاع مقدس بیندازیم خواهیم دید اغلب آن افراد که عاشقانه دل به دریای دفاع از میهن اسلامی سپردند و شجاعانه به جنگ با دشمن بعثی شتافتند به نوعی تربیت یافته همین محافل خانگی انس با قرآن و عترت بودند و با الگوگیری از آموزه‌های چنین مجالسی در مبارزه با دشمن تا پای جان ایستادند و به فیض شهادت نائل آمدند.
امروز نیز گسترش محافل خانگی انس با قرآن می‌تواند در تربیت نسل آینده به سمت آموزه‌های اسلامی و قرآنی نقش مهمی ایفا کند.
از همین‌رو ترویج و گسترش محافل قرآن و عترت و برگزاری مراسم شب‌های تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه آن هم نشستن پای منبر علمای صاحب نفوس قدسی و الهی می‌تواند در تربیت نیروهای اسلامی و انقلابی نقش مهمی داشته باشد.
هنوز هم خاطره خوش منبرهای حضرات آیات و علمای گرانقدر درس دین و اخلاق فراموش نشده است و خیلی از افراد با استفاده از نرم‌افزارهای سخنان این بزرگان همچنان پای درس اخلاق آنان هستند و امروز به تشکیل چنین مجالس و محافلی احتیاج داریم.
این روزها محافل انس با قرآن در منازل و مساجد و محله‌ها رونق گرفته و جلسات تفسیر و صوت قرآن به گوش می‌رسد.
برای رونق بخشیدن به این محافل چه راهکاری را باید درپیش بگیریم و اصولاً چگونه می‌توان در ترویج این مجالس نقش ایفا کرد.
در گزارش امروز کارشناسان و قاریان بین‌المللی به این سؤالات پاسخ داده‌اند.
ترویج فرهنگ قرآنی
در جامعه اسلامی
محافل خانگی قرآن و حضور در آنها از مهم‌ترین ابزارهای ترویج فرهنگ انس با قرآن است.
یکی از اساسی‌ترین توصیه‌های پیامبر اسلام‌(ص) مأنوس‌کردن هرچه بیشتر مردم با قرآن است چرا که قرآن صادق‌ترین گفتار، رساترین موعظه و بهترین داستان هاست.
«آقای منصور قصری‌زاده» قاری ممتاز بین‌المللی قرآن کریم در گفت‌وگو با گزارشگر روزنامه کیهان به این موضوع مهم می‌پردازد و می‌گوید: «مهم‌ترین مانع ترویج فرهنگ قرآنی عدم تطابق قول و فعل خود مردم و مسئولین است. یعنی عدم تطابق گفتار و رفتار. به‌عبارتی ما ادعای دین‌داری داریم ولی در عمل دین‌دار نیستیم.
با توجه به اینکه در یک جامعه دینی زندگی می‌کنیم، توقع مردم این است من که یک فرد قرآنی و حزب‌اللهی یا مسئول نظام جمهوری اسلامی هستم خودم بیشتر از دیگران به قرآن و دستورات اهل بیت(ع) عمل کنم. ولی اگر عمل نکنم و مردم مخالف آن را ببینند، هرچه مجالس قرآنی و محافل انس با قرآن بگذاریم، در مردم ایجاد ظنّ ظاهرسازی می‌کند، و الا کافی‌است فرد قرآنی یا مسئول نظام جمهوری اسلامی چند عمل درست منطبق با دستورات قرآن داشته باشد. تأثیر اعمال و رفتار چهره‌های قرآنی و کسانی که وجهه‌های دینی دارند مثل؛ روحانیون، مداحان و قاریان قرآن در مردم بسیار است. اگر بخواهیم فرهنگ قرآنی را ترویج کنیم، قاری قرآن نمی‌تواند فقط به خواندن قرآن با تحریر، صوت و لحن اکتفا کند، مردم شاید از نظر انگیزشی لحظه‌ای تحت‌تأثیر قرار بگیرند ولی کافی‌است که ببینند همان مداح، قاری، مسئول یا روحانی به آن چیزی که می‌خواند خودش مقید نیست، به این ترتیب تمام زحماتی که کشیده‌اند به‌هدر می‌رود، پس مهم‌ترین نکته این است که قاری یا مدرس قرآن خود عامل به قرآن و دستورات قرآنی باشد.»
این قاری ممتاز بین‌المللی در ادامه می‌افزاید: «درباره انتخاب مسئولین، مثلاً در مجلس یک وزیر که می‌خواهند به او رأی اعتماد دهند، یکی از راههای بسیار مهم این است که کسی که می‌خواهد به‌عنوان وزیر برنامه کاری‌اش را به مجلس ارائه دهد در حکومت اسلامی باید یک پیوست قرآنی داشته باشد.
یعنی طرحی که می‌خواهد برای مدیریت ارائه دهد براساس مبانی قرآنی مربوط به آن باشد و خودش را ملتزم بداند که قرآن را در مدیریت خود اعمال کند. اگر این‌گونه بشود شاهد خواهیم بود که در سیستم اداری هم، افراد انگیزه دارند برای اینکه قرآن بخوانند و بخواهند فرهنگ قرآنی برایشان نهادینه شود برای اینکه ایمان‌شان بیشتر شود و لذت ببرند مسئول مربوط خودش باید قرآنی باشد و دغدغه فرهنگ قرآنی داشته باشد.»
قصری‌زاده در ادامه همین بحث تصریح می‌کند: «بی‌توجهی به فرهنگ قرآنی می‌تواند روحیه مردم را تخریب کند، بنابراین به عقیده من مهم‌ترین عامل در ترویج فرهنگ قرآنی تطابق گفتار و رفتار دینی ما به‌عنوان قاریان و متولیان امر قرآن است. یک قاری قرآن یا مداح یا یک مسئول نظام اسلامی نباید حرف و عملش در تضاد با هم باشد، چرا که این مهم با دستورات قرآن همخوانی ندارد و باید برابر معیارهای قرآنی رفتار کرد.»
اهمیت تسلط برخواندن قرآن
برای فرد مومن
امام صادق(ع)، عمل انسان، یعنی تقوای عملی، تلاش وکوشش، نماز و کارهای خیر را هدایت‌گر می‌دانند و می‌فرمایند: با غیر زبان، مردم را [به سوی حق] دعوت نمایید. بهترین مربی و الگو کسی است که رفتارش، گفتار وی را تایید نماید.
«علی‌اکبر ملکشاهی» قاری بین‌المللی قرآن‌کریم در گفت‌وگو با گزارشگر روزنامه کیهان به این موضوع مهم می‌پردازد و می‌گوید: «برای اینکه قرآن را در سطح جامعه رواج دهیم و فرهنگ قرآنی یعنی شیوه‌ها و روش‌هایی که انجام آنها نشان می‌دهد که ما یک انسان قرآنی هستیم و در مدار و سیر قرآن حرکت می‌کنیم‌باید عامل به دستورات قرآنی باشیم و این عامل بودن تا رسیدن به رضای خدا طبعا مقدماتی دارد که یکی از آنها انس با قرآن است. بنابراین مردم جامعه اسلامی باید به بایسته‌ها و شایسته‌هایی که قرآن به آن امر کرده اشراف داشته باشند و ضمن آن با قرآن، الفاظ قرآنی و کلمات قرآن مانوس باشند و آنها را بفهمند و ان‌شاءالله در مسیر عمل به آنها قرار بگیرند. طبعا اگر تک‌تک آحاد جامعه این ویژگی‌هایی که در قرآن با آن تاکید شده، مثل ایمان، عمل صالح، انفاق، دوری از اسراف، ظلم‌ستیزی، مدارا با محرومان و... را رعایت کنند یک جامعه به معنای واقعی دینی خواهیم داشت.»
نقش و عمل مسئولان
در ترویج فرهنگ قرآنی
بدون شک مسئولان در ترویج فرهنگ قرآنی نقش مهم و موثری می‌توانند داشته باشند.
ملکشاهی قاری قرآنی به گزارشگر کیهان می‌گوید: «البته امروز که ما در سایه‌سار یک نظام اسلامی زندگی می‌کنیم، به نظر می‌آید که بخش عمده‌ای از ترویج فرهنگ قرآنی به عمل مسئولین کشور برمی‌گردد. بنابراین مسئولین کشور، اگر ساده‌زیست و با اخلاص باشند، اگر به فکر محرومان باشند و خودشان از نظر امکانات مادی از قشر متوسط جامعه باشند و در عین حال عامل به فرامین قرآن، طبعا ترویج فرهنگ قرآنی در جامعه رسوخ و گسترش بیشتری پیدا می‌کند. چون «الناس علی‌دین ملوکهم» طبعا شخصی که یک ويژگی خاص از لحاظ موقعیت اجتماعی، فردی، سیاسی و... دارد جزو گروه مرجع محسوب می‌شود و توجه مردم به اوست. اگر او قرآنی بود و عامل به قرآن به نظر می‌آمد فرهنگ قرآنی در جامعه بسیار سریع‌تر ترویج و گسترش می‌یابد».
این قاری ممتاز بین‌المللی در ادامه می‌گوید: « بعد از انقلاب اسلامی آموختن قرآن بسیار فراگیرتر شده است به گونه‌ای که خانواده‌ها و فرزندان به علاقه‌مندی به قرآن و یادگیری و انس با قرآن توجه نشان می‌دهند و قطعا با گذشته به هیچ وجه قابل قیاس نیست. اقبالی که الان به سمت قرآن و انس با قرآن در جامعه وجود دارد خیلی بیشتر از گذشته‌ای است که نظام اسلامی در کشور وجود نداشت. اما به نظر من تا رسیدن به جامعه مطلوب قرآنی فاصله زیادی داریم. بسیاری از مردم ما مهارت خواندن قرآن را ندارند و این خود مانع بزرگی‌است. درست است که اخلاق قرآنی هم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است اما گاهی علم به قضیه و شناخت نسبت به یک چیز سرعت رسیدن به حد مطلوب در آن قضیه را خیلی بیشتر می‌کند. فراگیری و ارتباط ظاهری با قرآن، دریچه‌ای به سوی عمل به قرآن و تدبر در قرآن است . بنابراین ما باید فرهنگ‌سازی کنیم به این‌صورت که نداشتن سواد قرآنی و مهارت خواندن قرآن را عیب بدانیم و مردم اگر با کسی مواجه شدند که خواندن قرآن بلد نبود این واقعاً یک ضعف برایش تلقی شود. این را باید به‌عنوان فرهنگ در جامعه گسترش دهیم.»
اهمیت برپایی نمایشگاه قرآن
هر سال با آغاز ماه مبارک رمضان نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم در مصلی تهران برگزار می‌شود و استقبال خوبی هم از سوی مردم از این نمایشگاه به عمل می‌آید. فاطمه ذوالقدر نایب رئیس کمیسیون فرهنگی و عضو فراکسیون قرآن و عترت و نماز مجلس شورای اسلامی در این باره می‌گوید: «قطعاً برپایی نمایشگاه قرآن بسیار مفید است و شاهد استقبال خوب مردم و خانواده‌ها از این نمایشگاه هستیم.»
ذوالقدر می‌افزاید: «ترویج مبانی فرهنگی و دینی در هرشرایطی باید استمرار داشته باشد و از این مسیر می‌توانیم سایر مشکلات را بر طرف کنیم، در مشکلات اقتصادی از تعالیم دینی و قرآنی کمک می‌گیریم که چگونه صبر و مقاومت داشته باشیم و اسراف نکنیم و بتوانیم از شرایط سخت عبور کنیم.»
عضو فراکسیون قرآن و عترت مجلس می‌گوید: «متاسفانه سال گذشته از بودجه فرهنگی و دینی کاسته شد اما تلاش کردیم که اعتبارات این بخش افزایش پیدا کند، البته در مورد مسایل فرهنگی کشور کم لطفی‌هایی می‌شود اما در کمیسیون تلفیق تلاش‌هایی برای جبران انجام شد.»
منبع:کیهان

پاسخ‌های مبهم از زبان مدیر مدعی شفاف‌سازی



نشست خبری رئیس‌جدید سازمان سینمایی درحالی برگزار شد که وی در این نشست، برخلاف سیاست اعلام شده‌اش مبنی بر شفاف‌سازی در مدیریت، در پاسخ به سؤالات خبرنگارها، حرف‌هایی مبهم و کلی را بیان کرد!

حسین انتظامی

به گزارش سخن آشنا، حسین انتظامی که به تازگی حکم ریاست سازمان سینمایی وزارت ارشاد را دریافت کرده است، روز گذشته نشستی خبری را برای اعلام سیاست‌ها و برنامه‌های خود برگزار کرد. یکی از این برنامه‌ها که انتظامی قبلاً هم بر آن تأکید داشت، شفاف‌سازی در حوزه‌های مختلف تحت مدیریتش است. اما رئیس سازمان سینمایی، درباره مسائل مختلفی چون هجمه فیلم‌های مبتذل، مانور پول‌های مشکوک در بخش تولید آثار، حاکمیت باندبازی و لابی‌گری در اکران عمومی فیلم‌ها و … پاسخ‌هایی مبهم و کلی داد.

 

به طور مثال، وی درباره ورود پول‌های مشکوک به ساخت فیلم‌های سینمایی توضیح داد: مرجع شناسایی منبع کسب درآمدها سازمان سینمایی نیست، ما مرجع تشخیص نیستیم. کیفیت فیلم‌ها و مجوزها با ماست. نکته دیگر این است که ما در سینما از ورود سرمایه‌ها استقبال می‌کنیم اما نگرانی منتقدان این است که سرمایه، صرف‌نظر از اینکه منشا آن کجاست نظامات داخلی سینما را به هم می‌ریزد. اگر ما اتحادیه متمرکز داشته باشیم خیلی راحت می‌شود در یک تعامل بین صنف و سازمان از تأثیر ورود این سرمایه‌ها جلوگیری کرد.


انتظامی درباره دیگر اتفاق بحث برانگیز اخیر سینما یعنی ماجرای فیلم «رحمان ۱۴۰۰» نیز گفت: پروانه نمایشی که صادر می‌شود نباید نادیده گرفته شود و ما مسئول حفظ آن چارچوب هستیم. گزارش‌هایی رسیده بود که در بعضی سینماها پلان‌هایی نمایش داده می‌شود که در نسخه اصلی نبود. ما نمی‌توانیم برخوردی را که با متخلفان شده اعلام کنیم.


رئیس سازمان سینمایی درباره سینمای جشنواره‌ای هم گفت: یکی از دروازه‌های ورود به بازار جهانی جشنواره‌ها هستند. بعضی وقت‌ها در بعضی جشنواره‌ها نگاه سیاسی ارجح بر نگاه تخصصی است.


انتظامی افزود: سازمان سینمایی به‌عنوان یک دستگاه دولتی که به جنبه‌های ارزشی نظام اعتقاد دارد موظف به کنترل و نظارت است. تدابیری در معاونت نظارت تعبیه شده و روالی که افراد برای کسب مجوز طی کرده‌اند دیده می‌شود. البته تلاش می‌شود در صدور پروانه‌ها تنوع ژانر هم دیده شود. فیلم‌ها اجازه ندارند بعد از پروانه نمایش چیزی اضافه یا کم بکنند و سازمان سینمایی دیگر اجازه این کار را نخواهد داد.


رئیس سازمان سینمایی درباره جشنواره جهانی فیلم فجر که با انتقادات بسیاری از سوی سینماگران و منتقدان مواجه شده نیز توضیح داد: از من انتظار نداشته باشید که رفتار شتاب‌زده داشته باشم. ما مشغول ارزیابی هر ۵ جشنواره هستیم. قول داده بودم آیین‌نامه‌های این جشنواره‌ها را منتشر کنیم که موفق نشدم. اصحاب فکر به ما نظر بدهند. بعد از این بررسی‌ها تازه می‌توان تصمیم گرفت و برای جشنواره‌ها تعیین تکلیف کرد. هنوز پاسخ شفافی برای ادغام ندارم. اما خود من به دلیل تأثیر جشنواره جهانی فجر از عملکرد جشنواره رضایت دارم.

منبع: کیهان

آخرین مطالب