پر بازدیدترین مطالب

کنگره ملی شعر دفاع مقدس ۷ اسفند ۹۷ در شیراز برگزار می‌شود


مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان فارس از برگزاری بیست و یکمین کنگره ملی شعر دفاع مقدس و دومین جشنواره ترنم حماسه در شیراز سومین حرم اهل بیت(ع) خبرداد و گفت: این رویدادهای مهم فرهنگی دفاع مقدس هفتم اسفندماه برگزار می‌شود.

کنگره ملی شعر دفاع مقدس 7 اسفند 97 در شیراز برگزار می‌شود

به گزارش سخن آشنا، سرهنگ حمیدرضا گرامی امروز در نشست خبری اظهار داشت: این کنگره در سالروز میلاد حضرت زهرا (س) و روز زن سه شنبه هفتم اسفندماه در مجتمع طلائیه شیراز با حضور شخصیت‌های کشوری و لشگری و شاعران، جمعی از خانواده شهدا، ایثارگران آغاز می‌شود.

وی با بیان اینکه درمجموع هشت هزار و 432 قطعه شعر توسط دوهزار و 450 شاعر به دبیرخانه رسیده است، افزود: 15 شاعر توسط هیئت داوران برگزیده شد‌ه‌اند که این شاعران در روز برگزاری کنگره به شعرخوانی می‌پردازند.

گرامی خاطرنشان کرد: در این کنگره از 12 عنوان کتاب نیز رونمایی می‌شود که در حوزه مدیریت ادبیات بوده و شامل شعر، داستان، زندگی‌نامه، شرح احوال شهدای فارس و سایر موضوعات مرتبط است.

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان فارس با بیان اینکه نتیجه و چکیده فعالیت‌های این کنگره نیز در قالب یک کتاب منتشر می‌شود، گفت: تجلیل از خانواده معظم شهدا به‌ ویژه شهید شاخص شهید مرتضی جاویدی نیز از برنامه‌های ویژه بیست و یکمین کنگره ملی شعر دفاع مقدس در شیراز است.

گرامی همچنین در مورد جشنواره ترنم حماسه نیز بیان کرد:شعر کودک و نوجوان، مقاومت ملل و مدافعان حرم از موضوعاتی است که در کنگره ملی شعر دفاع مقدس مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان فارس در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه یکی از دستاوردهای مهم انقلاب، 8 سال دفاع مقدس است، خاطرنشان کرد:وحدت و همدلی از دیگر دستاوردهای مهم دفاع مقدس به شمار می‌رود به طوری که وحدت و همدلی بین تمام آحاد جامعه از نیروهای مسلح تا مردم عادی در طول دفاع مقدس دیدنی بود.

این یادگار دوران دفاع مقدس، قناعت و پرهیز از تجمل‌گرایی را نیز یکی دیگر از دستاوردهای دفاع مقدس برشمرد و افزود: نحوه پوشش و نوع برخوردها در این دفاع جانانه فارغ از هرگونه تجمل و خودبرتربینی به‌وضوح در دفاع مقدس قابل‌مشاهده بود که باعث می‌شد افراد از درون و باطن یکدیگر دوست داشته باشند.

گرامی دستاورد مهم دیگر دفاع مقدس را در حوزه فرهنگی دانست و افزود: زهد و تقوایی که در رزمندگان وجود داشت در راستای شجاعت و ازخودگذشتگی تعریف می‌شد که گاهی در قالب نمایش، سروده‌ها، حماسه شعر و شعور را در کنار یکدیگر قرار می‌داد و وجه تمایز آن نیز این بود که این احساس همراه با عقلانیت بود.
منبع:تسنیم

همزمان با حمله انتحاری به اتوبوس پاسداران، «افق نو» تحریم شد/ اولین اقدام دولت روحانی و ظریف تعطیلی «افق نو» بود


موضوع مهمانان افق نو بسیار مهم است، آمریکایی‌هایی در این مراسم حضور پیدا می‌کنند که مطلع از انحرافی هستند که در آمریکا پیش آمده و جهان را به انحراف می‌کشد.

سخن آشنا - ۲۴ بهمن ۱۳۹۷ (۱۳ فوریه ۲۰۱۹) وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد مونیکا ویت، افسر سابق ضد جاسوسی نیروی هوایی این کشور اطلاعات فوق سری درباره شبکه جاسوسی پنتاگون را به ایران داده است.

در بیانیه‌ای که وزارت دادگستری آمریکا روز چهارشنبه (۱۳ فوریه) منتشر کرده از مونیکا الفرید ویت، ۳۹ ساله، به عنوان افسر دایره ضدجاسوسی نیروی هوایی یاد شده که در خلال سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۸ در استخدام این نیرو بوده و پس از خروج از ارتش هم از سال ۲۰۱۰ به طور قراردادی و پاره وقت با وزارت دفاع آمریکا همکاری داشته است.


خبر اتهام جاسوسی به مونیکا ویت؛ افسر دایره ضدجاسوسی نیروی هوایی
مطابق با آنچه در این بیانیه منتشر شده، وزارت دادگستری اعلام می‌کند مونیکا ویت در فوریه سال ۲۰۱۲ برای حضور در کنفرانس هالیودیسم که بخشی از همایش‌های جشنواره فیلم فجر بود، به ایران می‌رود. طبق ادعای آمریکایی‌ها این برنامه را سازمان افق نو برگزار کرده که اسپانسر آن سپاه پاسداران است، در حالیکه کنفرانس هالیودیسم که کنفرانس افق نو از آن منشعب شده است، توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هزینه‌های تأمین می‌شود.

 

نادر طالب‌زاده دبیر کنفرانس بین‌المللی افق نو در رابطه با اخبار کذب جعل شده توسط وزارت دادگستری آمریکا در گفتگو با خبرنگار مشرق گفت: خانم ویت را مطبوعات غربی به عنوان دستاویزی برای تحریم کنفرانس «افق نو» مطرح کرده‌اند. به همین دلیل اگر مقالاتی که در نیویورک تایمز، واشنگتن پست و آسوشیتد پرس حتماً مورد بررسی قرار بگیرد. من اصلاً از خانم ویت خبری ندارم، با کدام ارگان در ارتباط بوده، چیزی نمی‌دانم. من مسئول افق نو هستم و با خانم ویت در ارتباط نبوده‌ام. رسانه‌های صهیونیستی قصد دارند و تلاش می‌کنند، بگویند که ما ایشان را به تهران آوردیم، این روش خبرسازی اهداف رسانه‌ای کنفرانس افق‌نو را وارونه جلوه می‌دهد.

 

**صهیونیست‌ها مساله «مونیکا ویت» را مطرح کردند تا «افق نو» را به حاشیه بکشند

کارگردان سریال بشارت منجی در ادامه گفت: خانم ویت از کارشناسان و روشنفکران غربی نبود که در لیست دعوت کنفرانس افق نو قرار بگیرد. من اغلب روشنفکرانی را دعوت کردم که عمدتاً ضد اسرائیل هستند. موضوع خانم ویت را علم کردند که هویت کنفرانس افق‌نو را به انحراف بکشند. پس از اینکه افق‌نو را مطرح کردند، صهیونیست‌ها مونیکا ویت را مطرح کردند تااهداف کنفرانس‌نو را در رسانه‌ها به انحراف بکشند تا نشان دهند ما آمریکایی‌ها حاضر در این کنفرانس را استخدام کردیم، در صورتیکه اینهمه مهمان در کنفرانس افق‌نو آمده و رفته و اصلاً حوزه نو کار ما در افق نو مخفی نبوده است. همه برنامه‌های ما اغلب سخنرانی‌های ما با حضور خبرنگاران و در مقابل دوربین‌های تلویزیون انجام شده است، فعالیت ما در کنفرانس افق نو رسانه‌ای و کاملاً شفاف بوده است. با این شیوه خبرسازی و اتصال خانم مونیکا ویت به کنفرانس افق نو، تلاش کردند که فعالیت‌های کنفرانس افق نو را به انحراف بکشانند.

 

**اولین اقدام دولت روحانی و آقای ظریف، تعطیل کردن کنفرانس افق نو بود

اما با تغییر و تحولات سیاسی در کشورمان در سال ۱۳۹۲، وزیر وقت وزارت فرهنگ و ارشاد، علی جنتی، حمایت از این کنفرانس را از دستور کار خارج می‌کند. به عبارت دیگر قبل از اینکه این کنفرانس در سال ۱۳۹۷ توسط مقامات امنیتی و قضائی آمریکایی در لیست تحریم‌های قرار بگیرد، از دایره حمایت‌های وزارت ارشاد وقت کنار گذاشته می‌شود. طالب زاده درباره تحریم‌ها و دست‌اندازهای داخلی این کنفرانس گفت: دست اندازی در دولت نهم برای برگزاری این کنفرانس وجود نداشت و دولت دهم از این کنفرانس حمایت می‌کرد. در دوره آقای روحانی اولین اقدام دولت، متوقف کردن کنفرانس افق نو بود. وقتی که صلاحیت آقای ظریف توسط مجلس تأیید شد، در اولین اقدام با آقای علی‌جنتی تماس گرفت و گفت جلوی این کنفرانس را بگیرید. این کار برنامه ما را هفت الی هشت ماه عقب انداخت. من هم سئوالم این بود که "افق‌نو" را به چه دلیل متوقف می‌کنید.

 

در حالیکه خبرگزاری‌های غربی با تعمدی جدی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عنوان اسپانسر کنفرانس افق نو معرفی می‌کند اما نادر طالب‌زاده در مورد حمایت‌های مالی از این کنفرانس به مطالب جالب توجهی اشاره می‌کند. طالب زاده می‌گوید:

پس از تغییر دولت و دستور آقای ظریف به جنتی، ما همواره برای تأمین بودجه‌اش دچار مشکل بودیم. همیشه از این ارگان به ارگان دیگری رفت و آمد بودیم و آخرین و مؤثرترین سازمانی که از افق نو حمایت کرد به هشت ماه قبل در ماه می بازمی‌گردد که آستان قدس آستین همت را بالا زد و این کنفرانس در مشهد برگزار شد. در آخرین کنفرانس تعدادی از افراد دولتی آمریکا، که برای دولت این کشور کار کرده بودند را دعوت کردیم. افرادی که عمدتاً معتقد بودند آمریکا توسط اسرائیل اداره می‌شود را به کنفرانس افق نو دعوت کردیم. به هر حال با این خبرسازی‌های دروغین تلاش می‌کنند که این شهروندان وارد ایران نشوند و عمدتاً در خبرپردازی‌های دروغشان مدعی می‌شوند که ما این افراد را داریم جذب یا استخدام می‌کنیم. در صورتیکه ما همچنان در تهیه بودجه کنفرانس با مشکلات عدیده‌ای طی چند سال اخیر مواجه بودیم.

 

تمام اخبار منتشر شده دروغ است، ما هم هم مثل اغلب همایش‌های و کنفرانس‌های رسمی و بین‌المللی افرادی را دعوت می‌کنیم که سخنرانی کنند و آنها هم پس از سخنرانی به کشورشان بازمی‌گردنند، این سخنرانی‌ها عمدتاً رسمی و در مقابل دوربین‌رسانه‌های بین‌المللی مثل ،AP ،المیادین، الجزیزه انگلیسی، Russia Today و. ..انجام می‌شود. همه خبرنگاران ایرانی هم با مدعوین مصاحبه می‌کنند. پس از برگزاری کنفرانس افق نو به دانشگاه‌های مختلف کشورمان دعوت می‌شوند و در استان‌های سراسر کشور سخنرانی می‌کنند. این سنت افق نوست. از این اتفاق بسیار عصبانی هستند که مدعوین وارد ایران می‌شوند و در این کشور کاملاً آزادانه گشت و گذار می‌کنند و مقدار زیادی آرا و نظرات آنان در اخبار ملی پخش می‌شود و دیدگاه‌های موافقانه خودشان را به آمریکا می‌برند و چون اسم و رسمی دارند، این دیدگاه‌های به کشور آمریکا منتقل می‌شود و با این واکنشی که وزارت دادگستری آمریکا نشان داد و سعی کردند با دستگیری مونیکا ویت را به کنفرانس افق نو نسبت دهد، افکار عمومی را در آمریکا نسبت به این کنفرانس بدبین کنند.

**ماجرای حضور مونیکا ویت در ایران چه بود؟

علی رغم دروغ‌سازی‌های رسانه‌ای، طالب‌زاده در مورد حضور مونیکا ویت در ایران به صورت شفاف‌تری موضوع مربوط به ایشان را توضیح می‌دهد و می‌گوید:

ایشان در سال ۲۰۱۲، در هالیودیسم شرکت کردند و حضور ایشان رسمی نبود. یکی از دوستانی که در ایران زندگی می‌کند ایشان را دعوت کرد تا آمدند به عنوان یک شهروند عادی در این مجموعه برنامه‌های حضور داشت. ما از ایشان اصلاً دعوت نکردیم. من به عنوان مسئوال کمیته سینما و صهیونیسم، ایشان را دعوت نکردم. هیچگاه هیچ درخواستی از وزارت خارجه نکردیم که خانم مونیکا ویت به ایران بیایید. حین برگزاری این همایش، این خانم در ایران بود. صدها نفر در کنفرانس‌های ما می‌آمدند به صورت آزاد می‌نشستند و برخی از آنان که انگلیسی می‌دانستند و سابقه‌ای داشتند را دعوت می‌کردیم که سخنرانی کنند. در سال ۲۰۱۲ خانم مرضیه هاشمی می‌خواستند در آمریکا مستندی بسازنند و از ایشان به عنوان دستیار استفاده می‌کنند. این خبر را هم نیویورک تایمز نوشته و بنده نمی‌گویم. کسی که بیشتر از من درباره خانم ویت می‌داند، خانم هاشمی است و خانم هاشمی با ایشان ارتباط داشته است. ویت را دارند علم می‌کنند که اصل رویدادهای تأثیر گذار در افق نو را به انحراف ببرند.


متن خبر واشنگتن پست که براساس آن ادعا میکند مرضیه هاشمی برای سوال درباره مونیکا ویت در آمریکا بازداشت شده است
**چرا آمریکا روی مهمانان کنفرانس افق نو حساس است؟

طالب‌زاده در پاسخ به این سوال که چرا قصد به انحراف کشیدن افق‌نو با مطرح کردن موضوع ویت را دارند، گفت: موضوع مهمانان افق نو بسیار مهم است، آمریکایی‌هایی در این مراسم حضور پیدا می‌کنند که مطلع از انحرافی هستند که در آمریکا پیش آمده و جهان را به انحراف می‌کشد و استکباری برخورد می‌کنند در یک مراسمی با پوشش گسترده رسانه‌ای مطرح می‌شود. با این تحریم ما هیچ آمریکایی را نمی‌توانیم به ایران بیاوریم. با این تحریم سرسختانه‌ای توسط دستگاه ریاست جمهوری مطرح شده، دیگر هیچ مهمان آمریکایی را نمی‌توانیم به ایران بیاوریم.

طالب زاده در واکنش به پیشنهاد برگزاری این مراسم در کشور سومی که مورد توجه رسانه‌های آن کشور هم قرار بگیرد گفت: من از روز اول فکر این مسائل نبودم و تصور میکردم می‌توانیم برنامه را به روال سابق برگزار کنیم اما بعداً متوجه شدم که با مشکلات عدیده‌ای مواجه هستیم، حتی با حقوقدانان آمریکایی صحبت کردیم، از جمله مهمانان خودمان که پروانه وکالت دارند، صحبت کردیم، متوجه شدیم اصل دعوا این است که کسی از آمریکا نتواند در کنفرانس افق نو شرکت کند و در مورد آمریکا و صهیونیست‌ها صحبت کند، اما درباره برگزاری این مراسم در کشور روسیه، این کار شدنی است.

 

**همزمان با انفجار اتوبوس حامل پاسداران انقلاب اسلامی، کنفرانس افق نو را هم تحریم کردند

اما نکته قابل توجه، تامین بودجه این کنفرانس در کشور با مشکلات عدیده‌ای مواجه است؛ حال آنکه برگزاری آن در کشور دیگر مستلزم هزینه‌های بیشتری است. دبیر کنفرانس بین‌المللی افق نو در این ارتباط گفت:

اگر متوجه بشوند، قدم بعدی برگزاری این کنفرانس در کشوری مثل روسیه است. مسئولانی که بودجه جنگ نرم را در اختیار دارند و با آن بودجه باید در حوزه جنگ نرم فعالیت کنند، باید قدم نخست را بردارند. امیدوارم متوجه حساسیت‌های کنفرانس افق نو بشوند. بازهم تاکید می‌کنم که امیدوارم متوجه این قضیه بشوند. اگر روس‌های قبول کنند این کشور مقصد خوبی برای این کنفرانس است یا در کشور دیگری که رفت و آمد برای مهمانان مشکل نباشد. نکته جالب توجه در مورد تحریم افق نو این است که در روز و ساعتی که این اعلام رخ می‌دهد دقیقاً مقارن با عملیات انتحاری اتوبوس حامل پاسداران انقلاب اسلامی است. همان ساعتی که این اتوبوس مورد حمله قرار گرفت، کنفرانس افق نو را تحریم کردند و یک روز پس از ۲۲ بهمن اولین کاری که کردند تحریم اولین کنفرانسی بود که اجازه می‌داد آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها به ایران بیایند و در مورد حقایق روز صحبت کنند.

تهیه کننده و مجری برنامه پر بیننده راز می‌گوید آمریکا را نئوصهیونیست‌ها اداره می‌کنند. آقایی که اقدام به تحریم کنفرانس افق‌نو کرده است، نام کوچکش مناخیم است. وزیر دارایی آمریکا است و یک صهیونیست درجه یک است. احتمالاً دوتابعتی است و آمریکایی - اسرائیلی است. ایشان به گروهی وابسته است که سال‌های متمادی افق‌نو در تیررس تحریم قرار داده اند. منتها مترصد فرصت بودند که چه زمانی اقدام به این کار کنند و پوشش خبر مونیکا ویت فرصت خوبی برایشان بود که طرح تحریم کنفرانس را اجرایی کنند. الان ما یک فرصت داریم که فریاد بزنیم. چون غیر از ما همه مهمانان سال‌های اخیر ایستاده‌اند تا حرف بزنند. امشب در برنامه خودم چهار نفر از آنان حضور پیدا خواهند کرد. فردا شب در گفت‌وگوی ویژه خبر، چهار مهمان دیگر درباره این رویداد صحبت خواهند کرد. از این به بعد مهمانان افق نو هستند که از این رویداد حمایت خواهند کرد.

 

**افق‌نو زمانی مورد توجه رسانه‌ها خارجی قرار گرفت که ظریف آن را متوقف کرد

بازداشت مرضیه هاشمی و تحریم کنفرانس افق‌نو به ترتیب پشت سر هم اتفاق افتاد و این رویدادها در مورد ۲ چهره تأثیرگذار رسانه‌ای نمی‌تواند اتفاقی باشد. طالب‌زاده در این مورد توالی این رویدادهای گفت:

یکی از کارهایی که من همیشه کردم این بوده که مردم ایران را آگاه کنم به اینکه یک قشری از مردم آمریکا و اروپا به حقایقی آگاه شدند که در موردش حرف می‌زنند و ترس گذشته را ندارند. برای ثابت کردن ریختن این ترس، آنان را به ایران دعوت کرده‌ایم. من در ابتدا که افق‌نو در قالب هالیودیسم برگزار می‌شد و بیشتر فرانسوی‌ها و بلژیکی‌ها در آن حضور داشتند، گفتم باید هالیوودی‌ها حضور داشته باشند که سال بعد این تزی که ما باید از خود آمریکا مهمان داشته باشیم، این همایش تبدیل به افق‌نو شد.

افق‌نو زمانی مورد توجه رسانه‌ها خارجی قرار گرفت که وزیر خارجه ما این رویداد را متوقف کرد و من اعتراض کردم. من گفتم چرا تنها کنفرانسی که آمریکا را افشا می‌کند متوقف کردید. زمانی بود که می‌خواستند با جان کری صحبت کنند. وقتی مسئولان وزارت امور خارجه به کمیته امنیت مجلس رفتند و باید جواب می‌دادند، عقب‌نشینی کردند اما ویزا همچنان سخت می‌دادند تا آخرین نوبت که هشت ماه پیش برگزار شد، با همکاری و دخالت برخی دوستان برای همه توانستیم ویزا بگیریم؛ من‌جلمه افرادی که در دولت آمریکا کار کرده بودند و معروف بودند به آژیرکش. این گروه آژیرکش‌ها به مردم آمریکا این آگاهی را منتقل می‌کنند که آمریکا تصرف شده صهیونیست‌ها است. با آمدن این افراد افق‌نو وضعیت دیگری پیدا کرد.

طالب‌زاده درپاسخ به این پرسش که این رویداد می‌تواند در قالب جشنواره جهانی فیلم فجر برگزار شود گفت:

خیلی از جاهای مختلف احتیاط می‌کنند که در لیست تحریم قرار نگیرند. چون این تحریم عنوانش این است Executive Order 13224، که از یازدهم سپتامبر به بعد توسط دولت بوش اعمال می‌شود. ۱۲ روز پس از واقعه یازدهم سپتامبر، یک لایحه‌ای تصویب می‌شود، علیه افراد و کسانی که از تروریست‌های حمایت می‌کنند و در مورد این افراد اعمال می‌شود. این تحریم از آن سال به بعد هر سال تائید می‌شود. ما با اعمال لایحه Executive Order 13224 وارد لیست تحریم‌ها شدیم که با تحریم‌های عادی دیگر فرق می‌کند. فراموش نکنیم که این شیوه تحریم به دروغ ۱۱ سپتامبر ربط پیدا می‌کند. یک رویدادی را خلق کردند که علیه تروریسم اعلام جنگ بکنند به معنای خودش. FATF و CFT را ۴۵ روز پس از ۱۱ سپتامبر خلق کردند.

 

باید یادآوری کنم که هیچ کنفرانسی به اندازه افق‌نو درباره ۱۱ سپتامبر فعالیت نکرد. کلی از متخصصان درباره این رویداد درباره ۱۱ سپتامبر صحبت کردند و از این اتفاق هم بسیار عصبانی هستند و در رسانه‌های خودشان بسیار واکنش نشان دادند. به همین دلیل تحریم افق نو کاملاً برای من قابل انتظار بود. تیری میسان را برای اولین بار ما به ایران آوردیم. میسان سه بار به این کنفرانس دعوت شد و در رابطه با کتاب "دروغ بزرگ" خودش صحبت کرد و در برنامه راز حضور داشت و خیلی از این مهمانان در برنامه راز و عصر شرکت کردند. کما اینکه در برنامه‌های پرس تی وی حضور داشتند. حضور مهمانان در رسانه‌های ایران آمریکایی‌ها را بشدت عصبانی می‌کرد.

تیری میسان که در برنامه راز حضور پیدا کرد، رئیس جمهور وقت روز بعد در سازمان ملل درباره صحبت‌های تیری میسان سخنرانی کرد و بعدها خودشان به تیری میسان گفتند من از تو الگو گرفتم. ایشان در برنامه ما افشا کرد که ساختمان سومی که در یازدهم سپتامبر فروریخت، بیست دقیقه قبل از فروریزی، خبرنگار، خبر نشست ساختمان را اعلام کرده بود. خبرنگار بی‌بی‌سی اعلام کرد که ساختمان شماره هفت فرونشست و مشخص بود میان بی‌بی‌سی و کسانی دگمه نشست ساختمان را زدند، هر دو باهم لینک بودند.

**بازجویی‌های مرضیه هاشمی درباره کنفرانس افق نو بوده است

اما مستقل از اظهارات اخیر طالب‌زاده، نیویورک تایمز و آسوشیتد پرس افشا کرده‌اند که در ۱۱ روزی که خانم هاشمی دستگیر شده بود، ۹۰ درصد بازجویی‌های ایشان درباره کنفرانس افق نو بود. مارک دن کاف mark dankof در همین ارتباط می‌نویسند، ملانی فراکلین (مرضیه هاشمی) فقط گلایه کرد و گفت به من غذای حلال ندادند و وضعیت خوبی در زمان بازداشت نداشته‌ام. چرا درباره مهمترین سوالی که از او در بازجویی‌هامی‌شد، چیزی را مطرح نکرد. این اتفاق در حالی می‌افتد که در داخل ایران، با وجود آگاهی از این سطح از تأثیر گذاری، حاضر به تأمین بودجه این کنفرانس نیستند.

طالب‌زاده درباره سرنوشت برخی مهمانان افق‌نو می‌گوید: شش نفر از مهمانان ما پس از ورود به ایران اف‌بی‌آی به منزل آنان هجوم برده و پس از ورود به آمریکا بازجویی شدند. مثلاً صبح نخستین روزی که مایکل ملوف (تحلیلگر ارشد سیاست‌های امنیتی سابق در دفتر وزیر دفاع) وارد خاک آمریکا شد، پس از شرکت در کنفرانس افق نو، خیلی زود به خانه ایشان هجوم بردند و در مورد شرکت در کنفرانس افق‌نو مورد بازجویی مفصلی قرار گرفت.


مایکل ملوف (تحلیلگر ارشد سیاست‌های امنیتی سابق در دفتر وزیر دفاع) پس از شرکت در کنفرانس افق دستگیر و بازجویی شد
**ماجرای حضور طالب زاده در یک تلویزیون لس آنجلسی از زبان خودش

اما این نخستین باری نیست برای نادر طالب زاده پرونده سازی و درباره او دروغ پردازی می‌کنند.

طالب زاده سال ۲۰۰۶ به آمریکا سفر می‌کند و در یکی از تلویزیون‌های فارسی زبان حضور پیدا می‌کند. در آن زمان اغلب تلویزیون‌های فارسی زبانی که فعالیت سیاسی داشتند، علیه نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کردند و در لس‌آنجلس مستقر بودند. چندی بعد شایعه بزرگی در تلویزیون‌های فارسی زبان و مدیران این رسانه‌ها نقل می‌شود که نماینده جمهوری اسلامی با چمدانی از دلار برای خرید شبکه‌های فارسی زبان سیاسی وارد لس‌آنجلس شده است.

این شایعه مدت‌ها در میان لس‌آنجلسی‌ها مطرح بود اما حالا یک شایعه کوچک، تبدیل به یک تحریم بزرگ شده است. این موضوع را با وی در میان گذاشتیم و طالب‌زاده چنین پاسخ داد:

من بشارت منجی را تازه ساخته بودم. وقتی فیلم نمایش داده شد، یکی از کسانی که بنده را دعوت کردند تا فیلم را برایشان نمایش بدهم و با آن‌ها گفت‌وگو کنم، انجمن پزشکان ایرانی در لس‌آنجلس (آکادمی پزشکان ایرانی) بود. در آنجا کارگردان معروف ایرانی آقای رضا بدیعی فیلم را دید و بسیار خوشش آمده بود. بدیعی توانسته بود، جایزه یک عمر فعالیت هنری اتحادیه کارگردانان سینمای آمریکا را برای کارگردانی بیشترین تعداد سریال‌های یک ساعته تلویزیونی نیز به دست آورد. او از من درخواست کرد که من شما را می‌توانم به یک شبکه تلویزیونی ایرانی دعوت کنم و در مورد فیلم مسیح با شما صحبت کنم، بنده پاسخ دادم: البته و می‌توانید.

رفتم و به مونیتورینگ صدا و سیما خبر دادم که این برنامه را ضبط کنند. در این برنامه تقریباً یک‌ساعت و نیم زنده در رابطه با فیلم حضرت مسیح صحبت کردم و همزمان با امام جماعت مساجد واشنگتن و ویرجینیا زنده گفت‌وگوی تلفنی کردم. رضا بدیعی بود که مرا معرفی کرده بود. خودش می‌خواست به عنوان یک فیلمساز تقدیر کند. من در مورد اینکه در جمهوری اسلامی ما در مورد انبیا فیلم می‌سازیم صحبت کردم و کاری نداشتم که اصلاً این کار در کدام شبکه اتفاق افتاده است.
منبع:مشرق

سه رهاورد برای اندیشۀ سیاسی شیعه؛ نگاهی به برخی آثار انقلاب اسلامی در حوزۀ تاریخ اندیشه



در اندیشه و عمل تئوری‌پردازان شیعه، خصوصاً امام خمینی، بنیان‌گذار انقلاب اسلامی، حکومت اسلامی بر قانون اسلام و حکومت احکام اسلام مبتنی است. لذا آنچه در اندیشه‌ی حامیان حکومت اسلامی در دوران بعد از انقلاب اسلامی محوریت دارد، حاکم ساختن قانون و احکام اسلامی بوده و هست؛ به نحوی که همواره کوشیده شده تا این موضوع در همه‌ی شئون قانون اساسی و قوانین موضوعه، اُس و اساس قرار گرفته و گیرد. اما آنچه در این باب محل سؤال است، تقارن احکام و لزوم اجرای آن‌ها با مصالح اجتماعی و شرایط زمانی و مکانی است. در این صورت، تکلیف مکلفان چیست؟ آیا باید به الزامات احکام تن داد و بر زمین ماندن و حل نشدن برخی معضلات موجود را پذیرا شد یا حل مشکلات را بر اجرای احکام مقدم دانست؟ آیا راه‌حلی میانه برای اجرای توأمان احکام اسلامی و حل معضلات و مشکلات وجود دارد؟ در این صورت، این مهم با چه سازوکاری عملیاتی خواهد شد؟ سؤالاتی از این دست، بعد از وقوع انقلاب اسلامی به کرات مطرح گردید و زمینه را برای طرح مباحث نوین در اندیشه‌ی سیاسی شیعه مهیا می‌ساخت. در این مقاله، سعی خواهد شد به آن‌ها اشاره شود.

Image result for ‫شیعه‬‎

سخن آشنا- چنانچه بخواهیم مبنایی تئوریک برای بحث در نظر داشته باشیم، می‌توان با تئوری توماس اسپریگنز اشاره داشت که می‌گوید: «اندیشه‌ها در پاسخ و واکنش به بحران شکل می‌گیرند.»[۱] شرایط و الزامات بعد از انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی و ورود آن به جمع بازیگران سیاسی و بین‌المللی، حوزه‌ی اندیشه و عمل سیاسی را با موضوعات و شرایط جدیدی مواجه ساخت که توأمان فرصت‌ها و چالش‌هایی را برای حکومت پدید آوردند که مؤید این گزاره است. لذا بحث در باب مشکل‌گشایی و ارائه‌ی راهکار برای عبور از چالش‌ها و مشکلات، پس از استقرار جمهوری اسلامی به نحو جدی مطرح شد.

الف) پیشینۀ بحث
نقطه‌ی عزیمت بحث، برخی قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی، برای ارتفاع معضلات، مشکلات و نیازهای جاری کشور بود. کارشناسان و طراحان قوانین، ضرورت‌ها و نیازهای جاری را مطرح می‌ساختند و از سوی دیگر، فقها و خصوصاً فقهای شورای نگهبان، احکام فقهی و لزوم اجرا و لحاظ داشتن آن‌ها در فرآیند قانون‌نگاری را عنوان می‌داشتند. نمونه‌هایی همچون قانون اصلاحات ارضی و قانون کار، برخی از مصادیق برای اثبات این مدعاست. به طور مشخص در خصوص قانون کار، نامه‌نگاری‌هایی میان امام خمینی و وزیر کار وقت، در خصوص برخی از امور که دولت الزاماتی را مطرح کرده بود و با ملاحظه و ایراد فقهای شورای نگهبان مواجه شده بود، صورت گرفت. وزیر کار در این موضوع، از امام (رحمت الله علیه) تقاضای استفسار کرده بود. اما ایشان پاسخی فراتر از موارد مطروحه‌ی وزیر کار دادند: «در هر دو صورت، چه گذشته و چه حال، دولت می‌تواند شروط الزامی را مقرر نماید.»[۲] بعد از صدور این حکم، دبیر وقت شورای نگهبان در نامه‌ای، از احتمال منع، تعویض و تغییر احکام و نظامات اسلامی همچون مزارعه، اجاره و… سخن به میان آورد و از ایشان تقاضای رفع این نگرانی را داشت. امام خمینی (رحمت الله علیه)، در پاسخ به این نامه، پس از تأکید مجدد بر حکم قبلی، موضوع انفال و اختیار و سلطه‌ی حکومت در آن را مطرح کردند: «در انفال و جمیع مواردی که در سلطه‌ی حکومت اسلامی قرار دارد، امرش با حکومت است.»[۳] اما این سؤالات همچنان مطرح بود تا اینکه ریاست‌جمهور وقت و امام جمعه‌ی وقت تهران در بخشی از خطبه‌های نماز جمعه به این موضوع اشاره کرد و خواستار توضیح بیشتر امام (رحمت الله علیه) در این زمینه شد.

با طرح ولایت فقیه مطلقه، بابی جدید در فقه سیاسی شیعه باز شد که به واسطه‌ی آن، موانع تحقق مصالح جامعه‌ی اسلامی کنار گذاشته شد.
امام (رحمت الله علیه)، در نامه‌ای به ایشان، موضوع اختیار مطلقه‌ی حکومت اسلامی بر اساس مصالح اجتماعی را مطرح کردند: «حکومت، که شعبه‌ای از ولایت مطلقه‌ی رسول‌الله (صلی الله و علیه و آله و سلم) است، یکی از احکام اولیه‌ی اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است و می‌تواند هر امری را، چه عبادی و یا غیرعبادی که جریان آن مخالف مصالح اسلام است از آن مادامی که چنین است، جلوگیری کند.»[۴] مجموعه‌ی نامه‌ها و نوشتارهایی که در مسائل و زمینه‌های مختلف و مهم میان امام خمینی (رحمت الله علیه) و مسئولین نظام برای اتخاذ تصمیم در مورد آن‌ها صورت گرفته، مجموعه‌ای گران‌بها و ذی‌قیمت است که حاوی مباحث نظری ارزشمندی است که آثار و نتایج مهمی را در سنوات آتی از خود به جای گذاشتند.

ب) برخی از رهاوردهای انقلاب برای اندیشه‌ی سیاسی شیعه
انقلاب اسلامی آثار، نتایج و تبعات کثیر و گوناگونی را در ابعاد و حوزه‌های مختلف به همراه داشته و دارد. اما آنچه این مقال در پی آن است اشاره‌ی مختصر به تنها سه مورد از مجموعه‌ی نتایج کثیر آن برای اندیشه‌ی سیاسی شیعه‌ی معاصر، در حد بضاعت اندک نگارنده است.

۱- طرح بحث مطلقه بودن اختیارات حکومت و حاکم اسلامی
با نگاهی به نظریات اندیشمندان سیاسی شیعه، به خصوص صاحب‌نظران و فقهای تئوری ولایت فقیه، می‌توان شاهد دو طیف عمده در زمینه‌ی حدود اختیارات ولی فقیه بود؛ گروهی اختیار فقیه را محدود به احکام اولیه و ثانویه می‌دانند و برخی معتقد به دامنه‌ی وسیع‌تر اختیار حاکم اسلامی و در چارچوب مصالح حکومت اسلامی هستند. با توجه به سیره‌ی نظری و عملی امام خمینی (رحمت الله علیه)، ایشان جزء گروه دوم و پیروان اختیار گسترده‌ی حاکم و حکومت اسلامی هستند. در این زمینه، ایشان تفاوتی میان حکومت ولی فقیه جامع‌الشرایط و حکومت رسول‌الله و ائمه‌ی معصومین (علیهم‌ السلام) نمی‌دانند: «همه‌ی اختیاراتی که امام (علیه السلام) دارد فقیه نیز دارد، مگر که دلیلی شرعی اقامه شود مبنی بر آنکه فلان اختیار و حقّ ولایت امام (علیه السلام) به جهت حکومت ظاهری او نیست، بلکه به شخص امام مربوط می‌شود که به سبب مقام معنوی او به وی اختصاص یافته است و یا دلیلی اقامه شود که فلان موضوع، گرچه مربوط به مسائل حکومت و ولایت ظاهری بر جامعه‌ی اسلامی است، لکن مخصوص شخص امام معصوم (علیه السلام) است و شامل دیگران نمی‌شود.»[۵] همچنین: «همه‌ی امور مربوط به حکومت و سیاست، که برای پیامبر و ائمه‌ی معصوم (علیهم ‌السلام) مقرر شده، برای فقیه عادل نیز مقرر است و عقلاً نیز نمی‌توان فرقی میان این دو قائل شد.»[۶] بنا بر آنچه گذشت، می‌توان گفت اولاً تفاوتی میان اختیارات ولی فقیه و معصوم (علیه السلام) وجود ندارد. ثانیاً چارچوب اختیارات ولی فقیه فراتر از احکام اولیه و ثانویه است و به مصالح نظام اسلامی نیز سرایت می‌یابد و «از اهم احکام حکومتی است و بر جمیع احکام شرعیه‌ی الهیه تقدم دارد.»[۷]

ماحصل این بحث، مطلقه بودن و مبسوط‌الید بودن اختیارات حکومت اسلامی است تا بدین وسیله حکومت اسلامی بتواند با فراق بال و فارغ از هر گونه مانع، اهداف شارع را محقق سازد و مصالح جامعه‌ی اسلامی را ملحوظ دارد. البته باید در نظر داشت که «مطلقه» لفظی «مشترک لفظی» است و معانی متعددی دارد. معنای اول آن معادل «استبداد» است. در معنای دوم، که با مباحث سیاسی مرتبط نیست، «ولایت معنوی و حقیقی» است. در معنای سوم، که مقصود نظر است، همان مبسوط‌الید بودن با قید حفظ مصالح جامعه مسلمین است و این فصل ممیزه‌ی ولایت مطلقه با استبداد است. نکته‌ی مهم دیگر، که نمی‌توان از نظر دور داشت، این است که هم‌اکنون مبسوط‌الید بودن حاکم و حکومت در سایر ممالک جهان ساری و جاری است. لذا استبداد صرفاً اتهامی است بی‌پایه که کشورهای مدعی، خود بدان مبتلایند و با فرافکنی، شانتاژ و تخریب نظام جمهوری اسلامی را وجهه‌ی همت خود قرار داده‌اند.

در انتهای این بخش می‌توان گفت با طرح ولایت فقیه مطلقه، بابی جدید در فقه سیاسی شیعه باز شد که به واسطه‌ی آن، موانع تحقق مصالح جامعه‌ی اسلامی کنار گذاشته شد.

۲- احیای مصلحت
یکی از مباحث مهمی که پس از انقلاب اسلامی در منظومه‌ی فکری‌سیاسی شیعه مجدداً مطرح و احیا شد، بحث مصلحت و توجه به مصالح عامه‌ی جامعه‌ی اسلامی است که تحت عنوان «فقه‌المصلحه» به صورت بابی نوین و مستقل در فقه، حیاتی دوباره یافت.

بر این اساس، علاوه بر احکام اولیه و ثانویه، چنانچه امری در راستای مصالح عامه‌ی اسلام و مسلمین باشد، عمل به آن شرعی است. در منظومه‌ی سیاسی شیعه، به خصوص اندیشه‌ی سیاسی امام خمینی، هر حکمی در اسلام دارای مبنای مصالح خاص است و حکومت اسلامی می‌تواند بر پایه‌ی مصالح عامه‌ی نظام اسلامی، احکامی را وضع نماید که البته دارای مشروعیت شرعی نیز هستند. ایشان در کتاب «البیع» این موضع را این گونه بنیان می‌نهند: «حاکم جامعه‌ی اسلامی می‌تواند در موضوعات، بنا بر مصالح کلی مسلمانان یا بر طبق مصالح افراد حوزه‌ی حکومت خود عمل کند. این اختیار هرگز استبداد رأی نیست، بلکه در این امر مصلحت اسلام و مسلمین منظور شده است. پس اندیشه‌ی حاکم جامعه‌ی اسلامی نیز، همچون عمل او، تابع مصالح اسلام و مسلمین است.»[۸]

در طول تاریخ، به علت تجربه‌ی اندک شیعه در تأسیس حکومت، به بحث مصلحت کمتر پرداخته شده و یکی از امور مغفول اندیشه‌ی سیاسی شیعه بوده است که با انقلاب اسلامی مجدداً احیا شد و محوریت یافت. این بحث به علت تازگی و نو بودن، بسیار جای کار دارد و لذا لزوم اهتمام جدی اندیشمندان اسلامی را می‌طلبد.
در جای دیگری ایشان درباره‌ی قلمرو اختیارات و صلاحیت‌های حاکم اسلامی نیز معتقد است: «هر جا و هر زمان که مصالح مسلمین اقتضا کند، حاکم اسلامی می‌تواند احکامی صادر کند که همگان باید از ایشان پیروی کنند.»[۹] مصلحت در فقه اهل سنت یکی از منابع استنباط و استخراج احکام اسلامی است، اما زمانی مراجعه به مصلحت ضرورت می‌یابد که دلیل شرعی بر انجام فعل یا ترک آن موجود نباشد. از این روست که مصلحت در فقه اهل سنت، مصلحت مرسله، یعنی فاقد دلیل شرعی، نامیده شده است؛ اما در فقه شیعه، هنگام مراجعه به فقه‌المصلحه، تبعیت احکام از مصالح و مفاسد شرعی امری حتمی و ضروری است. از سوی دیگر، امری در دایره‌ی مصلحت می‌آید که مفید به علم نیز باشد. در غیر این صورت، نمی‌تواند منبع استنباط احکام الهی قرار گیرد. مطابق اندیشه‌ی سیاسی شیعه، مرجع تشخیص مصلحت، ولی فقیه است؛ موضوعی که توسط امام خمینی در دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است. اما از آنجا که ولی فقیه نمی‌تواند در همه‌ی ابواب و شئون کلی و جزئی، مصالح فردی و اجتماعی را تشخیص دهد، این امر می‌تواند به افراد یا نهادهای واجد صلاحیت و توانایی و تخصص لازم تفویض و تنفیذ گردد. سیره‌ی فکری و عملی امام خمینی مؤید این مطلب است.

ایشان در امور مختلف، تعیین سرنوشت کار را به افراد، شوراها و مجامع احاله و ارجاع داده و احکام دارای پشتوانه‌ی کارشناسی را تأیید کرده‌اند. به هر حال، آنچه به عنوان نتیجه‌ی این بخش می‌توان گفت این است که در طول تاریخ به علت تجربه‌ی اندک شیعه در تأسیس حکومت، به بحث مصلحت کمتر پرداخته شده و یکی از امور مغفول اندیشه‌ی سیاسی شیعه بوده است که با انقلاب اسلامی مجدداً احیا شد و محوریت یافت. این بحث به علت تازگی و نو بودن، بسیار جای کار دارد و لذا لزوم اهتمام جدی اندیشمندان اسلامی را می‌طلبد.

۳- طرح حکم حکومتی
یکی از مصادیق مهم و کاربردی مصلحت، احکام حکومتی است که با تفکر و تأمل در آن، می‌توان به تفاوت نظام اسلامی با سایر حکومت‌های دینی پی برد. بر اساس اندیشه‌ی سیاسی امام خمینی، به عنوان احیاگر این بحث مهم، هر گاه احکام اولیه و ثانویه پاسخ‌گوی نیازهای جدید جامعه‌ی اسلامی نباشد یا امکان تحقق مصالح حکومت و جامعه‌ی اسلامی با آن‌ها ممکن نباشد، ولی فقیه می‌تواند با ملاحظه‌ی مصالح اجتماعی، حکم جدیدی صادر کند که تبعیت از آن بر همه، از جمله سایر مجتهدین و مراجع تقلید، واجب‌الاطاعه است. البته لازم به یادآوری است که حکم حکومتی جایگاهی خارج از نظام فقهی و شرعی شیعه ندارد، بلکه در چارچوب و قلمرو احکام اولیه و ثانویه است.

تفاوت این گونه احکام با احکام اولیه و ثانویه در مرجع جعل و صدور است؛ وگرنه مبنای صدور همه‌ی احکام مصالح و مقتضیات است، با این تفاوت که مرجع صدور سایر احکام شارع و مرجع صدور حکم حکومتی توسط ولی فقیه است. امام خمینی با تأکید بر این موضوع می‌فرماید: «احکام حکومتی از احکام اولیه‌ی اسلام است.»[۱۰] از آنجا که در اندیشه‌ی سیاسی شیعه، ولایت فقیه تداوم ولایت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امام معصوم (علیه السلام) است، به ولی فقیه این قدرت نفوذ و مشروعیت صدور چنین احکامی را می‌دهد. حکم حکومتی به حکومت اسلامی قدرت مانور و انطباق شرایط مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… را به نحو چشمگیری افزایش می‌دهد و آن را تضمین می‌کند. علامه طباطبایی در این خصوص می‌گوید: «احکام حکومتی تصمیماتی است که ولی امر در سایه‌ی قوانین شریعت و رعایت و موافقت آن‌ها به حسب مصلحت اتخاذ می‌کند و طبق آن‌ها مقرراتی وضع نموده و به اجرا درمی‌آورد. مقررات مذکور لازم‌الاجرا بوده و مانند شریعت دارای اعتبار هستند. با این تفاوت که قوانین آسمانی، ثابت و غیرقابل تغییر و مقررات وضعی، قابل تغییرند و در ثبات و بقا، تابع مصلحتی هستند که آن‌ها را به وجود آورده است.»[۱۱]

ملاکات و قلمرو صدور حکم حکومتی چند مورد است. از جمله اینکه مصالح و مفاسد احکام شرعی باید ملحوظ نظر باشند. دوم اینکه عمومی و مربوط به اجتماعی مسلمین باشد. از دیگر مختصات و ویژگی‌های حکم حکومتی این است که با‌واسطه‌اند؛ یعنی مرجع صدور آن حاکم اسلامی و یا شورایی متشکل از کارشناسان و مشاوران است. در حالی که احکام اولیه بی‌واسطه و مستند به شارع است. دیگر اینکه احکام اولیه ثابت و غیرقابل تغییرند. به این جهت، این گونه احکام دامنه‌ی فراگیری زمانی و مکانی دائمی دارند. اما حکم حکومتی موقت و قابل تغییر است؛ یعنی با انقضای مصلحت یا مفسده‌ی الزام‌آور، حکم حکومتی نیز منقضی می‌گردد. عدم تبعیت از غیرحاکم، در حکم حکومتی جایز نیست؛ در حالی که در احکام اولیه، مکلف در انتخاب مرجع مختار است و این فصل ممیزه‌ی دیگری میان حکم حکومتی و احکام اولیه است. امام خمینی در این خصوص می‌فرمایند: «هیچ کس را حق آن نیست که در امور تحت ولایت فقیه دخالت کند؛ خواه چنین کسی فقیه باشد یا نباشد.»[۱۲] مشخصه‌ی دیگر حکم حکومتی این است که احکام اولیه شامل امور فردی و اجتماعی است، اما حکم حکومتی محدود به مدیریت امور عمومی است.

یکی دیگر از تفاوت‌های حکم حکومتی با احکام اولیه این است که جعل حکم اولیه از باب تشریع است، در حالی که صدور حکم حکومتی از باب تشریع نیست، بلکه ناشی از حکومت برخی احکام الهی بر احکام دیگر است. به عنوان نمونه، حکم وجوب روزه بر همگان از باب تشریع است، در حالی که احکامی همچون تحریم تنباکو، تحریم استفاده از پارچه‌های خارجی، حمایت از مشروطه و یا احکام حکومتی امام خمینی در جمهوری اسلامی، از باب تشریع نبود.

در انتهای این مقال باید گفت که انقلاب اسلامی آثار و برکات بسیاری داشته و دارد که به فراخور موضوع باید طرح و بسط داده شوند که در اینجا صرفاً به سه مورد از آثار آن بر اندیشه‌ی سیاسی شیعه اشاره شد.
منبع:برهان

دستگاه‌های امنیتی و قضائی یک بار برای همیشه تکلیف مهناز افشار را مشخص کنند +عکس



برای خانواده شهدای امنیت، در حالی که سوگوار و داغدیده فرزندان و همسران غیرتمندشان هستند، ترکتازی و دهن‌کجی کسانی مثل مهناز افشار و… به امنیت کشور و اعلام همراهی با مجرمان امنیتی غیرقابل پذیرش است.

مهناز افشار اسماعیل بخشی - کراپ‌شده

سخن آشنا - اقدام عجیب یک سلبریتی در حمایت از برخی متهمان امنیتی که مسبوق به سابقه هم بوده است، ظاهراً به دلیل عدم‌برخورد لازم و همسطح با اقدامات وی در موارد گذشته و همچنین در روزهایی که مردم کشور سوگوار شهادت مظلومانه پاسداران حفظ امنیت هستند، زمینه‌ساز وقاحت بیشتر این فرد شده است.


دستگاه‌های امنیتی، قضائی و نظارتی باید یک بار برای همیشه با این سلبریتی خودشیفته که در عوض کردن جای جلاد و شهید اصرار عجیبی دارد تکلیف خودشان و مردم را معلوم کنند مهناز افشار به عنوان یک بازیگر، در حرکتی معنادار اقدام به حمایت از عناصر بازداشتی مرتبط با سازمان‌های جاسوسی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای کرده که هم‌کیشان آن‌ها چند روز قبل در به شهادت رساندن ۳۰ نفر از نیروهای مرزبانی سپاه پاسداران اقدام کردند. وی با انتشار یک عکس دو نفره با اسماعیل بخشی، یکی از عوامل اجرایی اقدامات ضدامنیتی ناقض قانون برخی دولت‌های سایه‌نشین و مخالف نظام جمهوری اسلامی سعی کرده است همچنان این مجرم امنیتی و خودش را دلسوز و قربانی نمایش بدهد. افشار در این پست مجازی نوشته است: «همون روز مصاحبه بعدش آمد سر صحنه همین فیلم آخرم. به بچه‌های گروه گفت: حقوقتون سر جاشه؟ راضی هستین؟ منم بهش گفتم خیالت راحت، من حواسم بهشون هست. اون آدمی که من می‌شناختم و دیدم یک انسان دلسوز و حافظ حقوق کارگران بود.»

 

قطعاً برای خانواده شهدای امنیت و انقلاب در حالی که سوگوار و داغدیده فرزندان و همسران غیرتمندشان هستند، ترکتازی و دهن‌کجی کسانی مثل مهناز افشار و… به امنیت کشور و اعلام همراهی با مجرمان امنیتی در قالب انتشار عکس، فیلم، پیام و… غیرقابل پذیرش خواهد بود. واقعیت این است که در منظر خانواده شهدای حفظ امنیت این سطح از گستاخی و رفتارهای ضدامنیتی یک سلبریتی و سکوت دستگاه‌های نظارتی عجیب به نظر می‌رسد، هر چند سعه صدر و مظلومیت جمهوری اسلامی تازگی ندارد، اما نباید این منش مداراگونه برای برخی جور دیگری تعبیر شود. نکته اینکه چند وقتی است مهناز افشار با ضریب دادن به برخی اخبار در مورد افراد، اتفاقات و جریان‌های مخل امنیت کشور سعی دارد همچنان خودش را در قامت یک اپوزیسیون درون نظام و فعال مدنی و سیاسی نمایش بدهد. این بازیگر سینما چند وقت پیش و به دلیل تبلیغ خلاف قانون و اصول و قواعد پزشکی نوعی آمپول برای افراد معتاد و دارای سوءمصرف مواد مخدر که بنابر اظهارات کارشناسان استفاده و تجویز نادرست آن توسط افراد غیرمتخصص و غیرمتبحر به مرگ مصرف کننده منجر خواهد شد به یک ناامنی اجتماعی علیه مردم دست زد و البته برای ارائه توضیحات و اعلام اخطار به وی از سوی دستگاه قضا فراخوانده شد. مهناز افشار بعد از نشت خبر احضارش توسط دستگاه قضا و اخذ تعهد کتبی از وی جهت عدم تکرار اقدامات مشابه غیرقانونی و غیرتخصصی، در صفحه شخصی‌اش در فضای مجازی سعی کرد با انتشار چند پست اینترنتی قضیه را تا حد یک شوخی تنزل بدهد، اما اوج تفکر و سقف نگاه وی که نشان‌دهنده عمق تفکرات و سوادش بود در قضیه راهپیمایی میلیونی و عظیم اربعین حسینی دیده شد؛ جایی که وی با هشتگ «حب الایران یجمعنا» در مقابل هشتگ حب الحسین یجمعنا سعی کرد مثلاً خودش را یک ایرانی ملی‌گرا نشان بدهد. غافل از اینکه نمی‌توان از یک سو خود را دوستدار وطن جازد و از سویی دیگر دست به اقدامات ضدملی و ضداجتماعی زد. اساساً مردم کشورمان در جهت حراست و تحفظ از معتقدات دینی و مذهبی‌اش است که در مقابل غدارترین و کینه‌توزترین دولت‌های مستکبر غربی و شرقی به همراه اذناب منطقه‌ای آن‌ها قد علم کرده و ایستاده است.

 

 

این بازیگر سینما که به واسطه ازدواج با فرزند یکی از مسئولان دولتی سابق بیش از گذشته مورد توجه برخی رسانه‌های زرد قرار گرفته است سعی دارد به غیر از بازیگری، خودش را در قامت یک چهره جهان‌وطن و طرفدار آزادی نیز نشان بدهد، هر چند مهناز افشار و دیگر دنبال‌کنندگان وی در فضای مجازی به خوبی می‌دانند که نزد همه ملل و دول جهان کشتار افراد از جمله کودکان و زنان بی‌دفاع چه با اتوبوس، چه با میلگرد عاج‌دار، چه با سلاح‌های امریکایی و اسرائیلی که توسط برخی مرتجعان منطقه انجام می‌شود، محکوم است و خوب است که ایشان نیز کمی چشمانشان را باز کنند و جنایت‌های منطقه‌ای علیه ملت‌های مظلوم منطقه را ببینند یا دست کم نسبت به ظلم و تحریم‌های ظالمانه و کشتار ملت ایران حساسیت نشان بدهند.

 

توصیه اصلی به ایشان این است که اطلاعات خود را به جای ضدانقلاب از کانال‌های ملی و میهنی دلسوز بگیرند تا به انحراف و گمراهی کشیده نشوند، در غیر این صورت به نظر می‌رسد دستگاه‌های امنیتی، قضائی و نظارتی باید یک بار برای همیشه با این سلبریتی خودشیفته که در عوض کردن جای جلاد و شهید اصرار عجیبی دارد تکلیف خودشان و مردم را معلوم کنند، چه اینکه قطعاً برای خانواده شهدای امنیت و انقلاب در حالی که سوگوار و داغدیده فرزندان و همسران غیرتمندشان هستند، ترکتازی و دهن‌کجی کسانی مثل مهناز افشار و… به امنیت کشور و اعلام همراهی با مجرمان امنیتی در قالب انتشار عکس، فیلم، پیام و… غیرقابل پذیرش خواهد بود.

منبع: روزنامه جوان


ولایـت فقیـه و نواندیشی دینی-بخش اول

 


در نوشتار پیش رو مفهوم نو‌اندیشی در دین و ویژگی‌های آن و تفاوت آن با نوگرایی دینی بررسی شده و نگاه نواندیشانه امام خمینی به دین و ضرورت‌های حاکمیت ولایت فقیه مورد واکاوی قرار گرفته است. نخستین بخش از مطلب را از نظر می‌گذرانیم.

Image result for ‫ولایت فقیه‬‎
***
سخن آشنا- رابطه دين با عصر و زمانه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنيم با اقتضائاتي كه دارد همواره يكي از موضوعات و دغدغه‌هايي است كه انديشمندان مسلمان و انديشه‌ورزان دين باور به راحتي نمي‌توانند از آن بگذرند، اينكه دين براي اقتضائات اين زمان چه پاسخي دارد و اساساً از دين در اين باره چه انتظاري بايد داشت از دلمشغولي‌هايي است كه موجب تكوين جريان‌هاي فكري نوانديشانة در حوزه دين شده است، توجه به همين اقتضائات و پاسخ نوانديشانه دين باوران به آن، اهميت وجود حكومت ديني و ضرورت برپايي آن در قالب نظريه ولايت فقيه را در پي داشته است، البته برخي با مصادره عنوان نوانديشي ديني مدعي شده‌اند كه: «نوانديشي ديني به لحاظ نظري منكر هرگونه ولايت فقيه، منكر هرگونه حكومت ديني در دوران معاصر و منكر سازگاري دروني جمهوري اسلامي است. حكومت دموكراتيك سكولار حكومت مطلوب نوانديشي ديني است. مومنان با حقوق مساوي با ديگر شهروندان در جامعه مدني دين‌ورزي خود را دنبال مي‌كنند‌»[۱]، در حالي كه اين ادعا از واقعيت جريان‌هاي نوانديشانه معاصر درباره دين دور بوده و حقيقت آن را نمايان نمي‌كند، به هر حال درباره نسبت دين با عصر و زمانه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنيم نگرش‌ها، نظرات و موضع‌گيري‌هاي متفاوتي وجود دارد كه در اين مختصر ما درصدد جريان شناسي اين نگاه‌ها نيستيم لكن براي بررسي دقيق موضوع، ضرورت دارد با تفكيك ميان دو رويكرد يعني نوگرايي ديني و نوانديشي ديني به برخي ادعاها پاسخ دهيم، بدين منظور پيش از پرداختن به تمايزات اين دو رويكرد، لازم است به مفهوم نوانديشي بپردازيم.
نوانديشي و نوانديشي در دين
نوانديشي به معناي از نو دربارة مسائل فكر كردن است؛ يعني افراد به پژوهش‌ها و نظريه‌هاي گذشتگان اكتفا نكرده، درصدد باشند از طريق بازانديشي در افكار پيشينيان بر مبناي مقدمات يقيني‌تر و به كار بردن روش صحيح‌تر، به نتايج نو و جديد دست يابند.[2]
مقصود از نوانديشي در دين اين است كه افراد به پژوهش‌ها و نظريه‌هاي گذشتگان اكتفا نكرده، درصدد باشند از طريق بازانديشي در افكار پيشينيان بر مبناي مقدمات يقيني‌تر و به كار بردن روش صحيح‌تر، به نتايج نو و جديد دست يابند. به عبارت ديگر، فرض كنند كه اين مسئله حل نشده است و از نو تحقيق كنند و راه حلي براي آن بيابند. در اين صورت است كه علم پيشرفت و سطح معلومات بشر افزايش مي‌يابد. افزون بر اينكه در عمل هم نتايج بهتري خواهد داشت.
تمايز نوانديشي ديني از نوگرايي ديني
چرايي تمايز اين دو رويكرد در واقع به دليل ضرورت ضابطه‌مند بودن در باز انديشي و نوانديشي در دين است كه موجب تفكيك دو جريان فكري در اين باره شده است، براي شناخت ضابطه‌ها و فهم اين تمايزها مناسب است به چند نكته توجه شود.
1. به طور مسلّم دين اسلام داراي چهار ويژگي اساسی چون حقانيت، جامعيت، جهان‌شمولي و ابدي بودن است، در همين راستا بايد گفت اسلام ديني جامع و جاودانه‌اي است، اگر ما اسلام‌ را به‌ عنوان‌ ديني‌ جامع و جاودانه و دين‌ زندگي‌ و حيات‌ شناخته‌ايم‌ كه‌ اساساً به‌ اعتقاد ما، اصالت‌ اسلام‌ در گرو همين‌ وصف‌ است‌ و در آموزه‌هاي‌ ديني‌ نيز اسلام، بيش‌ از هر چيزي‌ به‌ اين‌ وصف‌ توصيف‌ و از لوازم‌ «ختميت» شمرده‌ شده‌ است، بايستي‌ در تمام حيات‌ بشر پاسخگوي‌ نيازها و گشاينده‌ رازهاي‌ او باشد و طبيعتاً اين‌ پاسخگويي‌ بايد متناسب‌ با اقتضائات‌ عصري‌ انجام‌ پذيرد، البته بدون ترديد مي‌دانيم دين‌ براساس‌ اقتضائات‌ و ضرورت‌هاي‌ عصري پاسخ‌هاي مناسبي دارد، اين‌ اصل‌ كه‌ «بايد متناسب‌ با نيازها و پرسش‌هاي‌ عصري‌ به‌ پاسخ‌‌يابي‌ از متن‌ دين‌ پرداخت‌ و خود را از حصار فهم‌ ظاهري و پديداري‌ خارج‌ ساخت» جوهر ‌ نوانديشي‌ ديني‌ است‌[3]، در مقابل نوانديشي ديني كه با اين نگرش به بازشناسي و بازسازي انديشه ديني روي آورده است، جريان نوگراي ديني هم وجود دارد كه بدون عنايت به چهار ويژگي اساسي اسلام به فهم ظاهري و پديداري آن روي آورده و قائل به تطبيق با اقتضائات عصر مدرن و نوسازي و دگرگون‌سازي در حوزه انديشه‌ورزي دين است.
باید توجه داشت هر نوانديشي و نگرشي نو نسبت به دين ضرورتاً به معناي دگرانديشي نيست بلكه اساساً خاستگاه‌ نخستين‌ «نوانديشي‌ ديني» تفكر اجتهادي‌ شيعه‌ است‌ كه‌ محصول‌ آموزه‌هاي‌ امامان‌ و پيشوايان‌ آن‌ مي‌باشد. تعامل‌ عقلاني‌ و نقاد با سنت‌ و آموزه‌هاي‌ ديني، نتيجه‌ غير قابل‌ انكار تفكر اجتهادي‌ است. نوانديش‌ ديني‌ نيز اصالت‌ خود را بازگشت‌ به‌ سنت‌ها و بازشناسي آنها مي‌داند، اما اين بازگشت،‌ خردورزانه‌ و متفكرانه‌ و در عين‌ حال‌ ضابطه‌مند و روش‌شناسانه است.
2. آنچه‌ كه‌ اصالت‌ جريان‌ نوانديشي‌ ديني‌ را در آغاز و انجام‌ صيانت‌ مي‌كند، وفاداري‌ به‌ عنصر «اجتهاد» است. اجتهاد يعني‌ «فهم‌ دين‌ مبتني‌ بر روش‌ها، متدها و ضابطه‌هاي‌ خاص‌ و نيز فهم‌ روشمند دين». در مقابل‌ اين‌ نظريه، «فهم‌ آزاد و غيرضابطه‌مند» قرار دارد كه مادر همة‌ انحرافات‌ و كج‌روي‌هاست. جريان‌ اصيل‌ نوانديشي‌ معتقد است‌ نمي‌توان‌ به‌ تداوم‌ تاريخي‌ پديدارهاي‌ ديني‌ پرداخت‌ و مظاهر تمدن‌ جديد را ناديده‌ انگاشت، بنابراين، هنگامي كه اقتضائات عصري براي صاحبان انديشه مسئله‌سازي مي‌كند و متفكران و انديشمندان دين با رويكرد درون ديني درصدد پاسخگويي به آن هستند بنابر نگاه و رويكردي كه يك نوانديش ديني دارد این است که هر گونه تحولي بايد متناسب با اصول و روش شناختي خاص صورت گيرد و اين نوع پاسخگويي به گونه‌اي نيست كه اقتضائات عصري بر آموزه‌هاي دين تحميل شود و فهم و ادراك عصري بر متن دين بار گردد، چنين روشي را اساساً نوسازي و يا دگرگون‌سازي مي‌خوانند، يعني همان چيزي كه يك نوگراي ديني آن را دنبال مي‌كند.
3. همه‌ عناصر دين‌ يكسره‌ در تحول‌ و سيلان‌ نيست، اسلام براي احتياجات ثابت انسان‎ها قوانين ثابت و براي احتياجات متغير آنها موضع متغيري را لحاظ كرده و آن را با اصول ثابت مربوط كرده و طبق آن اصول در هر وضعيت جديدي قانون فرعي خاصي به وجود مي‎آيد. البته دين اسلام در برابر موضوعات متغير، ساكت ننشسته و مردم و جامعه را به حال خود رها نكرده تا هر كسي با هر نيتي دربارة اين متغيرها اظهار نظر كند بلكه در اسلام طرحي نو وجامع به نام اجتهاد پايه‎ريزي شده است، اسلام در برابر موضوعات متغير، اجتهاد را به عنوان بهترين راه معرفي مي‎كند و با پذيرش و وارد كردن عقل در حريم دين، خود را از هر كهنگي و انحطاط مبرا كرده و اجازه نداده غبار زمان بر او نشيند كه او را گرفتار مرور زمان كند، به خاطر همين ويژگي اسلام، اين دين الهي براي هر زماني سخني نو و راه‎گشا به ارمغان آورده است، كاركرد اجتهاد اين‌ است‌ كه‌ به‌ ما دانايي، توانايي‌ و مهارت‌ لازم‌ را جهت‌ اين‌ انفكاك‌ ساختاري‌ مي‌بخشد تا بتوانيم‌ ثوابت‌ را از متن‌ متغيرات‌ جدا كرده‌ و پديده‌هاي‌ جاودانه‌ و ماندگار را از دل‌ پديده‌هاي‌ متغير تاريخي‌ منفک ساخته‌ و به‌ آنها استمرار و تداوم‌ تاريخي‌ بخشيم.
4. ضرورت‌ تفكيك‌ ميان‌ نوگرايي‌ و نوانديشي‌ و پرهيز از خلط‌ آن، در اين است كه «نوگرايي ديني» ماهيت‌ عملگرايانه‌ و نيز تسليم شدن در برابر وضعيت موجود و غالب غرب دارد اما «نوانديشي ديني» ماهيتش‌ تطبيق با مباني نظري دين و مطابق آن انديشيدن است، در جامعه‌ كنوني‌ ما خصوصاً در آرايش‌هاي‌ سياسي‌ ميان‌ اين‌ دو خلط‌ مي‌شود، عنصر اصلي‌ نوانديشيدن‌، تفكر و انديشه‌ است‌، اما نوگرايان‌ با دركي كه‌ از واقعيت‌هاي‌ زمانه‌ دارند در يك‌ فرآيند عيني‌ با تحولات‌ معاصر همراهي‌ مي‌كنند، درك‌ اين تحولات‌ نزد آنان گرچه همگام‌ با زمان‌ پيش‌ رفته‌ كه در اين باره آنان مدعي فرزند زمان‌ خويش‌ هستند ولي‌ در عين حال توانايي‌ لازم‌ براي‌ توليد انديشه‌ و تحليل‌ نظري‌ تحولات‌ را ندارند، هر چند مي‌توانند حامل‌ و بازتوليد‌كننده‌ انديشه‌هاي‌ نو و تازه‌ ديگران‌ باشند. تا بدين‌ جا مشكلي‌ در خصوص‌ نوگرايان‌ وجود ندارد، مشكل‌ از آنجا آغاز مي‌شود كه‌ چون‌ لازمة‌ عملگرايي، فرصت‌ جويي‌ و نوعي‌ فايده‌گرايي‌ است لذا بيش‌ و پيش‌ از آنكه‌ نوانديش باشند و نوآوري در عرصه فهم و انديشه داشته باشند، با ژست نوگرايانه امرار معاش مي‌كنند و به همين دليل خصوصيت‌ اين « نوگرايان» اين‌ است‌ كه‌ به‌ جهت‌ فقدان‌ مباني‌ نظري‌ و انديشه‌ ورزي، در معرض‌ آسيب‌هاي‌ زيادي‌ قرار دارند، برخلاف‌ بسياري‌ از نوانديشان‌ اصيل‌ كه‌ در عين‌ برخورداري‌ از انديشه‌نو، سخت‌ پايبند سنتهاي‌ اصيل‌ مي‌باشند.
5. محقق ارجمند علي اكبر رشاد مؤلف كتاب « دين پژوهي معاصر»[4] تفكيك بين اين دو جريان را به شكل ديگري مطرح كرده‌اند، ايشان جريان نوانديشي ديني را تحت گفتمان مجدّد ياد كرده و آن را در مقابل گفتمان متجدد قرار داده‌اند كه اين گفتمان متجدد عمدتاً شيفته و دلباخته فكر و فرهنگ مسلط و غالب غربي است ولي گفتمان مجدد در عين اينكه به ارزش مواريث خودي و ميراث غني و قويم فكري و علمي بازمانده از سلف، توجه و باور دارد و عالمانه بدان وفادار است، به دستاورد فكر بشر معاصر احترام مي‌گذارد و نيز به جدّ درصدد تأمل و توليد و ارائه انديشه‌هاي تازه و مستقل است، اين گفتمان از نوآوري، نگران نيست بلكه ويژگي‌اش نوآوري و ابداع و كوشش براي سهم‌گذاري در خزانه حكمت و معرفت بشري بخصوص در قلمرو معرفت ديني است[5]، مشخصه اصلي گفتمان مجدد و يا نوانديش ديني نقد و نوآوري در عين وفاداري مجتهدانه، ارزيابانه و نقادانه و پيش‌رونده نسبت به ميراث غني و قويم خودي و تعامل فعّال با تفكر معاصر جهاني و بين‌المللي است، اين گفتمان با تفكرات حضرت امام خميني، علامه طباطبايي و مرحوم مطهري از دهه بيست تكوين يافته و توسط پيروان اين تفكر همچنان ادامه دارد.
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري همواره به عنوان اسلام‌شناسي آگاه، عالمي زمان‌شناس، دانشمندي دردآشنا و فيلسوفي تواناست كه مورد علاقة فرهيختگان و جوانان فكور بوده و مي‌باشد، ايشان الگوي مناسبي در پروسه نوانديشي ديني به شمار مي‌روند، وي درباره مقدمات و نيز آثار ظهور اين جريان نوانديش ديني چنين آورده است:
« از صد سال پيش مصلحان و انقلابيون اسلامي، پيشروان و رهبران انقلاب اسلامي از نو كتاب الجهاد و كتاب امر به معروف و نهي از منكر را براي جامعه ما طرح كردند كه شما مي‌بينيد در اين چهل پنجاه سال اخير در اين زمينه زياد سخن گفته شده است، اين مصلحان و رهبران انقلابي بذر اين تهاجم، تعرض و شورش بر نظام‌هاي فاسد حاكم را در حالي كه از روح اسلامي سرچشمه مي‌گرفت در روح ملت مسلمان كاشتند و همين خود يك دگرگوني روحي بنيادي در جامعه ما به وجود آورد.»[6]
ايشان همچنين درباره تأثيرات جريان نوانديش ديني در جامعه مي‌گويند: «اين گنجينه عظيم از ارزش‌هاي انساني كه در معارف اسلامي نهفته بود، تقريباً از سنه بيست به بعد در ايران به وسيله يك عده از اسلام شناس‌هاي خوب و واقعي وارد خودآگاهي مردم شد، يعني به مردم گفته شد، اسلام دين عدالت است، اسلام با تبعيض‌هاي طبقاتي مخالف است، اسلام دين حريت و آزادي است، به اين ترتيب علاوه بر معنويت، آرمان‌ها و مفاهيم ديگر نظير برابري، آزادي‌خواهي و عدالت رنگ اسلامي به خود گرفته و در ذهن مردم جايگزين شد، درست به دليل جايگزيني اين مفاهيم در ذهن توده بود كه نهضت اخير ما، نهضتي شامل و همه‌گير شد...»[7]
نگاه امام خميني(ره) و توجه به اقتضائات زمانه نسبت به دين، همان نگاه نوانديشانه‌اي است كه ضرورت طرح و اعمال ولايت فقيه را در حوزه حكومت ايجاب کرده است، طرح و اعمال ولايت فقيه در سطح حكومت نياز به يك نگرش نوانديشانه در آموزه‌هاي دين است كه براي توضيح و تبيين آن، نياز به شرح و تفصيل بيشتري داريم كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت.
ـــــــــــــــــــ
پي‌نوشت‌ها:
[1]. محسن كديور، ولايت فقيه و نوانديشي ديني، 14/4/1396. http://www.kadivar.com. [2]. رك. نوانديشي ديني- گفتارهايي از حضرت آيت‌الله محمد‌تقي مصباح يزدي، دوفصلنامه پژوهش شماره2. [3]. سيد محمد حسيني قائم مقامي، «ضابطه‌هاي نوانديشي ديني»، كيهان، 7/8/81، ص 6 و رك: حسيني قائم مقامي، «ضابطه‌هاي نوانديشي ديني»، نقد، سال هفتم، ش 27 و 26، بهار و تابستان 82، ص 127- 142. [4]. علي‌اكبر رشاد، دين‌پژوهي معاصر، تهران؛ پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1382، ص 147-149. [5]. علي‌اكبر رشاد، دين پژوهي معاصر، تهران؛ پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1382 ، ص 109. [6]. مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج 24، ص 211. [7]. مرتضي مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي، ص 31- 36.
منبع:کیهان

آخرین مطالب