پر بازدیدترین مطالب

نگاهی به نقشه خائنانه وهابیان آل‌سعود برای نابودی تاریخ اسلام/ دستور تخریب قبرستان بقیع را چه کسی صادر کرد؟


هشتم شوال، سالروز غم‌انگیز تخریب حرم شریف ائمه بقیع (ع) به دست وهابیان آل‌سعود است.

همه چیز درباره نقشه‌ای خائنانه برای نابودی تاریخ اسلام!

به گزارش سخن آشنا ؛ در هشتم شوال تفکر ارتجاعی وهابی‌گری به بهانه برداشت غلط از دین، مضجع شریف و حرم نورانی ائمه بقیع(ع) و صحابه بزرگوار را ویران کردند و به خیال خود، سنت پیامبر (ص) را احیا کردند.

هر شیفته‌ای که دل به مدینه روانه می‌کند، بر غربت قبرستان بقیع ناله می‌کند. تربت مطهر چهار امام معصوم (ع) تنها با سنگ‌چین‌هایی نمایان است که زائران آن اجازه زیارت ندارد و باید با دل گریه کنند، بقیع سند مظلومیت همیشگی شیعه است.

اساس نقشه تخریب آثار و ابنیه اسلامی نقشه بسیار عمیق و خائنانه‌ای بود که بیگانگان برای محو مستندات و شواهد عینی و اثری تاریخ اسلام کشیده بودند.

وهابیان در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ هجری قمری حرم امامان بقیع را ویران کردند. این روز به «یوم الهدم» (روز ویرانی) مشهور است. تخریب بناها در بقیع توسط جریان وهابیت در عربستان سعودی برای از بین بردن اماکن زیارتی بود. تا آن زمان بر روی مقبره پیشوایان و سایر بزرگان اسلام که در مدینه مدفون بودند گنبدها و بناهایی قرار داشت. پس از تسلط وهابیان بر مدینه آن‌ها ضمن تخریب قبور آثاری که بر روی قبور قرار داشت را نیز از بین بردند.

بقیع اولین مزاری است که به دستور رسول اکرم (ص) توسط مسلمانان صدر اسلام ایجاد شد. ابن اثیر می‌گوید: «بقیع در لغت به محل وسیعی که دارای درخت یا ریشه درخت باشد، گفته می‌شود و چون مکان بقیع پیش از آن دارای درخت غرقد و ریشه‌های آن بود، پس از قطع این اشجار نیز با همان اسم معروف شد. » در بقیع اولین کسی که از انصار به خاک سپرده شد، «اسعد بن زراره» و از مهاجران «عثمان بن مظعون» بوده است.

همه چیز درباره نقشه‌ای خائنانه برای نابودی تاریخ اسلام!

همچنین بقیع مدفن چهار امام مظلوم شیعه امام حسن (ع)، امام سجاد (ع)، امام باقر(ع) وامام جعفر صادق (ع) است. همچنین قبرچند تن از همسران پیامبر(ص) و نیز عباس عموی پیامبر و فاطمه بنت اسد؛ مادر حضرت علی بن ابی‌طالب، ‌ حضرت ام البنین؛ مادر حضرت اباالفضل العباس(ع) و برخی دیگر از بزرگان اسلام در بقیع قرار دارد.

یکی از آفات بزرگ و خطرناک تمام مذاهب و آیین‌ها، کج‌فهمی‌ها، تندروی‌ها و برداشت‌های اشتباه و انحرافی و به اصطلاح قرائت‌های خودساخته از دین است که در مقاطع مختلف میان پیروان همان مذاهب به وجود آمده و موجب تضعیف و تفرقه در آن مذهب شده است. از مصادیق و نمونه‌های بارز چنین انحراف فکری و برداشتهای ناروایی، گروه خوارج است. پس از چند قرن از ظهور خوارج یعنی در آستانه قرن هشتم نمونه‌ای دیگر از این انحرافات ظاهر شد و احمد بن تیمیه در شام مطالبی را در مسائل مختلف اسلامی خلاف مسلمات اسلام و مخالف با فتاوای علما و پیشوایان به شکل سخنرانی و مکتوب منتشر کرد. علما و دانشمندان از شام و مصر و بغداد در مخالفت با نظریه‌های او به میدان آمدند و به نقد عقاید او پرداختند و بر انحراف و ارتداد او فتوا صادر کردند.

ابن تیمیه پس از چند بار زندانی شدن در مصر و شام، سرانجام در سال ۷۲۸هجری قمری در زندان دمشق از دنیا رفت. وضع به همین منوال بود تا این که در قرن یازدهم، در نجد حجاز فردی به نام محمد بن عبدالوهاب به ترویج و تبلیغ عقاید ابن تیمیه پرداخت. دلایل مختلفی باعث شد که ابن وهاب در فعالیت‌های خود موفق شود. از جمله آن که وی در شهر نجد به اظهار و نشرعقاید خود پرداخت که مردم آن را افراد دور از تمدن و معارف تشکیل می‌دادند اما ابن تیمیه در مرکز معارف دینی قرار داشت.

همچنین با متهم کردن دیگر مسلمانان به کفر، مردم نجد به غارت و کسب ثروت تشویق شدند. فتوای فقهی وهابیان مشتمل بر چند مورد است؛ مهم‌ترین آنها حرمت سفر برای زیارت مرقد پیامبران و صالحان و حرمت تبرک و توسل به آنان و ساختن حرم و بارگاه بر مرقد آنها است. بر اساس فتوای وهابیان هر گونه توسل و تبرک جستن به ساحت پیامبران و ائمه اطهار علیهم السلام شرک و کفر و بت پرستی محسوب می‌شود و موجب حلال شدن مال و جان چنین افراد است.

همه چیز درباره نقشه‌ای خائنانه برای نابودی تاریخ اسلام!+تصاویر

مرحوم آیت‌الله امین عاملی در کتاب خود درباره عقاید وهابیون می‌نویسد: «اعتقاد وهابیان درباره عموم مسلمانان این است که مسلمین پس از ایمان به کفر برگشته‌اند و پس از توحید به شرک گراییده‌اند؛ زیرا آنان در دین بدعت گذاشته‌اند و به جهت زیارت و تبرک جستن به انبیا و صالحین به کفر و شرک روی آورده‌اند، لذا جنگ با آنان واجب و ریختن خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان (وهابیان) حلال است. »

بر این اساس بود که آنها به هر جا و به هر شهر و دیاری دست می‌یافتند قبل از هر چیز به تخریب مشاهد شریفه و بقاع متبرکه می‌پرداختند. وهابیان هنگام تسلط بر طائف و مکه مراقد جد و عموی پیامبر، حضرت خدیجه همسر پیامبر و بسیاری از اماکن مقدس را ویران کردند. وهابیان همچنین در ماه رمضان ۱۳۴۴هجری قمری وارد مدینه شدند و پس از گذشت چند روز درهشتم ماه شوال گنبد و بارگاه ائمه معصومین(ع) در بقیع را به کلی منهدم کردند و از این حرم و مراقد به جز قطعه سنگهایی که در اطراف قبور نصب کردند، اثر و علامتی باقی نماند.

تنها حرم مطهر پیامبر اسلام(ص) آن هم به دلیل ترس از قیام مسلمانان جهان از تعرض و تخریب مصون ماند که اگر این ترس نبود حرم پیامبر اسلام(ص) پیش از دیگر بقاع مورد تعرض قرار می‌گرفت.

وقتی خبر هولناک ویرانی بقاع و هتک حرمت نسبت به حرم شریف ائمه بقیع در کشورهای اسلامی انتشار یافت، مسلمانان آن را مصیبتی عظیم و حادثه‌ای بس بزرگ اعلام کردند. تلگرافهای اعتراض از سوی علما و مراجع و شخصیتهای سیاسی از عراق و ایران و هند و دیگر کشورها به سوی حاکمان حجاز سرازیر شد. مجالس درس در حوزه‌های علمیه تعطیل و مراسم عزاداری به عنوان اعتراض و سوگواری برگزار شد ولی چه سود که این حادثه بزرگ و تأسف‌بار به وقوع پیوست و این آثار و ابنیه مذهبی و تاریخی که سابقه بعضی از آنها به بیش از ۱۰ قرن می‌رسید، به دست گروهی متعصب و متحجر با خاک یکسان شد. البته پس از آن وهابیان دست به مبارزه فرهنگی زدند تا وجود چنین مکانی را از منابع تاریخی حذف کنند.

همه چیز درباره نقشه‌ای خائنانه برای نابودی تاریخ اسلام!

نخستین تخریب قبور ائمه بقیع

نخستین تخریب قبور مطهر ائمه‌ بقیع به دست وهابیون سعودی در سال ۱۲۲۰ هجری یعنی زمان سقوط دولت اول سعودی‌ها توسط حکومت عثمانی روی‌ داد، پس از این واقعه‌ تاریخی - اسلامی با سرمایه‌گذاری مسلمانان شیعه و به‌ کار بردن امکانات ویژه‌ای، مراقد تخریب‌ شده به زیباترین شکل بازسازی‌ شد و با ساخت گنبد و مسجد، بقیع به یکی از زیباترین مراقد زیارتی و در واقع مکان زیارتی - سیاحتی مسلمانان تبدیل‌ شد.

دومین تخریب بقیع

دومین و در واقع دردناک‌ترین حادثه تاریخی - اسلامی معاصر به هشتم شوال سال ۱۳۴۴ و پس از روی‌ کار آمدن سومین حکومت وهابی عربستان مربوط ‌می‌شود؛ سالی که وهابیون به فتوای سران خود مبنی بر اهانت و تحقیر مقدسات شیعه، مراقد مطهر ائمه و اهل‌بیت ‌پیامبر(ص) را مورد دومین هجوم وحشیانه‌ خود قراردادند و بقیع را به مقبره‌ای ویران‌ شده و در واقع مهجور و ناشناخته تبدیل‌ کردند.

منبع:ایسنا

۶ راه برای ابراز ارادت به امام زمان (عج)/محبت حضرت مهدی(عج) چگونه در قلبمان ایجاد کنیم؟


محبت ائمه علیهم السلام بخشی ‌از ایمان و شرط قبولی اعمال است، ولی در اهتمام به محبت مولایمان حضرت مهدی(عج) خصوصیتی است که سبب شده در روایات به طور ویژه به آن توصیه گردد.

راه‌های ابراز ارادت به امام زمان (عج) /روایات درباره اهتمام به محبت امام عصر (عج) چه می‌گویند؟
به گزارش سخن آشنا؛در دعایی که بعد از زیارت آل یاسین آمده می‌خوانیم: «وَ اَن تَملَاَ قَلبِی نُورَ الیَقیِنِ... وَ مَوَّدَتِی نُورَ المُوالاهِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ علیهم السلام حَتَّی اَلقاکَ؛ خدایا! از تو می‌خواهم که سینه‌ام را از نور دوستی محمد و آل محمد، سرشار کنی، تا آن زمان که تو را ملاقات کنم.»

در اینکه محبت تمام ائمه علیهم السلام و دوستی شان بخشی ‌از ایمان و شرط قبولی اعمال است شکی نیست، ولی در اهتمام به محبت مولایمان حضرت مهدی(عج) خصوصیتی است که سبب شده به طور خصوص به آن امر گردد و این به دو جهت است:

۱- عقل حکم می‌کند که حضرت را دوست بداریم، چون تمام نعمت‌ها و عنایات بی پایان خداوند به واسطه و به برکت وجود مبارک مولایمان ما را در برگرفته است.

۲- روایات نیز می‌رساند که محبت و دوست داشتن آن حضرت لازم است. سید محدث بحرانی در کتاب غایه المرام به نقل از نعمانی به سند خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده که ایشان فرمود:

«خداوند در شب معراج به من وحی فرمود: ای محمد! چه کسی را در زمین بر امتت جانشین کرده ای؟ و حال آنکه او بهتر می‌دانست. گفتم: ای پروردگار عموزاده‌ام را. فرمود: علی بن ابی طالب را؟ گفتم: آری پروردگارا. فرمود: ای محمد! من به زمین نظری افکندم پس تو را از آن برگزیدم، پس اینکه تو با من یاد شوی من محمود هستم و تو محمد هستی، بار دیگر بر آن نظری افکند وعلی

‌ بن ابی طالب را برگزیدم، پس او را جانشین تو قرار دادم که سید پیغمبرانی و علی سید اوصیا و برای او اسمی از اسم هایم را قرار دادم که من اعلی هستم و او علی است. ای محمد! من علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان را در یک نور آفریدم، سپس ولایت شما را بر فرشتگان عرضه نمودم، پس هر که آن را پذیرفت مؤمن شد و هر که آن را انکار نمود از کافران گردید، ای محمد! اگر بنده ای از بندگانم آن قدر مرا پرستش نماید تا اینکه بمیرد، سپس در حالی که منکر ولایت شما باشد، مرا ملاقات کند او را به جهنم خواهم برد. سپس فرمود: ای محمد! آیا می‌خواهی آنها را ببینی؟ گفتم: آری. فرمود: پیش بیا. چون پیش رفتم ناگاه علی بن ابی طالب و حسن بن علی و حسین بن علی و علی بن حسین و محمدبن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمدبن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و حجت قائم را که همچون ستاره ای درخشان در میان آنان بود، دیدم. گفتم: ای پروردگار من! اینان کیستند؟ فرمود: اینان امامان هستند و این قائم است، حلالم را حلال و حرامم را حرام ‌می نماید و از دشمنانم انتقام می‌گیرد، ای محمد او را دوست بدار که من او و دوست دارنده او را دوست دارم.»

این حدیث بیانگر این است که محبت آن حضرت، مقتضی امر مخصوصی از سوی خدای تعالی است.

با اینکه محبت همه ائمه علیهم السلام واجب است ولی دو ویژگی سبب محبت خاص شده است: چیره شدن دین و غالب گردیدن مسلمین بر کافرین به دست آن حضرت.

اما اینکه ما شیعیان چگونه ارادتمان را به حضرت(عج)نشان دهیم ، طرق مختلفی دارد که در کتاب شریف مکیال المکارم فی الفوائد قائم(ع) به آنها اشاره شده است که در ادامه به آنها اشاره می کنیم.

حفظ شئونات اسلامی، تقوا و پرهیز از محرمات

همانطور که خداوند فرموده "انَّ اکرمکم عندالله اتقاکم" چرا که حضرت(ع) برای احیای دین خدا و عمومیت تقوا در بین عموم مردم دنیا قیام خواهند نمود.

برپا نمودن مجالسی که حضرت ولیعصر(عج) در آنجا یاد شود

برپایی مجالسی که امام عصر(ع) در آن یاد شود و مناقب و فضایل آن حضرت ترویج و منتشر گردد، موجب ترویج دین خداوند و یاری نمودن نیکی، تقوی، تعظیم شعائر الهی و نصرت ولی الله است. امام صادق(ع) فرمودند: «یکدیگر را دیدار کنید، که در دیدارتان زنده شدن دل هایتان و یادآوری احادیث ما هست و احادیث ما، شما را نسبت به یکدیگر ‌مهربان می‌سازد که اگر آنها را به کار گیرید رستگار شده و نجات یافته اید و هر گاه آنها را ترک گویید گمراه شده و هلاک می‌گردید، پس به آنها عمل کنید که من نجات شما را ضمانت می‌کنم.»

حضور یافتن و نشستن در این گونه مجالس از ارزش بالایی برخوردار است، چنان که حضرت امام رضا(ع) می‌فرماید: «هر کس در مجلسی بنشیند که امر ما در آن زنده می‌گردد دلش نخواهد مرد، روزی که دلها می‌میرند.»

برپا نمودن این مجالس در برخی زمان‌ها واجب است، مانند زمانی که مردم در معرض انحراف و گمراهی باشند و برپایی این مجالس سبب جلوگیری از هلاکت دینی آنان و مایه ارشاد و راهنمایی ایشان به راه هدایت گردد. خداوند متعال می‌فرماید: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوب؛ هر کس شعائر خداوند را بزرگ و ‌محترم دارد این کار نشانه تقوای دلها است.»

در کتاب مرآة الانوار از امیرالمؤمنین(ع) به طور مرسل روایت کرده که فرمود: «نحن الشعائر و الاصحاب؛ مائیم شعائر و اصحاب.»

سرودن و شعر خواندن در فضایل آن بزرگوار در مجالس آن حضرت موجب یاری امام به شمار می‌آید. امام صادق(ع) در این باره فرموده اند: «من قال فینا بیت شعر، بنی الله تعالی له بیتا فی الجنه؛ هر کس درباره ما یک بیت شعر بگوید خداوند برای او خانه ای در بهشت خواهد ساخت.»

رعایت ادب درباره امام معصوم

رعایت ادب در یاد کردن امام معصوم بسیار زیاد سفارش شده است. تأکید شده مؤمن، باید با القاب شریف و مبارک حضرت را یاد کند.

همچنین در زمینه برخاستن برای تعظیم شنیدن ‌نام مبارک حضرت، بالاخص اگر آن نام مبارک «قائم» باشد، سفارش شده است.

سلام روزانه به امام زمان(عج)

سلام روزانه به حضرت مخصوصاً در روزهای دوشنبه و پنج شنبه که اعمال عموم خلایق بر آن حضرت عرضه می‌شود، نیز توصیه شده است. رسول خدا(ص) فرمود: «خداوند عزوجل به هیچ دوست خود که جانش را به اطاعت و خیرخواهی امامش به زحمت انداخته، نظر نیفکند مگر اینکه او در رفیق اعلی [دسته پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحین که در بهشت قرین هم باشند] با ما باشد. »در دعای بعد از زیارت آل یاسین خیرخواهی برای آن والا مقام را این گونه از خدا طلب می‌کنیم: «اَللَّهُم انصُرهُ وَ انتَصِر بِهِ لِدِینِکَ؛ خدایا! یاری نما او را و یاری کن به وسیله او دینت را. »و باز هم در همین دعا می‌خوانیم: «اَللَّهم اَعِذهُ مِن شَرِّ کُلِّ باغٍ وَ طاغٍ وَ مِن شَرِّ جَمِیعِ ‌خَلقِکَ وَاحفَظهُ مِن بینِ یَدَیهِ وَ مِن خَلفِهِ وَ عَن یَمِینِهِ وَ عَن شِمالِه؛ خدایا! پناه ده او را از شر هر متجاوز و سرکش و از شر همه خلق خود و نگهدار او را از پیش رو و از پشت سر و طرف راست و از طرف چپ. »

هدیه به حضرت

مؤمن می‌تواند نمازی مخصوص، به عنوان هدیه به آن حضرت یا دیگر ائمه علیهم السلام به جا آورد و هیچ حدّ، وقت و شماره ای برای این نماز نیست و در واقع مؤمن به مقدار محبت و توانایی اش می‌تواند از این هدیه به محبوبش تقدیم کند. ابومحمد صمیری می‌گوید: ما را ابوعبدالله احمد بن عبدالله بجلی به سندی که به ائمه علیهم السلام متصل است، حدیث کرد که فرمود: «هر کس ثواب نماز خود را برای رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و اوصیای بعد آن حضرت قرار دهد، خداوند ثواب نمازش را آن قدر افزایش می‌دهد که از شمارش آن نفس قطع می‌گردد و پیش از آنکه روحش از بدنش ‌برآید به او گفته می‌شود: فلانی! هدیه تو به ما رسید، پس امروز پاداش و تلافی نیکی‌های تو است دلت خوش و چشمت روشن باد به آنچه خداوند برایت مهیا فرمود و گوارایت باد آنچه را به آن رسیدی.»همچنین وارده شده که مؤمن، بخشی از دارایی خود را برای امام زمانش هدیه کند و هر سال به این عمل مداومت نماید و در این عمل شریف، غنی و فقیر، حقیر و شریف و مرد و زن یکسانند، الا این که ثروتمند به مقدار توانائیش تکلیف دارد و فقیر به مقدار استطاعت خود مکلف می‌گردد، خدای عزوجل فرموده: «لا یکلِّفُ الله نفسا إلّا وُسعَها؛ خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانش تکلیف نمی کند. »

زیارت امام حسین(ع) و گریه بر سیدالشهدا

از نکات جالب توجه دیگر در ابراز محبت به آن بزرگوار، گریستن در مصیبت امام حسین(ع) و خواندن زیارت آن حضرت است از اموری است که بدون تردید از عظیم ترین و مهمترین وسایل تقرب یافتن به حضرت است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «هر کس قبر پدرم [ابی عبدالله] را زیارت کند، همانا رسول خدا را صله نموده و پیوند ما را گرامی داشته و غیبتش حرام می‌گردد و بدنش بر آتش (دوزخ) حرام می‌شود.»

پرداخت صدقه برای سلامتی حضرت، شناخت و معرفت به آن حضرت و آمادگی برای ظهور حضرت از دیگر مواردی است که مورد تأکید قرار گرفته است.

منبع:مهر

سه راه شهادت؛ از کالیفرنیا تا دهلاویه


سی و یکم خرداد سال هزار و سیصد و شصت در خط دفاعی روستای دهلاویه در منطقه سوسنگرد، حادثه ای بزرگ به وقوع پیوست.

Image result for ‫چمران‬‎
به گزارش سخن آشنا باشگاه خبرنگاران جوان؛ سی و یکم خرداد سال 1360 در خط دفاعی روستای دهلاویه در منطقه سوسنگرد، حادثه ای بزرگ به وقوع پیوست. شهید مصطفی چمران فرمانده ستاد جنگ‌های نامنظم، سخت کوشی و تحمل سختی‌ها را از یک طرف و نظم و انضباط و سازمان‌یافتگی برای رسیدن به اهداف مقدس را از طرفی دیگر به یارانش آموخت و آسمانی شد.

سال 1311 سالی است که یکی از اعجوبه‌های دفاع مقدس در آن دیده به جهان گشود. مصطفی چمران در این سال در خیابان پانزده خرداد و بازار آهنگرها متولد شد. وی تحصیلات خود را در نزدیکی پامنار، آغاز کرد و در دارالفنون و دبیرستان البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشکده فنی ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته الکترومکانیک فارغ ‏التحصیل شد و یک‏سال به تدریس در دانشکده فنی پرداخت.

شهید مصطفی چمران از کالیفرنیا تا دهلاویه

وی در مبارزات سیاسی دوران دکتر محمد مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت‏ نفت شرکت داشت و بعد از کودتای 28 مرداد و سقوط حکومت مصدق،‌ به نهضت‌مقاومت‌ ملی ایران پیوست. او در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریکا اعزام شد و پس از تحقیقات‏ علمی در جمع معروف ‏ترین دانشمندان جهان در دانشگاه کالیفرنیا و معتبرترین دانشگاه آمریکا –برکلی- با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما گردید.

به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی‏‌گرایی بدون اسلام گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده کرد که جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه بین مسلمین می ‏شود، به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است که نمی ‏توان به راحتی با آن مقابله کرد و با تأسف تأکید می‏ کند که ما هنوز نمی‏ دانیم که بیشتر این تحریکات از ناحیه دشمن و برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است.

شهید مصطفی چمران از کالیفرنیا تا دهلاویه

بعد از وفات عبدالناصر، چمران به لبنان رفت. او به کمک امام موسی ‏صدر، رهبر شیعیان لبنان، حرکت محرومان و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مبانی اسلامی پی ‏ریزی نمود که در میان توطئه‏ ها و دشمنی‏ های چپ و راست، با تکیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستین اسلام انقلابی را پیاده کرد.

چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از ۲۳ سال دوری، به وطن باز گشت و همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب گذاشت. خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی پرداخت و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه‏ های پاسداران انقلاب در سعدآباد کرد. وی در شغل معاونت نخست‏ وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می‏اندازد تا سریع ‏تر و قاطعانه‏ تر مسئله کردستان را فیصله دهد تا اینکه بالاخره در قضیه پاوه قدرت ایمان و فداکاری او بر همگان ثابت می‏ شود. شهید چمران بعد از پیروزی بر دستمال سرخ‌ها در پاوه به تهران احضار شد و از طرف رهبر عالیقدر انقلاب، حضرت امام‏ خمینی (ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید.

پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دوران حماسه ساز و پرتلاش دیگری در زندگی مصطفی آغاز می شود. دكتر چمران در آن دوران نمونه كامل ایثار، شجاعت و در عین فروتنی و كار مداوم و بدون سر و صدا و فقط برای رضای خدا بود. او بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش صدام به مرزهای ایران و یورش سریع آنها به شهر ها و روستا ها و مردم بی دفاع ، نتوانست آرام بگیرد و به خدمت امام امت رسید و با اجازه ایشان و به همراه مقام معظم رهبری، آیت الله خامنه ای كه در آن زمان نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود ، به اهواز رفت. از آنجایی كه او هیچ وقت هراسی از مرگ نداشت، از همان بدو ورود دست بكار شد و در شب اول حمله چریكی ای را علیه تانك های دشمن كه تا چند كیلومتری شهر اهواز پیشروی كرده بودند، انجام داد.

شهید مصطفی چمران از کالیفرنیا تا دهلاویه

مصطفی چمران گروهی از رزمندگان داوطلب را به گرد خود جمع كرد و با تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگ های نامنظم را در اهواز تشكیل داد. این گروه كم‌كم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ های نامنظم یكی از این برنامه ها بود، كه به كمك آن جاده های نظامی به سرعت و در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ های آب در كنار رود كارون و احداث یك كانال به طول حدود بیست كیلومتر و عرض یكصد متر در مدتی كوتاه، آب كارون را به طرف تانك های دشمن روانه ساخت، بطوری كه آنها مجبور شدند چند كیلومتری عقب نشینی كنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند. این عمل فكر تسخیر اهواز را برای همیشه از سردشمنان به دور كرد.

یكی دیگر از كارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه پاسداران و نیروهای داوطلب مردمی بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده این حركت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی كامل بین نیروهای موجود، تاكتیك تقریباً جدید جنگی بود. چیزی كه ابرقدرت ها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر به وجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر برود ولی به علت خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد؛ چندین بار نیروهایی بین دویست تا یك هزار نفر را سازماندهی كرده و به خرمشهر فرستاد . آنان به كمك دیگر برادران خود توانستند در جنگی نا برابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدتها مقاومت كنند.

شهید مصطفی چمران از کالیفرنیا تا دهلاویه

پس از ناامیدی دشمن از تسخیر اهواز، رژیم بعث عراق سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تكمیل كند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانك های حزب بعث شهر را در محاصره گرفتند . روز سوم تعدادی از آنها توانستند به داخل شهر راه یابند. چمران از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت بر آشفته بود، با فشار و تلاش خود و مقام معظم رهبری، ارتش را آماده کرد كه برای اولین بار دست به یك حمله گسترده وحماسه آفرین و نابرابر بزنند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازماندهی كرد و با نظامی نو و شیوه ای جدید از جانب جاده اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند.

شهید چمران در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش از یک نظام طاغوتی، به یک سلسله برنامه‏ های وسیع بنیادی دست زد که پاک‏سازی ارتش و پیاده کردن برنامه ‏های اصلاحی از این قبیل است تا به یاری خدا و پشتیبانی ملت، ارتشی به وجود آید که پاسدار انقلاب و امنیت استقلال کشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را به سرمنزل مقصود برساند.

گفتنی است دکتر مصطفی چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، به خصوص در ارتش، حداکثر سعی و تلاش خود را بکند تا ساختار گذشتة ارتش به نظامی انقلابی و شایسته ارتش اسلامی تبدیل شود.

شهید مصطفی چمران از کالیفرنیا تا دهلاویه

در سی ام خرداد ماه ۱۳۶۰ یعنی یک ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله اکبر، چمران در جلسه فوق العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت الله اشراقی شرکت و از عدم تحرک و سکون نیروها انتقاد کرد و پیشنهاد‌های نظامی خود را از جمله حمله به بستان ارائه داد. این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود که در آن شرکت داشت و فردای آن روز، روز غم انگیز و بسیار سخت و هولناکی بود.

در سحر گاه سی و یکم خرداد ۱۳۶۰، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دکتر چمران بشدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. شهید چمران، یکی دیگر از فرماندهانش را احضار کرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی کند. در لحظه حرکت، یکی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: «همانند روز عاشورا که یکایک یاران حسین (ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او (رستمی) هم به شهادت رسید و اینک خود او آماده حرکت به جبهه است.»

شهید مصطفی چمران از کالیفرنیا تا دهلاویه

بطرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات کرد. برای آخرین بار همدیگر را دیدند وبه حرکت ادامه دادند تا اینکه به قربانگاه رسیدند. چمران همه رزمندگان را در کانالی پشت دهلاویه جمع کرد، شهادت فرمانده شان را به آن‌ها تبریک و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پر صلابت گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگرخدا ما را هم دوست داشته باشد، می‌برد.»

سرانجام خداوند نیز ثابت کرد که او را نیز دوست دارد و به سوی خود فرا خواند. مصطفی چمران در آن منطقه در حین سرکشی به مناطق و خطوط مقدم بر اثر اثابت ترکش خمپاره‌های دشمن به شهادت رسید.
منبع:باشگاه خبرنگاران جوان

به مناسبت هشتم شوال؛ سالگرد تخریب قبور ائمه بقیع/ شمایل کنونی بقیع را چه کسی ساخت



علامه عبدالرحیم صاحب‌الفصول به پادشاه عربستان می‌گوید: شما اصلاحاتی که منظور داشتید، تمام شد و فقط خراب کردن قبور ائمه بقیع مانده بود که آن را هم انجام دادید، من می‌خواهم قبرستان بقیع را بازسازی کنم!

بقیع

به گزارش سخن آشنا،‌ با تخریب قبور منور ائمه بقیع در 8 شوال سال 1344 هجری قمری توسط عمال آل‌سعود به سرکردگی «عبدالعزیز بن سعود»، سیدابوالحسن اصفهانی و میرزا حسین نائینی این واقعه شوم را به علمایی مانند امام‌جمعه خویی و سیدمحمد بهبهانی در تهران اطلاع می‌دهند. در مدت زمان کوتاهی همه جهان اسلام از این واقعه جانسوز اطلاع می‌یابند تا اینکه یک سال از این ماجرا می‌گذرد....

 

آنچه نام علامه عبدالرحیم صاحب‌الفصول را در تاریخ اسلام و تشیع درخشان می‌سازد، هوش و ذکاوت سیاسی ایشان درباره ترمیم مزار منور ائمه بقیع است. وی در دیداری که با عبدالعزیز پادشاه عربستان بعد از تخریب قبور ائمه بقیع داشته، موفق به دریافت سندی می‌شود که به موجب آن زائران ایرانی می‌توانند به زیارت بقیع رفته و اعمال خود را انجام دهند. چیزی که شاید بیشتر مردم ندانند چه کسی با ظرافت مانع تخریب کامل قبرستان شد و شمایل فعلی قبور مطهر ائمه بقیع توسط چه کسی انجام شد و اینک شرح ماجرا ...

 

سال 1345 هجری قمری یعنی یک سال بعد از تخریب بقیع علامه صاحب الفصول به عتبات عالیات سفر می‌کند و بعد از آن برای زیارت حضرت زینب (س) به سوریه می‌رود، در آنجا سفیر آل سعود به نام «محمد عبدالرواف» به ملاقاتش می‌رود و این قول را می‌دهد که در سفر به مکه از هر نوع امنیتی برخوردار خواهد بود، چرا که در آن زمان ناامنی زیادی در مکه وجود داشته است.

علامه این گونه برای انجام مناسک حج ابراهیمی راهی عربستان می‌شود. بعد از اتمام مراسم حج، پادشاه عربستان از وی دعوت می‌کند تا به ملاقاتش برود و از آنجایی که علامه در بلاغت کلام بی‌نظیر بود و تسلط زیادی هم به زبان عربی داشت، همچنین آوازه سخنرانی‌های او در عراق به حجاز رسیده بود، عبدالعزیز وی را خوب می‌شناخت، به ایشان می‌گوید: هر ‌کاری داشته باشید، در انجام آن حاضرم.

علامه پاسخ می‌دهد: شما تمام اصلاحاتی که منظور داشتید تمام شد و فقط خراب کردن قبور ائمه بقیع مانده بود که آن را هم متأسفانه انجام دادید، من می‌خواهم قبرستان بقیع را بازسازی کنم!

البته علامه از سوی دولت مأموریت این کار را بر عهده نداشت و این درخواست را شخصی مطرح می‌کند، وقتی آقا این حرف را می‌زند، رگ پیشانی پادشاه عربستان از خشم ورم می‌کند، به گونه‌ای که اطرافیانش حالت جدی‌تری به خود می‌گیرند. پادشاه عربستان بعد از چند دقیقه با همان غرور پاسخ می‌دهد همان‌طور که وعده دادم عمل می‌کنم.

برای علامه مهم بود مقبره ائمه (ع) بازسازی شود. اول از همه با کمک گروهی که رفته بود، دور مزار چهار امام را سنگچین گذاشت تا حریمش مشخص شود و بعد هم دور تا دور بقیع را مرزبندی کرد.

در این جلسه علامه عبدالرحیم پیشنهاد می‌دهد که مَلِک دو صفه مسدس از سنگ مرمر بسازد، یکی بالاتر باشد که صورت قبور روی آن باشد. یکی پایین‌تر که مردم بایستند و زیارت بخوانند. در اطراف این صفه بزرگ طاق‌نماهایی از سنگ مرمر ساخته شود که فقط برای استراحت و نشستن مفید باشد، ولی جای خوابیدن یا سکونت نباشد، ابداً طلا و نقره هم در آنها بکار نرود، مَلِک، این نقشه را ظاهراً می‌پذیرد.

در پایان این دیدار عبدالعزیز خم می‌شود و دست علامه را می‌بوسد و دستور می‌دهد تا متن آنچه بر آن توافق شده است روی کاغذی مارک دیوان جلاله نوشته و ثبت شود و برای آیت‌الله فصولی ارسال شود، مفاد این قرارداد به شرح زیر است:

 

«از عبدالعزیز پسر عبدالرحمن آل فیصل به حضرت فاضل محترم شیخ عبدالرحیم صاحب الفصول سلام و رحمت و برکات خدا بر شما. بعد ما تأکید می‌کنیم که قبه پیغمبر(ص) را احدی به بدی لمس ننماید و چنین چیزی هرگز به خاطر ما خطور نکرده است. که آن را به بدی مس نماییم (منظور اینکه قبه قبر پیغمبر(ص) را خراب نخواهیم کرد) و برای پیغمبر نزد ما احترامی است که با هیچ حرمتی برابری نمی‌کند. اما مسائل قبور بقیع و آنچه متعلق به آن است از بنا پس ما چنانچه به شما خبر دادیم تابع شریعت اسلامیم و نه اهل بدعت و ما آماده‌ایم که اوامر علمای مسلمین را از هر مذهب که باشد محترم بشماریم و اما راجع به مذاکرات دیگر به ‌زودی نظر خود را برای شما بیان خواهیم کرد و امر خواهیم کرد که قبور بقیع را نظیف کرده و تسطیح کنند. مطابق آنچه در شرع جایز است با کشیدن دیواری در اطراف آنکه از پلیدی حفظ شوند و برای شما تأکید می‌کنیم که ما منع نمی‌کنیم هیچ‌کس را از زیارت قبور بقیع، اگر زائران در زیارت خود متابعت کنند طریقه شریعه و آداب دینی را و به تحقیق امر نمودیم به نوشتن این سند تا شما آن را برای مردم منتشر کنید. این بود آنچه لازم بود بیان آن و خدا حفظ کند شما را».

 

علامه عبدالرحیم صاحب الفصول پس از فوتش در جنوب غرب تهران، خیابان کارون جنوبی تقاطع خیابان هاشمی دفن می‌شود و از آن زمان محل زیارت عاشقان و عارفان الهی قرار می‌گیرد. نقل شده است که امام خمینی(ره) زمانی که به کویت یا ترکیه تبعید می‌شوند برای خداحافظی با استاد خود به این مقبره می‌آیند و آیت‌الله شاه آبادی نماز میت علامه حائری را می‌خوانند و پیکر ایشان را در قبر می‌گذارند و تشریفات دفن را انجام می‌دهند.

منبع: فارس

امّت واحده، تفکر سیستمی الاهی برای تحقق حیات طیبه -بخش دوم و پایانی/حیات طیّبه با رویکرد غایت شناسانه


بررسی ماهیت ساختار امّت واحده شامل اهداف و ویژگی های آن مبتنی بر رویکرد غایت شناسانه در نگاه نظام مند یکپارچه با بهره گیری از آیات قرآنی و روش توصیفی تحلیلی مد نظر این نوشتار است.

خبرگزاری فارس: حیات طیّبه با رویکرد غایت شناسانه

حیات طیّبه با رویکرد غایت شناسانه

برای درک چیستی حیات طیّبه باید واژه های «حیات» و «طیبه» مفهوم شناسی شوند (حاجی صادقی و بخشیان: 1393). راغب اصفهانی واژه «حیات» را در مقابل «موت» به کار برده و آن را به معنای زندگی و زنده بودن دانسته گرچه به معنای نیروی رشد و حرکت و احساس نیز می آید (راغب اصفهانی، 1404: 269). همچنین، حیات از منظر قرآن کریم دارای اقسامی است، از جمله حیات نباتی، حیوانی و انسانی (نک.: مصطفوی، 1360: 2/337). واژه «طیّب» نیز در مقابل خبیث و ناپاک است و به معنای هر چیز پاک و پاکیزه ای است که انسان به طور طبیعی به آن تمایل دارد (نک.: ابن منظور، 1414: 1/563).

با این توضیح می توان منظور از حیات طیّبه در لغت را همان معنای زندگی پاکیزه و خالص از هر آلودگی دانست. طباطبایی در اشاره به این معنا می گوید: «علت اینکه چرا قرآن حیات طیّبه را با صفت طیّبه (حیاه طیّبه) توصیف نموده، این است که یک زندگی خالص است که خباثتی در آن نیست» (طباطبایی، 1374: 12/494).

آفرینش جهان هستی غایتی حکیمانه دارد و چون انسان نیز آفریده خدا است، نمی تواند فارغ از غایت آفرینش باشد و غایت خلق انسان باید با هدف غایی خلقت جهان هماهنگ باشد. قرآن بارها قرابت، هماهنگی و همراهی اجزای عالم را بیان کرده و آیات فراوانی درباره هدفمندی جهان و انسان در قرآن آمده و تعبیر «وَ إِلَی اللّه الْمَصیر» درباره هر دو به کار رفته است (زمر: 5؛ ص: 27؛ حجر: 21 و 22؛ عنکبوت: 2 و 3؛ روم: 8؛ قیامه: 36؛ جاثیه: 24 و 26؛ یونس: 5 و 6؛ اعلی: 1 و 3؛ طه: 49 و 50؛ ذاریات: 56؛ بقره: 46 و 285؛ انشقاق: 6؛ مائده: 18؛ تغابن: 3؛ احقاف: 3؛ مؤمنون: 15؛ انبیاء: 16؛ دخان: 38).

ارزش حقیقی انسان و دست یابی به مقام خلیفهاللّهی در گرو حیات حقیقی است. از این رو، کاوش حقیقت این نوع زندگی متعالی، یعنی حیات طیّبه، ضرورت مضاعف دارد. حال بر اساس تفکر سیستمی امت واحده و با تأکید بر کلام الاهی که می فرماید «إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ امّه واحِده وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء: 92)؛ این است که آیین شما، آیینی واحد است و من پروردگار شمایم. پس فقط مرا بپرستید» شایسته است به فرآیند تحقق حیات طیّبه بپردازیم.

مؤلفه های زمینه ساز تحقق حیات طیّبه در بُعد فردی و اجتماعی

1. اجابت دعوت خدا و رسول او؛ یکی از اسباب تحقق حیات طیبه است. خداوند می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا للّه وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! اجابت کنید خدا و رسولش را زمانی که شما را می خوانند به آنچه زنده تان می سازد» (انفال: 24). گرچه این حیات، افاضه الاهی است، اما انسان در سایه آراسته شدن به دین و اجابت دعوت خدا مستعد این افاضه می شود (حاجی صادقی و بخشیان، 1393). طباطبایی می گوید: «پذیرفتن و عمل کردن به آن دستوراتی که دعوت حقه اسلامی، بشر را به آن می خواند، انسان را برای درک زندگی حقیقی مستعد می سازد» (طباطبایی، 1374: 9/56).

نکته شایان توجه آنکه، دعوت خدا و رسول که اجابت آن مایه حیات بشر می شود، همان نظام هدایت الاهی است که بشر را به رستگاری فرا می خواند. این هدایت باید مستمر باشد تا فیض آن شامل همه انسان ها تا فرجام حیات انسانی بر پهنه زمان و گستره زمین باشد (حاجی صادقی و بخشیان، 1393). قرب الی اللّه و حیات طیبه، مصداق اتمّ غایت زندگی انسان از منظر دین است. تحصیل همه کمالات، مقدمه قرب به خدا است و انسانیت انسان، در گرو رسیدن به مراتب آن است (جمعی از نویسندگان، 1387: ج3).

2. ایمان و عمل صالح؛ از زمینه های حیات معنوی و طیّب است: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاه طَیِّبَه وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ؛ هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه ای حیات بخشیم، و مسلماً به آنان اجر بهتر از آنچه انجام می دادند، دهیم» (نحل: 97). هرچند حیات را افاضه می کند، اما به مؤمن اهل عمل صالح، حیات طیبه افاضه می کند.

آدمی در این نوع زندگی، مبدأ و غایت حقیقی جهان را باز می شناسد و به او می گرود. تحقق حیات طیبه را می توان مصداق عینی غایت زندگی انسان و سعادت جاوید دانست. نیل به سعادت جاوید اخروی، فقط از مسیر ایمان و عمل صالح در همین زندگی دنیا میسر است و آغاز تحقق حیات طیبه در همین راستا است. فراموشی دنیا برای آخرت یا نادیده گرفتن آخرت برای دنیا جایز نیست (شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1390: 110).

ایمان نه تنها مهم ترین مبنا در راستای رسیدن به هدف ساختار امّت واحده است، بلکه مؤثرترین عامل در تحقق غایت نهایی آفرینش، یعنی قرب به خداوند و حیات طیّبه، نیز هست (نحل: 97). پس ایمان، روح حیات طیبه است و بقای آن به عمل صالح وابسته است.

3. شکوفایی عقل در سایه اختیار: از مهم ترین عوامل شکوفاسازی عقل، تفکر است؛ تا جایی که اصل عقل را «فکر» دانسته اند. حضرت علی (ع) فرمود: «أَصْلُ الْعَقْلِ الْفِکْر وَ ثَمَرَتَهُ السَّلامَه؛ ریشه عقل، فکرکردن و ثمره آن سالم ماندن از خطا، گناه یا عذاب آخرت است» (تمیمی آمدی، بی تا: 3093) . عقل سرچشمه تفکر است و از راهبردهای تعالی معنوی انسان به شمار می رود (خوانساری، 1366: 2/417).

گرچه شکل گیری حیات طیّبه در پرتو مشیت الاهی و با استمداد از عنایات او امکان پذیر است، اما بر اساس سنت الاهی لزوم تکیه بر اسباب و نیز تمهید انواع مقدمات و زمینه های مناسب از طریق تعقل، از ضروریات این حیات است. در این میان یکی از زمینه های مهم تحقق مراتب حیات طیّبه در همه ابعاد فردی و اجتماعی این است که افراد جامعه اسلامی با تفکر برای تحقق مراتب حیات طیّبه به آن ملتزم باشند.

زیرا ارتباط آگاهانه و اختیاری با خداوند و تقویت رابطه با او در همه شئون فردی و اجتماعی، عنصر اصلی این نوع زندگی است و اساساً تحقق هر گونه کمال ارزشی در خصوص انسان به وجود آگاهی و اختیار در مبادی عمل او مربوط می شود (شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1390: 100).

قطعاً اذن الاهی بر مدار اختیار انسان جاری می شود: «إِنَّ اللّه لَا یغَیرُِّ مَا بِقَوْمٍ حَتی یغَیرُِّواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ؛ یقیناً خدا سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد، مگر اینکه آنان خویشتن را، به وسیله رفتارهای نیک یا بد، تغییر دهند» (رعد: 11). عقل انسان قوه و استعدادی است که وی با آن به حقایق عالم وجود راه پیدا می کند و خیر و شر خویش را تشخیص می دهد. عقل ودیعه ای الاهی است که در فطرت و سرشت انسان قرار داده شده است تا با آن حق از باطل تشخیص داده شود (حاجی صادقی و بخشیان، 1393).

عقل سرمایه بنیادین نهفته در انسان و اساس شخصیت او است. رسول خدا (ص) می فرماید: «مَا قَسَمَ اللّه لِلْعِبَادِ شَیْئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ ... وَ لَا بَلَغَ جَمِیعُ الْعَابِدِینَ فِی فَضْلِ عِبَادَتِهِمْ مَا بَلَغَ الْعَاقِلُ؛ خدا چیزی بهتر از عقل به بندگانش نداده است ... همه عابدان در فضیلت عبادتشان به پای عاقل نرسند» (کلینی، 1407: 1/13). هر کسی به میزانی که این سرمایه را شکوفا کند، به همان میزان به تعالی معنوی و حیات طیّبه واصل می شود.

قرآن یکی از عناصر سازنده حیات انسانی و عوامل تکامل وی را پرورش عقل می داند. انسان از طریق رشد صحیح عقل و بهره برداری از آن در جهت هدف آفرینش می تواند از حیات طیّبه برخوردار شود. در مقابل، قرآن کریم بدترین جنبندگان را که از حیات طیّبه انسانی محروم اند، کافرانی می داند که از عقلشان استفاده نمی کنند (انفال: 55).

4. ممنوعیت فردگرایی: همان گونه که بیان شد، امّت واحده موجب رسیدن به تکامل و حیات طیبه است و از این رو در این سیستم، از فردگرایی سلیقه ای و نفسانی بر حذر داشته شده است. مسئولیت پذیری و بیرون آمدن از حصار خودبینی و متعهدشدن در برابر دیگران و به دنبال آن، فراهم شدن زمینه رشد اجتماعی، از آثار امّت واحده است و ارزش اعمال فرد با ورود به این سیستم بیشتر می شود. از همین روی دو رکعت نماز به جماعت، فضیلتی والا می یابد و حج خانه خدا در وقتی معین و با آدابی خاص برای متمکنان مالی، جانی و عقلی شکل گرفته و وجوب پیدا می کند؛ یعنی در انسجام و نظامی الاهی، نه فقط اعمال انسان رشد می کند و گران بها می شود، بلکه خود انسان هم بها می یابد. به بیان دیگر، انسان در جمع الاهی معنا و بها پیدا می کند.

این کلام پیامبر اعظم (ص) که فرمود: «مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِم؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همّت نورزد، از آنان نیست» (کلینی، 1407: 2/164)، بیانی گویا از اهمیت آحاد امت اسلامی برای یکدیگر است.

5. کارکرد سیستمی امّت واحده: تشکیل امّت واحده، صرف نظر از تشکیل حکومت اسلامی در صدر اسلام که خود در سیستم امّت واحده تعریف شده است، اهداف ارزشمندی داشته و تأسیس این بنا نیز برای رسیدن به آن اهداف ترسیم و توصیه شده است. امّت واحده، به عنوان تفکر سیستمی الاهی، مجموعه ای منسجم، هماهنگ و هدفمند است که شاخصه های مهم سیستم از قبیل حضور اعضا، تعاملات آنها، بهبود بازده، حرکت در مسیر تکامل و سایر اصول در آن وجود دارد و دقیقاً در آن، به روابط اعضای امّت واحده، ذیل گزاره های متعددی همچون توصیه های اخلاقی و تکالیف حقوقی، مانند رابطه انسان با طبیعت، رابطه انسان ها با یکدیگر، رابطه انسان با خود و رابطه انسان با خدا، پرداخته شده است و ادعا بر این است که در این تعاملات، هیچ جزئی بدون اجزای دیگر نمی تواند مؤثر عمل کند. از همین رو، می توان متوجه عظمت نظام امّت واحده شد.

چنانچه نهادی به نام امت واحده به عنوان سیستم لحاظ شود، انتظار می رود که کارکرد سیستمی میداشته باشد و به همین دلیل همه عناصر آن در ادامه کار هدفمندِ سیستم و نیز در رشد آن و در هنگام مواجه شدن با مشکلات در رفع مشکلات، همکاری کنند. به شرط آنکه ساختار یا اعضای این بدنه دچار مشکل درونی نشود. سید علی خامنه ای در دیدار با شرکت کنندگان جهانی همایش جریان های افراطی و تکفیری می گوید: «ببینید نیروها و شمشیرها در دست مسلمانان علیه چه کسانی دارد به کار می رود» (خامنه ای، 1393 ب).

با توجه به نگرش های اولیه مسلمانان به سیستم امت واحده و نحوه ساخت آن و چگونگی تبدیل این نهاد به نهادی سیستمی، به دلیل شرایط کافی آن و علاقه مندی و اطاعت آنها از ولی حق (هود: 48)، این سیستم بسیار اثرگذار است و حیاتی طیب را به ارمغان می آورد (بقره: 143؛ نحل: 89). همان گونه که قبلاً بدان اشاره شد، در بررسی منابع مختلف و شواهد تجربی و از همه بالاتر نگاه قرآنی، اصل در ایجاد و قوام و استمرار امّت اسلامی، انتخاب ولی الاهی و انقیاد آگاهانه به آن و تنظیم و توزیع هدفمند وظایف و مشارکت هماهنگ اعضا است.

6. هم زیستی، باهم نگری و هم اندیشی؛ خداوند در تمام آموزه های قرآنی، به جز در یک آیه،[11]که سیاق متکلم وحده را به کار می برد (بقره: 186)، در تمام آیات و در غیر آیات مربوط به عبادت و بندگی، همواره کلام خدا را به صورت متکلم مع الغیر می آورد و این، نشان از اهمیت آموزه قرآنی برای با هم زیستن، با هم نگریستن، با هم اندیشیدن و با هم عمل کردنِ هدفمند است و این همان شاکله امّت واحده اسلامی است.

بنابراین، تفکر سیستمی الاهی، نحوه نگرش منطقی و عقلانی است. اسلام، امّت واحده را برای ایجاد و استقرار حیات طیبه انسانی معرفی کرد؛ تفکری با فرآیند معرفتی مبتنی بر تحلیل (تجزیه) و ترکیب در جهت دست یابی به هدف متعالی که با به کارگیری آن، رشد و تکامل و آرامش انسانی محقق، و حیات طیّبه تأمین می شود.

نتیجه

بر مبنای تفکر اسلامی، جهان هستی به گونه ای آفریده شده که متناسب با حرکت تکاملی انسان باشد. کل جهان هستی و آفرینش، به صورت مجموعه ای هماهنگ و هدفدار، تحت تدبیر و مدیریت الاهی قرار دارد. از آنجا که تفکر سیستمی اسلامی نوعی جهان بینی توحیدی است و به جهان بعد نیز معتقد است، چشم انداز تفکر سیستمی مادی را که دامنه آن در این جهان سایه دارد، گسترش می دهد و به افراد کمک می کند نگرش وسیع تری راجع به دنیا و آخرت به دست آورند.

در نظام اسلامی، مجموعه مبانی هستی شناسی موجود در نگرش دینی، اعم از بینش توحیدی و باور معاد، هم در یافتن متعالی ترین غایت و هم در مبنای ارزش گذاری صفات و عملکردهای انسان، تأثیرگذارند. بر اساس این بینش ژرف، سعادت و هدف نهایی انسان در بندگی خداوند و قرب او تبلور می یابد. این هدف از حیث آثاری که در وجود فرد دارد، حیات طیبه خوانده می شود که مقدمات آن در تفکر سیستمی الاهی، یعنی شعور جمعی در خصوص مشارکت انسانی، ایمانی و دوری از اولیای کفر، تحت عنوان «امّت واحده» شکل می گیرد.

امّت واحده به عنوان نوعی تفکر سیستمی الاهی، صرفاً نظامی بدون روح حاکم الاهی نیست. لذا برای رفع نقایص نگرش های صرفاً سیستماتیک مادی، می توان از تفکر سیستمی الاهی استمداد کرد و از آموزه های متعالی اسلامی بهره جست؛ چراکه به دلیل منابع عظیم و جاودان، معتبرترین است، و به دلیل داشتن طرح و نظر برای همه ابعاد زندگی، اعم از جسمانی و روحانی، دنیوی و اخروی، جامع ترین و به دلیل داشتن معیارها و ارزش ها و اصول الاهی دقیق، شفاف ترین و مشخص ترین تفکر است.

از مجموعه آیات الاهی استفاده شده در این تحقیق می توان دریافت که در واقع باورمندی اعتقادی، لازمه رسیدن به حیات طیّبه در دو بُعد فردی و اجتماعی است. بر اساس رویکرد غایت شناسانه، به وضوح در کلام الاهی هویدا است که خداوند اهل ایمان را به سوی زندگی ای دعوت می کند که مایه حیات است و محشورشدن به سوی خدا را گوشزد می کند (انفال: 24).

بنابراین، اگر انسان ها با قدرت و اراده ای که خدا به آنان عطا فرموده، با همفکری و همکاری افراد جامعه اسلامی تحت لوای امّت واحده با تکیه بر هدف کلان نظام و شریعت الاهی، یعنی قرب الی اللّه، عمل کنند، در عین ارزشمندی ذاتی، رهنمونی مناسب برای پردازش ساختاری مستحکم به نام امّت واحده و تحقق حیات طیبه برای بشر خواهد بود.

پی نوشت ها:

[11]. آیه ای که انسان ها را از اتخاذ ولی کفر و بندگی غیرخدا حذر می دهد.

مراجع

قرآن کریم، ترجمه: محمدمهدی فولادوند.

تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد (بی تا). غرر الحکم و درر الکلم، قم: مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت.

ابن منظور، محمد بن مکرم (1414). لسان العرب، بیروت: دار صادر، ج1.

احمدی، مهدی (1391). «تبیین سیستمی رهنمودهای مقام معظم رهبری در خصوص جهاد اقتصادی»، در: مطالعات راهبردی بسیج، ش55.

بهشتی، سعید (1389). تأملات فلسفی در تعلیم و تربیت، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل.

جعفری تبریزی، محمدتقی (1376). ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، تهران: دفتر نشر فرهنگ
اسلامی.

حاجی صادقی، عبداللّه؛ بخشیان، ابوالقاسم (1393). «مفهوم شناسی و حقیقت یابی حیات طیبه از منظر قرآن»، در: انسان شناسی دینی، ش31، ص165-185.

حقیقت، صادق (1387). روش شناسی علوم سیاسی، قم: انتشارات دانشگاه مفید.

خامنه ای، سید علی (1393 الف). «بیانات مقام معظم رهبری»، در: نشریه فرهنگ اسلامی، ش18.

خامنه ای، سید علی (1393 ب). «سخنرانیدر دیدار با شرکت کنندگان جهانی جریان های افراطی و تکفیری»، دفتر حفظ و نشر آثار آیت اللّه العظمی خامنه ای، در: http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=28249

خامنه ای، سید علی (بی تا). بیانات، بی جا: بی نا.

خوانساری، محمد بن حسین (1366). شرح غرر الحکم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1404). المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان، بیروت: دار القلم.

«رویکرد سیستمی» (1385). در: majdnia.blogfa.com.

زاهدی، شمس السادات (1389). مجموعه مقالات نگرش سیستمی، تهران: مرکز آموزش مدیریت دولتی.

شورای عالی انقلاب فرهنگی (1390). مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران، تهران: شورای عالی انقلاب فرهنگی.

طباطبایی، محمدحسین (1374). المیزان، ترجمه: محمدباقر موسوی همدانی، قم: دفتر انتشارات اسلامی.

فرشاد، مهدی (1362). نگرش سیستمی، تهران: امیرکبیر.

کلینی، محمّد بن یعقوب (1407). الکافی، تصحیح: علی اکبر غفّاری و محمّد آخوندی، تهران: دار الکتب الاسلامیّه، ج1 و 2.

مصطفوی، حسن (1360). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

مطهری، مرتضی (1386). سیری در سیره نبوی، قم: صدرا.

معین، محمد (1381). فرهنگ لغت معین، تهران: آدنا.

مفتح، محمدهادی (1395). «قاعده اهم و مهم در نظریه غیراخلاقی توجیه»، در: پژوهش های اخلاقی، س6، ش3 (23)، ص145-164.

نویسندگان:

طوبی کرمانی: استاد گروه الاهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران

صبیحه نباتی: دانشجوی دکتری مذاهب کلامی، دانشگاه ادیان و مذاهب قم

پژوهشنامه مذاهب اسلامی شماره 8

منبع:فارس

آخرین مطالب