پر بازدیدترین مطالب

از عراق تا زندان‌های کومله؛ داستان فرار اولین اسیر ایرانی

«نام: سیدرضا»؛ خاطرات جذاب اولین ایرانی است که موفق شد از اردوگاه‌های عراق فرار کند اما در آستانه ورود به خاک کشور، به دست نیروهای ضد انقلاب اسیر می‌شود. نویسنده این اثر می‌گوید خاطراتی از این دست سند معتبری است برای جلوگیری از تحریف تاریخ جنگ.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، انتشارات سوره مهر به تازگی کتابی با عنوان «نام: سیدرضا» منتشر کرده است. این اثر که در گونه ادبیات بازداشتگاهی نوشته شده، روایتگر خاطرات سیدرضا موسوی، از آزادگان جنگ تحمیلی است که توانست با همراهی دو تن از اسرا از اردوگاه‌های عراق فرار کند. گفته می‌شود او اولین کسی است که موفق شده تا از دست عراقی‌ها فرار کرده و به ایران بازگردد.

این کتاب که به قلم رضا جمشیدی نوشته شده، با نثری داستانی و جذاب خاطرات موسوی از زمان حضور در جبهه تا زمان بازگشت به وطن را روایت می‌کند. پرداختن به جزئیات، توصیف حالات، شخصیت‌پردازی و وجود حوادث پی‌ در پی بر جذابیت کتاب افزوده است.

تاکنون آثار متعددی از ادبیات بازداشتگاهی هشت سال جنگ تحمیلی طی سال‌های گذشته منتشر شده که هرکدام روایتگر گوشه‌ای از فداکاری‌های مردانی است که بسیاری از آنها به یک‌باره در مواجه با جنگ بزرگ شدند. موسوی در این کتاب از زمان اسارتش به دست گروهک‌های کُرد در جبهه‌های غرب کشور می‌گوید، از تبادل اسرا به دست این گروهک‌ها با نیروهای بعثی، از وضعیت بازداشتگاه‌های عراق و اسرایی که سال‌ها انتظار کشیده‌اند تا دیوار بلندی که میان آنها و دنیای خارج قد علم کرده،‌ روزی خراب شود. برخی از کارشناسان معتقدند که در میان خاطراتی که از جنگ‌ها گفته شده، ادبیات بازداشتگاهی یا اردوگاهی بیشترین تأثیر را بر مخاطب می‌گذارد و از این جهت، تأثیرگذارترین غنیمت‌های فرهنگی جنگ به شمار می‌آیند.

خاطرات موسوی در این کتاب به دلیل شخصیت‌پردازی خوب نویسنده توانسته از این جهت با مخاطب ارتباط برقرار کند؛ به طوری که گاه مخاطب نمی‌تواند از دل حوادثی که بر سر راه راوی سبز می‌شوند، بی‌توجه بگذرد و کتاب را رها کند. خبرگزاری تسنیم به مناسبت انتشار این کتاب در سالروز ورود آزادگان به کشور گفت‌وگویی با نویسنده این اثر انجام داده که در ادامه می‌خوانید:

*تسنیم: آقای جمشیدی، کتاب «نام: سیدرضا» اثری متفاوت در میان آثاری است که در این سال‌ها در قالب ادبیات اردوگاهی منتشر شده‌اند. موسوی، راوی کتاب، خاطرات ارزشمندی از دوران اسارت در عراق و همچنین در دست کومله دارد. جرقه ثبت این خاطرات چگونه در ذهن شما زده شد؟

موسوی همشهری من در سر پل ذهاب است، خاطرم هست زمانی که این اتفاق رخ داد و او توانست از چنگ عراقی‌ها و نیروهای ضد انقلاب فرار کند و به کشور بازگردد، خبرش در شهر پیچید و در خاطر بسیاری از همشهریان ما ثبت شد. بعد از اتمام جنگ، بنیاد حفظ آثار و حوزه هنری به فکر ثبت خاطرات جنگ افتادند و من نیز کم‌کم بخشی از کارم را به خاطره‌نویسی دفاع مقدس اختصاص دادم. به پیشنهاد یکی از دوستان، جرقه نگارش خاطرات سیدرضا موسوی، به عنوان اولین اسیر ایرانی که موفق شده بود از اردوگاه‌های عراق فرار کند و علاوه بر این، خاطرات جالب و خواندنی از دوران اسارت به دست کومله هم داشت، زده شد.

برای نگارش این کتاب 50 ساعت مصاحبه با راوی انجام شد که از این میزان، حدود 36 مصاحبه مفید بود. بعد از انجام مصاحبه‌ها، با کمک حوزه هنری، مستند داستانی از خاطرات موسوی تهیه شد. در مجموع می‌توان گفت که حدود هزار ساعت صرف نگارش این کتاب کرده‌ام.

از اردوگاه‌های عراق تا زندان‌های کومله؛ داستان جذاب فرار اولین اسیر ایرانی

خاطرات موسوی از چند وجه حائز اهمیت است؛ نخست اینکه او اولین اسیری است که موفق شد از اردوگاه‌های عراق فرار کند، همین نکته کتاب را خواندنی می‌کرد. داستان این فرار و نحوه شکل‌گیری آن در اردوگاه‌های عراق، داستان جالبی است که علاوه بر کتاب، قابلیت پرداختن در یک اثر سینمایی را نیز دارد.

موضوع وقتی جالب می‌شود که متوجه می‌شویم راوی در آخرین روز سربازی به دست نیروهای ضد انقلاب به اسارت در می‌آید و پس مبادله با نیروهای عراقی، چند مدت در اردوگاه‌های عراق اسیر می‌شود. کتاب حاضر، خاطرات و روحیات رزمنده‌ای را روایت می‌کند که نمی‌تواند اسارت را بپذیرد و پیوسته به دنبال حل این موضوع و یافتن راهی است تا بتواند از اردوگاه بگریزد. خاطرات موسوی به اینجا ختم نمی‌شود؛ او پس از فرار از اردوگاه عراق، به دست نیروهای ضد انقلاب می‌افتد و حوادث دیگری نیز برای او در این برهه رقم می‌خورد. تمام این اتفاقات، خاطرات او را از بسیاری از روایت‌هایی که تاکنون نقل شده متمایز می‌کند.  

*تسنیم: مخاطب در کتاب پیوسته با حوادثی روبروست که حس تعلیق دارد و از این جهت، نمی‌تواند به راحتی از آن بگذرد. حوادثی که ممکن است مخاطب را در پذیرش آن دچار تردید کند. این خاطرات را چطور راستی‌‌آزمایی کردید؟

موسوی قبل از اینکه با من برای نگارش این کتاب مصاحبه کند، چندبار در تلویزیون مصاحبه کرده و بخشی از خاطراتش را نقل کرده بود. درستی خاطراتی که نقل می‌شود، برعهده راوی است و منِ نویسنده مسئولیت چندانی در این قضیه ندارم. با این حال باید گفت که خاطرات موسوی بارها از سوی او و دیگر همراهانش نقل شده؛ هم در محافل دوستانه که من نیز گاهی حضور داشتم و هم در مصاحبه‌های تلویزیونی. به همین دلیل تقریباً راستی و درستی این خاطرات برای من نویسنده محرز شده است.

از سوی دیگر، در بخش نهایی کتاب که به ارائه اسناد اختصاص داده شده است، تأیید کسانی که همراه موسوی در این اتفاقات بوده‌اند، ذکر شده است. موسوی به همراه دو تن دیگر از اسرا از اردوگاه‌های عراق فرار می‌کند که یک نفر از آنها شهید می‌شود و فرد دیگر، آقای خزاعی، تا مرحله‌ای که همراه موسوی بوده، این خاطرات را تأیید کرده است.

*تسنیم: خاطرات دفاع مقدس و به ویژه ادبیات اردوگاهی که از آن با عنوان انسانی‌ترین گونه ادبی یاد می‌شود، به زعم کارشناسان، غنیمت‌های فرهنگی هستند. با توجه به تجربه‌ای که در این زمینه دارید، فکر می‌کنید که ما تا چه اندازه توانسته‌ایم از این غنیمت‌های فرهنگی به نفع خودمان در اثبات حقانیت و در عین حال مظلومیت ایران در هشت سال جنگ تحمیلی بهره ببریم؟

هر کتابی که در رابطه با خاطرات رزمندگان و آزادگان نوشته می‌شود، بخشی از حقانیت ایران در این جنگی نابرابر را روایت می‌کند. رفتار ایرانی‌ها با اسرای عراقی کاملاً با آنچه در اردوگاه‌های عراق رخ داد، متفاوت بود. هرچند عناوین متعددی در قالب خاطرات جنگ در این‌باره نوشته و منتشر شده، اما من فکر می‌کنم که آثار منتشر شده تنها 10 درصد ظرفیتی است که ما هم‌اکنون در دست داریم. به عنوان مثال، اگر از هر شخصی در مناطق مختلف استان کرمانشاه از سرپل ذهاب گرفته تا قصر شیرین و ... که در مواجهه با جنگ بودند، از آن روزها سؤال کنید، می‌بینید که هرکدام خاطره‌ای از آن ایام دارند. هرکدام از آنها یک کتاب ناگفته است؛ یکی رزمنده بود، یکی پرستار بود، یکی زن خانه‌دار بود و ... اما هرکدام وقتی در مواجهه با جنگ قرار گرفتند، روایتی نو دارند. تمام افراد استان‌های مرزی از پدر و مادر یک خانه گرفته تا فرزندان درگیر این جنگ بوده‌اند.

تنها 10 درصد از خاطرات اسرا منتشر شده‌ است

هرچه ما بیشتر روی این موضوعات کار کنیم حقانیت و در عین حال مظلومیت خودمان را بیشتر و روشن‌تر بیان می‌کنیم.

*تسنیم: در یکی دو سال اخیر تلاش‌هایی شده تا روایت‌های متفاوتی از جنگ ارائه شود. این روایت‌ها یا توسط برخی از افراد در داخل مطرح شده یا در رسانه‌های خارجی. در این روایت‌ها تلاش شده تا جنگ تحمیلی به گونه‌ای دیگر تعریف شود و اینطور عنوان می‌شود که جنگ، آنطور که گفته می‌شود، چندان برای ایرانی‌ها قهرمانانه نبوده است. فکر می‌کنید انتشار خاطراتی از این دست، تا چه اندازه می‌تواند از تحریف تاریخ جلوگیری کند؟

اگر برنامه‌ریزی کنیم تا تمام این خاطرات را جمع‌آوری کنیم،‌ خود سند معتبر و محکمی خواهد بود در برابر کسانی که این نوع تبلیغات را مطرح می‌کنند. من خود از 15 سالگی در جنگ بودم، از نزدیک آن را لمس کردم، ممکن است در آن فضای جنگ خطاهای فردی رخ داده باشد یا در شرایط بحرانی فردی نتواند بر احساسات خود کنترل داشته باشد، اما در مجموع باید گفت که رفتارهایی که از سوی ایرانی‌ها در جنگ تحمیلی رخ داد، رفتاری انسانی و معقول بود؛ این موضوع را هم می‌توانیم در مواجهه با اسرای عراقی ببینیم و هم در مواجهه با زخمی‌های نیروهای مقابل؛ این در حالی است که ما بارها از خاطرات آزادگان از حوادث هولناک در اردوگاه‌ها می‌شنویم، از تونل‌های وحشت گرفته تا رفتارهای غیر انسانی که در حق یک انسان در بند روا داشته می‌شد؛ اتفاقاتی که شاید برای مخاطب امروز غیر قابل باور باشد.

خاطرات آزادگان؛ سند معتبری است برای جلوگیری از تحریف تاریخ جنگ

با توجه به این ظرفیت‌ها باید چند سال به صورت مداوم در مرحله نخست بر ثبت و جمع‌آوری خاطرات جنگ و در مرحله بعد باید بر ترجمه این آثار بپردازیم. با وجود همه خاطراتی که در این سال‌ها منتشر شده، دست سینمای ما از فیلم‌های دفاع مقدس تقریباً خالی است؛ این در حالی است که آمریکایی‌ها از فرار سرباز رایان خود چندین فیلم و سریال می‌سازند و جنگ خود را اینطور به دنیا معرفی می‌کنند.

نامهربانی سینما نسبت به خاطرات آزادگان

کتاب «سید رضا» خود یک فیلم سینمایی است. به راحتی می‌توان این دست از آثار را ترجمه و معرفی کرد، اما متأسفانه در سال‌های اخیر دستمان از ترجمه این دست از آثار نیز خالی است و متولیان این امر کار چندانی نکرده‌اند.

*تسنیم: آقای جمشیدی برخی معتقدند که زمان نوشتن خاطرات تمام شده و حالا زمان آن رسیده که بر رمان و داستان تمرکز کنیم. چقدر با این نظر موافق هستید؟

خاطرات واقعیت‌های زندگی یک شخص است، اما رمان و داستان به فضای تخیل وارد می‌شوند. ما هنوز خاطرات جذابی داریم که ارزش چندین‌بار خواندن را دارند. در خاطرات حقانیت‌ها و واقعیت‌ها گفته می‌شود، با فرهنگ، محیط اجتماعی و روحیات راوی آشنا شوید. حرف‌های ناگفته از جنگ بسیار است، صاحبان خاطره یا دچار فراموشی شده‌ و یا رخ در نقاب خاک می‌کشند؛ و ما تنها حسرت می‌خوریم که چه خاطراتی در زیر خاک پنهان شده است.

خاطرات منشأ داستان و رمان هستند، تا زمانی که این خاطرات ثبت نشود نمی‌توان به خلق یک رمان جذاب نیز چندان امیدوار بود.

*تسنیم: جذاب‌ترین بخش این خاطرات برای شما به عنوان یک نویسنده کدام بخش بود؟

آن زمانی که بعد از فرار از تپه‌های عراق، خاک ایران را می‌بیند و از شوق توانایی راه رفتن ندارد، اما ناگهان در همان‌جا به اسارت نیروهای ضد انقلاب درمی‌آید برایم جذاب و تکان‌دهنده بود.

رامسر میزبان شاعران جوان آفتابگردان‌ها

آخرین اردوی هفتمین دوره آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی «آفتابگردان‌ها» با حضور شاعران جوان در رامسر آغاز به‌کار کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، آخرین اردوی بانوان و آقایان هفتمین دوره آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی «آفتابگردان‌ها» از جمعه ۲۵ مرداد برای آقایان و از شنبه ۲۶ مرداد برای بانوان در رامسر آغاز به کار کرده است.

در قالب این اردوی چهارروزه که به ابتکار مؤسسه شهرستان ادب برگزار می‌شود، شاعران جوان (آقا و خانم) از سراسر کشور، برای سومین بار گرد هم می‌آیند تا از برنامه‌های آموزشی فشرده با حضور استادان برجسته در زمینۀ شعر بهره‌مند شوند.

کارگاه‌های تخصصی نقد و کلاس‌های شناخت و درک شعر ایران و جهان، با حضور استادان و شاعرانی چون ناصر فیض، سعید بیابانکی، محمدعلی مجاهدی، حسنا‌ محمدزاده، اسماعیل محمدپور، محمدحسین نعمتی، پونه نکوی، علی داودی، افسانه غیاثوند، سیدوحید سمنانی، محمدرضا وحیدزاده و مبین اردستانی برای شرکت‌کنندگان در این دوره در نظر گرفته شده است.

این استعدادهای تازۀ شعر کشور، در فراخوان «آفتاب‌گردان‌ها» با ارسالِ شعر شرکت کرده‌اند و بر اساس معیارهای مشخصی گزینش شده‌اند. مطالعات در زمینه شعر، انگیزه و جدیت، توان شعرخوانی، سطح دانش معرفتی، و آزمون طبع شعر از جمله مهم‌ترین معیارها برای حضور در این دوره تخصصی است. علاقمندان به شرکت در این دوره‌ها، که به صورت رایگان برگزار می‌شود، می‌توانند به نشانی اینترنتی aftabgardanha.com مراجعه کنند و از تاریخ و شرایط استفاده از دوره‌های بعدی این اردوها کسب اطلاع کنند.

گفتنی است دوره‌های آموزشی آفتابگردان‌ها را دفتر شعر مؤسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب به صورت سالانه برگزار می‌کند. هدف از برگزاری این دوره‌های آموزشی، کمک به پویایی شعر جوان، کشف و پرورش استعدادها و زمینه‌سازی برای رویش نسل جدید شاعران انقلاب اسلامی است. هر ساله، در قالب این دوره آموزشی، ده‌ها شاعر جوان و مستعد از سراسر کشور و بخصوص شهرستان‌ها، شناسایی شده و به عضویت دوره در می‏‌آیند.

بر اساس این گزارش اختتامیه اردوی بانوان ۲۹ مرداد و اردوی آقایان یک روز قبل از آن در ۲۸ مرداد برگزار خواهد شد.

دست پروردگان امام حسن(ع) در رکاب برادر

امام حسن(ع) حاضر شد خود را، نام خود را، وجهه‏‌ى خود را و محبوبیّت خود را در میان دوستان نزدیکش، فداى مصلحت واقعى بکند؛ حاضر شد که او را نشناسند، براى اینکه اسلام را بشناسند و اسلام بماند.

دست پروردگان امام حسن(ع) در رکاب برادر
به گزارش سخن آشنا، نخستین فرزند خاندان نبی‌الله که در شب پانزدهم ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدینه چشم به جهان گشود را حسن نامیدند که تا آن روز در عصر جاهلیت مرسوم نبود، همچنین کنیه او را ابومحمّد نهادند، که تنها کنیه آن حضرت بود. در بین القاب سید، زکی، سبط برای امام حسن (ع)، نام مجتبی معروف‌ترین لقب ایشان است.

امام حسن مجتبی (ع)، از خردسالی وجود مبارک پیامبر اکرم (ص) را درک نمود و در آغوش جدبزرگوارشان تحت تربیت قرار گرفت.

از پیامبر اکرم (ص) درباره امام حسین (ع) و امام حسن (ع) نقل شده است که می‌فرمایند: «این دو فرزند من، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند (کنایه از این که در هر حال امام و پیشوایند.»

از خلافت تا صلح
پس از شهادت امام علی (ع) مردم برای بیعت به سوی امام حسن (ع) شتافتند و جمعیت کثیری با امام بیعت کردند، آن حضرت بر منبر رفت و به ایراد خطبه پرداخت. با پایان خطبه، عبدالله بن عباس مردم را به بیعت فرا خواند. امام حسن (ع) بیعت عراقیان را با این شرط قبول کرد که با هرکسی که قصد جنگ داشت، بجنگند و با هرکسی که صلح کرد، صلح کنند.

برخی، که آماده جنگ با معاویه بودند، از این سخنرانی برداشت کردند که امام حسن قصد صلح دارد. آنان به سوی امام حسین(ع) شتافتند؛ اما آن حضرت خود را مطیع برادر دانست. آنان سپس بازگشتند و با امام حسن(ع) بیعت کردند. بدین ترتیب مسلمانان در سرزمین‌های مختلف، چون عراق، حجاز و ایران خلافت حسن بن علی را به رسمیت شناختند. در این میان منطقه شام که به شدت تحت نفوذ معاویه و یارانش بود در شمار بیعت‌کنندگان قرار نداشت. بر اساس برخی گزارش‌ها امام حسن (ع) نزدیک به پنچاه روز یا بیشتر، پس از شهادت پدر و بیعت مردم، در زمینه جنگ یا صلح هیچ اقدامی نکرد. نخستین اقدام امام پس از بیعت، افزایش صد درصدی مستمری جنگجویان بود.

صلح امام
مهمترین حادثه در زندگی امام حسن (ع) جریان صلح معاویه با آن حضرت است. تحلیل این حادثه ضروری به نظر می‌رسد زیرا خود امام صلحش را حجتی بر آیندگان می‌داند؛ یعنی بر اساس عملکرد حضرت، وظیفه انسان نیز در شرایط مشابه با آن زمان، صلح و مصالحه است.

بررسی مقدمات و شرایط و عللی که صلح را ایجاب کرد و دقت در کیفیت وقوع صلح و مواد صلحنامه و موشکافی نتایج شیرین صلح برای جناح حق و ضربه‌های سهمگین آن بر جناح باطل به‌خوبی روشن می‌کند که صلح آن حضرت در حقیقت انقلاب سبزی بود که زمینه انقلاب سرخ حسینی را فراهم ساخت و این نرمش قهرمانانه در کنار آن جنبش ظلم‌ستیزانه، پایه‌ریز انقلاب علمی امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در عصر طلایی خلأ انتقال قدرت از بنی‌امیه به بنی‌عباس گشت و به این ترتیب، اسلام ناب محمدی که در تشیع جلوه‌گر بود، نهال خود را آبیاری نمود و به درخت تنومندی تبدیل کرد.

امام پس از صلح تا شهادت
تمامی تلاش امام حسن (ع) پس از قبول صلح این بود که فواید مورد نظرش را از صلح به نتیجه برساند و بر این اساس در تمام این مدت به حفظ نیرو‌های کیفی و خالص، بازسازی نیرو‌های خسته و وازده و تفسیر صحیح اسلام پرداخت. عملکرد دشمن‌شکن حضرت پس از صلح چنان قدرتمند بود که معاویه را به فکر شهادت آن حضرت انداخت.

چرا امام حسن(ع) شجاع‌ترین چهره تاریخ اسلام است؟
رهبر انقلاب: من معتقدم امام حسن مجتبى شجاع‏‌ترین چهره‏‌ى تاریخ اسلام است. می‌پرسید از على(ع) هم شجاع‌‏تر است، از برادرش حسین(ع) هم شجاع‌‏تر است که در میدان جنگ، آن جنگ خونین، با آن فداکارى عجیب خودش را به کشتن داد؟
‌‌
بله، شجاعت واقعى این است که انسان برطبق آنچه مصلحت فکر و ایدئولوژى او است اقدام بکند، اگرچه کسى نفهمد و امام حسن (ع) حاضر شد خود را و نام خود را و وجهه‏‌ى خود را و محبوبیّت خود را در میان دوستان نزدیکش، فداى مصلحت واقعى بکند؛ حاضر شد که او را نشناسند، براى اینکه اسلام را بشناسند و اسلام بماند.
‌‌
آیا امام حسن(ع) میتوانست در جنگ با معاویه شهید باشد؟ نه، نمیتوانست. شهید کیست؟ شهید آن کسى است که جان خود را مایه می‌گذارد، خون خود را می‌ریزد، براى ابقای فکر و ایده‏‌اى که به آن احترام می‌گذارد؛ این شهید است.
‌‌
امام حسن(ع) اگر در میدان جنگ کشته می‌شد، به این معنا بود که معاویه تنها منازع خود را، تنها کسى را که امکان دارد نقش افشاگرى و رسواگرى در برابر روشهاى پنهانى و ریاکارانه‏‌ى معاویه ایفا کند، یک چنین رقیبى را دیگر در مقابل راه خود نبیند.

* امام حسن(ع)؛ ناجی دین اسلام
محمدرضا فخرروحانی، پژوهشگر تاریخ اسلام با بیان اینکه معاویه بدعت‌های زیادی ایجاد کرد و اینها زمینه‌های بزرگ‌تر انحراف عقیدتی را به دنبال داشت، گفت: او شیعیان حضرت امیرالمؤمنین(ع) را مورد تعقیب و آزار قرار می‌داد. اینها زمینه‌هایی بود که کم‌کم باعث بیداری برخی افراد شد. امام حسن مجتبی(ع) به عبارت دیگر یک ناجی بسیار خوب برای دین اسلام بودند؛ یعنی در یک حرکت بسیار حساب شده، دین اسلام و تشیع را از خطر نجات دادند.

وقتی یک رهبر یا امامی بخواهد دین را نجات دهد، مکانیزم بهترین تصمیم‌گیری را می‌داند. یک موقع نجات دادن اسلام این است که امام علی(ع) در صفین با معاویه بجنگند. چرا؟ چون معاویه لشکرکشی نظامی کرده است. اما یک موقع دشمنی که تا دیروز شمشیر به دست جلوی امیرالمؤمنین(ع) می‌جنگید استراتژی خود را تغییر داده و از جبهه نظامی، وارد جبهه‌ فرهنگی شده است. کسی که از جبهه فرهنگی وارد می‌شود، باید در جبهه فرهنگی با او جنگید. مثل شرایط الان که ما از تهاجم فرهنگی حرف می‌زنیم. در تهاجم فرهنگی شما نمی‌توانید یقه کسی را بگیرید و بگویید شما حمله نظامی کرده‌‌اید؛ چنین نیست؛ آنها اتفاقاً نه تنها حمله نظامی نمی‌کنند؛ بلکه شاید به ظاهر سازندگی می‌کنند ولی در واقع تخریب فرهنگی صورت می‌دهند.

* دست پروردگان امام حسن(ع) در رکاب برادر
ناجی بودن امام حسن مجتبی(ع) به دلیل این است که ایشان یک سری از اصحاب را تربیت کردند. شما می‌بینید تعدادی از اصحابی که بعداً همراه امام حسین(ع) از مدینه به کربلا می‌روند، همان کسانی هستند که در مدینه دست‌پرورده امام حسن مجتبی(ع) بودند. فرزندان امام حسن(ع) تا پای جان در کنار امام حسین(ع) ایستادند. به عبارتی می‌شود گفت امام حسن مجتبی(ع) زیرساخت فرهنگی را محکم کردند؛ چرا که معاویه در آن دوره تجلی نظامی نداشت و در جبهه فرهنگی کار می‌کرد. ضرورت داشت که در مقابله با او، امام در جبهه فرهنگی کار کند، شاگرد تربیت بکند و افراد را روشن کند.

نقش احیاگری فرهنگی در زندگانی امام حسن مجتبی(ع) مغفول و کم‌رنگ مانده است و علتش این است که امام علی(ع) به عنوان امام اول و وصیّ پیامبر(ص) جایگاه مشخص خود را دارند، در دوره امام حسین(ع) نیز واقعه عاشورا خیلی پررنگ است. فکر می‌کنم جنبه‌های تربیتی و فکری که امام حسن مجتبی(ع) به ما یاد دادند باید پررنگ شود.

متأسفانه شخصیت بزرگی مثل امام حسن مجتبی(ع) که امام بشریت است، هم از طرف بنی‌امیه و هم بنی‌عباس مورد فشار و تبلیغات سوء قرار گرفته است و امروز ناخودآگاه برخی همان روش را ادامه می‌دهند. از این رو باید روشنگری درباره ایشان بیش از پیش انجام شود.
منابع: جهان نیوز و ایکنا

توصیف رهبر انقلاب از شهید ابراهیم هادی



رهبر انقلاب پس از اتمام شعرخوانی شاعر فرمودند: « مثل شهید ابراهیم هادی؛ میخواست گمنام زندگی کند اما امروز در تمام آفاق فرهنگی کشور نامش پیچیده.

دیدار شاعران و اهالی فرهنگ و ادب با رهبر انقلاب

به گزارش سخن آشنا، محمدحسن جمشیدی از شعرای جوان کشورمان، همزمان با شب میلاد امام حسن(ع) شعری را در محضر رهبر انقلاب قرائت کرد. این شعر با مضمون گمنامی بود که رهبر انقلاب پس از اتمام شعرخوانی شاعر فرمودند: « مثل شهید ابراهیم هادی؛ میخواست گمنام زندگی کند اما امروز در تمام آفاق فرهنگی کشور نامش پیچیده».


در دعای اهل دل باران فراز آخر است
گریه کن در گریه‌ی عاشق صفایی دیگر است

عاشقان با اشک تا معراج بالا می‌روند
بهترین سرمایه انسان همین چشم تر است

در جواب بی‌وفایی خلوتی با خود بساز
دست کم تنها شدن از دل شکستن بهتر است

شد فراموش آنکه بیش از قدر خویش آمد به چشم
آنکه با گمنام بودن سر کند نام‌آور است(۱)

صحبت از پرواز جانکاه است وقتی روح ما
مثل مرغ خانگی زندانی بال و پر است

گرچه چندی چهره‌ی خورشید را پوشانده‌اند
در پس این ابرهای تیره صبحی دیگر است

منبع: فارس

ضرورت توجه به محافل قرآنی در منازل و مساجد- بخش دوم/ نورانیت خانه‌ها با ترویج آموزه‌های قرآنی  

 

محافل انس با قرآن یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین مراکز رشد و تربیت چهره‌های فعال قرآنی است، به‌گونه‌ای که بسیاری از قاریان و حافظان قرآن کریم از چنین محافلی رشد پیدا کرده‌اند و شخصیت قرآنی آنان در محافل انس با قرآن در مساجد و محله‌ها شکل گرفته است.

Image result for ‫ضرورت توجه به محافل قرآنی در منازل و مساجد - بخش نخست/ طنین ملکوتی قرآن در مساجد و محله‌ها‬‎
سخن آشنا- اگر سیری در کتاب خاطرات رزمندگان دوران دفاع مقدس بیندازیم خواهیم دید اغلب آن افراد که عاشقانه دل به دریای دفاع از میهن اسلامی سپردند و شجاعانه به جنگ با دشمن بعثی شتافتند به نوعی تربیت یافته همین محافل خانگی انس با قرآن و عترت بودند و با الگوگیری از آموزه‌های چنین مجالسی در مبارزه با دشمن تا پای جان ایستادند و به فیض شهادت نائل آمدند.
امروز نیز گسترش محافل خانگی انس با قرآن می‌تواند در تربیت نسل آینده به سمت آموزه‌های اسلامی و قرآنی نقش مهمی ایفا کند.
از همین‌رو ترویج و گسترش محافل قرآن و عترت و برگزاری مراسم شب‌های تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه آن هم نشستن پای منبر علمای صاحب نفوس قدسی و الهی می‌تواند در تربیت نیروهای اسلامی و انقلابی نقش مهمی داشته باشد.
هنوز هم خاطره خوش منبرهای حضرات آیات و علمای گرانقدر درس دین و اخلاق فراموش نشده است و خیلی از افراد با استفاده از نرم‌افزارهای سخنان این بزرگان همچنان پای درس اخلاق آنان هستند و امروز به تشکیل چنین مجالس و محافلی احتیاج داریم.
این روزها محافل انس با قرآن در منازل و مساجد و محله‌ها رونق گرفته و جلسات تفسیر و صوت قرآن به گوش می‌رسد.
برای رونق بخشیدن به این محافل چه راهکاری را باید درپیش بگیریم و اصولاً چگونه می‌توان در ترویج این مجالس نقش ایفا کرد.
در گزارش امروز کارشناسان و قاریان بین‌المللی به این سؤالات پاسخ داده‌اند.
ترویج فرهنگ قرآنی
در جامعه اسلامی
محافل خانگی قرآن و حضور در آنها از مهم‌ترین ابزارهای ترویج فرهنگ انس با قرآن است.
یکی از اساسی‌ترین توصیه‌های پیامبر اسلام‌(ص) مأنوس‌کردن هرچه بیشتر مردم با قرآن است چرا که قرآن صادق‌ترین گفتار، رساترین موعظه و بهترین داستان هاست.
«آقای منصور قصری‌زاده» قاری ممتاز بین‌المللی قرآن کریم در گفت‌وگو با گزارشگر روزنامه کیهان به این موضوع مهم می‌پردازد و می‌گوید: «مهم‌ترین مانع ترویج فرهنگ قرآنی عدم تطابق قول و فعل خود مردم و مسئولین است. یعنی عدم تطابق گفتار و رفتار. به‌عبارتی ما ادعای دین‌داری داریم ولی در عمل دین‌دار نیستیم.
با توجه به اینکه در یک جامعه دینی زندگی می‌کنیم، توقع مردم این است من که یک فرد قرآنی و حزب‌اللهی یا مسئول نظام جمهوری اسلامی هستم خودم بیشتر از دیگران به قرآن و دستورات اهل بیت(ع) عمل کنم. ولی اگر عمل نکنم و مردم مخالف آن را ببینند، هرچه مجالس قرآنی و محافل انس با قرآن بگذاریم، در مردم ایجاد ظنّ ظاهرسازی می‌کند، و الا کافی‌است فرد قرآنی یا مسئول نظام جمهوری اسلامی چند عمل درست منطبق با دستورات قرآن داشته باشد. تأثیر اعمال و رفتار چهره‌های قرآنی و کسانی که وجهه‌های دینی دارند مثل؛ روحانیون، مداحان و قاریان قرآن در مردم بسیار است. اگر بخواهیم فرهنگ قرآنی را ترویج کنیم، قاری قرآن نمی‌تواند فقط به خواندن قرآن با تحریر، صوت و لحن اکتفا کند، مردم شاید از نظر انگیزشی لحظه‌ای تحت‌تأثیر قرار بگیرند ولی کافی‌است که ببینند همان مداح، قاری، مسئول یا روحانی به آن چیزی که می‌خواند خودش مقید نیست، به این ترتیب تمام زحماتی که کشیده‌اند به‌هدر می‌رود، پس مهم‌ترین نکته این است که قاری یا مدرس قرآن خود عامل به قرآن و دستورات قرآنی باشد.»
این قاری ممتاز بین‌المللی در ادامه می‌افزاید: «درباره انتخاب مسئولین، مثلاً در مجلس یک وزیر که می‌خواهند به او رأی اعتماد دهند، یکی از راههای بسیار مهم این است که کسی که می‌خواهد به‌عنوان وزیر برنامه کاری‌اش را به مجلس ارائه دهد در حکومت اسلامی باید یک پیوست قرآنی داشته باشد.
یعنی طرحی که می‌خواهد برای مدیریت ارائه دهد براساس مبانی قرآنی مربوط به آن باشد و خودش را ملتزم بداند که قرآن را در مدیریت خود اعمال کند. اگر این‌گونه بشود شاهد خواهیم بود که در سیستم اداری هم، افراد انگیزه دارند برای اینکه قرآن بخوانند و بخواهند فرهنگ قرآنی برایشان نهادینه شود برای اینکه ایمان‌شان بیشتر شود و لذت ببرند مسئول مربوط خودش باید قرآنی باشد و دغدغه فرهنگ قرآنی داشته باشد.»
قصری‌زاده در ادامه همین بحث تصریح می‌کند: «بی‌توجهی به فرهنگ قرآنی می‌تواند روحیه مردم را تخریب کند، بنابراین به عقیده من مهم‌ترین عامل در ترویج فرهنگ قرآنی تطابق گفتار و رفتار دینی ما به‌عنوان قاریان و متولیان امر قرآن است. یک قاری قرآن یا مداح یا یک مسئول نظام اسلامی نباید حرف و عملش در تضاد با هم باشد، چرا که این مهم با دستورات قرآن همخوانی ندارد و باید برابر معیارهای قرآنی رفتار کرد.»
اهمیت تسلط برخواندن قرآن
برای فرد مومن
امام صادق(ع)، عمل انسان، یعنی تقوای عملی، تلاش وکوشش، نماز و کارهای خیر را هدایت‌گر می‌دانند و می‌فرمایند: با غیر زبان، مردم را [به سوی حق] دعوت نمایید. بهترین مربی و الگو کسی است که رفتارش، گفتار وی را تایید نماید.
«علی‌اکبر ملکشاهی» قاری بین‌المللی قرآن‌کریم در گفت‌وگو با گزارشگر روزنامه کیهان به این موضوع مهم می‌پردازد و می‌گوید: «برای اینکه قرآن را در سطح جامعه رواج دهیم و فرهنگ قرآنی یعنی شیوه‌ها و روش‌هایی که انجام آنها نشان می‌دهد که ما یک انسان قرآنی هستیم و در مدار و سیر قرآن حرکت می‌کنیم‌باید عامل به دستورات قرآنی باشیم و این عامل بودن تا رسیدن به رضای خدا طبعا مقدماتی دارد که یکی از آنها انس با قرآن است. بنابراین مردم جامعه اسلامی باید به بایسته‌ها و شایسته‌هایی که قرآن به آن امر کرده اشراف داشته باشند و ضمن آن با قرآن، الفاظ قرآنی و کلمات قرآن مانوس باشند و آنها را بفهمند و ان‌شاءالله در مسیر عمل به آنها قرار بگیرند. طبعا اگر تک‌تک آحاد جامعه این ویژگی‌هایی که در قرآن با آن تاکید شده، مثل ایمان، عمل صالح، انفاق، دوری از اسراف، ظلم‌ستیزی، مدارا با محرومان و... را رعایت کنند یک جامعه به معنای واقعی دینی خواهیم داشت.»
نقش و عمل مسئولان
در ترویج فرهنگ قرآنی
بدون شک مسئولان در ترویج فرهنگ قرآنی نقش مهم و موثری می‌توانند داشته باشند.
ملکشاهی قاری قرآنی به گزارشگر کیهان می‌گوید: «البته امروز که ما در سایه‌سار یک نظام اسلامی زندگی می‌کنیم، به نظر می‌آید که بخش عمده‌ای از ترویج فرهنگ قرآنی به عمل مسئولین کشور برمی‌گردد. بنابراین مسئولین کشور، اگر ساده‌زیست و با اخلاص باشند، اگر به فکر محرومان باشند و خودشان از نظر امکانات مادی از قشر متوسط جامعه باشند و در عین حال عامل به فرامین قرآن، طبعا ترویج فرهنگ قرآنی در جامعه رسوخ و گسترش بیشتری پیدا می‌کند. چون «الناس علی‌دین ملوکهم» طبعا شخصی که یک ويژگی خاص از لحاظ موقعیت اجتماعی، فردی، سیاسی و... دارد جزو گروه مرجع محسوب می‌شود و توجه مردم به اوست. اگر او قرآنی بود و عامل به قرآن به نظر می‌آمد فرهنگ قرآنی در جامعه بسیار سریع‌تر ترویج و گسترش می‌یابد».
این قاری ممتاز بین‌المللی در ادامه می‌گوید: « بعد از انقلاب اسلامی آموختن قرآن بسیار فراگیرتر شده است به گونه‌ای که خانواده‌ها و فرزندان به علاقه‌مندی به قرآن و یادگیری و انس با قرآن توجه نشان می‌دهند و قطعا با گذشته به هیچ وجه قابل قیاس نیست. اقبالی که الان به سمت قرآن و انس با قرآن در جامعه وجود دارد خیلی بیشتر از گذشته‌ای است که نظام اسلامی در کشور وجود نداشت. اما به نظر من تا رسیدن به جامعه مطلوب قرآنی فاصله زیادی داریم. بسیاری از مردم ما مهارت خواندن قرآن را ندارند و این خود مانع بزرگی‌است. درست است که اخلاق قرآنی هم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است اما گاهی علم به قضیه و شناخت نسبت به یک چیز سرعت رسیدن به حد مطلوب در آن قضیه را خیلی بیشتر می‌کند. فراگیری و ارتباط ظاهری با قرآن، دریچه‌ای به سوی عمل به قرآن و تدبر در قرآن است . بنابراین ما باید فرهنگ‌سازی کنیم به این‌صورت که نداشتن سواد قرآنی و مهارت خواندن قرآن را عیب بدانیم و مردم اگر با کسی مواجه شدند که خواندن قرآن بلد نبود این واقعاً یک ضعف برایش تلقی شود. این را باید به‌عنوان فرهنگ در جامعه گسترش دهیم.»
اهمیت برپایی نمایشگاه قرآن
هر سال با آغاز ماه مبارک رمضان نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم در مصلی تهران برگزار می‌شود و استقبال خوبی هم از سوی مردم از این نمایشگاه به عمل می‌آید. فاطمه ذوالقدر نایب رئیس کمیسیون فرهنگی و عضو فراکسیون قرآن و عترت و نماز مجلس شورای اسلامی در این باره می‌گوید: «قطعاً برپایی نمایشگاه قرآن بسیار مفید است و شاهد استقبال خوب مردم و خانواده‌ها از این نمایشگاه هستیم.»
ذوالقدر می‌افزاید: «ترویج مبانی فرهنگی و دینی در هرشرایطی باید استمرار داشته باشد و از این مسیر می‌توانیم سایر مشکلات را بر طرف کنیم، در مشکلات اقتصادی از تعالیم دینی و قرآنی کمک می‌گیریم که چگونه صبر و مقاومت داشته باشیم و اسراف نکنیم و بتوانیم از شرایط سخت عبور کنیم.»
عضو فراکسیون قرآن و عترت مجلس می‌گوید: «متاسفانه سال گذشته از بودجه فرهنگی و دینی کاسته شد اما تلاش کردیم که اعتبارات این بخش افزایش پیدا کند، البته در مورد مسایل فرهنگی کشور کم لطفی‌هایی می‌شود اما در کمیسیون تلفیق تلاش‌هایی برای جبران انجام شد.»
منبع:کیهان

آخرین مطالب