پر بازدیدترین مطالب

مناظره و امنیت ملی؛ کارکـردها و چهارچـوب‌ها

 

مناظره و گفتگوی آزاد اندیشانه در صورت مقید شدن به اصول و چارچوبهای علمی می‌تواند منجر به مشارکت مدنی و مردمی در سطح خرد و کلان گردد.

 

چکیده

 

امنیت ملی از مفاهیم رایج در علوم اجتماعی می‌باشد. که تعاریف گوناگونی از آن ارائه شده است.  امنیت ملی بر ارکانی استوار است که یکی از این ارکان مشروعیت مردمی حکومت و دولت است. نمود این امر در مشارکت سایسی و اجتماعی مردم پدیدار می‌گردد. این مهم محقق نمی شود مگر با آگاهی افکار عمومی از شرایط جامعه که این آگاهی زمینه‌ای برای احساس مسئولیت و مشارکت فراهم می‌آورد. مناظره و گفتگوی آزاد اندیشانه در صورت مقید شدن به اصول و چارچوبهای علمی می‌تواند منجر به مشارکت مدنی و مردمی در سطح خرد و کلان گردد.

 

 

 

کلیدواژگان

 

 

 

امنیت ملی؛ آگاهی سیاسی؛ مشارکت عمومی؛ مناظره

 

 

 

مقدمه

 

 

 

 بررسی تاریخی زندگی بشر، نشان دهنده اهمیت امنیت ملّی برای هر جامعه‌ای بوده است. در هر دوره ای بر اساس شرایط، حدود و ابزارها، در زمینه حفظ امنیت اختلاف برداشت وجود داشته است. امروزه امنیت در زندگی فردی و اجتماعی افراد و جامعه سیاسی از جمله مسائل حیاتی به شمار می آید، تا جایی که عده ای امنیت ملّی را پیش شرط تأمین سایر اهداف ملّی می دانند (جمشیدی، 43). از سوی دیگر، امنیت ملّی حیاتی ترین اولویت ملت ها را تشکیل می دهد ودرتعامل مستقیم با استراتژی ملّی قراردارد.

 

 

 

بالاترین سطوح علایق امنیت ملّی، پایه های یک استراتژی سالم را تشکیل می دهند(کالینز، 21)http: //lib. eshia. ir/46344/1/7 - _ftn7 مفهوم «امنیت» همواره از موضوعات مورد بحث اندیشمندان از آغاز دروه شکوفایی یونان باستان تا عصرحاضر بوده و هر یک به گونه ای استقرار امنیت و تضمین آن از سوی حکومت ها را برای تحقق عدالت و اجرای قوانین ضروری دانسته اند. این نوشتار به بررسی این موضوع می‌پردازد که نسبت امنیت ملی با مشارکت مردمی وآگاهی چیست؟ گفتگوچه نقشی در تحقق امنیت ملی دارد؟

 

 

 

امنیت ملی

 

 

 

امنیت ملی درجهان امروزمفهوم پیچیده‌ای است (ماندل، 43). این واژه در قرن بیستم وبه ویژه بعد از جنگ جهانی دوم متداول شده است. امنیت ملی توانایی یک ملت برای حفاظت از ارزش‌های حیاتی داخلی در مقابل تهدیدات خارجی تعریف می‌شود. دانش نامه بین المللی علوم اجتماعی، امنیت ملّی را «توان یک کشور در حفظ ارزش های خودی در برابر تهدیدهای خارجی» (لیپمن، 5) و یا «احساس آزادی کشور درتعقیب هدف های ملّی و ترس از خطر جدّی خارجی نسبت به منافع اساسی و حیاتی کشور» تعریف کرده است (بهزادی، 101).  محمد ایوب معتقد است که مفهوم سنتی امنیت ملی کاربرد خود را از دست داده است. وی برعوامل داخلی امنیت توجه خاصی داشته و برتفاوت معضلات و نگرش امنیتی کشورها تاکید می‌کند و معتقد است که تفسیر شمالی‌ها از امنیت به نحوی است که ناامنی جنوبی‌ها از آن متبادر می‌شود و برعکس. در واقع امنیت جنوب، ناامنی شمال و امنیت شمال، ناامنی جنوب تلقی می‌شود(محمدایوب، 213).

 

 

 

در دیدگاه اسلامی، می‌بایست امنیت ملی را در سایه اقتدار، استقلال، دانایی و توانایی، ارتباطات قوی و سازنده امت اسلامی در کلیه ابعاد و زوایا و ایستادگی در برابر یورش و توطئه و تهدید دشمن و بیگانگان و بیگانه پرستان و نفوذ ایادی شیطانی آنان پیگیری کرد. امروزه هر کشوری در تامین امنیت ملی، باید به مقابله با انواع تهدیدات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، روانی، رسانه ایی بپردازد. آنچه در نزد اندیشمندان مشترک است این است که، امروزه امنیت ملی هر جامعه در سایه تدابیر حکومت و حمایت و پشتیبانی مردم محقق می‌شود.

 

 

 

مشارکت سیاسی مردمی

 

 

 

 یکی از عناصر مهم توسعه‌ی ‌سیاسی، مشارکت سیاسی مردم است. مشارکت سیاسی درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی، از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی سیاسی است. همچنین این مفهوم به معنای تلاش شهروندان برای انتخاب رهبران خویش، شرکت مؤثر در فعالیت‌‌ها و امور اجتماعی و سیاسی و تأثیر گذاشتن بر صورت‌بندی و هدایت سیاست دولت است (آقابخشی، 25).

 

 

 

در واقع مشارکت سیاسی نوعی تظاهر علنی اراده مردم برای تعیین سرنوشت جمعی خود است. فقط از طریق مشارکت است که قدرت سیاسی به طریق مسالمت آمیز دست به دست می گردد و میزان توسعه سیاسی یک کشور بستگی مستقیم به این مؤلّفه دارد (کاظمی، 101). http: //lib. eshia. ir/46344/1/7 - _ftn4 همچنین مشارکت سیاسی به معنای وجود رقابت و منازعه مسالمت آمیز بین بخش های گوناگون جامعه سیاسی برای به دست آوردن قدرت واراده جامعه و تعریف مصالح عمومی است(علیخانی، 63). مشارکت سیاسی آن هم به صورت آگاهانه و فعالانه سرمایه گران بهایی است که ضامن بقا و عامل مصونیت هر نظام حکومتی به شمار می آید.

 

 

 

اکثر نظریه ها بر همبستگی مثبت بین مشارکت افراد در تصمیم گیری ها و بالا رفتن کیفیت و کارایی تأکید می ورزند. پژوهش های انجام شده(طوسی، 45) نشان دهنده همبستگی معنی دار بین مشارکت افراد در اموراجتماعی و اثربخشی و کارایی آنان است. مشارکت در ابعاد مختلف اجتماعی سیاسی خلاقیت را افزایش می دهد، از آسیب های روانی و اجتماعی می کاهد و سرانجام موجب افزایش رضایت افراد می شود و در آنها احساس مسؤولیت به وجود می آورد. در تعریف مشارکت سیاسی گفته شده است : «مشارکت سیاسی رفتاری است که برنتایج و تصمیمات حکومتی اثر می گذارد و یا قصد تأثیرگذاری دارد» (مصفا، 21). برای مشارکت سیاسی سه اصل بنیادی در نظر گرفته شده است :

 

 

 

1. سهیم کردن مردم در قدرت و اختیار ؛

 

 

 

2. وارد کردن اقشار مختلف مردم در امر نظارت و تصمیم گیری بر سرنوشت خویش ؛

 

 

 

3. باز گشودن فرصت های پیشرفت به روی رده های زیرین جامعه( مجله فرهنگ مشارکت 65).

 

 

 

مشارکت به مفهومی که امروزه کم و بیش متداول است، در زندگی جوامع انسانی پدیده ای جدید محسوب می شود. تا یکی دو قرن پیش، حق مشارکت در اخذ تصمیم سیاسی و حتی حق رأی به گروه کوچکی از مردم که دارای امتیازات خانوادگی، ثروت وقدرت بودند، تعلق داشت. با این که در قرون وسطی افزایش نسبی در تعداد تصمیم گیرندگان به وجود آمد، اما اکثریت مردم از مشارکت سیاسی محروم بودند و تنها نوع مشارکت سیاسی توده مردم، شرکت در شورش های دهقانی یا تظاهرات و آشوب درشهرها بود(مصفا، 16).

 

 

 

درپی انقلاب صنعتی، ظهور عصر روشن گری وارایه آرا و عقاید اندیشمندانی مانندجان لاک، روسو و منتسکیو درباره دولت، حاکمیت، مجالس مقننه، حکومت های مشروطه، دموکراسی و جمهوری که همه در برابرحکومت های فئودالی مطلقه اروپایی عنوان شدند، زمینه های مشارکت مردمی پدید آمد. به تدریج گروه ها و قشرهای جدید وبیشتری خواهان اثرگذاری برروی سیاست شدند. در قرن نوزدهم و بیستم، مشارکت درعمومی ترین شکل آن برحسب تساوی حقوق و مشارکت همگانی و حق رأی، تعمیم یافت.

 

 

 

رابرت دال، مشارکت سیاسی را به مثابه مجموعه ای از فعالیت ‌ها و اعمال تعریف می کند که شهروندان حقیقی به وسیله آن اعمال درجست وجوی نفوذ یا حمایت ازحکومت و سیاست خاصی هستند)فصلنامه علوم سیاسی، 46) تعریف ارایه شده دو سوی «رقابت» و «حمایت» را به عنوان دو زیر مجموعه شاخص مشارکت سیاسی تلقی می کند. به نظر دال فعالیت  ها و اعمالی که در جهت نفوذ یا رقابت با حکومت هستند، از عناصر مهم مشارکت سیاسی است و اگر نظام سیاسی فقط خواهان حمایت توده های مردم از تصمیمات خود باشد وتنها چنین فعالیتی را مجاز بشمارد، از مفهوم واقعی «مشارکت سیاسی» دور شده است. مایکل راش، انواع گوناگون فعالیت ها و مشارکت سیاسی را به صورت سلسله مراتب نشان می دهد و معتقد است که هرچه سطح یک فعالیت مهم ترو بالاتر باشد، میزان مشارکت که برحسب تعداد افراد درگیر در یک فعالیت معین سنجیده می شود، کم تراست. سلسله مراتب مشارکت سیاسی از دیدگاه راش به ترتیب نزولی به قرار زیر است :

 

 

 

1. داشتن مقام سیاسی؛ 2. جست وجوی مقام سیاسی؛ 3. عضویت فعال در یک سازمان سیاسی؛ 4. عضویت فعال در یک سازمان شبه سیاسی؛ 5. مشارکت در اجتماعات عمومی (تظاهرات و... )؛ 6. عضویت انفعالی در یک سازمان سیاسی؛ 7. عضویت انفعالی در یک سازمان شبه سیاسی؛ 8. مشارکت در بحث های سیاسی (به طور غیررسمی)؛ 9. اندکی علاقه به سیاست؛ 10. رأی دادن (راش، 126).

 

 

 

مشارکت سیاسی به مفهوم فوق، در ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357، آغاز شد. با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی، نظام جمهوری اسلامی شکل گرفت. نظامی که پایه و مبنای آن را اسلام و رأی مردم تشکیل می دهد. دموکراسی به معنی مردم سالاری واقعی و مشارکت دخالت جویانه مردم در سرنوشت خویش را در تفکر حضرت امام خمینی به وضوح می توان دید، ایشان معتقد بود: «مردم تصمیم گیران نهایی تمام مسائل اند» ( صحیفه امام خمینی، 16/159). در جمهوری اسلامی نیز می‌توان عرصه‌ها و شاخص‌های مشارکت مردم را به طور اجمالی در نظرگاه سیاسی امام برشمرد، که موارد زیر مورد نظر ایشان هستند:

 

 

 

انتخابات؛  حفاظت و پاسداری از نظام سیاسی جامعه و حکومت؛ یاری در جهت حل مشکلات حکومت و نظام سیاسی؛ نظارت بر حکومت و نهادهای آن و برخورد با خطاها و تخلفات؛ تعالی بخشیدن به اسلام و تحقق مقاصد این دین در جهان؛ (مردم سالاری دینی، 2/185). آنچه از مطالب بالا مشهود است این است که مشارکت مردم در همه شئون جامعه هم در صلاحیت آنان و هم حق آنان است و استحکام، ثبات وامنیت ملی هر حکومتی بدون آن در هاله‌ای از ابهام خواهد بود.  

 

 

 

نسبت مشارکت مردمی وآگاهی افکار عمومی

 

 

 

 اندیشمندان علوم اجتماعی برای تبیین مشارکت سیاسی افراد، عواملی را مطرح کرده اند:

 

 

 

1. هرگاه شخصی بین شقوق پیش روی خود تفاوت های بارزی احساس نکند، درنتیجه کم‌تر به سیاست خواهد پرداخت و بنابراین میزان درگیری او در امور سیاسی کاهش می یابد. مانند زمانی که تمام نامزدهای انتخابات از یک جناح خاص سیاسی باشند وازنامزد شدن افرادی که دیدگاه متفاوتی دارند و یا وابسته به جناح رقیب هستند، جلوگیری شود.

 

 

 

2. اگر مردم در ارزیابی های خود پاداش حاصله از درگیری های سیاسی را کم‌تر ازدیگر فعالیت ها ارزیابی کنند، حتما خود را کم‌تر درگیر عمل سیاسی می کنند؛ چنان چه هزینه مشارکت سیاسی، هزینه بالایی باشد باز هم درجه مشارکت سیاسی کاهش می یابد.

 

 

 

3. هرگاه شخص فکر کند دانش و آگاهی او محدودتر از آن است که بتواند با داخل شدن در سیاست به کارایی کافی برسد ترجیح می دهد که کم‌تر در آن مشارکت کند. احساس این که سیاست را خوب نمی فهمد موجب می شود حتی الامکان از سیاست خود را دور نگه دارد(دال، 88).

 

 

 

موارد بالا به طور مستقیم با عدم آگاهی نسبت به اهمیت مشارکت و کیفیت مشارکت در ارتباط است. اساسا هرچه فرد بیشتر در معرض انگیزه های سیاسی واجتماعی به صورت بحث درباره مسائل مربوط و یا دسترسی داشتن به اطلاعات سیاسی مربوطه قرار داشته باشد، احتمال مشارکت سیاسی واجتماعی وی بیشتر می شود. براساس نظریات فوق، فرضیه‌ای طی پژوهشهای متعدد به این شکل مطرح شد «بین میزان آگاهی سیاسی افراد با میزان مشارکت آنها رابطه مستقیمی وجود دارد» (نیکزاد، 66).

 

 

 

پیوند امنیت ملی و مشارکت مردمی

 

 

 

 به طور کلی، مشارکت سیاسی مبتنی بر «حق» است و ابتنای این حق نیز بر اساس ماهیت اجتماعی زندگی امروزه‌ی انسان‌‌ها در یک جامعه است. این امر به طور مستقیم با بحث هم ‌بستگی ملی و سپس تأمین امنیت داخلی یک کشور مرتبط است. امروزه امنیت ملی کشورها، یعنی واقع شدن در وضعیتی که بتوان از حساسیت و آسیب‌پذیری ارکان نظام در مواجهه با تهدیدات داخلی و خارجی فروکاست، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. دلیل این اهمیت از یک سو متأثر از تحولات داخلی و افزایش سطح آگاهی‌های عموم و از سوی دیگر، گوناگونی تهدیدات در صحنه‌ی روابط خارجی است.

 

 

 

مشارکت مردمی راهی به سوی فعال نمودن نیروی عظیم توده‌‌ای است که در جریان مشارکت، موجبات آگاهی مردم از مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی فراهم می‌شود. به طور طبیعی، مشارکت می‌‌تواند بیگانگی اجتماعی را به حداقل برساند و مانع ایجاد هر گونه اثرات منفی روانی و فکری در مردم مانند بی‌اعتمادی، بی‌‌تفاوتی، تک‌روی، نبود تعاون و توجه به منافع شخصی شود و درمقابل، موجبات تقویت توسعه‌ی هم‌بستگی ملی را، به مثابه‌ی مهم‌ترین پایه‌‌ی امنیت داخلی، فراهم می‌‌نماید.

 

 

 

 بی‌‌شک نظام اجتماعی‌سیاسی، حاصل توافق افراد بر ارزش‌های مشترک، به منظور نیل به پیشرفت و دستیابی به اهداف مشترک است؛ چنان‌‌که توسعه‌ی انسانی در صدر اهمیت آن قرار دارد. بنابراین در استقرار سازوکارهای امنیت ملی پایدار و درتبیین ضرورت پرداختن به امنیت معطوف به اقتدار فرهنگی، نقش مردم بیش از هر مؤلفه‌‌ی دیگری حائز اهمیت است؛ چرا که برآیند مطلوب هر نظام سیاسی، که چگونگی فضای امنیتی جامعه نیز متأثر از آن است، عبارت از میزان رضایتی است که آحاد مردم از عملکرد آن نظام در تعامل با محیط پیرامونی دارند.

 

 

 

در شرایطی که سازوکارهای فرهنگی افزایش آگاهی مردم وبه تبع آن مشارکت آنان فراهم باشد، زمینه‌ی بسط و توسعه‌ی آیین‌‌های مدنی، باورهای مشترک و پیشگیری از ناهنجاری‌‌های سیاسی و اجتماعی فراهم می‌شود و با تولید و بازتولید ارزش‌‌های انسانی در جامعه، بالتبع سایر ارزش‌‌های حیاتی، که منافع ملی، اهداف ملی و امنیت ملی ترجمان آن هستند، تضمین خواهد شد. در غیر این صورت، با ایجاد گسست در مبانی اجتماعی و سیاسی و باورهای عمومی، که نتیجه‌ی عدم پیوند وتعامل بین مردم و دولت است، امنیت ملی نیز در مقابل انواع آسیب‌‌ها شکننده خواهد بود؛ در واقع حساسیت‌‌هایی که می‌‌باید به طور متعارف و طبیعی حل‌وفصل گردد، به تهدیدی مبدل می‌‌شود که کل نظام را با مخاطره‌ی جدی روبه‌رو می‌‌سازد.

 

 

 

امام خمینی معتقد بود:

 

 

 

«آگاهی مردم و مشارکت و نظارت و هم‌‌گامی آن‌ها با حکومت منتخب خودشان، خود بزرگ‌ترین ضمانت حفظ امنیت در جامعه خواهد بود» (صحیفه‌ی امام خمینی، 4/ 248). لذا باید با سازوکارهای منسجم نخست مشروعیت نظام برای همگان اثبات شود، دیگر اینکه در فرآیند افزایش آگاهی وظایف واهمیت این وظایف وکیفیت آن روشن گردد. تنها در این صورت است که امنیت ملی دارای ثبات خواهد شد و مردم مانند یک دستگاه هشدار دهنده ضعف‌های حکومت وجامعه را رفع خواهند کرد.

 

 

 

 اکنون که روشن شد آگاهی افکار عمومی تاثیر مستقیم بر مشارکت آنان در امور اجتماعی وسیاسی دارد و این مشارکت درتحقق زیر ساختهای امنیت ملی موثر است، گفتنی است که یکی از تدابیر در راستای افزایش آگاهی مردم، برگزاری مناظرات آزاد اندیشی است.

 

 

 

کارکردهای مناظره

 

 

 

 مناظره اگر پیرامون امور مهم و اساسی صورت گیرد و نسبت به سایر مسائل در اولویت قرار داشته باشد و به وقایع مهم دینی، سیاسی واجتماعی اختصاص یابد و نه یک امر جزیی و پیش پا افتاده را (چرا که در غیر این صورت موجب اتلاف وقت، صرف هزینه‌های بی مورد و هدر رفتن نیرو می‌شود) می‌تواند کارکردهای فراوانی داشته باشد. در حکومت اسلامی در صورتی که مناظره کنندگان با هدفی الهی و خالص و دارا بودن کفایت علمی لازم به مناظرات بپردازند قطعا می‌توانند شبهات مخاطبان را که دارای ضعف فکری و عقیدتی هستند، رفع کنند و مصداق کسانی باشند که تبلیغ رسالتهاى الهى مى کنند.

 

 

 

در واقع اگر مناظره کنندگان آداب مناظره را رعایت کند و آفات و نتایج سوء مناظره نادرست را شناسایی و مراعات نمایند، بحث و مناظره ی آنان با رعایت شرایط آن و احتزاز از آفاتی که بعدا ذکر خواهد شد، فواید و عواید سودمندی را به دنبال خواهد داشت.

 

 

 

مهمترین فایده ی مناظره، سویه‌ی آموزشی آن است. آموزش علوم مختلف، دین، عقاید، اخلاق، سیاست در مناظره از یک سو کلیه اطلاعات راجع به موضوعی جمع آوری می شود و از سوی دیگر با بیان آن منتشر می شود. اهمیت این آموزش ها نیز در آن است که چون بحث و استدلال می‌شود، در اذهان ماندنی است و به دلیل غیر مستقیم بودن، پذیرفتنی تر و جذاب تر است. ارزش بلاغی مناظره در حین پیام دهی غیر مستقیم آن است. همچنین مناظره عامل و انگیزه ی تمایل و گرایش افراد به علم و دانش است.

 

 

 

 یکی دیگر از فایده های مناظره این است که محاسن و معایب مسئله یا موضوع مورد بحث آشکار می شود ودر نتیجه امکان توسعه و تکامل آن فراهم می آید. همچنین مناظره به منظور بازیافتن دقیق مآخذ و اسناد علم و آگاهی صورت می گیرد. ذهن انسان از مجرای چنین مناظره ای، ورزیده شده و جان و روح آدمی نیرومند می گردد.  و در پایان اینکه مناظره در ظهور مردم سالاری و آزادی بیان بسیار موثر است و با هیجان ذاتی خود می‌تواند انگیزه‌های مشارکت و سهیم شدن در جامعه را بهبود بخشد.

 

 

 

اصول مناظره

 

 

 

  آداب مناظره، مجموعه ضوابطی است که هنگام بحث و گفت‌وگوی فلسفی، علمی، دینی و اعتقادی باید مراعات شود. درجهان اسلام، گاهی به جای «آداب المناظره»، اصطلاح «آداب البحث» به کار رفته است. (دایره ‌المعارف بزرگ اسلامی، 107). از آنجا که تبیین شرایط و آداب مناظره می‌تواند ما را در رسیدن به یک مناظره مطلوب و با مبانی درست یاری رساند، در ادامه به مهم‌ترین شرایط و آداب مناظره به گونه اختصار می‌پردازیم.

 

 

 

الف) تبیین حقیقت و حقیقت جویی

 

 

 

 از مهم‌ترین آداب یک مناظره پسندیده و مطلوب در اسلام، حقیقت جویی است. قرآن به مسلمانان می‌فرماید که به دور از جدال باطل و مذموم که در آن تنها بر چیرگی و غلبه بر خصم تمرکز یافته است، به سوی جدال احسن و گفت وگوهایی رو آورند که حقیقت برایشان آشکار شود (نحل، 125). لذا در غیر این صورت مناظره جدال باطلی است که مومنان و خردمندان نباید به آن بپردازند؛ زیرا انجام چنین گفت وگوهایی نه تنها موجب وحدت و اتحاد میان انسان‌ها نمی شود بلکه زمینه افزایش اختلاف و تنش نیز می‌گردد (طباطبایی،  16/138). «وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْکِتابِ إِلاَّ بِالَّتی  هِیَ أَحْسَنُ...»(عنکبوت، 46).

 

 

 

یکى از شرایط مجادله احسن این است که طرفین، علاقه مند به روشن شدن حق و یافتن آن باشند، و درنتیجه هردو با کمک یکدیگر حق را روشن سازند، و لجاجت و عناد به خرج ندهند. لذا حق و حقیقت، گمشده هر فرد با ایمانی است که بدینسان باید در صدد پویایی از آن برآید( شهید ثانی، 285). اساسا اسلام گروه گرا، و تفرقه طلب نیست، بلکه به دنبال تبیین حقیقت است. آواى اسلام آواى وحدت است و تسلیم بودن در برابر هر سخن حق( مکارم شیرازی، 1/3و16)

 

 

 

ب) شرح صدر

 

 

 

حضرت موسی(ع) وقتی در آستانه مناظره با فرعونیان قرار داشت هم به شوکت و قوت قبطیان آگاه بود و هم به طغیانگری آنان. همچنین از ضعف و اسارت بنى اسرائیل در میان آل‌فرعون با خبر بود، و مى دانست چقدر جاهل و کوتاه فکرند و همچنین با لکنتی که داشت، از پروردگارش درخواست کرد که براى حل این مشکلات سعه صدر به او بدهد تا تحملش زیاد شود (طباطبایی،  1/145-146). «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لی  صَدْری وَ یَسِّرْ لی  أَمْری وَ احْلُلْ عُقْدَه مِنْ لِسانی  یَفْقَهُوا قَوْلی»  (طه، 25الی28)

 

 

 

پ) احترام متقابل

 

 

 

 وقتی دو نفر(یا گروه) با اعتقادات و گرایشات مخصوص به خود مناظره می‌کنند، باید اصل را بر احترام متقابل به معتقدات یکدیگر بنا نهند، هرچند هر یک از آنها نزد خود دلایلی در ردّ مدّعای دیگری داشته باشد. آنان باید فقط در پی آشکارسازی حق وارائه استدلال ومنطق باشند و در جریان بحث باید به شدّت از بی احترامی نسبت به آنچه برای طرف دیگر بحث محترم است پرهیز کنند.

 

 

 

همچنین باید بدانند که آن دو تنها نیستند، بلکه طرف سومی در اینجا مطرح است و آن شنوندگان یا خوانندگان مباحث آنانند، از این رو دو طرف باید برای فهم و شعور گروه سوم نیز ارزش و احترام قائل باشند، و طوری بحث کنند تا آنان فرصت تأمل در دلایل و برهانهای هر یک از دو طرف را داشته باشند و داوری نهایی را به مخاطبان حق طلب واگذارند.

 

 

 

امام صادق(ع) در خلال مناظره با استفاده از واژه‌هاى مؤدبانه و احترام آمیز آنها را مورد خطاب قرار مى‌داد. مثلا هنگامى که زندیقى از مصر براى مناظره با حضرت به مدینه و بعد از آن به مکه آمده بود، حضرت او را چنین خطاب فرمود: «یا اخا اهل مصر»، اى برادر مصرى ( طبرسی، 2/335). بنابراین رعایت احترام به معتقدات مخاطب و پرهیز از ناسزا گویی و دادن القاب نامناسب از آداب مهم مناظره به شمار می‌رود.

 

 

 

ت) تبعیت از بهترین سخن

 

 

 

  در مناظره باید طرفین بهترین سخنان را همراه با جذابیت بیان کنند واگر با سخن بی پایه‌ای روبرو شدند در مقابل آن موضع مخالفت نگیرند. چنان که قرآن می‌فرماید: پس بندگان مرا بشارت ده!... همان کسانى که سخنان را مى شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى کنند، آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند (زمر، 17 و 18). نشانه داشتن خرد و عقل پیروى از حق است، همچنان که تکمیل عقل نیز منوط به پیروی از حق است (مجلسی، 75/127).

 

 

 

ث) بیان نرم و آرام

 

 

 

 یکی دیگر از آداب جلب و جذب مخاطب در مناظره مخصوصا در وهله نخست آن است که با تندی به عقاید و افکار شخص مقابل حمله نشود، بلکه با بیانی نرم و آرام کاری کرد تا نوعی همراهی را با سوی دیگر گفت وگو بیابد. اصولاً قراردادن شخص در حالت تدافعی موجب می‌شود تا ازهمراهی و پذیرش نظر و فکر طرف مقابل خودداری کند. از این رو نرمی می‌تواند شخص را از حالت موضع گیری به حالت فهم و تفاهم منتقل کند. خداوند متعال در قرآن خطاب به حضرت موسی(ع) و برادرش هارون(ع)می‌فرماید: «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشى » (طه20، 44).

 

 

 

پس به نرمى با او( فرعون) سخن بگویید شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد!

 

 

 

کلمه« تذکر» به معناى قبول یادآورى و التزام به مقتضیات حجت یاد آورنده و ایمان به آن است و کلمه خشیت به معناى مقدمه آن قبول و ایمان است. در جمله «لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشى » تذکر و یا خشیت فرعون آرزو شده، و این امید، قائم به مقام محاوره و مناظره است نه به خداوند متعال چرا که خدا مى دانست که فرعون نه متذکر مى شود و نه مى ترسد (طباطبایی، 14/154).

 

 

 

ج) برهان درسخن

 

 

 

  لازم است مناظره‌ها عالمانه و برپایه دانش شکل گیرد و دو طرف گفت وگو نسبت به موضوع، از علم و آگاهی و براهین لازم و کافی برخوردار باشند؛ زیرا هدف از گفت وگوها و مناظره‌های پسندیده، واکاوی افکار و آراء، دست یابی به حقیقت، روشنگری و ایجاد تفاهم علمی و عملی است. بنابراین هرگونه گفت وگویی که براساس اما و اگرها، شایدها و گمان‌ها و گمانه زنی‌ها و مانند آن انجام می‌گیرد، گفت وگویی ناپسند است و نمی تواند ثمره‌ای برای دو سوی گفت و گو داشته باشد، بلکه حتی ممکن است اختلاف‌ها را تشدید کرده و به جای تفاهم و روشنگری، بر ابهامات و شبهات آن بیفزاید و آتش معرکه را نیز گرم‌تر کند.

 

 

 

از نظر قرآن هرگونه مجادله و مناظره جاهلانه و به دور از علم و دانش، می‌تواند آثار مخرب و زیان باری را به جا گذارد و مسیر گفتگو را به سوی کفروشرک و گمراهی بکشاند؛ (حج، 3و8و9؛ لقمان، 20) زیرا بیان مطالب به دور از علم و دانش، تنها موجبات گمراهی مردم می‌شود و هیچ ثمره‌ای برای مناظره کنندگان به دنبال نخواهد داشت. البته دشمنان اسلام و حقیقت، از آن جایی که در فکر گمراهی مردم هستند از سخنان بدون برهان و علم بهره می‌برند و می‌کوشند تا با بیان مطالبی به دور از علم و دانش، مردم را به شبهه افکنند و راه حق را بر آنان بپوشانند چنان که در قرآن کریم می‌خوانیم:  «إِنَّ الَّذینَ یُجادِلُونَ فی  آیاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ فی  صُدُورِهِمْ إِلاَّ کِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغیه... »(غافر، 56).

 

 

 

 کسانى که در آیات خداوند بدون دلیلى که براى آنها آمده باشد ستیزه جویى مى کنند، در سینه هایشان فقط تکبّر (و غرور) است، و هرگز به خواسته خود نخواهند رسید. جمله" إِنْ فِی صُدُورِهِمْ إِلَّا کِبْرٌ" در این آیه شریفه، علت مجادله ایشان را منحصر مى کند در کبر ایشان، و مى فرماید: عاملى که ایشان را وادار به این جدال مى کند، نه حس جستجوى از حق است و نه شک در حقانیت آیات ما تا بخواهند با مجادله حق را روشن کنند، و حجت و برهانى هم ندارند، تا بخواهند با مجادله، آن حجت را اظهار بدارند بلکه تنها عامل جدالشان آن کبریست که در سینه دارند (طباطبایی، 17/341).

 

 

 

بنابراین گفت وگو و مناظره با چنین اشخاصی نادرست است و با سایرین نیز باید با سخنان مبتنی بر علم به مناظره پرداخت. در روایتی از قول زراره می‌خوانیم که از امام باقر(ع) پرسیدم: حق خداوند بر بندگان چیست؟ امام فرمود: این است که چیزی را که می‌دانند بگویند و در آنچه نمی‌دانند توقف کنند (صدوق، 420 ؛ کلینی، 43).

 

 

 

نتیجه گیری

 

 

 

 مناظره وآزاد اندیشی با توجه به اصول وچارچوب‌های مطرح شده گامی بلند در راستای افزایش سطح آگاهی مردم است و روحیه وحدت، رقابت، تعهد، مسئولیت پذیری، مشارکت، مطالبه گری و نظارت بر عملکرد دولتها را سبب می‌شود.

 

 

 

 آگاهی مردم در نظام‌های حکومتی همواره قدرتی پنهان است که توده‌ها را در راستای تحقق سیاست‌ها وتدابیرحکومت بسیج می‌کند، مشارکت مردمی وحمایت‌ها را به دنبال دارد ونقایص را بر طرف می‌کند و قدرت مانور دولت‌ها را در اجرای سیاست‌ها در ابعاد گوناگون بالا می‌برد. این موارد در ایجاد وثبات پایه‌های امنیت ملی کشورها تاثیر بسزایی دارد، چرا که امنیت در برابر تهدیدهای خارجی و داخلی نیازمند انسجام واستحکام درونی است.

 

 

 

مراجع

 

 

 

قرآن کریم

 

آقابخشی، علی، (1375)، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران.

 

امام خمینی، روح‌ا...، (1378)، صحیفه‌ی امام خمینی، تهران، مؤسسه‌ی حفظ و نشر آثار امام خمینی.

 

بهزادی، حمید، (1369)، اصول روابط بین الملل و سیاست خارجی، تهران، دهخدا.

 

جمشیدی، محمّدحسین، (1374)، «امنیت ملّی در سیاست بین الملل معاصر»، بررسی نظامی، سال ششم شماره 21.

 

دال، رابرت، (1374)، تجزیه و تحلیل جدید سیاست، ترجمه حسین ظفریان، تهران، مرندیز.

 

راش، مایکل، (1383)، جامعه و سیاست، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، سمت.

 

سید رضى، محمد بن حسین، (1379)، نهج البلاغه،   تصحیح صبحی صالح ، قم، هجرت.

 

شهید ثانی، زین الدین ابن علی، (1389)، منیه المرید فی آداب المفید و المستفید، ترجمه دکتر سید محمد باقر حجتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

 

صدوق، محمد بن علی، (1400ق)، أمالی الصدوق، بیروت، اعلمی.

 

طباطبایی، سید محمد حسین (1417 ق)، المیزان فی تفسیر القران، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه.

 

طبرسی، احمد بن علی، (1403 ق)، الاحتجاج علی أهل اللجاج، نشر مرتضی، مشهد.

 

طبرسى، فضل بن حسن، (1377)، تفسیر جوامع الجامع،   چاپ اول ، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم .

 

طوسی، محمد علی، (1370)، «مشارکت در مدیریت و مالکیت»، تهران، فرهنگ نوین.

 

کلینی، محمد بن یعقوب، (1365)، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

 

کالینز، جان ام، (1370)، استراتژی بزرگ (اصول و رویه ها)، ترجمه کوروش بایندر، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل.

 

کاظمی، علی اصغر، (1376)، بحران نوگرایی و فرهنگ سیاسی، تهران، ققنوس.

 

فصل نامه علوم سیاسی، (1377)، سال اول، شماره1، قم.

 

علیخانی، علی اکبر، (1377)، مشارکت سیاسی، تهران، سفیر.

 

مجلسی، محمد باقر، (1404ق)، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء.

 

مکارم شیرازی، ناصر، (1374)، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

 

ماندل، رابرت، (1379)، چهره متغیر امنیت ملی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی.

 

مصفّا، نسرین، (1375)، مشارکت سیاسی زنان در ایران، تهران، وزارت امور خارجه.

 

مجله فرهنگ مشارکت، (1375)، شماره 9، تهران.

 

مردم سالاری دینی، (1391)، جمعی از نویسندگان، تهران، موسسه تنظیم و نشرآثارامام خمینی.

 

نیکزاد، احمد، (1379)، جامعه شناسی سیاسی : بررسی میزان مشارکت مردم در انتخابات شورای اسلامی شهر قم، نامه قم، شماره 9، قم.   

 

دایره ‌المعارف بزرگ اسلامی(1378)، تهران، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.   

 

Ayoob. Mohammad, (1995), cunited statd linne, The Third world security predicament, rinner publisher.

 

 

 

lippman, Walter, (1943), Us Foreing Policy: Shield of Republic, Boston, Lihle Brown Andco.

 

 

 

نویسندگان:

 

 

 

مرتضی مطهری: کارشناسی ارشد فقه سیاسی دانشگاه قم

 

 

 

سیدمحمدمهدی میرجلیلی: دکتری علوم سیاسی (مسائل ایران) دانشگاه باقرالعلوم

 

 

 

فصلنامه حبل المتین شماره 10

 

منبع:فارس

آخرین مطالب