پر بازدیدترین مطالب

تلاش انقلاب اسلامی برای چرخش «مرجعیت علمی» به سمت خود


در آستانه‌ی بیست‌ونهمین سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، بر آن شدیم تا در قالب سلسله مقالاتی با عنوان کلیِ «اعتلای میراث روح‌الله»، مهمترین شاخصه‌های کارآمدیِ نظام جمهوری اسلامی ایران در دوران زعامت مقام معظم رهبری را برشماریم؛ شاخصه‌هایی که در عمر 40ساله‌ی انقلاب اسلامی و در امتداد همان راه امام (ره)، اکنون پیش روی ملت ایران است. اکنون و در شماره‌ی دوم از این سلسله مقالات، مروری خواهیم داشت بر پیشرفت‌های علمیِ انقلاب اسلامی.


مقدمه
سخن در باب اهمیت علم، الزامات و پی‌آمدهای آن بسیار است. «مفهوم علم» در میان تمدن‌های بشری در طول تاریخ، معانی متغیری را تجربه کرده و تا به امروز، «مصادیق دانش»، گستره‌ی وسیعی را شامل شده است. امروز وقتی از علم صحبت می‌کنیم، طیف وسیعی از معارف الهی و بشری را مدنظر می‌آوریم؛ اگرچه این طیف، متغیر و بسیار گسترده است، اما منظور ما از «علم» و «نهضت علمی» در نوشتار حاضر، بیشتر علوم تجربی و حسی است که می‌توان آن را به دو دسته‌ی علوم پایه (ریاضی، فیزیک، شیمی، زیست و...) و علوم کاربردی (علوم فنی و مهندسی، صنایع «های‌تِک» و...) تقسیم نمود. لذا علوم وحیانی و علوم انسانی و بررسی سیر تطور آن‌ها، در جای خود بسیار مهم و ضروری و بلکه در حکم زیربنای علوم تجربی و حسی است، اما کنکاش در خصوص آن، بحثِ نوشتار حاضر نبوده و آن را به مجالی دیگر واگذار می‌کنیم.

نگاهی به چند قرن مرجعیت علمیِ مسلمین در طول تاریخ بشری
از هنگامه‌ی ظهور اسلام در جزیرةالعرب تا نیمه‌ی اول قرن دوم هجری، خبر چندانی از پیشرفت‌های علمی در قلمرو اسلامی نیست. اگرچه رسول اکرم (ص) به عنوان صاحب شریعت اسلام، خود پرچم‌دار کسب علم و معرفت بوده و قرآن، به عنوان کتابی الهی، داعیه‌ی اساس تعلیم و تربیت را داشت، اما در قرن اول و ابتدای قرن دوم هجری، به سبب پاره‌ای علل و عوامل (از جمله زمان‌بَر بودن فرآیند تثبیت اسلام در مدینه و سپس مکه و پس از آن جزیرةالعرب، آغاز و گسترش فتوح نخستین، توجه ویژه به علوم نقلیه و شرعیه و...)، قلمرو اسلامی، هنوز شاهد شکوفایی علومی هم‌چون طب، ریاضیات، شیمی، فلسفه و... نبود.[1]
از حدود نیمه‌ی دوم قرن دوم است که تمدن اسلامی، به سبب فراغت از برخی مشاغل و نیز توجه ویژه به امر علم و جایگاه علما، روند صعودی خود را در فرآیند پیشرفت علوم طی کرده و به مرور از تمدن غرب ـ که در آن زمان، در قرون وسطی به سر می‌بُرد ـ پیشی می‌گیرد و تبدیل به تمدن برترِ آن روز می‌گردد. ویل دورانت در کتاب «تاریخ تمدن» می‌نویسد:
«اسلام در ایجاد بیمارستان‌های خوب [و مجهز] و تهیه‌ لوازم‌ آن پیشاهنگِ جهان بود.... در قاهره سلطان قلاؤون به سال 684ه.ق. (1285م) «بیمارستان منصوری» را پی‌افکند که علی‌الاطلاق بزرگترین بیمارستانِ قرون وسطی بود.... برای بیماری‌های مختلف و بیماران در حال نقاهت بخش‌های جداگانه داشت.... بیماران از زن و مرد، غنی و فقیر، آزاد و برده، در آن‌جا، بی‌دستمزد علاج می‌شدند. به بیماران بهبود یافته هنگام خروج از بیمارستان مبلغی می‌دادند تا برای تحصیل قوت خود، بلافاصله محتاج کار نباشند. بیمارانی که به بی‌خوابی مبتلا می‌شدند به موسیقی ملایم و قصه گویان حرفه‌ای‌ گوش می‌دادند....»[2]

از حدود نیمه‌ی دوم قرن دوم هجری، تمدن اسلامی، به سبب فراغت از برخی مشاغل و نیز توجه ویژه به امر علم و جایگاه علما، روند صعودی خود را در فرآیند پیشرفت علوم طی کرده و به مرور زمان، از تمدن غرب ـ که در آن زمان، در قرون وسطی به سر می‌بُرد ـ پیشی گرفت و تبدیل به تمدن برترِ آن روز گردید.

همچنین جرجی زیدان در کتاب «تاریخ تمدن اسلام» می‌نویسد: «پس از آنکه مسلمانان رصدخانه‌های عالی تأسیس کردند... نام بلند هیئت‌شناسان اسلام به جهان پراکنده گشت و از دور و نزدیک به علمای اسلام مراجعه شد. پادشاهان فرنگ نه‌تنها به علمای مسلمان اندلس ـ که نزدیکشان بودند ـ مراجعه می‌کردند، بلکه برای حل مشکلات علمی خود، به ممالک شرقی اسلام نمایندگانی می‌فرستادند.... مردم اسپانی اعتراف دارند که پاندولِ (رقّاصه) تعیین وقت را عرب‌ها به آنان آموختند و مسلّم است که همین پاندول، اساس بسیاری از اختراعات مربوط به علم نجوم می‌باشد. عرب‌ها مدت‌زمانی پیش از آن، اختراع ساعت را می‌دانستند.»[3]
این‌ها نمونه‌هایی‌ست اندک از اشارات بی‌شمارِ مورخان مسلمان و غیرمسلمان به روندِ پیشرفت تمدن اسلام در عرصه‌ی علوم تجربی؛ به نحوی که نمی‌توان سهم مسلمین در سیر تطور علم بشر را کتمان نمود. حضرت امام خمینی (ره) نیز به خوبی به این موضوع اشاره کرده، می‌فرمودند: «بعضی دانشمندان و نویسندگان غیرمسلمان با شواهد زنده ثابت نموده‌اند که تمدن و علم، از اسلام به اروپا رفته و مسلمانان در این امور پیشقدم بوده‌اند.»[4]

وقوع انقلاب صنعتی و چرخش جغرافیاییِ مرجعیت علمی به سمت اروپای مدرن
این روندِ سالیان دراز، به همین شکل باقی نمانْد؛ وقوع انقلاب صنعتی در اروپا، فصل جدیدی از پیشرفت علوم و فنون را به روی بشر گشود. اروپائیانی که طی قرون متمادی، مرجعیت علمی را در بغداد و ری و نیشابور و قاهره جستجو می‌کردند، اکنون بر شالوده‌ای از همان علوم مسلمین، انقلابی را رقم می‌زدند که در آن، عِلم، خود را به شکل استعمار ملت‌ها بروز و ظهور می‌داد.
کشورهای استعمارگر، پس از سلب استقلال سیاسی و اقتصادی کشورها، به سبب قدرتی که در عرصه‌ی علمی و صنعتی کسب کرده بودند، به تدریج برتری فرهنگی و علمی خود را نیز به ملت‌ها تحمیل کردند. بدین ترتیب، مبتنی بر زور و قدرت، مرجعت علمی و تکنولوژیک را نیز به نفع خود مصادره کرده و اینطور وانمود کردند که تمدن برتر، تمدن غرب است، آن هم با همه‌ی وجوه و الزاماتش!

فرآیند انقلاب صنعتی در اروپا، سبب شد تا اروپائیانی که طی قرون متمادی، مرجعیت علمی را در بغداد و ری و نیشابور و قاهره جستجو می‌کردند، اکنون بر شالوده‌ای از همان علوم مسلمین، انقلابی را رقم زنند که در آن، عِلم، خود را به شکل استعمار ملت‌ها بروز و ظهور می‌دهد.

نتیجه آن شد که تمام مؤلفه‌های تمدن غرب، از جمله مؤلفه‌ی «علم»، به عنوان مؤلفه‌های برتر شناخته شد. این امر به گونه‌ای بود که حتی نخبگان کشورهای دیگر هم‌چون ایران نیز در آن دوران، تمامیت غرب را می‌ستودند؛ اگر مثلاً به اروپا می‌رفتند تا از جنبه‌ی علمی شاگردی غرب را بکنند، این شاگردی فقط به عرصه‌ی علم خلاصه نمی‌شد؛ بلکه با دیدن مظاهر گوناگونِ تمدن غربی، شاگردیِ تمدن غرب را ـ به تمامه ـ می‌پذیرفتند که نتیجه‌ی آن، مرعوب شدن و وادادگی در مقابل غرب بود. نمود عینی آن را هم می‌توان در روشنفکران نسل‌های اول ایران که به اروپا رفته بودند مشاهده نمود.
بدین ترتیب ایرانِ عصر قاجار و بعد از آن پهلوی، رفته‌رفته مقهور غرب شد؛ پیشرفتی هم اگر حاصل می‌شد، در سایه‌ی غرب، برای خوش‌آمد غرب و تحت نظر مستقیم یا غیرمستقیم غربی‌ها بود و «استقلال علمی» برای ایران و ایرانی معنا نداشت. انحطاط فکریِ دولت‌مردان و رجال سیاسی آن روزها به جایی رسیده بود که به عنوان نمونه، مقام معظم رهبری می‌فرمایند:
«سال 44 یا 45 در مشهد به دیدن دوستی رفته بودیم و تصادفاً یکی از نمایندگان مجلس شورای ملىِ آن روز هم به این جلسه آمده بود. دوره‌ی جوانی و پرشوری ما بود و از وابستگی و تسلط بیگانگان و اینگونه مطالب حرف‌هایی زدیم؛ بی‌توجه به اینکه این آقا نماینده‌ی مجلس است. نماینده‌ی مجلسِ آن وقت ـ یعنی کسی که دربار لیست داده بود که ایشان باید نماینده‌ی فلان‌جا شود؛ آن وقت که انتخابات نبود ـ در جواب من، یک مقدار با تفرعن و تکبر و اخم‌وتخم حرف‌هایی زد؛ از جمله اینکه گفت شما چه می‌گویید و به چه چیزی اعتراض می‌کنید؟ امروز اروپایی‌ها و غربی‌ها مثل نوکر دارند برای ما کار می‌کنند. ما نفت داریم، پول داریم، پول می‌دهیم و آن‌ها کارگر مایند و مثل نوکر دارند برای ما کار می‌کنند! این، منطق یک نماینده‌ی مجلسِ آن روز است! دوره‌ی انحطاط که می‌گویم، یعنی این. فکر این بود که ما چرا تولید کنیم؟ چرا بسازیم؟ چرا یاد بگیریم؟ ما در خانه‌های خود مثل آقاها می‌نشینیم، برایمان می‌آورند و وسایل لازم را در اختیار ما می‌گذارند؛ ما هم پول نفت داریم، می‌دهیم و زندگی اشرافی می‌کنیم. این، منطق آن روزِ یک دولت‌مردِ در سطح بالا بود. فرهنگ حاکمِ آن روز بر دستگاه‌های اداره‌کننده‌ی کشور، همین بود؛ لذا آن صد سال، دوره‌ی انحطاط ماست.»[5]

چرخش ژئوپولیتیکیِ تولید علم به سمت قاره‌ی آسیا و درخشش خیره‌کننده‌ی جمهوری اسلامی
دوران انحطاط ایران، با وقوع انقلاب اسلامی به پایان رسید؛ انقلابی که یکی از شعارهای بنیادینش، مفهوم «استقلال» بود، آن هم در تمام شؤون جامعه و مِن‌جمله «استقلال علمی». بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، خود از طلایه‌داران علم و دانش بود و به این امر اهتمام ویژه‌ای داشت. به عنوان نمونه، حضرت امام، ضمن تأیید این گزاره که: اسلام، مخالف تحجّر و ضدیت با علم است، اتهام پهلوی در خصوص ضدیت دین با مظاهر پیشرفت علمی و صنعتی را رفع کرده، فرمودند:
«از توطئه‌های مهمی که در قرن اخیر... و بویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه‌دار با ابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملت‌ها و خصوص ملت فداکار ایران از اسلام است؛ گاهی ناشیانه و با صراحت به اینکه احکام اسلام که 1400 سال قبل وضع شده است، نمی‌تواند در عصر حاضر‏‎‎‏کشورها را اداره کند، یا آن‌که اسلام یک دین ارتجاعی است‏‎‎‏و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است و در عصر حاضر نمی‌شود کشورها از تمدن جهانی و مظاهر آن کناره گیرند و امثال این تبلیغات ابلهانه و گاهی موذیانه و شیطنت‌آمیز... [در حالی که] اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از‏ ستم‌گری و حکومت جائرانه... و آزادی‏‎‎‏بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایی و جلوگیری از استعمار و استثمار و... صدها از این قبیل، چیزهایی نیست که با‏‎‎‏مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود. این دعوی به مثابه آن است که گفته شود قواعد عقلی و ریاضی در قرن حاضر باید عوض شود و به جای آن قواعد دیگر نشانده شود. اگر در صدر خلقت، عدالت اجتماعی باید جاری شود و از ستم‌گری و چپاول و قتل‏‎‎‏باید جلوگیری شود، امروز چون قرن اتم است، آن روش کهنه شده! ادعای آن‌که اسلام با نوآوردها مخالف است ـ همان‌سان که محمدرضا پهلویِ مخلوع می‌گفت که اینان می‌خواهند با چهارپایان در این عصر سفر کنند ـ یک اتهام‏‎‎‏ابلهانه بیش نیست؛ زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوردها، اختراعات و ابتکارات و صنعت‌های پیشرفته [است] که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هیچ‌گاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد، بلکه علم و صنعت مورد تأکید اسلام و قرآن مجید است.»[6]

اگرچه شواهد این‌چنینی در بزرگداشت جایگاه علم و معرفت، در کلام و منظومه‌ی فکری امام راحل (ره) فراوان است، اما شرایط روزگار حضرت امام، مانع از آن شد که ایشان مسیر پیشرفت علمی کشور را در قالب یک نهضت علمیِ مستقل و تمام‌عیار پی بگیرند: رهبری مبارزات مردمی علیه نظام شاهنشاهی، درگیری‌های فکری و ایدئولوژیک جامعه با هجمه‌های سنگینِ ایسم‌ها و مکاتب مختلف و به ویژه کمونیسم، بحران‌های سیاسی و امنیتی مختلف ایران در اواخر دهه‌ی 50 و اوایل دهه‌ی 60 شمسی، درگیری تمام‌عیار در جنگ تحمیلی و تخصیص سرمایه‌های مختلف کشور در خدمت دفاع مقدس و... تنها بخشی از مشغله‌های متعدد امام راحل بود که خواسته یا ناخواسته، توان و توجه اصلی امام را از پیگیری یک نهضت جدّیِ علمی باز می‌داشت.
البته این امر تا حدی طبیعی و قابل پیش‌بینی بود؛ زیرا که رهبری کردن انقلابی که می‌خواست نظام 2500ساله‌ی شاهنشاهی را دگرگون کند و نیز عبور از مراحل وقوع انقلاب و طی نمودن فرآیند نظام‌سازی و دولت‌سازی، همه و همه، فرآیندی طولانی‌مدت و دشوار بود و اجازه نمی‌داد تا ثباتی نِسبی بر جامعه‌ی ایران حکم‌فرما شود، امری که شرط لازم برای تحقق یک نهضت علمیِ حقیقی است.
اما با گذار از دوران زعامت امام راحل و ورود به دوران رهبری مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، اگرچه جامعه‌ی ایران، هنوز با تنش‌ها و بعضاً بحران‌هایی مواجه بود، اما به برکت ثبات نسبی‌ای که در جمهوری اسلامی حکم‌فرما شده بود، وقت آن بود که در برخی حوزه‌های کلان و سرنوشت‌ساز، جمهوری اسلامی بتواند نهضت‌های جدیدی را آغاز کند. یکی از این حوزه‌ها، حوزه‌ی علم و دانش بود.
مقام معظم رهبری در سال 1379، برای نخستین‌بار مسأله‌ی «جنبش نرم‌افزاری» را مطرح کردند؛ نهضتی که برخلاف دهه‌ی 60 و 70 شمسی ـ که بزرگداشت جایگاه علم و دانش، صرفاً گزاره‌ای کلی و بلکه مبهم بود ـ نهضتی همه‌جانبه و ذوابعاد بود و با مطالبات و پیگیری‌های جدّی معظم‌له، به تدریج چارچوب و ساختار خاص خود را یافت؛ از جمله الزامات این ساختارِ جدید عبارت بود از:

- ابلاغ سیاست‌های کلی «علم و فن‌آوری» از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی
- تدوین «نقشه‌‌ی جامع علمی کشور»[7]
- تأسیس معاونت علمی و فن‌آوری ریاست جمهوری
- لزوم توجه به نخبگان و تشکیل بنیاد ملی نخبگان
- توجه ویژه به اقتصاد دانش‌بنیان
- تقویت رابطه‌‌ی صنعت و دانشگاه
- ترسیم چشم‌اندازی 50ساله جهت قرار گرفتن ایران در جایگاه «مرجعیت علمی» دنیا
- ترسیم چشم‌اندازی 50ساله برای رساندن «زبان فارسی» به جایگاه «زبان علم» در دنیا
- و....

اگرچه شواهدی دالّ بر بزرگداشت جایگاه علم و معرفت، در کلام و منظومه‌ی فکری امام راحل (ره) فراوان است، اما شرایط روزگار حضرت امام، مانع از آن شد که ایشان مسیر پیشرفت علمی کشور را در قالب یک نهضت علمیِ مستقل و تمام‌عیار پی بگیرند: رهبری مبارزات مردمی علیه نظام شاهنشاهی، درگیری‌های فکری و ایدئولوژیک جامعه با هجمه‌های سنگینِ ایسم‌ها و مکاتب مختلفِ فکری، بحران‌های سیاسی و امنیتی مختلف ایران در اواخر دهه‌ی 50 و اوایل دهه‌ی 60، درگیری تمام‌عیار در جنگ تحمیلی و... تنها بخشی از مشغله‌های متعدد امام راحل بود که خواسته یا ناخواسته، توان و توجه اصلی امام را از پیگیری یک نهضت جدّیِ علمی باز می‌داشت.

نتیجه‌ی به راه افتادن چنین گفتمانِ فعالانه‌ای، رشد چشم‌گیر ایران در عرصه‌ی علم و فن‌آوری در قیاس با آمارهای جهانی بود. در سال 2010، اریک آرچامبالت،[8] نویسنده‌ی مقاله‌ی «سی سال در علم»[9] در پایگاه کانادایی «ساینس متریکس»[10]، در ابتدای مقاله‌ی خود، با اشاره به «تغییر ژئوپولیتیکی در تولید علم جهان»[11] از سال 1980میلادی به این سمت، به رشد سریعِ 4برابری حوزه‌ی علم و فن‌آوری در منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا در مقایسه با میانگین جهانی پرداخته و در این میان، ایران را دارای سریع‌ترین رشد در حوزه‌ی توانمندی‌های علمی در دو دهه‌ی گذشته معرفی می‌نماید. جالب آن‌جاست که نویسنده‌ی مقاله احتمال می‌دهد که این حدّ از پیشرفت علمیِ ایران، نتیجه‌ی فعالیت‌های این کشور در حوزه‌ی علوم هسته‌ای باشد. به دیگر سخن، در ایامی که جمهوری اسلامی، تا قبل از اِعمال محدودیت‌های برجامی، فعالیت خود در عرصه فن‌آوری هسته‌ای را با جدّیت پی می‌گرفته، میانگین سرعت رشد علمی ایران در سایر حوزه‌های علم و فن‌آوری نیز بسیار بالا بوده است.
نویسنده در جای دیگری از مقاله‌ی خود، تصریح می‌کند: در حالی که در فاصله‌ی میان سال‌های 1990 تا 2009، علوم هسته‌ای ـ اعم از فیزیک هسته‌ای، شیمی هسته‌ای، مهندسی هسته‌ای و... ـ در کل دنیا، به طور میانگین، تنها 34درصد رشد داشته، در همین بازه‌ی زمانی، خروجی‌های علمی ایران در حوزه‌ی هسته‌ای، حدود 84برابر میانگین جهانی بوده است! نمودار زیر، بیانگر این امر است:


همچنین در یک بررسی جالب، رشد علمی ایران در قالب یک جدول، در دو بازه‌ی زمانی مختلف مورد مقایسه قرار گرفته: فاصله‌ی سال‌های 1980 تا 1989 با سال‌های 1990 تا 2009. هدف از این مقایسه هرچه باشد، برای پژوهش پیشِ رو بسیار سودمند است؛ زیرا که این دو بازه‌ی زمانی، تقریباً معادل دوران زعامت امام راحل ـ از ابتدای پیروزی انقلاب تا رحلت ایشان ـ و نیز دوران زعامت مقام معظم رهبری از سال 68 تا حدود سال 88 است و از این حیث، می‌توان دوران رهبری حضرت امام و مقام معظم رهبری را از حیث پیشرفت در حوزه‌ی علم و فن‌آوری، با هم مقایسه کرد:



جدول بالا، تفاوت فاحش میان تعداد مقالات علمیِ تولیدشده در هر دو بازه را نشان می‌دهد. این آمار، به خوبی گویای این امر است که نهضت علمیِ مدنظر رهبری معظم انقلاب که از سال 1379 کلید خورده و آغاز جدی آن از اواسط دهه‌ی 1380 شمسی بود، به ناگاه در سال 2009 میلادی (حدود 1388شمسی) به چنین شکوفایی و رشد خیره‌کننده‌ای می‌رسد.
اما این تمام ماجرا نبود؛ جمهوری اسلامی در حوزه‌ی هوا ـ فضا نیز اقداماتی جدّی را به انجام رساند. ایران در سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، با پرتاب اولین ماهواره‌ی بومی‌اش به نام «امید» در 15 بهمن 1387، توانست مقتدرانه در کنار 8 کشور شوروی (1957)، ایالات متحده آمریکا (1958)، فرانسه (1965)، ژاپن (1970)، چین (1970)، بریتانیا (1971)، هند (1980) و رژیم صهیونیستی (1988) ـ که مستقلاً موفق به پرتاب ماهواره شده بودند ـ قرار بگیرد.[12]
این افتخارات در حوزه‌ی فن‌آوری نانو، زیست‌فن‌آوری، سلول‌های بنیادی، صنایع موشکی و... نیز ادامه یافت و ایران از اواسط دهه‌ی 80 شمسی، خصوصاً از زمان دولت نهم، رشد پرشتابی را در عرصه‌ی تولید علمِ روز و فن‌آوری بومی تجربه کرد. البته ذکر این نکته‌ی مهم ضروری است که بدانیم تمام این تلاش‌ها و افتخارات، در حالی رخ می‌داد که کشورمان، اگر نگوییم در تمام این زمینه‌ها، اما لااقل در بسیاری از آن‌ها، در شرایط تحریم به سر می‌برد و این افتخارات، با دستان توانمند جوانانِ انقلابی و جهادیِ این مرز و بوم محقق شد.

نتیجه
مرجعیت علمی دنیا، به گواهی تاریخ، سالیان سال در دست تمدن اسلامی بود. این مرجعیت علمی، با وقوع انقلاب صنعتی، دچار چرخش جغرافیایی شده، به اروپای مدرن انتقال یافت. برتری علمی و صنعتی، برتری در استعمار و زورگویی بر ملت‌ها را نیز نصیب اروپائیان کرد و بدین ترتیب، سیر نزولی ملت‌ها، خصوصاً ملت‌های مسلمان در عرصه‌ی دانش بشری آغاز شد. ایران نیز به تبع همین روند، اگرچه به صورت رسمی مستعمره‌ی کشورهای زورگو نبود، اما در دوران قاجار و پهلوی، دوران انحطاطِ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمیِ خود را سپری می‌نمود تا آن‌که به برکت انقلاب اسلامی، «استقلال» به عنوان یکی از شعارهای بنیادینِ انقلاب اسلامی، در بسیاری از عرصه‌ها، فرصت تحقق یافت.
این استقلال‌خواهی، در دوران امام خمینی، در برخی عرصه‌ها هچون علم و دانش، به طور جدی محقَق نشد (به سبب مشغله‌های زیاد امام (ره)، از جمله: رهبری مبارزات مردمی علیه نظام شاهنشاهی، درگیری با بحران‌های سیاسی و امنیتی مختلف در اواخر دهه‌ی 50 و اوایل دهه‌ی 60 شمسی، درگیری تمام‌عیار در جنگ تحمیلی و...)؛ اما در دوران رهبری مقام معظم رهبری، به سبب ثبات نسبی‌ای که در جمهوری اسلامی حکم‌فرما شده بود، فرصت آن بود که در برخی عرصه‌های کلان و سرنوشت‌ساز، جمهوری اسلامی بتواند نهضتی جدید را آغاز کند. عرصه‌ی علم و دانش، یکی از همین عرصه‌های جدید بود. بدین ترتیب، گفتمان «جنبش نرم‌افزاری و نهضت تولید علم» که در سال 1379 از سوی مقام معظم رهبری مطرح شده بود، به تدریج نتایج خود را در سال‌های میانی و پایانیِ دهه‌ی 1380 شمسی نشان داد که از جمله‌ی آن‌ها، نائل شدن ایران به سریع‌ترین رشد علمی در دنیا بود که در نوع خود، رکوردی بی‌سابقه در حیات علمیِ ایران و نیز رکوردی جدید در تاریخ علم به حساب می‌آمد.

پی‌نوشت ها
[1]محمدعلی شعاعی و محسن حیدرنیا، مجموعه مقالات سمینار تاریخ علم در اسلام و نقش دانشمندان ایرانی، تهران: نشر بین‌المللی الهدی، 1378، چاپ اول، ص1.
[2]ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه گروه مترجمان، بی‌جا: بی‌نا، بی‌تا، ج4 (عصر ایمان)، ص2018؛ نسخه الکترونیکِ نشریافته به کوشش امیر کشفی.
[3]جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهرکلام، تهران: انتشارات امیرکبیر، 1372، چاپ هفتم، ص617.
[4]روح‌الله موسوی خمینی، صحیفه امام، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1389، چاپ ‏‏پنجم، ج18، ص90.
[5]بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از مهندسان، 5 اسفند 1383.
[6]روح‌الله موسوی خمینی، وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1393، چاپ ‏‏پنجاه و دوم، ص20 الی 22.
[7]نقشۀ جامع علمی کشور بنا به تعریف، مجموعه‌ای است جامع و هماهنگ و پویا و آینده‌نگر، شامل مبانی، اهداف، سیاستها و راهبردها، ساختارها و الزامات تحول راهبردی علم و فن‌آوری مبتنی بر ارزش‌های اسلامی برای دست‌یابی به اهداف چشم‌انداز بیست‌ساله‌ی کشور. (متن مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص سند «نقشه جامع علمی کشور»، مصوبه شماره 679 جلسه مورخ 14 دی‌ماه 1389 شورای عالی انقلاب فرهنگی)
[8] Eric Archambault
[9] 30 years in science
[10] Science-Metrix
[11] geopolitical shifts in knowledge creation
[12]محمدحسین فرهادیان، «تأثیر انقلاب اسلامی بر توسعه علم و فن‌آوری در ایران»، وبگاه اندیشکده راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ 6 آبان 1391.
منبع:برهان

آخرین مطالب